1272
اندیشکده علم و آگاهی برای آنان که می خواهند بیشتر بدانند ..
🟡بیانیه ۱۸۴ سینماگر ایرانی به حمایت از اعتراضات
دراین بیانیه آمده: «اعتراض، حق طبیعی و مدنی هر انسانی است. هیچ قدرتی حق ندارد خود را مافوق مردم بداند. شلیک به مردمی که با دست خالی به خیابان آمدهاند، جنایت علیه حق حیات است و هیچ توجیهی ندارد.»
در این بیانیه که به امضا فیلمسازان و بازیگران شناخته شده سینما آمده نوشته شده است: «در نزدیک به نیمقرن، با وجود منابع عظیم طبیعی و انسانی در کشور عزیزمان ایران، نه عدالت محقق شده، نه رفاه و نه امنیت.»
آنها میگویند: «فساد سازمانیافته و چپاول ثروت عمومی و ایدئولوژی هراسآور، زندگی مردم را به ورطهی فقر، خفقان و ناامیدی کشانده و سرمایههای ملی در چالشهای منطقهای نابود شده است.»
در انتهای این بیانیه آمده است: «ما سینماگران، این روزها و این زخمها را تصویر خواهیم کرد و با تمام توان از حق آزادی بیان دفاع کرده، سرکوب و کشتار مردم معترض را محکوم میکنیم و در کنار مردم ایران ایستادهایم.»
🥀🥀....
🟣@TalareAndisheH
🟡واکنش خالق هری پاتر به اعتراضات ایران: «چون نور در این روزگار تاریک است»
جی کی رولینگ، خالق مجموعه آثار هری پاتر، به ادامه و گسترش اعتراضات در ایران واکنش نشان داده و با انتشار ویدیویی از تظاهرات بزرگ روز سهشنبه در آبانان ایلام نوشته است: «شجاعت این مردم شگفتانگیز است. آنها مانند نوری در این روزگار تاریک تابیدند."
🥀🥀....
🟣@TalareAndisheH
🟡چرا روانشناسان معتقدند که یک "دیکتاتور "بیمار محسوب نمی شود؟!
بهطور کلی علوم روانشناسی و روانکاوی، دیکتاتوری را یک «بیماری» نمیدانند؛ اما ویژگیهای شخصیتی و روانی که در بسیاری از دیکتاتورها دیده میشود، قابل تحلیل و طبقهبندی است.
بیآئیم بطور مختصر از منظر روانشناسی و وروانکاوی بررسی کنیم که چرا دیکتاتوری بیماری محسوب نمیشود و چه ویژگیهای روانی معمولاً پشت رفتار دیکتاتوری قرار دارد.
👈آیا دیکتاتوری بیماری است؟
خیر !!، دیکتاتوری در روانپزشکی یا روانشناسی یک «بیماری تشخیصپذیر» نیست. ودلیلهای اصلی آن در شرح ذیل آمده :
۱. دیکتاتوری یک ساختار سیاسی ـ اجتماعی است، نه یک اختلال فردی
روانپزشکی فقط رفتارهایی را «اختلال» میداند که در زندگی فردی باعث رنج، اختلال عملکرد، یا آسیب به خود فرد شود.
ولی دیکتاتوری یک نقش اجتماعی/سیاسی است و بستگی به ساختار قدرت، جامعه، تاریخی و شرایط دارد.
۲. بسیاری از رفتارهای دیکتاتوری از ترکیب شخصیت فرد باضافه شرایط سیاسی ایجاد میشودیک فرد با ویژگیهای مشابه ممکن است در شرایط دیگر هرگز دیکتاتور نشود.
بنابراین «مقام» و «قدرت نامحدود» نقش اصلی دارد، نه صرفاً بیماری ذهنی.
۳. اختلالات روانی با معیارهای علمی مشخص تعریف میشوند . هیچ اختلالی به نام «دیکتاتوری» یا «روحیه استبدادی» باختصارICD-11 وDSM-5 ندارد.
اما روانشناسان معتقدند که برخی ویژگیهای شخصیتی مرتبط با بیماری را میتواند در فرد دیکتاتور وجود داشته باشد.
برای روشن شدن موضوع لازم است نظرات روانکاوان و روانشناسان را در مورد دیکتاتوری بدانیم .آنها چند مجموعه ویژگی شخصیتی را ملاک میگیرند و نه یک بیماری واحد. مثلا :
➖خودشیفتگی بیمارگونه (نارسیسیزم Narcissism) :بسیاری از دیکتاتورها نشانههایی از خودشیفتگی افراطی دارند که شامل : نیاز شدید به تحسین ؛ ناتوانی در تحمل انتقاد ؛ توهم برتری نسبت به مردم و بویژه مأموریت تاریخی یا الهی برای خود ؛ اعتقاد به اینکه تنها فرد "منجی" کشور است.
اریک فروم این افراد را «خودشیفتگان سلطهجو» مینامد.
➖ اختلال شخصیت ضداجتماعی (Sociopathy) ؛در برخی بیاحساسی مثلا نسبت به وطن یا جهان یا جان ِدیگران مشاهده شده است و یا فقدان همدلی با همنوع و سایرین را دارد برخی دیکتاتورها میل دارند که استفاده ابزاری از انسانها ؛ برای پیاده کردن روئیاها یا اهداف خود بکنند ؛ برخی از کنترل مردم واطرافیان نیز لذت میبرند.
دراینجا نمونه تحلیل در کار رابرت هیلوارد و پژوهشهای شخصیت قدرتطلب را ذکر میکنیم که بخاطر بلندی مطلب از آن صرف نظر میکنیم.
➖ سادیسم و لذت از سلطه
در برخی دیکتاتورها تمایل سادیستی دیده میشود که میل دارند افراد را تحقیر یاکنترل کنند وبدین طریق از مجازات دیگران احساس قدرت میکنند.این تحلیل را افرادی مثل ویلهلم رایش و فروم ارائه کردهاند.
➖پارانویا (بدگمانی بیمارگونه)
بسیاری از دیکتاتورها دچار: سوءظن دائمی
ترس از توطئه ؛ ناتوانی در اعتماد میشوند.
این ویژگی بهویژه در لنینیسم استالینی ورهبر کره شمالی یا قذافی توسط بسیاری تحلیل شده است.
➖کودکی آسیبدیده : روانکاوان زیادی (از جمله فروم، آدلر) اشاره میکنند: که تحقیر در کودکی یا وجود والدین سختگیر یا سلطهجو
وکمبود محبت درخانواده ؛ میتواند بعدها به «الگوی سلطهگری و کنترل» منجر شود.
👌یاد اوری این نکته مهم که
داشتن این ویژگیها فرد را دیکتاتور نمیکند،
اما اگر چنین فردی قدرت نامحدود بگیرد، احتمال دیکتاتورشدن او بسیار بالا میرود.
این را «نظریه روانشناسی قدرت» مینامند ومتذکر میشوند که
➖ قدرت مطلق، ویژگیهای آسیبزای شخصیت را چند برابر میکند. ودر آخر اینکه دیکتاتوری «بیماری» نیست ومحصول و ترکیبی از ویژگیهای زیر را دارند:
خودشیفتگی شدید
سادیسم یا لذت از کنترل
فقدان همدلی
شخصیت ضداجتماعی
پارانویا
کودکی تحقیرشده
نیاز شدید به ستایش و قدرت
و اینها وقتی با قدرت نامحدود، ترس مردم، و نبود قانون ترکیب میشود، «دیکتاتوری» به وجود میآید.
🥀🥀...
🟣@TalareAndisheH
🟡مجمع فعالان حقوق بشر
تعداد جانباختگان دراعتراضات اخیر(دی ماه ۱۴۰۴) را اعلام کرد :
طبق اعلام این مجمع تا کنون "۳۳ نفر" از مردم در اعتراضات اخیر جانباخته اند
در آمار نام «چهار کودک» هم وجود دارد!!
که متاسفانه از تاریخ ۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان خشونت نیروهای انتظامی جان خود را از دست دادهاند.
نکته :
اسامی افراد کشتهشده که در شبکههای اجتماعی منتشر شده است تا این لحظه از آمار سازمانهای حقوق بشری بسیار بیشتر است.
🥀🥀....
🟣@TalareAndisheH
🟡ناگهان قیام عظیم مردم بخنورد :
( آزادی نزدیک است )
🥀🥀....
🟣@TalareAndisheH
🟡درفرگشت(تکامل) هیچ اخلاقیاتی حاکم نیست و اصل بر بقای حیات است .
🟣@TalareAndisheH
🟡شهر کرد :ایستادگی ادامه دارد .....
یک دختر شجاع روبهروی ماشین آبپاش یگان ویژه
🥀🥀...
🟣@TalareAndisheH
🟡آیا چیزی به اسم خوشبختی وجود دارد !؟
🥀🥀...
🟣@TalareAndishe
🟡چرا دو قرن سکوت !؟
ابوریحان بیرونی پاسخ می دهد :
🥀🥀.......
🟣@TalareAndisheH
🟡لحظه بیرون آمدن زیردریایی انگلیس در قطب شمال
🟣@TalareAndisheH
🟡نقش ناخودآگاه ما در انتخاب افراد :یونگ می گوید
🥀🥀...
🟣@TalareAndisheH
🟡ببینید فرگشت یا تکامل چگونه برای تغذیه پشه راه حل پیداکرده !؟
🟣@TalareAndisheH
🟡آیا ما هماهنگیم چون باهمیم؟
یا چون یاد گرفتیم اطاعت کنیم؟
✔️ پژوهشی نشان داده وقتی آدمها با هم سینک حرکت میکنن (مثل رژه یا همخوانی دستهجمعی) احتمال اطاعتشان از دستورهای حتی غیرانسانی هم بیشتر میشود ، یعنی نظم فیزیکی، میتواند ذهن را هم منظم (و مطیعتر) کند.
شاید برای همین است که هر سیستم اقتدارگرا عاشق صف و رژه است.
🟡شر بزرگ در جهان نه توسط هیولاها وجنایتکاران بیمار بلکه توسط انسان های عادی ای انجام می شود که تنها می خواهند وظیفه اشان را انجام می دهند
🖌هانا آرنت
🥀🥀...
🟣@TalareAndisheH
🟡*ظلم وقتی عادی شود ،*
*صدای عدالت*
*شبیه اغتشاش*
*شنیده می شود ..!!*
🖌" ویکتور _ هوگو "
🥀🥀....
🟣@TalareAndisheH
🟡چرا باید کهن الگوهای زندگی خود را بشناسیم؟
🥀🥀...
🟣@TalareAndisheH
🟡شهود همیشه درمغز ما جذاب ترین جواب را میسازد اما نه لزوما عاقلانه ومستدل ترین جواب
🥀🥀.....
🟣@TalareAndisheH
🟡سرانجام : بازار تبریز هم به اعتصابات پیوست
🥀🥀....
🟣@TalareAndisheH
🟡 شجاعت در قم ! :
دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد
موفقیت دانشجوهای دانشگاهآزادپردیسانقم
بااینکهنیروهایضدشورش حضورداشتند
🥀🥀.....
🟣@TalareAndisheH
🟡اصلاح وتذکر مداوم چقدر مخرب است؟
🟣@TalareAndisheH
🟡قوانین بین المللی که ورود ماموران نظامی را به اماکن خاص منع می کند :
قواعدی جهانی از جمله حقوق بین الملل بشر دوستانه بنام IHL وجود دارد که با محکمترین لحن ورود ماموران نظامی را به اماکن بیمارستانی ومذهبی منع می کند .
✅این اصول بشرح ذیل میباشد :
۱. کنوانسیونهای ژنو (۱۹۴۹) و پروتکلهای الحاقی اصلیترین منابع حقوقی است و برای همه کشورها الزامآور است . برای مثال در مورد حفاظت از اماکن خاص چنین میگوید :
بیمارستانها و مراکز درمانی
طبق کنوانسیون اول و چهارم ژنو
پروتکل الحاقی اول (۱۹۷۷) اصل کلی میگوید:حمله و اشغال نظامی، یا استفاده نظامی از بیمارستانها کاملا ممنوع است.
بیمارستانها، آمبولانسها، کادر پزشکی و بیماران باید در هر شرایطی مصون باشند.
درغیراینصورت دولت آن کشور باید پاسخگو باشد
۲. اماکن مذهبی (مساجد، کلیساها، کنیسهها، معابد)
طبق کنوانسیون چهارم ژنو ،پروتکل الحاقی اول (ماده ۵۳) موارد ممنوع را چنین اعلام میدارد:
حمله و اشغال یا تخریب وتبدیل مناطق مذهبی وبیمارستانی نقض حقوق بینالملل محسوب میشود.
۳. اصل «تفکیک» (Principle of Distinction) یکی از ستونهای حقوق جنگ که میگوید :
نیروهای نظامی باید همیشه بین اهداف نظامی
و غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی تمایز قائل شوند. بیمارستانها و اماکن مذهبی غیرنظامی محسوب میشوند.
۴. اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی (ICC – رم ۱۹۹۸)
این سند، نقضهای شدید زیر را جنایت جنگی میداند:
حمله عمدی به بیمارستانها
حمله به اماکن مذهبی
حمله به اماکن دارای مأموریت انسانی
(ماده ۸ اساسنامه رم)
🥀🥀...
🟣@TalareAndisheH
🟡چگونه می توان ازگذشته ی دردناک خود رها شد ؟
🥀🥀...
🟣@TalareAndisheH
🟡چرا نباید با این چهار تیپ شخصیت بحث کرد!؟
🟣@TalareAndisheH
🟡تکامل فرهنگ انباشتی چیست ؟
عنوان مقاله ای که اخیراً در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم (آمریکا) منتشر شده
این است: «۳/۳ میلیون سال پیچیدگی ابزارهای سنگی نشان میدهد که فرهنگ انباشتی در دوران پلیستوسن میانه آغاز شده است.»
پژوهشگران توانستهاند نقطهی آغازی برای فرهنگ انباشتی معرفی کنند.
👈فرهنگ انباشتی چیست؟
گوشی هوشمند، کامپیوتر، و اتومبیل محصول انباشت هزاران تکنولوژی سادهتر در نسلهای گذشتهاند. اگر به عقبتر برویم ابزارهایی مانند بیل و کلنگ نیز، به رغم آنکه ساده به نظر میرسند، محصول انباشتِ صدها گام در عرصهی تکنولوژی هستند. باز هم به عقبتر برویم. مشتههای سنگی که نیاکان بسیار دور ما، قبل از آنکه انسان هوشمند ظاهر شود، استفاده میکردند نیز محصول انباشتِ دهها گام تکنولوژیکی بودهاند. (مشتهها سنگهای تراشخوردهای هستند که به عنوان ابزاری برای شکار یا کندن پوست جانوران استفاده میشدند.) اگر به عقبتر برویم ابزارهای سادهتری، مانند تکههای چوب، را خواهیم دید که استفاده از آنها در مواردی در شامپانزهها نیز مشاهده شده است.
بنابراین در مسیر تکاملی انسان شاهد انباشت تکنولوژیها بودهایم. این فرایند انباشت با تکامل گونهی انسان درآمیخته است و انسانها محصول همتکاملی ژنها و تکنولوژیها هستند. فرهنگ بشر محصول همافزایی تکنولوژیهای سخت (ابزارهایی مانند مشته، بیل، اتومبیل) و تکنولوژیهای نرم (از جمله هنجارها، مناسک، و قوانین) است که به نحوی انباشتی پیچیدهتر شده است.
👈از چه زمانی انسانها وارد فاز فرهنگ انباشتی شدند؟
برای پاسخ به این پرسش پژوهشگران به سراغ تکنولوژیهای سخت به جا مانده توسط نیاکان بسیار دور ما رفتند؛ یعنی بخشی از فرهنگ که ردیابی بقایای آن امکانپذیر است. از حدود ۳/۳ میلیون سال پیش آثاری از مشتهها یافت شده است. پژوهشگران مشتهها را بر اساس اینکه چند فرایند در تولید آنها به کار رفته تحلیل میکنند. هر کدام از این فرایندها، که پژوهشگران آنها را «واحدهای فرایندی» مینامند، نیز نوعی تکنولوژی هستند. مثلاً ما به فرایند اَره کردن چوب تکنولوژی ارهکردن میگوییم؛ همانطور که به میز و صندلی ساخته شده نیز مصنوعات تکنولوژیک میگوییم. صندلیای که بر روی آن خراطی، کندهکاری، و نقاشی انجام شود پیچیدهتر از صندلیای است که هیچکدام از این فرایندها بر روی آن انجام نشده باشد. به نحو مشابه همهی مشتهها نیز پیچیدگیهای تکنولوژیکی یکسانی ندارند.
مشتههای اولیه که تاریخی حدود ۳/۳ تا ۱/۸ میلیونساله داشتهاند سادهتر بودهاند و از یک تا شش «واحد فرایندی» در تولید آنها به کار رفته است. از ۱/۸ میلیونسالپیش تا ۶۰۰ هزارسالپیش مشتههای ظریفتری بهجا مانده که بین ۴ تا ۷ فرایند بر روی آنها اعمال شده است. اما به یکباره از ۶۰۰هزارسال پیش، تنوعی از فرایندهای تولید بر روی مشتهها مشاهده میشود که بین ۵ تا ۱۸ واحد فرایندی در ساخت آنها به کار رفته است. بنابراین با استفاده از روش به کار رفته در این پژوهش میدانیم که از ۶۰۰ هزارسالپیش، یعنی حدوداً ۴۰۰ هزار سال قبل از ظهور هومو ساپینس، روند انباشتِ تکنولوژیها سرعت زیادی گرفته است.
👈اما سازوکار انباشت فرهنگ چه بوده است؟
در پاسخ به این پرسش چندین فرضیه وجود دارد که به دوتا از آخرین آنها اشاره میکنم.
الف. مطابق یک نظریه باید دو سنخ تکامل فرهنگیِ انباشتی را از هم تمییز دهیم.
در شکل اول نیاکان ما موفق شدهاند با بهینهسازی ابزارها از آنچه در محیط استفاده میکردند بهتر استفاده کنند. (مثلاً مشتههایی تولید کنند که کارآمدتر پوست شکار را میشکافت.)
در نوع دوم ابزارهایی تولید کردند که دامنهی آنچه را میتوانستند از آن بهره گیرند گسترش میداد. (مثلاً ابزاری مانند تیر وکمان دامنهی شکارهای انسان را گسترش داد.)
در این نظریه استدلال میشود که نوع دوم تکامل فرهنگیِ انباشتی، به دلیل آنکه نسبت به نوآوریهای جدید پذیراتر است، به تکامل گونهی انسان بیشتر کمک کرده است. نوع اول مانند بهبود در تکامل رادیوها بوده است و نوع دوم به مثابه اختراع رادیو. به وضوح اختراع رادیو گام فرهنگی بزرگتری نسبت به بهبودِ کیفیتِ رادیوها بوده است.
ب. "کلودیوتِنی "، از نظریهپردازان معروف این حوزه، معتقد است که سنتهای فرهنگی در شامپانزهها محصولِ یادگیری فردی و عمدتاً محصولمحور هستند. اما فرهنگ انسانی، در مقابل، دارای ویژگی متمایزیست که تغییراتی را در طول زمان انباشته میکند:
یک. یادگیری اجتماعی انسان بیشتر فرآیندمحور است تا محصولمحور (نجاری را یاد میگیریم و نه صرفا ساخت صندلی را)؛ و
دو. انسانها از کودکی فعالانه و آگاهانه آموزش میبینند، و عدم انطباق افراد با گروه را نیز تنبیه میکنند، که انگیزهای مهم در فراگیری آموزشهاست.
برگرفته از @evophilosophy
🟣@TalareAndisheH
🟡برای ثبت در تاریخ :
شیر دختران همدان : ما از گلوله هایتان نمیترسیم
🥀🥀...
🟣@TalareAndisheH
🟡انرژی نه خشم است،
نه عشق است و نه نفرت.
انرژی فقط انرژی است، خنثی.
همان انرژی می تواند خشم شود،
همان انرژی عشق می شود، همان انرژی نفرت میشود.
اينها همگی شكل هايی از يك انرژی هستند.
تويی كه به آن انرژی شكل میدهی، ذهن تو شكل میدهد و انرژی به آن سمت حركت میکند.
🟣@TalareAndisheH
🟡یادآوری فلسفه نیچه :قدرت ؛مهربانی وبردگان
🟣@TalareAndisheH