514
🔴 اطلاعرسانی رویدادهای انجمن علمی-دانشجویی ادبیات و فصلنامه الفبا دانشگاه خواجهنصیر 🔷️همراه با درنگ ادبی 🔸️اینستاگرام: https://instagram.com/adab.kntu 🔹️وبگاه الفبا: http://alefbamag.ir 🔸مدیرمسئول الفبا: @h_cardamom ارتباط: @m_me_k
به یادآور سالگرد درگذشت استاد هوشنگ گلشیری..
آدم ها می میرند، سکته می کنند یا زیرِ ماشین می روند، گاهی حتی کسی عمداً از بالای صخره ای پرتشان می کند پایین!
این ها البته مهم است، ولی مهم تر، همان نبودنِ آن هاست!
این که آدم بیدار شود و ببیند که نیستش، کنار تو خالی است. بعد دیگر جایشان خالی می ماند، روی بالش، حتی روی صندلی که آدم بعد از مردنشان خریده است.
آن وقت است که آدم حسابی گریه اش می گیرد، بیشتر برای خودش، که چرا باید این چیزها را تحمل کند!
- هوشنگ گلشیری | آینه های دردار
@adab_kntu ◾️
📣 #مدرسه_تهران برگزار میکند:
📌 شناخت شعر معاصر
گفتگو با ادبیات فارسی
🎙 مدرس: رضا زنگنه
✍️ روند جلسات:
۱. آشنایی با شاعران و جریانهای شعر فارسی معاصر
۲. بررسی رویکردها و جریانهای نقد شعر فارسی
۳.خوانش انتقادی تاریخنگاریها و پژوهشهای این حوزه
۸ جلسه (۹۶۰ دقیقه)، ۳۰۰,۰۰۰ تومن
شنبهها، ساعت ۱۶ تا ۱۸ (شروع از ۲۰ خرداد)
🔴 ظرفیت محدود است
این دوره فقط بهصورت حضوری برگزار میشود
🏫 مکان برگزاری: خ انقلاب، خ فخررازی، تقاطع ژاندارمری
🔺 شرکت در دوره برای عموم آزاد است
📮 برای ثبتنام اینترنتی به لینک زیر مراجعه کنید:
🔗 b2n.ir/st-1402
🔸 بخشی از مصاحبهی نشریهی الفبا با مقصود فراستخواه که در شمارهی هشتم، با موضوع بیتفاوتی، منتشر شد.
@adab_kntu 🌱
🔴 علیرغم پیگیریهای انجام شده توسط شورای مرکزی انجمن ادبیات و نامهنگاری مستقیم با مسئولین دانشگاه که قرار بر بازگشایی دفتر انجمن بود، امروز مورخ ۶ خرداد قفل دفتر انجمن ادبیات، بدون هیچگونه اطلاع و هماهنگی قبلی عوض شده و با کلید قبلی باز نمیشود و به این صورت از ورود اعضای انجمن به دفتر جلوگیری شده است.
لازم به ذکر است مدارک و وسایل انجمن ادبیات در دفتر قرار دارد و با عوض شدن قفل در، امکان دسترسی به آنها وجود ندارد.
@adab_kntu :)
🔶 بزرگترین انتخابات دانشجویی دانشگاه خواجهنصیرالدین طوسی
🗳انتخابات شورای صنفی دانشجویان
🗓 سهشنبه ۲ خرداد
🔸 انتخابات شورای صنفی دانشجویان به صورت فیزیکی، در لابی دانشکدهها و ورودی خوابگاهها از طریق صندوق رأی انجام خواهد شد.
🔶🔶🔶🔶🔶
کمیتهی اجرایی انتخابات
4️⃣8️⃣3️⃣
🆔@Senfi_KNTU
چگونه در دل این هاویه
قرار مییابد آدمی،
و مشتعل شدن و انفجار پوست
قرار ساکن اندیشه را
نمیآشوبد؟
مگر
که حس آدمی از سنگ بود؟
مگر که آتش تنها در استخوان و گوشت
میافروزد؟
به این جهنم پردامنه
نظاره میکند
و بی خیال میسوزد
و ذره ذرهی اندامش
به دود و خاکستر
نزول میکند
چه دودی از همه سو میرود!
زوال آدمی از زادگاه من
به مرزهای جهان میوزد
من از تمام زمین جز نگاه خاموشی
ندیدهام
که بر کرانهی ویرانیش
به حسرتی تنها بر عمر خویش مینگرد،
و در تموج درد
به باد میرود
تو از کدام زمان آمدی
که چشم هایت در این کرانه بیگانه ست؟
چنان
تمام خلوت بینام و ناشناس جهان
چنان به وحشت تنهاییام آشنایم
نساخت
که ازدحام دم افزون سرزمینم
کنار این همه ویران بیزبان
کنار این همه آینه
دل شبانهی هر جغد نیز میترکد
تمام خاک چنین است؟
مرا به روشنی آسمان
مخوان
که در نگاه من و خاک الفتی ست
شبی که ماه بر اندام آسمان رویید
نگاه خاک
چنین دردناک نبود
مرا به همدمی آسمان مخوان
وگر که آدمی آرامم نکرد
به ریشههای گیاهان میپیوندم،
و چشمهایم را
دوباره از دل جنگل میگسترم
بر شانهی فلات
محمد مختاری
@Adab_KNTU ⬛️
🔴 مشکل موقت درگاه پرداخت IDPay برطرف شد.
علاقهمندان میتوانند برای تهیه نسخهی الکترونیکی شماره هشتم نشریه الفبا با ۷۵٪ تخفیف از طریق لینک زیر اقدام کنند:
https://idpay.ir/alefbamag/file/285452
@Adab_KNTU 🌿
#دوشنبه_های_نقد
#وقتی_نیچه_گریست
♨️جلسهی دوم دوشنبههای نقد این ترم
در انجمن ادبیات
به صورت حضوری
📚 نقد کتاب «وقتی نیچه گریست» اثر اروین د یالوم
📣📣 یادآوری:
🔸روز دوشنبه مورخ 25 اردیبهشت، از ساعت 16:00 تا 17:30 برنامه در دانشکده صنایع و مکانیک(پردیس ونک) برگزار خواهد شد.
🔸برای ثبت نام به آیدی @Amir_ndri پیام دهید.
@adab_kntu 🌺
شنبه ۱۶ اردیبهشت، صبح اول وقت، آمدند روی در دفتر انجمن ادبیات برگهای چسباندند که «اعضای انجمن ادبیات تا اطلاع ثانوی از ورود به دفتر خودداری و از اتاق مذکور استفاده نشود.» شاید در حین خواندن این جمله فکر کنید که نگارنده به غلط جمله را به پایان رساندهاست یا شاید شیوهی بلاغت مندرآوردی این متن باشد. ولی این عبارتهای پایانی، عین جملهای است که روی برگه نوشته شدهاست. حذف فعل به هر قرینهای که قرار بودهاست باشد، غلط است و جملهی معلوم ناگهان به جملهی مجهول تغییر یافتهاست.
این برگهی بدون مهر و امضا و بدون مخاطب و فرستندهی مشخص در نظر ما خیلی غیررسمی جلوه کرد. اما همین برگه، یک هفته است که درِ دفتر انجمن را بسته نگه داشته است به دلایل نامشخص.
گفتیم برگه را بکنیم، برویم داخل دفتر به کار و زندگیمان برسیم. کندیم. رفتیم داخل. حراست آمد. گفت بروید بیرون. نرفتیم. به جایش چند تا جلسه با مسئولین رفتیم که در آنها هم تفهیم اتهام نشدیم. مسئولین اعتقاد دارند هیچ تشکلی نیاز به دفتر کار ندارد و باید فرمزدایی شود. با چنین منطقی پس الزام وجود دفتر سرپرست موقت دانشکده چیست؟ مگر ما جلسه و برنامه نداریم؟ مگر ما جایی نمیخواهیم که به کارهایمان برسیم؟ مگر ما نباید جایی برای نگهداری از مدارک و فرمهایمان داشته باشیم؟ مگر ما مهمان دعوت نمیکنیم؟ فقط مسئولین دانشکده هر کدام باید یک دفتر داشته باشند و یک کتابخانهی چوبی بزرگ پشت میزشان که بلااستثنا در طبقهی اولش شش جلد کامل فرهنگ معین است؟
تازه ای کاش فقط همین دفتر انجمن ادبیات بود. دفتر شورای صنفی هم به طریق مشابه بسته شدهاست و زمین چمن بسته شدهاست و کافه بام بسته شدهاست و پنجشنبهها دانشکده بسته شدهاست و سایت بسته شدهاست و خدا میداند که دیگر کجا قرار است بسته شود.
دانشگاه خانهی دانشجوست و مسئولین از بیتالمال پول میگیرند تا شرایط و امکانات لازم را برای تحصیل فراهم کنند. پس چرا ما دانشجویان برای دریافت خدمات، باید مشروط بر هزار قائدهی لاممکن باشیم و ببینیم حتی صندلیهای چوبی که روی آن مینشستیم هم جمع شدهاند و ما جای نشستن هم نداریم. تعارف و بهانه را کنار بگذارید و یک کلام بگویید با فعالیت دانشجویی از بیخ و بن مشکل دارید. بگویید میخواهید تیشه به ریشهی فرهنگ بزنید و دانشجویان بله قربانگو تربیت کنید که فقط فرمول ریاضی حفظ کنند و مبادا تفکر و خلاقیت و قدرت تحلیل داشته باشند. اگر میخواهید پویایی و شادابی را به این دانشکده بیاورید، با جلوگیری از فعالیت دانشجویی اتفاقاً فضا را متشنج میکنید.
انجمن ادبیات نسبت به بسته شدن بدون هماهنگی و غیررسمی دفتر کارش معترض است و تحمیل هیچگونه محدودیتی برای استفاده از دفتر انجمن اعم از رفت و آمد تعداد محدود در ساعات محدود را نیز نخواهد پذیرفت.
@adab_kntu
همکاری انجمن علمی ادبیات، انجمن علمی ریاضی و شاخهی دانشجویی IEEE:
🟪 دوره تخصصی صفحهآرایی با Adobe Indesign
🔸 به صورت مجازی 🔸
👤 مدرس: محمدحسین عبدالهی
عضو گروه صفحهآرایی نشریات الفبا و سیگنال
🗓 زمان: ۲۵ و ۲۶ اردیبهشت، ۱ و ۲ خرداد
ساعت ۱۸ تا ۲۰
🔹 هزینهی ثبتنام: ۵۰ هزار تومان
🔸 برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام به آیدی @TheOneAndOnlyFardin پیام بدهید.
@adab_kntu ☘
#دوشنبه_های_نقد
#کتابخانه_نیمه_شب
#مت_هیگ
♨️جلسهی اول دوشنبههای نقد این ترم
در انجمن ادبیات
به صورت حضوری
📚 نقد کتاب «کتابخانه نیمهشب» اثر مت هیگ
📣📣 یادآوری:
🔸روز دوشنبه مورخ 4 اردیبهشت، از ساعت 17:00 تا 18:30 برنامه در دفترانجمن ادبی، واقع در دانشکده برق و کامپیوتر(سیدخندان) برگزار خواهد شد.
🔸برای ثبت نام به آیدی @Amir_ndri پیام دهید.
@adab_kntu 🌺
دیر آمدی ای نگار سرمست
زودت ندهیم دامن از دست
بر آتش عشقت آب تدبیر
چندان که زدیم بازننشست
از روی تو سر نمیتوان تافت
وز روی تو در نمیتوان بست
از پیش تو راه رفتنم نیست
چون ماهی اوفتاده در شست
سودای لب شکردهانان
بس توبه صالحان که بشکست
ای سرو بلند بوستانی
در پیش درخت قامتت پست
بیچاره کسی که از تو ببرید
آسوده تنی که با تو پیوست
چشمت به کرشمه خون من ریخت
وز قتل خطا چه غم خورد مست
سعدی ز کمند خوبرویان
تا جان داری نمیتوان جست
ور سر ننهی در آستانش
دیگر چه کنی دری دگر هست؟
يكم ارديبهشت روز بزرگداشت #سعدي ،خنشان باد.❤️
@adab_kntu🌱
محمد مختاری از شاعران معاصر و عضو کانون نویسندگان ایران بود. مختاری علاوه بر سرودن شعر و نویسندگی، آثاری از مایاکوفسکی، آنا آخماتووا و مارینا تسوتایوا را هم به فارسی ترجمه کرده است.
محمد مختاری در اردیبهشت ۱۳۲۹ در مشهد به دنیا آمد و در رشتهی ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد فارغالتحصیل شد و در سالِ ۱۳۵۱ با مریم حسینزاده که نقاشی حرفهای بود ازدواج کرد.
وی در تاریخ ۱۲ آذرماه ۱۳۷۷ ربوده شد و در جریان قتلهای زنجیرهای، به همراه افراد دیگری همچون داریوش فروهر، محمدجعفر پوینده و پروانه اسکندری قربانی قتلهای سیاسی شد.
محمد مختاری اشعار بسیار زیبا و پرمضمونی دارد که در اینجا به شنیدن شعر «نزدیک شو» با نام اصلیِ «تا شامِ آخر» گوش میسپاریم.
#محمد_مختاری
@adab_kntu 🍃
شماره جدید مجله «الفبا»، گاهنامه انجمن علمی ادبیات دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی منتشر شد.
📌تهیه نسخه الکترونیک از بستر «طاقچه»:
https://taaghche.com/book/149034
آقای پوراحمد خانهات کو؟
مروری کوتاه بر فیلم «کفشهایم کو»
اکنون زمان مناسبی برای بررسی جزئی عناصر فیلم نیست. این مرور بهانهای است برای نوشتن در مورد کیومرث پوراحمد.
«برگشتناپذیره این قصهی تلخ. مثل مرگ؛ مثل آلزایمر» هادی(مجید مظفری) با صورتی گریان نیمهی اول این دیالوگ را در داخلِ خانه میگوید و نیمهی دوم آن را در حالیکه از خانه بیرون میشود ادا میکند. مثل مرگ و مثل آلزایمر از خانه بیرون میرود. انگار این قصهی تلخ درست است که برگشتناپذیر است ولی قرار است تمام شود. مثل خود پوراحمد. اینبار اما پوراحمد علاوه بر کارگردان در قامتِ بازیگر هم ایستاده است. خودش درِ زندگی را باز میکند و از آن خارج میشود. پوراحمد در آخر فیلم این دیالوگ را در دهن پریناز(رویا نونهالی) میگذارد و با شکستن دیوار چهارم در چشمهای مخاطب زل میزند: «اما احتمال معجزه هم هست». شک دارم که پوراحمد در ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ که به احتمالِ معجزه اعتقاد داشته است.
حبیب(رضا کیانیان) در اول فیلم میگوید: «دکتر گفته هروقت آدرس خونهت رو یادت بره آلزایمر گرفتی» و چند سکانس بعد نمیتواند خانهاش را پیدا کند. آقای پوراحمد خانهات کو؟
✍🏼 #حسین_رهاد
📣 #مدرسه_تهران با همکاری #آن برگزار میکند:
📌 سعدی خوانی
تعارف چرا؟ کلاسیکهامان را نخواندهایم!
🎙 مدرس: یاسین حجازی
نویسنده و پادکستر حوزه ادبیات
۶ جلسه (۷۲۰ دقیقه)، ۷۵۰,۰۰۰ تومان
یکشنبهها، ساعت ۱۶ تا ۱۸ (شروع از ۱۱ تیر)
🔴 ظرفیت محدود است
این دوره فقط بهصورت حضوری برگزار میشود
🏫 مکان برگزاری: خ انقلاب، خ فخررازی، تقاطع ژاندارمری
🔺 شرکت در دوره برای عموم آزاد است
📮 برای ثبتنام اینترنتی به لینک زیر مراجعه کنید:
🔗 b2n.ir/st-1402
گر چه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما
کار با اطفال چون افتاد مجنونیم ما
سرو آزادیم، ما را حاجت پیوند نیست
هر که از ما بگذرد چون آب، ممنونیم ما
نارسایی باده ما را ز دوران مانع است
گر حصاری در خم تن چون فلاطونیم ما
چشمه کوثر نمی سازد دل ما را خنک
تشنه بوسی از آن لبهای میگونیم ما
از حجاب عشق نتوانیم بالا کرد سر
در تماشاگاه لیلی بید مجنونیم ما
شکوه ما نعل وارونی است از بیداد چرخ
ورنه از غمخانه افلاک بیرونیم ما
در وجود خاکسار ما به چشم کم مبین
کز سویدا نقطه پرگار گردونیم ما
چون صدف گر آبرو را با گهر سودا کنیم
پیش طبع بی نیاز خویش مغبونیم ما
روح ما از پیکر خاکی است دایم در عذاب
در ضمیر خاک زندانی چو قارونیم ما
از دم تیغ است پشت تیغ بی آزارتر
هر که می گرداند از ما روی، ممنونیم ما
باعث سرسبزی باغیم در فصل خزان
در ریاض آفرینش سرو موزونیم ما
✏ «صائب تبریزی»
@adab_kntu☕️
https://farasatkhah.blogsky.com/1402/03/07/post-933/%d9%86%d8%ae%d8%a8%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%84%db%8c
جامعهی ایران تسلیم نمیشود
مصاحبه احمد راهداری با مقصود فراستخواه
منتشر شده در الفبا، شماره 8، زمستان 1401 15-23
وبگاه الفبا: http://alefbamag.ir
فروش نسخه الکترونیکی در آیدی پی: https://idpay.ir/alefbamag/file/285452
فروش نسخه الکترونیکی در طاقچه: https://taaghche.com/book/149034
زيركی بفروش و حيرانی بخر
زيركی ظنست و حيرانی نظر
[دفتر چهارم مثنوی]
#مولانا
@Adab_KNTU🌱
آنکس که بغض کِشت چه غیر از غضب درود؟
وانکس که خوار داشت چه برداشت غیر خار؟
آنکس که کینه رشت نپوشید جز کفن!
وانکس که عقده کاشت درو کرد انفجار!
- سید حامد احمدی
ترانهی «آهای خبردار»
حسین منزوی
دانشگاه زنجان، پاییز ۸۲
@Adab_KNTU ⬛️
✨جادوی جادی:
مرور سریع پایتون و نوشتن یه برنامه عجیب!
⏰ شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۲
🗓 ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۵:۳۰
📍محل برگزاری:
تهران، سیدخندان، سالن همایش های دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
✅ به همراه ارائهی مدرک معتبر از سوی شاخهی دانشجویی IEEE دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
🎁 ۲۰ درصد تخفیف برای دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
🎁 ۲۰ درصد تخفیف برای اعضای محترم IEEE
🔷 برای دریافت کد تخفیف به آیدی ادمین پیام دهید.
@IEEE_KNTU
🔗 اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
HTTPS://EVAND.COM/EVENTS/IEEE-JADI
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌐 کانال اطلاع رسانی شاخه دانشجویی IEEE دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
🆔 @IEEEKNTU
#سالمرگ
غزاله علیزاده از نویسندگان معاصر بود که در سال ۱۳۲۷ در مشهد به دنیا آمد. در دانشگاه تهران در رشتهی حقوق درس خواند و مدتی برای ادامهی تحصیل به فرانسه رفت. اولین کتاب خود را در سال ۱۳۵۶ منتشر کرد ولی شاید معروفترین اثر او «خانهی ادریسیها» باشد.
غزاله علیزاده در ۴۷ سالگی اقدام به خودکشی کرد و خود را به درختی دار زد. او پیش از خودکشی این یادداشت را از خود به جا گذاشته بود:
آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، نمیخواهم، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم...»
چرا او میبایست از بین روشهای مختلف خودکشی، دار زدن را انتخاب میکرد؟
سینا جهاندیده در متنی دربارهی سالمرگ رضا براهنی نوشته بود: «مرگ هنرمند، آخرین اثر هنری اوست»
@adab_kntu ◾️
مسئولین دانشکدهی برق در اقدامی غیررسمی و غیرمسئولانه و بدون هیچگونه اطلاعرسانی و هماهنگی قبلی، از ورود اعضا و دانشجویان به دفتر کار انجمن جلوگیری کردند و موجب معلّق شدن فعالیتهای انجمن ادبیات شدند.
از شروع دورهی موقت سرپرستی جدید دانشکدهی برق تا کنون هیچ جلسهی شورای فرهنگی برگزار و هیچ اقدامی جهت آشنایی با انجمنها انجام نشده است. در حالی که در همین مدت انجمن ادبیات حداقل چهار برنامه برگزار کرده است.
خارج کردن دفتر انجمن ادبیات از دسترسی دانشجویان، اقدامی تبعیضآمیز و کاملاً بر خلاف فعالیتهای دانشجویی است.
@adab_kntu
#وقتی_نیچه_گریست
#دوشنبه_های_نقد
♨️ جلسهی دوم دوشنبههای نقد این ترم
در انجمن ادبیات
به صورت حضوری
📚 نقد رمان «وقتی نیچه گریست» اثر اروین د یالوم
🔸تاریخ: ۱۸ اردیبهشت ماه
«مردن سخت است. به شدت اعتقاد داشتهام و دارم که آخرین پاداش یک مرده، این است که دیگر نخواهد مرد...»
برای ثبت نام به آیدی @Amir_ndri پیام دهید.
🖌 @adab_kntu
نزدیک شو اگر چه نگاهت ممنوع است
زنجیرهی اشاره چنان از هم پاشیده است
که حلقههای نگاه
در هم قرار نمیگیرد.
دنیا نشانههای ما را
در حول و حوش غفلت خود دیده است و چشم پوشیده است.
نزدیک شو اگر چه حضورت ممنوع است.
وقت صدای ترس
خاموش شد گلوی هوا
و ارتعاشی دوید در زبان
که حنجره به صفتهایش بدگمان شد.
تا اینکه یک شب از خم طاقی یک صدایت
لرزید و ریخت در ته ظلمت
و گنبد سکوت در معرق درد برآمد.
یک یک درآمدیم در هندسه انتظار
و هر کدام روی نیمکتی یا زیر طاقی
و گوشه میدانی خلوت کردیم:
سیمای تابخورده که خاک را چون شیارهایش
آراسته است.
و خیره مانده است در نفرتی قدیمی
که عشق را همواره آواره خواسته است
تنها تو بودی انگار که حتی روی نیمکتی نمیبایست بنشینی
و درطراوت خاموشی و فراموشی بنگری ...
متن کامل شعر
#شعر
#نزدیک_شو
@adab_kntu 🍃
#کتابخانه_نیمه_شب
#مت_هیگ
♨️ جلسهی اول دوشنبههای نقد این ترم
در انجمن ادبیات
به صورت حضوری
📚 نقد رمان «کتابخانه نیمهشب» اثر مت هیگ
🔸تاریخ: ۴ اردیبهشت ماه
«تعداد زندگیهایی که میتونی داشته باشی بهاندازهٔ احتمالاتیه که توی عمرت داری. توی بعضی زندگیها انتخابهای متفاوتی میکنی و اون انتخابها نتایج متفاوتی رو ایجاد میکنن. اگه فقط یه کار رو متفاوت انجام داده بودی، داستان زندگیت متفاوت میشد. همهٔ اون زندگیها هم توی کتابخونهٔ نیمهشب وجود دارن. همهشون درست بهاندازهٔ این زندگی واقعیان...»
برای ثبت نام به آیدی @Amir_ndri پیام دهید.
🖌 @adab_kntu
🔴 انجمن علمی ادبیات دانشگاه خواجه نصیر برگزار میکند:
📚 دوشنبههای نقد 📚
🔹 جلسات دانشجویی نقد و بررسی کتاب
🔹 انتخاب کتاب به صورت گروهی
🔸تاریخ برگزاری جلسات:
▫️ ۴ اردیبهشت : "کتابخانه نیمهشب" از مت هیگ
▫️ ۱۸ اردیبهشت
▫️ ۱ خرداد
🔺برای اطلاعات بیشتر، معرفی کتابهای پیشنهادی و ثبتنام به آیدی @Amir_ndri پیام بدهید
@adab_kntu 🌺
«چگونه بار هستی را به دوش میکشیم؟ آیا سنگینی بار، هولانگیز و سبکی آن دلپذیر است؟
سنگینترین بار، ما را در هم میشکند، به زیر خود خم میکند و به روی زمین میفشارد. بار، هر چه سنگینتر باشد، زندگی ما به زمین نزدیکتر، واقعیتر و حقیقیتر است.
در عوض فقدان کامل بار موجب میشود که انسان از هوا هم سبکتر شود، به پرواز درآید، از زمین و انسان دور گردد و به صورت یک موجود نیمه واقعی درآید و حرکاتش هم آزاد و بی معنا شود.
بنابراین کدامیک را باید انتخاب کرد: سبکی یا سنگینی؟»
📚 بارهستی
🔸میلان کوندرا
@adab_kntu 🌺