-
درود و وقت بخیر✋ بودن شما خوبان در کنار ما باعث افتخاره. موضوع: خودشناسی،انگیزشی، شعر ،چالش و ...
آیا خودآگاهی از راه تحقیق، از راه رفتن به دنبال دیگری، از راه تعلق به سازمانی خاص، از راه مطالعه کتاب ها و از این قبیل امور حاصل می شود؟
در هر حال، مسئله اصلی مورد بحث این است: تا زمانی که من خود را نفهمم، پایگاهی برای اندیشیدن ندارم و تمامی کندوکاو هایم بیهوده است. من می توانم به خطاهای حسی رو آورم، می توانم از ستیز، از کشمکش و از نزاع بپرهیزم، می توانم دیگری را پرستش کنم،میتوانم نجات خود را در دست دیگری بدانم، اما تا زمانی که نسبت به خود جاهل هستم، تا زمانی که به کل روند خود ناآگاهم، پایگاهی برای اندیشیدن، برای مهر ورزیدن و برای عمل ندارم.
کریشنامورتی: اولین و آخرین رهایی/ ترجمه دکتر قاسم کبیریЧитать полностью…
«بزرگترین مجازاتِ انسان این است که در گذشتهاش حبس شود.»
هر بار که میگویی «اگر آن کار را نکرده بودم…»، داری به گذشته باج میدهی.
حقیقت این است که گذشته، طلبکاری است که هرگز تسویه حساب نمیکند؛ هرچه بیشتر به او فکر کنی، بیشتر از سهمِ امروزت را میبلعد.
تنها راهِ تسویه با گذشته، اعلامِ ورشکستگی است:
بپذیر که آن نسخه از تو اشتباه کرد، بها را پرداخت کن و پرونده را ببند.
داستایوفسکیЧитать полностью…
ای در درون جانم و جان از تو بیخبر
وز تو جهان پر است و جهان از تو بیخبر
چون پی برد به تو دل و جانم؟ که جاودان
در جان و در دلی دل و جان از تو بیخبر
ای عقل پیر و بخت جوان، گَردِ راه تو
پیر از تو بینشان و جوان از تو بیخبر
نقش تو در خیال و خیال از تو بینصیب
نام تو بر زبان و زبان از تو بیخبر
از تو خبر به نام و نشان است خلق را
وآنگه همه به نام و نشان از تو بیخبر
جویندگان جوهر دریای کُنهِ تو
در وادی یقین و گمان از تو بیخبر
چون بیخبر بود مگس از پَرّ جبرئیل
از تو خبر دهند و چنان از تو بیخبر
شرح و بیان تو چه کنم؟ زانکه تا ابد
شرح از تو عاجز است و بیان از تو بیخبر
عطار اگرچه نعرهٔ عشق تو میزند
هستند جمله نعرهزنان از تو بیخبر
عطارЧитать полностью…
بعضی افراد در زندگی ما فقط «شریک رابطه» نیستند؛ آنها آینهی سایهی ما هستند. به همین دلیل اتصال با آنها معمولاً شدید، پیچیده و کارمایی است.
سایه چیست و چرا فعال میشود؟
از نگاه یونگ، «سایه» بخشهایی از وجود ماست که آنها را نپذیرفتهایم، سرکوب کردهایم یا از آنها شرم داریم.
این بخشها میتوانند منفی باشند (خشم، حسادت، نیازمندی)،
یا حتی مثبت باشند (قدرت، جذابیت، استقلال) که جرئت ابرازشان را نداشتهایم.
سایه تا وقتی نادیده گرفته شود، خاموش نمیشود؛ بلکه از طریق دیگران خود را نشان میدهد.
ما ناخودآگاه جذب کسانی میشویم که بخشهای سرکوبشدهی ما را فعال میکنند و همینجا اتصال کارمایی شکل میگیرد.
چرا این افراد بیشترین کشش یا بیشترین درد را ایجاد میکنند؟
چون آنها دقیقاً جایی را لمس میکنند که ما هنوز با خودمان آشتی نکردهایم.
مثلاً:
اگر در درونت ترس از طرد شدن داری، جذب فردی میشوی که ناپایدار است.
اگر قدرت خودت را سرکوب کردهای، جذب فردی میشوی که مسلط و قوی است.
اگر نیاز به دیده شدن داری، جذب فردی میشوی که توجه را قطره چکانی میدهد.
در سطح روح، این برخورد تصادفی نیست.
چرا اتصال با آینهی سایه کارمایی میشود؟
چون ما بهجای دیدن سایه در خود، با آن در دیگری میجنگیم.
بهجای اینکه بگوییم:
«این زخم در من فعال شد»
میگوییم:
«او باعث رنج من است»
و تا زمانی که این فرافکنی ادامه دارد، تار اتری تغذیه میشود.
کارما در اینجا یعنی:
تکرار تجربه تا زمانی که آگاهی حاصل شود.
نشانههای اینکه فردی آینهی سایهی توست
واکنش تو به او بیش از حد منطقی است یا بهشدت جذبش میشوی یا بهشدت از او بیزاری.
رابطه پر از چرخههای تکراری است.
احساس میکنی «چرا همیشه با چنین افرادی روبهرو میشوم؟»
در حضورش نسخهای از خودت فعال میشود که حتی خودت را غافلگیر میکند.
اینها نشانهی فعال شدن سایه است.
نقش این افراد در مسیر روح چیست؟
آنها دشمن نیستند.آنها آینهاند.
«هر روحی که بیشترین درد را در تو بیدار میکند، حامل درسی برای آزادی توست.»
وقتی بتوانی بهجای تمرکز بر رفتار او، به این نگاه کنی که:
«در من چه چیزی فعال شد؟»
در آن لحظه کارما شروع به حل شدن میکند.
چگونه اتصال کارمایی با آینهی سایه حل میشود؟
نه با دوری صرف.
نه با بریدن خشمآلود.
بلکه با سه تحول درونی:
اول، پذیرش اینکه آن ویژگی در من هم وجود دارد (حتی در شکل بالقوه).
دوم، بازپسگیری فرافکنی: او دیگر حامل سایهی من نیست.
سوم، یکپارچهسازی آن بخش در خودم.
وقتی سایه ادغام شود، جذابیت یا نفرت افراطی فرو میریزد.
و تار اتری خودبهخود ضعیف میشود.
یک حقیقت مهم
ما اغلب فکر میکنیم باید فرد مقابل تغییر کند تا آرام شویم.
اما در روابط کارماییِ سایه، آرامش زمانی میآید که ما تغییر کنیم.
وقتی سایه دیده شود،
آینه دیگر قدرت ندارد.
و اینجاست که اتصال یا تبدیل میشود به رابطهای سالم و آگاهانه،
یا بهطور طبیعی و بدون درگیری از هم میپاشد.
نه با جنگ.
نه با قطع خشن.
بلکه با پایان نیاز.
موفقیتهایی که آدمهای صبور بدست
میآورند، همانهایی هستند که توسط
آدمهای عجول رها شدند
✍🏻 آلبرت انیشتینЧитать полностью…
ابوسعید ابوالخیر گفت: هرجا که نظر میکنم، بر زمین همه گوهر ریخته و بر در و دیوار همه زر آویخته. کسی نمیبیند و کسی نمیچیند.
گفتند: کو، کجاست؟
گفت: همهجاست.
هرجا میتوان خدمتی کرد؛
یا هرجا میتوان راحتی به دلی آورد؛
آنجا که غمگینی هست و آنجا که مسکینی هست؛
آنجا که یاری طالبِ محبت است؛
و آنجا که رفیقی محتاج مروت.
تنهایی، نه از تنها ماندن، بلکه از نبود امکان به اشتراک گذاشتن آنچه اهمیت دارد ناشی میشود.
کارل یونگЧитать полностью…
❣زندگی شگفت انگیز است، سحرآمیز است. خیلی چیزها برای کشف کردن و کنجکاوی وجود دارند.
به خودت اجازه بده که آزاد باشی، که از اوقاتی که بر زمین داری لذت ببری.
کمک کردن به این دنیا، آزاد کردن مردم از رنجشان البته که از دست تو برمیآید،
اما اول از همه ما باید به خودمان کمک کنیم و خودمان را آزاد کنیم.
#تیچ_نات_هانЧитать полностью…
عشق دیوانهست و ما دیوانه دیوانهایم
نفس امارهست و ما اماره امارهایم
مفخر تبریز شمس الدین تو بازآ زین سفر
بهر حق یک بارگی ما عاشق یک بارهایم
#مولانای_جانЧитать полностью…
ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم
صد درد را به گوشهٔ چشمی دوا کنیم
درحبسِ صورتیم و چنین شاد و خرّمیم
بنگر که در سراچهٔ معنی چهها کنیم
ما را نَفَس چو از دَمِ عشق است لاجرم
بیگانه را به یکنفسی آشنا کنیم
از خود برآ و در صفِ اصحابِ ما خرام
تا سیدانه روی دلت با خدا کنیم
#شاه_نعمت_الله_ولیЧитать полностью…
نشستهایم
دل و
عشق و
کالْبَد پیشت
یکی خراب و
یکی مست و
آن دگر دلشاد
#غزل_مولاناЧитать полностью…
تشخیصِ درست
Читать полностью…
سکانسی جالب از فیلم بودای کوچک
بر اساس زندگی بودا
آدمها با شما، نه اونطور که شایسته شماست بلکه اونطور که «اجازه میدین» رفتار میکنن.
این یه حقیقت سنگین اما قدرتمنده.آستانه تحمل شما، خط قرمز اونا میشه.
اگر میخواید رفتار بقیه رو تغییر بدین، از تلاش برای تغییر دادن اونا شروع نکنید.از بالا بردن استانداردهای درونی خودتون و اونچه که دیگه حاضر به پذیرشش نیستید شروع کنید.
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوش دلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم ، برآرم یا نه
#خیامЧитать полностью…
عاشق نشدی زاهد،دیوانه چه میدانی؟
در شعله نرقصیدی، پروانه چه میدانی؟
لبریز می غمها،شد ساغر جان من
خندیدی و بگذشتی، پیمانه چه میدانی؟
یک سلسله دیوانه،افسون نگاه او
ای غافل از آن جادو، افسانه چه میدانی؟
من مست می عشقم،بس توبه که بشکستم
راهم مزن ای عابد، میخانه چه میدانی؟
عاشق شو و مستی کن، ترک همه هستی کن
ای بت نپرستیده،بتخانه چه میدانی؟
تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را
مقصود یکی باشد،بیگانه چه میدانی؟
دستار گروگان ده،در پای بتی جان ده
اما تو ز جان غافل، جانانه چه میدانی؟
ضایع چه کنی شب را،لب ذاکر و دل غافل
تو ره به خدا بردن، مستانه چه میدانی؟
هما میرافشارЧитать полностью…
دو منزلاند "دل" و "دیده"،
هر دو خانه ی تو
چه حاجت است که من گویمت
کجا بنشین ؟
#محتشم_کاشانیЧитать полностью…
پشت نقاب اجتماعی ما، هزاران چهره پنهان شدهاند. هر چهره، شخصیتی از آنِ خود دارد و هر شخصیت، ویژگیهای مخصوص به خود را داراست.
با گفتوگوی درونی با این شخصیتهای فرعی، تعصبها و پیش داوریهای خودخواهانهتان را به جواهراتی گرانبها تبدیل میکنید.
هنگامیکه هر کدام از جنبههای سایهٔ خود را میپذیرید، به تدریج نیرویی را که به دیگران تسلیم کردهاید، بازپس میگیرید و پیوندی بر پایهٔ اعتماد با وجود اصیل خود برقرار میکنید.
📚نیمه تاریک وجودЧитать полностью…
#دبی_فورد
سایههایت را انکار نکن؛ در آغوششان بگیر، زیرا هر آنچه در وجودت پنهان کردهای، بخشی از توست که منتظر دیدهشدن و پذیرفتهشدن است.
خودشناسی از جایی آغاز میشود که شجاعت میکنی به تاریکترین گوشههای وجودت نگاه کنی؛ چرا که با پذیرفتن تمامیت وجودت، نه فقط نور، بلکه سایههایت نیز به سرچشمهای برای رشد و رهایی تبدیل میشوند.
نیمه ی تاریک وجودЧитать полностью…
همه ارتباطها باید بر مبنای دوستی بنا شوند
۲
پیروان شیطان پاداشی جز عذاب و بدبختی دریافت نمیکنند. پیروان خداوند آرامش پرشعف دارند. "کسی آرامش و صلح را خواهد یافت که بر من، ذات نامتناهی خلقت، و دوست نیک همه خلایق معرفت دارد." به ندای درونی عشق گوش فرا دهید. با عشق زندگی کنید؛ در درون و بیرون عشق را تمرین کنید؛ هر کجا میروید از خود عشق، درک و فهم ابراز دارید. به مانند گلی باشید که رایحهاش بر هوای سمی حسادت و ترس و خشم چیره میگردد. عطر عشق الهی و دوستی را به همه آنهایی که بر سر راهتان قرار میگیرند هدیه دهید.
کسانی که حساسیت معنوی را در خود تعالی میدهند بیدار شدن هشیاری کیهانی مسیحایی را در وسعت عشقشان حس میکنند. الهی بودن را نخست با افراد اطراف و نیز با خود تمرین کنید و بدین سان آن را در خود پرورش دهید. همیشه پیش از اندیشیدن به خود، به دیگران بیاندیشید. دوستی از خودگذشته برای همه باشید، برای همسر، فرزندان، همکاران، دوستان و همه کسانی که به زندگی شما میآیند. لازمه دوستی پذیرفتن و تصدیق فردیت هر کس است - - دو روح ، با شخصیتهای متفاوت، کاروان زندگی را با هم به یک مقصد آرمانی میکشانند. حقیقت معیاریست که دوستی باید بر آن بنا شود. و هر یک در گفتار خود، حتی اگر به منظور مخالفت و یا انضباط باشد، بایست آن را با عشق بیان کرد و هیچگاه تندی و بدجنسی نکرد. وظیفهی دوستان کمک پیوسته به یکدیگر برای رشد و تحول است. وقتی افراد با هم در پی تعالی و پیشرفت الهی هستند، دوستی الهی در میان آنها شکوفا میگردد. اگر ویژگیهای دل با دوستان صمیمی معنویت پذیرد و تکامل یابد، و اگر این محفل عشق تا آنجا وسعت یابد که شامل همه شود، آنگاه میتوان دوست همه دوستها، دوست الهی، در پس همه ارتباطها را دریافت.
ادامه دارد
پاراماهانسا یوگانانداЧитать полностью…
«سفر به تحقق خویشتن»
ترجمهی آرجونا سلحشور
اگر بگویم من بستنی با این طعم خاص را دوست دارم و حتما شما هم دوست خواهید داشت، مختارید با سلیقه من موافق یا مخالف باشید. اما اگر اصرار کنم که سلیقه من درست است و سلیقه شما نادرست است، به این ترتیب با انکار واقعیت تجربه شما به ماهیت انسانی شما توهین خواهم کرد. با این حال، ما دائماً به عنوان افراد، به عنوان فرهنگ، به عنوان همسر، والدین و غیره درگیر این نوع خشونت علیه یکدیگر هستیم.
✍#جیمز_هالیسЧитать полностью…
📘 یافتن معنا در نیمه دوم زندگی
در راه طلب عاقل و دیوانه یکیست
در شیوهٔ عشق خویش و بیگانه یکیست
آن را که شراب وصل جانان دادند
در مذهب او کعبه و بتخانه یکیست
مولاناЧитать полностью…
❣گاهی اوقات فقط زندگی کردن را امتحان کن،
فقط زندگی کن...
مبارزه نکن
به آرامی وقوع وقایع را تماشا کن
تمام تنشها را بینداز
و بگذار زندگی جاری شود....
#اشوЧитать полностью…
چرا عشق پیروز است و حسادت بازنده؟
1
حسادت، خشم، ترس، و همه انگیزههای منفی فیزیکی و فکری که انسان را وادار به کردار خطا میکنند، از کجا سرچشمه میگیرند؟ بسیاری معتقدند که آنها مبنای روانی دارند. اما من میگویم آنها از نیروی اهریمنی میآیند. در این دنیا دو نوع نیرو وجود دارد، خوب و بد. هر کجا که نیکی هست، شر و بدی نیز هست. انسان که از موهبت استقلال و اختیار آزاد بهرهمند است، بایست پیامدهای کردار خطای خود را متحمل شود، اما او آفریننده عاملین محرک این خطاها نیست. نباتات مرتکب هیچ گناهی نمیشوند، اما آفت آنها را از بین میبرد. حیوانات هم که تحت قوای غریزی هستند و نسبت به نیروی اهریمنی هشیاری ندارند، همینطور. گام به گام در برابر هر نیکی، شر متقابل وجود دارد. خداوند آفتاب را آفریده است و نیروی اهریمنی قوای مهلک طوفان و خشکسالی را. گل زیبا شکفته میشود و آفت آن را از بین میبرد. خداوند میگوید، دوست بدار؛ نیروی اهریمنی میگوید، حسادت ورز، آزار کردن و تضعیف رقیب توجیهپذیر است. به این نیروی تار و تاریک گوش ندهید. آن شما نیستید. حسادت، خشم و ترس آفرینش نیروی اهریمنی است. مسیح که بر هشیاری این نیرو واقف بود گفت، "شیطان، از من دور شو."
هرگاه ندای حسادت، ترس و خشم در درونتان بلند میشود، به خاطر آورید که این صدا به شما تعلق ندارد، و به آن فرمان دهید دور شود. اما اگر در ذهن خود به این احساس منفی پناه دهید، هر قدر هم تلاش کنید نخواهید توانست آن را از خود دور کنید. حسادت، ترس و خشم را از درون ریشهکن کنید، تا زمانی که وسوسه اهریمنی شما را تحریک به تنفر و آزار میکند، ندای قویتری از درون شما را بر آن دارد که دوست بدارید و بخشایش داشته باشید. به این ندا گوش دهید.
تصور کنید، اگر خودخواهی، حسادت و خشم را از این دنیا بگیریم، دیگر هیچ جنگی نخواهد بود. اما این نیروهای نابودکننده مقاومند و پیوسته در این تلاش هستند که بر نیکی چیره گردند. خداوند از صلح و آرامش صحبت میکند و نیروهای اهریمنی بیقراری و ناهماهنگی میخواهند. خداوند سعی میکند شما را به کردار عاشقانه ترغیب کند؛ نیروی اهریمنی سعی دارد شما را به جنگ و جدال برانگیزاند. شما در این بین مختارید؛ میتوانید یکی از آن دو را برگزینید. وقتی حسادت میورزید، با توهم کیهانی شیطان تبانی کردهاید. زمانی که تسلیم به خشم میشوید، شیطان هادی شما گشته است. ندای ترس از نیروی اهریمن است. اما هر زمان که از عشق و بخشایش سرشارید، ذات الهی در درون شماست، به او در درون خود کمک کنید؛ بدون یاری شما، او نمیتواند به کمک شما آید.
ادامه دارد. 1
پاراماهانسا یوگانانداЧитать полностью…
«سفر به تحقق خویشتن»
ترجمهی آرجونا سلحشور
هيچ چيزي شما را در قيد و بند و اسارت نگه نمي دارد به جز افكارتان،Читать полностью…
-هيچ چيزي شما را محدود نمي كند به جز ترس هايتان،
-هيچ چيزي شما را كنترل نمي كند به جز باور ها و عقايد خودتان.
"
اول "بپذیر" که نمی دانی،
آنکه می گوید: نمی دانم
در اصل آنچه فراتر از دانستگی است را درک می کند.
پذیرش در شکلی عمیق یعنی:
هیچ چیز بد نیست
و نمی خواهد به من آسیبی بزند
و آنچه که تو می گویی بد یا شر است
دریچه ای است که نورِ "آگاهی" را می تاباند.
پس با همه چیز دوست باش
و چیزی را عذاب آور تعبیر نکن
چون اسیرِ تفسیرت خواهی شد.
بله دانشِ ذهن بی تاثیر مى باشد،
آرامش از پذیرشِ لحظه ی حال برمی خیزد...
#سوفیا_سانانداЧитать полностью…
به گذشتهات نگاه نکن تا سنِ روانیات را بفهمی؛ به واکنشهایت نگاه کن. آیا هنوز با یک انتقاد فرو میریزی؟ آیا یک تعریفِ ساده تو را به اوج میبرد؟ آیا شادیات به رفتار دیگران وابسته است؟ اگر چنین است، هنوز مرکزِ زندگیات در بیرون از تو قرار دارد.
بلوغ یعنی مرکزِ وجودت را در درون خودت پیدا کنی. آنگاه نه ستایش تو را مست میکند و نه سرزنش تو را میشکند. آرامشی در تو پدید میآید که از شرایط نمیآید؛ از شناختِ خویشتن سرچشمه میگیرد.
انسانِ نابالغ همیشه میخواهد دنیا تغییر کند تا او آرام شود؛ اما انسانِ بالغ، نخست خودش را میشناسد. او میداند که رنج، اغلب از واقعیت نیست، بلکه از مقاومتِ ذهن در برابر واقعیت زاده میشود. به همین دلیل، به جای جنگیدن با زندگی، یاد میگیرد با آن هماهنگ شود.
بلوغِ روانی مقصد نیست؛ سفری بیپایان از آگاهی است. هر روز که چیزی از نادانیِ خود را ببینی و از آن عبور کنی، دوباره متولد میشوی. انسانِ آگاه، هرگز ادعا نمیکند که کامل شده است؛ زیرا میداند رشد، تا آخرین نفس ادامه دارد.
اوشوЧитать полностью…
چه زیباست که چون صبح
پیام ظفر آریم
گل سرخ،گل نور زباغ سحر آریم
چه زیباست چو خورشید
دُر افشان و درخشان
ز آفاق پر از نورجهان راخبر آریم
#فريدون_مشيرىЧитать полностью…
بد میکنی و نیک طمع میداری
هـم بـد باشـد سـزای بدکـرداری
با اینکه خداوند کریم است و رحیم
گـنـدم نـدهـد بـار چـو جـو مـیکـاری
#مولاناЧитать полностью…
گذشته معمولا طوری نگاه ما به زندگی و دنیا رو شکل میده که اگه حواسمون نباشه اصلا فکر نمیکنیم که همه چی میتونه یه جور دیگه هم باشه
به خودمون میگیم همه همینن، تا بوده همین بوده اما اگه دقیقتر نگاه کنیم میبینیم که نه، همه همین نیستن و همیشه هم همینطور نبوده
یونگ میگه هویت فردی ما بر اساس سیستمهای پیچیدهای از گذشته شکل گرفته، خاطرات و تجربیات شخصیمون، اما این کل شخصیت ما نیست.
ما بزرگتر از تجربیاتمون هستیم. ما میتونیم تغییر کنیم و هویت تازهای برای خودمون بسازیم
چه فردی، چه جمعی
یه جامعه هم هویت خودشو داره و میتونه تغییرش بده
راه رهایی از عقده، بزرگ شدنه
مثل نوجوونی که هر سال لباسای پارسالش کوچیک میشن، میشه مدام بزرگتر شد و پوست انداخت
و ذهن و روان مثل بدن نیستن که یه جایی رشدشون ته بکشه
پایانی برای توسعه شخصیتی وجود نداره
برای پیشرفت اجتماعی هم همینطور