اگر تو نمیآمدی پنجرهها بسته میماند، رودخانهها یخ میبست، گُلها هرگز شکوفه نمیدادند، و باران دلیلی برای باریدن نداشت. اگر تو نمیآمدی، اشک عادت چشمها میشد، و بغض، همنشین همیشگی سکوت. اگر تو نمیآمدی زمستان فصل طولانیتری بود، بیپایانتر و سردتر از همیشه. اگر تو نمیآمدی، قلب از تپش خسته میشد، و اُمید توان ماندن نداشت. آمدنت تنها دلیل ادامهدادنم بود، وگرنه دنیای من نباید آنقدرها هم دوام میآورد …
Читать полностью…
برای شاد بودن، میبایست که عشق ورزید. هرچه میخواهد باشد. گلدانی کوچک، پرندهای آنسوی پنجره، یا عابری میان خیابانهای دلت. بدون عشق، هیچ چیز این زندگی زیبا نیست ...
Читать полностью…
دستانم را محکم بگیر، و مرا به دوردستها ببر. به همان جایی که هنوز لبخندها بیبهانهاند، و عشق بیهیچ ترسی در نگاهها جاریست. آنجا که پاییز فصل رسیدن است، نه سرآغاز تنهایی و غم. جایی که برگها با نغمهی باد میرقصند، و دلها هنوز به گرمای مهربانی زندهاند. بگذار در آن دیار بیفریب، در پناه نگاهت آرام بگیرم و از نو باور کنم، که هنوز هم میشود عاشق بود …
Читать полностью…
حس عجیبیست، اینکه نگاهت به هرچه بیفتد، دلت برای او تنگ شود. گویی دنیا بدون حضورش خالی و بیمعناست. حس عجیبیست، اینکه در میان همهی صداها، صدای او را میجویی، و در میان تمام آدمها، تنها به دنبال نگاه او میگردی …
Читать полностью…
پرسیدم بهار چیست؟ کسی گفت، اُمیدواری دانهای در دل خاک سرمازده. شوق عشقی، در جان خستهی آدمیزادی …
Читать полностью…
دلتنگم برای دیدنت. یک غروب پاییزی، یک فنجان چای، یک دنیا حرف نگفته. منتظرت میمانم …
Читать полностью…
خیالت همیشه هست اما امروز، دلم تو را خواست، نه خیالت را …
Читать полностью…
تنها چیزی که مرا از سیاهی شب نجات میداد، روشنی چشمهای تو بود ...
Читать полностью…
نمیدانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم، اگر با نور و با گیاه و با کتاب خوشحال نمیشدم، اگر پاییز و بهار و باران و برف را دوست نداشتم، برای دلخوشی در خالیترین حالات ممکن جهانم، به کدامین اتفاق چنگ میزدم، و کدامین دلخوشی کوچک را در آغوش میکشیدم، تا به خودم بقبولانم که زندگی هنوز هم زیباست ...
Читать полностью…
هنوز آن شب که گفتی دوستم داری را به یاد دارم. هیچوقت به اندازهی آن شب، زندگی را دوست نداشتم …
Читать полностью…
قلب سرزمین عجیبیست. هم زادگاه، هم خانه، و هم آرامگاه عشق است …
Читать полностью…
انسان اغلب آخرین چیزی که از کسی فراموش میکند، چشمهایش است …
Читать полностью…
نبودن هیچکس سخت نیست. فراموش کردن یک «بودن»، سخت است …
Читать полностью…
سکوت پناهگاهیست ناشناخته، برای انسانهایی که رنجی عمیق را تاب آوردهاند …
Читать полностью…
بعد از من چیزهایی که دوست داشتم را از یاد نبر. شعر را، موسیقی را، آسمان را، طبیعت را، خودت را …
Читать полностью…