661
با مدیریت اینجانب: مرضیه محمدی(دانش آموخته روابط ) خدمات ما: 👇🏼👇🏼👇🏼 آموزش نحوه ی نگارش پایان نامه آموزش نحوه ی نگارش مقاله خدمات چاپ کتاب آموزش ترجمه متون تخصصی جهت ارتباط و مشاوره: #مرضیه_محمدی 👇👇👇 @Avant_grade_98 09189021885
Revolution
1. A revolution is a fundamental change in power or organizational structures that takes place in a relatively short period of time.
2. Aristotle described two types of political revolution: Complete change from one constitution to another; and modification of an existing constitution.
3. Revolutions have occurred through human history and vary widely in terms of methods, duration, and motivating ideology.
4. The Islamic Republic of Iran came into existence following the Iranian Revolution and a national referendum held on 1 April 1979.
5. The Islamic Revolution refers to events involving the overthrow of Iran's monarchy under Shah Mohammad Reza Pahlavi and its replacement with an Islamic republic under Ayatollah Khomeini, the leader of the revolution.
ترجمه:
انقلاب
1. انقلاب عبارتست از تغییری بنیادین در قدرت یا ساختارهای سازمانی که در دوره
زمانی نسبتا کوتاهی رخ می دهد.
2. ارسطو دو نوع از انقلاب سیاسی را تشریح می کند: تغییر کامل یک قانون اساسی به دیگری؛ و اصلاح قانون اساسی موجود.
3. انقلابها در طول تاریخ بشر واقع شده اند و شدیدا به لحاظ شیوه، طول مدت، و تفکر ایجاد کننده متفاوت بوده اند.
4. جمهوری اسلامی ایران بدنبال انقلاب ایران و همه پرسی ملی برگزار شده در اول آوریل 1979 بوجود آمد.
5. انقلاب اسلامی، به وقایع مشتمل بر ساقط کردن سلطنت ایران تحت پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی و جایگزینی آن با جمهوری اسلامی تحت رهبری آیت الله خمینی، رهبر انقلاب اطلاق می شود.
واژگان:
revolution انقلاب
fundamental بنیادی، اساسی
organizational سازمانی
structures ساختمان، ساختار
take place اتفاق افتادن، واقع شدن
relatively نسبتا
period دوره، مدت
describe توصیف کردن، تعریف کردن
constitution قانون اساسی
human history تاریخ بشریت
widely شدیدا، عمیقا
in terms of به لحاظ
duration مدت، دوره
ideology ایدئولوژی
referendum رفراندوم
events حوادث، وقایع
involving مشتمل بر
overthrow برانداختن، سرنگون کردن
monarchy سلطنت، پادشاهی
replacement جانشینی، جایگزینی
✅ کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/Politicianns
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Ceasefire = آتشبس
Prevent = جلوگیری کردن
Economic = اقتصادی
Harm = آسیب
🔷️ *ترجمه*:
آتشبس از آسیب اقتصادی جنگ ایران جلوگیری نخواهد کرد.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی،مدیر آکادمی سیاست و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
Persian Gulf
1. The Persian Gulf is one of the most significant and historic waterways in the entire world.
ترجمه: خلیج فارس یکی از مهمترین و تاریخیترین آبراهها در سراسر جهان است
. While many people recognize it
primarily for its vast energy resources, it is also a region of immense cultural and ecological importance.
ترجمه: در حالی که بسیاری از مردم آن را در درجه اول به خاطر منابع عظیم انرژیاش میشناسند، این منطقه همچنین از اهمیت فرهنگی و زیستمحیطی بینظیری برخوردار است.
3. The Persian Gulf is a vital part of the identity and history of the surrounding nations, and its significance remains undeniable even in the modern era.
ترجمه: (جمله اصلی:) خلیج فارس بخش حیاتی از هویت و تاریخ کشورهای اطراف آن است و اهمیت آن حتی در عصر مدرن نیز غیرقابل انکار باقی میماند.
4. It is easy to find historical evidence of the Gulf’s importance.
ترجمه: پیدا کردن شواهد تاریخی درباره اهمیت خلیج آسان است.
5. For centuries, it has been a center for trade, connecting the East and the West through the Silk Road of the sea.
ترجمه: برای قرنها، اینجا مرکز تجارت بوده و شرق و غرب را از طریق جاده ابریشم دریایی به هم متصل میکرده است.
6. For example, my grandfather often tells stories of the traditional pearl divers who used to brave the deep waters to find natural pearls, which were famous worldwide.
ترجمه: برای مثال، پدربزرگم اغلب داستانهای غواصان سنتی مروارید را تعریف میکند که به آبهای عمیق میزدند تا مرواریدهای طبیعی پیدا کنند؛ مرواریدهایی که در سراسر جهان معروف بودند.
اهمیت مدرن
7. The modern significance of the Persian Gulf is equally impressive.
ترجمه: اهمیت مدرن خلیج فارس به همان اندازه تاثیرگذار است.
8. It is home to diverse marine life, including beautiful coral reefs and rare sea turtles.
ترجمه: اینجا زیستگاه تنوع زیستی دریایی، شامل صخرههای مرجانی زیبا و لاکپشتهای دریایی کمیاب است.
9. Furthermore, the region is a global hub for energy, as a large portion of the world’s oil and gas passes through the Strait of Hormuz.
ترجمه: علاوه بر این، این منطقه یک قطب جهانی انرژی است، زیرا بخش بزرگی از نفت و گاز جهان از تنگه هرمز عبور میکند.
10. Personally, I have always been fascinated by the deep blue waters of this historic sea.
ترجمه: شخصاً، همیشه مجذوب آبهای عمیق و آبی این دریای تاریخی بودهام.
11. Whether we look at its ancient past or its strategic role today, the Persian Gulf remains an essential and inseparable part of our global heritage and identity.
ترجمه: چه به گذشته باستانی آن نگاه کنیم و چه به نقش استراتژیک امروز آن، خلیج فارس یک بخش ضروری و جداییناپذیر از میراث و هویت جهانی ما باقی میماند.
/channel/Politicianns
عنوان متن
Civilization and Capitalism
تلفظ فارسی:
سیویلیزِیشن اَند کَپیتِلیزِم
ترجمه:
تمدن و سرمایهداری
پاراگراف ۱
English Text:
Archeologists who have studied ancient civilizations have defined them in material terms.
ترجمه فارسی:
باستانشناسانی که تمدنهای باستانی را بررسی کردهاند، آنها را بر اساس معیارهای مادی تعریف کردهاند.
English Text:
The process of civilization is associated with urban life, state structures, and technological innovation, from neolithic through copper to bronze eras, including invention of the wheel, the ox-cart, and the sailing ship.
ترجمه فارسی:
فرایند تمدن با زندگی شهری، ساختارهای دولتی و نوآوری فناورانه پیوند دارد؛ از دوران نوسنگی تا عصر مس و عصر برنز، از جمله اختراع چرخ، ارابهٔ گاوی و کشتی بادبانی.
English Text:
The members of these technologically, economically organized and class-structured social entities were unified by religion, myth, symbols, and language.
ترجمه فارسی:
اعضای این واحدهای اجتماعی که از نظر فناورانه و اقتصادی سازمانیافته و دارای ساختار طبقاتی بودند، از طریق دین، اسطوره، نمادها و زبان با یکدیگر متحد میشدند.
English Text:
These sets of meaningful symbols facilitated communication among the participants in a civilization.
ترجمه فارسی:
این مجموعههای نمادینِ معنادار، ارتباط میان مشارکتکنندگان در یک تمدن را تسهیل میکردند.
English Text:
We can, therefore, say that a working definition of civilization for a particular group of people is a correspondence between their material conditions of existence and a set of inter-related subjective meanings.
ترجمه فارسی:
بنابراین میتوان گفت یک تعریف کارآمد از تمدن برای یک گروه مشخص از مردم، نوعی تناسب میان شرایط مادیِ زیست آنها و مجموعهای از معانی ذهنیِ بههمپیوسته است.
English Text:
The way people are organized to satisfy their material needs is, thus, a basic aspect of civilization.
ترجمه فارسی:
بنابراین، شیوهای که مردم برای برآوردن نیازهای مادی خود سازماندهی میشوند، یک بُعد اساسیِ تمدن است.
English Text:
Before capitalism came into existence, there were other economic processes through which people had become organized to satisfy their material needs.
ترجمه فارسی:
پیش از آنکه سرمایهداری پدید آید، فرایندهای اقتصادیِ دیگری وجود داشت که مردم از طریق آنها برای تأمین نیازهای مادیشان سازمان مییافتند.
English Text:
In accordance with those economic systems, different modes of social organization of production and distribution had been established, each giving birth to a particular form of society with its own particular culture and civilization.
ترجمه فارسی:
مطابق با آن نظامهای اقتصادی، شیوههای متفاوتی از سازمان اجتماعیِ تولید و توزیع شکل گرفته بود که هر یک، نوعی جامعهٔ خاص با فرهنگ و تمدن ویژهٔ خود را پدید میآورد.
English Text:
Capitalism, as the current predominant form of economic organization, can be global merely to the extent that it functions according to certain general laws, such as those of supply and demand.
ترجمه فارسی:
سرمایهداری، بهعنوان شکل غالبِ کنونیِ سازمان اقتصادی، تنها تا آن حد میتواند جهانی باشد که بر اساس قوانین کلی معینی مانند عرضه و تقاضا عمل کند.
Civilization
سیویلیزِیشن — تمدن
Capitalism
کَپیتِلیزِم — سرمایهداری
Archeologists
آرکیآلاجیستس — باستانشناسان
Material conditions
مَتیریال کِندیشِنز — شرایط مادی
Urban life
اِربَن لایف — زندگی شهری
State structures
اِستِیت اِستراکچرز — ساختارهای دولتی
Technological innovation
تِکنالاجیکَل اینوِیشِن — نوآوری فناورانه
Neolithic era
نیالیتیک اِرا — عصر نوسنگی
Class-structured society
کِلَس‑اِستراکچِرد سوسایِتی — جامعهٔ دارای ساختار طبقاتی
Modes of production and distribution
مودیْز آو پروداکشِن اَند دیستریبیوشِن — شیوههای تولید و توزیع
Supply and demand
سِپْلای اَند دِمَند — عرضه و تقاضا
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
Organs of the State (II)
English:
Organs of the State (II)
Persian Phonetic:
اورگِنز آو دِ اِستِیت (تو)
Persian Translation:
ارکان دولت
Keywords:
Organs | اورگِنز | ارکان
State | اِستِیت | دولت
1. The Head of State
English:
The Head of State
Persian Phonetic:
دِ هِد آو اِستِیت
Persian Translation:
۱. رئیس کشور (یا رئیس دولت)
Keywords:
Head of State | هِد آو اِستِیت | رئیس کشور / رئیس دولت
Paragraph 1
English:
Traditionally, intercourse between states was considered to flow between one sovereign and another.
Persian Translation:
بهطور سنتی، روابط میان دولتها بهعنوان ارتباطی میان یک حاکم مستقل و حاکم مستقل دیگر تلقی میشد.
Keywords:
Traditionally | تردیشنِلی | بهطور سنتی
Intercourse | اینتِرکورس | روابط / تعامل
Sovereign | ساوِرِن | حاکم مستقل
English:
Treaties were agreements between monarchs, which, consequently, bound the state; and diplomatic envoys were accredited personally to the head of the receiving state from his ‘brother’ in the sending state.
معاهدات، توافقهایی میان پادشاهان بودند که در نتیجه، دولت را متعهد میساختند؛ و فرستادگان دیپلماتیک بهطور شخصی از سوی «برادر» او در دولت فرستنده، نزد رئیس دولت پذیرنده اعتبارنامه میگرفتند.
Keywords:
Treaties | تریتیز | معاهدات
Monarchs | مانارکس | پادشاهان
Diplomatic envoys | دیپلُمَتیک اِنویْز | فرستادگان دیپلماتیک
Accredited | اَکردیتِد | مورد تأیید رسمی / اعتبارنامهدار
English:
Traces of this ‘personalized’ state may be found in modern international law, in the rule that obliges the sending state to accredit ambassadors, envoys and ministers to the head of the receiving state, and in the rule which treats the head of state as competent to speak for and bind the state in its international relations, for example, by his signature of a treaty.
Persian Translation:
آثار این «دولتِ شخصیشده» را میتوان در حقوق بینالملل معاصر یافت؛ در قاعدهای که دولت فرستنده را ملزم میکند سفرا، فرستادگان و وزیران را نزد رئیس دولت پذیرنده معرفی و تأیید کند، و نیز در قاعدهای که رئیس دولت را صالح میداند تا از طرف دولت سخن بگوید و آن را در روابط بینالمللی متعهد سازد، برای مثال با امضای یک معاهده.
Keywords:
International law | اینتِرنَشِنَل لا | حقوق بینالملل
Ambassadors | اَمبَسِدِرز | سفرا
Competent | کامپِتِنت | دارای صلاحیت
Bind the state | بایند دِ اِستِیت | متعهد کردن دولت
English:
These rules apply irrespective of his constitutional position, of whether he is ‘monarch’ or ‘president’, and of whether the office of head of state is vested in one man or a council.
Persian Translation:
این قواعد بدون توجه به جایگاه قانون اساسی او اعمال میشوند، خواه «پادشاه» باشد یا «رئیسجمهور»، و خواه مقام ریاست کشور در یک فرد یا در یک شورا مستقر شده باشد.
Keywords:
Constitutional position | کانستیتوشنَل پُزیشِن | جایگاه قانون اساسی
Vested | وِستِد | مستقر / واگذار شده
English:
Certain rules of protocol (precedence in state processions, etc.) still distinguish between monarchs and presidents.
Persian Translation:
برخی قواعد تشریفات (مانند تقدم در مراسم رسمی دولتی و غیره) همچنان میان پادشاهان و رؤسای جمهور تمایز قائل میشوند.
Keywords:
Protocol | پروتُکُل | تشریفات
Precedence | پریسیدِنس | تقدم
Paragraph 2
English:
Several states have made it a criminal offence to offend the dignity of a friendly foreign head of state.
Persian Translation:
چندین دولت، اهانت به حیثیت رئیس کشور خارجیِ دوست را جرم کیفری تلقی کردهاند.
Keywords:
Criminal offence | کرِمِنَل آفِنس | جرم کیفری
Dignity | دیگنِتی | حیثیت / کرامت
English:
This is of particular importance in relation to the law of defamation.
Persian Translation:
این موضوع بهویژه در ارتباط با حقوق افترا اهمیت دارد.
Keywords:
Defamation | دِفَمِیشِن | افترا
English:
This may be considered a rule of comity.
Persian Phonetic:
دیس مِی بی کانسِدِرْد ا رول آو کامِتی.
Persian Translation:
این امر ممکن است بهعنوان قاعدهای از ادب و احترام متقابل بینالمللی تلقی شود.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
term as it emerged in the late seventeenth and early eighteenth centuries in England and as it developed over the course of the eighteenth, nineteenth, and early twentieth centuries, particularly in Britain, America, and France.
اصطلاح «لیبرالیسم» همانگونه که در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم در انگلستان پدیدار شد و در طول قرنهای هجدهم، نوزدهم و اوایل قرن بیستم، بهویژه در بریتانیا، آمریکا و فرانسه، گسترش یافت.
In its earliest manifestation, liberalism posed a direct challenge to government by absolute monarchs and aristocracies, expressing the basic idea that the power of the state should be limited and that certain freedoms should be granted to the people by law.
در نخستین نمود خود، لیبرالیسم چالشی مستقیم برای حکومت پادشاهان مطلقه و اشرافیت به شمار میرفت و بر این اندیشهی اساسی تأکید داشت که قدرت دولت باید محدود باشد و برخی آزادیها باید به موجب قانون به مردم اعطا شود.
From the outset, it opposed tyrannical state power and regarded citizenry, not God, as the source of a state’s legitimacy.
از همان آغاز، با قدرت استبدادی دولت مخالفت کرد و مردم را ـ نه خدا ـ سرچشمهی مشروعیت حکومت دانست.
For its earliest theoreticians, like John Locke, Madison, and Thomas Jefferson, liberalism did not imply mass democracy based on universal suffrage.
برای نظریهپردازان اولیه مانند جان لاک، مدیسون و توماس جفرسون، لیبرالیسم به معنای دموکراسی عمومی بر اساس حق رأی همگانی نبود.
The early liberals espoused a highly elitist concept of liberalism, based on the view that only a small segment of the people, consisting predominantly of wealthy, educated white males, was sufficiently enlightened to govern society and ensure the implementation of basic civil rights and liberties.
لیبرالهای اولیه دیدگاهی بسیار نخبگرا از لیبرالیسم داشتند، بر پایهی این باور که فقط بخش کوچکی از مردم ـ عمدتاً مردان سفیدپوست ثروتمند و تحصیلکرده ـ به اندازهی کافی آگاه بودند تا جامعه را اداره کنند و اجرای حقوق و آزادیهای مدنی را تضمین نمایند.
Economic liberalism stressed the notion that the state should strictly limit its role in the economy, leaving the bulk of the nation’s economic activities in the hands of private individuals and companies.
لیبرالیسم اقتصادی بر این اصل تأکید داشت که دولت باید نقش خود را در اقتصاد بهشدت محدود کند و بخش عمدهای از فعالیتهای اقتصادی کشور را به دست افراد و شرکتهای خصوصی بسپارد.
Early economic liberalism championed a free-enterprise economy.
لیبرالیسم اقتصادی اولیه از یک اقتصاد آزاد (بازار آزاد و رقابتی) حمایت میکرد.
The liberal doctrine evolved over the course of the nineteenth and twentieth centuries, and the notion that a liberal political order requires mass democratic participation gradually asserted itself.
آموزهی لیبرالی در طی قرن نوزدهم و بیستم تکامل یافت و این اندیشه بهتدریج مطرح شد که یک نظام سیاسی لیبرال به مشارکت گستردهی دموکراتیک نیاز دارد.
Universal adult suffrage finally became a reality during and after World War I as women gained the right to vote in Britain (1918), Germany (1919), and the United States (1920).
حق رأی همگانی برای بزرگسالان سرانجام در جریان و پس از جنگ جهانی اول تحقق یافت، زیرا زنان در بریتانیا (۱۹۱۸)، آلمان (۱۹۱۹) و ایالات متحده (۱۹۲۰) حق رأی بهدست آوردند.
As a consequence, liberalism as a political ideology is now, in the twenty-first century, synonymous with modern democracy.
در نتیجه، لیبرالیسم بهعنوان یک ایدئولوژی سیاسی در قرن بیستویکم مترادف با دموکراسی مدرن است.
The concept of economic liberalism also changed over time, especially during the second half of the twentieth century.
مفهوم لیبرالیسم اقتصادی نیز با گذشت زمان تغییر یافت، بهویژه در نیمهی دوم قرن بیستم.
Since World War II most proponents of private enterprise have accepted the view that governments should play a significant role in national economic life.
از زمان جنگ جهانی دوم، بیشتر طرفداران شرکتهای خصوصی این دیدگاه را پذیرفتهاند که دولتها باید نقش مهمی در زندگی اقتصادی کشور داشته باشند.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
Soviet-Style Communism
سوسیالیسم به سبک شوروی
تلفظ: (سووِیِت استایل کامیونیزِم)
🟩 جمله ۱
When the anti-tsarist revolution triumphed in Russia in 1917, it did so under circumstances different from those expected by Karl Marx.
وقتی انقلاب ضد تزار در روسیه در سال ۱۹۱۷ پیروز شد، این اتفاق در شرایطی متفاوت از آنچه کارل مارکس انتظار داشت، رخ داد.
🟩 جمله ۲
Marx, the German socialist theoretician, and his close coworker, Fredrik Engels, believed that the existence of advanced industrial capitalism with a large working-class majority was a precondition for any successful socialist revolution.
مارکس، نظریهپرداز سوسیالیست آلمانی، و همکار نزدیکش، فردریک انگلس، باور داشتند که وجود سرمایهداری صنعتی پیشرفته با اکثریتی از طبقهی کارگر، شرط اولیه برای هر انقلاب سوسیالیستی موفق است.
🟩 جمله ۳
Russia, however, was still an overwhelmingly agricultural society in 1917.
با این حال، روسیه در سال ۱۹۱۷ هنوز عمدتاً جامعهای کشاورزی بود.
🟩 جمله ۴
Marx had depicted the revolution as a largely spontaneous upheaval carried out by the masses; he did not portray it as an organized rebellion led by a political party.
مارکس انقلاب را بهعنوان یک خیزش عمدتاً خودجوش از سوی تودهها ترسیم کرده بود؛ او آن را شورشی سازمانیافته به رهبری یک حزب سیاسی نمیدانست.
🟩 جمله ۵
Socialism, however, came to Russia as the result of an uprising by certain groups of industrial workers and poor peasants engineered by a highly centralized political party, the Bolsheviks.
با این حال، سوسیالیسم در روسیه بهدنبال قیامی از سوی برخی گروههای کارگران صنعتی و دهقانان فقیر که توسط یک حزب سیاسی بسیار متمرکز، یعنی بلشویکها، سازماندهی شده بود، شکل گرفت.
🟩 جمله ۶
It was this party which soon came to be known as the Communist Party, and which defined the essence of the Soviet system formed in Russia.
این همان حزبی بود که بهزودی به حزب کمونیست معروف شد و اساس نظام شوروی شکلگرفته در روسیه را تعریف کرد.
تلفظ: (ایت واز دیس پارتِی ویچ سون کِیم تو بی نون اَز دِ کامیونیست پارتِی، اَند ویچ دیفایند دِ اِسِنس آو دِ سووِیِت سیستِم فورمد این راشیا)
🟩 جمله ۷
The Bolshevik party’s principal creator was Vladimir Ilyich Lenin (1870–1924).
خالق اصلی حزب بلشویک، ولادیمیر ایلیچ لنین (۱۸۷۰ تا ۱۹۲۴) بود.
🟩 جمله ۸
An avid student of Marx’s writings, Lenin placed his own stamp on the Marxist tradition by adapting its core ideas to Russia’s specific conditions.
لنینی که از پیروان پرشور آثار مارکس بود، با سازگار کردن ایدههای اصلی مارکسیسم با شرایط خاص روسیه، مهر خود را بر سنت مارکسیستی زد.
🟩 جمله ۹
Arguing that Marxism was not an inalterable dogma but a flexible body of thought capable of diverse applications, Lenin retained Marx’s opposition to capitalism and his commitment to socialist revolution but adjusted other aspects of Marx’s ideology to conform with Russian realities in the early twentieth century.
او استدلال میکرد که مارکسیسم یک عقیده تغییرناپذیر نیست بلکه مجموعهای انعطافپذیر از اندیشه است که میتواند کاربردهای گوناگون داشته باشد. لنین مخالفت مارکس با سرمایهداری و تعهد او به انقلاب سوسیالیستی را حفظ کرد، اما سایر جنبههای ایدئولوژی مارکس را برای سازگاری با واقعیتهای روسیه در اوایل قرن بیستم تعدیل نمود.
🟨 لغات تخصصی:
لغت
معنی
تلفظ فارسی
anti-tsarist
ضد تزار
اَنتی زاریست
revolution
انقلاب
رِوِلوشِن
circumstances
شرایط
سِرکَمستَنسِز
theoretician
نظریهپرداز
ثیئورِتیشن
industrial capitalism
سرمایهداری صنعتی
اینداستریِل کَپیتَلیزم
working-class
طبقه کارگر
وُرکینگ کِلاس
precondition
شرط اولیه
پریکاندیشِن
spontaneous
خودجوش
اسپانتِینیِس
upheaval
خیزش، دگرگونی
اَپهیول
rebellion
شورش
رِبِلیِن
centralized
متمرکز
سِنتِرَلایزد
Bolsheviks
بلشویکها
بولشِویکس
Communist Party
حزب کمونیست
کامیونیست پارتِی
Marxism
مارکسیسم
مارکسیزم
dogma
عقیده خشک، تغییرناپذیر
داگما
ideology
ایدئولوژی
آیدیالُوجی
conform
سازگار شدن
کُنفورم
realities
واقعیتها
رِئَلیتیز
✅کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/Politicianns
ABSOLUTISM
Absolutism
تلفظ: آبسَلوتیزم / آبسولوتیزم
ترجمه: استبداد / حکومت مطلقه
1) Unrestrained powers exercised by government.
ترجمه:
قدرتهای مهارنشدهای که توسط حکومت اعمال میشود.
2) Absolutism is the opposite of constitutionalism, which provides for government limited by law.
ترجمه:
استبداد، نقطهٔ مقابلِ مشروطهگرایی است؛ که برای حکومتی محدود به قانون، سازوکار فراهم میکند.
3) An autocracy is a form of absolutism that involves unlimited authority over others by a single individual.
ترجمه:
اتوکراسی/خودکامگی شکلی از استبداد است که در آن، یک فردِ واحد بر دیگران اختیارِ نامحدود دارد.
4) Constitutionalism or limited government may serve as a means for preventing the rise of absolute power, as in the American system.
ترجمه:
مشروطهگرایی یا حکومتِ محدود میتواند وسیلهای برای جلوگیری از ظهورِ قدرتِ مطلق باشد، همانطور که در نظام آمریکایی دیده میشود.
5) Once established, however, an absolutist regime typically defines and determines the scope of its own powers whether or not a constitution exists.
ترجمه:
اما هنگامی که یک رژیمِ استبدادی برقرار شد، معمولاً دامنهٔ قدرتهای خود را، چه قانون اساسی وجود داشته باشد چه نه، خودش تعریف و تعیین میکند.
6) Prior to the American and French revolutions, absolutism took the form of absolute monarchy based on the theory of the divine right of kings.
ترجمه:
پیش از انقلابهای آمریکا و فرانسه، استبداد به شکلِ پادشاهیِ مطلقه بود که بر نظریهٔ «حق الهیِ پادشاهان» استوار بود.
7) In modern times, it has taken the form of dictatorship of the right (fascism) or of the left (Stalinist communism).
ترجمه:
در دوران جدید، استبداد به شکلِ دیکتاتوریِ راست (فاشیسم) یا چپ (کمونیسمِ استالینیستی) درآمده است.
8) The American Founding Fathers feared absolutism and established a system of separation of powers, with checks and balances to safeguard against it.
ترجمه:
بنیانگذاران آمریکا از استبداد بیم داشتند و نظامِ تفکیکِ قوا را همراه با مهار و توازنها برقرار کردند تا در برابر آن محافظت ایجاد شود.
9) The historical struggle between absolutism and democratic constitutionalism continues today, both within and between nations.
ترجمه:
کشاکش تاریخی میان استبداد و مشروطهگراییِ دموکراتیک، امروز هم، هم درون کشورها و هم میان ملتها ادامه دارد.
10) Although no government exercises completely unrestrained powers in all areas, the…
ترجمه:
هرچند هیچ حکومتی در همهٔ حوزهها قدرتهای کاملاً مهارنشده اعمال نمیکند
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Leave = ترک کردن
Talks = مذاکرات
Without = بدون
Deal = معاهده / توافق
🔷️ *ترجمه*:
حالا چی؟ ونس مذاکرات ایران را بدون هیچ توافقی ترک کرد
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
𝗧𝗵𝗲 𝗦𝘁𝗿𝗮𝗶𝘁 𝗼𝗳 𝗛𝗼𝗿𝗺𝘂𝘇: تنگه ی هرمز🌊
The Strait of Hormuz belongs to Iran. 🐳
تنگه ی هرمز متعلق به ایران است.
The Strait of Hormuz is part of Iran's territory.✨
تنگه ی هرمز بخشی از قلمرو (سرزمین) ایران است.
«تنگه ی هرمز» نام خودش رو از پادشاه ایرانی به نام هرمز گرفته
The name Hormuz comes from the historic Iranian King Hormuz.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
♦️Liverpool soccer star Diogo Jota killed in car crash in Spain, officials say.
🔸Liverpool football star Diogo Jota tragically died in a car accident in Spain together with his younger brother. The accident occurred around midnight when their vehicle veered off the road while attempting to overtake another car. The news has sent shockwaves through the global football community.
Jota, 29, had recently married. Fans around the world are hurting his loss, leaving heartfelt tributes and messages. Cristiano Ronaldo expressed his sorrow, stating, "We will all miss you." The tragedy has deeply affected the soccer world, as reported by CBS senior foreign correspondent Ramy Inocencio.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
term as it emerged in the late seventeenth and early eighteenth centuries in England and as it developed over the course of the eighteenth, nineteenth, and early twentieth centuries, particularly in Britain, America, and France.
اصطلاح «لیبرالیسم» همانگونه که در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم در انگلستان پدیدار شد و در طول قرنهای هجدهم، نوزدهم و اوایل قرن بیستم، بهویژه در بریتانیا، آمریکا و فرانسه، گسترش یافت.
In its earliest manifestation, liberalism posed a direct challenge to government by absolute monarchs and aristocracies, expressing the basic idea that the power of the state should be limited and that certain freedoms should be granted to the people by law.
در نخستین نمود خود، لیبرالیسم چالشی مستقیم برای حکومت پادشاهان مطلقه و اشرافیت به شمار میرفت و بر این اندیشهی اساسی تأکید داشت که قدرت دولت باید محدود باشد و برخی آزادیها باید به موجب قانون به مردم اعطا شود.
From the outset, it opposed tyrannical state power and regarded citizenry, not God, as the source of a state’s legitimacy.
از همان آغاز، با قدرت استبدادی دولت مخالفت کرد و مردم را ـ نه خدا ـ سرچشمهی مشروعیت حکومت دانست.
For its earliest theoreticians, like John Locke, Madison, and Thomas Jefferson, liberalism did not imply mass democracy based on universal suffrage.
برای نظریهپردازان اولیه مانند جان لاک، مدیسون و توماس جفرسون، لیبرالیسم به معنای دموکراسی عمومی بر اساس حق رأی همگانی نبود.
The early liberals espoused a highly elitist concept of liberalism, based on the view that only a small segment of the people, consisting predominantly of wealthy, educated white males, was sufficiently enlightened to govern society and ensure the implementation of basic civil rights and liberties.
لیبرالهای اولیه دیدگاهی بسیار نخبگرا از لیبرالیسم داشتند، بر پایهی این باور که فقط بخش کوچکی از مردم ـ عمدتاً مردان سفیدپوست ثروتمند و تحصیلکرده ـ به اندازهی کافی آگاه بودند تا جامعه را اداره کنند و اجرای حقوق و آزادیهای مدنی را تضمین نمایند.
Economic liberalism stressed the notion that the state should strictly limit its role in the economy, leaving the bulk of the nation’s economic activities in the hands of private individuals and companies.
لیبرالیسم اقتصادی بر این اصل تأکید داشت که دولت باید نقش خود را در اقتصاد بهشدت محدود کند و بخش عمدهای از فعالیتهای اقتصادی کشور را به دست افراد و شرکتهای خصوصی بسپارد.
Early economic liberalism championed a free-enterprise economy.
لیبرالیسم اقتصادی اولیه از یک اقتصاد آزاد (بازار آزاد و رقابتی) حمایت میکرد.
The liberal doctrine evolved over the course of the nineteenth and twentieth centuries, and the notion that a liberal political order requires mass democratic participation gradually asserted itself.
آموزهی لیبرالی در طی قرن نوزدهم و بیستم تکامل یافت و این اندیشه بهتدریج مطرح شد که یک نظام سیاسی لیبرال به مشارکت گستردهی دموکراتیک نیاز دارد.
Universal adult suffrage finally became a reality during and after World War I as women gained the right to vote in Britain (1918), Germany (1919), and the United States (1920).
حق رأی همگانی برای بزرگسالان سرانجام در جریان و پس از جنگ جهانی اول تحقق یافت، زیرا زنان در بریتانیا (۱۹۱۸)، آلمان (۱۹۱۹) و ایالات متحده (۱۹۲۰) حق رأی بهدست آوردند.
As a consequence, liberalism as a political ideology is now, in the twenty-first century, synonymous with modern democracy.
در نتیجه، لیبرالیسم بهعنوان یک ایدئولوژی سیاسی در قرن بیستویکم مترادف با دموکراسی مدرن است.
The concept of economic liberalism also changed over time, especially during the second half of the twentieth century.
مفهوم لیبرالیسم اقتصادی نیز با گذشت زمان تغییر یافت، بهویژه در نیمهی دوم قرن بیستم.
Since World War II most proponents of private enterprise have accepted the view that governments should play a significant role in national economic life.
از زمان جنگ جهانی دوم، بیشتر طرفداران شرکتهای خصوصی این دیدگاه را پذیرفتهاند که دولتها باید نقش مهمی در زندگی اقتصادی کشور داشته باشند.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Mass = دستهجمعی
Burial = خاکسپاری
Unidentified = شناسایی نشده
Flood = سیل
Vivtims = قربانیان
Death toll = آمار جانباختگان
Rise = افزایش یافتن
🔷️ *ترجمه*:
با افزایش شمار قربانیان سیل در نپال، پیکر جانباختگانِ شناسایینشده بهصورت دستهجمعی به خاک سپرده شد
در صورتی قطعی نت بین الملل در تمامی پیام رسان های داخلی در خدمت شما خواهیم بود،و دانشجویان محترم میتواند از طریق شماره ی اینجانب مرضیه محمدی مدیر آکادمی سیاست و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی 09189021885 تماس و یا در تمامی پیام رسان های داخلی ارتباط برقرار کنند
توجه:خدمات ما بدون وقفه ادامه دارد
Persian Gulf
1. The Persian Gulf is one of the most significant and historic waterways in the entire world.
ترجمه: خلیج فارس یکی از مهمترین و تاریخیترین آبراهها در سراسر جهان است
. While many people recognize it
primarily for its vast energy resources, it is also a region of immense cultural and ecological importance.
ترجمه: در حالی که بسیاری از مردم آن را در درجه اول به خاطر منابع عظیم انرژیاش میشناسند، این منطقه همچنین از اهمیت فرهنگی و زیستمحیطی بینظیری برخوردار است.
3. The Persian Gulf is a vital part of the identity and history of the surrounding nations, and its significance remains undeniable even in the modern era.
ترجمه: (جمله اصلی:) خلیج فارس بخش حیاتی از هویت و تاریخ کشورهای اطراف آن است و اهمیت آن حتی در عصر مدرن نیز غیرقابل انکار باقی میماند.
4. It is easy to find historical evidence of the Gulf’s importance.
ترجمه: پیدا کردن شواهد تاریخی درباره اهمیت خلیج آسان است.
5. For centuries, it has been a center for trade, connecting the East and the West through the Silk Road of the sea.
ترجمه: برای قرنها، اینجا مرکز تجارت بوده و شرق و غرب را از طریق جاده ابریشم دریایی به هم متصل میکرده است.
6. For example, my grandfather often tells stories of the traditional pearl divers who used to brave the deep waters to find natural pearls, which were famous worldwide.
ترجمه: برای مثال، پدربزرگم اغلب داستانهای غواصان سنتی مروارید را تعریف میکند که به آبهای عمیق میزدند تا مرواریدهای طبیعی پیدا کنند؛ مرواریدهایی که در سراسر جهان معروف بودند.
اهمیت مدرن
7. The modern significance of the Persian Gulf is equally impressive.
ترجمه: اهمیت مدرن خلیج فارس به همان اندازه تاثیرگذار است.
8. It is home to diverse marine life, including beautiful coral reefs and rare sea turtles.
ترجمه: اینجا زیستگاه تنوع زیستی دریایی، شامل صخرههای مرجانی زیبا و لاکپشتهای دریایی کمیاب است.
9. Furthermore, the region is a global hub for energy, as a large portion of the world’s oil and gas passes through the Strait of Hormuz.
ترجمه: علاوه بر این، این منطقه یک قطب جهانی انرژی است، زیرا بخش بزرگی از نفت و گاز جهان از تنگه هرمز عبور میکند.
10. Personally, I have always been fascinated by the deep blue waters of this historic sea.
ترجمه: شخصاً، همیشه مجذوب آبهای عمیق و آبی این دریای تاریخی بودهام.
11. Whether we look at its ancient past or its strategic role today, the Persian Gulf remains an essential and inseparable part of our global heritage and identity.
ترجمه: چه به گذشته باستانی آن نگاه کنیم و چه به نقش استراتژیک امروز آن، خلیج فارس یک بخش ضروری و جداییناپذیر از میراث و هویت جهانی ما باقی میماند.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
Federal and Unitary Systems
فِدِرال اَند یُونیتَری سیستِمز
نظامهای فدرال و واحد
جمله ۱:
Of the eight largest countries of the world, seven — Argentina, Australia, Brazil, Canada, India, Russia, and the United States of America — are organized on a federal basis.
از میان هشت کشور بزرگ جهان، هفت کشور — آرژانتین، استرالیا، برزیل، کانادا، هند، روسیه و ایالات متحدهٔ آمریکا — بر پایهٔ نظام فدرال سازماندهی شدهاند.
جمله ۲:
Other federal countries are found on every continent and include Austria, Malaysia, Mexico, Nigeria, Switzerland, Tanzania, Venezuela, and the Federal Republic of Germany.
دیگر کشورهای فدرال در هر قاره یافت میشوند و شامل اتریش، مالزی، مکزیک، نیجریه، سوئیس، تانزانیا، ونزوئلا و جمهوری فدرال آلمان هستند
جمله ۳:
Thus more than half the land mass of the world is ruled by governments which have the federal system.
بنابراین بیش از نیمی از خشکیهای جهان توسط حکومتهایی اداره میشوند که دارای نظام فدرال هستند.
جمله ۴:
As a concept, the term ‘federalism’ has attained far and wide respectability.
بهعنوان یک مفهوم، واژهٔ «فدرالیسم» اعتبار گسترده و فراگیر یافته است.
جمله ۵:
Like the concept of democracy, federalism is also difficult to define.
مانند مفهوم دموکراسی، فدرالیسم نیز تعریف دقیقی ندارد و دشوار است.
جمله ۶:
It is derived from the Latin word foedus, which means ‘contract’ or ‘alliance.’
جمله ۷:
Throughout past centuries, however, federal has been used as a synonym for such words as national, league, or decentralized.
در طول قرون گذشته، با این حال، واژهٔ «فدرال» بهعنوان مترادف واژههایی چون «ملی»، «اتحاد»، یا «غیرمتمرکز» بهکار رفته است.
جمله ۸:
Even in The Federalist, a collection of essays by three supporters of the ratification of the American Constitution — John Jay, James Madison, and Alexander Hamilton — the term is used in different connotations.
حتی در کتاب فدرالیست، مجموعهای از مقالات نوشتهشده توسط سه تن از حامیان تصویب قانون اساسی آمریکا — جان جی، جیمز مدیسون و الکساندر همیلتن — این واژه در معانی گوناگون بهکار رفته است.
جمله ۹:
One useful and standard definition of federalism, however, is a political system organized on a territorial basis in which sovereignty is divided between two units — a central government and regional governments — and in which an individual is a citizen of both.
با این حال، یکی از تعاریف مفید و استانداردِ «فدرالیسم» این است که نظامی سیاسی بر پایهٔ قلمرو سازمانیافته است، که در آن حاکمیت میان دو واحد تقسیم میشود — دولت مرکزی و دولتهای منطقهای — و در آن، فردی شهروند هر دو محسوب میشود.
✅کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/Politicianns
Political Culture
پالیتیکال کالچِر
فرهنگ سیاسی
Specialized Terms:
Political Culture → فرهنگ سیاسی | پالیتیکال کالچِر
Each society imparts its own characteristic set of norms and values to its people,
هر جامعه مجموعهٔ خاص و ویژهٔ خود از هنجارها و ارزشها را به مردمش منتقل میکند.
Specialized Terms:
Society → جامعه | سُسایِتی
Norms → هنجارها | نورمز
Values → ارزشها | وَلیوز
and the people in turn have distinct sets of ideals about how the political system is supposed to work,
و مردم نیز به نوبهٔ خود مجموعهای متمایز از ایدهآلها دربارهٔ نحوهٔ کارکرد نظام سیاسی دارند.
Specialized Terms:
Political system → نظام سیاسی | پالیتیکال سیستِم
Ideals → آرمانها / ایدهآلها | آیدیلز
about what the government may do to them and for them,
اَبَوت وات دِ گاوِرمِنت مِی دو تو دِم اَند فور دِم
دربارهٔ اینکه دولت چه کارهایی ممکن است با آنها بکند و چه کارهایی برای آنها انجام دهد.
Specialized Terms:
Government → دولت | گاوِرمِنت
and about their own claims on the system and their obligations to it.
و دربارهٔ مطالبات خود از نظام و تعهداتشان نسبت به آن.
Specialized Terms:
Claims → مطالبات | کِلیمز
Obligations → تعهدات | آبلیگِیشنز
This set of beliefs, symbols, and values about the political system forms the political culture of a nation
این مجموعهٔ باورها، نمادها و ارزشها دربارهٔ نظام سیاسی، فرهنگ سیاسی یک ملت را شکل میدهد —
Specialized Terms:
Beliefs → باورها | بِلیفز
Symbols → نمادها | سیمبُلز
Nation → ملت | نِیشن
and it varies considerably from one nation to another.
و این فرهنگ از یک ملت به ملت دیگر تفاوت قابلتوجهی دارد.
Specialized Terms:
Varies → متفاوت است | وِریز
Simply put, political culture is the psychology of the nation in regard to politics.
بهسادگی، فرهنگ سیاسی روانشناسی یک ملت در ارتباط با سیاست است.
Specialized Terms:
Psychology → روانشناسی | سایکالُجی
Politics → سیاست | پالیتیکس
The politics of a nation is influenced by many aspects of society: its economy, its religion, its tradition.
سیاست یک ملت تحت تأثیر جنبههای گوناگون جامعه است: اقتصاد، مذهب و سنتهای آن.
Specialized Terms:
Economy → اقتصاد | اِکانُمی
Religion → دین / مذهب | رِلیجِن
Tradition → سنت | تِرَدیشن
As Karl Marx pointed out long ago, the way people earn their livings has a lot to do with the type of government they have.
همانگونه که کارل مارکس مدتها پیش اشاره کرد، شیوهٔ امرار معاش مردم ارتباط زیادی با نوع حکومتی دارد که دارند.
Specialized Terms:
Karl Marx → کارل مارکس | کارل مارکس
Type of government → نوع حکومت | تایپ آو گاوِرمِنت
Industrial societies require far more services – welfare, transportation, urban housing, sanitation facilities – than do agricultural nations,
جوامع صنعتی به خدمات بسیار بیشتری نیاز دارند—مانند رفاه، حملونقل، مسکن شهری و امکانات بهداشتی—نسبت به کشورهای کشاورزی.
Specialized Terms:
Industrial societies → جوامع صنعتی | اینداستریال سُسایِتیز
Welfare → رفاه اجتماعی | وِلفِر
Sanitation → بهداشت عمومی | سَنِتِیشن
as a glance at the America of the Civil War era and the nation we know now will reveal.
همانطور که نگاهی به آمریکای دوران جنگ داخلی و مقایسهٔ آن با کشوری که امروز میشناسیم نشان میدهد.
Specialized Terms:
Civil War → جنگ داخلی | سیویل وار
Era → دوران | اِرا
When a nation develops a complex industrial system, its culture and political needs change accordingly.
وقتی یک ملت یک نظام صنعتی پیچیده توسعه میدهد، فرهنگ و نیازهای سیاسی آن نیز متناسب با آن تغییر میکند.
Specialized Terms:
Industrial system → نظام صنعتی | اینداستریاِل سیستِم
Political needs → نیازهای سیاسی | پالیتیکال نیدز
Indeed, Marx argued that the economy of a nation was the determinant of its political system,
در واقع، مارکس استدلال میکرد که اقتصاد یک ملت تعیینکنندهٔ نظام سیاسی آن است.
Specialized Terms:
Determinant → عامل تعیینکننده | دیتِرمینَنت
Economy → اقتصاد | اِکانُمی
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
تحلیل سخنرانی انگلیسی دونالد ترامپ
/channel/Politicianns
Soviet-Style Communism
سوسیالیسم به سبک شوروی
تلفظ: (سووِیِت استایل کامیونیزِم)
🟩 جمله ۱
When the anti-tsarist revolution triumphed in Russia in 1917, it did so under circumstances different from those expected by Karl Marx.
وقتی انقلاب ضد تزار در روسیه در سال ۱۹۱۷ پیروز شد، این اتفاق در شرایطی متفاوت از آنچه کارل مارکس انتظار داشت، رخ داد.
🟩 جمله ۲
Marx, the German socialist theoretician, and his close coworker, Fredrik Engels, believed that the existence of advanced industrial capitalism with a large working-class majority was a precondition for any successful socialist revolution.
مارکس، نظریهپرداز سوسیالیست آلمانی، و همکار نزدیکش، فردریک انگلس، باور داشتند که وجود سرمایهداری صنعتی پیشرفته با اکثریتی از طبقهی کارگر، شرط اولیه برای هر انقلاب سوسیالیستی موفق است.
🟩 جمله ۳
Russia, however, was still an overwhelmingly agricultural society in 1917.
با این حال، روسیه در سال ۱۹۱۷ هنوز عمدتاً جامعهای کشاورزی بود.
🟩 جمله ۴
Marx had depicted the revolution as a largely spontaneous upheaval carried out by the masses; he did not portray it as an organized rebellion led by a political party.
مارکس انقلاب را بهعنوان یک خیزش عمدتاً خودجوش از سوی تودهها ترسیم کرده بود؛ او آن را شورشی سازمانیافته به رهبری یک حزب سیاسی نمیدانست.
🟩 جمله ۵
Socialism, however, came to Russia as the result of an uprising by certain groups of industrial workers and poor peasants engineered by a highly centralized political party, the Bolsheviks.
با این حال، سوسیالیسم در روسیه بهدنبال قیامی از سوی برخی گروههای کارگران صنعتی و دهقانان فقیر که توسط یک حزب سیاسی بسیار متمرکز، یعنی بلشویکها، سازماندهی شده بود، شکل گرفت.
🟩 جمله ۶
It was this party which soon came to be known as the Communist Party, and which defined the essence of the Soviet system formed in Russia.
این همان حزبی بود که بهزودی به حزب کمونیست معروف شد و اساس نظام شوروی شکلگرفته در روسیه را تعریف کرد.
تلفظ: (ایت واز دیس پارتِی ویچ سون کِیم تو بی نون اَز دِ کامیونیست پارتِی، اَند ویچ دیفایند دِ اِسِنس آو دِ سووِیِت سیستِم فورمد این راشیا)
🟩 جمله ۷
The Bolshevik party’s principal creator was Vladimir Ilyich Lenin (1870–1924).
خالق اصلی حزب بلشویک، ولادیمیر ایلیچ لنین (۱۸۷۰ تا ۱۹۲۴) بود.
🟩 جمله ۸
An avid student of Marx’s writings, Lenin placed his own stamp on the Marxist tradition by adapting its core ideas to Russia’s specific conditions.
لنینی که از پیروان پرشور آثار مارکس بود، با سازگار کردن ایدههای اصلی مارکسیسم با شرایط خاص روسیه، مهر خود را بر سنت مارکسیستی زد.
🟩 جمله ۹
Arguing that Marxism was not an inalterable dogma but a flexible body of thought capable of diverse applications, Lenin retained Marx’s opposition to capitalism and his commitment to socialist revolution but adjusted other aspects of Marx’s ideology to conform with Russian realities in the early twentieth century.
او استدلال میکرد که مارکسیسم یک عقیده تغییرناپذیر نیست بلکه مجموعهای انعطافپذیر از اندیشه است که میتواند کاربردهای گوناگون داشته باشد. لنین مخالفت مارکس با سرمایهداری و تعهد او به انقلاب سوسیالیستی را حفظ کرد، اما سایر جنبههای ایدئولوژی مارکس را برای سازگاری با واقعیتهای روسیه در اوایل قرن بیستم تعدیل نمود.
🟨 لغات تخصصی:
لغت
معنی
تلفظ فارسی
anti-tsarist
ضد تزار
اَنتی زاریست
revolution
انقلاب
رِوِلوشِن
circumstances
شرایط
سِرکَمستَنسِز
theoretician
نظریهپرداز
ثیئورِتیشن
industrial capitalism
سرمایهداری صنعتی
اینداستریِل کَپیتَلیزم
working-class
طبقه کارگر
وُرکینگ کِلاس
precondition
شرط اولیه
پریکاندیشِن
spontaneous
خودجوش
اسپانتِینیِس
upheaval
خیزش، دگرگونی
اَپهیول
rebellion
شورش
رِبِلیِن
centralized
متمرکز
سِنتِرَلایزد
Bolsheviks
بلشویکها
بولشِویکس
Communist Party
حزب کمونیست
کامیونیست پارتِی
Marxism
مارکسیسم
مارکسیزم
dogma
عقیده خشک، تغییرناپذیر
داگما
ideology
ایدئولوژی
آیدیالُوجی
conform
سازگار شدن
کُنفورم
realities
واقعیتها
رِئَلیتیز
✅کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/Politicianns
🔸تحلیل سخنرانی باراک اوباما
/channel/Politicianns
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Loss = کمبود / فقدان
Output = صادرات
MidEast = خاورمیانه
About = حدود
Take (x) years = سال زمان میبرد x
Recover = بازیابی و بهبود
🔷️ *ترجمه*:
سازمان انرژی جهانی میگوید:
بازیابی کمبود صادرات انرژی در خاورمیانه، حدود ۲ سال زمان خواهد برد.
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Airport = فرودگاه
Reopen = بازگشایی مجدد
Airfare = قیمت بلیط هواپیما
Skyrocket = سر به فلک کشیدن
Foreign = خارجی
Carriers = شرکتهای هواپیمایی
Stay away = عدم حضور
🔷️ *ترجمه*:
فرودگاه بن گوریون دوباره بازگشایی شد اما با عدم حضور شرکتهای هواپیمایی خارجی، قیمت بلیط هواپیما دوباره سر به فلک کشید.
well as laws concerning agricultural workers, wage laborers, women’s rights, etc.
وِل اَز لاز کِنسِرنینگ اَگریکالچِرَل وُرکِرز، وِیج لِیبُرِرز، وومِنز رایتس، اِتسِترا
🌍 همچنین قوانینی دربارهی کارگران کشاورزی، کارگران مزدی، حقوق زنان و غیره وجود داشت.
The code made the government responsible for any stolen property within its jurisdiction if the offender was not caught.
دِ کُد مِید دِ گاوِرمنْت ریسپانسیبِل فُر اِنی اِستولِن پُرُپِرتی وِذین اِتز جوریزدیکشِن اِف دِ اُفِندِر واز نات کات
🌍 این قانون، دولت را مسئول هرگونه مال دزدیدهشده در حوزهی قضایی خود میدانست، اگر مجرم دستگیر نمیشد.
In case of loss of life, the government was to pay a specified amount of money to the victim’s descendants as indemnity.
این کیس آو لاس آو لایف، دِ گاوِرمنْت واز تُو پی اِسپِسیفاید اَمَونْت آو مانی تُو دِ ویکتِمز دِسِندَنتس اَز ایندِمْنِتی
🌍 در صورت از دست رفتن جان، دولت موظف بود مبلغ مشخصی پول به بازماندگان قربانی بهعنوان غرامت بپردازد.
The source of justice was to be the king’s judges, and, above all, the king himself.
دِ سورس آو جَستیس واز تُو بی دِ کینگز جاجِز، اَند، اَبَو آل، دِ کینگ هیمسِلف
🌍 منبع عدالت باید قضات منصوب شاه و در نهایت خود پادشاه میبودند.
The code was thus one of the oldest documents concerning what was later called political science.
🔊دِ کُد واز داس وان آو دِ اُلدِست داكیومِنتس کِنسِرنینگ وات واز لِیتِر کُلد پُلیتیکَل سایِنس
🌍 بنابراین این قانون یکی از قدیمیترین اسناد مربوط به چیزی بود که بعدها «علم سیاست» نام گرفت.
Hammurabi’s code was not the very first body of laws and principles enacted for a just organization of society.
هَمورابیز کُد واز نات دِ وِری فِرست بادی آو لاز اَند پرینسیپِلز اِناکْتِد فُر اِ جاست اُرگِنِزِیشِن آو سُسایِتی
🌍 قانون حمورابی اولین مجموعه قوانین و اصولی نبود که برای سازماندهی عادلانهی جامعه تصویب شده باشد.
Many other collections of legal prescriptions have been found in the remains of Sumerian culture, belonging to 2400 B.C.,
مِنی آدِر کِلِکْشِنز آو لیگَل پِرِسکریپشِنز هَو بین فاوُند اِن دِ ریمِینز آو سومِریَن کالچِر، بِلانیگ تُ تو فُرتین هاندِر بیسی
🌍 مجموعههای دیگری از مقررات حقوقی در بقایای فرهنگ سومری، مربوط به حدود ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد، یافت شده است.
and there are similar documents found in ancient China, India, Egypt, Palestine and Persia (Iran).
اَند ذِر آر سِمیلَر داكیومِنتس فاوُند اِن اینشِنت چاینا، ایندیا، ایجِپت، پَلِستاین اَند پِرشا (ایران)
🌍 و اسناد مشابهی نیز در چین باستان، هند، مصر، فلسطین و ایران کشف شده است.
One of the first Greek philosophers who worked on questions concerning political science was Plato who in his famous book Republic discussed the basic issues confronting human beings in their capacity as members of society and as citizens.
وان آو دِ فِرست گریک فیلُسُفِرز هو وُرکْت آن کُوِسچِنز کِنسِرنینگ پُلیتیکَل سایِنس واز پِلاتو، هو اِن هیز فِیمِس بُک رِپابلیک دیسکاسْت دِ بِیسیک ایشوز کانفرانتینگ هیومن بینگْز اِن دِیر کِپَسِتی اَز مِمبِرز آو سُسایِتی اَند اَز سیتیزنز
🌍 یکی از نخستین فیلسوفان یونانی که روی مسائل مربوط به علم سیاست کار کرد، افلاطون بود. او در کتاب مشهور خود به نام جمهور، مسائل اساسی پیش روی انسانها را بهعنوان اعضای جامعه و شهروندان مورد بحث قرار داد.
Plato assumed that questions of finding the right kind of government could be resolved through systematic and scientific thinking.
پِلاتو اَسیومْد دَت کُوِسچِنز آو فایندینگ دِ رایت کایِند آو گاوِرمِنت کود بی ریزالْوْد ثرو سیستِمَتیک اَند سایِنتیفیک ثینکینگ
🌍 افلاطون بر این باور بود که یافتن نوع درست حکومت میتواند از طریق تفکر نظاممند و علمی حل شود.
This assumption of the applicability of reason to social relations is still subject of scholarly discussion in the 21st century.
دیس اَسامپشِن آو دِ اَپلیکَبِلِتی آو ریزن تُ سوشِل رِلِیشِنز ایز استیل سابجِکت آو اسکالِرلی دیسکاشِن اِن دِ توئِنی فِرسْت سِنچُری
🌍 این فرضیه که عقلانیت را میتوان بر روابط اجتماعی اعمال کرد، هنوز هم در قرن بیستویکم موضوع بحثهای علمی است.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
Tonight Surgeon General of the United States is so concerned about the threat the social media poses on young people that he is calling on Congress to mandate health warning labels like those on tobacco products. He said these platforms are contributing to significant mental health crisis among children.
♦️لغات جدید:
🔸concern /kənˈsɜːrn/: worry
نگران بودن
🔸mamdate /ˈmændeɪt/: to tell someone they must do something
اجباری کردن
🔸tobacco /təˈbækəʊ/: dried brown leaves that are smoked in cigarettes
تنباکو، دخانیات
🔸significant /sɪɡˈnɪfɪkənt/: very important
عظیم
ترجمه متن بالا ☝️☝️:
امشب مدیر خدمات بهداشت عمومی آمریکا در مورد تهدید شبکههای اجتماعی بر قشر جوان ابراز نگرانی عمیق کرد. او از کنگره خواست تا در این مورد نیز مانند دخانیات از برچسب اخطار سلامت استفاده شود. طبق گفته وی، این پلتفرمها نقش مهمی در ایجاد اختلال در سلامت روانی کودکان دارند.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
♦️به گفته مقامات ستاره فوتبال لیورپول، دیوگو ژوتا، در سانحه رانندگی در اسپانیا جان باخت.
🔸دیوگو ژوتا، ستاره تیم فوتبال لیورپول، بهطرز غمانگیزی در یک سانحه رانندگی در اسپانیا به همراه برادر کوچکترش جان خود را از دست داد. این حادثه حوالی نیمهشب زمانی رخ داد که خودروی آنها هنگام سبقت گرفتن از جاده منحرف شد. این خبر شوک بزرگی به جامعه جهانی فوتبال وارد کرده است.
ژوتا، ۲۹ ساله، بهتازگی ازدواج کرده بود. هواداران در سراسر جهان از این فقدان ناراحت شده و پیامهای احساسی و ادای احترام خود را منتشر میکنند. کریستیانو رونالدو با ابراز تأسف گفت: «همه ما دلتنگت خواهیم شد.» این تراژدی تأثیر عمیقی بر دنیای فوتبال گذاشته است، خبرنگار ارشد خارجی شبکه CBS، رامی اینوسنسیو، گزارش می دهد.
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
❓Is this sentence grammatical?
"We drive usually home."
✅ Answer: NO
🔸Explanation in English:
The sentence "We drive usually home" is ungrammatical due to the incorrect placement of the adverb "usually." In English, adverbs of frequency such as "usually" should typically come before the main verb but not between the verb and the object.
🔰 Correct sentence:
- "We usually drive home."
🔸 توضیح به فارسی:
جمله "We drive usually home" به دلیل قرارگیری نادرست قید "usually" غیر دستوری است. در زبان انگلیسی، قیدهای تکرار مانند "usually" معمولاً باید قبل از فعل اصلی قرار گیرند.
🔰 جمله صحیح:
"We usually drive home."
♦️برخیازقیود تکرار در انگلیسی:
1. Always
2. Usually
3. Frequently
4. Often
5. Sometimes
6. Occasionally
7. Rarely
8. Seldom
9. Hardly ever
10. Never
📌کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
⬇️⬇️⬇️
/channel/Politicianns
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Ceasefire = آتشبس
Prevent = جلوگیری کردن
Economic = اقتصادی
Harm = آسیب
🔷️ *ترجمه*:
آتشبس از آسیب اقتصادی جنگ ایران جلوگیری نخواهد کرد.
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️
🔸️کلمات مهم
Ukraine = اوکراین
Racing = رقابت کردن
Develope = توسعه دادن
Interceptor = رهگیر
As = درحالیکه
Drone = پهپاد
Missile = موشک
Ravage = ویران کردن
Country = کشور
🔷️ *ترجمه*:
اوکراین رقابت میکند برای توسعه رهگیر جدید درحالیکه موشک ها و پهپادهای روسی کشورش را ویران میکنند.