aliakbaryaghitabar | Unsorted

Telegram-канал aliakbaryaghitabar - Aliakbar Yaghitabar

5993

"کانال رسمی علی اکبر یاغی تبار" اینستاگرام👇 Instagram.com/aliakbar.yaghitabar دستیار کانال و کارگاه شعر 👇 @Yaghiyane_Admin کتابفروشی رواق 👇 @revaghbookstore

Subscribe to a channel

Aliakbar Yaghitabar

/channel/binoghte1


این هم لینک یکی از طرفداران محسن چاوشی عزیز

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

سنگین شده بود پشتهٔ تردیدم
منجر به ملال و یأس شد امّیدم
رفتم به فنا چرا که مدت‌ها بود
در حوصلهٔ جهان نمی‌گنجیدم


یاغی‌‌تبار

@aliakbaryaghitabar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

گفتیم که چشمه است، سرابی گل کرد
از دست نوازشش عتابی گل کرد
از هرکه فرشتهٔ نجاتش خواندیم
دیدیم و الههٔ عذابی گل کرد

یاغی

@aliakbaryaghitabar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

نخستین آشنایی من با او بر می‌گردد به صدایی زخمی که می‌خواند:
« من با زخم زبونات رفیقم
مرهم بذار با حرفات به زخم عمیقم» و البته جوان آخر فیلم بدین نتیجه رسید که باید به زندگی برگردد و به افراد آن مرکز، موسیقی بیاموزد و من گریستم و بسیار گریستم.

نحوهٔ آشنایی واقعی من با او بماند. نه همکاری‌های من با او مهم است؛ نه اینکه تاکنون مجال دیدار میسر نشده.
از محبوب‌ترین هنرمندان داخل و خارج کشور است که می‌تواند فقط به فکر بالاتر کشیدن خود باشد؛ لکن توگویی موسیقی در درجهٔ چندم اولویت‌های او قرار گرفته و بیشتر هم‌وغمش، کمک به کسانی است که زیر بار نیاز فرسوده‌اند یا اگر به دادشان نرسیم، از بدو درک جهان، درگیر هزاران مشکل و بزهکاری و... خواهند شد؛ (البته خداوند از آنچه خواهد شد، آگاه است و من فقط حدس خود را گفتم‌) من مثل همیشه، به چشم خویشتن دیدم که می‌گویم.
هنگام که روزی قبل از تحویل سال نو، سرهای بسیاری در سطل‌های زباله است، کوشش و فعالیت امثال این شخص، ارزنده می‌شود و چه خوش است که هنرمندان دیگر نیز رویه‌ای چنین پیش گیرند که فرمود: شما را به ترک این دنیا _‌که شما را به خودتان می‌ماند و رهایتان می‌کند_ توصیه می‌کنم؛ گرچه به ترک آن گفتن بسی دشوار باشد.

الغرض چنانچه در فرستهٔ پیشین دیدید، این خیریه که بانی‌اش این مرد مهربان بزرگ است، گزارش کاملی از فعالیت‌هایش در اختیار همگان گذاشته است.
خود من چندین‌بار برای نیازمندان از آن مؤسسه تقاضای کمک کردم و بعد بررسی اغلب پذیرفته و تنها در یک یا دو مورد، به‌حق رد شد؛ و این یعنی بحث دوستی و آشنایی در تشخیص وجوب نیاز، جایی در این خیریه ندارد.

این هنرمند صافی‌دل کم‌رو می‌داند که مخاطب بسیار دارد و به جای اینکه مخاطبانش را به چشم وجه نقد ببیند، به چشم کسانی می‌بیند که می‌توانند همراهش به کمک نیازمندان بشتابند.
برای او که دیگر نامش را همه می‌دانید و نیازی نیست بگویم که محسن چاوشی است و طرفداران، دوستان و دوستدارانش و همهٔ کسانی که در خیریهٔ «جمعیت حیدر» به‌طوری منضبط در تلاشند تا گره از کار مردم عزیز ایران باز کنند، آرزوی تندرستی و طول عمر باعزت دارم. باز هم بیت ناظم هروی را پایان‌بخش کلام می‌کنم:
دست از کَرَم به عذر تُنُک‌مایگی مشوی
برگی بر آب کشتی صد مور می‌شود


/channel/haidersociety

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

سال نو بر همه مبارک باد!

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

/channel/hejazidotar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

قطعه‌ی شادیانه:« سَرمَست»
پیشکشیِ نوروزیِ ۱۴۰۳ خورشیدی

این قطعه بیانگر آرزوی قلبی هر میهن دوستی برای ساکنین زادبوم اش، و خاسته ی اندیشه ی هر انسان برای هم میهن های خویش ست. سرمستی و مستی جز استعاره ای از بی دغدغه زیستن توده ی مردم و خوشحالی شان نیست که بسیار هویداست. هر گاه گروه سَرمَس در تمرین ها این قطعه را به درستی اجرا می کرد، در دل میگفتم:«ایکاش چنین بشه و مردم میهنم را سرشار از شادی و سرمستی ببینم!...» روده درازی نکنم: قطعه بیانگر خویش ست و هر توضیحی زاید به گمان می رسد. با همه ی کاستی هاش، پیشکش یکایک مردم سرزمین و زادبوم کهن و جوانسال تبرستان و ایران می‌کنم ، امیدم آنست که از پی شنیدنش هرچند دقایقی ، مردم زادبوم عزیزم حالی خوش بیابند. آمین!
می دانیم که هیچ کاری بی همراهی و همیاری گروه شکل نمی‌پذیرد ، بر همین اساس از جملگی همکاری و همیاری ها صمیمانه سپاسگزارم.

شعر، نغمه و دوتارتبری: #عبدالرضا_حجازی
(آکادمی دوتار حجازی)
کمانچه: #هادی_رضانژاد_سوته
آوا: #رضا_حسنی_بهنمیری
بم دتار و همخوان: #محمد_یعقوبی
دایره: #آرنگ_حجازی
صدابردار: #الیاس_جوادیان #استودیو_صبا
تصویر و تدوین: #جعفر_رمضانیان
با سپاس از:
سازگردوتارتبری: #مصطفی_گلزاده_گروی
اهالی پرتلاش روستای سوته، فریدونکنار
صیادان مهربان بهنمیر

امیدوارم بر دل مهربان مردم سرزمینم خوش بنشیند!
با احترامی سرشار: #عبدالرضا_حجازی زمستان، یکهزار و چهارصد و دو خورشیدی

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

.
🔴سیاستمدار فلسطینی خطاب به مجری برنامه: میتونی دهنتو ببندی که منم حرف بزنم؟

آمارهای تکان دهنده از جنایات اسرائیلی‌ها علیه مردم غزه:

📌 ۵۰ هزار زن باردار جایی برای به دنیا آوردن فرزندان‌شون ندارند

📌۷۰۰ هزار نفر انسان گرسنه در فلسطین درحال از بین رفتن هستند.

@tahlilvarasad

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

https://aparat.com/v/AichQ

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

زندگی با ما چه کرد؟
فکر من
فکر تو
فکر عالمی درگیر درد
سینه‌ها در انحصار آه سرد

با چنین دردی که بر اولاد آدم می‌رود
مشتی از فکرت تهی
از امید واهی درمانشان دم می‌زنند
بی‌دلیل محکم و برهان قاطع دم‌به‌دم
گعدهٔ صاحبدلان را تیز برهم می‌زنند


ای جهان!
ای ساکنان قسمت اعلای آن!

ای کریمان لئیم کائنات ای بی‌رگان تف‌به‌ذات!
حال من
حال طبیعت
حال دنیا ناخوش است
زین‌سبب
بایدش آویخت از سرو کهنسال ابرقو بی‌درنگ
«هر که پندارد که حال مردم دنیا خوش است»



علی‌اکبر یاغی‌‌تبار
مصراع داخل گیومه از صائب است.

@Aliakbaryaghitabar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

شعر و صدا: علی‌اکبر یاغی‌‌تبار


@aliakbaryaghitabar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

در ذمِ نباید گفت:


نتوانستم
نتوانستم
نتوانستم
نمی‌توانم
نمی‌توانم
نتوانستم و نمی‌توانم خود را از تو خلاص کنم
ای تقارن کِشنده
و ای توازن کُشنده
در اغلب سطرهای پیشین حتی همین سطر
حضور تو پیداست
و من غیاب تو را می‌خواهم

هنگام که در صلب پدر بودم
تو با من بودی
تو در من بودی
همینجا هم هستی و هستنت
رنج روان من است
چون هستن خودم که ناخواسته بود
در نتوانستم بودی
در نمی‌توانم نیز هستی
در خفقان خود نیز ردت را می‌توانم زد
ای به‌ظاهر کامل ناکامل
من می‌خواهم جنونم را طوری فریاد کنم که هیچ ردی از تو نباشد
اما نمی‌شود
خوشا وقت کسی که با تو خوگر نشد
و عمرش را با افیونی دیگر و مخدری دیگر حرام کرد
افیونی که نان شب نشود
عروج نشئه‌اش به پشیزی نمی‌ارزد
نقاش کلا‌ش با پاشیدن نامفهوم رنگ بر بوم
آوازخوان بی‌خبر از فنون تو
حتی آنکه به دروغ عینکی سیاه به چشم زده
و با آرشه‌اش سلطان‌ قلب‌ها را شکوفه می‌زند به صورت گوش شنونده
هر یک از مخدرش نانی به خوانی می‌برد
آنگاه من و کسانی چون من هرچه بکوشیم، نمی‌توانیم
عبدالحسین را با غلامرضا قافیه کنیم
گیریم که کردیم و قافیه شد
قافیه که نان نمی‌شود
و آنچه نان نشود بلای جان خواهد شد


آه ای مخاطب مظلوم
من نام این کریه دل‌آشوب را بر زبان نمی‌آورم
اما بدان که آنچه مرا جان‌به‌سر نمود
در سطر پیش و جملهٔ فعلی و سطر بعد
تسخرزنان به من سر جایش نشسته است
مغرور و مست مست


علی‌اکبر یاغی‌‌تبار



@aliakbaryaghitabar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

هیچ توفیری ندارد زندگی با مرگ
جفتشان یک واژه‌اند و واژه یعنی زندگی تا مرگ
واژه یعنی کشک‌سابی‌های اجداد گرانقدرم
وقت ارسال پیامی پوچ
در زمان کوچ

سازوکار مضحکی دارد به چشم من زبان این رهزن معنی

لفظ هم خود بی‌تعارف مایهٔ خنده است
لفظ و مضمون با نظامی از هجاهای ملال‌آور
گور ما را می‌کنند آخر

از غزل برگشتگان را باش
مهملستان زبان را باش
جنگ‌های مزمن خونین بین این و آن را باش
صلح و جنگ و ننگ و قهر و آشتی‌ها نیز
ریشه در منحوسی تخس زبان دارند


کاش همچون چارپایان
در بسیط دشت
عاری از اندیشهٔ رفتن
جمعی از درّندگان را قوت جان بودم
منتها چون سنگ
بی‌زبان بودم

علی‌اکبر یاغی‌‌تبار

@Aliakbaryaghitabar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

/channel/RevaghBookstore

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

/channel/+3qNcVFppthowZDBk

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

به من پیش از این سلام کنید:


-خسته‌ام خسته از تعرض روز
خسته‌ام خسته از تجاوز شب
نام این را حیات مگذارید
خودِ جان کندن است لامذهب


-بس کن ای ضعف مطلق ای احمق
خسته‌ای؟ خسته؟ خسته باش و بمیر
وقت من بیش از اینش ارزش‌هاست
این‌قدر ختم خسته‌خسته مگیر

    
وای! بیدار شد من پیشین
این هیولای نرسپوزنده
از سکوت بلیغ خود برخاست
این صدای فصیح سوزنده


من پیشین من خطرناکی است
از جنونش حذر کنید ای خلق!
هرکجا چشمتان به او افتاد
فکر این‌المفر کنید ای خلق!


بی‌مبالات و بی‌مماشات است
واژگانش به زهر می‌مانند
با کسی در جهان برادروار
سخن از آشتی نمی‌رانند


کیست آن کس که ادعا بکند
کمرش زیر هیبتش نشکست؟
دوستی‌دشمنی نمی‌فهمد
یار و نایار نزد او کشک است


از زبان‌ورزی من پیشین
ای تنابندگان بپرهیزید
نعرهٔ کوچکی اگر بکشد
توی شلوار خویش می‌میزید



جز خدا هيچکس نمی‌داند
چند آژی‌دهاک در سر اوست
خورشش مغز نوجوانان است
رخش با آن ابهتش خر اوست


من پیشین من کنونی نیست
که چو خورشید و ماه رخشنده است
بر وضیع و شریف. او بسیار
کینه‌توز و خطانبخشنده است


قلب این من که ذکر خیرش رفت
مردمی را به سخره می‌گیرد
هرکسی آزمایشش بکند
ناگهان زنده‌زنده می‌میرد


من پیشین منی است بی‌اندوه
هیچ چیز جهان به کتفش نیست
آرمان مارمان نمی‌فهمد
عرّوتیز کسان به کتفش نیست

فیلسوفان و میلسوفان را
عده‌ای کله‌پوک می‌بیند
صاحب چشم‌های برزخی است
همه را خرس و خوک می‌بیند


شاعری پیشه کرده تا با آن
حق خود از حیات بستاند
مثل بعضی کسان که می‌دانید
از مگس مالیات بستاند


از جهان‌بینی خطرناکش
بهراسید و بر درش مروید
سیرتش عین ماکیاولی است
بشنوید و مرید او مشوید


بشنوید و بدو مپیوندید
ای کسان کز کلام او مستید
چون یکایک به به‌به و احسنت
نردبان عروج او هستید


سنگ او را به سینه‌تان مزنید
ای گروهی که مملو از دردید
حقتان است از در این مرد
خسته و ناامید برگردید

هست تاوان ناسپاسی‌ها
این که برگشته است در تن من
حق حق‌ناشناسی رفقاست
این که گردیده است مدفن من

این من اصلا من نجیبی نیست
آی هم‌سفرگان نادرویش
نگران حلول او مشوید
سعی دارم برانمش از خویش

می‌توانم برانمش هرگاه
مثل او خلق را مچل مکنید
با فرومایگان میامیزید
تکیه بر قول هر دغل مکنید


می‌توانم برانمش از خویش
تا من نانجیب برگردد
به دیاری که پیش از این بوده است
مگذارید باز شر گردد


می‌توانم برانمش از خویش
می‌توانم ولی نمی‌خواهم
فکر اینم که زندگی بکنم
دیگر از خویشتن نمی‌کاهم

می‌نشینم به گوشه‌ای خلوت
حین ترکیب قهوه با سیگار
با زبانی فریبکارانه
می‌نویسم به خنده با خودکار

ای مخاطب تو آدمیزادی
حق احساس خستگی داری
حق هق‌هق میانهٔ غم‌ها
حق درخودشکستی داری

قه‌قه خنده‌ام بلند که شد،
به مخاطب که خسته و نالان
کنج تنهایی‌اش مچاله شده
بازمی‌گویم ای مخاطب‌جان!


خستگی حق آدمیزاد است
آدمی سنگ و صخره نیست عزیز
گاه‌گاهی به خود بیا و بر این
هستی رقت‌آور اشک بریز


واژه‌های منی که باز آمد
در وجودم اگر رذیلانه است
قول و فعلش اگرچه چون برخی
عاملان چو دیو دیوانه است،

بهترین سازوکار این دنیاست
خشن و وحشی و هراس‌آور
قتل عامی فجیع در راه است
ای پسین‌یاوران بی‌باور

این من کهنهٔ مخاطب‌کش
صاحب حکمتی است نامیزان
هرکه با او در افتد آخر کار
شود از بیضتین آویزان

من اکنونی‌ام خداحافظ
به جهنم که گونه‌ات تر گشت
دور شو از برابر چشمم
که من پیش از این به من برگشت


علی‌اکبر یاغی‌‌تبار

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

آفت
افتاده‌ای در جانم و ‌در جانم ‌این آفت،
آن می‌کند با من که با جان زمین، آفت
افتاده‌ای در جانم و در گوشم این نجواست:
تو جان سالم در نخواهی برد از این آفت
افتاده‌ای در جان و با جانم چنان کردی
که با جهان، اهل جهان ای اینچنین آفت!
ای من چه می‌دانم کجای این غزل درخواب!
ای من چه می‌دانم که! ای درمن‌ترین آفت!
ما را به تو چشم امیدی نیست؛ این یعنی
دارد به جای افعی از هر آستین، آفت
رخ می‌کند. تو ریشه در بی‌ریشگی داری
تو ریشه در بی‌ریشگی داری؛ همین آفت،
کافی است تا هفتاد پشتم را بلرزاند
ای برترین و سرترین و هَرترین آفت!
ما می‌زنیم از زندگی بیرون و بعد از ما
می‌افتد و در جان هرچه کفر و دین آفت
می‌افتد و در جان هر عین‌الیقین، تردید
چونانکه در دین، بعدِ میرالمؤمنین، آفت
ما می‌زنیم از این غزل بیرون و شکی نیست:
با ما و بی ما زندگی یعنی همین آفت

یاغی‌تبار

@aliakbaryaghitabar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

https://instagram.com/haidersociety


این نیز پیوند صفحهٔ اینستاگرام حیدر

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

در آستانهٔ فرارسیدن نوروز باستانی و توأم با گره‌های کور اقتصادی، شاهد آن هستیم که واژهٔ «انسانیت» باری دیگر توسط هموطنان همیشه‌یاورمان به‌زیبایی معنا شده است. از همین رو مفتخریم به آگاهی‌تان برسانیم که مجموع کمک‌های مردمی تا این لحظه، منجر به آزادی ۱۹۱۶ زندانی جرایم غیرعمد، تأمین هزینهٔ درمان ۲۳۳۳ بیمار، تأمین دیهٔ ۷۸ زندانی محکوم به اعدام، تأمین کمک‌هزینهٔ ۶۴ مسکن و اهدای ۳۷۰۰ بستهٔ ارزاق شده است. در این بین، با راه‌اندازی «جمعیت حیدر» و با حمایت سخاوتمندانهٔ مردم شریف ایران، پروژه‌های آبرسانی به مناطق محروم سیستان‌وبلوچستان، تأسیس کلینیک سیار دندان‌پزشکی حیدر، توزیع غذا در میان کارتن‌خواب‌ها و فقرا و اهدای اسباب‌بازی به ۱۵۰۰ یتیم به سرانجام رسیدند. شما هموطنان عزیز بانی هزاران لبخند بوده‌اید؛ لبخند خدا نثار دل‌هایتان باد.

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

جنون نوروزی:

دلم می‌خواد بنویسم دلم می‌خواد بنویسم
دلم می‌خواد بنویسم نه یزدانم نه ابلیسم

وجودی دارم از ویرانهٔ یاد تو پرپرتر
سرشتی از جنون وحشت‌ایجاد  تو پرپرتر

د خیلی خسته‌م از دنیا و آدم‌هاش لاکردار
خداوندا خدایی کن منو از رو زمین وردار

بهار تازه در راه است شادی می‌کنن مردم
به غیر از من که گم شد گم که گم شد که گم شد گم



همه شادن به غیر از من، من پوچ ابودردا
چه فرقی می‌کند گفتار با معیار نامردا


چه فرقی می‌کنه ترکیب بیدل با من یاغی
کیه مسموم ما عندی بتریاق و لاراقی

تو مغز من دو تا زالو دارن خون می‌مکن دائم
دارن خون می‌مکن دائم تو مغز من دو تا ظالم


جنون بی‌رحمه آقایون جنون بی‌رحمه خانم‌ها
نمی‌شورند حالم را فلاطون‌های در خم‌ها


بهار تازه را دریاب من با من گلاویزه
شبا تا صبحگاه از خلوتم زرداب می‌ریزه


چه سردرد بدی دارم من امشب حال من خوبه
چه تن‌دردی چه تن‌دردی همین حاله که مطلوبه

عروج نشئهٔ دنباله‌دار این خماری‌ها
منو دیوونه‌تر کرد ای امان از سربه‌داری‌ها


به آتش کش جهان را با مفاعیلن مفاعیلن
ولش کن مثنوی رو با غزل شرح ملالت کن:


صُبا تا پا می‌شم می‌گم ویاسم کو ویاست کو؟
شب از خود باز می‌پرسم که روح آس‌وپاست کو؟

شب از خود باز می‌پرسم که آخر یاغی مجنون
دوایی که فرو بنشاند از جانت هراست کو؟

غروب از ترس می‌گویم به خود ای مرد درداندود
دماغ و حس و حال زر زدن توی کلاست کو؟


دوباره نیمه شب شد از ضمیر خویش مي‌پرسم
جوانمرد جوانمرگ نهان زیر لباست کو؟


دوباره مثنوی این دل‌به‌هم‌زن قالب دنیا
دوباره صنعت تکریر خرس و خنده و خنیا:

یه مرد آسمونجل یک چنون‌فرسودهٔ دلقک
بهم می‌گه دپاکینت فراموشت نشه مردک!


پزشکم گفته باید بستری شم تو بهارستان
خدا را ای نمی‌دانم بیا و جان من بستان

تو یک ساعت نمی‌تونی بمونی جای من ابله!
نیا به اضطراب سبکی‌ام تسخر نزن ابله!

یکی غش می‌کند دائم برای الکل و مرفین
یکی لش می‌کنه تنها دو ساعت با کوئنتاپین

دو ساعت شد تمام و صبح شد هنگام کار آمد
دروغ است اینکه می‌گویند ما را هم بهار آمد

بهارو واسه مجنونا نساختن ما که مجنونیم
دو عالم گل شکوفا هم شود ما چون زمسّونیم


بهار و طبق معمول همیشه عرض کن تبریک؛
سپس با یک تفنگ سگ‌کش اندر یک شب تاریک،
به مغز ناامید خود که دارد می‌زند بیرون
به فتوای جنون این ناگهان‌آینده کن شلیک

که این هستن به این دردای مردافکن نمی‌ارزه
جهان هرچند پهناور به نیم‌ارزن نمی‌ارزه


«شب عید است و یار از من چغندرپخته می‌خواهد»
دریغا واژه هم درد است. درد از درد می‌کاهد؟

من و عود جنون و گاه خلسه گاه‌گه پرخاش
شب عید است یار من برو با دوستان خوش‌ باش!
شب عیدی سلام از من به اون چشمای نانافذ
سلام از من، من مجنون، به یاران و خداحافظ!


علی‌اکبر یاغی‌‌تبار فیروزجائی


@aliakbaryaghitabar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

آب از سر اهالی دنیا گذشته است
الا کسی که نیست بر این بیضی عفن
تاریخ مصرف همهٔ ما گذشته است


یاغی

@aliakbaryaghitabar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

طرفداران رژیم غاصب می‌توانند، راحت اینجا را ترک کنند. خون جوان ما خون است و خون جوان آن‌ها نه؟ مخالفت ما با کذابان و غاصبان آرامش و جانگیران جن‌گیر مدعی جهانگیری نمی‌تواند دلیل موجهی برای دفاع از آرمان کثیف دولت یهود باشد. با عرض احترام به همهٔ کلیمیان صاحب وجدان!

علی‌اکبر یاغی‌‌تبار

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

/channel/adabamooz_com

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

تلنگر (شروه)

شاعر ترانه: #اردلان_سرفراز
ملودی‌ساز: #فرید_زلاند
تنظیم‌کننده: #تیگران
خواننده‌: #داریوش

@reihanmirkhani

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

که بودم؟
و
چه هستم؟
مردی که چشم دیدن تفنگ و جنگ را نداشت
و اکنون برگی شده‌ام تهی از خشم، مهر، عشق، نفرت و از این دست وجدانیات مرخرف

برگی که زیست گیاهی خود را پذرفته است
استاده در یک مکان روحی غریب
که خود نمی‌داند کجاست
من یک برگم نه یک درخت
و از این رو
نه هیزم مطبخ پیرزنی خواهم شد
نه قنداق تفنگی که گلوله‌اش کَلی را از پا بیندازد

دلخوشی؟
بیداری شبانه بی طلب العلی
و خواب اندک و برخاستن زودهنگام
و تکرار روزمرگی مرگبار

تنها نقطهٔ روشن این گنجشک‌روزی تیرگی اسپرسوی غلیظ ناشتاست و تدخین پشت هم دو سه نخ مرگ تدریجی
و هرکه از من بپرسد چگونه این تلخی را با ولع می‌نوشی؟
پاسخ خواهد شنید که:
«تلخ است از آنکه زندگانی من است»
شما شعری با زبان ساده شنیدید
با نام
که بودم؟ چه هستم؟

تو که بودی و چه هستی
بنشین و برای خودت بنویس
به تو قول می‌دهم که نخوانم
خواندن گاهی رذیلت است
و هیچ‌گاه فضیلت نخواهد شد
خاصه در جایی که تو می‌خوانی و برای دیگری می‌نویسی
و او را بلای جان خلایق می‌کنی
به امید اسپرسوی ناشتا و روزمرگی مرگ‌بار


علی‌اکبر یاغی‌‌تبار


@aliakbaryaghitabar

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

Music & Vocal: Ali Abbasi
Lyrics: Aliakbar Yaghitabar
/channel/aliabbasiiu

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

درود
دو سه تن از دوستان عزیز، قرار بود در کارگاه خصوصی بنده شرکت کنند و بخشی از شهریه را نیز پرداخت کرده‌اند. من گمتان کردم. اگر این پیام را دیدید، به من پیغام دهید تا زودتر برنامه‌ریزی کنیم.

یاغی‌‌تبار

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

پاری‌اوقات برخی حرف‌ها گفتنی نیست. چرایی این کار بماند برای وقتی دیگر.
کانالی که بالا مشاهده می‌کنید، کتابفروشی برخط ماست. حمایت شما می‌تواند کمک بزرگی به ما باشد. پیشاپیش از حمایت شما سپاسگزارم.

علی‌اکبر یاغی‌‌تبار

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

جلسات علوم بلاغی دکتر رضا خبازها از پنجشنبه ۲۶ بهمن آغاز خواهد شد. جلسات دکتر خبازها با پشتوانه‌ای از دانش ادبی و علوم بلاغی می‌تواند راهگشای شاعران نیز باشد. علاوه بر علاقه‌مندان به مباحث بلاغی از هنرجویان دوره‌های مختلفی که در محضر دوست فاضلم دکتر بهمن بنی‌هاشمی‌ و من کم‌دانش نیز بوده‌اند، می‌خواهم بدین جلسات بپیوندند؛ چون به دلیل پاره‌ای مسائل برگزاری دورهٔ آموزشی یاغیانه احتمالاً با تأخیر صورت خواهد پذیرفت.
برای نام‌نویسی در کلاس آقای دکتر خبازها به شناسهٔ تلگرامی @amirrezamobini
پیغام دهید.

Читать полностью…

Aliakbar Yaghitabar

#چالش_دکلمه #دوره_۲۰
#کارگاه_مجازی_شعر_و_ترانه_یاغیانه

شعر: #سیدصادق_سرمد
دکلمه: #محمود_شریفی
داور چالش: #امیر_صلح_میرزایی
میکس و مسترینگ: #محمد_رئوفی

@Yaghiyane
@aliakbaryaghitabar

Читать полностью…
Subscribe to a channel