zane_ruz_channel | Unsorted

Telegram-канал zane_ruz_channel - جامعه‌شناسی زن روز

5224

کاوش های جامعه شناسی، روان شناسی و دین پژوهی زنان ⬅️ تماس : 📩 @spfz6949

Subscribe to a channel

جامعه‌شناسی زن روز

💾 ایران من



🎤با‌صدای: #ایراندخت



#صدای_زن
#آهنگ_شب
#موسیقی_زنان


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

✉️#گزیده



✒️اگر پسر باشی باید یه جور دیگه از ستم‌ها و بردگی‌ها رو تحمل کنی! خیال نکن زندگی واسه‌ی مردا خیلی آسونه!

اگه قوی باشی، یه سری مسئولیت سنگین رو سرت آوار میشه! چون ریش داری اگه نوازش بخوای یا گریه کنی، همه بهت می‌خندن!



📚letter to a child never born
👤Oriana Fallaci

📚نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
👤#اوریانا_فالاچی



🗂 منبع گزیده‌های فمینیستی:



🔮 lnstagram.com/excerpt_from_feminism



❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

💾 ملوک ضرابی و گوگوش در رادیو ملی ایران


#صدای_زن
#آهنگ_شب
#موسیقی_زنان


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ مالیات ناخواسته
⬅️آزار جنسی در محیط کار چه اثری بر بهره‌وری نیروی کار دارد؟

🖍سپیده کاوه / تحلیل‌گر اقتصاد


در اقتصاد، معمولاً درباره عرضه نیروی کار، سرمایه انسانی و انگیزه مشارکت صحبت می‌شود. اما یکی از متغیرهایی که کمتر در تحلیل‌های رسمی دیده شده، «امنیت روانی و شغلی» است؛ متغیری که برای زنان در بازار کار نقش تعیین‌کننده دارد.

آزار جنسی در محیط کار، فراتر از آسیب شخصی، نوعی «شوک منفی» به ساختار نیروی کار زنان ایجاد می‌کند.

وقتی زن به‌جای ارزیابی فرصت‌های شغلی براساس دستمزد و مسیر رشد، ناچار باشد سطح ریسک رفتاری و فرهنگی محیط کار را بسنجد، عملاً یک نوع مالیات ناخواسته روانی و اجتماعی بر او تحمیل می‌شود؛ مالیاتی که هیچ‌وقت در حساب‌های رسمی ثبت نمی‌شود، اما اثر اقتصادی آن آشکار است.

زنان در چنین فضای مبهم و غیرایمنی، اغلب مسیرهای متفاوتی از جمله ورود با تردید و تاخیر به بازار کار، انتخاب فرصت‌های کم‌برخورد و کم‌اصطکاک، حتی اگر کم‌درآمد باشد، توقف رشد شغلی به‌محض احساس ناامنی یا خروج تدریجی از مشاغل رسمی و گرایش به کار خانگی یا خوداشتغالی را تجربه می‌کنند.

در ایران، این پدیده را می‌توان در نرخ مشارکت بسیار پایین زنان مشاهده کرد. مشارکت پایین فقط نتیجه باورهای سنتی یا محدودیت‌های خانوادگی نیست؛ قسمت مهم آن ناشی از برداشت زنان از ناامنی در محیط‌های کاری، و بیشتر در بخش خصوصی است. نتیجه آن، ایجاد یک حلقه معیوب است: کاهش حضور زنان به کاهش الگوهای زنانه موفق منجر می‌شود. همچنین افزایش فرهنگ مردسالارانه در محیط کار باعث تشدید ناامنی روانی شده و در نتیجه کاهش حضور زنان را به دنبال دارد.

اینجا، آزار جنسی فقط بی‌اخلاقی نیست. عامل کاهش بهره‌وری و هدررفت سرمایه انسانی است.


اقتصاددانان این مسئله را «شکست بازار ناشی از عدم تقارن قدرت و اطلاعات» می‌دانند. قربانی هزینه را می‌پردازد، عامل آزار و سازمان معمولاً بدون هزینه عبور می‌کنند. این ساختار، انگیزه اصلاح را از بین می‌برد و به تعادل ناسالم منتهی می‌شود.

✒️حذف زنان از بازار کار معمولاً با استعفای ناگهانی یا اعلام رسمی همراه نیست؛ بیشتر شبیه به فرسایش تدریجی است.

در محیط‌هایی که آزار یا رفتارهای تحقیرآمیز نادیده گرفته می‌شود، زنان به مرور دچار احساس «تنها بودن در میدان» می‌شوند. ابتدا تصور می‌کنند می‌توانند نادیده بگیرند، تحمل کنند یا قوی‌تر باشند. اما وقتی مشاهده می‌کنند سازوکار مشخصی برای بیان اعتراض وجود ندارد، یا بدتر از آن، وقتی می‌بینند اعتراض ممکن است به‌عنوان ضعف یا کم‌ظرفیتی تعبیر شود، کم‌کم نگاهشان به آینده شغلی مبهم می‌شود.

✒️در چنین محیطی جمله‌ای که بارها از زنان شنیده‌ام این بوده: «ارزش ندارد برای محیطی که حرمتت را نمی‌بیند بجنگی.» این جمله ساده، در واقع خلاصه‌ای از تجربه پیچیده‌ای است که ابتدا بر ذهن و بعد بر مسیر شغلی اثر می‌گذارد. زنانی که روزی با انرژی و انگیزه وارد بازار کار شده‌اند، به‌تدریج ترجیح می‌دهند به جای رقابت در محیطی که امنیت و احترامشان تضمین نشده، مسیرهای کم‌ریسک‌تر را انتخاب کنند؛ مسیری که شاید از نظر مالی کم‌بازده‌تر باشد اما آرامش بیشتری دارد.

در ایران، نمونه‌های فراوانی از این فرآیند وجود دارد. بسیاری از زنان به کارهای خانگی یا خوداشتغالی روی می‌آورند. راه‌اندازی فروشگاه خانگی، تدریس خصوصی، فعالیت‌های فریلنسری یا مشاغل آنلاین. برخی نیز به حوزه‌های زنانه‌تر مثل آموزش، مراقبت و خدمات فرهنگی سوق پیدا می‌کنند؛ نه لزوماً از روی علاقه، بلکه به دلیل احساس امنیت نسبی. نتیجه چیست؟

شکل‌گیری نوعی «جدایی خاموش جنسیتی» در بازار کار که نه در آمار رسمی دیده می‌شود و نه معمولاً درباره‌اش صحبت می‌شود، اما واقعیت دارد و اثر آن در بهره‌وری کل اقتصاد قابل مشاهده است.


این حذف تدریجی تنها محدود به رده‌های پایین نیست. هرچه زنان به سطوح بالاتر سازمانی نزدیک‌تر می‌شوند، حساسیت‌ها، نگاه‌ها و فشارها بیشتر می‌شود. در بعضی محیط‌ها حضور یک زن در سطح مدیریت هنوز برای برخی تحمل‌ناپذیر است. بنابراین گاهی زنان بسیار توانمند، فقط برای حفظ آرامش روانی و کرامت انسانی، از مسیر رهبری کنار می‌روند.

خروج نخبگان زن از مسیر مدیریت، یکی از بزرگ‌ترین خسارت‌های پنهان اقتصاد ماست؛ خسارتی که هیچ عددی آن را دقیق نشان نمی‌دهد، اما اثر آن را می‌توان در کمبود نگاه‌های متنوع در تصمیم‌گیری ملی دید.

#آزار_جنسی
#اشتغال_زنان
#خشونت_در_محل_کار

ادامه مطلب


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ زن، فرودستی و آرشیو ناموجود
بازخوانی بدن‌های کولی در شکل‌دهی به تاریخ نانوشته‌ تئاتر ایران


🖍هتاو خویش‌کار

روایت تاریخ هنر در ایران، همچون بسیاری از جغرافیاهای دیگر، بر بستری از حذف و سکوت شکل‌گرفته است؛ سکوتی که بیش از همه بر تن و صدای زنان و فرودستان سنگینی کرده،  روایت رسمی تاریخ مکتوب حضور اجراگران زن در نمایش ایران را به‌گونه‌ای روشمند، تجربه‌ی زنانی را که پیش از مشروعیت فرهنگی صحنه قدم بر آن گذاشته بودند، به بیرون از تاریخ رانده است.

نقشی که نه‌تنها به چالش کشیدن سنت مردانه‌ی «زن‌پوشی» در اجرای نمایشی بود، بلکه مرزهای نظم جنسی و اخلاقی جامعه را نیز جابه‌جا می‌کرد.


اسپیواک به ما هشدار می‌دهد که فرودست پیش از آنکه مجال سخن گفتن بیابد، در شبکه‌ای از گفتمان‌های قدرت از پیش ترجمه، تفسیر، حذف یا خاموش می‌شود. زنان کولی که نه در ساختارهای نوشتاری رسمی حضور داشتند، نه سواد مکتوب در اختیارشان بود، و نه به لحاظ طبقاتی واجد منزلت شنیده شدن محسوب می‌شدند، در مواجهه با تاریخ رسمی دقیقاً در جایگاه همان «سوژه‌ی ناممکنِ سخن گفتن» قرار می‌گیرند.

در این میان، مسئله‌ی بازپس‌خوانی تاریخیِ روایات مطرح می‌شود؛ یعنی بازگرداندن توجه به آنچه در لابه‌لای اسناد رسمی گم‌شده است: تجربه‌ی زیسته‌ی بدن‌هایی که به‌عنوان «ناشایستِ ثبت‌شده» کنار گذاشته‌شده‌اند.

🌸نمونه‌هایی بسیاری در تاریخ ادبیات و هنر جهان وجود دارد که نشان می‌دهد چگونه تاریخ، تنها زمانی به نقش زنان مشروعیت بخشیده ست که از صافی اقتدار مردانه عبور کرده باشند.

دسته ای از کولی‌ها که به سمت شهر سنندج و کرمانشاه رفتند تا میانه‌ی عهد قاجار آن جا ساکن بودند و با فرهنگ کردستان ادغام شدند؛ سوزمانی‌ها نام داشتند. رقص و موسیقی، شیوه‌ای از زیست، مقاومت، معاش و دیالکتیک آن ها بوده است. ادغام‌شان با جامعه‌ی کردستان، که تاریخی پیچیده از حاشیه‌نشینی و در عین حال تنیدگی با کنش پرفورماتیو یعنی مفصل‌بندی فضا به مثابه صحنه ظهور و نسبت‌یابی بدن‌ها با هم دارد، باعث شد شکل‌هایی از خنیاگری و نمایش‌گری پدید آید؛ اجراهایی که بدن زن در آن حامل روایت و کنش بود.

درک این اجراها بدون توجه به شیوه‌ی زندگی آنان ناممکن است: کوچ‌نشینی یا نیمه‌کوچ‌نشینی، عدم و الگوهای متفاوتی از اخلاق جنسی که با معیارهای رسمی جامعه‌ی شهری ایران همخوان نبود و همین ویژگی‌ها باعث شد که بدن زنان کولی، نشانی از رهایی از قواعد محدودکننده‌ی زنانگی غالب باشد؛ اما همین بدن رها نیز بهانه‌ای برای حاشیه‌نشینی بیشتر آنان شود. تاریخ رسمی همواره تمایلی به ثبت تجربه‌هایی نداشته که نظم اخلاقی میان‌طبقه‌ای را برهم می‌زند.

با این‌همه، تأثیر این زنان در شکستن سنت زن‌پوشی در تئاتر مردسالارِ آن دوران انکارناپذیر است. حضور آنان، چه در مراسم شهری و آیین‌های مردمی، چه در کاروان‌ها و جشن‌ها، نخستین فرم‌های ظهور بدن زن بازیگر در فضای نیمه‌عمومی را شکل داد. این اجراها اگرچه «تئاتر رسمی» نامیده نمی‌شد، اما دقیقاً همان بستری بود که بعدها امکان ظهور بازیگران زن مشروطه‌دوران را فراهم آورد.

✒️زنان شهرنشینی که با حمایت روشنفکران یا در سایه‌ی مدارس جدید به صحنه آمدند، بدون این میراث نامرئی و بدون این عادی‌شدن تدریجی حضور بدن زن در اجرای نمایشی، شاید هرگز نمی‌توانستند نخستین گام‌ها را بردارند.

بازخوانی تاریخی این روایت‌ها نه صرفاً احیای یک گذشته‌ی ازدست‌رفته، بلکه شکستن انحصار روایت است. وقتی تاریخ هنر تنها به روایت‌های رسمی، آرشیوپذیر، مکتوب و مشروعیت‌یافته استناد می‌کند، در واقع به بازتولید همان ساختارهایی کمک می‌کند که اسپیواک آنها را «سکوت تحمیلی» می‌نامد. بنابراین، سخن‌گفتن از زنان کولی نه تلاشی رمانتیک برای بازسازی تصویری بومی–اگزوتیک، بلکه مداخله‌ای انتقادی است برای برهم‌زدن شکل استقرار حافظه‌ی فرهنگی.

🌸در این بازخوانی، ناچاریم بر شکاف‌ها و گسست‌ها تکیه کنیم؛ بر روایت شفاهی، بر نشانه‌های پراکنده، بر به‌جا‌نمانده‌های تصویری، و بر فهم جامعه‌شناختی از نقش زنان در هنر.

🌸بازخوانی حضور زنان کولی، پیوندی می‌سازد میان جنسیت، فرودستی طبقاتی، حاشیه‌نشینی فرهنگی و شکل‌های بدیل زیست هنری؛ پیوندی که اگر بازسازی نشود، تاریخ هنر ایران همچنان ناقص، تک‌ صدایی و مبتنی بر سلسله‌مراتب خواهد ماند.

▫️کانون زنان ایران

#بدن_زن
#زنان_هنر
#تاریخ_زنان

ادامه‌ مطلب


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ مدرسه فمینیستی زن روز برگزار می‌کند:

💳 آشنایی با تاریخچه فمینیسم و شاخه‌های مختلف فمینیستی


📝ارائه‌دهنده: پرستو فرخی


🔰هدف دوره: نگاهی تحلیلی بر مسیر حرکت فمینیسم از آغاز تا اکنون


🔖عناوین مورد بحث:

جلسه اول: چالش‌های اولیه فمینیستی پیش از آغاز فمینیسم/درآمدی بر تاریخ فمینیسم و امواج فمینیستی
جلسه دوم: فمینیسم لیبرال
جلسه سوم: فمینیسم رادیکال
جلسه چهارم: فمینیسم مارکسیستی
جلسه پنجم: فمینیسم سوسیالیستی
جلسه ششم: فمینیسم روانکاوانه
جلسه هفتم: فمینیسم اگزیستانسیالیستی
جلسه هشتم: فمینیسم پست‌مدرن


🏷تعداد جلسات: ۸
📅آغاز دوره ۷ بهمن‌ماه
✏️سه‌شنبه‌ها ساعت ۱۸ به وقت ایران
💻برگزاری جلسات در اسکای روم


📞 برای ثبت‌نام در تلگرام به آیدی زیر پیام دهید:


👍 @Zaneruz_admin

❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

✉️#گزیده


✍ من بدبختیِ زنان و مردانمان را در فرهنگ غیرتی می‌بینم. در طول سده‌‌ها و هزاره‌ها، زنان ما از کوشش برای تغییر سرنوشت خودشان منع شده‌اند، همچنان‌که مردان؛ و همه‌ی ما به این نتیجه رسیده‌ایم که باید کسی از گذشته‌ی دور و در قالب مقامی از بالا برایِ همه‌ی ما تصمیم بگیرد؛ به ما گفته شده که لازم نیست بیندیشیم و همه چیز از پیش برایِ ما فکر شده است. این نتیجه گیری، حقِ هر فکری به جز تأیید را از زنان و نیز مردان گرفته است.

نتیجه‌ی بی‌عقل خواندنِ زنان این شده که مرد/شوهر به جایِ زن فکر می‌کند، یا حتّی به جای خودِ او هم قبلا فکر شده است.


من با این فرهنگِ غیرتی که ما را از اندیشیدن به سرنوشتمان منع می‌کند و سوقمان می‌دهد به ابزارِ بی‌اراده‌ی اجرای اندیشه‌ای دیگر بودن، نمی‌توانم کنار بیایم.

همین الان در گوشه و کنارِ این کشور، هستند کسانی که دخترانِ توی گهواره را به نامِ کسی می‌کنند یا نذرِ کسی؛ بی‌آنکه فکر کنند عواطفِ او و راهِ زندگی آینده‌اش متعلّق به خودش است نه آن‌ها؛ و حق ندارند اندیشه و احساس و آینده‌ی او را محدود یا مالِ خود کنند.

🔴همین روزها، در میانِ برخی قبایل جنوبِ ایران، فرهنگِ غیرتی، که سرشار از توهّم درباره‌ی محسّناتِ خودش است، دختران را سر می‌بُرَد که چرا عواطفشان در مسیری که سنّتِ مردانه‌ی هزاران سالِ پیش تصمیم گرفته، نیست و چرا دختر برای دل به کسی بستن از پسرعمویش اجازه نگرفته تا پسر عمو فرصتی برای خودباوری پیدا کند و اجازه ندهد.

برایِ این سر بُریدنِ ماقبلِ تاریخی، به رییسی که جایِ همه فکر می‌کند، پول می‌دهند و دستش را می‌بوسند و اجازه می‌گیرند و او هم با آن پول خودش را چاق می‌کند و دیگران هم بعدا با پولِ خون تجارت می‌کنند؛

و البته همه‌ی آنها که چهارچشمی مراقب اوضاع‌اند و به خاطرِ یک تارِ مو، یقه‌ی ما را در خیابان می‌گیرند، جلوی آن‌ها را نمی‌گیرند.


✒️در خانه‌ی من همسری وجود دارد که به اندازه‌ی من حق دارد و من دخترانی دارم که به اندازه‌ی من حق دارند.

هیچکس نمی‌تواند آن‌ها را از تصمیم‌گیری درباره‌ی سرنوشتشان منع کند و من هم هرگز به خودم چنین اجازه‌ای نمی‌دهم...


👤#بهرام_بیضایی


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ کنشگری دختران دانشجو در دهه‌های هشتاد و نود شمسی

🖍خدیجه کشاورز، مینا عزیزی، شقایق یوسفی‌مقدم

این پژوهش تلاش کرده است تا نشان دهد که چگونه فضای دانشگاه و نهادهای دانشجویی مناسبات جنسیتی حاکم بر جامعه را نه تنها بازتاب می‌دهند، بلکه به شیوه‌ای ظریف و ساختاری آنها بازتولید می‌کنند.

🌸تحلیل تجربیات دو دهۀ مورد مطالعه، تحولاتی را در جایگاه دختران نشان می‌دهد. در دهۀ هشتاد فضای غالب بسیاری از انجمن‌ها و شوراها به وضوح «مردانه» بود و دختران عمدتاً به کمیته‌های فرهنگی، امور تدارکاتی یا فعالیت‌های جانبی محدود می‌شدند و دسترسی آنان به موقعیت‌های کلیدی تصمیم‌گیری (نظیر دبیر کلی یا بالا رفتن از سلسله مراتب تشکلی) عمدتاً بسیار محدود بود. در دهۀ نود، تعداد دختران فعال افزایش یافت و تعداد دخترانی که به جایگاه‌های دبیری تشکل‌ها دست پیدا کردند افزایش یافت.

با این حال، مصاحبه‌ها نشان می‌دهد که این تغییرات کمّی به معنای از بین رفتن کامل شرایط و ساختارهای نابرابر نبوده است.


«ساختارهای مردانۀ پنهان»، «لابی‌های غیررسمی پسران با استادان» و «وجود استانداردهای دوگانه در سنجش عملکردها»، همچنان به عنوان یک سقف شیشه‌ای عمل کرده و مسیر مشارکت مؤثر دختران در عرصه‌های کلیدی را دشوار می‌ساخت.

عضویت در تشکل‌ها برای دختران در عین دستارودهای درونی، با نابرابری سرمایۀ اجتماعی همراه بوده است.

شکاف فاحش در بهره‌مندی از مزایای عضویت در تشکل‌ها یا آنچه برخی «رانت تشکلی» می‌نامیدند، موجب شده تا عضویت در انجمن یا بسیج برای بسیاری از پسران، تسهیل‌کنندۀ ورود به عرصه‌های شغلی، خانوادگی و سیاسی پرمنفعت‌تری شود و سرمایۀ اجتماعی آنان را به سرمایۀ حرفه‌ای تبدیل کند. این در حالی است که دختران عموماً از این منافع ساختاری محروم می‌ماندند و از سوی دیگر، به واسطۀ کلیشه‌های جنسیتی، هزینۀ فعالیت‌های خود (مانند برچسب خوردن یا فشارهای اجتماعی) را به شکلی نامتوازن پرداخت می‌کردند.

🌸لابی‌های مردانه برسازنده موقعیت متفاوت

ارتباط نزدیک با اساتیدی که اکثریت آنها را مردان تشکیل میدهند دانشجویان پسر را برای طی کردن مسیرهای آینده علمی و شغلی مجهزتر از دختران می کند؛ در حالی که همیشه از این نظر برای دختران موانع فرهنگی بسیار زیادی وجود دارد.

«اکثریت اساتید مرد هستند و برای هر مورد کوچکی از مسائل کلاسی تا پروژه مشترک گرفتن با استاد و مسائل تشکلی که مرتبط با اساتید می‌شود پسرها جلو می‌افتادند و با اساتید ارتباط می گرفتند، با آنها رفاقت می‌کردند و عملاً میدانی برای دخترها نمی‌ماند.»

تشکل‌ها و انجمن‌های دانشجویی، نه تنها همانند نهاد دانشگاه و برخی سازمانهای آن، فارغ از تأثیر جنسیت نیستند، بلکه اساساً هم بازتاب‌دهنده مناسبات جنسیتی در جامعه و نهاد دانشگاه هستند و هم آنها را بازتولید می‌کنند.

✒️لیندا ساکس، استاد دانشگاه کالیفرنیا در کتابش، شکاف جنسیتی در دانشگاه، به این مسئله اشاره می‌کند که ارتباط با استادان تأثیر بسیار زیادی بر نگرش زنان نسبت به خودشان دارد. اگر زنان احساس کنند که دانشگاه و جمع اساتیدشان آنها را جدی نمی‌گیرند، این احساس قطعاً اعتماد به نفسشان را خدشه‌دار و تضعیف می‌کند (ساکس، ۲۰۰۸)

#زنان_دانشجو
#زنان_دانشگاه

ادامه مطلب


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ تظاهرات مورد اشاره ترانه علیدوستی؛ نتیجه اعتراض خیابانی زنان ایران در اسفند ۵۷ چه بود؟

ترانه علیدوستی در این مستند که از بی‌بی‌سی فارسی پخش شد بدون حجاب اجباری مقابل دوربین رفته و تاکید کرده است که دیگر حاضر نیست نقش زن ایرانی را با حجاب اجباری بازی کند. او در بخشی از گفتگویش با پگاه آهنگرانی به مسیری که جامعه ایران از زمان انقلاب ۵۷ تا مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد طی کرده است اشاره می‌کند.

ترانه علیدوستی می‌گوید: «زنان ایران زیر بار سرکوب یک حکومت ۴۶-۴۷ ساله برای آزادی‌های فردی خود نرفتند. یعنی مادرها و مادربزرگ‌های ما اول زیر بار نرفتند و بعد ما بزرگ شدیم و ادامه دادیم. نشد زن‌های ایرانی را آن شکلی کرد که باید [می‌شد] و حکومت دلش می‌خواست.»

اولین زد و خوردهای مرتبط با حجاب زنان پس از این اظهارات در تهران روی داد به طوری که در برخی نقاط معترضان به بی‌حجابی زنان تیر هوایی شلیک کردند. تنش‌هایی که باعث شد در روز ۱۷ اسفند (مصادف با روز جهانی زن) در حالی که هنوز حتی همه‌پرسی تعیین نوع حکومت آینده برگزار نشده بود گروهی از زنان در تهران در دفاع از حق پوشش خود تظاهرات کنند.

در حالی که نزدیک به ۴۷ سال از آن روزها می‌گذرد ترانه علیدوستی در مستند ترانه با اشاره به تظاهرات زنان در اسفند ۵۷ می‌گوید:

«اولین تظاهرات زنان بر ضد اجبار در حجاب اتفاق افتاد. عکس‌هایش را نگاه کنید، [سعی کنید] یک مرد پیدا کنید.»


✒️ترانه علیدوستی سپس می‌گوید: «مردم مگر پیروز نشده بودند؟ همه خوشحال مگر نبودند؟ همه مگر دستاوردی نداشتند با هم زن و مرد؟ خوب شما با خودتان نگفتید نصف [جمعیت] آمده بیرون و دارد داد و بیداد می‌کند؟ وایسادید نگاه کردید؟»

در گزارش روزنامه کیهان از آن تظاهرات آمده است: «تظاهرکنندگان علیه کسانی که به زنان بی‌حجاب حمله کرده بودند شعار می‌دادند.

آن‌ها در زیر بارش بی‌وقفه‌ی برف که از نخستین ساعات بامداد آغاز شده بود فریاد می‌زدند: «حجاب ما صداقت و پاکی»، «زن آزاده حجاب فطری دارد»، «می‌جنگیم علیه حجاب اجباری». گروهی از مردان نیز به طرفداری از آن‌ها شعار سر می‌دادند. بخشی از آنان به درون دانشگاه و به جمعیت شرکت‌کننده در مراسم روز زن پیوستند و شماری نیز در بیرون تجمع را ادامه دادند.» هر چند در این گزارش آمده است که تعدادی از مردان نیز در حمایت از زن‌ها شعار دادند؛

🌸اما این امر واقعیت دارد که شمار مردان حاضر در عکس‌ها و تصاویر تظاهرات زنان اندک است.

در گزارش‌های منتشرشده از تظاهرات ۱۷ اسفند ۵۷ تعداد شرکت‌کنندگان ۱۵ تا ۵۰ هزار نفر ذکر شده است.

🔴در بخشی از گزارش کیهان از تظاهرات زنان آمده است: «زنانی که در این روز در خیابان‌های شهر به دانشگاه تهران رسیده بودند، به خبرنگار کیهان گفتند که در خیابان‌ها برخی مردان به ما می‌گویند: «یا روسری یا توسری»

این توهین بزرگی است به نیمی از اجتماع که در انقلاب اخیر در کنار مردان شرکت داشتند و شهید دادند.»

از سوی دیگر شمار زیادی از کارمندان زن نیز در اعتراض به حجاب اجباری دست از کار کشیدند. بیمارستان‌ها، مخابرات، هواپیمایی ایران و چند وزارتخانه از جمله وزارت خارجه از جمله بخش‌هایی بودند که شاهد اعتراض زنان کارمند و کارگر به تصمیم حجاب اجباری بودند.

این در حالی است که زنانی که در این روز طبق عادت بدون روسری به سر کار رفته بودند، اجازه ورود به محل کار نیافتند.



#تاریخ_زنان
#حجاب_اجباری

ادامه مطلب


✂️✂️ کانال توییتر زن روز را به دوستان خود و علاقمندان این حوزه معرفی کنید.✂️✂️


✈️@Zane_Ruz_Twitter

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ تعارض فقه، قانون و عرف در ازدواج
🖍فاطمه موسوی ویایه


در گفتمان عمومی، گاه ادعا می‌شود که بسیاری از زنان مواهب نقش‌های سنتی و مدرن را همزمان می‌خواهند: از یک طرف تأمین معاش و رفاه را وظیفه مرد می‌دانند و از سوی دیگر به یک یا دو فرزند اکتفا می‌کنند و خواهان مشارکت مردان در کارِ خانه و فرزندپروری هستند. از یک‌سو خواهان رابطه‌ای مدرن مبتنی بر عشق، وفاداری و احترام به حق انتخاب و آزادی زن هستند و از طرف دیگر مطالبات حقوقی سنتی مانند مهریه و نفقه را نیز مطالبه می‌کنند.

این نقد، در ظاهر متوجه تناقض در خواسته‌های زنان است، اما با نگاهی دقیق‌تر به نظام حقوقی و عرفی ایران روشن می‌شود که زنان چیزی را طلب می‌کنند که مردان مدتهاست از آن برخوردارند؛

یعنی استفاده گزینشی از شرع، قانون و عرف.


در ایران، تنظیم روابط خانوادگی بر سه منبع اصلی استوار است: شرع (فقه شیعه)، قانون مدنی و عرف اجتماعی. در فقه و به تبع آن در قانون مدنی، زن اصولاً تکلیفی جز تمکین و برآوردن نیاز جنسی مرد ندارد. انجام امور خانه جزو وظایف شرعی یا قانونی زن محسوب نمی‌شود و در صورت انجام این امور به فرمان مرد، زن مستحق اجرت‌المثل ایام زوجیت است (ماده ٣٣۶)؛ هرچند مقدار این اجرت‌المثل در رویه قضایی بسیار ناچیز است و با حجم واقعی کار خانگی تناسب ندارد.

با وجود این، عرف اجتماعی همچنان از زن انتظار «کدبانویی کامل» دارد؛ زنی که حتی در صورت اشتغال تمام‌وقت، مسئول اصلی پخت‌وپز، نظافت، مراقبت از فرزندان و مدیریت خانه است. این در حالی است که مردان غالباً از پذیرش پیامدهای مالی این کار، یعنی پرداخت دستمزد برای کار خانگی، خودداری می‌کنند.

به بیان دیگر، در این حوزه، شرع و قانون نادیده گرفته می‌شود و عرف مردسالارانه ملاک عمل قرار می‌گیرد.


جهیزیه نیز برعهده زن نیست، مطابق ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی، تأمین نفقه زن در عقد دائم بر عهده شوهر است و طبق ماده ۱۱۰۷، تهیه مسکن و اثاث منزل جزو نفقه است. قانون مدنی هیچ الزامی برای آوردن جهیزیه از سوی زن پیش‌بینی نکرده و اموالی که زن به خانه شوهر می‌آورد، همچنان متعلق به خود اوست. با این حال، عرف اجتماعی، مسئولیت تهیه جهیزیه‌های سنگین و پرهزینه را بر دوش خانواده زن گذاشته و در صورت عدم تأمین آن، زن و خانواده‌اش با سرزنش و فشار اجتماعی مواجه می‌شوند. بگذریم از اینکه جهیزیه عمدتا کالاهای مصرفی هستند و بعد از چند سال استفاده در مقام کالای دست دوم ارزش اندکی خواهند داشت و مالکیت زن بر آنان هم کم‌ارزش می‌شود.

در مورد سیسمونی و هزینه‌های فرزند وضعیت مشابهی وجود دارد. مطابق ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی، نفقه فرزند بر عهده پدر و در صورت فقدان یا ناتوانی او، بر عهده جد پدری است. بنابراین از منظر قانونی، مادر هیچ تکلیفی برای تأمین هزینه‌های فرزند، از جمله سیسمونی، ندارد. با این حال، عرف اجتماعی این هزینه را به خانواده زن تحمیل می‌کند. در مراقبت فرزند نیز بنا بر فقه، زن هیچ حق و به تبع آن هیچ مسئولیتی ندارد، فرزند از آن پدر و تحت ولایت و تکفل اوست ولی قانون از مادر انتظار دارد در مراقبت از فرزند نقش داشته باشد (ماده ۱۱۶۸) و حضانت فرزند تا ۷ سالگی را به مادر سپرده. عرف نیز مادر را مسئول اصلی مراقبت و تربیت فرزند می‌داند و او را بابت مادر خوب نبودن سرزنش می‌کند.

🔴در کل، در مواردی که قانون یا شرع به نفع مردان است مانند نابرابری در ارث یا دیه، عرف و سنت با جدیت اجرا می‌شوند و حتی از آن فراتر می‌رود و کمتر شاهد اعتراض مردان به این نابرابری‌ها هستیم.

در مقابل، در اندک مواردی که قانون به نفع زنان است، مانند نداشتن تکلیف کارخانگی یا تهیه جهیزیه، عرف بر قانون غلبه می‌کند.

مهریه به شکل اعتبار روی کاغذ با تاریخ وصول نامشخص باقی می‌ماند (فقط هنگام طرح بحث طلاق یا تقسیم ارث به میان می‌آید) در حالی‌که انجام کار خانگی و مراقبت از فرزندان کار هر روزه است. زنان در ازدواج وظایف حداکثری و حقوق حداقلی دارند.

🌸تا زمانی که قانون تغییر نکند و حقوق برابر همسران تعریف نشود، تعارض میان شرع و عرف همچنان به زیان زنان و به سود بازتولید نابرابری جنسیتی عمل خواهد کرد.



▫️womensocialproblemsofIran
✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

🗓۸ دی زادروز #فروغ_فرخزاد؛ شاعر نامدارِ برجسته و مستندساز معاصر ایران

#معرفی_زنان_تاثیر_گذار

〰️〰️〰️〰️〰️

فروغ‌زمان فرخ‌زاد عراقی (۸ دی ۱۳۱۳ – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵) معروف به فروغ فرخ‌زاد و فروغ، شاعر نامدارِ برجسته و مستندساز معاصر ایران است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های شایان شعر معاصر فارسی اند.

او با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس و همکاری با او موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعه تولدی دیگر تحسین گسترده‌ای را برانگیخت، سپس مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به‌عنوان شاعری بزرگ تثبیت کند.  آثار و اشعار فروغ به زبانهای انگلیسی، ترکی، عربی، چینی، فرانسوی، اسپانیایی، ژاپنی، آلمانی و عبری ترجمه شده‌اند.

بعد از نیمایوشیج، فروغ در کنار شاملو، اخوان‌ثالث و سهراب سپهری از پیشگامان شعر معاصر فارسی بودند و نمونه‌های برجسته و اوج شعر نوی فارسی در آثار فروغ و شاملو پدیدار شد.

فروغ فرخزاد از عامه‌ترین جلوه‌های فرهنگی فمینیسم در تاریخ ایران بوده‌است.


شعرها و گفتاوردهای فروغ در طی زندگی کوتاه هنری خود مورد تحسین منتقدان و محبوبیت فراوان نزد مردم و ادبیات دوستان بوده‌است.

⬅️با توجه به اینکه تطور احوال وجودی فروغ در طی دوران کوتاه زندگی خود به ما نشان می‌دهد که او به تقدیر و سرنوشت از پیش‌شکل‌گرفته برای خود راضی نبود و با جسارت و آزادی اراده در جهت تغییر ماهیت و نحوه تفکر و شخصیت خود گام برداشت، با توسل به اصل محوری اصالت وجود بر ماهیت مکتب اگزیستانسیالیسم و اشعار مکتوب او در دفاتر پنجگانه‌اش می‌توان خوانشی اگزیستانسیالیستی از زیست جهان فروغ داشت.

🔳 فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی هنگام رانندگی خودروی جیپ ابراهیم گلستان، در جاده دروس - قلهک، برای تصادف نکردن با اتومبیل مهدکودک، از جاده منحرف شد و جان باخت.

▫️فروغ در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.


#زنان_تاثیر_گذار



🎥 این ویدئو پژوهشی تصویری توسط نزهت بادی پیرامون مسیر شخصی و حرفه‌ای فروغ فرخزاد به عنوان یکی از زنان پیشگام سینمای ایران است.


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ Punished for bleeding: How periods in prison become a trap

❤️ چگونه پریود به ابزار تنبیه در زندان تبدیل می‌شود

🖊زاگاه 

بسته‌هایی از تامپون که با کش لاستیکی به هم بسته شده‌اند و در زندان زنان پاتریک اودانیل در مرکز تگزاس به آن‌ها «چوب دینامیت» می‌گویند. این نام‌گذاری به‌خودی‌خود نشان می‌دهد که تامپون‌ها، که در بیرون از زندان یک کالای کاملاً عادی و بهداشتی هستند، در فضای زندان به چیزی خطرناک، ممنوعه و دردسرساز تبدیل می‌شوند.

برای افراد زندانی که پریود می‌شوند، همین وسایل ابتدایی می‌توانند منبع اضطراب، مجازات و تحقیر باشند.

در چنین شرایطی، جمع کردن و پنهان کردن تامپون به یک استراتژی بقا تبدیل می‌شد. اما همین استراتژی، خود خطرناک بود، چون هر تخلف ثبت‌شده می‌توانست مستقیماً روی آیندهٔ زندانی تأثیر بگذارد؛ از جمله روی امکان آزادی مشروط.

بیرون از زندان، داشتن «پروندهٔ انضباطی به‌خاطر تامپون» مسخره به نظر می‌رسد، اما در زندان کاملاً واقعی است و اتفاق می‌افتد.


قوانین انضباطی زندان‌ها مستقیماً به قاعدگی اشاره نمی‌کنند، اما دست‌کم شش دسته از قوانین وجود دارد که در عمل برای تنبیه افراد در حال قاعدگی به کار می‌روند.

این قوانین شامل مقررات مربوط به آسیب به اموال زندان، الزامات بهداشت فردی، قوانین مربوط به اشیای ممنوعه (contraband)، ادعای «تمارض»، و غیبت از محل تعیین‌شده هستند. یعنی قاعدگی از طریق قوانینی عمومی و به‌ظاهر خنثی، به تخلف تبدیل می‌شود.

🌸روایت‌های زندانیان سابق نشان می‌دهد که این قوانین فقط ابزار نظم نیستند، بلکه بخشی از یک فرهنگ کنترل و غیرانسانی‌سازی‌اند. این وضعیت نشان‌دهندهٔ بی‌توجهی عمیق سیستم عدالت کیفری به نیازهای سلامت زنان و افراد ترنس است.

🌸زندان‌ها اساساً برای مردان سیس‌جندر طراحی شده‌اند، چرا که حدود ۹۰ درصد جمعیت زندانیان را تشکیل می‌دهند، و همین موضوع باعث می‌شود نیازهای مرتبط با قاعدگی به حاشیه رانده شود.

زندان جای وحشتناکی برای پریود شدن است. بسیاری از کارکنان مرد زندان اساساً درکی از قاعدگی ندارند. آن‌ها متوجه نمی‌شوند چرا زنان ممکن است دستمال توالت بیشتری مصرف کنند یا چرا کیفیت محصولات قاعدگی اهمیت دارد.

برای افراد ترنس و ناسازگار با هنجارهای جنسیتی، وضعیت حتی بدتر است. آن‌ها هنگام درخواست تامپون با تمسخر و تردید روبه‌رو می‌شوند.


🔴بدین ترتیب پریود در زندان نه یک مسئلهٔ سادهٔ بهداشتی، بلکه بخشی از سازوکار کنترل و تنبیه است؛ سازوکاری که بدن‌های خاص را نامرئی می‌کند و نیازهای طبیعی آن‌ها را به تخلف تبدیل می‌کند.

#پریود
#قاعدگی
#بدن_زن
#زنان_زندانی

ادامه مطلب

https://19thnews.org/2025/12/punished-for-periods-in-prison/

▫️zaagaah
@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ استبداد نمی‌تونه همه ما را برای همیشه سرکوب نابود یا خفه کنه.

زیر این استبداد، مردم زندگیشون رو می‌کنن و این زندگی توسط زنان هدایت میشه.

در طول تاریخ زنها هستند که مرکزند مردان رئیس‌اند ولی زنها مرکزند.


قدرت، فاسد کننده‌ست و اون (زن) می‌تونه این قدرت فاسدشده رو متعادل کنه.


🎙#بهرام‌_بیضایی در خصوص نقش تاریخی زنان


#تاریخ_زنان
#زن_زندگی_آزادی

✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

💾 سرود زن


🎤 با صدای: #مهدی_یراحی



#آهنگ_شب
#زن_زندگی_آزادی


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ مدرسه فمینیستی زن روز برگزار می‌کند:

💳 آشنایی با تاریخچه فمینیسم و شاخه‌های مختلف فمینیستی


📝ارائه‌دهنده: پرستو فرخی


🔰هدف دوره: نگاهی تحلیلی بر مسیر حرکت فمینیسم از آغاز تا اکنون


🔖عناوین مورد بحث:

جلسه اول: چالش‌های اولیه فمینیستی پیش از آغاز فمینیسم/درآمدی بر تاریخ فمینیسم و امواج فمینیستی
جلسه دوم: فمینیسم لیبرال
جلسه سوم: فمینیسم رادیکال
جلسه چهارم: فمینیسم مارکسیستی
جلسه پنجم: فمینیسم سوسیالیستی
جلسه ششم: فمینیسم روانکاوانه
جلسه هفتم: فمینیسم اگزیستانسیالیستی
جلسه هشتم: فمینیسم پست‌مدرن


🏷تعداد جلسات: ۸
📅آغاز دوره ۷ بهمن‌ماه
✏️سه‌شنبه‌ها ساعت ۱۸ به وقت ایران
💻برگزاری جلسات در اسکای روم


📞 برای ثبت‌نام در تلگرام به آیدی زیر پیام دهید:


👍 @Zaneruz_admin

❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ «زن، زندگی، آزادی» در برابر مصادره‌ی قدرت

🖍روشنک خانبلوکی

تاریخ انقلاب‌ها پر است از لحظه‌های باشکوهی که وعده‌ی رهایی می‌دهند و پایان‌هایی که همان وعده‌ها را مصادره می‌کنند. در اغلب انقلاب‌ها، آنچه به‌عنوان «مسئله‌ی اصلی» معرفی می‌شود، در نهایت به حذف بسیاری از صداها می‌انجامد؛ و در این حذف، مطالبات زنان تقریباً همیشه نخستین قربانی‌اند.

زنان در متن انقلاب‌ها حضور دارند: در خیابان، در اعتصاب، در مراقبت، در مقاومت، در جان‌فشانی. اما به محض آن‌که قدرت در حال تثبیت است، صدای آنان به «بعداً» حواله داده می‌شود. برابری جنسیتی «اولویت نیست»، آزادی بدن «مسئله‌ی فرعی است»، و خشونت ساختاری علیه زنان «باید صبر کند تا انقلاب پیروز شود».

این تعلیقِ دائمی، یکی از مکانیسم‌های اصلی دزدیده شدن انقلاب‌هاست؛ مکانیسمی که حذف را نه با سرکوب مستقیم، بلکه با وعده و تعویق پیش می‌برد.


اما مصادره‌ی انقلاب‌ها صرفاً محصول نیروهای داخلی نیست. تاریخ معاصر نشان می‌دهد که دولت‌های خارجی، ساختارهای نواستعماری و نظم جهانی قدرت، به‌طور فعال در مهار، هدایت یا بی‌خطرسازی جنبش‌های رهایی‌بخش مداخله کرده‌اند. این مداخله‌ها الزاماً به شکل دخالت نظامی یا آشکار نیست؛ بلکه اغلب از مسیر دیپلماسی، تحریم‌های گزینشی، حمایت از اپوزیسیون‌های همسو، و بازتعریف مطالبات انقلابی در چارچوب‌های قابل‌مدیریت صورت می‌گیرد.

نواستعمار، برخلاف استعمار کلاسیک، نه به اشغال مستقیم بلکه به کنترل از راه دور متکی است: کنترل روایت‌ها، تعیین خطوط قرمز، و ترجیح ثبات بر عدالت. در این چارچوب، جنبش‌هایی که نظم جنسیتی، اقتصادی و سیاسی موجود را به‌طور بنیادین به چالش می‌کشند، یا نادیده گرفته می‌شوند یا به نسخه‌هایی بی‌خطر و نمادین تقلیل می‌یابند.

مطالبات زنان، به‌ویژه زمانی که رادیکال و ساختارشکن باشند، اغلب نخستین قربانی این فرآیند «قابل‌هضم‌سازی» هستند.


نقش رسانه‌های جهانی، نهادهای بین‌المللی و حتی برخی سازمان‌های غیردولتی نیز در این میان قابل تأمل است. هنگامی که یک جنبش به مجموعه‌ای از تصاویر احساسی، شعارهای تقطیع‌شده یا پروژه‌های کوتاه‌مدت فروکاسته می‌شود، امکان تهی‌شدن آن از محتوای سیاسی و رهایی‌بخش افزایش می‌یابد. جنبشی که قرار بود نظم را به چالش بکشد، به‌تدریج به موضوعی برای مدیریت، همدلی نمایشی یا مصرف رسانه‌ای بدل می‌شود.

🌸در این بستر، شعار «زن، زندگی، آزادی» یک گسست مهم است. نه چون فقط یک شعار است، بلکه چون مرکز ثقل را جابه‌جا می‌کند.

زن را از حاشیه به متن می‌آورد؛ زندگی را در برابر ایدئولوژی‌های مرگ‌محور و سیاست‌های مبتنی بر حذف می‌نشاند؛ و آزادی را نه به‌عنوان وعده‌ای در آینده‌ای نامعلوم، بلکه به‌مثابه زیستِ اکنون مطالبه می‌کند. این جابه‌جایی، اگر حفظ شود، می‌تواند امکان مصادره را دشوارتر کند.

اما هیچ شعاری مصون از دزدیده شدن نیست. خطر آن‌جاست که «زن، زندگی، آزادی» به نمادی تزئینی یا جهانی‌پسند تقلیل یابد؛ شعاری که بر زبان‌ها جاری است اما به تغییر واقعی در مناسبات قدرت، قوانین، بدن‌ها و صداها منجر نمی‌شود.

⬅️اگر زنان دوباره به «نیروی پشتیبان» فروکاسته شوند و نه سوژه‌ی تصمیم‌گیری؛ اگر تجربه‌ی زیسته‌ی آنان سانسور یا بی‌اثر شود؛ اگر فمینیسم به حاشیه رانده شود تا وحدتِ ظاهری یا منافع ژئوپولیتیک حفظ گردد، آن‌گاه تاریخ بار دیگر خود را تکرار خواهد کرد.

حواس‌مان باید جمع باشد. انقلاب تنها در لحظه‌ی فروپاشی رخ نمی‌دهد؛ در نحوه‌ی روایت، در سازوکارهای حمایت خارجی، و در شیوه‌ی ساختن آینده ادامه پیدا می‌کند.

«زن، زندگی، آزادی» نه یک ابزار بسیج موقت، بلکه یک قطب‌نماست.


اگر این قطب‌نما در بازی قدرت‌های داخلی و خارجی گم شود، مسیر نیز گم خواهد شد. نگذاریم این‌بار هم انقلاب از دست زنانی که آن را ممکن کردند، دزدیده شود.

#زن_زندگی_آزادی


▫️womenstudiesisaorg
✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ زن هیچگاه وجود نداشته است
🖍سعید خاقانی

دو تعریف منجر به جایگاه‌بخشی زن سنتی وجود دارد و یکی مفهوم خانه است که بر مرز مشخصی میان درون و بیرون و خصوصی و عمومی استوار است که تا حدودی مطابق قلمرو زنانه و مردانه شده است.

معادل‌سازی خانه سنتی با مفهوم خانه مدرن در جریان خلق دوتایی فضای عمومی و خصوصی و هم ارز دانستن این دو سبب خلط اول است. خلط دوم هم تقسیم کار میان این دو فضای جنسیت‌زده است.

دو طیف فضایی در این میان کمرنگ شده و فراموش می‌شود، یکی خانه به عنوان جایی فراتر از فضای خصوصی و دیگری رفتارهای کنترل‌شده نیمه‌خصوصی در حوزه به اصطلاح عمومی.

در یک کلام ساده، خانه سنتی هیچگاه نقطه انتهایی فضای خصوصی نبوده و صحنه‌ای از فضای کار اجتماعی و درون شبکه‌ای از تعاملات اجتماعی بوده است.


🌸پس زن سنتی اگر هم درون خانه بوده است، خانه‌اش سهمی از حوزه اجتماعی و کاری داشته است و دوم اینکه با الگوهایی، حضور اجتماعی در فضای بیرون از آن را داشته است.

مورد دوم فراموشی زمان در تعریف فضا و متعاقب آن یکدست‌سازی کارکرد فضاست. با حذف زمان و آهنگ از فضاها، فضاها به ساحت‌هایی یکدست تبدیل می‌شوند که ناگزیر به سوژه‌ها و رفتارهای خاص نسبت داده می‌شوند. در صورتی که این همگنی و تناظر ساختگی است.

در یک کلام، با ایجاد ضرب‌آهنگ و ریتم در فضا، فضاها تعریف یکدست و یکجور نداشتند و می‌توانستند نقش‌های کارکردی و هویتی متفاوتی را به عهده بگیرند. فضا درون سازوکاری متغیر از زندگی قرار می‌گرفت که خشک کردن این لایه‌ها و تعريف آن حسب يك نوع كاكرد سوژه آغاز برداشت‌های یکسویه و غلط است.

✒️قدیمی‌ها می‌گفتند که مرد نباید در طول روز داخل محله دیده شود. از آن طرف می‌گفتند که زن غروب که شد نباید در کوچه دیده شود و باید به خانه خود بخزد.

این تمهید ساده، محله و کوچه‌ها را با اسلوب رفتاری و عرفی خود بستری زنانه و محل‌بازی کودکان می‌کرد. بازارها نیز چنین اسلوبی داشتند. در بسیاری از شهرها بازارچه‌های موقت هفتگی ساختی کاملاً زنانه داشت و حضور مردان در آنها از قاعده و محدودیت‌های خاصی تبعیت می‌کرد.

همین ریتم‌ها را در فضاهای همسایگی، فضاهای عمومی مثل حمام‌ها و فضاهای کار و تفریح مثل باغ‌ها و مزرعه‌ها در نظر بگیرید که نشان می‌دهد فضاها یکدست و سرراست نبودند، بلکه رابطه سوژه‌ها از نظر جنسیتی و کارکردها هم ریتم‌ها و تناوب متفاوتی داشت.

سرراست کردن فضا/ زمان/ کارکرد از وجوه بوروکراتیزه کردن مدرن است که سایه‌اش بر تفسیرهای ما از جهان گذشته نیز افتاده است. مثال‌های زیادی از این نشانه‌های کنترل و یکدست کردن در جهان پساسنتی می‌توان دید.

✒️«زن کوچه‌نشین همدم شیطان است»؛ این شعاری بود که تا سال‌های پس از انقلاب بر در و دیوار شهرها نوشته می‌شد و نقل صحبت‌های اخلاقی منبری بود؛ رفتاری که در بستر سنتی خود عرف و ریتم خود را داشت در دسته‌بندی های فضای شهری مدرن، رفتاری بی‌جا و بی‌قاعده می‌شود که لازم است پاک شود.

#تاریخ_زنان
#زنان_فضای_شهری



✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ ۱۵ دی‌ماه سالروز درگذشت ملوک ضرابی؛ خواننده

#معرفی_زنان_تاثیر_گذار

〰️〰️〰️〰️〰️

✍️#ملوک_ضرابی ( زاده ۱ خرداد ۱۲۸۹ تهران — درگذشته ۱۵ دی ۱۳۷۸ تهران ) از سیزده سالگی فعالیت‌های هنری خود را آغاز کرد. وی مدتی نزد خواننده معروف، اقبال آذر آواز فراگرفت و صفحه‌هائی از او ضبط شد و دیگر استادانش حسین طاهرزاده و حاجی‌خان ضربگیر برای ضرب بودند. با تأسیس رادیو ، به آنجا رفت و در بعضی از برنامه‌ها شرکت ‌کرد. وی در نمایشنامه‌های جامعه باربد به‌ سرپرستی مهرتاش همکاری داشت و در خواندن تصنیف و آهنگ‌های ضربی ماهر بود. از این زن خواننده صفحه‌های بسیاری باقی‌مانده که بهترین معرف هنری او است.

ملوک ضرابی از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد، در جوانی به صورت مخفیانه با کمک یکی از دوستان و یک آهنگساز در استودیویی، آوازش ضبط شد.

🔴وقتی این خبر به گوش پدرش رسید که صفحه ای بنام ( عاشقم من منعم نکنید) را ضبط کرده، تصمیم گرفت دخترش را به هلاکت برساند.!

✒️یکی از نزدیکان خانم ضرابی در خاطراتش می نویسد:

من با ملوک ضرابی در ارتباط مستقیم بودم و مرتبا به منزلش می‌رفتم. همچنانکه تعداد زیادی هنرمند، تاجر، دانشگاهی، موسیقی‌دان بدون دعوت حضور می یافتند و او بعد از صرف غذا به نواختن ضرب می‌پرداخت و از سیاست، هنر، موسیقی و اتفاقات جالب و شنیدنی می‌گفت.

او عاشق نیکوکاری و کمک به همنوعان بود و چون فرزند نداشت، آنچه می‌توانست برای کودکان یتیم انجام می‌داد و آنها را نزد خود می‌برد و به پرورش و تربیت آنان همت می‌گماشت.

وی همیشه از استادش طاهرزاده ستایش میکرد و قدردان معلم ضرب خود حاجی خان عین‌الدوله بود که علاوه بر ضرب آهنگ‌های ضربی را هم به او آموخته بود.

اولین کنسرت ضرابی در دبیرستان فیروز بهرام انجام گرفت که شروع فعالیت‌های هنری او بود و شهرتش از آنجا آغاز شد.

مرحوم احمد دهقان برای شهرت ملوک ضرابی خیلی فعالیت کرد و بیستمین سال خوانندگی او را جشن گرفت و به او یک نشان فرهنگ اهداء کردند. او در اکثر مجالس مهم در حضور سیاستمداران خارجی برنامه‌های جالبی اجرا می‌کرد و چون تنها به خواندن اکتفا نمی‌کرد و گاهی با نواختن ضرب و لطیفه‌گویی جلسات را گرم می‌کرد، از این نظر در میهمانی‌های رسمی کاخ گلستان هم او را دعوت می‌کردند.

او نخستین کسی است که تصنیف مرغ سحر را بر روی صفحه گرامافون توسط کمپانی پولیفون در سال ۱۳۰۶ با تار نی‌داود ضبط کرد.


🔴ملوک ضرابی را پیشگام ضربی‌خوانی در میان زنان خواننده می‌دانند.

او در سال‌های اوایل دهه سی تصنیف معروف رعنا را خواند که شعر آن از شهر آشوب و آهنگساز آن عبداله جهان پناه بود بارها و بارها روی صفحه گرامافون باز تولید شد. ملوک ضرابی از شاگردان مهرتاش در جامعه باربد بود.

او آثاری از خود بجا گذاشت چون ،"عاشقم من" ، "تو رفتی و عهد خود شکستی" ، "چه خوش صید دلم کردی" که اکثر آنها مورد توجه مردم قرار گرفت. او میگفت قمر ۱۲ سال بزرگتر از من است و اضافه می‌کرد که روزی در منزل یکی از دوستان (شیخ الملک اورنگ) قمر‌الملوک وزیری بود و شروع به خواندن کرد بعد از من هم خواستند که بخوانم من هم مطابق معمول یک قطعه ضربی خواندم که خیلی گرفت ولی دل تو دلم نبود.

🌸او زن بسیار جسوری بود و از اولین هنرپیشه های زنی بود که روی صحنه تأتر ظاهر شد و صحنه هایی چون خسرو شیرین، عدالت و لیلی و مجنون را اجرا کرد.

▫️ملوک ضرابی در ۸۹ سالگی درگذشت و در قطعه ۴۸ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.


#زنان_تاثیر_گذار


✈️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

📚سیمای زن در آثار بهرام بیضایی
🖍شهلا لاهیجی

چهره‌ای که سینما از زن ایرانی ارائه کرد، در بهترین شکل، مهر تأییدی بود بر تفکر متحجر و تعصب‌آمیزی که تنها یک چهره و یک نقش رستگار برای زنان می‌شناخت: شهروندی درجه‌ی دوم که مهمترین وظیفه‌اش باز تولید نیروی انسانی و انجام خدمات خانگی و زیستن در حصار بسته‌ی خانه است. اگر حصار بشکند و پای بیرون نهد، حاصل کارش جز تباهی جامعه و سیه‌روزی خود،‌ نخواهد بود.

✒️لاهیجی در کتاب خود به‌طور خاص به نقد ساختارهای اجتماعی و فرهنگی در آثار بیضایی پرداخته است و نشان می‌دهد که بیضایی چگونه در آثار خود به مسائل زنان و مشکلات آن‌ها در جامعه پرداخته است.

یکی دیگر از ابعاد مهم این کتاب، بررسی وضعیت زنان در تاریخ ایران و بازنمایی تاریخ زنان در آثار بیضایی است. لاهیجی به نقش زنان در تاریخ و تأثیرگذاری آن‌ها در شکل‌دهی به سرنوشت کشور و فرهنگ اشاره کرده است.

📔در آثار بیضایی، زنان در جستجوی هویت و شناخت خود در جامعه‌ای مردسالار قرار دارند، و این جستجوهای هویتی در بسیاری از نمایشنامه‌ها و فیلم‌های او به‌صورت واضح نمایش داده شده‌اند.

لاهیجی در کتاب خود همچنین به رابطه بین زنان و قدرت در آثار بیضایی می‌پردازد. او نشان می‌دهد که چگونه بیضایی در آثارش به قدرت نهفته در زنان پرداخته و این‌که زنان چگونه در مواجهه با فشارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می‌توانند به‌دنبال قدرت و رهایی خود باشند.

📖از کتاب:

چهره زن در فیلم‌ها و فیلمنامه‌های بیضایی همان چهره آشنایی‌ست که از خردسالی تا برنایی در افسانه و واقعیت همپای ما بوده و با آن انس و الفتی دیرینه داریم.

بیضایی برای زن جعل هویت نکرده است بلکه این هویت را جسته و یافته است.


زن در کارهای بیضایی، هرگز از زن‌بودن و زنانگی خویش شرمنده نیست زیرا در تصویر زن در کارهای بیضایی اهم از فیلم و فیلمنامه هرگز از زن بودن و زنانگی خویش شرمنده نیست زیرا در تصویر یا حکایتی که از او ارائه می‌شود برای شرمندگی جایی نیست.

این زن ممکن است از زمانه خود دلتنگ باشد، زنجیری بر دست و پای خود حس کند در سایه باشد، به حساب نیاید، بترسد، ناامید شود، شکست بخورد، اما اینها همه به صورت عوامل بیرونی و رفتار اجتماعی نشان داده می‌شود و از درونش مایه نمی‌گیرد.

📕در حقیقت جهان بیرون باید در برابر زن شرمسار باشد. زن گله دارد نه از این که زن است بل از آن که چرا همه چیز آن گونه که باید نیست.


#معرفی_کتاب
#کتاب_فمینیستی


🗂 منبع معرفی کتب مطالعات فمینیستی:


📎
https://www.instagram.com/feministbookcase?igsh=ZTBqdWJ2M3YzbGJ5


🔮 feministbookcase


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ فقر زنان در کانون درهم‌تنیدگی شکاف‌های جنسیتی و طبقاتی

🖍الهه امانی

در جهانی که نابرابری اقتصادی هر روز گسترده‌تر می‌شود، انتظار صلح، رفاه و برابری جنسیتی و اقتصادی دشوار است. تمرکز ثروت و درآمد در بالاترین سطوح به تمرکز قدرت اقتصادی و سیاسی منجر شده است و این امر پیامدهای زیان‌باری برای انسجام اجتماعی دارد.

🔴شکاف طبقاتی در جوامع معاصر تنها یک مسئله‌ی اقتصادی نیست، بلکه پدیده‌ای عمیقاً جنسیتی است که در تقاطع ساختارهای بازار، دولت و روابط اجتماعی بازتولید می‌شود.

تحلیل اقتصاد سیاسی با لنز جنسیتی نشان می‌دهد که نابرابری طبقاتی بدون توجه به جنسیت قابل درک نیست، زیرا زنان نه‌تنها از نظر درآمد و دسترسی به منابع در موقعیتی نامناسب‌تر قرار دارند، بلکه در شبکه‌ای از تبعیض‌ها و مناسبات قدرت گرفتارند که فقر را برای آنان پایدارتر و چندلایه‌تر می‌سازد.

از این منظر، شکاف طبقاتی و شکاف جنسیتی در رابطه‌ای دیالکتیکی قرار دارند، به گونه‌ای که هر یک دیگری را تقویت و بازتولید می‌کند.


نظریه‌پردازانی چون نانسی فریزر و سیلویا فدریچی نشان داده‌اند که سیاست‌های نئولیبرال از طریق خصوصی‌سازی، کاهش خدمات عمومی و انعطاف‌زدایی نیروی کار، زنان را در موقعیت‌های آسیب‌پذیرتر قرار می‌دهد. زنان –به‌ویژه زنان طبقه‌ی کارگر و اقلیت‌های قومی— نخستین گروه‌هایی هستند که از کاهش بودجه‌ی اجتماعی آسیب می‌بینند و آخرین گروه‌هایی هستند که از رشد اقتصادی بهره‌مند می‌شوند. در بازار کار نیز شکاف طبقاتی به‌شدت با تقسیم جنسیتی کار پیوند خورده است، تمرکز زنان در مشاغل کم‌درآمد و غیررسمی، نابرابری مزدی، قراردادهای ناپایدار بدون حمایت اتحادیه‌ای و تبعیض آشکار و پنهان در ارتقای شغلی، همگی ساختارهایی هستند که ثروت و قدرت را به نفع طبقات بالاتر و به زیان زنان طبقات فرودست بازتولید می‌کنند.

🌸اصطلاح «زنانه‌شدن فقر» صرفاً به افزایش احتمال فقر در میان زنان اشاره ندارد، بلکه ماهیت ساختاری این پدیده را برجسته می‌کند. فقر زنان محصول تصمیمات فردی نیست، بلکه نتیجه‌ی مستقیم سیاست‌های اقتصادی مردسالارانه، تبعیض‌های حقوقی، تقسیم نابرابر کار مراقبتی و فقدان شبکه‌های حمایتی دولتی و اجتماعی است. در ایران، زنان سرپرست خانوار، زنان روستایی، زنان حاشیه‌نشین و زنان مهاجر افغان از جمله گروه‌هایی هستند که به‌طور مضاعف در معرض فقر ساختاری قرار دارند.

خشونت جنسیتی را نمی‌توان جدا از ساختار طبقاتی تحلیل کرد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که فقر و نابرابری، وابستگی مالی زنان به مردان را افزایش می‌دهد، این وابستگی احتمال تحمل خشونت خانگی را بالا می‌برد و زنان فقیر نیز کم‌ترین دسترسی به خدمات قانونی، حمایتی و پناهگاهی دارند. به این ترتیب شکاف طبقاتی، خشونت‌های جنسیتی را نه تنها بازتولید می‌کند، بلکه آن‌را «نهادمند» و پایدار می‌سازد.

⬅️بستن شکاف نابرابری‌های اقتصادی بدون تغییر در ساختارهای جنسیتی ناممکن است.

سیاست‌های کلیدی در این زمینه می‌تواند شامل بودجه‌ریزی جنسیتی، گسترش خدمات عمومی مراقبتی، اصلاح قوانین مالکیت و ارث، تضمین حقوق کارگران زن، به‌رسمیت‌شناختن کار مراقبتی در نظام‌های تامین اجتماعی و تقویت اتحادیه‌ها و تشکل‌های زنان باشد. در نهایت، شکاف طبقاتی و شکاف جنسیتی دو پدیده‌ی مستقل نیستند، بلکه در یک رابطه‌ی تاریخی و ساختاری به‌هم‌گره خورده‌اند.

زنان –به‌ویژه زنان طبقات فرودست— در نقطه‌ی تلاقی این دو شکل از نابرابری قرار دارند. ازاین‌رو هر پروژه‌ی عدالت اجتماعی، چه در سطح ملی و چه جهانی، بدون تحلیل و سیاست‌گذاری جنسیت‌محور نه‌تنها ناکارآمد خواهد بود، بلکه به تعبیر معروف، «کوبیدن آب در هاون است».

بحران فقر در ایران بیش از هر چیز زنانه است.


نابرابری اقتصادی و تبعیض جنسیتی در یک چرخه‌ی بازتولیدکننده، یکدیگر را تقویت می‌کنند. زنان طبقات پایین در خط مقدم تحمل این بحران‌اند، اما کم‌ترین سهم را در سیاست‌گذاری دارند و کم‌ترین حمایت را دریافت می‌کنند.

تا زمانی‌که سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی با رویکرد جنسیت‌محور طراحی نشود، هیچ برنامه‌ای برای کاهش فقر، افزایش عدالت طبقاتی یا توسعه‌ی انسانی به نتیجه نخواهد رسید.

#زنان_فقر
#زنانه_شدن_فقر
#بحران_اقتصادی

ادامه مطلب


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ آیا «زن، زندگی، آزادی» منافاتی با مطالبات اقتصادی و معیشتی دارد؟
🔴چرا همچنان «زن، زندگی، آزادی» جامع‌ترین شعار است؟

🖍پرستو فرخی


نفی «زن، زندگی، آزادی» با منطق اقتصادمحور، به طور عمده ناشی از چندین رویکرد جانبدارانه است:

نخست رویکردی است که زن را بیگانه از اقتصاد تصور می‌کند و اقتصاد و معیشت را مطلقا دغدغه مردانه می‌داند. با اتکا به این انگاره زن‌ستیزانه که جای زن را در خانه است، زن را با لیبل آهن‌پرست، مصرف‌کننده صرف می‌داند که هیچ نگرانی معیشتی ندارد و دچار جهل اقتصادی است.

در حالی‌که حتی بیگانه‌ترین زنان از اقتصاد به زعم این قشر که زنان خانه‌دار هستند، ارتباط مستقیم با اقتصاد دارند. آنان کارگران خانگی بی‌نشانی هستند که بصورت نامرئی چرخ اقتصاد را به حرکت درمی‌آورند. کار بی‌مزد زنان در خانه‌ها، توأمان عامل ایجاد ارزش مازاد سرمایه‌داری و عامل انباشت ثروت و سرمایه مردان خانواده است.

🌸به شکل تاریخی زنان، نردبان ترقی اقتصادی‌ مردان و مهره پیشرفت اقتصادی جوامع بوده‌اند.

هیچ قشری به اندازه زنان زیرچرخ‌دنده‌های بی‌رحمانه اقتصاد سرکوب نشده است.


همواره مردان بوده‌اند که در بحران‌های اقتصادی، به‌عنوان قربانیان اصلی شناخته شده‌اند، اما زنان در جایگاه همسران، حتی در برابر بی‌بضاعت‌ترین مردان نیز موقعیت اقتصادی پایین‌تری داشته‌اند.

زنان در جایگاه مادران نیز با فرزندآوری و با هدف جبران نیروی کار با بهره‌گیری از بدن زن، مورد بهره‌برداری اقتصادی قرار می‌گیرد. زنان متحمل سایر خشونت‌های مضاعف اقتصادی نسبت به مردان هستند از جمله ارث نابرابر، دیه نابرابر، سوق داده شدن به سمت کارخانگی و مشاغل به اصطلاح زنانه ارزان و روبرو شدن با دوگانه اشتغال/مادری و قضاوت‌های اخلاقی نسبت به اشتغال زنان و ملامت آنان به عنوان مادران بی‌رحم و بی‌مسئولیت و همچنین «مالیات صورتی» که به طور کلی به مالیات و هزینه‌های زن بودن گفته می‌شود که گران‌تر از هزینه‌های زندگی در قالب یک مرد تمام می‌شود.

🌸اقتصاد، قربانی اصلی نامرئی دارد که نامش هرگز برده نمی‌شود: زنان!

رویکرد دوم، نادیده‌گرفتن زنانه شدن فقر است. تمامی موارد شمرده شده، زیرمجموعه سیاست‌های زنانه‌سازی فقر دسته‌بندی می‌شوند.

✒️رویکرد سوم ناآگاهی از این نکته است که بحران‌های معیشتی مردان، ارتباط مستقیمی با اقتصاد پدرسالار دارد. اقتصاد پدرسالار، با انحصارطلبی اقتصادی در دست الیگارشی مردانه همچون پدری قیم‌مآب، تصور می‌کند فرزندانش نمی‌فهمند یا لایق رفاه اقتصادی نیستند و می‌بایست به میزان صلاحدید پدرمآبانه از منابع مالی منتفع شوند. این سیستم که به شکل سلسله‌مراتبی اداره شده و افراد را ارزش‌گذاری می‌کند، متعاقباً فاصله طبقاتی را شکل داده و از عناصر کف هرم طبقاتی انسانیت‌زدایی می‌کند و به اصطلاح آنان را تنبیه و مجازات می‌کند و این‌چنین فقر را طبقاتی می‌سازد. در مقابل، سیستم‌های اقتصادی غیرپدرسالارانه، بودجه‌های اقتصادی را در رأس هرم سلسله‌مراتبی متمرکز نساخته و رفاه اقتصادی جمعی را مدنظر دارند.

بنابراین انقلاب فمینیستی نافی بحران‌های معیشتی نیست بلکه اعم از آن است؛ زن ناظر به پایین‌ترین عنصر سلسله‌مراتبی در قربانگاه اقتصادی است. اشاره به زن و رهایی آن، اتفاقا نشانه‌گیری ستم اقتصادی در عمیق‌ترین لایه‌های آن است.

اما اینکه چرا تصور می‌شود «شعار زن، زندگی، آزادی»، دغدغه اقتصادی ندارد، بیش از آنکه ناشی از ناآگاهی از زنان به مثابه قربانیان اصلی اقتصادی باشد، ناشی از ترس از زنان و قدرت گرفتن آنان است.

بر کسی پوشیده نیست که معرفت فمینیستی همواره در نقطه مقابل انحصار قدرت و برضد آن بوده است. بنابراین انقلاب فمینیستی، به دنبال زن‌سالاری نبوده و نیست بلکه تنها مطالبه و شعار مرکزی آنان سالیان سال ذکر این نکته است که «زن نیز همانند مرد، انسان است و غیرقابل حذف»

شعارهای پوشالی آزادی که با حذف زن و در تقابل با شعار مترقی «زن، زندگی، آزادی» همراه باشند، و مجدداً مطالبات زنان را اولویت‌بندی کرده و زمان تحقق مطالبات زن‌محور را به زمانی پس از پیروزی انقلاب‌های مردان موکول کند، بیش از آنکه مصداق رهایی باشد، زنجیری دیگر به پای آزادی و تقلیل آن به مطالبه اصلاحات اقتصادی و آزادی «مردان» است.

انقلابی که زن را جا می‌گذارد، کابوس آزادی بیش نیست.


انقلاب منهای حق زن، یعنی انصراف از رهایی جمعی و آزادی منهای زن، یعنی آزادی استبدادی. چنین انقلابی، با مشروعیت‌بخشی به استبداد آزادی (آزادی مردان در اعمال قدرت بر زنان) و متعاقب آن، با منطق آزادی الیگارشی، حتی فرزندان ذکور خود را به رسم پدر، به نام سنت و به کام آزادی استبدادزده‌ی اقلیت، خواهد بلعید.

✒️وای بر حال دموکراسی در جامعه‌ای که باز هم در طلوع آزادی، جای حق زن خالی باشد.


ادامه مطلب

✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️قطع نخاع شدن به دلایل ناموسی


✍ اومدم که مجددا بنویسم اما این بار یک فرق اساسی داره. با خودم سند از مشاهدات یک «مرد» دارم. آخه حرف زن چه محل داره از اعتبار؟!

پس دوباره می‌نویسم:

شاید ندونید ولی تعدادی از زنان زیر آوار مانده بم، به دست پدرها و برادرها و شوهرهاشون قطع نخاع شدن چون مردان خانواده اجازه نمی‌دادن امدادگر حرفه‌ای، زنان زیر آوار مانده رو بیرون بیاره.

چون زلزله صبح اتفاق افتاده بود و همه زنان، لباس راحتی به تن داشتن و بدون روسری بودن یا بعضا لباس خواب تنشون بود و مردان خانواده نمی‌خواستن غریبه‌ها، مردان غریبه «نوامیس‌شون» رو با لباس خواب ببینن یا بدن ناموسشون توسط امدادگر مرد لمس بشه.

این زنان دچار «آسیب نخاعی» بودن.


آسیب نخاعی با قطع نخاع تفاوت داره. مردان خانواده، برای کمک می‌اومدن و دست زیر کمر یا بغل این زن می‌انداختن و اون رو از زیر آوار، بیرون می‌کشیدن. «آسیب نخاع، تبدیل به قطع نخاع می‌شد!»

زمانی که فاجعه‌ای رخ می‌دهد، حال طبیعی باشد یا غیر طبیعی؛ جنگ باشد یا زلزله، برای بهتر بررسی کردن ابعاد ماجرا احتیاج به یک خوانش زنانه نیز وجود دارد تا بتوان به عمق فاجعه پی برد.

به مناسبت سالگرد زلزله بم به سراغ یکی از نیروهای امدادی که ۶ ماه از عمر خود را صرف کمک به مردم بم کرده بود رفتم؛ مهندس علیرضا سعیدی، دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران و موسس تیم نجات موج پیشرو. حاصل گفت و گوی ما شد چند جمله‌ای که می‌خوانید.

طبق گفته‌ی ایشان در زمان زلزله‌ی بم مرکزی برای آسیب‌دیدگان نخاعی دایر شد به نام مرکز امام رضا. از ۷ نفر زن پرسیده شد که دقایقی که زیر آوار بودند تحت چه شرایط جسمی‌ای قرار داشتند؟ چه علائمی را حس می‌کردند؟ از آن ۷ نفر همگی علائمی داشتند که نشان می‌داد دچار آسیب نخاعی شده بودند و بعد به خاطر غیر اصولی از زیر آوار در آمدن و طی حمل ناامن و غیر حرفه‌ای به مراکز درمانی دچار آسیب جدی‌تر و قطع نخاع شده بودند.

هنگام زلزله قبل از نیروهای امداد، معمولا اعضای خانواده به کمک یکدیگر می‌شتابند. نیروهای امدادی‌ای هم که به محل می‌رسند بیشتر مرد هستند. از بین زنان بستری در مرکز امام رضا کسانی بودند که اقرار کردند مردان خانواده‌شان مثلا پدر، همسر و یا برادر راضی نبودند نیروهای امدادگر مرد آنها را نجات دهد. اصطلاحا خوش نداشتند مردی غریبه به بدن نوامیس‌شان دست بزند چون زلزله در صبح‌دم رخ داده بود و اغلب زنان لباس راحتی و خانگی بر تن داشتند.

این مردان ترجیح داده بودند خودشان کاملا غیر حرفه‌ای و غیر اصولی بدن دختر، خواهر، همسر و یا مادرشان را از زیر آوار بیرون بیاورند. همین عمل باعث شده بود که زنی که دچار «آسیب نخاعی» شده بود قطع نخاع و فلج شود.

در موردی دیگر زنی در چادر هلال احمر سکنی گزیده بود و فرزند خردسالش دچار اسهال خونی شده بود. به زن اصرار می‌کردند که فرزندش را پیش دکتری ببرد تا از دست نرفته، اما زن در جواب تنها یک جمله داشت که بگوید:

«من سه دختر در این چادر دارم که بارها موتورسوارها مزاحم‌شان شدند وقتی من نبودم، آنهم برای لحظه‌ای. من بروم دکتر کی مراقب این بچه‌ها می‌ماند که کسی به آنها تعرض نکند؟»


✒️رنج زن بودن اینجاست که پررنگ‌تر می‌گردد؛ اینجا که زنی نمی‌داند از زمین سفت زیر پایش بترسه یا احتمال تعرض «موتوری‌ها» به فرزندان دخترش؛

✒️رنج زن بودن اینجاست که نمی‌داند چطور گرفتار در سیل خرم‌آباد به مردهای دور و برش بفهماند پریود است و به نوار بهداشتی احتیاج دارد تشر نبیند و نشنود که از نوار تو واجب‌تر هم هست.

🔴حتی اگر یک زن به دلایل ناموسی از آسیب نخاعی رسیده باشه به قطع نخاع شدن فاجعه‌ست!

بله مردان بی‌گناه زیادی زیر آوار جان باختن یا فلج شدن اما فرق می کنه مردی صرف اینکه زیر آوار ‌مونده فلج بشه با اینکه چون پدر، شوهر، برادر و یا همسر یک زن نمی‌خواستن امدادگر مرد بدن ناموسش رو حین در آوردن از زیر آوار لمس کنه یا در حالتی که لباس راحتی تنشه دیده بشه از آسیب نخاعی برسوندش به قطعی نخاع.

🖊پردیس ربیعی

#زلزله_بم
#زنان_زلزله
#زنان_بحران
#زنان_بلایای_طبیعی

✂️✂️ کانال توییتر زن روز را به دوستان خود و علاقمندان این حوزه معرفی کنید.✂️✂️


✈️@Zane_Ruz_Twitter

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

💾 بلاچاو


از گلوی تو تا صدای ما
بلا چاو بلا چاو بلاچاو چاو چاو
یا همه با هم یا همه تنها
روز نو یا شب بی فردا


🎤باصدای: #ثمین_بلوری و #بهین_بلوری


#آهنگ_شب
#موسیقی_زنان
#زن_زندگی_آزادی


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

🎧 #فایل_صوتی


🔴صلحِ برخاسته از حق رأی زنان


🎧پادکست آسو


بررسی داده‌ها در بازه‌ی زمانیِ ۲۰۱۰-۱۸۱۶ نشان می‌دهد که در هر سالِ مفروض، احتمال آغاز جنگ توسط دموکراسی‌هایی که حق رأی در آنها فقط منحصر به مردان بود ۱۳۰ درصد بیشتر از دموکراسی‌هایی بود که زنان در آنها حداقل ۴۰ درصد از رأی‌دهندگان را تشکیل می‌دادند.

مشارکت زنان در انتخابات چرا و چگونه بر احتمال وقوع جنگ تأثیر می‌گذارد؟


🎧 در این قسمت از پادکست‌ «یک کتاب» در گفت‌‌وگو با عرفان ثابتی، پژوهشگر علوم اجتماعی، به معرفی کتاب صلح برخاسته از حق رأی زنان: زنان چگونه به سیاست جنگ شکل می‌دهند، نوشته‌ی رابرت اف. تریگِر و جاسلین بارنارت می‌پردازیم.

#زنان_جنگ
#تاریخ_زنان
#معرفی_کتاب
#زنان_سیاست
#حق_رای_زنان


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

✉️#گزیده



✒️گفتم که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که "زن" بودم



👤#فروغ_فرخزاد



🗂 منبع گزیده‌های فمینیستی:



🔮 lnstagram.com/excerpt_from_feminism



❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ روایت بهرام بیضایی از حذف نام زن بر روی پرده سینما و چالش‌های زنان در سینما

گفتند اسم یک زن نمی‌تواند بالاتر از اسم یک مرد باشد


✒️حذف نام سوسن تسلیمی از فیلم باشو در سال ۶۴ بر روی پرده سینما


🎞 برگرفته از فیلم لبه تیغ ساخته بهمن مقصودلو

#حذف_زنان
#زنان_سینما
#برابری_جنسیتی
#تاریخ_سینمای_ایران


📷 Zaneruz_page

https://www.instagram.com/zaneruz_page?utm_source=qr&igsh=NDAwbG13eW9naDVm

✉️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

✉️#گزیده


✍ خرد تا به زنان می‌رسد، نامش مکر می‌شود و مکر تا به مردان می‌رسد نام عقل می‌گیرد!

درخواست توجه به زنان می‌رسد، نامش حسادت می‌شود و حسادت تا به مردان می‌رسد، می‌شود غیرت
!


👤#بهرام_بیضایی
🎞 نمایشنامه شب هزار و یکم‌


#تبعیض_جنسیتی
#زبان_جنسیت_زده

🗂 منبع گزیده‌های فمینیستی:



🔮 lnstagram.com/excerpt_from_feminism



❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ بدن ترانه: سندی زنده از رنج سیاسی و مقاومت زنان ایران

🖍حسین نوش‌آذر

مستند «ترانه» ساخته پگاه آهنگرانی برای بی‌بی‌سی فارسی، نه تنها پرتره‌ای صمیمی از ترانه علیدوستی در نخستین ظهور عمومی‌اش پس از بیماری شدید و زندان به دست می‌دهد، بلکه سندی تاریخی از تصمیم قاطع اوست برای کناره‌گیری از سینمای رسمی ایران تا پایان حجاب اجباری.

در این مستند بدن آسیب‌دیده و رنج‌کشیده علیدوستی، بدون پنهان‌کاری، به نمادی از پیوند عمیق ترومای سیاسی و مبارزه «زن، زندگی، آزادی» تبدیل می‌شود.

مستند «ترانه» (ساخته پگاه آهنگرانی، بی‌بی‌سی فارسی، دسامبر ۲۰۲۵) یکی از مهم‌ترین اسناد تصویری جنبش «زن، زندگی، آزادی» تا به امروز است. این فیلم نه فقط پرتره‌ای شخصی از ترانه علیدوستی به شمار می‌رود ، بلکه سندی تاریخی‌ست از یک لحظه سرنوشت‌ساز:

این تصمیم قاطع و غیرقابل بازگشت ترانه علیدوستی برای کناره‌گیری کامل از سینمای رسمی ایران تا زمانی که حجاب اجباری بر زنان بازیگر تحمیل می‌شود.


علیدوستی برای اولین بار با چهره‌ای که هنوز آثار بیماری شدیدش (سندرم DRESS و ریزش گسترده پوست) را دارد، جلوی دوربین می‌نشیند. او نه سعی می‌کند این تغییرات را پنهان کند، نه از آن‌ها شکایت می‌کند. این انتخاب خودش پیامی قوی دارد: من دیگر نمی‌خواهم چیزی را مخفی کنم – نه چهره‌ام را، نه عقایدم را، نه تجربه زندانم را.

🌸این مستند با ثبت تن آسیب‌دیده و رنجدیده ترانه علیدوستی (که نه پوشانده و نه بر آن ترحم می‌شود)، پیکره هنرمند را به متن اصلی مبارزه و یک بیانیه سیاسی-هنری بدل می‌کند. این تصویر، چهره علیدوستی را نه به عنوان یک قربانی منفعل، که به عنوان سندی زنده از پیوند رنج جسمی و سرکوب سیاسی به نمایش می‌گذارد.

در این مستند علیدوستی با اشاره به نفی پوشش اجباری توسط زنان می‌گوید بیش از هر وقت دیگری به عنوان بازیگر «شبیه مردم» است.  او در صحنه‌ای که بدون حجاب در حال رانندگی‌ست، توضیح می‌دهد که با همین ظاهر (بدون روسری) در کافه‌ها می‌نشیند و با مردم عکس سلفی می‌گیرد و می‌گوید: «آنها مثل من هستند و من مثل آنها.»

وقتی زن، زندگی، آزادی اتفاق می‌افتد، اگر من زن ایرانی را به آن شکل [با حجاب اجباری] نشان بدهم، دیگر شبیه جامعه نیستم. این دیگر سینما نیست. چیزی که از مردم عقب باشد، سینما نیست.


علیدوستی معتقد است که سینما باید «جلوتر از جامعه» باشد، نه عقب‌تر. نقش‌هایی هم او انتخاب کرده که زنان را نه قربانی منفعل، بلکه فعال و مقاوم نشان دهند.  

«من ترانه، ۱۵ سال دارم» (۱۳۸۰، رسول صدرعاملی) نخستین نقش اصلی علیدوستی‌ست. او در این فیلم نقش یک دختر نوجوان تنها و مستقل را بازی می‌کند که با چالش‌های بارداری ناخواسته، فشار خانواده و جامعه مردسالار روبرو می‌شود و تصمیمات شجاعانه می‌گیرد.

این فیلم اغلب به عنوان نمادی از صدای زنان جوان در سینمای ایران دیده می‌شود.


در «درباره الی» (۱۳۸۷، اصغر فرهادی) علیدوستی در نقش الی هنجارهای ازدواج و روابط جنسیتی را به چالش می‌کشد و ناپدید شدنش لایه‌های پنهان جامعه مردسالار را آشکار می‌کند. در فروشنده (۱۳۹۴، اصغر فرهادی) نقش رعنا، قربانی تعرض را به عهده می‌گیرد که در برابر خشونت جنسی و فشارهای اجتماعی/خانوادگی ایستادگی می‌کند و انتقام یا عدالت را پیگیری می‌کند – تم‌هایی مستقیماً مرتبط با حقوق زنان و در انتقاد از مردسالاری.

علیدوستی در برادران لیلا (۱۴۰۰، سعید روستایی) نقش لیلا، تنها دختر خانواده را بازی می‌کند که در برابر پدر و برادران سلطه‌گر می‌ایستد، خانواده را مدیریت و برای آینده مبارزه می‌کند. در صحنه ماندگار این فیلم در تاریخ سینمای ایران، برای نخستین بار زنی به صورت پدرش سیلی می‌زند. این صحنه نیز به نام علیدوستی ثبت شده است.  

✒️بعد از جنبش زن، زندگی، آزادی، مردم نمی‌پذیرند که در فیلم‌ها زن ایرانی را با حجاب اجباری نشان دهیم، در حالی که در خیابان‌ها میلیون‌ها زن بدون روسری زندگی می‌کنند. حالا اگر چنین صحنه‌ای را بازی کنم، دیگر شبیه واقعیت جامعه نیستم.

#زنان_سینما
#حجاب_اجباری
#زن_زندگی_آزادی

ادامه مطلب


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ اینجا ایران است؛ صدای زن و انقلاب فمینیستی را می‌شنوید

🖍‌‏ پرستو فرخی


مصاحبه ترانه علیدوستی، تبدیل به پربازدیدترین ویدیوی سال رسانه‌های فارسی زبان در اینستاگرام شده‌ است. علل و عوامل این موضوع را می‌توان از جهات مختلف بررسی کرد:

به لحاظ تاریخی زن، چیزی جز سایه نبوده است، سایه‌ای که همواره بوده اما هیچگاه به معنای واقعی کلمه موجودیتی مستقل نبوده، و حضورش مشروط به اصل مردانه بوده است.

زن تاکنون هیچکس بوده و هیچ عاملیتی نداشته مگر در راستای اهداف مردسالار.


تاریخ هیچ‌کسان،‌ آنقدر غرق در سایه و سکوت ناشی از سرکوب بوده که انقلاب زن زندگی آزادی را می‌توان انفجاری در دل همین سکوت فهمید. عامدانه واژه «انقلاب» را به‌کار می‌برم چون علیرغم مترومعیارهای دقیق مردمحور جامعه‌شناختی برای سنجش انقلاب، که اشاره به زن را تقلیل انقلاب برمی‌شمارند، انقلاب می‌تواند توأمان عملی و نظری باشد و بنیان‌های فکری، ذهنیت و آگاهی جمعی را به لرزه درآورد؛ لذا مختصات انقلاب زن‌محور فمینیستی با مختصات انقلاب‌های کلان‌نگر مردانه با شاخص تهاجم بدون توجه به انقلاب بنیادین فکری جمعی، لزوماً قابل سنجش و پیش‌بینی نیست.

✒️شرح انقلاب فمینیستی، شرح قدرت معمولی بودن و روایت خرده‌مقاومت‌ها و مبارزات روزمره شهروندان معمولی در لایه‌های زیرین جامعه و تبدیل عادی و شخصی، به فوق‌العاده و سیاسی است.

ناجنبش زنان به نحوی با امر غیرمترقبه انقلاب فمینیستی پیوند خورد که پیش‌بینی‌های سیاسی/اقتصادی مردمحور از انقلاب را زیر سوال برد.


🌸انقلاب فمینیستی، نه به معنای عدم همراهی مردان یا در تقابل با مردان بلکه به معنای دگرگونی بنیادین اجتماعی در تفسیر اجتماعی از مفهوم زن، زنانگی و تأمل در پیوند زن با رهایی همگانی است.

افزایش حساسیت جمعی به موضوع زن را می‌توان ناشی از غلیان درونی جامعه برای گذار از دوران «حذف» زن، به دوران «فهم» زن و آمادگی جامعه برای چنین تحولی فهمید.

زن بودن در هر وضعیتی ولو پیرامونی، اعلی درجه ستمدیدگی‌ است. «رنج زنانه» به مثابه رنج زیستن در موقعیت طرد شدگی و رانده شدگی است. زن در چنین ساختاری، تقاطع وگرهگاه ستم است. اوست که اگر به پاخیزد، تمامی اشکال ستم را می‌تکاند.

🌸«چیزی برای از دست دادن نداشتن»، خصلتی زنانه است؛ چراکه زنان در قعر سلسله‌مراتب قدرت و امتیازات اجتماعی قرار دارند، به همین دلیل وحشت از زن، همواره وجود داشته و زن شیطان، ساحره یا دیوانه خوانده می‌شود؛ چراکه برای آب از سرگذشتگان، هرگونه اقدام برای بازپسگیری حقوقی که برای ذره ذره آن به بهای جان‌شان جنگیده‌اند، و تلاش برای بازگرداندن آنان به جایگاه پیشین، به منزله معامله بر سر خون هم‌نوعانشان خواهد بود. همانان که رفتند اما مشعل مقاومت زنانه را به دست خواهران خود سپردند.

✒️برای آنان که سخت غرق در امتیازات پدرسالارانه‌اند، زمزمه خواهرانه‌ی آب‌از سرگذشتگان که می‌خوانند «به جای او به قلب من بزن..» همچون اعلام خطر شورش ساحرگان خواهد بود.

پاشنه‌آشیل دیکتاتوری جوامع پدرسالار، زن است و این زنان بوده‌اند که صدای زنگ دموکراسی را در جامعه ایران به صدا درآورده‌اند.


به لحاظ اجتماعی، برای جامعه‌ای که زن بودن، جرمی نانوشته محسوب می‌شود، زنی که باصلابت و شجاعت، از زن بودنش، از اعلام فمینیست بودنش، انقلاب فمینیستی و تتوی نماد آن بر تاروپود بدنش ابایی ندارد، شوک بزرگی در بازتعریف مفهوم زن و زنانگی بر جامعه است. زن که تاکنون نیازمند قیم و منجی شناخته‌ می‌شد اکنون مستقلاً ترانه آزادی را نه تنها برای خود بلکه برای رهایی جمعی می‌سراید.

✒️نواخته شدن ترانه آزادی توسط یک زن، مایه نگرانی دو گروه عمده شده است: دسته اول، دلواپسان خدشه‌دار شدن چهره منجی قهرمان مرد و دسته دوم محافظه‌کارانی که زنان دغدغه‌مند آزادی را لشکر سلیطه‌گان می‌خوانند که سودای عصیان، تمرد و اشاعه فرهنگ هرزگی دارند. آنان که آزادی زن را مصادف با هرزگی و آزادی مرد را مصادف با قاعده اجتماعی تعریف کرده‌اند. اما اکنون زنان درحال مبارزه روزمره برای بازپسگیری مفهوم آزادی از چنگال لغت‌نامه‌های مردنوشت و بازتعریف آن هستند.

ترانه، صدای فریاد زن از قعر تاریخ است او با صدای رسا می‌گوید من زنم، اینجا کشور من است، من هستم، خواهم بود، تنها نیستم بیشمارم، حذف‌شدنی نیستم، من خودِ تاریخ، فرهنگ و سیاستم. بدن من، نقش‌ونگارهای پوست بدنم، میدان مبارزه سیاسی است. زندانی می‌شوم اما همچنان می‌پرسم زندانبان! حقیقت چیست؟ چه کسی خطاکار است؟ ملاک حق و باطل میله‌های زندان است یا وجدان جمعی؟

🔴این سوال از حقانیت و زن بودن، جامعه را بشدت درگیر ساخته است. تن‌مان ارزانی زندان‌های شما، اما افکار، به زنجیر کشیده نمی‌شوند و همین یک پرسش از حقیقت کافی است تا شهر، سرود زن شود.

#زن_زندگی_آزادی

ادامه مطلب


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

😀🎬 تمامی فیلم‌های فمینیستی کانال جامعه‌شناسی زن روز به همراه تحلیل آن‌ها به کانال زیر انتقال یافتند.


🔗
/channel/+pJ5JKb7UcYEyYmQ0

Читать полностью…
Subscribe to a channel