rahgozarta | Unsorted

Telegram-канал rahgozarta - کلبه شعر

4694

تایم شعر ما۱۰/۳۰ الی ۱۲ ۱۸ الی۱۹

Subscribe to a channel

کلبه شعر

سلام بر همه خوبان
روزتــون بــخــیــر

قلبتان مملو از عشق
زندگیتان سرشار از نیکی
دلــتـون مـثـل دریــا
وسـیـع و بـخـشـنـده
و قلبتون مثل آسمان آبی
پــهـنــاور و مــهــربــان

روزتـون پـرخـیـر و بـرکـت


.💫💥

Читать полностью…

کلبه شعر

تا نگاهم می کنی هنگام رفتن می شود
حرفها مانده به دل، کی وقت گفتن می شود؟

لحظه ی بوسیدنت حرفم به لب ناگفته ماند
با خودم گفتم که عشقت قسمت من می شود؟

در دل دریایی ات داری صدفها بی شمار
غرق مروارید، شبهای تو روشن می شود

بر سر راهت هزاران خسته دل در انتظار
بس که خوبی هرکسی مشتاق دیدن می شود

گرچه می دانند پایانش فقط پژمردن است
عشق پاییزی نصیب باغ و گلشن می شود

هرکسی که عاشقت شد خیره در آیینه ها
مثل من آن وقت او هم بهترین زن می شود✨

Читать полностью…

کلبه شعر

🟢 آقا 👇

من ماندم و دلتنگی و یاری که... نیامد
بی بـرگی و سرما و بهـاری که ... نیامد

چه حالِ خوشی بودو چه احوالِ عجیبی
در گـرمیِ آغـوشِ نگـاری کـه... نیـامد

تنهائی و دلشوره و بر سینـه، گُلی سرخ
یک نیمکت سرد و قطاری، کـه... نیامد

پـرسیـد یکـی رهگـذر از حالـم و گفتم
یاری بـه سفر داشتم آری ، کـه... نیامد

آئینـه در آئینـه نفـس  می کِـشم او را
دلخوش به همان قول وقراری که نیامد

یک عمـر بـه دنبالِ خودم گشتم و انگار
آری منـم آن کهنـه سواری کـه... نیامد

🔴 ‌خانم 👇

مرا در کوچه های غُربتِ شهرت رها کردی
کشاندی وادیِ حسرت ، اسیر و مُبتلا کردی

از آن روزی که افتادم به دامِ آن نگاه تو
فغان از چشمِ شهلایت ، ببین با من چه ها کردی

برایت از غمم گفتم ، که شاید همدمم باشی
ولی از غصه های من ، خودت صد ماجرا کردی

دلم خوش بود تا وقتی که بودی در کنار من
شبی با رفتنت اما ، دلم را در عزا کردی

به غربت در فراق تو ، ز داغت شعر می بافم
تو عهدِ خویش بشکستی ، مرا از خود جدا کردی

غمی در دل نهان دارم که تا روز قيامت هم
نمی دانی که می دانم چرا بر من جفا کردی ؟

Читать полностью…

کلبه شعر

🎼راغب

دوست دارم
ولی با ترس و پنـــهانے
ڪ پنهان ڪردن عشق
یعنی اوج ویــرانےِِ...

Читать полностью…

کلبه شعر

🦋

صبر کن



صبر کن اشک به پایان برسد بعد برو
نفسم  باز  به  جانان  برسد  بعد برو

خانه تاریک ، دل آشوب ، زمان طولانی
پای  مهتاب  به  ایوان  برسد بعد برو

کوچِ تو نیمه ی این جانِ مرا  می گیرد
رحمی از جانبِ وجدان برسد بعد  برو

باش تا از نمِ باران همه جا سیر شود
خبرِ  غنچه به بستان  برسد بعد برو

یا بمان باز شود دیده از آلاله ی خواب
میوه ها  روی  درختان  برسد بعد برو

فرض کن قرعه ی امشب به تو لبخند زده
بنشین  فال  به  فنجان  برسد  بعد  برو

بگذر از  رفتن  و  بگذار  به فردا  برسم
دفترِ  شعر  به  دیوان  برسد بعد  برو

نغمه  از فاصله ی دور به گوشم نرسد
اندکی!؟  مرغِ غزلخوان برسد بعد برو

من مریضم به طبیب هیچ امیدی نبُود
نرو  تا دوره ی  درمان  برسد  بعد  برو

کمی  آرام   قدم های  عجولت  بردار
صبر کن قاتلِ این جان برسد بعد برو

#افسانه_احمدی_پونه

Читать полностью…

کلبه شعر

♠️ دکلمه ♠️


وقتی هست و کنارش خوشبختی،
وقتی حرفاش آرومِ جونته و لبخندش برقِ چشمات،
وقتی نفساش بوی قهوه‌س تو روزگارت و صداش از صدای موجای دریا بیشتر دلتو می‌بره، همون روزا که غرقِ خوشی و آرامشی و آرزوت اینه زمان واسته رو لبخندش و از بودنش اونورتر نره،
همون‌جا که هر روز اسپند رو آتیش می‌ریزی که چشمتون نزنن و از بازارِ تجریش وان یکاد می‌گیری می‌ندازی گردنش، همون روزا، همون وقتا،
حواست باشه هیچ دوستت دارم و بوسه‌ای رو ذخیره نکنی واسه فردا
هیچ قربونت برمی رو جا نندازی بگی حالا بعدا می‌گم
از دادنِ هیچ هدیه‌ای منصرف نشی بگی حالا زوده انقد واسش بریز بپاش کنم
همون روزای اوجِ عاشقی و خوشبختی، بدون عشق مراقبت می‌خواد و خوشبختی قولی نیست که زندگی بهت داده باشه و نزنه زیرش
حواست باشه اگه کم بذاری، اگه بپیچونی، اگه روراست نباشی، اگه دروغ بگی، اگه اولویتت اون که همه چیزته نباشه، اگه بخاطرش پا رو چیزایی که به هم می‌ریزتش نذاری، خیلی زود اون لبخندا استعدادشو دارن که بشن اشک
اون خوشبختی خیلی زود می‌تونه لباسِ حسرت تنش کنه
همون روزای عاشقی و شیدایی، جای وان‌یکاد دستاتو بنداز دور گردنش و یه جوری ببوسش که انگار می‌خوای طلبتو از دنیا بگیری
جای اسپند دود کردن از ترسِ چشم‌زخم حواستو چارچشمی بده بهش و قربونِ همه خوبیا و قشنگیاش برو
لج نکن، یه‌دنده و مغرور و خودخواه نباش چون ممکنه یه روز اشک بریزی واسه کادوهایی که ندادی، دوستت دارم و قربونت برم‌هایی که نگفتی و از خودگذشتگیایی که می‌تونستی و نکردی زود دیر می‌شه دوست داشتنتو به تعویق ننداز تو عاشقی صرفه جویی نکن و به هیچ قیمتی دلشو به درد نیار اینا رو فقط وقتی می‌فهمی که از دستش میدی و می‌بینی نه وان یکاد و اسپند تونستن حافظِ اون خوبیا بشن و نه غرور و لجبازی تونستن جذابت کنن و نگهش دارن واست فرصت کمه واسه عاشقی
اگه هست کم نذار واسه دلت نگو حالا زوده چون زودتر از اونکه تو فکرشو کنی
دیر می‌شه...

#رضا_نجفی

Читать полностью…

کلبه شعر

💞شنبه9️⃣اسفند4️⃣0️⃣4️⃣1️⃣





💢هوای دل........💢






زندگی کردن؛
نایاب ترین چیز در این دنیاست!
لذت ببر؛ نفس بکش؛ عاشق شو؛ شکست بخور؛ پیروز بشو؛ کارهای خارق العاده انجام بده؛ وگرنه زنده بودن را که همه بلدند!
زندگی کن :)🌱💚

من برایِ حالِ خوبم ، می جنگم !
اوضاع ، هرچقدر که می خواهد ، بد باشد ؛
من شکست را ، نمی پذیرم !
به جایِ نشستن و افسوس خوردن ؛ می ایستم و شرایط را تغییر می دهم !
می جنگم ، زخمی می شوم ، زمین می خورم ، اما شکست ، هرگز !
من عمیقا باور دارم که شایسته ی آرامشم ،
و برایِ داشتنش ،با تمامِ توانم ، تلاش می کنم .
من آفریده نشده ام که تسلیم باشم ،
که مغلوب باشم ،
که ضعیف باشم !
من آمده ام که جهان را ، تسلیمِ آرزوهایم کنم ،




🥰🥰🥰

Читать полностью…

کلبه شعر

🔘✨گرفته دلم ...
🕊✨در هوای مادرِ زهرا(س)
🔘✨دودیده‌ام شده باران
🕊✨برای مادر زهرا(س)
🔘✨هر آنچه دختر پاک و
🕊✨هر آنچه مادر خوب است
🔘✨فدای مادرِ زینب(س)
🕊✨فدای مادرِ زهرا(س)

🔘✨وفات حضرت خدیجه(س)
🕊✨تسلیت 🖤🥀🍃🥀
.

🕊🖤🕊

Читать полностью…

کلبه شعر

🧚‍♀نیایش صبحگاهی

پروردگارا
در اولین روز هـفته
به نگاهمون مهر
به لبهامون لبخند
به دستهامون سخاوت
به اندیشه هامون ایمان
به سفره هامون برکت
به جسم و جانمون
صحت عطـا فرمـا
ای فرمانروای حق و آشکار...

🍃آمین🍃

Читать полностью…

کلبه شعر

❄️♥️

همه‌ی مکان‌ها را می‌شود ترک کرد،
مَگَر آن‌هایی که در جانت ساکن شده‌اند ....

Читать полностью…

کلبه شعر

.
                 "ستاره را گفتم :
💫🌸
کجاست مقصد این کهکشان سرگشته ؟
کجاست خانه ی این ناخدای سرگردان ؟
کجا به آب رسد تشنه ،با فریب سراب ؟
                 ستاره گفت که :
  
            خاموش لحظه را دریاب
شبتون بخیر دوستان

Читать полностью…

کلبه شعر

🦋
بی‌تاب شدن؛ دم نزدن؛... عادتم این است
با خونِ جگر ساخته‌ام؛ قسمتم این است

جان‌ می‌دهم از گریه اگر نام تو آید
عمری‌ست که رسم دلِ کم‌طاقتم این است!

بعد از تو به تصویر تو خو کرده نگاهم
بیچاره‌ام آن‌قدر که هم‌صحبتم این است!

جون درِّ یتیمی که رها در دلِ دریاست
تنها شده‌ام؛ گوشه‌ای از غربتم این است

می‌میرم از این غم که در آغوش تو ای دوست
یک‌بار نشد گریه کنم؛ حسرتم این است

Читать полностью…

کلبه شعر

💞احساسم به تو را چه بنامم؟
دوست داشتن؟
عشق؟
نیاز؟
یا...
نمی دانـــــــــــــم
نمی دانــــــــــــــــــــــم
وقتی مجالِ معنا نمی دهد عطر تنت،
با چشمهایت به لبهام بیاموز کلمات را
بگو حسی که دارم نامش چیست؟
بگذار چیزی بگویم
که هیچ زنی نشنیده باشد!
گونه ای ابراز کنم که
در کلام هیچ مردی نگنجد
پــــــــــس...
چشم هایت را ببند تا پلک هایت را ببوسم و آرام بگویم...
به تو حس یک شعر را دارم به شاعرش
حالا مرا با انگشتانت بنویس،
با لبهات بخوان و با چشمانت از بر کن
من شعر توام.

#ناشناس

Читать полностью…

کلبه شعر

.

من تفنگی شده‌ام رو به نبودن‌هایت 
رو به یک پنجره در جمعیتِ تنهایت

فکر کردم که خودم را به تو نزدیک کنم
بی‌هوا بین دو ابروی تو شلیک کنم

خنده‌های تو مرا باز از این فاصله کشت
قهر نه‌، دوری تو قلبِ مرا بی‌گله کشت
 
موجِ موهای بلند تو مرا غرق نکرد 
حسم از سردی این بی‌خبری فرق نکرد
 
از دلم دور شدی فکرِ تو امد به سرم  
خواب می‌بینمت از خواب نباید بپرم 

خوابِ پروازِ تو با نامه‌ی خیسی در مشت 
تو نباشی غمِ این عصر مرا خواهد کشت
 
عصر تلخی که به‌جز خاطره‌ای قرمز نیست 
عصری تلخی که به‌جز ترسِ خداحافظ نیست

یک دو راهی‌ست  که از گریه به دریا برسم
به تو تنها برسم یا به تو تنها برسم

خنده‌های تو مرا باز از این فاصله کشت
قهر نه‌، دوری تو قلب مرا بی‌گله کشت
 
موجِ موهای بلند تو مرا غرق نکرد 
حسم از سردی این بی‌خبری فرق نکرد

Читать полностью…

کلبه شعر

چون زلف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی‌سروسامانی

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی

در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی

من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی

از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی‌بینی دردی که نمی‌دانی

دل با من و جان بی‌تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

ای چشم رهی سویت کو چشم رهی‌جویت ؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی

رهی معیری

Читать полностью…

کلبه شعر

شرمي ست در نگاه من؛ اما هراس نه
کم صحبتم ميان شما،  کم حواس نه

چيزي شنيده ام که مهم نيست رفتن ات!
درخواست مي کنم نروي، التماس نه

از بي ستارگي ست دلم آسماني است
من «عابري» فلک زده ام، آس و پاس نه

من مي روم، تو باز مي آيي، مسير ما
با هم موازي است وليکن مماس نه

پيچيده روزگارِ تو،از دور واضح است
از عشق خسته مي شوي اما خلاص نه

Читать полностью…

کلبه شعر

یک شب پرنده شد دلِ من در هوای تو..
پـَر زد، بـه روی بـامِ بـلندِ سـَرای تــو..

یـک اتـفاقِ سـاده ولـی مثلِ مـعجزه،،
رُخ داد بین چشمِ من و چشم‌های تو..

این جانِ مبتلا به غم این روحِ زخمی‌ام،،
مـحتاج شد، به گوشه‌ی چشمِ دوای تو..

تو آمدی و شاخه‌ی خشکم جـوانه زد،،
پیچید عطرِ گـُل به دلم از صفای تو ..

آن شب به یُـمنِ آمدنت، مهربانِ من،،
یک شـعرِ عـاشقانه نوشتم، برای تو..

شاعر شدم، به لطفِ لغت‌نامه‌ی غزل،،
حـالا، تمام شـعر و غـزل‌ها فـدای تـو..

واژه به واژه‌‌، هر غـزلم نـذر بـودنـت،،
بیتی بخوان که مَست ببوسم صدای تو..

هـرگز عوض نمیکنم عشق تو را، اگـر،،
دنـیا بـبخشدم هـمه را در اِزای ‌" تـو"

Читать полностью…

کلبه شعر


🦋
خاطره‌ ی تو کوچه ی احساس مرا پُر می کند
و زمان زمزمه ی قلب توست برای من
کاش پنجره ات را رو به خیالم باز می کردی
تا من در نگاهت پرواز کنم.
.

Читать полностью…

کلبه شعر

شب و تنهایي و یڪ جايِ خالي
مڹ و اندوه و یڪ عشق  خیالي

ڪمي بغض وڪمي اشڪ وبهانہ
گمــانم  یادَمي در ایڹ  حَـــوالي


من و یاد تو و اندوه و گریہ
بگو ای نازنینم در چه حالی‎‌‌‌

Читать полностью…

کلبه شعر

🍃🌺 دعای #روز_دهم ماه مبارک رمضان

با صدای مرحوم موسوی قهار


التماس دعا🙏🌹
🍃🌺🍃

Читать полностью…

کلبه شعر

.

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را ..
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را ،

حضرت حافظ

هر انکس چیز میبخشد ز جان خویش میبخشد ..
نه چون حافظ که می بخشد  سمر قند و بخا را را ..
اگر آن ترک شیرازی بدست ارد دل ما را ..
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پارا ،

حضرت صائب

هر انکس چیز می بخشد بسان مرد میبخشد ..
سر و دست و تن و پا را به خاک گور میبخشند ..

اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل مارا ..
به خال هندویش بخشم تمام روح معنا را ...

حضرت شهریار


هر انکس چیز میبخشد ، به شآن یار میبخشد ..
چه میخواهد تن و پا را ، چه میخواهد بخارا را ،

اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل مارا ..
به خال هندویش بخشم ، دل پاک و مصفّا را ،


#راحم_تبریزی

نمی گویم سمرقند و بخارا و سر و دست و تن و پا را
نمی گویم که می بخشم تمام روح و معنا و دل پاک و مصفا را

اگر من چیز می بخشم بسان زندگی بخشم
همه‌ی آن نفس ها و تماما جملگی ما را

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال‌هندویش‌بخشم‌همه‌جان و نفس ها را




#امیــردرافشــان

Читать полностью…

کلبه شعر

🌹شنبه ۹ اسفند 🌹

پروردگارا !
رزق و روزی ما را از جایی مقرر کن که لقمه‌های‌مان مجبورمان نکنند چشم‌مان را بر روی حق ببندیم

💎 سلام صبح بخیر

Читать полностью…

کلبه شعر

🌸✨سـلام ؛ صبح اول هفته تون بخیر
⚪️✨به دهمین روز ماه مبارک رمضان
🌸✨خـــوش آمـــدیـــد

🌸💫ان شاالله امروز
⚪️💫خــــداونــــد
🌸💫زنــدگــیــتــون
⚪️💫را بی گره ببافد
🌸💫لحظه هاتون لبریز
⚪️💫از عشق به حضرت
🌸💫خــدیـجــه (س)

🌸💫رحلت بانوی اسلام
⚪️💫حضرت خدیجه (س)
🌸💫تــســلــیــت بــاد
.

🕊❤️🕊

Читать полностью…

کلبه شعر

دور بودن یا نزدیڪ بودن مهم نیست
مهم اینہ با وجود فاصلہ ها دل ڪے باهاتہ....

❤️🍃

Читать полностью…

کلبه شعر

آهنگ حمیرا به نام "بزن دلتو به دریا" گرشا رضایی❤️



شبتون بخیر دوستان گل🌹

Читать полностью…

کلبه شعر

🌙امشب
✨برایتان دعا میکنم
❤️خدای بزرگ نصیبتان کند
✨هر آنچه ازخوبی ها
🌙آرزو دارید.🤲

🌙شبتون بخیر🌙

‌‎‌‌‌

Читать полностью…

کلبه شعر

⭐دکلمه⭐

خدایا میخوام دو کلمه
باهات حرف حساب بزنم
اگه غلط میگم بگو غلطه،
اصلا تو حواست به من هست؟
نه والا به پیر به پیغمبرنیست
اصلا انگار نه انگار، نه منو نمیبینی
میشنوی صدامو؟
میشنوی صدای این بنده خسته رو ؟
اخه چرا منو نمیبینی؟

تا کی درد بکشم؟
تا کی غم و غصه ؟
آخه لعنتی تا کی دلتنگی.،؟
یا بکش خلاصم کن یا خودت جورش کن.
ده آخه نوکرتم نکن اینکارو نکن.
آخرش آه من دامن خودتو میگیره.
حالا از من گفتن.
چیه میخندی.؟
نخند ده لعنتی نخند.
تو خدایی
همون خدایی که از رگ گردن
نزدیکه بهمون،
اصلا میدونی چیه ،اگه میدونستم
این رگی که میگن کجاس،
خودم با تیغ میزدمش.

تو باید ب حرفام گوش کنی
ولی بجای گوش دادن فقط میخندی.
بجای اینکه کمکم کنی میخندی.؟
باشه بخند ...
اینقدر بخند تا پرده گوشت پاره شه.
چیه؟
ها چیه حرف بدی زدم.؟
تا حالا نشنیدی بگن بخند تا پرده گوشت
پاره بشه.؟
نه تو چه میدونی حرفم رو.؟
بعضی موقعها از عمد میگم ،
که بشنوی‌ ولی نمیشنوی‌ لعنتی.
چیه چرا اینجوری نگاه میکنی؟
تا حالا نشنیدی یه بنده اینجوری گلایه کنه؟
حقته هر چی بگم حقته.
تو وظیفته باید به دادم برسی.
منو ببین ،میدونی چرا ؟
میدونی چرا اینجوری شدم.؟
چون این همه صداش کردم ولی
هیچ نشنید،،
هر چی نوشتم نخوند.،،

کلافه شدم.،،
آره کلافه شدم...

دیوونه شدم،،،
میفهمی دیووووونه شدم.

باز چیه.؟
بایدواسه دیونگی هم توضیح بدم.؟
مگه دیونگی شاخ دم داره.،؟
ده نداره . نداره لامصب نداره.
همین که نتونی با کسی حرف بزنی
دیونه هستی‌ دیگه.
نتونی بگی بخندی دیونه هستی‌ دیگه.

به قول
#فریدون فروغی که میگه
چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قدر یک دنیا میشه .
میره یه گوشه ای  پنهون میشنیه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه.
آره خدا آره غم تنهایی اسیرت میکنه.
تو که  نمیدونی تنهایی چیه.

نمیخوای تمامش کنی؟
یا نکنه باید واسه مردنم التماست کنم.؟
اختیار جون خودمم ندارم؟
مگه زوره؟
نمیخوام نفس بکشم،
باشه اگه میخوای حاضرم التماستو کنم،
که نفسمو بگیری
که پایان بدی به این زندگی نکبتی که دارم.

میشنوی؟؟
یا بازم حواست نیست؟
نوکرتم تمام کن این زندگی کوفتی رو.
خسته شدم.
خسته ام از دنیا و آدمای فیک روزگارت
تمومش کن
راحتم کن بزار آروم شم....
فقط همین،،،



#رضا_نجفی

Читать полностью…

کلبه شعر

شبتون پـر از عـشـق ❤️🍃

آرامش

مهمون همیشگی دلهاتون

Читать полностью…

کلبه شعر

.#بسته ایم

تا دل و جانی بدان زلف پریشان بسته ایم ..
صد هزاران آرزو بررشته ی جان بسته ایم ،

جز رضای او کجا باشد مرا اندیشه ای ..
چشم و دل در عالم دیگر به جانان بسته ایم ،

طاق ابرو را چه گویم ؟ جان ودل را برده است ..
با جمال ماه رویش ، عهد وپیمان بسته ایم ،

می درخشد درمیان آسمانها همچو ماه ..
چشم خود بر آن مه و نور دُر افشان بسته ایم ،

من به اشک چشم می‌شویم غم هجران دوست ..
دوستان پنهان بماند ، عهد ، پنهان بسته ایم ،

حسرتی دارم  ز ان مه رو ، نشاید بر بیان ..
درد عشق دوست را بادرد و درمان بسته ایم ،

سودهایی بود ما را ، ۰ اندر آن کنج دکان ....
تا نگاهش  دیده ایم قفلی به دکان بسته ایم ،

از نشان و نام او مستیم تا روز ابد ...
این قرار عشق را ، تا روز پایان بسته ایم ،

نام او بوسیده ایم و ، غیر او نادیده ایم ..
عهد دل در آسمان و ، اوج کیوان بسته ایم ،

نیست پیش حضرت #عشقم ز من دیوانه تر ..
#راحمم پوشیده گویم ، دل به جانان بسته ایم ،


#راحم^تبریزی

Читать полностью…

کلبه شعر

.

روزگاران در گذار است و ،  تو اما نیستی ،
گل به باغ و بوستان است و ، تو با ما نیستی ،

با ، غم و درد تو از عالم ، جدایی کرده ام
همچو شمع میسوزم وُ بهر تماشا نیستی ،

#راحم_تبریزی

Читать полностью…
Subscribe to a channel