abbasnaeemi | Unsorted

Telegram-канал abbasnaeemi - جامعه شناسی صلح

1121

◽عباس(حنیف) نعیمی جورشری ▫️دکترای جامعه شناسی ▫️پژوهشگر، شاعر، معلم و مدرس دانشگاه آثار: جریان شناسی سیاسی جنبش جنگل_۱۳۹۱ اصلاح طلبی ناکام_۱۳۹۷ حیات اجتماعی هنر_۱۴۰۰ شعر: عاشقانه های یک جامعه شناس_۱۳۹۱ قرارمان سر فروردین_۱۳۹۸ ارتباط: @dr_hanifnaeemi

Subscribe to a channel

جامعه شناسی صلح

مکاشفات شبانه


سمت ظهر است
ناگهان دلم برای مامان منیژه جانم تنگ می شود
برنامه ی عصر را عوض می کنم
می روم سمت لشت نشای عزیز

سر سفره نهار نشسته اند که می رسم.
حضرت مادر برایم برنج می کشد.

بابا حجت جانم می پرسد:
آقا حنیف چه خبر داری؟

لبخند می زنم می گویم:
قلبی!
خبر که زیاده
اما فکر کنم منظورت توافق و جنگه

می گوید:
آره. چی میشه؟

می گویم:
خبری ندارم. پیگیر نیستم.

با پرسش می گوید:
پس اینکه گفتی خبر زیاده؟!

حضرت مادر تأکید می کند:
خیره ایشاا...
چی شده؟

می گویم:
خیر که؟
آره
آره

با چشم ها و اشتیاق منتظرند
حرف بزنم.

نور از شیشه بند بلند هال
افتاده روی سفره
روی برنج ها
روی پارچ آب
انعکاس نور به زیبایی از شیشه پهن شده روی سفره

آهسته پاسخ می دهم:
اللّهُ نُورُ السَّمٰواتِ وَ الأَرْضِ
[خداوند نور آسمان ها و زمین است]

خیره نگاهم می کنند.


عصر است.
روزی دیگر است.
م. با قلب خوبش زنگ می زند.

با ذوق می گوید:
چه خبر آقای دکتر؟

با لبخند می گویم:
خبر مهم می خواین یا معمولی؟

با شوق می گوید:
اوه!
خبر مهم؟
وای چی شده؟

می گویم:
الله نور السموات و الارض!

ساکت است‌.
آن سوی خط ساکت است.
خفیف می گوید:
وای!

می گویم:
خبر از این مهمتر داریم؟
م. جان اصلا خبر اصلی همینه.
نیست؟
بقیه خبرها اصلا جعل هستند.
سایه هستند.
حقیقت خبرها در همین خبر است
چرا که داره از عشق خبر میده.
از عشق
عشق که نورش رو روی همه چی تابونده.
بر آسمان ها و بر زمین.
نمی بینیم.
کاش ببینیم.


بیدار می شوم.
چشم باز می کنم.
آفتاب صبح تیز است.
چشمم می افتد به فرش
به نور شرقی و سایه هایی از پرده
که افتاده روی گل های فرش.
انگار گل ها زیر نور رشد می کنند
گل ها زیر نور می رقصند.

باریکه های نور دوان و سیال بر فضا با من حرف می زنند.
شور دارند و با من نجوا می کنند:
همه ی معشوق ها رو رها کن.
در عشق غوطه ور شو!
رها کن
آدم ها رو، حرف ها رو، جدل ها رو، ناراستی ها رو رها کن.
رها
آغشته به عشق.
من در آغوش خودم نگهت می دارم.

نجوا می کنم درونم؛
نور کافی است مرا.


شب است.
خوابم نمی برد.
اصلا چرا باید خوابید
وقتی شب
اندک امکانی است برای خلوت
دور از همه
دور از همه در منشی ناب.
شب که برایم چنان آرام-گاه است.

عقربه های ساعت به سمت ۳ گام می گیرند.
سکوت نابی بر فضا حکمفرماست.
گاهی از خیابان اصلی خودرویی عبور می کند.
خانه شاید «تاریک» باشد اما «خاموش» نه!

بر تن خانه دست می کشم.
بر پوست و موهای زیبای خانه دست می کشم.
نوازشش می کنم.
می گویم:
می دانم
تو خاموش نیستی.
نور جاری است اینجا
بر من
در من
قبل و بعد و فوق من.
می دانم
او نور آسمان ها و زمین است.


دیر است.
در پاسخ به دکتر پ. می نویسم:
متوجهم
که شاید تکراری به نظر برسه
اما روح کلامم تکراری نیست؛
[نور السموات و الارض]

به سماع فکر می کنم.
ظاهراً هر دور، همان دور قبلی است.
اما به تعبیر فلسفیِ صدق؛
نه!
هر چرخ با چرخ قبلی متفاوت
اگرچه به ظاهر یک بروز و ظهور دارد.
هر دور در سماع
خبری نو دارد.

هر گردش یک گام بدیع است به سوی امر والا
به ژرفای درون
به اوج آگاهی.

و عاشق اینگونه است.


دکتر آ. می گوید:
آقای دکتر مطلب اخیرتون رو خوندم. خیلی خوب بود. اما باید دوباره بخونم. سنگین بود. یه جاهاییشو خوب متوجه نشدم. ترکیب فلسفه و جامعه‌شناسی بود گمونم.
کجاها سیر می کنید؟

می گویم:
فدای محبت شما
دوست عزیز من هستید.
این روزها که کمتر کسی دقیق می خونه، ارزشمنده که دقیق می خونید کلام و مقصودم رو.
مرسی.
زیاد مرسی.

می گوید:
چه خبر؟

مکث می کنم.
باز مکث.

می گویم:
خبر هست.
اما خارج از قلمرو مطالب علمیه.

چشم هایش گشاد می شود.
دست هایش را اشاره می کند:
مشتاقم بشنوم.
بفرمایید بشینید‌ لطفاً.

می گویم:
حافظ بیت عجیبی داره؛

دِل اَندر زُلفِ لیلیٖ بَند و کٰارِ عشقِ مَجنون کُن
که عٰاشِق را زیٖان دٰارد مقٰالاتِ خِردمَندی!



عباس نعیمی جورشری/ حنیف
| جمعه ۱۵ خرداد ۰۵ _ ۳ بامداد گیلان

@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

پیوست یادداشت

بحران وجدان سیاسی
درباره اخلاق مسئولیت و میراث سحابی

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

وطن خط قرمز ماست

🔻گفتگوی روزنامه ایران با عباس نعیمی جورشری درباره دیوارنویسی های شهری

• منتشر ۲۶ اردیبهشت ۰۵

https://irannewspaper.ir/9026/9


▪️ گروه گزارش / نیلوفر منصوری:

امروزه مثل دهه 50 و 60 شاهد دیوار نویسی هستیم. دیوارنوشته هایی که همگی لحن تند یا جنگی هم ندارند. گاهی شبیه یک یادداشت شخصی و گاهی طنزآمیز و کنایه دار است مثلا برای صلح دعا کنیم. شما به عنوان یک جامعه شناس، در روزهای پرتنش و حتی آتش بس چه دیدگاهی در این زمینه دارید؟ آیا آنها از یک زبان مشترک استفاده می کنند تا بتوانند تاب آوری را در این شرایط یادآوری کنند یا نگاه دیگری در این زمینه وجود دارد؟

▫️نعیمی جورشری:

با سپاس از دعوت شما برای گفت و گو ؛
به نظرم دیوارنویسی‌های این دوره، برخلاف دهه ۵۰ و ۶۰، صرفاً ابزاری برای اعلام موضع سیاسی یا دعوت به کنش جمعی نیستند. بخشی از آنها تبدیل شده‌اند به نوعی «بیان روزمره»؛ شکلی از حرف زدن در دل شهری که درگیر جنگ، فشار اقتصادی و فرسودگی سیاسی‌ - روانی است. از این منظر، دیوارها فقط سطحی برای نوشتن نیستند، بلکه به یکی از کانال‌های تخلیه احساسات جمعی، شوخی با ترس‌ها و ساختن معنای مشترک تبدیل شده‌اند.

این نوشته‌ها اغلب لحن تند ندارند، چون هدفشان بسیج سیاسی نیست؛ بیشتر نوعی تلاش برای حفظ «عادیّت» و بازسازی ارتباط انسانی در شرایطی است که زندگی مردم مدام دچار گسست و تنش می‌شود. جمله‌هایی مثل «برای صلح دعا کنیم» یا طنزهای کوتاه، شبیه پیام‌هایی هستند که افراد برای هم می‌گذارند تا بگویند: ما هنوز هستیم. هنوز می‌فهمیم. هنوز می‌خواهیم زندگی کنیم!

از منظر جامعه‌شناسی، من حداقل سه کارکرد مهم برای این زبان مشترک قائل هستم:

خلق همدلی عمومی:
بدین معنا که وقتی افراد نمی‌توانند در رسانه‌های رسمی یا شبکه‌های اجتماعی آزادانه حرف بزنند، دیوارنویسی به یک فضای مشترک تجربه و احساس تبدیل می‌شود. نوعی «گفت‌وگوی شهری» که در آن آدم‌ها بدون نام و چهره با هم ارتباط می‌گیرند.

تاب‌آوری در بحران ممتد:
دقت کنیم که طنز، کنایه، دعا یا یادداشت‌های شخصی، شیوه‌هایی برای مدیریت ترس و اضطراب هستند. این پیام‌ها تلاش برای یادآوری امید یا کاهش شدت خشونت نمادین محیط‌اند؛ نوعی ترمیم روانی جمعی.

بیان رنج و مقاومت بدون تقابل مستقیم:
به نظرم در وضعیتی که تنش‌ها بالاست، بیان مستقیم افکار و آراء اغلب خطرناک و حتی ناکارآمد می‌شود. بنابراین زبان به سمت استعاره، کنایه و جمله‌های کوتاه و نرم حرکت می‌کند. من این‌ گونه رفتاری را اشکال «مقاومت کم‌هزینه»‌ می نامم؛ این‌ها راه‌هایی هستند برای اعلام حضور بدون عبور از خطوط خطر.

به همین دلیل می‌توان گفت که این دیوارنوشته‌ها به یک زبان مشترک شهری بدل شده‌اند: زبانی که نه صرفاً سیاسی است، نه صرفاً شخصی؛ بلکه ترکیبی از هر دوست. زبانی که سعی می‌کند در دل بحران، حس مشارکت، همدلی و قابل زیستن بودن شهر را حفظ کند.

اگر از منظر یورگن هابرماس، فیلسوف-جامعه شناس مکتب انتقادی نگاه کنیم، شهر فقط یک فضای فیزیکی نیست، بلکه عرصه‌ای برای شکل‌گیری گفت‌وگوی عمومی است. وقتی کانال‌های رسمی گفت‌وگو محدود یا پرتنش می‌شوند، اشکال غیررسمی ارتباط—از جمله دیوارنویسی—می‌توانند به صورت‌های جایگزین «حوزه عمومی» بدل شوند. حوزه عمومی یا لفظ لاتین «آگورا» یکی از هسته های اصلی در دستگاه فکری من است که برای فرآیند دموکراتیزاسیون قویا از آن دفاع می کنم. در این بحث نیز جایگاه مهمی دارد.

در واقع، این نوشته‌ها به ما یادآوری می‌کنند که جامعه حتی در سخت‌ترین شرایط هم به دنبال راه‌هایی برای حرف زدن، معنا ساختن و زنده نگه داشتن پیوندهای انسانی است.

در این راستا معتقدم این امور فراتر از صرفاً «یادآوری تاب‌آوری» است. اگرچه این نوشته‌ها به تاب‌آوری کمک می‌کنند، اما این‌ها نه فقط یادآور تاب‌آوری، بلکه «خودِ فرایند تاب‌آوری» هستند. مردم فعالانه در حال خلق معنا، ابراز وجود و ارتباط با یکدیگر از طریق همین نمادهای شهری هستند. اگر در روح جامعه دقیق شویم چه می بینیم؟ این کنش‌ها، خودِ «سازوکار جامعه» برای بقا و انطباق در شرایط دشوار است.

▪️به نظر شما چرا هنوز هم برخی افراد ترجیح می‌دهند پیام خود را روی دیوار بنویسند در حالی که عصر عصر دیجیتال و فضای مجازی است؟

▫️این پرسشی آغشته به تضاد و جالب است. به نظرم اینکه در عصر دیجیتال هنوز عده‌ای پیام خود را روی دیوار می‌نویسند، فقط یک نوستالژی یا رفتار خودجوش نیست؛ این کار نشانه تلاشی است برای بازگرداندن «حضور» و «مالکیت معنوی» افراد بر فضای شهری. در جامعه‌ای که ارتباطات روزبه‌روز مجازی‌تر، ناپایدارتر و تحت‌نظارت‌تر می‌شود، دیوار به رسانه‌ای تبدیل می‌شود که هم ماندگاری دارد...

📍متن کامل گفتگو در لینک زیر
https://telegra.ph/%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%AE%D8%B7-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-05-28

@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

با سلام و نور

بعد از ماه‌ها خاموشیِ ناخواسته، این کانال دوباره به‌روز خواهد شد.
درود بر قلبِ آن‌ها که هنوز اینجا هستند.

پاینده باد خِرَد، عِشقْ و ایٖراٰن


| عباس نعیمی جورشری / حنیف
_ رشت. بامدادِ جمعه، ۸ خرداد ۰۵

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🎼Samuel Barber
| Adagio for Strings

@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🎼 جان ویلیامز
➖فهرست شیندلر


@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

تراژدی اجتماع بشری
| در دفاع از نگرش بدبینانه به انسان


• برشی از سخنرانی کانون وکلای دادگستری گیلان

• فایل کامل این سخنرانی در آپارات در دسترس است.
https://www.aparat.com/v/vrfe6tv?refererRef=channel_page



➖عباس‌ نعیمی‌ جورشری
| دوشنبه ۱۵ دی ۰۴

@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻برشی کوتاه از نشست دوم اپیستمه

با محوریت
شکاف نسلی و نسل Z
• فایل تصویری

در این برش از گفت وگو با دکتر پیوندی عزیز، از پدیده ای سخن گفتم ذیل عنوان‌
بازپس گیری سطح خرد زندگی

➖ عباس نعیمی جورشری
| ۹ دی ۰۴
@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻مکاشفات اگزیستانسیالیستی
➖با ادای احترام به بهرام بیضایی
| ۵ دی ۱۳۱۷ _ ۵ دی ۰۴



سپیدرود در تاریکی شب جاری است.
گیسوانت
بلند است.
چنان بوته های نور
بر دستم بالا می رود.

دو استکان باریک ردیف کرده ای.
-از آنها که دوست دارم-
قند و کشمش هم.
از فلاکس قدیمی چای می ریزی.

آرام می خوانم:

فریگیس:
سیاوش چرا نمی خوابد؟
سیاوش:
زیرا که زندگی بیدار است!
کی دیگر این ستاره را که تابید و گذشت دوباره می بینم؟
ف:
سیاوش از چه پریشانی؟
از نیزه های تورانی؟
س:
درد سیاوش از خویش است!
چون همه خوابند و زندگی می گذرد،
چرا بیدار نباشم،
کش از دست ندهم؟

چون چشم می بندم و ترا نمی بینم،
چرا به دیدنت چشم نوازش نکنم؟
کی دیگر ترا دوباره خواهم دید؟
ف:
از چه می گویی؟
از چه می ترسی و مرا می ترسانی؟



آرام
نوای موج می آید.
چنان
آرام ِما
این منطق ِمشترکی که باٰروهای علٰاقه را بالا می برد.

می گویی:
ادامه شو نمی خونی؟

از کنار
به چشمانت نگاه می کنم.
تیله هایش می درخشد.
صورتم را بر می گردانم سمت زمین.
آستٰانه ی دامن بلندت
در آستٰانه ی دیدم
در آستٰانه ی قلمرو شن ها
پهن شده.
زیبایی تو‌‌ چقدر به زیبایی‌ عالم افزوده است.
زیر لب می گویم:
چَشم.


سیاوش:
خوابی دیدم؛
تو پسری خواهی داشت!
فریگیس:
نیک است.
س:
من او را نمی بینم.
ف (هراسان پس می کشد):
نه!
به این کوتاهی؟
س:
برای همین است که نمی خوابم!
ف:
پس خواب از فریگیس دور!
س:
تو که ایرانیان را به هیچ نشمردی؛
بر تو نوشته اند که مادر پادشاه ایران باشی.
ف (غرّان):
من آن کودک را می کشم که تیغ به روی توران کشد.
س:
نه، نمی کشی؛
چون پدرش را پیش چشمت سر از تن جدا کنند!

(فریگیس هراسان جیغ می کشد.)


سکوتت جیغ می کشد.
غمگین
انگشت هایت را لای انگشت هایم می کشی.

نجوا می کنم:
آدمی
اگه اقبالش بلند باشه
یٰاری خواهد داشت
که ۱ شب باهاش کلاٰسیک بخونه.


دستانت را روی سینه گره کرده ای.
سرد است.
بارانی ام را روی دوشت می گذارم.
با مهربانی می گویی:
زیبا بود!
می گویم:
زیبا که تویی!
لبخند می زنی:
همیشه مهربونی!
می گویم:
اونم چشمای توعه!

بر می خیزیم.
دستم را بر شانه ات حَریٖم می کنم.
صورتت مٰاه می شود.

حال
عزیز ِدل ِمن
دیرزمانی است
سیاوش را گردن زده اند
!
به آن ساحل بازگشته ام
تنها.
کسی نیست
جز
ماهیگیرها که تور می اندازند.
ماهیگیرها
در لوتکا (قایق کوچک گیلکان)
بر قلب رود تور می اندازند.
تور
بر شبی که مولف کوچیده است.

«سیاوش خوانی» را ورق می زنم؛

جهان را همه یکسان ساخته اند
و از هر گوشه ی آن به دیگری بگریزی
خود را در آیینه ی همان می بینی که می دیدی.
آبی را در آسمان
سبزی را بر درخت
و بی خردی را بر تخت!



عباس نعیمی جورشری
| ۷ دی ۰۴
@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻شک روش مند


رنه دکارت در بخش دوم "گفتار در روش" عبارت مبنایی دارد که به اهمیت نوعی خاص از شک می پردازد. نسخه اصلی‌ و فرانسوی آن به ترتیب زیر است:

«… il était besoin, une fois en la vie, de se défaire de toutes les opinions qu’on a reçues jusques alors, et de recommencer tout de nouveau dès les fondements.»

Discourse de la méthode - 1637

او در ادامه همین بحث، منطق «شکّ روشمند» را توضیح می‌دهد که در ترجمه‌های فارسی معمولاً به این صورت خلاصه می‌شود:

«اگر واقعاً در جست‌وجوی حقیقت باشیم، باید دست‌کم یک‌بار در زندگی، در همه چیز شک کنیم.»

نکتهٔ ظریف و مهم اینجاست که دکارت از شک به‌مثابه ابزار روش‌شناختی سخن می‌گوید، نه شک اگزیستانسیال یا نیهیلیستی؛ یعنی شک برای بازسازی یقین، نه فروپاشی معنا!

دکارت وقتی می‌گوید «باید یک‌بار در زندگی به همه‌چیز شک کرد»، منظورش ویران‌کردن معرفت برای شک‌کردنِ صرف نیست؛ او در پیِ ساختنِ دوبارهٔ معرفت بر پایه‌ای محکم‌تر است.
این‌جاست که مفهوم شکّ روشمند معنا پیدا می‌کند.

پ.ن.
شرح کاملتر در بخش کامنت ها

عباس نعیمی جورشری
| جمعه ۵ دی ۰۴

@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🎼 #شعر غزل_دکلمه

و
در این
آخرین آدینه از پاییز
دعوتید به عاشقانه ای نو.
عشق، پناه من است.
عشق، این پناه جان های اندوهگین.


... گیس هایت بوته ی سبزی است بر حَجم اتاق

گیٖس هاٰیت، واٰی! بر اَنگشت مَن آویخته ...



➖ عباس نعیمی جورشری/حنیف‌
| جمعه ۲۸ آذر ۰۴
@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔴 اپیستمه Episteme
| گفت‌وگوهایی درباره دانایی، قدرت و نقد اجتماعی

• گفت و گوی اول _ ۱۷ آذر ۱۴۰۴
• چالشی بر سر موقعیت علوم اجتماعی در ایران


▫️مهمان | دکتر علیرضا بهتویی
استاد جامعه‌شناسی دانشگاه سودرتورن سوئد
▫️میزبان | دکتر عباس نعیمی جورشری
مدیر گروه جامعه شناسی حقوق

#فایل_صوتی

📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
@sociologyoflaw


@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔴 اپیستمه Episteme
| گفت‌وگو‌هایی درباره‌ دانایی، قدرت و نقد اجتماعی

🎥 چالشی بر سر موقعیت جامعه‌شناسی در ایران

➖انصاف نیوز:
عباس نعیمی‌جورشری، جامعه‌شناس و علیرضا بهتویی، استاد دانشگاه سودرتورن سوئد در گفت‌وگویی به میزبانی انصاف نیوز به بررسی چالش موقعیت علوم اجتماعی در ایران پرداختند.

این گفت‌وگو نخستین قسمت از «اپیستمه»، گفت‌وگو‌هایی برای درباره‌ی دانایی، قدرت و نقد اجتماعی است که به مدیریت علمی گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می شود.

در گفت‌وگو میان آقایان نعیمی‌جورشری و بهتویی از وابستگی نهاد دانشگاه به قدرت، نگاه جامعه به علوم اجتماعی در گذشته و حال، نظام ارزیابی علمی و اثر آن بر عملکرد جامعه‌شناسان سخن به میان آمده است.

علیرضا بهتویی با نام بردن از مقصود فراستخواه، سارا شریعتی، محمدامین قانعی‌راد، نعمت‌الله فاضلی و... آنها را به عنوان جامعه‌شناسانی معرفی کرد که با وجود موانع موجود کار خود را پیش می‌برند.

به گفته‌ی او تئوری «کنشگران مرزی» آقای فراستخواه کار تازه‌ای به نظر می‌آید.

او با اشاره به فعالیت‌های سعید مدنی تاکید کرد جای فردی مثل او زندان نیست و اتفاقا. در فضای آزاد است که می‌توان دیدگاه‌های متفکران را نقد کرد.

این استاد دانشگاه سودرتورن سوئد با انتقادو از اخراج و یا ستاره‌دار کردن دانشجویان در سال‌های قبل فعالیت‌های محمد فاضلی در تولید پادکست را ستود و گفت این جامعه‌شناس با چنین اقداماتی توانسته است موضوعی جامعه‌شناسی را برای مردم روی میز بگذارد.

عباس نعیمی‌جورشری، مدیر گروه جامعه‌شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران نیز در این گفت‌وگو با نقد برخی دیدگاه‌های مطرح شده از سوی بهتویی گفت وابستگی نهاد دانشگاه به ساختار سیاسی و اداری و همچنین نظام ارزیابی علمی حاکم بر دانشگاه‌ها را مانعی بر سر فعالیت‌های جامعه‌شناسان دانست.

فیلم این گفت‌وگو را در لینک های زیر ببینید:

📍لینک سایت
📍لینک یوتیوب
📍لینک آپارات

📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
@sociologyoflaw


@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🎼 #شعر غزل_دکلمه


هربار
پس از نبردی علیه جهالت،
هر بار که برای دانایی شمشیر می زنم،
برای بهبود زخم‌ها و خستگی ها؛
عشق، پناه من است.
عشق، این پناه جان های اندوهگین.

اینگونه
در این شامگاه آدینه
دعوتید به غزل_دکلمه ای نو

... آه اِی رَستگاٰریِ مَبهوت ْ
اِی مجاٰلِ نگاٰه در حِیرَت ْ ...




➖ عباس نعیمی جورشری/حنیف‌
| ۱۴ آذر ۰۴
@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻 کنفرانس تخصصی نقد جامعه شناسی ایرانی
| گرامیداشت هفته علوم اجتماعی و یاد دکتر غلامحسین صدیقی
| ۱۲ آذر ۱۴۰۴


▪️سخنان مدیر علمی کنفرانس
➖دکتر عباس نعیمی جورشری

• فایل تصویری

لینک مجله صوتی کنفرانس

📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
@sociologyoflaw


@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

بحران وجدان سیاسی
درباره اخلاق مسئولیت و میراث سحابی

▪️عباس نعیمی جورشری | جامعه‌شناس


در سالهای اخیر، بحث درباره بحران اعتماد به یکی از محورهای اصلی تحلیل جامعه ایران تبدیل شده است. از اعتماد به نهادهای سیاسی و اجتماعی گرفته تا اعتماد میان شهروندان، نشانه‌های فرسایش این سرمایه حیاتی قابل مشاهده است. با اینحال، شاید بحران عمیق‌تری در پس این وضعیت نهفته باشد؛ بحرانی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است: بحران وجدان سیاسی.

این یادداشت، تأملی ست مسئله مند در مرز معرفتی تاریخ، جامعه‌شناسی سیاسی و فلسفه اخلاق.

🔻اگر اعتماد اجتماعی را یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های حیات جمعی بدانیم، وجدان سیاسی را باید از مهم‌ترین منابع تولید و بازتولید آن تلقی کرد. اما وجدان سیاسی چیست؟
وجدان سیاسی آن ظرفیت اخلاقی و هنجاری است که قدرت را به مسئولیت، سیاست را به خیر عمومی و کنش سیاسی را به پاسخگویی در برابر پیامدهایش پیوند می‌زند. هرگاه این پیوند تضعیف شود، سیاست به تدریج از عرصه تدبیر امور عمومی به میدان رقابت برای کسب، حفظ یا حذف قدرت فروکاسته می‌شود. در چنین شرایطی، بحران اعتماد نیز پدیدار می‌گردد؛ زیرا شهروندان دیگر میان گفتار و کردار، ادعا و عمل، و قدرت و مسئولیت نسبتی روشن مشاهده نمی‌کنند.

اینگونه بازخوانی سحابی صرفاً یادآوری یک شخصیت سیاسی نیست، بلکه تأملی درباب یکی از مسائل بنیادین جامعه ایران است.
اهمیت سحابی را نباید در میزان قدرت او جست‌وجو کرد. او نه در شمار قدرتمندترین بازیگران سیاسی ایران قرار داشت و نه رهبر یک جنبش فراگیر بود. اهمیت او بیش از آنکه به «تاریخ قدرت» تعلق داشته باشد، به «تاریخ اعتبار» تعلق دارد. در واقع، سحابی را می‌توان در شمار آن دسته از کنشگران سیاسی قرار داد که سرمایه اصلی‌شان نه قدرت، بلکه اعتبار بود.

🔻ماکس وبر در سخنرانی مشهور «سیاست به مثابه حرفه» میان دو منش اخلاقی تمایز قائل می‌شود:
اخلاق اعتقاد و اخلاق مسئولیت.
در اولی، کنشگر سیاسی بیش از هر چیز به حقانیت آرمان‌های خود می‌اندیشد؛ اما در دومی، خود را در برابر پیامدهای واقعی و تاریخی کنش‌هایش نیز مسئول می‌داند. وبر بر این باور بود که بلوغ سیاسی در توانایی جمع میان این دو نهفته است.

اگر تاریخ سیاسی معاصر را مرور کنیم، بارها با غلبه آرمان‌های مطلق و یقین‌های ایدئولوژیک مواجه می‌شویم؛ وضعیتی که در آن شور سیاسی بر مسئولیت سیاسی پیشی گرفته است. بسیاری از نیروهای سیاسی فارغ از گرایش‌، بیش از آنکه دغدغه پیامدهای اجتماعی کنش خود را داشته باشند، به درستی عقاید خویش دل بسته‌اند. یکی از پیامدهای چنین وضعیتی، فرسایش تدریجی وجدان سیاسی است.

سحابی را می‌توان در نقطه مقابل این روند دید. او تدریجا به نماینده نوعی اخلاق مسئولیت بدل شد؛ اخلاقی که توسعه، نهادسازی، آزادی، عدالت اجتماعی و منافع ملی را نه شعار، بلکه مسئولیتی تاریخی می‌دانست. دغدغه او صرفاً پیروزی یک جریان سیاسی نبود؛ بلکه آینده جامعه ایران بود.

🔻در نظریه پیر بوردیو از «سرمایه نمادین» سخن گفته می شود؛
سرمایه‌ای که از اعتماد، احترام و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن اجتماعی ناشی می‌شود. در جوامعی که نهادها با بحران اعتماد مواجه‌اند، اهمیت سرمایه نمادین افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، جامعه به چهره‌هایی رجوع می‌کند که هنوز بتوانند نشانه‌ای از صداقت، مسئولیت و خیر عمومی را نمایندگی کنند.

اعتبار سحابی را باید در همین چارچوب فهمید. او برای بسیاری از شهروندان و فعالان سیاسی، نه صرفاً یک کنشگر، بلکه نشانه‌ای از امکان پیوند میان سیاست و اخلاق بود. سرمایه اصلی او در سازگاری نسبی میان گفتار و کردار؛ در پذیرش هزینه برای باورهایش و در ترجیح منافع عمومی بر منافع گروهی نهفته بود.

🔻این مسئله شناسی را می‌توان با نگرش هابرماس بسط داد.
«عرصه عمومی» تنها به نهادها و قوانین وابسته نیست؛ بلکه نیازمند کنشگرانی است که بتوانند میان جامعه و قدرت میانجی‌گری کنند و از ارزش‌های عمومی دفاع نمایند. چنین افرادی بیش از آنکه صاحب قدرت باشند، حامل اعتبارند. آنان از طریق گفت‌وگو، مسئولیت و پایبندی به اصول، امکان اعتماد را در فضای عمومی زنده نگه می‌دارند.

نهایتاً
آیا مسئله ایران امروز، سحابی است؟ خیر!
اما مسئله، فقدان آن چیزی است که او نمایندگی می‌کرد. جامعه ایران در کنار بحران‌هایی چند، با نوعی بحران وجدان سیاسی مواجه است؛ بحرانی که در آن اعتبار جای خود را به شهرت، مسئولیت جای خود را به هیجان و خیر عمومی جایش را به منافع گروهی می‌دهد. اکنون بحران اعتماد و میل به خشونت، نه یک رخداد مستقل، بلکه یکی از پیامدهای طبیعی فرسایش وجدان سیاسی است.

پرسش اصلی آن نیست که او چه گفت یا چه کرد.
پرسش این است که جامعه ایران چقدر قادر به بازتولید شخصیت‌هایی است که سرمایه اصلی‌شان نه قدرت، بلکه اعتبار باشد؟
شاید اهمیت عزت‌ا.. سحابی در همین نقطه نهفته است!

@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

زنگ خطر «بن بست مالی» طبقه متوسط
| طبقه متوسط «شکست» را نمی پذیرد، آن را یک «ظلم ساختاری» می بیند

🔻گفتگوی اقتصاد نیوز با عباس نعیمی‌ جورشری درباره بحران کنونی طبقه متوسط ایران
| اردیبهشت ۰۵


▪️اقتصادنیوز _ مطهره خردمندان:

عباس نعیمی جورشری، مدیر گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران معتقد است:
«طبقه متوسط ایران در آستانه فرسایش است؛ سبک زندگی، امید اجتماعی و امنیت روانی‌مان در حال از دست رفتن‌اند.»

به گزارش اقتصادنیوز، در سال ۱۴۰۵، طبقه متوسط ایران با فشار بی‌سابقه اقتصادی روبروست؛ قدرت خرید به شدت کاهش یافته و بسیاری از خانواده‌ها مجبور شده‌اند هزینه‌های روزمره خود را به اولویت‌های ضروری محدود کنند.
کالاها و خدماتی که پیش‌تر نماد سبک زندگی و رفاه این طبقه بودند، مانند کلاس‌های آموزشی و ورزشی، سفرهای داخلی و البته گاها خارجی، تفریحات فرهنگی و ... حالا به شکل فزاینده‌ای از سبد زندگی خانوارها حذف شده‌اند. این کاهش قدرت خرید نه تنها رفاه مالی را محدود می‌کند، بلکه تأثیر مستقیم بر امید، امنیت روانی و هویت اجتماعی طبقه متوسط دارد و مسیر آن‌ها را به سمت فرسایش جایگاه اجتماعی و سقوط نسبی هموار می‌سازد.

عباس نعیمی جورشری، جامعه‌شناس، هشدار می‌دهد که طبقه متوسط ایران با بحران بی‌ثباتی اقتصادی و اجتماعی روبروست. حذف تدریجی آموزش، ورزش، سفر و فعالیت‌های فرهنگی نه تنها رفاه این طبقه را کاهش داده، بلکه هویت، امید اجتماعی و امنیت روانی آن‌ها را تهدید می‌کند. اگر این روند ادامه یابد، میان‌قشرها از جایگاه پایدار خود سقوط کرده و نقش میانجی جامعه را از دست خواهند داد.


💢 کاهش توان اقتصادی طبقه متوسط و حذف تدریجی مؤلفه‌هایی مانند آموزش، ورزش، سفر و مصرف فرهنگی، صرفاً به معنای کوچک شدن سبد هزینه‌ها نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فروپاشی سبک زندگی و تضعیف یکی از مهم‌ترین پایه‌های بازتولید اجتماعی این طبقه است.

💢 از نگاه من که نگاه ساختاری دارم، پیامدهای اجتماعی حتی وسیع تر و مبنایی هستند. از منظر اجتماعی، این فرایند موجب اختلال در بازتولید طبقه متوسط می‌شود. مدنظر داشته باشیم بخش مهمی از سرمایه فرهنگی این طبقه از طریق آموزش، مهارت‌آموزی، مصرف فرهنگی، شبکه‌سازی اجتماعی و تجربه‌های فراغتی بازتولید می‌شود. اگر این عناصر حذف شوند، امکان انتقال مزیت‌های طبقاتی به نسل بعد کاهش می‌یابد و فاصله‌ طبقه متوسط با طبقات بالا بیشتر و با طبقات پایین مبهم‌تر می‌شود یا در آن فرو می رود.

💢 فرسایش طبقه می‌تواند تا بحران پیش برود. مقصودم این است که حذف تدریجی اگر به‌صورت ساختاری ادامه یابد، طبقه متوسط را از یک موقعیت نسبتاً پایدار به سمت پرولتریزه شدن یا سقوط طبقاتی سوق می‌دهد.

💢 کاهش دسترسی به خدمات درمانی، فعالیت‌های تفریحی، فرهنگی و مراقبت‌های بهداشت روانی، تأثیرات عمیقی بر سلامت جسمانی و روانی طبقه متوسط دارد که در بلندمدت می‌تواند به تشدید نابرابری‌های اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود.

💢 در واقع برای هر حاکمیتی، بزرگترین ریسک این است که میانجی‌های ثبات جامعه (هم اقتصادی و هم روانی) را از دست بدهد؛ زیرا جامعه‌ای بدون طبقه متوسطِ پایدار، جامعه‌ای است که در آن یا «انحصار ثروت» حاکم است یا «آشفتگی اجتماعی».
@abbasnaeemi



📍متن کامل گفتگو در لینک زیر

https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-786845

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻این گفتگو متعلق به پیش از قطع بلندمدت اینترنت در ایران است. اکنون جهت آرشیو شدن در کانال منتشر می شود.


محافظه‌کاری جامعه‌شناسی دانشگاهی
| جامعه‌شناسی ایرانی در گفت‌وگو با عباس نعیمی جورشری

▫️ نعیمی جورشری:
محافظه‌کاری جامعه‌شناسی دانشگاهی در ایران واقعیتی انکارناپذیر است، اما باید آن را نه فقط به ضعف اخلاقی افراد، بلکه به محدودیت ساختاری میدان دانشگاه و نسبت آن با قدرت نسبت داد. علت ترکیبی است. مسئله اصلی این است: جامعه‌شناسی تا زمانی که نتواند دوباره با میدان اجتماعی زنده تماس بگیرد، در خطر تبدیل شدن به دانشی «بی‌خطر، بی‌اثر و بی‌اعتبار» است.


📍سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس:

جامعه‌شناسی در ایران، علمی است که همیشه میان دو جهان معلق بوده: جهان نظریه و جهان واقعیت، جهان دانشگاه و جهان خیابان، جهان غرب و جهان ایران. در این وسط، برخی جامعه‌شناسان به مترجمان صرف نظریه‌های وبر و دورکیم تبدیل شدند، برخی در برج عاج دانشگاه ماندند، و برخی هم تلاش کردند با جامعه پیوند بخورند اما صدایشان به جایی نرسید. این معلق‌ماندن، نه از ضعف فکری، بلکه از پیچیدگی بستری است که این علم در آن رشد کرده است.

عباس نعیمی جورشری، با نگاهی تاریخی و انتقادی، به ریشه‌های این معلق‌ماندن می‌پردازد و از تفاوت میان جامعه‌شناسی به‌عنوان علم جهانشمول و بازتاب‌های بومی آن سخن می‌گوید. از این رو با او که مدیر گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران است، درباره ماهیت، کارکرد و آینده جامعه‌شناسی در ایران گفت‌وگو کردم که در ادامه متن کامل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

@abbasnaeemi

https://www.ibna.ir/news/545028/%D9%85%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

#شعر_سپید


کدام گلوله
در کدام کوچه
بر قلبم دوید؟

قلبی که خانه ی تو بود.

مرا ببوس
هر بامداد
به سان امیدی کمرنگ.



➖عباس نعیمی جورشری /حنیف
| پنجشنبه ۷ اسفند ۰۴


🎼Polyushko polye
➖Lev Konstantinovich Knipper

@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻بازتولید کمونیتاس؛
سوگ در تعلیقِ چهلم دی‌ماه


عباس نعیمی جورشری | جامعه‌شناس

اول.
کمونیتاس


مفهوم «کمونیتاس» در اندیشهٔ انسان‌شناس بریتانیایی Victor Turner در چارچوب تحلیل آیین‌های گذار تکوین یافته است. ترنر با توسعه نظریهٔ کلاسیک گذار، نشان می‌دهد که هر آیین گذار متضمن سه مرحلهٔ ساختاری است: جدایی، آستانه‌مندی، ادغام مجدد.

مرحلهٔ آستانه‌ای، که وضعیت تعلیقی میان دو نظم اجتماعی را توصیف می‌کند، بستر ظهور پدیده‌ای است که او آن را کمونیتاس می‌نامد. کمونیتاس به نوعی همبستگی بی‌واسطه، عاطفی و برابرانه اطلاق می‌شود که در شرایط تعلیق موقت ساختارهای رسمی و سلسله‌مراتبی شکل می‌گیرد. در این وضعیت، افراد نه در قالب نقش‌های تثبیت‌شدهٔ اجتماعی (نظیر منزلت، شغل، طبقه یا مقام)، بلکه به‌مثابه سوژه‌هایی هم‌سطح و مشترک در تجربه‌ای جمعی ظاهر می‌شوند. بدین‌ترتیب، کمونیتاس نوعی تجربهٔ «ضدساختاری» است؛ نه به معنای نفی کامل ساختار، بلکه به معنای تعلیق موقتی آن.

کمونیتاس واجد چند ویژگی اساسی است:
_شدت عاطفی و نزدیکی میان افراد
_برابری نمادین و کمرنگ‌شدن مرزهای منزلتی
_موقتی‌بودن و وابستگی آن به وضعیت آستانه‌ای
این پدیده عموماً در بستر آیین‌ها، زیارت‌ها، سوگواری‌های جمعی یا موقعیت‌های بحرانی پدیدار می‌شود و با پایان مرحلهٔ آستانه‌ای فروکش می‌کند یا در قالب ساختارهای نهادی تثبیت می‌شود.

بنابراین جامعه برای پویایی خود نیازمند دیالکتیکی میان «ساختار» و «کمونیتاس» است. ساختار، ثبات و نظم را تضمین می‌کند؛ کمونیتاس، امکان بازسازی عاطفی و بازتولید پیوندهای اجتماعی را فراهم می‌آورد. فقدان توازن میان این دو، می‌تواند یا به تصلب ساختاری بینجامد یا به فرسایش پیوندهای پایدار اجتماعی. این صورت بندی نظری امکان می دهد، سوگواری های جمعی فراتر از ابرازهای عاطفی تحلیل شوند.

دوم.
«کمونیتاس آیینی» و «کمونیتاس سیاسی»


مفهوم کمونیتاس در تفکر ترنر اساساً در بستر تحلیل آیین‌ها طرح شد؛ با اینحال، این مفهوم قابلیت تعمیم به موقعیت‌های سیاسی و اعتراضی را نیز دارد. برای تمایزگذاری دقیق، می‌توان دو صورت‌بندی ایده‌آل‌ تایپ ارائه کرد:

الف. کمونیتاس آیینی
Ritual Communitas
در بستر آیین‌های گذار، سوگواری، زیارت یا مناسک مذهبی شکل می‌گیرد. ویژگی‌های آن عبارتند از:

_بستر مشروع و سنتی: در چارچوب هنجارهای پذیرفته‌شدهٔ فرهنگی رخ می‌دهد.
_تعلیق موقت ساختار: سلسله‌مراتب برای مدتی کمرنگ می‌شود، اما نفی نمی‌گردد.
_هدف ترمیمی: کارکرد اصلی آن بازسازی همبستگی و بازگرداندن نظم اجتماعی است.
_پایان‌پذیری: با اتمام آیین، کمونیتاس فروکش می‌کند و افراد به نقش‌های پیشین بازمی‌گردند.

در اینجا، تجربهٔ برابری عاطفی وسیله‌ای برای تثبیت مجدد ساختار است. به تعبیر دیگر، کمونیتاس آیینی بخشی از سازوکار بازتولید نظم اجتماعی است.

ب. کمونیتاس سیاسی
Political Communitas
در بستر بحران‌های اجتماعی، اعتراضات، سوگواری‌های سیاسی‌ یا لحظات بسیج جمعی پدید می‌آید. در اینجا:

_بستر منازعه‌آمیز: در شرایط تنش با قدرت یا ساختار مسلط شکل می‌گیرد.
_گرایش به ساختارشکنی: تعلیق موقت می‌تواند به پرسشگری یا چالش مستقیم نظم موجود منجر شود.
_افق تغییر: به‌جای ترمیم ساختار، ممکن است به دگرگونی آن نظر داشته باشد.
_تداوم‌پذیری بالقوه: اگر به سازمان‌یابی نهادی متصل شود، می‌تواند به جنبش اجتماعی بدل گردد.

در اینجا، تجربهٔ برابری عاطفی صرفاً بازتولید نظم نیست؛ بلکه می‌تواند حامل تخیل بدیل اجتماعی باشد.

سوم.
سوگ در تعلیق


در این چارچوب نظری، کمونیتاس زمانی «سیاسی» می‌شود که سه شرط هم‌زمان رخ دهد:
الف. تجربهٔ همبستگی عاطفی
ب. جهت‌گیری انتقادی نسبت به ساختار قدرت
پ. پیوند با افق تغییر یا مطالبهٔ نهادی

اگر سوگواری مجازی صرفاً ابراز همدلی، همدردی و اشتراک عاطفی باشد، در سطح کمونیتاس آیینی دیجیتال باقی می‌ماند. اما اگر همان سوگ به طرح پرسش درباره مسئولیت، بازتعریف روایت رسمی، یا مطالبه عدالت و تغییر بینجامد، وارد قلمرو کمونیتاس سیاسی می‌شود. وضعیت کنونی ایران، یک حالت میانه است.

چهلم در فرهنگ ایرانی–شیعی، خود نوعی بازگشت آیینی به لحظهٔ فقدان است؛ یعنی تعلیق را تمدید می‌کند. سوگواری مجازی ایرانیان برای کشتگان دی ماه، واجد دو ویژگی هم‌زمان است:
الف. انفجار عاطفی همدلانه؛
هشتگ‌ها و تصاویر چنان تولید کمونیتاس لحظه‌ای
ب. چرخش سریع به منازعه روایتی؛
پرسش از علل مرگ، نقد ساختارها، تقابل با روایت رسمی

اما مسئله مهم اینجاست که این کمونیتاس اغلب نهادی نمی‌شود. یعنی از سطح عاطفهٔ مشترک به سازمان‌یابی پایدار منتقل نمی‌گردد. در نتیجه سوگواری مجازی در ایران امروز، «کمونیتاس سیاسی بالقوه» است، اما اغلب در سطح کمونیتاس عاطفی انفجاری باقی می‌ماند.

با تقدیم احترام به جان های پرپر وطن
🎼Samuel Barber | Adagio for Strings
خبرآنلاین
@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻پایان تاب آوری مردم، آغاز سیاست زخمی است!
➖جامعه‌ای فاقد افق آینده، در برابر دو مسیر خطرناک قرار می‌گیرد...
➖خودکشی نکنید!
زنده بمانید. حفظ جان، خود یک کنش اجتماعی مقاومتی است.


🔴 گفتگوی اقتصادنیوز با عباس نعیمی جورشری
درباره اعتراضات دی ۱۴۰۴



وقتی آینده حذف می‌شود، جامعه در اکنونِ اضطراری گیر می‌افتد.


ناامنی، از سیاست به بدن و روان نشت می‌کند


ذهن‌ ایرانیان در آماده‌باش دائمی جنگ است.


با تضعیف افق جمعی، نوعی فردی‌شدن اخلاق بقا شکل می‌گیرد.


هرگاه خشونت سیاسی مهار نشود، دیر یا زود به خشونت افقی و روزمره تبدیل می‌شود. ابعاد چشمگیری از فحاشی و تهدید در شبکه‌های اجتماعی، انعکاس افزایش خشونت افقی در جامعه است.

بدن‌های آسیب‌دیده؛ یادمان‌های زنده خشونت‌اند


قانون نه به‌مثابه ابزار حمایت، بلکه به‌عنوان سازوکار طرد تجربه می‌شود


مسئله اصلی، بحران میانجی‌گری اجتماعی است؛ یعنی فقدان نهادها، گفتمان‌ها و بازیگرانی که بتوانند میان تجربه‌های پراکنده زیسته و افق‌های جمعی معنا، واسطه‌گری کنند.

عادی‌سازی خشونت؛ زنگ خطری برای آینده جامعه



▪️ اقتصادنیوز:
بسیاری از ایرانی‌ها از ایرانِ بدون چشم‌انداز حرف می‌زنند؛ وضعیتی که به نظر می‌رسد حاصل انباشت بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. این چشم‌انداز مبهم و ترس دائمی از ناامنی و حتی جنگ، چه تأثیری بر زندگی روزمره افراد و جامعه می‌گذارد؟

▫️ابتدا مایلم ادای احترام داشته باشم نسبت به جان های پرکشیده میهن. اینگونه سوگوار و دردمند، ناگزیر از تمرکز و تحلیل موقعیت ایران و ایرانیان هستیم.

اگر بخواهم از منظر جامعه‌شناسی به وضعیت کنونی ایران نگاه کنم، به نظر می‌رسد با نوعی بحران افق آینده مواجهیم؛ بحرانی که نه حاصل یک عامل منفرد، بلکه نتیجه‌ی انباشت و هم‌پوشانی بحران‌های اقتصادی، سیاسی، نهادی و فرهنگی است. در چنین وضعیتی، مسئله صرفاً فقر، انسداد یا تهدید خارجی نیست، بلکه فروپاشی امکان تصور آینده به‌مثابه یک افق قابل برنامه‌ریزی است.

نخستین پیامد این وضعیت را می‌توان در سطح تجربه‌ زمان اجتماعی مشاهده کرد. جامعه‌ای که فاقد چشم‌انداز است، دچار نوعی تعلیق زمانی مزمن می‌شود؛ به این معنا که آینده دیگر به‌مثابه قلمرو امید یا حتی تهدیدی روشن عمل نمی‌کند، بلکه به امری مبهم، نامطمئن و تعلیق‌شده تبدیل می‌شود. نتیجه آن است که کنشگران اجتماعی به‌تدریج از تصمیم‌ها و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت فاصله می‌گیرند و نوعی زیست کوتاه‌مدت، مبتنی بر بقا و واکنش‌های آنی، جایگزین آن می‌شود. این وضعیت را می‌توان نوعی «حال‌گرایی اجباری» یا «اکنون‌زدگی اضطراری» نامید. وقتی آینده از افق زیست روزمره حذف می‌شود، مردم فقط فقیر نمی‌شوند؛ بلکه از حقِ خیال‌پردازی درباره فردا نیز محروم می‌شوند!

▪️از نگاه شما ترس از ناامنی و حتی جنگ، چگونه از سطح سیاست به زندگی روزمره مردم منتقل می‌شود؟

▫️پیامد دوم این فقدان افق آینده با احساس ناامنی منتشر گره می‌خورد. ترس از ناامنی و حتی جنگ، صرفاً یک نگرانی ژئوپولیتیک یا سیاسی نیست، بلکه به‌تدریج به سطح زندگی روزمره و تجربه‌ زیسته افراد نفوذ می‌کند و شکل یک ناامنی وجودی به خود می‌گیرد. در چنین شرایطی، بدن‌ها و ذهن‌ها در وضعیت آماده‌باش دائمی قرار می‌گیرند، اضطراب مزمن افزایش می‌یابد و اعتماد اجتماعی فرسایش پیدا می‌کند. از این منظر، می‌توان گفت جامعه در وضعیت نوعی آنومی پایدار قرار می‌گیرد؛ نه آنومیِ گذار، بلکه آنومی‌ای که به وضعیت عادی تبدیل شده است.

📍متن کامل گفتگو را در لینک بر بخوانید.
@abbasnaeemi


https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-768518

⏯🎵 پخش موزیک فهرست شیندلر

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🎼 #شعر_سپید
.
.
من
هرگز در برابر گُلولِه
بیٖ طَرَف نخواهم ماند.

امّا
بگذار
مرگ ِمن
در آٰغوش ِتو باشد.


➖عباس نعیمی جورشری /حنیف
| جمعه ۱۲ دی ۰۴
.
.
.
• موسیقی‌ متن:
اثر استاد همایون خرم در گوشه بیداد از دستگاه همایون
@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔴 اپیستمه Episteme
|
گفت‌وگو‌هایی درباره‌ دانایی، قدرت و نقد اجتماعی

چالشی درباره شکاف نسلی در ایران
| نسل Z ؛ حالگرا یا برساخته؟


با حضور:
مهمان | سعید پیوندی
میزبان | عباس نعیمی جورشری
| ۸ دی ۱۴۰۴


▪️انصاف نیوز:
عباس نعیمی‌جورشری، جامعه‌شناس و سعید پیوندی، استاد دانشگاه لورن فرانسه در گفت‌وگویی به میزبانی انصاف نیوز به بررسی شکاف نسلی در ایران پرداختند. 
این گفت‌وگو دومین قسمت از «اپیستمه»، گفت‌وگو‌هایی درباره‌ی دانایی، قدرت و نقد اجتماعی است. مدیریت علمی این برنامه بر عهده‌ی گروه جامعه‌شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران است.

در گفت‌وگو میان آقایان نعیمی‌جورشری و پیوندی از ویژگی‌های نسل زد، شکاف و گسست نسلی، تفاوت نسل‌های مختلف، نسبت نظام آموزشی و خواسته‌های نسل زد و … سخن به میان آمد.

سعید پیوندی معتقد است که موضوع نسل در سال‌های اخیر بیشتر از سال‌های گذشته در علوم اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. او دلیل این موضوع را تفاوت‌های نسل زد با نسل‌های گذشته دانست.  
او «حال‌گرایی» را از جمله ویژگی‌های نسل زد دانست که کمتر به آن توجه می‌شود. 
آقای پیوندی اینطور توضیح می‌دهد که در نسل‌های قبل به گذشته، حال و آینده توجه می‌شد اما برای نسل جدید آینده و گذشته اهمیت کمتری دارد و به زمان حال توجه بیشتری نشان می‌دهد.

عباس نعیمی جورشری، جامعه‌شناس، بر این باور است که مهمترین ویژگی نسل زد زیست دائمی در وضعیت بحران است. 
او با برشمردن بحران‌های مختلفی که وجود دارد، گفت: به لحاظ جامعه‌شناختی در بررسی نسل زد با یک گروه سنی مواجه نیستیم و دسته‌بندی نسل بر اساس سن نیست. 
این جامعه‌شناس با تفاوت قائل شدن میان «شکاف نسلی» و «گسست نسلی» گفت: در گسست نسلی انقطاع شکل می‌گیرد و دیگر گفت‌وگوی بین نسلی امکان‌پذیر نیست.

سعید پیوندی، استاد دانشگاه لورن فرانسه، با تایید این تفکیک به تفاوت‌های میان آنچه در نظام رسمی آموزشی مطرح می‌شود با نظرات و خواسته‌های نسل زد اشاره کرد و گفت: برای مثال در کتب درسی عکسی از مریم میرزاخانی و یا ترانه علیدوستی نمی‌بینید. در ایران گسست نسلی هست و میان نسل‌ها گفت‌وگویی وجود ندارد.
این جامعه‌شناس، نسل زد را دارای چند ویژگی منحصر به فرد دانست و اینطور توضیح داد که این نسل بُعد سکولار دارد البته آنها ضدمذهب نیستند. او ویژگی دیگر این نسل را زنانه شدن توصیف کرد.
 
عباس نعیمی‌جورشری با اشاره به نقش پررنگ شبکه‌های اجتماعی در نسل زد گفت: برای این نسل شبکه‌های اجتماعی «وسیله» نیست، بلکه میدان است. البته نباید فراموش کرد که این برای حیات امر عمومی ناقص است. 

سعید پیوندی در پایان با اشاره وضعیت جامعه‌شناسی در ایران گفت: لازم است که از واقعیت و تجربه‌های زیسته حرکت را آغاز کنیم و نه تئوری.


🎥 لینک سایت
🎥 لینک یوتیوب
🎥 دانلود مستقیم کانال
🎙 فایل صوتی


📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
@sociologyoflaw


@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻 گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می کند:


اپیستمه Episteme
| گفت‌وگوهایی درباره دانایی، قدرت و نقد اجتماعی


• گفت و گوی دوم _ ۸ دی ۱۴۰۴
شکاف نسلی در ایران



▫️️مهمان | دکتر سعید پیوندی
استاد جامعه‌شناسی دانشگاه لورن فرانسه

▫️میزبان | دکتر عباس نعیمی جورشری
مدیر گروه جامعه شناسی حقوق


🎬 آرشیو ویدئویی این گفت و گو در سایت انصاف نیوز منتشر خواهد شد.


📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
@sociologyoflaw

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻یلدا؛ آیین بقا در جامعه‌ای گرفتار فرسایش ساختاری | چرا نه در پی عزم دیار خود باشم؟!


➖عباس نعیمی جورشری
| جامعه‌شناس
انصاف نیوز _ ۳۰ آذر ۱۴۰۴


🔴 از نظر ریشه‌شناسی «یلدا» واژه‌ای است برگرفته از زبان سریانی به‌معنای «زایش» یا «تولد»؛ اشاره به تولد دوباره خورشید پس از بلندترین شب سال. این واژه بیشتر در سنت‌های شهری، ادبی و متأخر رواج یافته است. «چِلّه» از سنت تقویم عامیانه ایرانی می‌آید و به آغاز «چله بزرگ» زمستان (چهل روز اول سرمای سخت) اشاره دارد؛ مفهومی پیوندخورده با زیست کشاورزی، دامداری و تجربه معیشتی مردم.
شب یلدا در تاریخ فرهنگی ایران همواره نماد گذار از تاریکی به روشنایی بوده است. اما در ایران امروز، یلدا دیگر صرفاً یک آیین کهن یا سنتی زیبا نیست؛ بلکه به نشانه‌ای اجتماعی بدل شده که وضعیت کلی جامعه را بازتاب می‌دهد. جامعه‌ای که با بحران‌های هم‌زمان اقتصادی، سیاسی، روانی و معنایی روبه‌روست، آیین‌هایی چون یلدا را نه از سر فراغت، بلکه برای تحمل‌پذیر کردن زندگی بازتولید می‌کند.
در چنین زمینه‌ای، یلدا را باید نه در سطح فولکلور، بلکه به‌مثابه یک پدیده اجتماعی–انتقادی فهم کرد: آیینی که هم حامل معناست، هم نشانه بحران؛ هم امکان بقا را یادآوری می‌کند و هم محدودیت‌های جامعه را عریان می‌سازد. در این راستا حداقل پنج محور زیر قابل تأمل است.

۱. یلدا و مقاومت فرهنگی نرم در برابر فرسایش اجتماعی


ایران امروز با وضعیتی مواجه است که می‌توان آن را «فرسایش ساختاری» نامید: فرسایش اعتماد، فرسایش امنیت اقتصادی، و فرسایش امید به آینده. در چنین شرایطی، آیین‌ها کارکردی متفاوت پیدا می‌کنند. یلدا دیگر جشن فراوانی نیست؛ آیین «دوام آوردن» است.
یلدا نوعی مقاومت فرهنگی نرم است؛ مقاومتی که نه در قالب اعتراض آشکار، بلکه در سطح معنا، عاطفه و حافظه جمعی عمل می‌کند. جامعه از طریق این آیین می‌گوید که هنوز تسلیم منطق بحران دائمی نشده است. این مقاومت نه رهایی‌بخش است و نه ساختارشکن، اما اهمیتش در این است که نشان می‌دهد قدرت و بحران هنوز نتوانسته‌اند تمام ساحت‌های زندگی را مستعمره کنند.

۲. بازتولید حداقلی پیوند اجتماعی در جامعه‌ای با سرمایه اجتماعی فرسوده


یکی از بحران‌های جدی ایران امروز، فروپاشی یا تضعیف سرمایه اجتماعی است: بی‌اعتمادی عمومی، گسست نسلی، و کاهش همبستگی. در چنین فضایی، یلدا به‌مثابه یک مناسک جمعی، کارکرد بازتولید حداقلی پیوند اجتماعی را بر عهده می‌گیرد.
به زبان فردیناند تونیس، یلدا یادآور بقای شکننده‌ای از «گمین‌شافت» در دل جامعه‌ای است که به‌شدت به «گزل‌شافت» رانده شده است. این بازتولید البته موقتی و نمادین است؛ یلدا نمی‌تواند جای نهادهای فروریخته اعتماد را بگیرد، اما نبود آن‌ها را قابل تحمل‌تر می‌کند. همین موقتی‌بودن، خود نشانه بحران است: اگر پیوندها پایدار بودند، نیازی به این تأکید آیینی بر «با هم بودن» وجود نداشت. یلدا هم‌زمان هم نشانه میل به پیوند است و هم علامت فقدان آن.

۳. یلدا و سیاست زندگی روزمره


در شرایطی که سیاست رسمی اغلب بسته، سخت‌گیر عمل کرده، بخش مهمی از امر سیاسی به حوزه زندگی روزمره منتقل شده است. یلدا یکی از صحنه‌های این سیاست خاموش است؛ سیاستی که نه در شعار، بلکه در بدن‌ها، عواطف و روابط نزدیک عمل می‌کند.
به زبان فوکو، یلدا را می‌توان شکلی از «ریز-مقاومت» دانست؛ کنشی کوچک اما معنادار در برابر نظم‌هایی که حتی شادی، بدن و زمان فراغت را نیز تنظیم می‌کنند. خندیدن، شعر خواندن و حتی سکوت مشترک، در جامعه‌ای که عواطف دائماً مدیریت می‌شوند، معنای سیاسی پیدا می‌کنند.
اما باید دقت داشت که این سیاست، سیاست مطالبه‌گری نیست؛ سیاست بقاست! یلدا نه بدیلی ارائه می‌دهد و نه پروژه‌ای ترسیم می‌کند، اما نشان می‌دهد جامعه هنوز کاملاً مطیع نشده است.

۴. کالایی‌شدن یلدا و بازتاب نابرابری‌ها


امروزه یلدا به‌شدت در معرض منطق بازار و مصرف‌گرایی قرار گرفته است. این فرآیند از چند منظر قابل بررسی است.

📍متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید


@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔴 در جستجوی نشاط گمشده
| گفت و گوی خبرآنلاین با دکتر عباس نعیمی جورشری


نشاط اجتماعی به‌شدت طبقاتی است
➖از نگاه مخالفان، کنسرت همایون شجریان رویداد موسیقیایی نبود یک نماد سیاسی بود
➖هیچ جامعه‌ای با آینده مبهم شاد نیست



▪️خبرآنلاین/مظاهر گودرزی:
مدتی قبل سیدمحمد بطحایی، رئیس سازمان امور اجتماعی کشور گزارشی از سرمایه اجتماعی ارائه داد، او در یک مصاحبه گفت: «سرمایه‌های اجتماعی ما [در ایران] بالا نیست و آمار ۲۶.۵ درصد بسیار رقم نگران‌کننده‌ای است.» بطحایی همچنین میزان رضایت شهروندان از اوضاع کشور با شرایط فعلی را ۲۵.۵ درصد عنوان کرد و یادآور شد که: «با نشاط اجتماعی فاصله داریم.» این جملات بخشی از صحبت‌های رئیس سازمان امور اجتماعی کشور درباره روند بازتولید نشاط در جامعه است: «پس از جلسات متعدد بخشنامه‌ای تحت عنوان نشاط اجتماعی نوشته و ابلاغ شد؛ به طوری که در هر شهرستانی به مقتضای فرهنگ، آداب و رسوم و فرهنگ محلی و بومی خود رویدادهایی را برگزار کنند.»

این جملات هم برای حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی است: «جامعه ما قطعاً به نشاط حلال نیاز دارد. قطعا باید برنامه‌ها و جشنواره‌های نشاط‌آور برگزار کنیم تا مردم مومنانه از زندگی خود لذت ببرند. بنابراین لذت ممنوع نیست، اما لذت باید توأم با ایمان باشد.»

هر دو جمله رنگ و بویی از جنس فرمان، دستور و بخشنامه برای بازگشتِ آن طفل گمشده، یعنی شادی و نشاط به جامعه دارند، درحالی‌که عباس نعیمی جورشری، مدیر گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران معتقد است: «نشاط اجتماعی از جنس احساس امنیت، رضایت، امید و آزادی است، درحالی‌که بخشنامه از جنس اجبار و کنترل است، این دو منطق باهم تضاد دارند. در مطالعاتِ تطبیقی حکومت‌ها، تمام تلاش آنها برای شادی دستوری معمولا دو نتیجه داشته، یکی شادی نمایشی و دیگری اثر معکوس.»


⭕️نشاط اجتماعی به شدت امر طبقاتی است و از نظر چگونگی تجربه و امکان تحقق، در سه طبقه فرودست، متوسط و فرادست تفاوت‌های ساختاری وجود دارد؛ این تفاوت‌ها فقط در سطح شادی نیست، بلکه در ماهیت شادی، امکان و ابعاد تجربه، ابزارها، معانی و حتی در محدودیت‌ها قابل مشاهده است.

⭕️در سطح فرهنگی-معنایی، از نگاه مخالفان کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی فقط یک رویداد موسیقیایی نبود، بلکه یک نشانه سیاسی بود. در شرایط جامعه قطبی شده پدیده‌های فرهنگی کارکرد دیگری پیدا می‌کنند، یعنی به‌جای رویداد به نشانه تبدیل می‌شوند، برخی از این کنسرت‌ها برای بخشی از مردم به نشانه یا نماد آزادی فرهنگی تبدیل می‌شود، اما برای یک گروه دیگر نشانه‌ی «شیره مالیدن سر مردم» است.
در واقع کنسرت به نماد پوشاندن مشکلات اصلی تبدیل می‌شود، وقتی معنای یک رویداد پراکنده شود (مانند ماجرای کنسرت همایون شجریان) رویداد به میدان معناشناختی نزاع و درگیری تبدیل می‌شود.

⭕️در ایران امروز به نظرم هفت کمبود برای نشاط مردم وجود دارد:
•اعتماد اجتماعی و نهادی
•آزادی فرهنگی و سبک زندگی
•امنیت اقتصادی و چشم‌انداز به آینده. هیچ جامعه‌ای در آینده مبهم نمی‌تواند شاد باشد.
•گفت‌وگوی اجتماعی و میدان‌های عمومی
•عدالت اجتماعی و نبود تجربه عمیق تبعیض است
•آرامش و پایداری روانی جمعی
•وجود نهادهای میانجی مانند احزاب و انجمن‌ها


🔻
مشروح گفت و گو


▫️تعریف عملیاتی شما از نشاط اجتماعی چیست؟
➖برای ارایه یک تعریف عملیاتی جامع، همزمان باید نظریه‌های جامعه شناسی، شاخص‌های بین‌المللی (UNDP, WHO, OECD) و نیز پیمایش‌های ایرانی مانند ارزش‌ها و نگرش‌ها را مدنظر قرار داد. بنابراین تعریف عملیاتی استاندارد ما می‌تواند این‌گونه مفصل‌بندی شود؛ نشاط اجتماعی مجموعه‌ای از احساسات، رفتارها و وضعیت اجتماعی قابل اندازه‌گیری است.

▫️اجزای مهم این مجموعه قابل اندازه‌گیری چه چیزهایی هستند؟
➖این‌که آیا افراد جامعه احساس رضایت، امید و انگیزش برای مشارکت جمعی دارند؟ همچنین چقدر در فعالیت‌های فرهنگی هنری ورزشی و مدنی حضور فعال دارند؟ آن‌ها چقدر روابط اجتماعی امن، معنادار و اعتمادآمیز را تجربه می‌کنند؟ چقدر دسترسی بدون تبعیض به عرصه عمومی و تجربه‌های جمعی دارند؟ و این‌که سطحی از رفاه روانی اجتماعی را که تجربه می‌کنند چقدر آن‌ها را به سمت تعامل مثبت با دیگران سوق می‌دهد؟
اگر بخواهم این پنج مورد را فشرده کنم باید بگویم نشاط اجتماعی یعنی مثلث؛ ذهنیت مثبت جمعی بعلاوه توان مشارکت، در کنار رفتارهای جمعی نشاط آفرین.

▫️شما پنج مورد از اجزای پر اهمیت تشکیل دهنده نشاط اجتماعی را معرفی کردید، آیا درباره وضعیت آن‌ها در جامعه ایرانی اطلاعاتی در دسترس هست؟
➖پیمایش‌های ملی نشان می‌دهد نمودار هر پنج مولفه یعنی احساس رضایت و امید، تمایل به ...


📍متن کامل گفت و گو را در لینک زیر بخوانید

@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻 برشی از گفت و گو با دکتر علیرضا بهتویی (استاد دانشگاه سودرتورن سوئد)

➖چالشی بر سر موقعیت علوم اجتماعی در ایران


برنامه اپیستمه / گفت و گوی اول
گفتگوهایی درباره دانایی، قدرت و نقد اجتماعی

در این بخش از گفتگو، موقعیت علوم اجتماعی در ایران را چنان «تعلیق تاریخی» توصیف نموده ام. دانشی که از نظر نهادی گسترش یافته، اما از حیث کارکرد اجتماعی و قدرت تأثیرگذاری تضعیف شده است.
در این‌جا کوشیدم از گسترش مرزهای دانایی دفاع نمایم.

عباس نعیمی جورشری
@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻 گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می کند:


اپیستمه Episteme
| گفت‌وگوهایی درباره دانایی، قدرت و نقد اجتماعی


• گفت و گوی اول _ ۱۷ آذر ۱۴۰۴
• وضعیت علوم اجتماعی در ایران


▫️مهمان | دکتر علیرضا بهتویی
استاد جامعه‌شناسی دانشگاه سودرتورن سوئد

▫️میزبان | دکتر عباس نعیمی جورشری
مدیر گروه جامعه شناسی حقوق


🎬 آرشیو ویدئویی این گفت و گو در سایت انصاف نیوز منتشر خواهد شد.


📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
@sociologyoflaw


@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻 کنفرانس تخصصی نقد جامعه شناسی ایرانی
به مناسبت هفته علوم اجتماعی و گرامیداشت یاد دکتر غلامحسین صدیقی


🎙 دکتر عباس نعیمی جورشری


سه توفیق و هفت کاستی؛
تأملی در نقد جامعه شناسی ایرانی


محورهای اصلی:

• صورت بندی ادوار جامعه‌شناسی ایرانی
۱. پیدایش و مقدمات (۱۳۰۰–۱۳۴۰)
۲. نهادینه‌سازی دانشگاهی (۱۳۴۰–۱۳۵۷)
۳. ایدئولوژیک و انقلابی (۱۳۵۷–۱۳۷۰)
۴. احیای حرفه ای و گسترش کمّی (۱۳۷۰–۱۳۹۰)
۵. بحران هویت و فشارهای ساختاری (۱۳۹۰ تا امروز).

• توفیقات:
الف. توصیف واقعیات اجتماعی
ب. پرورش روشنفکران و مفاهیم نو
پ. توجه به تجربه زیسته

• نقدها:
۱) آکادمیک‌سازی بدون تکوین نظری
۲) فقدان مسئله مندی و دوری از واقعیات
۳) بحران روش‌ شناسی
۴) سیاست زدگی
۵) گسست نسلی
۶) ضعف در تحلیل ساختارهای قدرت و روندهای کلان
۷)کمبود پژوهش‌های میدانی عمیق و طولی

در یک جمع بندی، معتقدم حرکت مسئله مند به سمت درک بین رشته ای از موضوع و تعامل جامعه‌شناسی با تاریخ، اقتصاد، روانشناسی و حقوق می تواند به بهبود موقعیت مذکور یاری برساند.

📍مجله صوتی گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
➖۱۲ آذر ۱۴۰۴
@sociologyoflaw


@abbasnaeemi

Читать полностью…

جامعه شناسی صلح

🔻 کنفرانس تخصصی نقد جامعه شناسی ایرانی
▪️گرامیداشت هفته علوم اجتماعی و یاد دکتر غلامحسین صدیقی

🎙مجله صوتی گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
| چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۴

◾جامعه‌شناسی علمی است که بر اساس پرسشگری، تحلیل و نقد بنا شده است. این دانش، همواره ما را دعوت کرده است سازوکارهای آشکار و پنهان زندگی اجتماعی را بررسی کنیم، دور از هر انحصاری. با این حال، هیچ دانشی تا زمانی که خود را در معرض نقد قرار ندهد، کامل نمی‌شود. جامعه‌شناسی نیز از این قاعده مستثنا نیست.

جامعه‌شناسی ایرانی امروز در موقعیتی قرار دارد که نیازمند بازاندیشی دقیق و مسئولانه است. پرسش‌های بنیادی ما چنین‌اند:
آیا علم جامعه‌شناسی در تحلیل جامعه ایران موفق عمل نموده است؟
مهم‌ترین نقدها بر جامعه شناسی ایرانی چیست؟

در این کنفرانس، گروهی متکثر از پژوهشگران علوم اجتماعی گرد هم آمده‌اند تا با رویکردی علمی و انتقادی، به این پرسش‌ها پاسخ دهند. این گفت‌وگوها نه برای داوری صرف، بلکه برای بازاندیشی و روشن‌سازی جایگاه جامعه‌شناسی ایرانی است.

هدف ما ارتقای خرد جمعی، تقویت روح نقادانه و فراهم کردن افقی روشن برای پیشرفت دانش اجتماعی در ایران است. جان کلام، دعوتی است به گفت‌وگوی مسئولانه و به بازاندیشی علمی، از آن‌رو که تنها از دل نقد می‌توان به دانشی اثرگذار و پایدار دست یافت.

پاینده باد خرد و عشق

➖عباس نعیمی جورشری | مدیر علمی کنفرانس

▪️با حضور:

▫️دکتر سعید معیدفر
🎙لینک دانلود

▫️دکتر سید جواد میری
🎙لینک دانلود

▫️دکتر بیدا میرحسینی
🎙لینک دانلود

▫️دکتر حسن محدثی
🎙لینک دانلود

▫️دکتر فهیمه نظری
🎙لینک دانلود

▫️دکتر حمید عباداللهی
🎙لینک دانلود

▫️دکتر حسین حجت پناه
🎙لینک دانلود

▫️دکتر فریبا نظری
🎙لینک دانلود

▫️دکتر کاوه فرهادی
🎙لینک دانلود

▫️دکتر محمدحسن علایی
🎙لینک دانلود

▫️دکتر مهران صولتی
🎙لینک دانلود

▫️دکتر سمانه سرکشیکیان
🎙لینک دانلود

▫️دکتر منوچهر ثابتی
🎙لینک دانلود

▫️دکتر وحیده موسوی
🎙لینک دانلود

▫️دکتر علی نوری
🎙لینک دانلود

▫️دکتر احمد فعال
🎙لینک دانلود

▫️ دکتر عباس نعیمی جورشری
🎙لینک دانلود


📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران
@sociologyoflaw


@abbasnaeemi

Читать полностью…
Subscribe to a channel