adabiyyatsevanlar | Unsorted

Telegram-канал adabiyyatsevanlar - ادبیات سئونلر

2983

بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار

Subscribe to a channel

ادبیات سئونلر

دوستان عزیز
ادبیات سئونلر به همت شما در حال احداث یک باب مدرسه ابتدایی در روستای قیرخ یاشار (خوی) که دراثرزلزله تخریب گردیده است، میباشد.
نیازمندی‌های مدرسه بشرح زیر است؛ شما می‌توانید به دلخواه هریک از نیازهای اعلامی را تهیه کرده، در تبریز، خوی و یا در روستای قیرخ یاشار تحویل نمایید.
ازهمت شما سپاسگزاریم.
ادبیات سئونلر

نوع سازه: ساندویچ پانل
ابعاد 70متر

ماتریال مورد نیاز:
پانل سقفی 85 متر
پانل دیواری 170متر
آهن 40 شاخه  متفاوت
درب فلزی یک
درب چوبی 3 عدد بایراق
درب آلمینیومی 3 بایراق
موزائیک چاغال 80 متر
موزائیک محوطه 30 متر
سنگ لاشه 4 ماشین ده چرخ
ماکادان 6 ماشین ده چرخ
ماسه 3 ماشین ده چرخ
سیمان 100 کیسه
جدول نمره 40 تعداد 200 عدد
پنجره upc 6 عدد 120*120
لوازم لوله‌کشی
لوازم برقی
سنگ توالت 2 عدد
روشویی 2 عدد
سینک 1 عدد
لچک و نبشی پنج 200 عدد
سیم‌جوش 5 بسته
میخ پرچ 5 بسته
ماستیک 4 کارتن
فلاشینگ
چاه
نقاشی
لوله‌کشی
سیم‌کشی
پرده کرکره 6 عدد در ابعاد پنجره‌ها
هزینه حمل و نقل
دستمزد
موارد پیش‌بینی نشده

شماره های تماس

کریم قربانزاده 09123487053
فاطمه منافزاده09141061646
رسول اسمعیلیان 09352473587

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

*** خالتور از واژۀ روسیِ "خالتورا" (халтура) = به معنیِ "کارِ بی‌ارزش"، "کارِ (هنری یا ادبیِ) با کیفیتِ پایین"، "کارِ سرِهم‌بندی‌شده"، آشغال و بُنجُل و مبتذل، و اصطلاحی است که در ایران به موسیقیِ مطربی اطلاق می‌شود. در زبانِ روسی به کسانی که غیررسمی و فقط با گرفتنِ چیزکی به عنوانِ پولِ چائی، کاری را برای کسی باسمه‌ای انجام می‌دهند "خالتورشیک" گفته می‌شود.
**** دراماتورژی Dramaturgie = نمایش‌پردازی یا نمایش‌نامه‌شناسی. در فرهنگِ زبانِ وِبستِر، این واژه از واژۀ یونانی "دراماتوروگییا" به معنای درام‌نویس آمده و نویسندۀ درام -کمدی یا تراژدی-را در آغاز به معنی "دراماتورژ" می‌گفتند. واژۀ "نمایش‌پردازی" نیز در معنی، مطالعه و تحلیل و تفسیرِ نمایش‌نامه برای اجراهای جدید با توجه به مخاطب و زمان و مکان به کار می‌رود و شکسپیر را مهم‌ترین نمونۀ یک "دراماتورژ" می‌شناسند. واژۀ اخیر به حرفۀ محققّ یا مشاورِ ادبی و تئاتری هم که با یک گروه تئاتری کار میکند اطلاق می‌شود و از این منظر "لِسینگ" اوّلین دراماتورژی است که در سال 1767 در "تئاترِ ملّیِ هامبورگ" به گردآوریِ نقدها، بررسی‌ها و تئوری‌های تئاتری پرداخت و کتاب "دراماتورژیِ هامبورگ" شامل بحث‌های انتقادی و استه‌تیک دربارۀ اندیشه‌های تئوریک در تئاتر را انتشار داد.
 
 
/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

بدون تاریخ (فایل ۵۵)
 
رفیقِ محترم،
نامۀ اخیرتان را دریافت داشتم. چند روز پیش‌از دریافتِ نامه، رفیق ممّداُف منظومۀ اخیرتان را راجع به زندگی یک کلخوز* و مقایسه‌اش با زندگی در یک دهِ ایرانی به من داده بود. قرائتِ منظومه مرا به نگارشِ نامه‌ای برانگیخته بود، ولی هنوز نامه را ننوشته بودم که نامۀ محبّت‌آمیزتان را دریافت داشتم.
بلافاصله به بحث دربارۀ منظومۀ "احمد و ایوان" بپردازیم:
این بدونِ شکّ بسیار خوب است که شاعرۀ ما به‌جای سخن در کلّیات، وقایعِ مشخّص را لمس می‌کند. به‌جای دِه و دهقانِ کلّی، آلتی آقاج و ایوان و احمدِ زنده حقیقی در مقابلِ او هستند و او آن‌ها را وصف می‌کند. من از خواندنِ شعرِ شما بسیار خوشم آمد، آن‌را جداگانه برای چند نفر از رفقا خواندم.
راهِ درست را یافته‌اید. دربارۀ شعرها باید بگویم روان و سهل و دل‌پذیر است، فصاحت مراعات شده. دربارۀ طرزِ ترکیب یا کمپوزیسیونِ مطلب، باید بگویم شامل نکته‌ها و باریک‌اندیشی‌هایی است، ولی اجازه بدهید از ذکرِ کلّیات بگذریم و به ذکرِ مواردِ مشخّص بپردازیم. لنینِ کبیر مشخّص‌بودن را بارها و بارها تاکید کرده و از جمله‌پرداز و کلّی‌باف (یا: فرازُر) [Новины] نفرت داشته است.
چه چیزهایی را در این شعر پسندیدم و چه چیزهایی را نپسندیدم؟
 
۱-  چه چیزهایی را نپسندیدم:
شما در این منظومۀ خود سه وزن انتخاب کردید:
۱-  صبح با چهرۀ درخشنده (وزنِ عروضی: فاعلاتن مفاعلن فعلن)
۲-  تاواریش** ایوان اجازه دارم (فاعلاتن فاعلاتن فع)
۳-  دیده‌ام بر احمد و ایوان دلم جای دگر (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن)
این تحوّلِ وزن را گویا برای آن‌که بین وزن و موضوع هماهنگی ایجاد کنید اجراء نمودید. وزنِ اول توصیفی است، وزنِ دوم برای محاوره، وزنِ سوم سنگین و اندوه‌ناک است، ولی با این‌حال من با این کار موافق نبودم. برخی از شعرا و از آن‌جمله رفیق لاهوتی این کار را می‌کنند ولی تصوّر نمی‌رود سودمند باشد‌. تازه اگر هم در یک منظومه تحوّلِ وزن رخ دهد، باید مانندِ تحریر در آواز بر اساسِ اوزانِ هم‌آهنگ باشد. مثلا اگر بشود تحوّل وزن ۱ را به ۲ تحمّل کرد، تحمّل ۲ به ۳ را نمی‌توان. اثرِ عمومیِ شعر را زائل می‌کند، خوب نیست.
شما در این منظومه گاه قواعدِ معقول و غیرِ متکلّفانۀ قافیه را به هم زدید. در شیوۀ قافیۀ فارسی نمی‌توان دو فعل را قافیه کرد، مگر آن‌که حرف‌رَوی (یعنی حرفِ قبل‌از پِی‌افزودِ فعل) مراعات شود.
مثلاً: هستید و می‌نشینید قافیه نمی‌شود، زیرا اگر شده پِی‌افزودِ فعلی یعنی (ید) را بیاندازید، باقی می‌ماند هست و می‌نشین که با هم قافیه نمی‌شود.
هستید با رَستید و گسستید و غیره، می‌نشینید با می‌گزینید و غیره قافیه می شود. این غلطِ قافیه در دو جا تکرار شده است:
۱-  شما یک نفر کلخوزی هستید؟
-  بله پس چرا نمی‌نشینید؟
۲-  دُنیا در شهر تحصیل می‌کند
- دو سالِ دیگر دکتر می‌شود (جای دیگر قافیۀ هستید و ملّتید که این هم غلط است) حال آن‌که می‌کند تنها با می‌زند، و می‌شود با می‌رود هم قافیه است.
عیبِ قافیه به این محدود نیست. هاء ملفوظ را که مثل h فرانسه است و هاء غیرِ ملفوظ را که تنها صدای ə روسی می‌دهد نمی‌توان قافیه کرد. یعنی دِه (deh) را با ساده (sadé یا  cagə) نمی‌توان قافیه کرد و شما کردید:
مگر من که‌ام؟ دهقانی "ساده"
بالاتر از من هستند در این "ده" (هم‌چنین کمی دورتر قافیۀ ده با خانواده)
گمانم خواهید گفت: باید تابع مقرّراتِ جامد قافیه‌سازانِ کهن نشد و رسمی نو آورد، آهنگ کلّی لفظ در قافیه کافی‌است.
این نوآوری به نظرم درست نیست. شعر به وزن و قافیه زنده است، مگر آن‌که بخواهیم شعرِ سفید بگوییم. قواعدِ وزن و قافیه را باید مراعات کرد تا در واقع تکنیکِ شاعری دچارِ هرج‌و‌مرج نشود. مثلاً در زبانِ روسی قوّافیِ فعلی (گلاگول) گرچه مرسوم است، سخیف محسوب می‌شود. ما طرف‌دارِ "کمالِ تکنیکی در هنر" هستیم و با هرگونه تذلیل و (Опошление) [ابتذالِ] آن جدا مخالفیم‌. بگذارید هنرِ شما بر موازینِ محکمِ ادبی و هنری استوار باشد تا نه تنها زیبا، بل‌که دارای صلابتِ واقعی یک اثرِ محکمِ هنری باشد.
شما در این مجموعه گاهی به کارِ سرسری (خالتور)*** پرداختید و حال آن‌که با قریحۀ بسیار خوبی که دارید، می‌توان منصفانه توقّع داشت با اندک زحمتی از این خالتورها خلاص می‌شدید. مثلاً:
ناگه از زیرِ سبزه‌ها سگِ چاق (؟)
می‌رود پیش و می‌کند واق واق.
یا مثلاً:
بچه خرگوش گرمِ طنّازی (این خوب است)
می‌نماید قایم موشک‌بازی (؟)
خواهید گفت: می‌خواستم تشبیهاتِ ساده مردم‌فهم را واردِ اثرِ ادبی کنم. این بسیار خوب است، ولی هر کار در حدودش و با حفظِ ذوق و مراعاتِ موازینِ زیبایی هنری پسندیده است، والّا سگِ چاق و قایم موشک‌بازی کمکی به رشدِ ادبیّات و ارتقاءِ هنر نمی‌کند.

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

نامه های «احسان طبری» به «ژاله اصفهانی»

بومکتوبلارین موضو لاری تام ادبیات دیر خصوصیله تنقید ادبیات سئونلر بو آچیدان(ادبی تنقید) باخیمیندان  بو نامه لرین هرهفته چهارشنبه گونوبیرینی نشر ائده جک اومود ائدیریک سایین اوخوجولاریمیزا فایدالی اولا.



/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

آذربایجان باشین ساغ اولسون

تانینمیش شاعیر،طنز پرداز، یازی‌لاری آنادیلیمیزده
درسلیک ساییلان 350 مین بیت شعیرین مؤلفی، 25جلد رنگارنگ کیتاب‌لاری‌نین 30جلد نوحه، مدح، مرثیه اثرلری‌نین یازیچیسی اوستاد میرزا حسین کریمی مراغه‌ای ادبیاتیمیزدا «کریمی مراغه‌ای» تخلوصو ایله تانینان شاعیر
بوگون مراغه‌ده 91 یاشیندا حیاتا گؤز یومدو.
اوستاد «کریمی مراغه‌ای» انقلابدان اؤنجه بیرینجی شاعیرلردن دیر کی آنا دیلینده اثرلری ایشیق اوزو گوروبدور. اوستادین یازی‌لاری 40-جی ایل‌لرده خالقین دیلی‌نین ازبری اولموشدور، اوستاد کریمی‌نین رنگارنگ آدلی دیرلی طنز کیتابی اوستاد شهریارین حیدرباباسیندان سونرا آذربایجان‌دا ان چوخ اوخونان، دفه‌لریله نشر اولان کیتاب‌لارداندیر. اوستاد «کریمی»نین اثرلری جامعه‌شناسی، مردم شناسی، فولکور آراشدیریجی‌لارینا ان بؤیوک قایناقدیر.
امینیک اوستاد«کریمی مراغه‌ای»الوان ادبیاتیمیزدا
ابدی یاشایاجاق.
ادبیات سئونلر اوستادین ابدی خاطیره‌سینه
عشق اولسون دئییه؛بو ماتمی اوستاد کریمی مراغه‌ای عاییله‌سینه، سئون‌لرینه، ماراغانین ادبیات سئون خالقینا، آذربایجان ادبیاتینا باش ساغلیغی وئریر.
ادبیات سئونلر1401/11/20

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

اوشاق ادبیاتی
سایین کانالداشلار بو هفته نین اوشاق ادبیاتی خوی شهرینین «قیرخ یاشار» کندینین اوشاقلارینا عایدیر زلزله بو اوشاقلارین ابتدایی مدرسه سینی تخریب ائدییب ادبیات سئونلر سیزین همت تینیزایله اوچ آیا جا بو مدرسه نی سوکوب یئنی دن دوزده جک، یاردیم الینیزی سیخیریق.
بیزه کمک ائتمه یه بو نمره لرایله تماس توتون.

کریم قربانزاده 09123487053
خانم فاطمه منافزاده 09141061614
رسول اسمعلیان 09352473587

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

کوورین اوتاقدا تک قالاندان سونرا یئرینی راحتلادی و مقاله‌لری گؤزدن کئچیرمه‌یه باشلادی. اونلاردان بیری‌نین باشلیغی“کئچید مدنيّتی”حاقیندا، دیگری‌نین– “ جناب ز. نین باغا یارارلی تورپاغین یئنی اوصوللارلا بئجه‌ریلمه‌سی ایله باغلی قئیدلرینه دایر بیر نئچه سؤز” اوچونجونون –"بیر داها  یوخولو گؤزلرله پیوندله‌مه"حاقیندا  و سایر و الی آخر ایدی. آمّا نه قدر ناراحات و ناهامار ایفاده اوسلوبو، خسته‌حال درجه‌‌ده ادعالی حیکّه‌ مثلا، روس آنتون آلماسیندان بحث ائدن ان ساده، سانکی غرض‌سیز باشلیقلی و مضمونلو مقاله‌لردن بیری یئقور سئمیونیچین تحکیه‌سی"ایل  آودیاتور آلتئرا پارس‌"لا[5] باشلاییر، "ساپیئنتی سات"- لا[6]  بیتیردی.

۷

1] شپالئر – یولون هر ایکی طرفینده اکیلمیش آغاج و یا کوللارین بوداما یولو ایله شکیلله‌ندیریلمه‌سی
[2] وئنزئل – مونوقرام( آد و سوی آدلارین باش حرفلری‌نین بیر-بیرینه کئچیریله‌رک ناخیشلی)یازیلیشی
[3] کرئندئل – بولکا نؤع
[4] مازورکا – میلّی پولیاک رقصی
[5] باشقا طرفی ده دینله؛ دیگر طرف ده ائشیدیلسین
[6] اغیللی‌یا بو دا بسدیر؛ باشا دوشن اوچون کیفایتدیر.

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

 کوورین آسما کؤرپو ایله چایین او بیری ساحلینه کئچدی و قارشیسیندا آچیلان گئنیش، هله بار گتیرمه‌میش چوودار زمیسی ایله اوز-اوزه قالدی. اوزاقلاردا نه بیر ائو، نه بیر جانلی گؤزه دیمیردی...  و آداما ائله گلیردی کی، جیغیر اگر اونا قوشولوب گئتسن، سنی گونشین ایندیجه ائندییی غروب شفقی‌نین محتشم ابدی‌لیکله شعله‌لندییی همین او نامعلوم،  سیرلی مکانا آپاریب چیخاراجاق.  
۵

"نه قدر گئنیشلیک ، آزادلیق، راحتلیق، ساکیتلیک!"– کوورین جیغیرلا آددیملایا-آددیملایا دوشونوردو.– "و ائله بیل بوتون دونیا نفسینی ایچینه چکیب منه باخیر، اونو آنلاماغیمی گؤزله‌ییر.."  
چوودار زمیسی خیردا لپه‌لرله ییرغالاندی و یونگول آخشام کوله‌یی نوازیشله ساچلارینی اوخشادی. بیر آن سونرا یئنه کولک… آمّا بو دفعه‌ گوجلو بیر آخینلا اسدی... زمی دالغالانیب اوغولدادی و آرخادان شام آغاجلاری‌نین لال پیچیلتیلاری ائشیدیلدی. کوورین حیرت ایچینده دونوب قالدی… 
اوفوقده یئردن گؤیه‌جن بورولغانا، یا قاسیرغایا بنزر قاپ-قارا، هوندور بیر ستون اوجالماقدا ایدی... جیزگیلری آیدین سئزیلمه‌سه ده، اونون بیر یئرده دایانیب دورمادیغی، دهشتلی بیر سرعتله محض اونا ساری –دوز کوورینین اوستونه ایره‌لی‌لدییی  یاخینلاشدیقجا گئت-گئده کیچیلمه‌یه و آیدینلاشماغا باشلادیغی بیلینیردی. کوورین اونا یول وئرمکدن اؤترو اؤزونو زمی‌نین ایچینه آتماغا گوجله ماجال تاپمیشدی کی...  
 قوللاری سینه‌سینده چارپازلانمیش قارا گئییملی، چال‌ساچ، قاراقاش راحیب سرعتله یانیندان اؤتدو... یالین آیاقلاری یئره ديمه‌دن تخمیناً اوچ ساژئن آرالاندیقدان سونرا، و کوورینه ساری دؤندو. باشینی سلام ایشاره‌سی‌یله ترپه‌دیب، چوخ‌ معنالی و نوازیشلی بیر تبسّم‌له گولومسه‌دی. آمّا نئجه ده سولغون، نئجه ده دهشتلی درجه‌‌ده سولغون و آریق بیر صیفت!..  
یئنیدن بؤیویه-بؤیویه او، چایین اوزه‌ریندن اوچوب، سسسیز بیر چکیسیزلیک‌له گیللی ساحله، شام آغاجلارینا چیرپیلدی و اونلارین آراسیندان سیزیب توستو تک یوخا چیخدی.
–بویور  بو دا افسانه!.. – کوورین اؤز-اؤزونه آستادان دئدی.– دئمه‌لی  افسانه‌ده دئییلنلر حقیقت ایمیش...  
 بو قریبه اولایین معناسینی اؤزونه ایضاح ائتمه‌یه لزوم گؤرمه‌دن راحیبین نینکی قارا لیباسینی اوزونو، حتی گؤزلرینی بئله، یاخیندان و آیدین گؤره بیلدیییندن ممنون و هیجانلی حالدا ائوه دؤندو.   
پارکدا، باغین ایچینده آداملار راحت-راحت گزیشیر، ائوده موسیقی چالینیردی... دئمه‌لی، بئله چیخیر کی،  راحیبی تک بیر او گؤروب. قفیلدن اوره‌ییندن بوتون بو گؤردوکلرینی تانیایلا یئقور سئمیونیچا دانیشماق ایسته‌یی کئچدیسه ده، اونلارین، یقین کی بونو ساییقلاما کیمی قبول ائده‌جکلریندن و بوندان قورخویا دوشه‌جکلریندن احتیاط‌لانیب بئله قرارا گلدی کی، یاخشی‌سی بودور، سوسسون.  
او، بوتون آخشامی اوجادان گولور  مازورکانی[4] رقص ائدیر. ائله شنله‌نیردی کی، بوتون قوناقلار و تانیا بو گون اونون، نه‌دنسه، حدسیز جاذیبه‌دار و ماراقلی اولدوغونو، اوزونون قریبه  اعجازکار بیر نورلا ایشیقلاندیغینی سئزیردیلر.   
 
 
 شام یئمه‌یی باشا چاتاندان و قوناقلار داغیلیشاندان سونرا کوورین اؤز اوتاغینا قاییتدی و دیوانا اوزاندی. او یالنیز راحیب حاقیندا دوشونمک ایسته‌ییردی. آمّا بیر دقیقه کئچمه‌میش، اوتاغا تانیا داخیل اولدو. الینده‌کی بروشورلری و صورتی چیخاریلمیش بیر ییغین یازیلی ورقی اونا اوزاداراق:
–بویورون آندریوشا، آتامین مقاله‌لریدی اوخویون. دئدی‌ 
– گؤزل مقاله‌لردیر اعلا یازیر. 
–یاخشی گؤرک، – تانیانین آردینجا ایچه‌ری داخل اولان یئقور سئمیونیچ قریبه وجدان عذابی‌یلا و سونی گولوشله گوله-گوله دئدی. 
–سن اونا قولاق آسما، خواهش ائدیرم اوخوما! یوخ  اگر تئز یوخولاماق ایسته‌ییرسن‌سه اوندا البته‌‌ اوخو، یاتماق اوچون گؤزل یوخو درمانیدیر!
–آمّا منجه، اعلا مقاله‌لردیر.– تانیا قطعی امین‌لیکله دئدی. 
–سیز اوخویون، آندریوشا و آتامی دا ایناندیرین، قوی تئز-تئز یازسین. او، باغچیلیق حاقیندا بوتؤو علمی اثر یازا بیلر.  
یئقور سئمیونیچ گرگینلیک دولو قهقهه ایله گولدو، قیزاریب پؤرتدو و عادتاً  چیلغین مولف‌لرین ایشله‌تدییی ایفاده لردن ایشله‌دیب آخیردان-آخیرا تسلیم اولدو. بروشورلری تیترک اللریله گؤتور-قوی ائده-ائده: 
–ائله ایسه، اوّلجه قوشئ‌نین مقاله‌سینی و بو روس مؤلف‌لری‌نین مقاله‌لرینی اوخو– دئدی‌.
  –یوخسا هئچ نه باشا دوشمه‌یه‌جکسن.  منیم اعتراضلاریمی اوخومازدان اوّل اؤنجه نَیه اعتراض ائتدیییمی آنلامالیسان آخی. آمّا منجه ديَمز...  اوره‌یین سیخیلاجاق. بیر ده، دئیه‌سن  آخی یاتماق واختیدی.  

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

–هه قارداش،  مسئله‌ بئلدی... – او،  نفسینی درمک اوچون آیاق ساخلادی. –تورپاغین اوزو  گؤردویون کیمی دونوب، آمّا تئرمومئتری تاختانین اوجوندا تورپاغین سطحیندن ایکی ساژئن یوخاری قالدیر، گؤره‌جکسن کی  اورادا ایلیقلیق وار. نه‌دندی بو گؤرن؟

۳

–دوزو بیلمیرم، – کوورین دئدی و گولدو.
–هم.‌.  هر شئیی بیلمک البته‌‌ کی  مومکون دئییل...  زکا نه قدر گئنیش اولسا بئله، هر شئیی اورا یئرلشدیره بیلمزسن. بیر ده آخی، سنینکی داها چوخ فلسفه‌دی هه؟
–هه. پسیخولوگییانی اوخویورام، عمومیّتله ایسه فلسفه ایله مشغول اولورام.
–داریخدیرمیر؟
–عکسینه، من یالنیز اونونلا نفس آلیرام.  
– نه دئییرم، خئییرلیسی... 
یئقور سئمیونیچ چال ساققالینی فیکیرلی حالدا تومارلایا تومارلایا دئدی.  –الله کؤمه‌گین اولسون...  من سنه گؤره چوخ شادام...شادام قارداش...
بیردن نه باش وئردیسه او ساکیتلییه دقت کسیلدی. اوزو قورخونج ایفاده آلدی، هاراسا، کنارا قاچیب آغاجلارین آرخاسیندا توستو دومانی‌نین ایچینده یوخا چیخدی.  
بیر قدر سونرا اوزاقدان اونون توک اورپه‌دن یانیقلی فریادی ائشیدیلدی:  
–کیم بو آتی آلما آغاجینا باغلاییب؟ هانسی یاراماز آتی آلما آغاجینا باغلاماغا جسارت ائدیب؟ آی الله..  آی الله!  آخیرینا چیخدیلار  محو ائله‌دیلر!موردارلادیلار، باغ محو اولدو! باتدی باغ،  آی الله..‌. 
 کوورینین یانینا قاییداندا قوجانین اوزونده تحقیر اولونموش، اوزگون بیر ایفاده واردی. قوللارینی یانا آچاراق آغلار سسله:
–نئیله‌یه‌سن بو لعنته گلمیش خالقی نئجه باشا سالاسان آخی؟ –دئدی.
  –ستیوپکا گئجه پئیین گتیریب، آتی دا آلما آغاجینا باغلاییب! اجلاف یویه‌نی ائله برک سیخیب کی، آغاجین گؤودسی اوچ یئردن سورتولوب. نه قدر دئمک اولار؟ خئیری یوخدو، مال کیمی دایانیب گؤزلرینی دؤیور! آسسان دا آزدی یارامازی!
بیر قدر ساکیتلشدیکدن سونرا او  کوورینی قوجاقلادی، یاناغیندان اؤپدو و آستادان: 
– نه دئییرم، خئییرلیسی... –دئدی.
  –گلمه‌یینه چوخ شادام. حدسیز شادام... ساغ اول کی گلدین.
سونرا همین یئیین آددیملارلا قایغیلی حالدا بوتون باغی دولاشدی. بوتون اورانژئرئیا و تینگ‌لیکلری، یئرآلتی سو آنبارلارینی و "عصریمیزین معجزه‌سی" آدلاندیردیغی ایکی آری پتک‌لییینی کئچمیش شاگیردینه گؤستردی.   
اونلار گزیب-دولاشانا قدر آرتیق گونش قالخمیشدی و باغی پارلاق ایشیغا بوروموشدو. هاوا دا بیر قدر ایسینمیشدی. ایره‌لیدن گونشلی، شن و اوزون بیر گونون یاخینلاشدیغینی دویان کوورین هله مایین اوّلی اولدوغونو،  عینی‌له بئله گونشلی، شن و اوزون یای گونلری‌نین هله قاباقدا اولدوغونو دوشوندو و بیردن-بیره کؤکسونده اوشاقلیق چاغلاری همین بو باغدا اوینایارکن دویدوغو سوتول سئوینج حیسّی‌نین تیتره‌ییشینی حیسّ ائتدی.  قوجایا ساری دؤنوب بو دفعه‌ اونو اؤزو قوجاقلادی و نوازیشله اؤپدو. سونرا هر ایکیسی تأثیرلنمیش حالدا ائوه دؤنوب،  قدیم چینی فینجانلاردا،دویوملو  قایماقلی کرئندئللرله[3] چای ایچمه‌یه باشلادیلار و بوتون بو خیردالیقلار دا یئنه کوورینین یادینا اوشاقلیق و یئنی‌یئتمه‌لیک ایللرینی سالدی. پارلاق بو گونون و اونون ایچینده اویانان کئچمیشین تأثّراتلاری بیر-بیرینه قاریشدی... بوتون بو قارما-قاریشیقلیقدان اوره‌یی سیخیلدیسا دا، ایچینده قریبه بیر راحتلیق دا دویدو.
کوورین تانیانین یوخودان اویانماسینی گؤزله‌دی. اونونلا بیر نئچه فینجان قهوه ایچیب، باغدا گزیشدیکدن سونرا اؤز اوتاغینا قاییتدی و یازی ماساسی‌نین آرخاسینا کئچدی. 
او دقتله اوخویور، قئیدلر آپاریر، آرا-سیرا گؤزلرینی مطالعه‌دن آییریب آچیق پنجره‌لردن گؤرونن منظره‌لره، یاخود ماسانین اوستونه قویولموش گولدانلارداکی شئحلی چیچکلره باخماقدان اؤترو یوخاری قالدیریر، سونرا یئنیدن کیتابین اوز‌ه‌رینه ائندیریر. هر بیر داماری‌نین حظّ دولو نشه ایله تیتره‌ییب، سانکی رقص ائتدییینی دویوردو.        
 
او کندده ده شهرده‌کی همین او گرگین و ناراحات حیاتینی یاشاماغا داوام ائدیردی. چوخ اوخویور، یازیر، ایتالیان دیلینی اؤیره‌نیر. گزینتیلر زامانی ایسه قریبه بیر ممنون‌لوقلا تئزلیکله یازی ماساسی‌نین آرخاسینا کئچه‌جه‌یی بارده دوشونوردو. او قدر ده آز یاتیردی کی،  هامی تعجب ایچینده قالیردی. مثلا  اگر تصادوفاً گون اورتا یاریم ساعتلیغا یوخولاسا، سونرادان بوتون گئجه‌نی یاتمیر، ائرته‌سی گون اؤزونو، هئچ نه اولماییبمیش کیمی گومراه و راحت حیسّ ائدیردی. چوخ دانیشیر، چوخلو شراب ایچیر، باهالی سیقارلار چکیردی.  
پئسوتسکی گیله تئز-تئز، دئمک اولار هر گون قونشو خانیملار قوناق گلیر، تانیا ایله بیرلیکده رویالدا (پیانو) چالیر و اوخویوردولار. آرا-سیرا بورادا آیری بیر قونشو دا یاخشی اسکریپکا چالان  جاوان بیر اوغلان دا قوناق اولوردو.

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

قارا راهیب بیرینجی بولوم
 
 یازار:«آنتوان چخوف»
ترجمه:«سیرلی تشریف»
کوچورن:«ویدا حشمتی»
حاضیرلایان:«ادبیات سئونلر»

ماگیستر آندره‌یی واسیلیئویچ کوورین چوخ یورولموش، عصبلرینی پوزموشدو. او، معالجه‌‌ آلمیردی. آمّا بیر دفعه‌ نئجه‌سه  تانیش بیر حکیمله چاخیر ایچرکن صحبت آراسی خسته‌لیگیندن سؤز آچمیشدی. او دا اونا یاز و یای آیلارینی کندده کئچیرمه‌یی مصلحت گؤرموشدو. ائله همین عرفه‌ده ده او، تانیا پئسوتسکایادان اوزون بیر مکتوب آلمیشدی. تانیا اونو بوریسووکایا قوناق دعوت ائدیردی و او قرارا گلدی کی، حقیقتاً ده، هاواسینی ديَیشرسه، پیس اولمازدی.  
۱

اوّلجه آوریل‌ده او، آتا-بابا یوردو کوورینکایا یوللاندی و اورادا تک-تنها دوز اوچ هفته قالدی؛ هاوالار دوزه‌لیب، یوللار آچیلاندا ایسه فایتونلا کئچمیش حامی‌سی و تربیه‌چی‌سی، روسیانین تانینمیش باغچی‌سی پئسوتسکیگ ایله یوللاندی.  
کوورینکادان پئسوتسکیلرین یاشادیغی بوریسووکایا قدر یئتمیش وئرستدن چوخ اولمازدی و باهار چاغی راحت، یایلی فایتوندا یومشاق تورپاق یوللا سفر ائتمک، سؤزون اصل معناسیندا  لذّت وئریردی.
پئسوتسکی‌نین ائوی نهنگ ایدی.  سوواغی تؤکولموش شیر هئیکللری و سوتونلار دولو گیریشی‌نین قارشیسیندا فراک(اؤنو فیسا، آرخاسی اوزون کوت) گئیینمیش لاکئی دایانیردی. اینگیلیس اوسلوبوندا سالینمیش قدیم، قاراقاباق پارک ائودن بیر قدر آرالیدا آخان چایا قدر آز قالا بیر وئرست اوزانیر، آچیقدا قالمیش کؤکلری توکلو حئیوان پنجه‌لرینی خاطیرلادان شام آغاجی دولو سیلدیریملی، گیللی ساحلده بیتیردی.  آشاغیدان کیمسه سیز ساکیتلیکده برق ووران سولارین و ناراضی جوللوتلرین جیویلتی سسلری ائشیدیلیردی. بیر سؤزله، بورالارین هر زامانکی راحتلیق دولو، باللادا یازمالی آب-هاواسی... ائوین یاخینلیغیندا – ایستی‌خانالاری‌یلا بیر، اوتوز دئسیاتین(اؤلچو معیاری)ه یاخین اراضینی توتان مئیوه‌ باغیندا ایسه هر زامان، ان پیس هاوالاردا بئله، شن و گومراه اوقات حؤکم سوروردو.  
پئسوتسکی‌نین باغیندا اولان گول بوللوغونو – بو گؤزللیکده قیزیل‌گوللری، کامئلییالاری، دوماغیندان توتموش کؤمور کیمی قاراسینا قدر مختلف رنگلی زانباقلاری بیر آرادا گؤرمک بو یاشینا قدر کوورینه نصیب اولمامیشدی. 
 باهار یئنیجه گلمیشدی و گول-چیچک بوللوغونون اصل اِحتیشامی هله اوستو باغلی ایستی‌خانالاردا گیزلی قالماقدا ایدی. آمّا خیابانین لکلرینی دولدوران گول-چیچک کیفایت ایدی کی، باغدا گزیشرکن اؤزونو ظریف رنگلر سلطنتینده حیسّ ائده‌سن. 
باغین دئکوراتیو حیصّه‌‌سی  پئسوتسکی‌نین


اعتیناسیز بیر لاقئیدلیکله“ بوش”شئی  آدلاندیردیغی منظره لر هله لاپ اوشاقلیق چاغلاریندا کوورینه ناغیللار دونیاسینی.خاتیرلادیردی  بورادا،نه‌لر  هانسی،قریبلیکلر  طبیعت اوزه رینده آپاریلان هانسی تجروبه لر و نادیر ائیبه‌جرلیکلر یوخ؟ایدی!  مئیوه‌ آغاجلاریندان دوزه لدیلمیش،شپالئرلر[1]  قوواق آغاجی شکلینه سالینمیش پیرامیدا قورولوشلو آرمود،آغاجی  شارابنزر پالید و جؤکه،آغاجلاری  آلما آغاجیندان دوزه لدیلمیش ایری،چتیر ،تاغلار ،وئنزئللر[2]  شامدانلار و حتی پئسوتسکینین باغ تصرّوفاتی فعالیّتینه باشلادیغی تاریخی گاوالیلارین دوزولوشو ایله بیلدیرن“”1862 .رقمی..  بورادا پالما آغاجینین گؤودسیتک دومدوز و مؤحکم گؤودلی یاراشیقلی آغاجلارا راست گلینیردی،کی  یالنیز دقتله باخاندا بونون،موتم‌اوتو  یاخود قاراغات اولدوغو.بیلینیردی  باغی ان چوخ شنله ندیریب جانلاندیران بوراداکی دایمی حرکتلیلیک.ایدی  صوبح تئزدن آخشاماجان،آغاجلارین ،کوللارین  لکله رین آراسییلا اللری،توخا ،لین  ال آرابالاری دولو آداملار قاریشقاتک.قایناشیردیلار..
کوورین پئسوتسکیگیله آخشام ساعتلاریندا ساعت اونا ایشله ینده.چاتدی  تانیا و یئقور سئمیونیچ تشویش و هیجان ایچینده.ایدیلر  بئله معلوم اولدو،کی ،آیدین  اولدوزلو سما و تئرمومئتر سحر ساعتلاریندا شاختا اولاجاغینی،بیلدیریردی  باغبان ایوان کارلیچ ایسه شهره گئتمیشدی و اوندان ساوایی بئل باغلاناسی آدام یوخ.ایدی  
شام سوفرسی آرخاسیندا صؤحبت یالنیز صوبح آیازیندان گئتدی و بئله قرارا آلیندی،کی  تانیا گئجه،یاتماسین  ساعت اون ایکیدن سونرا باغا چیخیب هر شئیین اؤز قایداسیندا-اولوب اولمادیغینی،یوخلاسین  یئقور سئمیونیچ ایسه ساعت،اوچده  یاخود داها تئز.اویانسین   
کوورین بوتون آخشامی تانیا ایله،اوتوردو  گئجه دن بیر خئیلی کئچمیش ایسه اونونلا بیرگه باغا.یوللاندی  هاوا.سویوموشدو  هیتدن یانیق اییی.گلیردی  یئقور سئمیونیچا ایلده بیر نئچه مین روبل خالیص گلیر گتیرن“ کوممئرسییا”باغی  دئییلن مئیوه‌،باغی  آغاجلاری و اونلاردان الده اولوناجاق گلیری شاختادان قورویاجاق،قاپقارا  قالین توستویه.بورونموشدو  بوراداکی ایفراط،دقیقلیک  گؤوده و چتیرلری-بیر بیریندن فرقلنمه ین عینی‌اؤلچولو آغاجلارین عسگر سیراسی ایله دامالی دوزولوشو منظرنی،مونوتون  حتی داریخدیریجی ائدیردی.  

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

ایچری کئچنده معلوم اولدو کی، حامام دؤرد- گؤزلو عمومی دیر. سو کؤهنه کرپیجلی، آمما تر- تمیز حامامین دوشلاریندان همین آخشام تؤکن سئل کیمی آخیردی.
بیر دوشون آلتیندا چیمیردیک. الویرانین قیزیلی بدنینه سو دَیدیکجه، اولدوز کیمی آخیب تؤکولوردو. یاواش- یاواش اونا ساری مئیلله‌نیردیم، تام توخوناندا حیس ائتدیم کی، آرامیزدا مانع یاراندی. ایسلام دوز اورتامیزدا، ائله یوخاری باخیردی، سان کی آز قالا حامامین دامی دئشیله‌جکدی. کئچیب او بیری گؤزده یویوندوم.
او گئجه الویرا سحره کیمی قولاغیما تاتار ماهنیلاری میزیلدادی، قارما-قاریشیق سؤزلر پیچیلدادی. سببسیز گولدو. دورمادان دریندن نفس آلدی. ساچلاریمی قاتدی قاریشدیردی. او گئجه هر یئر یومشالمیشدی. هارا توخونسام آخیردی. ایسته‌دیگیم فورمایا- شکیله دوشوردو. سحر تئزدن گئییمی اؤزو کیمی کؤهنه کیشی‌نین کؤمکی ایله چانتالاری یوک یئرینه یئرلشدیریب سرحدده یولا دوشدوک. یول بویو الویرا دینمه‌دی، ایسلام دا توپونو اورا- بورا آتدی، سوندا قوجا سوروجونون باشینی نیشان آلدی. هامیمیز گولوشدوک، بیرجه الویرا گولمه‌دی، اوزاقلارا باخدی. سرحد پُستونون یانیندا ماشیندان ائنر- ائنمز الویرانین اوزو دؤندو. منی ایته‌له‌ییب، آغیر چانتالارینی گؤتوردو. هئچ نه آنلامادیم. یاخینلاشماق ایسته‌ینده آجیقلی سسله مندن اوزاق دورمامی ایسته‌دی. دونوب قالمیشدیم. قاطاردا، مئیخانادا اولانلار گؤزومده اؤله‌زیدی.
چانتامی گؤتوردوم سرحد پُستونا گیردیم. سند ایشلریم بیتندن سونرا، ایذین یئرینه کئچدیم، آمما زاستاوایا گئتمه‌یه داها هوسیم یوخ ایدی. اونلار منی ساریمیشدی. دمیر قوللارین اوستونده اوتوروب فیکیرلی- فیکیرلی روس سرحد زاستاواسینا تیکیلیب قالمیشدیم. بیردن زاستاوانین بالاجا پنجره‌سیندن ایسلامین، قیرمیزی، گؤی زولاقلی توپو ضربله چؤله آتیلدی. دیغیرلانا- دیغیرلانا سامور چایینا دوشوب آخدی. لاپدان بیر کیشی قولوما توخونوب منی آییلتدی:
- سن ایلقارسان؟
- هه.
- ایچریده الویرا آدلی بیر گلین منه تاپشیردی کی،ایلقاری گؤرسن، دئیرسن منی حبس ائتدیلر، اینجیمه‌سین، اونو سئویرم...
باخماغا یئر تاپمادیم، سامورا زیللندیم. ایسلامین بولانیق سویا یاراشمایان، گؤی- قیرمیزی توپو، آتیلیب- دوشه، سئوینه- سئوینه بیزیم ائللره آخیردی.

آچیقلاما:
*سرحد: ایکی مملکتین آراسینداکی  مرز
*زاستاوا: سرحدده نظامی منطقه

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

اِلویرا
✍یازان:« ایلهام عزیز»
کؤچورن:« سحرخیاوی»
حاضیرلایان:: ادبیات سئونلر»

یئرله گونشین گؤز- گؤزه دایانان واختلاریندا، آوگوست‌دا، بیر آخشام لاپدان ایلدیریملار چاخدی اوفایا، سئل گئتدی. ایلدیریم قورخوسو ایله تاکسی‌دن دوشوب اوچونجو سَکی‌ده دایانان نیجنِوارتووسک- باکی قاطارینا تلسدیم. قاطار واختیندا گلمیشدی.
بو قاطارا سیبری قاطاری دا دئییرلر. دوداغی آل- قیرمیزی، دؤشلرینین بؤیوکلویوندن آغ کؤینه‌یینین دویمه‌لری هر آن قیریلیب اوچاجاق قونبول بلدچینین یانیندان بیر تهر سیویشیب ایچری گیرن کیمی بورنوما قادین قوخوسو دولدو. پلاسکارت واگوندا، مخصوص نیظامسیزلیق حؤکم سوروردو. اؤله‌زیین ایشیقلارین آلتیندا کیشی‌لر، قادینلار، اوشاقلار کدرلی گؤرونوردولر. بیر آنلیق منه ائله گلدی کی، او واخت جزالانان آداملار گئری دؤنور. آتمیش ایل اوّل یوک واگونلارینا دولدورولوب آج- سوسوز سیبری‌یه اؤلومه گئدنلر ایندی عائیله- عائیله یاری یوخولو قاییدیردیلار. دونَندن ایچیمده گزدیردیگیم گوزل قادینلا ایکی گونلوک قاطار سیاحتی خیالیم15-14-13اینجی یئرلرده اوتورموش آغ ساققال و ایکی قارا گنجین وارلیقی ایله قادین قوخوسونا قاریشیب اَریدی. چکیلمز عذابا دؤنوشدو. یئر به یئر اولموشدوم کی، واگن آخماغا باشلادی.
یئریم آشاغی سیرادا ایدی. یایخانیب دمیر دالغالارین اوستونده ییرغالانا- ییرغالانا گئدن گمی‌نین سرنشین‌لرینه بیر ده دیققت یئتیردیم. بو قارا قارما-قاریشیق‌لیغین ایچینده گؤزوم اطرافی قیرمیزی ایله موژده‌له‌ین بالاجا گؤی زولاقی، قان رنگلی توپا ساتاشدی.
توپ قیرمیزینی هر طرفدن بؤلن گؤی زولاقلاری ایله یومورلانیب اوستومه گلیردی. اَییلیب توتماق ایسته‌ینده دوز یانیمدا قهوه‌ای ساچلی، ماوی گؤزلو، میللتینی بیلمه‌دیییم اوشاقلا گؤز- گؤزه گلدیم. همن واخت آرخادان سس گلدی:
- ایسلام!
بو سس واگونداکیلاری دیکسیندیردی. چؤنوب باخاندا آرخا سیرادا یاشلی کیشی ایله پنجره اؤنونده اوتوران قادینین ناراحات اوزونو گؤردوم. توپو اوشاغا وئریب بیر ده قادینا باخدیم.
سارافون گئیینمیش واگون قارانلیغیندا پامبیق اللرینین حرکتی ایله اوشاغی چاغیردی. ایسلام ترس- ترس منی سوزندن سونرا پامبیق اللره طرف گئتدی.
اوتوروب توختایاندان سونرا یانیمداکیلارلا تانیش اولدوم. آغ ساچلی کیشی بو قارا اوغلانلارین آتاسی ایمیش. سورقوتدان قاییدیردیلار.
بازاردا او قدر یان با یان ایشله‌ییبلر کی آتا- بالالیق یاددان چیخیب، یولداش اولموشدولار. چوخ کئچمه‌میش منی ده زارافاتلارینا قوناق ائتدیلر. بونلار دا منیم کیمی تئز- تلسیک چیخدیقلاریندان یولا هئچ نه گوتورمه‌میشدیلر، آمما کئفلری ساز ایدی.
سونرا هاردانسا کارت پیدا اولدو، اویناماغا باشلادیق. اودوزان نوبتی دایاناجاقدا بالیق، پیوه، چؤره‌ک آلاجاقدی. سامارایا قدر بونلارین آلدیغی پیوه‌دن ایچیب آغ ساققالی جیرنادیردیم. او دا اوغلارینا باخیب باشینی بوللاییر، آرادا دا " توکانی دا بئله مفلس ائله‌دینیز" دئییردی. پنجره‌دن یام- یاشیل روسیه چؤللرینه باخدیقجا سینه‌م گئنیشله‌نیر، باکی‌نی، اوردا منی دؤرد گؤزله گؤزله‌ین آتا- آنامی دوشونوردوم. بیر یاندان پیوه، بیر یاندان یام- یاشیل چؤللر، بیر یاندان دا آرخادا اوتورموش پامبیق اللر منی مست ائدیردی، بوینومدا کی دستماللا تئز- تئز اوز- گؤزومو، باشیمی سیلیب، گؤز آلتی قادینا باخیردیم. هر باخدیغیمدا قادینین چوخ گوزل اولدوغونو اؤزومه تکرار اثبات ائدیردیم.
قاطار سورعتله گئدیر، روسییا تورپاقلاری پنجره‌دن ورقلنیردی. ائله بیل هانسیسا عالی وارلیق روسییانی کیتاب کیمی ورقله‌ییب، بیزیم کیمی اینسانلارین خوشبخت طالع‌لری یازیلمیش سطیرلری آختاریر، آمما هئچ جور تاپا بیلمیردی.
، بیز سه ورقلرده کی شکیل‌لره باخیب، هوسله‌نیب، قدملریمیزی بو قیرمیزی- گؤی اولکه‌یه باغلاییب، آلدانیب بدبخت اولوردوق. آرتیق سحر آچیلمیشدی، قاطار بلدچیسی‌نین چایینین عطری عالمه یاییلیب، ال- اوزونو یویان آداملار  واگونداکیلاری یئنی‌دن نظردن کئچیریردیلر.
یاواش- یاواش، بیر-بیر، ایکی- ایکی تانیشلیقلار باشلاییردی. اوزلر گولور، قادینلار اوز- گؤزلرینه ال گزدیریر، بعضیلری ده چمدانلارینی آچیب دیققتله باخیر، ایچینده‌کیلرین یئرینی دییشیردیلر. ائله بو دَمده کیمسه اوصوللوجا کوره‌ییمه توخوندو. چئوریلنده گؤردوم کی، دوننکی قادینلا پنجره اؤنونده اوتوران کیشی، اوزونده قصدی نیگارانچیلیقی ایله دوز گؤزومه زیلله‌نیب.
- سلام علیکوم اوغول، او یانیمدا اوتوران قیز سنی چاغیریر...
آنی‌دن تر باسدی منی. چیینیمده کی دستماللا اوز- گؤزومو ائله سیلدیم، گؤره‌ن دییر ایندی حامامدان چیخمیشام.
آغلیما مین فیکیر گلدی. بلکه منی تانیییر؟ بلکه آخشام اونا چوخ باخدیغیمی اوزومه ووراجاق؟ دوروب سسسیز- سمیرسیز گئدیب قادینا چاتاندا، گؤزو ایله قارشیسینداکی یئری گؤستردی. اوتوردوم. قادین سوسوردو.

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

آنام باجیم، قارداشیم، آتام... باشینیز ساغ اولسون
پوزش خواهی
دوستان عزیر به‌ علت درگیری در زلزله خوی و عدم دسترسی به نت در مورد زلزله ترکیه بموقع نتوانستیم ابراز همدردی کنیم. از این بابت از همه یاران «ادبیات سئونلر» و ملت مصیبت دیده ترک پوزش می‌خواهیم و آرزوی روزهای پر ازسلامتی برای مردم «خوی» که هر روز با پس لرزه‌های متعدد مواجه‌اند وملت کشور دوست وبرادر «ترکیه» که روزهای بسیار دردناک ناشی از زلزله را می‌گذرانند، داریم.

به اطلاع می‌رسانیم یاران شما در گروه «ادبیات سئونلر» به همت و پشتیبانی خانواده بزرگ «ادبیات سئونلر» مشغول احداث یک باب مدرسه ابتدایی در یکی از روستاهای زلرله زده خوی هستند.
هموطن دست یاریتان را می‌فشاریم و مطمئن هستیم فرزندان روستاهای خوی را تنها نخواهید گذاشت.
منتظر کمک‌های مالی عزیزان هستیم.

ادبیات سئونلر1401/11/17

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

مریم گوزلی«یاناراود»

گل اؤلونجه اونوتمایاق
نه سن منی، نه من سنی
ووصال ایچون آغلاتمایاق
نه سن منی، نه من سنی

سنله قلبی بؤلک یاری
آخساتمایاق آرزیلاری
تانیتمایاق درده باری
نه سن منی، نه من سنی

کدر قلبه بیتیرمه‌یه‌ک
جانی، جانا گتیرمه‌یه‌ک
اؤله‌نه‌جَن ایتیرمه‌یه‌ک
نه سن منی، نه من سنی

قوْی حسرتین اوسته آیاق
بو عئشقه یان منیم سایاق
دونیا وارکن اونوتمایاق
نه سن منی، نه من سنی

گونده مین یوْل اؤلم سنه
ایسته‌یه‌رم اؤلم یئنه
گل وئرمه‌یک سنه_منه
نه سن منی، نه من سنی

یادلا ایلقار باغلامایاق
اینتیظاردان آغلامایاق
"یانار-اود"دا داغلامایاق
نه سن منی، نه من سنی.

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

نامه های احسان طبری به «ژاله اصفهانی»

«نامه شماره 4»بدون تاریخ (فایل ۴۷)
                         
دوستِ ارجمند،
در تلاشِ یافتنِ فرصتی مساعد و مناسب برای نگاشتنِ پاسخی به‌تفصیل به نامۀ اخیرتان، اصولاً هرگونه نامه‌نویسی ولو به ایجاز فراموش شد. این یک غفلتِ حسابی بود که اُمید است با خُلقِ کریمِ خود عفوش کنید. یادآوری رفیق ممّداُف مرا از غفلت به‌درآورد.
اکنون نیز که این نامه را می‌نویسم، متاسفانه نمی‌توانم به وعده وفا و قصدِ خود را اجراء کنم، یعنی دربارۀ مطالبی که قراربود نظرِ خود (را) راجع به آن‌ها بنویسم اظهارنظری نمایم، ولی عجالتاً و به‌رسمِ علی‌الحساب دربارۀ برخی‌از نکاتِ مربوط به شکل و مضمونِ شعرِ معاصرِ فارسی، عقایدِ خود را بیان می‌دارم.
 
۱- آیا مضمون در شعرِفارسی باید تغییرکند و در چه جهت باید این تغییر صورت گیرد؟
طبیعی است مضمون باید در شعرِ فارسی تغییر کند و باید پای‌بندهای مضامین خشکیده و منجمد که شاعر، بلااراده آن‌ها را ردیف می‌کند و تشابیه و تعابیر و استعارات و نکات و دقایقِ مکرّر و مبتذل (که از بس‌که بازگو کرده‌اند، شیرۀ جان‌شان را مکیده‌اند)، مانعِ اوجِ آزادانۀ پندارِ شاعر در فضای واقعیت و زندگیِ معاصر نشود.
کلاسیک‌های نابغۀ ما در بیان و بسطِ اندیشۀ شاعرانۀ خود از زمزمِ برکت‌بخشِ زندگی و واقعیتِ زمانِ خود فیض می‌گرفتند. اشعارِ آن‌ها سرشار از رنگِ زمان وُ مکان است. مفهومِ زیبایی، تقوا، زندگی، کین، عشق، اندوه و غیره همه دارای رنگِ دورانی است که شاعرِ وصّافِ این مفاهیم در آن دوران می‌زیسته است. هر شاعر باید نغمه‌سُرای زمانۀ خود باشد و مارشِ ظفرنمونِ تاریخ زمانِ خود را با تمام آن تنوّعِ شِگَرفی که خاصّ ِزندگی است، و درکِ عمیقِ خصوصیّاتِ آن منعکس نماید. (این انعکاس تابع تئوریِ مارکسیستی -لنینیستیِ انعکاس است. یعنی انعکاس از واقعیّت، نه پندارهای ناخوش یا تخیّلاتِ غیرواقعی).
در انعکاسِ واقعیتِ زمانۀ خود، شاعر باید دو عملِ مهمّ و دشوار انجام دهد:
۱
-  ایجاد نمونه‌های کلّی از قهرمانان و حوادث یا تیپیزاسیون (Типизация). این عملِ تعمیمِ هنری یک عملِ بسیار دشواری است. گورکی گفته است باید افراد نمونه‌وار (تیپیک)  را در شرایطِ نمونه‌وار نشان داد. یکی از معایبِ اساسی مضمون‌یابیِ بورژوازی، درست همان گریز از فرمولِ گورکی و عدمِ استعداد برای تیپیزاسیون و تعمیمِ هنری است.
۲- دادنِ خصائص و ویژگی‌های زمانی و مکانیِ قهرمانان و حوادث، یعنی دادنِ اسپه‌سیفیک (Специфик). اگر این شرطِ دوّم مراعات نشود، نمونه‌های ما صورتِ کلّی خواهد یافت و به زندگی شبیه نخواهند بود.
مثال: می‌خواهید مبارزۀ دهقانانِ آذربایجان را توصیف کنید. صحنه را در یک محیطِ نمونه‌وار مثلاً سراب انتخاب می‌کنید. خدایی زینل که زندگیِ او نمونۀ زندگی محرومِ دهقانِ آذربایجانی است، قهرمانِ داستان است. نشان می‌دهید که چگونه طی یک مقدار حوادثِ نمونه‌وار (و مبارزه زینل علیه "مهام‌الملکِ" مالک و "سروان حسرتی" افسرِ ژاندارم و "شیخ سلیم" آخوندِ محلّ که خود نمونه‌های مستوره‌ای و تیپیک از نوعِ مالک و ژاندارم و آخوند هستند)، زینل در پیکارِ تلخِ خود، در زمینه پیروزی نهضتِ دموکراتیکِ آذربایجان پیروز می‌شود. تا این‌جا عملِ اوّل یعنی تپیزاسیون.
امّا ضمنِ این عملِ تیپیزاسیون، باید عملِ دوّم: دادنِ اسپه‌سیفیک انجام گیرد. یعنی "زینل" تماما یک دهقانِ سرابی باشد، و مثلاً "عالیه" معشوقه‌اش و دیگر اقوامِ خانواده‌اش تماماً دهقانانِ زنده‌ و مشخّصِ محلّی (نه دهقان به‌طورِ کلّی) باشند. زندگی با تمامِ خصوصیّاتِ محلّی‌اش و به ویژه آن خصوصیات که خاصّ ِآن محلّ است، وصف گردد.
درآمیختنِ "تیپیک"[typic] با "اسپِه‌سیفیک"[specific] یک امرِ بسیار دشوار است که فوق‌العاده استادی می‌خواهد.
ژاله خانم! تمامِ حرف در همین ‌جاست. عظمتِ تولستوی، چخوف، گورکی در همین یافتنِ "تیپیک" و "اسپه‌سیفیک" است. بلینسکی نمایشنامۀ (Горе ат ума) [گوره آت اوما] گریبایدوف را بَسی می‌ستاید، زیرا در آن اسپه‌سیفیکِ روسی است. بلینسکی دربارۀ "اسپه‌سیفیک" سخن زیاد گفته و گورگی دربارۀ "تیپیک" تاکیدِ فراوان کرده است.
برای یافتنِ تیپیک و اسپه‌سیفیک و مَزجِ ماهرانۀ آن‌دو و ایجادِ نمونه‌های زنده، نمونه‌های "تاریخی" (و نه ماوَرای زمان و مکان)، مطالعۀ عمیقِ حیات و جمع‌آوری مدارک و جست‌وجوی شاعرانۀ پُرشور در میانِ حوادث و انسان‌ها لازم است.
یکی از مزایای صادق هدایت، نویسندۀ با قریحۀ فقیدِ ما دریافتِ اسپه‌سیفیکِ ایرانی است اگرچه در نزدِ او عمل تیپیزاسیون [typification] به‌طورِنادری موفقیّت‌آمیزاست وغالباً تابع مکتبِ بورژوازی، توصیفِ روان‌های ناخوش و غیرِ نمونه‌وار است.

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

تبریک لر اوغورلار
رمانِ آب عمیق منتشرشد.
✍نویسنده:«پاتریشیا های اسمیت»
ترجمه از انگلیسی به فارسی:«مهسا صباغی»
انتشارات:«میلکان»

ادبیات سئونلر اوخوجوسو بول اولسون دئیه «مهسا» بالا میزا یئنی نائلیت لر آرزو ائدیر.

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

باز هم آن‌چه نپسندیدم آن است که اوزانِ مخدوش به کرّات در شعر دیده می‌شود. غالبا وزن خوب حفظ شده و بسیار خوش‌طنین و جاافتاده است. مثلا:
این‌هم کاتیا - کاتیا بیا
می‌آید دختری طنّاز و زیبا
قامتش چون سرو، گردن‌اش چون قو
با موهای طلایی تا پُشتِ زانو
پوشیده جامۀ نو عنّابی
به زلف‌اش بافته روبانِ آبی.
بسیار خوب. امّا در این اشعار وزن مخدوش است:
فاشیسمِ وحشی خطر بود و شرّ
"بهرِ نجاتِ بشر زین خطر"
(که باید این‌طور خواند: بهرِ نجاتِ / بشر زین خطر - کسره در مورد حفظِ وزن نقشِ بدی بازی می‌کند).
یا: سالِ ۴۵ بود که از آلمان
(که باید خواند: سالِ چهل و/ پنج بود که از آلمان - که بازهم ضَمّه در این‌جا رُلِ بدی دارد و وزن مخدوش است).
از این‌ها که نارسایی‌های لفظی بود بگذریم. عیبِ عمده درمنظومۀ شما آن‌است که سادگیِ غیرِهنری، توصیفاتِ زیادی در آن وجود دارد‌ سادگی خوب است، ولی نه تا آن‌جا که اثرِ هنری را کُپیِ زندگی کند. هنر به هر جهت باید هنر بماند، یعنی بر اساسِ زیبایی و استه‌تیکِ هنری استوار باشد.
ببینید این خوب است:
گوجه فرنگی داریم در این باغ
گوجه فرنگی "مانندِ چراغ"
چند روزِ دیگر می‌رسد انگور
"انگور چه انگور دانۀ بلور"
ولی این دیگر دچارِ سادگیِ غیرِهنری و تفصیلِ زیادی شده است:
دو اتاق دارم یک آشپزخانه
برای مرغ‌ها است آن لانه
حمّام و انبار و زیرزمین هم هست
آن‌جا هم آغُلِ گاو وُ گوسفند است.
به نظر ساده‌لوحانه و (Новины) می‌رسد. باید بینِ سادگی (Простота) که مطلوب است، و ساده‌لوحانه بودن (Наивность) که بسیار نامطلوب است فرق گذاشت. در شعرِ شما این عیب وجود دارد، به‌علاوه گفت‌وگوی ایوان و جعفر کمی طولانی و دارای حرف‌های زائد است.
 
۲-  چه چیزهایی را پسندیدم:
آیا با ایرادهای خود شما رنجاندم؟ مطمئناً نه. می‌دانم که شما به‌خوبی می‌دانید انتقادِ به‌جا جلای قریحۀ شاعر است. ژنِ شاعر و ادیب در زیرِ تازیانۀ انتقاد بیدار می‌شود. من بسیار خوشحال‌ام که منظومۀ "احمد و ایوانِ" شما پاسخ به توقّعاتی است که در نامۀ پیشین مطرح کردم. نزدِ خود گفتم: ها، این‌است آن هنرمندی که می‌خواهد پیش برود زیرا خود را به‌مقصدرسیده نمی‌پندارد. "عُجبِ مرگِ هنر و هنرمند است."
منظومۀ "ایوان و احمد" روان، رسا، دل‌پذیر است. چِفت‌وبستِ مذاکرات خوب و گاه ماهرانه است. وصفِ زندگیِ دو دِه (شوروی و ایرانی) واقعی و نمونه‌وار است. منظومه روی‌هم‌رفته موفّقیت‌آمیز است. تقاضای من این است که آن‌را طبقِ انتقاداتی که کرده‌ام، یک‌بارِدیگر جدا دست‌کاری (Обработка) کنید. وزنِ یک‌سان، قافیۀ محکم، تفصیلاتِ زائد حذف. سادگیِ غیرِهنری برطرف شود. منظومۀ بسیار خوبی به دست می‌آید.
این به‌اختصار دربارۀ منظومۀ اخیرتان.
 
امّا دربارۀ سوالاتِ شما:
۱
-  واژۀ (Народ) باید خلق یا مردم ترجمه شود. مردم دل‌پذیرتر است، ولی در همۀ ترکیبات درست در نمی‌آید. لذا مانعی ندارد از خلق مدد بگیریم.
۲-  واژۀ Scéne فرانسه را ما صحنه ترجمه می‌کنیم که نمایش روی آن انجام می‌گیرد، ولی آن‌چه شما آن‌را از اجزاءِ act شمرده‌اید و در نمایشنامه‌ها می‌نویسید "مجلس" ترجمه می‌شود. (مثلاً مجلس یک: ایوان، کاتیا، جعفر بعدا وارد می‌شود). ولی نوشین در کتابِ خود همان سِن گذاشته است. به‌نظرِ من مجلس بهتر است.
۳-  واژۀ Образ [obraz – اُبراز] این لغتِ غنیِ روسی دارای مفهومِ بغرنج و متنوّعی است و یافتن لفظِ نظیری در فارسی که به تمام معنی Образ جواب دهد، مقدور نیست. Образ در درام بیش‌تر در فارسی پِرسوناژ یا "اشخاص" ترجمه می‌شود. در مواضیعِ هنری می‌توان آن‌را تعابیر، تصاویر، استعارات و نظیرِ آن ترجمه کرد. منظورِ شما در "دراماتورژی"**** است که همان "اشخاص" یا پِرسوناژ است.
اینک خواهش‌ها: نظرِ خود را درباره انتقاداتِ من آشکارا بیان دارید و در صورتی‌که با آن موافقید، منظومه خود را اصلاح کنید.
در "ژانرِ" این منظومه به ایجادِ آثاری از لحاظِ‌هنری و بغرنج‌تر و عالی‌تر دست‌بزنید. حتما موفّق خواهید شد.
سلامِ مرا به شوهرِ محترم‌تان ابلاغ کنید.
آذر به شما سلام می‌گوید.
با تقدیمِ بهترین درودها – پرویز
 
* کُلخوز یا کالخوز (به روسی колхо́з) = مزرعۀ اشتراکی، گونه‌ای مزرعه‌داری اشتراکی در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود که پس‌از پیروزی انقلاب اکتبر کبیر سال 1917به عنوان روشی تازه در کنار روشِ مزرعه‌داری دولتی(سُوْخوز) برپا شده‌ بود. واژۀ کُلخوز، درهم‌کشیده‌ای از عبارت  коллекти́вное хозя́йство (کُلِکتیوْنوئه خوزیایْسْتوو) به معنی خانه‌داری اشتراکی است.
** تاواریش (Товарищ) = در زبانِ روسی به معنی رفیق.

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

نامه های «احسان طبری» به« ژاله اصفهانی»
نامه شماره پنج


بدون تاریخ (فایل ۴۹)
 
ژاله عزیزم،
پس‌از بهترین درود به تو و بدیعِ ارجمند و مهرداد و بیژنِ عزیز از طرف آذر و بچه‌ها.
بنابه وعده‌ایی که داده‌بودم، بخشی از اشعارِ خود را به‌وسیلۀ مسافرِ مطمئن، آذرخانم میزانی* ارسال می‌دارم. کتب را به موقعِ خود از راه پُست فرستاده‌ام که امیدوارم رسیده باشد.
امّا این بخش از اشعار دارای همان مختصاتی است که تو گفتی: سیاسیِ خالص نیست، ترجمه از دیگران نیست، حتّی‌المقدور هجایی نیست، حتّی‌المقدور چاپ نشده است. قسمتی از اشعارِ من در مطبعۀ خودِ ما در کارِ چیده شدن است و نسخه‌ای نداشتم بفرستم.
آن‌چه فرستادم واقعاً یک گُل‌چین یا انتخاب نیست، بل‌که مُشتی اشعارِ دَمِ دست است که نمی‌دانم معیار و ارزشِ آن‌ها چیست.
با همان مهربانی که سراغ دارم، تقاضا می‌کنم این اشعار بدخطّ را بخوان و دربارۀ کمّ و کیفِ آن‌ها برای من بنویس. آیا می توان آن‌ها را تایپ کرد؟
به هر جهت همان‌طور که در مسکو گفتم، کلاً در اختیارِ توست. بعدها باز هم بخشِ دیگری از اشعارِ خود را می‌فرستم.
با تجدیدِ سلام‌های گرمِ برادرانه – پرویز
 
 : P.Sاکثریتِ قریب به تمام نسخِ این اشعار منحصر به فرد است، لذا حفظِ آن وابسته به لطفِ تو است. اگر تکثیر کردی، دست‌نویس را برای من نگاه‌دار. اگر توانستم باز هم بخش‌های دیگری می‌فرستم.
* بانو آذر معتقدی، همسرِ زنده‌یاد فرج‌الله میزانی(ف.م.جوانشیر یا "جواد" که در تابستان سال1367 سر به دار شد). زنده‌یاد "سایه" پس‌از درگذشتِ ایشان در مهر1396 این شعر را در رثایش سُرود:
"بانوی نازنین/ میزانِ شاءنِ انسان،/ آذر/ با کاروانِ سوختگان رفتی/ نادیده آن سپیده‌دمِ دیرکرده را/ پنهان نگاه‌داشته اندر گلوی صَبر/ بُغضِ فشُرده را/ در تنگنای ظلمتِ بُن‌بَست/ چشم‌ات به روشنایی پایانِ غار بود/ حقّ‌داشتی عزیز/ آن‌روزِ دِل‌فُروز/ دور است/ امّا دروغ نیست/ بگذار ازپیشِ آبِ‌چشم/ بردارم آستین/ بانوی نازنین."

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

✨پارلاق قلم نشریاتیندان بو تئزلییه گؤزل و مهربان باخیشلارینیزا تقدیم اولاجاق✨

۵۰ حکایه
(دونیانین ان یاخشی ۵۰ حکایه‌سی)

چئویرن‌لر: نریمان عبدالرحمانلی ـ سادای بوداقلی ـ محمد سلیمان‌اوو  ـ ناطق صفراوو ـ جمشید جمشیداوو ـ اسکندر نفیسی ـ ایلقار الفی ـ فریده پاشا ـ تهران ولی‌یئو ـ علیسا نجات ـ ماهیر قارایئو ـ اعتماد باشکئچید ـ عاکف عباس‌اوو ـ ولایت حاجی.یئو ـ حسین شریف ـ فرمان ائیوازاوو ـ مناف سلیمان‌اوو ـ علی شیرین‌اوو ـ کامران نذیرلی ـ گولدسته نصیب‌اووا

کؤچورن: رحیم خیاوی

گرافیست: آتابای
ویراستار: بهرام سورگون
نشر: پارلاق قلم ۱۴۰۱
صفحه: ۸۰۰ ـ قطع: رقعی

📖بو کتاب ۵۰ بؤیوک یازیچینین یارادیجی‌لیغینی دادماغا امکان وئریر. فالکنر دئییردی کی، حکایه یئمک کاساسینین دیبی دئمک‌دیر. باشقا کیمسه ده دئییب کی، ان چتینی حکایه یازماق‌دیر. بؤیوک رومانلار خیردا حکایه‌لردن توپلانیر. یاخشی حکایه‌لرده تویوق یومورتاسینین ایچیندن جوجه یوخ، ایلان چیخیر. بورادا توپلانان حکایه‌لر ده سورپریزلرله دولودور، تئز-تئز حئیرتلندیریر.

#ایزلیک: بیناب، سو خیابانی‌نین اولی، سولدا، فضیلت مؤسسه‌سی‌نین اوز به اوزو
تلفن : ۳۷۷۴۵۵۸۵_۰۴۱ ــــ ۰۹۳۹۸۶۶۴۲۷۶

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

«اوستاد کریمی مراغه ای» 1310-1401

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

اوشاق ادبیاتی

اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا  .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

تانیا اوتاقدان چیخدی. یئقور سئمیونیچ کوورینین یانینا، دیوانا ایلشدی. درین بیر آه چکدی و بیر قدر سوسدوقدان سونرا:
–هه، قارداشیم منیم...– دئیه سؤزه باشلادی
–بئله-بئله ایشلر، منیم عزیز ماگیستریم باخ! من مقاله‌لر ده یازیرام، سرگیلرده ده اشتراک ائدیرم، مئداللار دا قازانیرام... دئییرلر "پئسوتسکی‌نین آلمالاری آدام باشی بویدادی..."، "پئسوتسکی باغ-باغچاسی‌یلا اؤزونه وار-دؤولت توپلاییب".  بیر سؤزله نئجه دئیرلر،  قاز ووروب، قازان دولدورورام! آمّا سوال اولونور: بوتون بونلار کیمه و نه‌یه لازیمدیر؟ باغ حقیقتاً گؤزل نمونه‌وی‌دیر...
۶

بو، ساده‌جه باغ دئییل، دؤلت اهميّتلی بؤیوک بیر موسسه‌دیر. چونکی بو  نئجه دئیرلر، روسیا تصرّوفاتچیلیغی و اقتصادیی‍ّاتی‌نین یئنی آراسینا آتیلان ایلک آددیمدیر. آمّا نه‌یه خدمت ائدیر؟  مقصد نه‌دیر؟ 
–مقصدین نه اولدوغونو منجه،  ایشین اؤزو دئییر.
–من او معنادا دئمیرم. ساده‌جه بیلمک ایسته‌ییرم: من اؤلندن سونرا بو باغین طالعی نئجه اولاجاق؟ من اولماسام  بیرجه آیا گؤردویون بوتون بو منظره‌دن اثر-علامت بئله قالمایاجاق. بورادا مسئله‌ باغین بؤیوکلویونده، یا ایشچیلرین چوخلوغوندا دئییل، مسئله‌ اوندادیر کی،  من ایشی سئویرم‌. باشا دوشورسن؟
 اولا بیلسین، جانیمدان دا آرتیق سئویرم. سن اؤزون بیر باخ: هر شئیی اؤزوم ائدیرم. من سحردن آخشاماجان ایشله‌ییرم. بوتون پیوندلری اؤزوم ائدیرم. بوداماق ایشی–اؤزوم اکین مسئله‌لری – اؤزوم  هر بیر شئیی –اؤزوم  کیمسه کمک ائله‌ینده قیسقانیرام. عصبیله‌شیب اؤزومدن چیخیرام. مسئله‌ ده، باخ! بودور: یعنی صحبت ایشه سئوگیدن، صرّاف تصرّوفاتچی باخیشیندان، بو زحمتکش اللردن گئدیر. گؤرورسن بیرجه ساعتلیغا هاراسا قوناق گئدیرسن و اوره‌یین ایینه اوستونده اوتورموش کیمی اسیر کی، گؤرن باغدا هر شئی قایداسیندادیرمی؟  بس من اؤلنده نئجه اولاجاق؟ باغا کیم باخاجاق؟کیم ایشله‌یه‌جک؟ باغبان؟ ایشچیلر؟ هه باخ! گؤر سنه نه دئییرم  عزیز دوست، بیزیم بو ایشده بیرینجی دوشمن– نه دووشان، آغاج‌قوردو نه ده شاختادی. بو یاد آدامدی.  
–بس تانیا؟– کوورین گوله-گوله سوروشدو.
–او کی دووشان قدر ضررلی اولا بیلمز او، ایشی بیلیر و سئویر.
–البته‌‌  بیلیر و سئویر. اگر من اؤلندن سونرا باغ اونا قالارسا و باغا یییه‌لیک ائدرسه اوندا، البته‌‌  نه‌یینسه دردینی چکمه‌یه ائله بیر سبب یوخدو. آمّا اگر او،  الله ائله‌مه‌میش اره گئدرسه؟– یئقور سئمیونیچ پیچیلداییب، واهیمه دولو گؤزلرله کوورینه باخدی. –مسئله‌ باخ بودور! اره گئده‌جک  اوشاقلار دوغولاجاق، باغ فیلان یادا دوشمه‌یه‌جک. ان چوخ قورخدوغوم ایسه اودور کی،  اره گئتدییی آدام تاماهکارین بیری اولا و باغی آل‌وئر‌چی آروادلارا ایجاره‌یه وئره... بئله اولارسا اگر، هر شئی بیرجه ایلین ایچینده محو اولوب گئده‌جک! بیزیم ایشده ایسه،  بیله‌سن کی، آروادلار اللهین لعنتیدی!   
یئقور سئمیونیچ کؤکس اؤتوردو و بیر قدر سوسدو‌  
–بلکه ده، بو خودبین‌لیکدی. آمّا آچیق دئیه‌جه‌یم: ایسته‌میرم تانیا اره گئتسین!قورخورام. بورا، بیزه اؤزوندن‌راضی بیری گلیر. اسکریپکاسی قولتوغوندا... دوز- عمللی چالا دا بیلمیر. بیلیرم، تانیا دونیاسیندا اونا اره گئتمز. یاخشی بیلیرم. آمّا اونو گؤرن گؤزوم یوخدو! عمومیّت‌له قارداش، من چوخ عجایب آدامام. بوینوما آلیرام.   
یئقور سئمیونیچ آیاغا قالخدی و هیجانلا وار-گل ائله‌مه‌یه باشلادی. اونون نه ایسه چوخ جدّی بیر مسئله‌ ایله باغلی دانیشماق ایسته‌دییی، لاکین بونا اورک ائله‌مه‌دییی بیلینیردی. نهایت، اللرینی جیبلرینه سالیب:
–من سنی حدسیز چوخ سئویرم و آچیق دانیشاجاغام، –دئیه سؤزه باشلادی – بعضی حساس مسئله‌لره من چوخ ساده یاناشیرام و دوشوندویومو آچیق شکیلده ده دئییرم. عمومیّت‌له بو "محرم فیکیرلر" دئییلن شئیی سئومیرم. آچیق دئییرم: سن یگانه آدامسان کی، قیزیمی قورخوب-چکینمه‌دن اره وئره‌ردیم. سن عاغیللی، اوره‌یی اولان آدامسان و منیم ایشیمین محو اولوب گئتمه‌سینه ایمکان وئرمزسن. ان باشلیجاسی ایسه، من سنی اوغلوم کیمی.سئویرم... و سنین‌له فخر ائدیرم. اگر تانیا ایله آرانیزدا بیر مناسبت یارانسایدی، اوندا...  نه‌دئییم...  چوخ شاد، حتی خوشبخت اولاردیم. بونو تام بر-بزکسیز، صمیمی و آچیق شکیلده دئییرم. 
کوورین گولدو. یئقور سئمیونیچ قاپینی آچدی کی، اوتاقدان چیخسین. قفیلدن کانداردا آیاق ساخلادی:
–اگر تانیایلا بیر اوغلونوز اولسایدی،  اوندان ائله بیر باغچی یاراداردیم کی...  –دئدی و بیر آنلیق دوشونوب: –اششی  خام خیاللاردی. بوش وئر. گئجه‌ن خئییره قالسین– علاوه‌ ائتدی و اوتاقدان چیخدی.   

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

کوورین اونلارین ایفالارینی آج‌گؤزلوکله دینله‌ییر، ماهنی و موسیقیلره قولاق آسدیقجا هئیدن دوشور، بو حالی گؤزلری‌نین اؤز-اؤزونه یومولماسیندان،  باشی‌نین چیینینه ائنمه‌سیندن بیلینیردی.   
۴

بیر آخشام چای سوفره‌سیندن سونرا کوورین ائیواندا اوتوروب کیتاب اوخویوردو. همین واخت قوناق اوتاغیندا تانیا –سوپرانو قیزلاردان بیری – کونترالتو و جاوان قونشو اوغلان اسکریپکادا براقانین مشهور سئرئناداسینی مشق ائدیردیلر. کوورین ماهنی‌نین سؤزلرینه دقت کسیلدی –بو  روس کلمه لری ایدی، آمّا معناسینی هئچ جور آنلایا بیلمه‌دی. آخیردا کیتابی بیر کنارا قویوب، ایفانی دقتله دینله‌مه‌یه باشلادی و آنلادی: خسته تخيّوللو بیر قیز گئجه باغدا قریبه، سیرلی سسلر ائشیدیر... او درجه‌‌ده قریبه و اعجازکار سسلر کی، اونلارین –عادی اؤلوملو بنده‌لرین آنلاماق اقتداریندا اولمادیغی و بو سببدن، یئنیدن گئرییه، گؤیلره قاییدان مقدس هارمونییا اولدوغونو اعتراف ائتمه‌لی اولور.  
کوورینین گؤز قاپاقلاری بیر-بیرینه یاپیشماغا باشلادی. او، آیاغا قالخدی و هئی‌سیز حالدا قوناق اوتاغیندا، سونرا زال بویو وار-گل ائتدی. ماهنی بیته‌ندن سونرا تانیانین قولونا گیریب اونونلا بیرلیکده ائیوانا چیخدی.
–بو گون سحر تئزدن منی هارادانسا یادیما دوشن بیر افسانه دوشوندورور. –دئدی .
–یادیما سالا بیلمیرم، هاراداسا اوخوموشام، یا کیمدن‌سه ائشیتمیشم...  آمّا بو، چوخ قریبه،  چهر هانسی منطیقه سیغمایان، عجایب بیر افسانه‌دیر. اوّلا  دئییم کی چ، اونون معناسی بیر او قدر آیدین دئییل. دئمه‌لی، مین ایل بوندان اوّل هانسی‌سا قارا پالتارلی راحیب صحرا ایله یول گئدیرمیش...  هاراداسا –سورییادا  یا عربیستاندا... راحیبین یول گئتدییی همین او یئردن بیر نئچه میل آرالیدا بالیقچیلار گؤلون اوزه‌ری ایله آراملا ایره‌لی‌له‌ین دیگر بیر قارا راحیب گؤرورلر. جهمه‌ین بو ایکینجی راحیب ایلغیم ایمیش. ایندی دئیه‌سن، افسانه‌نین نظره آلمادیغی بوتون اوپتیک قانونلاری اونودون و آردینا قولاق آسین. دئمه‌لی  همین او ایلغیمدان دیگر بیر ایلغیم،  اوندان اوچونجوسو عمله گلیبمیش و بئله-بئله، همین بو قارا راحیبین اوبرازی فاصیله‌سیز شکیلده آتمسفئرین بیر قاتیندان او بیرینه کئچمیه باشلاییبمیش. اونو گاه آفریکادا، گاه ایسپانییادا، گاه هیندیستاندا، حتی اوزاق شیمالدا بئله  گؤره‌نلر اولوبموش... نهایت او،  یئر آتمسفئری‌نین حدودلاریندان چیخمیش...  و دئییله‌نه گؤره، ایندی  نئجه‌سه، هئچ جور سؤنوب یوخ اولا بیله‌جه‌یی شرایطه دوشمه‌دن کایناتدا دولاشماقدادیر. اولا بیلسین، ایندی اونو هاراداسا مارسدا، یاخود جنوب خاچی بورجونون هانسی‌سا اولدوزوندا گؤره‌نلر وار. لاکین افسانه‌نین اساس مغزی و ماهیّتی بوندادیر کی، عزیزیم  همین او ایلغیم راحیبین صحرا ایله یول گئتدییی زامان کسیییندن دوز مین ایل سونرا یئنیدن یئرین آتمسفئرینه دوشه‌جک و اینسانلارا گؤرونه‌جک و گویا کی، همین او مین ایل آرتیق باشا چاتماق اوزره‌دیر... افسانه‌نین معناسینا گؤره، قارا راحیبین تشریفینی بیز بو گونه، یا صاباحا گؤزله‌مه‌لی‌ییک.
–قریبه ایلغیمدیر.– تانیا دئدی.
افسانه‌نین خوشونا گلمه‌دییی گؤزلری‌نین دالغین ایفاده سیندن.بیلینیردی  
و هر شئیدن حیرت آمیز اولانی بودو کی...  کوورین گولدو.
–من بو افسانه‌نین هارادان یادیما دوشدویونو هئچ جور خاطیرلایا بیلمیرم. هارادانسا اوخودوم، یا کیمدن‌سه ائشیتدیم؟... یوخسا قارا راحیب یوخوما گیردی؟ اللها آند اولسون  خاطیرلایا بیلمیرم. آمّا افسانه منی دوشوندورور. بو گون بوتون گونو اونون حاقیندا دوشونموشم. 
کوورین تانیانی قوناقلارین یانینا اؤتوروب ائودن چیخدی و فیکیرلی حالدا لکلرین آراسی ایله دولاشماغا باشلادی.  گونش آرتیق باتماق اوزره ایدی. چیچکلر یئنیجه سولانمیشدی دئیه اطرافا خوشاگلمز رطوبت قوخوسو یاییلیردی.  ائوده یئنه اوخوماغا باشلادیلار و اسکریپکانین اوزاقدان ائشیدیلن سسی اینسان سسی تأثّراتی یارادیردی… 
کوورین فیکرینی بیر یئره جمع‌له‌ییب  افسانه‌نی هارادا اوخودوغونو، یاخود کیمدن ائشیتدییینی یادینا سالماغا چالیشا-چالیشا، تله‌سمه‌دن پارکا طرف یوللاندی و نئجه‌سه، اؤزو ده بیلمه‌دن چایین کنارینا گلیب چیخدی.  
سیلدیریملی ساحل‌له چیلپاق آغاج کؤکلری‌نین یانی ایله اوزانان جیغیرلا آشاغی– سویا  ساری ائندی. اورادا جوللوتلری هورکوتدو. ایکی اؤرده‌یی قورخوتدو. باتماق اوزره اولان گونشین سون شفقلری، هله ده قاراقاباق شام آغاجلاری‌نین آتدا-بوددا بوداقلاری آراسیندان سیزماقدا ایدی...  چایین اوزه‌رینه ایسه آرتیق قارانلیق گئجه چؤکموشدو.

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

کوورینله تانیا،سامان  قورو تزک و-چؤر چؤپ قالاغینین کؤزه ردییی اوجاقلارین جرگه لری آراسیندان،اؤتور -آرا سیرا توستو دومانینین ایچی ایله کؤلگه تک یئریین ایشچیلرله-اوز اوزه.گلیردیلر  تکجه،آلبالی  گاوالی و بعضی آلما آغاجلاری،چیچکله میشدی  بوتون باغ ایسه توستو دومانینین ایچینده ایدی و یالنیز طینگلییه چاتاندا کوورین سینه‌دولوسو نفس آلدی: 
۲

–من هله اوشاق ایکن بورادا توستودن آسقیریردیم– دئییب چییینلرینی چکدی. –آمّا هله ده باشا دوشه بیلمیرم کی،  توستونون شاختا ایله نه علاقه‌‌سی وار.
–توستو بولودلاری عوضله چ‌ییر– تانیا دئدی  – یعنی بولودلار اولمایاندا.  
–بولودلارین بورا نه دخلی وار؟
–بولودلو، دومانلی هاوالاردا شاختا اولمور.
–بئله دئ!  – کوورین دئییب گولدو و قیزین الیندن توتدو.  
تانیانین سویوقدان قیزارمیش، نازیک قاراقاشلی، جدّی اوزونه پالتوسونون  باشینی سربست ترپتمه‌یه ایمکان وئرمه‌ین دیک یاخالیغینا و عمومیّتله، اته‌یی شئهدن ایسلانماسین دئیه بیر کنارا ییغیلمیش بو اینجه قامتلی یاراشیقلی قیزا باخدیقجا کوورینین اوره‌گی آچیلیردی.  
–ایلاهی، قیزیمیز آرتیق بؤیویوب! – کوورین دئدی. –من سونونجو دفعه‌ بورادان گئدنده دوز بئش ایل اوّل سیز لاپ اوشاق ایدینیز. آریق، چلیمسیز، ساچلاری داغینیق بالاجا بیر قیز... اینینیزده ده پالتار... من سیزی جیرناتماقدان اؤترو "جوللوت" چاغیریردیم. زامان نه‌لر ائدیر!
–هه، بئش ایل... – تانیا کؤکسونو اؤتوردو.  –او واختدان چوخ سولار آخیب... – سونرا قفیلدن اونون اوزونه دیکیلیب قریبه بیر هیجانلا: آندریوشا، دوزونو دئیین. سیز بیزدن سویوموسونوز؟ آمّا هئچ بونو سوروشارلار؟ آخی سیز کیشی‌سینیز، ماراقلی حیاتینیز وار، سیز بؤیوک آدامسینیز...  طبیعی کی، سویوموسونوز. آمّا، آندریوشا، نئجه ده اولسا، چوخ ایسته‌یردیم بیزی اؤز دوغمانیز بیله‌سینیز منجه، بیزیم بونا حاقیمیز دا وار–دئدی.    
–من ائله ده بیلیرم تانیا
–دوغرودان؟ دوز سؤزونوزدو؟
–بلی، دوز سؤزومدور. 
–بو گون سیز تعجب‌لنیردینیز کی، بیزده چوخلو شکیللرینیز وار. آمّا آخی اؤزونوز بیلیرسینیز، آتام سیزی نئجه سئویر. بعضا منه ائله گلیر کی، او سیزی مندن چوخ ایسته‌ییر. او سیزینله فخر ائدیر.  سیز عالیمسینیز، غئیری عادی اینسان‌سینیز.  اؤزونوزه پارلاق کاریئرا قورموسونوز و او دوشونور کی، بوتون بونلاردا اونون دا امه‌یی وار. من اونا بئله دوشونمه‌یه مانع اولمورام. قوی ائله بیلسین.  
آرتیق سحر آچیلیردی و بو،  علی‌الخصوص باغدان قالخان توستو بوروملاری‌نین و آغاجلارین تاجی‌نین هاوادا آیدین گؤرونمه‌سیندن بیلینیردی.  بولبوللر اوخویور، چؤللردن بیلدیرچین سسلری ائشیدیلیردی.  
–آرتیق یاتماق واختیدیر‌. – تانیا دئدی.  –هم ده سویوقدور...  – و اونون قولونا گیردی. – آندریوشا، چوخ ساغ اولون کی گلدینیز. بیزیم، آز دا اولسا، تانیشلاریمیز وار. آمّا اونلار چوخ داریخدیریجی آداملاردیر. بیزیم ایشیمیز سحردن آخشاماجان باغ، باغ، باغ...  و داها هئچ نه‌ شتامپ، یاریم شتامپ...– او گولدو،  –آپورت، رانئت، جالاق پئیوندله‌مه... بوتون حیاتیمیز بو باغا قوللوقدا کئچدی.  من حتی یوخولاریمدا بئله آلما-آرموددان ساوایی هئچ نه گؤرمورم.   بوتون بونلار، البته‌‌ چوخ یاخشی، فایدالی ایشلردیر. سؤز یوخ، آمّا بعضا اینسانین اوره‌یی ديیشیک‌لیکلر ده ایسته‌ییر. یادیما گلیر  هردن سیز تعطیلده  یاخود ائله بئله بیزه گلنده ائو سانکی چیلچیراغین، مبل‌لارین اؤرتوکلری چیخاریلمیش کیمی ایشیقلانیر. ائله بیل تزه‌لنیردی...  اوندا من لاپ اوشاق ایدیم، آمّا بونو آنلاییردیم.
تانیا شؤوقله دانیشیردی و کوورینین نه‌دنسه، آغلینا بئله بیر فیکیر گلدی کی،  بوتون یای بویو بو بالاجا، چلیمسیز دیللی-دیلاور مخلوقا باغلانا، اونا باشی قاریشا و حتی وورولا بیلر...  هر ایکی‌سی‌نین ایندیکی حالیندا بو، او قدر طبیعی و مومکون بیر مسئله‌ ایدی کی!  بو فیکیردن اوره‌یی آچیلدی، هم ده گولمه‌یی توتدو. باشینی قیزین یاراشیقلی و قایغیلی اوزونه یاخینلاشدیریب آستا سسله اوخوماغا باشلادی:
 
اونئگین، گیزله مک ایسته‌میرم
تاتیانانی دلی کیمی سئویرم...  
 
اونلار ائوه قاییداندا یئقور سئمیونیچ آرتیق یوخودان اویانمیشدی. کوورین یاتماق ایسته‌میردی. او، قوجا ایله صؤحبته گیریشدی و اونونلا بیرگه یئنیدن باغا قاییتدی. 
یئقور سئمیونیچ هوندور بویلو، ائنلی‌کورک، یئکه‌قارین بیر آدام ایدی،  تنگ‌نفسلیکدن اذيّت چکیردی، آمّا دایم ائله بیر سرعتله یئریییردی کی، اونا چاتماق اولموردو. هر زامان حدسیز قایغیلی گؤرونور، هئی هاراسا تله‌سیر،  ائله تله‌سیردی، ائله بیل بیرجه دقیقه گئجیکسه‌یدی، هر شئی محو اولاجاقدی.   

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

«آنتوان چخوف»
#قارا راهیب  بیرینجی بولوم
«سیرّلی تشریف»
کوچورن:« ویدا حشمتی»
حاضیرلایان:«ادبیات سئونلر»
 
ماگیستر آندره‌یی واسیلیئویچ کوورین چوخ یورولموش، عصبلرینی پوزموشدو. او، معالجه‌‌ آلمیردی. آمّا بیر دفعه‌ نئجه‌سه  تانیش بیر حکیمله چاخیر ایچرکن صحبت آراسی خسته‌لیگیندن سؤز آچمیشدی. او دا اونا یاز و یای آیلارینی کندده کئچیرمه‌یی مصلحت گؤرموشدو. ائله همین عرفه‌ده ده او، تانیا پئسوتسکایادان اوزون بیر مکتوب آلمیشدی. تانیا اونو بوریسووکایا قوناق دعوت ائدیردی و او قرارا گلدی کی، حقیقتاً ده، هاواسینی ديَیشرسه، پیس اولمازدی...
 
بویازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

قارشیمدا تَردَن میرواری کیمی پاریلدایان بویون باغی تاخمیش، بوینونون اَته‌یی قارا خاللی، ساچلاری یول یورغونلولوغوندان تئل- تئل خومارلانمیش، دوداقلاری میصری پامبیغی کیمی آچیلمیش، گؤزلری لیللنمیش گؤل، سینه‌سی آیری ریتم‌له قالخیب-ائنن قادین اوتورموشدو.
قادینین یاراتدیغی وضعیت منی یئرین جاذیبه‌سیندن قوپاریب ،غیر- اختیاری اَل- قول حرکتلری ائله‌ییردیم.
- بلکه یئرینی کیشی ایله دییشه‌سن؟
یاری روس، یاری آذربایجانجا یوکونون چوخ اولدوغونو، کیشی‌نین گوجو چاتمایاجاغینی باشا سالاندان سونرا، دریندن نفس آلدیم. اوره‌ییمده، " بو کیشی‌نی آللاه منه گؤره بئله قوجالدیب" فیکیرلشه- فیکیرلشه چمدانیمی گؤتوروردوم کی، یول یولداشیم اولان آغ ساققال عمللی گؤز ووردو. معلوم اولان ایچینده حئییفسیله‌نه‌رک یامان دا دئدی.
آمما قاتار گئدیردی، من ده بو واگونون ان گوزل قادینی ایله اوز- اوزه اوتوروب، خوشبختلییمین و بختیمین آچیلماسینین وئردییی راحاتلیقلا گولومسه‌ییردیم کی، اوزومه دَیَن رزین توپون ضربه‌سی ایله گؤزوم هر یئری قیرمیزی- گؤی گؤردو. گؤزومون قاباغیندا خیردا- خیردا توپلار کئچدی. قادین دا اؤزونو ساخلایا بیلمه‌دی، شاققاناق چکیب گولدو. قیرمیزیلار گؤزومدن تؤکولدوکجه قارشیمدا گئجه گؤروب، حادیثه‌لرین فیضیندن اونوتدوغوم اوشاق، اوّل گؤیه، سونرا دا اؤز رنگینه بورونوب آشکار اولدو. اونسیتیمیز چوخ چکمه‌دی، نه ده اولماسا چوخ تجربه‌م واردی.
روسییادا قادینلارا اینجه ظارافات ائده بیلسن، الیندن قورتارا بیلمز. ائله ده اولدو. واخت آستا- آستا قاطارلا هماهنگ آخدیقجا الویرا دا منه یاخینلاشیردی.
ایلک توخونوشلار ایلک قار کیمی لطیف اولور.
الینه دَیَنده آنی سورعتله الیمی توتوب سیخیردی، هر سیخاندا ایچیمده هر شئی یئریندن اویناییردی. او گئجه کی کیمی بلکه ده اؤلنده سوسادیم.
دوداغیم هر یئردن چاتلامیشدی. الویرانین بیر گؤزو منه قورونماقلا باخیر، بیر گؤزو ایسلامی گؤستریب عوذر ایسته‌ییردی. گئجه یارینی سووشوردو، واگون ساکیتلشیردی. الویرا منده یاراتدیغی حال-باحال‌لیغین سرخوشلوغوندا داها دا گؤزللشیر، اوزریمده چالدیغی غلبه ممنونلوغوندان مین ایلین راحاتلیغی ایله گولومسه‌ییردی.
الویرا واگوندا آرتیق یویَنی صاحبینده اولان آت راحاتلیغی ایله یورقا گزیر، نازیک سارافاندان بویلانان بدنینی اسدیریر، منی اؤزومدن چیخاریردی.
باخیشلاریم غیر- اختیاری بدنینده آخیب تؤکولوردو.
سحره کیمی یاتمادیق، باخیشدیق، گولومسه‌دیک، راضیلاشدیق کی ولگوگراددا قاطاردان دوشوب بیر گون قالاق، سحر نوبتی قاطارلا گئدک.
قاطاردان دوشنده گونش، قوجا استالینگراددا تزه‌جه دوغوردو. دمیریول واغزالیندا آداملار اورا- بورا قاچیر، مورگو وورانلار سس گوجلندیریجی‌دن گلن قادینین ملاحتلی سسینه بیر گؤزونو آچیب یومماقلا جاواب وئریردیلر.
واغزالدا کی آیاق اوستو کافه‌یه یاخینلاشیب ایکی چای سفارش وئردیم. ساری ساچلی، دوداغی آل- قیرمیزی، واغزالدا یئمکدن شار کیمی کومپوش قادین، منیم چای دئمه‌ییمه خئیلی گولوب، بیر نئچه دفعه" چای، چای،چای" دئییب، " چ"لاریما ریشخند ائتدی، سونرا داش استکاندا چایلاری گتیردی.
چاییمیزی ایچیب صاندیغا یاخینلاشدیق. نوبتی قاطار اوچ گون سونرا کئچه‌جکمیش. بو چوخ گئج ایدی. قالا بیلمزدیک. پلاسکارت یئریمیزه قاییدیب، ایستی یووامیزا گیردیک. بیردن الویرا سئوینجک بوینومو قوجاقلادی. دربندده دوشک، سرحدده یاخین، هم ده دنیز...
نئچه ایلدی دنیزی ده گؤرمورم، لاپ یئرینه دوشَر،- دئییب، اوشاق کیمی آتیلیب، دوشدو.
بو دَمده ایسلام توپو نئجه ووردوسا، بالاجا ماسانین اوستونده کی هر شئی یئرله بیر اولدو.
آخشام چاغی دربندده قاطاردان دوشوب واغزالدا کی کؤهنه" موسکویچ"ه میندیک. سوروجو بیزی دوز دنیزین ساحیلینده "لکوموتیو" مهمانخاناسینا گتیردی. هره‌میزه آیری نومره گؤتورمه‌لی اولدوق. الویرانین اوتاغا گئدیب- قاییتماسی اون دقیقه چکمه‌دی. ایکیسی ده چیمرلیک گئییمینده منی چاغیرا- چاغیرا پیلله‌کن‌لری ائندیلر. اولاندان- اولمازدان گئیینیب داللارینا دوشدوم. خزر بیزی ساکیت قارشیلادی. گؤز آتیب اوزونو او یانا چئویردی. الویرانین گوزللیگی بیر آندا خزره قاریشدی. سولار پاریلدادی.
سودان چیخاندا دنیز ده اونون دالینجا ساحیله جان آتیردی. دنیزین نهنگ اوره‌یی کیمی دؤیونتوسونو ائشیدیردیم. او گون خزر خوشبخت ایدی. قومون اوستونده گونشلننده پاریلتی عالمه یاییلیب، قوملار سرین جنتینه قوووشوردو.
بیر اونو بیلدیم کی، بو منظره‌نی بیر ده هئچ واخت گؤرمیه‌جه‌یم. بدنیمین حرارتیندن قوم ترله‌ییردی، سو سالیردی.بو ایلیق حیسسی ایسلامین اوستومدن ویییلداییب کئچن نَم توپو داغیتدی. دوروب گؤزو دنیزده قالان مهمانخانایا گئتدیک. مهمانخانانین حامامی بیرینجی مرتبه‌ده ایدی. ایلک باخیشدان غریبه گؤرونن نومره‌میزین سیرری ایندی آچیلیردی.
نومره‌ده حامام یوخ ایدی.

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

اِلویرا
✍یازان:« ایلهام عزیز»
کؤچورن:« سحرخیاوی»
حاضیرلایان:: ادبیات سئونلر»

یئرله گونشین گؤز- گؤزه دایانان واختلاریندا، آوگوست‌دا، بیر آخشام لاپدان ایلدیریملار چاخدی اوفایا، سئل گئتدی. ایلدیریم قورخوسو ایله تاکسی‌دن دوشوب اوچونجو سَکی‌ده دایانان نیجنِوارتووسک- باکی قاطارینا تلسدیم. قاطار واختیندا گلمیشدی.
بو قاطارا سیبری قاطاری دا دئییرلر. دوداغی آل- قیرمیزی، دؤشلرینین بؤیوکلویوندن آغ کؤینه‌یینین دویمه‌لری هر آن قیریلیب اوچاجاق قونبول بلدچینین یانیندان بیر تهر سیویشیب ایچری گیرن کیمی بورنوما قادین قوخوسو دولدو. پلاسکارت واگوندا، مخصوص نیظامسیزلیق حؤکم سوروردو. اؤله‌زیین ایشیقلارین آلتیندا کیشی‌لر، قادینلار، اوشاقلار کدرلی گؤرونوردولر. بیر آنلیق منه ائله گلدی کی، او واخت جزالانان آداملار گئری دؤنور. آتمیش ایل اوّل یوک واگونلارینا دولدورولوب آج- سوسوز سیبری‌یه اؤلومه گئدنلر ایندی عائیله- عائیله یاری یوخولو قاییدیردیلار. دونَندن ایچیمده گزدیردیگیم گوزل قادینلا ایکی گونلوک قاطار سیاحتی خیالیم15-14-13اینجی یئرلرده اوتورموش...

بویازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

«دومان بختیاری»

یولومو گؤزله مه  بو یورقون گئجه
بو گئجه دووارلار اؤلکه سینده یم
اؤزونده گونشی اوخو ساده جه
هه له بیر گوناهین کؤلگه سینده یم

گؤزلریم  گؤزونه ائله ساتاشدی
دومانلی ساچیندا گوناها باتدیم
سئوگی میز سئل اولوب باشیمدان آشدی
چیخب کال یوخودان آیی اویاتدیم

بیرگئجه یول آلیب گؤز گیله سیندن
داملایا - داملایا شعرینه دوشدوم
دردیمین سیخینتی پنجره سیندن
دویغولو چاغیمدا آیلا گؤروشدوم

سنین گؤزلرینی گلین چیخیردی 
آیین هاله سینده گؤی اولدوزلاری   
آلمادان آتیلان بی داریخیردی !! 
دردینی یاییردی دنیز قیزلاری  

بیلمه دیم یازایدی قیش ایدی آنجاق
کؤرپه سئوگیمیزی گؤی ایسلادیردی
اللریم الینده بوش ایدی آنجاق
گوزلریم گوزونده شعیر دادیردی

گؤزونو یوللارا بئله باغلاما
قوی گئجه یاریسی یول اینجیمه سین
دومانلی گونلری چوخ واراقلاما
اوستومه  چکیلن قول اینجیمه سین

یولومو گؤزله مه ، گؤزله مه گولوم
حله  دردیمیزین  دوراغیندا یام
ایزین وئر اؤلنده گؤزونده اؤلوم
ساری سئوگیمیزین سوراغیندایام


/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

اگر روزی شما موفّق شوید:
الف
) از قیدِ مضامین کهنه وارسته و از منبع حیاتِ عصرِ ما سیراب شوید.
ب) حیاتِ عصرِ ما را با مَزجِ ماهرانۀ تیپیک و اسپه‌سفیک معرّفی کنید،
یعنی هم از کهنه‌پرستی، و هم از کلّی‌بافی، و هم از مهجور ماندن از واقعیت برهید، بنیادِ مستحکمی برای خلاقیّتِ هنریِ خود ایجاد کرده‌اید.
۲- آیا شکل در شعرِ فارسی باید تغییر کند و در چه جهت باید این تغییر صورت گیرد؟
ما مارکسیست‌ها به "تقدّمِ" مضمون بر شکل معتقدیم، ولی معنی این کلمه آن نیست که ما طرفدار "اصالتِ مضمون" و بی‌اعتنائی به شکل هستیم؛ زیرا همان‌طور که با اصالتِ شکل(Формализм) [فُرمالیسم] و بی‌اعتنایی به مضمون دشمنیم، از مضمون به شکل هم احتراز می‌جوییم. شکل در آثارِادبی، زبان، سبک، و موازین و نظاماتِ سننِ هنری است. ما معتقدیم که باید "شکل"، مساعدترین زمینۀ تجلّیِ کاملِ مضمون باشد. لذا زبان و سبک و نظاماتِ هنری نباید قیدِ مضمون شوند یا آن‌را مُثله کنند و مَسخ نمایند و از قواره بیاندازند.
همان‌طور که در آمیختنِ تیپیک و اسپه‌سفیک بسی دشوار است، ایجادِ هماهنگی بین مضمون و شکل دشوار است. هر مضمونی "می‌طلبد" که شکلِ خود را با کیفیّتِ خاصّ ِ وی دَم‌ساز و موافق کند. هر مضمونی "می‌طلبد" که شکل، قالبِ برازنده‌ای برای وی باشد. همان‌طور که مضمون در جنبش است و مضمونِ نو پدید می‌شود، شکل (نیز) در جنبش است و شکلِ نو پدید می‌آید. منتها مضمونِ نو قبل از شکلِ نو بروز می‌کند و مسئلۀ ایجادِ شکلِ نو را مانند یک "نیازِ قطعی" مطرح می‌سازد.
مثلاً درادبیّاتِ ما خاصّه در شعر، این نیازِ قطعی مطرح شده است. زبان و سبک و نظاماتِ هنری کلاسیک دیگر قیدِ پای مضامینِ نوین‌اند، شکلِ نو یعنی زبانِ متنوّع، غنی، دقّت‌دار، با سایه‌روشن و سبک‌های تازه و نظاماتِ رساتر و فراخ‌تر می‌خواهد. منتها مارکسیست‌ها در "نوآوری" یک قاعدۀ شریف دارند و آن برخوردارشدن از "کلّیۀ تجاربِ گذشته". جمع کردن تجاربِ کهن و اوجِ آن به مرحلۀ بالاتر است. این است "نوآوریِ مارکسیستی" ولی "نوآوریِ" غیرِمبتنی بر تجاربِ گذشته، "نوآوریِ" بی‌خِرَدانه و آنارشیستی است. ("نوآوریِ" نیما یا منوچهر شیبانی در شعرِ فارسی دارای یک چنین مختصاتی است).
خودِ "زندگی" نشان می‌دهد که شکلِ نو را در کجا باید جُست. یکی از دستورهای عمیق و بزرگوارِ مارکسیستی -لنینیستی آن است که باید "جوانه‌های نو" را در میان انبوهِ کهنه‌ها جُست و رشد داد. تاریخِ شعر در ایران از آغازِ مشروطیت تا امروز به ما نشان می‌دهد که "شکلِ نو" به انواعِ مختلف بروز کرده و برخی از آن‌ها "حقّ ِاهلیّت" و به‌قولِ روسی (Право гражданства) پیدا کرده‌اند.
آری، باید در وزن و قافیه تجدیدنظر کرد و قواعدِ کلاسیک را منجمد نشمرد. استفاده از تجاربِ شعرای آذربایجان شوروی و برخی شعرای آسیای میانه (نه برای تقلید، بل‌که برای بررسی) در یافتنِ شکلِ نو به شما کمک خواهد کرد.
 
تراز بندی کنیم:
۱
-  یافتنِ تیپیک و اسپه‌سیفیک و درآمیختنِ این دو.
۲-  هم‌آهنگ ساختنِ شکلِ نو و مضمونِ نو با یک‌دیگر.
این است سنگ‌بنای تئوری پیش‌روِ استه‌تیکِ مارکسیستی.
حتماً خسته شده‌اید. شاید بحث‌ِ ما قدری کلّی و تجریدی شده باشد، ولی مثلِ مقدمۀ بحث‌های آینده سودمند است. تمنّا دارم به آن‌چه نوشته‌ام توجه کنید و آن‌را با تجاربِ کُنکِرت [concerate] و مشخّصِ خود بسنجید. من همه‌گونه امیدی دارم که شما بتوانید شاعری با مضمونِ نو و شکلِ نو، یعنی مضمونِ انقلابی و شکلی رسا برازندۀ این مضمون شوید.
شعرِ "عالی" آرامگاهِ لنین که یکی‌از دل‌پذیرترین قطعاتی است که من در ادبیّاتِ فارسیِ معاصر خوانده‌ام، با بیانِ فصیح این اُمیدِ مرا تایید می‌کند. به ویژه در این شعر است که مضمونِ نوین با شکلِ نوین کامیابانه درآمیخته و از پسِ خود سیمای شاعر پُر استعدادی را جلوه‌گر می‌سازد. اگر برخی رفقا این شعر را نپسندیدند، علّت آن‌است که به سنّتِ خوگرفته و آگاهانه مسائلِ هنری را بررسی نمی‌کنند.
باکی نیست، با جسارتِ کمونیستی و با نوآوریِ کمونیستی و با بشردوستیِ کمونیستی باید در جادۀ شعر به جلو رفت.
آذر بهترین سلام را به شما تقدیم می‌دارد. منتظرِ نامۀ آن دوستِ ارجمند هستم.
پرویز
/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…

ادبیات سئونلر

طرح جدید زاکانی: اخذ عوارض از قبرها در تهران!

طنز:« بویوک آغا افندی»
په اتونان مملکت سلطاندیرکی تولید ائدیر.

دونیانین اویونلارینا لعنت اولسون
بیرزمان قراردی نفت، گاز، سو، برق، بهداشت، درمان، آموزش پرورش... مجانی اولسون، ایندی ایش اورا یئتیشیب کی اولولردن ده مالیات  عوارض آلیرلار قول وئریرم بئله گئتسه گلن ایلدن اولولریمیزی آتا جاغیق وانتین دالینا گئجه قارانلیق دا گیزلینجه آپاریب  چول بایردا بیر طرف ده  قاچاغی باستیراجاغیق. من بیر سوزدو دئدیم اینانیرسان اینان، اینانمیرسان ایناما بئله گئتسه سلطان سکه،سلطان ارز...دن سونرا اولولرینده  سلطانی اولاجاق... په اتونان مملکت سلطاندی کی تولید ائدیر.

/channel/Adabiyyatsevanlar

Читать полностью…
Subscribe to a channel