117411
حق میگفت و میخندید. کپی با ذکر منبع! • اطلاعات، تبلیغات و... : @iYourNotes • کانالهای ما: T.me/addlist/7I7kDS3NqWUwZGMx
سنگینی تنهایی از نبودن دیگری نیست، سنگینی تنهایی به خاطر جدایی از خود است آن که دلت برایش تنگ شده، خودت هستی.
-یونگ | یادداشتهاییکدیوانه
تو کتاب "نباید می ماندیم"
معین دهاز یه جا خیلی درست میگه:
"در زندگیم سختیهایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم.
حتى بعدها، باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم.
انسان خودش را نمی شناسد، خصوصا قدرتهایش را"
-یک دیوانه | یادداشتهاییکدیوانه
عطر گیسوش چنان بود که بیهوشم کرد -بهمنی
Читать полностью…
شروع کن از جایی که شکستی
از جایی که بُریدی
از نقطهی انتها
از لحظهی آخر
از جایی که ایستادی شروع کن؛
چون داستانت هنوز تموم نشده!
چون تو آدمِ باخت دادن نیستی ...
-یک دیوانه | یادداشتهاییکدیوانه
گفت: "زندگی کردن را یادم رفته" و من به این فکر کردم که چطور یک نفر ناگهان به خودش میآید و میبیند که دیگر بلد نیست چطور زندگی کند؟ یک انسان باید به کجای اندوه رسیده باشد و باید کدامین مرحله از مراحل فروپاشی را پشتسر گذاشتهباشد که یک روز صبح از خواب بلند شود و نداند چطور زندگی کند و با زمان و فرصتی که به او داده شده دقیقا چهکار کند!
-یک دیوانه | یادداشتهاییکدیوانه
سیاه اگر چشم تو باشد، روشنای من است -بلاگا
Читать полностью…
•آهنگ عزیزم از مهستی♡
• #نوستالژی
• یادداشتهاییکدیوانه.
• #پادکست اعترافات یک مرد مرده
• سجاد افشاریان
یادداشتهاییکدیوانه.
•آهنگ قسم از مهستی♡
• #نوستالژی
• یادداشتهاییکدیوانه.
• #پادکست لطفا گریه کنیم
• سپهر خدابنده
یادداشتهاییکدیوانه.
•ستار عزیز♡
• #نوستالژی
• یادداشتهاییکدیوانه.
• #پادکست خاطرات مریض
• آریانفر
یادداشتهاییکدیوانه.
•صدای زیبای هایده ♡
• #نوستالژی
• یادداشتهاییکدیوانه.
• #پادکست سر عشق
• کاکاوند
یادداشتهاییکدیوانه.
•آهنگ خونه از داریوش ♡
• #نوستالژی
• یادداشتهاییکدیوانه.
• #پادکست منهای من
• آریانفر
یادداشتهاییکدیوانه.
بذر تمام بدبختی های ما در سال هایی کاشته میشود که با آدمهایی سر و کار داریم که معتقدند، نه تنها دریافته اند چه چیزهایی برای خودشان درست است، بلکه صلاح دیگران را نیز می دانند.
آنها با توسل به این اکتشاف خود و سنت مخربی که هزاران سال است بر فکر آنها سایه افکنده، احساس می کنند وظیفه دارند ما را مجبور کنند کاری را که از نظر آنها درست است، انجام دهیم. بزرگترین بدبختی انسان نحوه مقاومتش در برابر این اجبار است؛ نظریه انتخاب مخالف سنت باستانیِ «من صلاح تو را می دانم» است.
-ویلیام گلاسر | یادداشتهاییکدیوانه
گاهی عامدانه و گاهی سهواً، فراموش میکنیم که هر انسانی به حکم اجبار، هر آنچه که شاکلهاش را میسازد، دوست میدارد.
اگر من سفیدم، دیگری شاید اندکی روشنتر و شاید بسیار تیرهتر باشد. اگر من در این نقطه از جهان به دنیا آمدهام، دیگری شاید در نقطهای به دنیا آمده باشد.
رنگهایمان، زبانهایمان، نامهایمان هیچ یک «ما» نیستیم. «ما» چیز دیگریست.
ما انسانیم، رنگها و نژادها نه مایهی افتخارند و نه مایه شرم.
هر کسی به ناچار به آنچه که هست میبالد.
آنچه که هستیم مهم نیست، آنچه که میخواهیم بشویم مهم است.
-هارپر لی | یادداشتهاییکدیوانه
پیش آی دَمی جانم، زین بیش مَرَنجانم -مولانا
Читать полностью…
عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست، عیبی ندارد
اگر ساعتهای زیادی میخوابی و حوصلهی دیگران را نداری، عیبی ندارد اگر مدتهاست خیره شدهای به جایی و کاری نمیکنی، عیبی ندارد اگر ساکتی و هیچ حرفی نمیزنی، عیبی ندارد اگر دلت میخواهد تنها باشی و دور از همه. میدانی؟ «میخواهم بگویم آدم حق دارد که خسته باشد؛ قدری با خودِ غمگینت مهربانتر باش.»
-یک دیوانه | یادداشتهاییکدیوانه
عادت کنید به بیادا بودن، به واقعی بودن؛
به لباس تکراری پوشیدن، به بیآرایش بیرون رفتن، به قهقه بلند، بدون اینکه فکر کنيد الان صداتون کجا میپیچه، به گفتنِ جملهی "این رستوران گرونه، بریم فلافل بخوریم"، به گفتنِ جملهی "دلم برات تنگ شده" بدون اینکه فکر کنید طرف پررو میشه،
به گفتنِ درد و غم و غصه و حالِ بد و نگرانیتون، بدون اینکه فکر کنید طرفِ مقابل چه فکری میکنه،
به خودتون بودن، به بیادا بودن، به راحت بودن و سخت نگرفتن عادت کنید،
باور کنید دلرباترین ویژگی هر آدمیزادی همینه.
-یک دیوانه | یادداشتهاییکدیوانه
خیلی به چیزی وابسته نباش؛
فرض کن آنچه در اختیار داری چیزی است که جهان به طور موقت به تو داده است و میتواند در یک چشم بر هم زدن آن را یا حتى بیشتر از آن را از تو پس بگیرد.
-دوبلی | یادداشتهاییکدیوانه
چرا من هنوز هم به تو فکر میکنم؟
چرا با وجود خستگی و مشغلههای زیادم، مدام یاد تو میافتم؟ چرا پاییز شده و من دلم صدای تو را و حرفهای تو را و لبخندهای تو را میخواهد؟ چرا وسط تلاشهام برای موفق شدن، به تحسین و لبخندهای رضایت تو فکر میکنم؟! چرا هنوز هم هرکجا ترسیدم و احساس بیپناهی کردم، دلم آغوش تو را میخواهد؟!
چرا در جهانم نیستی و در قلبم حکومت میکنی؟!
چرا نمیروی از من؟ چرا تمام نمیشوی؟!
-یک دیوانه | یادداشتهاییکدیوانه