352
نوشتهها و سرودههای سیدعلیرضا شفیعیمطهر دائرهالمعارف روشنگری: "شفیعیمطهر شخصیت کمیاب و کیمیا و نادری است که تسلُّط ستایشانگیزی بر کلام دارد. ما هنوز کسی با این لیاقت قلمی در ایران نمیشناسیم."
#طنزسیاهنمایی.927
بازتاب ادرار در استخری در ژاپن!
یکجوان عرب در صفحۀ فیسبوک خود نوشت:
من در هتلی در ژاپن مهمان بودم. در حالیکه در استخر هتل شنا میکردم و کسی جز من در استخر نبود، زیر آب ادرار کردم. فوراً مرا به پذیرایی صدا زدند و پاسپورتم را به من دادند و از من خواستند هتل را ترک کنم. دنبال هتل جدید گشتم، ولی هر هتلی رفتم تا نگاهی به پاسپورت من میانداختند عذرم را میخواستند و در جواب به من میگفتند:
ببخشید، شما هستید که در استخر ادرار کردهاید.
تا این که بهسفارت متوسّل شدم. او هم بهنوبۀ خود هتلی را که استخر نداشت، به من توصیه کرد. وقتی ژاپن را ترک کردم، افسر گذرنامه پس از مهرزدن در گذرنامه به من گفت:
اميدوارم از مزایای آن بهرهمند شده باشید.
گفتم: حالا تو از نقل این ماجرا میخواهی چه نتیجهای بگیری؟
گفت: تمام ژاپن دانستند که این مسافر عرب در کدام استخر ژاپن ادرار کرده، ولی دولت ما هنوز نمیداند چه کسی میلیاردها دلار از خزانه دولت را دزدیده است!!
گفتم:چرا مدیران ما لااقل دانش مدیریّت را از مدیرانی ژاپنی نمیآموزند؟
گفت: دانش مدیریّت اگر در ثریّا هم باشد. مردانی از سرزمین پارس به آن دانش کاری ندارند و به دنبال ثریّا خواهند رفت!!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1582
🔰 «پگاه روشن» و «پناهگاه ایمن»
🖌__ همیشه «مایههای نزاع» در «لایههای اجتماع»،
و در «کِشتگاهِ فرق»، به صورت «هرزه گیاهِ فقر» میرویَد.
👌 فقر نه تنها «دردِ فقیر»، که «دستاورد امیر» است.
🤔 فقر چون «شبی ظلمانی» و «تبی پنهانی»،
نه تنها «کوخهای ویرانه»، که «کاخهای شاهانه» را نیز دربر میگیرد.
⭕️ تا در هر «شهر و دیار» در هر «دهر و روزگار»،
حتّی یک گرسنه «گام بر زمین» و «سَرِ بی شام بر بالین» گذارد،
در آن جامعه مردم هیچ گاه «پگاهی روشن» و «پناهگاهی ایمن» نخواهند داشت!
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/01/03
-----------------------------------------------
نزاع: کشاکش، دشمنی، خصومت
کوخ: خانهای که از چوب و نی و علف ساخته شود
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
گزینگویههای مطهر(فرگرد 2330)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺
من آنگاه که «دُرجِ زرّین آکبند»را بر فراز «برج برین بلند»،
«هدفمندانه نگریستم»،بسی «دردمندانه گریستم».
صله، پربار» بود و «فاصله، بسیار».
ولی وقتی «پلّکان» را بر درِ این «کان» دیدم،
دانستم که «مقصد هرچند دور» و راه «مقصود غیرقابل عبور» باشد،
میتوان حتّی قُلّۀ «اهرام» را «گامبهگام» پیمود!
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1580
🔰 «اسیر رویا» و «درگیر ریا»
🖌__ من خفتگانی را دیدم «اسیر رویا» و «درگیر ریا».
اینان در «رویاهای رنگین»، «اُتوپیاهای نمادین» را میدیدند
و چون به آنها «با زشتی دل میبستند»،
چون «کشتی به گِل مینشستند»!
👈 آنان برای «تعبیر خواب» به «تفسیر سراب» میپرداختند
و نمیدانستند «اسیر رختخواب» هرگز «تعبیر خواب» را درک نمیکند.
آنان «تعبیر خواب» را در «تفسیر انقلاب» میجُستند،
در حالی که «قانون انسانیّت»، «ستون عقلانیّت» است.
👌 هرگز «نقل» جای «عقل» را نمیگیرد،
زیرا «نقل روایت» بدون «عقل درایت»،
نه «فهمی درست»، که «وهمی سُست» است.
⭕️ برای «تعبیر رویا» و «تفسیر ماجرا»،
نخست باید از «خواب بیدار» شد و از «سراب، بیزار»!
لازمۀ «درک تعبیر خواب»، «ترک تخدیر رختخواب» است !
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/12/26
------------------------------------------------
اُتوپیا: مدینهی فاضله، آرمانشهر
درایت: دریافت، آگاهی، دانستن
تخدیر: سست کردن، بیحس کردن
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1579
🔰 «تحمیل» یا «تحمُّل»؟!
🖌__ در «سرمای جانکاه» و «صحرای سیاه»،
خارپشتها «بستری نرمتر» و «خاکستری گرمتر» از این نداشتند،
که در مکانی «باریک» به هم «نزدیک» شوند،
تا از «هوای تن» و «گرمای بدنِ» یکدیگر بیاسایند.
در این صورت خارهای هر یک دیگری را «میآزُرد» و او را «میافسُرد»
و چون از همدیگر «دور » و «مهجور» میشدند،
«تنها میافسُردند» و از «سرما میمُردند»!
🤔 بنابراین «درسی آموختند» و «تجربهای اندوختند»،
که تنها راه رهایی از «نیستی»، «همزیستی» است.
👌 انسانها نیز هم «خارهای گزنده» دارند و هم «رفتارهای برازنده»!
هر انسان را همان گونه که هست باید «پذیرفت» و با او «سخن گفت»!
🙏 بیاییم به جای «تحمیل، تحمُّل» را و به جای «تَامیل، تامُّل» را برگزینیم!
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/12/24
------------------------------------------------
مهجور: دورافتاده، جدامانده
تَامیل: امیدوار ساختن، آرزومند کردن
تامُّل: اندیشیدن، فکر کردن، دوراندیشی
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
گزینگویههای مطهر (فرگرد 2329)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
آنان که برای یافتن «گنج» هزار گونه «رنج» میبرند،
«زمین را میکاوند» و «زمان را میتاوند»،
آیا نمیدانند بهترین «گنجینه» را در «سینه» دارند؟
هر «انسانِ کودن» حتّی «نادانِ الکن»،
در «ضمیر نهان» یک «هژیر پنهان» دارد.
کشف این «کان زرّین» و «مکان برین»،
«کارِ مربّی نستوه» و «ابتکارِ معلّم دانشپژوه» است،
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
تاویدن: تابآوردن،تحمُّلکردن
هژیر: زیرک،هوشیار.نیکو،پسندیده
#طنزسیاهنمایی. 924
طرح پیشرفت جهشی ارائه شد!
گفت: مژده! مژده!
گفتم: چه خبر شده؟ خوشخبر باشی! زود بگو که همۀ ما را ذوقزده کردی!
گفت: طرحی نوین و فکری قابل تحسین برای «پیشرفت جهشی» ارائه شد!
گفتم: «پیشرفت جهشی» دیگر چه صیغهای است؟
آقای قالیباف طرحی انقلابی و نوین ارائه کردهاند که ما در پرتو آن میتوانیم ظرف 12 روز به پیشرفتی 50 ساله نایل شویم!
گفتم: مگر چنین چیزی امکان دارد؟
گفت ایشان فرمودهاند: جنگ ۱۲ روزه ما را ۵۰ سال جلو انداخت!
🔹 اگر جنگ اخیر رخ نمیداد ما هیچگاه به درکی که در این ۱۲ روز به آن رسیدیم، نمیرسیدیم!
(کانال مجلس شورای اسلامی ️ Majles)
گفتم: حالا تو چطور میتوانی این طرح را به همۀ عرصههای علمی،اقتصادی،فرهنگی و ...کشور تعمیم دهی؟
گفت: ما در هر زمینهای که مشکل داریم،میتوانیم یک جنگ 12 روزه در آن زمینه به راه اندازیم!
گفتم: تو لطفاً قبل از هر کار، خودت را به یک پزشک روانشناس نشان بده!
گفت: اگر جنگ ۱۲ روزه ما را ۵۰ سال جلو انداخته است،اگر یک 12 روزۀ دیگر به ما تحمیل شود،ایران به کجا میرسد؟!
به ناپلئون گفتند: پیروز شدیم!
پرسید: چقدر تلفات دادیم؟
گفتند: با ۶۰ درصد تلفات پیروز شدیم.
ناپلئون گفت: اگر یک بار دیگر این طور پیروز شویم، نابود خواهیم شد!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1577
🔰 «از پگاهی نو بنگریم» و «با نگاهی نو بنگاریم»!
🖌__ انسانِ «سبزکیش» و «مُثبتاندیش»،
همیشه برای هر «کامه»، «برنامه» دارد،
ولی انسان منفی برای انجام ندادن هر «کاری بنیادین» و «ابتکاری خیرآفرین»
«بهانه میتراشد» و سیمای مُنتقد را با «تازیانه میخراشد».
🤔 آدم منفی تا «چَشم میگُشاید»، بر «خَشم میافزاید»،
دنیا را چون «زهر هلاهل میبیند» و تا میتواند «مشکل میآفریند»!
🙏 اگر «سبزکیشیم»، بیاییم «مُثبت بیندیشیم»،
«باب آفرینش را از پگاهی نو بنگریم»
و «کتاب بینش را با نگاهی نو بنگاریم»!
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/12/17
------------------------------------------------
کامه: مراد، آرزو
زهر هلاهل: زهر بسیار کشنده و مرگبار
(این ترکیب، در مقام تشبیه هم بهکار میرود؛ یعنی وقتی سخنی، رفتاری یا موقعیتی بسیار آزارنده و مهلک باشد، آن را به «زهر هلاهل» تشبیه میکنند.)
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
گزینگویههای مطهر (فرگرد 2327)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
در این «وادی»،«بیسوادی» از میان نرفته،
بلکه بیسوادان، «خواندن» و «نوشتن» آموختهاند.
بنابراین چه بسیار آنان که «کتاب مینویسند»،گویی «طناب میریسند»!
امروزه «باسواد جامعه» باید بر «چکاد توسعه» ایستاده
و چون «مِهینۀ مِهر دهر» بر «سینۀ سپهر شهر» ،
«پرشور بدرخشد» و همگان را «نور و نوا بخشد».
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
مِهینه: بزرگ،بزرگتر،بزرگترین
مِهر: خورشید
برای دستیابی به دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در
کانال گزینگویههای مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
/channel/nedayemotahar
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1575
🔰 «عَون» و «فرعون»
🖌__ اگر «عَون» باشد، «فرعون» بسیار است!
هر انسان که خود را از «پایش، بینیاز» و برای «فرمایش، مُمتاز» بداند،
و «قُدرت را در حصار انحصار» و «نُصرت را در اِقدارِ اِقتدار» بپندارد،
قطعاً «خودکامهای خونریز» میشود، اگر چه «علّامهای باتمییز» باشد!
👌 بنابراین به هیچ انسان نباید «قدرت مطلق» داد،
اگر چه «حاکم برحق» باشد!
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/12/12
-------------------------------------------------
عَون: مساعدت، یاری، مددکار، پشتیبان، خادم
پایش: نظارت مردم
فرمایش: امر، حکم، دستور، سخن شخص بزرگ
مُمتاز: برگزیده و جداشده،، دارای برتری و مزیت
نُصرت: یاری، پیروزی
اِقدار: توانا گردانیدن، توانا کردن
تمییز: تشخیص، فرق گذاشتن
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1574
🔰 «واهمۀ وهم» و «فایدۀ فهم»!
🖌__ کسانی «شگرف زیستن را میتوانند»،
که «ژرف نگریستن را میدانند».
- اینان برای «دل»، «دلیلی» میجویند و برای «سَر»، «سَریری»!
- «زمزمۀ نقل» را در «زمزم عقل» میشویَند
و «رایحۀ روایت» را در بیانِ «لایحۀ درایت» میگویند.
- ایشان «آفرینِ آفرینش» را در «تبیین بینش» مینیوشند
و «پیام هستی» را در «جام اَلَستی» مینوشند.
👌 این گونه میتوان از «واهمۀ وهم وارهید» و به «فایدۀ فهم رسید»!
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/11/30
-----------------------------------------------
واهمه: بیم، هراس، ترس
شگرف: نیکو و خوشآیند، کمیاب و بینظیر در خوبی و زیبایی
سریر: تخت، اورنگ، تخت پادشاهی
زمزمه: سخن گفتن زیر لب، آواز یا دعا خواندن
زمزم: آب بسیار، نام چاهی در جوار کعبه
رایحه: بوی خوش، عطر
لایحه: نوشته، نامۀ مفصّل
آفرین: مخفف آفریننده
نیوشیدن: شنیدن (مینیوشند: میشنوند)
اَلَستی: آغازین (اَلَست: آغاز آفرینش)
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
گزینگویههای مطهر (فرگرد 2325)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
هیچ «نائرۀ جنگی» بدون «مذاکرۀ فرهنگی» خاموش نمیشود.
بنابراین آنان که «همواره میستیزند» و از «مذاکره میگریزند»،
این کار نه «راهی بهسوی بهبودی»،که «چاهی بهسوی نابودی» است.
اینان «سرشتی خودخواه» دارند و «سرنوشتی سیاه»!
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
نائره: آتش برافروخته،فتنۀ برپاشده،کینه و دشمنی
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
برای دستیابی به دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در
کانال گزینگویههای مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
/channel/nedayemotahar
#طنزسیاهنمایی.920
آقای دکتر پزشکان! نوبت تو شد، بجنبان ریش را!
گفت: وقتی آقای دکترپزشکیان از فیلتر مرموز شورای نگهبان گذشت و به عرصۀ کارزار انتخابات ورود کرد،نور امیدی در دل ارادتمندان ایشان دمید. گیرم که قولهایی نداد،ولی کارنامه افتخارآمیز سالها در سنگر مجلس و نطقهای آتشین و انتقادآمیز مکرّر ایشان دربارۀ نارساییها و بیکفایتیها و سوء مدیریّت برخی از دولتهای پیشین ما را بر آن داشت تا مردانه بپاخیزیم و با آرای چشمگیر خود ایشان را بر کرسی ریاست جمهوری بنشانیم.
گفتم: آفرین بر تو و بر تکتک همۀ ملّت بزرگ ایران که با خیزش خیرآفرین خود این برگ از کتاب تاریخ ایران را به نام دکتر پزشکیان مزیّن فرمودند. حالا چه طلبی از ایشان داری؟
گفت: اکنون که ماهها از جلوس ایشان بر کرسی ریاست جمهوری میگذرد،ما بسیاری از کارها و ابتکارهایی را که چشمانتظار آن بودیم،در کارنامۀ ایشان نمیبینیم!
ما ملّت تکلیف و وظیفۀ خود را انجام دادیم! حالا چشم به راه ایشان هستیم!
هر یکی کردیم کارِ خویش را
نوبت تو شد، بجنبان ریش را
گفتم: این بیت زیرخاکی از کجا یافتی؟
گفت: هر وقت در یک کار گروهی، یکی از افراد کار خودش را به خوبی انجام ندهد، به او میگویند:
* «ما کار خودمان را کردهایم؛ نوبت تو شد، بجنبان ریش را.»
گویند: شبی شاهعباس با لباس مبدّل از قصر بیرون آمد و سه نفر دزد را دید که به قصد دزدی از خزانۀ شاه مشغول "سوراخ کردن" زیر دیوار قصر بودند.
شاهعباس پرسید: «چه میکُنید؟»
دزدها که دیدند "نقشههایشان" نقش برآب شده،گفتند:ما میخواهیم جواهرات سلطنتی را بدزدیم. تو هم با ما شریک!
ضمناً هرکدام از ما "هنری" داریم.
شاهعبّاس پرسید: «هنر شما چیست؟»
یکی از دزدها گفت:
«من هرکسی را حتّی در تاریکی شب یکبار ببینم، بار دیگر هرجا ببینمش میشناسم.»
دزد دومی گفت: «من میتوانم هر قفل بستهای را باز کنم.»
دزد سومی گفت: «من میتوانم تمام سگها را برای مدّتی آرام کنم.»
دزدها و گفتند: «حالا نوبت تو است بگو ببینم تو چه هنری داری؟»
شاهعباس گفت: «من "ریشی" دارم با "جنباندن" آن میتوانم هر زندانی یا اسیری را آزاد کنم!»
دزدها اما چون کارشان طول کشید، زمان خواب سگها و نگهبانها تمام شد. سگها واق،واق کردند و نگهبانها از خواب پریدند و همه را "دستگیر کردند" و به "زندان" بردند.
روز بعد، شاهعبّاس "لباس شاهیاش" را پوشید و دستور داد دزدها را برای "محاکمه" بیاورند.
او پرسید: «با چه جرأتی به قصر ما دستبرد زدهاید؟»
مردی که گفته بود هرکس را یک بار در هر لباسی ببیند باز هم میتواند او را بشناسد، تا شاه عباس را دید، شناخت و گفت:
«ای شاه!
هر یکی کردیم کار خویش را
نوبت تو شد، بجنبان ریش را
شاهعباس "خندهاش گرفت" و گفت: «آزادشان کنید.»
از آن به بعد، هر وقت در یک کار گروهی، یکی از افراد کار خودش را به خوبی انجام ندهد، به او میگویند:
«ما کار خودمان را کردهایم؛ نوبت تو شد، بجنبان ریش را.»
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1571
🔰 «باران صفا» و «یاران باوفا»
🖌__ «روزگاران سخت» برای «رادمردان نیکبخت»،
با وجود هر «کمبود» این «سود» را دارد،
که در «بوستان تحقیقی»، «دوستان حقیقی» را میشناسند؛
👈 اینان «دلهای شکسته را امید»اند و «درهای بسته را کلید»،
برای «زخمها، مرهم»اند و برای «اخمها، همدم»،
برای «مردها، مان»اند و برای «دردها، درمان»!
🙏 بیاییم «باران صفا» را بر سر و روی «یاران باوفا» بباریم
و در «سِگال رفاقت»، «نهال صداقت» بکاریم!
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/11/23
-------------------------------------------------
اخم: اخمه، آژنگ، ترشرویی، درهم کشیدگی ابرو از اوقات تلخی و بدحالی، عبوس بودن، ترشرو بودن
مان: مثل و مانند، خانه، اسباب خانه
سِگال: اندیشه، فکر
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1570
🔰 «درس آگاهی» یا «ترس از گمراهی»؟!
🖌__ آنان که از «ترس گمراهی» از هر «درس آگاهی» میگریزند،
در حقیقت با هر «شعلۀ تاب» از «مشعلۀ آفتاب» میستیزند.
اینان «فریب وهم» را بر «نصیب فهم» برتری میدهند
و «چشمهای شعور» را به روی «چشمههای نور» میبندند.
💖 خداوند بزرگترین موهبت خود یعنی «خرد» را برای شناخت «نیک و بد»
به هر انسان «فکور» و «باشعور» بخشیده است،
بنابراین هر انسان که «خویش نیندیشد»، از هر «کیش می پریشد».
👌 انسانی که هر گونه «درک» را «ترک» میکند،
خود را «خوار» و فهم دیگران را «نُشخوار» میکند،
او «مقام انسانیّت» را تا «کُنام حیوانیّت» فرومیکاهد
و نه «قُربت الهی»، که «کُربت تباهی» را میخواهد!
🤔 آن که نه «فکورانه»، که «کورکورانه» از فهم دیگران پیروی میکند،
در حقیقت «سار افسار» و «هار مهار» دیگران را بر گردن خویش افکنده است.
🙏 بیاییم «خویش بیندیشیم» تا از هر «تشویش نپریشیم»!
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/11/20
--------------------------------------------------
شعله: زبانه، زبانۀ آتش
تاب: فروغ، روشنی، گرمی
مشعله: چراغدان، قندیل، مشعل
نصیب: بهره، حظ، بخت و اقبال
کُنام: جایگاه حیوانات چرنده و درنده
کُربت: حُزن، مشقّت، اندوه
سار: رنج، آزار، محنت، درد، غُصّه
هار: گردنبند
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
گزینگویههای مطهر(فرگرد 2331)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺
«ایران»،دارد «ویران» میشود!!
«جنگلها در آتش جُهّال میسوزند» و «انگلها عطشِ مال میاندوزند»!
ای کاش به جای «هکتارهای جنگل»،«کفتارهای انگل»میسوختند!
میخواهند ایران را یا با «شکست» بمیرانند،یا با فرونشست»!
جنگلها با «عطشِ آب میسازند»،ولی در «آتش مذاب میسوزند»!
بیاییم برای «حیات انسان» و «نجات ایران» بپاخیزیم!
#شفیعی_مطهر
#طنزسیاهنمایی.926
ما 22 برابر پهلوی پول نفت گرفتهایم!
گفت: ایران از ابتدای کشف نفت تا پایان سلسلۀ پهلوی ۱۳۸ میلیارد دلار ایران پول نفت گرفتهاست!
در حالی که از آغاز انقلاب تا کنون ۳۰۰۰ میلیارد دلار پول نفت گرفتهایم!
گفتم: خب،پیشرفتهای ایران را در این 47 سال بشمار و ببین با این سه هزار میلیارد دلار چه کردهایم؟
گفت: ایران در 40 سال اخیر بالای یک و نیم تریلیون دلار درآمد ارزی داشته است. یعنی یکی از بالاترین صاحبان ثروت در جهان بوده است. در حالی که میشد با نیم تریلیون دلار، کشور را از فقر و گرسنگی و اختلاف طبقاتی نجات داد!
در کشور ما 800 هزار نفر هر یک در هر ماه 350 میلیون تومان از سوپریها خرید میکند!
همزمان 9 میلیون و 500 هز ار نفر یعنی بیش از یک دهک مردم ،گرسنه محضاند، حتّی روزی 1200 کالری عذا نمیخورند!
اکنون دو میلیون نفر دانشآموز محروم از تحصیل داریم!
ضریب استفاده از گوشت در کشور طیِّ دو سال اخیر نصف شده است.
گفتم: به نظر تو با توجُّه به این ثروت و درآمد کلان،علّت این همه فقر و تبعیض طبقاتی چیست؟
گفت: به نظر من در این مدت دو غایب بزرگ داشتهایم: یکی عقلانیّت و دوم مدیریّت!
گفت: شاعر خوشذوقی پاسخ تو را به زبان سرودهای طنزگونه میدهد:
یه روز خدا دعاها رو چِک میکرد
میشنیدشونو به اونا فِک میکرد
یکی از آمریکا، یکی از ژاپن
یکی از آنگولا، یکی از گابُن
هر کسی یه چیزی میخواست از خدا
یکی شوهر میخواست، یکی هم شفا
یکی میخواست ردیف و پولدار بشه
یکی میخواست صاحب اُسکار بشه
یکی مریض بود و میخواست نمیره
یکی میخواست مرگو بغل بگیره
خدا دیدش این آدمای خاکی
یا که ازش طلبکارن، یا شاکی
اینا که هر کدوم تو یه فازیان
کُلٌهم از زندگی ناراضیان
ولی یکی از دعاها عجیب بود
صاحب اون یه آدم غریب بود
غریب که نه، یه آدم ایرونی
از اونایی که حالشو میدونی
دعا میکرد با دست و روی شُسته:
خدا جونم خیلی کارِت دُرُسته!
شما دیگه به حال ما فِک نکن
دعای ایرونیا رو چِک نکن
وضع ماها خوبه و مشکلی نیست
سرخوشیم و غصّه تو هیچ دلی نیست
ایرانو ول کن به اروپا برس
به مردم خوب یو،اس،آ برس
اینجا بهشته، وضع ما عالیه
جای ملائکه فقط خالیه!
به لطفتون شادیم و غم نداریم
اوضاع ردیفه، هیچی کم نداریم!
خدای مهربون که چاره میساخت
گفت به همه: این به ما تیکّه انداخت
ماهو نشون گرفت و سایهشو زد
این ایرونی به ما کنایهشو زد
اون روز دیگه خدا دعایی نشنُفت
ایرونیو صداش زد و بهش گفت:
کشورتون که کشور خوبیه
مملکت باحال و مرغوبیه
تو خاکتون دریای نفت که دارین
انقلاب پنجاه و هفت که دارین!
با کمک ما شاهو کلّه کردین
چراغونی توی محلّه کردین
درآمد نفت نجومی دارین
دانش هستهای بومی دارین!
کشورتون، یه کشور چارفصله
از دو طرف به سه تا دریا وصله
اندازۀ کلِّ جهان گاز دارین
توی خلیج صدتا بارانداز دارین
کشورتون معدن خاویاره
صندوق ارزیتون پر از دلاره
پسته و فرشتون تو دنیا تکه
مظهر خودکفاییتون موشکه!
برای زعفرونتون که بیسته
حتی اوباما توی صف میایسته!
کلّی طلا و آهن و مس دارین
هزار تا عنوان توی گینِس دارین
تنگه هرمز که تو مشتتونه
ملّت در صحنه که پشتتونه
توی فضا صاحب ماهوارهاید
ناقلاها معلومه اینکارهاید!
انرژی هسته ایتون براهه
اینو اگه شکر نکنین گناهه
یارانه تونم سر ماه میریزن
اونایی که ناراضیان، مریضن!
این دیگه ناشکریه که مینالید
باید به سرزمینتون ببالید.
ایرونیه حرف خدا رو شنید
از دو سهجا برق سهفازش پرید!
گفت به خدا یه حرفی تو گلومه
بذار اونم بگم دیگه تمومه!
با این همه لطف شما جالبه
کشور ما ٬شعب ابیطالبه!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1581
🔰 «پایایی» و «پویایی»
🖌__ بیاییم چون «رود، روان» باشیم و با این «سرود، نغمهخوان» که:
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
👈 جهان هستی نه «زمانی رامش» دارد و نه «آنی آرامش»!
«جهانِ گردون»، «سکون» نمیشناسد.
هیچ «پدیدۀ رام» و «آفریدۀ آرام» نداریم.
همه «سختکوش»اند و در «جوش و خروش»؛
بنابر این برای هر «موجود» در «عالَمِ وجود»،
«پایایی» در گروی «پویایی» است.
👌 آنان که «پویایی را نمیدانند»، «پایایی را نمیتوانند»؛
و ناگزیر در «سرابِ سُکون میپوسند» و «مُردابِ دون را میبوسند»!
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/12/28
-------------------------------------------------
رامش: آسودگی، شادی
گردون: چرخ، آسمان
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
کرامت انسانی در شهر هرت!
قصّه های شهر هرت. قصّۀ 209
#شفیعی_مطهر
روزی یکی از شهروندان شهر هرت برای گرفتن پروانۀ ساختمان واحد مسکونی خود به شهرداری منطقه رفت. وقتی به دفتر شهردار منطقه مراجعه کرد،منشی به او گفت:
باید درخواست مکتوب خود را در دبیرخانه ثبت کنی.
آن مرد ناگزیر به دبیرخانه رفت. کارمند دبیرخانه به او گفت:
باید نامۀ درخواست خود را تایپ شده همراه با اسناد و مدارک به دبیرخانه تحویل دهی.
آن مرد پس از دریافت فهرست بلندبالای اسناد و مدارک به خانه برگشت و پس تهیّۀ همۀ اسناد و مدارک به دبیرخانه شهرداری منطقه مراجعه کرد.
کارمند دبیرخانه به او گفت: نامه را بگذار روی میز و برو دمِ در بایست تا صدایت کنم.
مرد رفت و دم در ایستاد تا پس از ساعتی او را صدا زد و گفت:
پس فردا بیا نامهات را بگیر!
مرد گفت: مگر ثبت یک نامه در دفتر چقدر زمان میبرد؟
کارمند بدون این که سرش را از روی میز بلند کند،با بیاعتنایی گفت: همین است که گفتم!
در این میان یک نفر با چشمک و اشاره او را صدا زد و درگوشی به او گفت:
اینجا شهر هرت است! کار بیمایه فطیر است! باید یک تراول پنجاهی بدهی تا کارت راه بیفتد!
مرد خشمگین شد و با فریاد تهدید کرد:
روز روشن و رشوه خواری؟! من الان میروم و به شهردار شکایت میکنم!
کارمند با بیخیالی گفت: راه باز است و جاده ،دراز! بفرما به هر مقامی میخواهی شکایت کن!
مرد با خشم و ناراحتی به دفتر شهردار مراجعه کرد و به منشی شهردار گفت:
کارمند دبیرخانه بدون رشوه کار مرا انجام نمیدهد. میخواهم نزد شهردار بروم و از او شکایت کنم.
منشی گفت: اولاً آقای شهردار فعلاً جلسه دارند و ارباب رجوع نمیپذیرند. ثانیاً شما باید متن شکایت مکتوب و تایپ شدۀ خود را همراه با مدارک و اسناد از طریق دبیرخانه به عرض شهردار محترم برسانی.
مرد ناگزیر به خانه برگشت و روز بعد متن شکایت تایپ شده را به دبیرخانه برد و به همان کارمند داد. کارمند وقتی نامه را خواند و فهمید شکایت علیه خود اوست،نامه را پرت کرد و با تشر گفت:
فعلاً برو دم در بایست تا صدایت کنم. مرد ناگزیر رفت لب در ایستاد. ساعتی بعد او را صدا زد و گفت:
برو هفته آینده بیا!
مرد تا خواست داد و فریاد سردهد،کارمند بلافاصله با صدای بلندتر بر سر او فریاد زد:
خرج خودت را سنگینتر کردی! این دفعه تا دو تا پنجاهی ندهی کارت راه نمیافتد!
مرد فریادکنان به سوی دفتر شهردار دوید و ماجرای رشوهخواهی صریح کارمند را به او گفت. منشی مجدّداً با خونسردی تمام همان روند پیشین شکایت را برای او توضیح داد و او را به بیرون هدایت کرد.
آن مرد هر روز همین روند را ادامه داد و کارمند هر روز بر مبلغ رشوه میافزود .تا روز دهم که درخواست رشوۀ کارمند به یک میلیون رسید. روز دهم وقتی درخواست میلیونی کارمند را شنید، نومیدانه کنار اتاق دبیرخانه ایستاد و به تماشای ورود و خروج ارباب رجوعها پرداخت. او میدید که هر ارباب رجوع با آرامی و همراه با تملُّق و کُرنش رشوه را میپردازد و هیچ کس هیچ اعتراضی نمیکند و رضایتمندانه دبیرخانه را ترک میکند. پس از ساعتی نزد کارمند مزبور رفت و با آرامی و لحنی فروتنانه از او پرسید:
بالاخره کار من چه میشود؟ چه بکنم که مشکل من حل شود؟
کارمند بدون این که سر از روی میز بردارد،با بیاعتنایی به او گفت:
اگر زبان آدم را میفهمیدی و دستت به جیبت آشنا بود ،همان روز اول کارت درست میشد.
آن مرد پرسید: آیا شما نمیترسی که خبر رشوهخواری صریح و بیپردۀ شما به گوش شهردار منطقه و شهردار شهر هرت و وزیر و....برسد؟
کارمند با پوزخندی مسخرهآمیز گفت:
پسرجان! وقتی من پنجاه تومان از تو میگیرم، منشی دفتر شهردار صد تومان میگیرد.کارشناس مربوطه دویست تومان ،حسابدار،پانصد تومان و همین طور رو به بالا مبالغ افزایش مییابد. خلاصه تا وقتی آقای شهردار شهر هرت بخواهد پروانه را امضا کند،برای تو صدمیلیون آب میخورد! حالا خود دانی میخواهی پروانۀ ساختمان بگیری یا نه؟ منِ بیچاره خوش انصافترین این مسئولان هستم! که با پنجاه تومان کارت را راه میاندازم!! من وقتی میبینم همۀ مسئولان بالاتر از من با ارقام نجومی چپاول میکنند،من هم برای مقابله با این وضع گرانی چارهای جز گرفتن حق و حساب از ارباب رجوع ندارم!
آن مرد ناگزیر دست از پا درازتر پس از 15 روز دوندگی سرش را پایین انداخت و در حالی که این جمله را زیر لب تکرار میکرد،به سوی درِ دبیرخانه راه افتاد.
«تازه یادم آمد! اینجا شهر هرت است! آری، شهر هرت!!»
کارمند او را صدا زد و به گفت:
اگر می خواهی در شهر هرت زندگی کنی و کارت راه بیفند، باید از پول بگذری!
شهروند پاسخ داد: ...و بالاتر از پول باید از «کرامت انسانی» بگذری!!
این را گفت و دبیرخانۀ شهرداری را ترک کرد!!
کانال رسمی ندای مطهر
/channel/nedayemotahar
#طنزسیاهنمایی. 925
عوامل فیلترینگ معرّفی شدند!
گفت: مرگ بر خارجیها!
گفتم: خاموش! خارجیهای غیرایرانی نیز انساناند و ما برای همۀ بشریّت خیر و خوبی و زندگی سعادتمندانه آرزو داریم.حالا تو چه دشمنی با خارجیها داری؟
گفت: آنان هستند که ما را در زندان فیلترینگ تحقیر کردهاند!
گفتم: ایران کشوری مستقل و دارای مدیرانی مستقل و وفادار به ملّت است و فیلترینگ فضای مجازی توسُّط مدیرانی کجسلیقه صورت گرفته که در پندار غلط آنان هنوز ملّت ایران بدان درجه از رشد فکری و عقلی نرسیدهاست که بتواند از فضای مجازی استفاده درست علمی و اخلاقی کند! حالا کی گفته فیلترینگ فضای مجازی ما ایرانیان، توسُّط خارجیها صورت گرفته است؟
گفت: حمید رسایی فرمودهاند:
در جمهوری اسلامی هیچ کس موافق فیلترینگ نیست!
گفتم: یعنی ایشان بر این پندارند که کسی یا کسانی از خارج ما را این گونه شایستۀ تحقیر دانستهاند؟ مگر ارادۀ خارجیها در مدیریتهای ما دخالتی دارد؟ معلوم است که فیلترینگ کار مدیران هممیهن خودمان است. البتّه ایشان «سیمکارت سفید» دارند و طعم تلخ فیلترینگ را درک نمیکنند.
گفت: زمانی که راه تهران- شیراز هنوز آسفالت نشده بود،روزی وزیر راه به شیراز میرود. در نشست عمومی مردم از دستاندازهای راه تهران- شیراز گلایه میکنند. وزیر ضمن ردّ گلایۀ مردم میگوید:
«من که امروز از تهران آمدم،هیچ دستاندازی را احساس نکردم!»
مردم میپرسند: شما با چه وسیلهای آمدید؟
پاسخ میدهد: با هواپیما!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1578
🔰 «حریم قداست» و «اقلیم سیاست»
🖌__ هر «فرد اقدس» و «مرد مقدّس»،
که با «احساس ریاست»، «لباس سیاست» میپوشد،
باید بداند «حریم قداست» با «اقلیم سیاست» نمیسازد.
🤔 کسی که بر «صدر مینشیند» و «قدر میبیند»،
در برابر «خیارات خویش» و «اختیارات بیش»،
باید «اُلگو» و «پاسخگو» باشد.
👌 آن که میخواهد «پاسدار قداست» باشد،
باید از «مدار سیاست» بپرهیزد!
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/12/19
-----------------------------------------------
اقدس: مقدّستر، پاکتر، پاکیزهتر
خیار: اقدام به کاری به میل خود، برگزیده، دارای اختیار
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
گزینگویههای مطهر (فرگرد 2328)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
بسیاری از ما نه در «کار»،که در «شعار»،
«شادی را قدر میدانیم» و «آزادی را بر صدر مینشانیم،
بی آن که «زاری حقارت» و «خواري اسارت» را درک کنیم!
خودکامگان،تحقیر را نه بر«پیشانی مینگارند» و برای آن نه «نشانی میانگارند».
آنان «بینش را کور» و «خوانش را سانسور» میکنند.
مردم ناگزیر «هوای تحقیر» را در «فضای تزویر» تنفُّس میکنند!
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
برای دستیابی به دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در
کانال گزینگویههای مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
/channel/nedayemotahar
#طنزسیاهنمایی. 923
بیعُرضه آفتابهدزدها!
گفت: در خبرها آمده بود که ۳ انگشت دزدی را بریدهاند!
گفتم: چرا؟
گفت: چون بیعُرضه احتمالاً آفتابه دزدیده بود!
گفتم: اگر چیز دیگری دزدیده بود،انگشتانش را نمیبریدند؟
گفت: نه! اگر میلیاردی دزدیده بود،احتمالاً الان در کانادا امن و امان مشغول خوشگذرانی بود!
گفتم: چرا این آفتابهدزد نرفته کانادا؟
گفت: همین سوال را از یک آفتابهدزد پرسیدم. پاسخ داد:
من اگر خارج نمیروم فقط یک دلیل دارد. آن هم این است که نمیتوانم از توالت فرنگی استفاده کنم.
وگرنه یارانهام واریز شده و پول آفتابهام هم آماده است!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1576
🔰 «قاموس واقعیّت» و «اقیانوس حقیقت»
🖌__ آنان که در «سپهر میانروز» وجود «مهر جهانافروز» را انکار میکنند،
با حق و حقیقت با «همۀ پیدایی» و در «همهمۀ روشنایی» میستیزند.
👈 نباید «حقیقت را نهُفت» و از بیان «واقعیّت برآشفت»،
اگر چه برای ما «دلریش» و بر «ضدِّّ خویش» باشد.
👌 باطل، «کفِ روی آب» است و «علفِ سراب»،
ولی حقیقت «اصالتِ آب» است و «دلالتِ آفتاب»!
🙏 برای «گسستن از آفاتِ زوال» و «پیوستن به ذاتِ لایزال»،
بیاییم به «قاموسِ واقعیّت» و «اقیانوسِ حقیقت» بپیوندیم!
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/12/14
------------------------------------------------
قاموس: میانهی دریا
سپهر: آسمان
همهمه: صداهای درهم و برهم جماعت
دلریش: رنجور، دلخسته، محزون
لایزال: جاوید، پایدار، بیزوال
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
گزینگویههای مطهر (فرگرد 2326)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
در عرصۀ «داد و دهش» و «راه و روش»،
بعضی از انسانها چون «ابرند،ولی نمیبارند»،و «ستبرند و میانبارند».
ولی برخی از «یاران» چون «باران»اند.
بر «ستیغ بیدارند» و «بیدریغ میبارند».
در برابر ابر باید از «آبرو کاست» و «باران خواست»،
ولی باران بدون «خواهشِ نیرو» و «کاهشِ آبرو»،
همه را «فرزانه میانگارد» و «سخاوتمندانه میبارد».
بیاییم برای همۀ «یاران» چون «باران» باشیم.
«بیالتماس ببخشیم» و «ناشناس بدرخشیم»!
#شفیعی_مطهر
#طنزسیاهنمایی.921
علل کاهش تیراژ روزنامهها چیست؟
گفت: ایسنا گزارش میدهد که مجموع تیراژ کلِّ روزنامههای کشور زیر یک میلیون و دویست هزار نسخه است و اگر دقیقتر نگاه کنیم، تیراژ روزنامهها بهصورت روزانه زیر یک میلیون است.
اولین روزنامه در ایران سال ۱۸۳۵ میلادی(190 سال پیش) منتشر شد. در ۱۹۰۷ (دوران انقلاب مشروطه ایران)، ۹۰ روزنامه در ایران چاپ میشد.
طبق آخرین آماری که آمارفکت از وبسایت آماری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دست آورده است، آمار تعداد عناوین روزنامههای چاپ شده حاکی از آن است که در سال 1400 تعداد روزنامهها به 333 عنوان رسیده است که نسبت به دوسال قبل خود کاهش یافته است. شمارگان متوسّط هر روزنامه در ایران حدود 3000 نسخه است!
گفتم: اولین شمارۀ نیویورک تایمز در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۲۳۰ (174 سال پیش) منتشر شد.
اکنون بیش از شش میلیون نفر در ۱۶۰ کشور هر روز صبح، نیویورکتایمز میخوانند؛ حتّی بعضاً قبل از صبحانه.
گفت: به نظر تو علل کاهش تیراژ روزنامهها چیست؟
گفتم: تو خودت گفتی به طور کلی، تیراژ روزنامهها در ایران در حال کاهش است. این کاهش به عللی از جمله کاهش اعتماد عمومی به رسانهها است.
گفت:اگر همه میخواهیم تیراژ روزنامهها مثل کشورهای پیشرفته افزایش یابد و بتواند اعتماد مردم را به خود جلب کند،باید حاکمیّت به اصحاب قلم از جمله روزنامهنگاران آزادی بیان و قلم اعطا کند.
سعدی علیهالرّحمه در گلستان آورده است:
پادشاهی ظلم پیشه کرد و نصیحت پارسایان را به هیچ گرفت؛ دیری نپایید که دشمن بر او تاخت و تخت و بختش بر باد شد. سعدی هشدار داد:
«هر که نشنود پند نیکان، بشنود بانگ دشمنان.»
🔹 عبید زاکانی در رسالۀ دلگشا مینویسد:
شاهی که در ستایش ندیمان غرق بود، درویشی به او گفت:
«اگر خواهی حقیقت خویش بدانی، مدّاحان را مرخّص کن و به بازار شو!»
شاه اما دیر فهمید که خوشآمدگویی چاپلوسان، پردهایست بر چشم عقل.
🔸نظامالملک در سیاستنامه هشدار داد:
«پادشاهی که جز ثنا نشنود، روزی دشنام بشنود؛ و آن دشنام چنان سخت بود که مملکت بلرزد.»
💠 و قابوسنامه میآموزد:
«مبالغه مکن در مدح شاهان؛ چه، از شنیدنِ مدحِ بسیار، گوش شاه از سخنِ حق کر شود.»
گویند یکی از مدیران از بس به چاخان و چاپلوسی دیگران نسبت به خود عادت کرده بود،رفت نانوایی . نانوا به او گفت: آقا، یهدونهای ؟
پاسخ داد: نوکرتم، نمونهای!
نانوا گفت: نه ، میگم صفِ یهدونهای اینجاست!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
برای دستیابی به دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در
کانال گزینگویههای مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
/channel/nedayemotahar
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1573
🔰 «اُلگو» و «تابو»
🖌__ «لرزش ایمان» و «لغزش انسان»،
هماره «ناپسند» و «پُرگزند» است؛
ولی برای آنان که بر «صَدر صدارت مینشینند»
و «قَدر قُدرت را میبینند»،
بسی «ناگوارتر» و «زیانبارتر» است،
زیرا آنان خود را برای خلق «اُلگو» و «تابو» میدانند.
👌 خطای ایشان نه تنها «نمادِ دلقی را میآلاید»،
که «اعتماد خلقی را میرباید»!
❌ مبادا برای «جنگل جهان»، «انگل نهان» باشیم!
🙏 به جای این که در این جنگل از «ثار، تیشه بسازیم»،
بیاییم از «ایثار، اندیشه بپردازیم»!
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/11/27
-------------------------------------------------
تابو: شخصی یا چیزی مقدس که دست زدن، نزدیک شدن به آن و یا نقد آن ممنوع باشد
نماد: نما، نماینده
دلق: خرقه، پوستین، لباس درویشی، جامۀ ژندۀ درویشی که نماد صفای درون است
ثار: کینه، انتقام، خونخواهی، کینهتوزی
ایثار: برگزيدن، منفعت غير را بر مصلحت خود مقدم داشتن
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1572
🔰 «طینت» و «طبیعت»
🖌__ چه «ناسپاس» و «نمکنشناس»اند
آنان که از درخت، «وفا میبینند» و «جفا را برمیگزینند»!
- از «شاخهاش ثمر» میچینند و از «ساقهاش تبر» می سازند.
- بر او «سنگ میبارند» و از او «میوههای رنگارنگ برمیدارند».
🙏 بیاییم برای «طینت، پشتیبان» و با «طبیعت، مهربان» باشیم.
✍ استاد شفیعی مطهر
1399/11/25
--------------------------------------------------
طینت: خلقت، سرشت، جبلّت
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
سفر به ژاپن مشرقی دیگر ( فرگرد چهارم، ژاپن چگونه ژاپن شد):
جمعیت ژاپن امروز بیش از صد و بیست میلیون نفر ولی وسعت این کشور کمتر از یک چهارم ایران است و از ۶۸۰۰ جزیره تشکیل شده است.
تاریخ ژاپن به نمایشنامهای شلوغ شبیه است؛ هر پردهاش با غافلگیری تازهای آغاز میشود و اغلب با صحنهای خونآلود یا شگفتانگیز پایان میگیرد.
بر اساس اسطوره ها «جیمو» نوه ایزدبانوی خورشید تصمیم گرفت نظم آسمانی را به زمین بیاورد و در قرن هفتم پیش از میلاد در منطقه «یاماتو» در اطراف شهر کنونی «نارا» امپراتوری ژاپن را تأسیس کرد.
روز یازده فوریه به عنوان روز تاج گذاری او هنوز در ژاپن، یک جشن ملی است. بر اساس این باور امپراتور امروز ژاپن، نسل ۱۲۶ ام از فرزندان اوست.
ولی هنوز هیچ شاهد باستان شناسی از وجود شخصیتی واقعی به نام «جیمو» پیدا نشده است. از سلسله امپراتوران ژاپن، قدیمی ترین فردی که شواهد تاریخی از او وجود دارد، بیش از هزار سال دیرتر و مربوط به قرن ششم میلادی است.
خط و فرهنگ نوشتاری در ژاپن بیش از سه هزار سال دیرتر از ایران و میان رودان شکل گرفت.
مردم ژاپن تا قرن پنجم میلادی خط نمی شناختند ولی به تدریج فرهنگ نوشتاری و آیین بودا از چین و کره وارد این مجمع الجزایر شد.
امپراتوران در دربار «نارا» و بعد«کیوتو» قرنها سرگرم خوشنویسی، شعر و مراسم چای بودند. آنقدر که به تدریج سیاست عملاً در حیاط خلوت جنگاوران رها شد.
آنگاه ساموراییها بر صحنه آمدند؛ از قرن دوازدهم به بعد، امپراتور بیشتر نقشی تزئینی داشت و قدرت واقعی در دست شوگونها بود. دوران کاماکورا، موروماتچی و سپس دوران جنگهای داخلی، بیشتر شبیه سریالی بیپایان از شمشیرکشیها و خیانتها بود.
در ابتدای قرن هفدهم یک شوگون به نام «توکوگاوا» به قدرت رسید و ژاپن را متحد کرد و دوره ای آغاز شد که به «دوران ادو» معروف شد. «ادو» نام شهر امروزی توکیو است. دوران ادو دو قرن و نیم سکون و انزوا بود. ژاپن درها را بر روی دنیا بست و سرگرم پرداختن به چایخانهها، تئاتر و باغهای ذن شد. البته انزوا تا وقتی شیرین است که کشتیهای سیاه آمریکا به بندرتان نرسیده باشد؛ آمریکایی ها ژاپن را وادار به خروج از انزوا کردند و با ورود نسیم مدرنیته کشور دچار جنگ بین طرفداران سنت و تجدد شد.
این بار قدرت از شوگون ها و سامورایی ها به چند تکنوکرات تجدد خواه رسید. با اصلاحات دوران میجی در ۱۸۶۸، ژاپن با شتابی حیرتآور مدرن شد. اصلاحاتی که همزمان با اصلاحات امیرکبیر در ایران بود ولی وزیران ژاپنی سرنوشتی جز حمام فین داشتند.
یک ملت کشاورز و فئودالی ظرف چند دهه به قدرت صنعتی بدل شد. ساموراییها که روزی افتخارشان در مرگ باشکوه بود، ناگهان فهمیدند یونیفورم و قطار بخار، بیشتر به کار کشور میآید تا کاتانا و خودکشی آیینی.
اما این شتاب سرانجام به امپراتوری نظامی قرن بیستم رسید. ژاپنِ تازه صنعتی وسوسه شد که همسایگانش را هم مدیریت کند؛ از کره و منچوری گرفته تا نیمهای از چین. نتیجه، همان شد که جهان در جنگ جهانی دوم دید: کشوری که به نام "امپراتور خورشید تابان" میجنگید، خود در هیروشیما و ناگازاکی با آفتابی دیگر سوخت. کنایهی تاریخ از این آشکارتر؟
و سرانجام، از دل ویرانیها، ژاپن معاصر برخاست؛ ملتی که شکست را به بزرگ ترین سرمایهاش بدل کرد؛ کشوری که از زیر آوار بمب اتمی بلند شد و در چند دهه به دومین اقتصاد جهان تبدیل شد؛ جایی که قطارها دقیقتر از ساعت سوئیسی حرکت میکنند و رباتها با آرامشی بودایی به زندگی روزمره مردم وارد میشوند.
امروز، مسافری که قدم به ژاپن میگذارد، همزمان در همهی این دورهها سفر میکند: از معابد خاموش کیوتو تا آسمانخراشهای شیشهای توکیو. گویی ژاپن هنوز مطمئن نیست میخواهد سرزمین ساموراییها باقی بماند یا پایتخت رباتها؛ و شاید راز جذابیتش همین بلاتکلیفی دلنشین باشد.
دکتر سید میثم شفیعی مطهر
علاوه بر کانال تلگرامی خوش سفر، برای دیدن این سفرنامه و سفرهای دیگر به صورت تصویری می توانید نام من را در اینستاگرام جستجو کنید.
/channel/shafiei_motahar
https://www.instagram.com/shafiei_motahar
#طنزسیاهنمایی.919
علّت کمی سرعت اینترنت ایران معلوم شد!
گفت: به گزارش تجارت نیوز، بررسیها نشان میدهد کُندبودن سرعت اینترنت علاوه بر اتلاف وقت، اتّفاقی بسیار حوصله سربر برای کاربر محسوب میشود، بنابراین هر چقدر که داشتن اینترنت ضروری باشد، سرعت آن به مراتب اهمّیّت بیشتری دارد.
گفتم: بیشترین سرعت اینترنت متعلّق به کدام کشورهاست؟
گفت: طبق آخرین آمار اعلام شده از سوی سایت اسپیدتست، امارات متّحده عربی، قطر، کویت از جمله کشورهایی هستند که در زمینۀ اینترنت همراه در صدر لیست قرار دارند. کشورهایی که بیشترین سرعت اینترنت همراه (موبایل دیتا) را به خود اختصاص دادهاند، عبارت است از:
۱- امارات متّحده عربی با سرعت متوسّط ۵۳۹.۸۴ مگابیت برثانیه
۲- قطر با سرعت متوسّط ۵۲۹.۳۴ مگابیت بر ثانیه
۳- کویت با سرعت متوسّط ۳۵۰.۸۹ مگابیت بر ثاینه
۴- بحرین با سرعت متوسّط ۲۴۵.۶۷ مگابیت بر ثانیه
۵- بلغارستان با سرعت متوسّط ۲۳۲.۷۹ مگابیت بر ثانیه
۶- برزیل با سرعت متوسّط ۲۲۲.۰۲ مگابیت بر ثانیه
۷ – چین با سرعت متوسّط ۲۰۹.۳۱ مگابیت بر ثانیه
۸- کره جنوبی با سرعت متوسّط ۲۰۸.۰۷ مگابیت بر ثانیه
۹- دانمارک با سرعت متوسّط ۲۰۲.۶۷ مگابیت بر ثانیه
۱۰- عربستان سعودی با سرعت متوسّط ۱۹۶.۲۸ مگابیت بر ثانیه
گفتم: تا اینجا که اسمی از ایران نبود! حالا کمسرعتترین اینترنت متعلّق به کدام کشورهاست؟
گفت: کشورهای سوریه (۲۱.۰۱)، لیبی (۲۰.۵۴)، اسواتینی (۱۹.۲۳)، بلاروس(۱۸.۰۳) و بولیوی(۱۳.۴۵) مگابیت بر ثانیه، پنج کشوری هستند که کمترین سرعت اینترنت را به خود اختصاص دادهاند.
(منبع: ایسنا)
گفتم: پس رتبۀ ایران کجاست؟
گفت: ایران در رتبه ۱۴۶ از میان ۱۸۲ کشور جهان قرار گرفته است!
همچنین با توجّه به اطّلاعات Speedtest.net، لیست ۱۴۰ کشور بر پایۀ سرعت متوسّط اتّصال به اینترنت پهنای باند ثابت در فوریه ۲۰۲۱ رتبۀ ایران 134 بوده است.
گفتم: به نظر تو علّت کمی سرعت اینترنت ایران بیکفایتی مسئولان است یا علّت دیگری دارد؟
گفت: مسئولان را که قربانشان بروم! همیشه و همه جا بهتریناند!
گفتم: پس علّت رتبۀ پایین اینترنت ما چیست؟
گفت:بعد از سالها و ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻼﺵﻫﺎﯼ ﺑﯽﻭﻗﻔۀ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺩﻟﯿﻞ ﺳﺮﻋﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ در ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ!
شخصی را یافتند که دارد ﺯﻧﺪگیناﻣۀ آقای ﺟﻨّﺘﯽ ﺭا ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ میکند!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
برای دستیابی به دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در
کانال گزینگویههای مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
/channel/nedayemotahar