547
دنیای بدون شعر و موسیقی تنها یک جهنم تاریک است....... استفاده از مطالب کانال فقط با ذکرِ منبع بلامانع است 🚫 کپی بدون ذکر منبع ممنوع است 🚫
.
✍این ویدئو برای فستیوال کوچه بوشهر است که آخرین بار سال پیش برگزار شد اما همزمان شده بود با انفجار اسکله بندرعباس، تا این جشن و سور به سوگواری بدل شود...انگار قرار نیست در کوچههای جنوب عروسی باشد...جشن باشد....شادی باشد....در حالی که شور و شادی در خون مردم جنوب است....شادی برای مردمانش یک تفنن نیست، غریزهای است که در خونشان جریان دارد، درست مثل دریا که هر بار به ساحل برمیگردد، حتی اگر هزار بار پس رانده شود.
رقص آنها، انکار رنج نیست، شیوهای برای دوام آوردن در دل رنج است....مردمی که سالها با گرمای طاقتفرسا، محرومیت، زخم جنگ، تبعیض و تلخیهای زمانه زیستهاند، خوب میدانند که اگر شادی را از خود بگیرند، چیزی بیش از زندگی را باختهاند....برای همین است که دستها به هم گره میخورند، پاها بر زمین میکوبند و تنها با ریتم موسیقی، روایت دیگری از زیستن را مینویسند.
آنچه در این کوچهها جاری است، فقط موسیقی و رقص نیست، امیدی است که از دل تراژدیهای جغرافیا قد کشیده و هنوز باور دارد زندگی، با همه سختیهایش، ارزش آواز خواندن و رقصیدن دارد....شاید راز جنوب همین باشد، اینکه اندوه را میشناسد، اما اجازه نمیدهد اندوه، آخرین روایت زندگیاش باشد.....به قول احسان عبدیپور:
«جنوب مگر چه دارد جز اندوه و رقص؟ از غم زیاد است که میرقصیم»
•
برای تحقق رؤیاها، هیچوقت دیر نیست؛
به شرط آنکه سلامت، انگیزه و شوق زندگی را حفظ کنیم.
در اکتبر ۲۰۲۵، بانویی ۸۳ ساله از مرتفعترین سکوی بانجی جامپ هند، با ارتفاع ۸۳ متر، به پایین پرید؛ پرشی که بیش از آنکه نمایش شجاعت باشد، پیامی روشن داشت:
سن، تا زمانی که اشتیاقِ زندگی در دل زنده است، مانعی برای رؤیاها نیست.
پیری، تنها گذر سالها نیست؛
بلکه از دست دادن انگیزه، تحرک و امید است.
آرتوش
آسمان چشم او آیینهی کیست
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
برایت آرزوهایِ کوچکی دارم؛
زیرا رنج که افزون میشود، موهبتهایِ کوچک، به آدمی نفس میدهند.
کاش آرام به خواب بروی و امیدوار برخیزی
همین.
« شب ... خوش »
🌺@SELMULY چکامـه
چون همسفر عشق شدی
مرد سفر باش...
دکلمه ترانه حادثه
باصدای خالق اثر اردلان سرفراز
موسیقی: محسن حضرتی
بیست و چهارم تیر ماه زادروز
استاد شعر و ترانه «اردلان سرفراز»
خجسته باد
🌺@SELMULY چکامـه
.
اردلان سرفراز (زادهٔ ۲۴ تیر ۱۳۲۹ در داراب) شاعر و ترانهسرا است که در کنار شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی از بنیانگذاران ترانه نوین ایران است.
اردلان سرفراز در سال ۱۳۲۹ در شهر داراب واقع در استان فارس متولد گردید. او فرزند ارشد خانواده بود و مادرش نیز در شعر دستی داشت. شروع زندگی شاعرانهٔ اردلان در سال اول دبیرستان در مدرسهٔ امیرکبیر و با تشویق معلمی به نام دانشمند بود. در جوانی برای تحصیل در رشتهٔ روانشناسی در دانشگاه عالی پارس پذیرفته شد و به تهران رفت. او به پیشنهاد پسرعموی مادرش (حسین سرفراز، شاعر و روزنامهنگار معروف آن زمان) در حین تحصیل برای گذران زندگی با رادیو ایران و ارکستر جوانان کار خود را به عنوان ترانهسرا آغاز کرد. پس از یکسال به دلایلی رادیو ایران را ترک کرد؛ اما سرفراز ترانه سرودن را به شکل حرفهای آغاز کرد و با ترانهٔ «شب»، هم او و هم ابی، خوانندهٔ این ترانه به شهرت رسیدند.
🌺@SELMULY چکامـه
«داروگ»
خشک آمد کشتگاهِ من
در جوارِ کشتِ همسایه.
گرچه میگویند: «میگریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصدِ روزانِ ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
ـ□
بر
بساطی که بساطی نیست
در درون کومۀ تاریکِ من که ذرهای با آن نشاطی نیست
و جدارِ دندههای نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش میترکد
ـــ چون دلِ یاران که در هجرانِ یاران ـــ
قاصدِ روزانِ ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
#نیما_یوشیج
🌺@SELMULY چکامـه
🔅
ای صبح دمی به خنده بگشای لبی
تا باز رهم من از چنین تیره شبی
چون از خورشید در دل آتش داری
گر درگیرد دَمِ تو نَبْوَد عجبی
#فریدالدین_عطار
درودهاااا
صبح بخیر
🌺@SELMULY چکامـه
Ghobar
Mohsen Sharifian
#موسیقی_جنوب
قطعهٔ "غبار"
آهنگساز "محسن شریفیان"
✍ امروز جنوب زیبای ما... مادر نخلها و دریا... مروارید همیشهی این سرزمین... در غبار جنگ نفس میکشد.
به یاد جنوب...بهیاد دستانی که هنوز بوی خرما میدهند... بهیاد مردمانی که دلهایی به وسعت دریا دارند...و سرشار از مهربانیاند... گوش بسپاریم به نتهای نی انبان قطعهٔ غبار محسن شریفیان که مثل بادهای گرم جنوب در سینه میپیچند.
🌺@SELMULY چکامـه
📝
انتقام!
✍ رحیم قمیشی
اواخر بهار ۱۳۶۱ با آزادی خرمشهر، گفته بودیم جنگ هم تمام شد، اما وسط تابستان کشنده همان سال، گفتند نه، هنوز انتقام گرفته نشده!
یادم هست ماه رمضان بود، برای همین اسم آن عملیاتِ ناکام و پر از تلفات، شد رمضان.
گفتند صدام که تنبیه نشده، آنهمه شهید ندادیم که همه چیز زود تمام شود، نه! جنگ را ادامه میدهیم، این بار در خاک عراق، تا صدام بگوید غلط کردم! تا انتقاممان را بگیریم.
فرماندهانی در سولههایی بتن آرمه و محکم و مقاماتی زیر کولرها، این تصمیم را برای ما گرفته بودند، و باید اجرا میشد.
نمیدانم کسی میتواند ذرهای از آن لحظههای سخت را درک کند؟
در جنوب وقتی در سایه، هوا ۵۰ درجه است، زیر آفتاب میشود ۶۰ درجه، فعالیت کنی میشود ۷۰ درجه، شرجی بشود از کوره آهنگری هم بدتر میشود!
شب گذشتهاش عملیات کرده بودیم، به کانال ماهی، که هدفمان بود رسیده بودیم، اما نفهمیدیم چرا نزدیک صبح دستور آمد باید برگردیم. اتفاقا چند اسیر هم گرفته بودیم.
خدا پدر اسیرها را بیامرزد، در موقع برگشتن همانها متوجه شدند داریم وسط میدان مین میرویم، و کمک کردند تلفات کمتری بدهیم.
بعد از ۳۶ ساعت نخوابیدن، خسته و کوفته رسیدیم به سنگرهایمان، رفتم برای یکی دو ساعت بخوابم، شاید ساعتی نگذشته بود، که یکی با اضطراب آمده و بیدارم میکرد.
- پاشو رحیم، میخواهند اسرا را بکشند!
فکر کردم دارم خواب میبینم. با داد و بیداد پیک گردان که نوجوان ورزشکار و دلرحمی بود فهممیدم خواب نمیبینم.
او راست میگفت. چند نفر که از یگان ما نبودند، آمده و میخواستند اسرای عراقی را اعدام کنند!
به آنها گفتم چه شده؟
رئیسشان که اتفاقاً قد کوتاهی داشت و لباس پلنگی قشنگی هم پوشیده، آستینهایش را هم بالا داده بود، گفت یکی از رفقایش شهید شده و میخواهد انتقام او را بگیرد.
گفتم یعنی انتقام او را از این اسرای دستبسته باید بگیری؟
او اصلاً انگار نمیشنید، آمده بود بکشد و برود، میگفت قسم خورده باید یک عراقیِ بعثی را بکشد و بعد برود خانه. میگفت ماموریتش تمام شده و هنوز انتقام دوستش را نگرفته!
از ظاهرش معلوم اصلاً اهل جنگ هم نبوده، برعکس ما که همه لباسهایمان خاکی و پاره بود او لباسهایش اتو کشیده بود. موهایش تمیز، ولی "انتقام" از زبانش نمیافتاد...
میگفت قسم خورده و بدون انتقام نمیتواند برگردد!
پیک گردان را که نگهبان اسرای عراقی بود، گفتم هر کس خواست اسیری را اذیت کند، بلافاصله با تفنگت هدفش بگیر. پسر، از خدا خواسته، گفت چشم، و با غرور گلنگدن تفنگش را کشید، یعنی آن را آماده شلیک کرد.
لباس پلنگی به شک افتاد. رفقایش عقب رفتند، ولی او هنوز اصرار داشت انتقامش را نگرفته.
صدایش کردم، او را بردم کنار خاکریز، گفتم نگاه کن، جنگ اصول و رسم خودش را دارد، خیلی دلت میخواهد انتقام دوستت را بگیری، میمانی جبهه، وقت درگیری، وقتی ما زیر آتش هیچکدام نمیتوانیم سرمان را بلند کنیم، تو سرت را بلند میکنی، با شجاعت میروی جلو، و همان را که ما را زیر آتش گرفته، از پا در میآوری.
از او پرسیدم، دیشب کجا بودی!؟ الان کجا میروی؟ فقط میخواهی هوای نفست را راضی کنی که با کشتن یک نفر انتقام گرفتهای!
او نماند. او اصلا اهل جنگ نبود. اهل درگیری نبود، اهل آفتاب خوردن و سوختن نبود، اهل تیر خوردن نبود.
او فقط اهل انتقام بود.
تیری شلیک کند به کسی که اسلحه ندارد.
او با دشمنی که مردم بیگناه و بیدفاع را بمباران میکرد هیچ فرقی نداشت.
او فقط آمده بود درجه ای بگیرد و برود. افتخاری برای خودش ثبت کند...
او فکر کرده بود جنگ یک فیلم سینمایی است. و آدمها الکی میمیرند!
نه! در جنگ انسانها واقعاً کشته میشوند. جانها واقعاً از دست میروند. خانوادهها واقعاً عزادار میشوند. مادرها تا آخر عمر آرزوی دوباره دیدن فرزند، به دلشان میماند...
کاش آنها که فقط بلدند انتقام انتقام بگویند
میدانستند جنگ چیست.
🌺@SELMULY چکامـه
°
✅ نظام توتالیتری در اوج تکاملش از این جهت چشمگیر است که شمارِ نوکرانِ حلقه به گوشش در سرتاسر جامعه بسیار زیاد است، اما این نوکران از این جهت با آن حامیان اولیه تفاوت دارند که حمایتشان از رژیم دلایل دیگری دارد؛ آنچه آنان را به حرکت درمیآورد دیگر شور و شوق نیست بلکه ترس است.
📕 «روح پراگ»
✍️ ایوان کلیما
🌺@SELMULY چکامـه
Charles Aznavour
Hier encore
آهنگ ۱۹۴۰
🌺@SELMULY چکامـه
#مارگریت_دوراس و نگاه زنانهاش به مفهوم «خانه»
▪️مترجم: بنفشه فریسآبادی
🌺@SELMULY چکامـه
انتظار
مهدیه محمدخانی
به دشت سینهی صبورم بهار
میآید سوار میآید
که از تو عاقبت خبر شد
دو باره شور عاشقانه
مرا میجوید، به دل میگوید
که عمر بیکسی بهسر شد
با تو دنیا از عشق زیباست
تنها کنار تو خوشم
که بی تو همچون آتشم
تویی دلیل بودن من
دنیا با تو غرق رویاست ...
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
تعبیر رئیس قوه قضاییه از تجمعات حکومتی به عنوان «رفراندوم»، نه یک تحلیل واقعگرایانه، بلکه تلاشی تقلیلگرایانه برای نادیده گرفتن شکاف عمیق میان حاکمیت و جامعهای است که در بزنگاههای خونین، از دیماه ۹۶ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» تا دی ماه خونین، پیوسته مخالفت خود را با ساختار موجود فریاد زده است. در کشوری که معترضان برای ابراز عقیده با گلوله، شکنجه و اعدام مواجه میشوند، استناد به تجمعات سازماندهیشدهی دولتی برای ادعای مشروعیت، توهینی آشکار به شعور عمومی و دهنکجی به خونهایی است که برای گذار از این وضعیت ریخته شده؛ چرا که مشروعیت سیاسی نه در صفهای اجباری یا هدایتشده، بلکه در توانایی یک نظام برای پذیرش تکثر و صندوقهای رای آزاد تبلور مییابد، نه در امنیتی کردن خیابانها و سرکوب سیستماتیک هر صدای مخالفی که آرزوی زیستن در فضایی غیرتوتالیتر را دارد.
زهرا مهر
🌺@SELMULY چکامـه
°
ما مدام میگوییم «ای کاش»، اما در طبیعت هیچ ای کاشی وجود نداشته و نخواهد داشت. میگویند کسی که درسهای تاریخ را نیاموخته، محکوم به تکرار گذشته است. من به نجاتبخشی دانش باور ندارم. در تاریخ تنها چیزهای ثابت، حماقت انسان، طمع، شهوت و اشتیاق به ریختن خون است و حتی خود خداوند نیز در اینجا ناتوان است.
کورمک مککارتی
عکاس: اوژن د سالیگنا
🔅
همیشه
یک تکه رویای شخصی تووی جیب پیراهنت باشد.
چیزی شبیه #عشق
چیزی شبیه #امید
چیزی شبیه #ایمان.
گاهی تنها چیزی که آدم را سر پا نگه میدارد، نادیدنیِ شخصیِ آدم است.
چیزی شبیه یک تکه رویا توی جیب پیراهنت...
#معصومه_صابر
درود و مهر بر شما دوستان گرانقدر
صبح پنجشنبهتون سرشار از خیر و برکت
آخر هفتهتون مملو از اتفاقات خوب
🌺@SELMULY چکامـه
آنچنان صبور بودهام
که همهچیز را فراموش کردهام…
– آرتور رمبو
برگردان: مراد فرهادپور
• Album: Hellé (Original Motion Picture soundtrack)
• Artist: Philippe Sarde
• #Soundtrack, #Instrumental
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
این خاک، سالهاست که آبستن رنج است؛
آبستنِ در آغوش گرفتن فرزندان نورستهاش؛
فرزندانی که به خون غسل داده شدهاند و بذرِ دلِ خاکِ مامِ وطن شدهاند...
که فراموششان نکنیم.
✍️ احمد محمود
📓زمین سوخته
🌺@SELMULY چکامـه
چون همسفر عشق شدی
مرد سفر باش...
شعر: اردلان سرفراز
موسیقی: محسن حضرتی
🌺@SELMULY چکامـه
🥀
چه تلخ است...
وقتی صدای جنگ
از آوازِ دریا
بلندتر میشود.
وقتی موجها
به جای ترانهی ساحل،
قصهی اندوه را
زمزمه میکنند؛
و رقصِ باد
میان نخلهای جنوب،
با غمِ سنگینِ روزگار
درهم میآمیزد.
چه تلخ است...
که آسمانِ آبیِ جنوب،
به جای پروازِ پرندگان،
با دود و التهاب
روایت شود.
که در میان آتش و خاکستر،
دلها
به جای شادی،
رقصِ غم را تجربه کنند؛
رقصی آرام،
بیصدا،
با قدمهایی از خاطره
و چشمانی
لبریز از اشک.
اما...
دریا هنوز میرقصد.
نخلها
هنوز ایستادهاند.
و در دلِ همین شبهای دشوار،
امید،
آرامآرام،
راهِ بازگشت خود را
پیدا میکند.
#مینـــــو_پنــــاهپـــور ۴۰۵٫۴٫۲۴
🌺@SELMULY چکامـه
A picture of you
Tierra Negra
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
به سیاستمداران بگو
گوش فرادهند؛
شاعری میخواهد سخن بگوید
به تندبادها بگو بایستند؛
نرگسی میخواهد بشکفد
به تفنگها هم بگو ساکت!
کودکی میخواهد بخوابد...
لطیف هلمت | شاعر کوردستانی(کورد عراق)
برگردان: محمد مرادینصاری
🌺@SELMULY چکامـه
#پست_موقت
🔴سعید جلیلی: انتقام باید بهشکلی باشد که مردم از آن راضی باشند.
🌺@SELMULY چکامـه
Hier encore
Charles Aznavour
🌺@SELMULY چکامـه
#مریم_میرزاخانی
مریم میرزاخانی، ریاضیدان برجسته ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد، در زمینه «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها» پژوهش میکرد.
او نخستین زن و نخستین ایرانی بود که موفق به دریافت مدال فیلدز، معتبرترین جایزه در دنیای ریاضیات، شد.
میرزاخانی به جهان نشان داد که زنان نیز میتوانند در پیچیدهترین و دشوارترین عرصههای علمی، در بالاترین سطح بدرخشند.
او در پی ابتلا به سرطان، خیلی زود از میان ما رفت؛ اما تأثیرش بر هزاران دختر و زنی که او را الهامبخش مسیر علم و پژوهش میدانند، همچنان زنده است. میراث علمی و نقش ماندگار او در گسترش دانش، هرگز فراموش نخواهد شد.
🕊 ۲۳ تیرماه سالروز خاموشی یک ذهن زیبا فخرِ ایرانزمین پروفسور «مریمِ میرزاخانی» است.
یاد و نامش گرامی باد. ❤️
🌺@SELMULY چکامـه
.
خاخام مورترا: اگر فکر میکنی مردم ما بدون کنترل و حاکمیت زنده میمانند، احمقی.
اسپینوزا: به نظر من، رهبران دینی با دخالت در امور سیاسی، هدف روحانی خود را گم کردهاند. حاکمیت شما باید به تقوای درونی محدود شود.
خاخام مورترا: امور سیاسی؟ آیا نمیفهمی در اسپانیا و پرتغال چه اتفاقی افتاده است؟
اسپینوزا: دقیقاً به همین دلیل این را میگویم؛ آنها هم حکومتهایی دینیاند. دین باید از سیاست جدا باشد. بهترین حاکمی که میتوان تصور کرد، رهبری است که آزادانه انتخاب شده باشد، قدرتش بهوسیله مجلسی که آزادانه انتخاب شده است محدود شود و در جهت صلح عمومی، امنیت و بهبود جامعه عمل کند.
برشی از رمان
«مسئله اسپینوزا»
– اروین د. یالوم
🌺@SELMULY چکامـه
🔺آرزو یعنی چی؟