-
افراكتاب دريچهاى براى آگاهى تهران، خيابان وليعصر، روبروى پارك ملت، نبش انصارى، برج ملت تمام روزهاى سال، حتى روزهاى تعطيل Www.Afrabook.com Facebook.com/afrabook Instagram:afraboook @fsangari ادمین
.
راه شب چله تا آغوش شاخ نبات
شب چله که شد با فال حافظ عزم سر کوی یار کرد. نار تهرانی از سفره برداشت و قدم در راه سفر نهاد.
مقصد بلاد پهلویان بود.
بر بلندای سبلان شد و زمزمه ی باد صبا را شنید. از آنجا
به شیز رفت و در آتشخانه نماز کرد.
به یاد رادمردی بابک به بَذ رفت و به دریایی که در آن هیچ حیوان نَزیَد تن به آب زد.
به اروند شد و به یاد فرزندان استر راه تُستَر را در پیش گرفت، اما جسد دانیال پیش از او به شوش خواسته شده بود.
شکر که متاع خوزستان باشد طلب کرد و در دهان نهاد و به شهر جور شد و خود را به زاولستان رساند.
مددی از رستم خواست و دوباره پای در راه نهاد قوتش سنجد رازی بود که در خانقاهی بخشیده بودندش.
به سرخس که رسید ضحاک را کشته بودند. به شادی، شاخ نباتش را یافت و نار به رسم عشق تقدیم کرد.
#از_دل_ایران_تا_تن_جهان
#آرش_نورآقایی
##نوسده
#١٠٠١_ایران
@afrabook
رابطهی من با سینما سر ساختن یک آپارات شروع شد. عاشق سینما بودم و برای خودم از آن آلبومهای فیلم داشتم. فیلمهای جفتی باید میگذاشتم توش و میفروختم. آرزوم این بود که خودم یک آپارات درست کنم. یک عالمه هم کوشش کردم تا درستش کنم. یادم هست آن چیزی را که بایستی فیلم را ۲۴ فریم در ثانیه میراند نداشتم و آخرسر همسایهی مهندسمان در سعادت آباد آن را برایم ساخت و من هم گذاشتمش روی آپارات. خلاصه یک روز بلیت فروختم. بچهها و همسایهها را دعوت کردم و فیلمی را که کرایه کرده بودم برایشان گذاشتم و شروع کردم آپارات انداختن...
#سینماگر_متفکر
#گفتگو_با_داریوش_مهرجویی
#بهمن_مقصودلو
#نشر_برج
#سینمای_ایران #کارگردانان_سینما #مصاحبهها #نقد_و_تفسیر
#افراکتاب_سینما
@afrabook
.
رویداد یک روزه
در
افراکتاب
چهارشنبه ٢۶ شهریور ماه ساعت ١۶
منتظرتان هستیم.
@afrabook
اگر برای تغییر حالو هوای خودتان یا بچهها، کتاب یا وسیلهای نیاز دارید، کنار شما هستیم.
❤️🩹🕊️🫂✏️💡🎨🖌️📚🔖
@afrabook
من هم خوشم میآمد عاشق کسی باشم که آن قدرها دوستم نداشت. وضعیت امنی بود. میدانستم کجا ایستادهام.... وقتی عاشق کسی میشوی و طرف مقابل هم متقابلاً تو را دوست دارد خطر ناامیدی و سرخوردگی هم وجود دارد. خطر طرد شدن هم وجود دارد در عشق یک طرفه این دیگر مشکلی نیست قبل از آن که اصلاً چیزی شروع شود شما از قبل طرد شدهاید. عشق یکطرفه، وقتی آشکار شود غایت خودآزاری است. شاید حتی نشانهی ترس از صمیمیت باشد. اگر از صمیمیت هراسی ندارید چرا عاشق کسی نمیشوید که او هم عاشق شما شود؟ خیلی راحتتر است عاشق کسی شوی که هیچ شانسی نداری رابطهات با او به جایی ختم شود.
#آناکارنینای_مشکلگشا
#ویو_گراسکوپ
#لیلا_نصیریها
#نشر_چشمه
@afrabook
آیا تاکنون کوشیده اید در آب روان به خود بنگرید؟ بازتاب تصویرتان تار است. تکه تکه و مبهم. این شما هستید اما نه تماماً. این تصویر شماست شمایی که دو تا شدهاید اما خود دومتان پریشان است، لغزنده و لرزان. خطوط کلی تصویر تقریباً آشنایند ولی جزئیات تازند تصویرتان پیچ و تاب خورده، کژ شده و کش آمده است. لحظهای خوشایند است و لحظهای بعد از ریخت میافتد. هردم شکلی دیگر به خود میگیرد و دوباره بدشکل میگردد. مدام دگرگون میشود بازتاب تصویر شما در آب روان درست مانند خودتان شکلهای مختلف دارد و اغلب بارها و بارها پراکنده و پریشان میشود.
#اتوبیوگرافی_زنان_در_ایران_معاصر
#افسانه_نجمآبادی
#سمیه_طباطبایی
#بیدگل
@afrabook
.
برای مردمانی که زندگیشان به شیوههای مختلف «سخت» با ایدئولوژی در هم تنیده است، تأکید بر اهمیت ایدئولوژی شاید توضیح واضحات به نظر برسد، اما میدانیم که نادیده گرفتن آنچه پیوسته مقابل دیدگان ماست تغییری در وضعیت آن ایجاد نمیکند بلکه صرفا امکان تصادم ندانسته با آن را افزایش میدهد. در جهانی که به رغم انتشار پیاپی اعلانهای ترحیم ایدئولوژی هنوز هم به اشکال گوناگون، پیچیده و نوشونده با آن درگیر است، چه بسا وقوف اجمالی به قواعد صحنهٔ ایدئولوژیها کمترین شرط لازم برای حضور آگاهانهتر در این نمایش جهان گستر یا حتی ترک آن باشد.
#ایدئولوژی_سیاسی
#اندرو_هیوود
#مهدی_نصرالهزاده
#بیدگل
#چپ_و_راست #علوم_سیاسی #سوسیالیسم #لیبرالیسم #ملیگرایی #پوپولیسم #فاشیسم #اکولوژیسم #بنیادگرایی #سیاست
@afrabook
پرفروشترینهای ١۴٠٣
#پر_فروش #پر_فروش_ترین_کتاب #پرفروشترین_کتاب #کتاب #کتاب_بخوانیم #با_هم_کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب_بخوانیم #آگاهی #بیداری #تغییر #جهان_نو
#افق #نشر_نو #گمان #بیدگل #کرگدن #میلکان #نشر_برج #نشر_خوب #نشر_مد #نوسده
#چشمه #چترنگ
@afrabook
.
یکی از خدایان - خدای یک بچه، خدایی افسانهای رحیم و اجابتکننده همراه پدرم مرده بود؛ خدایی دیگر خدای آدمی، بزرگسال خدای عاقل و معقول بودن که به تو اطمینان میداد جهان با تو سر ناسازگاری نخواهد داشت ـ همراه مادرم مرد. من خدا را نکشته بودم ولی بیتردید خدا با اعلام دوباره مرگش خیلی علنی خودش را کشته بود.
مرگ پدر و مادرم که در دو سر طیف مرگهای ناگهانی قرار میگرفتند، زندگیام را به وحشتی مزمن آلودند؛ زندگیام را از اضطرابی علاج ناپذیر آکندند. این درسهای سخت و ظالمانه به من آموخت که پیشامدهای بیرحمانه بر جهان حاکماند؛ هیچ هشداری یا اشارهای ضمیمه آغاز روزتان نمیشود که بهتان خبر بدهد امروز مصیبتی فاجعهبار یا رویدادی جانگداز در راه است. جون دیدیون جایی نوشته است همیشه با یادآوری خاطرهای از مصیبتها میبینیم که از روزی عادی آغاز شده اند... به بهای گزاف یاد گرفتم که آشفتگی و بیقراری بیدلیل نیست، که باید مضطرب بود، حتی وقتی هیچ نشانی از مصیبت و بلا در کار نیست؛ این جهانی بر وفق مراد ما نیست جهانی نیست که امیال ما را برآورد...
#اضطراب
#یک_راهنمای_فلسفی
#سمیر_چوپرا
#نصرالله_مرادیانی
#نشر_بیدگل
@afrabook
.
با خودم گفتم: جوانی چیست؟ چطور درست شده؟ چه شکلی است؟ شبیه چیزی است که دوست داریم؟ ناغافل گذشته است؟ هرچیز دیگری تاریک است و فقط جوانی روشن است؟ من پیر شدهام؟ چه شد آن همه عمر؟ چرا همه چیز به این سرعت میگذرد؟ کجا رفتند آن سالها؟ چرا من پیرم اما همهی آدمهای دور و برم جوانند؟ عضلاتم کجا رفتهاند؟ میتوانم با ورزش همه چیز را به وضع سابق برگردانم؟ و اگر این کار را کردم، چقدر خندهدار خواهم شد؟ چیست این زندگی چیست؟ و چطور بهتر میشود؟ و اگر بهتر شد، از کجا بفهمیم که بهتر شده است؟
با خودم گفتم دیگر نمیخواهم به زندگی ادامه دهم، به این زندگی نه. چیزی باید تغییر کند.
۱۹۷۹#
#کریستیان_کراخت
#محمد_همتی
#نشر_نو
#داستان_آلمانی #ادبیات_آلمانی #افراکتاب_داستان_آلمانی #افراکتاب_ادبیات_آلمانی
@afrabook
از اوایل سال ۲۰۰۰، رسانههای جهان از چهرهای مرموز و پیچیده پرده برداشتند. ولادیسلاو سوركوف، ملقب به «عالیجناب خاکستری کرملین»، «ماکیاولی روسیه» و «راسپوتین پوتین». این شخصیت رازآلود نزدیک به بیست سال مشاور عالی ولادیمیر پوتین بود و به توجیه سیاستهای کرملین میپرداخت. جولیانو دا امپولی در کتاب حاضر با خلق شخصیت وادیم بارانف، به سراغ زندگی سورکوف رفته است تا هزارتوی قدرت در روسیه را به تصویر بکشد. کتاب با شرح دوران کودکی و نوجوانی بارانف آغاز میشود و سپس از دل روایت روزگار تلخ زمامداری یلتسین و نحوهی به قدرت رسیدن پوتین و روزهای ابتدایی حکمرانی او و درگیریهای شرق اوکراین و دستگیری الیگارشها و انقلاب گلسرخ در گرجستان و بالاخره انقلاب نارنجی در اوکراین به مرور تاریخ معاصر روسیه میپردازد و نشان میدهد چگونه پوتین، مردی که زمانی خود را صرفاً کارمند دولت میدانست، یکباره به تزار روسیه بدل شد.
#مجوس_کرملین
#جولیانو_دا_امپولی
#ابوالفضل_اللهدادی
#نشر_مد
#ادبیات_فرانسه #داستان_فرانسه #سوروکوف#پوتین #رمان_سیاسی #افراکتاب_داستان_فرانسه #افراکتاب_ادبیات_فرانسه
@afrabook
.
از داستایفسکی:
نکتهی اصلی این است که دیگران را مثل خودتان دوست بدارید...این نکتهی اصلی است، همه چیز است، به هیچ چیز دیگری احتیاج نیست. آن وقت بلافاصله خواهید فهمید که چه طور میشود همه چیز را درست کرد. این حقیقتی است قدیمی، حقیقتی که بارها و بارها گفته شده، ولی باز هم بین انسانها ریشه ندوانده!
«آگاهی بر زندگی برتر از خود زندگی است، شناخت قوانین خوشبختی برتر از خوشبختی است.»... این است چیزی که باید با آن بجنگیم و من خواهم جنگید، علیه آن خواهم جنگید! اگر همهی ما میخواستیم، همه چیز را میشد بلافاصله درست کرد.
#رویای_آدم_مضحک
#فیودور_داستایفسکی
#رضا_رضایی
#نشر_ماهی #داستان_کوتاه
#ادبیات_روس #داستان_روسی
#افراکتاب_ادبیات_روسیه #افراکتاب_ادبیات_روسیه
@afrabook
.
ضیافت الوداع؛ مهمانی خداحافظیای که دختر ثروتمند ناصرالدین شاه، افتخارالسلطنه، در کاخی اطراف دریاچهی حوض سلطان تدارک دیده است. از بزرگان و سران مملکت دعوت گرفته شده و با عزت و احترام آنها را به کاخ آوردهاند. چه رجال دوران ماضی، مثل امیر بهادر سپهسالار جنگ و عزیزالسلطان ملیجک دربار و میرزاملکمخان سفیر سابق ممالک محروسه و مردی هزارچهره که ماهر در علوم مغناطیس و فنون هیپنوتیزم است، و چه دوستان و بستگان از زنان کنسولها تا الیاسخان یهودی، تاجر جواهر و عتیقه و هر چیز قیمتی. به این جمع شاعر و آزادیخواه بزرگ دوران یعنی عارف را هم اگر اضافه کنیم، آن وقت دیگر این ضیافت چیزی کم از یک نمایش باشکوه ندارد.
از شواهد و قرائن اما برنمیآید که این مراسم تنها یک مهمانی ساده باشد. روایت علی اکبرخان عکاسباشی که از جانبهدر بردگان این واقعه است، حکایت از مراسمی عجیب دارد که طعنه به شام آخر میزند. او علاقهمند به عکاسی از مناظر طبیعی است ...
#حوض_سلطان_پایان_کار_مغان
#رضا_جولایی
#چشمه
#داستان_فارسی #افراکتاب_داستان_فارسی
@afrabiook
.
هرولد و مُود رمانی شگفت آور است، سرودی زنده برای زندگی.
هرولد نوزده ساله درگیر اندیشهی مرگ است و زندگی را اینطور میگذراند. وسواسی زمزمهوار مدام او را به گورستان میکشاند تا به مراسم خاکسپاری برود. نقطه مقابل او مُود هفتادونهساله است: عاشق زندگی، مردم و جهان هستی. نخستین دیدار این بانوی سالخورده و مرد جوان، آغاز داستانی عاشقانه است و البته پرشور.
هرولد خندید: «حالا دیگه ارتش منو نمیخواد
مود هم خندید و گفت: «خُب، ارتش هم روزگار خودش رو داشت. مثل کلیسا. هر دو از ما محافظت میکردن یکی جلوی آدم بدا و اون یکی جلوى شيطان ولی، مثل هر چیز دیگهای، دشمن هم عوض شده. ما با دشمن روبهرو شدیم و دیدیم دشمن خود ما هستیم. حالا هم باید بنشینیم و جای دفاع با اسلحه و تعصب راه حلهای بهتری پیدا کنیم.»
#هرولد_و_مود
#کالین_هیگینز
#نیلوفر_رحمانیان
#داستان_امریکایی #ادبیات_امریکا #افراکتاب_داستان_امریکایی #افراکتاب_ادبیات_امریکایی
@afrabook
.
خوب به این ترتیب من مرتکب جنایت بزرگ قتل برادرم شدم. همان ماجرای قابیل و برادرش هابیل بود، فقط در مورد ما، برادرها عینا شبیه هم بودند اگر من این بود که با بدن های مشابه همان را با هم شریک بودیم؟
آیا تعجب میکنید که کسی بتواند مرتکب چنین جنایت سنگدلانهای شود؟ من که تعجب نمیکنم. اما علت اصلی تمایل شخص من به کشتن برادرم این بود که ما دو نفر بودیم در قالب یک نفر و من چقدر از نیمهی دیگرم متنفر بودم! نمیدانم آیا تا به حال نفرتی چنین لجامگسیخته را حس کردهاید یا نه؟ نفرتی بس شدیدتر از آنچه نسبت به آدمهای غریبه احساس میکنید. در این مورد خاص شدیدتر هم بود، چون ما دوقلو بودیم و من از شدت حسادت دیوانه شده بودم.
#اتاق_قرمز
#مارمولک_سیاه
#شکار_و_تاریکی
#جنایات_مرموز_دکتر_مرا
#ادوگاوا_رانپو #محمود_گودرزی #چترنگ #همه_خوان #مجموعه_داستان #داستان_ژاپنی #ژاپنی #افراکتاب_جنایی #افراکتاب_ملل
@afrabook
.
سخن غیر مگو با من معشوقه پرست
کز وی و جام میام نیست به کس پروایی
این حدیثم چه خوش آمد که سحر گه میگفت
بر در میکدهای با دف و نی ترسایی
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
آه اگر از پس امروز بود فردایی
#حافظ
#یلدا_فرخنده
#شب_یلدا
@afrabook
.
در قرن ما تصمیم فقط تصمیم جامعه نیست، تصمیم خود ما هم هست. زیستن در یک مملکت تمامیتخواه یا لیبرال و انتخاب از بین این دو، امر بنیادینی ست که فرد به واسطهاش تصدیق میکند چه هست و چه میخواهد باشد... فرد از طریق سیاست خودش را میسازد. دوست ندارم نقش وجدان کل را بازی کنم. این را ناپسند میدانم.
رمون آرون
#لیبرالیسم_در_روزگار_ظلمت
#سیرهی_لیبرال_در_قرن_بیستم
#جاشوآ_ال_چرنس
#احسان_سنایی_اردکانی
#فلسفه
#تاریخ
#آزادیخواهی
#نشر_مرکز
#تمامیت_خواهی
#افراکتاب_سیاسی
@afrabook
یکی از راههای درک رژیم استبدادی به جای تمرکز بر خود دیکتاتور این است که آن رژیم استبدادی را مجموعهی قوانینی ببینیم که رهبران جدید براساس آن انتخاب میشوند؛ بنابراین وقتی ژنرالهایی که دیکتاتوری نظامی تشکیل میدهند ژنرال جدیدی را جایگزین ژنرال ارشد میکنند، رهبر تغییر کرده، اما همان رژیم استبدادی برقرار است اما اگر معترضان بنیان حکومت نظامیان را سرنگون و به جای آن دموکراسی یا دیکتاتوری کمونیستی بر پا کنند، رژیم جدیدی متولد شده است و فقط شخص دیکتاتور نیست که سرنگون شده
بلکه سیستم نیز تغییر کرده است.
...
حتی قدرتمندترین دیکتاتورها نیز برای ماندن در قدرت به دیگران نیاز دارند.
#چگونه_دیکتاتورها_سقوط_میکنند_و_ملتها_زنده_میمانند
#مارسل_دیرسوس
#مصطفی_دهقان
#روبرو #وزن_دنیا
@afrabook
.
جمعخوانی جمعهها:
ایدئولوژیهای سیاسی
اندرو هیود ترجمهی مهدی نصراللهزاده
نشر بیدگل
با هدایتگری دکتر سینا ایجادی
از ۲۳ خرداد ماه در افراکتاب
#ایدئولوژیهای_سیاسی
#اندرو_هیوود
#مهدی_نصراله_زاده
#بیدگل
#جمع_خوانی
@afrabook
تاریخ زیست چند هزار ساله در فلات ایران تاریخی سرشار از تلاش برای تعامل با این محیط بوده که گاهی با ناکامی و گاهی با پیروزی همراه بوده است. پیشینیانی که در این هزارهها تجربه زندگی در این چشم انداز گونهگون را داشتهاند، هر یک به اندازه روزهای زندگی خود گامی برداشته و مسیری را طی کردند که امروزه ما آن را ادامه میدهیم تجربههای زیست در این فلات برای دستهای به کمتر از چند دقیقه میرسید و برای گروهی دیگر به نیمقرن. آنان برای زندگی بهتر و آسایش و رفاه بیشتر میکوشیدند؛ کوششی که طی سدهها آزمون و خطا در مقابله با طبیعت موفق بود...
وقتی روستا را ترک میکردم با خودم میاندیشیدم که با وجود بیماریها آتشسوزیها و تهدیدها، آیا به زودی به کلی نابود نمیشویم؟ آیا آیندگان خواهند فهمید که روزی ما در این دره زندگی میکردیم.
#١٠٠١روایت_از_اسکلتهای_محوطههای_باستانی
#مهرنوش_دباغ
#نشر_نوسده
#آرش_نورآقایی
@afrabook
.
مردی را میبینیم که در خیابان راه میرود. ظاهراً خیابانی در مسکو است. مرد تا حدی با اضطراب راه میرود؛ هرچند آن قدرها انگاشتنی نیست که تاحدی با اضطراب راه رفتن چگونه است.
مردی را میبینیم که راه میرود. تمام روایتگری ما بر این اساس خواهد بود که ما این آدم را زیر نظر گرفتهایم. چطور راه میرود، چه کار میکند، چه احساساتی دارد، البته تا جایی که بتوان احساسات را زیر نظر گرفت. چطور مینشیند. بله، ما از نشستن این آدم هم نکات زیادی خواهیم فهمید.
گویی به تماشای یک فیلم نشستهایم. دوربین روی شخصی زوم کرده و ما تماشایش میکنیم
مرد در خیابان تابستانی مسکو راه میرود او با آدمها، ماشینها و صداها احاطه شده است. مسکو محشر است. مردم با دوچرخه و اسکوتر تند و سبک بار از کنارش میگذرند در خیابان خودروهای مدرن تروتمیز و براق در رفت وآمد هستند.
اگر بر اساس ظواهر قضاوت کنیم، باید شاد و بیخیال راه برود، ولی نه، او آشکارا از چیزی مضطرب است؛ هر چند شاید فقط به نظر ما اینگونه برسد.
مرد در موازات حصارهای کوتاه پارکی راه میرود. او قبلاً این پارک را ندیده...
#ساشا_سلام
#دیمیتری_دانیلوف
#زینب_یونسی
#نشر_برج
@afrabook
.
نوروز زندگی است
فرخنده و ماندگار.
#نوروز۱۴۰۴
@afrabook
#سرگذشت_ایران در #صد_محوطه_باستانی
#صد_اثر_موزهای_ایران
#شادی_گنجی
#نسیم_محمدی
#نوسده #گیلگمش
#ایران #سرگذشت_ایران #میراث_ایران #ایران_باستان #جلوههای_ایران #موزهها
#عکس #تصاویر #عکس_طبیعت_ایران #عکس_آثار_تاریخی #عکس_ایران_زمین #تصویر_ایران
@afrabook
.
از اوایل سال ۲۰۰۰، رسانههای جهان از چهرهای مرموز و پیچیده پرده برداشتند. ولادیسلاو سوركوف، ملقب به «عالیجناب خاکستری کرملین»، «ماکیاولی روسیه» و «راسپوتین پوتین». این شخصیت رازآلود نزدیک به بیست سال مشاور عالی ولادیمیر پوتین بود و به توجیه سیاستهای کرملین میپرداخت. جولیانو دا امپولی در کتاب حاضر با خلق شخصیت وادیم بارانف، به سراغ زندگی سورکوف رفته است تا هزارتوی قدرت در روسیه را به تصویر بکشد. کتاب با شرح دوران کودکی و نوجوانی بارانف آغاز میشود و سپس از دل روایت روزگار تلخ زمامداری یلتسین و نحوهی به قدرت رسیدن پوتین و روزهای ابتدایی حکمرانی او و درگیریهای شرق اوکراین و دستگیری الیگارشها و انقلاب گلسرخ در گرجستان و بالاخره انقلاب نارنجی در اوکراین به مرور تاریخ معاصر روسیه میپردازد و نشان میدهد چگونه پوتین، مردی که زمانی خود را صرفاً کارمند دولت میدانست، یکباره به تزار روسیه بدل شد.
#مجوس_کرملین
#جولیانو_دا_امپولی
#ابوالفضل_اللهدادی
#نشر_مد
#ادبیات_فرانسه #داستان_فرانسه #سوروکوف#پوتین #رمان_سیاسی #افراکتاب_داستان_فرانسه #افراکتاب_ادبیات_فرانسه
@afrabook
.
این کتاب در دفاع از آزادی نوشته شده است، در مقابل کسانی که مدعیاند آزادی و جهان بینی علمی ناسازگارند و نیز کسانی که میخواهند در عرصه سیاست آزادی را برای هدف والاتر قربانی کنند.
لارس اسونسن این دو مسأله را در ارتباط با یکدیگر بررسی میکند و البته آگاه است که آزادی پدیدهای است چند وجهی که از وجودشناسی متافیزیک تا سیاست و زندگی شخصی انسانها را در برمیگیرد. از همین روست که یکی از مهمترین بحثهای کتاب معطوف به این ایده است که بسیاری از دشواریهایی که در فهم آزادی با آنها مواجه میشویم ناشی از اختلاط مفاهیم گوناگون آزادیست. تجزیه و تحلیل این ساحتهای گوناگون ترسیم گر مسیری است برای خلق افقهای نو، هم برای آزادی سیاسی و هم برای آزادی فردی.
#فلسفه_آزادی
#لارس_اسونسن
#نوید_رشیدیان
#آزادی
#فلسفه
#افراکتاب_فلسفه #افراکتاب_فلسفه_سیاسی
@afrabook
.
هرگز از یاد نمیبرم اوایل دههی پنجاه خورشیدی را که مجبور شدم کتابهای عزیزم را تنها بگذارم و بروم. موقع خداحافظی وقت سختی بود. جدا شدن از کتابهای محبوبم آثار فاکنر و همینگوی و دیگران (یا به قول مارک تواین «کتابهای سایر آقایان). این دلتنگی همه از «کرامات» دلبستگیهای کتابی است. داری میروی و معلوم نیست دیگر برمیگردی یا نه اما به فکر کتابهایی هستی که پشت سر میگذاری. این بار، برخلاف روال همیشگی، عزیزها و سوگلیها میمانند و «ضروریها» (کتابهای درسی و فرهنگهای لغت دوزبانه و فامیلهای وابسته) جلو میافتند و راهی سفر میشوند و مهاجرت میکنند. باقی میماند کوچه و خانهای که برایت بسیار عزیز بود. همینطور کتابخانه کوچکت.
#دلبستگی_کتابی
#احمد_اخوت
#نشر_گمان
#کتاب #خواندن #کتابخوانی #علاقه #جستار
#افراکتاب_جستار
@afrabook
.
اگر سفری رفتم اگر مردمان این مرز و بوم را همراه کردهام، اگر آدمهای دیگر را از سرزمینهای دوردست در ایران زیبا ایران باشکوه به سفر بردهام برای آنها خاطره ساختهام.....
#مستر_ساسان
#اامیربهادر_کریمی
#نوسده
#گیلگمش #مجله_گیلگمش #گردشگری #ایران #خاطرات #راهنمای_گردشگری #ابوالقاسم_ساسان #آرش_نورآقایی #تاریخ_شفاهی #صنعت_گردشگری #یادها
@afrabook
.
هرگز از یاد نمیبرم اوایل دههی پنجاه خورشیدی را که مجبور شدم کتابهای عزیزم را تنها بگذارم و بروم. موقع خداحافظی وقت سختی بود. جدا شدن از کتابهای محبوبم آثار فاکنر و همینگوی و دیگران (یا به قول مارک تواین «کتابهای سایر آقایان). این دلتنگی همه از «کرامات» دلبستگیهای کتابی است. داری میروی و معلوم نیست دیگر برمیگردی یا نه اما به فکر کتابهایی هستی که پشت سر میگذاری. این بار، برخلاف روال همیشگی، عزیزها و سوگلیها میمانند و «ضروریها» (کتابهای درسی و فرهنگهای لغت دوزبانه و فامیلهای وابسته) جلو میافتند و راهی سفر میشوند و مهاجرت میکنند. باقی میماند کوچه و خانهای که برایت بسیار عزیز بود. همینطور کتابخانه کوچکت.
#دلبستگی_کتابی
#احمد_اخوت
#نشر_گمان
#کتاب #خواندن #کتابخوانی #علاقه #جستار
#افراکتاب_جستار
@afrabook
یکی از خدایان - خدای یک بچه، خدایی افسانهای رحیم و اجابتکننده دعاها ـ همراه پدرم مرده بود؛ خدایی دیگر خدای آدمی، بزرگسال خدای عاقل و معقول بودن که به تو اطمینان میداد جهان با تو سر ناسازگاری نخواهد داشت ـ همراه مادرم مرد. من خدا را نکشته بودم ولی بیتردید خدا با اعلام دوباره مرگش خیلی علنی خودش را کشته بود.
مرگ پدر و مادرم که در دو سر طیف مرگهای ناگهانی قرار میگرفتند، زندگیام را به وحشتی مزمن آلودند؛ زندگیام را از اضطرابی علاج ناپذیر آکندند. این درسهای سخت و ظالمانه به من آموخت که پیشامدهای بیرحمانه بر جهان حاکماند؛ هیچ هشداری یا اشارهای ضمیمه آغاز روزتان نمیشود که بهتان خبر بدهد امروز مصیبتی فاجعهبار یا رویدادی جانگداز در راه است. جون دیدیون جایی نوشته است همیشه با یادآوری خاطرهای از مصیبتها میبینیم که از روزی عادی آغاز شده اند؛ روز مرگ پدرم، روزی که سرطان مادرم را تشخیص دادند، درست مثل همه روزهای عادی دیگر آغاز شدند و بعد به روزهایی غیرعادی و تاریخی و سرنوشتساز مبدل گشتند.
#اضطراب
#یک_راهنمای_فلسفی
#سمیر_چوپرا
#نصرالله_مرادیانی
#نشر_بیدگل
#فلسفه
@afrabook
.
پساحقیقت صرفاً دروغ نیست. وقتی کسی به شما دروغ میگوید. میداند که کار بدی میکند و دانسته فریبتان میدهد. ولی برای آنکه حرفهایش را باور کنید، به شما احترام میگذارد. ولی در پسا حقیقت، شخص دروغ میگوید، بیآنکه مسئولیت دروغگوییاش را بپذیرد، زیرا برایش مهم نیست حرفهایش را باور کنید یا نکنید، آنقدر قدرتمند است که با دروغهایش بر واقعیت سلطه مییابد، همچون سیاستمداری که از دروغگویی خجالت نمیکشد و ابایی ندارد.
پساحقیقت به پستی کشاندن حقیقت به وسیلهی سیاست است. پیشافاشیسم است که مردم را آماده سلطهپذیری و فرمانبری میکند. پساحقیقت تازگی ندارد. آنچه جدید است به کارگیریاش در رسانههای اجتماعی و جمعی است که قدرتش را صدچندان کرده. در چنین فضایی احساسات بر شواهد عینی میچربد. دنیایی ساخته میشود پر از «اخبار جعلی» که مردمانش گرفتار قفسهای اطلاعاتی هستند. در دنیای پسا حقیقت میبینیم که چطور خانهمان در آتش میسوزد و آبی برای فرونشاندنش نیست مگر آگاهی.
#پساحقیقت
#لی_مکاینتایر
#فهیمه_سادات_کمالی
#طرح_نو
#حقیقت #حق_و_باطل
#ارتباطات #سوگیری_شناختی #فرهنگ #پروپاگاندا #اخبار_جعلی #رسانه
@afrabook