amotahar | Unsorted

Telegram-канал amotahar - گاه‌گویه‌های‌ مطهر

352

نوشته‌ها و سروده‌های سیدعلیرضا شفیعی‌مطهر دائره‌‌المعارف روشنگری: "شفیعی‌مطهر شخصیت کمیاب و کیمیا و نادری است که تسلُّط ستایش‌انگیزی بر کلام دارد. ما هنوز کسی با این لیاقت قلمی در ایران نمی‌شناسیم."

Subscribe to a channel

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

🌝💫🤔

🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1634
🔰 «قیادۀ تردید» یا «قلّادۀ تقلید»؟!

🖌__ یک «احمق» همیشه خود را «برحق» می‌پندارد،
زیرا او به جای «قیادۀ تردید»، «قلّادۀ تقلید» بر گردن دارد؛
ولی یک «فردید» همواره در «تردید» است،
زیرا او ابزار شناخت هر «نیک و بد» را «خرد» می‌داند.

👌 هر «ژولیدۀ قین» با «دیدۀ یقین» می‌نگرد،
ولی هر «فکور بخرد» با «نور خرد».


✍ استاد شفیعی مطهر
1400/04/31
------------------------------------------------

قیاده (قیادت): راهنمایی، رهبری

فردید: فرادید، بِه دید، کسی که فراتر را می‌بیند

قین: بنده، برده

ژولیده: آشفته و درهم، پریشان

🌱🎋🌴

✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتاب‌های این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویه‌های مطهر' :

🌐 /channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

گزین‌گویه‌های مطهر:
هر پگاه نو با یک نگاه نو 📚
فرگرد ۶۹
📚 📖 📘 📕 📗 📙

🌹به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

سلام ، صبح شما به خیر (پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ )
امروز ، آیات ۱۱ تا ۱۶ سوره بُروج ، صفحه ۵۹۰ قرآن کریم رو ، قرائت و ترجمه می کنیم :

اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجیم
بِسمِ اللّهِ الرَّحمَانِ الرَّحیم

اِنَّ الَّذینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُواالصَّالِحَاتِ لَهُم جَنَّاتٌ تَجرِی مِن تَحتِهَاالاَنهَار, ذَالِکَ الفَوزُالکَبیر ۱۱. اِنَّ بَطشَ رَبِّکَ لَشَدید ۱۲. اِنَّهُ هُوَ یُبدِئُ وَ یُعید ۱۳. وَهُوَ الغَفُورُ الوَدُود ۱۴. ذَوالعَرشِ المَجید ۱۵. فَعَّالٌ لِمَا یُرِید ۱۶.

به راستی ، آنان که به خدا ایمان آورده و عمل نیکو انجام دادند ، برای آن ها ، البته ، در بهشت ، باغ هایی است که زیر درختانش ، نهرهای جاری است ، این (بهشت ابد) به حقیقت (خوبان را) ، سعادت و پیروزی بزرگ است ۱۱. (ای رسول ما آگاه باش و به امّت بگو که) مؤاخذه و انتقام خدا ، بسیار سخت است (از قهر و غضب او بترسید) ۱۲. او به حقیقت ، در ابتدا خلق را بیافرید و (پس از مرگ) باز به عرصه قیامت برمی گرداند. ۱۳. و هم او ، بسیار آمرزنده و مهربان است ۱۴. و خداوند ، صاحب عرش اقتدار و عزّت است ۱۵. و هر چه بخواهد ، آن را در کمال قدرت و اختیار ، انجام می دهد ۱۶.

صَدَقَ اللّهُ العَلِیُّ العَظیم

🌷 خلاصه تفسیر آیات :
آیات ۱۱ تا ۱۶ سوره بروج :
بخش اول : خلاصه تفسیر نمونه :
این آیات ، در واقع ، ترسیمی از سرنوشت دو گروه مؤمنان و کافران است و به دنبال داستان «اصحاب اخدود» (که در آیات قبل آمده) نازل شده‌اند :
۱. پاداش مؤمنان (آیه ۱۱) :
خداوند ، در مقابل آن همه شکنجه و فشاری که اصحاب اخدود بر مؤمنان وارد کردند ، بهشت‌هایی را وعده می‌دهد که نهرهای آب ، در زیر درختان آن ، جاری است. این ، بزرگ‌ترین رستگاری (فوز کبیر) برای انسان است . تعبیر «فوز کبیر» ، نشان می‌دهد که هیچ پیروزی و کامیابی‌ای ، بالاتر از رسیدن به مقام قرب الهی و بهشت جاودان ، نیست.
۲. قدرت لایزال الهی (آیه ۱۲) :
«اِنَّ بَطشَ رَبِّکَ لَشَدید» : پس از ذکر پاداش ، خداوند ، کافران را تهدید می‌کند . «بطش» ، به معنای گرفتن با قدرت و قهر است . خداوند می‌خواهد به ظالمان هشدار دهد ؛ که اگر مؤمنان را در دنیا به آتش کشیدید ، انتقام و قهر الهی بسیار شدیدتر و سوزان‌تر از آتشی است که شما افروختید .
۳. خلقت و معاد (آیه ۱۳) :
اوست که عالم را از عدم آفرید و بازگشت همگان به سوی اوست . کسی که قدرت آغاز کردن (ایجاد) دارد ، قطعاً ، قدرت دوباره زنده کردن را هم دارد . این آیه ، ریشه توحید افعالی را محکم می‌کند و به ظالمان می‌فهماند که فرار از دست قدرت خدا غیرممکن است.
۴. صفات جمالیه (آیه ۱۴) :
پس از بیان قدرت و قهر ، خداوند با صفات «غفور» (بسیار آمرزنده) و «ودود» (بسیار دوست‌دار مؤمنان) ،راه بازگشت به رحمت را ، برای توبه‌کنندگان ، باز می‌گذارد . او عاشق بندگان خویش است و گناهان را می‌پوشاند .
۵. عظمت و اراده مطلق (آیات ۱۵ و ۱۶) :
ذوالعرش المجید : او ، صاحب عرش (مرکز تدبیر عالم) است و دارای مجد و عظمت بی‌پایان .
فعّالٌ لِمَا یُرید : خداوند ، کسی نیست که اراده‌اش ، تحت تأثیر کسی یا چیزی قرار گیرد . او ، در اجرای خواسته‌هایش ، کاملاً ، مستقل است . هیچ مانعی نمی‌تواند جلوی اراده قطعی او را بگیرد .
📚 💐 🌼 🌷 🌹
بخش دوم : نگاه عرفانی به آیات :
از منظر عرفانی ، این آیات ، سیرِ «اَللَّهُ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ» را در وجود انسان به تصویر می‌کشند :
بطش شدید ؛ پاکسازی از غیر : عرفا ، «بطش» (گرفتن الهی) را فراتر از عذاب جهنم ، «تجلی قهری» حق ، می‌دانند. وقتی خداوند اراده می‌کند بنده‌ای را به سوی خود جذب کند ، گاهی با «بطش» (گرفتنِ تعلقات دنیوی و شکستنِ بت‌های درونی) ، او را از غیر خود ، جدا می‌کند . این شدیدترین نوعِ تربیت الهی است .
ودود ؛ کششِ عشق : صفت «ودود» در این آیات ، پاسخی است به نیاز شدیدِ قلبِ عاشق . عرفان اسلامی می‌گوید : جهان بر محور «ود» (محبت) می‌چرخد . خداوند ، عاشقِ تجلیات خود (مؤمنان) است . انسان ، وقتی بفهمد که محبوبِ حقیقی ، او را دوست دارد (ودود است) ، دیگر برایش فرقی نمی‌کند که در آتش باشد یا گلستان ، زیرا معشوق ، او را در «بطش» خود گرفته است .
فعالٌ لما یُرید ، فنای اراده : عمیق‌ترین نکته عرفانی ، در آیه «فَعَّالٌ لِمَا یُرِید» نهفته است . سالکِ الی‌الله ، کسی است که اراده شخصی خود را ، در اراده خدا فانی می‌کند . وقتی عارف به مقام «فعّالٌ لِمَا یُرِید» برسد ، دیگر اراده‌ای جز اراده حق ندارد . او به درجه‌ای از توحید می‌رسد که می‌بیند تمام حرکات عالم ، «فعلِ او» (خداوند) است و نه هیچ‌کس دیگر .

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

نتیجه نهایی این است :
اگر دل ، حقیقت را تکذیب کند ، عذاب دوری از خدا آغاز می‌شود .
اما اگر دل ایمان بیاورد و عمل ، صالح شود ، انسان به پاداشی می‌رسد که نه پایان دارد و نه با منت و خواری همراه است .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
در محضر دوست جز مطهر نروند
با قلب سیاه و دامن تر نروند
باید تن و جان شست وضو یعنی این
با یک دل با عشق دو دلبر نروند*

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

*گزین‌گویه‌های مطهر:
هر پگاه نو با یک نگاه نو
فرگرد ۶۸
📚 📖 📘 📕 📗 📙

🌷 خلاصه تفسیر آیات :
سوره انشقاق  آیات ۲۲ تا ۲۵ :
۱. تفسیر نمونه :
آیه ۲۲ :
بَلِ الَّذینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ :
در آیات قبل ، سخن از این بود که چرا انسان‌ها در برابر قرآن و آیات الهی خضوع نمی‌کنند و وقتی قرآن بر آنان خوانده می‌شود ، سجده و تسلیم ندارند . این آیه پاسخ می‌دهد که مشکل اصلی ، کمبود دلیل و برهان نیست ، بلکه روحیه انکار ، لجاجت و تکذیب در دل کافران ریشه دوانده است .
کلمه «بَل» ، یعنی ؛ «بلکه» و نشان می‌دهد که مسئله ، فراتر از یک بی‌توجهی ساده است . آنان ، فقط بی‌خبر یا ناآگاه نیستند ، بلکه آگاهانه راه تکذیب را در پیش گرفته‌اند .
در تفسیر نمونه تأکید می‌شود که گاهی انسان حقیقت را می‌فهمد ، اما چون پذیرش آن با منافع ، غرور ، تعصب یا هواهای نفسانی‌اش سازگار نیست ، آن را انکار می‌کند . بنابراین تکذیب این گروه ، تکذیب از روی جهل ساده نیست ، بلکه از سر عناد و سرکشی است .
پس آیه می‌گوید :
کافران ، در برابر دلایل روشن الهی ، به جای تسلیم ، راه انکار و تکذیب را انتخاب می‌کنند .
آیه ۲۳ :
وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِما یُوعُونَ :
یعنی ؛ خداوند ، به آنچه آنان در درون خود پنهان می‌کنند ، آگاه‌تر است .
واژه «یُوعُونَ» ، از ماده‌ای است که به معنای «در ظرفی جای دادن و نگهداری کردن» آمده است . در اینجا ، اشاره به چیزهایی دارد که انسان در دل و جان خود ذخیره و پنهان می‌کند ، مانند نیت‌ها ، کینه‌ها ، انگیزه‌های باطنی ، نقشه‌ها ، تعصب‌ها و دشمنی‌های درونی .
طبق بیان تفسیری ، ممکن است کافران ظاهراً بهانه‌هایی بیاورند ، مثلاً بگویند : ما دلیل کافی نداریم ، یا قرآن را نمی‌فهمیم ، یا پیامبر را باور نداریم . اما خدا ، از درون آنان آگاه است و می‌داند ریشه انکارشان چیست .
این آیه هشدار مهمی دارد :
انسان می‌تواند با زبان خود چیزی بگوید و برای دیگران ظاهر‌سازی کند ، اما حقیقت دل او ، نزد خدا ، آشکار است .
خداوند ، فقط رفتار ظاهری را نمی‌بیند ، بلکه انگیزه‌های پنهان پشت رفتار را نیز می‌داند . بنابراین اگر تکذیب آنان از روی لجاجت ، حسد ، کبر یا دنیاطلبی باشد ، از چشم خدا مخفی نمی‌ماند .
آیه ۲۴ :
فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلیمٍ :
در ظاهر ، واژه «بَشِّر» ، از بشارت و خبر خوش دادن است ، اما اینجا به صورت تهدیدآمیز و کنایی به کار رفته است ، یعنی ؛ به آنان خبر ده که نتیجه این تکذیب و لجاجت ، عذابی دردناک خواهد بود .
این تعبیر ، نوعی طنز تلخ و هشدار کوبنده است . معمولاً ، بشارت برای خبرهای خوش است ، ولی وقتی درباره عذاب به کار می‌رود ، شدت تهدید را می‌رساند ، یعنی ؛ همان‌گونه که مؤمنان منتظر بشارت رحمت الهی‌اند ، این کافرانِ لجوج نیز ، باید منتظر نتیجه تلخ اعمال خود باشند .
«عذاب ألیم» ، یعنی ؛ عذابی دردناک ، عذابی که هم جسم و هم روح را می‌آزارد . زیرا گناه و تکذیب آنان تنها یک خطای فکری نبود ، بلکه یک انحراف عملی و قلبی بود که با حق‌ستیزی همراه شد.
در نگاه تفسیر نمونه ، این آیه ، بیانگر قانون قطعی الهی است :
کسی که در برابر حقیقت آشکار ، آگاهانه ، بایستد و آن را انکار کند ، سرانجام گرفتار کیفر الهی می‌شود .
آیه ۲۵ :
إِلَّا الَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ :
در این آیه ، گروهی از حکم عذاب استثنا شده‌اند : کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام داده‌اند .
نکته مهم این است که قرآن ، فقط ایمان زبانی یا باور قلبی بدون عمل را کافی نمی‌داند . در بسیاری از آیات ، ایمان و عمل صالح کنار هم آمده‌اند . این همراهی نشان می‌دهد که ایمان حقیقی ، باید در رفتار انسان آشکار شود .
ایمان ریشه و پایه است و عمل صالح  میوه و نتیجه آن .
کسی که واقعاً به خدا و قیامت ایمان دارد ، نمی‌تواند نسبت به عمل خود بی‌تفاوت باشد . ایمان اگر زنده و واقعی باشد، انسان را به پاکی ، عدالت ، عبادت ، خدمت ، تقوا و اصلاح نفس می‌کشاند .
عبارت «لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ» ، یعنی ؛ برای آنان پاداشی است که قطع نمی‌شود ، پایان نمی‌یابد و همراه با منت‌گذاری نیست .
واژه «ممنون» می‌تواند از ریشه «مَنّ» به معنای قطع شدن باشد ، یعنی ؛ پاداشی که بریده و پایان‌پذیر نیست . همچنین می‌تواند اشاره به پاداشی داشته باشد که همراه با منت و تحقیر نیست . خداوند پاداش مؤمنان را با کرامت می‌دهد ، نه با منت‌گذاری آزاردهنده .
بنابراین پایان سوره با دو تصویر روشن تمام می‌شود :
کافران لجوج : تکذیب ، پنهان‌کاری ، عذاب دردناک .
مؤمنان صالح : ایمان ، عمل پاک ، پاداش بی‌پایان .

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر.(فرگرد 2362)

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

کیمیاگری نه تبدیل «مس به زر»،که تبدیل «حس به باور» است.

کیمیاگر کسی است که «جهل را به آگاهی» و «ابوجهل را به خودآگاهی»تبدیل کند

و از «نفرت و نفرین»،«عفو و آفرین» بیافریند.

همۀ ما می‌توانیم از «کوهِ اندوه»،«بشکوهِ نستوه» بسازیم

و «تیرگی غم»را با «زیرکی قلم» بزداییم.

#شفیعی_مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

برای دستیابی به دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در

کانال گزین‌گویه‌های مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
/channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

🌝💫🤔

🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1624
🔰 «خواندن کتاب» و «افشاندن آفتاب»

🖌__ واحدِ «بازه‌ پذیری» و «اندازه‌ گیری»،
برای «خواندنِ کتاب» و «افشاندنِ آفتاب»،
نه «عِِدادِ صفحه» است و نه «تعدادِ صحیفه»؛
بلکه به «میزان تغییر رفتار»  و «توان تنویر افکار» است.

👌 مطالعه باید ما را به «ساخت هویّت» و «شناخت شخصیّت» برساند.

«انبوه دانایی» و «شکوه توانایی»،
تا به «رفتار بنیادین» و «کردار تحوُّل آفرین» نینجامد،
نه «بشر را به بهروزی» می‌رساند و نه «دلاور را به پیروزی»!


✍ شفیعی مطهر

📚 📖 📘 📕 📗 📙

بازه: درّه، فاصله میان دو کوه یا دیوار

عِداد: شمار، همتا

صحیفه: نامه، ورق کتاب، کتاب کوچک، روزنامه

🌱🎋🌴

✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتاب‌های این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویه‌های مطهر' :

🌐 /channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

🌝💫🤔

🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1632
🔰 «آزادی انسان» و «آبادی جهان»

🖌__ راه رسیدن به «آزادی انسان» و «آبادی جهان»،
نه «ایستادن در صف»، که «رفتن به سوی هدف» است.

👈 حاکمانی که برای «لُقمه‌ای از نان» و «جُرعه‌ای از جان»،
«شهروندان عامی» و «ورجاوندان گرامی»،
یعنی این «صدف‌های انسانی» را در «صف‌هایی طولانی»،
به «حقارت» و «اسارت» می‌کشند،
در حقیقت به بهانۀ «نعمت مجّانی»، «کرامت انسانی» را سرمی‌کوبند.

👌 انسان در راه هدف باید «قامت افرازد» و «قیامت برپاسازد».


✍ استاد شفیعی مطهر
1400/04/26
------------------------------------------------

ورجاوند: ارجمند، برازنده

🖼 شرح تصویر بالا: صف طولانی معمول در کشورهای کمونیستی سابق برای غذا

🌱🎋🌴

✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتاب‌های این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویه‌های مطهر' :

🌐 /channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر.(فرگرد 2361)

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

«تدبیر نور یک شمع» برای «تنویر شعور یک جمع»،

در راه «دانستن حکمت» و «شکستن ظلمت» کافی است،

ولی برای رفعِ سلطۀ «هوای غبارآلودِ بیداد» و «فضای پر از دودِ استبداد»،

باید «زریری را دید» و «تدبیری اندیشید».

#شفیعی_مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

زریر: انسان زیرک و تیزهوش و اندیشمند

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

برای دستیابی به دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در

کانال گزین‌گویه‌های مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
/channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

#طنزسیاهنمایی.955

چند گام تا اعلام رسمی فعّالیّت اینترنت ماهواره‌ای!!

گفت: کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) در حال تنظیم قانونی است که به شرکت‌ها اجازه می‌دهد خدمات اتّصال ماهواره‌ای را مستقیماً به گوشی‌های موبایل ارائه کنند.

♦️این کمیسیون طرح جدیدی را پیشنهاد کرده که به موجب آن، اتّصال ماهواره‌ای به‌طور مستقیم در دسترس گوشی‌های هوشمند سراسر جهان قرار می‌گیرد./دیجیاتو

گفتم: یعنی ما به سویی می‌رویم که «خودی‌ها!!» با فیلترینگ می‌کوشند با بستن چشم و گوش ما،ما را از درک و فهم حقایق محروم کنند،ولی «نخودی‌ها!!» می‌کوشند این موانع را رفع کنند؟!!

گفت:بله،متاسّفانه! اینجا فیلترینگ و فروش فیلترشکن یک کاسبی پررونق است. وقتی مجری رادیو فردا از احمدی‌نژاد می‌پرسد: با چه فیلترشکنی وارد توییتر می‌شوید؟؟!
او پاسخ می‌دهد: مهم نیست، اینجا هرکس فیلتر می‌کند، خودش فیلترشکن هم می‌فروشد!!

گفتم: بالاخره فیلترینگ جلوی فهم و درک مردم را می‌گیرد یا جلوی گمراهی مردم را؟

گفت: در دنیای سیاست می‌توان با طرح هر حقیقتی به صورت وارونه، آن را بر فهم مردم حُقنه کرد!

گویند مردى مجوّز مهاجرت از آلمان به روسیه را کسب کرد.
هنگام خروج از آلمان در فرودگاه مامور وسایل او را چک کرد. یک مجسّمه دید از او پرسید: این چیست؟
مرد گفت:
بپرس این کیست، این مجسّمۀ هیتلر مرد بزرگ آلمان است که در تمام کشور عدالت و دموکراسی برقرار کرد. من هم برای بزرگداشت این شخص مجسّمه‌اش همیشه همراهم است.

مامور گمرک گفت: درست است آقا، بفرمایید.
در فرودگاه روسیه مامور گمرک هنگام تفتیش مجسّمه را دید و از مرد پرسید: این چیست؟

مرد گفت: بگو این کیست؟ این مجسّمه مرد منفور و دیوانه‌ای است که مرا مجبور کرد از آلمان بروم بیرون. مجسّمه‌اش همیشه همراه من است که تُف و لعنتش کنم.
مامور گمرک گفت: بله درست است آقا، بفرمایید!

چند روز بعد که آن مرد در خانه‌اش همه فامیل را دعوت کرد؛ پسر برادرش مجسّمه را روی طاقچه دید و پرسید: این کیست؟
مرد گفت: پسرم ،بپرس این چیست؟
این ده کیلوگرم طلای ۲۴ عیار است که بدون عوارض گمرکی از آلمان به اینجا آوردم!!
«سیاست یعنی این که یک حرف را به مردم به صورت‌های مختلف بیان کنی»‌!

گفتم: باز هم
#سیاهنمایی کردی؟

#شفیعی_مطهر

برای دستیابی به دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در

کانال گزین‌گویه‌های مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
/channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

📚 💐 🌼 🌷 🌹
تفسیر عرفانی آیات :
اکنون اگر این آیات را با نگاه عرفانی و باطنی بنگریم ، معانی ژرف‌تری از آن آشکار می‌شود.
۱) «فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ» ، در نگاه عرفانی
در تفسیر عرفانی، «صاخّه» تنها یک صدای بیرونی در قیامت نیست؛ بلکه می‌تواند نماد صیحه بیدارباش الهی  باشد؛ آن لحظه‌ای که حق با ندا و تجلّی خود، پرده‌های غفلت را می‌درد.
برای سالک، «صاخّه» گاهی در همین دنیاست: لحظه‌ای که حقیقت با قدرت بر دل می‌کوبد و انسان را از خواب عادت، دلبستگی و خودفریبی بیدار می‌کند.
پس «صاخّه» می‌تواند هم:
قیامت کبری در آخرت باشد
و هم قیامت صغری در باطن انسان؛ یعنی لحظه مرگ غفلت و تولد آگاهی
۲) «یَومَ یَفِرُّ المَرءُ مِن أَخیهِ…» :
در نگاه عرفانی ، این فرار فقط فرار ظاهری از خویشان نیست؛ بلکه رمز بریدن از همه تعلّقات است.
«برادر»، «پدر»، «مادر»، «همسر» و «فرزندان» می‌توانند نماد تمام وابستگی‌هایی باشند که هویت دنیایی انسان را ساخته‌اند. سالک در مواجهه با حقیقت مطلق، درمی‌یابد که هیچ‌یک از این نسبت‌ها، حقیقت نهایی او نیستند.
یعنی در روز ظهور کامل حق :
نسبت‌های اعتباری فرو می‌ریزند
تعلقات عاطفی و نفسانی رنگ می‌بازند
انسان با حقیقت برهنه خویش روبه‌رو می‌شود
از این منظر ، «فرار» یعنی انقطاع ؛ یعنی دل‌کندن از هر چه غیر خداست.
۳) «لِکُلِّ امرِئٍ مِنهُم یَومَئِذٍ شَأنٌ یُغنیهِ»:
از دید عرفانی ، هر انسانی در آن روز در شأن و حضوری است که او را از غیر بی‌نیاز و منصرف می‌کند.
وقتی بنده در برابر تجلی عظمت یا جمال الهی قرار می‌گیرد، دیگر التفاتی به غیر باقی نمی‌ماند. این آیه در ساحت عرفان می‌تواند اشاره داشته باشد به این که هر روحی در قیامت، درگیر نسبت حقیقی خویش با خداوند است.
در این مقام :
نه مقایسه معنا دارد
نه تکیه بر دیگری
نه پناه بردن به غیر
فقط حقیقت رابطه عبد و رب باقی می‌ماند.
۴) «وُجوهٌ یَومَئِذٍ مُسفِرَةٌ» :
در زبان عرفانی ، «وجه» فقط صورت ظاهری نیست؛ بلکه وجهه روح و سمت‌وسوی باطن انسان است.
چهره‌های نورانی، باطن‌هایی هستند که در دنیا رو به حق کرده‌اند. چون دلشان محل نور الهی شده، در روز ظهور حق نیز نورانی و گشاده‌اند.
«مسفره» ، یعنی ؛ پرده از آن باطن برداشته شده و نور نهفته‌اش آشکار شده است.
۵) «ضاحِکَةٌ مُستَبشِرَةٌ» :
در تفسیر عرفانی ، این خنده خنده غفلت یا سرگرمی نیست ؛ بلکه سرور وصول  است.۹
شادیِ اهل نور از این است که آنچه را در دنیا با ایمان ، محبت، مجاهده و شوق می‌جستند، اکنون یافته‌اند.
این بشارت ، بشارت دیدار رحمت و قرب الهی است. سالک در آن روز، نتیجه سیر خود را می‌بیند و باطنش به انشراح می‌رسد.
۶) «وَ وُجوهٌ یَومَئِذٍ عَلَیها غَبَرَةٌ * تَرهَقُها قَتَرَةٌ» :
در نگاه عرفانی ، این غبار و تیرگی، ظهور حجاب‌های نفسانی است.
کسی که در دنیا دلش را با خودخواهی، شهوت، تکبر، حرص، کینه و غفلت آلوده کرده، در قیامت باطن همان آلودگی را آشکار می‌بیند.
غبار، همان کدورت تعلقات است؛ و «قتره»، ظلمت دوری از حق.
یعنی :
نورانیت چهره اهل نجات، تجلی صفای باطن آن هاست
تیرگی چهره اهل شقاوت، تجلی حجاب‌ها و آلودگی‌های درون آن هاست
۷) «أُولئِکَ هُمُ الکَفَرَةُ الفَجَرَةُ» :
در عرفان ، «کفر» فقط انکار زبانی نیست؛ گاهی پوشاندن حقیقت است. هر چه دل را از مشاهده حق محروم کند، نوعی ستر و کفران است.
و «فجور» شکافتن مرز عبودیت و خروج از حد بندگی است.
پس «کفره الفجره» در باطن، کسانی‌اند که:
حقیقت را پوشاندند
دعوت درون را نشنیدند
از مرز بندگی بیرون رفتند
و به جای حق، نفس را معبود ساختند
جمع‌بندی عرفانی
در قرائت عرفانی ، این آیات فقط توصیف آینده نیست؛ بلکه شرح حقیقت انسان  است:
صاخّه: بانگ بیداری الهی
فرار از خویشان: بریدن از همه نسبت‌های غیرحقیقی
شأن یغنیه: اشتغال کامل به نسبت خویش با خدا
چهره‌های نورانی: ظهور باطن‌های پاک و الهی
چهره‌های تیره: آشکار شدن حجاب‌های نفس و ظلمت غفلت
یعنی قیامت، روزی است که باطن‌ها ظاهر می‌شوند. هر کس همان می‌شود که در درون خویش ساخته است.
نتیجه نهایی :
این آیات ، هم در تفسیر نمونه و هم در نگاه عرفانی ، یک پیام مشترک دارند
در لحظه رویارویی با حقیقت، هیچ چیز جز باطن انسان و رابطه او با خدا باقی نمی‌ماند.
نه پیوندهای خانوادگی، نه تکیه‌گاه‌های دنیایی، و نه ظواهر اجتماعی؛ تنها ایمان، صفای دل، و عمل پاک است که به صورت چهره‌ای نورانی و شاد جلوه می‌کند، و کفر و فجور و غفلت است که به شکل تیرگی و اندوه آشکار می‌شود.
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
چه داند از شب هجران که تا سحر چند است
کسی که شب همه شب در کنار دلبند است
ز سوز و آه دل عاشقان چه می فهمد
اسیر نفس که از شوق مال خرسند است

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

🌝💫🤔

🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1630
🔰 «بال» و «وبال»!

🖌__ هیچ پرنده با «بال‌های سنگین» و «وبال‌های دیرین»،
نمی‌تواند با «مهر ناب» در «سپهر آفتاب» اوج بگیرد.

🙏 بیاییم «سپیدی سینه‌ها» را از «پلیدی کینه‌ها» بزداییم،
تا از «زندان پریشانی برگردیم» و «آسمان مهربانی را دَرنَوَردیم».


✍ استاد شفیعی مطهر
1400/04/20
-------------------------------------------------

وبال: سختی، عذاب، وخامت، بد سرانجامی

🌱🎋🌴

✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتاب‌های این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویه‌های مطهر' :

🌐 /channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

همه راه‌ها در نهایت به سوی خدا ختم می‌شود.
«منتهای قیامت» نزد خداست ، یعنی ؛ حقیقت نهایی قیامت نیز تجلی ربوبیت الهی است. قیامت روزی است که همه چیز به اصل خود بازمی‌گردد و انسان می‌فهمد که مالک حقیقی ، فاعل حقیقی و مقصد حقیقی فقط خدا بوده است.
«إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا» :
انذار پیامبر ، برای دلی اثر دارد که هنوز زنده است.
خشیت در نگاه عرفانی ، فقط ترس ظاهری نیست ، بلکه نوعی هیبت عاشقانه است. سالک وقتی عظمت حق را درک می‌کند ، از دوری ، غفلت ، آلودگی و بی‌وفایی خود می‌ترسد.
او از خدا نمی‌گریزد ، بلکه از غیر خدا می‌گریزد.
از قیامت نمی‌ترسد چون صرفاً آتش و حساب دارد ، می‌ترسد چون روز آشکار شدن حقیقت است ، روزی که معلوم می‌شود انسان چه اندازه با حق صادق بوده است.
بنابراین ؛ پیامبر بیدارکننده دل‌هایی است که هنوز قابلیت خشوع دارند. کسی که دلش سنگ شده باشد ، حتی اگر هزار نشانه ببیند ، بیدار نمی‌شود.
«كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا» :
در قیامت ، انسان می‌بیند آنچه عمری برایش جنگیده ، حرص زده ، حسد ورزیده ، گناه کرده و دل بسته ، چقدر کوتاه و گذرا بوده است.
از نگاه عرفانی ، دنیا همانند خوابی کوتاه است. وقتی انسان بیدار شود، می‌گوید:
آیا همه آن رنج‌ها ، دلبستگی‌ها ، ترس‌ها و آرزوها همین‌قدر کوتاه بود؟
عارف پیش از مرگ این حقیقت را می‌چشد. او هنوز در دنیاست ، اما دنیا در دل او بزرگ نیست . دنیا را می‌بیند ، اما فریب آن را نمی‌خورد. با مردم زندگی می‌کند ، اما دلش به حق بسته است.
پس این آیه دعوتی است به «بیداری پیش از مرگ»:
قبل از آن که قیامت بیرونی را ببینی ، قیامت درونی خود را برپا کن.
قبل از آن که مرگ تو را بیدار کند ، با ذکر ، توبه ، معرفت و محبت الهی بیدار شو.
جمع‌بندی عرفانی :
این آیات در باطن می‌گویند :
دنبال زمان قیامت نباش ، دنبال آمادگی قلب باش.
قیامت دور نیست ، هر لحظه ممکن است پرده از حقیقت کنار رود.
پایان همه راه‌ها خداست.
هشدار پیامبر در دل کسی اثر می‌کند که هنوز خشیت و بیداری دارد.
دنیا در برابر حقیقت آخرت ، لحظه‌ای کوتاه بیش نیست.
عاقل کسی است که پیش از دیدن قیامت ، از خواب غفلت بیدار شود.
به بیان کوتاه :
قیامت ، وعده آینده است ، اما بیداری ، وظیفه امروز است.
کسی که امروز به سوی خدا بازگردد ، فردا از دیدار قیامت حیران و پشیمان نخواهد شد.
❤️ 💘 💕 💏 ❤️

شمع یادت در دل من روشن است
شعله عشق تو در هر ذره تن روشن است
آسمان بی کران و پهندشت این زمین
چلچراغ کهکشان از جان روشن روشن است

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر.(فرگرد 2359)

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

آنچه،«وفاداری» و «درستکاری» آدم‌ها را

با «ثبات»،«اِثبات» می‌کند،

«زمان» است،نه «زبان»!

آنچه می‌توان آن را «سنجید» و از آن نرنجید»،

«رفتار زیبنده» است،نه «گفتار فریبنده»!

#شفیعی_مطهر

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

جحیم ، صورتِ آشکارشده‌ی همان باطن آلوده است.
۴. «فَأَمَّا مَنْ طَغَى» :
طغیان در عرفان ، پیش از آن که سرکشی ظاهری باشد ، ادعای استقلال در برابر خدا است.
یعنی انسان ، برای خود ، «من»ی ببیند که در برابر اراده حق قد علم می‌کند.
هر جا نفس گفت : «من» ، «برای من» ، «به‌خاطر من» ، بذر طغیان کاشته می‌شود.

فرعونِ بیرونی ، جلوه‌ای از فرعونِ درونی است.
۵. «وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا» :
در اینجا ، دنیا فقط مال و مقام نیست.
در تفسیر عرفانی ، «دنیا» هر چیزی است که دل را از حق مشغول کند؛
حتی گاهی تعلق به عبادت، به کرامت، به شهرت معنوی، و به دیده‌شدن نیز می‌تواند از مظاهر دنیا باشد، اگر برای خدا نباشد.
دنیا یعنی هرچه «غیر خدا» است وقتی در دل بنشیند و مرکز محبت شود.
۶. «فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى» :
مأوا یعنی ؛ جای بازگشت و آرام گرفتن.
اهل طغیان ، چون با نفس و هوس مأنوس بوده‌اند ، در حقیقت ، به همان آتشی بازمی‌گردند که خود ساخته‌اند.
جهنم برای آنان صرفاً مجازات نیست ؛ تجسمِ انسِ آنان با ظلمتِ نفس است.
هر کس در آخرت به همان جایی می‌رود که در دنیا با آن سنخیت پیدا کرده است.
۷. «وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ» :
خوف در اینجا فقط ترس از عقوبت نیست ، بلکه هیبتِ حضور است.
سالک وقتی عظمت حق را می‌چشد ، دچار خوفی آمیخته با ادب می‌شود ؛
می‌ترسد که از او جدا بماند، می‌ترسد که در محضر او بی‌ادبی کند، می‌ترسد که حجاب نفس میان او و محبوب فاصله بیندازد.
«مقام ربّه» ، یعنی ؛ درک این حقیقت که انسان همیشه در پیشگاه خداست.
۸. «وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى» :
این آیه ، از بنیادی‌ترین آیات سلوک است.
تمام راه عرفانِ اصیل ، در همین جمله نهفته است :
مبارزه با هوای نفس.
نهی نفس ، به معنای نابود کردن اصل نفس نیست ، بلکه به معنای تربیت ، تهذیب و رام‌کردن آن است تا از خواهشِ خودمحورانه به سوی بندگی و تسلیم برود.
سالک ، هر بار که بر هوسی غلبه می‌کند ، یک قدم از خود دور و به حق نزدیک می‌شود.
۹. «فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى» :
در نگاه عرفانی ، بهشت فقط باغ و نعمت نیست؛
بلکه پیش از هر چیز ، مقام قرب ، انس ، آرامش و حضور است.
بهشتِ حقیقی آنجاست که دل از پراکندگی نجات پیدا کند و در کنار محبوب آرام گیرد.
کسی که در دنیا نفس را از هوس بازداشت ، در آخرت ، به سکینه‌ی وصال می‌رسد.
جمع‌بندی عرفانی :
این آیات در باطن ، نقشه‌ی کامل سلوک انسان‌اند :
طامّه کبری : لحظه‌ی فرو ریختن حجاب‌ها
تذکر سعی : آشکار شدن مقصد واقعی زندگی
بروز جحیم : ظهور باطنِ آلوده
طغیان و دنیاپرستی : گرفتار شدن در خود و غیر خدا
خوف مقام رب و نهی نفس از هوا : اساس تربیت معنوی
جنت : بازگشت به آرامش قرب الهی
یعنی تمام راه در یک جمله خلاصه می‌شود :
هر کس اسیر نفس شد ، به آتش باطن خود می‌رسد و هر کس نفس را مهار کرد ، به بهشت قرب الهی راه می‌یابد.
❤️ 💘 💕 💘 💕 ❤️

بنیان کاخ هستی انسان پاکزاد
بر عدل و عقل و علم بنا می توان نهاد
با این سه عین بکن ریشه سه جیم
جور و جمود و جهل سه عفریت بدنهاد

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

سرانه مطالعه در ایران و جهان

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

ذوالعرش المجید ، حضور در مرکز : در نگاه عرفانی ، «عرش» قلبِ مؤمن است . «ذوالعرش المجید» ، یعنی ؛ خداوندی که در قلبِ گسترده و با عظمتِ مؤمن (که جایگاه تجلی اوست) خانه کرده است . پس مؤمنان که در آیه ۱۱ ذکر شدند ، همان‌هایی هستند که عرشِ دلشان را از اغیار خالی کرده‌اند تا جایگاهِ «ودود» و «مجید» شود .
خلاصه : این آیات ، گذری است از «خوف» (بطش) به «رجاء» (غفور) و در نهایت رسیدن به «محبت و تسلیم» (ودود و فعال لما یرید) ، که مقصد نهایی سیرِ سالک است .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
بود ریشه عقل مهر و وداد
به مردم ز هر قوم و رنگ و نژاد
حذرکردن از کینه و دشمنی
رهانیدن خود ز ما و منی

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر.(فرگرد 2363)

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

بیاییم به‌گونه‌ای زیست کنیم که وجودمان «زایندۀ نیکی» باشد،نه «فزایندۀ تاریکی»

و با رفتن ما دنیا ،«وجود» و «کمبودِ» ما را احساس کند.

بیاییم «وای ولا» باشیم و «نای بینوا» .

ما باید «دُرِّ دریای زمان» و «حُرِّ حَرای جهان» باشیم.

باید «پای پویای ما چنان پوینده» باشد،تا «جای پای ما جاودان پاینده» بماند .

ما آمده‌ایم تا در «تاریکی‌ها رخشان بدرخشیم» و «نیکی‌ها را به دیگران ببخشیم»!

به‌گونه‌ای بازی کنیم که «نمایش زندگی» و «آیش ارزندگی» بی‌حضورما چیزی کم داشته باشد.

ما با این «پیام بینش» در «نظام آفرینش»،

«برترین دارایی خداوند» و «بهترین شکوفایی شکوهمند» هستیم.

هر که به «انسانیّت بیَرزد»،خدا به او «عشق می‌ورزد»!

#شفیعی_مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

ولا: محبّت، دوستی، یاری

نای: گلو،حلقوم

حَرا: ناحیه،گشادگی فراخ میان سرا

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

📚 🌳 🎄 🌴 🌲 📚
۲. تفسیر عرفانی آیات :
در نگاه عرفانی ، قرآن ، فقط درباره گروهی در بیرون از انسان سخن نمی‌گوید ، بلکه حالات درونی انسان را نیز آشکار می‌کند . هر انسانی ، در درون خود مراتبی دارد : عقل ، قلب ، نفس ، روح ، ایمان ، شک
، نور ، ظلمت ، تسلیم و انکار.
آیه ۲۲ :
بَلِ الَّذینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ :
در تفسیر عرفانی ، «کفر» فقط به معنای انکار زبانی خدا نیست ، بلکه هر نوع پوشاندن حقیقت است . انسان ، گاهی حقیقت را در دل می‌بیند ، اما آن را ، زیر حجاب نفس ، غرور ، شهوت ، ترس یا وابستگی‌های دنیوی پنهان می‌کند .
پس «الذین کفروا» ، در باطن ، می‌تواند اشاره به نیروهای تاریک درون انسان باشد ، همان بخش‌هایی از نفس که نمی‌خواهند حقیقت را بپذیرند .
انسان وقتی ندای حق را می‌شنود ، گاهی در درونش صدایی می‌گوید :
تسلیم شو ، پاک شو ، بازگرد ، توبه کن ، خودت را اصلاح کن .
اما نفس امّاره می‌گوید :
نه ، هنوز وقتش نیست ، این حرف‌ها سخت است ، دنیا را از دست می‌دهی ، غرورت می‌شکند ، راحتی‌ات کم می‌شود .
اینجاست که تکذیب آغاز می‌شود . تکذیب ، همیشه با زبان نیست .
پس در نگاه عرفانی ، این آیه ، هشدار می‌دهد که مراقب «کافر درون» باش آن بخشی از وجودت که نور حق را می‌پوشاند و نمی‌گذارد دل به سجده بیفتد .
آیه ۲۳ :
وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِما یُوعُونَ :
در ظاهر ، انسان می‌تواند خود را اهل ایمان ، اهل عبادت یا اهل معرفت نشان دهد ، اما خدا می‌داند در ظرف دل او چه ذخیره شده است .
دل انسان ، مانند ظرفی است . در این ظرف ممکن است نور ، اخلاص ، محبت ، توکل و یقین جمع شود ، یا برعکس ؛ کینه ، حسد ، ریا ، خودبینی ، حرص و شهوت ذخیره گردد .
از نگاه سلوکی ، این آیه ، دعوت به محاسبه نفس است . سالک باید از خود بپرسد :
در دل من چه چیزی انباشته شده است؟
آیا محبت خدا در آن است یا محبت افراطی دنیا ؟
آیا نیت من پاک است یا آلوده به ریا ؟
آیا عبادتم برای خداست یا برای دیده شدن ؟
آیا علم من برای هدایت است یا برای برتری‌طلبی ؟
آیا سکوت من از حلم است یا از کینه پنهان ؟
خداوند ، باطن را می‌بیند ، نه فقط ظاهر را . پس عارف حقیقی کسی است که ، پیش از آن که مردم ظاهرش را ببینند ، خودش ، باطنش را در پیشگاه خدا بررسی کند .
این آیه می‌گوید :
ای انسان ، مراقب انبار قلبت باش ، زیرا خدا می‌داند چه در آن ذخیره کرده‌ای .
آیه ۲۴ :
فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلیمٍ :
در نگاه عرفانی ، عذاب ، فقط مربوط به آخرت نیست ، بلکه هر دوری از حق ، خودش نوعی عذاب است . بزرگ‌ترین عذاب برای روح ، محرومیت از قرب الهی است .
گاهی انسان ، ظاهراً ،در رفاه است ، اما در درون آرام نیست . زیرا قلب برای خدا آفریده شده و اگر از خدا جدا شود ، هیچ چیز او را سیراب نمی‌کند .
از منظر عرفانی ، «عذاب ألیم» یعنی ؛ درد جدایی ، درد محرومیت از مشاهده حقیقت ، درد قلبی که به جای نور ، در تاریکی نفس گرفتار شده است .
در ادبیات عرفانی ، جهنم ، فقط آتشی بیرونی نیست بلکه آتش درون انسان نیز هست . حسد آتش است ، کبر آتش است ، شهوت بی‌مهار آتش است ، ریا آتش است ، غفلت آتش است . انسان ، وقتی با این آتش‌ها زندگی می‌کند ، در حقیقت ، بخشی از عذاب را در همین دنیا تجربه می‌کند .
پس این آیه ، از دید عرفانی ، می‌گوید :
هر کس حقیقت را بپوشاند و با نور حق دشمنی کند ، به آتش دوری و تاریکی گرفتار می‌شود .
آیه ۲۵ :
إِلَّا الَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ :
در نگاه عرفانی ، نجات با دو چیز است :
ایمان ، یعنی ؛ دل به نور حق گشوده شود .
عمل صالح ، یعنی ؛ این نور ، در رفتار انسان جاری گردد.
ایمان در سلوک عرفانی ، فقط دانستن نیست ، چشیدن است . مؤمن حقیقی کسی است که حقیقت را ، با جان خود ، می‌پذیرد . ایمان یعنی ؛ قلب از تاریکی انکار بیرون بیاید و به نور تسلیم وارد شود .
اما ایمان ، بدون عمل ، کامل نیست . اگر دل روشن شود ، دست و زبان و رفتار نیز باید روشن شوند . عمل صالح ، یعنی ؛ کاری که از نیت پاک ، برای خدا و در مسیر خیر انجام شود .
«أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ» ، در تفسیر عرفانی ، می‌تواند اشاره به فیضی دائمی داشته باشد ، پاداشی که محدود به نعمت‌های ظاهری نیست . بالاترین پاداش اهل ایمان ، قرب الهی ، آرامش قلب ، شهود حقیقت و رضوان خداوند است . دنیا محدود است ، اما خدا نامحدود است . کسی که برای خدا زندگی کند ، پاداشش نیز رنگ بقا و جاودانگی می‌گیرد .
در نگاه عارفانه ، مؤمن صالح کسی است که از «تکذیب» به «تصدیق» ، از «ظلمت» به «نور» ، از «خودبینی» به «خدابینی» و از «غفلت» به «حضور» رسیده است .

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

#طنزسیاهنمایی. 957

گرد و خاک الکی یا سرکیسه‌کردن پولکی؟!
👇👇👇👇👇
گفت: شرکت توزیع برق می‌خواهد ما را سرکیسه کند! نرخ الگوی مصرف را گذاشته؛ ۲۰۰ کیلو وات برق در ماه!!!

گفتم: خب،کار خوبی کرده‌اند. باید برای صرفه‌جویی نرخ اُلگویی تعیین کنند.

گفت: خب ،آدم ناحسابی! آدم نُخبه! مصرف فقط یک یخچال فریزر در ماه بیشتر از ۲۰۰ کیلو وات است!

گفتم: لابد مصرف یک ماه خانۀ خود را ملاک و معیار گرفته و برای جامعه الگوی مصرف تعیین کرده‌اند!

گفت: تو کجای کاری؟ مصرف برق خانۀ خودشان که مجّانی است !

لابد انتظار مسئولان این است که شبمان را با یک لامپ ۲۰ وات روشن کنیم و یخدان یونولیتی داشته باشیم و بادبزنی در دست بگیریم! اگر مسئولان دنبال بهانه می‌گردند تا دستشان را در جیب مردم کرده و همۀ کمبودها را از جیب ما جبران کنند،راست و مستقیم منظورشان را بگویند! دیگر چرا گرد و خاک الکی برپامی‌کنند؟!

گفتم: گرد و خاک الکی یعنی چه؟!

گفت: می‌گویند یک روز صبح که حیوانات ساکن در کشتی نوح بیدار شدند، گرگ رو کرد به گوسفند و گفت:
امروز خیلی گرد و خاک می‌کنی! می‌خواهم بخورمت!
گوسفند گفت: عمو، انگار وسط آبیم ها! همه جا خیس است. گرد و خاک کجا بود؟اگر می‌خواهی مرا بخوری، بیا بخورم! چرا بهانۀ الکی می‌گیری؟

گفتم: باز هم
#سیاهنمایی کردی؟!

#شفیعی_مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

برای دستیابی به دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در

کانال گزین‌گویه‌های مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
/channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

هر پگاه نو با یک نگاه نو

گزین‌گویه‌های مطهر.(فرگرد 2362)

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

کیمیاگری نه تبدیل «مس به زر»،که تبدیل «حس به باور» است.

کیمیاگر کسی است که «جهل را به آگاهی» و «ابوجهل را به خودآگاهی»تبدیل کند

و از «نفرت و نفرین»،«عفو و آفرین» بیافریند.

همۀ ما می‌توانیم از «کوهِ اندوه»،«بشکوهِ نستوه» بسازیم

و «تیرگی غم»را با «زیرکی قلم» بزداییم.

#شفیعی_مطهر

☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸

برای دستیابی به دانلود رایگان کتاب‌ها و دیگر آثار این قلم در

کانال گزین‌گویه‌های مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
/channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

🌝💫🤔

🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1633
🔰و«ردای قداست» و «مینای سیاست»

🖌__ آن که «ردای قداست می‌پوشد» و «مینای سیاست می‌نوشد»،
از «دین، دکان» می‌سازد و از «آیین، امکان»!

😡 از «انتقاد برمی‌آشوبد» و «نقّاد را سرمی‌کوبد»!
«خویش را در هاله‌ای از قداست» می‌پندارد
و «دگراندیش را در چاله‌ای از نجاست»!
تنها خود را «لایق احترام» و دیگران را «خلایق عوام» می‌داند.

👈 از همه «طاعتِ تام» می‌طلبد و «اطاعتِ تمام»!
ملّت به جای «لطیفۀ پرسش»، «وظیفۀ پرستش» دارند!

ارباب، بردگان را «اجیر» و آنان را به «زنجیر» می‌کشد،
ولی خودکامه نه با «جیرِ حراست»، که با «زنجیرِ قداست»،
«اصول را در دام» و «عقول را استخدام» می‌کند!

😔 خودکامه، «دین را زار» و «آیین را ابزار» می‌کند.
آن گاه مردم او را «سایۀ خدا» و «سرمایۀ هُدا» می‌پندارند
و آن که فرمان می‌راند «تحجُّر» است، نه «تفکُّر»!


✍ استاد شفیعی مطهر
1400/04/28
-------------------------------------------------

مینا: آبگینه، شیشۀ شراب، پیاله

نجاست: پلیدی، ناپاکی

لطیفه: نکتۀ نغز، سخن نیکو و پسندیده

جیر: خشم و غضب

حراست: نگهبانی، پاسبانی

🌱🎋🌴

✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتاب‌های این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویه‌های مطهر' :

🌐 /channel/nedayemotahar

🌱🎋🌴

✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتاب‌های این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویه‌های مطهر' :

🌐 /channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

#طنزسیاهنمایی. 956

اکسیژن دموکراسی چیست؟

گفت: در دنیای معاصر، «آزادی اطّلاعات» به عنوان لازمۀ دموکراسی مشارکتی شناخته شده و به دلیل کارکردهای مفیدش، به «اکسیژن دموکراسی» موسوم شده است. زیرا اگر مردم ندانند که در جامعۀ آن‌ها چه می‌گذرد و اگر اعمال حاکمان و مدیران جامعه از آن‌ها پنهان باشد، در این صورت چگونه خواهند توانست در ادارۀ امور جامعه نقش ایفا کرده و سهم مهمّی داشته باشند؟

گفتم: بله،امروز استثنائاً حق با توست!این حرف تو حسابی است. مگر کسی با این حقوق مسلّم شهروندان جامعه مخالف است؟

گفت: اگر این حرف درست است،تو چه توجیهی دربارۀ فیلترینگ در فضای مجازی داری؟ مگر کسانی که جریان آزاد اطّلاعات را با داشتن خطِّ سفید برای خود عین حق می‌دانند،ولی همین حق را با تایید فیلترینگ از هموطنان خود دریغ می‌دارند؟ این عین تبعیض نیست؟

گفتم: با تو چه‌کنم که امروز استثنائاً حرف‌های حسابی می‌زنی؟!

گفت: زمانی وزیر محترم ارتباطات توئیت زده بود و از مخاطبانش خواسته بود که به این پرسش،پاسخ دهند:
اگر امام حسین(ع) در زمان ما بود با
#اینترنت چکار می‌کرد؟

از میان پاسخ‌های داده شده یکی از پاسخ‌ها خیلی جالب بود و آن این که یکی از کاربران گفته بود:

🗣 امام حسین را نمی‌دانم، ولی اگر یزید بود اینترنت را قطع می‌کرد تا مردم نفهمند در کربلا چه گذشت.

گفتم: باز هم
#سیاهنمایی کردی؟!

#شفیعی_مطهر

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

🌝💫🤔

🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1631
🔰 «خطِّ فقر» و «شطِّ فرق»

🖌__ در هیچ یک از «گروه حیوانات» و در میان «انبوه موجودات»،
«شکافی ژرف» و «اختلافی شگرف»،
به نام «خطِّ فقر» و «شطِّ فرق» وجود ندارد.

😓 این «شکاف درجاتی» و «اختلاف طبقاتی»،
نه «ویژۀ حیوان»، که «آویژۀ انسان» است؛
زیرا این «انسانِ تاجوَر» است که «انسانِ دیگر» را
به «انگِ بندگی» و «ننگِ بردگی» خویش درمی‌آورد.

👈 انسانی که «خویش را ناقد اشرف» و «دگراندیش را فاقد شرف» می‌پندارد،
او «آفت حیوانیّت» را بر «شرافت انسانیّت» خریده
و «توصیف کالاَنعام» را بر «تشریف پدرام» برگزیده است.


✍ استاد شفیعی مطهر
1400/04/24
-------------------------------------------------

شطّ: رود بزرگ که وارد دریا شود

آویژه: ویژه، خالص، معشوق، یار یا دوست نزدیک

انگ: برچسب، علامت، مارک، نشان

ناقد: نقدکننده، جدا کننده‌ی خوب از بد

اَنعام: چهارپایان

تشریف: بزرگ داشتن، خلعت دادن

پدرام: آراسته، نیکو، خوش و خرم، خجسته، فرخ، همیشه، پاینده

🌱🎋🌴

✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتاب‌های این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویه‌های مطهر' :

🌐 /channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

هر پگاه نو با یک نگاه نو
📚 📘 📕 📗 📙 📚

حکومت امری زمینی است،نه آسمان

💐 🌼 🌷 🌹 💐
#شفیعی_مطهر

در تاریخ اسلام می‌خوانیم كه امام علی (ع) با و جود آن كه از طرف خداوند به امامت
رسیده‌بودند ، ولی به دلیل اين كه بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص) مردم با او به عنوان «خلیفه» بيعت نكرده بودند، بیست و پنج سال خار در چشم و استخوان در گلو ،سكوت كرد و به خاطر احترام به تصمیم مردم در تعیین سرنوشتشان تمام این سال‌ها
نه تنها كارشكنی نكرد، بلكه همواره در كنار مردم حتّی به خلیفۀ منتخب مردم نیز به عنوان مشاور كمك می‌كرد. هم او بود كه به خاطر مردم و بیعت‌شان بعد از ۲۵ سال بر مسند خلافت نشست ، با وجود این كه ۲۵ سال بود كه از طرف خداوند به امامت رسیده‌بود .

برخی از علمای دین بر این نظرند كه معرّفی امام به عنوان شخص شایسته و نامزد حكومت جنبۀ « تعیینی» دارد،نه «تحميلي» .معصومان حقِّ حکومت دارند و
مردم حقِّ حاکمیّت . حکومت امری دنیایی و از آنِ مردم است و این حق قابل فسخ و
انتقال به دیگری است. استاد مطهری می‌گوید:

«اگر امام به حق را مردم ، از روی جهالت و عدم تشخیص نمی‌خواهند، او به زور نباید و نمی‌تواند خود را به مردم و به امر خدا تحمیل كند.لزوم بیعت هم همین است»

(حماسه حسینی: مطهری،107)

در كلامی از حضرت علی (ع) می‌خوانیم كه :

«رسول خدا مرا متعهّد به پیمانی كرده و فرموده بود:

پسر ابی‌طالب ! ولایت امّتم حقّ توست. اگر به درستی و عافیت تو را ولیِّ خود كردند و با
رضایت در بارۀ تو به وحدت نظر رسیدند، امر ایشان را به عهده بگیر و بپذیر ؛ امّا اگر در بارۀ تو
به اختلاف افتادند، آن ها را به خواست خود واگذار، زیرا خدا راه گشایش را به روی تو باز خواهد كرد» .

ایشان پس از قبول بیعت مردم بر منبر رفته و خطاب به آن ها فرمود:

«ای مردم ! این امر ، امر شماست. هیچ كس جز آن كه شما او را امیر خود گردانید، حقِّ امارت
بر شما را ندارد.»

بنابراین حکومت امری زمینی است،نه آسمانی .لذا هیچ کس بدون انتخاب مردم و بدون رضایت مردم حقِّ حکومت و حاکمیّت بر مردم را ندارد!

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

گزین‌گویه‌های مطهر:
هر پگاه نو با یک نگاه نو
فرگرد ۶۳
📚 📖 📘 📕 📗 📙

🌷 خلاصه تفسیر آیات :
 سوره عبس، آیات ۳۳ تا ۴۲ :
تفسیر نمونه :
این آیات ، صحنه‌ای بسیار تکان‌دهنده از قیامت را ترسیم می‌کند ؛ صحنه‌ای که در آن ، عظمت حادثه و شدت اضطراب به اندازه‌ای است که نزدیک‌ترین پیوندهای عاطفی و خانوادگی نیز از هم می‌گسلد.
۱) «فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ» :
یعنی : آن‌گاه که آن صدای کرکننده و گوش‌خراش فرا رسد.
در تفسیر نمونه ، «صاخّه» به یکی از نام‌های روز قیامت یا نفخه رستاخیز  تفسیر شده است ؛ صدایی چنان هولناک و کوبنده که گوش‌ها را پر می‌کند و همه را در وحشت فرو می‌برد. انتخاب این تعبیر ، برای نشان دادن شدت حادثه و تکان‌دهندگی آن است ؛ گویی این صدا انسان را از همه غفلت‌ها بیدار می‌کند.
۲) «یَومَ یَفِرُّ المَرءُ مِن أَخیهِ * وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ * وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنیهِ» :
یعنی : در آن روز ، انسان از برادرش می‌گریزد و از مادر و پدرش و از همسر و فرزندانش.
تفسیر نمونه توضیح می‌دهد که ؛ فرار انسان از نزدیک‌ترین کسانش ، نه به سبب بی‌مهری دنیایی ، بلکه به خاطر شدت هول و وحشت قیامت و اشتغال کامل هر کس به سرنوشت خویش است.
انسان در دنیا ، معمولاً به برادر ، پدر، مادر، همسر و فرزند پناه می‌برد ، اما در آن روز ، نه کسی توان یاری دارد و نه مجال توجه به دیگری. بعضی مفسران نیز گفته‌اند انسان از آنان می‌گریزد ، مبادا حقی از حقوق آنان بر گردنش باشد و از او مطالبه کنند.
ترتیب افراد نیز پرمعناست : نخست برادر ، سپس پدر و مادر ، سپس همسر و فرزندان. این چینش می‌تواند اشاره به مراتب مختلف پیوندهای عاطفی باشد ، یعنی ؛ حتی صمیمی‌ترین و عاطفی‌ترین رابطه‌ها نیز در برابر هول قیامت رنگ می‌بازد.
۳) «لِکُلِّ امرِئٍ مِنهُم یَومَئِذٍ شَأنٌ یُغنیهِ»:
یعنی ؛ برای هر یک از آنان در آن روز ، کاری است که او را به خود مشغول می‌دارد.
این آیه ، علت آن فرار را بیان می‌کند : هر انسانی چنان درگیر حساب و کتاب، بیم و امید، و سرنوشت ابدی خویش است که فرصتی برای اندیشیدن به دیگران ندارد.
در تفسیر نمونه آمده است که این اشتغال، اشتغالی فراگیر و همه‌جانبه است ، یعنی ؛ وضع انسان در قیامت به‌قدری خطیر است که تمام توجه او را می‌گیرد. این تعبیر ، اوج فردی بودن مسئولیت در قیامت را می‌رساند ؛ هر کس در گرو عمل خویش است.
۴) «وُجوهٌ یَومَئِذٍ مُسفِرَةٌ * ضاحِکَةٌ مُستَبشِرَةٌ» :
یعنی: چهره‌هایی در آن روز گشاده و نورانی است؛ خندان و شادمان.
بعد از بیان هول عمومی قیامت ، قرآن مردم را به دو گروه تقسیم می‌کند.
گروه نخست کسانی‌اند که چهره‌هایشان مسفره است ، یعنی ؛ نورانی ، باز و درخشان. این درخشش ، نشانه آرامش درون و نجات از عذاب و رسیدن به رحمت الهی است.
«ضاحکه» و «مستبشره» نیز نشان می‌دهد آنان نه فقط نجات یافته‌اند ، بلکه از بشارت الهی و ثواب اعمالشان سُرور و شادی دارند. در تفسیر نمونه ، این شادی نتیجه ایمان ، عمل صالح ، پاکی دل و درستی مسیر در دنیاست.
۵) «وَ وُجوهٌ یَومَئِذٍ عَلَیها غَبَرَةٌ * تَرهَقُها قَتَرَةٌ» :
یعنی : و چهره‌هایی در آن روز غبارآلود است، و دود و تیرگی آن ها را پوشانده است.
در برابر گروه اول ، گروه دوم قرار دارند: صورت‌هایی تیره، غبارگرفته، گرفته و اندوهبار.
«غبره» ، اشاره به نوعی غبار و تیرگی ظاهری دارد، و «قتره» به سیاهی و ظلمتی که از ذلت، غم و عذاب بر چهره می‌نشیند. در تفسیر نمونه ، این تعبیرات کنایه از رسوایی ، خواری، وحشت و نومیدی آنان در صحنه قیامت است. باطن تاریک آنان در دنیا ، در آن روز به صورت چهره‌ای تیره و فروافتاده آشکار می‌شود.
۶) «أُولئِکَ هُمُ الکَفَرَةُ الفَجَرَةُ» :
یعنی : آنان همان کافران بدکارند.
آیه آخر ، صاحبان آن چهره‌های غبارآلود را معرفی می‌کند : کسانی که هم کفر  ورزیدند و هم فجور و پرده‌دری و گناه پیشه کردند.
در تفسیر نمونه ، میان «کفر» و «فجور» این تفاوت دیده می‌شود که کفر بیشتر جنبه اعتقادی دارد و فجور جنبه عملی ؛ یعنی آنان هم در عقیده منحرف بودند و هم در کردار آلوده و سرکش.
پس سیاهی چهره آنان در قیامت، ظهور بیرونی همان ظلمت درونی عقیده و عمل آن هاست.
جمع‌بندی تفسیر نمونه این آیات :
این مجموعه آیات ، صحنه قیامت را در دو بخش ترسیم می‌کند:
نخست ، شدت هول و اضطراب قیامت که انسان را از عزیزترین بستگانش نیز غافل می‌سازد.
دوم، تقسیم انسان‌ها به دو گروه:
گروهی با چهره‌های نورانی، خندان و امیدوار؛ اهل ایمان و عمل صالح
گروهی با چهره‌های غبارآلود و تیره؛ اهل کفر و فجور
پیام اصلی آیات در تفسیر نمونه این است که در قیامت ، نه نسب و پیوند خانوادگی کارساز است و نه عناوین دنیایی؛ آنچه مایه نجات یا سقوط است، ایمان و عمل انسان است.

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

هر پگاه نو با یک نگاه نو

📚 📚 📚 📚 📚
غدیر،نمادِ مردم‌سالاری

#شفیعی_مطهر

غدیر ، نه یک روز عام و برکۀ آرام ، که یک تاریخ تمام است .

غدیر یک پیچ سرنوشت‌ساز تاریخ است .

در این روز ، سرنوشت روشن بشریّت با زلال آب‌های «غدیر» گره خورد .

هر قطرۀ آن بلور مذاب، یک سینه سخن در دل و یک آبشار زلال عرفان بر زبان دارد.

در غدیر، زنجیر رقّیّت بشر از هم گسست و یوغ اسارت انسان درهم شکست .

غدیر با تثبیت حاکمیّت «الله» پدیدۀ حاکمیّت انسان بر انسان را برانداخت

و نیرنگ خودکامگان را نقش بر آب ساخت .

منشور غدیر ، اصل « وَلاتَکُن عَبدَ غَیرِک قَد جَعَلکَ اللهُ حُرّاً » را بر تارک تاریخ نگاشت

و با همین اصل ، کرامت انسان را پاس داشت .

آرمان غدیر بر این بود که واژه‌های خودکامگی ،سلطه‌گری ،سلطه‌پذیری ،خشونت‌ورزی،

اباحی‌گری ، تملّق ، چاپلوسی ، ستمگری ، ستم‌پذیری ، و.... را از قاموس بشریّت بزداید

و راه و رسم حق‌گرایی ، انسان‌دوستی ، مردم‌سالاری ، عدالت‌خواهی ، ستم‌ستیزی،

آزادی‌خواهی ، حقوق‌مداری ، مشارکت‌پذیری ، مشارکت‌جویی ، شایسته‌سالاری ،

امانتداری ، صراحت و صداقت سخن، رفق و مدارا ، ساده‌زیستی و همۀ ارزش‌های

عالی اسلامی و انسانی را نهادینه سازد.

مکتب غدیر ، سعۀ صدر ، تحمّل عقیدۀ مخالف و ظرفیّت بالا را از ابزار مدیریّت و رهبری

می‌داند ( آلَهُ‌ الرّیاسهِ سَعَهُ الصَّدرِ ) .

در این مکتب ، مسند حکومت و زمامداری ، نه یک طعمه و شکار ، که یک امانت الهی

است و حاکم در برابر خدا و خلق باید پاسخگو باشد:

( اِنَّ عَمَلکَ لَیسَ لَکَ بِطُعمَه وَ لکِنّهُ فی عُنُقِکَ اَمانَه ) .

مرام غدیر : « با دوستان مروّت ، با دشمنان مدارا » است .

مولای برگزیدۀ غدیر حتّی اجازۀ بدرفتاری با دشمنان خونی خود را نمی‌دهد .

او تاکید می‌ورزد که :

« پس از من خوارج را نکشید ، زیرا آن که به طلب حق درآید و راه خطا پیماید ،

همانند آن نیست که باطل را طلبد و بیابد و بدان دست گشاید .»

بنیانگذار مکتب غدیر ، انتقاد و پرسشگری و عدالت‌خواهی را از حقوق مردم و

پاسخگویی ، خدمتگزاری و احساس مسئولیت را از وظایف و تکالیف حاکمان می‌داند.

«با من ، آن گونه که با خودکامگان سخن می‌گویند ، سخن مگویید و چونان که با تندخویان

رفتار می‌کنند ، از من کناره نگیرید . با ظاهرسازی و ریا با من آمیزش نکنید و شنیدن

سخن حق را بر من سنگین مپندارید . نمی‌خواهم مرا بزرگ انگارید ، چه آن کسی که

شنیدن سخن حق بر او گران باشد و اجرای عدالت بر او دشوار بود ، کار به حق و

عدالت‌کردن بر او دشوارتر است .پس از گفتن حق یا رای‌زدن در عدالت کوتاهی نکنید.»

و در جای دیگر ،پای فراتر نهاده ،چاپلوسان را رانده ،حق‌گرایان گزنده را ترجیح می‌دهد:

« آن کسی را بر دیگران برگزین که سخن تلخ حق را به تو بیشتر بگوید و در آنچه می‌کنی

یا می‌گویی و خدا آن را از دوستانش ناپسند می‌دارد ، کمتر تو را یاری‌کند .»

سلطان سریر غدیر و ابرمرد عرصۀ تدبیر در دفاع از حقوق انسانی یک شهروند تا بدان

جا پیش می‌تازد که ، قاضی خود را به سبب این که صدایش بلندتر از ارباب رجوع بوده

است ، عزل می‌کند . امام علی(ع) به ابوالاسود دویلی می‌فرماید :

« اِنّی رَاَیتُ کلامکَ یَعلوا کلام خَصمکَ ».

در بینش غدیر ، انسانیّت انسان ارزش دارد ، نه مواضع سیاسی ، عقیدتی و فکری او .

خالق این بینش به مالک اشتر می‌فرماید :

«مردم دو گروه‌اند: یا مسلمان‌اند ،که برادر تو هستند ، یا غیرمسلمان ، که در آفرینش

با شما یکسان‌اند.»

و در دفاع از حقوق دگراندیشان بدان پایه اصرار می‌ورزد که هشدار می‌دهد :

« هرکس اقلّیّتی را بیازارد ، قطعاً مرا آزرده است ! »

آغازگر نظام غدیر ؛ حاکم را نه تنها مُطاع خلق ، که مطیع خالق و خلق نیز می‌داند:

« هرگز مگو : من فرمانروایم . باید حکم رانده و بی‌چون و چرا پیروی شوم .

چه ، آن کسی که چنین مشی و مشربی و چنین سیستم و نظامی دارد ،

روان را ناهنجار ، دین را ناروا و جامعه را ناپایدار می‌سازد . »

او راز هلاکت و نابودی جامعه را در فقر و فلاکت مردم می‌داند و رمز فقر آنان را ،

قدرت‌گرایی و ثروت‌اندوزی اقلّیّت می‌شمارد .

....و برای تحقّق این گونه آرمان‌ها بود که با تایید الله و به دست رسول‌الله (ص) ،

امیرالمومنین علی (ع) به عنوان شایسته‌ترین نامزد فرمانروایی بر جامعۀ پس از پیامبر

به مردم معرّفی شدند .

البتّه سکوت 25 ساله امام علی(ع)و همیاری و مشاورت صادقانه و صمیمانۀ ایشان با خلفای هم‌عصر خود مویّد پذیرش قواعد دموکراسی و مردمساری از سوی ایشان است.

این روز فرخنده و حکومت خجسته ، بر همه نیک‌اندیشان و سبزکیشان جهان مبارک باد .

امید که در پرتو رهبری‌ها و رهنمودهای این پیشوای پرواپیشگان و امیر پرهیزگاران بتوانیم

آرمان‌های بلند انسانی و اسلامی را تحقّق بخشیم.

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

هر پگاه نو با یک نگاه نو
فرگرد ۶۲
📚 📖 📘 📕 📗 📙

غلامرضادربندی:
🌷 خلاصه تفسیر آیات :
  آیات ۴۲ تا ۴۶ سوره نازعات :
۱. «تفسیر نمونه» :
این آیات ، در پایان سوره نازعات ، پس از بیان سرگذشت فرعون و موسی و پس از اشاره به نشانه‌های قدرت خدا در آفرینش ، به مسئله قیامت می‌پردازد.
کافران و منکران قیامت ، بارها از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله درباره زمان وقوع قیامت سؤال می‌کردند. پرسش آنان غالباً از روی حقیقت‌جویی نبود ، بلکه نوعی استهزا ، انکار یا بهانه‌جویی بود. می‌گفتند : اگر قیامت حق است ، پس چه زمانی واقع می‌شود؟
قرآن در پاسخ می‌فرماید :
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا :
آنان از «ساعت» می‌پرسند ، یعنی ؛ از زمان برپایی قیامت.
تعبیر «مُرساها» از ریشه‌ای است که درباره لنگر انداختن کشتی نیز به کار می‌رود ، یعنی ؛ می‌پرسند : قیامت چه زمانی مستقر و واقع می‌شود؟ چه وقت به وقوع قطعی می‌رسد؟
اما در پاسخ ، قرآن توجه را از دانستن زمان قیامت به آمادگی برای آن منتقل می‌کند :
فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا :
یعنی ای پیامبر ، دانستن زمان دقیق قیامت در حوزه وظیفه تو نیست. تو مأمور نیستی که وقت آن را اعلام کنی. مسئله اصلی این نیست که قیامت چه وقت می‌آید ، بلکه مسئله مهم این است که انسان برای آن روز آماده باشد.
سپس می‌فرماید :
إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَاهَا :
علم نهایی و قطعی درباره زمان قیامت تنها نزد خداوند است. همان‌گونه که آغاز آفرینش به دست اوست ، پایان جهان نیز در اختیار اوست. هیچ پیامبر ، فرشته یا انسان دیگری ، زمان دقیق قیامت را نمی‌داند ، مگر آنچه خدا بخواهد آشکار کند و درباره اصل زمان وقوع قیامت ، علم اختصاصی نزد پروردگار است.
بعد وظیفه پیامبر روشن می‌شود :
إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا :
وظیفه پیامبر این نیست که زمان قیامت را مشخص کند ، بلکه وظیفه او انذار است ، یعنی ؛ هشدار دادن ، بیدار کردن ، آگاه ساختن و ترساندن از عاقبت گناه و غفلت.
اما این هشدار ، در دل همه اثر نمی‌گذارد. تنها کسانی از انذار پیامبر بهره می‌برند که در دلشان نوعی آمادگی ، خشیت ، بیداری و احساس مسئولیت نسبت به قیامت وجود داشته باشد. کسی که اساساً نمی‌خواهد بپذیرد ، با دانستن زمان قیامت نیز هدایت نمی‌شود.
در پایان ، قرآن حقیقت عجیبی را بیان می‌کند :
كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا :
وقتی قیامت را با چشم خود ببینند ، تمام عمر دنیا در نظرشان بسیار کوتاه جلوه می‌کند ، گویی در دنیا فقط به اندازه یک شامگاه یا یک صبحگاه مانده‌اند.
یعنی انسان وقتی در دنیاست ، زندگی دنیا را طولانی و مهم می‌پندارد ، برای آن حرص می‌زند ، برای آن گناه می‌کند ، آخرت را فراموش می‌کند و دلبسته لذت‌های زودگذر می‌شود. اما هنگام مشاهده قیامت ، درمی‌یابد که تمام عمر دنیا ، در برابر عظمت آخرت ، چیزی شبیه چند ساعت بیشتر نبوده است.
📚 📖 📘 📕 📗 📙 📚
۲. تفسیر عرفانی و باطنی آیات :
از نگاه عرفانی ، «ساعت» تنها به معنای قیامت کبری و پایان جهان بیرونی نیست ، بلکه می‌تواند اشاره‌ای به قیامت درونی انسان نیز داشته باشد.
انسان ، تا زمانی که در غفلت است ، در دنیای عادت‌ها ، خواسته‌ها ، نفس ، تعلقات و توهمات زندگی می‌کند. اما لحظه‌ای فرا می‌رسد که پرده‌ها کنار می‌رود ، یا در مرگ ظاهری ، یا در بیداری باطنی. آن لحظه ، برای هر انسان نوعی «ساعت» است.
«يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا»:
در ظاهر ، پرسش درباره زمان قیامت است ، اما در باطن ، انسان غافل می‌پرسد :
کی حقیقت آشکار می‌شود؟ کی پرده کنار می‌رود ؟ کی من نتیجه اعمال و احوال خود را می‌بینم ؟
عارف می‌گوید : قیامت ، فقط حادثه‌ای در آینده دور نیست ، هر لحظه ممکن است در جان انسان برپا شود. هرگاه انسان از خواب نفس بیدار شود ، قیامتی در او رخ داده است.
«فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا» :
یعنی مشغولِ دانستن وقت و زمان آن نباش. پرسیدن از «کِی؟» گاهی حجاب است. مهم‌تر از زمان قیامت ، حقیقت قیامت است.
بسیاری از انسان‌ها می‌پرسند : قیامت کی می‌آید؟
اما عارف می‌پرسد : آیا من برای ملاقات خدا آماده‌ام؟
پس آیه گویا می‌فرماید :
به جای آن که ذهن خود را درگیر زمان واقعه کنی ، دل خود را آماده حضور در پیشگاه حق کن.
«إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَاهَا» :
پایان همه چیز خداست.
آغاز از اوست ، بازگشت به اوست ، مقصد اوست ، نهایت اوست.
در سلوک عرفانی ، انسان از کثرت‌ها عبور می‌کند تا به وحدت برسد. از خود ، از دنیا ، از تعلقات ، از منیّت و خودبینی عبور می‌کند تا بفهمد :

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

🌝💫🤔

🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1629
🔰 «شمع فروزان» برای «جمع پریشان»

🖌__ برای «کار با نیکی» و «پیکار با تاریکی»،
نه از «شیر ژیان» کاری برمی‌آید و نه از «شمشیر بُرّان»!
بلکه هر «جمعی پریشان» به «شمعی فروزان» نیاز دارد.

🙏 بیاییم «کینه‌ها» را از «سینه‌ها» بزداییم
و از «خاکستر خشونت»، «بستر معونت» بسازیم
و در آن «بذر مهربانی» و «جذر شایگانی» بکاریم.


✍ استاد شفیعی مطهر
1400/04/18
-------------------------------------------------

معونت: یاری، کمک کردن، مساعدت

جذر:  بیخ، ریشه، اصل

شایگان: شایسته، شایان

🌱🎋🌴

✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتاب‌های این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویه‌های مطهر' :

🌐 /channel/nedayemotahar

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

گزین‌گویه‌های مطهر:
هر پگاه نو با یک نگاه نو
فرگرد ۶۱
📚 📖 📘 📕 📗 📙

🌷 خلاصه تفسیر آیات :
 سوره نازعات ، آیات ۳۴ تا ۴۱ :
تفسیر نمونه :
در این آیات ، سخن از قیامت و سرنوشت نهایی انسان‌هاست.
آیه ، با تعبیر بسیار تکان‌دهنده‌ی  «الطامّة الکبری» ، آغاز می‌شود ، یعنی ؛ آن حادثه‌ی بزرگ و فراگیر و کوبنده‌ای که همه حوادث در برابر آن کوچک است. منظور ، همان قیامت است ، روزی که همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و انسان را ، با حقیقت نهایی وجود خود ، روبه‌رو می‌سازد.
در آن روز ، انسان ، تمام کوشش‌ها و اعمال خود را به یاد می‌آورد .
«يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ مَا سَعَى» :
یعنی ؛ پرده‌های غفلت کنار می‌رود و آدمی ، همه آنچه را در دنیا انجام داده ، چه نیک و چه بد ، به روشنی می‌بیند. این یادآوری ، فقط یک خاطره‌ی ذهنی نیست ، بلکه نوعی مشاهده‌ی حقیقت اعمال است.
بعد می‌فرماید :
«وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَى» :
دوزخ ،برای هر بیننده‌ای آشکار می‌شود. یعنی در آن روز ، جهنم پنهان نیست ، حقیقت آن به‌قدری روشن و نمایان است که هر صاحب بصیرتی آن را می‌بیند. این ظهور ، نشانه‌ی آن است که عالم آخرت ، عالم ظهور واقعیات و کنار رفتن حجاب‌هاست.
سپس قرآن مردم را ، به دو گروه تقسیم می‌کند :
گروه اول : طغیانگران دنیاپرست
«فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا» :
کسی که از حد خود تجاوز کرد ، سرکشی نمود ، فرمان الهی را زیر پا گذاشت و زندگی زودگذر دنیا را بر آخرت ترجیح داد،
«فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى» :
جایگاه او دوزخ است.
در تفسیر نمونه ، روی دو ریشه‌ی اساسی انحراف تأکید می‌شود :
طغیان : تجاوز از حد بندگی و سرپیچی در برابر فرمان خدا
ایثار حیات دنیا : مقدم داشتن لذت‌ها ، منافع و خواسته‌های دنیوی بر حقیقت ، ایمان و آخرت .
در واقع ، بسیاری از گناهان و انحرافات از همین دو سرچشمه برمی‌خیزد :
انسان یا دچار روحیه‌ی استکبار و طغیان می‌شود ، یا اسیر جلوه‌های فریبنده‌ی دنیاست.
گروه دوم : اهل خوف و مجاهده :
در برابر گروه نخست ، قرآن از گروهی دیگر سخن می‌گوید :
«وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ» :
کسی که از مقام پروردگارش بترسد ؛ یعنی خود را در برابر دادگاه عدل الهی ببیند ، عظمت خدا را درک کند و بداند که در پیشگاه او مسئول است.
و نیز :
«وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى» :
نفس خود را از هوس بازدارد.
این تعبیر بسیار مهم است ، زیرا ریشه‌ی اصلی بسیاری از لغزش‌ها ، هوای نفس است. کسی که بتواند ، در برابر کشش‌های نادرست درونی ، مقاومت کند ، راه نجات را یافته است.
نتیجه‌ی این حالت هم روشن است :
«فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى» :
بهشت جایگاه اوست.
بنابراین ، این آیات ، یک جمع‌بندی روشن از مسیر انسان ارائه می‌دهد:
از یک‌سو طغیان و دنیاپرستی که پایانش جهنم است و از سوی دیگر ، خوف از خدا و مهار نفس که سرانجامش بهشت است.
پیام اصلی آیات این است که سرنوشت انسان ، نتیجه‌ی انتخاب‌ها و مجاهدت‌های او در دنیاست. قیامت روزی است که همه‌ی این حقایق آشکار می‌شود و هر کس مأوای متناسب با باطن و عمل خویش را می‌یابد.

📚 💐 💮 🌼 🌷 📚
تفسیر عرفانی آیات :
در نگاه عرفانی ، این آیات فقط درباره‌ی قیامتِ آینده نیست ، بلکه قیامتِ باطنی انسان را هم توصیف می‌کند.
۱. «فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى» :
در ظاهر ، طامّه کبری همان قیامت بزرگ است .
اما در باطن ، می‌تواند اشاره به لحظه‌ای باشد که حقیقت ، همه‌ی ساختگی‌های نفس را ، درهم می‌شکند.
آن هنگام که انسان با یک تکان روحی ، با یک بیداری عمیق ، یا با تجلی حقیقت ، ناگهان می‌فهمد که عمرش را در چه راهی صرف کرده است.
برای سالک ، «طامّه کبری» می‌تواند فرو ریختن بنای توهمِ منِ نفسانی باشد.
۲. «يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ مَا سَعَى» :
در تفسیر عرفانی ، سعیِ انسان فقط اعمال ظاهری نیست ، بلکه همه‌ی  جهت‌گیری‌های قلبی اوست.
انسان در روز کشف و شهود درمی‌یابد که در تمام عمر ، در حقیقت به‌سوی چه چیزی می‌دویده است:
به‌سوی خدا یا به‌سوی خود؟
به‌سوی حقیقت یا به‌سوی وهم؟
اینجا دیگر ظاهر اعمال کافی نیست ؛ نیت‌ها ، محبت‌ها ، دلبستگی‌ها و مقصدهای پنهان آشکار می‌شود.
۳. «وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَى» :
در نگاه باطنی ، جحیم فقط آتش بیرونی نیست ، بلکه آتشِ فراق ، حرص ، حسد ، تکبر، شهوت و خودپرستی نیز هست.
وقتی حجاب‌ها کنار می‌رود ، انسان می‌بیند که جهنم از بیرون بر او تحمیل نشده ، بلکه سال‌ها در درون خود آن را پرورده است.

Читать полностью…

گاه‌گویه‌های‌ مطهر

https://www.facebook.com/share/1BdXbz1DSN/

Читать полностью…
Subscribe to a channel