oshoi | Unsorted

Telegram-канал oshoi - اشـoshoـو

20563

Subscribe to a channel

اشـoshoـو

#مراقبه_روزانه ۴ اسفند
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

مراقبه شب 3 اسفند
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

ما تنها می‌آییم و تنها می‌رویم،
و در میان این دو تنهایی رویای ارتباط، عشق، خانواده، ازدواج، دوستان و .......
را به وجود می‌آوریم.

ما تنها می‌آییم و تنها می‌رویم،
تنهایی طبیعت حقیقی و ذاتی ماست،
و در میان این دو تنهایی، چه رویاهایی که در سر می‌پرورانیم!

انسان، زن، مرد، شوهر، پدر، و مادر می‌شود، و پول، قدرت، موقعیت اجتماعی و احترام کسب می‌کند.
در حالی که کاملاً از این نکته غافل است که:
با دست خالی آمده و با دست خالی برمی‌گردد و نمی‌تواند تا حتی یک چیز را با خود از اینجا ببرد.
ولی باز هم به شکل سیری ناپذیری به اندوختن ادامه می‌دهد و هر روز بیشتر و بیشتر به این دنیا که روزی باید آن را ترک کند وابسته شده و در آن ریشه می‌گیرد.

از این دنیا به عنوان یک کاروانسرا استفاده کنید. در آن خانه نسازید.
مطمئناً باید از آن استفاده کنید،
ولی مراقب باشید که:
مورد استفاده‌اش قرار نگیرید.

لذت واقعی را در زندگی کسانی می‌برند که:
به هیچ چیز و هیچ کس وابسته و مالک نمی‌شوند.
از همه چیز استفاده می‌کنند، اما مورد استفاده چیزی قرار نمی‌گیرند.
این شیوه زندگی انسان‌های باهوش و زیرک است
.

مالک هر چیزی بودن بی‌ معناست. احمقانه است. چون هر لحظه ممکن است مرگ به سراغتان بیاید و آن همیشه در راه است.
در هر لحظه ممکن است به در ضربه بزند و شما ناگزیر خواهید بود که هر چیزی را همانگونه که هست باقی گذاشته و جهان را ترک کنید.
اگر ایستاده باشید به شما فرصت نشستن نخواهد داد‌. و همیشه در میان کارها مجبور می‌شوید که از این دنیا بروید
زیرا هیچ کس نمی‌تواند چیزی را در زندگی کامل کند.

#اشو
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

مراقبه روز سوم اسفند

@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

مراقبه شب 2 اسفند
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

از این عادت نقشه کشیدن دست بردار،
و از نگرانی برای آینده باز بایست.

اگر بدانی که امروز چطور زندگی کنی،
اگر بدانی چگونه با شادی و رقص زندگی کنی،
فردای تو نیز سرشار از شعف و رقص خواهد بود.

انسان رنجور است چون:
برای آینده نقشه می‌کشد،
چون زمان حال او چنان دردناك است که می‌خواهد از آن دوری کند، نمی‌خواهد آن را ببیند.

او به فرداها می‌اندیشد:
"روزهای خوش خواهند آمد!"
او کاملاً ناتوان است که همین لحظه را به لحظه‌ای خوش تبدیل کند.

این عادت کهنه و قدیمی که همه چیز را به آینده حواله بدهی و همه چیز را به تعویق بیندازی و برای آینده زندگی کنی، تمامی زندگی را از دستت خواهد ربود.

#اشو
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

#مراقبه_روزانه ۲ اسفند
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

مراقبه شب اول اسفند
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

حق با مسیح است وقتی می‌گوید:
”دشمنت را دوست داشته باش.“

این یک راز بزرگ است.
اگر با دشمن بجنگی، به دشمن انرژی می‌دهی و در عین حال در سطح دشمن باقی می‌مانی و نمی‌توانی پرواز کنی.


#اشو
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

مراقبه روزانه اول اسفند
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

مراقبه شب 30 بهمن
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

نخستين چيزي كه براي انسان به اشراق رسيده رخ مي دهد،
يك خنده از ته دل است

به دليل پي بردن به يك حماقت محض:
كه او بدنبال چيزي بوده كه در درون خودش وجود داشته، او قرنهاست كه آن را با خودش حمل مي كرده، و هرگز به آنجا نظري نينداخته و آنوقت تمام دنيا را در پي آن گشته است، حمل كردن گنجينه اي  در درون خويش

فقط چشم ها را ببند.........
ساكت باش...
و آنجاست
جوينده همان گمشده است
صياد همان صيد است
ناظر همان منظور


#اشو
#كتاب_روح_عصيانگر ص١٣١
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

مراقبه روزانه 30 بهمن
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

مراقبه شب 29 بهمن
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

وقتی احساس تنهایی می کنی،
دلت برای کسی تنگ می شود.

وقتی دلت برای کسی تنگ نشود،
بلکه خودت را یافته باشی،
آنوقت تنها خواهی بود
ولی احساس تنهایی نخواهی کرد


و تنها " بودن " بسیار زیباست
تمام قید ها و زنجیرها ازبین رفته است،
تمام روابط ناپدید شده اند،
هیچ چیز، معرفت تو را آلوده نکرده است
مانند یک درخت سدر لبنانی تنها ایستاده ای، بلند و رشید در آسمان سر برافراشته ای
و هرچه بالاتر بروی تنهای ات بیشتر و بيشتر میشود
چون اینک خودت را شناخته ای
میدانی که مرگی وجود ندارد
پس نیازی به هیچ امنیت و هیچ حفاظی نیست


#عشق از همین تنها بودن برمیخیزد.
تعجب میکنی وقتی این را میشنوی،
زیرا تنها انسانی که سرشار از  خوشی است میتواند عشق بورزد.
فقط انسانی که از سرور بسیار سرشار است میتواند سهیم شود و به کسی هدیه ای بدهد
عشق چیزی جز یک سهیم شدن مسرت و شادی نیست
ولی تو نخست باید #مرکز_وجودت را بیابی.

ولی به یاد بسپار که:
بین تنهایی و تنها " بودن " تمایز بگذاری
تنهایی  بیماری است و باید از بین برود؛ 
تنها" بودن" یک انقلاب عظیم است


آزادی از همه،وابسته " نبودن" به هیچ چیز
بدون اینکه روی چیزی تثبیت شده باشی
تو برای خودت کفایت میکنی:
نیاز به هیچ چیز دیگری نیست.

#اشو
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

#آرامش

آرامش دارای سطوح بسیاری است.
یکی از سطوح آرامش را می توان با گفتن به خود که آرامش دارید، برقرار کرد. این اولین سطح است.
سطح دوم، سطحی است که ناگهان از حضور آن آگاه می شوید. آن را خلق نمی کنید، ولی فقط وقتی پیش می آید که سطح اول حضور داشته باشد.
سطح دوم واقعی تر است و سطح اول، راه پیش آمدن آن را هموار می کند. آرامش می آید، اما پیش از آمدن آن لازم است آرامشی ذهنی در خود خلق کنید.
آرامش سطح اول فقط ذهنی است، مثل هیپنوتیزم توسط خود شما خلق شده است... آن گاه یک روز میبینید که آرامش دوم به میان آمده که ربطی به عمل شما یا خودتان ندارد و در حقیقت، عمیق تر از شماست. این آرامش از منشأ درونتان می آید؛ درون متحد، تقسیم نشده و ناشناخته.
ما فقط سطح وجودمان را می شناسیم. فقط یک قسمت کوچک، به عنوان خود شما شناخته شده است.
موج کوچکی به عنوان شما نام گذاری و عنوان بندی شده است.
و در عمق آن است که دریای بزرگ حضور دارد.
همیشه به یاد داشته باشید:
که اطراف خود آرامش را برقرار سازید.
این هدف نیست، بلکه وسیله است.


#اشو
#در_هوای_اشراق
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

موسیقی بی‌کلام

آزاد همچون یک پرنده
Free as a Bird

از Omar Akram

@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

تفسیر سوترا های فصل اول از جلد ۲
کتاب آموزش فراسو

۳ـ نادیده‌گرفتن زندگی و رفتن به سوی مرگ قطعی مشخص دشوار است.

نادیده گرفتن زندگی بسیار دشوار است. زندگی بسیار اغواکننده و هیپنوتیزم‌کننده است. زندگی زیباست، یک معجزه است، یک دنیای جادویی…. ولی جنس آن از جنس رویاهاست.
بیدارشدن در این رویای زیبا دشوار است.

ولی رویا، رویاست؛ زیبا یا نازیبا. یک رویای زیبا نیز یک رویاست؛ بسیار بیهوده، یک اتلاف

بودا می‌گوید: نادیده‌گرفتن زندگی دشوار است.
آری، وقتی زندگی تو را پس‌زده است، آنوقت بسیار آسان است. وقتی خودِ زندگی تو را رانده است و تو جامانده‌ای و زندگی از تو بیرون شده و یا در حال ترک‌کردن تو است؛ وقتی شور و نشاط زندگی در تو ازبین رفته و تو همچون یک برگ خشک و بی‌جان برجای مانده‌ای؛ آنوقت نادیده گرفتن زندگی بسیار آسان است. حتی آنوقت هم به‌نظر دشوار می‌رسد. مردم حتی در سالخوردگی هم بچه‌گانه رفتار می‌کنند

مشاهدات من چنین است: از هر صد نفر، تقریباً‌ نودونه نفر در زمان مرگ به سکس فکر می‌کنند. درواقع، وقتی که مرگ می‌آید، فکر سکس بسیار تقویت می‌شود. زیرا مرگ و سکس ضد همدیگر هستند؛ این‌ها دو قطب متضاد هستند. سکس تولد است و مرگ پایان همان انرژی است که تولد آن را آزاد کرده. پس در هنگام مرگ، فرد بطور وسواس‌گونه‌ای به سکس علاقمند می‌شود. و این آغاز یک تولد دیگر می‌شود.

مردن بدون فکرکردن به سکس یک تجربه‌ی عظیم است. آنگاه چیزی بسیار بااهمیت برایت رخ داده است. اگر دروقت مرگ ابداً به سکس فکر نکنی، ‌هیچ سایه‌ای از سکس، از شهوت برای زندگی در ذهنت کمین نکرده باشد، آنگونه خواهی مُرد که انسان باید بمیرد. فقط یک‌درصد از مردم اینگونه می‌میرند.

این‌ها افرادی هستند که بودا آنان را سروتاپانا می‌خواند ـــ آنان که وارد جریان نهر شده‌اند، آنان که سانیاسین شده‌اند، آنان که گامی را برای درک آنچه که واقعی است و آنچه واقعی نیست برداشته‌اند؛ آنان که از تفاوت بین رویا و واقعیت هشیار شده‌اند.

«نادیده‌گرفتن زندگی و رفتن به سوی مرگ قطعی دشوار است.»

حتی وقتیکه مرگ فرا برسد، حتی آنوقت نیز نادیده گرفتن زندگی دشوار است. حتی وقتیکه مرگ قطعی شده است. درواقع، مرگ تنها قطعیت است. هرچیز دیگر قطعی نیست. مرگ مطلقاً قطعی است. روزی که زاده شدی، مرگ یک قطعیت شده است. با خودِ تولد، فقط یک چیز مطلقاً قطعی است ـــ که خواهی مُرد.

مرگ قطعی است. با این‌ حال، حتی با اینهمه قطعیت، انسان از رفتن به سوی مرگ وحشت دارد؛ او به زندگی غیرقطعی، به زندگی رویاگون می‌چسبد. به‌نظر می‌رسد که مرگ از هرآنچه که تو آن را زندگی می‌خوانی واقعی‌تر است

کسانی که به ساحل رودخانه می‌چسبند، مردمانی هستند که فکر می‌کنند این زندگی همه‌چیز است. آنان که سعی دارند درک کنند و عمیقاً به زندگی نفوذ می‌کنند، آگاه می‌شوند که این زندگی آن چیز واقعی نیست. آنگاه به درون رودخانه، که جای دیگری می‌رود، می‌جهند ـــ به سمت مرگ.

مراقبه تلاشی است برای مردنِ داوطلبانه.
و انسان در مراقبه‌ی عمیق می‌میرد.
در مراقبه‌ی عمیق، این به‌اصطلاح زندگی ناپدید می‌شود و برای نخستین بار با مرگ روبه‌رو می‌شوی. آن تجربه‌ی روبه‌روشدن با مرگ تو را نامیرا می‌سازد. ناگهان به فراسوی مرگ می‌روی. ناگهان می‌دانی ــ که آنکه خواهد مُرد تو نیستی.
هرآنچه که بتواند بمیرد، تو نیستی. تو نه بدنت هستی و نه ذهنت و نه خودت. تو فقط یک فضای خالص هستی ـــ که هرگز زاده نشده و هرگز نمی‌میرد
.


مردم بسیار به‌ندرت در مورد مرگ صحبت می‌کنند. حتی اگر درموردش صحبت کنند بسیار با اکراه صحبت می‌کنند. حتی اگر مجبور باشند که در موردش صحبت کنند، احساس شرمندگی می‌کنند
حتی مردمی که باور دارند روح هرگز نمی‌میرد! حتی مردمی که باور دارند انسان پس از مرگ به سوی خدای جاودانه، به بهشت می‌رود!

* جوان روستایی با دوست دخترش با یک سگ قوی‌هیکل که گرسنه و خشن به‌نظر می‌رسید برخورد کرد.
جوان می‌خواست فرار کند که دوست دخترش گفت: “چرا؟ مگر تو همیشه نمی‌گفتی که حاضری بخاطر من با مرگ روبه‌رو شوی؟!”
جوان به او پشت کرد و درحال فرار گفت، “بله، حاضرم؛ ولی این سگ لعنتی که هنوز نمرده است!”

مردم می‌گویند که می‌توانند با مرگ روبه‌رو شوند، ولی وقتی ملاقات با مرگ می‌رسد، ناگهان تمام شهامتشان ناپدید می‌شود! مردم می‌گویند که می‌توانند بسیار به آسانی زندگی‌شان را تسلیم مرگ کنند. چنین آسان هم نیست.

شهوت برای زندگی بسیار عمیق و ریشه‌دار است. تو آن را برای زندگانی‌های بسیار آبیاری کرده‌ای؛ ریشه‌های آن عمیقاً‌در وجودت فرورفته‌اند. حتی اگر چند شاخه را قطع کنی، تفاوتی نخواهد داشت؛ حتی اگر تمام تنه را قطع کنی، بازهم فرقی ندارد ـــ شاخه‌های جدید بیرون خواهد زد.


#اشو
آموزش فراسو: تفسیر اشو از ۴۲ سوترای بودا جلد ۲/۴ فصل اول
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

#سوال_از_اشو

چرا نمی‌توانم خودم را دوست داشته باشم؟ احساس می‌کنم ریشه تمام بدبختی‌هایم در همین نداشتن ظرفیت برای دوست داشتن خودم است.

#پاسخ

این یکی از بزرگترین مشکلات است. هر انسان باید با آن روبرو شود. زیرا تاکنون تمام جوامع بر اساس سرزنش خود شکل گرفته‌اند. تمام مذاهب، تمام جوامع، تمام فرهنگ‌ها، یک احساس گناه شدید در شما خلق می‌کنند، که شما آنطور که باید باشید نیستید. آنها به شما آرمان‌های کمالگرایانه می‌دهند تا برآورده کنید، که غیر ممکن هستند.

کمال گرایی ریشه تمام روان پریشی‌هاست
. هیچکس نمی‌تواند کامل باشد و هیچکس اصلا نیازی ندارد که کامل باشد.
زندگی زیباست زیرا همه چیز ناقص است، کمال یعنی مرگ، نقص یعنی زندگی.

به سبب نقص است که رشد ممکن می‌شود، اگر کامل باشی آن وقت رشدی وجود ندارد، حرکتی وجود ندارد، آن وقت همه چیز پیشاپیش رخ داده است، آنگاه کاملاً مرده خواهی بود.

تو به سبب کمالگرایی همواره کوهی از احساس گناه را با خود حمل می‌کنی.
این وزنه تو را لِه می‌کند، تمام خوشی زندگیت را نابود می‌کند، تو را مسموم می‌سازد، به تو اجازه نمی‌دهد که زندگی را جشن بگیری، برقصی و آواز بخوانی.

تو نمیتوانی خودت را دوست بداری و آنگونه که هستی بپذیری، زیرا به تو گفته شده که سراپا خطاکار هستی، و چیزی جز یک گناهکار نیستی، هر کاری که انجام می‌دهی غلط است و هرچه فکر کنی اشتباه است، هر طوری که هستی نادرست است، پس چطور می‌توانی خودت را دوست بداری...؟

به تو مفاهیم و آرمان‌های بزرگ و باید و نبایدها داده شده، باید چنین باشی، باید چنان باشی، تو با این مفاهیم احمقانه پیوسته خودت را سرزنش می‌کنی. البته خیلی از آن مفاهیم فاصله داری، اینگونه نمی‌توانی خودت را دوست بداری

به تو گفته شده که دیگران را دوست بداری. ولی هرگز به تو گفته نشده که خودت را دوست داشته باش.
و تو فقط وقتی میتوانی دیگران را دست بداری که از ابتدا خودت را دوست داشته باشی. اگر خودت را دوست نداشته باشی نمی‌توانی دیگران را دوست بداری، با دوست داشتن خودت هنر دوست داشتنٍ دیگری را می‌آموز ی، و اگر بتوانی خودت را با تمام نقص‌هایت دوست بداری، قادر خواهی بود تا دیگران را نیز با تمام نقص‌هایشان دوست بداری

پس بدان که کمال ممکن نیست، شما کامل نیستید، و کامل نبودن هیچ اشکالی ندارد. این تنها راهِ بودن است. وقتی نقص‌هایت را پذیرفتی، انسان بودنت را پذیرفته‌ای، در این پذیرش، آن دوست داشتن برمی‌خیزد. انگاه می‌توانی به خودت عشق بدهی و به دیگران نیز عشق بدهی زیرا آنها هم مانند تو کامل نیستند.

#اشو
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

موسیقی بی کلام

رقص رود

@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

تفسیر سوترا های فصل اول از جلد ۲
کتاب آموزش فراسو

۲ـ عمل به طریقت برای قدرتمندان و ثروتمندان دشوار است.


آری، برای قدرتمند و ثروتمند بسیار دشوار است که به‌طریقت عمل کنند، زیرا معمولاً افراد ضعیف به معبد و کلیسا و مسجد می‌روند. مردمان قدرتمند وارد این مکان‌ها نمی‌شوند. آنان بسیار در غرورشان غرق هستند؛ بسیار نفسانی هستند و آماده‌ی تسلیم‌شدن نیستند.

مردم فقط وقتی تسلیم می‌شوند که مطلقاً شکست خورده باشند. مردم فقط وقتی تسلیم می‌شوند که چیزی برای تسلیم‌کردن نداشته باشند. وقتی زندگی آنان را کاملاً خُرد کرده باشد، وقتی که ورشکسته شده‌ باشند، آنوقت تسلیم می‌شوند. ولی وقتی که ورشکسته‌ هستی  تسلیم‌شدن چه فایده‌ای دارد؟

مردم فقط وقتی به یاد خداوند می‌افتند که چیز دیگر به‌نظر کمکشان نمی‌کند. آنان در یک ناتوانی عمیق به یاد خدا می‌افتند.
وقتی پر از امید هستی و می‌درخشی و مرتعش هستی؛ وقتی زندگیت معنایی دارد؛ وقتی دست‌های سرنوشت را در زندگیت احساس می‌کنی؛ وقتی بر موج‌ها سوار هستی، وقتی بر بام دنیا ایستاده‌ای ــــ اینها لحظاتی هستند که باید حقیقت را به یاد آورد، خداوند را به یاد آورد و به سمت طریقت حرکت کرد
.

ولی بودا می‌گوید:
عمل به طریقت برای قدرتمندان و ثروتمندان دشوار است.

چرا برای افراد قدرتمند مشکل است؟ زیرا کسی که قدرتمند است فکر می‌کند، “من برای خودم کفایت می‌کنم. چه نیازی به کمک خدا دارم؟”
فرد ناتوان فکر می‌کند، “من برای خودم کافی نیستم پس نیازمند هستم، پس باید از خدا درخواست کمک کنم.”
ولی فقط وقتیکه قوی هستی انرژی برای درخواست کردن داری. فقط وقتی که درقدرت هستی دعای تو انرژی کافی دارد تا به خداوند برسد. فقط وقتی قوی هستی امکانی هست که حیطه‌های بالاتر را لمس کنی.
تو با ضعف و ناتوانی قادر به لمس حیطه‌های برتر نیستی. نیاز به قدرت درونی داری.

عمل به طریقت برای قدرتمندان و ثروتمندان دشوار است.

… ولی این تنها امکان است. پس اگر احساس می‌کنی که قدرتمند هستی، به سمت طریقت حرکت کن، زیرا این لحظات مناسب و مثبت هستند؛ فرصت در همین است. وقتی احساس می‌کنی که موفق هستی، این زمانی است که به یاد بیاوری. وقتی همه‌چیز خوب پیش می‌رود، این فرصت را ازدست نده ـــ حالا زمان نیایش است.
این‌به‌نظر بی‌معنی می‌رسد، زیرا منطق ما چنین است که وقتی شاد هستیم هرگز خدا را یاد نمی‌کنیم. کاملاً غافل می‌شویم.

* از پسر خردسالی پرسیدم، “آیا وقتی به رختخوابت می‌روی خدا را به یاد می‌آوری؟”
پاسخ داد، “بله، هرشب.”
پرسیدم، “روزها چطور؟”
گفت، “در روز چه فایده دارد؟ من شب‌ها که تاریک است می‌ترسم، صبح همه چیز خوب است. چه نیازی هست؟ چرا زحمتش را بکشم؟!”

این نگرش بچه‌گانه به‌نظر نگرشی بسیار شایع است. وقتی بیمار هستی، ناگهان احساس می‌کنی که بسیار مذهبی شده‌ای! وقتی مرگ نزدیک می‌شود و تو پیرتر و پیرتر شده‌ای و پاهایت دیگر قدرت سابق را ندارند و به لرزش افتاده‌اند، آنوقت شروع می‌کنی به یادآوری خداوند!
مردم خداوند را برای سالهای پیری خود به تعویق می‌اندازند.


#اشو
آموزش فراسو: تفسیر اشو از ۴۲ سوترای بودا جلد ۲/۴ فصل اول
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

تمامی سنت های روحانی با زنان مخالف بوده اند. آنان به اين سبب با زنان مخالف بودند كه:
با زندگی مخالف بوده اند و برای نابود كردن زندگی، اساسی ترين چيز اين است كه مرد و زن را از هم جدا كنی
آن ها با هر خوشی مخالف بوده اند،
با هر عشق و سرزندگی مخالف بوده اند راه آسان اين بوده كه زن را تحقير كنند و تا حد ممكن او را از مرد دور كنند، به ويژه درصومعه ها، زنان موجوداتی رتبه دوم بودند. در سطح مردان قرار نداشتند
طبيعتاً خيلی از چيزها مختل شدند.
اين سبب شد كه تمام بازيگوشی، شوخ طبعی و سرخوشی از زندگی گرفته شود و اين هم برای زنان و هم برای مردان ساختاری بسيار خشک ايجاد كرد
زن و مرد بخش هايی از يک كل هستند، و وقتی اين ها را ازهم جدا كنی، آن ها پيوسته چيزی را كسر دارند ، و آن فاصله نمی تواند پر شود و آن فاصله مردمان را جدی می سازد، جدی های بيمارگونه و منحرف و از نظر روانی نامتعادل، اين سبب مختل سازی هماهنگی طبيعی می شود، تعادل زيست شناسی را برهم می زند،
اين وضعيت چنان مصيبتی است كه انسان قرن هاست از آن در رنج بوده است


آری، اين بزرگترين پيشكش من به آيندەی انسان است كه:
زنان در همان سطح مردان هستند ، از نظر روحانی مسئله ی عدم برابری وجود ندارد

#اشو
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

موسیقی بی کلام
همراه با صدای بارش باران.....

@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

تفسیر سوترا های فصل اول از جلد ۲
کتاب آموزش فراسو

۱ـ تمرین بخشش و صدقه برای فقیر دشوار است.

وقتی بودا در مورد انسان فقیر صحبت می‌کند، ‌منظورش انسانِ بی‌پول نیست
وقتی بودا از انسان فقیر سخن می‌گوید، منظورش کسی است که در درون غنی نیست

انسانی بدون عشق، او چگونه می‌تواند سهیم شود؟ چگونه می‌تواند بخشی عظیم داشته باشد؟ نه، بخشش ممکن نیست. صدقه و بخشش فقط وقتی ممکن است که تو سرشار و غنی باشی
سرشاربودن یعنی، بخشش و صدقه
زیرا تا چیزی را نداشته باشی چگونه می‌توانی آن را ببخشی؟
برای اینکه چیزی را با دیگری سهیم شوی، نخست باید آن را داشته باشی. و فقط آنوقت قادر به بخشیدن و سهیم‌شدن هستی. و این چیزی است که ما پیوسته آن را فراموش می‌کنیم.

مردمان زیادی را می‌بینم که سعی دارند عشقشان را سهیم شوند و آنان هیچ عشقی ندارند. البته حاصل این سهیم‌شدن عشق چیزی جز رنج برای خودشان و دیگران نیست. زیرا فقط وقتی می‌توانی چیزی را ببخشی که آن را داشته باشی. شاید فکر کنی که عشقت را سهیم می‌شوی، ولی درواقع فقط رنج خودت را سهیم می‌شوی، زیرا این چیزی است که داری. تو با امیدها و رویاهایت حرکت می‌کنی، ولی نتیجه‌ی آن در واقعیت چیست؟
عشق در تخیلات چیز خوبی است؛ در واقعیت به رنج و جهنم تبدیل می‌شود.

تو در وجودت عشق نداری؛ آن انرژی در آنجا وجود ندارد. نخست باید با عشق بدرخشی، فقط آنوقت می‌توانی آن را سهیم شوی
قبل از اینکه یک عاشق بشوی،
باید عشق بشوی
مردم می‌پندارند که فقط با عاشق‌شدن یک عاشق می‌شوند! منطق آنان احمقانه و طرز تفکراشان غیرمنطقی است. تاوقتی که عشق نداشته باشی نمی‌توانی یک عاشق بشوی

همه پیوسته باور دارند که ظرفیت عشق‌ورزیدن را دارند؛ فقط باید کسی را پیدا کنند تا آن را دریافت کند! فرد پر از انرژی عشق است؛ فقط کسی را برای دریافت آن نیاز دارد! مردم اینگونه حرکت می‌کنند و وارد عشق‌ورزی می‌شوند! آنان بارها مردمانی زیبا را پیدا می‌کنند، ولی نتیجه‌ی نهایی رنج و درد است.

آنان فکر می‌کنند که عشق را سهیم می‌شوند ـــ فقط تنهایی خودشان را سهیم می‌شوند. آنان می‌پندارند که چیزی الهی را سهیم می‌شوند ـــ فقط زشتی‌هایشان را سهیم می‌شوند. آنان فکر می‌کنند که وجود درونی خودشان را سهیم می‌شوند ـــ ولی فقط ظاهر کثیفشان را سهیم می‌شوند. آنان خودشان از هسته‌ی درونی خود ناآگاه هستند.
معنی انسان فقیر همین است.

و عکس این را هم به یاد داشته باش:
هرگاه قادر به سهیم‌شدن نیستی، هرگاه قادر به تمرین صدقه دادن نیستی، یادداشت کن ــــ باید که فقیر باشی. شاید از نظر دیگران ثروتمند باشی، ولی اگر نتوانی به دیگران ببخشی، در عمق درون باید فقیر باشی.
تو فقط مالک آن چیزی هستی که می‌توانی آن را ببخشی. تو فقط با بخشیدن است که یک مالک می‌شوی. اگر نتوانی ببخشی، آنوقت صاحب نیستی، مالک و ارباب نیستی.
آنوقت چیزی را که فکر می‌کنی داری، همان چیز مالکِ تو است. آنوقت توسط دارایی‌هایت تصاحب شده‌ای.

صدقه و بخشش یک شکوفایی زیبا از وجود کسی است که دارا است، کسی که مالک وجودش است؛ کسی که فقیر نیست، کسی که غنی است. شاید او فقیری کنار خیابان باشد، ولی اگر وجودش را، وجود اصیل خودش را داشته باشد؛ اگر بتواند عشق بورزد، اگر بتواند آواز بخواند، اگر بتواند برقصد،او انسانی غنی است. شاید او ابداً هیچ دارایی نداشته باشد. تا جایی که به چیزهای مادّی مربوط است، شاید هیچ چیز نداشته باشد. ولی او چیزی معنوی دارد….
چیزی که نمی‌تواند از او گرفته شود.

این واقعیت را در نظر بگیر:
آنچه را که واقعاً مالک آن باشی، نمی‌تواند از تو گرفته شود. فقط می‌توانی آن را ببخشی ـــ اگر بخواهی ـــ ولی هیچکس نمی‌تواند آن را از تو بگیرد. آنچه را که مالک آن نیستی، و آن چیز مالک تو است، هرگز نمی‌توانی آن را ببخشی ـــ فقط می‌تواند از تو دزدیده شود و به سرقت برود.

عشق تو نمی‌تواند دزدیده شود. راهی برای سرقت آن وجود ندارد. می‌توانی داوطلبانه آن را ببخشی، می‌توانی آزادانه  آن را بدهی، ولی هیچکس نمی‌تواند آن را از تو برباید. می‌توانی کشته شوی، ولی عشق تو نمی‌تواند کشته شود. هیچ راهی برای به‌قتل‌رساندن عشق وجود ندارد

انسان ثروتمند کسی است که در زندگیش شعر داشته باشد، رقص داشته باشد، جشن و ضیافت داشته باشد، مرکزیت داشته باشد، وجودش ریشه‌دار باشد…. کسی که در آسمان درون خودش شکوفا شده باشد. انسان دارا کسی است که مانند ابرهای باران‌زا در فصل باران بسیار پُر باشد…. آماده باشد تا بر هرکسی که در دسترس است ببارد. یا مانند یک غنچه‌ی در حال شکفتن…. آماده است تا  عطر خود را به هر نسیمی که از کنارش می‌گذرد، به هر مسافری که از راه برسد، ببخشد.
بخشیدن از سرشاربودن می‌آید

#اشو
آموزش فراسو: تفسیر اشو از ۴۲ سوترای بودا جلد ۲/۴ فصل اول
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

افرادی هستند که مدام به حرف زدن ادامه می دهند؛
بدون آنکه بدانند درباره چه و چرا صحبت می کنند.
آنها به حرف زدن ادامه میدهند،
چون نمی توانند متوقف شوند.

اگر از چرندیاتی که از ذهنتان می گذرد اندکی آگاه شوید، و بدانید که واقعا چیزی برای گفتن وجود ندارد؛
در سخن گفتن تردید می کنید.

درباره سکوت نگران نباشید.
به این دلیل نگران سکوت هستید که
همهٔ جامعه در حال حرف زدن هستند و شما هراس دارید. 
اما اگر درک کنید که سکوت واقعا چیست.
چیزی پر ارزش برای گفتن خواهید داشت.
اگر در سکوت خود عمیق شوید؛
کلامتان دیگر کلماتی تو خالی نخواهد بود
.
بلکه؛ شکوه درونی تان را بیان می کند.

#اشو
#در_هوای_اشراق
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

موسیقی بی کلام
منبع آرامش

The sooting source

اثر: Dan Gibson

@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

کتاب آموزش فراسو جلد دو
فصل اول:  چالش بودا

بودا گفت:
در این دنیا رسیدن یا دستیابی به بیست چیز دشوار است:
۱. تمرین بخشش و صدقه برای فقیر دشوار است.
۲. عمل به طریقت برای قدرتمندان و ثروتمندان دشوار است.
۳. نادیده‌گرفتن زندگی و رفتن به سوی مرگی مشخص دشوار است.
۴. فقط تعداد اندکی مرحمت‌ شده هستند که با سوتراهای بودا آشنایی پیدا می‌کنند.
۵. زاده‌شدن در زمان یک بودا فرصتی نادر است.
۶. پیروزی بر شهوات و سرکوب خواسته‌های خودخواهانه دشوار است.
۷. مشتاق نبودن برای آنچه که مطبوع است دشوار است.
۸. درگیرنشدن در آتش عواطف هنگام تحقیرشدن دشوار است.
۹. سوءاستفاده‌نکردن از قدرت دشوار است.
۱۰. رعایت انصاف و خوش‌قلبی در تمام مراودات با دیگران دشوار است.
۱۱. آموختن با تمامیت و کامل‌بودن در تحقیقات دشوار است.
۱۲. رام‌کردن غرور نفسانی دشوار است.
۱۳. تحقیرنکردن کسی که نیاموخته، دشوار است.
۱۴. یکی بودن در دانش و در عمل دشوار است.
۱۵. نظرندادن در مورد دیگران دشوار است.
۱۶. آشنا شدن با یک آموزگار معنویِ راستین، فرصتی کمیاب است.
۱۷. یافتن بینشی به طبیعت وجود و تمرینِ طریقت دشوار است.
۱۸. دنبال کردن قدم‌های یک ناجی دشوار است.
۱۹. ارباب خویش ماندن در تمام اوقات دشوار است.
۲۰. فهمیدن کامل روش‌های بودا دشوار است


پیشگفتار اشو:

زندگی بستری از گل‌های سرخ نیست. زندگی سخت و پیچیده است. زنده‌بودن به معنای واقعی کلمه، بسیار نادر است. متولدشدن یک چیز است؛ زنده بودن چیزی کاملاً‌ متفاوت. متولدشدن فقط بودن زیست‌شناسانه در اینجاست؛ زنده‌بودن یک بُعد کاملاً متفاوت است ـــ بُعدِ معنوی یا روحی.

تازمانیکه انسان معنوی نباشد هنوز زنده نیست. ولی حرکت از حیطه‌ی زیست‌شناختی به حیطه‌ی روحانی بسیار سخت و طاقت‌فرسا است. بزرگترین چالشِ موجود است. این بزرگترین جهشِ کوانتونی است ـــ از بدن به روح، از مادهّ به غیرمادّی، از دیدنی به نادیدنی، از زمان به بی‌زمانی، از بیرون به درون. این حرکتی طاقت‌فرسا است.

در این سوترا بودا می‌گوید که بیست چیز دشوار است. این بیست مورد می‌تواند بیست گام در این چالش باشد. این بیست مورد دشوار برای این نیست که شما را از آنها باخبر کند؛ بودا برای پرهیز از این بیست مورد صحبت نمی‌کند ـــ این یک دعوت است، یک چالش.
این بیست قلهّ‌ی هیمالیایی فقط چالشی برای شماست…. یک دعوت عظیم.
در دشت‌ها باقی نمانید. دشت بسیار امن، راحت و مناسب است: در آنجا راحت زندگی می‌کنید، راحت می‌میرید. ولی رشد نخواهید کرد. پیرخواهید شد، ولی رشد نخواهید کرد.

رشد فقط وقتی رخ می‌دهد که تو چالش را پذیرفته باشی.
رشد فقط وقتی رخ می‌دهد که شروع کنی به خطرناک‌زندگی‌کردن
.
این بیست مورد نشانه‌هایی هستند که انسان چگونه باید زندگی کند.
فقط یک راه برای زندگی‌کردن وجود دارد و آن زندگیِ باشهامت و در خطر زیستن است. تو فقط وقتی یک انسان درست خواهی شد که این چالش بودا را پذیرفته باشی.

ما وارد این بیست مورد خواهیم شد. این‌ها در سطح کوچک هستند، ولی بودا نمی‌تواند در مورد چیزهای کوچک صحبت کند. باید وارد عمق این موارد کوچک شوید، و آنوقت خواهید دید ـــ این‌ها واقعاً دشوار هستند.

قبل از اینکه وارد این سوترا شویم، مایلم یک نکته را به شما بگویم که:
جستجوی حقیقت، جستار برای غیرممکن است. خودِ دیانت چیزی نیست جز اشتیاقی برای غیرممکن. ولی زیبایی آن در این است که غیرممکن اتفاق می‌افتد، که غیرممکن نیز ممکن می‌شود. ولی باید بهای آن را پرداخت کنید، و باید بسیار گران پرداخت کنید. باید خودتان را کاملاً فدا کنید. باید تمام زندگیتان را به مخاطره بیندازید.

اگر این به‌اصطلاح زندگی خود را به مخاطره بیندازید، به آن چیزی که بودا آن را زنده‌بودن to be alive می‌خواند، به آنچه که مسیح دوباره‌زادشدن be reborn می‌خواند و به آنچه که هندوها آن را زایشِ دوم، دویج dwij می‌خوانند خواهید رسید. آنگاه یک بُعد کاملاً‌جدید و یک کیفیت تماماً‌ تازه در شما برخواهد خاست….. آلوده‌نشده توسط زمان و مکان، نیالوده توسط هیچ چیز؛ مطلقاً و جاودانه باکره.

شوق غیرممکن پیدا کنید. غیرممکن را بخواهید

#اشو
آموزش فراسو: تفسیر اشو از ۴۲ سوترای بودا جلد ۲/۴ فصل اول
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

#من_کیستم؟
این تنها پرسش مذهبی واقعی است
تمام پرسش‌های دیگر کاذب است.
اگر به پرسیدن همین سؤال اساسی و واقعی ادامه بدهی، باسخ آن در خودِ پرسش نهفته است.

اگر در ژرفای وجودت به این پرسش ادامه بدهی: #من_کیستم؟
و هیچ پاسخ دروغین را از ذهنت نپذیری،
از روی برچسب‌هایی که حمل می‌کنی
پاسخ ندهی
، که تو این هستی و آن،
هندو یا مسیحی، زن یا مرد،
زیبا و زشت، پیر و جوان ،بدن و ذهن.

اگر هیچ پاسخی را که ذهن می‌دهد نپذیری
و به پرسیدن ادامه دهی و این پرسش
همچون پیکانی به قلبت  نفوذ کند و
عمیق و عمیق‌تر در آن جا بنشیند
تا به مرکز نهایی تو برسد،
در آن جا ناگهان، انفجار روی می‌دهد.

نه اینکه صدایی را بشنوی که به تو بگوید کیستی؛ کسی آنجا نیست.
ولی تو به منبع خویش وارد می‌شوی
تو آن را مزه خواهی کرد،
آن را خواهی شناخت و
آن را تجربه خواهی کرد.
آن تجربه، تجربه‌ی خداوند است.
آزاد می‌سازد. حقیقت است.
حقیقت وجود تو است
.

ولی تو تنها وقتی می‌توانی آن را بیابی
که خودت تبدیل به یک طلبِ شدید و
شوقی شهوانی برای شناخت خودت بشوی.

#تمام پرسش‌های غیرلازم را رها کن
#تنها یک برسش مربوط وجود دارد:
#من_کیستم؟

#اشو
#راز_جلد_اول
#برگردان:محسن خاتمی
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

جام جم
با صدای داریوش

سال‌ها دل طلب جام جم از ما میکرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است!
طلب از گمشده گان لب دریا میکرد

بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی‌دیدش و از دور خدا را میکرد..

سال‌ها دل طلب جام جم از ما میکرد
وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد..

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است!
طلب از گمشدگان لب دریا میکرد..

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تایید نظر حل معما میکرد..

دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست!
و اندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد..

گفت آن یار(حلاج) کز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد..

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آن چه مسیحا میکرد..

سال‌ها دل طلب جام جم از ما میکرد
وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد..

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا میکرد

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم!
گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد..

گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا میکرد

#حافظ
@oshoi

Читать полностью…

اشـoshoـو

مراقبه روزانه 29 بهمن
@oshoi

Читать полностью…
Subscribe to a channel