3483
https://t.me/DrAlizadehPsy دکتر حمید علیزاده استاد روان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی روان شناسی و روان درمانی آدلر-درایکورس هدف این کانال معرفی نظریه و آموزش است.
✍️ آلفرد آدلر
«تا زمانی که انسانها در شرایط مطلوبی قرار دارند، سبک زندگیِ آنها بهروشنی دیده نمیشود. اما در موقعیتهای تازه، هنگامی که با دشواریها روبهرو میشوند، سبک زندگیشان آشکار و متمایز میگردد.»
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
Professor of Psychology,
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
~ رودولف درایکورس:
«نگرش ما تعیین کننده معنای حقایق است. حقایق به تنهایی، زندگی به تنهایی، نه خوب و نه بد - نه خوشایند و نه ناخوشایند ـ هستند. آنچه ما از آنها می سازیم مهم است. تقریباً همه چیز تمام احتمالات را در بر دارد؛ حتی مرگ یا درد ممکن است خوشایند و مطبوع بشوند. درد به عنوان نشانه درمان یا پیشرفت (وضع حمل کردن، یا به عنوان اولین نشانه در بهبودی فلجی) ممکن است بسیار خوشایند باشد. از هر چیزی، حتی اهریمن، ممکن است خوبی منبعث شود.»
کتاب: چالش ازدواج
تألیف رودلف درایکورس
(زیر چاپ، انتشارات ارسباران)
ترجمه: دکتر علیرضا روحی و دکتر حمید علیزاده
@AdlerPsychology
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
Professor of Psychology,
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
تکنیک فرصت مثبت
Positive time-out
در فرزندپروری مثبت، به دنبال محروم سازی یا تنبیه کودک نیستیم.
وقتی کودک مشکلی رفتاری-هیجانی نشان داد، از این تکنیک با ماهیتی متفاوت استفاده می کنیم که «فرصت مثبت» نامیده می شود.
۱. فرصت مثبت به همراه کودک است، نه برای کودک، و فرصتی است کودک خودش رفتار و هیجانش را تنظیم کند. گاهی می توانید دوتایی به محل دیگر بروید.
۲. هدف فرصت مثبت را به کودک بگویید: گاهی آدم ها اوقاتشون تلخ میشه، میتونی تو اتاق بمونی تا حالت بهتر بشه.
۳. این کار را دوستانه انجام دهید.
۴. فرصت مثبت به جا و مکان مثبت احتیاج دارد. جایی است که آرامش دارد و کودک در آن حس خوبی پیدا می کند.
۵. به او بگویید هر وقت حالت بهتر شد از اتاق بیا بیرون. هنگام رفتن به اتاق دیگر، او را خیلی کوچک در آغوش بگیرید و بعد بگویید برو!
۶. در فرصت مثبت، کودک پی می برد که شرایط بهتر می شود.
۷. گاهی لازم است کودک برای بازگشت به جمع عذرخواهی کند، یا یادداشتی به معلم یا والدین بدهد.
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
Professor of Psychology,
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
✍️ آلفرد آدلر:
"در کل زندگی معنایی ندارد ... اگر قرار است زندگی معنایی داشته باشد، این شما هستید که باید به آن معنا بدهید... این معنا باید واقعا از نوع مشارکت، علاقه به دیگران و همکاری باشد...همانگونه که حرکت میکنید، همان معنای زندگی شماست... هرکسی در زندگی معنایی می سازد که معطوف به هدف اوست، و اغلب آن را در سطح ناهشیار نگه می دارد تا راحت تر به سوی آن حرکت کند. کسی که معنای زندگی خود را از دیگران طلب می کند فردی متوقع و نازپرورده است که شجاعت آگاهی و تغییر را ندارد."
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
در روانشناسی، مفهوم «ابتذال شر (The Banality of Evil) که هانا آرنت (Hannah Arendt) آن را در جریان محاکمه آدولف آیشمن (یکی از مسئولان اصلی جنایت های آلمان نازی) مطرح کرد، مفهومی بسیار مهم و تأملبرانگیز است. آرنت برخلاف تصور عمومی که انتظار داشت با چهرهای شیطانی و پلید روبهرو شود، با یک کارمند اداری عادی، خشک، و بیتفکر مواجه شد. این مشاهده ها، او را به این نتیجه رساند که پلیدی و شر لزوماً از نفرت یا بدذاتی درونی برنمیخیزد، بلکه گاهی حاصل بیفکری، اطاعت کورکورانه، و ناتوانی در قضاوت اخلاقی است.آیشمن و افرادی مانند او مرتکب جنایات وحشتناک شدند نه به دلیل اینکه روانپریش بودند، بلکه چون فکر نمیکردند. آنها بهجای تحلیل پیامدهای اخلاقی اعمال خود، تنها نقش «کارمند وظیفهشناس» را بازی میکردند.
افراد با تکرار عمل غیراخلاقی، حساسیت خود را نسبت به ان از دست می دهند. این پدیده در روانشناسی به نام بی حسی اخلاقی moral numbness شناخته میشود. فرد در ابتدا ممکن است ناراحت شود، اما با تکرار و عادیسازی، به جایی میرسد که کارهای غیرانسانی برایش «عادی» میشود و زشتی عمل خود را درک نمی کند — دقیقا چیزی که آرنت آن را «ابتذال» نامید.
مفهوم «ابتذال شر» به همگان هشدار میدهد که انسانهای عادی، بدون نیت شیطانی، میتوانند رفتارهای شیطانی و پلید از خود نشان دهند، اگر تفکر انتقادی، همدلی، و قضاوت اخلاقی را کنار بگذارند. از این رو، مسئولیت اخلاقی فردی باید همواره فعال باشد، حتی در سیستمهایی که اطاعت را ارزش میدانند. آیا کاری که می کنم با اصول اخلاقی و انسانی-معنوی سازگار است؟
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
☀️ سرخوردگی زناشویی:
Marital Disillusionment
سرخوردگی زناشویی یا فروپاشی تصور از ازدواج، به احساس و شرایطی اشاره دارد که یکی یا هر دو شریک زندگی، پس از مدتی زندگی مشترک، احساس میکنند که ازدواج آنگونه که انتظار داشتهاند، پیش نرفته است. با هم تفاوت دارند! انتظارات آنها برآورده نشده و نوعی احساس سرخوردگی و دلسردی را تجربه می کنند.
در این شرایط زوج ممکن است بگویند: "نه اینکه دعوا کنیم، نه... فقط انگار دیگه اون رابطه نیست. یا، او آدم خوبیه، ولی حس من تغییر کرده"
عوامل گوناگونی در ایجاد این شرایط دخالت دارند. واقعیتهای سخت زندگی، مشکلات ارتباطی یا خیانت، میتوانند منجر به این احساس دلسردی در رابطه شوند.
🔶 انواع احساس هایی که تجربه می شوند:
- فقدان احساس رومانتیک و عشق
- نوعی احساس دلزدگی
- احساس سوگ و شکست
- کاهش میل جنسی به زوج
- احساس دلسوزی برای خود و سکوت تلخ
-افسردگی پنهان
- سردرگمی هیجانی
- سردرگمی هویتی
- جذابيت ارزش های جدید، و گاه گمراه کننده
- تصمیم های تکانشی و پرخطر
🔶 استعاره:
۱. شمعی که کمکم خاموش میشود!
ازدواج مانند شمعی است که در ابتدا با شعلهای گرم و روشن آغاز میشود. اما اگر از آن مراقبت نشود، شعلهاش کمکم ضعیف شده و در نهایت خاموش میشود. سرخوردگی زناشویی لحظهای است که یکی یا هر دو نفر متوجه میشوند این شعله دیگر مثل قبل نمیسوزد.
🔶 علل رایج سرخوردگی زناشویی:
۱. تفاوت بین انتظارات و واقعیت: آنچه فرد از ازدواج تصور میکرد با آنچه تجربه میکند متفاوت است. از سویی، داشتن انتظارات ایده ال و غیرواقع بینانه از زندگی مشترک، بدون در نظر گرفتن تعهدها و مسئولیت های مشترک
۲. نبود ارتباط عاطفی مؤثر: گفتوگوهای سطحی، نشنیدن احساسات و ...
۳. هیجان طلبی های غیرمتعارف و عبور از مرزهای اخلاقی و حقوق زناشویی
۳. نبود رشد مشترک: وقتی یکی رشد میکند و دیگری نه، فاصله ایجاد میشود.
۴. تکرار و یکنواختی، بیهیجانی و نبود تجربههای جدید
۵. تعارضات حلنشده یا سرکوبشده: دعواهایی که تمام نشدهاند، و زیر فرش رفتهاند.
۶. پیمان شکنی یا شک و تردید از مهمترین و شدیدترین عوامل سرخوردگی و گسست عاطفی زناشویی است.
🔑 راهکارهای درمانی
۱. آگاهی زوج از وجود سرخوردگی زناشویی: به ویژه، افت رضایت زناشویی ممکن است در اواسط زندگی زناشویی، یعنی در میانسالی رخ بدهد. گاهی بحران میانسالی در زنان به آن شدت می دهد. ضروری است تا زوج آگاه باشند که سرخوردگی زناشویی قابل درمان است و نباید تصمیم های تند و تعیین کننده مانند جدایی یا طلاق، بگیرند. گاهی عبور از این مرحله می تواند رابطه ای واقع بینانه تر و صمیمی تر را به دنبال داشته باشد.
۲. ارتباط شفاف و صادقانه با یکدیگر و بیان احساسات خود و سپس کمک گرفتن از زوج درمانگر
۳. بازسازی تصویر ذهنی از ازدواج: به شکل واقع بینانه باکمک درمانگر
۴. افزایش همدلی و مهارتهای گوش دادن: تمرین شنیدن بدون قضاوت و ...
۵. بازتعریف نقشها و انتظارها: گاهی نقشها در طول زمان تغییر میکنند و لازم است بازسازی شوند.
۶. تمرکز بر نقاط قوت و خاطره های خوب
۷. برنامهریزی برای تجربه های مشترک تازه
۸. بررسی باورهای هسته ای و تحریف های شناختی نیز در این میان ازاهمیت بسزایی برخوردار است:
* باور های هسته ای ناسازگار مانند "اگر خواستههام رو بگم، طرد یا رد میشم". یا "اگر واقعا او را دوست داشته باشم نباید دچار تردید بشوم".
** تحریف های شناختی مانند فیلتر ذهنی: «فقط یادم میاد که سرم داد زد، یا با من مخالفت کرد.». نادیدن مثبت ها، استدلال هیجانی، همه-یا-هیچ، فاجعه سازی و پیشگویی از آینده نمونههای هستند که موجب دلسردی و آسیب به رابطه می شود.
🌳 استعاره درمانی: «باغچه فراموششده»
ازدواج مانند باغچه ای است که اوایل با شوق و عشق دانهها را میکاریم، آب میدهیم، مراقبت میکنیم، و از دیدن جوانهها ذوقزده میشویم.
اما بهمرور زمان، وقتی فکر میکنیم "کار تمام شده"، مراقبت را کنار میگذاریم. آبی نمیدهیم، هرس نمیکنیم، خاک را بررسی نمیکنیم. سپس، به ارامی و تدیجی، روزی میرسد که از کنار باغچه رد میشویم و با تعجب میبینیم علفهای هرز رشد کردهاند، گلها پژمرده شدهاند، و زیبایی گذشته دیگر نیست.
سرخوردگی زناشویی همان لحظهای است که باغچه را میبینیم و فکر میکنیم دیگر امیدی نیست.
اما درمان، یعنی بازگشتن به آن باغچه با دستانی خاکی، با بیلچهای کوچک، با توجهی تازه.
یعنی دوباره نگاهکردن، دوباره آبدادن، دوباره با هم زانو زدن و کاشتن.
💬 ممکن است بعضی گلها نجات پیدا نکنند، اما هنوز میتوان زمین را زنده کرد.. و اگر هر دو با هم کار کنند، شاید حتی زیباتر از قبل شکوفا شود.
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
✍️ آلفرد آدلر:
«اگر می خواهی خودت یا فرد دیگری را بفهمی، گوش هایت را به روی چیزی که به تو می گوید، یا آنچه که فکر می کنی، ببند و فقط به حرکت نگاه کن. آنچه که فرد در عمل انجام می دهد فهم و قصد واقعی اوست... فقط به حرکت نگاه کن. کاری که یک فرد انجام میدهد، همان چیزی است که واقعاً منظور اوست... فقط به حرکت اعتماد کن»
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
☀️ خشم: به مثابه نشانه و سودمندی
«خشم، آن بخشی از وجود توست که بیش از همه تو را دوست دارد.»
خشم زمانی ظاهر میشود که مورد بیاحترامی، نادیدهگرفتهشدن یا بدرفتاری قرار میگیری.
این یک نشانه است—که تو را فرا میخواند تا از چیزی که به تو آسیب میزند فاصله بگیری.
چه رابطه یا نسخهای قدیمی از خودت، خشم به تو میگوید که زمان رفتن فرا رسیده. اگر یاد بگیری به آن گوش بدهی، به آن اعتماد کنی و آن را به متحد خود تبدیل کنی، دیگر نیازی ندارد با فریاد خود را نشان دهد.
در روانشناسی آدلری، خشم نشانهای از احساس ناتوانی در رسیدن به هدف، یا نادیده شدن در روابط است. مساله ای وجود دارد که فرد باور دارد قادر به حل آن نیست.
فرد خشمگین در واقع تلاش میکند کنترل را باز پس بگیرد و احساس ارزشمندی خود را احیا کند.
استعاره:
«خشم مانند آتشی است که در شومینه روشن شده — اگر مهار و هدایت شود، گرما میدهد، انرژی میآورد و حتی از ما محافظت میکند. اما اگر از شومینه بیرون بزند و بیمهار شود، میتواند تمام خانه را به آتش بکشد.»
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
✍️ الفرد آدلر
"این واقعیتی است که احتمالا خرسندی بهترین راه غلبه بر مشکلات است."
It is a matter of fact, joy is probably the best way to overcome difficulties.
توضیح:
خرسندی احساسی درونی و پایدارتر از شادی (happiness) است.
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
☀️ کارگاه اخلاق حرفهای در روانشناسی
با سلام و احترام،
خوشحال و مفتخریم به اطلاع برسانیم در تاریخ ۲۵ و ۲۶ مرداد کارگاه اخلاق حرفهای در روان شناسی برگزار خواهد شد. در این کارگاه، به بررسی اصول بنیادین اخلاقی، مسئولیتهای حرفهای روانشناسان، چالشهای رایج اخلاقی در عمل بالینی، جمع آوری اطلاعات، و راهکارهای تصمیمگیری اخلاقی خواهیم پرداخت. هدف ما ارتقای آگاهی، تعهد و مهارتهای اخلاقی شما در روان درمانی و روابط درمانگری است. پایبندی به اصول اخلاق حرفهای نه تنها ضامن ارایه خدمات کارآمدتر و سلامت مراجعان، بلکه اساس اعتبار و اعتماد به حرفه روانشناسی است.
برای اطلاعات بیشتر با شماره داده شده (۰۹۱۲۰۸۶۳۲۸۲) در پوستر تماس بگیرید.
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
خطاخواهی (Miswanting):
یعنی خواستن چیزی با این تصور که ما را خوشحال میکند، در حالیکه چنین نمیشود. ذهن ما معمولاً خوشی آینده را بیش از حد برآورد میکند.
برای مثال، کسی فکر میکند اگر یک ماشین گرانقیمت بخرد، احساس رضایت خواهد کرد. اما چند هفته بعد، هیجان اولیه از بین میرود و حالش مثل قبل میشود. اصولا هیجان ها ناپایدار هستند و درک این واقعیت در تنظیم هیجانی به فرد کمک میکند.
این خطا در خواستههایی مانند پول، شهرت، تمایلات جنسی، یا ظاهر بیشتر مشاهده میشود. در حالیکه شادی پایدار معمولاً از رابطههای خوب، معنا در زندگی، و حال خوب روزمره به دست میآید.
این وضعیت درست مانند تشنهای است که بهجای آب، بهدنبال سراب میدود. فرد فکر میکند چیزی (مانند پول، موقعیت، موفقیت خاص) عطش او را برطرف میکند، اما وقتی به آن میرسد، میبیند فقط تصویری خیالی بوده و تشنگیاش همچنان باقی است.
در واقع، خطاخواهی در عمل موجب ناراحتی و نارضایتی فرد خواهد شد، چراکه پیامد رفتار خود را به خوبی در نظر نگرفته است.
برای مدیریت خطاخواهی توجه به چند موضوع کلیدی مهم است:
🔹 خودآگاهی: بررسی تجربههای گذشته و شناخت الگوهای تکراری در خواستهها
🔹 پیشبینی واقعبینانه احساسات و پیامدهای آینده: درک اینکه هیجان ها زودگذرند
🔹 ارزشهای پایدار: تمرکز بر معنا، رابطه، رشد و لذتهای روزمره
🔹 ذهنآگاهی (mindfulness): حضور در لحظه و کاهش خیالپردازیهای اغراقشده درباره آینده
🔹 در نظرگرفتن هم علاقه و هم نیاز (ضرورت) برای تصمیم گیری
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
راهکارهایی برای افزایش عاطفه مثبت
Positive Affectivity
عاطفه مثبت با کاهش استرس، و تقویت روابط اجتماعی، نقش اساسی در سلامت روان ایفا میکند. همچنین با کاهش افسردگی و اضطراب، امید به زندگی و کیفیت روانی فرد را بهبود میبخشد.
قانون جذب بایرن Byrne's law of attraction:
تعامل با افرادی که دارای نگرش مشابه هستند بیشتر پاداش بخش است و می تواند عاطفه مثبت ایجاد کند.
تمرین شکرگزاری:
یادداشت شکرگزاری یا ابراز قدردانی از دیگران میتواند عاطفه مثبت را افزایش دهد.
انجام فعالیتهای لذتبخش:
سرگرمیها، ورزش و معاشرت با دیگران به طور طبیعی باعث بهبود خلق و خو میشود.
ذهنآگاهی و لذت بردن از لحظه:
حضور کامل در لحظات مثبت، تأثیر عاطفی آنها را چند برابر میکند.
اعمال مهربانی:
کمک به دیگران احساس شادی و رضایت درونی ایجاد میکند.
بازسازی شناختی:
بازنگری و تغییر دیدگاههای منفی به دیدگاههای مثبت، به بهبود سلامت روانی کمک میکند.
آموزش خوشبینی:
تمرین گفتوگوی درونی مثبت و تجسم نتایج مثبت در آینده میتواند عاطفه مثبت را افزایش دهد.
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
Professor of Psychology,
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
خودشیفتگی به زبان ساده:
* من همینی هستم که هستم،
* می خواهم خودم باشم، و اهمیتی نمی دهم دیگرانچه فکر می کنند،
* هیچکس به اندازه خودم نمیفهمه
* خودم مهمتر از دیگران هستم،
* خواسته من مهمتر از هر پیامدی برای دیگران است،
* خواسته من مهمتر از درد و رنج توست،
* خواسته من مهمتر از آن چیزی است که تو برای من انجام داده ای،
* من باید برتر باشم، وگرنه بیارزشم،
* توافق، تفاهم، تعهد و مسئولیت پذیری برای من بی معناست.
* من خاص هستم، حتی مشکلاتی دارم که دیگراننمی توانند درککنند!
اما به تعبیر آدلری در واقع، خودشیفتگی نقابی از برتری است که بر چهرهی زخمیِ احساس کهتری و شرم کشیده شده است.
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
Professor of Psychology,
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
Professor of Psychology,
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
@AdlerPsychology
✍️ آلفرد آدلر
"به فرض که زندگی چند جایی هم به شما ضمانت بدهد، اما واقعیت این است که تمام زندگی نیازمند مخاطره پذیریست."
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
Professor of Psychology
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
☀️ سرمایه گذاری برای فرزندان
آلفرد آدلر:
بازی پیشه کودک است، و این پیشه مهم است.
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
☀️ جهش ایمانی
Leap of Faith
در فلسفه سورن کیرکگار
(Søren Kierkegaard)
مفهوم «جهش ایمانی» یعنی تصمیم یا حرکت مهم بدون قطعیت کامل، بر پایه اعتماد و شجاعت. همه پاسخ ها را نداریم ولی باز هم انتخاب می کنیم، این نوعی جهش در تاریکی، یا جهش ایمانی ست.
درست مانند «پریدن از یک لبه به لبه دیگر وقتی شکاف زیر پایت را نمیبینی» — تنها راه فهمیدنِ اینکه میتوانی برسی، این است که بپری.
مثال ۱) فردی که داری اضطراب اجتماعی است و پرش ایمانی می کند و دعوت سخنرانی برای یک جمعیت را می پذیرد.
مثال ۲) در طلاق یا پایان دادن به یک رابطه ناسالم، فرد عاشق است، اما زنجیرِ دلش را میکند، و با امید به فردایی روشنتر، جهش ایمانی میکند.
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
☀️ آلفرد آدلر
«همدلی خالصترین جلوهی احساس اجتماعی است. هرگاه در انسانی همدلی بیابیم، میتوانیم به طور کلی مطمئن باشیم که او انسانی بالغ با وجدانی اجتماعی است، زیرا همدلی معیار خوبی برای سنجش این است که یک انسان تا چه حد میتواند خود را با دیگران یکی بداند (همدلی کند)»
در رویکرد آدلری، همدلی هسته مرکزی حرکت مبتنی بر مسئولیت پذیری، همکاری، دلگرمی و عشق به همنوع است.
همدلی یعنی بتوانی خودت را جای دیگری قرار بدهی، تجربه او را درککنی، از مرزهای خودبینی و منافع شخصی صرف فراتر بروی، به دیگری اهمیت بدهی و با چشم های او ببینی، با گوش های او بشنوی و با قلب او احساس کنی.
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
☀️ طرحواره رهاشدگی:
🕊 اسطوره زال و سيمرغ
💔 تجربه رهاشدگی (Abandonment) یکی از عمیقترین تجربه های دردناک و از جمله زخمهای روانی است که میتواند در کودکی یا بزرگسالی به شکل ناگواری بر فرد اثر بگذارد. این تجربه میتواند واقعی (مانند ترک شدن توسط والد، همسر، فرزند یا دوست) یا نمادین (مانند نادیدهگرفتهشدن، بیتوجهی عاطفی، یا احساس تنها رها شدن در بحران) باشد. رها شدگی تجربه ای گریزناپذیر است.
🕊 اسطوره زال و سيمرغ
زال، فرزند سام، بهدلیل موهای سفید در نوزادی، توسط پدرش طرد و در کوه رها میشود. سیمرغ، پرندهای اسطورهای و دانا، او را یافته و بزرگ میکند. زال در کوهستان رشد میکند و مهربانی، عشق و خرد سیمرغ را تجربه میکند. پس از سالها، سیمرغ او را تشویق به بازگشت به جهان انسانها میکند و پر خود را به او میدهد تا در زمان نیاز از آن کمک بگیرد.
نمادهای داستان
۱.این داستان نماد رشد روانی پس از رها شدگی و جراحتهای دلبستگی است.
۲. سام، نماد والد، فرد، یا شی (object) ناپذیرا
۳. سیمرغ، نماد مادرِ درون، شفادهنده و روان برتر (خود Self) است.
۴. کوه، نماد تلاش و تاب آوری، و بالا رفتن از کوه نماد عبور از سختیها و آزمونهاییست که انسان را رشد میدهد. «کوه مانع راه نیست، خودِ راه است.»
۵. پر سیمرغ، نماد امید، پرواز و تعالی، سبکی، و رهاشدن، اما این بار رها شدن اختیاری
🔹 کاربردهای درمانی: درمان زخمهای رهاشدگی
- نخست، سیمرغ به زال کمک میکند تا دیگر خود را فقط قربانی نبیند، بلکه کسی باشد که دوباره دیده، پذیرفته و پرورش داده میشود. اکنون، با یاری سیمرغ، زال نقش خود را از «قربانی» به «بازمانده فعال و رشد کننده» متحول می کند.
- پرسش درمانی:
- "آیا تجربهای داشتی که احساس کنی مثل زال، جایی که باید پذیرفته میشدی، رها شدی؟"
- تصویرسازی هدایتشده از صحنهی کوه و حضور سیمرغ:
- "چه کسی یا چه نیرویی در زندگیات نقش سیمرغ را داشته یا میتوانست داشته باشد؟"
- «پر سیمرغ تو در زندگی چیست یا چه میتواند باشد؟ در لحظههای بحران، به کدام صدا، تصویر، یا حس درونی تکیه میکنی؟»
بازسازی خود آسیبدیده، التیام زخمهای رهاشدگی، بازنویسی روایت زندگی، و فعالسازی منابع درونی به عبور از بحرانهای هیجانی کمک میکند. این داستان به مراجع کمک میکند تا از رنج گذشته، معنا بسازد و خویشتن واقعی خود را بازیابد (خود یکپارچه individuation).
- استعاره درمانی: پرِ سیمرغ
در جلسات رواندرمانی، میتوان از بیمار خواست:
"برای خودت یک پر سیمرغ خیالی داشته باش؛ چیزی که وقتی گم شدی، به تو راه را نشان دهد. آن پر چی میتواند باشد؟"
🌿 مثالهایی از «پر سیمرغ» در زندگی:
* دوستی خوب دانا و دلگرم کننده
* درمانگری توانمند و با تجربه
* یکی دو بیت شعر الهام بخش
* آیه ای از کتاب مقدس یا حدیثی دلگرم کننده
* جمله ای دلگرم کننده مبتنی بر تجربه ای موفق
* تصویرسازی از آینده خوب
* یک ضرب المثل دلگرم کننده
* یک داستان مرتبط و آموزنده
* شجاعت ناکامل بودن
* شجاعت نامحبوب بودن
- تمرین درمانی:
"داستان زندگیات را مثل داستان زال بنویس: رها شدگی، طرد، نجات، رشد، بازگشت."
سپس، از پر سیمرغ استفاده کن و احساس درونی ات را با جزییات بنویس.
- همچنین، نوشتن نامهای از زبان زال به پدرش سام (ابراز خشم، اندوه، نیاز) می تواند مفید باشد.
- در این میان، درمانگر می تواند با یافتن باورهای هسته ای و تحریف های شناختی مراجع از جمله فاجعه سازی، خطای همه-یا- هیچ، شخصی سازی، پیشگویی، و بازشناسی مثبت ها، کمک کند و با روش های شناختی از جمله پرسش گری سقراطی و تکنیک پیکان رو به پایین (The downward arrow technique) آنها را به چالش بکشد.
🔹 رواندرمانی آدلری نیز بر یافتن منطق خصوصی، باورهای هسته ای، انتطارات، هدف و بیش از همه بر دلگرم سازی تاکید می کند.
در رویکرد آدلری، مرور توانمندی های فرد بی شک می تواند مایه دلگرمی بزرگی باشد.
آلفرد آدلر: "ما فقط بر توانمندی ها رشد میکنیم.
" Alfred Adler:
We grow only on strengths"
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
Registered Psychotherapist,
ON, Canada
AdlerPsy.ca
@AdlerPsychology
☀️ چرا برخی افراد دروغ می گویند؟
در رویکرد آدلری:
۱. احساس حقارت یا برتریطلبی: دروغ برای جبران حس کهتری یا ایجاد تصویر اغراقآمیز از توانمندیها به کار میرود. با این روش، فرد تلاش می کند جایگاه خود را حفظ کند.
۲. سپر ایمنی برای احساس تهديد و انکار استرس: افرادی که شجاعت و مهارت حل مسئله پایینی دارند، برای فرار از تعارض، به انکار و دروغ متوسل میشوند.
۳. ضعف در همدلی و خودبینی و کمبود بینش نسبت به پیامدها: دروغگو ممکن است از اثرات رفتارش بر خود و دیگران آگاه نباشد یا آن را بیاهمیت بداند.
۴. مقاومت در برابر تغییر: دروغ ممکن است به الگوی دفاعی تبدیل شده باشد و میانبری ناسالم برای فرار از واقعیت و مسئولیت پذیری باشد.
راهکارهای درمانی:
۱. درک هدف فرد و افزایش خودآگاهی از طریق سؤالات سقراطی برای کشف انگیزهها و باورهای غلط.
۲. تقویت علاقه اجتماعی با تمرین همدلی، همکاری و احساس تعلق که می تواند به رشد اخلاقی و معنوی فرد نیز کمک کند.
۳. آموزش مهارتهای حل مساله برای مواجهه مؤثر با تعارضها بدون نیاز به دروغ.
۴. چالش باورهای ناسالم مانند "اگر راست بگویم، طرد میشوم".
۵. درمان شناختی-رفتاری یا آدلری برای تحلیل پیامدهای دروغ و جایگزینی رفتارهای سازندهتر.
۶. یادگیری ارزش شجاعت و صداقت به عنوان راهی برای ایجاد روابط اصیل و صمیمی.
۷. ایجاد فرصت برای پذیرش خود و دیدن ارزش در صداقت.
۸. درک کارکرد دفاعی دروغ بهجای سرزنش آن.
۹. پذیرش خود: ساختن تصویر واقعی از خود بدون نیاز به اغراق یا فریب.
۱۰. پذیرش اشتباه های گذشته بدون احساس شرم یا گناه فلجکننده.
۱۱. دلگرم سازی برای تغییر تدریجی و مداوم، نه ناگهانی.
۱۲. حمایت رواندرمانی برای مواجهه با ریشهها نه فقط نشانهها.
۱۳. استعاره درمانی:
"نقاب چوبی": دروغ مانند نقابی زیبا اما سنگین است که فرد را از تنفس و صمیمیت واقعی محروم میکند؛ برداشتن این نقاب دشوار اما رهاییبخش است.
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
✍️ آلفرد آدلر:
«خوشبختی زمانی ممکن می شود که شرایط زندگی پذیرش شوند؛ اما وقتی این شرایط واقعی و اساسی نادیده گرفته میشوند، انسان خود را از مسیرهای بسیاری به سوی خوشبختی و شادی دور میکند و در رسیدن به آن چیزهایی که به دیگران خوشبختی و رضایت میبخشد نیز ناکام میماند.»
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
✍️ یونگ:
خودبینی تنها "دیدن خود" نیست، بلکه بدتر از آن "ندیدن دیگران" است.
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
☀️ احساس تهی شدگی یا پوچی Emptiness
در روان شناسی، احساس تهی شدگی یا پوچی میتواند نشانهای از گسست از خود یا دیگران باشد. این احساس گاهی بهصورت مزمن، دردناک و ناتوانکننده است و میتواند با کاهش معنا، بیاحساسی، بیهویتی یا سردرگمی همراه باشد.
این احساس پوچی در برخی شرایط مانند افسردگی، استرس های شدید، اختلال شخصیت مرزی، اضطراب وجودی و هویت، و اختلال اسکیزویید مشاهده می شود.
در احساس تهی شدگی، ارتباط فرد با خودش آسیب می بیند، دچار سردرگمی می شود، انگار عوض شده است، و واقعا نمیداند از زندگی چه میخواهد. حتی ممکن است احساس کند «خودش را نمیشناسد».
استعاره: مانند خانهای زیبا که چراغهایش خاموش است و کسی در آن زندگی نمیکند.
🍁 برخی از پیامدهای آسیب زننده آن عبارتند از:
- دوری گزینی از دیگران و انزوای تدریجی
- ضعف در دیدن آسیب های احساس تهی شدگی
- اضطراب و افسردگی پنهان، و
- در نتیجه تلاش برای راضی بودن به شرایط فعلی و لذت آنی (سرگرمی ها، هیجان ها و خوشی های سطحی و گاهی خطرناک) و ندیدن پیامدهای شرایط خود،
به زبان استعاره می توان گفت که:
«انگار پشت شیشهی مات زندگی میکنی — دنیا را میبینی، ولی نمیتوانی لمسش کنی؛ و هیچکس هم واقعاً تو را نمیبیند.»
- کاهش قدرت تصمیم گیری، شجاعت، و ابتکار عمل. انگار فرد در داخل تونلی تاریک است که نمیتواند راه خروج را پیدا کند، پس تصمیم می گیرد در همان تونل تاریک و خطرناک بماند.
☀️ برای روان درمانی آن می توان از این روش ها استفاده کرد:
۱. معنادرمانی (لوگوتراپی):
وقتی زندگی بیمعنا میشود، پوچی مانند آسمانی بیستاره است. معنادرمانی کمک میکند که حتی در شب تار، رد نوری پیدا شود.
تکنیک: شناسایی ارزشهای شخصی و هدفهای کوچک اما معنادار روزانه.
۲. درمان مبتنی بر ذهنآگاهی (Mindfulness):
پوچی گاهی نتیجه زندگی در گذشته یا آینده است. ذهنآگاهی مثل لنگریست که کشتی ذهن را به "حال" متصل میکند.
تکنیک: تمرین تنفس آگاهانه، اسکن بدن، و مشاهدهی افکار بدون قضاوت.
۳. درمان شناختی-رفتاری (CBT):
افکار ناکارآمد مثل عینکهای خاکگرفتهاند که تصویر زندگی را بیرنگ میکنند.
تکنیک: شناسایی و چالش با افکار پوچزا مانند "هیچ چیز و هیچ کس مهم نیست"، یا "من دیگر ارزشی ندارم"
۴. درمان مبتنی بر دلبستگی:
پوچی میتواند حاصل روابط سرد یا ناایمن گذشته باشد. درمان دلبستگی مثل بازسازی پلیست که بین دل و دنیا زده میشود.
تکنیک: کاوش روابط مهم گذشته و بازسازی احساسات پیوندی ایمن.
۵. در رویکرد آدلری، احساس تهی شدگی ناشی از قطع ارتباط با دیگران یا علاقه اجتماعی و احساس بیتعلقی به دیگران و هدفهای سالم زندگی است. برای رفع این خلا، فرد باید دلگرم شده (با اعتماد به خود و دیگران و تلاش مندی فعال) و دوباره به گروه، هدفهای مشترک مبتنی بر عقل سلیم، مسئولیت پذیری و روابط همکاری برگردد.
تکنیک ها: دلگرم سازی، طوری فکر کن که انگار و طوری عمل کن که انگار، خودآگاهی و مدیریت رفتارهای خود فریب دهی و خود شکست دهی، بازشناسی و بازگشت به تکالیف زندگی
🔦 پرسش هایی برای اندیشیدن و بحث
- چی باعث میشه حس کنم زندگیم ارزشمنده؟
- اگر قرار بود امروز آخرین روزم باشه، چی برام مهم بود؟
- چه چیزهایی قبلاً برام معنا داشتن که الان فراموششون کردم؟
- آیا دارم زندگی میکنم یا فقط دارم دوام میآرم؟
- چه چیزی باعث میشه دوباره حس زندهبودن کنم؟
- چگونه باید رابطه ام را با دیگران بهبود بدهم؟
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
☀️ تنگدستی (کمیابی) و تله تنگدستی
Scarcity and scarcity trap
در روان شناسی اجتماعی (اقتصاد رفتاری) مفهوم تنگدستی شرایطی ذهنی است که فرد به علت برآورده نشدن برخی نیازهایش، دچار کاهش پهنای باند ذهنی (mental bandwith) می شود. در نتیجه، کارکردهای توجه، قدرت تصمیم گیری، استدلال منطقی، پردازش اطلاعات، خودتنظیمی، بازداری، آغازگری، برنامه ریزی و حل مساله آسیب دیده و دچار مشکلات شناختی و هیجانی می شود.
مثال ۱: کسی که در بیابان آب کمی دارد، ممکن است آنقدر بر یک بطری کوچک تمرکز کند که مسیر خروج از بیابان را فراموش کند.»
تله تنگدستی موجب رفتارهای خودشکست دهی می شود که این به نوبه خود تنگدستی روان شناختی را تداوم می بخشد.
مثال ۲: کسی که به دنبال برآوردن نیاز استقلال است، ممکن است به روابط اجتماعی خود آسیب بزند. (با لجبازی، نپذیرفتن دیدگاه دیگران، و ندیدن پیامدهای رفتار). سپس، دچار محدودیت دیدگاه شده و تصمیم گیری اشتباه انجام می دهد.
مثال ۳: فردی که نیاز به عشق دارد، ممکن است ایرادهای فرد عاشق را نبیند، یا آنها را کم اهمیت بپندارد.
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
اثر دستگیره در
Doorknob Effect
اثر دستگیره در زمانی رخ میدهد که مراجع در لحظه های پایانی جلسه موضوعی مهم و احساسی را بیان میکند. این رفتار میتواند نشانهی اعتماد، اضطراب یا تردید در بیان مسائل حساس باشد.
در این شرایط، درمانگر باید با همدلی موضوع را تأیید کرده، ولی مرزهای زمانی (time boundaries) جلسه را حفظ کند. از این رو، درمانگر با پیشنهاد دادن ادامهی گفتگو در جلسه بعد به حفظ چارچوب درمانی کمک میکند.
برای اینمنظور می توان استفاده از "تکنیک پایانبندی زودتر" (۵ تا ۱۰ دقیقه مانده به پایان) برای پیشگیری استفاده کرد.
چنانچه مراجع این الگو را تکرار کند، لازم است با مراجع بهصورت مستقیم ولی با احترام دربارهاش صحبت شود. در مواقعی که افشاگری مربوط به خطر فوری باشد، ارزیابی سریع و اقدامات حمایتی الزامی است. درمانگر باید به نقش خود در ایجاد فضای امن برای بیان مسائل دشوار نیز توجه کند.
✍️ دکتر حمید علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
اعتباردهی در روان درمانی
Validation
اعتباردهی در روان شناسی، به عنوان نوعی مهارت ارتباطی (با مراجع یا سایر افراد) به معنای تأیید، پذیرش و درک افکار، احساسات یا تجربه های یک فرد به عنوان مواردی معتبر و معنادار است. این مفهوم در رواندرمانی برای کمک به افراد در احساس شنیده شدن و مورد احترام واقع شدن به کار میرود، بدون آنکه آنها را تقلیل داده یا انکار کنیم.
در فرایند اعتباردهی، اصولا برخی رفتارهای نامناسب و یا شرایط را اعتباردهی نمی کنیم.
مثال ۱)
"بله، درست است در این شرایط سخت، دچار احساس خشم و یا احساس ترس شدی." اما، نمی گوییم که بله درست بود که در این شرایط پرخاشگری کنی!
مثال ۲)
"می دانم که این موضوع هنوز برایت روشن نیست، به هر حال شرایط سخت و پیچیده است"
و برای مثال نمی گوییم:
- سخت نگیر،
-منطقی فکر کن،
- می تواند بدتر از این هم باشد،
- احساسات کمکی به تو نمیکنند،
- تو خیلی حساسی
- داری بیش از اندازه واکنش نشان می دهی،
- طلاق یک موضوع طبیعی است،
- آزار جنسی خیلی متداول است.
✍️ دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology