352
نوشتهها و سرودههای سیدعلیرضا شفیعیمطهر دائرهالمعارف روشنگری: "شفیعیمطهر شخصیت کمیاب و کیمیا و نادری است که تسلُّط ستایشانگیزی بر کلام دارد. ما هنوز کسی با این لیاقت قلمی در ایران نمیشناسیم."
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1614
🔰 «ترازویی دقیق» و «آرزویی وثیق»
🖌__ آن که «خرد» را «رد» و راه این «رصد» را «سد» میکند،
و این «عیارِ عیان» و «معیار و میزان» را وامینهد
به جای آن چه «ایدهای ماندگار» و «پدیدهای پایدار» میگذارد؟
👌 عقل و خرد، «ترازویی دقیق» و «آرزویی وثیق» است
که «نیک و بد را میسنجد» و از «دیو و دَد نمیرنجد».
⭕️ اگر ما «چراغ خرد را خاموش» و این «دِماغ کارآمد را فراموش» کنیم،
در حقیقت عالیترین «نماد انسانیّت»
یعنی «بنیاد عقلانیّت» را از دست دادهایم.
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/03/18
-----------------------------------------------
وثیق: محکم، استوار، مورد اعتماد
رصد: نظارهگری، نظر دوختن
عیار: اندازه کردن، آزمودن صحت پیمانه، مقیاس برای اندازهگیری مقدار خالص طلا و نقره
عیان: آشکار، آشکارا دیدن
معیار: مقیاس و آلت سنجش، سنگ محک و ترازو برای سنجش زر
دَد: جانور درنده، وحشی
دِماغ: مغز سر، مخ، نیروی تفکر
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2352)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
آن که با «فضایلِ نیکی» در «دل تاریکی»،
با «نگاه شعور»،«پگاه نور» را میبیند،
با «شتابی بیشتر» و «خیزابی فراندیشتر» به سوی آن پیش میتازد ،
تا کسی که در «دامنۀ نور آفتاب» به دنبال «روزنۀ نور شبتاب»میگردد!
#شفیعی_مطهر
#طنزسیاهنمایی.947
کشم شمشیر مینایی که شیر از بیشه بگریزد...
گفت: به نظر تو مذاکره با آمریکا منطقی و عاقلانه است؟
گفتم: اینوریها میگویند مذاکره میان گرگ و میش معنی ندارد!
گفت: آیا جنگ میان گرگ و میش معنی دارد؟!
کشوری که بودجهاش ۴۰ میلیارد دلار است با کشوری که بودجهاش ۷۲۶۶ میلیارد دلار است
از درِ جنگ در نمیآید!
گفتم: همه که مثل تو ترسو نیستند!
گفت: کاش تو و این ولایتمدارها برگهایی از تاریخ را خوانده بودید!
گفتم: کدام تاریخ را؟
گفت: ده سال پس از این که ایران در دور اول جنگ با روسیّه شکست سختی خورد و تن به عهدنامه گلستان داد، در حالی که هنوز خانوادههای ایرانی داغدار بودند و کودکان زیادی یتیم شده بودند بار دیگر زمزمۀ جنگ با «اروس» (روسیه) توسّط تندروهای مذهبی و ایدئولوگهای متعصّب (دلواپسان آن زمان) بلند شد. تحریک فتحعلیشاه برای آغاز «جهاد»ی دیگر در جبهۀ روسیه و ناآگاهی مفرط او از اوضاع نظام بین الملل سرانجام وی را به همراهی با موج دلواپسان واداشت.
شاه متاثّر از فضای هیجانی ایجادشده، برای تهیّۀ مقدّمات جنگ عازم تبریز شد و شبی در حالی که شمشیر معروف نادری را بر کمر بسته بود، تمام علما و سرداران نظامی و وزرای خویش را برای مشورت فراخواند. پس از انجام مراسم دعا و ثنا برای سلامت «ذات اقدس ملوکانه» و آرزوی دوام و قوام دین مبین، نوبت به اظهار نظر دربارۀ جنگ رسید. همۀ کسانی که مورد سوال قرار گرفتند، بدون استثنا، پس از بیان مراتب جاننثاری و ابراز آمادگی برای نوشیدن شربت شهادت، موافقت خود را با جنگ اعلام کردند.
در این میان فقط یکی از صاحبمنصبان کاردان آذربایجان به نام «میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی» در برابر جوِّ غالبی که دلواپسان در مجلس ایجاد کرده بودند، ایستاد و با جنگ مخالفت کرد. وقتی شاه علّت مخالفت وی را جویا شد، قائم مقام گفت:
«اعلیحضرت چه مبلغ مالیات میگیرد؟»
شاه پاسخ داد: «شش کرور»!
قائم مقام پرسید : «دولت روس چه مبلغ مالیات میگیرد؟»
شاه پاسخ داد : «میشنوم ششصد کرور»!
قائم مقام عرض کرد: «به قانون حساب، کسی که شش کرور مالیات میگیرد با کسی که ششصد کرور عایدات دارد، از در جنگ در نمیآید»!
این اظهارنظر واقعبینانه همهمهای در مجلس به راه انداخت و باعث شد متعصّبان سخت بر وی بتازند و حتّی او را به داشتن روابط پنهانی با روسها متّهم کنند که در نتیجه این مسئله وی از مقام خود خلع و به مکان دوری در خراسان تبعید شد. دست آخر فتحعلیشاه مجلس را با شعری این چنین باب دل دلواپسان به پایان برد:
کشم شمشیر مینایی که شیر از بیشه بگریزد
زنم بر فرق پسکوویچ (ژنرال روس) که دود از پطر (پادشاه روس) برخیزد!
پوچبودن این شاخ و شانهکشیها وقتی آشکار شد که طبق پیشبینی قائم مقام لشکر فتحعلیشاه شکست خفّتباری از روسها خورد و تحمیل عهدنامه ترکمنچای به ایران اشتباه مهلک دلواپسان را به اثبات رساند.
گفتم: کاش فتحعلیشاههای تاریخ اندام زشت خود را در آیینۀ قائممقامهای فراهانی میدیدند!
گفت: اتّفاقاً فتحعلیشاه دید،ولی....!
گفتم: ولی چه؟
گفت: ولی مثل من عمل کرد!
من هر روز صبح وقتی در آیینه خود را مینگریستم از ریخت خودم ناراحت میشدم.ولی خوشبختانه اخیراً مشکل را رفع کردم.
گفتم: بالاخره خودت را درمان کردی؟
گفت: نه آیینه را شکستم!!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!
#شفیعی_مطهر
آرمانشهر بهمن
#شفیعی_مطهر
از زندگي كه نه، از بردگي در تنگناي لانههاي باريك شقاوت و آشيانههاي تاريك عداوت خسته شده، در آرزوي زندگي در فراخناي قصرهاي مُصادقت و كاخهاي مُرافقت بوديم.
از تنفّس در فضاي تيره و تار ستم و هواي نكبتبار اندوه و غم به ستوه آمده، در جستجوي نسيمِ سحرِ آزادي و شميم معطّر شادي بوديم.
از گام زدن در كوچههاي ظلمتِ ظلم و ضلال و بنبستهاي قيرگون پُر قيل و قال به تنگ آمده و به دنبال يافتن عرصههاي وسيع سعادت و قُلّههاي رفيع كرامت بوديم.
از پوسيدن در منجلاب تملّق و چاپلوسي و گنداب ريا و سالوسي دلمُرده و افسُرده شده، در پي يافتن چشمهساران زلال عزّت و آبشاران روشن شهامت بوديم.
این گونه بود كه ما قطرههاي تنها و چكّههاي جدا از هم، به هم پيوستيم و بر سر پيمانة عشق، مصادقت را پيمان بستيم.
از جويباران بيداري گذشتيم و رود هشياري را پشت سر گذاشتيم، از پيوستن جويبارها در پهناي رود جوشيديم و در فراخناي دريا خروشيديم.
از جنبش جمعيّت و خيزش خلق، شهر خروشيد. از كوچههاي احساس گذر كرديم. به خيابان هاي خَرَد رسيديم. در ميدان همايش گرد آمديم. «استقلال» و «آزادي» را فرياد كرديم، تا «جمهوري اسلامي» را ايجاد كنيم.
با حميّت اسلامي خلق را به حمايت از حق برانگيختيم و با باطل درآويختيم.
با هم نشستيم تا ايستادگي را پيمان ببنديم و ايستاديم، تا گرد ذلّت بر سيماي سرخمان ننشيند.
شهر شقاوت و شرارت و شهوت را در هم كوبيديم، تا مدينة فاضلة فقاهت و فطانت و فراست را بنا كنيم.
كوچههاي تنگِ ننگ و عار را خراب كرديم، تا خيابانهاي پهن عزّت و افتخار را بسازيم.
تنديس سکوت را شكستيم تا توانستیم تدليس طاغوت را بشکنيم.
كوخهاي پستي و پليدي و پلشتي را ويران كرديم، تا كاخهاي پاكي و پارسايي و پايداري را برافرازيم.
در رَزم آزادي و بهروزي جنگيديم، تا در بزم شادي و پيروزي عزم را جزم كنيم، كه بر خرابههاي شهر طاغوت و طغيان، شهري بسازيم از ياقوت ايمان، شهري پر از غنچههاي قناعت و شكوفههاي شرافت. شهري بسازيم كه سنگفرش خيابانهاي «استقلال» و «آزادي» آن با لعلِ محبّت و مرواريد مودَّت پوشيده شده، در جويبارانش زلال سخاوت و گلاب حلاوت جاري باشد.
در اطراف خيابانهايش نهالهاي مساوات و درختان مؤاخات بكاريم.
مسجدهايي بسازيم كه سنگهايش از زمرّد عرفان و زَبَرجدِ ايمان، و گنبدش از آبگينۀ عشق باشد.
از گلدستههايش دسته گلهاي محمّدي بچينيم، و از منارههايش شكوفههاي نور ببوييم.
فرشهايي از پَرَندِ معنويت و پرنيان انسانيّت در آن بگستريم. از گُلهاي قاليهاي آن رايحۀ جود و عطر سجود بتراود. از سقف گنبدش چلچراغي بياويزيم از الماس اخلاص و عقيق تحقيق.
در محرابش سجّادهاي بيفكنيم از اطلسِ خضوع و ديباي خشوع، تا بر روي آن تنديس امامت و مجسمۀ کرامت بر آستان الوهيّت سربسايَد.
در بازارهاي شهر ما رايحۀ انصاف و عطر عفاف بپراكند و بازاريان، صداقت بفروشند و قناعت بخرند.
ميدانهايي بسازيم پر از فوّارههاي خوشرنگ راستي و چراغهاي رنگارنگ درستي.
در كشتزار مدرسهها بذر تربيت بيفشانيم و شكوفههاي انسانيّت بچينيم. صدف نوباوگان را در مدرسهها بپروريم و گوهر فطرت را در آن بيابيم و صحن و سراي شهرمان را با آن آذين بنديم.
براي ادارۀ شهرمان تصميم گرفتيم شهد كياست را با عطر سياست آميخته، در غربال ديانت ريخته، با فطانت آن را بيخته، به عنوان خوننامه ميثاق ملّي بر فراز شهرمان آويخته، خُرد و كلان در برابرش يكسان باشيم.
بر اساس «اِنِ الحُكمُ اِلّا لِله»، جز حاكميّت «الله» را نپذيريم و جز حكومت «الله» را گردن ننهيم.
اخيارمان را به امارت برگزينيم و اشرارمان را به حقارت بسپاريم.
برگزیدگان ملّت درهاي مِهرباني و عطوفت را به سوي شهروندان بگشايند. از سكّوي صداقت با مردم سخن گويند و شهروندان شكوفههاي وفا و غنچههاي صفا را نثار شهرياران كنند.
آیا اکنون به چنین آرمانهای نخستین و هدفهای دیرین رسیدهایم؟!
آیا به سوی آن اهداف روانهایم؟ یا در جهت خلاف آن ره میسپریم؟!
بیاییم بار دیگر هدفها را بازنگریم و بر آن چشمانداز نگاریم!
آیا «نظام موجود»، همان «اسلام موعود» است؟
داوری با شما!
امید که با «دادوری»،«داوری» کنیم!
به اميد تحقّق همۀ اهداف و آرمانهاي انقلاب !
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1611
🔰 «دنیایی بهتر» با «غنایی برتر»
🖌__ هیچ کس نباید خویش را با هیچ «مقیاس» با دیگری «قیاس» کند،
زیرا هر انسان «سرشتی ویژه» و «سرنوشتی آویژه» دارد.
👌 هر «بنده» در برابر «آفریننده»،
با «اصالتی فرهیخته» به «رسالتی برانگیخته» شده است.
هر کسی «رسول» است و در برابر خدا و خلق، «مسئول»!
باید «درونش را بکاود» و «آزمونش را بتاود».
«مهر و ماه» هر دو بر بلندای «سپهر اله»اند،
هر دو «نور میتابند» و «شب دیجور را برنمیتابند»؛
ولی هر یک به «گاه خویش» و در «جایگاه خویش».
هر دو «رسالتی همگون»، ولی «حالتی گوناگون» دارند.
🙏 بیاییم هر یک «رسالتِ الهیِ خویش را بشناسیم»
و از «دلالتِ آگاهیِ بیش نهراسیم،
امید که «دنیایی بهتر» با «غنایی برتر» به آیندگان بسپاریم.
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/03/11
-------------------------------------------------
فرهیخته: ادب آموخته، دانش آموخته، دارای فرهنگ والا
تاویدن: تاب آوردن، تحمل کردن
دیجور: سیاه، تاریک
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2350)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
هر کس که «خاکِ چاپلوسی» و «خاشاکِ دستبوسی» را
در «چشمِ حقیقت بریزد»،به زودی از آن نهاد،«خشمِ واقعیّت برمیخیزد»
و «بساط راژمان» و «نشاط سامان» را درهم میکوبد.
به جای این که از هر «رشتهای،فرشتهای پَر برآورد»
از هر «دخمهای،پخمهای سر برمیآورد»!
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
راژمان: نظام،سیستم،سازمان
#طنزسیاهنمایی. 945
از چه محلّی صدها هزار میلیارد تومان کسری بودجه را تامین کنیم؟
گفت: ما معمولاً هر ساله صدها هزار میلیارد تومان کسری بودجه داریم!
گفتم: خب،دولت این کمبود بودجۀ سنگین را از چه محلّی میخواهد تامین کند؟
گفتم: احتمالاً از ۱۵۰نهاد بودجهخوار مصرفی بیمصرف!
گفت: نه!
گفتم: از افزایش تولید و صادرات محصولات مازاد بر مصرف داخلی به دیگر کشورها.
گفت: نه!
گفتم: از محل کاهش اعتبارات کمک به محور مقاومت.
گفت: نه!
گفتم: از محلِّ کاستن اختلاسها و پسگرفتن مبالغ سنگین اختلاسشده از اختلاسگران.
گفت: نه!
گفتم: تو که همۀ احتمالات را رد میکنی،پس از چه محلّی؟
گفت: از جیب من و تو!
گفتم: چرا مبالغ سنگین اختلاسی را از اختلاسگران پس نمیگیرند و با آنها کسری بودجه را تامین نمیکنند؟
گفت: اگر قرار بود پاکدستی حاکم شود،این همه اختلاس صورت نمیگرفت.
گفتم:مثلاً چه باید میکردند؟
گفت: مثلاً همین کاری که #مارک_تواین با افراد عالیرتبه کرد.
میگویند روزی #مارک_تواین نویسندۀ آمریکایی به شوخی و به طور ناشناس برای ۱۲ فرد عالیرتبه تلگرافی با این مضمون ارسال کرد: «فرار کن، همه چیز را فهمیدند»!
صبح روز بعد، تمام ۱۲ نفر فرار کرده و از شهر خارج شده بودند!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1609
🔰 «دکان خدایی» و «پلّکان کدخدایی» !
🖌__ در هر «زمان» به هر «انسان»،
«قدرتِ بیپایان» و «شوکتِ بیکران» بخشند،
در این صورت «نیروی برابری» و «داروی دادگری» را از او گرفتهاند؛
زیرا هر «قدرتِ بی مهار»، «هار» میشود
و از هر «علّامه»، یک «خودکامه» میسازد!
👌 اگر «قدرت، پایش» و «صدارت، پیمایش» نشود،
«صعود از پلّکان کدخدایی» به «قعود در دکان خدایی» میانجامد.
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/03/06
-------------------------------------------------
پایش: نظارت
پیمایش: اندازه گیری، پیمانه گیری، سنجیدن
صعود: بالارفتن، برشدن، برآمدن
قعود: نشستن
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر
«آزمونِ انتظار» یا «قانونِ بهار»(فرگرد 598)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
ویژۀ نیمۀ شعبان
من چون «مکتب انتظار» و «مذهب ایثار» را دیدم ، دانستم:
با جور و جمود و جـــهل باید جنگید
تا پاک شود جهان از این هرسه پلید
یا ریشه هر سه را بباید خشـــکاند
یا سرخ به خون خویــش باید غلتید
من در «قاب انتظار»، «سيماي زيباي عشق و اميدِ بهار» را ديدم و فهميدم:
بنيان كاخ هستــــــي انســــان پاكــــزاد
بر عدل و عقل و علم بنا ميتوان نهاد
با اين سه«عین»بکن ریشه سه«جیم»
جور و جمود و جهل سه عفــریت بدنهاد
من در «قاموس انتظار ظهور»، «صد اقيانوس سرشار نور» را ديدم و آگاه شدم كه:
من قطرهام اما به سر سوداي اقــــيانوس دارم
من واژهام امّا به دل صد دفــــتر قامــــوس دارم
در عرصۀ انديشه ميرزمم سلاحم كِلك و كاغذ
در ظلمت جور و جمود و جهل يك فــــانوس دارم
من «منتظر ظهور» و «چشم به راه نور» را ديدم
كه چونان شمع «ميسوخت» ، اما هماره و هميشه «نور ميافروخت» .
مشتاقانه به او گفتم:
بسوز امروز اي قُقنوس مظلوم
كه از سوز تو عــدل و داد خيزد
به فـــــردا از دل خاكــــستر تو
هــــزاران خوشـــۀ فرياد خيزد
من «آزمونِ انتظار» را «قانونِ بهار» ديدم و يقين كردم كه:
حتّي اگر «حجمِ عظيمِ ظُلمت» و «هَجمه حجیم ضلالت»
در «تمام طول شب»،حتّی «به نام مقبول مذهب»
از هر «حنجرۀ باريك» و «پنجرۀ تاريك» فرياد برآورد: مرگ بر آفتاب!! ...
اما آفتاب طلوع خواهد كرد به «گاهِ خويش» و از «بارگاهِ خويش»!
سحرگه هر مناره داد ميزد
طلــــوع نور را فـــرياد ميزد
همين فرياد را شمع دل من
همهشب بر سر بيداد ميزد
فرخنده زادروز «مُنجي حقباوران» و «رهبر ستمستيزان» تاريخ
بر همه «انسانهاي اميدوار» و «منتظران بهار» مبارك باد!
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
کِلک: نی،قلم نی،قلم
قُقنوس: مرغی افسانهای که در پایان عمر هزارساله خود در هیزم افروختۀ خود میسوزد و فرزندش از خاکستر او برمیخیزد
هَجمه: هجوم،حمله
حجیم: دارای حجم،بزرگ حجم،ستبر،ضخیم
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1608
🔰 «دبستان» یا «ادبستان»؟
🖌__ در جامعهای که «آموزگارانش در زندان باشند»،
«کارگزارانش ناگهان فرومیپاشند»!
آموزگار برای آن که بتواند از «امروز»، «بهروز» بسازد،
باید «فردها» را برای «فردا» بسازد!
👌 آن که میتواند از «دبستان»، «ادبستان» بیافریند،
و از «دبیرستان»، «هژیرستان»،
آموزگاری است که باید «بیش از همه» و «پیش از هر همهمه»،
او را «قدر بدانیم» و «بر صدر نشانیم»!
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/03/04
-------------------------------------------------
هژیر: زیرک، هوشیار، نیکو، پسندیده
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2348)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
مقصدِ هر «جوانِ جوینده» و مقصودِ هر «انسانِ پوینده»
آنجایی است که «دل ،رامش» و «جان،آرامش» میپذیرد.
...و این یاد خداست که به «انسان،امید» و به «جوان،نوید» میبخشد.
أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد،28)
آگاه باشید! دل ها فقط به یاد خدا آرام می گیرد.
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
#طنزسیاهنمایی. 941
دستبُرد به طرح ابتکاری کیهان!
گفت: من طرحی جدید برای برگزاری انتخابات دارم . طرح من هزاران بار از هزینهها میکاهد.
گفتم: آفرین بر تو! چیست طرح تو؟
گفت: برگزاری راهپیمایی به جای صندوق رای!
گفتم: این طرح ابداع روزنامۀ کیهان است! تو حق نداری به نام خودت ثبت کنی!
گفت: واقعاً این برادر حسین برای ما چه طرحهای ابداعی و نوظهوری میآورد!
گفتم: مگر طرحهای دیگری هم آورده است؟
گفت: میگویند یک روز، یک نوآور دیگری مثل ایشان زن و بچّهاش را برد پیکنیک. وقتی رسیدند بساط را وسط جادّه پهن کرد. زن و بچّه کلی اعتراض کردند که باید برویم زیر درخت بزرگ و زیبای کنار جادّه.اینجا باشیم ماشین همۀ ما را له میکند. جناب نوآور هم زیر بار نرفت که نرفت.
همه نهایتاً تمکین کرده و بالاخره کتری را همان جا وسط جادّه روشن کردند! ناگهان کامیونی با سرعت از راه رسید و با دیدن صحنۀ وسط جاده، زیر فرمان زد و از جادّه منحرف شد و کوبید توی آن درخت کنار جادّه و خودش و کامیونش و درخت را داغون کرد! نوآورخان در حالی که لم داده بود با ژست حکیمانهای به خانوادهاش گفت:
ببینید اگر زیر آن درخت نشسته بودیم چه بلایی سرمان میآمد!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!
#شفیعی_مطهر
💖 ☀️ 💖 ☀️ 💖 ☀️
#طنزسیاهنمایی.940
تو را خدا دست از سر اقتصاد بردارید!
گفت: وزیر محترم اقتصاد فرمودهاند:
دولت شبانهروز در حال پیگیری مشکلات اقتصادی مردم است!
گفتم:واقعاً آفرین بر این وزیران دلسوز و کاردان که شبانهروز در حال پیگیری مشکلات اقتصادی مردم هستند!
گفت: کجای کاری؟ اگر این طور است،پس نتایج این پیگیریها چیست؟ ما که هر روز شاهد گرانی و تورُّم بیشتر و سقوط ارزش پول ملّی هستیم!
تو را خدا به این مسئولان بگو دست از سر اقتصاد بردارند،بلکه ما مردم خودمان بجنبیم و کاری بکنیم!
گویند غلام زشتی کودکی را بغل کرده و او را مینواخت، ولی او هر چه کودک را بیشتر مینواخت،کودک بیشتر گریه میکرد.
به او گفتند: کودک از خودِ تو میترسد! او را رها کن آرام میشود!
او کودک بر زمین نهاد و کودک آرام شد!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
#طنزسیاهنمایی.939
لزوم برگزاری یک همهپرسی تازه در ایران
گفت: آیا به یادداری امامخمینی(ره) فرمودند:
«نسل پیشین حق ندارد سرنوشت نسل بعد را مشخّص کند. سرنوشت هرنسل به دست خودش است».
گفتم: بله،این جملۀ تاریخی در آگاهی ذهنی همۀ ایرانیان و جهانیان ثبت و ضبط است. حالا منظور تو از یادآوری آن چیست؟
گفت: منظور من این است که در همهپرسی جمهوری اسلامی که 10 و 11 فروردین سال 1358 برگزار شد، فقط متولّدین سال 1340 و ماقبل حقِّ رای داشتند که امروز، افراد بالای 62 سال بوده و حدود 9% از جمعیّت کل کشور هستند. در واقع 91% از جمعیّتِ کنونی ایران، در همهپرسی سال 1358، رای ندادهاند.
گفتم: پس منظور تو این است که بنا بر مضمون سخن تاریخی فوق 91 درصد جمعیّت فعلی ایران حق دارند تا در یک همهپرسی تازه سرنوشت خود را تعیین کنند!
گفت: بله! حکیمی از نسل پیشین، جوانانی از نسل "زد" را دید که با حرارت و هیجان پیوسته شعار میدهند:
"رفراندوم، رفراندوم، این است شعار مردم"
حکیم یکی از جوانان احساساتي را فراخواند و به او گفت:
پسرم! من حال شما و آرمانهای بحقِّ شما را درک میکنم.ما هم نزدیک به نیم قرن پیش با امید به تحقُّقِ همین آرمانها فریاد میزدیم:
" استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی "!
برای استقرار دموکراسی پسوندی زیباتر و معنویتر از "اسلامی " نبود و نیست.ولی برآیند آرمانهای ما حکومتی شده که رئیس جمهور منتخب مردم میگوید:
«سه تا سران قوا تصمیم گرفتیم یک موضوع را اجرا کنیم ،نمیتوانستیم اجرا کنیم،باید یک گروهی اجازه میدادند!»
بنابراین شعار شما زیباست،ولی پیش از تحقُّق هر شعار باید زمين و زمينۀ رویشِ این بذر را آماده کرد. در زمین شورهزار، بذر اصلاحشده هم محصول و میوۀ مطلوب را نمیدهد. شما بدون اصلاح زمین و زمينۀ کِشت ،هرچه بر اسم نمادهای دموکراسی تاکید بورزید،باز همان میوههای تلخ استبداد را خواهیم چید!
گویند ناصرالدّین شاه در سفر فرنگ روزی تنها به رستورانی رفت.وقتی گارسون منوی غذاها را آورد.ناصرالدّینشاه که از منو سردرنمی آورد.شانسی انگشتش را روی یکی از غذاها گذاشت. لحظهای بعد گارسون یک تغار بزرگ آش بدمزه برایش آورد. ناصرالدّینشاه از روی ناچاری و با بیمیلی تغار آش بدمزه را خورد.عصبانی نشسته بود که دید مهمانان میز بغلی دارند غذای خوشمزهای میخورند. او هم هوس کرد همان غذا را بخورد! وقتی غذای آنان تمام شد،آنان دوباره گارسون را صدا زدند و گفتند: «ریپیتید پلیز».
گارسون رفت و باز ظرف بزرگی از غذای خوشمزۀ قبلی را برایشان آورد.
ناصرالدّینشاه با خوشحالی این کلمه را یاد گرفت و گمان کرد «ریپیتید پیلیز» اسم آن غذای خوشمزه است! بنابراین گارسون را صدا زد و گفت: «ریپیتید پیلیز».
گارسون رفت و دوباره یک تغار آش بدمزۀ قبلی را آورد. ناصرالدّینشاه ناراحت و عصبانی برخاست و در حالی که به میز بغلی اشاره میکرد،بر سر گارسون فریاد زد:
پدرسوخته! من «ریپیتید پیلیز» اون طوری میخواهم ،نه این طوری!
(«ریپیتید پیلیز»،یعنی دوباره تکرار کن،لطفا!)
حالا حکایت ماست. البتّه ما خواهان نظام جمهوری هستیم. ولی ما آن نوع مردمسالاری و دموکراسی را میخواهیم که اراده و آرمان و آرای مردم در آن حکومت تبلور یابد،اگرچه نام آن به جای جمهوری، پادشاهی چون هلند و سوئد و دانمارک و انگلیس و حتّی امپراتوری چون ژاپن باشد!
ما هم روح دموکراسی را در کشورهای پیشرفته میبینیم. وقتی آن اسم را تکرار میکنیم،همان تغار آش بدمزۀ استبداد را برایمان میآورند!
این عبای موسی و نعلین هارونت چکار؟
چون به زیر یک عبا فرعون داری صدهزار!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!
#شفیعیمطهر
🔻
گزینگویههای مطهر.فرگرد 2343
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
زبان آنگاه میتواند «سخنِ نغز بگوید» که از «دامنِ مغز بروید».
وقتی «ریشه سخنی برای گویایی» دارد،
«اندیشه گلشنی برای شکوفایی» میرویاند.
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃
#طنزسیاهنمایی 948
دست دولت در جیب مردم!
گفت: با توجُّه به قطعی و تضعیف اینترنت در این ماه، ما از مخابرات انتظار نداشتیم برای ما مشترکان محروم از اینترنت قبض پرداخت بفرستد.
گفتم: خب،احتمالاً از مبلغ هزینه اشتراک و مصرف اینترنت کاسته است.
گفت: نه، بر عکس! من اشتراک فیبر نوری دارم. علاوه بر مبالغی اضافی که سالیانه به بهانههای مختلف میگیرند،همه ماهه قبض 154 هزار تومان میفرستادند،این ماه 204 هزار تومان درخواست کردهاند!
گفتم: با درنظرگرفتن اختلال در اینترنت،احتمالاً قبض ارسالی این ماه مربوط به مصرف دوماهه است.
گفت: اتّفاقاً طنز تلختر اینجاست که در پیامک قید کردهاند این قبض مربوط به میاندوره است!!خدا به فریاد برسد موقع دریافت قبض پایان دوره و آخر ماه !!
ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﺍﻓﺸﺎﺭ ﻋﺰﻡ ﺗﺴﺨﻴﺮ کشوری ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ. ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ به ﻣﻜﺘﺐ میرﻓﺖ؛ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﭘﺴر،ﭼﻪ میخوﺍﻧﻲ؟
ﭘﺴﺮ پاسخ داد: ﻗﺮﺁﻥ.
ﻧﺎﺩﺭ ﺷﺎﻩ پرسید : ﺍﺯ ﻛﺠﺎﻱ ﻗﺮآﻥ؟
ﭘﺴﺮ پاسخ داد : ﺍِﻧّﺎ ﻓَﺘَﺤﻨﺎ ...
ﻧﺎﺩﺭ ﺍﺯ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﻧﺎﻡ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺁﻳۀ " ﺍﻧّﺎ ﻓﺘﺤﻨﺎ "ﺧﺮﺳﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﻓﺎﻝ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ!
ﭘﺲ ﻳﻚ ﺳﻜّۀ ﺯﺭ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ،ﺍﻣّﺎ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺁﻥ ﺍﻣﺘﻨﺎﻉ ﻛﺮﺩ !
ﻧﺎﺩﺭ پرسید : ﭼﺮﺍ نمیگیرﻱ؟
ﭘﺴﺮ پاسخ داد : ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﺍ میزﻧﺪ ﻭ میگوﻳﺪ ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﻱ؟!
ﻧﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮ ﻧﺎﺩﺭ ﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩﻩ،
ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﻭﺭ نمیکند، میگوﻳﺪ ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﻣﺮﺩ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪﻱ ﺍﺳﺖ !
ﺍﻭ ﺍﮔﺮ میخوﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﮑّﻪ ﺑﺪﻫﺪ ﻳﻚ ﺳﻜّﻪ نمیدﺍﺩ. ﺯﻳﺎﺩ میدﺍﺩ و تو را پیاده راهی نمیکرد !
ﺣﺮﻑ ﺍﻭ ﺑﺮ ﺩﻝ ﻧﺎﺩﺭ ﺷﺎﻩ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﻳﻚ ﻣﺸﺖ سکّۀ ﺯﺭ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﻳﺨﺖ و اسبی به او داد تا راهی شود .
گفتم: حالا این قصّۀ نادر چه ربطی به قبض مخابرات دارد؟
گفت: ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻧﺎﺩﺭ ﻗﺼّه ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﺯﻳﺮﺵ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮﺩ، ﻭﺯﻳﺮ ﮔﻔﺖ:
ﺍﻳﻦ بچه، مربوط به دوران کودکی رئیس شرکت مخابرات بوده و سر تو کلاه گذاشته!!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1613
🔰 «هزینۀ حقگویی» و «پسینۀ حقپویی»!
🖌__ در دیاری که «سامانۀ دروغ» را، «نشانۀ نبوغ» پندارند
و «خوی چاپلوسی» و «سکّوی دستبوسی» را
«حیلۀ جاه» و «وسیلۀ رفاه» بدانند،
«یاد حقیقت» و «فریاد حقّانیّت»،
«گامی انقلابی» و «اقدامی انتخابی» است.
👌 «حقگویی هزینه» دارد و «حقپویی، پسینه»!
🙏 بیاییم جز «گام حق نپوییم» و جز «کلام حق نگوییم»،
اگر چه «گنجینهها دربازیم» و «هزینهها پردازیم»!
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/03/16
------------------------------------------------
سامانه: سیستم، نظام
پسینه: عواقب، پسین، سرانجام بد
دربازیدن: باختن، از دست دادن
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1612
🔰 «ننگ حقارت» و «اَنگ اسارت»
🖌__ جوامع «تافته» و «توسعه نیافته»،
نه مانند «محلّۀ شهروندان»، که همانند «گلّۀ گوسپندان»اند،
اینان «سرشتشان تار» است و «سرنوشتشان، کُشتار»!
🐑 گوسپندان در «نمایش انتخاب، آزاد»اند و در «گزینشِ ارباب، همزاد»!
آنان میتوانند خود «در لانه بنشینند» و «آزادانه برگزینند»،
یا «اُرگ کشتار» را، یا «گرگ خونخوار» را!
⭕️ جوامعی که به جای «سختی اندیشیدن»، «لَختی پریشیدن» را
و به جای «زحمت تفکُّر»، «رِخوت تحجُّر» را برمیگزینند،
تنها در گزینشِ «ننگ حقارت» و «اَنگ اسارت» آزادند!
🤔 دریغ از انسان که خویش را چون «حیوانِ خوار بخواهد»
و از قدر خود تا حدِّ «اسیرانِ افسار بکاهد»!
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/03/13
------------------------------------------------
اَنگ: نشانه و علامتی که روی عدلهای مال التّجاره مینویسند
تافته: برافروخته، گداخته، آسیب دیده، کوفته، رنجیده، پیچیده شده، تاب داده
اُرگ: ارغنون، نوعی ساز شبیه به پیانو اما کوچکتر از آن (کنایه از آهنگ کشتار)
رِخوت: سستی
تحجُّر: مثل سنگ، سخت گردیدن
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2351)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
آن که «لب دارد و بوسیدن را نمیداند»
و «مکتب دارد و بیوسیدن را نمیتواند»،
«زبان دارد و نمیگوید» و «بینی دارد و نمیبوید»
«چشم دارد و از دیدن میکاهد» و «گوش دارد و شنیدن را نمیخواهد».
چنین کسی نه «ترسکی زیبنده»،که «مترسکی فریبنده» است.
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
بیوسیدن: امیدداشتن
ترسک: هشداردهنده
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺
#طنزسیاهنمایی.946
«پیراهن قرمز» یا «شلوار قهوهای»؟!
گفت: وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، درباره آثار قطعی اینترنت بر کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال فرمودند: قطعیهای اخیر روزانه حدود ۵۰۰ میلیارد تومان به هسته اقتصاد دیجیتال و نزدیک به ۵ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کلان کشور خسارت وارد کرده و باعث بیکاری حدود ۱۰ میلیون نفر در حوزه اقتصاد دیجیتال شده است.
گفتم: چرا مسئولان گامی در رفع قطعی اینترنت و اشتغال ده میلیون نفر در این حوزه برنمیدارند؟
گفت: متاسّفانه درک و برداشت مسئولان این است که دشمن از طریق رسانههای مجازی و شبکههای پیامرسانی مردم ما را فریب میدهند! بنابراین ما با قطع اینترنت ،راه فریب را میبندیم!
گفتم:آیا این برداشت، توهین به درک و فهم بالای مردم ما نیست؟
گفت: توصیۀ دلسوزانۀ این شهروند کوچک به مسئولان بزرگ کشور این است که با باور و احترام به درک و فهم بالای مردم ایران،مطمئن باشند که به گاه یورش دشمن این مردم شجاع «پیراهن قرمز» میپوشند،نه «شلوار قهوهای»!
گفتم: این موضوع این پیراهن و شلوار چیست؟
گفت: یک ﺭﻭﺯ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻪ یک ﮐﺸﺘﯽ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﻧﺎﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : آﻥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﻣرا ﺑﯿﺎوﺭﯾﺪ.
ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺭا ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻠﻮﺍﻧﺎﻧﺶ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪ ﻭ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩ.
ﺍﺯ ﺍﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ.
ﮔﻔﺖ : ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﮐﺮﺩﻡ، ﺷﻤﺎ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻭ ﺭﻭﺣﯿﻪﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻫﯿد.
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﻩﺑﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ۱۰ ﺗﺎ ﮐﺸﺘﯽ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ!
ﻫﻤﻪ ﻭﺣﺸﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﯾﮑﯽ ﺩﻭﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ.
ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﮔﻔﺖ : این دفعه ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ، آﻥ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻗﻬﻮﻩﺍﯼ ﻣرا ﺑﯿﺎورید!!!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1610
🔰 «بال» یا «وبال»
🖌__ آن چه «درس آموختهایم» و «تجربه اندوختهایم»،
اگر در «سیمای رفتار، تغییر» و در «ادای گفتار، تاثیر» ایجاد کرده،
میتوان ما را «بندۀ عارف» و «زیبندۀ معارف» دانست.
👌 اگر «انبوه دانستن» بر «کوه توانستن» نیفزاید،
برای صاحبش نه «بال پرواز»، که «وبال ناساز» است.
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/03/10
------------------------------------------------
عارف: دانا، آگاه، خداشناس
معارف: علوم، دانشها
وبال: سختی، عذاب، گناه
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2349)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
آن که ارادهاش با ارادۀ خدا در «پیوند» است، از همۀ کارهای خدا «خرسند» است.
از ميان مردم کسی «مایهاش برتر» و «پایهاش بالاتر» است،
که «درجات دنیایی» و «مقامات فرمانروايي» را
برای خویش «منزلتی برجسته» و «اصالتی بایسته» نداند.
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️
#طنزسیاهنمایی.944
🔴سودِ کلان ما از سرمایهگذاری ایران در ونزوئلا
گفت: آیا تو از حجم وسیع سرمایهگذاری ایران در ونزوئلا اطّلاع داری؟
گفتم: نه! مگر ایران در ونزوئلا هم سرمایهگذاری کرده؟
گفت: پس گوش کن:
۱ _ ساخت ۱۸ بیمارستان
۲_ دو کارخانه مونتاژ ایران خودرو
۳_ یک کارخانه ساخت خودرو سایپا
۴_ ساخت و احداث ۳۹ هزار واحد مسکونی
۶_ ساخت دو کارخانۀ تولید پهپاد
۷ _ ساخت یک کارخانۀ تولید موشک
۸_ احداث ۱۸۰۰ کیلومتر اتوبان و جاده
۹_ ساخت دو کارخانه بزرگ تولید ورق و آهنآلات
۱۰_ احداث ۳۰ مجتمع فرهنگی ( برای تبلیغ اسلام!)
۱۱_ ساخت ۲۰ سایت تولید آب شیرین
۱۲ _ احداث و تجهیز شرکتهای حفاری و استخراج نفت
(منبع: یورو نیوز)
گفتم: سود کلان ما از این همه سرمایهگذاری چیست؟
گفت: تنها سود ما از این همه سرمایهگذاری در ونزوئلا چند ثانیه بغلکردن مادر چاوز توسُّط احمدینژاد بود!
گفتم: آن مدیران اقتصادی که این گونه تصمیمات را میگیرند،آیا الفبایی از اقتصاد بلد نیستند؟
گفت:وقتی ملاک انتخاب و انتصاب مسئولان و مدیران کشور، «خودی و نخودی» است،نتیجه بهتر از این نمیشود. مسئولی را که میگفتند متخصّص کامپیوتر است به سمت مدیرکلِّ ما منصوب شد. روز اول وقتی پشت میزش نشست،مرا صدا زد و پرسید: چرا این کامپیوتر روشن نمیشود؟
من گفتم : قربان! اول ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺷﺎﺧﻪ ﺭا ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺰنید ﺑﻪ ﺑﺮﻕ!
او با ذوقزدگی گفت : ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﯼ فلانی، شما ﻣﺦ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!
#شفیعی_مطهر
☘️🌸 ☘️🌸☘️🌸
گزینگویههای مطهر.فرگرد۲۳۴۹
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
«سرهای برهنه» از «تشرهای شحنه» نمیترسند.
آنان اگر «خدا را بشناسند»، از «شما نمیهراسند».
آنان که از «ترس تفنگ»،«درس فرهنگ» میآموزند،
این درس نه به «ایمانی» میانجامد و نه به «آرمانی»!
آن که با «چشم کور» و «خشم زور» ایمان بیاورد،
این ایمان نه «رستگاری» میآورد و نه «راستکاری»!
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1607
🔰 «عافیت» در «شفّافیّت»
🖌__ «ادارۀ مردم» در «هزارۀ سوم»
جز با «نهادۀ تفاهُم» و «ارادۀ مردم» تحقُّق نمییابد.
👌 هیچ فرمانروا بدون «آرای شهروندان» نمیتواند «برای هموندان» تصمیم بگیرد.
⭕️ بشر متمدّن نه «قَدَر قدرت میشناسد» و نه از «سُلطۀ سلطنت میهراسد».
👈 «پایدارترین پایه» و «ماندگارترین سرمایه» برای هر حکومت،
«جلب اعتماد همگانی» است، نه «سلب انتقاد آژمانی».
جلب این سرمایه جز با «لیاقت کارگزاران» و «صداقت سیاستمداران» به دست نمیآید.
👌 برای حکومت، «عافیت» در «شفّافیّت» است.
حاکمی که به «قدرت مینازد»، به «نُدرت کسی را مینوازد»!
👈 حاکمان نه تنها «کارگزار»، که «خدمتگزار» مردماند،
بنابراین باید در برابر «خیارات، اُلگو» باشند و در «اختیارات، پاسخگو»!
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/03/02
-------------------------------------------------
نهاده: جای داده، نصب شده، مقرر، معاهده بسته، فرض کرده
هموند: همراه، هممسیر، همگروهی، عضو
قَدَر قدرت: آن که قدرتش، برابر با قدرت قضا و قدر است
آژمان: بدون زمان
خیار: اختیار داشتن، داشتن اختیار برای بر هم زدن معامله یا قرارداد، برگزیده
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar
#طنزسیاهنمایی942
یک نظرسنجی ملّی معتبر از مرکز آمار ایران
گفت: نتایج یک نظرسنجی ملّی معتبر از مرکز آمار ایران میگوید:
1 - حدود %71 مردم با حفظ حجاب موافقاند.
2 - حدود %81 به طور منظّم نماز میخوانند.
3- حدود 64٪ هرساله روزه میگیرند.
4 - حدود 47٪ مبادرت به امر بمعروف و نهیازمنکر میکنند.
5 - حدودا %74 در ماههای محرّم و رمضان به مسجد میروند.
6 - حدودا % 46 به صورت منظّم از برنامههای مذهبی رادیو استفاده میکنند.
گفتم: این آمار و ارقام را به منتقدان و غربزدگانی بگو که دائم از دینگریزی جوانان و مردم سخن میگویند و نظام جمهوری اسلامی را عامل این چالشهای دینی و فرهنگی معرّفی میکنند!
گفت: البتّه این نظر سنجی،مربوط به سال 1355 است!!
گفتم:ای ناقلا! باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
😅🌺
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.فرگرد 2347
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
برترین «عبادت»،«شهادت» در راه خداست؛
ولی از آن «دشوارتر» و «پُرپیکارتر»،
«زیستن در راه هُدا» و «نگریستن با نگاه خُدا» است.
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
هُدا: راستی،رستگاری،راه راست
گزینگویههای مطهر.فرگرد 2345
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
در هر «تعامُلِ رفتاری» و «تبادُلِ گفتاری» میان انسانها
کسی با «خشونت میتازد» و به «رعونت دست مییازد»،
که نه «هوشی برای گفتن» دارد و نه «گوشی برای شنُفتن».
«انسان خردمند» و «فرزان ورجاوند»،
«گرۀ هر خلاف» و «گریوۀ هر اختلاف» را
با «سرانگشتِ گفتگو» میگشاید،نه با «مُشتِ هیاهو»!
بیاییم از درخت زندگی «میوۀ معونت» بچینیم،نه «نیوۀ خشونت»!
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
رعونت:نادانی،کمعقلی،خودآرایی،یاوهسرایی
فرزان: حکیم،دانا،عاقل،خردمند
گریوه: پُشته،تپّه،گردنۀ کوه
نیوه: ناله،خروش،افغان،گریه،نوحه
گزینگویههای مطهر.فرگرد 2344
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
«سترگترین سندان» و «بزرگترین زندان»،
برای هر «جوان نورسیده» و «انسان جهاندیده»،
«انکار حدود» و «افکار محدود» است.
«حیلههای انسان هرچه کورتر»، «میلههای زندان، قطورتر»!
باید ««تجیرهای تفکُّر» و «زنجیرهای تحجُّر» را گُسست.
باید «نَفَسِ اندیشه» را از «قَفَسِ همیشه» رهاکرد!
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
تجیر: پردۀ بزرگ و ضخیم که در وسط حیاط یا اتاق برپاکنند تا قسمتی از قسمت دیگر جدا شود
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
#طنزسیاهنمایی.938
ویرانی صنعت گردشگری ایران
گفت: درآمد ایران از صنعت گردشگری با وجود ظرفیّتهای عظیم در این حوزه بسیار ناچیز است. به طوری که کشور کوچک قطر در جنوب خلیج فارس دو برابر ایران از این صنعت درآمد کسب میکند. کشور ترکیه به اندازۀ کلِّ درآمد نفتی ایران از حوزۀ گردشگری درآمد دارد.
گفتم: مگر درآمد گردشگری کشورهای دیگر چقدر است؟
گفت: مثلاً ترکیه: ۶۱، امارات: ۵۲، عربستان: ۳۷، مالزی: ۲۳، یونان: ۲۲.۵، قطر: ۱۵،مصر: ۱۳
و ایران: ۷.۶
( منبع: برآیند آمار منتشرشده در چند سایت رسمی مختلف)
گفتم: احتمالاً جاذبۀ گردشگری ایران کمتر از رقبای دیگر است.
گفت: اتّفاقاً ایران یکی از ده کشور جذّاب توریستی دنیاست. شیخنشینهایی چون امارات و قطر مساحتی کمتر از برخی استانهای ما دارند و سرزمینشان جز کویری بی اب و علف نیست!
گفتم: پس چرا درآمد گردشگری آنان چندین برابر درآمد گردشگری ماست؟
گفت: تنها مشکل یا بزرگترین مشکل،نداشتن مدیریّت است،مدیریّت!!
نادرشاه جنگجویی رشید و میانسال را میبیند که شجاعانه میجنگد. نادر از وی میپرسد:
در عصر سقوط اصفهان تو کجا بودی؟
سرباز پاسخ میدهد: من بودم، تو کجا بودی؟
سرباز، نشانۀ جایگاه نمادین فرماندهی و مدیریّت نادر را مطرح میکند.
گفتم: بله،نادر نمونه یک ایرانی است که توانست از فرو دستترین مردمان ایران برخیزد و با هنر مدیریّت خویش، کشور را نجات دهد و دنیا را به تعظیم وا دارد.
گفت: به همین علّت است که به علّت ضعف برخی مدیریّتها بعضیها به این بیت زندهیاد مهدی اخوان ثالث اشاره میکنند:
نادری پیدا نخواهد شد «امید»
کاشکی اسکندری پیدا شود!
گفتم:باز هم #سیاهنمایی کردی؟!
#شفیعی_مطهر