aliii_soltaniiii | Unsorted

Telegram-канал aliii_soltaniiii - علی سلطانی

31643

"نویسنده، داستان نویس،فیلمنامه‌نویس" تهیه کتاب‌ها از طریق سایت زیر : Alisoltanii.ir ارتباط‌باادمین‌: @Soltani_ketab ✅اینستاگرام👇🏻 https://www.instagram.com/aliii_soltaniiii/?hl=en

Subscribe to a channel

علی سلطانی

در فاصله‌ی دو روز مونده به پیش‌فروش کتاب
بریم طرح جلد رو ببینیم با هم :)))

Читать полностью…

علی سلطانی

خُدا
در حال درست کردن
همون وضعیتیه که
راجبش ناراحتی 🤍

Читать полностью…

علی سلطانی

در فاصله‌ی «پنج» روز مونده به پیش‌فروش کتاب،
این ویدئو‌ رو،
لازمه اونایی که پیگیر کتاب بودن ببینن حتماً.

📚 دُختر نیستی که بفهمی/
۲۲ فروردین / ساعت ۱۲ ظهر.

آدرس سایت همان روز اعلام می‌شود.

Читать полностью…

علی سلطانی

موسیقی با چشمانِ بسته …
شبت بخیر / دلت آروم ( قلب )

@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

می‌خواستم یه چیزی بهت بگم…
ببین اگه یه سری آدما «با تو» بهشون خوش نمی‌گذره، یا دلشون نمی‌خواد با تو زمان بگذرونن، یا راحت بگم
باهات حال نمی‌کنن
به این معنا نیست که تو آدم خوبی نیستی یا دوست داشتنی نیستی، یا چه می‌دونم مشکل یا کمبودی داری...
این به این معناست که اون آدم یا آدما، آدمِ تو نیستن!
هر آدمی نیازه یه سری رفتاراشو تغییر بده، اما توی چنین موقعیت‌هایی، تو نباید خودت رو عوض کنی برای پذیرفته شدن
اون آدم خب دیگه تو نیستی که…
جای این، معاشرت یا رابطه با آدم‌های دیگه رو تجربه کن.
آدمایی که جهانشون به تو نزدیک تره
حرفای مشترک بیشتری دارید
دغدغه‌هاتون به هم شباهت داره
تفاوت‌هاتون نه تنها آزار دهنده نیست
بلکه ایجاد گفتگو میکنه…
یه گفتگوی حسابی برای فهم جدید
ببین اینو فرو کن توی سرت
تو آدم بدی نیستی
فقط با اون فرق داری …
همین !

#علی_سلطانی

Читать полностью…

علی سلطانی

موسیقی با چشمانِ بسته …
شبت بخیر / دلت آروم ( قلب )

@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

به تو فکر کردم که بارون بباره...

@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

برای سه دقیقه وُ چهل وُ چهار ثانیه چشمانت را ببند 
به هیچ چیز فکر کن ‌.

موسیقی با چشمانِ بسته...

@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

۷ روز
تا آغاز پیش‌فروشِ کتاب
«دُختر نیستی که بفهمی»


«استوری‌های اینستاگرام را دنبال کنید»

Читать полностью…

علی سلطانی

یه روزایی آدم انقدر سنگینه که نمی‌تونه خودشو بکشونه از خونه ببره بیرون
دلت می‌خواد به بی‌تفاوت‌ترین حالت ممکن بگذره لحظات.
خیلی اذیت کننده‌ست…
اما خیلی لازمه …
اینجور وقتا
یعنی سیاهی‌های توی وجودت
رسیده به سطح…
و داره کَنده میشه ازت…
صبور باش …
این بی‌حوصلگی، مقدمه‌ی یه هیجان بی‌ماننده…
فقط یادت باشه…
بگذار وُ بگذر…

Читать полностью…

علی سلطانی

حاجی ما شدیم یه ترکیب سمی از درد وُ زخمِ عمیق. اومدیم بچگی کنیم، گفتن بزرگ شدی خجالت بکش. خواستیم خجالتی که کشیدیم رو رنگ آمیزی کنیم؛ یه مداد‌سیاه دادن دستمون گفتن رنگ تعطیل! تستِ کنکور رو باید سیاه کنی. وسط این همه سیاهی، قلب‌مون تندتر زد واسه یه نفر. خواستیم حرف بزنیم که دهانمون رو بوییدند مبادا گفته باشیم «دوستت دارم»؛ اماموندیم پاش. بعد طرف گُه زد به احساس و اعتماد. سرگرم کار شدیم تا یادمون بره چی سَرمون اومده وُ شغل شریف سگ دو زدن رو انتخاب کردیم وُ پول جمع کردیم تاعقده‌هامون رو برطرف کنیم، که قیمتِ عقده‌ها تا خدا رفت بالا. خواستیم پناه ببریم خونه، اما دیدیم تا مریخ فاصله داریم باخانواده.
رفتیم توی خودمون!
حالا می‌پرسی چرا خُشک و پژمرده‌ای؟
جوونه نزدیم که اصلا !
تا خواستیم سبز بشیم تبر زدن.از ریشه ...

#علی_سلطانی
@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

نوشته بود:

سیزده بدَر می‌خوام دساتِه
دورِ خودوُم گره بزنوُم :)))

Читать полностью…

علی سلطانی

غروب سیزده به در بود و نشسته بودم کنار آتشی که نفس‌های آخرش را می‌کشید.
هر چند تعطیلات تمام شده بود و باید از فردایش دوباره می‌رفتیم مدرسه اما حالم خوب بود که قرار است بعد از سیزده روز دوباره ببینمش و راهِ بازگشت از مدرسه را در کوچه پس کوچه‌های شهر قدم بزنیم و وقتی می‌خواهم در ابتدای مسیر کوله‌اش را از دوشش بگیرم که خسته نشود، نگاهِ فدایت شوم جانِ من تحویل بگیرم.
داشتم زغال‌های آتشِ سرد شده را هم می‌زدم و آخرین موسیقی‌ای که برایم فرستاده بود را گوش می‌کردم که زنگ زد و بی‌سلام و الو گفت می‌دانم این ساعت طبق عادت زل زده‌ای به آتش، بگو ببینم به چه چیزی فکر می‌کنی؟
گفتم پرسیدن ندارد که جانم، تو بگو در چه فکری؟
کم حرف بود، از آن کم حرف‌هایی که برای هر جمله‌اش می‌شد دو صد کتابِ قصه نوشت!
با همان لحنی آرام‌تر از حرکت ابرها در آسمان بود، گفت به گره‌های مردم!
سکوت کردم،
سکوت که می‌کردم می‌دانست دلم گوش دادن به حرف‌هایش را می‌خواهد!
ادامه داد به چشمان آدم‌ها نگاه کرده‌ای هنگام گره زدنِ سبزه‌ها؟
آدم ‌ها گره‌هایشان را گره می‌زنند؟! کاش می‌شد گره از زندگی‌شان باز کرد.
این جمله را گفت اما نمی‌دانست از سیزده به درِ سال بعد هنگام گره زدن سبزه‌ها اگر می‌آمد و به چشمانم نگاه می‌کرد خودش را می‌دید.
تو راست می‌گفتی ، آدم‌ها گره‌هایشان را گره می‌زنند
فقط می‌خواهم بدانم هنوز هم به گره‌های مردم فکر می‌کنی؟
مگر نمی‌گفتی کاش می‌شد گره‌هایشان را باز کرد؟
راستش این گره‌ای که هر سال تمدیدش می‌کنم ،فقط به دستان تو باز می‌شود!
می‌دانی دیگر تعطیلات مزه‌ی آن روزها را نمی‌دهد،بعد از تو انگار پرونده‌ام را دادند زیر بغلم و گفتند از دنیا اخراجی، بعد از تو تمامِ روزها غروب سیزدهِ فروردین است که می‌نشینم کنار آتش و چشم در راهم که شاید هنگام فکر کردن به گره‌ی مردم، از ذهنت عبور کنم،
که شاید دلت بخواهد سراغی از گره‌ی کور زندگی‌ام بگیری!

📚چیزهایی هست که نمی‌دانی/
#علی_سلطانی

@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

موسیقی با چشمانِ بسته …
شبت بخیر / دلت آروم ( قلب )

@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

میکس آهنگ‌های عرفان طهماسبی 🫶🏻

@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

«این ویدئو‌ قلبم رو گرم می‌کنه»

روز یکشنبه، توی استوری اعلام کردم کیا میان بشینیم کتاب رو دور هم بخونیم؟
وسط هفته بود و خیلی سخت بود،
اما با این حال حدود ۶۰۰ نفر خواستن که باشن.

اولش قرار بود ۲۰ نفر به قید قرعه انتخاب بشن، اما انقدر استقبال زیاد بود، که ۵۰ نفر انتخاب شدن.
و دیروز برگزارش کردیم.

راستش قبل از این جلسه، وقتی پیام میدادید مشتاقیم کتاب رو بخونیم، یذره استرس می‌گرفتم، که نکنه توقع مخاطب برآورده نشه علی!

اما دیروز، با نگاه کردن به چهره‌ی بچه‌ها، و حرفای از تهِ‌دلشون، احساس کردم که انگار موقع نوشتنِ این قصه، خدا واقعاً کمکم کرده :)

و الان نه تنها استرس ندارم، که مشتاقم هر چه زودتر بخونید و برام بنویسید، و بنویسید … و …

این تصاویرِ کوتاه رو ببینید، هر چند اصلاً گویای اتفاقاتی که افتاد نیست، اما بزودی حرفاشون رو هم می‌ذارم براتون.🫂❤️

📚دختر نیستی که بفهمی / علی سلطا‌نی …

آغار پیش‌فروش کتاب :
۲۲ فروردین/ جمعه / ساعت ۱۲ ظهر
«فقط از سایتی که همان روز اعلام خواهد شد»

Читать полностью…

علی سلطانی

دُختر نیستی که بفهمی؛

چه حسیه، که موقع برگشتن از سرکار، با خستگیِ زیاد، از پنجره‌ی اتوبوس وُ مترو وُ ماشین زل می‌زنی به خیابون؛ چشمات پُر می‌شه و با خودت فکر می‌کنی چقدر مستقل بودن اینجا سخته؟

#علی_سلطانی

Читать полностью…

علی سلطانی

‏اُمیدوارم خدا قدِ همه‌ی روزای بد
واست روزِ خوب کنار گذاشته باشه :)

Читать полностью…

علی سلطانی

دُختر نیستی که بفهمی؛

فکر و خیال و نگرانی
از آینده‌ای که به دست خودت تعیین و تکلیف نمی‌شه
چطور خواب رو از چشمات می‌گیره …

#علی_سلطانی

Читать полностью…

علی سلطانی

وارد یکشنبه شدیم.
حالا دیگه فقط ۶ روز مونده تا پیش‌فروش کتاب
«دختر نیستی که بفهمی»

حقیقتاً خودم داره باورم نمی‌شه رسیدیم به این مرحله :)))

«جمعه / ۲۲ فروردین»

Читать полностью…

علی سلطانی

من دلم می‌خواد لوس وُ ترسو باشم؛
اصلا از این دخترا که واسه آب خوردنم نیاز به کمک دارن...
این مستقل وُ قوی بودن چه غلطی بود که ما کردیم؟

دُختر نیستی که بفهمی

Читать полностью…

علی سلطانی

صُبح
بهار
باران
یادِ تو نیاید چه آید؟

#علی_سلطانی

Читать полностью…

علی سلطانی

تمامِ ذوق وُ حوصله‌‌ای که برای یه دختر خرج می‌کنی؛ عشق میشه و به خودت برمی‌گرده :)

دُختر نیستی که بفهمی

Читать полностью…

علی سلطانی

آقای چاوشی 🫶🏻
@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

دوست دارم اول
بشناسنم
بعد درکم کنن
بعد دوستم داشته باشن؛
وقتی یه راست میرن سراغ دوست داشتن حس بدی می‌گیرم، حس می‌کنم یه جای کار می‌لنگه.

دُختر نیستی که بفهمی

Читать полностью…

علی سلطانی

موسیقی با چشمانِ بسته …
شبت بخیر / دلت آروم ( قلب )

@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

دُختر نیستی که بفهمی؛

یه جایی دست می‌کشه از جنگیدن برای داشتنت،
و بعد برای همیشه فراموشت می‌کنه …


#علی_سلطانی

Читать полностью…

علی سلطانی

يار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پيری پسرم...

#شهریار


@aliii_soltaniiii

Читать полностью…

علی سلطانی

هر بار بعد از دوران pms باید تلاش کنم روابطم رو از اول احیا کنم :)

دُختر نیستی که بفهمی

Читать полностью…

علی سلطانی

تهش مى رسيم به حرف نزار قبانى:

«هركس به اندازه‌ای كه دوستت دارد تو را مى‌بیند،
تلاش بيهوده نكن.»

Читать полностью…
Subscribe to a channel