زندگی همیشه برای تو هدیه ای دارد
زندگی، همیشه در حال هدیه دادن است—گاهی بیصدا، گاهی در شکل کوچکترین لحظهها، و گاهی پشت سختترین تجربهها.
ممکن است این هدیهها، یک آرامش کوچک، یک نشانه، یا درسی باشند که ابتدا نمیبینیم.
ممکن است از دل فقدان، طلاق، مهاجرت، یا از دست دادن عزیزان بیایند.
اما هر یک از این تجربهها، حتی وقتی دردناک هستند، فرصتی برای رشد و کشف معنای زندگی در دل خود دارند.
اگر آماده باشیم، با دل باز و توجه به نشانهها، میتوانیم:
• ببینیم،
• قبول کنیم،
• و با جریان زندگی همراه شویم.
این پذیرش، نه تسلیم است، نه بیتفاوتی؛
بلکه راهی است برای یافتن آرامش، شکرگزاری و رشد شخصی.
زندگی همیشه به ما هدیه میدهد،
و هر هدیهای، حتی اگر پشت پرده سختی باشد، فرصتی است برای گستردهتر کردن قلب و دیدن زیباییهای جهان.
پس نفس بکشیم، نگاه کنیم، و آماده باشیم تا هدیههای کوچک و بزرگ زندگی را ببینیم.
حتی وقتی دلمان شکست، جهان هنوز در حال هدیه دادن است 🌿
@TreatmentOfGrief
“Suffering is a great teacher.”
«رنج معلم بزرگی است.»
✍🏻جی پی وسوانی
@TreatmentOfGrief
🌱 قدردانی؛ همان چیزی که از دستمان سر خورده…
گاهی چنان در سرعت این دنیا غرق میشویم
که یادمان میرود چقدر “داشتنهای کوچک”
میتوانند ستون آرامش ما باشند.
ما آدمهای عصر دکمه و سرعت؛
سریع میخواهیم،
سریع میگیریم،
سریع دلزده میشویم
و دوباره دنبال چیز بعدی میدویم…
و همین میشود که لذت زندگی از دستمان لیز میخورد.
اپیکتتوس، آن مرد آرامِ سختیکشیدهٔ رواقی، میگفت:
«اگر چیزی را داری که در کنترل توست، قدرش را بدان.
و آنچه در اختیار تو نیست، رها کن تا آرام شوی.»
آرامش از زیاد داشتن نمیآید…
از دیدنِ داشتهها میآید.
از اینکه لحظهای بایستی و بگویی:
🌿 سقفی دارم که شبها پناهم است…
🌿 سلامتیای دارم که هر روز بیصدا برایم کار میکند…
🌿 لقمه نانی دارم که با هزار تلاش به دست میآید…
🌿 آدمهایی دارم که حضورشان هرچند ساده، زندگیام را گرم میکند…
و کاش در کنار همهٔ اینها،
درک کردن را هم فراموش نکنیم؛
درک زحمتهایی که دیده نمیشود،
درک فداکاریهایی که گفته نمیشود،
درکِ تلاشِ آدمهایی که شاید فقط
به قدرِ یک فهمیدن جان میگیرند.
☘️چیزهای کوچک—و آدمهای ساکتِ پشتش—
اگر یک روز از ما گرفته شوند،
تازه میفهمیم چقدر باارزش بودهاند.
بیاییم به جای “چسبیدن به نداشتهها”،
به داشتههایمان نگاه کنیم…
شاید زندگیمان همین حالا هم
خیلی بیشتر از چیزی باشد که فکر میکنیم.
فهیمه احمدی،روانشناس
@TreatmentOfGrief
«کارِ امروزت را با آرامش انجام بده؛ همین کافیست.»
✍🏻مارکوس اورلیوس
@TreatmentOfGrief
کوتاهه این دنیا....
ماندانا خضرایی
@TreatmentOfGrief
🌫 سوگِ مهاجرت
مهاجرت، فقط جابهجایی از شهری به شهر دیگر نیست؛
نوعی سوگِ بیصداست.
سوگی که کسی برایش مراسم نمیگیرد،
اما در دل، مثل یک عزاداری آرام و طولانی جریان دارد.
در مهاجرت، تو خانهات را ترک نمیکنی؛
خانهای از تو جدا میشود.
خیابانها، صداها، آدمهایی که اسمشان را بلند صدا نمیکردی
اما حضورشان امنیتت بود…
همه اینها تبدیل میشوند به چیزی شبیه خاطراتِ دستنخورده.
چیزی شبیه اتاقی که کلیدش دیگر در جیبت نیست.
مهاجرت غم دارد؛
غمِ زبانی که ناگهان غریبه میشود،
غمِ خودت که انگار جا میماند،
غمِ لحظههایی که نمیدانی دوباره تجربهشان خواهی کرد یا نه.
و با این حال،
در دل این سوگ،
جایی هست که آرامآرام جوانههای تازه میزند.
آدم یاد میگیرد به خودش تکیه کند،
یاد میگیرد خانه را در درونش بسازد،
نه در یک مکان ثابت.
سوگ مهاجرت، پایان نیست؛
فصلِ عبور است.
عبوری که درد دارد،
اما تو را به نسخهی تازهای از خودت میرساند—
نسخهای که شاید هیچجا به اندازهی همین سفر،
حق دیده شدن نداشت
@TreatmentOfGrief
«زندگی کوتاه است و زمان ما محدود. غمگین ماندن برای آنچه از دست رفته، زندگی را از ما میرباید. به جای آن، ارزش لحظهها را بدان و با آرامش بپذیر آنچه رخ داده است.»
🕊 یادمان باشد که پذیرش، نه تسلیم، بلکه قدرت است
✍🏻مارکوس اورلیوس
@TreatmentOfGrief
🍃سوگ ناتمام؛ زخمی که به جای آرام شدن، پنهان میشود
گاهی سوگ، دردش از خودِ فقدان نیست…
از ناتمام ماندنش است.
از اینکه درد را نبینی، به رویش پرده بکشند،
یا کسی بخواهد به نیّت خیر، تو را از غمت “نجات بدهد”؛
در حالیکه سوگ، چیزی نیست که بتوان از آن فرار کرد.
سوگ، یک مسیر است…
مسیری که باید طی شود، نه اینکه از آن رد شویم.
سالها پیش، نوجوانی را دیدم که مادر جوانش را از دست داده بود.
همه اطرافیانش، هراسان از اشکهایش، تلاش میکردند غمش را “کم کنند”.
به او آرامبخش دادند تا نگرید،
بردنش مسافرت تا “اتفاق بد” را فراموش کند،
و مدام تکرار کردند:
«نباید گریه کنی، قوی باش… حواست رو پرت کن.»
اما حواسپرتی، درمان نبود…
سوگش پنهان شد، نه حل.
اشکش خشک شد، اما دردش خشک نشد.
و وقتی هیچکس نبود که گریهی واقعیاش را ببیند،
پناه برد به چیزی که بیهیچ قضاوتی، بیهیچ عجلهای، بغضش را نگه میداشت:
مواد.
نه چون بد بود.
نه چون ضعیف بود.
بلکه چون راه دیگری برای کشیدنِ آن وزنِ ناتمام یاد نگرفت.
🍃سوگ، اگر بسته نشود…
مسیر خودش را پیدا میکند.
گاهی در رفتارهای پرخطر،
گاهی در خشمهای بیدلیل،
گاهی در افسردگی،
و گاهی در جایی که هیچکس فکرش را نمیکند.
ما آدمها از غم نمیمیریم؛
از نادیده شدنش، از سرکوب شدنش، از ناتمام ماندنش میمیریم.
سوگ باید دیده شود،
اسمش باید گفته شود،
اشکش باید ریخته شود،
و دردش باید شنیده شود.
سوگ وقتی خوب میشود که اجازه بدهیم تمام شود… نه اینکه مجبورش کنیم تمام به نظر برسد.
اگر کنار فردی هستیم که عزیزی را از دست داده،
به جای عجله برای آرام کردنش،
به او اجازه بدهیم غمگین باشد.
همین.
ساده و صادقانه.
گاهی شفابخشترین جملهای که میتوانیم بگوییم، فقط این است:
«من کنارت هستم… هرچقدر که لازم داشته باشی.»
@TreatmentOfGrief
«هر آنچه میآید پذیرا باش؛ که هر چیز از جانب اوست و به سود تو.»
— مضمون برگرفته از مثنوی معنوی
✍🏻
مولانا جلالالدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، تصحیح بدیعالزمان فروزانفر، دفتر اول
@TreatmentOfGrief
🌱♥️سکوت مردانه: دردهایی که دیده نمیشوند
این روزها، شاید روز جهانی مرد هم بود،
اما حقیقت این است که مردها هر روز
بیصدا و بیهیاهو
شمع زندگی را روشن نگه میدارند.
مردهایی که بیرون میجنگند
و داخل خانه لبخند میزنند؛
تا کسی خستگیشان را نبیند.
خیلیها نمیدانند
پشت این ظاهر محکم و آرام،
روانی نشسته که از همه شکنندهتر است.
مردها دایرهٔ حمایت ندارند؛
اجازهٔ گریه ندارند؛
غمشان را اگر بگویند،
«تهدیدِ مردانگی» حساب میشود.
برای همین
یا هرگز کمک نمیگیرند
یا آنقدر دیر میگیرند
که روحشان زخمهای عمیق برداشته.
آنها بین کار، نگرانی فردا،
و آرامش امروز توازن میسازند،
بیآنکه سر و صدایی کنند.
برای مردها
یک غذای گرم، یک خانه آرام،
میشود تمام دلخوشی دنیا.
می شود بهترین هدیه
مردها شاید یک روز به نامشان داشته باشند،
اما هر روز
دارند برای عشقشان زندگی میکنند.
مراقب روانتان باشید…
شما هم حق دارید خسته شوید
فهیمه احمدی،روانشناس
@TreatmentOfGrief
گاهی آدمها فکر میکنند سوگ فقط «گریه کردن» است،
اما من هر روز میبینم که سوگ، شکلهای بسیار ظریفی دارد:
سکوتی که طول میکشد… لبخندی که نصفه مینشیند…
یا دلتنگیای که بیهوا، میان کارهای روزمره مینشیند.
من یاد گرفتهام که سوگ، دشمن زندگی نیست.
سوگ، راهی است برای بازگشتن به خود؛
راهی سخت، کند و نامطمئن…
اما راهی انسانی.
گاهی نمیدانیم باید قوی باشیم یا فروبریزیم.
من میگویم:
«هر دو» میتواند درست باشد.
فقط کافیست لحظهای با خودمان صادق باشیم
و به درد، همانقدر حق بدهیم که به امید میدهیم.
اگر این روزها چیزی را از دست دادهای،
لازم نیست عجله کنی برای خوب شدن.
تو فقط لازم داری اجازه بدهی که هر احساسی که میآید،
برای مدتی کنار تو بنشیند.
من اینجا هستم،
برای دیدن، نه قضاوتکردن.
فهیمه احمدی،روانشناس
@TreatmentOfGrief
نمایش میدرخشد؛ فرهنگ میماند
این روزها در بسیاری از گوشههای جامعه، چیزی شبیه یک جابهجایی خاموش دیده میشود؛
جابهجایی میان فرهنگِ ریشهدار و نمایشی که آرامآرام جای آن را گرفته است.
گویی ارزشها از عمق به سطح آمدهاند؛
از معنا به قابهای کوتاه،
از اندیشه به نمایش.
دفاع پایاننامه تبدیل شده به مراسمی پر زرقوبرق،
کتاب تازه بهانهای برای سر و صدا،
و هر حرکت فرهنگی به فرصتی برای ضبط و انتشار.
انگار فرهنگ فقط زمانی ارزش دارد که دوربینی روشن باشد
و جمعی تماشا کنند.
اما در همان جایی که این هیاهو گسترده شده،
ردّ پای کسانی دیده میشود که بیهیچ نشانی کار میکنند.
انسانهایی که نه عنوان دارند،
نه تشریفات،
نه فالوورهای میلیونی.
اما سهمشان در روشن نگهداشتن روح این خاک
از هر نمایش پر سر و صدایی بیشتر است.
آنان در سکوت برای انسانها، حیوانات، طبیعت و زمین تلاش میکنند؛
خدمت میکنند بیآنکه به دیدهشدن تکیه داشته باشند.
بیادعا، بینام، بیصدا.
اما اثرشان آرام، ماندگار و واقعی است.
در میان همهی این نمایشها،
همین آدمهای خاموشاند که وزن اصلی فرهنگ را به دوش میکشند؛
چراغهایی کوچک اما خاموشنشدنی
که نه برای دیدهشدن،
بلکه برای زندهماندن انسانیت میدرخشند.
✍️ فهیمه احمدی، روانشناس
@TreatmentOfGrief
🐾 آنها نمیتوانند فریاد بزنند… اما ما میتوانیم صدایشان باشیم.
هر روز سگها، گربهها و پرندگان بیگناه
به بهانه زیاد شدن، در سکوت کشته میشوند.
با یک اشتراک، با یک اقدام کوچک،
میتوانیم جلوی این بیعدالتی خاموش را بگیریم.
💛 با یک اشتراک
صدایشان باشیم.
@TreatmentOfGrief
“محبت واقعی تنها زمانی ممکن است که ما خود را از تمام قید و بندهای ذهنی و احساسات رها کرده باشیم، و از آن لحظه به بعد است که میتوانیم به دیگران به شکلی عمیق و خالص محبت بورزیم.”
📚قدرت حال”
✍🏻اکهارت تله
@TreatmentOfGrief
“سوگ، در حقیقت، یک فرآیند تطهیر است. همانطور که خاکستر از آتش باقی میماند، پس از سوگ نیز چیزی از درون ما باقی میماند که قویتر، روشنتر و آمادهی پذیرش تغییر است.”
✍🏻دبی فورد، Spiritual Divorce
@TreatmentOfGrief
باران که میبارد، زمین نه تنها نم میخورد، بلکه زخمهایش را التیام میبخشد، برگها در آغوش خیابان خواب میروند، و چراغها در انعکاس آن، به دلهای خسته امید میدهند.
@TreatmentOfGrief
🍀✍🏻دیدگاه J. P. Vaswani درباره سوگ و زندگی
1. رنج معلم بزرگی است
واسوانی میگوید: «اگر رنج به ما نمیرسید، بسیاری از بهترین درسهای زندگی را از دست میدادیم.» سوگ و اندوه فرصتی هستند برای رشد و یادگیری معنوی.
2. سوگ بخشی طبیعی از زندگی است
مرگ و فقدان پایان نیستند، بلکه بخشی از چرخه زندگیاند. پذیرش این واقعیت، آرامش در دل سوگ را آسانتر میکند.
3. شفقت و خدمت، درمان واقعی غم
به جای اینکه غم را تحمل کنیم یا فرار کنیم، میتوانیم با مهر، خدمت و عشق به دیگران، رنج خود را به تجربهای مثبت و سازنده تبدیل کنیم.
4. زندگی و مرگ دو روی یک سکهاند
مرگ، پایان نیست بلکه روی دیگر زندگی است. دیدن مرگ به این شکل، ترس و اندوه را کاهش میدهد و امکان پذیرش را فراهم میکند.
5. خودآگاهی و پذیرش، کلید آرامش
مواجهه آگاهانه با سوگ و درد، با ذهن و قلب باز و پذیرش واقعیت، ما را قویتر و مهربانتر میکند.
✨ پیام کلی: سوگ و رنج را به چشم دشمن نبینید؛ آنها معلمان زندگیاند که ما را به رشد، شفقت و معنای عمیقتر وجود هدایت میکنند
@TreatmentOfGrief
«غم همراه توست…
اما تویی که انتخاب میکنی چطور با آن راه بروی.
مارکوس میگوید درد بخشی از طبیعت انسان است؛
اما رنجِ اضافی را تو میتوانی سبکتر کنی…
با مهربانی با خودت، نه با جنگیدن با احساساتت.
@TreatmentOfGrief
☘️چگونه با سوگ و فقدان روبهرو شویم؟
نگاهی از دلِ «تأملات» مارکوس اورلیوس
۱) احساساتت طبیعیاند
اما فرمان زندگیات را به آنها نسپار.
غم، دلتنگی و اشک حق توست؛ فقط نگذار تراژدی ذهنیِ پایانناپذیر بسازند.
۲) فقدان بخشی از قانون طبیعت است
نه یک ظلم شخصی به تو.
هر آمدنی با رفتنی همراه است. این یک چرخه است، نه مجازات.
۳) هیچچیز نابود نمیشود
فقط شکلش عوض میشود.
آنکه از دست رفته، به نحوی دیگر در این جهان ادامه دارد.
۴) تو توانِ تحمل این درد را داری.
رنج بزرگ است، اما بزرگتر از ظرفیت انسان نیست. این جمله، ستونِ استقامت توست.
۵) به داشتههایت فکر کن
نه به اینکه چرا دیگر نداری.
بهجای تلخیِ «از دست دادن»، قدردانیِ «داشتن» را تمرین کن.
۶) سوگ جهانی است
تو تنها نیستی.
تمام انسانها این مسیر را میگذرانند؛ این همسرنوشتی، دل را آرامتر میکند.
۷) به اکنون برگرد.
رنج، اغلب در گذشته و آینده پررنگتر است.
لحظهٔ اکنون قابلتحملتر و امنتر است.
۸) با نیکی پاسخ بده.
ادامه دادنِ انسانیت، بهترین راه عبور از اندوه است.
سوگ را فعال کن: کاری کوچک، مهری کوچک، قدمی کوچک.
@TreatmentOfGrief
💪🏻☘️در عصر دروغ، راستماندن شجاعت است
در روزگاری زندگی میکنیم که اعتماد مثل برفِ آفتابخورده آرام آرام آب میشود.
جامعهای که در آن دروغ آسان شده، حقخوری عادی شده، و هر کس در پی آن است که دیگری را دور بزند پیش از آنکه خودش دور زده شود.
قدرشناسی و درک آن کم شده و بسیاری میخواهند با سهمیه و رانت به هر چیزی برسند، بیهیچ دغدغهای برای عدالت و اخلاق.
انگار یک خستگی جمعی بر دلها نشسته و همه آهی میکشند که:
«اینجا آدم درست ماندن سخت است…»
اما درست همینجاست که ارزش انسانِ درست، هزار برابر میشود.
مارکوس اورلیوس ،در میان فساد و چاپلوسی و خیانت،هر صبح به خودش یادآوری میکرد:
«امروز با انسانهایی روبهرو میشوم که خودخواهاند، بیوفایند، بیانصافاند…
اما هیچکدام نمیتواند مرا از طبیعتم _عدالت و خیرخواهی _دور کند.»
رواقیون میگفتند:
تو مسئول سقوط اخلاقی جهان نیستی؛
تو فقط مسئول نیت و رفتار خودت هستی.
اگر جهان تیره شد، تو تیره نشو.
اگر دیگران دروغ گفتند، تو حقیقت را رها نکن.
اگر دیگران راه میانبُر رفتند، تو مسیر درست را گم نکن.
شرافت شاید آسان نباشد—اما همیشه معنا دارد.
در جامعهای که سلامت اخلاقیاش زخمی شده،
انسانِ درست تبدیل میشود به چراغی کوچک؛
اما همین چراغ میتواند در دل تاریکی چشمها را روشن کند.
ما شاید نتوانیم همه چیز را یکباره تغییر دهیم،
اما میتوانیم «جزیرهای از اخلاق» باشیم.
میتوانیم همان نقطهی آرامی باشیم که دیگران وقتی به آن میرسند،
دوباره یادشان بیاید انسان بودن یعنی چه.
جهان با فریاد اصلاح نمیشود؛
گاهی فقط با یک انسان آرام،
یک انسان راستگو،
یک انسان مسئول،
یک انسان که حاضر نیست دروغ، بیانصافی و رانتخواری را در خودش تکرار کند.
شاید همین یک نفر—همان «تو»—
شروعِ بازگشتِ اخلاق باشد.
فهیمه احمدی،روانشناس
@TreatmentOfGrief
غم، بخشی از زندگی است. اما نگذار بر
تو حکمرانی کند.
✍🏻مارکوس اورلیوس
@TreatmentOfGrief
غم به ما یادآوری میکند که چیزی از دست دادهایم، و در این از دست دادن است که ارزش آن چیزی که داشتیم، عیان میشود.–
✍🏻رابرت فروست
@TreatmentOfGrief
هیچ چیز نمی تواند شادی ما را متوقف کنه.....
💃🏼💃🏼💃🏼
@TreatmentOfGrief
«رنج از چنگزدن به آنچه نمیپذیریم و نپذیرفتن آنچه هست، زاده میشود.»
✍🏻بودا
@TreatmentOfGrief
«گاهی شادیات منبع لبخند توست، گاهی لبخندت منبع شادیات.»
✍🏻تیک نات هان
@TreatmentOfGrief
سوگ: دردِ آگاهی در برابرِ نوای طبیعت
🖌️ سوگ برای انسان، تجربهای عمیقاً شخصی و دردناک است. فراتر از یک احساس، یک درد است؛ دردی که نه تنها در روان، بلکه گاه در جسم نیز حس میشود. سوگ، شکافی است که در تار و پودِ وجودِ ما ایجاد میشود، حفرهای که با خاطرات، عشق، و دلبستگیهای ما تعریف شده است. این درد، زادهی «آگاهی» ماست؛ آگاهی از فقدان، آگاهی از زمان، و آگاهی از یگانگیِ آنچه از دست رفته است.
🖌️ در مقابل سوگ، انسان گاهی به «عجز» میرسد. این عجز، نه فقط به معنای ناتوانی در بازگرداندنِ از دست رفته، بلکه به معنای ناتوانی در درکِ منطقِ این فقدان است. ما در برابرِ قطعیتِ مرگ و پایان، احساسِ کوچکی و استیصال میکنیم. این درد، بهایِ عشق ورزیدن، بهایِ حافظه داشتن، و بهایِ «خود» بودنِ ماست.
🖌️ اما طبیعت، راویِ داستانی دیگر است. در طبیعت نیز «سوگ» به معنایِ پایان و از دست دادن، مدام در جریان است. برگها در پاییز میریزند، گلها پژمرده میشوند، و چرخهی حیات و مرگ بیوقفه ادامه دارد. اما این «سوگِ طبیعت»، آن دردی را که برای انسان وجود دارد، با خود به همراه ندارد.
🖌️ وقتی برگی زرد میشود و فرو میافتد، درخت در «عجز» فرو نمیرود. وقتی رودخانهای خشک میشود، زمین «درد» نمیکشد، بلکه خود را برای چرخهی بعدی آماده میکند. برای طبیعت، پایان، یک فاجعه نیست؛ بلکه یک حالت عادی و طبیعی است. مرگ در طبیعت، به معنایِ توقف نیست، بلکه به معنایِ دگردیسی، تغییر شکل، و تبدیل شدن به حیاتی دیگر است.
🖌️ تفاوت در اینجاست: طبیعت، «آگاهیِ» انسانمحور از فقدان را ندارد. طبیعت در یک پذیرشِ مطلق زندگی میکند. پایانِ یک چیز، صرفاً آغازِ چیزی دیگر است. آن برگی که میافتد، به خاک تبدیل میشود تا درختی دیگر را تغذیه کند. در این چرخه، درد به معنایِ انسانیِ آن، جایی ندارد؛ تنها «فرآیند» وجود دارد.
انسان در میانهی این دو نگاه ایستاده است. ما با آگاهیِ دردناکِ خود، در برابرِ فقدان میایستیم و رنج میبریم، زیرا ما عمیقاً عشق میورزیم و به یاد میآوریم. در همان حال، ما بخشی از طبیعت هستیم و قانونِ چرخهها بر ما نیز حاکم است.
🖌️ شاید بزرگترین چالشِ انسان، آموختنِ درسی از طبیعت باشد: پذیرشِ این واقعیت که پایان، بخشی جداییناپذیر از زندگی است. نه به معنایِ درد نکشیدن، چرا که دردِ ما نشانهی انسانیتِ ماست، بلکه به معنایِ درکِ این که پس از هر پایان، شکلی از «ادامه» در انتظار است، حتی اگر آگاهیِ محدودِ ما، اکنون در عجزِ ناشی از درد، توانِ دیدنِ آن را نداشته باشد.
✍️ یوسف جمالی
روانشناسی ذهنآگاه
@MindfulPsycho
@TreatmentOfGrief
☘️آرامشِ آدمی که رنج را شناخته است
اگر روزی کسی را دیدی که از کوچکترین چیزها لذت میبرد؛
از رنگ آسمان، از لبخند رهگذری، از بوی نان تازه…
کسی که محو طبیعت میشود، کمتر سخت میگیرد،
میبخشد، میخندد و میخنداند،
و در سکوتِ خود با آرامشی عمیق زندگی میکند —
بدان او نه سادهدل است، نه بیدغدغه.
او طوفانهای بسیاری را از سر گذرانده،
بارها شکسته و دوباره از دل خاکستر خود برخاسته است.
او طعمِ نبودن، فقدان و رنج را چشیده،
و حالا میداند که زندگی، همین لحظههای کوچک و زودگذر است.
چنین آدمی، نه به دنبال خوشبختی در دوردستهاست،
و نه منتظر معجزهای بیرونی؛
او یاد گرفته است که در همین دم،
در همین تنفس آرام،
زندگی را در آغوش بگیرد.
🫂🌱
@TreatmentOfGrief
آرامش در میان درد
آرامش همیشه به معنای نبودِ غم نیست.
گاهی در میانِ اشکها، در قلبی شکسته،
نوعی سکوتِ درونی پیدا میشود
که از جنسِ پذیرش است، نه فرار.
آرامشِ واقعی، آنجاست که رنج را میبینی
و با آن دستبهدست، در مسیرِ زندگی پیش میروی.
@TreatmentOfGrief
“هر پایانی، در واقع دعوتی است برای تولدی دوباره در سطحی بالاتر از آگاهی. اگر به جای مقاومت، به درد خود اجازه دهیم ما را دگرگون کند، از دل تاریکی، نوری تازه متولد میشود.
✍🏻دبی فورد
@TreatmentOfGrief
وقتی اعتماد از قلب گربه شروع می شود.♥️
@TreatmentOfGrief