-
مطالعه ، یکی از شاخص های اجتناب ناپذیر امر توسعه است. ملتی که با کتاب خوانی مانوس نیست. تحت سلطه و استبداد قرارمیگیرد!!
🔻 زنگ خطر پیری کشاورزان
نتایج سرشماری کشاورزی ۱۴۰۳ نشان میدهد کشاورزی ایران با ساختار سنتی، ترکیب جمعیتی پیر، و پراکندگی جغرافیایی گسترده، همچنان با چالشهایی بنیادین از جمله خرد بودن اراضی، ضعف مکانیزاسیون و فقر اطلاعاتی مواجه است.
بر اساس این گزارش، تعداد کل بهرهبرداران کشاورزی در کشور ۴٬۳۲۸٬۵۵۶ نفر اعلام شد.
از ۴٬۲۵۱ هزار بهرهبرداری، ۴٬۲۴۳ هزار مورد متعلق به اشخاص حقیقی و فقط ۸ مورد متعلق به شرکتها و مؤسسات حقوقی بودهاند.
ترکیب جنسیتی بهرهبرداران حقیقی نیز شامل ۳٬۸۸۹ هزار نفر مرد و فقط حدود ۳۵۳ هزار نفر زن است.
میانگین سنی بهرهبرداران ۵۳ سال اعلام شده که به وضوح نشان از پیری ساختار نیروی انسانی کشاورزی کشور دارد. این شاخص در مقایسه با سرشماریهای پیشین افزایش داشته است.
از نظر سطح تحصیلات، ۳٬۲۸۴ هزار نفر باسواد و حدود ۹۵۹ هزار نفر بیسواد بودهاند که حدود ۲۳ درصد بهرهبرداران را بیسوادها تشکیل میدهند. این مسأله در کنار پیر بودن جمعیت بهرهبردار، چالشی مضاعف در مسیر آموزش، پذیرش فناوری و اصلاح الگوهای کشت به شمار میآید.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۸
t.me/Alefbaietousee
♦️ نیمی از محصولات کشاورزی کشور به ضایعات تبدیل می شود
👤 علیرضا مهاجر، معاون وزیر جهاد کشاورزی:
🔹 اکنون حدود ۵۰ درصد محصولات تولید شده در بخش کشاورزی از مزرعه تا سفره به ضایعات تبدیل میشود.
🔹 ضایعات در محصول سبزی بیش از ۷۰ درصد، صیفیجات بیش از ۴۰ درصد و در مابقی محصولات بین ۲۰ تا ۲۵ درصد است که به طور میانگین عددی حدود ۵۰ درصد را نشان میدهد!
🔹 اکنون سالانه ۱۲۵ میلیون تن انواع محصولات کشاورزی و دامی در کشور تولید میشود که پنج میلیون تن آن صادراتی است.
🔹 سالانه نیز حدود ۲۲ میلیون تن محصولات کشاورزی وارداتی داریم که اکنون وزارت جهاد کشاورزی برای ۸۵ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر جمعیت ایران به همراه ۱۰ میلیون نفر مهاجر خارجی تولید غذا دارد.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۸
t.me/Alefbaietousee
زمان را همه ساعتها نشان میدهند؛ اما کمتر ساعتی پیدا میشود که خودش از دل جریان آب متولد شود!
در این آبنمای شگفتانگیز، هر قطره آب دقیقاً در لحظهای مشخص رها میشود تا هنگام سقوط، ساعت و تاریخ را در هوا ترسیم کند. چیزی که در نگاه اول جادو به نظر میرسد، در واقع ترکیبی از مهندسی، ریاضیات و دقتی حیرتانگیز است.
شاید زیباترین بخش ماجرا این باشد که اعداد تنها برای چند لحظه شکل میگیرند و بلافاصله محو میشوند؛ درست مانند خود زمان که هرگز متوقف نمیشود و تنها از مقابل چشمان ما عبور میکند.
*گاهی فناوری فقط برای کارایی نیست؛ گاهی برای خلق زیبایی است.*
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۸
t.me/Alefbaietousee
✅ جایزه بهترین حکمرانی جهان در سالی که گذشت را به چه کسی تقدیم کنیم؟
✍️حامد پاک طینت
اجازه دهید جایزه بهترین حکمرانی در سالی که گذشت را مشترکا به این سه شخصیت تقدیم کنیم
📌نارندرا مودی
نخست وزیر هند - حکمرانی که ۷% رشد اقتصادی پایدار برای یک کشور ۱.۵ میلیارد نفری در سال گذشته را بعنوان سریعترین اقتصاد جهان، در کارنامه خود ثبت کرد. حاکمی که توانست از طریق ایجاد توازنی هوشمندانه در رابطه کشورش با دنیا، با سبقت از بریتانیا به پنجمین اقتصاد جهان تبدیل شود و برنده جذب سرمایه گذاری و آغاز یک برنامه مفصل گلوبال تحت عنوان Make in India از طریق توافق های تجاری گسترده با اروپا ، کشورهای عربی و همزمان با روسیه و آمریکا شود. هند تحت حکمرانی او در سالی که گذشت با رکورد ماهانه ۱۴۰ میلیارد دلار، معادل ۴۰% از تراکنشهای مالی دیجیتال، افتخار عنوان پادشاهی سیستم پرداخت دیجیتال در دنیا را کسب کرد و با ۹۱۱ میلیون کاربر اینترنت و روزی ۵ میلیون کاربر جدید دومین جامعه آنلاین جهان شد. هند تحت حکمرانی این مرد در سالی که گذشت توانست با فقط ۷۵ میلیون دلار و در حد ساختن یک فیلم بدون آسیب به بودجه آبادانی کشور، یکی از مهمترین برنامه های فضایی جهان را اجرایی کند. هند توانست با ۱۰۰ شرکت استارتاپی یونیکورن( ارزش هر یک بیش از ۱ میلیارد دلار) پس از آمریکا و چین در مقام سوم جهان قرار بگیرد . مودی در سالی که گذشت پروژه ۵۰۰ گیگاوات انرژی خورشیدی را که معادل نصف مصرف فعلی اروپاست بعنوان بزرگترین میزبان سرمایه گذاری خورشیدی از طریق خارجی ها کلید زد و با بودجه های مازاد در دست ۵۰۰ میلیون نفر هندی را تحت پوشش بیمه کامل قرار داد
📌لی هسینگ لونگ
نخست وزیر سنگاپور - حکمرانی که به رغم بحرانهای منطقه ای و جهانی موفق به کاهش تورم به زیر ۴% همزمان با یک رشد اقتصادی ۳% برای مردم کشورش شد.او توانست با ایجاد یک مملکت امن برای سرمایه گذاری، سنگاپور را بعنوان قطب فناوری، نوآوری و مالی آسیا به جهانیان معرفی کند تا این کشور موفق به جذب بیشترین سرمایه از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان شود. سنگاپور تحت مدیریت این شخصیت با ذخایر ارزی ۳۵۰ میلیارد دلار معادل ۷۰ هزار دلار به ازای هر شهروند بالاترین ذخایر ارزی دنیا را دارد و موفق شد با سرانه ۸۳ هزار دلار به رتبه سوم جهان در سرانه تولید ناخالص ملی برسد. سنگاپور امروز بعنوان یکی از امن ترین نقاط دنیا برای تجارت به دومین بندر شلوغ جهان تبدیل شده و در سهولت کسب و کار مقام اول دنیا را دارد. سنگاپور تحت مدیریت این رهبر جوان تبدیل به کم فساد ترین کشور آسیا و سلامت ترین کشور جهان شد و امید به زندگی مردمش را به دومین رتبه جهان رساند. لونگ توانست در بحران عمیق آبی که مواجه شده بود با شروع یک پروژه منحصر به فرد، ۴۰% از آب آشامیدینی مردم کشورش را از فاضلاب بازیافت کند و با وجود تراکم شهری نیمی از این کشور را سبز کند. سنگاپور در سالی که گذشت با نرخ قتل ۰.۲ نفر به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر پایین ترین نرخ جرمهای شدید در دنیا را داشت و تحت رهبری او مفتخر به عنوان بهترین سیستم آموزشی جهان شد
📌کلودیا شینباوم
رئیس جمهور مکزیک- شیرزنی که بالاترین رشد اقتصادی در کشورهای آمریکای لاتین را برای کشورش به ارمغان آورد و توانست از فرصت همسایگی با آمریکا، بزرگترین بازار جهان، برای مردمش تولید، اشتغال و رفاه بیافریند و برغم تهدیدات ترامپ با تدبیر و متانت و در آرامی از او برای مردمش امتیاز بگیرد. مکزیک تحت رهبری او تبدیل به بزرگترین صادرکننده جهان به آمریکا شد، بزرگترین صادرکننده خودروی جهان شد و توانست ۶۳ میلیارد دلار توسط شهروندانش به شکل حواله از آمریکا به کشورش دلار جذب کند. مکزیک تحت مدیریت او تبدیل به بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده آووکادو و آبجوی دنیا شد و برغم تمام چالشهایی که داشت موفق به جذب ۴۰ میلیون گردشگر و درآمد ۳۰ میلیارد دلار در سال گذشته شد. شینباوم توانست در سالی که گذشت مکزیک را به هشتمین صادرکننده قطعات هوافضا تبدیل کند. بوئینگ و ایرباس امروز مشتریان مکزیک هستند.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۷
t.me/Alefbaietousee
به مناسبت روزقلم
نوشتن، نه صرفاً بازی با واژههاست و نه صرفاً انتقال معنا؛ نوشتن، هنرِ جانبخشیدن به کلمات است؛ نواختن آواهایی ناپیدا با زخمهٔ احساس و نوای اندیشه. همچون نواختن سازی روحنواز است که جز با طهارت دل و حضوری آگاهانه، به نغمهای دلنشین نمیانجامد. واژگان، تا از ژرفای روح نجوشند و از آتشِ درون نگذرند، شور نمیآفرینند و جان نمیبخشند. نویسنده، آینهدار روزگار است؛ پژواکدهندهٔ رنج و شادی انسان، راوی تاریخِ ناگفتهٔ دلها.
او مینویسد از تپش زندگی در سایه و آفتاب؛ از تلخیها و شیرینیها، از صلحی سپید و جنگی سیاه، از کودکیهای معصوم و خاطراتی به رنگ آه، از عزت و شرافت، از ننگ و نام، از طغیان طبیعت و سرود سبز دشتها، و از انسان، با تمام رازها و زخمهایش.
قلمِ نویسنده، نیلبکیست در دست هنرمندی چیرهدست که در نغمههای گوناگون، احساس را به صدا درمیآورد. نوشتن نیز چنین است: نغمهای از جان، برای جان. نویسنده در میان مردم است، اما با چشمی تیزبینتر مینگرد، با قلبی بیدارتر میتپد، و با نگاهی آگاهتر مینگارد. هرگاه قلم از عمق جان برخیزد، به صداقت آراسته باشد و از عشق سرشار، بیتردید بر دل مینشیند و ردّی جاودان بر جان مخاطب مینهد.
نوشتن، رسالتیست بلند؛ امانتیست آسمانی در دستان اهل قلم. نویسنده باید چراغی در ظلمت باشد؛ راهنمایی برای آنان که در هیاهوی فریب و تزویر، راه حقیقت را گم کردهاند. باید بانگ راستی و عدالت باشد؛ فریادی بر سر خفتگان، و افشاگر تاریکیهایی که در پس نقابها پنهان شدهاند.
اگر شما صاحب قلماید، قلمتان را راست بدارید. بیباک و صادق بنویسید. فریاد بیصدای مردم باشید. پرده از چهرهٔ فساد و تباهی بردارید. دروغ را برملا سازید، ناراستان را رسوا کنید و مشعل راستی و درستکاری را برافروزید.
قلمتان را آیینهٔ عدالت سازید؛ صدایی برای همدلی، ندایی برای مهر، زبانی برای آگاهی. یاور همنوع باشید، دوستدار صلح، گریزان از خشونت، و خالق زندگی. زندگی را بسرایید، امید را بنگارید، و آیین بخشش و مهرورزی را در جوهر قلمتان جاری سازید.
بکوشید تا واژههایتان، چون باران، جانها را طراوت بخشند، و جهان، به یمن اندیشهتان، زیباتر، روشنتر و شایستهتر برای زیستن گردد.
— با ارادت و احترام
فرزان شریفیپور
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۴
t.me/Alefbaietousee
📚-- 14 تیر ، روز قلم بر اهالی قلم و اندیشه : نویسندگان ، شاعران و معلمان شریف خجسته باد🌷🌹
🖌روز قلم ، روز پاسداشت اندیشه علم ، فرهنگ و آزادی بیان است ،
🖌قلم ، از دیرباز نماد خرد و دانش بوده و در فرهنگ ایرانی جایگاهی والا دارد ،
🖌این روز فرهنگی ، فرصتی است تا یادآور شویم که نوشتن نه فقط ابزاری برای بیان بلکه دریچهای به سوی آگاهی و تحول است.
🖌قلم ، زبان دوم انسانها ، زبان عشاق و ترنم آزادی است. قلم شناسنامه ادیبان و شمشیر شعرا و رستاخیز کلید واژه هاست.
🖌قلم ، زبان عقل ، حامی محیط زیست ، زبان معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است.
🖌یاد همه سروران دانایی که جان خود را در راه قلم و قلم فرسایی گذاشتند ، جاودانه باد.!
✍-- غلامحسین رنجبرها
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۴/۴/۱۴
t.me/Alefbaietousee
🤔 تراژدیِ آلفردو 🤔
امروز اگر ترامپ بیاید در مقابل ایران زانو بزند و بگوید من تمامی تحریم ها را برمی دارم و از این به بعد کاری با موشکی و هسته ای شما ندارم ؛ آلفردو نخواهد پذیرفت و کاری خواهد کرد که ترامپ مجبور به ادامه تحریم شود زیرا که آلفردوها نفعشان در ادامه تحریم است.
در ایتالیا جوانی به نام آلفردو دکه کوچکی داشت که در آن عرق سگی میفروخت.*
هر بطرى را به قیمت دو لیره میفروخت، هزینه تولید 1.8 لیره بود، هر روز 200 بطری میفروخت و درآمدش روزانه 40 لیره بود و با این 40 لیره با مادرش به دشواری زندگی میكرد.
روزی دولت بنیتو موسولینی قانونی امضا کرد که فروش عرق سگی ممنوع شد و پلیس عرقفروشىها را پلمپ کرد.
آلفردو در پاركى سرگردان و بسيار غمگين بود، ناگهان یک نفر از پشت سرش گفت:
هی آلفردو! خوب شد پیدات کردم امروز تمام عرقفروشیهای شهر رو تعطیل کردند چیزی تو خونه داری به من بدی؟ به جای دو لیره، بهت 10 لیره ميدم.
آلفردو سريع به خانه رفت یك بطرى در کیسه مشکی گذاشت و یواشکی دست مشتری داد و ده لیره گرفت و به مشتری گفت:
اگه باز هم خواستی بیا و به دوستان قابل اعتمادت هم بگو، اسم رمز اينه:
*"آقا ببخشید! دیروز بازی اینتر و یونتوس رو دیدید؟*
روزهای بعد هم آلفردو به پارک میرفت هر روز تعداد مشترى بیشتر میشد در آمد او کم کم روزانه به 200 لیره رسیده بود او خانه خرید و برای مادرش خدمتکار گرفت و با ویتوریا نامزد کرد و دوستان جدیدی پیدا کرد!
آلفردو کمکم شهرتش فزونی گرفت طوری که پلیس از افزایش ثروت او مشکوک شد که نکند که او به صورت مخفیانه عرقسگی میفروشد ماموری را برای تحقیق فرستادند، مامور فردایش برگشت و گفت نه قربان آلفردو هیچ قانونشکنیای انجام نداده است!
مامور دیگری را فرستاند و او هم همین را گفت! مامور دیگر هم همین را گفت و اینگونه بود که خیال رئیس پلیس راحت شد که مشکلی در کار نیست!
ماموران برای حقالسکوت روزانه 5 لیره میگرفتند! کمکم خود رئیسپلیس هم شروع به رشوه گرفتن کرد.
تا اینکه موسولینی به گسترش یک باند مافیايى مشکوک شد و اختیارات سازمان جاسوسی را برای نفوذ در مافیا افزایش داد اما افسوس که دیگر دیر شده بود!
آلفردو مقاماتى را خریده بود که از قضا یکی از آنها رئیس اطلاعات بود و برای آلفردو اطلاعات میآورد و مرتب موسولینی را در مورد مافیا گیج میکرد.
آلفردو با متفقین متحد شد و زمینه سقوط موسولینی را فراهم کرد در نظام جدید، نخستوزیران توسط آلفردو نصب و عزل میشد در واقع همه سیاستمداران فهمیده بودند که *"پدر خوانده"* کیست.
هر سیاستمدارى تلاش کرد که فروش عرقسگی را آزاد كند به شکل فجیعی ترور شد.
عموم تصور میکنند که مافیا در فقدان قانون رشد میکند حال آنکه دقیقاً جریان برعکس است مافیا از قانون تغذیه میکند منتهی از یک قانون اضافی يا نامناسب!
*هر جا قانون اضافه اى باشد مافیا آنجاست!*
ما گرفتار، آلفردوها هستیم
آلفردو فیلترینگ
آلفردو ارز
آلفردو خودرو
آلفردو دارو
آلفردو نفت و گاز و پتروشیمی
آلفردو ارز دیجیتال
آلفردو آلومینیوم
آلفردو طلا
آلفردو پستهای مدیریتی مادامالعمر
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۱
t.me/Alefbaietousee
انسان دو معلم دارد....
کانال مطالعه و خرد ، الببای توسعه
۰۵/۴/۱۰
t.me/Alefbaietousee
*با پیچیدهترین مهندسی جهان آشنا شویم!* 🖐️
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۰
t.me/Alefbaietousee
🎥 ژاپنیها در کشورشان چقدر تویوتا لندکروز سوار میشوند؟
(( حتما ببینید و بشنوید )
☝️☝️😯😯🤔🤔🤔🤔
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۴/۵/۱۰
t.me/Alefbaietousee
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد.!!!
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۸
t.me/Alefbaietousee
*زورگیـر و زیرگیــر (زیرمیزی)*
*تفاوت و شباهت زورگیران با زیر میزی بگیران*
*زورگیران دنبال افراد پولدار و صاحب اموال هستند،*
*اما زیرگیران دنبال دردمندان و دردکشیده ها (بیماران) هستند.*
*زورگیر دانشگاه دیده و تحصیل کرده نیستند،*
*اما زیرگیران افرادی تحصیل کرده و باسواد هستند.*
*زورگیران بعد از زورگیری دیگر قمه نمیکشند۰*
*زورگیر اگر ببیند طرف بیمار است ترحم میکند و بیخیال میشود،*
*ولی زیر گیر اگر بداند طرف بیمار است سخت تر میگیرد و چاقو را بیشتر فرو میکند و تا زورش میرسد غارت میکند.*
*زورگیران از دولت پول تعرفه و حقوق نمیگرند۰*
*ولی زیرگیران علاوه بر دریافت پول از دولت، از بیمار نیز صدها برابر زیرگیری میکنند*
*شبـاهت ها!*
*هر دو میدانند کار غیر قانونی و خلاف انجام میدهند با این تفاوت که زورگیر از نداری این کار را میکند و قبول میکند که کار خلاف و گناه و غیر قانونی انجام میدهد.*
*اما زیرگیر کلی دارائی دارد با این حال (زیرمیزی) را حق مسلم خود میداند*
*متأسفــانــــه...*😔
کاکال مطالعه و خرو ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۸
t.me/Alefbaietousee
👈 اثر اسب تروا: چگونه ظاهر پدیدهها ما را فریب میدهند؟
🖌 محمدرضا سلیمی
اثر اسب تروا نوعی خطای شناختیست که ریشه در یک افسانهی یونانی دارد، اما امروزه در روانشناسی، روابط انسانی،سیاست،کسبوکار و امنیت کامپیوتر کاربرد زیادی دارد.
به زبان ساده، اثر اسب تروا یعنی چیزی که ظاهراً یک هدیه یا کمک رایگان و خیرخواهانه به نظر میرسد در درون خود یک تهدید،فریب یا تخریب پنهان دارد.بهعبارتدیگر، اثر اسب تروا یعنی نفوذ موذیانه و مخفیانه در پوششی جذاب، هدایتشده و کاملاً بیخطر به طوری که مخاطب با میل خودش دروازهها را به روی «نفوذی» باز کند.
اثر اسب تروا استعارهای در روانشناسی اجتماعی و سیاسیست و به این پدیده اشاره میکند که یک عاملِ به ظاهر بیخطر و جذاب وارد یک سیستم میشود، اما درواقع حاملِ نیروی تخریبگر پنهان است.
برای فهم عمیقتر این خطای شناختی بهتر است ابتدا داستان کوتاه آن را مرور کنیم و بعد ببینیم امروزه چه کاربردی دارد.
داستان از این قرار است که در جنگ میان یونان و شهر تروا یونانیها نمیتوانستند دیوارهای بلند و محکم شهر تروا را فتح کنند و وارد شهر شوند. بنابراین، دست به یک حیله زدند. آنها یک اسب چوبی بسیار بزرگ ساختند و بهترین جنگجویان خود را داخل آن پنهان کردند. یونانیها وانمود کردند که شکست خوردهاند و با کشتیهایشان آنجا را ترک کردهاند. مردم شهر تروا به گمان اینکه جنگ تمام شده و این اسب چوبی هدیهای از طرف خدایان یا نشانهای از تسلیم یونانیهاست با خوشحالی آن را داخل شهر آوردند. شبهنگام، وقتی همه خواب بودند،سربازان یونان از درون اسب بیرون آمدند، دروازههای شهر را برای ارتش یونان باز کردند و شهر تروا سقوط کرد.
کاربردهای اثر اسب تروا
۱. در دنیای فناوری و کامپیوتر احتمالاً نام ویروس تروجان را شنیدهاید.این دقیقاً همان اثر اسب ترواست. چگونه کار میکند؟ شما یک بازی یا یک آنتیویروس رایگان را از اینترنت دانلود میکنید. ظاهر برنامه کاملاً عادیست و کارش را انجام میدهد،اما درون آن یک کد مخرب پنهان شده است. به محض اینکه آن را اجرا میکنید، هکرها به اطلاعات، رمزهای عبور و سیستم شما دسترسی پیدا میکنند.
۲. در بازاریابی و کسبوکار شرکتها گاهی از این استراتژی برای جذب مشتری استفاده میکنند (البته نه لزوماً با نیت بد، بلکه بهعنوان تکنیک فروش).برای مثال، یک نرمافزار به شما خدمات «کاملاً رایگان» ارائه میدهد.شما با خوشحالی آن را نصب میکنید، اما بعد از مدتی متوجه میشوید که این برنامه اطلاعات رفتاری شما را جمعآوری میکند تا به شرکتهای تبلیغاتی بفروشد، یا برای ادامه کار شما را مجبور به پرداخت هزینههای سنگین میکند.
۳. در روابط انسانی اثر اسب تروا زمانی اتفاق میافتد که شخصی با ظاهری دلسوز، مهربان، فداکار یا عاشق به شما نزدیک میشود تا اعتماد کامل شما را جلب کند،اما هدف واقعی او سوءاستفاده، جاسوسی یا ضربه زدن به شما در فرصت مناسب است. بنابراین، فریب دلالان عشق و محبت نخورید، چون نیتشان سوءاستفادهی جنسیست.
۴. در سیاست اسب تروا (نفوذ) از مسیر ارزشها وارد میشود نه از مسیر دشمنی. درواقع، اسب تروا معمولاً با لباسِ ارزشهای انقلابی و اخلاقی یا دشمنستیزی وارد میشود،نه با پرچم دشمن و انتقاد کردن. به عبارتدیگر، اسب تروا خود را بهصورت «حفظ نظام» و «دفاع از ارزشها» جا میزند، درحالیکه در درونش موریانههایی نهفته است که ارزشها را میخورد و پایههای نظام را سست میکند. بنابراین، هر نظامی که برای بقا خود و دفاع از ارزشها نقد را نابود کند، خودش اسب تروا را به درون کشور آورده است.
خلاصه، اثر اسب تروا به ما میگوید:هر ایده یا هدیهی زیبایی را بدون تامل قبول نکنید، چون ممکن است پشت ظاهر فریبندهی آن خطری بزرگ پنهان شده باشد.
راهحل: هروقت با یک پیشنهاد بیشازحد سخاوتمندانه یا یک امتیاز رایگان مواجه شدید، بلافاصله بپرسید:«نفع طرف مقابل در چیست؟» انسانها از نظر روانی تمایل دارند لطفی را که در حقشان میشود جبران کنند.¹ اثر اسب تروا از همین تمایل سوءاستفاده میکند. اگر هدیه یا امتیازی را پذیرفتید،نباید مجوزی برای دسترسی طرف مقابل به حریم خصوصی، اطلاعات حساس یا تصمیمات مهم شما در آینده باشد.
پانوشت
۱.این تمایل به سوگیری بده بستان (Reciprocity Bias) یا همان «اصل مقابله به مثل» اشاره میکند که یکی از قدرتمندترین و عمیقترین قوانین نانوشته در روانشناسی اجتماعی و رفتار انسانیست. این سوگیری تمایل شدیدیست که ما را مجبور میکند لطف دیگران را با اقدامی مشابه جبران کنیم. وقتی کسی به ما لطف میکند، بلافاصله ذهن ما تعادلش را از دست میدهد. در نتیجه، ما احساس «بدهکاری» یا «تعهد» میکنیم و تا زمانی که نتوانیم این حساب را تسویه کنیم، این فشار ذهنی با ما همراه است.
کانال مطالفه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۸
یه کتابی هست به اسم «فقر احمق میکنه». منظورش اصلاً توهین نیست. به شکل کلی میگه وقتی آدم مدام تو کمبود زندگی میکنه، ذهنش دیگه فضای خالی برای پردازش نداره. و این درسته!
فقر فقط این نیست که پول نباشه. فقر یعنی هر روز با اضطراب بیدار شی، مدام حساب کنی چی رو نداشته باشی، کدوم نیاز رو عقب بندازی، کجا کوتاه بیای و ...
این وضعیت کمکم ذهن رو فرسوده میکنه. آدم هنوز باهوشه، اما توان فکر کردن درست و بلندمدت رو از دست میده. تصمیمها کوتاهمدت میشن، واکنشها هیجانی میشن، اشتباهها بیشتر میشن، نه از سر نادانی، بلکه از سر خستگی ذهن.
حالا همین رو تصور بفرمایید نه برای یک نفر، بلکه برای یک جامعه. وقتی یه جامعه فقیره، یعنی اکثریت مردمش دائم تو وضعیت بقا هستن. همه ذهنها پره، همه عصبیان، همه عجله دارن. دیگه حوصله شنیدن حرف پیچیده، بحث طولانی، فکر جمعی باقی نمیمونه.
جامعه شروع میکنه به تصمیمهای عجولانه، قضاوتهای سریع، انتخابهای سادهپسند. اینطوری میشه که شعار جواب میده، اما توضیح نه. وعده فوری جذابه، برنامه بلندمدت اما خستهکنندهست.
اینجاست که جامعه کمکم شبیه یه آدم خسته رفتار میکنه. آینده رو نمیبینه، فقط میخواد از امروز رد بشه. این احمق شدن نیست، فرسوده شدنه. فقر، قبل از اینکه جامعه رو بیاخلاق یا بیفرهنگ کنه، عقل جمعی رو کوتاهبرد میکنه. نتیجهاش جامعهایه که واکنش هیجانی نشون میده بهجای فکر کردن، دعوا میکنه بهجای گفتوگو، و بقا رو با عقلانیت اشتباه میگیره.
کتاب دقیقاً همین رو میگه: فقر ذهن رو اشغال میکنه، و وقتی ذهن یک جامعه اشغال شد، لازم نیست نادان باشه، همین که نتونه درست فکر کنه، کافیه
📘:فقر احمق میکند
👤:سند هیل مولاینیتن و الدار شمیر
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۶/۷
t.me/Alefbaietousee
بنیآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۷
🔬
#تولید_علم برای ملتی که شکم خالی دارد، بیشتر شبیه یک طنز است.
زندگی با ارضاء نیازهای اولیه انسان آغاز میشود
با تولید ثروت ادامه پیدا میکند
با تولید علم توسعه پیدا میکند
و با تکیه به معنویت، غنی می گردد.
این ترتیب را نمیشود به سادگی تغییر داد و امروز، بخش عمده ای از جامعه انسانی، قربانی تفکری است که میکوشد این مخروط را وارونه روی زمین قرار دهد:
با معنویت آغاز کند، با علم معنویت را تثبیت کند، با ثروت از علم و معنویت دفاع کند و در نهایت پس از مرگ، به ارضاء نیازهای اولیه خود بپردازد..
کانال مطالعه و خرد الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۸
t.me/Alefbaietousee
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۸
t.me/Alefbaietousee
*بخشی از تصنیفِ زیبای "عشقِ سوزان"*
آوای روح نوازِ استاد "غلامحسین بنان"
آهنگ: مرتضی محجوبی
شعر: تورج نگهبان
دستگاه: شور
اجرا در برنامه ی گل های رنگارنگ
شماره ی ۲۴۲
تنظیم: روح اله خالقی
تاریخ اجرا: دوازدهم فروردین ۱۳۴۰
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۷
t.me/Alefbaietousee
*👆ناجوانمردانه ترین روش شکار*
*دوپاهای انسان نما در اقدامی عجیب چندین بزکوهی را اینچنین در تله گرفتار کردند ،کاری که دل هر بیننده ای را به درد می آورد*
*❗انسان بمانیم.....*
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۷
t.me/Alefbaietousee
قلم نماد شکوفایی و توسعه همه علوم و نماد درک و پختگی جوامع انسانی در راه بلوغ و آشکارشدن همه تمدنهاست
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۴
t.me/Alefbaietousee
📚 فراخوان داستان کوتاه انتشارات مسیرسبز
«از کشو تا کتاب»
✍️ شاید سالها پیش داستانی نوشتهاید؛
داستانی که با عشق آغاز شد اما در کشوی میز، میان برگههای قدیمی یا پوشهای فراموششده ماند.
اما بعضی داستانها برای ماندن در کشو نوشته نمیشوند...
اگر هنوز اثری منتشر نکردهاید یا داستانتان سالهاست در سکوت مانده، اکنون زمان آن رسیده است که آن را به دست خوانندگان بسپارید.
🔹 موضوع: آزاد
🔹 قالب: داستان کوتاه
🔹 تعداد آثار: یک اثر از هر نویسنده
🔹 مهلت ارسال: ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
📩 ارسال آثار
فایلهای Word و PDF
📧 ایمیل:
masiresabzpub@gmail.com
📱 تلگرام | بله:
0904480599
https://instagram.com/masiresabzpub
https://ble.ir/masiresabzpub /channel/masiresabzpubco
منتظر خواندن داستانهایی هستیم که سالها در سکوت ماندهاند...
مسیرسبز؛ از ریشه تا اندیشه 🌱
#انتشارات_مسیرسبز #فراخوان_داستان_کوتاه #از_کشو_تا_کتاب #نویسنده #ادبیات_داستانی #کتاب #کتابخوانی #فرصت_انتشار #نویسندگان_جوان
بنوشان یارا
از آن می ، ما را ...👌☘
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۰
t.me/Alefbaietousee
پشه جاسوس رباتیک، کوچکترین پهباد جاسوسی جهان
دانشگاه ملی فناوری دفاعی چین (NUDT) از یک میکروپهپاد رونمایی کردهاست که برای عملیات نظارتی و شناسایی کاملاً مخفیانه طراحی شدهاست؛
پهپادی که آنقدر کوچک و طبیعی است که ممکن است بدون فکر کردن بخواهید آن را با دست له کنید!
مشخصات حیرتانگیز این ریزپرنده:
وزن: زیر ۰.۳ گرم
سیستم پروازی: بالهایی با قابلیت بال زدن ۵۰۰ بار در ثانیه
ابعاد: طول حدود دو سانتیمتر
👁 تجهیزات: مجهز به سنسورها، دوربینها و میکروفونهای فوقکوچک برای جمعآوری اطلاعات
طراحی این پهپاد به آن اجازه میدهد کاملاً شبیه به یک پشه واقعی پرواز کند و صدای محیطی حشرات را تقلید کند. این ویژگی در کنار ابعاد بسیار کوچکش، آن را از دید رادارها و چشم انسان پنهان نگه میدارد و به آن اجازه میدهد در محیطهای بسته و حساس، بدون جلب توجه نفوذ کند.
آینده جنگها و حریم خصوصی با ورود این میکرورباتها با چالشی جدی مواجه خواهد شد.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۰
t.me/Alefbaietousee
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۰
t.me/Alefbaietousee
📚-- نقش استراتژی کتابخوانی :
(( 108 ))
1- یکی از پایههای
عقلانیت بشر پرسشگری است .
انسان به اندازهای که پرسش، نقد و شک
میکند خردمند است!
#سقراط
2-- پرسش ، کلید دانش و آگاهی
است. پرسش بسیار برای دستیابی به حقیقت ، نشانگر ذهن جست و جوگر فعال و هوش بالاست.
فرضیه های دانشمندان با پرسش آغاز می شوند و با پاسخ گویی دقیق و همه سویه به پرسشها ، به نظریه تبدیل می گردند.
هر تحقیقی ، برای پاسخ به یک پرسش صورت می بندد. پس پرسش ، مقدمه تحقبق و دستیابی به حقیفت و ژرفا و کنه یک مقوله علمی است.
با پرسش و درنگ دقیق و همه جانبه روی آن و پاسخ منطقی و در خور آن را ارائه دادن ، علوم رشد می کنند و چامعه به تکامل علمی می رسد.
3--کتاب ها من را به جاهایی می بردند که به غیر از این نمی توانستم بروم. اعترافات افرادی که تا به حال ملاقاتشان نکرده بودم و زندگی هایی گه هرگز شاهدش نبودم را با من در میان می گذاشتند. احساسات و رخدادهایی که هرگز نمی توانستم تجربه کنم را در همه آن کتاب ها می توانستم پیدا کنم..
📕--بادام
✍وون--پیونگ--سون
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۴/۶/۵
t.me/Alefbaietousee
مادر و پدر تمامی انسان ها از کدام قاره کره زمین برخاسته اند و نحوه پراکندگی بشر در کره زمین .!!
کانال مطالعه و خرد ، القبای توسعه
۰۵/۴/۸
t.me/Alefbaietousee
🌹🌹🌹وقتی چخوف، نویسندهی نامدار روسیه، ملک روستایی خود را در ملیخوو خرید، میخواست مطمئن شود که دهقانان محلی میدانند چه زمانی او، به عنوان یک پزشک، برای کمک در دسترس است. او یک سیستم ساده، اما مؤثر راهاندازی کرد: هر زمان که در خانه بود و آماده پذیرش بیماران یا رفتن به ملاقاتهای خانگی بود، یک پرچم پزشکی خاص را بر روی میلهای بیرون خانهاش برافراشت. روستاییان محلی به افق نگاه میکردند تا پرچم را ببینند، زیرا میدانستند که اگر در اهتزاز باشد، "پزشک خوب" بیماریهای آنها را کاملاً رایگان درمان خواهد کرد.
برای کشاورزان زحمتکش حومهی روسیه، آن تکه پارچه ساده که در باد تکان میخورد، تفاوت بین مرگ و زندگی بود. آنها اهمیتی نمیدادند که مردی که طناب را میکشد، نویسنده مشهوری است که داستانهایش در سالنهای بزرگ سن پترزبورگ مورد بحث قرار میگیرد. برای آنها، آنتون پاولوویچ، روح خستگیناپذیری بود که در دل شب با کالسکه، خود از میان گل و لای یخزده عبور میکرد تا تب کودکی را آرام کند.
این پیوند عمیق با فقرا، تمام وجود او را تعریف میکرد. «چخوف»، زندگی کوتاهی داشت و در سن ۴۴ سالگی بر اثر سل درگذشت، اما در آن سالها، انسانیت بیشتری نسبت به آنچه اکثر افراد در طول یک قرن انجام میدهند، به نمایش گذاشت. او توانست، همزمان دو دنیای دشوار را متعادل کند و به طرز مشهوری زندگی دوگانهی خود را با طنزی تند برای یکی از دوستانش توضیح داد.
چخوف گفت: پزشکی، همسر قانونی من است و ادبیات، معشوقه من. وقتی از یکی خسته میشوم، شب را با دیگری میگذرانم.
این ترتیب غیرمتعارف به زیبایی جواب داد. آموزش پزشکی او به جای اینکه حواسش را پرت کند، به دریچهای مخفی تبدیل شد که از طریق آن به وضعیت انسان نگاه میکرد. او به مردم به عنوان شخصیتهایی برای قضاوت یا سخنرانی نگاه نمیکرد؛ او به آنها مانند یک پزشک دلسوز نگاه میکرد که به بیمار نگاه میکند و نقصها، دلشکستگیهای آرام و تناقضات روزانه آنها را با همدلی کامل مشاهده میکند.
معشوقهی ادبی او، شهرت جهانی برایش به ارمغان آورد، اما همسر قانونیاش، او را در واقعیتهای تلخ رنج بشر گرفتار کرد. وقتی یک اپیدمی ویرانگر وبا، استانهای اطراف را فرا گرفت، چخوف از جایگاه مشهور رو به رشد خود، برای فرار به مکانی امن استفاده نکرد. در عوض، او مسئولیت چندین حوزهی پزشکی را کاملاً به تنهایی بر عهده گرفت و هزاران دهقان بیبضاعت را بدون درخواست حتی یک روبل درمان کرد.
حتی زمانی که ریههای خودش از کار افتاد و از بیماریی که در نهایت، او را کشت، شروع به سرفه کردن خون کرد، تمرکز او همچنان به بیرون معطوف بود. او از درآمد ادبی خود برای تأمین مالی ساخت مدارس روستایی، سازماندهی پروژههای امدادی برای خانوادههای قحطیزده و ساخت یک کتابخانهی عمومی در زادگاه فقیر خود، تاگانروگ، استفاده کرد و شخصاً جعبههای کتاب را برای پر کردن قفسهها ارسال میکرد.
او قاطعانه معتقد بود که زندگی باید با اقدامات مشخص سنجیده شود نه با نظریههای زیبا. او یک بار خاطرنشان کرد که خوب است اگر هر یک از ما چیز خوبی از خود به جا بگذاریم، اثری که همچنان وجود داشته باشد و ثابت کند که زندگی ما بیهوده نگذشته است.
وقتی او سرانجام در تابستان ۱۹۰۴ برای آخرین بار، چشمانش را بست، دنیای ادبیات در سوگ یک نابغه، سوگواری کرد، اما دهقانان «ملیخوو» در سوگ یک حامی، سوگواری کردند. مدتها پس از محو شدن حضور فیزیکی او، گرمای سخاوت خارقالعاده او باقی ماند.
آنتوان چخوف، به جهانیان نشان داد که عظمت واقعی در این نیست که چقدر از دیگران بالاتر میروید، بلکه در این است که چقدر حاضرید برای بالا بردن آنها خم شوید. زندگی او به ما یادآوری میکند که میراثی که بر پایهی مهربانی خالص بنا شده باشد، تنها چیزی است که هرگز واقعاً محو نمیشود.🌹🌺🌹 ویرایش- کرم علیرضایی(ه . کاسیان)
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۸
t.me/Alefbaietousee
*حکایتی از گلستان شیخ اجل سعدی شیرازی*
👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
روزگاری یکی از ملوک خوارزمشاهی خطبا و وُعاظ مملکت را احضار نمود.
از باب گله و شکایت ایشان را گفت: آن اُجرت و مستمری و وظیفه که شما را میدهم حرامتان باد! که کار خویش انجام نمیدهید.
حاضران انگشت به دهان که: چه کردهایم؟ و خدارا زین معما پرده بردار!
گفت: عیون و جواسیس و خفیهنویسان خبر آوردهاند که رُعایا اغلب در آشکار و نهان و در پیدا و پنهان عیب بر پادشاهی و مملکتداری ما مینهند و علیه ما سخن گویند و این، روز به روز در تزاید است.
اخطب خطبای خوارزم گفت:
پادشاها به جان خدمت داریم، اما خود رهنمود ده که فی المثل چگونه به بیوهزنی که شویش کشته شده و پنج عایله بر دست او مانده پاسخ گوییم؟ تا نفرین مُلک و مملکت نکند. پادشاه گفت: واضح است؛ نفرین او را حواله به دشمن کنید که شویش را کشته و او را بیسرپرست گذاشته.
واعظی دیگر گفت: پاسخ پیرمردی که از صبح تا شامگاهان به کار مشغول است و اُجرتش کفاف خود و چند سر عایله را نمیدهد چه گوییم؟
گفت : توضیح دهید که دشمن اَسعار و نرخها گران کرده و نمیگذارد صناعت و قناعت در این مملکت رواج یابد.
دیگری گفت: شَباب، بیکار و بیعاراند و به قمار و کعببازی اندرَند و چون معترض و متعرّض ایشان شویم گویند: کاری نیست تا بدان مشغول شویم.
گفت: بگویید این نیز حاصل عداوت اَعِداست؛ چه ارکان دولت همه همت بر این نهادهاند و دشمنان این ملک نمیگذارند کار ایجاد بشود و ملک سامان یابد.
خطیبی دیگر گفت: نظامیهها از کیفیت افتاده، دریغ از خروج یک طبیب حاذق و منجّم برجسته، یا فقیه و متکلم فرهیخته؛ بلکه مکتبخانهها هم رو به زوال است و حدیث طلبالعلم فریضه رو به فراموشی.
پادشاه گفت: این همه دانم اما چه کنم که دشمن عمده طبیبان و منجمان و دانشمندان این مرز و بوم، جذب کرده و از اینجا کوچانده است.
دیگری گفت: سرزمینها در معرض خشکیاند، آبها هدر میروند و به سوی کشتزار هدایت نمیشوند.
ملک گفت: این دیگر از مکر و مکاید دشمن است که نگذاشت چنین شود، وگرنه ما را بدین مهم، پروا بود.
واعظی از میانهی مجلس گفت:
تاجران شاکیاند که رهزنان امان ما بریدهاند و تاراج میکنند و لشکریان نیز تا رشوتی نستانند از اموال ما حراست نکنند.
پادشاه گفت: این را هم استثنائاً!! به دشمن نسبت دهید! که در ارکان لشکر نفوذ کرده ناراضی میتراشد.
جوحی که خود را در زی عالمان در آورده بود و در آخر مجلس نشسته بود گفت: پادشاهها! اکر رخصت هست و به جان در امانم، سخنی بگویم؟
پادشاه گفت: آنچه در دل و در سر داری بگو ای غریبه. مگر جز شرح صدر از ما شنیدهای یا دیدهای؟!
➖ جوحی گفت:
جسارتا دشمنی که در تار و پود این مملکت به این حد رسوخ و نفوذ کرده باشد، دیگر دشمن نیست همان است که حکم کند و دستِ بالای همه دستهاست و همان است که بر این ملک فرمانرواست!
چندان که مهمانی که در سال ۳۶۵ روز در منزل تو جای گرفت و ارکان منزل به مشیّت او چرخید دیگر میهمان نیست، او خود میزبان است.
آنکه چنین حکم براند به ملک
شاه بخوان و تو مخوان دشمنش
یا به توان و خرد آباد کن
یا به دگر کس تو همی بفکنش.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۷
t.me/Alefbaietousee
☑️ کتابخانه تخصصی فرهنگسرای نیاوران با دارا بودن ۹۰۰۰ جلد کتاب با موضوعات مختلف هنری (تجسمی، موسیقی، نمایش، هنر و معماری) از کاملترین مجموعهای است که دسترسی به منابع هنری به زبانهای فارسی و لاتین را برای علاقهمندان هموار میسازد.
🔸 این مجموعه افتخار دارد تا میزبان استادان، دانشجویان، دانشآموزان و سایر علاقهمندان به مطالعه در فضای باغ نیاوران باشد.
جهت ثبتنام با شماره تلفن ۲۲۲۸۹۰۰۳ تماس حاصل فرمایید..
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۷
t.me/Alefbaietousee
شبی در خلوت تنهایی، میان خواب و بیداری، مرا شوق دانستن فرا گرفت. از بزرگان ادب و اندیشه پرسیدم: "زندگی چیست؟"
*خیام خندید و گفت:* نسیمیست میان هستی و نیستی، بنوش پیش از آنکه بگذرد.
*فردوسی بانگ زد*: میدانِ نبرد است، برای پاسداری از خاک جاویدانی به نام میهن و نیکنامی و خردورزی.
*مولانا گفت:* رقصِ آفرینش است، اگر دل بلرزد.
*حافظ آرام در گوشم گفت:* زندگی لحظهایست میان باده و بیداری، میان غم و شادی، فرصتی کوتاه برای رندی و پیوند زدن میان شیرینی و تلخی هستی.
*سعدی گفت:* مدرسهی صبر و مهر است، اگر شاگردِ دل باشی.
*شمس گفت*: آتشی است که اگر نسوزی، نمیتابی.
*عطار آهی کشید:* سفری است از خود تا بازگشتی بیپایان.
*نظامی گفت:* کاروانیست گذرا، تنها آنان که در راه عشق و دانایی گام برمیدارند، از این گذرگاه نامی جاودان میبرند.
*صادق هدایت گفت:* چراغیست لرزان در اتاقی تاریک، که هر لحظه ممکن است خاموش شود، اما انسان با وسواس و ناامیدی، همچنان نگاهش میکند.
*سهراب گفت:* شستنِ چشم است در آبِ حضور.
*فروغ گفت: * تولدی دیگر است، هر صبح که بیدار میشوی.
*شاملو گفت:* زندگی فرصت کوتاهی ست برای دوست داشتن و مبارزه کردن برای انسان بودن و آزاد زیستن.
سیمین دانشور گفت: شعلهایست که در سردترین شبها باید زنده نگهش داشت.
*ابتهاج گفت:* سایهای است که با نور معنا میگیرد.
*عباس معروفی گفت*: تردیدیست که به یقین نمیرسد، اما راه میسازد.
*شجریان گفت*: نغمهای میان درد و امید، میان “بیا تا گل برافشانیم” و “مرغ سحر ناله سر کن.” زندگی یعنی آوازِ ماندن در جهانی که بیصدا شدن آسان است و فریاد زدن هزینههای سنگین دارد.
*محمود دولتآبادی گفت*: زندگی یعنی رنج، یعنی ایستادن در برابر باد، با دستان خالی، اما دلی پر از حرمت انسان.
*بیضایی گفت*: صحنهای است، که در آن باید نقشِ خود را کشف کرد.
احمد محمود گفت: زندگی یعنی ایستادن در میان باد و باران تلخیها، با امیدی که شاید هیچ کس جز خودت نمیتواند حفظش کند.
*مسعود کیمیایی گفت*: زندگی یعنی ایستادن، حتی وقتی سقوط حتمیست؛ یعنی حفظ مرام و معرفت، در جهانی که همه اهل معاملهاند.
*و من، در میانِ این همه صدا و نوا، دریافتم که زندگی*: "سفری کوتاه است، میان نخستین نفسِ حیرت و آخرین نگاهِ عشق.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه ۰۵/۳/۲۱
t.me/Alefbaietousee