7190
. . . وَبِکُمیُنَفِسُالهَم،وَیَکشِفُالضُّرَّ … 🤍🪴 . . . https://telegram.me/lletters_bot?start
از پای سفره های حَسَنهای اهل بیت
عالم اگر زنند بفرما.. نمی روم!
#اباالمهدی🤍
هرکه چیزی باخت؛
من دل باختم..
در ضریح دلبرم انداختم
#حسینمن♥️
در این مقام که نومید رم نمیکند آهو..
کجا دلیست پریشان و کی سریست به زانو؟
#الرئوف🕊
#بهیادتون🤍
من به شوق فمن یمت یرنی
سالیانیست عاشق مرگم ..!
#فمنیمتیرنی🫀
ای که سلام بی کسان سویِ نگار میبری؛
جا به لبت هنوز اگر هست، ببر سلام من
#شبزیارتی
#صلیاللهعلیكیااباعبدالله
استوری مخصوص
ولادت حضرت محمد(ص) رسید💚👇🏼
/channel/addlist/lVW1ts710rgxNDY0
بعدِ من مهدیِ من بیکس و تنها ماندبر غریبىِ یگانه پسرم گریه کنید ..
#السلامعلیکیااباالامامالمنتظر🖤
فراق، خون به دل و خونِ دل به کامم داد
وصال کو که رساند مرا به آغوشت ..؟
#مهدینا
چگونه نوحه کنیم این عزایِ سنگین را ؛
شهید گشت و نفهمید اُمتش این را ..
#یاحبیبالله🖤
دَرهم بخر تمامیِ مارا، شنیدهایم
دَرهم شدی به خاطر دِرهم حُسینجان!
#شبزیارتی
میخواست بر لبانِ پدر بوسه بسپرد
جان را به جای بوسه بر آن لب سپرده بود!
مُردم ازین مصیبت و جا داشت حین غسل
غساله گر زِ غُصهی آن طفل مُرده بود ..
بر صورتش که بُرده شباهت به فاطمه
ردّی کبود داشت، مگر ارث برده بود؟
سر زخم و شانه زخم و کمر زخم و چهره زخم
از زخم ها تمام وجودش فسرده بود ..
تنهاکسیکهفکرمنوتوستحیدراست
هرگز پدر رها نکند طفل خویش را ..
#أبانا
اگر به دامن وصل تو دست ما نرسید
کشیدهایم در آغوش آرزویِ تورا …!
#شبزیارتی
مرا با تو وصال ایجان میسّر کی شود؟ هرگز
که من از خود روم آندم که گویندم تو میآیی
#مهدینا💔
بیاکهبانفستروبهکعبهجانبدهی
﮼توآمدیکهعلیرابهمانشانبدهی ..
#یاحبیبالله🤍
پرسید کسی زِ من که آئین تو چیست؟
بین علی و عُمَر بگو حق با کیست؟
گفتم به جوابش که همین دانم و بس:
این شیر حق است و آن ندانم سگ کیست؟
#عیدالزهرا🚩
#لعنعلیعدوکیاعلی♥️
بهتابوتِتو، زخمِخویشرااینقومخواهدزد
چهمیشدمثلمادرنیمهیشببودتدفینت؟
#غریب🖤
جمله دستیم و به دامان توایم
ما به هر تقدیر از آنِ توایم ..
#حسینمن
ارزان لبانِ تشنه مپندار بوسه زد؛
بوسیدنش به قیمت جان آب خورده بود!
#بنتالحسین🖤
دانی چه بود علت جان دادنش یتیم
وقتی به سینه، راس پدر را فشرده بود؟
قربان آن سه ساله شهیدی که وقتِ غسل
پیراهنش به زخم تنش جوش خورده بود!
از بس که زخم داشت شبانگاه وقتِ خواب
جایِ ستاره زخم تنش را شمرده بود ..
چون غنچهای که در وسط آتش اوفتد؛
اعضایِ پیکرش همه در هم فشرده بود