12447
به پرستیدنِ چشمانِ تو عادت کردم از تو بُت ساختم هر روز عبادت کردم #محرم_زمانی @MoharamZamani کد شامد shamadcode=1-1-69059-61-4-1 ارتباط با اددمین @Mehrsa_2022 @moharam_zamani
یک اشارت گر شود از جانب او من ز شوق
رو به کویش همچو مرغان، بال و پر خواهم گرفت
#فصیحی_شیرازی
اگر اینجا گشایی عقده ای از کار محتاجان
درِجنت به رویت باز گردد بی کلید آنجا
#صائب_تبریزی
تو نیمِ دیگر من نیستی
تمـــــامِ منی. 😍👇کانالش خیلی دلبره
🍃 @Shabaahengam
تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
#فریدون_مشیری
تویی که
در سفر عشق
خط پایانی ...
#قیصر_امینپور
همه شب دست در آغوش خیالت دارم
کور آنکه مرا از تو جدا میداند ....!
#محتشم_کاشانی
زِ روزگار به رنجم
چنانکه که نتوان گفت..
#سعدی
من آن مرغم
که افکندم به دام صد بلا خود را
به یک پرواز بی هنگام
کردم مبتلا خود را
نه دستی داشتم بر سر
نه پایی داشتم در گل
به دست خویش کردم
این چنین بی دست و پا خود را
#وحشی_بافقی
یک زن
اگر بخواهد
حتی میتواند با صدایش
تو را در آغوش بگیرد 😍👇
@Shabaahengam
@Shabaahengam
"میشود باز کسی همرهت اما هرگز
مثل من عاشق و دیوانه و مدهوشت، نه"
#دلنوشته_هایی برای"تو"
ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیادهای
ای که چو آفتاب و مه دست کرم گشادهای
صبح که آفتاب خود سر نزدهست از زمین
جام جهان نمای را بر کف جان نهادهای
#مولانا
در وداع هر دیدار
پی واژهای میگردم به جای خداحافظ
تا با آن بباورانم به خود
که دوباره دیدنت محال نیست !
حرفی شبیه میبینمت تا بعد
به امید دیدار ...
حرفی که نجاتم دهد
از هراس دوباره ندیدن تو ...!
#یغما_گلرویی
مگه میشه عاشق باشی و اینجا نباشی😍🤷♀
@eshghmanvto
تو آفتاب و من آن ذرهام ز پرتو مهرت
که از دریچه درآیم، گرم ز کوچه برانی
#اوحدی
زیر سنگ آسیابِ روزگار افتادهایم
خوشه زرّینِ عمر ما چه ارزان آرد شد!
👤صائب تبریزی
در آن سپیده دم که آمدی
چون شعری زیبا
آفتاب وبهار نیز با تو آمدند
کاغذهای روی میزم
سبز شدند..
قهوه مقابلم مرا سر کشید
بیش از آنکه بنوشمش
زمانی که پدیدار شدی
اسبان تابلوی روبرویم
ترکم کردند و به سوی تو شتافتند...!
#نزار_قبانی
به هجران ساختی ما را گرفتار
ز ما یادت نیاید، یاد میدار
#وحشی_بافقی
🍁 @shernabbbb 🍁
صبح را در آغوش گرفتم
دستهايم خيابانِ نخستين تابش آفتاب شدند و
معبري براي چشمان تو...
دهان كوه را بوسيدم
لبانم چشمهاي شدند و
زمزمههايت از نو درخشيدند
سرم را به روي پايِ شب گذاشتم و
خوابهايم آيينهي شعر شد و
زيبايي تو را در آن ديدند
عشقِ مرا به تو ديدند...
#شيرکوه_بي_کس
.
بود عمری به دلم با تو که تنها بنشینم
کامم اکنون که برامد بنشین تا بنشینم
بی ادب نیستم اما پی یک عمر صبوری
با تو امشب نتوانم که شکیبا بنشینم
#سیمین_بهبهانی
🌸🌱🌸🌱
#عاشقانه هایم برای تو 😍
@eshghonalee
اگه دلتنگشی بیا اینجا👇😔
@dep_txt_music
#متنهای مفهومی و دلنوشته ها👍
@zehnmriiz
🍁 @shernabbbb 🍁
.
صبح است
طلوع کن...
طلوع کن ای پنهانی ترین
زاویه ی نگاهم
تو آنی که همیشه
در هر شعر
متولد می شوی
پس طلوع کن...
طلوع کن، میان این
قافیه های پر سکوت!
طلوع کن...
#علیرضا_اسفندیاری
.
سر و سامان مجو از من چو رفتی
تو چون رفتی سر و سامان من رفت
چه دید از من که چون بر هم زدم چشم
چو اشک از دیدهٔ گریان من رفت
#وحشی_بافقی
آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
بـوی تو نیاورد و پیامت نرسانید
یا تو به دم صبح سلامی نسپردی
یا صبحدم از رَشک سلامت نرسانید
#خاقانی
بگو دوستم داری
تا درد را فراموش کنم
تا صدای خرد شدن استخوان هایم را نشنوم
و از رنجی که قلبم را سخت می فشارد
بکاهم!
بگو دوستم داری
واژه ها
در دهان تو چون شیشه های دارویند
چون دمنوش های آرامبخش
و از مرهمی که در زبانت پنهان کرده ای
مرا شفایی ابدیت ببخش!
#حمید_جدیدی
به خط و خال گدایان
مده خزینه ی دل...
به دستِ شاه وشی ده
که محترم دارد..!
#حافظ
آهنگ دراز شب رنجوریِ مشتاق
با آن نتوان گفت
که بیدار نباشد...!
#سعدی
اسیر آن سرِ زلفم که میدهد بر باد
هزار خانه چو یک تار مو بگرداند
#شکیبی_اصفهانی
مستانِ غمت درد به درمان نفروشند
یک جرعه ازین جام، به صد جان نفروشند
#فصیحی_هروی
شب را
با طنین صدایت
به تیرگی چشمانم می رسانم
شـبـت بـخـیـر
ماه نشینِ
دل ِبی "نفسِ" ما ...!!!
#مریم_پورقلی
دیباچهٔ زیبایی، رُخسارِ دل آرایت...
#فروغی_بسطامی
در خلوت
ساکت شبانگاه...
اشکی به رُخم دوید ناگاه...
روی تو شکُفت در سرشکم..
دیدم که هنوز عاشقم...
آه ...
#فریدون_مشیری