24982
کتابخانه مرجع مرجع تخصصی کتاب آگاهی است که طغیان میکند لینک چنل آرشیو کتب: @BOOKzMA
ولی عزیزم من دوست دارم خودت یاد بگیری چجوری کتابی که میخوای رو پیدا کنی.
Читать полностью…
تازگیاااا، مقدار زیاااادی در پیوی من و دایرکت درخواست کتاب میدهید.
Читать полностью…
یه وقتایی میخوری به یه کتابی
از طرفی دلت نمیخاد تموم شه
از طرفی دوست داری سریع تر بخونی بفهمی تهش چی میشه
اگر میخواید بیشتر درباره این موضوع بخونید ، پیشنهاد میشه (مزرعه حیوانات) و (کمونیسم رفت ، ما ماندیم و خندیدیم) رو مطالعه کنید ، اولی در قالب یک داستان نمادین ، مسیر انقلاب تا شکل گیری طبقه حاکم جدید رو به نمایش میذاره و دومی تجربه واقعی زندگی در جوامع کمونیستی رو روایت میکنه ، تجربیاتی که به نظر من ، برای ما ایرانی ها، با توجه به چیزهایی که در زندگی دیدیم زیاد ناآشنا نیست ...
@ReferenceLibrary
این پیام رو برای ۳ نفر بفرست و بگو «یا کتابخونه مرجع» تا یک کتاب رایگان برات ظاهر بشه.
Читать полностью…
اگر این پیام اول چنل رو کامل نخوندی، یعنی نهایتا از ۱۰ درصد چنل استفاده کردی.
Читать полностью…
به یه کتابخون بگی بهترین کتابی که خوندی چی بوده؟
اسم کتاب نمیگه
میپرسه چه ژانری؟
یکی از دوستام تو یک نشر معروف کتاب کار میکنه. میگه اگر بدونید تو کتاب ها چی میریزن هیچ وقت ازشون استفاده نمیکنید.
Читать полностью…
حتما برای دانلود کتب از چنل آرشیو استفاده کنید. چون کامل تر هست:
@BOOKzMA
چرا با وجود این همه سرگرمی دیجیتال، باز هم کتاب بخونیم؟
شاید فکر کنی کتاب خوندن فقط یه عادت قدیمی برای پر کردن وقت باشه، ولی علم چیز دیگهای میگه. تحقیقات نشون داده که حتی ۶ دقیقه کتاب خوندن میتونه سطح استرس رو تا ۶۸٪ کاهش بده چون مغز رو مجبور میکنه روی یه خط داستانی متمرکز بشه و از چرخه افکار مضطربکننده خارج بشه. این اثر آرومکننده، از بسیاری از تکنیکهای مدیتیشن هم قویتره.
اما کتاب خوندن فقط آرامش نمیاره؛ مغزت رو دوباره سیمکشی میکنه. وقتی داستان میخونی، مناطقی از مغز که مسئول درک حرکات و احساسات هستن فعال میشن همون طور که خودت اون تجربه رو داشته باشی. این یعنی همدلیات تقویت میشه و بهتر میتونی احساسات دیگران رو درک کنی. توی یه مطالعه، افرادی که داستان ادبی میخوندن، نسبت به کسایی که غیرداستانی میخوندن یا اصلاً نمیخوندن، عملکرد خیلی بهتری در تستهای تشخیص احساسات داشتن.
و تازه، کتاب خوندن یه جور بیمه برای سالمندیته. مطالعات طولانیمدت نشون دادن که کتابخوندن منظم، زوال عقل رو تا ۳۲٪ به تأخیر میندازه و حافظه رو قوی میکنه چون مغزت رو درگیر یه تمرین پیچیده و مداوم میکنه که هیچ اپلیکیشن یا ویدیوی کوتاهی نمیتونه جایگزینش کنه. بهترین بخشش اینه که لازم نیست کتابهای قطور یا پیچیده بخونی. همون ۱۵ تا۲۰ دقیقه مطالعه روزانه با یه کتاب سبک و جذاب کافیه تا این مزایا رو شروع کنی.
تقابل حافظ با قدرت
حافظ، ظلم را بزرگترین گناه سیاسی میداند. در ابیات متعددی، او به نقد ظالمان میپردازد، اما این نقد، اغلب با زبانی کلی و نمادین بیان میشود:
من اگر نیکم و گر بد، تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
این بیت، خطاب به «ظالم» است و به او یادآوری میکند که هر کس محصول عمل خود را برداشت میکند.
ریا و تزویر، بهویژه در شکل زهد فروشی، از دیگر اهداف انتقادی حافظ است. او «واعظ» و «زاهد» ریا را به هر شکل مخصوصا وقتی که با قدرت سیاسی_مذهبی همراه است، به سختی میکوبد:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
هجو محتسب و امیر مبارزالدین
محتسب، در شعر حافظ، نماد قدرتِ ناظر و کنترلگر است؛ قدرتی که میخواهد زندگی خصوصی افراد را زیر نظر بگیرد. حافظ با زبانی رندانه، محتسب را به سخره میگیرد
بده جام می و از جم مکن یاد
که یاد از جمِ ماضی نکند هیچ
امیر مبارزالدین مظفری، پدر شاه شجاع، به زهد خشک و سختگیریهای مذهبی شهره بود. حافظ در بیتی معروف، از او انتقاد میکند:
این دغل دوستان که میبینند
میبرند از درت که داد و دغل
مهمترین راهبرد تقابلی حافظ، مفهوم «رندی» است. رند در شعر حافظ، کسی است که از هر دو قطب «زهد ریایی» و «قدرت ظالم» فاصله میگیرد. رند، نه به دنبال قدرت است و نه تسلیم آن میشود. او با «نگاهی از سر استغنا» به دنیا و قدرت مینگرد:حافظ و انسان
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
رندی، بهمثابه یک «گفتمان مقاومت»، به حافظ امکان میدهد تا بدون درگیری مستقیم با قدرت، ارزشهای خود (آزادی، عشق، زیبایی) را در برابر ارزشهای رسمی (قدرت، ثروت، ریاکاری) قرار دهد. این گفتمان، از طریق زبان رازآلود، فضایی برای تنفس در دل نظام بستهٔ سیاسی-مذهبی ایجاد میکند.
حافظ، چه در مدح و چه در هجو، از موضع «انسان» سخن میگوید؛ انسانی که از دردش، شادیاش، آزادیاش و تنهاییاش،عشقش،شوقش و ... سخن میگوید و گاها از سیاست و جهان فاصله میگیرد.Читать полностью…
مرا به کارِ جهان هرگز التفات نبود
رخِ تو در نظرِ من چنین خوشش آراست
در بسیاری از غزلهای حافظ، «من» شاعر، به «من» جمعی و تاریخی تبدیل میشود. او از «غم زمانه» سخن میگوید که غم مشترک انسان ایرانی در روزگار ظلم و هرجومرج است:
ز کوی میکده برگشتهام ز راه خطا
مرا دوباره بده ساقیا شراب طهور
یا
در اندرونِ منِ خستهدل ندانم کیست!
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
این «من»، نه یک فرد، بلکه «صدای وجدان جمعی» است. حافظ با این «من» جمعی، همزمان خود است و همه است و حرف فرد در مقیاس یک فرد و هم حرف جمع در برابر حکومت و دنیا را بیان میکند.
زبان رازآلود حافظ
این زبان را «رمزی و تأویلپذیر» است؛ زبانی که از طریق ایهام، استعاره و نماد، همزمان چندین لایهٔ معنایی را فعال میکند. از منظر هرمنوتیکی، این زبان به خواننده اجازه میدهد تا بر اساس افق تاریخی و وجودی خود، متن را تفسیر کند.در بستر سیاسی قرن هشتم زبانی بود که میتوانست در یک بیت، هم مدح باشد و هم نقد صوفی ریایی؛ هم دعوت به معنویت باشد و هم اعتراض به محتسب و شحنه و زاهد ظاهرپرست. این «دوپهلویی» نه نقص، بلکه بهترین شکل نمود فعالیت هنری_سیاسی در آن زمان بود.شعر و قدرت
در تاریخ ادبیات فارسی، شعر همواره یکی از مهمترین ابزارهای مشروعیتبخشی به قدرت بوده است. شاعران درباری با قصاید مدحی، شاه را «سایهٔ خدا» مینامیدند و با تشبیه او به خورشید، ماه و شیر، سلطهاش را الهی جلوه میدادند.شگفتا که الوهیت، خدا، دین و ... تا بوده در خدمت استبداد و کشتار و بردگی و غارت و مشروعیت بخشی به دیوان خدمت کرده.پژوهش هایی پیرامون نسبت حافظ و قدرت
البته حافظ در این طیف سیاسی شعرا، موقعیتی میانه و در عین حال منحصربهفرد دارد. او نه مانند عنصری، تمام دیوانش را وقف مدح سلطان کرد و نه مانند ناصرخسرو، تمام عمر را در ستیز آشکار با قدرت گذراند.
قاسم غنی در تاریخ عصر حافظ (۱۳۲۱) با رویکردی تاریخی، ابیات مدحی و هجوی حافظ را به حوادث زمانه پیوند زد. عبدالحسین زرینکوب در از کوچهٔ رندان (۱۳۴۹) با نگاهی روانشناختی-تاریخی، «رندی» حافظ را راهی برای رهایی از تعصب و جزمیت دانست. ذبیحالله صفا در تاریخ ادبیات در ایران، حافظ را شاعری معرفی کرد که از مدح گریزان بود، اما گاه به ضرورت زمانه تن به مدح میداد. کاووس حسنلی در فرهنگ سعدی و حافظ به ابعاد اجتماعی شعر حافظ پرداخت. بهاءالدین خرمشاهی در حافظنامه، بسیاری از ابیات مدحی را تشریح کرد. علی دشتی در کاخ ابداع، حافظ را شاعری آزاده و معترض به ریاکاری دانست.Читать полностью…
در دهههای اخیر، مقالات متعددی به این موضوع پرداختهاند. فتحاللهی و حسینی (۱۳۹۵) به بررسی «اندیشهٔ سیاسی حافظ» پرداختند و نشان دادند که حافظ به «عدالت» بهمثابه ستون اصلی مشروعیت مینگرد. شهبخش و غیاثی (۱۳۹۷) به تحلیل «گفتمان قدرت در غزلیات حافظ» پرداختند و از «مقاومت رندانه» سخن گفتند.
بلاخره اپلود کتب المانی توی چنل ارشیو تموم شد (فعلا).
به زودی کتب دیگه هم اپلود میکنیم.
چنل آرشیو رو داشته باشید:
@BOOKzMA 🍓👈
مثلا اگه تو بچگی به مقدار کنترلشدهای نِرد بوده باشید، خواب کادو گرفتنِ هریپاتر از جیکی رولینگ رو دیدید.
Читать полностью…
بهم یه کتاب کادو بده
و من تا آخر عمرم، تو رو یادم میمونه.
حالا فرض کنیم من تو این وضعیت بدبختی خیییلی وقت دارم و میتونم برای همتون اینارو بفرستم.
Читать полностью…
درود بچه ها
یه مسئله ای رو باهم دیگه حرف بزنیم دربارش.
بیا خونمون کتابهامو نشونت بدم. یه کتاب دارم خودش خودش رو میخونه.
Читать полностью…
نیم نگاهی به ظهور کمونیسم ، چند فنجان قهوه در فرانسه ، چگونه جهان را قهوه ای کرد ؟
باور عموم بر این هست که کمونیسم از شوروی آمده ، اما در سال 1782 شخصی به نام ویکتور دوپای (فرانسوی) برای نخستین بار در تاریخ جهان کلمه کمونیسم را روی کاغذ آورد و این باعث بحث های زیادی بین روشنفکران فرانسوی شد . در کافه ها بحث ها در گرفت و به این نتیجه رسیدند که در نهایت انقلاب سیاسی کافی نیست و باید ثروت به طور برابر بین همه تقسیم شود (تبدیل ایده به عمل) ، در سال 1843 کارل مارکس آلمانی که روی برابری،نقد سرمایه داری و مالکیت کار می کرد ، از آلمان (پروس) فرار کرد و به پاریس رفت و با آنها آشنا شد . در نهایت آشنایی او با فردریش انگلس باعث شد که مانیفست حزب کمونیست را بنویسند ، در سال 1917 دولت آلمان ، لنینِ کمونیستِ تبعیدیِ روس تبار را در یک قطار با حدود 30 نفر از یارانش مانند یک بمب به سمت روسیه روانه کردند تا روسیه تزاری را منفجر کند و خیال آلمان را از جبهه شرقی راحت کند . و این اتفاق هم افتاد ... بعدها کمونیسم به چین رفت و سپس کمونیسم بازگشت کرد به اروپا و در فرانسه و ایتالیا پهلو گرفت ... در نهایت کمونیسم آمد تا طبقه حاکم را نابود کند ، اما خودش تبدیل به طبقه حاکم شد ، آمد تا مالکیت را از انحصار خارج کند ، اما دولت را صاحب همه چیز کرد . قرار بود همه برابر شوند ، اما فقط صاحبان قدرت عوض شدند . آنها تاج را برداشتند ، اما تخت را برای خود نگه داشتند.
@ReferenceLibrary
یه سری استیکر جدید به پک استیکرمون اضافه کردم، مثلا این:
Читать полностью…
آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد
ویکتور هوگو
همه او را به نام قاتل، جانی، مجرم و... خطاب میکنند. شخصیت و هویت این مرد از دست رفته است. حتی زمانی که دخترش در پای گیوتین حاضر میشود، او از مردم میخواهد او را بهخاطر دختر کوچکش ببخشند، چون اگر او بمیرد دیگر کسی نیست مراقب فرزندش باشد. اینجاست که حتی دخترش هم همصدا با مردم میگوید که او پدر ندارد، پدرش مرده است. و این یعنی پایان زندگی، آن هم در حالی که هنوز زنده هستی.
هوگو معتقد است که با دادن فرصت دوباره به افراد خطاکاری که شاید جامعه آنها را به ارتکاب جرم وادار کرده، میتوان انسانهای بهتر و جامعهی سالمتری داشت..
برای دانلود کتاب کلیک کنید
@ReferenceLibrary
تا امروز ۸ تا از این مقاله طور ها نوشتم.
آیا براتون مفید بوده؟ دوستش داشتین که ادامه بدیم؟
Posts by BIG COWЧитать полностью…
1. چرا یادگیری زبانهای خارجی مهمه؟
2. راهنمای کتابگردی در نیویورک؛ مثل بارگردی، ولی برای کتابدوستها
3. چطور چیزهایی رو که میخونیم به خاطر بسپاریم
4. چطور مثل هاروکی موراکامی ژورنال بنویسیم؟
5. اصلاحات رایج ادبی
6. تا حالا زنی به زشتی تو ندیدهام
7. چگونه خوب بنویسیم (شش قانون اورول برای نوشتن
8. ۱۲ زندگینامهای که فکر میکنم همه باید بخونن
دارم اون کتاب که پیشنهاد دادی رو میخونم = عاشقتم
Читать полностью…
منظور از اینکه گرونی خیلی تاثیر گذاشته تا نتونیم کتاب بخونیم، فقط قیمت کتاب نیست.
عزیزم مردم صبح تا شب سرکارن. وقتی هم میرسن خونه، تنها کاری که میشه کرد، استراحت و خوابیدن هست تا انرژی برای کار کردن فردا باشه :/
دید صاحبنظران
دیدگاه امین ریاحی: «هنر انسان بودن». ریاحی در کتاب گلگشت در شعر و اندیشهٔ حافظ، حافظ را شاعری میداند که هنر اصلیاش «انسان بودن» است. از نظر او، زبان رازآلود حافظ نه برای فرار از قدرت، بلکه برای بیان «درد مشترک انسانی» است. حافظ به تعبیر ریاحی، «صدای وجدان معذب انسان ایرانی» در روزگار ظلم و ریا است. زبان او رازآلود است، زیرا خودِ حقیقت در آن روزگار، رازآلود و پنهان بود. حافظ نمیخواست با صراحت سخن بگوید، نه از ترس، بلکه به این دلیل که صراحت، حقیقت را تحریف میکند.تعامل حافظ و قدرت
دیدگاه شفیعی کدکنی:
در زمینهٔ اجتماعی شعر فارسی و مقالات دیگر، حافظ را نمایندهٔ «ارادهٔ معطوف به آزادی» میداند. زبان حافظ، ابزاری برای رهایی از جبرهای سیاسی، مذهبی و اجتماعی است. ایهام و ابهام در شعر حافظ، به او امکان میدهد تا از هر نوع «تکصدایی» بگریزد. حافظ در برابر قدرت که خواهان قطعیت و تکمعنایی است، گفتمانی چندصدایی ایجاد میکند و بدین گونه با تحمیل معنا از سوی قدرت میشورد.
دیدگاه داریوش شایگان: شایگان در پنج اقلیم حضور، زبان حافظ را «رمزی» به معنای عرفانی-فلسفی میداند. از نظر او، حافظ با این زبان، به «راز هستی» اشاره میکند؛ رازی که در هیچ قالب قطعی و جزمی نمیگنجد. این زبان رمزی، بهطور طبیعی با «قدرت» که خواهان شفافیت، کنترل و قطعیت است، در تعارض قرار میگیرد. اما همین زبان رمزی، به حافظ امکان میدهد تا با قدرت نیز وارد گفتوگو شود، زیرا رمز، هم پنهان میکند و هم آشکار میسازد. حافظ با رمز، هم از خشم قدرت در امان میماند و هم پیام خود را به مخاطب خاص میرساند.
همراهی با شاه ابواسحاق اینجوЧитать полностью…
شاه ابواسحاق اینجو، محبوبترین حاکم در نزد حافظ بود.حافظ در مدح او میگوید:
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
این ابیات، نه مدح مستقیم، بلکه ابراز امید به بقای عدالت و امنیت است. حافظ در ابیات مدحی ابواسحاق، هرگز او را «سایهٔ خدا» نمینامد؛ بلکه او را «جمشیدِ زمانه» میخواند که نماد پادشاه آرمانی ایرانی است.
مدح شاه شجاع و شاه منصور
شاه شجاع مظفری، با همهٔ پیچیدگیهای اخلاقیاش، در دورهای از حکومت خود به حافظ و دیگر اهل علم و هنر احترام میگذاشت. حافظ در مدح او، بیش از همه بر «عدالت» و «دادگری» تأکید میکند و به دودمان او کاری ندارد بلکه به عدالت ورزی او میپردازد و به نوعی سعی بر تشویق و معیار نهادن این اصل میکند.
دادگرا، تو را فلک مژده داد
که شدی حافظ و نگهبان دین
شاه منصور، آخرین امید حافظ برای نجات ایران از ظلم و هرجومرج بود. در غزل معروف به او میپردازد:
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبهٔ احزان شود روزی گلستان غم مخور
راهنمای کتابگردی در نیویورک؛ مثل بارگردی، ولی برای کتابدوستها
روی متن کلیک کنید
حالا فکر کن یه نویسنده کتابی که خودش نوشته رو شخصا بهت هدیه بده 😭
/channel/ReferenceLibrary/1376663
"اسطوره شناسی ایرانی"
سرکار خانم ژاله آموزگار اسطورهشناس، مترجم، نویسنده وپژوهشگر بنیاد فرهنگ ایران هستن.
کتاب های زیادی به همراه مرحوم تفضلی نوشتن، توی این پست قصد دارم چند نمونه از کتاب ها و مقاله های ایشون رو معرفی کنم.
یادگار زریران: یکی از قدیمیترین حماسههای ایرانی، داستانی که قرنها پیش از فردوسی وجود داشته، یادگار زریران رو میشه از جهاتی کهن ترین متن نمایشی ایران در نظر گرفت.Читать полностью…
ارداویراف نامه: این کتاب پس از دوره ساسانی به زبان پهلوی نوشته شده.
ویراف موبدی است که به دنیای پس از مرگ سفر میکنه و اخبار آن را برای زندگان میاره.
در این کتاب به خوبی با مجازات هایی که در دین زرتشت تعیین شدن آشنا میشیم.
دیو ها در آغاز دیو نبودند: مقاله ای کوتاه درباره اساطیر نخستین ایران که اشتراکاتی با هند دارند. در این مقاله توضیح داده میشه که چگونه دیو ها در آغاز مقامی هم رده با ایزدان و یا به عبارتی اَسوره ها داشتن و چی میشه که ایرانیان تصمیم گرفتن تا دیگه اون ها رو نپرستن.