1121
◽عباس(حنیف) نعیمی جورشری ▫️دکترای جامعه شناسی ▫️پژوهشگر، شاعر، معلم و مدرس دانشگاه آثار: جریان شناسی سیاسی جنبش جنگل_۱۳۹۱ اصلاح طلبی ناکام_۱۳۹۷ حیات اجتماعی هنر_۱۴۰۰ شعر: عاشقانه های یک جامعه شناس_۱۳۹۱ قرارمان سر فروردین_۱۳۹۸ ارتباط: @dr_hanifnaeemi
🔻ارزیابی یک اتهام سیاسی؛
آیا میرزا کوچک تجزیه طلب بود؟!
➖ عباس نعیمی جورشری
| جامعه شناس، مولف کتاب جریان شناسی سیاسی جنبش جنگل
| انصاف نیوز _ ۱۰ آذر ۰۴
▪️از جمله شاخص ترین جنبش های تاریخ معاصر ایران همانا جنبش جنگل است. رهبر سیاسی-نظامی این جنبش هفت ساله، کوچک خان ملقب به «میرزا» بوده که پیشتر در زمره مشروطه خواهان قرار داشت. سالهای اخیر عمدتاً در فضای مجازی گزاره ها و مطالبی با اتهام تجزیه طلبی کوچک خان منتشر و بازنشر می شود. این مطالب با بهره گیری از نارضایتی های اجتماعی، گزاره هایی را مطرح می نمایند که عمدتاً فاقد ارجاعات پژوهشی دقیق است. لذا می توان با تکیه بر اسناد و آثار تحقیقاتی پرسید آیا میرزا کوچک جنگلی فردی تجزبه طلب بوده است؟ نگارنده پیشتر طی آثاری (مکتوب و شفاهی) به واکاوی اسنادی این موضوع پرداخته است. حال از زاویه ای دیگر به ارزیابی تحلیلی این گزاره پرداخته خواهد شد.
۱. اسناد جنبش جنگل مهمترین ستون استدلال تاریخی است. در این راستا آرشیو متنوع اسناد شامل نامه نگاری ها، گزارشات، ارگان، بیانیه ها و منشورها در دسترس است و می توان به آنها ارجاع داشت. در اینجا به چند نمونه اکتفا می شود. سه سند کلیدی که نشان میدهد میرزا کوچکخان تجزیه طلب نبوده است. اهمیت این اسناد در این است که از زبان خود میرزا و رهبران جنگل است و هیچ برداشت پسینی یا ایدئولوژیک نیست.
۱.۱. نامه میرزا کوچکخان به نماینده دولت تهران (۱۳۳۶ق / ۱۹۱۸م)
این نامه یکی از روشنترین شواهد نفی تجزیهطلبی است. محتوا و گزارههای اصلی نامه عبارت است از اینکه میرزا صریحاً اعلام میکند که هدفش جدایی نیست. او مینویسد (نقل به مضمون دقیق):
«ما استقلال ایران را میخواهیم، نه جدایی گیلان را.»
این گزاره تنها شعار نیست؛ در منطق سیاسی آن دوره، «استقلال ایران» یعنی مقابله با نفوذ روس و انگلیس، نه جداسازی یک استان.
او دولت مرکزی را به رسمیت میشناسد ولی آن را منحرف میداند. میرزا در این نامه میگوید مشکلش «بیعدالتی»، «تسلط اجانب» و «فساد حکام» است، نه اصل «ایران واحد».
در عین حال او از دولت مرکزی میخواهد که نیرو نفرستد اما میگوید اگر عدالت برقرار شود، ما تابع قانون مشروطه هستیم.
این نکته بسیار مهم است. تجزیهطلب اساساً تابعیت مشروطه و قانون اساسی را قبول ندارد. اما میرزا صریحاً میگوید:
«ما به مشروطه وفاداریم.»
۱.۲. اساسنامهها و بیانیههای «هیئت اتحاد اسلام» و «جمهوری» جنگل
در بسیاری از بحثها تصور میشود اینکه «جمهوری گیلان» یا «حکومت جمهوری» شکل گرفت، یعنی تمایل به استقلال.
اما اسناد جنبش چیز دیگری میگویند.
در هیچ سند رسمی، واحد سیاسی گیلان به عنوان «کشور» تعریف نشده. عنوانها همیشه اینها بوده است:
«هیئت اتحاد اسلام»
«نهضت جنگل»
«حکومت جمهوری»
«جمهوری ایران در گیلان»
این دقیقاً مثل «جمهوری فرانسه در الجزایر» یا «جمهوری شوروی در باکو» نیست؛ اسم رسمی، جمهوری ایران است که به ناچار در گیلان تشکیل شده چون فقط آنجا پایگاه داشتهاند.
هیچکجا مرز سیاسی گیلان تعیین نمیشود. این یک شاخص اساسی است. وقتی دولت مستقل اعلام میشود، مرز تعریف میشود.
اما جنگل؛
مرز تعیین نمیکند.
پرچم جدید تعریف نمیکند.
واحد حقوقی «گیلان» را بهعنوان کشور نمیشناسد.
تنها یک «حوزه عملیاتی» ذکر میشود: جنگلهای گیلان.
ساختار دولت جنگل کاملاً با دولتسازیهای تجزیهطلبانه تفاوت دارد. مجلس، دادگستری، وزارت خارجه و سفارتخانه طراحی نمیشود. تنها کمیتههای محلی و اجرایی موقت تشکیل میشود. این ساختار یک «جنبش مسلح سیاسی» است، نه یک «دولت مستقل».
۱.۳. نامه میرزا به لنین، روتشتین و مقامات شوروی
این نامه از حیث گفتمانی فوقالعاده مهم است. زیرا نقطه ای است که میرزا مستقیما با یک قدرت خارجی بزرگ صحبت میکند؛ اگر قصد او تجزیه بود، در اینجا بایستی درخواست حمایت خارجی و اعلام استقلال میکرد. اما دقیقاً برعکس است.
میرزا به شوروی مینویسد: «ما اجازه دخالت در تمامیت ارضی ایران را نمیدهیم.»
به لحاظ حقوق بینالملل، استفاده از عبارت «تمامیت ارضی ایران» به معنای پذیرش ایران واحد است. یک جریان تجزیهطلب اصلاً از این اصطلاح استفاده نمیکند.
خواستهٔ میرزا از شوروی همانا خروج نیروهایشان از بندر انزلی است.
این ثابت میکند که میرزا دنبال «استقلال گیلان» نیست، بلکه دنبال «پاکسازی منطقه از حضور خارجی» است. این عمل فقط از یک نیروی ملیگرا برمیآید، نه تجزیهطلب.
او در نامه تأکید میکند که هدف جنبش «استقلال، آزادی و عدالت برای ایران» است، نه برای «گیلان». اگر میرزا میخواست دولت مستقلی برای گیلان بسازد، باید از شوروی درخواست شناسایی دولت جدید میکرد. اما هیچ نشانی از چنین درخواستی در اسناد وجود ندارد. ...
📍متن کامل مقاله
📍ضمیمه فایل صوتی سخنرانی ۸ آذر
@abbasnaeemi
🔻آیا میرزا کوچک تجزیه طلب بود؟
| ارزیابی یک اتهام سیاسی
➖دکتر عباس نعیمی جورشری
| مولف کتاب جریان شناسی سیاسی جنبش جنگل
▪️محورهای اصلی بحث:
۱. اسناد؛ نامه به دولت مرکزی
۲. اسناد؛ منشورهای هیئت اتحاد اسلام و جمهوری شورایی
۳. اسناد؛ نامه به لنین و روتشتین
۴. واکاوی منطق ایدئولوژیک جنگل
۵. هویت گفتمانی کوچکخان
۶. سنت مشروطه خواهی و ایده جمهوری خواهی
۷. نقایص گزاره «تجزیه طلبی»
۸. سنت عملی میهن دوستی
📍پژوهشسرای آموزش و پرورش گیلان {رودبنه} با همکاری گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران | ۸ آذر ۰۴
پ.ن.
بحث تکمیلی سخنرانی و ضمایم آن را در مقاله منتشره بخوانید. 📍 لینک مقاله
🔻 آموزش و پرورش استان گیلان با همکاری گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران برگزار می کند:
🔴 نشست تخصصی
نهضت جنگل و مسئله ایران
👤 سخنران:
دکتر عباس نعیمی جورشری
نویسنده کتاب «جریان شناسی سیاسی جنبش جنگل»
📍شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴ _ ساعت ۹ صبح
پژوهشسرای آموزش و پرورش گیلان/ رودبنه
📍کانال رسمی گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
@sociologyoflaw
🚺 همزمان با روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، کلینیک حقوق زنان و خانواده کانون وکلای دادگستری گیلان با همکاری کمیسیون آموزش، نشست تخصصی با موضوع «نقدی بر پدیده زن کشی - بررسی تحلیلی ابعاد روانشناختی-جامعه شناختی و جرم شناختی خشونت علیه زنان با تاکید بر ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی» را برگزار مینماید.
🕘 زمان : سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۹:۳۰ صبح
📍 مکان : سالن همایش کانون وکلای دادگستری گیلان
مهمانان :
👤 دکتر هما ضرابی
روانپزشک/ دانشیار دانشگاه علم پزشکی گیلان (بازنشسته)
👤 دکتر عباس نعیمی جورشری
مدیر گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
پژوهشگر و مولف برتر کشور
👤 دکتر مریم عباچی
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد بین المللی انزلی
وکیل پایه یک دادگستری
✔️ شرکت در این دوره برای عموم وکلا و کارآموزان، آزاد و رایگان است
🌐 https://guilanbar.ir/?p=39374
⚖️ @GuilanBarOriginal
@abbasnaeemi
🔻درسگفتارهای جرم شناسی
➖ جلسه چهارم
▫️دکتر عباس نعیمی جورشری
📍مباحث اصلی
• رویکردهای سه گانه در مکاتب جرم شناسی جدید
• مکاتب علت شناسی
• جرم شناسی پویا
• نظریه رکلس
• بازدارنده های درونی
• بازدارنده های بیرونی
• نظریه فروید
• ID / Ego / Super Ego
@abbasnaeemi
🔻 مکاشفات اگزیستانسیالیستی
| برای مشروطه خانم
«مشروطه خانم» روی ایوان نشسته است.
از دور می بینمش؛
از دم در ورودی حیاط که تا خانه فاصله زیادی دارد.
- عصر است -
امروز بار سوم است که مسیرم را کج کرده ام تا به تنهایی اش سر بزنم.
گاهی کج کردن راه، مستقیم ترین صراط هاست.
مشروطه خانم توی باغ مشغول سبزی چیدن است.
- قبل ظهر است -
این سمت پرچین صدایش می کنم:
+ مامانی سلام
با محبت می گوید:
- سلام حنیف. الان کارم تموم میشه.
پیراهن بلند گلدار بر کوتاهی قدش نشسته
لچک بسته
آستین ها تا آرنج بالا رفته است.
تربچه های قرمز در سبد برق می زنند.
نور می دود.
معطل نمی کنم
می روم کمکش.
مشروطه خانم
توی هال نشسته است.
- شب است -
موهایش را حنا نهاده.
با خنده می گویم:
+ چقد بهت میاد «خوشگلِ لاکو»
آرام می خندد.
لای خنده، چروک های صورت پاکیزه اش نمایان است.
می گوید:
_اخه من پیرزن هفتاد ساله کجا خوشگلی دارم؟
می گویم:
+ عزیز دل من! تو زیباترینی!
چشم هایش ذوق می کند.
روزی که مشروطه خانم رفت
میانه ی پاییز بود، اواسط آبان.
گریه نکردم.
بابا حجت گریه کرد.
مامان منیژه گریه کرد.
عمه هاجر جانم گریه کرد.
همه گریه کردند.
من اما گریه نداشتم.
باران نیامد.
آفتاب بود.
ساکت شدم.
کودکی ام پیش چشمم زنده می شود.
با ب. و س. در حیاط مشغول بازی هستیم.
نوای مشروطه خانم از مجلس ختم انعام به گوش می رسد.
صوتش خوش است.
آیات را می خواند و باقی خانمها گاه همصدا تکرار می کنند.
چشمم را می بندم؛
لِّكُلِّ نَبَإࣲ مُّسۡتَقَرࣱّ وَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ | انعام. ۶۷
مشروطه خانم که رفت.
میانه ی پاییز بود.
همه گریه کردند.
گریه نکردم.
ساکت شدم.
فرو رفتم در چیزی که نامش را نمی دانستم.
فقدان،
گاه چگالی سنگین هستی ماست.
در آیین شینتو مفهومی وجود دارد به تلفظ
«سیجاکو نُ کوئه»
یعنی لحظه ای که هیچ صدایی نیست اما درونت پر از گفتگوست.
سقراط بزرگ می گفت:
مرگ وجود ندارد!
مولوی درونم تأکید می کند:
«کِی ز مردن کم» شدیم؟
انگشتم را بر پوست مفاهیم می کشم.
جهان، درون ماست.
بعداً است.
خیلی شب است.
آرام
چشم دوخته ام به ..
حالا که برخلاف آن قدیم ها، دیگر بلد شده ام گریستن را.
صدای چاوشی می آید:
و من فرو رفتم به قعر دریاها ...
بله.
مشروطه خانم!
تو سالهاست رفته ای
من اما
هنوز نیاز دارم درباره چیزهایی با تو مشورت کنم
حال که روحم خونریزی دارد.
حال که نیستی
تا
- روی ایوانی که نیست
پشت نرده هایی که نیست
رو به حیاطی که نیست -
بنشینی
موهایت را «دوته» کنم.
بگویی:
حنیف چی شده؟
و من
از آن برایت بگویم که هرگز با کسی نگفته ام.
➖عباس نعیمی جورشری
| شنبه ۱۷ آبان ۰۴
@abbasnaeemi
🎼 برای زادروز لیدی موسیقی کلاسیک
➖الوندرا دلا پارا
• قطعه ای از سمفونی شماره ۹ گوستاو مالر
تصویری موسیقیایی از رنج آدمی
آنجا که
به رستگاری رسیده است.
➖عباس نعیمی جورشری
| جمعه _ ۹ آبان ۰۴
@abbasnaeemi
🔻درسگفتارهای جرم شناسی
➖ جلسه دوم
▫️دکتر عباس نعیمی جورشری
📍مباحث اصلی
• اهداف جرم شناسی:
/ کشف علل جرم
/ مهار و کنترل جرم
• جرم شناسی کلان
• جرم شناسی خرد
• جرم شناسی نظری
•جرم شناسی کاربردی
@abbasnaeemi
🔻 داستان تراژیک مدرک گرایی در ایران
➖گفتگوی ایرنا با دکتر عباس نعیمی جورشری ، جامعه شناس | ۲۳ مهر ۰۴
تهران- ایرنا- «عباس نعیمی جورشری» معتقد است: مدرکگرایی در ایران کیفیت نظام آموزش عالی را در سه سطح نهادی، فرهنگی و اخلاقی کاهش داده و دانشگاه را به بازاری برای رتبه و عنوان تبدیل کرده است؛ در چنین ساختاری، استادان فاضل و دانشجویان جویای حقیقت کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
امروزه آموزش عالی بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه جوامع قرار دارد؛ چراکه نقشی اساسی در تربیت نیروی انسانی متخصص و توانمند و پیوندی مستقیم با مسیر توسعه کشور ایفا میکند. بیتردید سیاستگذاری در این عرصه باید بسترساز ارتقای کیفیت نظام آموزش عالی، افزایش بهرهوری دانشگاهها، ایجاد توازن میان رشد کمی و کیفی، گسترش کمّی هوشمندانه، پاسخگویی به تحولات علمی جهانی، تضمین استقلال دانشگاهها و نیز انطباق آموزشها با نیازهای بازار کار و اشتغال دانشآموختگان باشد. این حوزه اما مجموعهای از مسائل همچون رشد کمّی دانشگاهها و تأسیس دانشگاههای آزاد و غیرانتفاعی، آموزش از راه دور، استقلال دانشگاهها، مدرکگرایی، تناسب رشتهها با نیازهای جامعه و بازار کار و غیره داشته و دارد.
در ادامه چالشهای آموزش عالی، پژوهشگر ایرنا به گفتوگو با «عباس نعیمی جورشری» جامعه شناس و مدرس دانشگاه پرداخته است که در ادامه مشروح آن را میخوانیم.
📍برش ها
🔴 در ایران مدرک بهعنوان یک ابزار مشروعیت استفاده شده است؛
ابزار مشروعیت اداری و منزلتی در استخدامهای دولتی و حتی در بخش خصوصی.
این امر یعنی اولویت مدرک بر مهارت، یا در واقع ابزار مشروعیتبخشی اداری و منزلتی، باعث شده است که مدارک تحصیلی بهعنوان یک سرمایه بروکراتیک به چشم بیایند.
🔴 انسان دانشگاهی به جای آنکه فاعل اخلاقی باشد، عملاً مصرفکننده نماد دانایی میشود.
بنابراین آن خردگرایی و دانایی عملاً حذف میگردد و فرد تبدیل به مصرفکننده نماد دانایی میشوید، نه خودِ دانایی.
🔴 دانشگاه ابزار بازتولید منزلت شده است.
یعنی نه صرفاً نهاد تولید علم، بلکه جایی که منزلت اجتماعی و طبقه اجتماعی را بازتولید میکند.
بنابراین تحصیلکردگی بهعنوان یک نماد، یک نشانه برای تمایز طبقاتی استفاده میشود.
🔴 در سنت ارسطویی، دانایی واقعی همان فرونسیس است؛ یعنی توانایی تشخیص خیر در عمل ( phronesis ).
مدرکگرایی این توانایی را عمدتاً از میان برده است.
🔴 از حیث جامعهشناسی ، در شرایطی که بازار کار با نبود فرصتهای شغلی مواجه است، ادامه تحصیل به یک استراتژی بدل شد.
استراتژی چه چیزی؟
استراتژی تعویق، استراتژی امید!
امید به چه چیزی؟ امید به منزلت.
🔴 از نظر فلسفه اخلاق این پدیده نشانه انحطاط فضیلت دانایی است؛
یعنی دانشگاه از مسیر خیر و خرد خارج شده و در خدمت قدرت، ثروت یا شأنیت قرار گرفته است.
🔴 مدرکگرایی در ایران درهمتنیدگی سه بحران است که من اینطور نام می نهم:
۱. بحران در نظام نهادی، یعنی سیاست آموزشیِ کمیگرا
۲. بحران در نظام معیشتی، یعنی فشار اجتماعی و اقتصادی
۳. بحران در نظام اخلاقی، یعنی انحطاط فضیلت دانایی
🔴 نهادهایی که در خدمت فضیلت نیستند، ارزشهای ابزاری را جایگزین میکنند. در ایران این اتفاق افتاده است؛
نهاد دانشگاه از practice به institution صرف بدل شده است.
حفظ ظاهر، تولید مدرک و سنجش کمی جای اصالت علمی را گرفته است.
🔴 از دهه ۱۳۷۰ به بعد، سیاستهای آموزش عالی بر پایه گسترش کمیِ دانشگاهها بود.
شامل افزایش تعداد دانشگاهها از حدود ۵۰ مرکز در اوایل انقلاب به بیش از ۲۱۰۰ مؤسسه در دهه ۱۴۰۰
یا
توسعه دانشگاه آزاد و پیامنور، بدون تناسب با نیاز بازار کار
یا
مثلاً ارزیابی نظام آموزش بر اساس صدور مقالات، دانشجو و مدرک صادرشده.
🔴 با دیدگاه اخلاق فضیلتگرا، دانشگاه باید نهادی برای پرورش فضیلت عقلانی و اخلاقی باشد؛
جایی که انسان به واسطه دانایی به «خیر مشترک» نزدیک شود. اما مدرکگرایی این نهاد را از درون تهی کرده است.
در نتیجه
میان دانایی و خیر، گسست ایجاد شده است.
🔴 بحران هویت در نقش دانشگاه؛
دانشگاه ایرانی در وضعیت کنونی میان سه نقش در نوسان است:
۱. کارخانهای برای تولید مدارک تحصیلی
۲. بازاری برای منزلت اجتماعی
۳. پناهگاهی تعزیری برای بیکاران
🔴 جامعهای که علم را ابزار قدرت میبیند، ناگزیر به سمت تظاهر و مدرکگرایی حرکت میکند لذا نسل جدیدش را به سوی پوچی سوق خواهد داد.
راه برونرفت از این چرخه، بازگشت به فضیلت دانایی است.
📍متن کامل گفتگو را در لینک زیر بخوانید:
@abbasnaeemi
🔻بازتولید خشونت در «مغزهای کوچک زنگ زده»؛ تأملی جامعهشناختی و حقوقی بر یک روایت سینمایی
➖ دکتر عباس نعیمی جورشری | جامعه شناس
➖ دکتر آیلین دائمی | حقوقدان
▪️ فصلنامه بین المللی ماهگرفتگی | شماره دهم
🔴 مقدمه
فیلم مغز های کوچک زنگ زده ساخته هومن سیدی (۱۳۹۶)، قصه پسری را روایت می کند که می خواهد کسی شود و در مقابل خانواده و برادر بزرگترش به هویتی برسد. در مسیر داستان متوجه می شویم، شاهین (نوید محمد زاده) فردی است که توسط خانواده ای به سرپرستی گرفته شده، خانواده ای که برای او کانونی گرم بوجود نیاوردند و او را مورد آزار جسمی و روحی فراوانی از جمله داغ کردن پیشانی، ضرب و جرح، توهین و انواع خشونت ها قرار داده اند، این خانواده دارای پسری به نام شکور (فرهاد اصلانی)، است که او به صورت پنهانی کودکانی را که در خانواده های فقیر هستند، خریداری می کند و یا کودکان بی سرپرست را جمع آوری می کند و در قبال دادن خرجی، آنها را مورد بهره کشی قرار می دهد و در مسیر خلاف وارد می کند، کودکانی که در شرایط تأسف باری از لحاظ بهداشتی و تغذیه قرار داشته و به نحوی اوباش و لات منش تربیت می شوند، در واقع شکور که به عنوان پدر خوانده برای این کودکان ایفای نقش می کند و نقش چوپان را اعمال می کند، شرایط یکسانی را در خانه برای پدر (فرید سجاد حسینی)، مادر (لادن ژاوه وند) و خواهرش شهره (مرجان اتفاقیان) و برادر کوچکترش شهروز (امیر ارسلان یعقوبی)، که از او الگو برداری می کند و همچنین شاهین، اعمال می کند و در نهایت با دستگیری شکور و شهروز و راه های فراری که برای شهروز، برادر کوچک آنها فراهم می شود، این قصه تکرار خواهد شد.
در آغاز و انجام فیلم مغزها، عبارتی راه گشا نمایان است (میگن اگه چوپان نباشه، گوسفند ها تلف می شن، یا گم می شن یا گرگ بهشون میزنه، یا از گرسنگی می میرن، چون مغز ندارن، هر کس که مغز نداره به چوپان احتیاج داره، یک چوپان دلسوز)، بنابراین در یک نگاه کلی و با تأکید بر روایت سینمایی این فیلم، به روی مغز داشتن یا نداشتن و نسبت آن با پدر و همچنین منطقی که میل پدرانه را در فرزند تولید می کند، فرزندی که در چرخه ی بی پایان دلالت های میل، در جستجو قدرت یابی پدرسالارانه خواهد بود یافت می شود، تأکید بر واژه مغز به جای فکر، نمایانگر تأکید بر ویژگی های مادی و زیستن انسان به جای اندیشیدن است و فیلم به جای سلطه چوپان (پدر) بر ذهن و زبان دیگری، از سلطه بر بدن دیگری، یعنی سلطه بر آزادی های تن کودک برای رسیدن به اهداف سودجویانه پدرخوانده و بکارگیری کودکان بیشماری برای کار و فعالیت های صنعتی مواد مخدر سخن می گوید، کودکانی که تسلیم تصمیمات پدرسالارانه ای هستند که برای زیستن و فکر کردن آنها توسط پدرخوانده داستان اتفاق می افتد. بنا بدانچه رفت با یک روایت سینمایی مواجه هستیم که ریشه در زمین واقعیت های اجتماعی ایران دارد. در این راستا می توان از دو سطح تحلیل جامعه شناسی و حقوق یاری جست و به ارزیابی روایت پرداخت.
🔴 الف. سطح جامعه شناختی تحلیل
زمینه ورود جامعه شناسانه به ارزیابی مغزهای کوچک زنگ زده را می توان حداقل از پنج زاویه ردیابی کرد. این موارد عبارتند از:
• حاشیه نشینی و طرد اجتماعی،
• نظم حاشیهای و سرمایه نمادین خشونت،
• بحران قانون و مشروعیت آن،
• انحلال نهاد بنیادین اجتماعی،
• خشونت به مثابه زبان غالب.
هر کدام این موارد را می توان در مشروح زیر واکاوی نمود.
🔴 ۱. حاشیهنشینی و طرد اجتماعی: فضاهای تهیشده از نهاد
حاشیهنشینی در جامعهشناسی تنها به معنای موقعیت جغرافیایی نیست، بلکه به معنای طرد سیستماتیک گروههایی از دسترسی به منابع، فرصتها، و امنیت اجتماعی است. نظریهپردازانی چون ویلیام جولیوس ویلسن و لوئیک وکانت نشان دادهاند که در دوره پسافوردیستی، دولتهای رفاه عقبنشینی میکنند و طبقات فرودست به تدریج به سمت طرد فضایی، اقتصادی، و نهادی سوق داده میشوند.
در فیلم مغزهای کوچک زنگزده، محلهای را میبینیم که در آن هیچکدام از نهادهای کلاسیک جامعه (مدرسه، دادگاه، درمانگاه، مرکز خدمات اجتماعی، شهرداری یا حتی مسجد) حضور ندارند. افراد نه شغل دارند، نه بیمه، نه امید به پیشرفت. در این وضعیت: جوانها به خلاف، اعتیاد، و درگیری کشیده میشوند. زنان به بردگان خاموش خشونت بدل شدهاند. والدین یا غایباند یا بیاثر. این دقیقاً همان چیزیست که وکانت آن را «فضاهای پسا-نهادی» مینامد: مکانهایی که دولت از آن عقبنشینی کرده و میدان را به خشونت، ترس و بقا سپرده است.
📍متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید
📍لینک دانلود مجله PDF
@abbasnaeemi
🔻صلح فقط نبود جنگ نیست، بلکه رفاه، عدالت و امید اجتماعی است!
➖ گفتگوی فصلنامه قدم نو با دکتر عباس نعیمی جورشری به بهانه روز جهانی صلح /شماره ۳
▫️صلح ابتدا یک تجربه درونی و اخلاقی است.
▫️صلح پایدار را با روح حریص بشری و کمبود منابع، در تضاد می دانم. این بدبینی ناشی از ساختارگرایی جامعهشناختی است بااینحال به فضیلت گرایی کانتی نیز پایبندی فلسفی دارم.
🔴 بعنوان مقدمه گفتوگو به مناسبت روز جهانی صلح می خواستم بپرسم چرا صلح ، بیش از هر زمان دیگری ، یک ضرورت جهانی است؟
◾عواملی چند برای پاسخ جامع به این پرسش کلی وجود دارد.
اول. بحران زیستمحیطی و اقلیمی
جنگ و خشونت جمعی امروز نه فقط انسانها، بلکه بستر زندگیاشان(آب، هوا، خاک، انرژی) را نابود میکند. در شرایطی که جهان با تغییرات اقلیمی، کمبود آب و بحران انرژی روبهرو است، هیچ جامعهای توان تخریب مضاعف منابع را ندارد. لذا صلح پیششرط زیستپذیری زمین شده.
دوم. جهانیشدن و پیوند متقابل اقتصادها
یعنی اقتصاد کشورها بهشدت به هم گره خورده است. جنگ در یک نقطه، بهسرعت کل نظام اقتصادی جهانی را متأثر میکند (مثل تأثیر جنگ اوکراین بر انرژی و غلات). به همین دلیل صلح دیگر مسأله یک کشور نیست، بلکه کالای عمومی جهانی شده است.
سوم. تسلط فناوریهای کشتار جمعی
با پیشرفت سلاحهای هستهای، بیولوژیک و هوش مصنوعی نظامی، هر درگیری میتواند به فاجعهای برگشتناپذیر تبدیل شود. از این جهت می توان گفت صلح، نه یک انتخاب اخلاقی بلکه تنها راه بقای بشر است.
چهارم. مهاجرتها و جابهجاییهای اجباری جمعیت
جنگها میلیونها نفر را وادار به ترک خانه و کشورشان میکند. این موجهای مهاجرتی، نه فقط بحران انسانی، بلکه بیثباتی سیاسی و اجتماعی در مناطق مختلف جهان ایجاد خواهد کرد. از این جهت صلح یعنی کاهش رنج و امکان زیست شرافتمندانه برای انسانها.
پنجم. فشردگی زمان و مکان در عصر اطلاعات
امروز خشونت و جنگ در لحظه، به صورت جهانی دیده و تجربه میشود. همین امر همبستگی عاطفی و اخلاقی جدیدی میان ملتها پدید آورده که صلح را به یک مطالبه عمومی جهانی تبدیل کرده است.
ششم. چرخش گفتمانی از سلطه به همزیستی.
بسیاری از فیلسوفان و جامعهشناسان معاصر (از هابرماس تا گالتونگ) بر این وجه تأکید دارند که صلح صرفاً نبود جنگ نیست، بلکه ساختن ساختارهای عادلانه، رفع نابرابریها و گفتوگوی میان فرهنگهاست. من از این منظر به بحث صبح تاکید ژرف دارم.
🔴 صلح واقعی از کجا آغاز میشود؟ آیا تنها بهمعنای نبود جنگ است؟ صلح واقعی از کجا آغاز میشود؟ ...
@abbasnaeemi
📍لینک متن کامل مصاحبه
🔻فروپاشی اقتدار سنتی در خانواده ایرانی
از دو منظر جامعهشناسی و حقوق
➖دکتر عباس نعیمی جورشری
| ماهنامه تجربه _ شماره ۴۳
🔴 خانواده در فرهنگ ایرانی همواره جایگاهی بنیادین داشته است. در گذشته ی هزاره ای، خانواده نهتنها یک نهاد عاطفی، بلکه یک واحد اقتصادی و اجتماعی بود. در چنین ساختاری، پدر یا بزرگ خانواده، اقتداری بیچونوچرا داشت. این اقتدار نهفقط در عرف و سنت، بلکه در قوانین رسمی کشور نیز تثبیت شده بود.
اما امروز، شاهد تحولی بنیادین هستیم: اقتدار سنتی در خانواده ایرانی رو به افول و فروپاشی گذاشته است. نسل جدید دیگر اطاعت مطلق را نمیپذیرد، زنان خواهان مشارکت در تصمیم گیری ها هستند، حتی خود قانون نیز ناچار شده در برابر تغییرات اجتماعی انعطاف نشان دهد.
در این جستار، تحولات خانواده ایرانی از حیث اقتدار و مناسبات قدرت شرح داده خواهد شد. مدعای اصلی نگارنده، موقعیت اقتدار سنتی بوده که در حال فروپاشی و رو به افول است.
اما وصف این موقعیت چیست؟
تغییرات به کدام سو تمایل دارد؟
در این راستا و با تکیه بر دو علم جامعهشناسی و حقوق می توان به نکات زیر نظر داشت.
🔴 بخش اول: تأملات جامعهشناختی
۱. تغییرات ساختاری
الف. شهرنشینی و مدرنیزاسیون: در دهه ۱۳۳۰، بیش از ۷۰ درصد جمعیت ایران در روستاها زندگی میکردند. امروز بیش از ۷۵ درصد شهرنشیناند. این تحول به معنای تغییر شکل خانواده از «گسترده» به «هستهای» است. در گذشته خانواده گسترده اقتدار پدر یا پدربزرگ را تقویت میکرد، اما در خانوادههای کوچکتر، این اقتدار فرو ریخته است.
ب. نقش اقتصادی زنان: بر اساس آمار، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در سال ۱۳۵۵ حدود ۹ درصد بود، اما امروز به حدود ۱۸ درصد رسیده است. دو برابر شدن این سهم باعث شد زنان از جایگاه صرفاً خانگی فاصله بگیرند و در تصمیمگیریهای خانوادگی نقش پررنگتری ایفا کنند.
۲. تغییرات فرهنگی
الف. افزایش تحصیلات زنان: امروز بیش از نیمی از دانشجویان کشور زن هستند. این امر سطح آگاهی و توانایی آنان را بالا برده و دیگر پذیرش «ریاست مطلق شوهر» با منطق و تجربه آنان سازگار نیست.
ب. رشد فردگرایی: فردیناند تونیس جامعهشناس آلمانی معتقد بود جوامع از «گمینشافت» یا اجتماع سنتی به «گزلشافت» یا اجتماع مدرن گذر میکنند. خانواده ایرانی نیز همین مسیر را طی میکند. افراد دیگر صرفاً در نقش «فرزند» یا «همسر» تعریف نمیشوند، بلکه بهعنوان «فرد» با حقوق مستقل مطرحاند.
پ. تأثیر رسانه و فضای مجازی: امروز یک نوجوان ایرانی در شبکههای اجتماعی الگوهای تازهای از روابط خانوادگی و زن و مرد میبیند؛ الگویی که با اطاعت بیچونوچرا فاصله دارد.
۳. پیامدهای اجتماعی
الف. افزایش تعارضات خانوادگی: در سال ۱۳۸۰ حدود ۷۵ هزار طلاق ثبت شد؛ در سال ۱۴۰۰ این رقم به بیش از ۱۸۰ هزار مورد رسید. نسبت طلاق به ازدواج از حدود ۱ به ۱۰ در دهه ۶۰، امروز به نزدیک ۱ به ۲ رسیده است.
ب. خشونت خانگی: پژوهشهای داخلی نشان میدهند بین ۳۰ تا ۶۰ درصد زنان ایرانی تجربهای از خشونت خانگی دارند. این آمار نشانهای از مقاومت در برابر اقتدار سنتی است. نکته آنکه خشونت علیه مردان نیز در شکل های خاص خود افزایش داشته است.
پ. ظهور خانوادههای جدید: در کلانشهرها شاهد «همباشی»، «خانوادههای تکوالدی» و «خانوادههای انتخابی» هستیم که همه بیانگر فروپاشی نظم سنتیاند.
🔴 بخش دوم: تأملات حقوقی
۱. اقتدار سنتی در قانون مدنی
قانون مدنی ایران که در سال ۱۳۱۳ تصویب شد، بهطور کامل در چارچوب پدرسالاری نوشته شد. در این راستا می توان به مواد زیر استناد نمود:
ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی:
«در روابط زوجین، ریاست خانواده از خصایص شوهر است.»
ماده ۱۱۸۰ قانون مدنی:
«طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود میباشد.»
ماده ۱۱۸۱ قانون مدنی:
«هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند.»
ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی (قبل از اصلاحات):
«مرد میتواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد.»
این مواد به روشنی نشان میدهند که اقتدار پدر و شوهر در قانون بهصورت مطلق تثبیت شده است. این تثبیت حقوقی خود بازنمایی امر تثبیت شده اجتماعی است که ریشه در حیات تاریخی دارد.
۲. اصلاحات پیش از انقلاب: قانون حمایت خانواده
دهه ۴۰ و ۵۰، نخستین اصلاحات جدی برای محدود کردن اقتدار سنتی صورت گرفت. برخی از نمودهای آن را می توان در مواد زیر رهیابی نمود: ...
@abbasnaeemi
📍متن کامل مقاله
🎼 #شعر_دکلمه
با من، تو نفس بکش که تجویز توام!
خالی ز جهان و سخت لبریز توام!
گٖیلانِ منی که تاٰسیاٰن است دِلم
من رَشْتْ ترین حالت پاٰییز توام!
پ.ن.۱
به بهانه پاییز که امروز آغاز شد. امروز بارانی گیلانِ جانم
پ.ن.۲
موسیقی: قطعه «ناگفته»
فیلم: «در دنیای تو ساعت چند است؟»
➖ عباس نعیمی جورشری/حنیف
| سه شنبه ۱ پاییز ۰۴
@abbasnaeemi
🔻 کنفرانس بینالمللی عصر صلح
۳۰ شهریور ۱۴۰۴ | ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۵
▪️سخنان مقدماتی مدیر علمی کنفرانس
➖دکتر عباس نعیمی جورشری
• لینک مجله صوتی کنفرانس
📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
@sociologyoflaw
🎼 #شعر_سپید
هرگز
چنان عاشق دیده ای
که دشمنش را؟
_ به سان برف
که بر شهریور _
من
آنگونه
دوستش داشته ام!
➖عباس نعیمی جورشری/حنیف
| ۲۸ شهریور ۰۴
| واپسین جمعه از فصل
@abbasnaeemi
🔻گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران به مناسبت هفته علوم اجتماعی و گرامیداشت یاد دکتر غلامحسین صدیقی برگزار می کند:
🔴 کنفرانس تخصصی نقد جامعه شناسی ایرانی
▪️با حضور:
▫️دکتر سعید معیدفر
▫️دکتر سید جواد میری
▫️دکتر بیدا میرحسینی
▫️دکتر حسن محدثی
▫️دکتر فهیمه نظری
▫️دکتر حمید عباداللهی
▫️دکتر حسین حجت پناه
▫️دکتر فریبا نظری
▫️دکتر کاوه فرهادی
▫️دکتر مهران صولتی
▫️دکتر سمانه سرکشیکیان
▫️دکتر منوچهر ثابتی
▫️دکتر وحیده موسوی
▫️دکتر علی نوری
▫️دکتر احمد فعال
➖مدیر علمی:
▫️ دکتر عباس نعیمی جورشری
📍سخنرانی ها در قالب مجله صوتی در کانال رسمی گروه جامعه شناسی حقوق منتشر خواهد شد.
▪️چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۴
کانال رسمی گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
@sociologyoflaw
🎼 Brahms Symphony No. 3 In F Major, Op. 90-3. Poco allegretto
▫️واپسین ساعات این آدینه را دعوتید به اثری درخشان از موسیقی کلاسیک
🎼 سمفونی شماره ۳ یوهانس برامس
سمفونی شماره ۳ در فا ماژور اپوس ۹۰ آفریده شده و سومین سمفونی تصنیف شده از برامس، آهنگساز آلمانی سبک رومانتیک است.
برامس این اثر را در تابستان سال ۱۸۸۳ در ویسبادن تقریباً ۶ سال بعد از اینکه سمفونی دومش را کامل کرد، نوشت. درخلال تعدادی از بزرگترین کارهایش مانند: ویولن کنسرتو، دو اوورتور و پیانو کنسرتو دوم.
نخستین اجرای آن در دسامبر ۱۸۸۳ با ارکستر فیلارمونیک وین و به رهبری هانس ریختر، صورتگرفت.
این سمفونی از بقیهٔ سمفونیهای برامس کوتاهتر اما عاطفیتر است.
➖ عباس نعیمی جورشری | ۷ آذر ۰۴
@abbasnaeemi
🔻زن کشی ساختاری
➖ دکتر عباس نعیمی جورشری
| نشست تخصصی منع خشونت علیه زنان؛ تحلیل ماده ۶۳۰ ق.م.ا
| کانون وکلای دادگستری گیلان
| ۴ آذر ۱۴۰۴ _ ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵
▪️00:00 سخنرانی
• پرسشهای بنیادین و سطح بندی بحث
• صفت ساختاری
• ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی
• فرض مالکیت مرد بر بدن زن
• فرض غیرت مردانه به عنوان منشأ مشروعیت
• فرض خودقضاوتی مرد
• فرهنگ آبرو؛ ناموس و سرمایه اخلاقی خانواده
• فوکو و سوژه سازی قدرت
• تفکیک مردسالاری از صفت مردان
• تقلیل گرایی فمینیسم
• مردان؛ قربانیان نقش خشونت ورز
• مردان؛ قربانیان نظام کیفری
• زن و مرد در اسارت نقش های ساختاری
• ناموس
• نگهبان ناموس
• هزینه زا بودن خروج از نقش ها
▪️37:00 پرسش و پاسخ
• هابیتوس
• تاریخ تاریک انسان اجتماعی
• در دفاع از اگزیستانسیالیسم عشق
• افلاطون، کی یر کگور ، فروم
• سهروردی: انسان چنان درجه ای از نور
@abbasnaeemi
🔻ذکر بر دار کردن حسنک وزیر
و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند، چنانکه پایهایش همه فروتراشید و خشک شد، چنانکه اثری نماند تا بدستور فرو گرفتند و دفن کردند، چنانکه کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست.
و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند، چون بشنید، جزعی نکرد، چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست بدرد، چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند؛
پس گفت:
بزرگا مردا که این پسرم بود!
که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان.
و ماتم پسر سخت نیکو بداشت، و هر خردمند که این بشنید، بپسندید.
و جای آن بود.
➖ تاریخ بیهقی | مجلد ششم. بخش ۲۸
@abbasnaeemi
🔻حاشیهای بر مقاله
ارزیابی نقادانه «مسئله اسپینوزا»
📍لینک مقاله
➖سجاد ثمرقندی | روانشناس
نقد ژرف و چندبُعدی استاد گرامی دکتر عباس نعیمی جورشری بر رمان «مسئله اسپینوزا» اثر اروین یالوم، که با دقتی کمنظیر به واکاوی ابعاد روایی، فلسفی، ارجاعی، تاریخی و روانشناختی اثر پرداخته، نقطهی آغازین ارزشمندی برای تأمل بیشتر است. این نقد به درستی نشان میدهد که چرا این اثر، با وجود کاستیهایش در بازنمایی عمیق نظام فلسفی اسپینوزا، در مقام یک متن رواندرمانگرانه موفق عمل میکند. نگارنده، با پذیرش کلیت این ارزیابی، بر آن است تا با بسط برخی از زوایای مطرحشده، پاسخی روانشناختی-اجتماعی به این پرسش محوری( دلیل اقبال گسترده به این کتاب) ارائه دهد و زمینههای گستردهتری از این پدیده را روشن سازد.
۱. بتوارگی نویسندگان و «ژستِ اندیشمندی»
نکتهی اولی که قابل بحث است،پدیدهی «بتسازی» از چهرههایی مانند یالوم، داستایفسکی و کامو و.. است.
این امر را میتوان از منظر روانشناسی فردی آدلر تحلیل کرد. افرادی که از «عقدهی حقارت» رنج میبرند، برای جبران این احساس، اغلب به دنبال کسب «اعتبار نمادین» هستند. خواندن آثار این نویسندگان بدون ضرورتِ درک عمق مفاهیمشان به یک «ژست» اجتماعی تبدیل شده که فرد را در جایگاه یک «روشنفکر» تثبیت میکند. در این حالت، کتاب نه به عنوان منبع معرفت، بلکه به عنوان یک نماد پایگاه اجتماعی مصرف میشود. این امر توضیح میدهد که چرا ممکن است مباحث فلسفی پیچیدهی اثر نادیده گرفته شود، در حالی که صرفِ در دست داشتن کتاب، «ارزش افزایی» روانی برای فرد به ارمغان میآورد.
۲. فشار جمع و «همرنگی کورکورانه»
دلیل دوم اقبال گسترده به چنین آثاری را باید در روانشناسی اجتماعی جستجو کرد. نظریهی «همنوایی» Solomon Asch به خوبی نشان میدهد که افراد برای اجتناب از طرد شدن یا متفاوت بودن، نظرات و رفتارهای گروه را (حتی اگر اشتباه باشد)میپذیرند. وقتی یک کتاب توسط «ترند»های رسانهای، توصیهی همکاران و همکلاسیها به یک «ضرورت فرهنگی» تبدیل میشود، بسیاری از افراد صرفاً به دلیل «هراس از قضاوت شدن» یا تمایل به «همرنگی با جماعت» به سمت آن میروند. این فرآیند، یک «بازخورد تقویتی» ایجاد میکند:
هرچه کتاب پرطرفدارتر شود، فشار برای خواندن آن بیشتر شده و در نتیجه، فروش و شهرت آن به شکل تصاعدی افزایش مییابد، فارغ از کیفیت ذاتی محتوایش.
۳. تقلیلگرایی: پل ارتباطی بین فلسفه و عامه پسندی.
نکتهی سوم به نقش«تقلیلگرایی» در همهپسند کردن مفاهیم سنگین فلسفی اشاره دارد. متون اصلی فلسفی برای مخاطب عام غیرقابل دسترس هستند. از دیدگاه من یالوم، به عنوان یک رواندرمانگرِ فلسفی، با تبدیل مفاهیم انتزاعی به دستورالعملهای عملی برای زندگی «چگونه در آشوب، آرامش داشته باشم؟» این شکاف را پر میکند. این تقلیل، اگرچه از منظر فلسفی خسارتبار است، اما از منظر رواندرمانی اگزیستانسیال یک موفقیت محسوب میشود. در واقع او فلسفه را به ابزاری برای حل بحرانهای روزمرهی وجودی بدل میکند. همانطور که آرون تی بک، فلسفه رواقیون را در قالب شناخت درمانی ارائه و اسکینر، تجربه گرایی جان لاک و دیوید هیوم را در شرطی سازی عامل توسعه داده است. حال اینکه این ابزارها به چه میزان، برای چه اشخاصی قابل استفاده و یا اثربخش هستند، بحث دیگری ست.
۴. دستکاری روایی: ابزاری در خدمت هدف درمانی
این نقد که یالوم وقایع و شخصیتها را دستکاری میکند،کاملاً وارد است. اما این کار او احتمالاً یک عاملیت آگاهانه است. یالوم در رمانهایش همانند «وقتی نیچه گریست» یک رواندرمانگر داستانپرداز است، نه یک مورخ. هدف او بازسازی دقیق تاریخ نیست، بلکه خلق یک فضای درمانی روایی است که در آن، اهداف نظری وجودگرایی به نمایش درآید. مقایسهی ایشان با آثار تارانتینو اگرچه ناهمگون برایم جذاب است؛اینکه هر دو هنرمند، از «تاریخ» به عنوان مادهی خام برای ساختن «افسانهای» استفاده میکنند که در خدمت یک بیانیهی بزرگتر (درمانی در یالوم/ انتقامجویانه در تارانتینو) قرار دارد. این تفکیک میان «یالومِ رماننویس» و «یالومِ رواندرمانگرِ آکادمیک» (که بنظر برای مواجه با آن باید به سراغ کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال او رفت) مرز بین کار ادبی-هنری او و اثر جدی و علمی اش را پر رنگ تر می کند
در پایان
باید از نگاه نقادانه و موشکافانهی استاد گرامی سپاسگزاری کرد. این نقد، به وضوح نشان داد که چگونه فلسفه، بنیانساز مکاتب رواندرمانی است. دریغ است که بسیاری از متخصصان روانشناس امروز، از غنای این سرچشمهی زایا غافل و بی بهره ماندهاند و در متون اصلی فلاسفه تعمق نمی کنند.
به راستی که «تا وقتی خورشید هست، چرا به شمع اکتفا کنیم؟» نقد حاضر، خود، پرتویی از آن خورشید است که ضرورت بازگشت به ریشههای فلسفی این رشته را برایمان روشن میسازد.
@abbasnaeemi
🔻آیا یالوم درست روایت می کند؟
| ارزیابی نقادانه «مسئله اسپینوزا»
➖عباس نعیمی جورشری | جامعهشناس و پژوهشگر
📍منتشر انصاف نیوز
🔴 «مسئله اسپینوزا» نوشته اروین. د. یالوم با عنوان اصلی The Spinoza Problem در سال ۲۰۱۲ در ایالات متحده منتشر شد و بر زندگی باروخ (بندیکت) اسپینوزا، فیلسوف نامدار هلندی تمرکز دارد. اکنون چندین ترجمه فارسی از این کتاب در دسترس است. ترجمه هایی که بارها تجدید چاپ شده و در لیست پرفروش های بازار کتاب ایران قرار گرفته اند. از این حیث لازم می آید با نگاهی نقادانه به قلم یالوم ورود نمود تا بلکه بتوان نشان داد مخاطب با چگونه اثری مواجه است. در این راستا می توان پرسید:
• ساختار روایی و ادبی کتاب چگونه است؟
• آیا یالوم تصویری دقیق از آرای اسپینوزا ارائه داده است؟
• مفاد تاریخی در این کتاب رعایت شده اند؟
• اساسا چه نسبتی میان فلسفه اسپینوزا و روان درمانی می توان برقرار نمود؟
🔴 الف. ساختار روایی
در مسئله اسپینوزا، یالوم ساختار روایی نسبتاً پیچیدهای را طراحی کرده که در ظاهر دوگانه است اما در عمق، میخواهد دو «جهان فکری» را روی هم انعکاس دهد:
جهان عقل و تساهل قرن هفدهم (اسپینوزا) در برابر جهان ایدئولوژی و نفرت قرن بیستم (نازیسم). نکات زیر در این راستا محل اعتناست:
۱. ساختار دوخطی؛
رمان بر دو خط زمانی کاملاً جدا استوار است شامل الف. قرن هفدهم: اسپینوزا و آمستردام و ب. قرن بیستم: آلمان نازی و آلفرد روزنبرگ. مشخصات این دو خط عبارتند از:
- خط قرن هفدهم؛
در این بخش، یالوم روایت زندگی اسپینوزا را در جامعهی یهودیان سِفارادی آمستردام دنبال میکند. ما از طریق گفتوگوهای او با فرانسیس ون دن انده (معلم سکولار و دموکرات) و کشیشان مسیحی و رهبران جامعه یهودی، شاهد شکلگیری تدریجی اندیشههای فلسفی او هستیم تا جایی که او به دلیل افکار آزاداندیشانهاش تکفیر (Cherem) میشود. در این خط، اسپینوزا شخصیتی است ساکت، آرام، متفکر، که یالوم تلاش میکند دروننگری و تنهایی او را نشان دهد اما بیشتر از فلسفهاش، اخلاق و منش انسانیاش برجسته میشود.
- خط قرن بیستم؛
در این بخش، یالوم وارد ذهن و زندگی آلفرد روزنبرگ میشود، یکی از ایدئولوگهای اصلی حزب نازی و نویسندهٔ اسطوره قرن بیستم.
روزنبرگ در جوانی (در ریگا) با آموزگاری یهودی آشنا میشود که از او کتابهایی از اسپینوزا معرفی میکند؛ این تجربه برایش نوعی وسواس ذهنی ایجاد میکند.
یالوم در ادامه نشان میدهد که چگونه روزنبرگ، هم از اسپینوزا متأثر است و هم از او متنفر؛ یعنی از یک یهودیِ خردگرا الهام میگیرد اما در نهایت ایدئولوژی نژادپرستانهاش با همان عقلگرایی در تضاد میافتد ...
📍متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید.
@abbasnaeemi
🔻درسگفتارهای جرم شناسی
➖ جلسه سوم
▫️دکتر عباس نعیمی جورشری
📍مباحث اصلی
• تئوری ها
• مکتب تحققی
• جبرگرایی
• مطالعات چزاره لمبروزو
• مطالعات انریکو فری
• مطالعات گارو فالو
• حالت خطرناک: حالات چهارگانه
@abbasnaeemi
🔻درسگفتارهای جرم شناسی
➖ جلسه اول
▫️دکتر عباس نعیمی جورشری
📍مباحث اصلی
• چیستی جرم
/ حقوق
/ جرم شناسی
• تفاوتهای چهارگانه جرم شناسی و حقوق کیفری
@abbasnaeemi
🎼 #شعر_سپید
من
اَزَلْ را
به ناٰم ملیٖحش آفریدم
اَبَدْ
عِشْقْ شد
نُقطِهْ ، نور .
➖ عباس نعیمی جورشری /حنیف
| جمعه ۲۵ مهر ۰۴
@abbasnaeemi
🎼 #شعر_سپید
مهتاب بود
بوسیدمش
اکنون
سالهاست
باران می بارد.
➖ عباس نعیمی جورشری/حنیف
| جمعه ۱۸ مهر ۰۴
@abbasnaeemi
🎼 #شعر_چهارپاره
دیرزمانی بود در اینجا چهارپاره منتشر نکرده بودم. حال در این واپسین ساعات از جمعه ای پائیزی، دعوتید به یک دکلمه ی تازه از چهارپاره ای نو
🔻گزارش مکتوب کنفرانس عصر صلح
➖روزنامه هم میهن | ۲ مهر ۰۴
فایل pdf
📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
@sociologyoflaw
🔻 کنفرانس بینالمللی عصر صلح
▫️پنل اول
🎙 عباس نعیمی جورشری
▪خشونت ساختاری و مسیرهای برونرفت برای صلح پایدار؛
ایده یابی تلفیقی از آرای گالتونگ، فوکو و آگامبن
▫️محورهای اصلی بحث:
• خشونت ساختاری
• گالتونگ؛ صلح مثبت و منفی
• فوکو؛ قدرت نهادینه و نرمال سازی هنجارها
• آگامبن؛ حیات برهنه و حالت استثنا
(چکیده
در بخش کامنت ها، پیوست شده است.)
📍مجله صوتی گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
➖۳۰ شهریور ۱۴۰۴ | ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۵
@abbasnaeemi
🔻کنفرانس بین المللی عصر صلح
🎧 مجله صوتی گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
➖۳۰ شهریور ۱۴۰۴ | ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۵
▪️۲۱ سپتامبر درحالی به عنوان روز جهانی صلح نام گذاری شده است که روابط بشری در سطوح خرد و کلان، شاهد خشونت های گسترده ای است. بر این اساس می توان از چیستی صلح و شرایط و موانع آن پرسش نمود. پرسش هایی که تکراری نمی شوند و در فرایند تحولات اجتماعی و سیاسی، هربار به شکلی بازتولید می گردند. خاصه بحران های اخیر خاورمیانه و مسئله ایران.
در این راستا کنفرانس بینالمللی عصر صلح در چهار پنل تدوین شده است تا بار دیگر با نگاهی دقیق تر به این سوژه بپردازد و از مختصات آن پرسش نماید. اینگونه مباحث در یک چیدمان منطق گرا از سطح فلسفه و ساختارهای اجتماعی آغاز می شود، به سطح فرهنگ و کنش گری مدنی ورود می نماید، آنگاه به سطح آموزش و خانواده وارد می گردد تا نهایتا در سطح چشم انداز جهانی صلح قرار گیرد.
در اینجا کوشیده شده محققان و کنشگران صلح با آرا و آثار متعدد دعوت گردند و طرح بحث داشته باشند تا دیدگاهی جامع تر ایجاد شود. جامعیتی که همواره می تواند وسیع و باز وسیع تر گردد.
با توجه به محدودیت های اینترنت و جهت دسترسی سهل شما به این مباحث، سخنرانی ها در قالب فایلهای صوتی کم حجم تنظیم شده است.
پاینده باد خرد و عشق
➖عباس نعیمی جورشری | مدیر علمی کنفرانس
📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
@sociologyoflaw
🔻گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران برگزار می کند:
کنفرانس بین المللی عصر صلح
◼️پنل ۱
فلسفه و ساختارهای اجتماعی
▫️محمدرضا نیکفر | فیلسوف | آلمان
فلسفه انتقادی، نسبت آزادی و صلح
▫️عباس نعیمی جورشری | جامعهشناس | ایران
خشونت ساختاری و صلح پایدار
◼️پنل ۲
فرهنگ و کنشگری مدنی
▫️مقصود فراستخواه | جامعهشناس | ایران
فرهنگ مدنی و آموزش صلح
▫️مینو مرتاضی لنگرودی | عضو خانه مادران صلح | ایران
کنشگری مدنی و صلح پایدار
▫️پروین شهبازی | روانشناس اجتماعی | هلند
جنبشهای صلح؛ زندگی برای همه
◼️پنل ۳
آموزش و خانواده
▫️سعید پیوندی | جامعهشناس | فرانسه
آموزش و فرهنگ مدنی
▫️سعید معیدفر | جامعهشناس | ایران
سرمایه اجتماعی، خانواده و صلح
▫️نیره توحیدی | جامعهشناس | آمریکا
برابری جنسیتی و امکان های صلح در خاورمیانه
◼️پنل ۴
چشمانداز جهانی
▫️لطفالله میثمی | فعال مدنی | ایران
تجربه جنبشهای ایران و امکان صلح جهانی
▫️علیرضا بهتویی | جامعهشناس | سوئد
نابرابری اجتماعی و چالشهای صلح
▫️عمادالدین باقی | پژوهشگر حقوق بشر | ایران
حقوق بشر و آشتی ملی
➖مدیر علمی کنفرانس: عباس نعیمی جورشری
@sociologyoflaw