844
علم از طریق خواندن به دست نمی آید، بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود. نقد و نظر 👈 @Alikarami20
نهضت جنگل را دشمن شکست نداد.
سر میرزاکوچک خان را یکی از یاران نفوذی خودش جناب خالو قربان برید و برای رضا شاه برد.
رئیسعلی را هم #اجنبی ها شهید نکردند.
رئیسعلی هم از پشت با تیر غلامحسین تنگکی که نفوذی انگلیس بود از پا در آمد.
تاریخ مبارزات ما با استعمار گواه است که هیچ وقت از روبرو تیر نخوردیم. هر بار مبارزه جدی شد ما به خودمان باختیم و یکی از پشت ما را زد.
برای زانو زدن این ملت همیشه پای یک #نفوذی در میان بود.
#وحید_اشتری
@aeshraq
منظرهی ویرانی یک عاشق
غم انگیزترین منظرهی دنیاست...
ببینی کسی مثل طاووس می رفته ،
حالا مرغ ِ نحیفی است که پرش ریخته...
@aeshraq
سؤال اصلی ما البته روند مذاکرات و دست آوردهای احتمالی آن است. از بدعهدی ایالات متحده و #ترامپ در پرونده #برجام می گوییم.
ری سویونگ با بی حوصله گی جواب می دهد که: ما زودتر از شما وارد ان.پی.تی شدیم. برای ما #کلینتون نامه #تضمین نوشت و بعدتر #بوش به مفاد آن عمل نکرد. دهم ژانویه ی ۲۰۰۳ جناب #کیم_جونگ_ایل رسما گفتند که چاره ای نداریم غیر از این که سلاح هسته ای بسازیم. و ما تلاش کردیم و ساختیم. ۹ سال البته طول کشید. در آن مدت، ۶ آزمایش هسته ای انجام دادیم که آخرینش به مناسبت صدمین سال تولد رهبر کبیر، جناب کیم ایل سونگ بود. حالا داشتن بمب هیدروژنی هم چندان مسأله ی مهمی نیست برای ما. مهم این است که قدرت اول هسته ای جهان هستیم.
آرام می شویم. نباید به ظاهر حکم کرد و در این مورد دست کم گرفت شان. در مذاکره قطعا از ما جلوتر بوده اند. پس طبيعتا نمی توانیم به آنها توصیه کنیم!
#نیمدانگ_پیونگیانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
جذب کانال آمده پایین. باید بروم سمت پستهای کوتاه افسردهپسندِ سیاه. چهار تا فحش هم به جمهوری اسلامی میدهم. اینجوری، نونم توی روغن است.
Читать полностью…
اللَّهُمَّ اكْشِفْ هٰذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هٰذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَنَرَاهُ قَرِيباً، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
Читать полностью…
« لا تسبوا الريح ؛
فإنها من نَفَسِ الرحمن تبارك وتعالى»
@aeshraq
روز عید، شرط اوّل نظافت بود. همه میبایست بهحمّام رفته و نوترین لباس خود را در بر کرده باشند. زنها با زینتهایی بر خود.
پدرم که همیشه نظیف و منظّم بود، لباس پاکیزهی خود را بهتن میکرد. مادرم سراپا در لباس نو میرفت، نو نه بدان معنا که همان سال دوخته شده باشد، منظور آن است که از لای بقچه بیرون آمده و خیلی کم به تن شده بود. بوی گلِ سرخ و بیدمشک که لای آنها خوابانده شده بود، میداد.
همه دم به روشنی میزد، با چارقد سفید وال، چادر نماز سفید که خالها یا گلهای خیلی ریز داشت. من و خواهرم نیز نوترین لباسی که داشتیم میپوشیدیم. چه انتظار خوشی بود! جوّ خانه چنان بود که گویی با نو شدنِ سال، همه چیز به شادی و جوانی میرفت و همانگونه بر جای میماند.
#محمدعلی_اسلامی_ندوشن
@aeshraq
آيد بهار و پيرهنِ بيشه نو شود
زيباتر آنكه در سرت انديشه نو شود
#منوچهر_آتشی
@aeshraq
بیانیهٔ ۱۱۸ سال پیش علمای اصفهان در رد مصرف کالاهای خارجی و تأکید بر کالاهای ایرانی
در این اعلامیه ۵ مادهای آمده است:
بعد از تسبیح و تحمید؛ این خُدّام شریعت مطهره با همراهی جناب رکنالملک، متعهد و ملتزم شرعی شدهایم که مَهما اَمکن(تا حد امکان) بعد ذلک تخلف ننماییم، فعلاً پنج فقره است:
اولاً: قبالجات و احکام شرعیه، از شنبه (۱۴ جمادیالاول) به بعد باید روی کاغذِ ایرانی بدون آهار نوشته شود، اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مُهر ننموده و اعتراف نمینویسیم، قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضاء نمینماییم. حرام نیست کاغذ غیرایرانی و کسی را مانع نمیشویم، [اما] ماها با این روش متعهدیم.
ثانیاً: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه دیگر ایرانی باشد، متعهد شدهایم، بر آن میت ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامهٔ صلوة بر آن میت بخواهند، ماها را معاف دارند.
ثالثاً: ملبوس مردانه جدید که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده میشود، قردادیم مهما امکن هر چه بدلی آن در ایران یافت نمیکنیم و حرام نمیدانیم لباسهای غیر ایرانی را، اما ماها ملتزم شدهایم، حتیالمقدور بعد از این تاریخ ملبوس خود را از نسج ایرانی بنماییم، تا بعین ماها نیز کذلک. و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد، آنچه از سابق پوشیده داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن.
رابعاً: میهمانیها بعد ذلک، ولو اعیانی باشد، چه عامه چه خاصه، باید مختصر باشد؛ یک پلو و یک چلو و یک خورش و یک افشره، اگر زائد بر این کسی تکلف دهد، ما را به محضر خود وعده نگیرد، خودمان نیز به همین روش میهمانی مینماییم، هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.
خامساً: وافوری و اهل وافور را احترام نمیکنیم و به منزل او نمیرویم. زیرا که آیات باهره (ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین - و لاتسرفوا ان الله لایحب المسرفین - و لاتلقوا بایدیکم الی التهلکه) و حدیث: (لا ضرر و لاضرار)، ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عِرضی و شغلی آن محسوس و مُسری است و خانوادهها و ممالک را به باد داده، بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری است، به نظر توهین و خفت مینگریم.
امضای آقایان کرام و علماء فخام کثرالله امثالهم:
۱- ثقةالاسلام آقای حاجآقا نورالله.
۲- حسین بن جعفر الفشارکی،
۳- حجةالاسلام آقانجفی،
۴- شیخ مرتضی اژه،
۵- آقا میرزا محمدتقی مدرس،
۶- حاجی سیدمحمد باقر بروجردی،
۷- آقا میرزا علی محمد،
۸- حاجی میرزامحمد مهدی جویباره،
۹- سیدابوالقاسم دهکردی،
۱۰- حاجی سیدابوالقاسم زنجانی،
۱۱- آقامحمد جوادقزوینی،
۱۲- سیدمحمد رضا شهیر به آقامیرزای مسجدشاهی،
۱۳- حاجیآقا حسین بیدآبادی
این قرارداد در تاریخ ۱۲ جمادیالاول ۱۳۲۴ به امضاء رسید.
#روزنامه_حبلالمتین
چاپ کلکته
سال ۱۴، شمارهٔ ۱۹
۲ جمادیالثانی ۱۳۲۴
@aeshraq
از مهرِ دوستانِ ریاکار خوشتر است
دشنام دشمنی که چو آیینه راستگوست!
#پروین_اعتصامی
@aeshraq
پاپ جوان که تازه اتاق ریاست را تحویل گرفته از پیشکار خود می پرسد: این دکمه چیه زیر میز؟!
پیشکار: عالیجناب هر وقت ملاقات با شخصی باب طبع #پاپ نباشد زنگ می زند دستیار وارد می شود و پاپ به بهانه ای جلسه را ختم می کند!
پاپ: یعنی پاپ دروغ می گوید؟!
پیشکار: بله و بعدش توبه می کند!
#پاپ_جوان
#دیالوگ
@aeshraq
وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَىٰ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ
کسانی هستند که مسجدی بنا کردند برای زیان و تقویت کفر و تفرقه میان مؤمنان و کمینگاه برای کسی که ﻗﺒﻠﺎ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩ، آنها به شدت سوگند یاد میکنند که نظری جز نیکی و خدمت نداشتهایم اما خداوند گواهی میدهد که آنها دروغگو هستند.
#سوره_توبه آیه ۱۰۷
#مسجد_ضرار
@aeshraq
شيخ [ابوسعید ابوالخیر] را گفتند: «فلان کس بر روی آب میرود». گفت: «سهل است! بَزَغی و صَعوهای نیز برود». گفتند: «فلان کس در هوا میپَرَد». گفت: «مگسی و زَغنهای میپَرَد». گفتند: «فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری میشود». شیخ گفت: «شیطان نیز در یک نَفَس از مشرق به مغرب میشود. اینچنین چیزها را بس قیمتی نیست. #مرد آن بوَد که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخُسپَد و بخورد و در بازار در میان خلق سِتَد و داد کُنَد و با خلق بیامیزد و یک لحظه به دل از خدای غافل نباشد.
#اسرار_التوحید
#محمد_بن_منور
@aeshraq
كس را چه زور و زَهره كه وصفِ علی كند؟
جبّار در مَناقِبِ او گفته: «هَل أَتیٰ»
زورآزمای قلعهٔ خيبر كه بندِ او
در يكدگر شكست به بازویِ «لا فَتیٰ»
مردی كه در مَصاف، زِرِهْ پيش بسته بود
تا پيشِ دشمنان ندهد پشت بر غَزا
شيرِ خدای و صَفدرِ ميدان و بحرِ جود
جانبخش در نماز و جهانسوز در وَغا
ديباجهٔ مُروّت و سلطانِ معرفت
لشكركشِ فُتُوّت و سردارِ اَتقیا
فردا كه هركسی به شفيعی زنند دست
ماييم و دست و دامنِ معصومِ مرتضا
#سعدیا
@aeshraq
شهر سیَه شد از گُنه
مفتی و محتسب کجاست؟
تا بزنند حد به شیخ
زین همه روسیاهیاش!
#؟
مطالعه انسان را کامل می کند. سخنرانی به او حضور ذهن و سرعت انتقال می دهد. نوشتن اما انسان را دقیق می کند.
#فرانسیس_بیکن
@aeshraq
راهبرد کره شمالی در مذاکرات و تقربش به موضوع از بیخ با نگاه ما متفاوت بود.
هیچ کس در #کره_شمالی راجع به بود و نبود سلاح و توقف آزمایش های هسته ای مذاکره نمی کرد. طرف امریکایی هم دنبال این رنگ از مذاکره نبود که بود و نبود سلاح را به بود و نبود #تحریم گره بزند...
مذاکره رنگ دیگری داشت. کره شمالی به #آمریکا توجه می دهد که این معامله پرسود حضور نظامی امریکا در شبه جزیره و سرکیسه کردن #ژاپن و #کره_جنوبی، معامله ای دوسویه نیست. فقط ترامپ با سئول و توکیو طرف نیست. سویه ی سومی هم دارد. اگر نبود قدرت هسته ای پیونگ یانگ، این معامله هرگز شکل نمی گرفت. ناامن کردن منطقه کار ویژه پیونگ یانگ است و با حذف قدرت نظامی کره شمالی، حضور ایالات متحده در این گوشه از خاک کاملا بی معنی می شود. پس امریکا باید سهم کره شمالی در این معامله را نیز حساب و کتاب کند!
دقیقا مثال معادلش این است که #ایران به عوض برجام از رقم خريد تسلیحات #امارات و #عربستان و #قطر از آمریکایی ها شتیل بگیرد که اگر ما نبودیم تو هرگز نمی توانستی با آنها معامله کنی!
طبعا چنین مذاکره ای نه ربطی به سلاح هسته ای خواهد داشت، نه به غنیسازی و نه حتی به حقوق بشر.
#نیمدانگ_پیونگیانگ
#رضا_امیرخانی
@aeshraq
روز سیزده به در دخترهاى دمِ بخت، براى پيدا كردن شوهر، به سبزه گره میزدند و معتقد بودند كه تا سيزده سال آينده البته حاجت آنها روا خواهد شد، به شرط اينكه اين ذكر را در حين انجام گرهزنى گفته باشند: «سيزده به در، سال ديگر، خانه شوهر، بچه به بر»!
ولى گره زدن سبزه اختصاص به اين حاجت نداشت، زنها براى نيّتهاى ديگر ولو رفتن زيارت كربلا و مشهد هم، اين كار را میكردند!
تا يكى دو ماه از عيد گذشته هم روزهاى جمعه در سبزهزارها و باغات بيرون شهر، البته نه به عموميت روز سيزده، ولى در هرحال از اين بازیها برپا بود كه جوانها از صبح يا بعد از ظهر به اين گردشهاى ورزشى میرفتند.
#شرح_زندگانی_من
#عبدالله_مستوفی
@aeshraq
گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود؟
که گواهی دهد؛
اینجا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!
#شفیعی_کدکنی
@aeshraq
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
تمام هستی زهرا نصیب نرجس شد...
#غلامرضا_سازگار
@aeshraq
گفت پیغمبر به اصحاب کبار
تن مپوشانید از #باد_بهار
زانکه با جان شما آن میکند
کان بهاران با درختان میکند
در بهاران جامه از تن بر کنید
تن برهنه جانب گلشن روید
لیک بگریزید از #باد_خزان
کان کند کان کرد با باغ وزان
#مولانا
@aeshraq
السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام
سلام بر بهارِ جانها و خرمیِ روزگاران
بیثمر هرساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران میرسد با من خزانی میکند!
#شهریارا
@aeshraq
#تومازو کشیش مخصوص اعتراف کارکنان واتیکان اسرار و گناهان کاردینال ها را در اختیار #پاپ قرار می دهد و احساس گناه می کند!
پاپ می گوید: از چی می ترسی؟!
تومازو: عالیجناب افشای اعتراف دیگران گناه بزرگی است!
پاپ: اگر برای بقای کلیسا کمک کند گناه نیست!
#پاپ_جوان
#دیالوگ
@aeshraq
وقتی کشیش ها به سرزمین ما آمدند در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما زمینهایمان را داشتیم. چند سال بعد، ما در دستمان کتاب مقدس داشتیم و آنها زمینهایمان را
#جومو_کنیاتا
سابقا استعمارگران ابتدا کشیش ها را می فرستادند بعد سرزمین ها را تصرف می کردند الان اوضاع تغییر کرده اول تصرف می کنند بعد کشیش ها را می فرستند!
#پاپ_فرانسیس
دست از همه شستم و نشستم به کران
چون بی تو گذشت، بگذرد بی دگران!
#رشیدی_سمرقندی
از امیرالمؤمنین راجع به دنیا سوال شد فرمودند: دنيا مى فريبد و ضرر مى زند و مى گذرد...
@aeshraq
اگر از آنهایی هستید که فکر میکنید #عشق و نامزدی به این است که از صبح تا شب بروید پارک و سینما و کافیشاپ و یک گل دستتان بگیرید و با هم قرار بگذارید خانهای بسازید در و دیوارش همه نور، معلوم است که در کل عمرتان یک روز هم عاشق نبودهاید و به زمین سفت نرسیدهاید!
برای شما، شاید بهترین کار، خواندن چند کتاب عاشقانه درست و حسابی باشد تا بفهمید این عشق و عاشقی چقدر میتواند خوب، خوشایند و خطرناک باشد!
برای شروع باید بروید سراغ کلاسیک ها. عشق، قدیمیتر از چیزی است که فکر میکنید. مثلا با #جین_آستن ها، بخصوص #غرور_و_تعصب ش شروع کنید. ماجرای خانوادهای که چهارتا دختر دارند و همسایۀ جدیدی برایشان میآید که بِه از شما نباشد، آقای جوان برازنده پولدار و مهمتر از همه مجردی است. پر واضح است که مادر خانواده به فکر میافتد از این نمد، برای دخترها کلاهی بسازد. جریان برو و بیا و قالیچه لب بوم تکان بده دارد خوب پیش میرود که دوستِ ازخودراضی آقای همسایه پیدایش میشود و میافتد مشکلها.
اگر پرشورترش را میخواهید، بروید سراغ #وداع_با_اسلحه اثر #ارنست_همینگوی. داستان یک راننده آمبولانس در زمان جنگ جهانی اول که دارد برای خودش «دل ای، دل ای ...» میخواند و خوش میگذراند و عقیده دارد عشق چیز مزخرفی است که شاعرها بیخودی بزرگش کردهاند. به قول بیهقی اما «قضا در کمین بود، کار خویش میکرد». یک سال بعد، راننده قصه ما کاملا عوض شده، پرستاری که موقع بستری او در بیمارستان دلش را برده، کشته شده و حالا او به جهان جور دیگری نگاه میکند.
درست مثل #خداحافظ_گری_کوپر رومن گاری که داستان جوانی آمریکایی را تعریف میکند که به پیستهای اسکی شمال اروپا پناه آورده تا از جنگ ویتنام در امان باشد، اما آنجا به بدتر از جنگ گرفتار میشود و عشق و عاشقی پدرش را درمیآورد، که بسوزد پدرش.
در همین قسمت از برنامه، از #گتسبی_بزرگ اسکات فیتزجرالد هم غفلت نکنید. درست است که یککم داستانش کند پیش میرود اما عشق آتشین گتسبی، شخصیت جاهطلب، ماجراجو و رمانتیک قصه یک جور ناجوری پیش میرود که دل خواننده برایش کباب میشود.
البته مصایب عشق، فقط مردانه نیست. قبول ندارید #جین_ایر شارلوت برونته را بردارید و خودتان ملاحظه بفرمایید. خواهر بزرگه برونتهها، خودش یک تجربه وحشتناک داشت و وقتی خواست درباره مشقتهای عشق بنویسد، حق مطلب را ادا کرد. داستان دل بستن جین ایر به اربابش، آقای روچستر که بعدا میفهمیم همسرش را زندانی کرده همان ماجرایی که سر نویسنده آمد. از دیگر محصولات کارخانه ادبی خواهران رنگپریده، #بلندیهای_بادگیر امیلی برونته است. داستان یک عشق آتشین و نافرجام که جماعتی را به باد میدهد. هیثکلیف کولیزادهای است که پیش خانواده کاترین بزرگ میشود، جایی که همه جز کاترین با او چپ هستند. طبیعتا هیثکلیف به او عاشق میشود ولی از تنها امیدش در زندگی هم جواب رد میشنود. از اینجا بعد است که آن روی عشقِ هیثکلیف بالا میآید و اول میرود پولدار میشود و بعد میزند از همه انتقام میگیرد.
گفت: روز اول که دیدمش گفتم/ آن که روزم کند سیه، این است!» این یک خط را هم میشود جای خلاصه #بر_باد_رفته مارگارت میچل و عشق بیحاصل اسکارلت به اشلی ویلکز، که هم خودش و هم رَت باتلر را سفیل و سرگردان میگذارد جا زد.
ماجرای #آنا_کارنینا لئو تولستوی بزرگ هم همچین چیزهایی است: جستجوی عشق در مسیری غلط. درست مثل آنا که دل به ورونسکی عاشقپیشه میدهد و وقتی خودش و زندگیاش را نابود کرد، تازه میفهمد طرف چه آدم بیبتهای بوده است و خودش را سر به نیست میکند. عشق، بخصوص عشقی چنین اشتباه و در مسیر غلط، بدجوری پدر درمیآورد.
خیال میکنید فقط عشق در جای اشتباه، این بلاها را سر آدم میآورد؟ اینقدر ساده نباشد، #رنجهای_ورتر_جوان گوته، داستان جوان پولدار، خوشتیپ و باکمالاتی است که بعد از تمام شدن درس و دانشگاه، برای هواخوری به یک شهر ییلاقی آمده. آنجا چشمش به شارلوت، دختر قاضی شهر میافتد و طبق فرمول هرچه دیده بیند، گرفتار میشود. شارلوت هم از او خوشش میآید و فقط یک مشکل کوچک در کار است: اینکه شارلوت قبلا به کس دیگری جواب بله داده و آن بابا هم، مرد خوبی است و بهانهای برای به هم زدن ندارد و خلاصه که هیچی به هیچی!
حالا گیریم هم که طرف جواب مثبت را داد، آن وقت اگر مثل #دکتر_ژیواگو بوریس پاسترناک، عدل وسط عشق و عاشقیتان، جنگ جهانی شد و انقلاب اکتبر هم علیحده در همان ایام افتاد و هر کسی به یک طرف رفت و «نگار من به لهاورد و من به نیشابور»، آن وقت تکلیف چیست؟ داستان معروف پاسترناک شرح تلاش ژیواگو و همسرش برای رسیدن دوباره به همدیگر است تا بدانید که عشق، اصلا مقوله شوخیبرداری نیست. خلاصه که «این است نصیحت سنایی: عاشق نشوید، اگر توانید!»
#احسان_رضایی
هفتهنامه #کرگدن
@aeshraq