-
گرداننده درگاه : سیروس حامی @Cyrus_Hami
👈 بررسی چند واژه
شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
(بخش دویُم)
پ- شهریار - شاه – پادشاه – شاهنشاه
گفته آمد که از ریشه کهنآریایی (به ناروا: هند و اروپایی!) «کْسِی Ksey» به مانای «توانایی؛ شایستگی؛ اقتدار؛ تسلط؛ فرمانراندن؛ حکومت) در اوستایی واژههایی چون«خْشَثرَXs^tra» (=شهریاری؛ پادشاهی، فرمانروایی) و خْشَی(فرمانروایی، حکومت، اقتدار) و «خْشَچا» (شاه، فرمانروا) و در سانسکریت «کْسَترَKsatra» به چم «نیرو، توان، برتری و قدرت شاهانه» ساخته شد! ریشه یادشده در پارسی امروز در آمیغهایی چون اردشیر و پادشاه و شاهنشاه و شهریور و شهریار/شهردار و شایستن و شایسته و شایان و شایگان و... به جا مانده است.
۱- شا/شاه ؛ پادشا ؛ شاهنشاه
از ریشه کهنآریایی «کْسِی Ksey» به مانای «توانایی؛ شایستگی؛ اقتدار؛ تسلط؛ فرمانراندن؛ حکومت) در اوستایی واژۀ «خْشَچا» (فرمانروا) و از آن در پهلوی واژۀ «شا / شاه /شَه» (فرمانروا ؛ سلطان ؛ حاکم ؛ مَلِک ؛ خدیو) برآمد!
خروشید و زد دست بر سر ز شاه،
که «شاها، منم کاوهی دادخواه»!
۱/۳۷/۲۰۲
پیشوند «پاد» از ریشه کهنآریایی «پا» (نگاهبانی ؛ پاییدن) برآمده که در اوستایی از آن واژههای «پاییتی/پاوان/پانا» (پشتیبان ؛ نگاهبان) ساخته شده و امروزه در واژههایی چون پاسبان، پادگان، آبادان(آپاتان) ، شبان، باغبان و... زنده است! افزودن «پاد» به «شاه» به آن پرمانه(مفهوم) نگاهبانی و پشتیبانی میبخشد!
بدینگونه در فرهنگ ایران کهن، پادشا را هیچ برتری بر آنچه که پشتیبانی و نگاهبانی میکند نیست! «ولی» و «صاحب اختیار» شهروندان نیست! همتراز شهروندان و پشتیبان و نگاهبان کشور است!
ازیرا که پروردهی پادشا،
نباید که باشد مگر پارسا!
۱/۵۷/۱۵۲
سرانجام واژه «شاهنشاه/شهنشاه» که کوتاهشده (مخفف) «شاهانشاه» یا «شاهشاهان» است،
فرستادهی سلم چون گشت باز،
شهنشاه بنشست و بگشاد راز.
۱/۶۶/۳۹۹
در سامانه «شاهنشاهی» که به راستی تنها در روزگار کیانیان، کورش بزرگ، و اشکانیان کاربرد داشته، شاهنشاهی ایران به چندین پادشاهی بخش شده و هر پادشاهی را یک پادشاه فرمان میراند و گونهای خودگردانی (فدرالیسم) میشد! این پادشاهیهای خودگردان همه زیر پرچم یگانه ایران یکپارچه بودند و از «شاهنشاه» فرمان میبردند و به او باژ و ساو میدادند و به هنگام جنگ به فرمان شاهنشاه سپاه میآراستند و میجنگیدند! سلوکیان نیز به شیوه نزدیک به خودگردانی ایرانی فرمان میراندند که شاهنامه «ملوک طوایف» نامیده است!
چو بر تختشان شاد بنشاندند،
ملوکِطوایف همی خواندند.
۳/۳۴۳/۷۰
زندهیاد پیرنیا فرنام «شاهنشاه» را برابر «شاهِ شاهان» و ویژه هخامنشیان دانسته که به شاهان اشکانی نیز گفته شد!
در روزگار ما و در کشوری با سامانه پادشاهی غیر فدراتیو که پادشاهیهای خودگردان ندارد، فرنام درست فرمانروای کشور «شاه» یا «پادشاه» است، و «شاهنشاه» نامیدن او روا نیست!
همچنین شایان یادآوری است که همریشه دانستن «شاه» و «اشا» سخنی نادرست است!
۲- شهریار ؛ شهردار ؛ شهریور
در زبان اوستایی با افزودن پسوند «دارَ Dara» به مانای «داشتن؛ نگاهداشتن» به «خْشَثرَXs^tra» واژۀ «خشَترَدارَ Xs^tra-Dara» (داراندۀ شهریاری) و با افزودن پسوند «وَیریا Vairya» (برگزیدنی ؛ سزاوار گزینش) واژه «خشَترَ-وَیریا Xs^tra-Vairya» (سزاور گزیدهشدن به فرمانروایی) ساخته شد. از این دو، نخستین به شهردار و شهریار و دودیگر به شهریور گشتند! «شهریور» (شهریاری نیک) نام یکی از امشاسپندان یا فروزههای اهورامزدا و نام ششمین ماه هر سال و نیز چهارمین روز از روزهای سیگانه هر ماه نیز بوده است!
«شهردار» به کسی که نگاهدارنده شهر است و به پرمانه ایرانی، پرستش(=خدمتگزاری) مردم شهر یا پرستاری شهر را بر دوش دارد گفته میشود! با تبدیل «د» به «ی» واژه «شهریار» ساخته میشود؛ با همان پرمانه.
اگر «فرمانروایی» را برابر «خدمتگزاری مردم» بینگاریم، آنگاه «شهریار» را میتوان با «شاه» یکی دانست! در شاهنامه «شهریار» برابر «شاه/پادشاه» به کار رفته که گویای این برداشت است!
بگویم چو فرمایدم شهریار،
پیامِ جوانانِ ناهوشیار.
۱/۶۵/۳۶۴
نویسنده : سیروس حامی - امرداد ۱۴۰۲
با یاریجویی از :
۱- حقوق جهان در ایران باستان – فریدون جنیدی
۲- فرهنگ واژههای اوستا – کانگا - احسان بهرامی
۳- فرهنگ ریشه واژگان فارسی – دکتر علی نورائی
۴- فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی – محمد حسندوست
۵- فرهنگ فارسی - دکتر محمد معین
۶- شاهنامه فردوسی – ویرایش دکتر خالقی مطلق – دوره چهارجلدی سخن ۱۳۹۸
(نشانی بیتها به ترتیب: شماره دفتر ؛ شماره رویه ؛ شماره بیت)
۷- لغتنامه دهخدا
۸- تاریخ ایران باستان - پیرنیا
/channel/ShahnamehToosi
درود. به فراخور هفته نو و با آرزوی شادی و تندرستی برای یکایک یاران، همچون شنبه های دیگر، سخنی از فرزانه توس پیشکش . هفته و روزگارتان شاد.
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۴
@ShahnamehToosi
"ما با آنچه میسازیم ایرانی هستیم، نه با آنچه از دست میدهیم"
به یاد #بهرام_بیضایی،
او که همواره به ما یادآوری میکرد
ایرانی بودن مسئولیت بزرگی است
روانش به گرودمان روشن شاد باد
@frataak
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
بنیانهای فرمانروایی منوچهر در شاهنامه
نشست ادبی کتاب پارسی
جمعه، دوازدهم دی۱۴۰۴
سخنران: دکتر غلامرضا شمسی
@adabestaneviroogerd
🛫 🛫 🛫
💠⭕️سه حاکم پنهان جهان
✍️دکتر #محمدرضا_سرگلزایی، روانپزشک
«آﻟﺒﺮت اﻧﻴﺸﺘﻴﻦ»، ﻓﻴﺰﻳﻜﺪان ﺑﺰرگ، ﺟﻤﻠﻪاي ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر دارد: «ﺳﻪ ﻧﻴﺮوي ﻋﻈﻴﻢ در ﺟﻬﺎن ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ: ﺗﺮس، ﻃﻤﻊ و ﺣﻤﺎﻗﺖ!» اﮔﺮ ﺑﻪ اﻧﮕﻴﺰهﻫﺎي اﻧﺴﺎنﻫﺎ در ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎي زﻧﺪﮔﻲ دﻗﻴﻖ ﺷﻮﻳﺪ، ﻣﻌﻨﺎي اﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ «اﻧﻴﺸﺘﻴﻦ» را درﻣﻲﻳﺎﺑﻴﺪ. ﺑﻴﺶﺗﺮ اﻧﺘﺨﺎبﻫﺎي آدﻣﻴﺎن ﻳﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ «ﺗﺮس» اﺳﺖ ﻳﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ «ﻃﻤﻊ» و ﻳﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ «ﺣﻤﺎﻗﺖ»!
📌ترس:
•ﺗﺮس از ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﺪن ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻣﻮاﻓﻖ ﻣﻴﻞ دﻳﮕﺮان ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﻴﻢ، ﻧﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺧﻮدﻣﺎن!
•ﺗﺮس از آﻳﻨﺪه، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﺑﻴﺶ از ﻧﻴﺎزﻣﺎن ﭘﺲاﻧﺪاز ﻛﻨﻴﻢ!
•ترس از ﺻﺪﻣﻪ ﺧﻮردن، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد در ﻣﻘﺎﺑﻞ زورﮔﻮﻳﺎن ﺳﻜﻮت ﻛﻨﻴﻢ ﻳﺎ ﺑﺎج ﺑﺪﻫﻴﻢ!
📌طمع:
•ﻃﻤﻊ ﺧﺮﻳﺪن اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﮔﺮان ﻗﻴﻤﺖ، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد در ﻛﺎرﻣﺎن ﻛﻢ ﻓﺮوﺷﻲ ﻛﻨﻴﻢ!
•ﻃﻤﻊ ﺧﺮﻳﺪن وﻳﻼي ﺑﺰرگ ﺗﺮ، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﺎﻻيﻣﺎن را ﮔﺮانﺗﺮ از ﺣﺪ اﻧﺼﺎف ﺑﻔﺮوﺷﻴﻢ!
•ﻃﻤﻊ ﺑﻪ دﺳﺖ آوردن ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻋﺎﺷﻖاش ﺷﺪهاﻳﻢ، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد پا روي ارزشﻫﺎيﻣﺎن ﺑﮕﺬارﻳﻢ!
📌و اﻣﺎ از ﺣﻤﺎﻗﺖ!
•ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻣﺮدم ﺑﺎزﻳﭽﻪي اﺧﺒﺎر دروغ رﺳﺎﻧﻪﻫﺎ شوﻧﺪ!
•ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﭘﺪرانِ ﻣﺎ ﺑﺎورﻫﺎي ﻏﻠﻂ و منفی خود را ﺑﺮ ﻣﺎ دﻳﻜﺘﻪ ﻛﻨﻨﺪ و ﺑﺮآن ﺗﺄﻛﻴﺪ ﻓﺮاوان داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
•ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻫﻢ رﻧﮓ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺷﻮﻳﻢ ﭼﺮاﻛﻪ ﺑﺎور دارﻳﻢ ﻛﻪ ﺣﺘﻤﺎً آنﻫﺎ ﺑﻴﺶﺗﺮ ﻣﻲداﻧﻨﺪ!
ﭼﺮا اﻳﻦ ﺳﻪ آﻓﺖِ ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ، ﺗﺎ اﻳﻦ ﺣﺪ ﺑﺮ ﻣﺎ ﺳﻠﻄﻪ دارﻧﺪ؟! [شاید] دﻟﻴﻞ آن را ﺑﺎﻳﺪ در ﻧﻈﺎم ﺗﻌﻠﻴﻢ و ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺟﺴﺖ: از ﻛﻮدﻛﻲ ﺑﺮاي ﻣﻨﺼﺮف ﻛﺮدن ﻣﺎ از ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎيﻣﺎن، ﻣﺎ را از ﻟﻮﻟﻮ، ﻏﻮل، دﻳﻮ، ﺗﺎرﻳﻜﻲ، ﺗﻨﺒﻴﻪ، ﻣﺤﺮوم ﻣﺎﻧﺪن از اﻣﻜﺎﻧﺎت و ... ﺗﺮﺳﺎﻧﺪهاﻧﺪ! از ﻛﻮدﻛﻲ ﺑﺮاي وادار ﻛﺮدن ﻣﺎ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﻛﺎري ﻛﻪ ﻧﻤﻲﺧﻮاﺳﺘﻪاﻳﻢ، ﺑﻪ ﻣﺎ وﻋﺪه ﺟﺎﻳﺰه، ﺗﺸﻮﻳﻖ، ﺷﺎﮔﺮد اوﻟﻲ، آﻳﻨﺪهي روﺷﻦ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺛﺮوت و ﺷﻬﺮت و ﻗﺪرت و ... دادهاند!
ﺑﻪﻋﻠﺖ ﻏﻠﻂ ﺑﻮدن ﻧﻈﺎم ﺗﻌﻠﻴﻢ و ﺗﺮﺑﻴﺖ و ﻧﺒﻮد اﻃﻼﻋﺎت ﻋﻠﻤﻲ ﻛﺎﻓﻲ، واﻟﺪﻳﻦ، ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺶﻫﺎي ﻛﻮدﻛﺎن در ﻣﻮرد زﻧﺪﮔﻲ، ﻣﺮگ، ﻗﺎﻧﻮن و ... اﻃﻼﻋﺎت ﻏﻠﻂ دادهاﻧﺪ و از ﭘﺎﺳﺦِ ﺷﻔﺎف و درﺳﺖ ﺳﺮﺑﺎز زدهاند! (رفرنس کانال دکتر سرگلزایی)
💠⭕️تحلیل از آکادمی جام:
«آﻟﺒﺮت اﻧﻴﺸﺘﻴﻦ»، ﺳﻪ ﻧﻴﺮوي حاکم را در جهان نشان داده اما نگفته که فقط همین سه هستند. در جهانی که در آن زندگی می کنیم جسارت، آزادگی و آگاهی هم هستند. این ما هستیم که تصمیم میگیریم بر اساس کدامیک عمل کنیم. در همین دنیا کسانی بودند مانند هلن کلر و معلمش در برابر ترس و حماقت ایستادند و به همین خاطر است که هلن کلر گفته است: زندگی یا یک ماجرای جسورانه است یا هیچ نیست.
بد نیست در مورد هلن کلر بیشتر بدانیم: هنگامی که ۱۸ ماهه بود، در اثر ابتلا به بیماری مننژیت، بینایی و شنوایی خود را از دست داد و ارتباطش با دنیای بیرون قطع شد. میشد گفت که تقدیر جهان این بوده است که او این چنین باشد اما زمانی که ۷ ساله بود، با ورود معلمش، زندگی جدید او آغاز شد. او از این روز به عنوان مهمترین روزی که در زندگی به خاطر دارد، یاد میکند.
سالیوان معلمی سخت کوش و فوقالعاده بود که 50 سال در کنار کلر ماند. سالیوان با فشار دادن علاماتی توسط انگشتان خود، به عنوان حروف، بر کف دست هلن با او ارتباط برقرار میکرد و از این راه برای آموزش کلمات به او استفاده مینمود.
در عرض چند ماه کلر فرا گرفت که چگونه اشیایی را که لمس میکند، به آن حروف ربط دهد و آنها را هجی کند. او همچنین، موفق شد تا به وسیله لمس کارتهایی که حروف برجسته بر آنها نوشته شده بود، جملههایی را بخواند و با کنار هم چیدن حروف در یک لوح، خود جمله بسازد. خط بریل را آموزش دید، صحبت کردن را تمرین کرد، لبخوانی از طریق لمس دهان و گلوی شخص صحبتکننده را یاد گرفت و به دانشگاه رفت. او اولین فرد نابینا- ناشنوایی بود که از دانشگاه فارغالتحصیل شد. او یک نویسنده، فعال سیاسی، فعال اجتماعی و یک شخصیت تاثیرگذار بود.
بله درست است ترس و طمع و حماقت حکمفرایان جهان هستند اما تنها حمکفرمایان جهان نیستند. این سه در برابر اراده آزاد آدمی بازی محدودی خواهند داشت.
این ما هستیم که تعیین میکنیم ترس و طمع و حماقت حکمفرایان جهان ما باشند یا جسارت، آزادگی و آگاهی!
برکرفته از
کانال : آکادمی جام
✅ پ.ن.👇
#فردوسی فرزانه ، سخن #بزرگمهر با #نوشینروان را چنین باز میگوید:
دهاند اهرمن هم به نیروی شیر
که آرند جان وخرد را به زیر!
بدو گفت کسری که «ده دیو چیست
کزیشان خرد را بباید گریست؟»
چنین داد پاسخ که: «آز و نیاز
دو دیوند با زور و گردن فراز؛
دگر خشم و رشکست و ننگست و کین
سخنچین و دوروی و ناپاکدین
دهم، آن که از کس ندارد سپاس
به نیکی و هم نیست یزدانشناس»
بدو گفت: «ازین شوم ده باگزند
کدامست آهرمن زورمند؟»
چنین داد پاسخ به کسری که «آز
ستمکاره دیوی بود دیرساز!
که اورا نبینند خشنود ایچ
همه درفزونیش باشد بسیچ! ...
... ز شمشیر دیوان خرد جوشنست
دل و جان دانا بدو روشنست
🆔 @ShahnamehToosi
👨🎓 شاهنامه خوانی برازنده نونهالان ایران است.
🇮🇷 کودکانمان را هرچه زودتر با شاهنامه آشنا کنیم
📚 رخش
کتاب ویژه کودک و نوجوان
نویسنده: مرجانه حسینزاده
قیمت: ۱۶٠ هزار تومان
تماس برای خرید:
09368293715
درودها از جان،
در آغاز هفته نو، فرازی دیگر از شاهنامه را پیشکش و هفته ای پربار برای یاران آرزو دارم.
ایدون باد.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۲
@ShahnamehToosi
گرامیباد یاد همیشهجاوید آموزگار بزرگ خرد، پیشوای فرزانه نامدار ایرانی ، زرتشت سپنتمان.
/channel/ShahnamehToosi
در آغاز هفته ای دیگر، با بهترین آرزوها ، فرازی دیگر از شاهنامه را پیشکش می دارم و هفتهای سراسر فرخندگی برای همه هم میهنان بویژه دوستان گرامی آرزو می کنم. روزگارتان بکام. دیر زیوید به مهر.
نیکخواهتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۱
@ShahnamehToosi
🗣 #کیومرث و #روداوه
بررسی کوتاه ریشه و معنای استورهپژوهانه دو نام
گزارش #سیروس_حامی
هنگام : شنبـه - ٢٢ آذر ۱۴۰۴
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🆔 @shahname_yazd
☆واژه سترگ☆
( لغت فُرس )اسدی توسی زیر واژه ی ستُرگ چنین آورده است :
ستُرگ لجوج باشد و بی آزرم و شرم ،
فردوسی را است :
ستوده بود نزد خرد و بزرگ
اگر زادمردی نباشد ستُرگ
آزاد مرد = آزاده، ایرانی است و از آنجا که ایرانی با داشتن پاژنام « اِیر » فروتن و بی آزار است ، بر بنیاد گفتار فردوسی آزادگان را سترگی = لجوجی و بی آزرمی و بی شرمی نباید ! اما نرم نرم ، شاید با گفتار افزایندگان بشاهنامه ، بر زبان ایرانیان نیز به گونه ای ستوده ، نزدیک به بزرگ روان شد .
این واژه در زبان پهلوی بگونه ستورگ ( سخت ، خشن ، زمخت ) آمده است .
ریشهی این واژه در زبان اوستایی سْتَر است که با پیشوند « آ » بگونه ی آستَر در آمده است که از آن واژه ی آستری بر می آید برابر با : گناه آلوده کردن ، رسوایی و ننگ گستردن ، بی آبرویی گستردن .
ستُرگ در این گفتار فردوسی ، خود را نشان می دهد،
رستم به کاووس می گوید:
از اندیشه ی خُردِ شاهِ ستُرگ
در آمد بایران ، زیانی بزرگ
از آنجا که کاووس با سترگی و بی آزرمی و پافشاری بیجا در شکستن پیمان سیاوخش ، کاری کرد که آن شاهزاده آزاده در توران زمین کشته شود .
استاد #فریدون_جنیدی
پیشگفتاری بر ویرایش شاهنامه
رویه ۷۴
واژه ی ستُرگ را برای مردمان نیک بکار نبریم .
🍁🍁🍁
درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
گزینش ونگرش: موبد #كورش_نیکنام
🏵 @zoroaster33 🏵
🔥 خوارداشت نافرخنده نمادهای پرشکوه ایران فرهمند
🗣 استاد دکتر #علیرضا_قیامتی
🔷یکشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۴
💠#بنیاد_فردوسی_مشهد
🛫 @bonyadeferdowsitous
ایران را نمیتوان با یک توهین لرزاند؛ ایران از سینهٔ کوه میجوشد، از خاکِ فردوسی و فریادِ کاوه، از رگهای نسلی که درفش کاویانی را نه یک نشان، که نفسِ خود میداند. این خاک را قرنها بلا آزموده و هنوز ایستاده است؛ هر تیری که سوی این درفش پرتاب میشود، تنها روشنیِ معنا و هویت ما را آشکارتر میکند. ایران را نگاه کن؛ زخمیست، اما زخمهایش تاریخ را زنده نگه میدارند. و دکتر قیامتی سخن از همین ایستادگی میگوید.
🆔 @ShahnamehToosi
.
📝 بازتاب مرگ و ناگزیری آن در شاهنامه فردوسی
✍️ #سیروس_حامی
آذر ۱۴۰۴ - یزد
شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی، تنها یک «تاریخ منظوم» نیست، بلکه حماسه ملی ایران و آیینه تمامنمای دغدغههای بنیادین بشری است؛ که در دل این دغدغهها، پدیده مرگ جایگاهی بنیادین دارد. فردوسی با نبوغ خود، نه تنها مرگ را به عنوان یک پایان صرف روایت نمیکند، که آن را در پیکر عاملی برای معنابخشی به زندگی و تعریف مفهوم جاودانگی به تصویر میکشد.
1️⃣ مرگ، ناموس طبیعت و ناگزیری مطلق (#کیومرث)
داستانهای شاهنامه با #کیومرث آغاز میشود. این نام در پارسی باستان«گَیَ مَرِتن»، به چم «زندۀ میرا» بوده که خود گویای نگرش شاهنامه به همراهی ناگزیر زندگی و مرگ است. این نام در پهلوی به «گیومرت» دگرید و امروز «کیومرث» گفته میشود. (اینجا را ببینید)
پس بنیادیترین نگرش شاهنامه به مرگ، پذیرش آن به عنوان یک قانون حاکم بر هستی است. در جهانبینی حماسی شاهنامه، هیچکس، حتی پهلوانان رویینتن و پادشاهان هزارساله، از چنگال مرگ رهایی ندارند. این دیدگاه، تقدیری(بودنی) است که بر همه سایه افکنده و در تمام طول اثر تکرار میشود:
جهان را چنین است ساز و نهاد
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد
شکاریم یکسر همه پیش مرگ
سری زیر تاج و سری زیر ترگ
ز مادر همه مرگ را زادهییم!
بر آنیم و گردن وُرا دادهییم!
فلسفهٔ میرایی:
مرگ نه یک حادثه، بلکه یک نظام طبیعی است. پهلوانان شاهنامه با این حقیقت رودررو میشوند که قدرت، ثروت و حتی زندگانی دراز (مانند ضحاک یا جمشید)، نمیتواند از مرگ جلوگیری کند.
بدان ای برادر که تن مرگ راست،
سر رزمزن سودن ترگ راست!
بپرورد و از مرگمان چاره نیست!
زمین را جز از گور گهواره نیست!
برخورد با مرگ:
در رویارویی با این ناگزیری، شخصیتهای خردمند شاهنامه، بر خلاف شخصیتهای خودکامه (مانند ضحاک که در پی کشتار دیگران برای فرار از مرگ خود هستند)، ناگزیر به تسلیم در برابر سرنوشتند و چون خردمندانه بنگرند، به جای غمی شدن برای زندگی گیتایی گذرا (جهان سپنجی) ، بر آنچه پایدار است تمرکز میکنند.
نه مرگ از تن خویش بتوان سِپوخت،
نه چشم زمان کس به سوزن بدوخت
2️⃣ دوگانه «مرگ فیزیکی» و «جاودانگی نام»
از برجستهترین مفاهیم مرگ در شاهنامه، تعریف نوین جاودانگی است. اگرچه جسم میراست، آنچه میتواند فراتر از مرگ رود، نام نیک و گفتار ماندگار است. این همان راهکار شاهنامه برای چیرهشدن بر ترس از نیستی است.
جهان یادگارست و ما رفتنی؛
به گیتی نماند به جز مردمی!
نام نیکو:
پهلوانان و پادشاهان بزرگ، زندگی خود را هزینه داد، مردانگی و نیکی میکنند تا پس از مرگشان، نام و یادشان بماند. از این دیدگاه، رستم، سیاوش و کیخسرو، هرگز نمیمیرند.
به نام نکو گر بمیرم رواست
مرا نام باید که تن مرگ راست
جاودانگی شاعر:
خود فردوسی نیز در پایان شاهنامه، با درک کامل این مفهوم، جاودانگی خود را در همین اثر میبیند:
نمیرم از این پس که من زندهام
که تخم سخن را پراکندهام
مرگ در این معنا، انگیزهای برای نیکوکاری و ساختن یادگار میشود تا گذر زمان، نام شخص را از میان نبرد.
3️⃣ مرگهای تراژیک و معنابخش
مرگ در شاهنامه غالباً در قالبهای تراژیک و همراه با سوگ ملی به تصویر کشیده میشود که آماج آن تنها غمگینی نیست، بلکه القای درسهای اخلاقی و حماسی است.
مرگ سهراب:
این داستان نماد تقدیری کور و خطای ناآگاهانه است. مرگ سهراب، تراژدی نبود شناخت است که خواننده را به درنگی ژرف وامیدارد.
مرگ سیاوش:
این رویداد نماد مظلومیت، بیگناهی و شرافت در برابر نیرنگ و بدخواهی است. سوگ سیاوش، که بعدها به یک آیین ملی (مانند گیاه خون سیاوشان) بدل شد، نشان میدهد که مرگ پهلوان میتواند به یک پدیدهٔ فرهنگی جاودانه تبدیل شود.
مرگ رستم:
پایان زندگی حماسیترین پهلوان ایران در چاه، نماد زوال فرجامین و بیاعتمادی به روزگار است. حتی نیرومندترینها نیز در برابر بند و نیرنگ زمانه آسیبپذیرند.
⏪ نتیجهگیری
مرگ در شاهنامه، از یک سو واقعیتی آشکاراست که بر همه شادیها سایه میاندازد و از سوی دیگر، نقطهٔ عطفی است که به زندگی پهلوانی معنا میدهد.
فردوسی با پذیرش این حقیقت تلخ، راهی برای جاودانگی معنوی باز میکند؛ مسیری که در آن نیکنامی، دادگری و سخن ماندگار بر نابودی پیکر چیره میشود. جهان در شاهنامه، سرای سپنجی است که باید در آن تخم زفتی نکاشت و تاجی از نام نیک بر سر گذاشت.
برفت و بماند این سخن یادگار
تو اندر جهان تخم زُفتی مکار!
که هم یک زمان روز تو بگذرد؛
چنین برده رنج تو دشمن خورد!
⏹️
🆔 @ShahnamehToosi
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
👈 بررسی چند واژه
شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
(بخش نخست)
آ- ریشه شناسی:
واژههای گفتهشده -و نیز واژههای ساتراپ، خشایار، شهردار، شهریور، اردشیر، شایستن، شایان و....) همگی از ریشه کهنآریایی (به ناروا: هند و اروپایی!) «کْسِی Ksey» به مانای «توانایی؛ شایستگی؛ اقتدار؛ تسلط؛ فرمانراندن؛ حکومت) برآمدهاند! از این ریشه در اوستایی واژههایی چون«خْشَثرَXs^tra» (=شهریاری؛ منطقه؛ قلمرو، جایی که شاه دارد، پادشاهی، فرمانروایی) و خْشَی(فرمانروایی، حکومت، اقتدار) و «خْشَچا» (شاه، فرمانروا) و در سانسکریت «کْسَترَKsatra» به چم «نیرو، توان، برتری و قدرت شاهانه» ساخته شد! سپس در پارسی میانه واژههای «شاه» و «شِیر»(جانور) و «شهر» و «چَک» ساخته شد! ریشه یادشده در پارسی امروز در آمیغهایی چون اردشیر و پادشاه و شاهنشاه و شهریور و شهریار/شهردار و شایستن و شایسته و شایان و شایگان و... به جا مانده است.
نکته : پارهای میهندوستان بی ژرفکاوی واژه «شاه» را با واژه اوستایی «اَشا/اَشَ = راستی، درستی، پارسایی، پاکی» همریشه پنداشته و گفتهاند که درست نیست!
ب- شهر
واژه «شهر» در نوشتارهای پارسی میانه و نوین، گسترهای از پرمانه(مفهوم)ها از «آبادی بزرگ با خیابانها و کوچهها و خانهها و دکانها و سکنه بسیار– ن.ک. دکتر معین» گرفته تا کشور؛ پادشاهی، مُلک؛ سرزمین؛ خطه؛ قلمرو – پایتخت تا کاربرد مجازین شهروند؛ ملت و یا کاربرد کنایی اندرون و روان را در بر میگیرد! فردوسی فرزانه نمونه های بسیاری را گواه پرمانههای یادشده برای واژه «شهر» را شاهنامه گرامی گنجانده است***:
۱- شهر = مدینه، town
(پرمانه امروزین)
به شهرم یکی مهربان دوست بود
که با من توگفتی ز همپوست بود
«۱/۷/۱۴۰»
چُن از دشت نزدیک شهر آمدند،
از آن شهر جویندهبهر آمدند!
ز یک میل کرد آفریدن نگاه
یکی کاخ دید اندرآن شهر، شاه
«۱/۴۱/۳۱۳»
به شهراندرون نعره برداشتند
وُ زان پس همه شهر بگذاشتند!
«۱/۱۳۰/۳۱۴»
۲- شهر = کشور ، فرمانروایی ؛ مملکت
مگر کز تو آشوب خیزد به شهر،
بیامیزی از دود، تریاک و زهر!
«۱/۳۵۳/۱۲۷۵»
گر ایدونک هرچت بپرسیم، راست
بگویی، همه شهرِترکان(توران) توراست!
«۳/۱۰۲/۳۱»
همی راند تا در میان سه شهر،
-ز گیتی بر این گونه جویندهبهر،-
به دست چپش مصر و بربر به راست،
زره در میانه، بر آن سو که خواست؛
به پیشاندرون شهر هاماوران،
به هر کشوریدر سپاهی گران!
«۱/۲۳۶/۳۹»
۳- شهر = سرزمین، خطه، قلمرو
از این دو نیابت بدایرج رسید
مر اورا پدر شهرِ ایران گزید!
«۱/۶۲/۲۸۲»
زمین شهر تا شهر پهنای اوی،
همان کوه تا کوه بالای اوی
«۱/۱۳۴/۱۰۰۴»
جهان را ببخشید بر چار بهر،
یکایک همه نامزد کرد شهر!
«۴/۱۰۰۲/۳۱۲۱»
چُن آمد وی از شهر مکران به در،
سوی کوه قاف آمد و باختر
«۱/۲۳۵/۲۲»
وُزین مرز تا پیش دریای چین،
همه نام بردند شهر و زمین،
«۱/۳۶۳/۱۵۴۴»
به شادی برفتند سوی ختن،
همه نامداران شدند انجمن،
که سالارپیران از آن شهر بود،
که از بدگُمانیش بیبهر بود!
«۱/۳۶۴/۱۵۶۳»
۴- شهر = پایتخت
چو کاوس در شهر ایران رسید،
ز گرد سپه شد هوا ناپدید!
«۱/۲۳۳/۸۵۲»
سپهبد سوی شهر ایران کشید
سپه را به نزد دِلیران کشید
«۱/۱۲۲/۷۰۱»
چو نزدیکی شهر ایران رسید،
همه جامهی پهلوی بردرید!
«۱/۴۰۴/۳۷»
۵- شهر = ملت/باشندگان سرزمین
(مجاز جای و جایگیر)
کنون شهر توران تو را بنده اند؛
همه دل به مهرِ تو آگندهاند!
«۱/۳۵۳/۱۲۸۳»
جهان را به مهر وی آید نیاز،
همه شهرِ توران برندش نماز!
«۱/۳۹۷/۲۴۰۴»
۶- شهر = اندرون ، روان (مجاز)
به شادی بیایند نزدیک من،
که روشن شود شهر تاریک من!
«۱/۵۶/۱۳۵»
*** بیتها همگی از شاهنامه فردوسی – ویرایش دکتر خالقی مطلق – دوره چهارجلدی سخن ۱۳۹۸ برگزیده شدهاند. (نشانی بیتها به ترتیب: شماره دفتر ؛ شماره رویه ؛ شماره بیت)
👈 واژههای همپیوند با «شاه /شهریار» را در بخش دویم این جستار برخواهیم رسید!
/channel/ShahnamehToosi
🔮🔮🔮
💎برترین کانالهای تلگرام:
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
منظومهی "بابك خرّمدین"
به بهانه سالگرد جانباختن بابک در راه ایران
(هفدهم دی ۲۱۶ خورشیدی)
🔱 ⚜️ 🔱 ⚜️ 🔱 ⚜️ 🔱
دست هایش
بسته بود از پشت
اما مشت،
جامهاش از جنس خون و
جامش از خمخانهی زرتشت؛
خستهتن؛ جان در خطر؛ آزردهدل خاموش؛
مهر را در سینه میپرورد،
کینه را در خویشتن میکشت؛
ارغوان دیدگانش
با شفقها و شقایقهای میهن
گفتگو میکرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو میکرد؛
دل
به فرمان دلیری داشت،
ترس را بیآبرو میکرد؛
اهرمن
از خشم میلرزید
دژدل و دژخو و دژآهنگ؛
بانگ زد، با واژههایی زشت و بیفرهنگ..
ای سگ، ای زندیق،
کامت چیست؟
ای موالی، ای عجم،
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمیترسی؟
پس چرا بر خود نمیلرزی؟
بابک اما
رای دیگر داشت،
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت،
در نگاهش مرگ آسان مینمود اما
زندگی در ذهنِ او معنای دیگر داشت،
زیر لب
نجوای دیگر داشت؛
زنده باید بود و شادی کرد،
مام بوم خویش را باید نگهبان بود،
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد،
اهرمن فریاد زد افشین،
چه میگوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین؛
آن گنهکار پریشان روزگار شرمسار از برگ برگِ خونی تاریخ،
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بیریشه بیپیوند،
شرمسار از کردهی خود...
سر به زیر افکند؛
اهرمن با تیزخندی گفت:
البابک هراسانا؟!
و بابک، آن گو نستوه،
آن نستوه سبلان کوه،
آن اسطوره بیگانه با اندوه،
آن همان آئینهدار مزدک و مانی،
خستهجان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی،
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا!!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد؛
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم؛
که دستش را بزن، گرما!
و دژخیم سیه بنیاد،
همان مزدور ظلمتکامه بیداد،
با یک ضربه از پهلو،
چنان زد تا که خون فواره زد از پارهی بازو
تهمدل درهم کشید ابرو،
سهمدل خرخنده زد بر او،
اختران کی میبرند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد؛
و بابک، آه بابک، باز هم بابک؛
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد،
تا نخواند از نگاهش درد،
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد؛
چهره را
با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد؛
و آنگاه...
تا نیفتد پیش پای اهرمن،
خود را به پشت انداخت؛
چشمها را بست،
شهپر اندیشه را وا کرد،
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد؛
هر طرف هر سو نگه افکند؛
یک طرف کورش، سیاوش، کاوه چون خورشید،
سوی دیگر رستم و گردآفرید و آرش و جمشید،
و با نورافکن امید،
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید،
و دیگر گاه...
بر لبانش خنجر لبخند،
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند،
بآسودگی جان باخت!
بابک اما خونبها پرداخت،
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت!
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت،
تا ز خشت جان پاک خویش،
ایران ساخت؛
ایران ساخت؛
ایران ساخت!
سراینده : زندهیاد #سیاوش_کسرایی
چامه خوان : #سیروس_حامی
دی ۱۴۰۱ - یزد
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🌲🌲🌲🌲🌲🌲🌲🌲
گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از نشست هفتگی انجمن شاهنامه فردوسی یزد و خردسرای فردوسی یزد
https://www.ibna.ir/news/545809/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D9%88-%D8%B2%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D8%A8-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%8
بازهم درود.
سخته سخنی دیگر از شاهنامه فردوسی، پیشکش گرامی دوستان، با آرزوی هفتهای به کامروایی و شادی.
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۳
@ShahnamehToosi
شاهنامهخوانی در سه فراز
۱- چکیده انگاره تاریخی زال و روداوه
#سیروس_حامی
۲- خواندن داستان رستمزاد
#بهناز_بهروزی
۳- یک نکته از داستان رستم زاد
#سیروس_حامی
نشست فرهنگی هفتگی
انجمن شاهنامه فردوسی یزد
و خردسرای فردوسی یزد
هنگام : شنبه ششم دی ۱۴۰۴
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد
🆔 @shahname_yazd
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
شاهنامه شاید بزرگترین مبارزهای است که در طول تاریخ در این مملکت صورت گرفته، به این دلیل که در زمان خلفا اولین کار برای چیرگی بر ملتِ تحتِ اشغال و شکستخورده این بود که بگویند شما هیچید؛ با از بینبردن تمام اسطورهها، شناسنامه، گذشته و...
هویت ایرانی را نه میشود ساخت، نه وارد کرد، نه حذف؛ میشود کشفش کرد.
هویت ایرانی در لایههای اسطوره، زبان و حافظهی جمعی ما خوابیده است؛ باید بیدارش کرد، نه جعلش کرد.
🗣 #بهرام_بیضایی
پنجم دی - زادروز (۱۳۱۷) و مرگروز (۱۴۰۴) جاویدنام استاد #بهرام_بیضایی
شکاریم یکسر همه پیش مرگ!
@ShahnamehToosi
به مرد خردمند و فرهنگ و رای،
بود جاودان تخت شاهی به پای!
#فردوسی
فرهنگ ، برجستهترین پشتوانه و ابزار رستگاری ایران در درازای تاریخ
سخنان و پیام شادباش روانشاد موبد کوروش نیکنام پیرامون شب چله
❄️🌹❄️🌹❄️🌹❄️
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
گزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام
🏵 @zoroaster33
🆔 @ShahnamehToosi
🔲به فرهنگ باشد روان تندرست
◾️ایران سرزمینی کهن با فرهنگ باستانی است. سرزمین نیکیها و مردمان نجیبی که ستایشگر داد و راستی و دوستی و نکوهشگر ظلم و دروغ و دشمنیاند. باید تا می توان از ایران گفت و نوشت. چرا که ظرف و محتوای توسعه کشور است. باید زبان فارسی را دوست داشت و در جهت ترویج آن از هیچ اقدامی دریغ نکرد. باید تا حد ممکن فرزندان کشور را با حافظ و سعدی، با فردوسی و مولوی و نظامی آشنا کرد. اگر ایده ایران از جمع معدودی نخبگان خارج شود و در میان مردم و سیاستگذاران شکل خودآگاهانه بگیرد معنای امنیت، مصلحت و منافع ملی شکل خواهد گرفت. حقیقت این است که امروزه ایران مورد غفلت قرار گرفته است و بدون وطن، کشور و ایراندوستی هیچ تحول مهمی رقم نمیخورد.
◾️فهرست زیر از کوشاترین و معتبرترین رسانه ها و نهادهای فرهنگیِ مستقل تشکیل شده است که جملگی در گسترهیِ گستردهیِ تاریخ و ادبیات و فرهنگِ زرینِ ایران زمین میکوشند.
با پیوستن به این رسانه ها و نهادها به توسعه فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
◾️پـــــــایــنده ایــــــــــران◾️
⚫️تدریس مکاتب فلسفی و روانی
⚫️یافتههای مهم روانشناسی
⚫️موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
⚫️جملگی روانکاوی
⚫️کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته).
⚫️صادق هدایت
⚫️زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
⚫️کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
⚫️دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
⚫️باغ سبز مولانا ( زهراغریبیان )
⚫️رسانه رسمی استاد فریدون فرح اندوز
(گوینده و مجری رادیو و تلویزیون ملی ایران).
⚫️رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
⚫️بهترین داستانهای کوتاه جهان
⚫️رمانهای صوتی بهار
⚫️کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
⚫️حافظ // خیام ( صوتی )
⚫️خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
⚫️بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
⚫️سرو سایـهفکن
(رسانه ای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
⚫️شرح غزلیات سعدی با امیر اثنی عشری
⚫️چراغداران (دایرةالمعارف بزرگ صوتی ایران، صداهای نایاب فرهنگ و ادب و هنر)
⚫️حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
⚫️شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری
⚫️شاهنامه کودک هما
⚫️مأدبهی ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانه دکتر محمّدامین احمدپور).
⚫️ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
⚫️تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
⚫️شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان).
⚫️گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن).
⚫️کتاب گویای ژیگ
⚫️سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
⚫️استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
⚫️ملیگرایی ایرانی/شاهنامه پژوهی
⚫️تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)
⚫️کانون پژوهشهای شاهنامه
(معرفی کتابها و مقالات و یادداشتها پیرامون شاهنامه).
⚫️هفت هزار سالگان
⚫️انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
⚫️فرهنگ یاریگری، توسعه پایدار و زیست بومداری
⚫️رهسپر کوچه رندان
(بررسی اندیشه حافظ).
⚫️آرخش، کلبه پژوهش حماسههای ایرانی
(رسانه دکتر آرش اکبری مفاخر).
⚫️کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار
⚫️تاریخ روایی ایران
⚫️سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
⚫️کتاب و حکمت
⚫️تاریخ میانه
⚫️زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن درباره زبانها و فرهنگها).
⚫️خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
⚫️هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
⚫️شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
⚫️انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
⚫️نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
⬛️کانال میهمان:
🔲دکتر محمد دهقانی
◾️فـــرِّ ایــــران را می سـتایـیـم.◾️
◾️هماهنگی جهت شرکت در تبادل
◾️@Arash_Kamangiiir
درود به یاران. هفته ای نو به شادی و فرخندگی پیش رویتان. روز و روزگار به کامتان. سخنی دیگر از فرزانه توس پیشکشتان.
نیکخواهتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۰
@ShahnamehToosi
ببستند بندی به آیین و کیش
پیوند گرفتن روادوه با زال دستان
شاهنامه خوانی #بهناز_بهروزی و گزارش #سیروس_حامی
انجمن شاهنامه فردوسی یزد
خردسرای فردوسی یزد
هنگام : شنبـه - ۱۵ آذر ۱۴۰۴
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد
🆔 @shahname_yazd
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
با درود و بهترین آرزوها برای هفته نو ، پیشکش این هفته نیز دیگر سخنی سخته از خردنامۀ فرزانۀ توس.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۱۹
@ShahnamehToosi
👨🦳گفتار اندر سخن پرسیدن موبدان از زال
گزارش #سیروس_حامی
نشست هفتگی انجمن شاهنامه فردوسی یزد و خردسرای فردوسی یزد
هنگام : شنبـه - هشتم آذر ۱۴۰۴
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🆔 @shahname_yazd
حرکتی بسیار زشت،ضد ایران و هویت کهن ایرانی
در شبکهی نمایش خانگی با مجوز ساترا‼️
در برنامه و مسابقه ساخته مهران غفوریان و سیامک انصاری. نماد #شیردال و #درفش_کاویانی که از نمادهای کهن و تاریخی پرافتخار ایران هستند به سی بل، تبدیل شده تا شرکت کنندهها به آن سنگ پرت کنند!!!!
هیچ احمقی اینگونه به هویت و تاریخ خود سنگ نمیزنه😡
نفرین بر هنربندهای بی هویت و خودفروخته.
یعنی نگاه کن این دونفر حاضرن برای پول به نمادهای فرهنگ و تمدن نیاکانمان توهین کنند 🤐🤐
در تار و پود این «سرگرمی» فقط دشمنی با هویت ایرانی نهادینه است
اینکه از شرکتکنندهها میخوان با پرتاب سنگ، پازلی از نقوش ایرانی رو خرد کنن. این شوخی نیست؛ شبیهساز تخریب هویت و اصالت یک ملت است.
انتشار : بی نهایت
🛫 @newswz