884
مشاوره آزمون کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی و علوم تربیتی
⬇️⬇️⬇️ خلاصه تغییرات DSM_5⬇️⬇️⬇️
@abnormalpsychology
🔴در DSM نسخه ۲۰۰۰🔴
هر طبقه از ناهنجاریها یک کد عددی گرفته است که برای خدمات بهداشتی شامل بیمه و اهداف اداری استفاده میشود و برای تکمیل تفویض اختیار قانون گذار تولید شده که این نسخه توسط مردم به بدون تعلیم کلینیکی استفاده میشود؛ و میتواند منجر به کاربرد نامناسب ظرفیتها شود. استفاده مناسب از معیارهای تشخیص نیاز به آموزش کلینیکی میباشد.
🔷در DSM-IV هر نشانه بیماری روانشناختی و پنج محور وابسته به جنبههای متفاوت تقسیم شده بود:
✅محور I: شامل هنجارهای یادگیری شامل بی نظمیهای ذهنی عمده- ناهنجاریهای کلینیکی.
✅محور II: شامل ناهنجاریهای شخصیتی و کند ذهنی و ناهنجاریهای روبه رو شده و مکانیسم های دفاعی.
✅محور III: شامل شرایط پزشکی حاد و ناراحتیهای جسمانی.
✅محور IV : فاکتورهای محیطی و روانشناختی شرکت کننده در این ناهنجاریها.
✅محور V: شامل تشخیصهای جسمانی کاربرها و مقیاسهای ارزیابی برای کودکان و بچههای زیر ۱۸ سال.
🔸ناهنجاریهای قطب I شامل: افسردگی، فوبیا، شیزوفرنی و وسواس و... میباشد.
🔸ناهنجاریهای قطب ۲: شامل ناهنجاریهای شخصیتی (پارانویایی، اسکیزویید، اسیکزوتایپال و...) میباشد.
🔸ناهنجاریهای قطب ۳ شامل: آسیبهای مغز و ناهنجاریهای عصبی و پزشکی که ممکن است بیماریهای موجود را بدتر یا شدیدتر کند.
🔴در DSM-5 نسخه ۲۰۱۳🔴
🔸در DSM-5، محورهای پنجگانه حذف شدهاند.
🔸روند تجدید نظر و شکل گیری DSM منابع مورد استفاده در چاپ DSM: به طور خاص منابع خود را نام نبرده اما سه منبع که معروف به اسناد APA هستند. راجع به توسعه راهبرد و شواهد شخصیتی شامل بازبینیهای ادبیات، آنالیز دادهها و آزمایشهای میدانی گفته میشود که منابع بینشی مهم در شخصیت و کیفیت تصمیماتی ایجاد میکند که منجر به پیدایش DSM-IV میشود.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
DSM-I⬇️⬇️⬇️⬇️
🔵واژه نامه ای داشت که طبقات تشخیصی در آن توصیف شده و نخستین راهنمای رسمی اختلالات روانی بود، و بر کاربرد بالینی تأکید داشت. از خصوصیات اولیه آن می توان به کاربرد اصطلاح واکنش در سراسر ان تحت تأثیر نفوذ دیدگاه روانی- زیستی آدلف مایر نام برد که اختلالات روانی را به عنوان واکنش به عوامل روانی اجتماعی و زیستی می دانست. این طبقه بندی همچنین ۱۳۰ صفحه طولانی داشت و در آن ۱۰۶ ناهنجاری فکری و ذهنی لیست شده بود.
DSM-II⬇️⬇️⬇️⬇️
🔵در آن ۱۸۲ ناهنجاری لیست شده بود و ۱۳۴ صفحه شده بود و کاملاً شبیه نسخه قبلی بود. و ویژگی آن این بود که اصطلاح واکنش بر افتاده بود ولی اصطلاح روان رنجوری نگه داشته شده بود. و خصوصیت برجسته این دو نسخه این بود که روانپزشکی برجسته را منعکس می کرد. اگر چه آن شامل مفاهیم زیست شناختی مربوط به امیل کرپلین بود. اشکال عمده و اساسی آن می توان این را نام برد که افسردگی، اضطراب، آگاهی از واقعیت، توهم و بی توجهی را جدا از واقعیت می داند. همچنین به دنبال جدالها و مناظرات زیاد بین سالهای ۱۹۷۰ تا سال ۱۹۷۳ و همچنین ظهور مفروضات جدید از طرف محققانی نظیر آلفردوکین و راولین هوکر، در چاپ هفتم در سال ۱۹۷۴ همجنس گرایی نیز به این فهرست اضافه شده است. در سال ۱۹۷۴ تصمیم به ساخت یک اصطلاح جدید گرفته شد و رابرت اسپیت به عنوان مسئول این کار انتخاب شد.
DSM-III⬇️⬇️⬇️⬇️
🔵هدف اولیه این کار ساخت فهرست اسامی سازگار با طبقه بندی آماری بینالمللی بیماریها و وابسته به مشکلات بهداشت بود. که به وسیله سازمان بهداشت جهانی چاپ می شد و هدف آن پیشرفت و هم شکلی و اعتبار تشخیص روانپزشکی در منتقدان و برنامه ریزان بود. طرح اولیه آن در یک سالی آماده شد و طبقه بندی جدیدی از اختلالات معرفی شد. این نسخه ۴۹۴ صفحه طولانی داشت و ۲۶۵ مقوله تشخیص بیماری که سرانجام در سال ۱۹۸۰ منتشر شد، شامل می شد. نسخه تجدید نظر شده در سال ۱۹۸۷ منتشر شد زیر نظر اسپیت رزو اسم طبقه بندی عوض شد و تغییرات مهمی در معیارها ساخته شد. و بعضی از مقولهها حذف شد. در حالی که بعضی دیگر اضافه شدند. بعضی از تشخیصهای بحث برانگیز نظیر ناهنجاری ملال پیش از قاعدگی و ناهنجاری آزار طلبی (مازوفیسم) مورد رسیدگی قرار گرفتند. و وارد شدند .و بحث آزار طلبی جنسی حل گردید اما تا حد زیادی این اختلال جنسی طوری که مشخص نباشد. زیر عنوان طبقه ای خاص گنجانده شد. همچنین این طبقه بندی شامل ۲۹۲ بیمار بود و ۵۶۷ صفحه طولانی داشت.
DSM-IV⬇️⬇️⬇️⬇️
🔵در سال ۱۹۹۴ چاپ شد که ۲۹۷ ناهنجاری در ۸۸۶ صفحه لیست شد و این گروه شامل ۲۷۰ نفر بودند که توسط مردم معرفی شدند شامل ۴ روان شناس کمیته هدایت، ۱۳ گروه کاری که ۱۶-۵ نفر را تشکیل می داد. هر گروه کاری تقریباً ۲۰ مشاهده داشت. و هر گروه یک فرایند سه مرحله ای را رهبری می کرد. اول: هر گروه یک دوره وسیع از تشخیص بیماری را مطالعه می کرد سپس از محققین درخواست اطلاعات می کردند. دوم: انتقال دادن تجزیه و تحلیلها برای مشخص کردن اینکه کدام معیارها نیاز به تغییر دارد تا به ساختارهای جدید تبدیل نشود. سوم: ایجاد مراکز آزمایش مرتبط با تشخیص بیماری ها. از جمله تغییرات مهم این دوره می توان به اضافه شدن اضطراب شغل ناشی از آسیب در جامعه به تشخیص نام برد .
DSM-IV-TR⬇️⬇️⬇️⬇️
🔵سیستم کدگذاری روان پزشکی رسمی در ایالات متحده است. اکثریت وسیع معیارهای خاص برای تشخیص بیماری تغییر نکردند. درجه پایین علائم و نشانهها برای اعلام ناهنجاری کافی نیست. با توجه به معیارهای متفاوت درمناطق مختلف نیمی از نشانهها باید باشد تا تشخیص اختلال داده شود. برای تاکید بر جنبه های زیست شناختی بیماری روانی،از اصطلاح روانزاد پرهیز کردند. اصطلاح نوروز را کنار گذاشته است. تشخیص اختلال روانی عضوی را بر این اساس که تمام اختلالات روانی ممکن است اساس زیست شناختی یا علت پزشکی داشته باشند حذف کرد.
🔴انواع طبقه بندی اختلالات روانی🔴
💥طبقه بندی مقوله ای💥
🔹در این نوع، طبقه بندی بر اساس حضور یا عدم حضور یک ویژگی است.
دو اصل:
✅یک مقوله بر اساس تعدادی ویژگی مشخص می شود که وجود هر یک لازم و مجموع آنها کافی است.
✅زیرمقوله ها باید خصایص مراحل بالاتر را داشته باشند.
⬇️استلزام های اصل اول⬇️
🔹 طبقات باید به خوبی توصیف و متمایز شوند و موارد مرزی کم یا هیچ باشد، مقوله سازی باید اعتبار داشته باشد
🔹 اعضای یک مقوله متجانس باشند
⬇️استلزام اصل دوم⬇️
🔹 همه خصوصایت مقوله اصلی در زیرمقوله ها باشد
مثال:
🔸طبقه بندی بیماری های روانی توسط کرپلین و DSM_IV
💥طبقه بندی ابعادی💥
🔹این نوع طبقه بندی بر مبنای کمیت یا فراوانی ویژگی است.
🔹هدف: توصیف چندبعدی یک فرد بر اساس نظام مرجع نظری
🔹طبقه بندی ابعادی بر اساس نظریه های متفاوت انجام می شود
🔹توصیف های حاصل قابل مقایسه نیستند چون می توانند توسط متخصصان یا خود ازمودنی انجام شده باشند.
مثال:
🔸ارزشیابی توسط متخصص: مصاحبه نیمه ساخته یافته PDI-IV
🔸خودسنجی: مقیاس ایسنک
🔹در مواردی که بین پدیده ها پیوستگی هست و موارد مرزی وجود دارند مفید است چون ویژگی های بالینی که در نوع مقوله ای زیرآستانه ای و مرزی هستند تشخیص می دهد.
💥 طبقه بندی ریخت شناسی💥
🔹قرار گرفتن در یک ریخت مستلزم وجود همه ویژگی ها نیست بلکه کافی است چند رگه یا ویژگی اصلی وجود داشته باشد
🔹ریخت ها به شکل شهودی، مشاهده و تجربه بالینی یا اماری متمایز می شوند
↖️دو روش برای قرار دادن فرد در یک ریخت:
✅الگوی درخت تصمیم:
🔹حذف تشخیص ها در یک جدول سلسله مراتبی و نهایتا رسیدن به تشخیص مناسب
🔸مثال: پرسشنامه PSS
✅الگوی مقایسه نیمرخها:
🔹مقایسه رگه های فرد در ابعاد متفاوت و مقایسه با نیمرخ گروه نمونه
🔸مثال: پرسشنامه MMPI
🔹ویژگی های لازم و کافی برای یک طبقه نیاز نیست/ موارد مرزی را می پذیرد/ طبقه ها می توانند نامتجانس باشند/ موارد خاص وجود دارد/ لازم نیست زیرمقوله ها سلسله مراتبی باشند یعنی لازم نیست زیرمقوله ها ویژگی های مقوله بالاتر را داشته باشند
💥 طبقه بندی غیربیماری شناختی💥
✅ بر اساس یک نظریه:
🔸مثال: نظریه های آیسنک، بندورا، بنجامین، فنیکل
✅بر اساس پژوهش های علمی: استخراج طبقات از داده های پژوهش با استفاده از روش آماری
✅بر اساس نظام های جزئی: نظام طبقه بندی متمرکز بر اختلالات خاص
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔴بیماریهای روانی در قرون وسطی🔴
با انحطاط تمدن یونان و روم پزشکی نیز مانند سایر علوم در اروپا در زیر انبوهی از اعتقادات خرافی پنهان ماند. باورهای خرافی و جن شناسی به نحو وحشتناکی احیاء شدند. اختلالات روانی نیز بطور آشکاری افزایش یافتند. یکی از بیماریهای روانی «هیستری» بودن که بطور گستردهای شایع شده بود. در این دوران افراد مبتلا به بیماریهای روانی در حد زیاد در دست کشیشان بود. اولین چیزی که برای درمان کسانی که توسط شیطان تسخیر شده بودند صورت میگرفت وارد ساختن یک ضربه کشنده به غرور شیطان بود. به مرور زمان این درمانها حالتهای خشنتری به خود گرفت. بعضی از روشهای درمانی در این دوران عبارت بود از «سوراخ کردن جمجمه ، ضرب و شتم بیماران روانی ، گذاشتن آهن گداخته روی سر بیمار روانی و...»
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔴بیماریهای روانی در عصر باستان🔴
بر اساس نظریههای باستانی که امروزه از تحقیقات باستان شناسی بدست آمده است، رفتار نابهنجار ناشی از نیروهای ماورای
طبیعی و جادوی نظیر دیو ، ابلیس ، و ارواح خبیثه قلمداد میشد. مطابق این نظریهها درمان عبارت بوده از «جن گیری» (یعنی بیرون راندن شیطان از درون شخص با توجه به نیایش و خنثی سازی جادو). در بسیاری از جوام ابتدایی پزشک قبیله یا جادوگر وسیله ارتباط با ارواح بود و اقدام به درمان آنها میکرد. روشهای درمانی آنها نیز مشتمل بود بر «خواندن وردها ، ذکرها ، انجام رقصهای لازم و سوراخ کردن جمجمه برای بیرون راندن ارواح» این سوراخها به قطر دو سانتیمتر بوسیله شی تیزی نظیر سنگ ایجاد میشد.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵 قضاوت(Judgment)
قضاوت عبارتست از توانایی ارزیابی یک موقعیت به طور صحیح و عملکرد متناسب در آن موقعیت.
💥قضاوت انتقادی (Critical Judgment): توانایی ارزیابی، تشخیص و انتخاب بین امکانات مختلف در یک موقعیت.
💥 قضاوت خودکار (Automatic Judgment): زمانی که قضاوت به صورت یک واکنش نسبت به یک عمل صورت میپذیرد.
💥قضاوت مختل (Impaired Judgment): کاهش توانایی قضاوت به صورت یک موقعیت به طور صحیح و عملکرد متناسب در آن موقعیت.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵 هوش (Intelligence)
توانایی فهم، به خاطر آوردن، به حرکت درآوردن و ترکیبسازی یادگیریهای قبلی در مواجهه با موقعیت تازه.
💥 عقبماندگی ذهنی (Mental retardation): بهره نداشتن از هوش به درجهای که در فعالیتهای اجتماعی و شغلی خود تداخل نماید. این حالت دارای درجاتی به شرح زیر است:
✅خفیف (بهره هوشی 50 تا 55 تا 70)
✅ متوسط (بهره هوشی 35 یا 40 تا 50 یا 55)
✅شدید (بهره هوشی (20 یا 25 تا 35 یا 40)
✅ عمیق (بهره هوشی کمتر از 20 یا 25).
💥اصطلاحات متروک عبارتند از:
✅کانا (idiot): سن عقلی کمتر از 3 سالگی
✅کالیو (imbecile): سن عقلی 3 تا 7 سال
✅کودن (moron): سن عقلی حدود 8 سال.
💥 دمانس (Dementia): تخریب عضوی و یکپارچه عملکرد هوشی بدون تیرگی هشیاری.
💥 محاسبه پریشی (Acalculia یا Dyscalculia): از دست دادن توانایی انجام محاسبات که در اثر اضطراب یا اختلال تمرکز ایجاد نشده باشد.
💥نوشتار پریشی Agraphia) یا (Dysgraphia: از دست دادن توانایی برای نوشتن به صورت روان و پیوسته. از دست دادن توانایی ساختن واژه.
😂 آلکسی (Alexia): از دست دادن توانایی روخوانی سلیس که با اختلال حدت بینایی قابل توجیه نیست.
💥 دمانس کاذب (Pseudodementia): تظاهرات بالینی مشابه دمانس که در اثر یک اختلال جسمی ایجاد نشده است و اغلب در اثر افسردگی ایجاد میشود. [سندرم دمانس افسردگی (dementic syndrome of depression)].
💥 تفکر عینی (conerete thinking): تفکر تابع لفظ و صورت، کاربرد محدود استعاره (metaphore) بدون فهم تفاوت معنی، تفکر تک بعدی.
💥 تفکر انتزاعی (Abstract thinking): توانایی شناخت تفاوتهای معنایی. تفکر چند بعدی همراه با توانایی به کار بستن استعارات و فرضیات به طور مناسب.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
✅ توهم حافظه (Hallucination memory): وقتی مطالب سرکوب شده در ناخودآگاه به صورت تصاویر ذهنی به هشیاری برمیگردد فروید آن را توهم حافظه نامید.
✅ فریفتار (Illusion): درک و تعبیر اشتباهی یک محرک حسی واقعی خارجی.
🔵تغییرات همراه با اختلالات شناختی
💥آگنوزی (agnosia) عبارتست از ناتوانی در تشخیص و تعبیر کافی هر حس.
✅ نادیده انگاشتن بیماری (Anosognosia): ناتوانی در تشخیص دادن نقیصهای عصبی (نورولوژیک) که برای شخصی پدید میآید.
✅ نادیده انگاشتن بدن (Somatopagnosia): ناتوانی در تشخیص این که قسمتی از بدن، متعلق به خود شخص است. به آن اتوپاگنوزیا (Autopagnosia) نیز گویند.
✅آگنوزی بینایی (Visual agnosia): ناتوانی در تشخیص اشیاء یا اشخاص از طریق دیدن.
✅ استرئوگنوزیس (Astreognosia): ناتوانی در تشخیص اشیاء با لمس.
✅پروسوپاگنوزیا (Prosopagnosia): ناتوانی در تشخیص چهره افراد.
✅آپراکسی (Apraxia): ناتوانی در انجام تکالیف ویژه.
✅سیمولتا گنوزیا (Simultagnosia): ناتوانی در درک بیش از یک عامل یا صحنه بینایی در یک آن یا بهم پیوند دادن قسمتها به صورت یک مجموعه.
✅آدیادوکوکینزیا (Adiadochokinesia): ناتوانی در انجام سریع حرکات پشت سر هم.
🔵اختلالات همراه با پدیدههای تبدیلی و تجزیهای
در جریان این پدیدهها سوماتیزه شدن مطالب واپس زده شده به صورت پیدایش علایم فیزیکی و دگرگونیهای مربوط به عضلات ارادی یا ارگانهای حواس ویژه که تحت کنترل ارادی نبوده و با هیچ اختلال فیزیکی قابل توصیف و توجیه نیست، قابل مشاهده است.
💥 بیحسی هیستریک (Hystrical anesthesia): از دست دادن تواناییهای حسی ناشی از کشمکشهای هیجانی.
💥درشت بینی (Macropsia): حالتی که در جریان آن اشیاء درشتتر از آنچه هستند، به نظر میرسند.
💥 ریزبینی (Micropsia): حالتی که در جریان آن اشیاء ریزتر از آنچه هستند، به نظر میآیند. هم درشت بینی و هم ریزبینی ممکن است با حالتهای مشخص جسمانی از قبیل صرع پارسیل مرکب همراه باشند.
💥مسخ شخصیت (Depersonalization): احساس ذهنی که در جریان آن محیط عجیب و غریب و غیرحقیقی به نظر میرسد، احساسات تغییر واقعیت جهان خارج.
💥 گریز مرضی (Fugue): کسب هویتی تازه همراه با فراموش نمودن هویت قبلی، اغلب با سفر و سرگردانی در محیطهای تازه همراه است.
💥شخصیت چندگانه (Multiple personality): شخصی که به نظر میآید در زمانهای مختلف، از دو یا چند شخصیت کاملا متفاوت برخوردار است. در DSM-IV به آن اختلال هویت تجزیهای (dissociative identity disorder) میگویند.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵اختلالات آفازیک: وجود اختلال در برونده گفتاری
💥 آفازی حرکتی (motor aphasia): اختلال در تکلم که در اثر یک اختلال شناختی ایجاد میشود و در جریان آن توانایی فهم کلمات وجود دارد اما سخن گفتن به وضوح مختل شده است. سخن گفتن توام با مکث و ناراحتی بوده و غیرطبیعی است. به این نوع آفازی بیاني یا غیرسلیس بروکا (Broca) نیز گفته میشود.
💥آفازی حسی (Sensory aphasia): از دست دادن قابلیت درک مفاهیم واژگان. تکلم، روان و خود به خود اما نامربوط و بیمعنی است. به این نوع آفازی درکی يا سلیس ورنیکه (wernicke) نیز گفته میشود.
💥 آفازی نامیدن (Nominal aphasia): دشواری در یافتن نام صحیح یک شیء. به این حالت آنومی (Anomia) و آفازی آمنستیک (Amnestic aphasia) نیز میگویند.
💥 آفازی نحوی (Syntactical Aphasia): ناتواني در چیدن ترادف کلمات به طور صحیح.
💥 آفازی نامفهوم (Jargon aphasia): کلمات ادا شده کاملا نئولوژیک میباشند. کلمات بیمعنی با لحن و تون صدای متغیر، تکرار میشوند.
💥آفازی یک پارچه (Global aphasia): ترکیبی از آفازی حرکتی واضح و آفازی حسی شدید.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
💥هذیان گناه (Delusion of guilt): بیمار معتقد است که شخصي بینهایت تبهکار است، گناهان وحشتناکی مرتکب شده است و سزاوار مجازات است.
💥هذیان ثروت (Delusion of wealth): بیمار معتقد است دارای خزائن بیشمار است یا تمام طلاهای دنیا به او تعلق دارد.
💥 هذیان همانندی (Appersonation): در آن بیمار هویت شخص دیگری را برای خود انتخاب میکند.
💥 هذیان اتهام (Delusion of accusation): در آن بیمار اطرافیان خود را متهم میسازد که به او نسبت دزدی و تجاوز جنسی و قتل میدهند.
💥 ارتومانی (Erotomania): باور هذیانی که در زنان بیشتر از مردان دیده میشود، مبنی بر اینکه شخصی عمیقاً عاشق بیمار است. و به آن عقده کلرامبو – کاندینسکی (clerambault – kandinsky) نیز گفته میشود.
💥دروغپردازی خیالی (Pseudologia fantastica): نوعی دروغگویی که در آن به نظر میرسد شخص صحت دروغهایی را باور دارد و براساس این باور عمل میکند و گاه با سندرم مون چاوزن (Monchausen syndrome) که در طی آن بسیار خود را مکررا به ناخوشی میزند، همراه است.
💥 گرایش یا اشتغال فکری (Trend or preoccupation of thought): تمرکز فکری روی یک عقیده خاص همراه با عاطفه قوی، از قبیل گرایش پارانوئید یا اشتغال ذهنی با افکار خودکشی و دیگرکشی.
💥 ایگومانی (Egomania): اشتغال ذهنی بیمارگونه با خود.
💥 مونومانی (Monomania): اشتغال ذهنی با موضوعی واحد.
💥خود بیمار انگاری (Hypochondria): نگرانی مبالغه آمیز در مورد سلامت خود که نه براساس یک ضایعه عضوی حقیقی بلکه بیشتر بر پایه تفسیرهای غیرحقیقی علایم بالینی متکی است
💥 وسواس فکری (obsession): دوام بیمار گونه فکری غیرقابل مقاومت یا احساسی که با تلاشهای منطقی قابل رفع از هشیاری شخص نیست و با اضطراب همراه است. گاه شکل نشخوار وسواسی (rumination) هم پیدا میکند.
💥وسواس عملی (Compulsion): نیاز بیمارگونه برای انجام عملی براساس یک تکانه که اگر در مقابل آن مقاومت به خرج داده شود، اضطراب ایجاد میشود. این واژه به رفتار تکراری در پاسخ به وسواس فکری یا انجام آن براساس آدابی خاص که به خودی خود هدفی را دنبال نمیکند مگر جلوگیری از وقوع اتفاقی در آینده، نیز اطلاق میشود.
💥 بددهنی (coprolalia): بیان اجباری کلمات زشت و وقیحانه.
💥هراس (phobia): ترس مداوم، بیمارگونه، غیرمنطقی و مبالغه آمیز از محرک یا موقعیتی خاص که به تمایل شدید به اجتناب از محرک یا موقعیتی خاص که به تمایل شدید به اجتناب از محرک موجد ترس منجر میشود، انواع آن عبارتند از:
✅ هراس خاص (Specific phobia): ترس محدود به موضوع یا شیء واضح، مثلا ترس از عنکبوت یا مار.
✅جامعه هراسي (Social phobia): ترس از تحقیر در اماکن عمومی، از جمله ترس از سخن گفتن، ایفای نقش یا غذا خوردن در حضور جمع و در اماکن عمومی.
✅ آکروفوبیا (Acrophobia): ترس از مکانهای مرتفع.
✅گذر هراسی (Agrophobia): ترس از حضور در اماکن عمومی.
✅آلگوفوبیا (Algophobia): ترس از درد.
✅ ایلوروفوبیا (Ailurophobia): ترس از گربهها.
✅ اریتروفوبیا (Erythrophobia): ترس از سرخ شدن صورت در اثر خجالت کشیدن.
✅ همه چیز هراس (Pan phobia): ترس از همه چیز.
✅ کلاستروفوبیا (Claustrophobia): ترس از مکانهای بسته.
✅بیگانه هراسی (Xenophobia): ترس از بیگانهها.
✅جانور هراسی (Zoophobia): ترس از حیوانات
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵اختلالات ویژه فرم تفکر
💥نئولوژیسم یا واژهسازی (Neologism): ساخت کلمات تازه توسط بیمار که اغلب با بهم پیوند دادن سیلابهای سایر کلمات و به دلايل ویژه روانی، انجام میشود.
💥سالاد کلمات (Words salad): اختلاط نامربوط کلمات و عبارات.
💥حاشیه پردازی (Circumstantiality): گفتار غیرمستقیمی که در رساندن شنونده به مقصود، تاخیر دارد اما بالاخره مستمع را از نقطه شروع اولیه گفتار به هدف مورد نظر میرساند. این گفتار پر است از جزئیات و جملات معترضه. در اسکیزوفرنی، اختلالات وسواس گونه و موارد خاص دمانس مشاهده میشود.
💥 تفکر مماسی (Tangentiality): ناتوانی در حفظ و ایجاد تداعیهای فکری هدفدار. بیمار هرگز از نقطه دلخواه به هدف مورد نظر خود نمیرسد.
💥 بیربط گویی (Incoherence): تفکری که اگر معمولاً به زبان آورده شود، قابل درک نیست. واژهها بدون رابطه دستوری یا منطقی، پشت سر هم بیان میشوند و منجر به مغشوش شدن تکلم میشوند.
💥درجا ماندگی (Perservation): پاسخ مداوم به محرک قبلی، بعد از وارد آمدن محرکهای جدید، اغلب با اختلالات شناختی همراه است.
💥وراجی (Verbigeration): تکرار بدون معنی لغات و عبارات خاص.
💥 پژواک کلام (Echolalia): تکرار پسیکوپاتولوژیک کلمات یا عبارات یک فرد توسط دیگری، این حالت میل به تکرار و استمرار دارد و لحن تکلم ممکن است استهزا آمیز و بریده بریده باشد.
💥اختلاط متراکم کلمات (Condensation): ترکیب مفاهیم مختلف به شکلی مفهومی واحد.
💥پاسخ نامربوط (Irrelevant answer): پاسخی که با سوال مطرح شده هماهنگی ندارد و به نظر میرسد که شخص در پاسخ دادن، مسامحه به خرج میدهد یا حضور ذهن ندارد.
💥 سست شدن تداعیهای (loosening of association): جریان تفکری که در آن ایدهها از موضوعی به موضوع دیگر، به صورتی کاملاً نامربوط، تغییر میکنند و هنگامی که شدید باشد، موجب بیربطی گفتار میشود.
💥 از خط خارج شدن (Derailment): انحراف تدریجی یا ناگهانی قطار تفکر بدون انسداد (block). گاه این واژه مترادف با اصطلاح سست شدن تداعیها به کار میرود.
💥 پرش افکار (Flight of ideas): سخن گفتن سریع و مستمر که در جريان آن کلمات با انحراف دائمی از موضوعی به موضوع دیگر بیان میشوند. عقاید به هم مربوط بوده و در مواردی که این حالت شدت کمتری دارد، شنونده قادر به دنبال کردن موضوع است.
💥تداعی آوایی (Clang association): تداعی کلمات که از نظر آوایی مشابهاند و از نظر مفهومی متفاوت. کلمات با هم ارتباط منطقی ندارند اما ممکن است قافیه پردازی و جناس در آنها موجود باشد. اکثر اوقات در اسکیزوفرنیا و مانیا دیده میشود.
💥انسداد يا وقفه فکر (Blocking): توقف ناگهانی قطار تفکر پیش از این که بیان فکر یا عقیدهای به اتمام برسد. بعد از مکثی کوتاه، شخص آنچه بیان کرده یا میخواسته بگوید را به خاطر نمیآورد. از این حالت به عنوان محرومیت از تفکر (Thought deprivation) نیز یاد میشود. در اسكيزوفرني و اضطراب شديد شايع است.
💥غریبه گفتاری (Glossolalia): ابراز یک پیام به صورت بیان کلماتی نامفهوم که به آن سخن گفتن زیرزبانی (Speaking in tougues) هم میگویند.
💥تفکر پارالوژیکی یا استدلال پریشی (Paralogic thought): بیمار برای مثال میگوید: احساس میکنم اسکیزوفرنی دارم چون در کودکی شکلات کافی نخوردهام!
💥تفکر با رنگ فلسفی (Philosophizing): نوعی اختلال تفکر است که با میل به بحثهای بیحاصل مشخص میباشد، بحثهایی که در آن تعداد کلمات بسیار زیاد و مفهوم و معنی بسیار اندک است. چنین تفکری علیرغم تأکید بیمار بر اهمیت آن، بیهوده و بیحاصل است.
💥 اطناب (Prolixity): در حال هیپومانی، جریان افکار بیمار به گونهای است که علیرغم بسیاری بیربطیها بیمار بالاخره به موضوع جاری برمیگردد. این نوع حاشیهپردازی یا پرش افکار است و در هیپومانی مشاهده میشود.
💥تفکر سریع (Accelerated thinking): این نشانه با آهنگ تند و شتابان تداعیها مشخص است. افکار به سرعت دنبال هم میآیند و بیمار از ابراز آن ناتوان است.
💥کندی تفکر (Retarded thinking): این نشانه با اندک بودن تداعیها و جریان آهسته و وقفهدار آنها مشخص است.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
💥بیارادگی (Abulia): کاهش تکانه در عمل و اندیشه که با بیتفاوتی نسبت به نتایج اعمال همراه است. این حالت در جریان یک اختلال عصبی (نورولوژیک) دیده میشود.
💥آپراکسی :(Apraxia)به ناتوانی در انجام فعالیت حرکتی هدفدار ارادی اطلاق میشود که به, وسیله فلج یا سایر اختلالات حرکتی یا حسی قابل توضیح نیست. در آپراکسی ساختاری بیمار قادر به ترسیم اشکال دو یا سه بعدی نمیباشد.
💥تکلم یا کلام پریشی (دیس آرتری) :(Dysarthria) به اشکال در تلفظ شمرده، فعالیت حرکتی در تبدیل اصوات کلامی به گفتار اطلاق میشود ولی یافتن لغات و قاعده دستور زبان را شامل نمیشود.
💥دیسکینزی (حرکت پریشی) :(Dyskinesia) به اشکال در انجام حرکات اطلاق میشود. در اختلالات خارج هرمی مشاهده میشود.
💥 دیسفوری (ملال) :(Dysphoria) به احساس ناخشنودی و ناراحتی اطلاق میشود و خ.لقی با نارضایتی و ناراحتی عمومی است. در افسردگی و اضطراب رخ میدهد.
💥دیستونی :(Dystonia) به اختلال حرکتی خارج هرمی اطلاق میشود که از انقباضات آهسته و ممتد عضلات محوری یا غیرمحوری تشکیل میشود؛ اغلب یک حرکت غالب است که به انحراف وضعیتی نسبتاً طولانی منجر میشود، گاهی واکنشهای حاد دیستونیک (شکلک در آوردن و تورتی کولی) با شروع درمان با داروهای آنتی سایکوتیک مشاهده میشوند.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵اختلالات زیستشناختی مربوط به تغییرات خلق
نشانههایی که در جریان اختلال کارکرد جسمی و معمولاً اختلال سیستم عصبی خودکار در شخص، بهخصوص در اثر افسردگی ایجاد میشوند و به آنها علایم نباتی (Vegetative sign) نیز گفته میشود.
💥بیاشتهایی (Anorexia): فقدان یا کاهش اشتها.
💥 پرخوری (Hyperphagia): افزایش اشتها و میزان مصرف غذا.
💥بیخوابی (Insomnia): فقدان یا کاهش قابلیت به خواب رفتن.
💥پرخوابی (Hypersomnia): خوابیدن بیش از حد معمول.
💥تغییرات روزانه خلق (Diurnal Variation): خلق به طور منظم صبحها و بلافاصله پس از برخاستن از خواب بدتر است و در طول روز بهتر میشود.
💥کاهش میل جنسی (Diminished libido): کاهش علاقه، انگيزه و انجام عملکرد جنسی. (افزایش میل جنسی نیز وجود دارد که معمولاً در مبتلایان به مانیا دیده میشود).
💥یبوست (Constipation): ناتوانی یا اشکال در اجابت مزاج.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵خلق (Mood)
خلق عبارتست از هیجانی نافذ و مستمر که توسط بیمار تجربه شده و ابراز میشود و توسط دیگران مشاهده میگردد، از قبیل افسردگی، سرخوشی و خشم. انواع تغییرات آن به قرار زیر است:
@abnormalpsychology
💥 خلق ملالانگیز (Dysphoric mood): خلقی ناخوشایند.
💥 خلق متعادل (Euthymic mood): وضعیت طبیعی خلق بدین معنا که خلق غمگین یا سرخوش نباشد.
💥خلق بدون محدودیت (Expansive mood): ابراز بدون مهار احساسات شخصی که به طور معمول با احساس درونی اهمیت و ارزش اغراقآمیز همراه است.
💥خلق تحریکپذیر (Irritable mood): زود آزردهخاطر و خشمگین شدن.
💥نوسان خلق (Mood swings) یا خلق بیثبات (Labile mood): نوسان خلق بین حالات نشئه و غمگینی یا اضطراب.
💥خلق بالا (elevated mood): اعتماد به نفس داشتن و احساس لذت، خلقی بشاشتر از حالات عادی.
💥سرخوشی (Euphoria): احساس سرخوشی شدید همراه با احساس بزرگ منشی.
💥حالت جذبه (Ecstasy): احساس شور و شعف به گونهای که فرد در آن حالت ارتباط کامل خود با محیط اطراف را از دست میدهد.
💥 افسردگی (Depression): احساس پسیکوپاتولوژیک غمگینی.
💥ترک لذت (Anhedonia): نبود علاقه و کنار کشیدن از تمام فعالیتهای منظم و نشاط آور، که غالباً با افسردگی همراه است.
💥سوگ یا داغ دیدگی (Grief or mourning): احساس غم متناسب با فقدانی حقیقی.
💥 آلکسی تایمی (Alexithymia): ناتوانی یا دشواری در شرح دادن یا آگاهی یافتن از هیجانات و خلق خود.
💥 هیپومانی(Hypomania) : به ناهنجاری خلقی با خصوصیات کیفی مانی (شيدايي) ولی تا اندازهای با شدت کمتر از آن اطلاق میشود. در اختلالات دوقطبی II و خلق ادواری دیده میشود.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
⬇️⬇️⬇️راهنمای کامل تغییرات DSM_5 ⬇️⬇️⬇️
@abnormalpsychology
DSM-V⬇️⬇️⬇️⬇️
🔵پنجمین ویرایش از مقررات آماری و تشخیص ناهنجاریهای ذهنی شامل مشاهده و برنامه ریزی است. محورهای پنجگانه حذف شده اند. اولین قدم برای ارایۀ معیارهای پیوستاری برداشته شده است و برای شش اختلال شخصیت، علاوه بر معیارهای مطلق، معیارهای پیوستاری نیز پیشنهاد شده است، اما در نظر گرفتن نهایی آنها به عنوان معیارهای تشخیصی رسمی، منوط به انجام تحقیقات بیشتر است. نوعی طبقه بندی اختلالهای روانی است که برای کاربرد در موقعیتهای بالینی، آموزشی و پژوهشی تدوین شده است. طبقات تشخیصی، ملاکها و متنها یا مطالب توصیفی به منظور کاربرد توسط افرادی که آموزش بالینی مناسبی دیده اند و تجربه تشخیصی دارند، فراهم شده است. افرادی که آموزش ندیده اند، نباید آن را به شکل مکانیکی مورد استفاده قراردهند. هدف از ارایه ملاکهای تشخیصی خاص دراین نسخه فراهم کردن رهنمودهایی است که باید به کمک قضاوت بالینی تکمیل شوند، یعنی نباید آن را همچون یک کتاب آشپزی مورد استفاده قرار داد. به عنوان مثال حتی اگر جلوههای بالینی موجود در فردی با ملاکهای کامل یک تشخیص مطابقت نداشته باشد، تا وقتی که نشانههای موجود پایدار و شدید هستند، بهره گیری از قضاوت بالینی ممکن است مطرح کردن تشخیص خاصی را توجیه کند. از سوی دیگر عدم آشنایی با آن و یا کاربرد بسیار انعطاف پذیر و شخصی ملاکها یا اصول می تواند سودمندی آن را به عنوان یک زبان مشترک برای ایجاد ارتباط، به شدت کاهش دهد.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔴طبقه بندی در روان پزشکی🔴
سیستم های طبقه بندی برای تشخیص های روان پزشکی چندین هدف دارند:
🔶تفکیک یک تشخیص روان پزشکی از تشخیصی دیگر،بطوریکه پزشک بتواند موثرترین درمان را پیشنهاد کند.
🔶تامین زبانی مشترک بین اهل فن بهداشت روانی.
🔶تفتیش علل بسیاری از اختلالات روانی که هنوز ناشناخته هستند.
🔹دو طبقه بندی بسیار مهم روان پزشکی عبارتند از:
💥راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM)💥
توسط انجمن روان پزشکی آمریکا با همکاری سایر گروه های متخصصین بهداشت روانی تدوین شده است.
💥طبقه بندی بین المللی بیماری ها(ICD)💥
توسط سازمان بهداشت جهانی طرح شده است.
⬇️سابقه⬇️
سابقه سیستم های طبقه بندی مختلف درروان پزشکی به بقراط میرسد. که اصطلاحات مانی و هیستری را به عنوان انواع اختلالات روانی در قرن پنجم قبل از میلاد معرفی کرد.
✅DSM-I 1952
✅DSM-II 1968
✅DSM-III 1980
✅DSM-IIIR 1987
✅DSM-IV 1994
✅DSM-IV-TR 2000
✅DSM-V 2013
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔴بیماریهای روانی در عصر رنسانس🔴
💥مطالعات ویر💥
«جان ویر» (Jahann Weyer) که بین سالهای «1515 تا 1588 میلادی» زندگی میکرد، چنان تحت تاثیر «زندانی کردن ، شکنجه کردن و سوزاندن» افراد متهم به جادوگری شد که وادار به مطالعه دقیق در مورد جادوگری شد و در سال «1563 میلادی» کتابی در این زمینه به رشته تحریر در آورد. او در کتاب خود نوشت که افراد متهم به جادوگری که مورد شکنجه و سوزانده شدن قرار میگیرند، در واقع از لحاظ بدنی یا روانی بیمار هستند و در نتیجه خطای بزرگی نسبت به افراد بیگناه مرتکب نشدهاند.
💥تاسیس اولین بیمارستانها روانی💥
در نتیجه کارهای «وبر» و دیگران که تا دو قرن بعد ادامه داشت «جنگیری» به عقب رانده شد و زمینه برای روشها و درمانهای علمی بوجود آمد. در این زمانها مراقبت از بیماران روانی به موسسههای ویژهای انتقال یافت. اولین بیمارستان روانی در سال 1547 میلادی در صومعه «سنماریبتلم» در لندن توسط هنری هشتم ایجاد شد. به تبعیت از این بیمارستان ، در سایر کشورها (نظیر: فرانسه ، روسیه ، آلمان ، آمریکا) بیمارستانهایی ساخته شد. البته نگهداری بیماران روانی در آنها با آنچه امروز شاهد آن هستیم خیلی فرق داشت.
💥پینل و نهضت انسان گرایانه💥
نهضت انسان گرایانه بیمارستانهای روانی اولین نیروی عظیم خود را از کارهای «فلیپ پنیل» (Philippe Pinel) در فرانسه دریافت داشت. در سال 1792 م پنیل رئیس بیمارستان روانی «بیستر» در پاریس شد و به تدریج دستور برداشتن زنجیرها را از دست و پای بعضی بیماران روانی صادر کرد. او معتقد بود که با بیماران روانی باید به عنوان افراد بیمار رفتار کرد و نه به عنوان چهار پایان و مجرمان. کارهای پنیل توسط افرادی نظیر «ویلیامتوک (William Tuke) در انگلستان ، بنجامین راش (Benjamin Rush) در امریکا» دنبال شد.
💥آغاز نهضت بهداشت روانی💥
از اوایل قرن هیجدهم میلادی دانشهای مربوط به علم تشریح ، فیزیولوژی ، عصب شناسی ، شیمی و پزشک عمومی به سرعت افزایش یافت. این پیشرفتها منجر به کشف زیر بنای عضوی بسیاری از بیماریها گردید. و این خود گام دیگری بود که کارکنان بیمارستانهای روانی ، بیماریهای روانی را به عنوان یک بیماری معین براساس آسیب شناسی مغزی - عضوی بنگرند. این مفهوم از بیماری روانی «نظریه عضوی» یا «مدل پزشکی» نامیده شد.
یکی از کسانی که نقش مسلطی در ایجاد نظریه عضوی ایجاد کرد «امیل کراپلین» (Emil Kraepline) است. او علاوه بر تاکید براهمیت آسیب شناسی مغزی در بیماریهای روانی نیز کمک شایانی کرد. کراپلین گفت که همانند بیماریهای جسمی میتوانیم از بیماریهای روانی را که دارای نشانههای مرضی مشخصی هستند، در یک گروه طبقهبندی کنیم. او یک طرح طبقه بندی ارائه داد که اساس طبقه بندیهای جدید قرار گرفت.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔴بیماریهای روانی در یونان باستان🔴
در عصر طلایی یونان ، فیلسوفان و دانشمندان یونانی بر تحلیل منطقی واقعیات تاکید داشتند. یکی از این دانشمندان «بقراط» میباشد. او مغز را به عنوان مهمترین عضو و فرمانده بدن محسوب میکرد (قبل از او مغز را محل اصلی حیات میدانستند) و در نظریه خویش علت اختلافات روانی را به عدم تعادل بین چهار مزاج یعنی «صفرا ، سودا ، بلغم و دم» نسبت داد. او در مطالعات خویش بر روی بیماریهای «صرع ، افسردگی ، حالات هذیانی ، پسیکوز ، فوجی و هیستری» پرداخت. فنون درمانگری بقراط عبارت بود از«حمامگرفتن ، استراحت کردن و استفاده از رژیمهای غذایی خاص» از دیگر دانشمندانی که در این حوزه نظریاتی ارائه کردند «سقراط ، افلاطون و ارسطو» میباشند.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔴نگاه اجمالی به تاریخچه روانشناسی مرضی🔴
سوال ، تحقیق ، مطالعه و علتیابی در مورد بیماریهای روانی در همه مقاطع تاریخ به نوعی مورد توجه بوده است. در دوران باستان بیماریهای روانی را به «ارواح ، جن و شیطان» نسبت میدادند و برای بیرون راندن آنها از جادوگر استفاده میکردند. این در حالی است که اولین روشهای علمی برای درمان بیمارن روانی در یونان باستان به مورد اجرا گذاشته شد. تا اینکه با ظهور دوران وسطی دوباره اعتقاد به «جن و ارواح خبیثه» رواج یافت. این دوره با ظهور عصر رنسانس در اروپا از میان رفت و روح علمی دوباره دمیدن گرفت. از عصر رنسانس به بعد تحولات زیادی در حوضه روانشناسی مرضی رخ داد. اولین بیمارستان روانی تاسیس و رویکردهای «انسانگرایانه و اخلاقیتری» نسبت به بیماران روانی در پیش گرفته شد.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵 بینش (insight)
بینش عبارتست از توانایی بیمار برای فهم علت و مفهوم یک موقعیت از قبیل یک سری علایم بیماری میباشد. به عبارت دیگر میزان توانایی بیمار در بیمار دانستن خود را بینش گویند.
💥بینش عقلانی (Intellectual insight): فهم واقعی عینی بیمار بودن، بدون توانایی در تطبیق دادن خود با شرایط به گونهای مفید به عبارت دیگر بیمار، بیمار بودن خود را میپذیرد و همچنین قبول میکند که علایم بیماری وی و عدم توانایی او در انطباق با اجتماعی، به علت احساس غیرمنطقی واجد اختلال او است اما از این آگاهی برای بهبود وضعیت خود استفاده نمیکند.
💥بینش واقعی (True insight): فهم واقعیت عینی شرایط همراه با انگیزه، و نیروی تسلط بر شرایط مذکور، یعنی بیمار از آگاهی نسبت به بیماری خود در جهت بهبود وضعیت خود استفاده مینماید.
💥بینش مختل (Impaired insight): کاهش قدرت فهم واقعیت عینی شرایط موجود بیمار، یعنی بیمار خود را بیمار نميشناسد.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵حافظه
حافظه عملکردی است که در طی آن اطلاعاتی که پیش از این در مغز ذخیره شدهاند، بعدا به خاطر آورده میشوند.
🔵اختلالات حافظه
💥فراموشی (Amnesia): ناتوانی کامل یا نسبی در به خاطر آوردن تجربیات گذشته كه از نظر منشا ممکن است علت عضوی یا هیجانی داشته باشد.
✅ فراموشی پیش گستر (Anterograde amnesia): فراموشی در مورد حوادثی که پس از این اتفاق میافتند.
✅فراموشی پس گستر (Retrograde amnesia): فراموشی حوادثی که پیش از این اتفاق افتادهاند.
💥تحریف حافظه (Paramnesia): اختلال حافظه به واسطه وجود اشکال در یادآوری
✅ افسانهپردازی پس نگر (Retrospective falsification): خاطرات موجود در حافظه به طور غیرعمد و ناهشیارانه توسط هیجانات، شناخت و تجربیات شخصی غربال شده و مورد تحریف قرار میگیرند.
✅ افسانه پردازی (Confabulation): پر کردن فواصل از خاطر رفته حافظه به طور ناخودآگاه با تجربیات خیالی یا غیرواقعی که بیمار به آنها معتقد است اما در واقع حقیقت ندارند و اغلب با یک ضایعه عضوی همراه است.
✅آشناپنداری (Déja vu): فریفتار (ایلوزیون) شناخت بینایی که در آن یک موقعیت تازه به طور غیرصحیح به عنوان تکرار خاطره قبلی تلقی میشود.
✅ شنونده پنداری (Deja entendu): فریفتار (ایلوزیون) شناخت شنوایی.
✅آَشناپنداری فکر نو (Deja pense): فریفتاری (ایلوزیونی) که در آن فکری جدید به عنوان فکری که قبلاً احساس یا تجربه شده تلقی میشود.
✅ ناآشناپنداری (Jamais vu): احساس کاذب ناآشنا بودن با یک وضعیت حقیقی که قبلاً شخص تجربه کرده است.
💥 شدت حافظه (Hypermnesia): افزایش اغراقآمیز فرایندهای ذخیرهسازی و یادآوری. به درجات اغراقآمیزی از حافظه و توانایی در به یاد آوردن اطلاق میشود. این حالت میتواند به وسیله خواب مصنوعی ایجاد شود و همچنین ممکن است در برخی افراد خارقالعاده نیز دیده میشود. همچنین ممکن است یکی از مشخصات اختلال وسواسی فکری – عملی، برخی موارد اسکیزوفرنی و دورههای مانی در اختلال دوقطبی I باشد.
💥تصاویر روشن ذهنی (Eidetic image): خاطرات بینابینی با وضوح تقریباً توهم گونه.
💥 انتخاب خاطرهای (Screen memory): انتخاب هشیارانه خاطراتی قابل تحمل برای ممانعت از پدیداری خاطرات غیرقابل تحمل.
💥 واپس زدن (Repression): مکانیسمی دفاعی که خصوصیت آن، فراموشی ناهشیارانه عقاید یا تکانههای غیرقابل پذیرش است.
💥 نام یادباختگی (Lethologica): ناتوانی گذرا در به خاطر آوردن یک نام یا یک اسم خاص.
💥آمنزی روانزا (Pcychogenic amnesia): فراموشی مربوط به یک مقطع زمانی و اغلب در رابطه با هویت شخصی است. بیمار غفلتا احساس میکند که خاطرات مربوط به یک زمان محدود در گذشته یا همه خاطراتش را از دست داده است.
💥فراموشی کاتاتایمیک (Catathymic amnesia): هر کسی عقایدی دارد که در حالت خودآگاه برای او ناراحت کننده است؛ به همین دلیل به منظور اجتناب از تأثیر عاطفی آنها شخص این عقاید را واپس میزند. بنابراین فراموشی کاتاتایمیک نوعی فراموشی وابسته به عقده ها است. چنین حالتی ممکن است در افراد عادی هم دیده شود اما در هیستریکها وسیعتر و شایعتر است.
💥 افسانهسازی تلقینی (Confabulation suggestion): در بسیاری از موارد افسانهسازی را با سؤالات هدایت کننده میتوان به وجود آورد و میتوان بیمار را به اظهار هر مطلبی واداشت.
💥کریپتومنزیا (Cryptomnesia): در این حالت شخص نمیتواند به خاطر آورد که اتفاقاتی را در واقعیت تجربه کرده است یا در خواب. به عبارت دیگر به «فراموشی منبع اطلاع» کریپتومنزیا گفته میشود.
💥خاطران هذیانی: بیمار معنی تازهای در رابطه با خاطرهای خاص میدهد و در بعضی موارد اهمیت تازهای با یک تصویر ذهنی پیدا میکند.
💥سوء تشخیص هذیانی: بعضی از بیماران (اسکیزوفرنیک) هویت افراد دور و بر خود را اشتباهی تشخیص میدهند.
🔵سطوح حافظه
💥حافظه فوری (Immediate memory): یادآوری و به خاطر آوردن مطالب دریافتی، در عرض چند ثانیه تا چند دقیقه قبل.
💥 حافظه اخیر (Recent memory): به خاطر آوردن وقایع چند روز اخیر.
💥حافظه گذشته نزدیک (Recent past memory): به خاطر آوردن وقایع چند ماه گذشته.
💥حافظه دور (Remote memory): به خاطر آوردن وقایع گذشته دور.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵درک (Perception)
فرآیند تبدیل تحریکات فیزیکی به اطلاعات روانی است که به واسطه این فرایند روانی، محرکهای حسی به آگاهی راه مییابند.
🔵انواع اختلالات درک
💥توهم (Hallucination): درک حسی اشتباه که به محرکهای خارجی حقیقی مربوط نیست. ممکن است از این تجربه تعبیر هذیانی بشود. توهم دارای انواع زیر است:
✅ توهم هیپناگوژیک (Hypnagogic hallucination): درک حسی اشتباهی که هنگام به خواب رفتن اتفاق میافتد و معمولاً یک فرایند غیرمرضی محسوب میشود.
✅ توهم هیپنوپامپیک (Hypnopompic hallucination): درک اشتباهی که هنگام بیدار شدن از خواب اتفاق میافتد و معمولاً غیرمرضی تلقی میشود.
✅ توهم آمرانه (Teleologic Hallucination): خطرناکترین نوع توهمات هستند. در این نوع توهم بیمار صدا یا صداهایی میشنود که به او دستور میدهند اعمالی انجام داده یا از انجام دادن آنها خودداری نماید. گاهی بیمار تحت تأثیر این توهم اقدام به قطع عضو مینماید که این پدیده را سندرم وانگوگ مینامند. این صداها ممکن است روشن یا مبهم باشند و ممکن است خطاب به بیمار باشد و به او دستور دهد.
✅توهم شنیداری شخص ثالث: در این توع توهم، بیمار میشنود که کسانی در مورد او حرف میزنند.
✅توهم شنوایی (Auditory hallucination): درک اشتباهی صوت که معمولاً صدای انسان است اما میتواند سایر اصوات از قبیل موسیقی هم باشد و شایعترین توهم در جریان اختلالات روانی است.
✅ توهم بينايي (Visual hallucination): درك اشتباهي مشتمل بر ديدن تصاوير متشكل مثل انسان يا تصاوير غير متشكل مثل جرقههاي نوراني كه در اختلالات ناشي از دارو شايع است.
✅ توهم بويايي (Olfactory hallucination): درك اشتباهي بويايي كه در بيماريهاي طبي شايع است.
✅ توهم چشایی (Gustatory hallucination): درک اشتباهی چشایی از قبیل مزهای ناخوشایند که در صرع اونسینه (uncinate seizure) دیده میشود و در بیماریهای طبی نیز گاه وجود دارد.
✅توهم لمسی (Tactile or haptic hallucination): درک اشتباهی لمس یا حس سطحی که در عضو قطع شده عضو فانتوم ادراک میشود و یا احساس خزیدن حشرات در سطح یا زیر پوست.
✅توهم جسمی (Somatic hallucination): درک اشتباهی وقوع رخدادی در بدن که اغلب اوقات منشا احشایی دارد. به آن توهم سنستتیک (Cenesthetic hallucination) هم گفته میشود.
✅ توهم لیلیپوتی (Lilliputian hallucination): درک اشتباهی که در آن اشیاء از نظر اندازه کوچک به نظر میرسند. به آن میکروپسی (Micropsia) میگویند.
✅توهم هماهنگ با خلق (Mood-incongruent hallucination): توهمی که در آن محتوای توهم با خلق (چه افسرده و چه مانيك) نامتناسب است. مثلاً در افسردگی توهمات در برگیرنده موضوعاتی چون احساس گناه، سزاوار عقوبت بودن و بیکفایتی نیست یا در مانیا توهمات در برگیرنده موضوعاتی مثل احساس قدرت یا ثروتمند بودن نیست.
✅ هالوسینوز (Halucinosis): توهماتی که اغلب شنوایی هستند و با مصرف طولانی الکل و نه در زمینه حالت حسی روشن حاصل میشود. عکس دلیریوم ترمنس که در جریان آن زمینه حسی تیره و گرفته است.
✅ سین استزیا (جابهجايي حسي) (synestinesia): احساس یا توهمی که در اثر محرکی خارج از دامنه حسی توهم پدید آید. مثلاً حس شنوایی موجب بروز توهم بینایی میشوند یا به عبارت دیگر صدا مشاهده میشود، یا یک تجربه بینایی شنیده میشود.
-
✅پدیده یدک کشیدن (Trailing phenomenon): وجود حالت غیرطبیعی درکی که در اثر داروهای توهمزا ایجاد میشود و در جریان آن اشیای در حال حرکت، به صورت یک سری تصاویر مجزا و ناپیوسته به نظر میرسند.
✅ توهم کاذب (Pseudo hallucination): توهمی است فاقد روشنی درک واقعی است و در فضای ادراکی اساسی و حقیقی به نظر نمیرسد.
✅توهم اکستراکامپاین (Extracampine hallucination): توهمی است که در خارج از میدان عمل یک عضو حسی پیدا میشود. مثلا بیمار ممکن است شیطان را پشت سر خود مشاهده کند، یا صدای دشمنش را به وضوح از فاصله دهها کیلومتری بشنود.
✅توهم روانی ـ حرکتی (Pcychomotor Hallucination): در توهم روانی حرکتی یا پسیکوموتور، بیمار احساس میکند که بعضی از قسمتهای بدنش تغییر محل دادهاند. مثلا ممکن است که گوشش روی زانویش قرار گرفته و صداها را روی زانوی خود میشنود یا با کف دستش میبیند.
✅توهم یکطرفه (Unilateral Hallucination): این اصطلاح به توهمی که فقط در یک سمت اعضاءحسی متقارن احساس میشود اطلاق میگردد. بیمار از طریق یک چشم، یک گوش یا یک طرف بدن تحت تأثیر قرار میگیرد.
✅توهم منفی (Negative Hallucination): در توهم منفی کسی که سلسله اعصابش از نظر فیزیولوژیک سالم است از درک یک محرک واقعی در میماند. چنین پدیدهای را میتوان با هیپنوتیزم ایجاد کرد. گاهی نیز شخص محرکی را به علت ماهیت تروماتیک آن درک نمیکند که این حالت بیشتر در هیستری مشاهده میگردد.
🔵تکلم
اظهار عقاید، افکار و احساسات از طریق صحبت کردن و یا برقراری ارتباط از طریق به کار بستن واژهها و زبان است.
🔵انواع اختلالات تکلم
💥 فشار کلام (Pressure of speech): سخن گفتن تندی که در آن حجم کلام زیاد است و مشکل بتوان آن را قطع کرد.
💥حرافی (logorrhea یا Verbosity): تکلمی پر حجم، مربوط و منطقی و فراوان.
💥فقر کلام (Poverty of speech): محدودیت حجم کلام در حین سخن گفتن که در جریان آن پاسخ به سئوالات ممکن است تک سیلابی باشند.
💥 تکلم غیر خود بخودی (Nonspontaneous speech): پاسخهای کلامی تنها هنگامی است که از شخص به طور مستقیم سئوال شود یا شخص طرف صحبت قرار گیرد. این فرد خود صحبت را آغاز نمیکند.
💥فقر محتوای کلام (Poverty of content of speech): تکلمی که از نظر حجم مناسب است اما به خاطر وجود عبارات کلیشهای در آن و پوچی و ابهام کلام، اطلاعات کمی به دست میدهد.
💥دیس پروسودی (Dysprosody): فقدان آهنگ طبیعی تکلم که پروسودی نامیده میشود.
💥 دیزآرتری (Dysarthria): دشواری در اداي کلمات و نه در یافتن کلمات یا دستور زبان.
💥بسیار بلند یا آهسته سخن گفتن (Excessively loud or soft speech): فقدان تعدیل طبیعی مقدار بلندی صدا. این حالت ممکن است بازتاب بسیاری از حالات پاتولوژیک از پسیکوز گرفته تا افسردگی و ناشنوایی باشد.
💥لکنت زبان (Stuttering): تکرار زیاد یا کشیدن صدا یا سیلابی خاصی که مانع سخن گفتن به طور روان و سلیس میشود.
💥بریده سخن گفتن (Cluttering): تکلم ناموزون و غیرطبیعی مشتمل بر سخن گفتن به طور سریع، بیقاعده و ناگهانی.
💥مکررگویی: به تکرار بیمعنی و کلیشهای کلمات و عبارات، همان گونه که در اسیکزوفرنی مشاهده میشود، اطلاق میشود. همچنین کاتافازی نیز نامیده میشود. در جاماندگی را نیز در بر میگیرد.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵اختلالات ویژه در محتوای تفکر
💥 فقر محتوای فکر (Poverty of Content): تفکری که بیان آن اطلاعات اندکی به دست میدهد زیرا نامفهوم بوده و واژههای تکراری بیهوده و عبارات گنگ دارد.
💥 عقیده بیش بها داده شده (Overvalued idea): باور کاذب و غیرمعقول ثابتی که شدت آن كمتر از هذیان است.
💥 هذیان (Delusion): عقیده باطلی که بر پایه استنباط نادرست شخص از واقعیت بیرونی متکی است. این باور با هوش و زمینه فرهنگی شخص هماهنگ نبوده و با استدلال و اقامه دلیل نیز اصلاح نمیشود. انواع آن به قرار زیر است:
✅هذیان اولیه (پیش هذیان) (Primary delusion): هذیانی است که به طور ناگهانی و بدون هیچگونه جریان روانی قبلی که موجب ساخته شدن آن میگردد، ظاهر میشود.
✅ هذیان غریب و غیرعادی (Bizarre delusion): باور باطل و عجیب و کاملاً پوچ و نپذيرفتني. مثلاً شخص بر این باور است که الکترودهایی توسط موجودات مهاجم فضایی در مغزش کاشته شده است. در اسكيزوفرني شايع است.
✅ هذیان سیستماتیزه (systematized delusion): باور یا باورهای نادرست که توسط حادثه یا موضوعی به هم مربوط شدهاند مثلاً بیمار بر این باور است که توسط CIA، FBI، مافیا و یا توسط رئیس خود تحت اذیت و آزار و تعقیب قرار دارد.
✅ هذیان هماهنگ با خلق (Mood-Congruent delusion): هذیانی که از محتوایی متناسب با خلق برخوردار است. مثلا بیمار افسردهای اعتقاد پیدا کند که او مسئول ویرانی جهان است.
✅ هذیان ناهماهنگ با خلق (Mood – incongruent delusion): هذیانی که از نظر محتوایی با خلق هماهنگ نیست یا ربطی به آن ندارد. مثلاً بیمار افسردهای دارای هذیان بزرگ منشی باشد.
✅هذیان نیست انگارانه (Nihilistic delusion): احساس کاذبی مبنی بر این که خود فرد، دیگران یا هستی وجود ندارند و یا دنیا به آخر رسیده است.
✅ هذیان فقر (Delusion of poverty): باور نادرستی که در آن شخص معتقد است تمام مایملک و ثروت خود را از دست داده یا خواهد داد.
✅ هذیانهای بدگمانی (Paranoid delusions): این هذیانها را بایستی از تفکر بدگمان (پارانوئید) که سوء ظنی با شدت کمتر از هذیان است، افتراق داد. انواع این هذیانها به قرار زیر است:
🚩هذیان گزند و آسیب (Delusion of persecution): باور غلطی که بر طبق آن شخص فکر میکند مورد اذیت و آزار و گزند و آسیب قرار گرفته و یا مجنون شده است و اغلب در اشخاص مداخله جویی یافت میشود که تمایل بیمارگونه برای دست زدن به اقدامات قانونی در مورد سوء رفتار خیالی با خود را دارند. شايعترين هذيان است.
🚩هذیان بزرگ منشی يا عظمت (Delusion of grandeur): برداشت مبالغه آمیز از اهمیت، اقتدار و هویت فردی.
🚩 هذیان انتساب يا اشاره (Delusion of reference): باور غلطی مبنی بر این است که رفتار دیگران به شخص بیمار مربوط است. حوادث، اشیا یا سایر مردم اهمیتی خاص و غیرمعمول همراه با ماهیتی منفی دارند. این هذیان از عقیده انتساب مشتق میشود که در آن شخص فکر میکند، دیگران راجع به او صحبت میکنند و مثلا شخص بیمار اعتقاد دارد که مردم در تلویزیون یا رادیو او را مورد خطاب قرار میدهند یا راجع به او سخن میگویند.
💥هذیان اتهام به نفس (Delusion of self – accusation): احساس کاذب گناه و پشیمانی.
💥هذیان کنترل (delusion of control): احساس غلط مبنی بر این است که خواستهها، افکار یا احساسات شخصی به واسطه نیروهای خارجی کنترل میشود. این هذیان دارای انواع زیر است:
🚩هذیان ربایش فکر (Thought withdrawal): باور هذیانی مبنی بر این که افکار شخص از مغز او توسط نیروها و یا اشخاص دیگری بیرون کشیده میشوند.
🚩هذیان کاشت فکر (Thought insertion): باور هذیانی مبنی بر این که افکار شخص در مغز او توسط نیروها و یا اشخاص دیگری کاشته میشوند.
🚩 هذیان پخش افکار (Thought broadcasting): باور هذیانی مبنی بر این که افکار شخص در فضا پخش میشود و توسط دیگران قابل شنیدن است.
🚩کنترل فکر (Thought control): باور هذیانی مبنی بر این که افکار شخص توسط نیروها یا افراد دیگری کنترل میشود.
💥 هذیان بیوفایی یا حسادت هذیانی delusional jealousy یا delusion of infidelity: باور باطلی که از حسادتی بیمار گونه منشاء میگیرد، مبنی بر این که همسر یا فرد مورد علاقه شخص به او خیانت میکند.
💥هذیان میگنون (mignon Delusion): باور هذیانی مبنی بر اینکه شخص فرزند یک خانواده بسیار متشخص است تا فرزند پدر و مادر خود.
💥 هذیان محرومیت (Delusion of deprivation): عقیده باطل مبنی بر اینکه شخص دائماً از سوی اطرافیان غارت میشود. این هذیان در پسیکوزهای پیری شایع است.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵تفکر
روند ذهنی هدفدار عقاید، نمادها و تداعیها است که برای حل مسئلهای شکل میگیرد و به نتیجهای واقعگرایانه منجر میشود. هنگامی که جریان فکر از توالی منطقی برخوردار باشد، تفکر طبیعی است. پاراپراکسی (Parapraxis) یا انحرافهای ناخودآگاهانه از منطق که لغزشهای فرویدی (Freudian slip) نیز به آنها گفته میشود، جزئی از تفکر طبیعی تلقی میشوند.
🔵اختلالات کلی در فرایند و فرم تفکر
💥 اختلال روانی (Mental disorder): سندرم بالینی روانشناختی توام با درمانگی و ناتوانی.
💥پسیکوز (Psychosis): عدم توانایی تشخیص واقعیت از خیالپردازی، مختل بودن توانایی سنجش واقعیت و خلق یک واقعیت جدید (نقطه مقابل نوروز که در جریان آن سنجش واقعیت سالم است و رفتار از چهارچوب موازین اجتماعی پا فراتر نمینهد. این اختلال به طول میانجامد و بدون درمان عود کننده است. فرم تفکر مختل نیست بلکه در عوض نحوه تفکر به خصوص در مورد جنبههای مختلف خود و زندگی خویشتن متفاوت است).
💥 سنجش واقعیت (Reality testing): ارزیابی و قضاوت عینی از جهان خارج از خود.
💥 اختلال فرم تفکر (Formal thought disorder): تفکری که با سست شدن تداعیها، بعضاً واژهسازی (نئولوژیسم) و ساختاری غیرمنطقی مشخص میشود. فرایند تفکر مختل است و شخص پسیکوتیک شناخته میشود.
💥 تفکر غیرمنطقی (Illogical thinking): تفکری است مشتمل بر نتیجهگیریهای اشتباه یا تناقضهای درونی. زمانی که چنین تفکری بارز بوده و با فرهنگ فرد هماهنگی نداشته و نتیجه عقبماندگیهای ذهنی نباشد، مرضی تلقی میشود.
💥تفکر واقعیت گریز (Dereism): فعالیتی ذهنی ناهماهنگ با منطق یا تجربه فردی.
💥تفکر در خود ماندگی (Autistic thinking): اشتعال ذهنی با دنياي خصوصی و درونی. این اصطلاح تا حدی مترادف با اصطلاح تفکر واقعیت گریز (dereism) به کار میرود.
💥 تفکر سحرآمیز (Magical thinking): گونهای از تفکر به دور از واقعیت. تفکری که مشابه مرحله پیش عملیاتی (preoperational phase) کودکان است (طبقهبندی پیاژه)، که در آن افکار، کلمات یا اعمال دارای قدرت فرض میشوند و به عنوان نمونه میتوانند حادثهای را موجب شوند یا از وقوع آن ممانعت به عمل آورند.
💥تفکر فرآیند اولیه (Primary Process thinking): اصطلاح کلی برای تفکری که به دور از واقعیت، غیرمنطقی و سحرآمیز بوده، به طور طبیعی در رویاها دیده میشود و به طور غیرطبیعی در انواع پسیکوزها یافت میشود.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵 رفتار حرکتی [حرکاتی که با اراده شكل میگیرد (Conation)] و اختلالات آن
رفتار حرکتی، وجهی از روان مشتمل بر تکانهها، امیال، انگیزهها، غرایز و خواستهها است که در رفتار و حرکات شخص ابراز میشود.
💥 پژواک رفتار (Echopraxia): تقلید بیمارگونه حرکات یک شخص توسط شخصی دیگر.
💥 کاتاتونی (Catatonia): ناهنجاریهای حرکتی در اختلالات مخصوص، مشتمل بر:
✅کاتالپسی (Catalepsy): واژهای عمومی که برای توصیف وضعیت بیحرکتی که مستمرا حفظ شود، به کار میرود. در موارد شديد اسكيزوفرني كاتاتونيك مشاهده ميشود.
✅ تهییج کاتاتونیک (Catatonic excitement): فعالیت حرکتی توام با بیقراری و بدون هدف که تحت تاثیر محرکهای خارجی قرار ندارد. بیماران در شرایط کاتاتونیک ممکن است ناگهان هیجانزده و خشن شوند.
✅ استوپور کاتاتونیک (Catatonic stupor): فعالیت حرکتی خیلی کند که اغلب به حد بیحرکتی و عدم آگاهی از محیط میرسد.
✅ سفتی کاتاتونیک (Catatonic rigidity): انتخاب ارادی یک وضعیت ثابت و محکم که در برابر تمام تلاشها برای حرکت دادن عضو یا بدن، مقاومت مشاهده میشود.
✅وضعیت خاص اندامی کاتاتونیک (Catatonic Posturing): انتخاب ارادی وضعیتی نامتناسب و غیرارادی که معمولاً برای مدت زمان زیادی حفظ میشود.
✅انعطافپذیری مومی ( Cerea flexibilitas یا (Waxy flexibility): در این حالت اندامهای بیمار را میتوان به هر شکل دلخواهی درآورد. حالت ایجاد شده برای مدتی قابل توجه در بیمار باقی میماند و هنگامی که معاینه کننده اندامهای بیمار را حرکت میدهد، این اندامها چنان به نظر میرسند که گویی از موم ساخته شدهاند.
💥منفی کاری (Negativism): مقاومتی فاقد انگیزه در برابر تمام اقدامات حرکتی و دستوراتی که به بیمار داده میشود.
💥 کاتاپلکسی (Cataplexy): فقدان موقتی تون عضلانی و حالت ضعف عضلانی که بعضی از حالات عاطفي زمینه ساز آن میباشند. به صورت شايع در ناركولپسي ديده ميشود.
💥 رفتار کلیشهای (Stereotypy): الگوی تکراری و ثابت فعالیت فیزیکی یا گفتاری.
💥 منریسم (Manerism): حرکات غیرعادی و اطوارهای قالبی.
💥خودکاری (Automatism): انجام دادن خودکار اعمال که عموماً نشانگر یک فعالیت غیرهشیارانه سمبولیک است.
💥خودکاری دستوری (Command automatism): خودکاری در پی تلقینات که به آن فرمانبری خودکارانه (automatic obedience) نیز گفته میشود.
💥 گنگی (mutism): عدم تکلم بدون وجود اشکالات ساختاری عضوی.
💥بیش فعالی (Overactivity): افزایش فعالیت شامل:
✅ آژيتاسیون روانی حرکتی (Psychomotor agitation): فعالیت حرکتی توام با بیقراری، حالات تهاجمی و مخرب که غالبا با یک اشکال زمینهای آسیب شناختی جسمی همراه است.
✅ تیک (Tic): حرکات غیرارادی اسپاسمودیک (تشنجي).
✅ خوابگردی یا سومنامبولیسم (Somnambulism): فعالیت حرکتی در طی خواب.
✅ آکاتژیا (Akathisia): احساس ذهنی تنش عضلانی ثانوی به مصرف داروهای آنتی پسیکوتیک یا برخی داروهای دیگر که میتواند به بیقراری، قدم زدن و نشستن و برخاستن پشت سر هم منجر شود و با آژیتاسیون پسیکوتیک اشتباه شود.
✅وسواس عملی (Compulsion): تکانههای غیرقابل کنترل برای انجام فعالیتی به طور مکرر. مواردی از آن را میتوان به شرح زیر نام برد:
🚩دیپسومانی (Dipsomania): تمایل جبری برای نوشیدن الکل.
🚩کلپتومانی (Kleptomania): تمایل جبری برای اقدام به دزدی.
🚩نمفومانی (Nymphomania): تمایل جبری و احساس نیاز بیش از حد به انجام عمل جنسی در زن.
🚩ساتریازیس (Satyriasis): تمایل جبری و احساس نیاز بیش از حد به انجام عمل جنسی در مرد.
🚩 تریکوتیلومانی (Trichotillomania): تمایل جبری بیمار به کندن موهای خود.
🚩 آداب وسواسی (Rituals): فعالیتی خودکار که ماهیت وسواسی داشته و موجب کاهش اضطراب میشوند.
💥 آتاکسی (Ataxia): فقدان هماهنگی عضلانی. بینظمی در عملکرد عضلات و در نتیجه بروز عدم تعادل حرکتی. آتاکسی به فقدان هماهنگی فیزیکی یا روانی اطلاق میشود:
🚩در نورولوژی به فقدان هماهنگی عضلانی اشاره میکند.
🚩 در روانپزشکی واژه آتاکسی درون روانی به فقدان هماهنگی بین احساسات و افکار اشاره میکند و در اسکیزوفرنی و اختلال شدید وسواسی فکری ـ عملی دیده میشود.
💥 کاهش فعالیت حرکتی (Hypokinesis): کاهش فعالیت حرکتی و شناختی نظیر کندی روانی حرکتی، کندی قابل مشاهده جریان فکر، تکلم و حرکات.
💥 تقلید کودکی (Mimicry): تقلید ساده فعالیتهای دوران کودکی.
💥پرخاشگری (Aggression): فعالیت هدفدار و پرقدرتی که میتواند گفتاری یا فیزیکی باشد. معادل حرکتی خشم، عصبانیت یا خصومت.
💥 کنش نمایی (Acting out): ابراز مستقیم یک تمایل ناخودآگاه یا تکانه به صورت عملی. تخلیل، ناخودآگاهانه به طور تکانشی در رفتار ابراز میشود.
@abnormalpsychology
🔵سایر هیجانات
💥 اضطراب (anxiety): احساس دلواپسی به علت انتظار خطری که ممکن است درونی یا بیرونی باشد.
💥 اضطراب مواج آزاد (free-floating anxiety): احساس ترس گسترده و بدون کانون مشخصی که به فکر خاصی بستگی ندارد.
💥 ترس (fear): اضطراب ناشی از خطری واقعی و هشیارانه شناخته شده.
💥 آژیتاسیون (Agitation): اضطراب شدید همراه با بیقراری حرکتی.
💥تنش (Tension): افزایش فعاليتی حرکتی و روانی که ناخوشایند است.
💥 حالت پانیک (Panic): حمله حاد، دورهای و شديد اضطراب همراه با احساس بیش از حد ترس همراه با بروز علایم سیستم عصبی خودکار.
💥بیاحساسي (Apathy): حالت تندی هیجانی همراه با احساس انفکاک یا بیتفاوتی.
💥 احساس دوگانگی (Ambivalence): وجود همزمان دو تکانه متضاد در مورد چیزی در یک شخص و در یک زمان.
💥 تخلیه هیجانی (Abreaction): ابراز هیجانات با به خاطر آوردن تجربهای دردناک.
💥 احساس شرمگینی (Shame): شکست در کنار آمدن با توقعات شخصی.
💥احساس گناه (Guilt): احساس هیجان ثانوی به انجام کاری که اشتباه دانسته میشود.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology
🔵هیجان (Emotion)
هیجان احساسی است مرکب از اجزای روانی، جسمانی و رفتاری که با عاطفه و خلق مرتبط است.
🔵عاطفه (Affect)
تظاهر هیجان که توسط ،دیگران مشاهده میشود. انواع تغييرات آن به قرار زیر است:
💥عاطفه متناسب (Appropriate affect): حالت طبیعی که در آن هیجان با عقیده، فکر یا گفتار همراه با آن هماهنگ است. به این حالت، عاطفه پر (full) یا بسیط (broad affect) که در آن محدوده وسیعی از هیجانات به طور متناسب ابراز میشوند نیز گفته میشود.
💥عاطفه نامتناسب (Inappropriate affect): وجود ناهماهنگی بین احساسات هیجانی و عقیده، فکر یا گفتار همراه با آن.
💥عاطفه کند (blunted affect): کاهش احساسهای عاطفی به میزان قابل توجه.
💥عاطفه محدود یا متراکم (Restricted or Constricted affect): کاهش احساسهای عاطفی، که نسبت به عاطفه کند از شدت کمتری برخوردار است.
💥عاطفه سطحی (Flat affect): فقدان کامل یا تقریبی هر گونه نشانهای از ابراز عواطف، از جمله یکنواختی صدا یا بیحرکتی چهره.
💥عاطفه بیثبات (Labile affect): تغییرات سریع و ناگهانی احساسات هیجانی، بدون ارتباط با محرکهای بیرونی.
💥 وارونگی عاطفه (Affect inversion): عبارت است از تبدیل یک عاطفه به عاطفه متضاد خود.
💥 دوگانگی احساس (ambivalence affect): داشتن احساسات متضاد همزمان نسبت به یک موضوع. یا وجود دو تکانه همزمان نسبت به یک چیز.
💥دیس فوریا (dysphoria): بیلذتی و عدم لذت بردن از امور.
💥 آلکسی تایمی (Alexithymia): ناتوانی یا اشکال در آگاهی شخص از هیجانات یا خلق خود.
گروه آموزشی استاد مقدم
@abnormalpsychology