≣ ✿ ✿ ≣
شب نیست که چشمم
آرزومندِ تو نیست
وین جانِ به لب رسیده
در بندِ تو نیست
گر تو دگری
به جای من بگزینی
من عهدِ تو نشکنم
که ماننـــــدِ تو نیـست...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
≣ ✿ ✿ ≣
آن دوست که من دارم، وان یار که من دانم
شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم
بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را
بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم
ای روی دلآرایت مجموعهی زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم
دریاب که نقشی ماند از طرح وجودِ من
چون یاد تو میآرم خود هیچ نمیمانم
با وصل نمیپیچم وز هجر نمینالم
حکم آنچه تو فرمایی من بندهی فرمانم
ای خوبتر از لیلی بیم است که چون مجنون
عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم
یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند
از روی تو بیزارم گر روی بگردانم
در دامِ تو محبوسم در دستِ تو مغلوبم
وز ذوق تو مدهوشم در وصفِ تو حیرانم
دستی زِ غمت بر دل پایی ز پیت در گل
با این همه صبرم هست وز روی تو نتوانم
در خفیه همی نالم وین طرفه که در عالم
عشّاق نمیخسبند از نالهی پنهانم
بینی که چه گرم آتش در سوخته میگیرد
تو گرمتری زآتش من سوختهتر زآنم
گویند مکن سعدی جان در سرِ این سودا
گر جان برود شاید من زنده به جانانم...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
✧ ✧ ✧
به هوش بودم ازاول
که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم
نه صبرماند ونه هوشم
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
مرا به هیچ بدادی و
من هنــــوز بر آنم
که از وجود تــــو مویی
به عالــمی نفروشــــم
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
گویند برو تا برود صحبتت از دل
ترسم هوسم بیش کند بُعدِ مسافت
آن را که دلارام دهد وعده کشتن
باید که ز مرگش نبود هیچ مخافت
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
بعد از تو
هیــــــــــچ
در دل سعدی گذر نکرد ...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
دلو جانم به تو مشغول و نظر بر چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر، از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
✧ ✧ ✧
دوستان عیبکنندم
که چرا دل بهتو دادم
باید اول بهتو گفتن
کهچنینخوب چرایی
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
باری بگذر که در فراقت
خون شد دل ریش از اشتیاقت
بگشای دهن که پاسخ تلخ
گویی شکرست در مذاقت
در کشتهٔ خویشتن نگه کن
روزی اگر افتد اتفاقت
تو خنده زنان چو شمع و خلقی
پروانه صفت در احتراقت
ما خود ز کدام خیل باشیم
تا خیمه زنیم در وثاقت؟
ما اخترت صبابتی ولکن
عینی نظرت و ما اطاقت
بس دیده که شد در انتظارت
دریا و نمیرسد به ساقت
تو مست شراب و خواب و ما را
بیخوابی کشت در تیاقت
نه قدرت با تو بودنم هست
نه طاقت آنکه در فراقت
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهٔ کار خویش گیرم...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
≣ ✿ ✿ ≣
تا کی به جمال و مال دنیا نازی
آمـد گه آن که راه عقبیٰ سازی
ای دیر نشسته وقت آنست که جای
یک چند به نوخاستگان پردازی
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
✧ ✧ ✧
ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﺑﺮﻧﺪﺍﺭﻡ...
ﺳﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﻤﺎﺭ ﻣﺴﺘﯽ
ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩﻡ...
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﯽ..!
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟
طاقت بارِ فراق این همه ایامم نیست؟
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد
سرِ مویی به غلط در همه اندامم نیست
میل آن دانه ی خالم نظری بیش نبود
چون بدیدم رهِ بیرون شدن از دامم نیست
شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن
بامدادت که نبینم, طمعِ شامم نیست
نازنینا مکن آن جور که کافر نکند
ور جهودی بکنم بهره در اسلامم نیست
نه به زرق آمدهام تا به ملامت بروم
بندگی لازم اگر عزت و اکرامم نیست
به خدا و به سراپای تو کز دوستی ات
خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست
دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست
سعدیا نامتناسب حَیَوانی باشد
هر که گوید که دلم هست و دلارامم نیست!!
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
✧ ✧ ✧
مرا به هر چه کنی دل نخواهی آزردن
که هر چه دوست پسندد به جای دوست رواست
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
درونِ
خلوت ما
غیر، درنمیگنجد
برو
که هر که
نه یار منست، بارِ منست...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را
باری به چشم احسان در حال ما نظر کن
کز خوان پادشاهان راحت بوَد گدا را
من بی تو زندگانی خود را نمیپسندم
کاسایشی نباشد بی دوستان بقا را
چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد
آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را!
بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت
دیگر چه برگ باشد درویش بینوا را
یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت
چندان که بازبیند دیدار آشنا را
ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی
تا مدعی نماندی مجنون مبتلا را
سعدی قلم به سختی رفتست و نیکبختی
پس هرچه پیشت آید گردن بنه قضا را
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
✧ ✧ ✧
درآن نفس که بمیرم
درآرزوی تو باشم،
بدان امید دهم جان
که خاک کوی تو باشم...!
به وقت صبح قیامت
که سرزخاک برآرم،
به گفت و گوی تو خیزم
به جست و جوی تو باشم...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
هر کو به همه عمرش
سودای گلی بودست
داند که چرا بلبل
دیوانه همیباشد
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
تو
آن نِهای که چو غایب شوی
ز دل بروی...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
گر بگویمٖ که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدست تو را، بر منَش انکاری هست...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
✧ ✧ ✧
ای روی تو راحت دل من
چشم تو چراغ منزل من
گویی که نشستهای شب و روز
هر جا که تویی مقابل من
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
سعدیا روی دوسـت نـاديـدن
بِـه، کــه ديـدن ميـان اغـيــارش ...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
کسانی که پیغام دشمن برند
ز دشمن همانا که دشمنترند
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
بگذار تا مقابلِ روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
نه بوی مهر میشنویم از تو ای عجب
نه روی آنکه مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمنست، شکایت کجا بریم؟!
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
✧ ✧ ✧
تو درخت خـوب منظـر همـه میـــوهای ولیکن
چه کنم به دست کوته که نمیرسد به سیبت ...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت بِه از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی
ولیکن چون تو در عالم نباشد
عجب گر در چمن برپای خیزی
که سرو راست پیشت خم نباشد
مبادا در جهان دلتنگ رویی
که رویت بیند و خرم نباشد
من اول روز دانستم که این عهد
که با من میکنی محکم نباشد
که دانستم که هرگز سازگاری
پری را با بنی آدم نباشد
مکن یارا دلم مجروح مگذار
که هیچم در جهان مرهم نباشد
بیا تا جان شیرین در تو ریزم
که بخل و دوستی با هم نباشد
نخواهم بی تو یک دم زندگانی
که طیب عیش بی همدم نباشد
نظر گویند سعدی با که داری
که غم با یار گفتن غم نباشد
حدیث دوست با دشمن نگویم
که هرگز مدعی محرم نباشد
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
≣ ✿ ✿ ≣
✧ ✧ ✧
خوشا و خرما آن دل
که هست از عشق بیگانه
که من تا آشنا گشتم
دل خرم نمیبینم
نم چشم آبروی من ببرد
از بس که میگریم
چرا گریم کز آن حاصل
برون از نم نمیبینم
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمـت کند، مگر دل نامهـربان دوست ...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
گر آزادم کنی ور بنده خوانی
مرا زین قید ممکن نیست جستن
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
به وقٖتِ صُبح قيامت...
كه سَر زِ خاک برآرم...
به گفتگوى تو خيزَم...
به جستجوى تو باشم...
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──
✧ ✧ ✧
روزی گفتی
شبی کنم دلشادت
وز بندِ غمانِ خود
کنـــم آزادت
دیدی که از آن روز،
چه شبها بگذشت
وز گفتهی خود
هیچ نیامد یادت!
#حضرت_سعــــدی
@Sadii_jaan
──═ ⸙ ═──