661
با مدیریت اینجانب: مرضیه محمدی(دانش آموخته روابط ) خدمات ما: 👇🏼👇🏼👇🏼 آموزش نحوه ی نگارش پایان نامه آموزش نحوه ی نگارش مقاله خدمات چاپ کتاب آموزش ترجمه متون تخصصی جهت ارتباط و مشاوره: #مرضیه_محمدی 👇👇👇 @Avant_grade_98 09189021885
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Ceasefire = آتشبس
Prevent = جلوگیری کردن
Economic = اقتصادی
Harm = آسیب
🔷️ *ترجمه*:
آتشبس از آسیب اقتصادی جنگ ایران جلوگیری نخواهد کرد.
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Ukraine = اوکراین
Racing = رقابت کردن
Develope = توسعه دادن
Interceptor = رهگیر
As = درحالیکه
Drone = پهپاد
Missile = موشک
Ravage = ویران کردن
Country = کشور
🔷️ *ترجمه*:
اوکراین رقابت میکند برای توسعه رهگیر جدید درحالیکه موشک ها و پهپادهای روسی کشورش را ویران میکنند.
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
UK = United Kingdom = انگلستان
Back = پشتیبانی کردن
Blockade = محاصره
Strait of Hormuz = تنگه هرمز
PM = Prime minister = نخست وزیر
🔷️ *ترجمه*:
نخست وزیر استارمر میگوید،
انگلستان از محاصرهی تنگه هرمز پشتیبانی نخواهد کرد.
کانال آموزش تخصصی علوم سیاسی
/channel/Politicianns
First, in response to the practical problem of protecting European life, liberty, and property in sometimes hostile non-European countries, the nineteenth-century standard of ‘civilization’ sought to guarantee certain basic rights, the observance of which, at least in relation to foreign nations, could be expected from ‘civilized states’.
ترجمه:
نخست، در پاسخ به مسئلهی عملیِ حفاظت از جان، آزادی و اموال اروپاییان در کشورهایی غیراروپایی که گاه خصمانه بودند، استاندارد «تمدن» در قرن نوزدهم در پی آن بود که برخی حقوق بنیادین را تضمین کند؛ حقوقی که رعایت آنها، دستکم در روابط با کشورهای خارجی، از «دولتهای متمدن» انتظار میرفت.
تلفظ کامل:
لغات تخصصی:
Protecting: حفاظت کردن | پروتِکتینگ
Liberty: آزادی | لیبِرتی
Property: اموال | پراپِرتی
Hostile: خصمانه | هاستایل
Nineteenth-century: قرن نوزدهم | ناینتینث سِنچِری
Basic rights: حقوق بنیادین | بِیسیک رایتس
Civilized states: دولتهای متمدن | سیویلیزِد اِستِیتس
Second, in response to the philosophical problem of determining which countries deserved legal recognition and legal personality under international law, the standard of ‘civilization’ provided a doctrinal rationale for limiting recognition in international law to those candidate countries that ‘recognizing states regarded as being civilized’.
ترجمه:
دوم، در پاسخ به مسئلهی فلسفیِ تعیین اینکه کدام کشورها شایستگی شناسایی حقوقی و شخصیت حقوقی در چارچوب حقوق بینالملل را دارند، استاندارد «تمدن» یک مبنای دکترینال فراهم میکرد تا شناسایی در حقوق بینالملل به کشورهایی محدود شود که از نظر دولتهای شناساییکننده «متمدن» تلقی میشدند.
لغات تخصصی:
Legal recognition: شناسایی حقوقی | لیگال رِکُگنیشِن
Legal personality: شخصیت حقوقی | لیگال پِرسِنَلِتی
Doctrinal rationale: مبنای دکترینال | داکترینَل رَشِنال
Candidate countries: کشورهای نامزد | کَندیدِت کانتریز
By 1915 at the latest, a standard of ‘civilization’ had emerged as an explicit legal principle and integral part of the generally accepted doctrines of prevailing international law.
ترجمه:
حداکثر تا سال ۱۹۱۵، استاندارد «تمدن» بهعنوان یک اصل حقوقیِ صریح و بخشی جداییناپذیر از دکترینهای بهطور کلی پذیرفتهشدهی حقوق بینالمللِ غالب پدید آمده بود.
لغات تخصصی:
Explicit legal principle: اصل حقوقی صریح | اکسپلیسِت لیگال پرینسیپِل
Integral part: بخش جداییناپذیر | اینتیگرَل پارت
Prevailing international law: حقوق بینالملل غالب | پریوِیلینگ اینترنشنال لا
The standard of ‘civilization’ included the following five requirements:
ترجمه:
استاندارد «تمدن» شامل پنج شرط یا الزام زیر بود:
تلفظ کامل:
دِ استَندِرد آو سیویلیزِیشِن اینکلودِد دِ فالووینگ فایو ریکوایِرمِنتس.
لغات تخصصی:
Requirements: الزامات / شروط | ریکوایِرمِنتس
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Brace for = از قبل آماده شدن برای
Price = قیمت
Hike = افزایش شدید
🔷️ *ترجمه*:
برای افزایش شدید قیمت پلاستیک آماده شوید!
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
Organs of the State (II)
English:
Organs of the State (II)
Persian Phonetic:
اورگِنز آو دِ اِستِیت (تو)
Persian Translation:
ارکان دولت
Keywords:
Organs | اورگِنز | ارکان
State | اِستِیت | دولت
1. The Head of State
English:
The Head of State
Persian Phonetic:
دِ هِد آو اِستِیت
Persian Translation:
۱. رئیس کشور (یا رئیس دولت)
Keywords:
Head of State | هِد آو اِستِیت | رئیس کشور / رئیس دولت
Paragraph 1
English:
Traditionally, intercourse between states was considered to flow between one sovereign and another.
Persian Translation:
بهطور سنتی، روابط میان دولتها بهعنوان ارتباطی میان یک حاکم مستقل و حاکم مستقل دیگر تلقی میشد.
Keywords:
Traditionally | تردیشنِلی | بهطور سنتی
Intercourse | اینتِرکورس | روابط / تعامل
Sovereign | ساوِرِن | حاکم مستقل
English:
Treaties were agreements between monarchs, which, consequently, bound the state; and diplomatic envoys were accredited personally to the head of the receiving state from his ‘brother’ in the sending state.
معاهدات، توافقهایی میان پادشاهان بودند که در نتیجه، دولت را متعهد میساختند؛ و فرستادگان دیپلماتیک بهطور شخصی از سوی «برادر» او در دولت فرستنده، نزد رئیس دولت پذیرنده اعتبارنامه میگرفتند.
Keywords:
Treaties | تریتیز | معاهدات
Monarchs | مانارکس | پادشاهان
Diplomatic envoys | دیپلُمَتیک اِنویْز | فرستادگان دیپلماتیک
Accredited | اَکردیتِد | مورد تأیید رسمی / اعتبارنامهدار
English:
Traces of this ‘personalized’ state may be found in modern international law, in the rule that obliges the sending state to accredit ambassadors, envoys and ministers to the head of the receiving state, and in the rule which treats the head of state as competent to speak for and bind the state in its international relations, for example, by his signature of a treaty.
Persian Translation:
آثار این «دولتِ شخصیشده» را میتوان در حقوق بینالملل معاصر یافت؛ در قاعدهای که دولت فرستنده را ملزم میکند سفرا، فرستادگان و وزیران را نزد رئیس دولت پذیرنده معرفی و تأیید کند، و نیز در قاعدهای که رئیس دولت را صالح میداند تا از طرف دولت سخن بگوید و آن را در روابط بینالمللی متعهد سازد، برای مثال با امضای یک معاهده.
Keywords:
International law | اینتِرنَشِنَل لا | حقوق بینالملل
Ambassadors | اَمبَسِدِرز | سفرا
Competent | کامپِتِنت | دارای صلاحیت
Bind the state | بایند دِ اِستِیت | متعهد کردن دولت
English:
These rules apply irrespective of his constitutional position, of whether he is ‘monarch’ or ‘president’, and of whether the office of head of state is vested in one man or a council.
Persian Translation:
این قواعد بدون توجه به جایگاه قانون اساسی او اعمال میشوند، خواه «پادشاه» باشد یا «رئیسجمهور»، و خواه مقام ریاست کشور در یک فرد یا در یک شورا مستقر شده باشد.
Keywords:
Constitutional position | کانستیتوشنَل پُزیشِن | جایگاه قانون اساسی
Vested | وِستِد | مستقر / واگذار شده
English:
Certain rules of protocol (precedence in state processions, etc.) still distinguish between monarchs and presidents.
Persian Translation:
برخی قواعد تشریفات (مانند تقدم در مراسم رسمی دولتی و غیره) همچنان میان پادشاهان و رؤسای جمهور تمایز قائل میشوند.
Keywords:
Protocol | پروتُکُل | تشریفات
Precedence | پریسیدِنس | تقدم
Paragraph 2
English:
Several states have made it a criminal offence to offend the dignity of a friendly foreign head of state.
Persian Translation:
چندین دولت، اهانت به حیثیت رئیس کشور خارجیِ دوست را جرم کیفری تلقی کردهاند.
Keywords:
Criminal offence | کرِمِنَل آفِنس | جرم کیفری
Dignity | دیگنِتی | حیثیت / کرامت
English:
This is of particular importance in relation to the law of defamation.
Persian Translation:
این موضوع بهویژه در ارتباط با حقوق افترا اهمیت دارد.
Keywords:
Defamation | دِفَمِیشِن | افترا
English:
This may be considered a rule of comity.
Persian Phonetic:
دیس مِی بی کانسِدِرْد ا رول آو کامِتی.
Persian Translation:
این امر ممکن است بهعنوان قاعدهای از ادب و احترام متقابل بینالمللی تلقی شود.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
Realism
|
واقعگرایی
Relations among states take place in the absence of a world government.
روابط میان دولتها در نبودِ یک دولتِ جهانی شکل میگیرد.
states: دولتها — اِستِیتس
world government: دولت جهانی — وُرلد گاوِرنمِنت
For realists, this means that the international system is anarchic.
|
از نظر واقعگرایان، این به آن معناست که نظام بینالملل آنارشیک است.
international system: نظام بینالملل — اینتِرنَشِنال سیستِم
anarchic: آنارشیک، بیمرجع — اَنارکیک
International relations are best understood by focusing on the distribution of power among states.
روابط بینالملل را بهترینطور میتوان با تمرکز بر توزیع قدرت میان دولتها درک کرد.
distribution of power: توزیع قدرت — دیستریبیوشِن آو پاوِر
Despite their formal legal equality, the uneven distribution of power means that the arena of international relations is a form of “power politics”.
با وجود برابری حقوقیِ رسمی، توزیع نابرابر قدرت باعث میشود که عرصه روابط بینالملل شکلی از «سیاست قدرت» باشد.
power politics: سیاست قدرت — پاوِر پالیـتیکس
legal equality: برابری حقوقی — لیگَل ایکوآلِتی
Power is hard to measure; its distribution among states changes over time and there is no consensus among states about how it should be distributed.
قدرت بهسختی قابل اندازهگیری است؛ توزیع آن میان دولتها در طول زمان تغییر میکند و اجماعی درباره چگونگی توزیع آن وجود ندارد.
consensus: اجماع — کِنسِنسَس
International relations is therefore a realm of necessity (states must seek power to survive in a competitive environment) and continuity over time.
بنابراین روابط بینالملل عرصه ضرورت است (دولتها باید برای بقا در محیطی رقابتی به دنبال قدرت باشند) و در طول زمان تداوم دارد.
competitive environment: محیط رقابتی — کامپِتِتیو اِنوایرِنمِنت
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Airport = فرودگاه
Reopen = بازگشایی مجدد
Airfare = قسمت بلیط هواپیما
Skyrocket = سر به فلک کشیدن
Foreign = خارجی
Carriers = شرکتهای هواپیمایی
Stay away = عدم حضور
🔷️ *ترجمه*:
فرودگاه بن گوریون دوباره بازگشایی شد اما با عدم حضور شرکتهای هواپیمایی خارجی، قیمت بلیط هواپیما دوباره سر به فلک کشید.
۱. One of the first Greek philosophers who worked on questions concerning political science was Plato who in his famous book Republic discussed the basic issues confronting human beings in their capacity as members of society and as citizens.
یکی از اولین فیلسوفان یونانی که روی پرسشهای مربوط به علوم سیاسی کار کرد، افلاطون بود که در کتاب مشهور خود «جمهور»، مسائل اساسی پیش روی انسانها را در مقام اعضای جامعه و به عنوان شهروند، مورد بحث قرار داد.
۲. Plato assumed that the question of finding the right kind of government could be resolved through systematic and scientific thinking.
افلاطون فرض را بر این گذاشت که مسئله یافتن نوعِ درستِ حکومت، میتواند از طریق تفکر نظاممند و علمی حل شود.
۳. This assumption of the applicability of reason to social relations is still subject of scholarly discussion in the 21st century.
این فرض در مورد قابلیتِ استفاده از عقل در روابط اجتماعی، هنوز هم در قرن بیست و یکم موضوع بحثهای علمی (آکادمیک) است.
۴. After Plato, one of his students, Aristotle, studied virtually all of the known political systems and constitutions and laid the foundations of an important branch of political science, comparative government.
پس از افلاطون، یکی از شاگردان او، ارسطو، تقریباً تمام نظامهای سیاسی و قانونهای اساسی شناختهشده را مطالعه کرد و پایههای یک شاخه مهم از علوم سیاسی، یعنی «دولتهای تطبیقی» (حکومتهای مقایسهای) را بنا نهاد.
۵. By relating different forms of political organization to their social environment, Aristotle also founded the sociological approach to political science.
ارسطو همچنین با مرتبط کردن اشکال مختلف سازمان سیاسی به محیط اجتماعیشان، رویکرد جامعهشناختی به علوم سیاسی را پایهگذاری کرد.
۶. Zeno, another Greek political scientist, and his followers, instead of dealing with cities or states, considered mankind as a whole.
زنون، یک دانشمند سیاسی دیگر یونانی، و پیروانش، به جای پرداختن به شهرها یا دولتها، کل بشریت را مد نظر قرار دادند.
۷. They declared that the unity of man was one of the main principles of natural law and pleaded for greater equality for women and slaves, etc.
آنها اعلام کردند که یگانگی انسان، یکی از اصول اصلی «قانون طبیعی» است و برای برابری بیشتر برای زنان و بردگان و غیره تلاش کردند (خواهان آن بودند).
۸. This Stoic concept later formed the basis of the Roman legal system called ‘the law of all nations’ and laid the foundation of international law.
این مفهوم رواقیگری، بعدها اساس سیستم حقوقی روم به نام «قانون همه ملتها» را شکل داد و پایه حقوق بینالملل را بنا نهاد.
Shooter : تیر اندازی
Attack: حمله
Casualties: تلفات
Ambush : کمین کردن
Gunman: فرد مسلح
Bullet : گلوله
Foiled: ناکام
Assassination attempt:
سو قصد
☑️ آدرس پیج ما در اینستاگرام
👇👇👇
english_political_science
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
A new warning from the FBI: Don't use those free charging stations in airports, hotels or shopping centers. Criminals have figured out ways to use public USB ports to infect devices with malware and monitoring software. The agency is advising the public to bring their own cables and charging bricks.
✅ لغات جدید:
🔸warn /wɔːrn/: to tell somebody that something bad may happen
اخطار دادن
🔸station /ˈsteɪʃən/: a place where someone or something stands or sits
جایگاه
🔸criminal /ˈkrɪmɪnəl/: culprit
تبهکار
🔸figure out /ˈfɪɡjər aʊt/: understand
فهمیدن
🔸device /dɪˈvaɪs/: a machine or tool that does a special job
وسیله
🔸advise /ədˈvaɪz/: to tell someone what you think they should do.
توصیه کردن
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
Persian Gulf
1. The Persian Gulf is one of the most significant and historic waterways in the entire world.
ترجمه: خلیج فارس یکی از مهمترین و تاریخیترین آبراهها در سراسر جهان است
. While many people recognize it
primarily for its vast energy resources, it is also a region of immense cultural and ecological importance.
ترجمه: در حالی که بسیاری از مردم آن را در درجه اول به خاطر منابع عظیم انرژیاش میشناسند، این منطقه همچنین از اهمیت فرهنگی و زیستمحیطی بینظیری برخوردار است.
3. The Persian Gulf is a vital part of the identity and history of the surrounding nations, and its significance remains undeniable even in the modern era.
ترجمه: (جمله اصلی:) خلیج فارس بخش حیاتی از هویت و تاریخ کشورهای اطراف آن است و اهمیت آن حتی در عصر مدرن نیز غیرقابل انکار باقی میماند.
4. It is easy to find historical evidence of the Gulf’s importance.
ترجمه: پیدا کردن شواهد تاریخی درباره اهمیت خلیج آسان است.
5. For centuries, it has been a center for trade, connecting the East and the West through the Silk Road of the sea.
ترجمه: برای قرنها، اینجا مرکز تجارت بوده و شرق و غرب را از طریق جاده ابریشم دریایی به هم متصل میکرده است.
6. For example, my grandfather often tells stories of the traditional pearl divers who used to brave the deep waters to find natural pearls, which were famous worldwide.
ترجمه: برای مثال، پدربزرگم اغلب داستانهای غواصان سنتی مروارید را تعریف میکند که به آبهای عمیق میزدند تا مرواریدهای طبیعی پیدا کنند؛ مرواریدهایی که در سراسر جهان معروف بودند.
اهمیت مدرن
7. The modern significance of the Persian Gulf is equally impressive.
ترجمه: اهمیت مدرن خلیج فارس به همان اندازه تاثیرگذار است.
8. It is home to diverse marine life, including beautiful coral reefs and rare sea turtles.
ترجمه: اینجا زیستگاه تنوع زیستی دریایی، شامل صخرههای مرجانی زیبا و لاکپشتهای دریایی کمیاب است.
9. Furthermore, the region is a global hub for energy, as a large portion of the world’s oil and gas passes through the Strait of Hormuz.
ترجمه: علاوه بر این، این منطقه یک قطب جهانی انرژی است، زیرا بخش بزرگی از نفت و گاز جهان از تنگه هرمز عبور میکند.
10. Personally, I have always been fascinated by the deep blue waters of this historic sea.
ترجمه: شخصاً، همیشه مجذوب آبهای عمیق و آبی این دریای تاریخی بودهام.
11. Whether we look at its ancient past or its strategic role today, the Persian Gulf remains an essential and inseparable part of our global heritage and identity.
ترجمه: چه به گذشته باستانی آن نگاه کنیم و چه به نقش استراتژیک امروز آن، خلیج فارس یک بخش ضروری و جداییناپذیر از میراث و هویت جهانی ما باقی میماند.
/channel/Politicianns
Organs of the State (II)
English:
Organs of the State (II)
Persian Phonetic:
اورگِنز آو دِ اِستِیت (تو)
Persian Translation:
ارکان دولت
Keywords:
Organs | اورگِنز | ارکان
State | اِستِیت | دولت
1. The Head of State
English:
The Head of State
Persian Phonetic:
دِ هِد آو اِستِیت
Persian Translation:
۱. رئیس کشور (یا رئیس دولت)
Keywords:
Head of State | هِد آو اِستِیت | رئیس کشور / رئیس دولت
Paragraph 1
English:
Traditionally, intercourse between states was considered to flow between one sovereign and another.
Persian Translation:
بهطور سنتی، روابط میان دولتها بهعنوان ارتباطی میان یک حاکم مستقل و حاکم مستقل دیگر تلقی میشد.
Keywords:
Traditionally | تردیشنِلی | بهطور سنتی
Intercourse | اینتِرکورس | روابط / تعامل
Sovereign | ساوِرِن | حاکم مستقل
English:
Treaties were agreements between monarchs, which, consequently, bound the state; and diplomatic envoys were accredited personally to the head of the receiving state from his ‘brother’ in the sending state.
معاهدات، توافقهایی میان پادشاهان بودند که در نتیجه، دولت را متعهد میساختند؛ و فرستادگان دیپلماتیک بهطور شخصی از سوی «برادر» او در دولت فرستنده، نزد رئیس دولت پذیرنده اعتبارنامه میگرفتند.
Keywords:
Treaties | تریتیز | معاهدات
Monarchs | مانارکس | پادشاهان
Diplomatic envoys | دیپلُمَتیک اِنویْز | فرستادگان دیپلماتیک
Accredited | اَکردیتِد | مورد تأیید رسمی / اعتبارنامهدار
English:
Traces of this ‘personalized’ state may be found in modern international law, in the rule that obliges the sending state to accredit ambassadors, envoys and ministers to the head of the receiving state, and in the rule which treats the head of state as competent to speak for and bind the state in its international relations, for example, by his signature of a treaty.
Persian Translation:
آثار این «دولتِ شخصیشده» را میتوان در حقوق بینالملل معاصر یافت؛ در قاعدهای که دولت فرستنده را ملزم میکند سفرا، فرستادگان و وزیران را نزد رئیس دولت پذیرنده معرفی و تأیید کند، و نیز در قاعدهای که رئیس دولت را صالح میداند تا از طرف دولت سخن بگوید و آن را در روابط بینالمللی متعهد سازد، برای مثال با امضای یک معاهده.
Keywords:
International law | اینتِرنَشِنَل لا | حقوق بینالملل
Ambassadors | اَمبَسِدِرز | سفرا
Competent | کامپِتِنت | دارای صلاحیت
Bind the state | بایند دِ اِستِیت | متعهد کردن دولت
English:
These rules apply irrespective of his constitutional position, of whether he is ‘monarch’ or ‘president’, and of whether the office of head of state is vested in one man or a council.
Persian Translation:
این قواعد بدون توجه به جایگاه قانون اساسی او اعمال میشوند، خواه «پادشاه» باشد یا «رئیسجمهور»، و خواه مقام ریاست کشور در یک فرد یا در یک شورا مستقر شده باشد.
Keywords:
Constitutional position | کانستیتوشنَل پُزیشِن | جایگاه قانون اساسی
Vested | وِستِد | مستقر / واگذار شده
English:
Certain rules of protocol (precedence in state processions, etc.) still distinguish between monarchs and presidents.
Persian Translation:
برخی قواعد تشریفات (مانند تقدم در مراسم رسمی دولتی و غیره) همچنان میان پادشاهان و رؤسای جمهور تمایز قائل میشوند.
Keywords:
Protocol | پروتُکُل | تشریفات
Precedence | پریسیدِنس | تقدم
Paragraph 2
English:
Several states have made it a criminal offence to offend the dignity of a friendly foreign head of state.
Persian Translation:
چندین دولت، اهانت به حیثیت رئیس کشور خارجیِ دوست را جرم کیفری تلقی کردهاند.
Keywords:
Criminal offence | کرِمِنَل آفِنس | جرم کیفری
Dignity | دیگنِتی | حیثیت / کرامت
English:
This is of particular importance in relation to the law of defamation.
Persian Translation:
این موضوع بهویژه در ارتباط با حقوق افترا اهمیت دارد.
Keywords:
Defamation | دِفَمِیشِن | افترا
English:
This may be considered a rule of comity.
Persian Phonetic:
دیس مِی بی کانسِدِرْد ا رول آو کامِتی.
Persian Translation:
این امر ممکن است بهعنوان قاعدهای از ادب و احترام متقابل بینالمللی تلقی شود.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Mass = دستهجمعی
Burial = خاکسپاری
Unidentified = شناسایی نشده
Flood = سیل
Vivtims = قربانیان
Death toll = آمار جانباختگان
Rise = افزایش یافتن
🔷️ *ترجمه*:
با افزایش شمار قربانیان سیل در نپال، پیکر جانباختگانِ شناسایینشده بهصورت دستهجمعی به خاک سپرده شد
♦️ Silence is a best reply to a fool.
Sure thing! The phonetic pronunciation of "Silence is the best reply to a fool" can be written as:
🔸 This saying means that sometimes the best response to someone who is being foolish, ignorant, or argumentative is simply to remain silent. Engaging with such individuals may lead to unnecessary conflict or frustration, so it can be wiser to just not respond at all. It suggests that not every situation requires a reaction or an explanation.
🔸 این گفته به این معنی است که گاهی بهترین پاسخ به کسی که احمق، نادان یا مباحثهجو است، این است که سکوت کنیم. درگیر شدن با چنین افرادی ممکن است به تعارض غیرضروری منجر شود، بنابراین ممکن است عاقلانهتر باشد که اصلاً به آنها پاسخ ندهیم. این نشان میدهد که هر موقعیتی نیاز به واکنش یا توضیح ندارد.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
اپلیکیشن های ضروری برای هر کسی که داره زبان انگلیسی یاد میگیره :
• برای لیسینینگ :
1- TED
2- podcast player - Castbox
• برای اسپیکینگ :
1- ELSA: Learn and Speak English
2- English conversation practice
• برای فلش کارت :
1- Vocabulary Flashcards - IELTS
2- AnkiMobile Flashcards
• برای برنامه ریزی (تایمر) :
1- Productive Habit Tracker
2- Focus To-Do: Focus Timer Tasks
• برای تقویت لغت :
1- Tongo - Learn American English
2- Wordup - Learn English Words
• برای تقویت دیکته :
1- Scholar: Spelling Bee Quiz
2- Spelling Bee Lists
• برای چت کردن با نیتیو ها :
1- lnterPals
2- HelloTalk - Language Learning
✅ آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
👇🏻👇🏻👇🏻
/channel/Politicianns
Dictatorship
🔸 ترجمه: دیکتاتوری
Dictatorship is a form of government in which a person or group possesses absolute power without effective constitutional limitations.
🔸 ترجمه:
دیکتاتوری نوعی حکومت است که در آن یک فرد یا گروه، قدرت مطلق را بدون محدودیتهای مؤثر قانون اساسی در اختیار دارد.
The term ‘dictatorship’ is derived from the Latin title ‘dictator’, designating a magistrate who is given extraordinary powers for a limited period in an emergency.
🔸 ترجمه:
واژهی «دیکتاتوری» از عنوان لاتین «دیکتاتور» گرفته شده است، که به معنی یک مقام رسمی است که برای مدت محدودی در شرایط اضطراری قدرت فوقالعادهای به او داده میشود.
The length of this dictator’s rule was usually no more than six months, and he was to promote public order or guarantee military security in a situation of great social disturbance.
🔸 ترجمه:
مدت حکومت این دیکتاتور معمولاً بیش از شش ماه نبود، و وظیفهاش برقراری نظم عمومی یا تضمین امنیت نظامی در شرایط ناآرامی شدید اجتماعی بود.
At the conclusion of the stipulated period, the ‘dictator’ would relinquish his power and the former form of government would be restored.
🔸 ترجمه:
در پایان دوره تعیینشده، دیکتاتور قدرت خود را واگذار میکرد و شکل پیشین حکومت دوباره برقرار میشد.
In many ways this practice was similar to the modern ‘crisis government’ in which extraordinary powers are temporarily given to an elected official to meet an obvious danger.
🔸 ترجمه:
در بسیاری از موارد، این روش شبیه «دولتهای بحرانی» امروزی بود که در آن قدرتهای فوقالعاده به طور موقت به یک مقام انتخابی داده میشود تا با خطری آشکار مقابله کند.
The power given to Winston Churchill, the British prime minister during World War II, is an example of such a government.
🔸 ترجمه:
قدرتی که به وینستون چرچیل، نخستوزیر بریتانیا در جنگ جهانی دوم داده شد، نمونهای از چنین حکومتی است.
Elections were suspended during that war. When the war against Germany was won, elections were held, Churchill lost the elections, and the term of his office came to an end.
🔸 ترجمه:
در طول آن جنگ، انتخابات به حالت تعلیق درآمد. وقتی جنگ علیه آلمان پیروز شد، انتخابات برگزار شد، چرچیل انتخابات را باخت و دورهی خدمتش به پایان رسید.
The word dictatorship, however, does not have the same meaning now as it had in Roman times.
🔸 ترجمه:
با این حال، واژهی دیکتاتوری امروزه همان معنایی را ندارد که در دوران روم باستان داشت.
The essential ingredient of modern dictatorship is power, and the presence of an emergency situation is not necessary.
🔸 ترجمه:
عنصر اصلی دیکتاتوری مدرن «قدرت» است، و وجود یک وضعیت اضطراری دیگر ضروری نیست.
Dictatorship has taken different forms during the ages.
🔸 ترجمه:
دیکتاتوری در طول دوران، اشکال گوناگونی به خود گرفته است.
The patterns and methods of dictatorial rule, however, have remained constant.
🔸 ترجمه:
اما الگوها و روشهای حکومت دیکتاتوری ثابت ماندهاند.
All dictators have reduced the power of other institutions in the political system, especially that of representative assemblies and independent judiciaries.
🔸 ترجمه:
تمام دیکتاتورها قدرت سایر نهادهای موجود در نظام سیاسی را کاهش دادهاند، بهویژه قدرت مجلسهای نمایندگی و قوههای قضایی مستقل.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Middle East = خاورمیانه
Fallout = پیامد
Hit = ضربه و آسیب زدن
Consumers = مصرفکنندگان
Worldwide = سراسر جهان
🔷️ *ترجمه*:
پیامدهای جنگ خاورمیانه به مصرفکنندگان در سراسر جهان آسیب میرساند.
❓Is this sentence grammatical?
"We drive usually home."
✅ Answer: NO
🔸Explanation in English:
The sentence "We drive usually home" is ungrammatical due to the incorrect placement of the adverb "usually." In English, adverbs of frequency such as "usually" should typically come before the main verb but not between the verb and the object.
🔰 Correct sentence:
- "We usually drive home."
🔸 توضیح به فارسی:
جمله "We drive usually home" به دلیل قرارگیری نادرست قید "usually" غیر دستوری است. در زبان انگلیسی، قیدهای تکرار مانند "usually" معمولاً باید قبل از فعل اصلی قرار گیرند.
🔰 جمله صحیح:
"We usually drive home."
♦️برخیازقیود تکرار در انگلیسی:
1. Always
2. Usually
3. Frequently
4. Often
5. Sometimes
6. Occasionally
7. Rarely
8. Seldom
9. Hardly ever
10. Never
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Iran-US = ایران و آمریکا
War = جنگ
Boost = رونق بخشیدن/ افزایش دادن
Used = دست دوم / کار کرده
Vehicle = وسیله نقلیه
Sales = فروش
🔷️ *ترجمه*:
جنگ ایران و آمریکا فروش وسیله نقلیه ی دستدوم را رونق بخشید (افزایش داد).
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Brief = مختصر و کوتاه
Hope= امید
Busy = شلوغ
Waterway = آبراهه
Reopen = بازگشایی مجدد
Appear = به نظر رسیدن
Prepare = آماده شدن
Meet = ملاقات
🔷️ *ترجمه*:
پس از امیدی کوتاه برای بازگشایی یکی از شلوغ ترین آبراه های جهان، به نظر میرسد آمریکا و ایران تقریباً بر سر مسائل بسیار کمی توافق دارند؛ شاید تنها مورد آمادگی برای دیدار دوباره باشد.
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Resignation = کنارهگیری
Last= آخرین
Chance = فرصت و شانس
Redemption = رستگاری
🔷️ *ترجمه*:
کنارهگیری آخرین فرصت ترامپ برای رستگاری است.
Globalization
جهانیشدن
تلفظ فارسی:
گِلوبالایزِیشِن
پاراگراف اول
متن انگلیسی:
The progress of communications technology since the great leap forward induced by the nineteenth-century inventions of the steam railway and the electric telegraph has steadily brought about a shrinking of the world’s distances and has effectively abolished many forms of cultural, intellectual and economic separation.
ترجمه فارسی:
پیشرفت فناوریهای ارتباطی، از زمان جهش بزرگ ناشی از اختراعات قرن نوزدهم مانند راهآهن بخار و تلگراف برقی، بهتدریج موجب کوچکشدن فاصلههای جهانی شده و بهطور مؤثر بسیاری از اشکال جدایی فرهنگی، فکری و اقتصادی را از میان برده است.
متن انگلیسی:
In the last decade of the twentieth century, the pace and scope of this evolution began to exceed the straight forward expansion of existing human activities and institutions.
ترجمه فارسی:
در دههی پایانی قرن بیستم، سرعت و گسترهی این تحول شروع به فراتر رفتن از گسترش ساده و مستقیم فعالیتها و نهادهای موجود انسانی کرد.
متن انگلیسی:
This has created a worldwide connectivity which has escaped the management and control of political authorities, particularly those of the nation-states, and given independence to individuals to pursue personal financial, cultural and intellectual goals wherever they were connected to cyberspace.
ترجمه فارسی:
این روند نوعی پیوند و اتصال جهانی ایجاد کرده است که از مدیریت و کنترل مقامات سیاسی، بهویژه دولت-ملتها، خارج شده و به افراد استقلال داده تا اهداف شخصیِ مالی، فرهنگی و فکری خود را هر جا که به فضای سایبری متصل باشند، دنبال کنند.
متن انگلیسی:
This development has produced the phenomenon usually called ‘globalization’.
ترجمه فارسی:
این تحول پدیدهای را به وجود آورده است که معمولاً «جهانیشدن» نامیده میشود.
تلفظ فارسی:
پاراگراف دوم
متن انگلیسی:
Furious argument has grown up between many competing versions of what globalization actually is and what it portends.
ترجمه فارسی:
بحثها و مجادلات شدیدی میان دیدگاههای رقیب مختلف دربارهی اینکه جهانیشدن واقعاً چیست و چه پیامدهایی دارد، شکل گرفته است.
تلفظ فارسی:
متن انگلیسی:
Much of this debate concerns the implications of globalization for individuals at one level and the whole global economy at another.
ترجمه فارسی:
بخش زیادی از این بحثها به پیامدهای جهانیشدن برای افراد در یک سطح و برای کل اقتصاد جهانی در سطحی دیگر مربوط میشود.
تلفظ فارسی:
متن انگلیسی:
What changes it brings to global politics remains to some degree uncertain, but some of its effects are already clear.
ترجمه فارسی:
اینکه چه تغییراتی در سیاست جهانی ایجاد میکند تا حدی نامشخص باقی مانده است، اما برخی از آثار آن هماکنون روشن است.
تلفظ فارسی:
متن انگلیسی:
The most serious arise from a tendency for human economic and informational activities to organize themselves in horizontal patterns spread across the world.
ترجمه فارسی:
مهمترین و جدیترین پیامدها از گرایشی ناشی میشود که در آن فعالیتهای اقتصادی و اطلاعاتی انسانها بهصورت الگوهای افقی و در سراسر جهان سازمان مییابند.
تلفظ فارسی:
Unhindered by constraints of time, place or climate, the territorial limits and territorial loyalties that used to define human activities and political authority have dissipated.
ترجمه فارسی:
این فعالیتها که دیگر به محدودیتهای زمان، مکان یا اقلیم مقید نیستند، موجب شدهاند مرزهای سرزمینی و وفاداریهای سرزمینی که پیشتر فعالیتهای انسانی و اقتدار سیاسی را تعریف میکردند، از میان بروند.
متن انگلیسی:
In some instances this has produced intense regionalization, even localization; in others it …
ترجمه فارسی:
در برخی موارد، این روند موجب منطقهایشدن شدید و حتی محلیشدن شده است؛ و در موارد دیگر …
Globalization: جهانیشدن
تلفظ: گِلوبالایزِیشِن
Communications technology: فناوری ارتباطات
تلفظ: کِمیونیکِیشِنز تِکنالاجی
Industrial inventions: اختراعات صنعتی
تلفظ: اینداستریال اینوِنشِنز
Cultural / Intellectual / Economic separation: جدایی فرهنگی / فکری / اقتصادی
تلفظ: کالچِرَل / اینتِلِکچوئَل / ایکانامیک سِپِرِیشِن
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
عنوان متن
Civilization and Capitalism
تلفظ فارسی:
سیویلیزِیشن اَند کَپیتِلیزِم
ترجمه:
تمدن و سرمایهداری
پاراگراف ۱
English Text:
Archeologists who have studied ancient civilizations have defined them in material terms.
ترجمه فارسی:
باستانشناسانی که تمدنهای باستانی را بررسی کردهاند، آنها را بر اساس معیارهای مادی تعریف کردهاند.
English Text:
The process of civilization is associated with urban life, state structures, and technological innovation, from neolithic through copper to bronze eras, including invention of the wheel, the ox-cart, and the sailing ship.
ترجمه فارسی:
فرایند تمدن با زندگی شهری، ساختارهای دولتی و نوآوری فناورانه پیوند دارد؛ از دوران نوسنگی تا عصر مس و عصر برنز، از جمله اختراع چرخ، ارابهٔ گاوی و کشتی بادبانی.
English Text:
The members of these technologically, economically organized and class-structured social entities were unified by religion, myth, symbols, and language.
ترجمه فارسی:
اعضای این واحدهای اجتماعی که از نظر فناورانه و اقتصادی سازمانیافته و دارای ساختار طبقاتی بودند، از طریق دین، اسطوره، نمادها و زبان با یکدیگر متحد میشدند.
English Text:
These sets of meaningful symbols facilitated communication among the participants in a civilization.
ترجمه فارسی:
این مجموعههای نمادینِ معنادار، ارتباط میان مشارکتکنندگان در یک تمدن را تسهیل میکردند.
English Text:
We can, therefore, say that a working definition of civilization for a particular group of people is a correspondence between their material conditions of existence and a set of inter-related subjective meanings.
ترجمه فارسی:
بنابراین میتوان گفت یک تعریف کارآمد از تمدن برای یک گروه مشخص از مردم، نوعی تناسب میان شرایط مادیِ زیست آنها و مجموعهای از معانی ذهنیِ بههمپیوسته است.
English Text:
The way people are organized to satisfy their material needs is, thus, a basic aspect of civilization.
ترجمه فارسی:
بنابراین، شیوهای که مردم برای برآوردن نیازهای مادی خود سازماندهی میشوند، یک بُعد اساسیِ تمدن است.
English Text:
Before capitalism came into existence, there were other economic processes through which people had become organized to satisfy their material needs.
ترجمه فارسی:
پیش از آنکه سرمایهداری پدید آید، فرایندهای اقتصادیِ دیگری وجود داشت که مردم از طریق آنها برای تأمین نیازهای مادیشان سازمان مییافتند.
English Text:
In accordance with those economic systems, different modes of social organization of production and distribution had been established, each giving birth to a particular form of society with its own particular culture and civilization.
ترجمه فارسی:
مطابق با آن نظامهای اقتصادی، شیوههای متفاوتی از سازمان اجتماعیِ تولید و توزیع شکل گرفته بود که هر یک، نوعی جامعهٔ خاص با فرهنگ و تمدن ویژهٔ خود را پدید میآورد.
English Text:
Capitalism, as the current predominant form of economic organization, can be global merely to the extent that it functions according to certain general laws, such as those of supply and demand.
ترجمه فارسی:
سرمایهداری، بهعنوان شکل غالبِ کنونیِ سازمان اقتصادی، تنها تا آن حد میتواند جهانی باشد که بر اساس قوانین کلی معینی مانند عرضه و تقاضا عمل کند.
Civilization
سیویلیزِیشن — تمدن
Capitalism
کَپیتِلیزِم — سرمایهداری
Archeologists
آرکیآلاجیستس — باستانشناسان
Material conditions
مَتیریال کِندیشِنز — شرایط مادی
Urban life
اِربَن لایف — زندگی شهری
State structures
اِستِیت اِستراکچرز — ساختارهای دولتی
Technological innovation
تِکنالاجیکَل اینوِیشِن — نوآوری فناورانه
Neolithic era
نیالیتیک اِرا — عصر نوسنگی
Class-structured society
کِلَس‑اِستراکچِرد سوسایِتی — جامعهٔ دارای ساختار طبقاتی
Modes of production and distribution
مودیْز آو پروداکشِن اَند دیستریبیوشِن — شیوههای تولید و توزیع
Supply and demand
سِپْلای اَند دِمَند — عرضه و تقاضا
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
ترجمه متن بالا ☝️☝️☝️:
اخطار جدید اف بی آی: از جایگاههای شارژ وسایل الکترونیکی در فرودگاهها، هتلها و یا مراکز خرید استفاده نکنید. تبهکاران از روشهایی برای استفاده از پورتهای usb عمومی برای آلوده کردن وسایل با بدافزارها یا نرمافزارهای جاسوسی استفاده میکنند. این سازمان به مردم توصیه کرد که برای شارژ وسایل الکترونیکی کابل و شارژر خود را به همراه داشته باشند.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
well as laws concerning agricultural workers, wage laborers, women’s rights, etc.
وِل اَز لاز کِنسِرنینگ اَگریکالچِرَل وُرکِرز، وِیج لِیبُرِرز، وومِنز رایتس، اِتسِترا
🌍 همچنین قوانینی دربارهی کارگران کشاورزی، کارگران مزدی، حقوق زنان و غیره وجود داشت.
The code made the government responsible for any stolen property within its jurisdiction if the offender was not caught.
دِ کُد مِید دِ گاوِرمنْت ریسپانسیبِل فُر اِنی اِستولِن پُرُپِرتی وِذین اِتز جوریزدیکشِن اِف دِ اُفِندِر واز نات کات
🌍 این قانون، دولت را مسئول هرگونه مال دزدیدهشده در حوزهی قضایی خود میدانست، اگر مجرم دستگیر نمیشد.
In case of loss of life, the government was to pay a specified amount of money to the victim’s descendants as indemnity.
این کیس آو لاس آو لایف، دِ گاوِرمنْت واز تُو پی اِسپِسیفاید اَمَونْت آو مانی تُو دِ ویکتِمز دِسِندَنتس اَز ایندِمْنِتی
🌍 در صورت از دست رفتن جان، دولت موظف بود مبلغ مشخصی پول به بازماندگان قربانی بهعنوان غرامت بپردازد.
The source of justice was to be the king’s judges, and, above all, the king himself.
دِ سورس آو جَستیس واز تُو بی دِ کینگز جاجِز، اَند، اَبَو آل، دِ کینگ هیمسِلف
🌍 منبع عدالت باید قضات منصوب شاه و در نهایت خود پادشاه میبودند.
The code was thus one of the oldest documents concerning what was later called political science.
🔊دِ کُد واز داس وان آو دِ اُلدِست داكیومِنتس کِنسِرنینگ وات واز لِیتِر کُلد پُلیتیکَل سایِنس
🌍 بنابراین این قانون یکی از قدیمیترین اسناد مربوط به چیزی بود که بعدها «علم سیاست» نام گرفت.
Hammurabi’s code was not the very first body of laws and principles enacted for a just organization of society.
هَمورابیز کُد واز نات دِ وِری فِرست بادی آو لاز اَند پرینسیپِلز اِناکْتِد فُر اِ جاست اُرگِنِزِیشِن آو سُسایِتی
🌍 قانون حمورابی اولین مجموعه قوانین و اصولی نبود که برای سازماندهی عادلانهی جامعه تصویب شده باشد.
Many other collections of legal prescriptions have been found in the remains of Sumerian culture, belonging to 2400 B.C.,
مِنی آدِر کِلِکْشِنز آو لیگَل پِرِسکریپشِنز هَو بین فاوُند اِن دِ ریمِینز آو سومِریَن کالچِر، بِلانیگ تُ تو فُرتین هاندِر بیسی
🌍 مجموعههای دیگری از مقررات حقوقی در بقایای فرهنگ سومری، مربوط به حدود ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد، یافت شده است.
and there are similar documents found in ancient China, India, Egypt, Palestine and Persia (Iran).
اَند ذِر آر سِمیلَر داكیومِنتس فاوُند اِن اینشِنت چاینا، ایندیا، ایجِپت، پَلِستاین اَند پِرشا (ایران)
🌍 و اسناد مشابهی نیز در چین باستان، هند، مصر، فلسطین و ایران کشف شده است.
One of the first Greek philosophers who worked on questions concerning political science was Plato who in his famous book Republic discussed the basic issues confronting human beings in their capacity as members of society and as citizens.
وان آو دِ فِرست گریک فیلُسُفِرز هو وُرکْت آن کُوِسچِنز کِنسِرنینگ پُلیتیکَل سایِنس واز پِلاتو، هو اِن هیز فِیمِس بُک رِپابلیک دیسکاسْت دِ بِیسیک ایشوز کانفرانتینگ هیومن بینگْز اِن دِیر کِپَسِتی اَز مِمبِرز آو سُسایِتی اَند اَز سیتیزنز
🌍 یکی از نخستین فیلسوفان یونانی که روی مسائل مربوط به علم سیاست کار کرد، افلاطون بود. او در کتاب مشهور خود به نام جمهور، مسائل اساسی پیش روی انسانها را بهعنوان اعضای جامعه و شهروندان مورد بحث قرار داد.
Plato assumed that questions of finding the right kind of government could be resolved through systematic and scientific thinking.
پِلاتو اَسیومْد دَت کُوِسچِنز آو فایندینگ دِ رایت کایِند آو گاوِرمِنت کود بی ریزالْوْد ثرو سیستِمَتیک اَند سایِنتیفیک ثینکینگ
🌍 افلاطون بر این باور بود که یافتن نوع درست حکومت میتواند از طریق تفکر نظاممند و علمی حل شود.
This assumption of the applicability of reason to social relations is still subject of scholarly discussion in the 21st century.
دیس اَسامپشِن آو دِ اَپلیکَبِلِتی آو ریزن تُ سوشِل رِلِیشِنز ایز استیل سابجِکت آو اسکالِرلی دیسکاشِن اِن دِ توئِنی فِرسْت سِنچُری
🌍 این فرضیه که عقلانیت را میتوان بر روابط اجتماعی اعمال کرد، هنوز هم در قرن بیستویکم موضوع بحثهای علمی است.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
Soviet-Style Communism
سوسیالیسم به سبک شوروی
تلفظ: (سووِیِت استایل کامیونیزِم)
🟩 جمله ۱
When the anti-tsarist revolution triumphed in Russia in 1917, it did so under circumstances different from those expected by Karl Marx.
وقتی انقلاب ضد تزار در روسیه در سال ۱۹۱۷ پیروز شد، این اتفاق در شرایطی متفاوت از آنچه کارل مارکس انتظار داشت، رخ داد.
🟩 جمله ۲
Marx, the German socialist theoretician, and his close coworker, Fredrik Engels, believed that the existence of advanced industrial capitalism with a large working-class majority was a precondition for any successful socialist revolution.
مارکس، نظریهپرداز سوسیالیست آلمانی، و همکار نزدیکش، فردریک انگلس، باور داشتند که وجود سرمایهداری صنعتی پیشرفته با اکثریتی از طبقهی کارگر، شرط اولیه برای هر انقلاب سوسیالیستی موفق است.
🟩 جمله ۳
Russia, however, was still an overwhelmingly agricultural society in 1917.
با این حال، روسیه در سال ۱۹۱۷ هنوز عمدتاً جامعهای کشاورزی بود.
🟩 جمله ۴
Marx had depicted the revolution as a largely spontaneous upheaval carried out by the masses; he did not portray it as an organized rebellion led by a political party.
مارکس انقلاب را بهعنوان یک خیزش عمدتاً خودجوش از سوی تودهها ترسیم کرده بود؛ او آن را شورشی سازمانیافته به رهبری یک حزب سیاسی نمیدانست.
🟩 جمله ۵
Socialism, however, came to Russia as the result of an uprising by certain groups of industrial workers and poor peasants engineered by a highly centralized political party, the Bolsheviks.
با این حال، سوسیالیسم در روسیه بهدنبال قیامی از سوی برخی گروههای کارگران صنعتی و دهقانان فقیر که توسط یک حزب سیاسی بسیار متمرکز، یعنی بلشویکها، سازماندهی شده بود، شکل گرفت.
🟩 جمله ۶
It was this party which soon came to be known as the Communist Party, and which defined the essence of the Soviet system formed in Russia.
این همان حزبی بود که بهزودی به حزب کمونیست معروف شد و اساس نظام شوروی شکلگرفته در روسیه را تعریف کرد.
تلفظ: (ایت واز دیس پارتِی ویچ سون کِیم تو بی نون اَز دِ کامیونیست پارتِی، اَند ویچ دیفایند دِ اِسِنس آو دِ سووِیِت سیستِم فورمد این راشیا)
🟩 جمله ۷
The Bolshevik party’s principal creator was Vladimir Ilyich Lenin (1870–1924).
خالق اصلی حزب بلشویک، ولادیمیر ایلیچ لنین (۱۸۷۰ تا ۱۹۲۴) بود.
🟩 جمله ۸
An avid student of Marx’s writings, Lenin placed his own stamp on the Marxist tradition by adapting its core ideas to Russia’s specific conditions.
لنینی که از پیروان پرشور آثار مارکس بود، با سازگار کردن ایدههای اصلی مارکسیسم با شرایط خاص روسیه، مهر خود را بر سنت مارکسیستی زد.
🟩 جمله ۹
Arguing that Marxism was not an inalterable dogma but a flexible body of thought capable of diverse applications, Lenin retained Marx’s opposition to capitalism and his commitment to socialist revolution but adjusted other aspects of Marx’s ideology to conform with Russian realities in the early twentieth century.
او استدلال میکرد که مارکسیسم یک عقیده تغییرناپذیر نیست بلکه مجموعهای انعطافپذیر از اندیشه است که میتواند کاربردهای گوناگون داشته باشد. لنین مخالفت مارکس با سرمایهداری و تعهد او به انقلاب سوسیالیستی را حفظ کرد، اما سایر جنبههای ایدئولوژی مارکس را برای سازگاری با واقعیتهای روسیه در اوایل قرن بیستم تعدیل نمود.
🟨 لغات تخصصی:
لغت
معنی
تلفظ فارسی
anti-tsarist
ضد تزار
اَنتی زاریست
revolution
انقلاب
رِوِلوشِن
circumstances
شرایط
سِرکَمستَنسِز
theoretician
نظریهپرداز
ثیئورِتیشن
industrial capitalism
سرمایهداری صنعتی
اینداستریِل کَپیتَلیزم
working-class
طبقه کارگر
وُرکینگ کِلاس
precondition
شرط اولیه
پریکاندیشِن
spontaneous
خودجوش
اسپانتِینیِس
upheaval
خیزش، دگرگونی
اَپهیول
rebellion
شورش
رِبِلیِن
centralized
متمرکز
سِنتِرَلایزد
Bolsheviks
بلشویکها
بولشِویکس
Communist Party
حزب کمونیست
کامیونیست پارتِی
Marxism
مارکسیسم
مارکسیزم
dogma
عقیده خشک، تغییرناپذیر
داگما
ideology
ایدئولوژی
آیدیالُوجی
conform
سازگار شدن
کُنفورم
realities
واقعیتها
رِئَلیتیز
✅کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/Politicianns
𝗧𝗵𝗲 𝗦𝘁𝗿𝗮𝗶𝘁 𝗼𝗳 𝗛𝗼𝗿𝗺𝘂𝘇: تنگه ی هرمز🌊
The Strait of Hormuz belongs to Iran. 🐳
تنگه ی هرمز متعلق به ایران است.
The Strait of Hormuz is part of Iran's territory.✨
تنگه ی هرمز بخشی از قلمرو (سرزمین) ایران است.
«تنگه ی هرمز» نام خودش رو از پادشاه ایرانی به نام هرمز گرفته
The name Hormuz comes from the historic Iranian King Hormuz.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns