7843
(﷽) به کانال رسمی علی اسدیان خوش آمدید. ♡جدیدترین کارهای مارو را از این صفحه دانلود بفرمایید♡ ارتباطات با ما👇 @Aliasadian3310 ☆اینستاگرام ما☆کلیک کنید👇 instagram.com/Ali_asadian_offical ☎️رزرو و هماهنگی: 09151303310
اهنگ زیبای بهار تقدیم عزیزان
مجلس امروز کاریزک ناگهانی
مراسم امـــروز روستای کاریزک ناگهـــانی
جشن دامادی ابولفضل لاله
امشب برادران محمـــدعلی سنگ تموم گذاشتن
مجیـــدجان که آخر معرفته
چهار مرحله برای رسیدن به آرامش ذهن
دست از قضاوت خود و ديگران برداریم ، سر و صدای ذهن کم میشود.
زاويه ديد و نگرش خود را تغيير بدهیم مديريت كردن زياد و برنامه ريزی افراطی نداشته باشیم.
دست از شرح حال دادن نسبت به كارها و وقايع گذشته تا بحال و يا تصميمات آينده برداريم.
برای خودمان حريم داشته باشیم و به حيات خلوت ديگران سرک نکشیم..
🌻🌻
مراســـم امروز روستای بزرگ صفی آباد
جشن دامـــادی علی یـــزدانی
صوتی 🎺
چهاربیتی مشترک
با صدای: امیرحسین بهلولی و استاد علی اسدیان🎤
نوازنده:علی اصغری 🎹
جشن عقدی جناب آقای حسین اکبری
شهر حاجی آباد🏞
استودیو المهدی میری🎥09155638990
❤دوسـتان نـازنینم
این کانال متعلق به شماست...
وجود شماست که به این کانال
اعتبـاربخشیده اید،
پس بـاشید و به ما دلگرمی بدید
باغ امیدتون
همیشه سبـز عزیزان ❤️
مراسم امروز روستای بزرگ ساق
با مهدی آقا قرایی و آقا مجتبی
خدایا
صمیمیتر ازهمیشہ
سر بر آستان ملڪوتیت میگذارم
ودر دل دعا میڪنم
و ازتو میخواهم ڪہ
آرامش،برڪت وسلامتی
رابراے خودم،
همہے مردم،
عزیزان،دوستانم
وخانوادہام ارزانے داری
🌙شب بخیر🌙
دوره یارجانی
جعفرآباد زاوه جشن دامادی علی اصغر خدادادیان
مراسم امروز جعفرآباد زاوه
جشن دامادی علی اصغر خدادادیان
با ضبط . استودیو ایده آل
علی آقا سالاری و آقای سعیدی
به تو مي انديشم ... . .
همه می پرسند : چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید ،
روی این آبی آرام بلند ،
که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت ،
مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر ، نه به آب ،
نه به برگ ، نه به این آبی آرام بلند ،
نه به این خلوت خاموش کبوترها ،
نه به این آتش سوزنده که لغزید به جام ،
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر ،
رقص عطر گل یخ را با باد ،
نفس پاک شقایق را در سینه کوه ،
صحبت چلچله ها را با صبح ،
نبض پاینده هستی را در گندم زار ،
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ،
همه را می شنوم ،
می بینم ،
من به این جمله نمی اندیشم ،
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت ، همه جا
من به هر حال که باشم ، به تو می اندیشم
تو بدان این را ، تنها تو بدان .
تو بیا ، تو بمان با من ، تنها تو بمان .
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو ، به جای همه گل ها تو بخند .
اینک این من که به پای تو در افتادم باز
ریسمانی کن از آن موی دراز ،
تو بگیر ، تو ببند .
تو بخواه ، پاسخ چلچله ها را ، تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من ، تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش .
فريدون مشيری