-
درود و وقت بخیر✋ بودن شما خوبان در کنار ما باعث افتخاره. موضوع: خودشناسی،انگیزشی، شعر ،چالش و ...
هنگامی که به انسان دیگری می نگری و عشق عمیقی نسبت به او احساس می کنی یا آن هنگام که زیبایی طبیعت را مشاهده می کنی و چیزی در درون تو عمیقاً نسبت به آن واکنش نشان می دهد ...
برای لحظه ای چشمانت را ببند و جوهر آن عشق یا آن زیبایی را در درونت حس کن که از وجود تو ، طبیعت حقیقی تو جدا نیست ... شکل بیرونی ، بازتابی گذرا از وجود درونی تو و ذات توست ... برای همین است که عشق و زیبایی هیچ گاه نمی توانند تو را ترک گویند ، هر چند که تمامی اشکال بیرونی تو را ترک می کنند ...
#اکهارت_تلهЧитать полностью…
هیچ وقت بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید و بعدها به این نتیجه رسیده اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده اند، افسوس نخورید.
شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشیدید. و چه چیزی زیباتر از عشق...
هر رنج دوست داشتن صیقلی ست بر روح...
و با هر تمرین دوست داشتن ، روح تو زلال تر می شود...
#شل_سیلور_استاینЧитать полностью…
در درون خود چه دارید؟
سالها پیش کشور آلمان به دو بخش تقسیم شده بود، آلمان شرقی و آلمان غربی و دیواری شهر برلین را به دو قسمت برلین شرقی و برلین غربی تقسیم کرده بود.
یک روز، افرادی از برلین شرقی کامیونی پر از زباله و خوراکیهای گندیده متعفن را به سمت غربی دیوار یعنی برلین غربی ریختند.
مردم برلین غربی به سادگی می توانستند تلافی و انتقام جویی کنند، ولی این کار را انجام ندادند! ولی به جای آن کامیونی پر از کنسروهای خوراکی،بسته های نان و شیر و دیگر مایحتاج خوراکی تازه را در سمت شرقی دیوار یعنی برلین شرقی با نظم آنجا گذاشتند.
و بر روی بسته ها تابلویی نهادند که بر آن نوشته شده بود:
هرکس از آنچه دارد به دیگران می دهد
چه حقیقت زیبایی، ما تنها از آنچه پر هستیم به دیگران می دهیم!
چه چیزی در درون شماست؟
محبت یا نفرت؟
صلح یا جنگ؟
حیات یا مرگ؟
برکت یا لعنت؟
ظرفیت ساختن یا ظرفیت تخریب؟
شما چه چیز به دیگران هدیه می دهید ...؟
صداقت برایتان دوستان زیادی پیدا نمیکند،
ولی دوستان درستی پیدا میکند.
جانلنونЧитать полностью…
مرز داشتن یعنی به خودت اجازه بدی اولویتهات رو بشناسی و برای حفظ آرامشت تلاش کنی. یعنی بدونی چه زمانی باید کنار بکشی، چه زمانی نه بگی و چطور از انرژیت مراقبت کنی.
مرز سالم یعنی احترام به نیازهای خودت بدون احساس گناه. این اولین قدم برای #زندگی #متعادل و سالمه....
اگر سعی به درک دیگران کنیم, و تعصبات و باورهایی را که محیط و اجتماع بر ما تحمیل میکنند از ذهن خود دور کنیم, آن وقت جمال کامل الهی درون خود را نشان داده و آن را در همه مییابیم.
- پاراماهانسا یوگانانداЧитать полностью…
بیماری خاموشی هست به نامِ:
"عادت کردن به نعمت ها"
نشونه هاش اینه که به نعمت های خدا خو بگیری طوری که دیگه اونارو نعمت ندونی؛
هر روز به خونه ات بیای و خانوادت رو در سلامتی ببینی اما یادت بره شکر خدارو به جا بیاری؛
بتونی هرچی رو که میخوای بخری،بی آنکه به یاد بخشنده نعمت بیوفتی...
صبح بیدار بشی،در امنیت و ارامش،اما سپاس خدارو به زبون نیاری...
سپاسگزاری رو همراه همیشگیت کن که نعمت ها با شکر خدا پایدار میمونن و با بی توجهی از بین میرن...
با هم بگیم خدایا شکرت🍀
عالم ادراک ناشده ی اندیشه
عادت ما بر این است که از راه حواس تجلیهای مادی را برداشت کنیم و نسبت به آنها واکنش نشان دهیم. اکثراً نسبت به نیروهای لطیفتر اطراف خود ناآگاه و بیتوجه هستیم. در حالی که هر اندیشهای که در ذهن ما خطور کند، ارتعاش خاص و لطیف خود را برقرار میسازد. آیا میدانید برای همین است که شما نمیتوانید اصلیت خود را از دیگران پنهان کنید؟ اگر مرتکب کار خطا شده باشید، نسبت به آن آگاهی دارید. حتی اگر بخواهید آن را از دیگران پنهان کنید، هشیاری آن عمل خطا در اندیشه شما حضور دارد و دیگران متوجه آن میشوند، برای اینکه ارتعاشات آن افکار به ترتیبی در رفتار شما آشکار میگردد و همان اصل در مورد افکار نیک هم صدق میکند. وقتی که شما در ذهن خود واژه "خداوند"، (به هر زبانی) را ذکر کنید و به تکرار آن ذکر بپردازید، نوعی از ارتعاش را برقرار میسازید که حضور خداوند را فرا میخواند.
افکار به اندازهای لطیف و ناملموس هستند که هیچ دستگاهی قادر به ضبط آنها نیست. به همین خاطر ما دارای صوت و قدرت سخنگویی میباشیم؛ تا بتوانیم افکار خود را بیان داریم. ولی وقتی با پیشرفت معنوی بتوانیم درون خود را آرام سازیم، قادر به حس و خواندن افکار دیگران میشویم. اما وقتی که پریشان و بیقرار باشید، رادیوی ذهن به اندازهای خارج از مدار میشود که پیامهای ذهنی دیگران را دریافت نمیکنید. اگر هشیاری شما پیوسته متوجه مسائل بیرونی باشد (جسم، امیال، چیزهایی که دیگران گفته، کرده و یا دارا میباشند) هیچگاه متوجه فعالیتهای لطیفتری که در درون و اطراف شما جریان دارد نمیشوید.
ادراک حواس انسانی بسیار محدود میباشند. چشم قادر به ادراک طیف محدودی از ارتعاشات نور است. گوش تنها میزان خاصی از ارتعاش صوت را شنواست – ارتعاشهای بالاتر یا پایینتر را برداشت نمیکند. در تمامی عالم نوای موسیقی پخش میشود که اکثر انسانها قادر به شنیدنش نیستند؛ که همانا صوت اُم یا آمین، تسلیبخش مقدس، است که از همه خلقت برون میدمد. سخن مسیح در این باره اشاره به طبیعت محدود حواس انسان دارد: "میبینند، ولی نمیبینند؛ میشنوند، ولی نمیشنوند، و درک هم نمیکنند."
انسان دستگاههایی ساخته است، قادر به انجام اموری که خودش نمیتواند انجام دهد. میکروسکوپ او را قادر به حس ماورای بینایی کرده است که بتواند با آن چیزهایی را ببیند که با چشم نمیتواند ببیند. رادیو بیش از هر اکتشاف دیگری در دنیای امروز او را قادر به کسب اطلاعات دربارهی دنیا کرده است. ولی به یاد داشته باشید که این ذهن انسان است که با ادراک اصولی معقول قادر به اکتشاف میکروسکوپ و رادیو شده است. بایست قدرت ذهن خود را پرورش دهید. پرورش و پیشرفت معنوی، حس بینایی و شنوایی و دیگر حسهای شما را آنچنان پالایش میدهد که ادراک چیزهایی بسیار لطیفتری را که من میگویم برای شما ممکن میسازد. آنگاه شما میتوانید ارتعاشات فکری را نیز، که اصل واقعی ارتعاشات متراکم تر جامدات است که حواس محدود فیزیکی انسان درک میکند، دریافت کنید.
شما میتوانید از ظاهر برونی انسانها گذر کنید و افکارشان را بخوانید. ولی این امر باعث نخواهد شد که ضدیت با آنها داشته باشید. به قضاوت آنها نمیروید، چرا که درکشان میکنید. خداوند بر همه افکار انسان، چه خوب و چه بد آگاهست؛ با این وجود همه فرزندانش را به گونهای یکسان دوست میدارد. اگر همیشه با عینک آبی به دنیا بنگرید، دنیا را آبی خواهید دید. با عینک آبی تعصب یا تنفر و احساسات نمیتوانید انسانها را آن گونه که هستند بشناسید. به محض آن که چنین احساساتی بر شما غلبه کند، صدایتان ناهنجار میشود و حس ضدیت و غرضورزی در خود میکنید. ولی وقتی که دروناً حس آرامش و صلح کنید، همه را دوست میدارید و نسبت به همه حس دوستی میکنید. این هماهنگی است که خداوند برای آفرینش خود خواسته است. بایست در این دنیای تغییرپذیر، حس تغییرناپذیری و تعادل ذهن را در خود پرورش دهید؛ تا تحت تأثیر و آزار دیگران قرار نگیرید. آنگاه ذات ناملموس لطیف و واقعی انسانها و عالمی که در آن زندگی میکنیم را حس خواهید کردد، و نسبت به بُعد چهارم آگاهی پیدا میکنید.
شیش کتاب راجب انگیزه و موفقیت »» جلوی هر کتابی نوشته شده که چه کمکی بهت میکنه :
1. اثر مرکب – دارن هاردی
یاد میگیری که چطور تغییرات کوچک و مداوم، در بلندمدت نتایج بزرگ خلق میکنن.
2. بیندیشید و ثروتمند شوید – ناپلئون هیل
طرز فکر افراد موفق رو آموزش میده و باور رو به ابزار موفقیت تبدیل میکنه.
3. انگیزه – دنیل پینک
مکانیسمهای درونی انگیزش رو تحلیل میکنه و نشون میده چطور خودت رو از درون هل بدی.
4. هفت عادت مردمان مؤثر – استفان کاوی
عادتهایی رو یاد میگیری که پایهی موفقیت پایدار در زندگی شخصی و شغلی هستن.
5. قدرت عادت – چارلز داهیگ
نشون میده چطور عادتها ساخته میشن و چطور میتونی با تغییرشون زندگیتو عوض کنی.
6. غرور و اراده – رایان هالیدی
یاد میگیری چطور فروتنی و پشتکار رو ترکیب کنی تا به موفقیت واقعی برسی.
شاید رستگاری واقعی در این باشد که با وجود همه چیزهایی که دیدهای، قلبت را پاک نگه داری.
لئو تولستویЧитать полностью…
دارم تمرین میکنم که به هرچیزی واکنش نشون ندم.
مثلا امروز رفیقم گفت پولمارو کِی میزنی ؟بدون هیچ واکنشی از کنار حرفش رد شدم،برای شروع قدم بزرگی بود😅😅
کسی را پیدا کن که
ذوق کند، که سبز باشد، بکر باشد، دیوانه باشد..
کسی را پیدا کن که با تو از طرح ناموزون
ابرها،
به دهکدههای خیال برسد..
که سرکش باشد و با تو بدون آسمان و بال، پرواز کند،که با تو چای بنوشد و شعر بخواند و دیوانگی کند.
دنیا به قدر کافی، آدمِ بیذوق دارد..
دنبال کسی باش که ذوق داشتهباشد و از تماشای ماه و شب و کهکشان، به وجد بیاید و حضور و حرفهاش
تو را جانی دوباره ببخشد و ترغیب کند
به زیستن..
آرزو میکنم که زندگی به تو بیاید و دنیا با تو راه بیاید
آرزو میکنم که لبخند، ضرورت چهرهات باشد و جهان، چشم دیدن شادیت را داشته باشد
و یک جای کوچک،
حتی به اندازهٔ يک صندلی
در قلب کسانی که دوستشان داری، داشته باشی...
کلاغها خیلی دوست دارند عقابها را اذیت کنند! کلاغ با اینکه از عقاب کوچکتر است،
اما چون چابکتر است، میتواند سریع بچرخد و مانور دهد.
گاهی اوقات هنگام پرواز،
بالای سرعقاب قرار میگیرد و به سمت آن شیرجه میرود، ولی عقاب میداند که میتواند اوج بگیرد.
عقاب به جای اینکه از آزارهای کلاغ مزاحم ناراحت شود، بیشتر و بیشتر اوج میگیرد و سرانجام کلاغ عقب میافتد...
وقتی کسی از روی حسادت و غرض ورزی اذیت تان میکند، رو به بالا اوج بگیرید و او را پشت سرتان رها کنید.
#جول_اوستینЧитать полностью…
گفتمش :
دل بردى از ما
جان من مقصد كجاست؟
گفت عاشق را نشاید پرسوجو
با ما بیا...
#راحم_تبریزی
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نهای از سر غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
#حافظ
عشق مهربان است....عشق رحیم است....عشق بخشنده است....عشق مشوق است....عشق سپاسگزار است...عشق قضاوت نمیکند....عشق مفید است....عشق یاری دهنده است....
Читать полностью…
َ
ای در دل من
میل و تمنّا ,همه تو
واندر سر من
مایهٔ سودا ,همه تو
هـر چنـد
به روزگار ,در می نگرم
امـروز ,همـه تویـی ,و فـردا
همـه تــو
مـولانا
ای نور دل و دیده و جانم چونی
وی آرزوی هر دو جهانم چونی
من بیلب لعل تو چنانم که مپرس
تو بیرخ زرد من ندانم چونی
#مولانا
جفا از سر گرفتی یاد میدار
نکردی آن چه گفتی یاد میدار
نگفتی تا قیامت با تو جفتم
کنون با جور جفتی یاد میدار
مرا بیدار در شبهای تاریک
رها کردی و خفتی یاد میدار
به گوش خصم میگفتی سخنها
مرا دیدی نهفتی یاد میدار
نگفتی خار باشم پیش دشمن
چو گل با او شکفتی یاد میدار
گرفتم دامنت از من کشیدی
چنین کردی و رفتی یاد میدار
همیگویم عتابی من به نرمی
تو میگویی به زفتی یاد میدار
فتادی بارها دستت گرفتم
دگرباره بیفتی یاد میدار
#مولاناЧитать полностью…
شمس گفت :
تو جهان را نمی بینی، تو انتخاب خودت را می بینی و وقتی می ترسی، حقیقت پشت ترس تو پنهان میشود که در عرفان مغان به آن حجاب می گویند.
سالک کسی است که ترسش را می بیند و ازآن عبور می کند آنگاه جهان از نو آشکار می شود.
سالک ، چشمش را عوض می کند ،ناظر را عوض می کند، وقتی ناظر عوض شود جهان هم عوض می شود.
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی
#هوشنگ_ابتهاج
فرهنگ همیشه وحشتناکترین چیز برای یک دیکتاتور است.
زیرا مردمی که کتاب بخوانند هرگز برده نخواهند شد ...!
#آنتونیو_لوبو_آنتونشЧитать полностью…
#باور
تا سال ۱۹۵۴ باور تمام دنيا بر این بود که یک انسان نمی تواند یک کیلومتر را زیر ۴ دقیقه بدود...
آنها باور داشتند که انسان محدودیتهای فیزیکی دارد که هیچگاه نخواهد توانست یک کیلومتر را زیر ۴ دقیقه بدود!
تا اینکه سر و کله "راجر بنستر" پیدا شد
اون از همان ابتدا گفت من میتوانم، اصلا از در که آمد تو گفت من خواهم توانست و سرانجام در یک مسابقه یک کیلومتر را در کمتر از ۴ دقیقه دوید...
از آن به بعد در یکسال حدود بیست هزار نفر این رکورد را زدند و کم کم این کار به سطح دبیرستانها کشیده شد!
چه چیزی فرق کرد در عرض یکسال؟
هیچ چیز فقط "باور"
باور انسانها عوض شد که میتوانند و توانستند…
قدردانی و سپاسگزاری انرژیِ خاص خودش را دارد، [سپاسگزاری] همچون مرهمی بر زخمهایمان است، زخمی که شاید همان انرژی منفیِ پیرامون ما باشد.
اگر خودِ سپاسگزاری انرژی تأییدکننده داشته باشد چه، انرژیِ تأییدکنندهای به این شکل که هر بار که برای هر چیزی در زندگیتان احساس شکرگزاری میکنید، درواقع دارید آنچه را که در راه است پُرقدرتتر میکنید؟
هرچقدر هم که عجیب بهنظر برسد، دقیقاً همینطور است.
این بخشی از تجربۀ انسانی است که تجربهای تازه محسوب میشود و اغلب مردم آن را درک نمیکنند؛ تجربهای در این زمینه که «آگاهی، انرژی است».
آگاهیِ #شکرگزاری چیست؟
اگر قابل اندازهگیری باشد چه؟
اگر وقتی فقط به آن «فکر» میکنید وارد اتاق شود و چیزهای اطراف شما را تغییر دهد و یا به آنها شکل و فرم دهد چه؟!
اگر کسی حتی از اینکه شما برای چند لحظه نسبت به آنچه پیرامونتان میگذرد شکرگزار شدهاید، تحت تأثیر قرار بگیرد، چه؟!
کرایونЧитать полностью…
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن
لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط
خاطرهای خواهد ماند
لحظهها عریانند.
به تن لحظه خود،
جامه اندوه مـپوشان هرگز
#سهراب_سپهری
خداوند پاسخ میدهد، نه لزوما به خاطر شایستگی ما، بلکه بر اساس ژرفای عشق و اشتیاق ما برای او.
عشق و اشتیاق درونی ماست که میدان جاذبهای بین ما و خداوند ایجاد میکنه…. در این میدان مغناطیسی و جاذب خداوند ناگزیر به پاسخ است.
پاراماهانساجیЧитать полностью…