395
چیزی وجود ندارد مگر ذرات و فضای خالی، باقی همه گمان است @One_Music_bot @EJofreh
#یادداشت
من بی اعصاب
طبق تجربه آدما وقتی میرن سمت یه شخصی که که میشنوتشون و تاییدشون می کنه خیلی حالشون خوب میشه، مهربون به نظر میاد دیگه،یه مدل راهبردیه به نظر خودشون.
ولی
وقتی میان سمت من به خصوص همکارا و حتی مدیران ارشد ، اگه اون اول بفهمم چقدر بی راه میره حرفاش رو کلا قطع می کنم، با عصبانیت باهاش حرف می زنم، یه دو تا حرف ناخوشایند هم میگم، واقعیت رو محکم می کوبم تو صورتش.
شاید خیلی از من بدش میاد یهو، ناراحت میشه،
ولی یه درصدی بعدش میان میگن بی راه نگفتم و این مدل کمکشون کرده، یه درصدی هم هیچ وقت فاز رو نمی گیرن ولی من تلاشم رو کردم.دوست دارم با خودمم همینجوری برخورد بشه،
این مدل راهبری رو واقعا بیشتر می پسندم تا همینجوری حالت مرغی که سرش رو تکون میده و دون می خوره، سرم رو پایین بدم و بگم آره می فهمم حس می کنم کار نمی کنه و داری اشتباه می کنی ولی من خیلی مهربونم.
حتما اون بستر اعتماد باید بین دو نفر باشه برای این مدل.
پ.ن :
خواستم بگم شخصیت بازگوکننده ی واقعیتِ تلخ در نهایت حس و نتیجه ی بهتری برای شخص مقابل داره تا یه شخصیت تایید کننده.
احساسات خوب یا بد نتیجه اعمال درست یا غلطه، آدما به جای اینکه اعمالشون رو اصلاح کنن تا حس بهتری داشته باشن میخوان با حس خوب کاذب گرفتن از محیط سختی تغییر اعمال رو به جون نخرن.
نظر شما چیه؟
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#یادداشت
نوشتن از قشنگ ترین تجربه هایی بوده که داشتم، اونجا که قراره افکارات، احساست و وضع موجود رو در قالب کلمات به صورت منسجم بیاری،چیزی که از نوشتن فهمیدم اینه که نوشتن فکر کردن نداره، باید یاد بگیری اون حسی رو که الان در وجودت مثل خون در جریانه، در قالب کلمات به جریان بندازیش،
این متن رو نوشتم که بنویسم عمیقا دوس دارم بنویسم، اما مغزم شده شبیه یه خط صاف، کلمات نمیان، قصه ها نمیان، به اتفاقات این چندماه فکر می کنم و سخت تر شدن شرایط زندگی برای مردم و کشوری که حالش خوب نیست.نتیجه ش اینه که احساسی برای نوشتن ندارم.
ما انسانیم و تحت تنش و فشار زیاد خوب عمل نمی کنیم،
می تونیم ظرفیت هامون رو بهتر کنیم ولی لزوما همیشه نمی تونیم، این واقعیته.
راه حلش اینه به زور بنویسم، حتی خیلی پوچ و باطل.
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#تلنگر
واقعیت مهمی که از ذهن اکثر ما پوشیدهست
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
واقعیت تلخ و یه وقتایی فراموش شده اینه که هیچ کدوم هیچ ایده ای نداریم که تو زندگی آدم بغلیمون تو تاکسی، همکارمون، هم کلاسیمون، صمیمی ترین دوستمون و خواهر / برادرمون که تو یه خونه زندگی میکنیم چی میگذره.
خیلی وقتا حتی تصور مشکلات و درگیریایی که یه آدم توی زندگیش باهاش دست و پنجه نرم میکنه، ممکن نیست.
آسون بگیرید بهم، تا دیر نشده.
#موسیقی
🎼 Still Got The Blues
🎤 Gary Moore
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#یادداشت
تصمیم گیری
در فضای کاری شاید مهم ترین ویژگی یه فرد قدرت تصمیم گیری هاش باشه،
اصلا کلا مدیریت یعنی تصمیم گیری، یعنی انتخاب های دردناک و سخت.
مبنای تصمیم گیری های خوب هوش زیاد نیست، نه از جنس IQ و نه از جنس EQ.
این ها بیشتر کمک کننده هستند، نه مبنا.
مبنای تصمیم گیری از نگاه من فقط یه چیزه،
زیاد تصمیم گرفتن، هر فردی که زیاد تصمیم بگیره، به مرور توی تصمیم گیری خوب میشه و خیلی سریع می تونه تصمیم بهینه رو انتخاب کنه و برای اینکه هر فرد زیاد تصمیم بگیره باید در ابتدا یاد بگیره که سریع تصمیم بگیره.
در واقع هیچ راهی نیست جز اینکه زود تصمیم گرفتن رو در ابتدا بپذیریم،
اتفاقا افرادی که IQ بالایی دارن و قدرت تحلیلی خوبی دارن چون می خوان همه چیز رو تحلیل کنن و به تمام متغیرها وزن بدن چون مغز خودشون رو می ترکونن تا یه تصمیم بگیرن هیچ وقت تصمیم گیرهای خوبی نمیشن، چون که توی زندگی زیاد تصمیم نمی گیرن، همیشه در تقلا برای تصمیم گرفتن هستن و به ندرت تصمیم می گیرن.
اما بودن یه ویژگی می تونه تمایز جدی برای آدم ها ایجاد کنه، اونم قدرت جسارت و شهامت افراده، آدمای جسور عموما زود تصمیم می گیرن، میدونن که نه تنها خود تصمیم مهمه، مدیریت اون تصمیمی هم که گرفتن کم اهمیت نیست و سعی می کنن تصمیماتشون رو هر جور که گرفتن خوب مدیریت کنن، زود تصمیم گرفتن هاشون به مرور کمک می کنه که زیاد تصمیم بگیرن و در ادامه تصمیم گیرنده های قدرتمندی بشن.
شهامت با شجاعت فرق داره، آدمای شجاع عموما از هیچی نمی ترسن اما آدمایی که شهامت دارن به این معنا نیست که از تصمیماتشون نمی ترسن اونا می ترسن ولی میرن انجامش میدن، میرن ته کار رو در میارن.
برای جذب در کنار آی کیو و ای کیو باید دنبال آدم های جسور و با شهامت هم گشت، این ها می تونن تصمیم گیرنده های فوق العاده ای باشن و بهتر از اون خوب مدیریتش کنن.
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#یادداشت
بعد از بیست سال رسیده بودیم به جامجهانی. بیست سال زمان زیادی است برای صبر کردن و این حرفم را آنهایی درک میکنند که تنها راهی که برایشان باقی مانده انتظار کشیدن است.
رسیدنمان از آن ااتفاقات دراماتیک فوتبال بود، از آن دست بازیهایی که همه چیز ته میکشد، حتی امید. و در آن لحظه فکر میکنی تنها چیزی که نیازمندش هستی یک معجزه است.
گروه بندی ها که اعلام شد همه مات و مبهوت بودند. به آن بازی میگفتند بازی قرن مثال دو آدمی که بعد از سالها قهر باید با یکدیگر یک شام دو نفره را تجریه میکردند. آن عکس ابتدای بازی ما را بیشتر از قبل دچار سرگیجه کرد، لبخند بیست و دو بازیکن که فوتبال فارغ از هر سیاستی آنها را دربغل یکدیگر گذاشته بود و عکاسها داشتند بهترین کادرهای دنیا را تجربه میکردند.
بگذریم. در آن بازی داییجان که طرفدار سه آتیشه استقلال به حساب میآمد از اول بازی نگاهش به زرینچه بود، بالا میرفت پایین میآمد میگفت این مربی بیعقل باید زرینچه را رها کند. میگفت زرینچه باید از لب خط فرار کند،کاربلد همین حرکت است اما مربی که نظر دایی جان را نمیشنید. آخرهای نیمه اول بود که ناگهان دایی داد زد: برو جلو!
بعد از آن بود که زرینچه کنج محوطه آمریکا بود، سانتر کرد و آن توپ با ضربه سر شماره ۹مان رفت چسبید به تور دروازه کیسی کلر.
خواستم بگویم از آن شب و آن برد رویایی حالا بیست چهار سال میگذرد؛اگر به خاطر دایی نبود شاید من دیوانه فوتبال هم زرینچه را از یاد برده بودم. همانطور که خیلی از اتفاقات مهمی که فکر میکردم تا ابد در یادم میماند را فراموش کردم. مثل مشتی کریمی توی صورت داور، مثل پنالتی آخر باجو، مثل اسم کامل رونالدو و روماریو.
خواستم بگویم حتی اگر همچون طوفان زرد کره در ۱۹۶۶ بودید، یا مثل شیرهای رام نشدنی آفریقا در ۱۹۹۰، یا اوروگوئه ۱۹۵۰؛ حتی اگر تا فینال هم میرفتید در نهایت به یک چیز میرسیدید، و آن هم چیزی نبود جز تنهایی.
ما خیلی چیزها را از یاد خواهیم برد،اما به یاد خواهیم داشت که در طوفان چه کسانی دستمان را گرفتند، پشتمان بودند، صدایمان بودند. چه کسانی وقتی ما اشک میریختیم؛خوشحالی روی صورتشان جایی نداشت. ما شاید آن پاس گل رویایی لب خط را فراموش کنیم اما یادمان میماند چه کسی روی زخمهایمان را مرهم گذاشت. ما همه چیز را به شما دادیم و در آنجایی که چشممان به شما بود از ما روی برگرداندید.
حالا به خانههایتان باز میگردید و تنها چیزی که میبینید تنهایی دربین مردمانتان است ما شما را برای همیشه فراموش کردیم و این تا ابد بزرگترین شکست زندگیتان خواهد بود.
#پویان
#مهساامینی
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#یادداشت
این طور هم نیست که آدم یک روز صبح که چشمانش را باز میکند، همه چیز به طور ناگهانی برایش غریبه شده باشد و حس کند که به جایی که هست تعلقی ندارد، بلکه تنها اینطور است که همهی اینها از مدتها پیش آرام آرام در حال اتفاق افتادن بودهاند و تنها صبح آن روز خاص یک دفعه تمام آن را فهمیده است و همین، که فهمیدن شهودیست ناگهانی که یک جا و یک دفعه آدم را دچار خودش میکند و دیگر راهی برای دوباره ندانشتنش وجود ندارد.
پ.ن :
این روزها با دسته ای احمق در محیط کارم روبه رو شده ام که اسمشان را گذاشته ام "مودبان بی شرافت" که به جای انسان بودن برای توجیه کارهای احمقانه خود از خزعبلات به دروغ حقیقت خلق می کنند .
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
نه زمین بهشت خواهد شد و نه انسان ها فرشته، ما فقط باید تلاش کنیم کمی بهتر و انسان تر از دیروزمان باشیم.
همین...
#موسیقی
🎼 پل عاطفه
🎤 شادمهر عقیلی
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
اون ذره نور امید که همیشه به موقع میاد و خودش رو نشون میده خود زندگیه، معنادار ترین لحظه س، زندگی همینش قشنگه که همیشه اون ته یه نوری هست که یهو خودش رو نشون میده.
#موسیقی
🎼 First Light
🎹 Perfect Paradox
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
تو زندگی همیشه اینجوری فکر می کنیم که باید برای زندگی کردنمون یه نقشه راه داشته باشیم، رول مدل و الگو داشته باشیم و یه مسیر رو دنبال کنیم، چون مغزمون ابهام و تاریکی رو دوس نداره.
توی شرایط کنونی هممون توی یه حالت گذار هستیم، حالت گذاری که پر از تغییره، شرایط ماه به ماه، هفته به هفته و لحظه به لحظه تغییر می کنند و ما می مونیم پر از راه های تصور کرده و نرفته، چون تا بیایم یه مسیر رو شفاف کنیم اینقدر همه چی تغییر کرده که دیگه اون مسیر، مسیر ما نیست.
واقعیت اینه که اصالت همیشه با اقدامه، اقدام هایی که خودشون مسیر سازن، مسیر رو با طرح و نقشه نمیشه رفت، مسیر امروز رو هر لحظه قدم به قدم با جلو رفتن باید بسازیم، خیلی تلخه وارد راه هایی بشیم که به هیچ جا ختم نمیشن.
#موسیقی
🎼 Requiem For Dying World
🎹 Der Blaue Reiter
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#یادداشت
شما معنا را از زندگیمان ربودید. شما کاری کردید که سوگواریهامان بیشتر از آنکه اندوه داشته باشد، خشم داشته باشد. کاری کردید که نگرانِ زندانیها باشیم و به پلیسها فحش بدهیم. شما معنا را از زندگیمان ربودید و باعث شدید دانشآموزی که باید توی خانه تمرینهای ریاضیاش را حل کند، توی خیابان علیه رهبرتان شعار بدهد. شما دانشآموزهامان را کشتید و دانشجوهامان را زندانی کردید و پدرها ومادرانمان را دق دادید. شما انقلاب کردید در کلمات و ما انقلاب خواهیم کرد در خیابانها. شما حقیرید و حتی جنگیدنتان هم حقیرانه است. شمشیر بر کمر بستهاید و روبهروی دختران و پسرانی ایستادهاید که هیچ در مشتشان نداشتند. شما معنا را از زندگیمان ربودید و بوسیدن، خندیدن و رقصیدنهامان را سیاسی کردید. حالا ما، همهی ما، سیاسی هستیم. معنا را از زندگیتان خواهیم ربود و حقمان را پس خواهیم گرفت.
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
📝 سناریو
🎤 احسان عبدی پور
پ.ن :
به ضخامت دیوارهای شهر اضافه شده از بس روش شعار مینویسند و میآیند رنگ میکنند و باز مینویسند و رنگ میکنند و باز مینویسند و رنگ میکنند. دیوارها هم شبیه آدمهای شهر شدند؛ پوستکلفت.
از الان یاد بگیر
اسطورههات تحتِ امرِ دولتاند
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#موسیقی
این موسیقی خیلی عجیبه،
آدم می تونه تصور کنه که زندگی تموم شده و دیگه می تونه آروم و رها در خلوت خودش به یه خواب عمیق بره...
چقدر صدای بچه ها وسطای موزیک دلنشینه، یهو آدم یاد کودکی خودش میفته، بدون دغدغه، بدون درک رنج ها، تلخی ها و ناملایمتی های دنیا. اون لحظاتی که تا سر رو روی بالشت میذاشت خوابش میبرد.
حالا میتونی دیگه بخوابی...
🎼 Now You Can Sleep
🎹 Crows In The Rain
◾️1MUSIC @One_Music ◾️
#یادداشت
مغرور بودن، وقتی با مدعی بودن و لجبازی ترکیب میشه، خیلی پدیده عجیب نچسبی میشه،
همین مغرور بودن وقتی با شنیدن ترکیب بشه چه خلق کردن ها که اتفاق نمیفته،
همین مدعی بودن اگه با تمرکز ترکیب بشه هیچ نشدنی دیگه معنا نداره
و یا همین لجبازی وقتی با تمام کنندگی ترکیب بشه، گاهی وقت ها از خروجی ها آدم حیرت می کنه.
به خاطر جنس کارم که تعامل با آدم ها توش زیاده، سعی نمی کنم برچسب بزنم ولی خیلی وقت ها کافیه چندین بار با طرف مقابل گپ و گفت داشته باشم،
ترکیب این ویژگی ها یهو میاد تو ذهنم و دینامیک رفتاری طرف مقابل رو بهتر می فهمم.
این ویژگی ها به تنهایی بد مطلق یا خوب مطلق نیستن وقتی با چند ویژگی ترکیب بشن میشن بودن ما،
شاید عجیب باشه، ولی کشف و ترکیب این ویژگی ها میشن اثرانگشت ما، تمرکز زیادی روی اینکه من همه ویژگیم رو بهبود بدم شاید نشدنی باشه، اما می تونم یکی دو ویژگی رو حذف کنم، ولی یه ترکیب خوب از چند تاش بسازم.
و بفهمم که ترکیب کدوما خیلی افتضاح میشه،
آدم صبور و با حوصله و آروم، احتمالا تمام کننده خوبی نیست، اما یه تمام کننده خوب ممکنه جنس اگرسیو بودن هم گاهی وقت ها داشته باشه.
اما یه فرد اگرسیو، مغرور، لجباز، پرمدعای بدون خروجی یه گاو غیر قابل تحمل میشه.
یه فرد همدل همراه و توی شنیدن هم قوی باشه، ممکنه بودن در کنارش باعث رشد نشه.
◾️1MUSIC @One_Music ◾️
#تلنگر
جمله «من سیاسی نیستم» در مملکتی که حتی درختان، دریاچهها و حتی پرندگان تالابها در آن سیاسی هستند، مترادف با بیشرفی، بی ریشهای و جیره خوار بودن است.
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#شبانه
#شب ها که خیره میشوم به آسمان، از خودم می پرسم: "واقعا من و مشکلاتم کجای این دنیای به این بزرگی را گرفته ایم؟" شاید نقشه ای پشت اینکار بوده، که شب ها بزرگی دنیا بیشتر به چشم بیاید، تا همه بتوانند درک کنند که آن مانع بزرگ در زندگی تک تکمان، واقعا چقدر کوچک و ناچیز است! شاید نقشه ای در کار بوده، که بتوان هر چند وقت یکبار از روی زمین پرواز کرد به دنیایی که برای هیچکس نیست! سند ندارد، قولنامه ندارد، اجاره و رهن ندارد، سرزمینی برای همه، سرزمینی که هیچکس درش بزرگ نیست، مشکلاتش هم همینطور! سرزمینی که در هر جایی که باشی، درست بالای سرت است، صدایت میکند، شب ها ولی نوای دعوتش بلندتر به گوش میرسد، شب ها میشود پرواز کرد...
🎼 1MUSIC @One_Music 🎼
@EJofreh
#موسیقی
وقت مرخصی گرفتن از دنیاست.
با من گوش کنید.
🎼 Craziness
🎤 Abdulrahman Mohammed & Mohab Omer
پ.ن :
برخی شاعر رو ناشناس درنظر دارن. اما اغلب منابع میگن شاعر "یزید بن معاویه" است.
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#یادداشت
ساعت ۵ صبح بیدار شدم، از اون روزایی که میتونی اول صبح بدون هیچ حواسپرتی به کارات برسی، دیدن اون لحظات اولیه صبح وقتی که کم کم طلوع میشه، خود جریان زندگیه، اوج تمرکز برای ادامه دادن آخرین هفته ی فصل پاییز.
وسطای ظهر بود که خبر اعداما رو یکی از دوستان دوران دانشجویم دوباره برایم ارسال کرد، با این تیتر :
" رئیس قوه قضائیه خواستار اجرای بدون تاخیر احکام «قطعی» معترضان شد "
یهو از درون تهی شدم، وسط تماس های تلفنی، کارایی که باید انجام میشد، هماهنگی با نماینده دو تا شرکت و کلی تلفن پاسخ نداده.
اونجا که حس ناراحتی بهت دست میده، حس درماندگی ، حس بی خاصیتی، حس ترس، حس منفعت طلبی و کلی احساس دیگه که احتمالا ریشه هاش می تونه هر مرضی باشه،
توی چنین شرایط هایی ذهنم شروع می کنه توی کوچه پس کوچه های تاریک مغزم راه میره و گذشته یه دور مرور میشه، یاد دبستان افتادم توی گرمای تابستون باید توی یه شهر جنگ زده با چکمه بخاطر فاضلاب بالازده حیاط مدرسه، می رفتم درس می خوندم، شهری که شب ها برق نداشت، مدرسه ای بدون امکانات اولیه که نشونه های فقر از در و دیوارش مشخص بود ، صبح بیدار میشدم با همون ساعت های کوکی مربعی، که یادآور کلی خاطره تلخه.
یهو برگشت به دوران راهنمایی و استرس های بی خودیش و مدرسه ای پر از شخصیت هایی که حداقل نصف خلاف کارهای شهر از اونجا فارغ التحصیل شدن.
رفت دبیرستان و دوران تب کنکور و سختی ها و تلخی هاش و درس های خوندن های الکی برای رتبه خوب آوردن و بعدش دانشگاه و انتخاب بد به خاطر نادانی و نشناختن و رفتن توی شهر دیگه، به خاطر رشته ای که فکر می کردم دیگه بعد از این همه سختی به آرزوهام رسیدم، شبایی که با اتوبوس می رفتم و ۶ صبح که می رسیدم، صدای راننده تاکسیا قبل از طلوع آفتاب و فکر به آینده و ترس هایی که اون لحظات عبور می کرد.
یهو متوجه شدم که سال ۹۲ هست و از آلودگی آب و هوای عسلویه و سرفه ی زیاد و خستگی از گرمای شدید تابستان چند روزی سرکار نمی رم و بعد ها هر روز میری سرکار و یه زندگی تکراری و مدیر گاو و خروجی صفر کارا دنبال می کنی، هر سری کار عوض می کنی و از استرس اجاره هات و قسط هات و هزینه های زیاد زندگی درجا میزنی و اونجا که از سال ۹۷ مسئولیت کاری و می پذیری، تازه با دنیای پیچیده و بی رحم آشناتر میشی و میبینی که تنهایی و ساختن چه قدر هزینه داره، دیگه فقط مسئولیت خودت نیست، همکارات هست و تعهدت به کسایی که بهت اعتماد کردن.
الان هم سیستم بزرگ شده و توش حل شدی و دیگه کسی یادش نمیاد، اگرم بیاد واسش مهم نیست تو چقدر از زندگیت رو حروم کردی تا سیستم دوباره سر بشه و سرپا بمونه.
تورم، سیستم های فرسوده، نبود عقلانیت، دیکتاتوری، اختلاس، ظلم، نا آگاهی، اشغال، قتل و کشتار و ده ها تجربه بد رو مشاهده می کنی.
تا چشم رو باز می کنی، ۳۸ سالت شده، رویاها و آینده مطلوب هیچ وقت نرسیده و الان توی یه شرایط درمانده تیکه های وجودت و هویتت آسیب می بینن، ده ها داستان دیگه در لحظه عبور کردن، شب هم توی دورهمی و مهمونی سعی می کنی دیوانه وار برقصی، انگار مثل خوردن مشروبی که یه جور تسکینه برای فراموش کردن اتفاقاتی که به خاطر جبر تلخ روزگار افتاده.
یهو میگی زندگی خیلی وقته که شروع شده و تو هم بازیگرشی ولی جنسش بیشتر سیاهی لشکره،
حرفا همه پراکنده بود و داستان های لحظه ای و مرور اون زندگی زیسته که می تونست از اول جور دیگه ای بهش نگاه بشه، همش در پی ساختن و دلهره اون آینده نباشه، آینده ای که که هیچ وقت نمیاد و توی این سرزمین اشغالی قرار نیست قراری باشه.
ما همه یه جور نوید افکاری، محسن شکاری و .... بودیم، هستیم و یا خواهیم شد.
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#موسیقی
🎼 مالیخولیا
🎤 بابک خانقلی
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#موسیقی
از جنگل
به کارگاه چوب بری رفتند
صندلی، نیمکت، میز
آنکه عاشق تر بود
پنجره شد...
🎵 Sorrow Of Lila
🎤 Ahak Band
◼️ 1MUSIC @One_Music ◼️
قدرت یا مسئولیت
بعد از اولین شرکتی که مشغول بودم، برای مصاحبه به شرکتی دعوت شدم، از اون فرم های همیشگی که باید پر می کردم، فرم رو پر کردم، در فرم نوشته بودم که می خوام به عنوان کارشناس ارشد باشم، بعد از تجربه اول که حیطه اختیارات و مسئولیت و استقلالم زیاد نبود، دوس داشتم در سطحی باشم که کمی استقلال تصمیم گیریم بیشتر بشه، خانمی که روان شناسی هم خونده بود( اینو از لینکدینش یادمه، چون قبل جلسه چک کرده بودم) گفت تو زیادی قدرت دوس داری که زدی کارشناسی ارشد؟
اون موقع بلد نبودم توضیح بدم که نه من می خوام بتونم بیشتر تصمیم بگیرم، با خودم فکر می کردم چه کلمه اشتباهی زدم، به هر حال فرصتی برای همکاری پیش نیومد،
اما تو ذهنم همیشه نقش بسته بود که اگه در لایه های بالاتری از سازمان باشی یا در واقع قدرت بیشتری داشته باشی، مسئولیت بیشتری داری و استقلال بیشتر، برای همین منتظر بودم بالاتر برم تا قدرت پیدا کنم و مسئولیت بیشتر و استقلال تصمیم گیری بیشتر.
اما هر چه بالاتر رفتم با یه حقیقت تلخ مواجه شدم،
این قدرت نبود که به من مسئولیت بیشتر میداد، در واقع این مسئولیت و مسئولیت پذیری بیشتر من بود که من رو قدرتمندتر می کرد.
دوس داشتم به گذشته برگردم و این نگرش رو داشتم:
مسئولیت بیشتر و انجام با کیفیتشون هست که به من قدرت می ده، نه اینکه قدرت بیشتر باعث مسئولیت و تصمیم گیری بیشتر من در کار میشه.
و این مثل یه حلقه همدیگه رو تقویت میکنن اما نقطه شروع از مسئولیت پذیری و مسئولیت بیشتر ایجاد میشه، نه قدرت.
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#یادداشت
گاهی وقت ها که یه کم مجبور میشم رفتارای اگرسیو (Aggressive)* توی کار یا هر جا داشته باشم و شاید حس خوبی هم به اطرافیانم ندم، این رو میشنوم که عصبانیتت شوکه کننده طور بود ، منم میگم ضروری بود و اون عصبانیت کنترل شده بود.
روزای بعد که به رفتارم فکر می کنم،
میگم اگر که یه جور دیگه رفتار می کردم بهتر بود.
بعد با خودم میگم نکنه این خشم کنترل شده توهمی بوده که داشتم، مگه چقدر آدم روی همه فرآیندهای مغزش کنترل داره؟
واقعیتش یه جاهایی اثر مثبت داشته، نمیشه منکرش شد، ولی جنس حسش خوشایند نیست، یعنی اگر که یه کاری می کنی و حست بد میشه، یعنی احتمالا اون کار خیلی درست نبوده.
صحبتم شاید زیاد انتزاعی باشه ولی واقعا همینقدر انتزاعی هست و هر کسی تجربه خودش رو داره، اینکه نوع رفتار درست یا غلط چیه، حسم اینه که رول مدل مشخص و دقیقی برای هر شرایطی وجود نداره.
ولی خشمی که کمک کننده س کجاها آسیب زننده س؟ چه قدر به خودمون مطمئنیم که همیشه تسلط کامل رو خودمون داریم؟قطعا اونجایی که فکر می کنیم همیشه درست فکر می کنیم و درست عمل می کنیم، نقطه شروع سقوطه
خشم واقعا کمک می کنه به خودت و دیگران تلنگر بزنی، چون قدرتش زیاده این اتفاق میفته، اونجا مسیر رو اشتباه میری که تنها ابزار تلنگر تو خشم میشه
خشم جسارت کلامی رو بیشتر می کنه، نقاب ها رو کنار می زنه، صراحت رو بیشتر می کنه، اما اونجا که فقط وقتی خشمگینی نقابت رو کنار میزنی و صراحتت رو نشون میدی احتمالا مسیر اشتباهه
ریشه خشم احتمالا از انتظارات برآورده نشده میاد، شاید تعدیل کردن انتظارات بتونه شدتش رو کمتر کنه، ولی آیا باید انتظارات رو کمتر کرد؟داشتن انتظار خودش بستری برای رشد هست، میشه سطح انتظارات رو همیشه بالا نگه داشت، آمادگی و ظرفیت رو برای برآورده نشدنشون رو بالاتر برد.
توافق ها، قراردادها و تعهدها همیشه مبنای هستن برای مشخص کردن سطح انتظارات،
ندیدنشون، رها کردنشون، بی توجهی بهشون، نقطه شروع برای ایجاد خشم هستش.
پ.ن :
یادم باشه بیشتر از خشم بنویسم.
*(Aggressive)
معنی: پرخاشگر، مهاجم، متجاوز، پرتکاپو، پر پشتکار
معانی دیگر: (در مورد رفتار با دیگران) اهل فشار و تحمیل، پویا و پرحرارت، پافشار، فعال، تازشگر، یورش بر، برتاختگر، (روان شناسی) پرخاشگر، دعوایی، پرخاشگرانه، (در مباحثه یا امور اجتماعی و سیاسی) اهل رو در رویی، ستیزه جو، بیباک، حریف، متعدی
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
پنجره را باز می کنم،
یک نفر با صدای بلند موسیقی گوش میکند،
یک نفر مدام سیگار میکشد،
زنی هنگام آشپزی ترانهای غمگین زمزمه میکند،
دختری در حیاط مدرسه پشتی با تاریک شدن هوا سرود آزادی می خواند،
پسری نیمهشب در خیابون پرسه میزند،
مردی کارتن های کنار خیابان را جمع می کند،
چراغ ها یکی یکی خاموش می شوند،
همه غمگین به خواب می روند،
رعد و برق می زند،
آسمان روشن می شود،
پنجره را می بندم.
صبح شده.
همین…
#موسیقی
🎼 Brides
🎹 Stamaris Spanoudakis
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
شاید اگه از اول یادگرفته بودیم،زندگی پر از از درد و رنج هستش نوع بودن و زیستن ما جور دیگه ای بود،ما همیشه به سمت لذت ها رفتیم اما درد و رنج مثل اون روی سکه خودش رو به ما تحمیل می کرد، مثل سر دردی که بعد خوردن مشروب سراغمون میاد، ما به سمت لذت میریم و درد و رنج بعدش به سمت ما میاد، شاید بد نباشه ما جاش رو عوض کنیم، همیشه به سمت درد و رنج بریم که بعدش لذت و رضایت رو تجربه کنیم.
مثل وقتی که آنقدر می دوی و پاهات دیگه نای دویدن نداره و هر لحظه رنج کشیدنش برات لذت میشه، یا وقتی سبزی تلخ رو می خوری و بعدش حس خوبی در معده و درونت حس می کنی، از یه جایی به بعد رنج ها برات لذت بخش میشن، مثل وقتی که یه کار رو به طور منظم انجام میدی و سعی می کنی به انجام دادنش متعهدش باشی،از یه جایی به بعد هر لحظه انجام دادنش برات لذت بخشه و انجام ندادنش یعنی یه چیزی سرجاش نیست.
تجربه من میگه برای رسیدن به صلح درون، برای به سرانجام رسوندن هر کاری، برای بهتر زیستن باید به سمت سختی و رنج رفت، سختی و رنجی که از یه جایی به بعد لذت بخش میشه و از درون باعث میشه تو قوی تر بشی.
#موسیقی
🎼 The Flooding of Pain
🎹 Buckethead
◾️ 1MUSIC @One_Music
#یادداشت
قدیم فکر می کردم که آدم های کمال گرا خیلی خفنن، بعدها متوجه شدم که خیلیاشون چون یه ترس از قضاوت درونشون هست، هیچ وقت خروجی نمی دن، این اواخر فهمیدم چون کاری رو بلد نیستن هیچ وقت انجامش نمیدن.
مثل این نوشته های من، همیشه دوست داشتم نوشته های بلند و کاملی داشته باشم، برای خیلی از موضوعات، تقریبا از سال ۸۳ تو ذهنم بوده، اما هیچ وقت ننوشتم ،یا همه رو نیمه کار رها کردم، می انداختم گردن کمال گرایی، ولی واقعیتش اینه بلد نبودم،
شما ببین همین الان هم تیکه تیکه و کوتاه می نویسم. اما این نقطه ی شروعیه برای منسجم نوشتن، با تعداد کلمات بیشتر و کامل تری نوشتن.
ریشه کمال گرایی بگیم ترس هست، نبود دانش هست، نبود تجربه یا هر چی،
باید کنار گذاشته بشه،
ضعیف شروع کردن هیچ وقت عیب نداشته، بهتر نشدنه که خیلی عیب داره، یاد نگرفتنه که خیلی عیب داره.
و یادگرفتن با در معرض قرار نگرفتن به دست نمیاد، هیچ دانشی با تمرین و تکرار نکردن به مهارت تبدیل نمیشه.
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#دیالوگ
فرمانده: ده نفر شورشی دارید.
دوتا رو میکشید. چند تا باقی میمونه؟
هشت تا؟ نخیر. اشتباهه!
اون دو نفری که کشتید هر کدوم ۶ تا دوست یا برادر دارن که برای پیوستن به شورش مردد بودن ولی وقتی دوستشون رو کشتید، شما براشون تصمیم گرفتید.
در محاسبات ضد شورش ده منهای دو میشه بیست
🎬 War Machine
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
#یادداشت
آدم چقدر تو زمین بازی بزرگ تر میشه، چقدر مشاهده گریِ واقعیت قدرتمنده برای یادگیری، حتی بدون اینکه بدونی در درون آدم میشینه، چقدر خودِ واقعیت رو زندگی کردن قدرتمندترین مدل هست برای بهتر درک کردن واقعیت.
این روزا واقعا عجیبه،
انواع احساسات رو تجربه می کنی و هر لحظه جاشون رو عوض می کنن،
خشم، ترس، امید، شجاعت، تحسین، شوق، دلهره، اضطراب، تنهایی، همدلی و ....
تفکرات و ایده هات روزانه عوض میشن و کامل تر میشن، و جریان اطلاعات غیر متمرکز هر چه بیشتر بچرخه درک بهتری نسبت به وضعیت موجود پیدا می کنی.
اما چیزی که بیشتر توی ذهنمه، نگاه کل نگر به سیستمه و دیدن ابزارهای مختلف،
قلم در جای خودش تاثیر داره و تیزی در جای خودش، آهنگ احساسی در جای خودش و آهنگ حماسی در جای خودش.
یه ابزار همه جا به کار نمیاد و تنها یک ابزار هم همیشه زور خوبی نداره.
توی چنین شرایط ها یه نوشته توی جمع های خونوادگی و دوستان هم می تونه برای خودش اثر گذار باشه.
پ.ن :
مدت هاست کمتر می نویسم و هیچ دلیل خاصی نداره...
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
در این گوشه دنیا آدم را همینجور بار میآورند، جوری که خیال کنی تغییر غیرممکن است. جوری بارت میآورند که از تغییر بترسی، که وقتی عاقبت اولین نشانههای تغییر آشکار شد، به آنها بدگمان باشی، از آنها بترسی، چون همیشه دیدهای که هر تغییری فقط وضع را بدتر کرده.
پ.ن :
ویدئو : پرفورمنس فوق العاده ی گروه رقص "DC058" با آهنگ «برای...» ،
#مهسا_امینی
#MahsaAmini
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️
گزارشی از وقایع دانشگاه شریف در روز 10 مهرماه:
t.me/anjomanSUT/2264
تاریخ این ظلم هارو فراموش نمیکنه، دانشجو سرمایه علمی یک کشوره، همه رو از این کشور فراری دادید، بقیه هم که موندن زیر باتوم و تفنگ گرفتید!!
#برای_دانشجو #برای_آزادی
ظلم ظالم بالاخره یک روزی قطع میشود و ظالم به خاطر ستمهایش مجازات خواهد شد و آنانکه در حقشان ظلم شده روزی به حقشان میرسند.
◾️ 1MUSIC @One_Music ◾️