-
گرداننده درگاه : سیروس حامی @Cyrus_Hami
خجسته باد بر یاران هفته نو! همچون هر شنبه پیشکش همرهان و هممیهنان ارجمند، نغز گفتاری از شاهنامه فرزانه توس، فردوسی بزرگ.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۲
@ShahnamehToosi
جشن تیرگان و نام ایران
به بهانه #تیرگان
🗣 استاد #علیرضا_قیامتی
برگرفته از 👇
dr_ghiyamati" rel="nofollow">https://www.youtube.com/@dr_ghiyamati
/channel/ShahnamehToosi
🌎قطار و گل🌻
روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که هر روز با قطار از روستا برای خرید مایحتاج خود به شهر میآمد...
کنار پنجره مینشست ؛ وبیرون را تماشا میکرد...
گاهی؛ چیزهایی از کیف خود درمی آورد و از پنجره قطار به بیرون پرتاب میکرد.
یکی از مسئولین قطار کنار ایشان آمد و با تحکم پرسید که: پیرزن چکار میکنی؟!
پیرزن؛ نگاهی به ایشان انداخت و لبخندی مهربان گفت : من بذر گل در مسیر میافشانم!
آن مرد -با تمسخر و استهزا- گفت : درست شنیدم!؟ تخم گل در مسیر می افشانی؟!
پیرزن جواب داد ؛ بله تخم گل...!
مرد خندهای کرد و گفت: اینرا که باد میبرد؛ بنده خدا!
پیرزن جواب داد ؛ من هم میدانم که باد میبرد... ولی مقداری از این تخمها به زمین میرسند و خاک آنها را میپوشاند...
مرد که خیال میکرد پیرزن خرفت شده است
گفت: با این فرض هم آب میخواهند.
پیرزن گفت: افشاندن دانه با من... آبیاری با خدا...! روزی خواهد رسید که گل و گیاه تمام مسیر را پر خواهد کرد؛ و رنگ راه تغییر خواهد نمود و بوی گلها مشام تمام ساکنین و مسافرین نوازش خواهد داد و من و تو و دیگران از رنگی شدن مسیر لذت خواهیم برد...
مرد از صحبت خود با پیرزن جواب نگرفت
با تمسخر و خندیدن به عقل آن پیرزن؛ سرجای خود برگشت...
مدتها گذشت. آن مرد دوباره سوار قطار شد و کنار پنجره نشسته و بیرون را نگاه میکرد
که یک دفعه متوجه بوی خاصی شد...! کنجکاو که شد؛ دیدکه رنگ مسیر هم عوض شده است!
قطار از کنار رنگها و رایحه های نشاط آور میگذشت!
مسافرین با شوق و ذوق گلها را به همدیگر نشان میدادند
آن مرد نگاهی به صندلی همیشگی پیرزن انداخت؛ ولی..... جایش خالی بود!
سراغش را از دیگران گرفت؛ گفتند : چند ماه است که از دنیا رفته است.
اشک از دیدگان آن مرد سرازیر شد.
به نشانه احترام به آن همه احساس بلند شد و تعظیم نمود
***
آن پیرزن رنگ و بوی گلها را ندید و استشمام نکرد؛ ولی هدیهای زیبا به دیگران تقدیم کرد!
همیشه عشق و محبت و مهربانی به دیگران هدیه بده! روزی خواهد رسید که آنکس که به او محبت میکنی با انگشت اشاره از شما به نیکی یاد خواهد کرد...!
🌱🌷
بیا تا جهان را به بَد نَسپَریم
به کوشش همه دستِ نیکی بریم
نباشد همی نیک و بَد پایدار
همان بِهْ که نیکی بُوَد یادگار
📚 #شاهنامه
🌾 با سپاس از : مهربان یونس پیرزاده
@ShahnamehToosi
📝 زرتشت در شاهنامه
✍️ گزینش ونگرش:
زندهیاد موبد#کورش_نیکنام
زرتشت اسپنتمان یه روز ششم فروردین چشم به جهان گشوده و سی سال پس از آن نیز به پیامآوری برگزیده شده است. او معجزهای نداشته و وحی دریافت نکرده بلکه تنها -با ژرفاندیشی ودروننگری- آنچه که با خرد خویش دریافته را با مرتوگان (:مردم) ایران در میان گذاشته است.
در کنکاش میان روان هستی، اشا، وهومن و سرچشمه دانایی (:اهورامزدا)، به پیامآوری برگزیده شده است.
پیامش، خردورزی و بهره گیری ازاندیشه نیک است تا خرافه پرستی درگیتی برکنار شود.
زرتشت پایهگذار اندیشه ایرانشهری بود که کوروش بزرگ و فردوسی توسی از چنین اندیشهای پرورش یافتند.
دقیقی بزرگ، شاعر زرتشتی، که در روزگار جوانی کشته شد. این چکامهسرا، زرتشت را به مانند درختی بسیار پر شاخ و برگ که بارش خرد است بیان کرده.
پس از کشته شدن دقیقی، فردوسی کار نیمه تمام این بزرگمرد را به پایان رسانده و دنباله شاهنامه را میسراید.
این بخش از گزارش دقیقی بسیار نیک بوده که فردوسی آن را بدون دگرگونی در شاهنامه خود جای داده است.
چو یک چندگاهی برآمد برین
درختی پدید آمد اندر زمین
از ایوان گشتاسپ تا سوی کاخ
درختی گشن بیخ و بسیار شاخ
همه برگ او پند و بارش خرد
کسی کز چون او برخورد کی مرد
خجسته پی و نام او زردهشت
که آهرمن بدکنش را بکشت
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
🕊 درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
🏵 @zoroaster33 🏵
بازگفت با اندک ویرایش :
تالار رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
@ShahnamehToosi
در جنگها، برنده مفهومی ندارد؛
جنگ يعنی باختنِ محض...
✍🏼 #لئو_تولستوی
تو را آشتی بهتر آید ز جنگ
نباید گرفتن چنین کار تنگ!
✍️ #فردوسی
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
📝 📝 📝
"خودکامگی، مایه تباهی است"
▪️از نظر "فردوسی" قدرت مطلقه به ظلم و تباهی میانجامد. چارهی دفع بلای خودکامگی تقسیم قدرت است. این را در سراسرِ "شاهنامه" میتوان دید. از دورهی اساطیری پیشدادیان، که پادشاه خود پهلوان و رهبرِ قوم بود چون بگذریم، در ادوارِ بعدی قدرتِ مطلق به دست پادشاه نیست. در دورهی کیانی تا پایانِ عصرِ کیخسرو، پهلوانان شریکِ قدرتِ پادشاه هستند و از گشتاسب تا یزدگرد، موبدان...
▪️پادشاهان، آسایش این جهانی ایرانیان را تأمین میکردند و موبدان راهِ رستگاری آنجهانی را به مردم نشان میدادند و هردو نیرو در خدمت بهروزی و نیکسرانجامی ایرانیان بود. در شاهنامه، پادشاه مظهر استقلالِ کشور و حافظ ایران در برابر هجوم خارجی است. اعلام جنگ و صلح با اوست. پهلوانان در جنگ با دشمن فرمانبردارِ او هستند، اما نوکرِ چشم و گوش بستهی او نیستند. پهلوانان در عین وفاداری به شاه، وجدان بیدارِ ملت و مظهرِ آزادگی و گردنفرازی هستند و اگر پادشاه از اصول صحیحِ شهریاری و دادگری پای فراتر گذارد در برابر او مردانه میایستند. نمونههای ایستادگی پهلوانان مخصوصاً "رستم" را در برابر شاهانی چون "کاووس" و "گشتاسب" و سخنان تند پهلوانان را خطاب به آن شاهان میبینیم. وقتی کیکاووس با سبکسری و به فریبِ ابلیس، چهار عقاب را به تخت بست و به نیروی آنها به آسمان رفت و در بیشهای در آمل به زمین افتاد، گودرز او را چنین سرزنش کرد:
بدو گفت گودرز «بیمارْسْتان
تو را جای زیباتر از شارْسْتان
به دشمن دهی هر زمان جای خویش
نگویی به کَس، بیهُده رای خویش
سه بارت چنین رنج و سختی فتاد
سرت ز آزمایش نگشت اوستاد
کشیدی سِپه را به مازندران
نگر تا چه سختی رسید اندر آن
دگرباره مهمان دشمن شدی
صنم بودی، اکنون برهمن شدی
به جنگِ زمین سر به سر تاختی
کنون بآسمان نیز پرداختی!»
▪️کاووس جوابی ندارد. شرمسار میشود و از کاخ بیرون میرود. یک بار دیگر هنگامی که رستم خبر کشته شدن دستپروردهاش سیاوش، شاهزادهی بیگناه را میشنود، به آهنگ کینخواهی از تورانیان از نیمروز حرکت میکند. ابتدا به درگاهِ کاووس میرود و با خشم و خروش او را خوار میسازد:
چو آمد برِ تختِ کاووسِ کی
سرش بود پُرخاک و پُرخاک پی
بدو گفت خوی بد، ای شهریار
پراگندی و تخمت آمد به بار
تو را مهرِ سودابه و بدخُوی
ز سر برگرفت افسرِ خسروی
کنون آشکارا ببینی همی
که بر موج دریا نشینی همی...
▪️کاووس با شرمساری در برابر سخنان جهانپهلوانِ خشمگین، جز اشک ریختن چارهای ندارد. رستم از آنجا به سراغ سودابه میرود و او را میکشد و کاووس از جای خود نمیجنبد:
به خنجر به دو نیمه کردش به راه
نجنبید بر تخت کاووسشاه...
▪️با این نمونهها میبینید که شاهنامه، ستایش شاهان نیست، ستایش ایران و ایرانیان و پهلوانانِ ایران است. هیچ پادشاهی در شاهنامه از رستم که نمادِ یک ایرانی آرمانی است بزرگتر نیست و این نکته در همان عصر فردوسی هم بر همگان روشن بوده است. از اینجاست که در حکایت تاریخ سیستان میخوانیم که محمود به فردوسی میگوید: "همهی شاهنامه خود هیچ نیست، مگر حدیث رستم..."
و نیز افسانهای از همان روزگاران بر سر زبانها بوده و در منابع متعدد قدیمی نقل شده که رستم به خواب فردوسی آمد و گفت در فلانجا من گنجی نهفتهام، برو، بردار و منتِ محمود را مکش. فردوسی آن گنج را برداشت و میان شاعران قسمت کرد و خود دیناری برنداشت.
✍️ زندهیاد استاد #محمدامین_ریاحی
"فردوسی، زندگی، اندیشه و شعرِ او"
ر ۲۲۱-۲۱۳
🆔 /channel/ShahnamehToosi
درود بیکران.
هفته ای دیگر رسید. شادباشی دیگر و نیکخواهی دوباره و پیامی دیگر از شاهنامه فردوسی.
کام یاران روا.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۹
@ShahnamehToosi
فیلم سوراخ سیاه ساخته سینمای انگلستان انگشت بر تباهگری «دیو آز» در درون آدمی مینهد!
نگر تا نگردد به گِردِ تو «آز»،
که «آز» آورد خشم و بیم و نیاز
این فیلم ۳دقیقهای، که با پایانبندی تکاندهندهاش، بیننده را میخکوب میکند برنده ۴ جایزه بینالمللی شد از کارهای درخشان سینمای کوتاه دانسته میشود! سوراخ سیاه در مغز انسان یا همان سیاهچاله «آز» است که هرگز پر نمیشود...
دل آزوَرمرد باشد به درد؛
به گرد درِ «آز» هرگز مگرد!
وامدار و سپاسمند سرور یونس پیرزاده!
/channel/ShahnamehToosi
🌏
پنجم ژوئن (پانزدهم خرداد) روز جهانی محیط زیست گرامی باد!🌱
✍️ #سیروس_حامی
این رویداد که از سوی برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) بنیاد نهاده شده ، ابزار اصلی افزایش آگاهی و اقدام سازمان ملل برای حفاظت از محیط زیست در سراسر جهان است.
تاریخچه:
در ۱۹۷۲ روز جهانی محیط زیست در نخستین کنفرانس جهانی سازمان ملل متحد پیرامون انسان و محیط زیست در استکهلم سوئد بنیاد نهاده شد. این کنفرانس نقطه عطفی در جنبش زیستمحیطی جهانی بود و به امضای شماری پیمان بینالمللی زیستمحیطی انجامید.
موضوع:
هر سال، روز جهانی محیط زیست بر یک موضوع ویژه متمرکز میشود. موضوع ۲۰۲۴ «بازسازی اکوسیستم» است. این موضوع بر اهمیت احیای اکوسیستمهای آسیبدیده برای رویارویی با بحران آب و هوا تأکید میکند.
🌍
ارج محیط زیست در فرهنگ ایران
«همۀ آبهای چشمه ساران و آبهای روان و رودها را میستایيم. تنه و ریشۀ همه گياهان را میستایيم. سراسر زمين را میستایيم. سراسر آسمان را میستایيم. همه ستارگان و ماه و خورشيد را میستایيم. سراسر انيران را میستایيم. همه جانوران آبی، زیرزمينی و پرنده و رونده و چرنده را میستایيم». - یسنه، هات۷۱ ، بند۹
در آیین ایران کهن؛ پاسداشت محیط زیست هماهنگ و همسو با اشا (هنجار هستی) است و محیط زیست و سلامت از هم جدا ناشدنیند.
«باید برای آبادانی جهان كوشيد و آن را بدرستی نگاهبانی كرد و به سوی روشنایی برد.» - یسنه، هات ۴۸ بند ۵
«براستی اهورا مزدا روا نمیدارد كه ما هيچ چيز ارزشمندی را كه میتوانيم از آن بهره گيریم تباه كنيم ...» - وندیداد، فرگرد پنجم، بخش ۸، بند ۶
اندیشهی نیاکان در زمینه ارج و پاسداشت سپهر جاندار و بیجان در شاهنامه بازتاب یافته. برای نمونه چون انوشیروان به تخت مینشیند، چنین میگوید:
ز خاشاک تا هفتچرخ بلند
هوا، آتش و آب و خاک نژند
به هستی یزدان گوایی دهند
روان تو را آشنایی دهنـد
انسانیکه درختی در زمین بکارد و به محیط زیست ارج بنهد، شایستهی بهشت خواهد بود:
به نزدیک یزدان، ز تخمیکه کشت
بیابـد بـه پاداش، خـرّمبهشت
شاهنامه برای ستایش پروردگار، بارها از آفریدههای او در زاستار (طبیعت) نام میبرد. برای نمونه در نامهی رستم، پهلوان بزرگ ایرانی، به پدرش زال پس از پیروزی در جنگ آمده است:
نخست آفرین بر خداوند هور
خـداوند مار و خـداوند مور
خداوند بهرام و ناهید و مهر
خداوند این بر کشیده سپهر
و یا در آغاز نامهای دیگر، نوذر، شاه ایران، به سام، فرمانده سپاه ایران، مینویسد:
خـداوند ناهیـد و بهـرام و هور
که هست آفرینندهی پیل و مور
#تهمورث #دیوبند مردم را به مهر ورزی و رفتار درست با جانوران سفارش میکند:
رمنـدهددان را همـه بنگـرید
سیهگوش و یوز از میان برگزید
به چاره بیاوردش از دشت و کوه
به بنـد آمدند آن که دور از گروه
ز مرغان هم آن را که بد نیکساز
چـو باز و چـو شاهین گـردنفراز
بیاورد و بآموختنشان گرفت
جهانی بدو مانده اندر شگفت
چُن این کرده شد، ماکیان و خروس
کجـا بـرخـروشد گَـه زخم کـو س
بیاورد یکسر به مردم کشید
نهفته همه سودمندی گزید
بفرمود تاشان نوازند گرم
نخوانندشان جزبدآوای نرم
از نامورترین سرودهای شاهنامه، پرهیزدادن آدمیان از آزردن مورچگان است:
مکش مـورکی را کـه دانهکش است
که او نیز جان دارد و جان خوش است
و اوج نگاه همراه با مهربانی به دیگر جانداران را میتوان در این بیت دید:
سیاهانـدرون باشـد و سنگدل
که خواهد که موری شود تنگدل
بازتاب ارج و پاسداشت هوای پاک ، گیاهان و جانوران در شاهنامه در سرود رامشگر مازندرانی آشکار است:
که مازندران ، شهر ما یاد باد
همیشه بر و بومش آباد باد
که در بوستانش همیشه گل است
به کوه ا ندرش را لاله و سنبل است
هـوا خوشگـوار و زمین پرنگار
نه سرد و نه گرم و، همیشه بهار
دی و بهمن و آذر و فرودین
همیشه پر از لاله بینی زمین
نوازندهبلبل به باغ اندرون
گرازنده آهو، به راغ اندرون
یکی از شوندهای بنیادین تاختن شاپور به روم ، بریدن درختان و ویران کردن دیوار باغ و پالیزها به دستور کیسر(قیصر) روم بود و چون ایرانیان نخستین مردمانی بودند که در پاسداشت زیستبوم پیشگام بودند، این ویرانکاری برایشان گران اوفتاد و روم را ادب کردند:
دگر هرچه ز ایران بریدی درخت
نبًـرد درختِ کسان، نیکبخت
و شرط آشتی :
بکاری و دیوارها بـرکُنـی
ز دلها مگر خشم بیرون کنی
🌎
در سراسر جهان، روز جهانی محیط زیست با گسترهای از رویدادها و کنشها، همچون راهپیمایی، دوچرخهسواری، کاشت درخت، پاکسازی و نمایشگاه جشن گرفته میشود. این رویدادها فرصتی است تا مردم با افزایش آگاهی زیستمحیطی خود، برای ایجاد تفاوت و بهبود حفاظت از محیط زیست در هازمان خود هنباز شوند.
عادتهای محیط زیستی خود را دگرگون کنیم.
و سیارهای سالمتر برای نسلهای آینده بسازیم.
🌲🌲🌲🌲🌲
مـرا و تو را بندگی پیشه باد!
ابا پیشهمان نیز #اندیشه باد!
#فردوسی
آدمی بر پهنه خاک،
از هیچ چیز به اندازه #اندیشیدن هراسان و گریزان نیست!
بیشتر از نابودی!
هتا بیشتر از مرگ...
#اندیشه نافرمان است و ویرانگر!
سهمانگیز است و هراسناک!
#اندیشیدن به تعصبات
نهادهای جا افتاده
و
عادتهای آرامشبخش
نرمش و مدارا نمیشناسد ... !
#اندیشه بی هیچ بیم به ژرفنای دوزخ سرک میكِشد!
#اندیشه سُتُرگ** است، چابك و آزاد است،
نورِ جهان است و فرّه مردمی ...
✍️ #برتراند_راسل
پ.ن.
** سُتُرگ = سرکش، نافرمان، گستاخ ، تندخو
🆔 @ShahnamehToosi
نفرین به هرچه #جنگ
کسی نیست بی آز و بی نام و ننگ
همان آشتـی بهتــر آید ز جنـگ!
#فردوسی
تو را آشتی بهتر آید ز جنگ
نباید گرفتن چنین کار تنگ!
#فردوسی
پلنگ این شناسد که پیکار و جنگ،
نه خوبست و داند همین کوه و سنگ!
#فردوسی
و...
در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند؛
اقرار بنـــــدگی کن و اظهــــار چاکـــری
یک حرف صوفیانه بگویم، اجازت است
ای نور دیده، صـلح به از جنـگ و داوری
#حافظ
/channel/ShahnamehToosi
فر ایران را میستاییم
درود به یاران جان. همراه با پیشکش سخنی دیگر از فرزانه توس در آغازینروز هفته ، امید را سایهافکن بر ایران آرزو دارم.
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۷
@ShahnamehToosi
واژه اوستایی «هَنتَچ»* در پهلوی به «هَندَچَک» و در پارسی به «اندازه» دگریده و تازیان پس از چیرگی بر ایران این دانش را از ایرانیان فراگرفته و با دگرشی واژه «هَندَچَک» را به «هَندَسه» دگرنداند و از آن واژه «مهندس» را نیز برساختند، که براستی «اندازه دانی» یا «مهندسی» از آن ایرانیان بود و دیگران این دانش را وامدار نیاکان مایند! ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه فراگیری دانش «اندازه» را از رویدادهای «نوروز» و دوران جم دانسته است:
به سنگ و به گل چونکه دیوار کرد،
به خشت از برش هَندَسی کار کرد!
چو گرمابه و کاخهای بلند،
چُن ایوان که باشد پناه از گزند!
پنجم اسفندماه- روز گرامیداشت خواجه نصیرالدین توسی و روز مهندس همایون باد!
http://t.me/ShahnamehToosi
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
زن در شاهنامه؛
اگر پارسا باشد و رایزن
یکی گنج باشد پُر،آکنده ،زن
بویژه که باشد به بالا بلند؛
فروهشته تاپای مشکین کمند
خردمند و با دانش و ناز و شرم
سخن گفتن خوب و آوای نرم
در اندوه جانهای پاک که به راه میهن رفت، #سپندارمزگان خجسته باد.
@ShahnamehToosi
📝 آیا هر نگره مورد #اجماع دانشگاهیان را میتوان #علم نامید!؟
نخست نگاهی به چند مفهوم و ناهمسانی آنها:
1️⃣ #اجماع یعنی بیشتر -نزدیک به همه- متخصصان یک حوزه، به پشتوانه شواهد در دسترس، یک نگره را بهترین توضیح بدانند.
2️⃣ #علم یک روش است، نه تنها مجموعهای از باورها!
این روش بر مشاهده، آزمونپذیری، تکرارپذیری، نقد، و امکان ابطال استوار است.
3️⃣ #نگره_علمی تنها بر پایه شواهد (فکتها) شکل گرفته و پیشبینیهای آزمونپذیر ارائه میدهد.
از این روی:
◀️ اگر اجماع بر سر نگرهای باشد که روشمند به دست آمده و همچنان در معرض آزمون و نقد باشد، میتوان آن را یک نگره علمیِ پذیرفتهشده دانست.
◀️ اگر اجماع، برآمده از ملاحظات فلسفی، سیاسی، اخلاقی، تفسیری یا برداشتهای شخصی باشد، هرچند در دانشگاه پذیرفته و گسترده باشد -و هرچندان استادان بنام دانشگاه در تایید آن مقالهها و کتابها نوشته باشند!- لزوماً #علم شناخته نمیشود.
⏪نمونه:
نگره فرگشت زیستی یا نگره نسبیت به پشتوانه گستردگی تجربی و آزمونهای مکرر، نگرههای علمی هستند.
در برابر، اجماع بر سر یک انگاره در فلسفه، حقوق، ادبیات، تاریخ، اخلاق یا... -هرچند در دانشگاه شکل گرفته باشد- ، آن را به علم تجربی یا #نگره_علمی تبدیل نمیکند.
⏪ از سوی دیگر، #اجماع علمی معیار فرجامین حقیقت نیست!
تاریخ علم نشان میدهد که گاهی اجماعها با پیدایی انگارهها و/یا شواهد (فکتهای) جدید دگرگون شدهاند. با این حال، تا زمانی که شواهد استوارتری ارائه نشود، پذیرش اجماع متخصصان معمولاً نه تنها آسانترین که چه بسا معقولترین موضع عملی است، بویژه اگر این اجماع برآیند ارزیابی گسترده شواهد باشد، نه صرف تفسیر شخصی یا نظر افراد.
⏮️یک نمونه تاریخی: رابطه علیت میان زخممعده با استرس
تا دههٔ ۱۹۸۰، نظر غالب این بود که زخم معده معلول استرس و اسید معده است.
#بری_مارشال و #رابین_وارن نشان دادند که باکتری Helicobacter pylori در بسیاری از موارد عامل اصلی است
جامعه پزشکی به دلایلی چند برابر این ادعا ایستاد:
1️⃣ نظریه رایج با سالها تجربه بالینی سازگار به نظر میرسید.
2️⃣ هیچ پزشک باور نداشت که باکتری بتواند در اسید معده زندگی کند.
3️⃣ نتایج نخستین هنوز محدود بودند.
4️⃣ انگاره تازه با اجماع دانشگاهیان -که نگره دانسته میشد!- مغایرت داشت!
حتی مقالههای اولیه آنان بهسختی پذیرفته میشد.
این دو پزشک بعدها جایزهٔ نوبل گرفتند.
⏮️ نکته مهم:
فلسفه علم معمولاً به علوم توصیفی (Descriptive) و علوم هنجاری (Normative)نگاهی دوگانه دارد!
در علوم توصیفی، میتوان با آزمایش و مشاهده برخی نظریهها را رد یا تأیید کرد.
در اخلاق و فلسفه و دانش اجتماعی، حتی اگر هم بر سر فکتها(شواهد) همداستانی باشد، ممکن است همچنان در استنتاج و این که «چه باید کرد» دوگانگی یا چندگانی دیدگاه باشد.
به همین دلیل، دگرگونی اجماع در فلسفه یا علوم اجتماعی لزوماً به معنای کشف یک «حقیقت تجربی» تازه نیست؛ بیشتر نشاندهنده تغییر در استدلالهای پذیرفتهشده، اولویتهای ارزشی یا تفسیرهای رایج است.
از همین روی، #اجماع در این حوزهها معمولاً نسبت به اجماع در علوم تجربی، موقتیتر و ناپایدارتر دانسته میشود.
⏮️برآیند:
اجماع دانشگاهیان -بویژه در دانشهای اجتماعی- شرط کافی برای علمی بودن یک دیدگاه نیست. علمی بودن به روش، شواهد و آزمونپذیری وابسته است، نه صرفِ میزان همداستانی کارشناسان.
گزارش شاهنامه، بویژه #استورهها نیز با توجه به رویکرد #هرمنوتیک، مشمول همین برآیند است و اجماع دانشگاهیان شرط کافی برای علمی دانستن یک برداشت یا گزارش نیست!
✍️ #سیروس_حامی
تیرگان ۱۴۰۵ - یزد
@ShahnamehToosi
جایگاه و اهمیت جشنهای ایرانی
به بهانه #تیرگان
🗣 استاد #علیرضا_قیامتی
برگرفته از 👇
dr_ghiyamati" rel="nofollow">https://www.youtube.com/@dr_ghiyamati
/channel/ShahnamehToosi
نماهنگ #آرش_کماندار... 🏹
✍️ بانو # هما ارژنگی
به فراخور در پیش بودن جشن بزرگ #تیرگان
تیرروز از تیرماه گاهشماری مزدیسنی
برابر دهم تیر در گاهشماری جلالی
ارش به فروغ و نور ایمان
آن روز بلند تیرگان را
بنوشت به قلب سرخ تاریخ
با خامه عشق و جوهر جان
بنهاد یکی نشان جاوید،
بر سینه افتخار انسان...
یعنی که ز جان گذر توان کرد
در آتش خشم و کین خطر کرد
وز بازی آسمان حذر کرد
لیکن دل خود ز مهر ایران
هرگز نتوان برید آسان
نتوان برید آسان.....
آمیخت همه روان پاکش.
با سختی تیر تیز پران،
وان تیر همه روان و جان شد.
گویی که روان آرش و تیر،
پیچید به هم چو آذرخشی
توفنده و جان شکار و سوزان.
بر جانب اهرمن روان شد!
آرش، به فروغ و نور ایمان.
آن روز بلند تیرگان را،
بنوشت به قلب سرخ تاریخ.
با خامهی عشق و جوهر جان،
بنهاد یکی نشان جاوید.
بر سینهی افتخار انسان،
یعنی که ز جان گذر توان کرد،
در آتش خشم و کین خطر کرد.
و ز بازی آسمان حذر کرد،
لیکن دل خود ز مهر ایران،
هرگز نتوان برید آسان.
🏹 🏹 🏹
@ShahnamehToosi
درود و آفرین به یاران. در نخستین بامداد هفتهای دیگر همراه با آرزوی روزهایی خوش و انجامی بهتر و بهتر، سخنی دیگر از شاهنامه گرانسنگ فردوسی را که آیینه فرهنگ و رفتار نیاکان ماست پیش مینهم.
جای یادآوری است که منش نیاکان ریختن خون زینهارخواه را ناروا میشمرد. آن خردمندان دشمن را تسلیم و زنهارخواه میخواستند. نه کشته و به خاک اوفتاده!
کامتان روا.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۱
@ShahnamehToosi
#ایران_را_دریابیم
زندهیاد استاد #محمدامین_ریاحی:
ایرانیان شوریدهبخت روی به زابلستان نهادند و پیغام به رستم فرستادند:
دریغ است ایران که ویران شود
کُنام پلنگان و شیران شود
کنون چارهای باید انداختن
دل خویش از رنج پرداختن
رستم که مظهر نیروی پایداری ایران در برابر انیران بود، مهاجمان را تار و مار کرد و ایرانیان را نجات داد. بعد از آن هم تا پایان عمر نگهبان ایران بود. حتی وقتی پسرش سهراب به تورانیان پیوست (اگرچه هدفش از میان بردن افراسیاب خونخوار و کاوس سبکسر بود)، به دست پدر (اگرچه ناشناخته) کشته شد.
📹 ویدیو پیوست:
گفتگو با زندهنام، استاد #جلال_خالقی_مطلق،
@ShahnamehToosi
در آغاز هفته ای تازه، درود و بهترین آرزوهایم را همراه با سخنی سخته از گفتار استاد توس، پیشکش یاران می دارم!
شایسته درنگ که در آیین کهن ایرانیان باستان، #زنهاردادن به #زنهارخواه یک باور استوار و ریشهدار بوده و خودداری از زنهاردادن یا #زنهارخواری گناهی بزرگ دانسته میشده!
روزگار بکام!
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۰
@ShahnamehToosi
📖📖📖📖📖📖📖📖
از شاهنامه بیاموزیم:
سوگمندانه این روزها در سپهر راستین یا ویرآگین(مجازی) و در گفتمان میان گرایندگان به گرایشها یا سامانههای سیاسی گوناگون، زشتگویی بسیار رواگ یافته!
چه بسیار نام کنشگری از اردوی ناهمسو -امروزی یا گذشته!- با پیشنام یا پسنامهای دشنامگون بر زبان یا بر خامه روان است!
این رویکرد ناستوده «ایرانی» نیست!
جز نشان بزدلی و فرومایگی نیست!
شگفت که زشتگویان، در زمان داو دوستی فردوسی و شاهنامه و فرهنگ ایران دارند!
نمیتوان باور داشت دست یافتن به آماجهای نیکو و زیبا را با ابزارهای اهریمنی همچون زشتگویی!
زشت نگوییم و زشتگویان را از این خوی انیرانی باز بداریم!
این رویکرد ناستوده «ایرانی» نیست!
«بهگویی» را از ایرانیترین ایرانی تاریخ سرزمینمان بیاموزیم که هرگز هتا نام دشمن ایران را به بدی نبرد!
نام بردن از افراسیاب با پیشنام «رَد» و شاه توران را «رَدافراسیاب» نامیدن بزرگترین آموزه فردوسی برای ماست!
به گوش گیریم اندرز اردشیر پاپکان را از خامه استاد توس:
به پنجم سخن، مردم زشتگوی
نگیرد به نزدِ کسان آبِروی!
😰
/channel/ShahnamehToosi
درود یاران؛
فرازی دیگر و آموزه ای دیگر از خردنامه استاد توس پیشکشتان؛ با آرزوی کامروایی و تندرستی در هفته پیش رو و در همه زندگی. روزگار بکام.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۸
@ShahnamehToosi
🔺۴ ژوئن ؛ روزجهانی کودکان قربانی خشونت است.
این روز از سوی سازمان ملل متحد برای حمایت از کودکان نام گذاری شده که در مناطق جنگی وبحران زده در معرض خشونت جنسی ؛ ربایش و کشتار قرار دارند.
#نه_به_جنگ
#نه_به_خشونت
✍️ #فردوسی_فرزانه :
تو را آشتی بهتر آید ز جنگ،
نباید گرفتن چنین کار تنگ!
«پیران ویسه به رستم»
پلنگ این شناسد که پیکار و جنگ،
نه خوبست و داند همین کوه و سنگ!
«پاسخ رستم به پیران ویسه»
تو را خشم با آشتی گر یکیست،
خـرد بیگمان نزد تو اندکیست!
«پند بهرام به پرموده»
✍️ #داستایوفسکی
اگر فرجام جنگی خوشبختی همه جهانیان هم باشد، باز به روان شدن یک قطره اشک بر گونههای یک کودک بیگناه نمیارزد...!
📝 پ.ن:
آنان که گمان دارند که «فرجام نیک» را میتوان با تیغ تیز و لولههای تفنگ و موشک و بمب به دست آورد و ارزانی جهان نیز کرد، چه خوب است بر این گفتاوردهای درخشان بدرنگند و لختی بیاندیشند.👌
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
درود به یاران جان. همراه با پیشکش سخنی دیگر از فرزانه توس، آغازی زیبا به هفتهای سراسر شادی برایتان آرزو دارم که شادی، جان و روان آیین نیاکانی و آبشخور خرد است! به فرموده فردوسی :
چو شادی بکاهی، بکاهد روان
خرد گردد اندر میان ناتوان.
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۷
@ShahnamehToosi
ز گیتی همه مرگ را زادهایم
به بیچارگی دل بدو دادهایم
نباشد جهان بر کسی پایدار
همـه نام نیکـو بود یادگار
با اندوه بسیار آگاه شدیم که دیگر از چهرههای یگانه و بیهمتای شاهنامهپژوهی ایران، زندهیاد استاد #جلال_خالقی_مطلق روان به مینوی برین کشید.
کار بزرگ ایشان، تصحیح انتقادی شاهنامه که به یاری استاد #محمود_امیدسالار و زندهیاد استاد #ابوالفضل_خطیبی به انجام رساندند، گامی بزرگ در رسیدن به سرچشمه ناب سخن #فردوسی فرزانه بود و همواره نام آن بزرگمرد را زنده خواهد نگاه داشت!
روانش شاد.
راهش پر رهرو
@ShahnamehToosi
📝 خون سیاوشان
✍️ #میلاد_عظیمی
افراسیاب نمیخواست هیچ رد و نشانی از خون سیاوش بماند. میدانست که خون سیاوخش نمیخسبد؛ رونده و رویاننده است. چون بر خاک بریزد از آن گیاه خواهد رست، و آن گیاه بر خواهد داد:
نباید که خون سیاوش زمین
ببوید؛ بروید گیا روز کین
نخواهم ز بیخ سیاوش درخت
نه شاخ و نه برگ و نه تاج و نه تخت
ز خاکی که خون سیاوش بخورد
به ابر اندرآمد یکی سبز نرد
نگاریده بر برگها چهر اوی
همی بوی مشک آید از مهر اوی
به دیمه بسان بهاران بدی
پرستشگه سوگواران بدی
فروریخت خون سر پربها
به شخّی که هرگز نروید گیا
همانگه که خون اندرآمد به خاک
دل خاک هم درزمان گشت چاک
بهساعت گیاهی برآمد چو خون
از آنجا که کردند آن خون نگون
گیا را دهم من کنونت نشان
که خوانی ورا «خون اسیاوشان»
بسی خلق را فایدهست اندروی
که هست اصلش از خون آن ماهروی
هر شبی بر خاکش از خون، دانهٔ دل کِشتمی
هر سحر خون سیاووشان از او بدرودمی
کیخسرو گفت: کینِ پدرم سیاوخش طلب کنید...
همی جان فدای سیاوش کنیم
نباید که این کین فرامش کنیم...
پس کیخسرو سر بر زمین نهاد و خدای را عزوجل شکر کرد
که کشندهٔ سیاوخش را به دست او گرفتار کرد. پس گفت:
ای آنکه سیاوخش را تو کشتی و صورت دلپذیر او تو تباه کردی و جامه از تن او، تو بیرون کردی و این بیخ کینه تو بنشاندی و این عداوت و حرب به میان ما، تو افکندی، و این آتش سوزنده به میان هر دو گروه، تو انگیختی، و از روی نیکوی وی شرم نداشتی، و از مردی و قوت و فرهنگِ او نترسیدی، و از مهر و وفا و جوانمردی او یاد نکردی و بر خرّمی او نبخشودی، و از این سپاه عجم نیندیشیدی، سپاس مر خدای را که تو را گرفتار کرد.
کجات آن بزرگی و تخت و کلاه
کجات آن بروبوم و چندین سپاه!
که اکنون بدین تنگغار اندری
گریزان به سنگینحصار اندری!
که تا زندهای بر تو نفرین بود
پس از مرگ هم دوزخ آیین بود
درود . همراه با پیشکش فرازی دیگر از شاهنامه، هفته پیش رو را سرشار از تندرستی و کامروایی برای یاران آرزو دارم.
نیکخواهتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۶
@ShahnamehToosi
📝 جشن # اسفندگان
✍️ دکتر #جلال_خالقی_مطلق
ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه که در سال 391 هجری (1001 میلادی) تألیف کرده است، آنجا که درباره ی جشن های ایرانی سخن می گوید، از جشنی نام می برد که در روز اسفندارمذ در ماه اسفندارمذ، یعنی در پنجم اسفند برگزار می شد.
او می نویسد :
«اسفندارمذماه الیوم الخامس منه و هو روز اسفندارمذ عید لاتّفاق الاسمین و معناه العقل و الحلم و اسفندارمذ هوالموکّل بالارض و الموکّل بالمرأه الصالحه العفیفه الفاعله للخیر و المحبّته لزوجها، و کان فیما مضی هذا الشهر و هذا الیوم خاصّه عید النساء و کان الرجال یجودون علیهنّ و قد بقی هذالرسم باصفهان و الریّ و سائر بلدان فهله و یسمی بالفارسیّه مژدکیران ...»[1]
(اسفندارمذماه. روز پنجم آن روز اسفندارمذ است و آن جشن همخوانی دونام [ ماه و روز ] است. معنی اسفندارمذ خرد و بردباری است و اسفندارمذ فرشته ی نگهبان بر زمین است و فرشته ی نگهبان بر زنان درستکار و پاکدامن و نیکوکار و شوهردوست. در گذشته این ماه و این روز بویژه جشن زنان بود و چنین بود که مردان به زنان بخشش می کردند و این آیین هنوز در اصفهان و ری و دیگر شهرهای پهله برجای است و آن را به فارسی مژدگیران [ در دو دستنویس دیگر کتاب : مردگیران ] می نامند.)[2]
بیرونی درباره ی این جشن در کتاب التّفهیم نوشته ی سال 420 هجری (1029 میلادی) نیز سخن گفته است : «و [ اسفندارمذ ] پنجم روز است از اسفندارمذماه. و پارسیان او را مردگیران خوانند. زیراک زنان به شوهران اقتراح ها [ = درخواست ها ] کردندی و آرزوی های خواستندی از مردان.»[3]
بیرونی همچنین در کتاب قانون مسعودی نوشته ی سال 422 هجری (1031 میلادی) یکبار دیگر از این جشن نام می برد و می نویسد : «و اما الیوم الخامس من اسفندارمذماه فاسمه اسم الملک الموکّل بالارض و بالنساء العفیفات، و قد کان فیما مضی عید اللنساء خاصه، و یسمی مردکیران ای باقتراحاتهن.»[4]
(و اما روز پنجم از ماه اسنفدارمذ، نام آن نام فرشته ی نگهبان بر زمین و بر زنان پاکدامن است، و آن در گذشته بویژه جشن زنان بود و آن را مردگیران نامیدند، چون زنان از مردان آرزوها خواستند.)
پس از بیرونی، گردیزی نیز در کتاب زین الأخبار نوشته شده در سال های 442 تا 443 هجری (1050 تا 1051 میلادی) از این جشن یاد کرده و نوشته است : «این روز پنجم اسفندارمذ باشد و این هم نام فرشته است که بر زمین موکل است و بر زنان پاکیزه ی مستوره. و اندر روزگار پیشین این عید خاصه مر زنان را بودی. و این روز را مردگیران گفتندی، که به مراد خویش مرد گرفتندی.»[5]
در نگاه نخستین، پاسخ به این پرسش که آرزوهای زنان در آن جشن و نام درست آن جشن چه بود، آسان می نماید. چون در گزارش نخستین سخن از «زنان درستکار و پاکدامن و نیکوکار و شوهردوست» است و در گزارش دوم سخن از «شوهران» است و در دو گزارش دیگر نیز سخن از «زنان پاکدامن» و «زنان پاکیزه ی مستوره» است و همه ی این توصیف ها رهنمون بر این هستند که در اینجا عموم زنان منظور نیستند، بلکه زنان شوهرداری که چون همه ی سال شوهر را از خود خرسند و خشنود داشته و در خانه داری و پاکدامنی و روی پوشاندن از مردان بیگانه دست از پا خطا نکرده بودند، به پاداش آن در روز پنجم اسفند از شوهر برای خود درخواست کفش و جامه ای نو می کردند و یا از او می خواستند که
کاسه و کوزه ی آبخوری را که بارها شکسته و بند خورده بود، دیگر دور بیاندازند و کاسه و کوزه ی نویی بخرند.
با این برداشت، پس نام درست این جشن نیز باید «مزدگیران» بوده باشد. همچنین آمدن گونه ی مژد که گویشی از مزد است، در دستنویسی از نیمه ی دوم سده ی یازدهم هجری که دیگر کاربرد مژد چندان محتمل نمی نماید، می تواند رهنمون بر کاررفت مژد در دستنویس های کهن باشد و تأیید بر اینکه در کتابت مرد یک نقطه از قلم افتاده است.
ولی موضوع به این سادگی نیست :
1- از سه دستنویسی که اساس تصحیح کتاب التّفهیم بوده، نویسش «مژدگیران» تنها در دستنویس مورخ 1079 هجری آمده است و دو دستنویس دیگر، یکی مورخ 1254 هجری و دیگری بی تاریخ و محتملا از نیمه ی دوم یازدهم هجری [6] «مردگیران» دارند.
همچنین در التّفهیم و قانون مسعودی و زین الأخبار «مردگیران» آمده است.
شادروان همایی مصحح التّفهیم در پی نویس کتاب به گونه ی «مژدگیران» در آثارالباقیه اشاره کرده است و این توضیح او روشن می کند که در دستنویس التّفهیم حتما «مردگیران» بوده و نیز اگر این نام در نگارش عربی کتاب التّفهیم که همائی در چاپ دوم کتاب در دست داشته بوده، صورت دیگری می داشت لابد مصحح از آن یاد می کرد.
2- جمله ی پایان گزارش گردیزی که می نویسد: «و این روز را مردگیران گفتندی که [ زنان ] به مراد خود مرد گرفتندی»، نه تنها تأییدی بر درستی «مردگیران» دارد
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/jashnha/esfandgan/10971-mard-giran.html
🆔 @ShahnamehToosi
📝جشنهای ایرانی در گاهشماری یزدگردی و خیامی
📝 چرا #سپندارمزگان در ۲۹ بهمن گرامی داشته میشود.
✍️ #سیروس_حامی
چکیده
گاهشماری ایرانی در گذر از نظام دینی–آیینی یزدگردی به نظام علمی–نجومی خیامی، دستخوش دگرگونیهایی در تعریف زمان و مناسبتها و بنیاد اختلافنظر میان ایرانیان در برگزاری جشنهای ایرانی شد.
در گاهشماری زرتشتی، هر روز ماه نام ویژه دارد و جشنهای همنامی روز و ماه برگزار میشوند.
در گاهشماری جلالی که بر پایه اعتدال خورشیدی بنا شد، روزهای ماه ساختاری تازه یافت؛ ماههای ۳۱ و ۲۹ روزه منظور و پنج روز اندرگاه حذف شد.
به این ترتیب، نامگذاری روزهای ماه -که ویژه گاهشماری زرتشتی ساخته شده بود!- نمیتوانست با تمامیت خود به ساختار نو ترابرد شود!
مقدمه
در ایران باستان -همچون بسیار جاهای دیگر!- دو گونه گاهشماری معمول بود! یکی منشأ دینی و اداری داشت و دیگری نجومی و کشاورزی.
زمان در فرهنگ ایرانی -که #زروان آن را نمایندگی میکند- نه مفهومی صرفا طبیعی، بلکه حقیقتی ورجاوند است.
آنچه در اینجا مورد گفتگوست گاهشماری دینی-درباری است که با نامهای «زرتشتی» و «یزدگردی» میشناسیم. در این گاهشماری -نه در گاهشماری کشاورزان!- با بهره از مفاهیم دین بهی، هر روز ماه به یک نام برگرفته از مفاهیم دینی نامگذاری شده.
گاهشماری جلالی در سده پنجم، زمان را بر پایهٔ سنجش دقیق خورشیدی و فصلی تنظیم و ساختار را دگرگون کرد! روزها شمارهگذاری و نامهای دینی از گاهشماری حذف گردیدند.
۱. ساختار گاهشماری دینی زرتشتی
سال ۱۲ ماه سیروزه دارد و هر ماه و هر روز نامی مینوی دارند. در پایان ۱۲ ماه، پنج روز «اندرگاه» با نامهایی برگرفته از پنج سرود گاهان زرتشت افزوده میشود و آیینهای ویژه برای این پنج روز برگزار میشود. مطالعات هنینگ، بویر و کریستنسن گواه است که در اواخر دوره ساسانی، هر پنج سال یک روز به اندرگاه افزوده و به این شیوه کبیسهگیری میشد.
به این ترتیب در سامانه گاهشماری زرتشتی، زمان ساختاری مینوی دارد و ترتیب روزهای ۳۶۰+۵ گانه سال با نام هرکدام دارای معنای دینی و شخصیت و کارکرد ایزدی خود است.
۲. جشنهای همنامی روز و ماه
در گاهشماری یزدگردی -نه در گاهشماری کشاورزان!- ، هرگاه نام روز با نام ماه یکی شود، جشن گرفته میشود. این جشنها بر نظام نامی و مینوی زمان استوارند.
با تثبیت روز آغاز سال (هورمزد فروردین) با اعتدال طبیعت، این گاهشماری نیازهای کشاورزی را نیز پاسخگو شد و ثبات این روزها در برابر تغییرات فصلی، نشانه وفاداری به نظم مینوی دانسته شد.
۳. گاهشماری جلالی و تغییر فلسفهٔ زمان
گاهشماری جلالی که خیام و همکارانش در قرن پنجم هجری برای تنظیم سال خورشیدی بر پایهٔ اعتدال بهاری پدید آوردند. تحولی بسیار هوشمندانه در گاهشماری بود. در این سامانه بسیار دقیق و دانشی -که پاسخگوی نیازهای مدیریت اجتماعی و کشاورزی و تطبیق با طبیعت است- ماهها دارای ۳۱ و ۳۰ و ۲۹ روزند. زمان از مفهومی آیینی به واحدی ریاضی و فصلی تبدیل شد. روزهای ماه به جای نام با شماره و ترتیب شناخته شدند.
۴. پیامد ترابرد جشنها
ترابرد جشنهای همنامی از گاهشماری دینی به جلالی، پیامدهایی ژرف در معنی و زمانبندی آیینها دارد. روزهای بدون نام میان انارام و هورمزد، حذف روز انارام اسفند، حذف اندرگاه و آیینهای ویژه پنج روز آن هریک مایۀ گسست پیوند میان زمان دینی و زمان طبیعی است.
۵. دو دیدگاه از اهل فن
دیدگاه دینی–زرتشتی بر ساختار مینوی زمان و جشنهای همنامی بنیاد دارد، نامهای سیگانه روزها -و ترتیب آنها- را مینوی میگزارد و بینامی روزهای ۳۱ ماههای خیامی و خلأ میان انارام و هورمزد و نیز حذف انارام اسفند و پنج روز اندرگاه را آسیب به آن سامانه و نظم اهورایی میداند
از دیگرسو، دیدگاه علمی–تاریخی، تقویم جلالی را دقیقتر دانسته و بر بازسازی فصلی جشنها تأکید دارد.
۶. نتیجهگیری
هرچند گاهشماری جلالی(خیامی) دانشیترین و دقیقترین گاهشماری و مایه نازش ایران و ایرانی است؛ نظام جشنهای همنامی روز و ماه ویژه گاهشماری زرتشتی (یزدگردی) طراحی و برقرار شده و ترابرد تنها بخشی از آن یعنی نامهای سیگانه روزهای ماه ۳۰ روزه به ماههای ۳۱ روزه یا ۲۹ روزه ، ترتیب و فرزانش پشتوانه آن را در هم میریزد و از آن سامانه جز پوسته باقی نمیگذارد!
پس، آیین #سپندارمزگان در روز سپندارمز از ماه سپندارمز (اسفند) گاهشماری یزدگردی -سی روز مانده تا نوروز- جای میگیرد و آن روز در گاهشماری امروز ایران برابر با ۲۹ بهمن است!
ایدون باد.
یارینامه:
۱. مری بویس، زرتشتیان: باورها و آیینها، ترجمه بهرامی.
۲. والتر هنینگ، Zoroastrian Calendar Reform.
۳. آرتور کریستنسن، ایران در زمان ساسانیان.
۴. احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام.
۵. جلال متینی، بررسی گاهشماری ایرانیان.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd