352
نوشتهها و سرودههای سیدعلیرضا شفیعیمطهر دائرهالمعارف روشنگری: "شفیعیمطهر شخصیت کمیاب و کیمیا و نادری است که تسلُّط ستایشانگیزی بر کلام دارد. ما هنوز کسی با این لیاقت قلمی در ایران نمیشناسیم."
هر پگاه نو با یک نگاه نو 📚
فرگرد ۸۳
📚 📖 📘 📕 📗 📙
🌷 خلاصه تفسیر آیات :
آیات ۶ تا ۱۱ سوره عادیات :
۱-خلاصه تفسیر نمونه :
آیه ۶ ، «اِنَّ الاِنسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُود» :
انسان ، در برابر نعمتهای پروردگار ، بسیار ناسپاس است . «کنود» ، به کسی گفته میشود که نعمتهای فراوان را فراموش میکند و تنها ، سختیها و کمبودها را میبیند . البته مؤمنان راستین ، از این حکم عمومی ، استثنا هستند .
آیه ۷ ، «وَ اِنَّهُ عَلَی ذَالِکَ لَشَهِید» :
خود انسان نیز ، بر ناسپاسی خویش ، گواه است ، زیرا در درون خود ، میداند که بسیاری از نعمتهای الهی را نادیده گرفته و حق شکر را ادا نکرده است . برخی مفسران نیز ضمیر را به خدا بازگرداندهاند ، یعنی خداوند ، بر اعمال او شاهد است .
آیه ۸ ، «وَ اِنَّهُ لِحُبِّ الخَیرِ لَشَدِید» :
منظور از «خیر» در اینجا ، مال و ثروت است . انسان به سبب دلبستگی شدید به مال ، گاه از یاد خدا و انجام وظایف الهی ، غافل میشود و همین محبت افراطی ، سرچشمه ناسپاسی اوست .
آیه ۹ ، «اَفَلَا یَعلَمُ اِذَا بُعثِرَ مَا فِی القُبُورِ»:
آیا انسان نمیداند روزی فرا میرسد که مردگان از قبرها بیرون آورده میشوند؟ «بعثر» ، اشاره به زیر و رو شدن قبرها و برانگیخته شدن همه انسانها ، برای حسابرسی است .
آیه ۱۰ ، «وَ حُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ» :
در قیامت ، تمام اسرار ، نیتها و آنچه در دلها پنهان است ، آشکار و جدا میشود . ارزش واقعی اعمال نیز ، بر اساس همین نیتهای درونی ، سنجیده خواهد شد .
آیه ۱۱ ، «اِنَّ رَبَّهُم بِهِم یَومَئِذٍ لَخَبِیر» :
خداوند ، همواره به همه چیز آگاه است ، ولی در آن روز ، آثار این آگاهی کامل الهی ، در حسابرسی و جزای بندگان آشکار میشود و هیچ عمل آشکار یا پنهانی از او مخفی نخواهد ماند .
📚 💐 📚 🍂 📚 🌳 📚
۲-خلاصه تفسیر عرفانی :
آیه ۶ ، «اِنَّ الاِنسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُود» :
سالک ، تا زمانی که در حجاب نفس و خودبینی گرفتار است ، نسبت به محبوب حقیقی ناسپاس میماند ، زیرا نعمتهای الهی را ، به خود نسبت میدهد و از مُنعِم غافل میشود .
آیه ۷ ، «وَ اِنَّهُ عَلَی ذَالِکَ لَشَهِید» :
وجدان و فطرت انسان ، خود گواه این دوری و ناسپاسی است . در ژرفای جان ، انسان حقیقت وابستگی خویش به خدا و کوتاهی خود در بندگی را ، میشناسد ، هرچند بر آن پرده افکند .
آیه ۸ ، «وَ اِنَّهُ لِحُبِّ الخَیرِ لَشَدِید» :
محبتِ «خیر» ، در نگاه عرفانی ، دلبستگی به هر چیزی ، غیر از خداست . هر تعلقی که دل را از محبوب حقیقی باز دارد ، حجاب سلوک و مانع وصول به قرب الهی است .
آیه ۹، «اَفَلَا یَعلَمُ اِذَا بُعثِرَ مَا فِی القُبُورِ»:
قیامت ، تنها حادثهای در پایان جهان نیست ، در سیر عرفانی ، روزی فرا میرسد که قبرهای غفلت و خودپرستی شکافته میشود و حقیقت جان انسان آشکار میگردد .
آیه ۱۰ ، «وَ حُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ» :
در مقام کشف و شهود ، همه نیتها و رازهای نهفته دل نمایان میشود و انسان با حقیقت خویش روبهرو میگردد ، زیرا میزان قرب الهی ، صفای باطن و اخلاص قلب است .
آیه ۱۱ ، «اِنَّ رَبَّهُم بِهِم یَومَئِذٍ لَخَبِیر» :
عارف درمییابد که علم خداوند به بندگان ، حضوری و دائمی است . روز قیامت ، پردهها کنار میرود و انسان شهود میکند که همواره در محضر خدای آگاه و خبیر بوده است و هیچ لحظهای از نظر او پنهان نبوده است .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
از شاخه مرگ سرخ گل می چینم
جان دادن در را شرافت دینم
تو مرگ و فنا و نیستی می بینی
من جوشش سبز زندگی می بینم
هر پگاه نو با یک نگاه نو 📚
فرگرد ۸۳
📚 📖 📘 📕 📗 📙
🌷 خلاصه تفسیر آیات :
آیات ۶ تا ۱۱ سوره عادیات :
۱-خلاصه تفسیر نمونه :
آیه ۶ ، «اِنَّ الاِنسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُود» :
انسان ، در برابر نعمتهای پروردگار ، بسیار ناسپاس است . «کنود» ، به کسی گفته میشود که نعمتهای فراوان را فراموش میکند و تنها ، سختیها و کمبودها را میبیند . البته مؤمنان راستین ، از این حکم عمومی ، استثنا هستند .
آیه ۷ ، «وَ اِنَّهُ عَلَی ذَالِکَ لَشَهِید» :
خود انسان نیز ، بر ناسپاسی خویش ، گواه است ، زیرا در درون خود ، میداند که بسیاری از نعمتهای الهی را نادیده گرفته و حق شکر را ادا نکرده است . برخی مفسران نیز ضمیر را به خدا بازگرداندهاند ، یعنی خداوند ، بر اعمال او شاهد است .
آیه ۸ ، «وَ اِنَّهُ لِحُبِّ الخَیرِ لَشَدِید» :
منظور از «خیر» در اینجا ، مال و ثروت است . انسان به سبب دلبستگی شدید به مال ، گاه از یاد خدا و انجام وظایف الهی ، غافل میشود و همین محبت افراطی ، سرچشمه ناسپاسی اوست .
آیه ۹ ، «اَفَلَا یَعلَمُ اِذَا بُعثِرَ مَا فِی القُبُورِ»:
آیا انسان نمیداند روزی فرا میرسد که مردگان از قبرها بیرون آورده میشوند؟ «بعثر» ، اشاره به زیر و رو شدن قبرها و برانگیخته شدن همه انسانها ، برای حسابرسی است .
آیه ۱۰ ، «وَ حُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ» :
در قیامت ، تمام اسرار ، نیتها و آنچه در دلها پنهان است ، آشکار و جدا میشود . ارزش واقعی اعمال نیز ، بر اساس همین نیتهای درونی ، سنجیده خواهد شد .
آیه ۱۱ ، «اِنَّ رَبَّهُم بِهِم یَومَئِذٍ لَخَبِیر» :
خداوند ، همواره به همه چیز آگاه است ، ولی در آن روز ، آثار این آگاهی کامل الهی ، در حسابرسی و جزای بندگان آشکار میشود و هیچ عمل آشکار یا پنهانی از او مخفی نخواهد ماند .
📚 💐 📚 🍂 📚 🌳 📚
۲-خلاصه تفسیر عرفانی :
آیه ۶ ، «اِنَّ الاِنسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُود» :
سالک ، تا زمانی که در حجاب نفس و خودبینی گرفتار است ، نسبت به محبوب حقیقی ناسپاس میماند ، زیرا نعمتهای الهی را ، به خود نسبت میدهد و از مُنعِم غافل میشود .
آیه ۷ ، «وَ اِنَّهُ عَلَی ذَالِکَ لَشَهِید» :
وجدان و فطرت انسان ، خود گواه این دوری و ناسپاسی است . در ژرفای جان ، انسان حقیقت وابستگی خویش به خدا و کوتاهی خود در بندگی را ، میشناسد ، هرچند بر آن پرده افکند .
آیه ۸ ، «وَ اِنَّهُ لِحُبِّ الخَیرِ لَشَدِید» :
محبتِ «خیر» ، در نگاه عرفانی ، دلبستگی به هر چیزی ، غیر از خداست . هر تعلقی که دل را از محبوب حقیقی باز دارد ، حجاب سلوک و مانع وصول به قرب الهی است .
آیه ۹، «اَفَلَا یَعلَمُ اِذَا بُعثِرَ مَا فِی القُبُورِ»:
قیامت ، تنها حادثهای در پایان جهان نیست ، در سیر عرفانی ، روزی فرا میرسد که قبرهای غفلت و خودپرستی شکافته میشود و حقیقت جان انسان آشکار میگردد .
آیه ۱۰ ، «وَ حُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ» :
در مقام کشف و شهود ، همه نیتها و رازهای نهفته دل نمایان میشود و انسان با حقیقت خویش روبهرو میگردد ، زیرا میزان قرب الهی ، صفای باطن و اخلاص قلب است .
آیه ۱۱ ، «اِنَّ رَبَّهُم بِهِم یَومَئِذٍ لَخَبِیر» :
عارف درمییابد که علم خداوند به بندگان ، حضوری و دائمی است . روز قیامت ، پردهها کنار میرود و انسان شهود میکند که همواره در محضر خدای آگاه و خبیر بوده است و هیچ لحظهای از نظر او پنهان نبوده است .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
از شاخه مرگ سرخ گل می چینم
جان دادن در را شرافت دینم
تو مرگ و فنا و نیستی می بینی
من جوشش سبز زندگی می بینم
هر پگاه نو با یک نگاه نو 📚
فرگرد ۸۲
📚 📖 📘 📕 📗 📙
🌷 خلاصه تفسیر آیات :
سوره زلزله :
۱-خلاصه تفسیر نمونه :
آیه ۱ ، اِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا :
زمین ، در آستانه قیامت ، به فرمان خدا ، با شدیدترین لرزش خود ، میلرزد و نظام کنونی جهان دگرگون میشود .
آیه ۲ ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا :
زمین ، تمام بارهای پنهان خود ، از مردگان و اسرار نهفته را ، بیرون میریزد تا چیزی پوشیده نماند .
آیه ۳ ، وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا :
انسان ، از مشاهده این حادثه عظیم ، با تعجب و هراس ، میپرسد : چه اتفاقی برای زمین افتاده است ؟
آیه ۴ ، يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا :
زمین ، در آن روز ، همه اعمال و حوادثی را که بر روی آن رخ داده ، بازگو میکند و گواه انسانها میشود .
آیه ۵ ، بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا :
این سخن گفتن زمین ، به فرمان و الهام الهی است و همه موجودات مطیع اراده پروردگارند .
آیه ۶ ، يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ :
مردم ، به صورت گروههای مختلف ، متناسب با ایمان و کردار خود ، حاضر میشوند تا نتیجه اعمالشان را ببینند.
آیه ۷ ، فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ : کوچکترین کار نیک نیز ، در پیشگاه خدا ، ثبت شده و انسان پاداش آن را خواهد دید .
آیه ۸ ،وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ : کوچکترین کار بد نیز ، از حساب الهی ، پنهان نمیماند و انسان ، نتیجه آن را مشاهده خواهد کرد .
📚 💐 🥅 🌼 🌷 🌹
۲-خلاصه تفسیر عرفانی سوره زلزله :
آیه ۱ ، اِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا :
زمین، نماد وجود انسان است ؛ هنگامی که نور حق در دل میتابد ، همه تعلقات و خودبینیها ، به لرزه درمیآید.
آیه ۲ ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا :
دل سالک ، همه آنچه را در باطن پنهان کرده ، از نیتها و محبتها تا آلودگیها ، آشکار میسازد.
آیه ۳ ، وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا :
حیرت ، از نشانههای سلوک است ؛ انسان در مواجهه با حقیقت ، فرو ریختن دنیای ذهنی خود را ، مشاهده میکند.
آیه ۴ ، يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا :
تمام عالم ، شاهد اعمال انسان است و هر ذرهای ، حقیقت آنچه را دیده ، در زمان مناسب آشکار میکند.
آیه ۵ ، بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا :
همه هستی ، با الهام تکوینی خداوند ، حرکت میکند و انسان کامل نیز ، با تسلیم در برابر اراده الهی ، به کمال میرسد.
آیه ۶ ، يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ :
هر انسان ، با صورت باطنی اعمال خود ، محشور میشود و کردار او ، هویت واقعیاش را آشکار میسازد.
آیه ۷ ، فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ: هر ذره اخلاص ، محبت و خدمت به خلق ، نوری است که در مسیر قرب الهی ، به صاحبش بازمیگردد.
آیه ۸ ، وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ: هر ذره غفلت و گناه ، حجابی میان انسان و خدا ایجاد میکند و در قیامت ، انسان ، اثرت همان تاریکی را ، در وجود خود ، مشاهده خواهد کرد .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
تو که مشتاق بهاری بگشا پنجره را
تو که فریاد خموشی بگشا حنجره را
بال پرواز تو خشکیده بزن بال و پری
پر پرواز بده فاخته و زنجره را
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر .فرگرد ویژۀ عاشورا
گزیدهای از سخنان امامحسین(ع) خطاب به علما
آزادمرد «مَشرَبِ كربلا» و پيامبر «مكتبِ عاشورا» ،
در «صحراي مَنا» و از «وراي قرنها»،
«ضیعت روز» و «وضعيت امروز» را
«ژرف مينگرد» و «شگرف مینگارد»
و خطاب به «عالمان دين» و «متولّيان آيين»،
«یاد برمیآرد» و «فرياد برميآورد» كه :
«...باري اين چه «وضعيّت تباه» و «مصيبت سیاه» است،
كه «اصحاب درفش و دينار» و «احباب آذرخش و آزار»،
اين «زورگويانِ سرمستِ بدمَنِش« و «سودجویانِ چيرهدستِ بدكُنِش»،
- به رغم اينكه نه «مودّت و ودادی ميشناسند» و نه از«مَبدَا و معادي میهراسند»،
بر مردم «فرمانروايي يافته» و به «ستیزایی شتافته»،
«نهاد شريعت» را به ازدواج «مهاد قدرت» درآورده
و «تازیانههای تیغی» و «رسانههاي تبليغي» را
به «دام کیش» و «استخدام خويش» درآورده
و در هر «شهر و شیاری» و در هر «دَیر و دیاری»،
از هر «روی و روزنی» و در هر «كوي و برزني» ،
«رزمآوری در معبر» و «سخنوري بر منبر» دارند
و با هر «کمان و کمین» ،همۀ «زمان و زمين» را
به «اشغال» و «اشتغال» درآورده
«جوشش دادهاند» و «پوشش نهادهاند»
و مردم را -بي هيچگونه «مکان دفاعی» و «امكان اجتماعي» -
به «بندِ حقارت» و «کمندِ اسارت»گرفته
و به «بندگي دیدهاند» و به «بردگي كشيدهاند» !
«ارزشها را دچار ريزش» و «خیزشها را دچار ميرش» كردهاند!
خدايا ! تو «نیک آگاهی» و از«نزدیک گواهي» و ميداني
كه دغدغۀ من نه «رقابت در قدرت» و نه «سبقت در كسب ثروت و شهرت» است؛
بلكه بر آنم تا بر «بامِ شَهر» و برای «اَنامِ دَهر»،
«عَلَمهای دین» و «پرچمهاي آیين» به اهتزاز درآيد
و در «جامِ جامعه» و «فامِ فاجعه»،
«جوانههای صلاح» و «نشانههاي اصلاح» آشكار شود،
مگر تا «بندگان خدا» و «برازندگان هُدا»،
نه «سوده»،که «آسوده» شوند
و «آنات آگاهی» و «تعهّدات الهي»،
«سامان گیرد» و «سازمان پذیرد».
« هان ! اي «گروهِ عالِمان» و «انبوهِ خادِمان»!
به «ياري برخيزيد» و همگان را به «همکاری برانگیزید»
و به ما «حق» و حق را «رونق» دهيد؛
چه ، آن كه ستمكاران با همه «توش و توان» و با «خروشِ خسروان»
«دنیا را تیره» و بر «شما چيره» گشتهاند
و سخت در «خاموشي نورِ پيامبر» و «فراموشی شعورِ بارور»ميكوشند.
(با اقتباس از تحفالعقول، 240 /1384)
#شفیعی_مطهر
دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در کانال گزینگویههای مطهر
/channel/nedayemotahar
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1639
🔰 «زور زنجیر» و «شور شمشیر»
🖌__ من قشری را دیدم «زار از تحجُّر» و «بیزار از تفکُّر».
اینان «بهشت مکتوم» را «سرنوشت محتوم» خود میپنداشتند؛
بنابراین برای «بهشت خویش» هیچ «تشویش» نداشتند!
فقط «سرگران» و «دلنگران» بودند،
که چرا «سبزکیشان» و «دگراندیشان» به جهنّم میروند!
لذا با همۀ «توش و توان» و «خروش و خرامان» میکوشیدند
تا دیگران را حتّی با «زور زنجیر» و «شور شمشیر» به بهشت ببرند!
👈 اینان «هر چیز را میدانستند» و «هر ستیز را میتوانستند»،
ولی «پیام آفرینشگر حکیم» در «کلام کلان کریم» را نمیفهمیدند، که
«بگو: شما از گناه ما بازخواست نمیشوید و ما نیز از آنچه شما میکنید بازخواست نمیشویم.»
(قرآن، سبا، 25)
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/05/19
-----------------------------------------------
تحجر: مثل سنگ سخت
مکتوم: پوشیده، پنهان
محتوم: حتمی، واجب
سرگران: خشمگین، متکبر
خرامان: رونده با ناز و تکبر
شور: آشوب، فتنه
کلان: بزرگ، مِهتر
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar۷
هر پگاه نو با یک نگاه نو 📚
فرگرد ۷۸
📚 📖 📘 📕 📗 📙
🌷 خلاصه تفسیر آیات :
آیات ۱ تا ۸ سوره علق :
۱-خلاصه تفسیر نمونه :
این آیات ، نخستین آیاتی هستند که بر پیامبر اسلام ﷺ ، نازل شد و آغاز رسالت الهی را رقم زدند .
«اِقرَأ بِاسمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ» :
خداوند ، فرمان به خواندن میدهد ، اما نه خواندنی جدا از خدا ، بلکه با نام پروردگاری که ، سرچشمه آفرینش است. آغاز حرکت علمی و معنوی انسان ، باید با یاد خدا باشد .
«خَلَقَ الاِنسَانَ مِن عَلَقٍ» :
برای نشان دادن قدرت عظیم خدا ، به آفرینش انسان ، به موجودی بسیار ناچیز و ساده (خون بسته یا زالوگونه) ، اشاره میکند تا انسان بداند ، از چه مبدأ کوچکی به این مقام رسیده است .
«اِقرَأ وَ رَبُّکَ الأَکرَمُ» :
بار دیگر ، فرمان «بخوان» تکرار میشود تا اهمیت علم و آگاهی روشن گردد . خداوند ، کریمترین بخشنده است و نعمت علم را ، به بندگان عطا میکند .
«الَّذِی عَلَّمَ بِالقَلَمِ» :
یکی از بزرگترین نعمتهای الهی ، تعلیم به وسیله قلم است ، قلم وسیله انتقال علوم ، تجربیات و تمدنها ، در طول تاریخ ، بوده است .
«عَلَّمَ الاِنسَانَ مَا لَم یَعلَم» :
تمام دانشهای بشر ، در نهایت ، از تعلیم الهی سرچشمه میگیرد . انسان ، ذاتاً ، نادان آفریده شد و خداوند ، راه یادگیری و رشد را ، به او آموخت .
«کَلَّا اِنَّ الاِنسَانَ لَیَطغَی» :
اما همین انسان که ، با لطف خدا ، به علم و قدرت رسیده ، گاهی سرکشی میکند و از حدود الهی فراتر میرود .
«اَن رَآهُ استَغنَی» :
علت اصلی طغیان ، آن است که انسان خود را بینیاز ببیند ، وقتی احساس کند به کسی احتیاج ندارد ، گرفتار غرور و سرکشی میشود .
«اِنَّ اِلَی رَبِّکَ الرُّجعَی» :
در برابر این غرور ، خداوند یادآوری میکند که بازگشت همه به سوی اوست و انسان باید حسابرسی و معاد را فراموش نکند .
جمعبندی تفسیر نمونه :
این مجموعه آیات ، از یک سو بر علم ، آموزش ، قلم و رشد انسان تأکید میکند و از سوی دیگر هشدار میدهد که علم و قدرت ، نباید انسان را ، دچار خودبینی و احساس بینیازی از خدا کند ، زیرا سرانجام ، همه به سوی پروردگار بازمیگردند .
📚 🍂 ☘️ 🌿 🍃 📚
۲-خلاصه تفسیر عرفانی (آیات ۱ تا ۸) :
عارفان ، این آیات را ، شرح سیر انسان از «جهل به معرفت» و از «خودبینی به خداشناسی» دانستهاند .
«اِقرَأ بِاسمِ رَبِّکَ» :
یعنی ؛ هر معرفتی را با نام حق آغاز کن . خواندن حقیقی ، خواندن کتاب هستی و مشاهده جلوههای خدا در عالم و درون خویش است .
«خَلَقَ الاِنسَانَ مِن عَلَقٍ» :
سالک ، باید اصل خویش را به یاد آورد که از مرتبهای بسیار پست و وابسته آمده است . یاد این حقیقت ، غرور را میشکند و راه تواضع را میگشاید.
«وَرَبُّکَ الأَکرَمُ» :
در مسیر سلوک ، هر چه به انسان میرسد از کرم الهی است ، نه از شایستگی او . معرفت ، عطیهای از جانب محبوب است .
«الَّذِی عَلَّمَ بِالقَلَمِ» :
قلم ، در نگاه عرفانی ، تنها قلم ظاهری نیست ، قلم تقدیر الهی و قلمی است که حقایق را بر لوح دل اولیای الهی مینگارد .
«عَلَّمَ الاِنسَانَ مَا لَم یَعلَم» :
علم حقیقی ، علم حضوری و شناخت خداست ، دانشی که ، از راه نور الهی ، در قلب انسان تابیده میشود .
«اِنَّ الاِنسَانَ لَیَطغَی، اَن رَآهُ استَغنَی»:
بزرگترین حجاب سالک ، احساس استقلال و خودبینی است . هرگاه «من» در میان آید ، طغیان آغاز میشود .
«اِنَّ اِلَی رَبِّکَ الرُّجعَی» :
پایان همه سیرها ، بازگشت به خداست ؛ «از اوییم و به سوی او میرویم» . سالک ، با فنا شدن از خود و باقی شدن به حق ، حقیقت این بازگشت را درک میکند .
جمعبندی عرفانی :
این آیات ، دعوتی است از خود به خدا ، از
جهل به معرفت و از غرور به فقر و بندگی . آغاز راه با «اقرأ» است ، یعنی ؛ شناخت و پایان راه با «إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى» ، یعنی ؛ بازگشت و وصال به حضرت حق .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
تنهایی دل به وسعت پاکی اوست
هشياري او به عمق غمناکی اوست
از خاک برآمده بر افلاک رود
این خاصیت خاکی و افلاکی اوست
هر پگاه نو با یک نگاه نو 📚
فرگرد ۷۷
کتاب 📚 📖 📘 📕 📗
🌷 خلاصه تفسیر آیات :
سوره تین آیات ۱ تا ۸ :
۱-خلاصه تفسیر نمونه :
آیات ۱ تا ۳ : «وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ... وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ» :
خداوند ، به «تین» (انجیر) ، «زیتون» ، «طور سینین» (محل وحی به حضرت موسی) و «شهر امن» یعنی Mecca سوگند یاد میکند.
در تفسیر نمونه ، این سوگندها اشاره به مراکز مهم هدایت الهی و ظهور پیامبران بزرگ دارد ؛ سرزمین عیسی(ع) ، موسی(ع) و پیامبر اسلام(ص) .
هدف از این سوگندها ، جلب توجه به حقیقت مهمی است که در آیات بعد میآید .
آیه ۴ : «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» :
انسان ، از نظر جسمی ، عقلی ، روحی و استعدادهای الهی ، در بهترین و متعادلترین ساختار ، آفریده شده است.
او ، توانایی رشد ، تا بالاترین مراتب کمال را ، دارد .
آیه ۵ : «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ» :
اگر انسان ، از استعدادهای الهی خود ، استفاده نکند ، سقوط میکند و به پستترین مراحل انحطاط اخلاقی و معنوی میرسد.
این سقوط ، نتیجه انتخابهای خود انسان است ، نه نقص در آفرینش .
آیه ۶ : «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» :
مؤمنان و نیکوکاران ، از این سقوط مصوناند .
آنان ، پاداشی دائمی و قطعنشدنی ، نزد خدا دارند .
آیات ۷ و ۸ : «فَمَا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ..»:
با وجود این شواهد روشن در آفرینش انسان ، چه چیز باعث انکار قیامت و حسابرسی میشود؟
خداوند ، که حکیمترین حاکمان است ، نظام پاداش و کیفر عادلانه را برقرار خواهد کرد .
📚 🍂 ☘️ 🌿 🍃 🍁
۲-خلاصه تفسیر عرفانی :
«وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ» :
در نگاه عرفانی ، انجیر و زیتون ، نماد دو جنبه وجود انساناند : ظاهر و باطن ، جسم و روح ، یا شریعت و حقیقت .
سالک ، باید هر دو را ، در مسیر کمال ، هماهنگ کند .
«وَطُورِ سِینِینَ» :
طور ، نماد مقام مکاشفه و گفتوگوی قلب با خداست .
هر قلب پاک ، میتواند طور سینای خود را بیابد و محل تجلی انوار الهی شود .
«وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ» :
شهر امن در باطن انسان ، قلبی است که از اغیار خالی شده و مأمن حضور حق گشته است .
امنیت حقیقی ، آرامش در قرب الهی است .
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» :
انسان ، آینه تمامنمای اسماء و صفات الهی است .
او ، استعداد رسیدن به مقام «خلیفةاللهی» و ظهور کامل حقیقت الهی را در خود دارد .
«ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ» :
هنگامی که انسان به نفس ، دنیا و خودبینی مشغول شود ، از حقیقت خویش دور میگردد .
اسفل سافلین ، پیش از آن که مکان باشد ، حالتِ غفلت از خداست .
«إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» :
ایمان در عرفان ، صرف تصدیق ذهنی نیست ، بلکه شهود و حضور قلبی است .
عمل صالح ، هر عملی است که از اخلاص و محبت الهی سرچشمه بگیرد .
«فَمَا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ» :
وقتی انسان حقیقت خود را بشناسد ، قیامت را در درون خویش مشاهده میکند ، زیرا هر لحظه ، در حال حسابرسی اعمال و حالات خود است .
«أَلَیْسَ اللَّهُ بِأَحْکَمِ الْحَاکِمِینَ» :
پایان سوره ، یادآور این حقیقت است که همه سیر نزول و صعود انسان ، تحت تدبیر حکیمانه خداوند است .
عارف ، در نهایت میبیند که هر چه در عالم و در وجود او رخ میدهد ، جلوهای از حکمت بیپایان حق است .
جمعبندی عرفانی سوره :
سوره تین ، داستان مبدأ ، سقوط و بازگشت انسان است :
انسان ، در «احسن تقویم» آفریده شده ، با غفلت ، به «اسفل سافلین» میافتد و با ایمان ، عمل صالح و سیر الیالله ، دوباره ، به مقام اصلی خود بازمیگردد . محور اصلی سوره ، یادآوری کرامت ذاتی انسان و دعوت او به کشف حقیقت الهی نهفته در وجود خویش است .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
چشمه ای بودم و از چشم زمین جوشیدم
شوق دریا به سرم بود بر آن کوشیدم
لیک دلبستگی خاک گل آلودم کرد
رنگ مرداب شدم زهر عدم نوشیدم
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1638
🔰 «نیروی الهی» و «بازوی آگاهی»
🖌__ در «درازای زمان» و در «پهنای زمین»،
میلیونها «سیب» بدون «آسیب» از درخت افتاد،
همه آن را «دیدند»، ولی هیچ یک به علّت آن «نیندیشیدند».
👌 هیچ کس «دستینۀ رد» بر «سینۀ خرد» نمیزند،
ولی کمتر خردمندی «عقل را به چالش» و «نقل را به آغالش» میکشد.
🙏 بیاییم از این «نیروی الهی» و «بازوی آگاهی»،
«سود جوییم» و «راه بهبود بپوییم».
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/05/17
------------------------------------------------
دستینه: حکم، امضاء
آغالش: تحریک، برانگیختن، تهییج
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar۷
انحراف از اندیشمان عاشورا
(یک خاطره و یک تاریخ پرمخاطره! )
#شفیعی_مطهر
شب بود و در یکی از جبهههای جنوب عملیات سختی در پیش داشتیم. در پیشروی به سوی مقرهای دشمن به میدان مین رسیدیم که عبور از آن ناممکن و یا همراه با تحمُّل تلفات سختی بود.
لحظاتی به فکر فرورفتیم. ناگزیر از عبور از میدان مین و رسیدن به اهداف از پیش تعیینشده بودیم.در عین حال اگر بنا بود بیشتر نیروهای خود را در عبور از میدان مین از دست بدهیم،پیشروی به سوی اهداف مورد نظر غیرممکن یا بسیار سخت به نظر میرسید.
در اینجا از سوی چند نفر از رزمندگان ایثارگر پیشنهادی راهگشا ولی جانسوز و دردآور مطرح شد. این عزیزان اعلام آمادگی کردند که داوطلبانه بر روی میدان مین بغلتند تا با انفجار مینها و در نتیجه تکّهتکّهشدن پیکرهای آنان راه پیشروی نیروها گشوده شود و پیشرفت عملیات متوقّف نشود!
...و قبل از این که برادران رزمنده دربارۀ هزینه - فایده این راهکار بحثی را مطرح کنند،فوراً یکی از رزمندگان سلاحهای خود را به دیگری تحویل داد و داوطلبانه پیکر خود را به روی مینها انداخت و شروع به غلتیدن کرد!
لحظاتی بیش نگذشت که با انفجار نخستین مین پیکر این برادر رزمنده متلاشی شد!
بلافاصله نفرهای دوم و سوم و...خود را به روی میدان مین افکندند و راهی به عرض قامت رشید این دلاوران از جان گذشته به سوی هدف گشوده شد.
با گشایش راه پیشروی، فرمانده دستور حرکت داد. عدّهای از برادران رزمنده که بر اثر شهادت مظلومانه و شجاعانۀ این عزیزان به شدّت متاثّر شدهبودند، شروع به گریه و زاری و عزاداری کردند! اینان به جای ادامۀ پیشروی بر بالین پیکرهای خونین این عزیزان جمع شده و بر سر و سینه میزدند!
فرمانده چندین بار دستور حرکت داد،ولی بسیاری از برادران همچنان بر سر و سینهزنان به شدّت میگریستند و عزاداری میکردند!
وقتی فرمانده برای آخرین بار و با فریاد بلند دستور پیشروی داد،یکی از برادران عزادار فریاد زد:
فرمانده! تو چقدر سنگدل و بیوفایی! همین الان این عزیزان جانشان را فدای ما کردهاند و تو پیکر پارهپارۀ این عزیزان را به حال خود رها کرده و میروی؟!!
در این جا من پیش رفتم و روی خود را به عزیزان عزادار کرده ،با نرمی و فروتنی گفتم:
برادران عزیز!سوگواری برای شهادت این عزیزان بسیار مطلوب و پسندیده است؛ اما من از شما میپرسم این پیکرهای عزیز برای چه هدفی قطعهقطعه شدند؟ این برادران شهید برای تحقُّق چه اهدافی عاشقانه و داوطلبانه جان باختند؟ آیا هدفشان برپایی عزاداری بود؟ یا تحقُّق اهداف عملیات؟!
برادران رزمندۀ عزادار با شنیدن این منطق دست از ادامۀ عزاداری برداشتند و بنا به دستور فرمانده به سوی اهداف تعیینشده حرکت کردیم و در آن عملیات به پیروزی بزرگی دست یافتیم!
*****
از آن روز تا کنون من همیشه به این میاندیشم که آیا شهادت مظلومانه و ستمستیزانه امام حسین(ع) و یاران وفادارش نیز تنها برپایی آیینهای سوگواری بوده؟!!
یا تحقُّق اهداف بلند و بزرگ انسانی چون آزادی و آزادگی انسان و رهایی از همۀ قید و بندهایی است که خودکامگان خودخواه بر دست و پای اندیشههای بشری نهادهاند؟!!
آیا پیام این« خاطره» نمیتواند نقطۀ پایانی بر « تاریخ پرمخاطرۀ » انحراف از اندیشمان عاشورا باشد؟!
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2367)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
«انسان سالم» و «روان عالِم» ،
نه نیازی به «زاری» دارد و نه «مردمآزاری».
گاه «ریشههای عُقدۀ درونی» در «اندیشههای عَقیدۀ بیرونی» رشد میکند.
در نتیجه «رنجههای گران» به «شکنجههای دیگران» میانجامد.
هر «قُدرتمِداری نگران»،که «داری برای دیگران» برپامیکند،
از «درون در عذاب» است و از «بیرون در اضطراب»!
او برای کسبِ «رامشِ خویش خون میریزد»
و برای «آرامشِ بیش قشون برمیانگیزد».
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1636
🔰 «شمع فروزان» برای «جمع بهروزان»
🖌__ در دیاری که «دار»، «مدار» است،
روشنگر باید تا «پایِ دار»»، «پایدار» بماند.
در آن جا هر «کلانتر»، «کلانتر» است،
ولی هیچ «داور»، «دادور» نیست.
اگر «مِهینۀ مِهر عدالت» بر «سینۀ سپهر اصالت» بیفروزد،
هر «رودی، دریا» میشود و هر «بودی، بودا»!
مردم به «قنوت و قناعت برمیخیزند»
و با «شُنعت و شَناعت میستیزند»!
🙏 بیاییم اگر «پَرهون هور» و «کانون نور» نیستیم،
برای «جمع بهروزان»، «شمع فروزان» باشیم.
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/05/12
------------------------------------------------
مدار: جای دور زدن و گردیدن، خطی که سیارات به دور خورشید میپیمایند
کلانتر: رئیس
کلان: بزرگ، عظیم، کبیر (کلانتر: بزرگتر)
مهینه: بزرگتر
سپهر: آسمان
شُنعت و شَناعت: زشتی، بدی، قبح
پَرهون: هر چیز دایره مانند میان تهی، طوق، گردنبند، هاله، خرمن ماه
هور: آفتاب
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar۷
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2366)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
هر جامعهای که از «شادیِ بیش» و «آزادیِ خویش» میگذرد،
با این «نیّت» که اندکی «امنیّت» به دست آورد،
چنین جامعهای نه «شایق شادی» است و نه «لایق آزادی».
هر دو را از «دست میدهد» و دل به «شکست مینهد»!
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
شایق: مشتاق،راغب،آرزومند
*هر پگاه نو با یک نگاه نو 📚
فرگرد ۷۳
📚 📖 📘 📕 📗 📙
🌹به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام ، صبح شما به خیر(سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵)
امروز ، آیات ۱۵ تا ۲۰ سوره فجر ، صفحه ۵۹۳ رو ، قرائت و ترجمه می کنیم :
اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجیم
بِسمِ اللّهِ الرَّحمَانِ الرَّحیم
فَاَمَّا الاِنسَانُ اِذَا مَاابتَلَاهُ رَبُّهُ فَاَکرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی اَکرَمَن ۱۵. وَاَمَّا اِذَا مَاابتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی اَهَانَنِ ۱۶. کَلَّا بَل لَا تُکرِمُونَ الیَتیم ۱۷. وَلَا تَحَآضُّونَ عَلَی طَعَامِ المِسکَین ۱۸. و َتَأکُلُونَ التُّرَاثَ اَکلًاً لَمّاً ۱۹. و تُحِبُّونَ المَالَ حُبّاً جَمّاً ۲۰.
اما انسان (کم ظرفیت بی صبر) ، چون خدا او را به رنج و غمی مبتلا سازد ، سپس به کَرَم خود او را نعمتی (برای آزمایش و امتحان) بخشد ، در آن حال ، (مغرور ناز و نعمت شود و) گوید : خدا مرا عزیز و گرامی داشت. ۱۵. و چون او را (باز برای آزمودن) ، تنگ روزی و فقیر کرد ، (دلتنگ و غمین شود و) گوید : خدا مرا خوار و ذلیل گردانید ۱۶. چنین نیست (بلکه به گناه بخل و طمع خوار شوند) ، چون هرگز یتیم نوازی نکنند. ۱۷. و فقیر را ، بر سر سفره طعام خود ، به میل و رغبت ننشانند ۱۸. و (بناحق) مال اِرث را به تمامی می خورند (و مراعات حقّ وارثان ضعیف مانند زنان و دختران و صغیران را نمی کنند). ۱۹. و سخت فریفته ومایل به مال دنیا می باشند (وبه ثواب آخرت هیچ نمی پردازند) ۲۰.
صَدَقَ اللّهُ العَلِیُّ العَظیم
🌷 خلاصه تفسیر آیات :
آیات (۱۵ تا ۲۰) سوره فجر :
خلاصه تفسیر نمونه :
آیات ۱۵ و ۱۶ : انسانِ کمظرفیت ، گمان میکند اگر خدا به او نعمت ، ثروت و رفاه بدهد ، نشانه احترام و ارزشمندی او نزد خداست و اگر روزی او را تنگ کند ، نشانه خواری و بیارزشی اوست . در حالی که هر دو حالت ، «امتحان الهی» هستند ، نه معیار کرامت یا اهانت .
آیه ۱۷ : «کَلَّا» ؛ قرآن این برداشت را به شدت رد میکند . معیار ارزش انسان ، ثروت و فقر نیست .
آیات ۱۷ تا ۲۰ : نشانههای انحراف فکری و اخلاقی این افراد چنین است :
به یتیم احترام و رسیدگی نمیکنند .
دیگران را به اطعام نیازمندان تشویق نمیکنند.
میراث و اموال را با حرص و طمع میخورند و حقوق دیگران را رعایت نمیکنند .
دلبستگی شدید و افراطی به مال دارند .
بنابراین ؛ مشکل اصلی آنان ، نوع نگاه مادی به زندگی و غفلت از مسئولیتهای اجتماعی است .
پیام اصلی تفسیر نمونه :
نعمت و محرومیت ، هر دو ، وسیله آزموناند ، ارزش انسان به ایمان ، اخلاق ، انفاق و رعایت حقوق دیگران است ، نه به میزان ثروت و امکانات .
📚 💐 🥅 🌼 🌷 📚
خلاصه تفسیر عرفانی :
در نگاه عرفانی ، این آیات ، درباره «حجاب نعمت و نقمت» سخن میگوید.
آیات ۱۵ و ۱۶ : سالکِ ناپخته ، گمان میکند گشایشهای دنیا ، نشانه قرب به خداست و سختیها نشانه دوری از او . اما عارف میداند که ، هم نعمت و هم محرومیت ، جلوههای تربیت الهیاند .
«کَلَّا» ، یعنی ؛ چنین قضاوتی باطل است ، خدا را نباید با معیار سود و زیان دنیوی سنجید .
یتیم و مسکین در تفسیر عرفانی :
یتیم ، تنها کودک بیپدر نیست ؛ هر دل محروم از محبت و معرفت نیز ، نوعی یتیم است .
مسکین ، تنها فقیر مالی نیست ؛ انسانِ محتاج هدایت و محبت الهی نیز مسکین است .
حبّ مال و دلبستگی شدید به مال ، نماد هر وابستگیای است که انسان را ، از خدا ، بازدارد . مقصود فقط پول نیست ؛ مقام ، شهرت ، قدرت و حتی خودبینی نیز میتواند مصداق آن باشد .
پیام عرفانی :
تا زمانی که انسان ، نعمت را ، کرامت و محرومیت را اهانت بداند ؛ در بند ظاهر است . عارف میآموزد که در هر حال ، چه قبض و چه بسط ، چه فقر و چه غنا ، دست تربیت الهی را ببیند و دل را از تعلقات آزاد سازد .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️
خار و خس هوس را از دشت دل زدودم
تا بذر عشق حق را در عمق آن بکارم
تا عطر عشق پیچید در صحن خانه دل
شد روح جان مطهر جاوید شد بهارم
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1635
🔰 «پویایی جان» و «پایایی جهان»
🖌__ آن که «دانایی خود را به کمال» و «توانایی خود را بی همال» میپندارد،
او نه «علّامۀ دهر»، که «خودکامۀ شهر» است.
👈 کسی که میپندارد «همه چیز را میداند»، «جز ستیز را نمیتواند».
او در این زمانه «نه راه پایایی را میپوید» و «نه فرگاه پویایی را میپاید».
👌 انسانی که خویش را در «چکادِ فرگشت» میپندارد، راهی جز «برگشت» ندارد!
او به «پایان خط» و «عصیان غلط» رسیده است.
👌 انسان «خردمند» و «ورجاوند»،
اگر «دانای دهر» و «توانای شهر» هم باشد،
نباید «دمی از دانشافزایی» و «بازدمی از شکوفایی» بازایستد؛
زیرا «پایایی جهان» وابسته به «پویایی جان» است!
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/05/02
-------------------------------------------------
دهر: عالَم، دنیا
همال: همتا، برابر، مثل، مانند
چکاد: قُلّۀ کوه
فرگشت: تکامل
ورجاوند: ارجمند، برازنده
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar۷
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2364)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
«خودکامۀ خونخوار» در «هنگامۀ اقتدار»
در «دنیای سیاست»،بهرهای از «طلای کیاست» ندارد!
او با «توحُّشِ کور»،«چکُّش زور» را ،
نه بر «میخهای راست و درست»،که بر«سیخهای کج و سُست» فرومیکوبد!
بدین گونه با «بخت تباهی» از «تخت شاهی»
«سرنگون» و راهی «دیار دون»میشود!
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
دون: پایین و فرود
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1640
🔰 «کان نهان» و «دکان عیان»!
🖌__ هیچ «کوتاهِ حقیر» را با «نگاهِ تحقیر» ننگرید.
👌 هر انسان «صد سینه سخن برای گفتن» دارد
و «هزار گنجینهی گلشن برای شکفتن»!
حتّی هر نادان «حرفهایی نگفته» و «ژرفهایی نهفته» دارد.
هیچ «فرقه» را نمیتوان با «خرقه» شناخت.
👈 هر انسان «کانی نهان» دارد و «دکانی عیان»!
در هر کان «هزاران گوهر» و «صدهزاران سیم و زر» نهفته
که باید آنها را با «کنگاش، باور» و با «تلاش، بارور» کرد!
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/05/21
-------------------------------------------------
کان: معدن
کنگاش: شور، مشورت
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar۷
*هر پگاه نو با یک نگاه نو 📚
شعار خالی،یا شعور عالی؟!
یکی از ویژگیهای جوامع توسعهنیافته تکیه بر "تحریک احساسات " به جای "
برانگیختن عقلانیت" یا "قشرینگری" به جای "ژرفنگری" و خالیشدن شعارها
از شعور ، فهم ، اندیشه ، تفکّر و تدبّر است .
پیام محوری حماسۀ کربلا و انقلاب عاشورا دفاع از عزّت ، شرافت ، حرّیّت و
کرامت انسان بود . اما قشرینگری و تکیه بر عواطف و احساسات از حماسۀ
افتخارآمیز عاشورا ،فاجعهای تاسُّفانگیز آفرید که گویی عمدۀ دعوا سر آب و
تشنگی بوده است !!
استاد مطهری این چالش تاسُّفآور تاریخی را "تبدیل حرکت به بنیاد " مینامد .
ایشان میگوید :
"...گاهی یک جریان موجخیز و حرکتزای اجتماعی روح خود را از دست میدهد
و از آن جز یک سلسله آداب و تشریفات بیاثر باقی نمیماند .
امیرالمومنین (ع) فرمود :
اسلام به دست امویها مانند ظرفی كه وارونه شود و محتوایش بیرون بریزد و جز
خود ظرف باقی نماند، وارونه میشود و از محتوای خود خالی میشود :
"یکفَا الاِسلام کَما یکفَا الاِناء " و ما با شما همراهی کرده نام این پدیدۀ اجتماعی
را "تبدیل حرکت به بنیاد " مینهیم .
با ذکر یک مثال توضیح میدهم :
عزاداری سنّتی امروز امام حسین (ع) تبدیل حرکت به بنیاد است .
این عزاداری که به حق دربارهاش گفتهشده :
"مَن بَکی اَو اَبکی اَو تَباکی وَجَبَت لَهُ الجَنَّه "
که حتّی برای تباکی (خود را شبیه گریهکن ساختن) هم ارزش فراوان قائل شده ،
در اصل فلسفهاش تهییج احساسات علیه یزیدها و ابن زیادها و به سود حسینها
و حسینیها بودهاست . در شرایطی که حسین به صورت یک مکتب در یک زمان حضور
دارد و سمبل راه و روش اجتماعی معیّن و نفیکننده راه و روش موجود معیّن دیگری است،
یک قطره اشک برایش ریختن واقعاً نوعی سربازی است . در شرایط خشن یزیدی در
حزب حسینیها شرکتکردن و تظاهر به گریهکردن بر شهدا نوعی اعلام وابسته بودن
به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت نوعی از خودگذشتگی است.
اینجا است که عزاداری حسینبنعلی (ع) یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزۀ
اجتماعی است . اما تدریجاً روح و فلسفه این دستور فراموش میشود و محتوای این
ظرف بیرون میریزد و مسئله شکل یک عادت به خود میگیرد که مردمی دور هم
جمع بشوند و به مراسم عزاداری مشغول شوند، بدون این که نمایانگر یک جهتگیری
خاصِّ اجتماعی باشد و بدون آن که از نظر اجتماعی عمل معنیداری به شمار رود ،
فقط برای کسب ثواب (که البتّه دیگر ثوابی هم در کار نخواهد بود )، مراسمی مجرّد
از وظایف اجتماعی و بیرابطه با حسینهای زمان و بیرابطه با یزیدها و عبیداللههای
زمان بپا دارند . اینجاست که حرکت تبدیل به بنیاد یعنی عادت شده و محتوای ظرف
بیرون ریخته و ظزف خالی باقی مانده است .
در چنین مراسمی است که اگر شخص یزیدبنمعاویه هم سر از گور به در آورد،
حاضر است که شرکت کند ، بلکه بزرگترین مراسم را بپا دارد .
در چنین مراسم است که نه تنها "تباکی " اثر ندارد ، اگر یک من اشک هم نثار کنیم،
به جایی بر نمیخورد !!!
(نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر- صص ۸۰-۷۹ )
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر .فرگرد ویژۀ عاشورا
گزیدهای از سخنان امامحسین(ع) خطاب به علما
آزادمرد «مَشرَبِ كربلا» و پيامبر «مكتبِ عاشورا» ،
در «صحراي مَنا» و از «وراي قرنها»،
«ضیعت روز» و «وضعيت امروز» را
«ژرف مينگرد» و «شگرف مینگارد»
و خطاب به «عالمان دين» و «متولّيان آيين»،
«یاد برمیآرد» و «فرياد برميآورد» كه :
«...باري اين چه «وضعيّت تباه» و «مصيبت سیاه» است،
كه «اصحاب درفش و دينار» و «احباب آذرخش و آزار»،
اين «زورگويانِ سرمستِ بدمَنِش« و «سودجویانِ چيرهدستِ بدكُنِش»،
- به رغم اينكه نه «مودّت و ودادی ميشناسند» و نه از«مَبدَا و معادي میهراسند»،
بر مردم «فرمانروايي يافته» و به «ستیزایی شتافته»،
«نهاد شريعت» را به ازدواج «مهاد قدرت» درآورده
و «تازیانههای تیغی» و «رسانههاي تبليغي» را
به «دام کیش» و «استخدام خويش» درآورده
و در هر «شهر و شیاری» و در هر «دَیر و دیاری»،
از هر «روی و روزنی» و در هر «كوي و برزني» ،
«رزمآوری در معبر» و «سخنوري بر منبر» دارند
و با هر «کمان و کمین» ،همۀ «زمان و زمين» را
به «اشغال» و «اشتغال» درآورده
«جوشش دادهاند» و «پوشش نهادهاند»
و مردم را -بي هيچگونه «مکان دفاعی» و «امكان اجتماعي» -
به «بندِ حقارت» و «کمندِ اسارت»گرفته
و به «بندگي دیدهاند» و به «بردگي كشيدهاند» !
«ارزشها را دچار ريزش» و «خیزشها را دچار ميرش» كردهاند!
خدايا ! تو «نیک آگاهی» و از«نزدیک گواهي» و ميداني
كه دغدغۀ من نه «رقابت در قدرت» و نه «سبقت در كسب ثروت و شهرت» است؛
بلكه بر آنم تا بر «بامِ شَهر» و برای «اَنامِ دَهر»،
«عَلَمهای دین» و «پرچمهاي آیين» به اهتزاز درآيد
و در «جامِ جامعه» و «فامِ فاجعه»،
«جوانههای صلاح» و «نشانههاي اصلاح» آشكار شود،
مگر تا «بندگان خدا» و «برازندگان هُدا»،
نه «سوده»،که «آسوده» شوند
و «آنات آگاهی» و «تعهّدات الهي»،
«سامان گیرد» و «سازمان پذیرد».
« هان ! اي «گروهِ عالِمان» و «انبوهِ خادِمان»!
به «ياري برخيزيد» و همگان را به «همکاری برانگیزید»
و به ما «حق» و حق را «رونق» دهيد؛
چه ، آن كه ستمكاران با همه «توش و توان» و با «خروشِ خسروان»
«دنیا را تیره» و بر «شما چيره» گشتهاند
و سخت در «خاموشي نورِ پيامبر» و «فراموشی شعورِ بارور»ميكوشند.
(با اقتباس از تحفالعقول، 240 /1384)
#شفیعی_مطهر
دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در کانال گزینگویههای مطهر
/channel/nedayemotahar
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2369)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
کُلُّ اَرْضٍ کَربَلا وَ کُلُّ یَوْمٍ عاشورا
در هر «شهر و دیار» و در هر «روز و روزگار»،
که « بساط ستم و زور» و «انبساط فسق و فجور» گسترده باشد،
آن روز «عاشورا » است و آن شهر «کربلا » !
«زورگریزی» و «ستمستیزی» ،برای هر انسان باکرامت،
« نمادی از فطرت» است و «فریادی از فضیلت» .
برای هر «ستمدیده» و هر «جفاکشیده»،
هر زمینی «کربلا»است و هر روزی،«عاشورا»!
#شفیعی_مطهر
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2369)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
کُلُّ اَرْضٍ کَربَلا وَ کُلُّ یَوْمٍ عاشورا
در هر «شهر و دیار» و در هر «روز و روزگار»،
که « بساط ستم و زور» و «انبساط فسق و فجور» گسترده باشد،
آن روز «عاشورا » است و آن شهر «کربلا » !
«زورگریزی» و «ستمستیزی» ،برای هر انسان باکرامت،
« نمادی از فطرت» است و «فریادی از فضیلت» .
برای هر «ستمدیده» و هر «جفاکشیده»،
هر زمینی «کربلا»است و هر روزی،«عاشورا»!
#شفیعی_مطهر
هر پگاه نو با یک نگاه نو 📚
فرگرد ۷۷
کتاب 📚 📖 📘 📕 📗
🌷 خلاصه تفسیر آیات :
سوره تین آیات ۱ تا ۸ :
۱-خلاصه تفسیر نمونه :
آیات ۱ تا ۳ : «وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ... وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ» :
خداوند ، به «تین» (انجیر) ، «زیتون» ، «طور سینین» (محل وحی به حضرت موسی) و «شهر امن» یعنی Mecca سوگند یاد میکند.
در تفسیر نمونه ، این سوگندها اشاره به مراکز مهم هدایت الهی و ظهور پیامبران بزرگ دارد ؛ سرزمین عیسی(ع) ، موسی(ع) و پیامبر اسلام(ص) .
هدف از این سوگندها ، جلب توجه به حقیقت مهمی است که در آیات بعد میآید .
آیه ۴ : «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» :
انسان ، از نظر جسمی ، عقلی ، روحی و استعدادهای الهی ، در بهترین و متعادلترین ساختار ، آفریده شده است.
او ، توانایی رشد ، تا بالاترین مراتب کمال را ، دارد .
آیه ۵ : «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ» :
اگر انسان ، از استعدادهای الهی خود ، استفاده نکند ، سقوط میکند و به پستترین مراحل انحطاط اخلاقی و معنوی میرسد.
این سقوط ، نتیجه انتخابهای خود انسان است ، نه نقص در آفرینش .
آیه ۶ : «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» :
مؤمنان و نیکوکاران ، از این سقوط مصوناند .
آنان ، پاداشی دائمی و قطعنشدنی ، نزد خدا دارند .
آیات ۷ و ۸ : «فَمَا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ..»:
با وجود این شواهد روشن در آفرینش انسان ، چه چیز باعث انکار قیامت و حسابرسی میشود؟
خداوند ، که حکیمترین حاکمان است ، نظام پاداش و کیفر عادلانه را برقرار خواهد کرد .
📚 🍂 ☘️ 🌿 🍃 🍁
۲-خلاصه تفسیر عرفانی :
«وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ» :
در نگاه عرفانی ، انجیر و زیتون ، نماد دو جنبه وجود انساناند : ظاهر و باطن ، جسم و روح ، یا شریعت و حقیقت .
سالک ، باید هر دو را ، در مسیر کمال ، هماهنگ کند .
«وَطُورِ سِینِینَ» :
طور ، نماد مقام مکاشفه و گفتوگوی قلب با خداست .
هر قلب پاک ، میتواند طور سینای خود را بیابد و محل تجلی انوار الهی شود .
«وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ» :
شهر امن در باطن انسان ، قلبی است که از اغیار خالی شده و مأمن حضور حق گشته است .
امنیت حقیقی ، آرامش در قرب الهی است .
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» :
انسان ، آینه تمامنمای اسماء و صفات الهی است .
او ، استعداد رسیدن به مقام «خلیفةاللهی» و ظهور کامل حقیقت الهی را در خود دارد .
«ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ» :
هنگامی که انسان به نفس ، دنیا و خودبینی مشغول شود ، از حقیقت خویش دور میگردد .
اسفل سافلین ، پیش از آن که مکان باشد ، حالتِ غفلت از خداست .
«إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» :
ایمان در عرفان ، صرف تصدیق ذهنی نیست ، بلکه شهود و حضور قلبی است .
عمل صالح ، هر عملی است که از اخلاص و محبت الهی سرچشمه بگیرد .
«فَمَا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ» :
وقتی انسان حقیقت خود را بشناسد ، قیامت را در درون خویش مشاهده میکند ، زیرا هر لحظه ، در حال حسابرسی اعمال و حالات خود است .
«أَلَیْسَ اللَّهُ بِأَحْکَمِ الْحَاکِمِینَ» :
پایان سوره ، یادآور این حقیقت است که همه سیر نزول و صعود انسان ، تحت تدبیر حکیمانه خداوند است .
عارف ، در نهایت میبیند که هر چه در عالم و در وجود او رخ میدهد ، جلوهای از حکمت بیپایان حق است .
جمعبندی عرفانی سوره :
سوره تین ، داستان مبدأ ، سقوط و بازگشت انسان است :
انسان ، در «احسن تقویم» آفریده شده ، با غفلت ، به «اسفل سافلین» میافتد و با ایمان ، عمل صالح و سیر الیالله ، دوباره ، به مقام اصلی خود بازمیگردد . محور اصلی سوره ، یادآوری کرامت ذاتی انسان و دعوت او به کشف حقیقت الهی نهفته در وجود خویش است .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
چشمه ای بودم و از چشم زمین جوشیدم
شوق دریا به سرم بود بر آن کوشیدم
لیک دلبستگی خاک گل آلودم کرد
رنگ مرداب شدم زهر عدم نوشیدم
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2368)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
ما هیچ «جَلوَتی جُدا» و «خَلوَتی بدون خدا» نداریم.
اگر ما خدا را نه تنها در «محفل افلاکی»،که در «دل خاکی» خویش نیز حاضر ببینیم
و بدانیم او نه تنها «گفتار و رفتار ما»،که «پندار ما» را نیز میبیند و میداند،
آیا «خویش را به گناه» و «دگراندیش را به اشتباه» میآلاییم؟
آیا کسی که خدا را در هر «لحظه» و هر «لمحه»
ناظر خود بداند دست به کار «نابایسته» و «ناشایسته» میزند؟
چه کسی از او «نیکتر» و به ما«نزدیکتر»؟
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
جَلوَت: آشکارایی،آشکار،پیدا،ظاهرساختن،(خلوت و جلوت: پنهان و آشکار)
لَمحِه: نگرش دزدکی،چشمزد،درخشیدن
هر پگاه نو با یک نگاه نو
فرگرد ۷۶
📚 📖 📘 📕 📗 📙
🌷 خلاصه تفسیر آیات :
سوره مبارکه لیل (آیات ۵ تا ۱۱) :
۱-خلاصه تفسیر نمونه :
آیات ۵ تا ۷ :
«فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى * وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى» :
خداوند ، سه ویژگی اهل سعادت را ، بیان میکند :
اعطا : بخشش و انفاق در راه خدا و کمک به دیگران .
تقوا : پرهیز از گناه و رعایت فرمان الهی .
تصدیق به حسنی : ایمان به وعدههای نیک الهی ، مانند پاداش آخرت ، بهشت و رضای خدا .
نتیجه این سه صفت آن است که خداوند ، راه خیر و سعادت را ، برای چنین انسانی هموار میکند . کارهای نیک برای او آسانتر میشود و به سوی رشد معنوی پیش میرود .
آیات ۸ تا ۱۱ :
«وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى * وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى * وَمَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى» :
در مقابل ، سه ویژگی اهل شقاوت ذکر شده است :
بخل : خودداری از انفاق و کمک .
استغنا : بینیاز پنداشتن خود از خدا و هدایت الهی .
تکذیب حسنی : انکار وعدههای الهی و قیامت .
نتیجه این صفات آن است که خداوند ، او را ، در مسیر سختی ، سقوط و بدبختی رها میکند ، به گونهای که انجام خیر برایش دشوار و انجام شر آسان میشود . سرانجام نیز ، هنگامی که در پرتگاه مرگ یا عذاب سقوط کند ، ثروتش هیچ سودی به حال او نخواهد داشت .
پیام اصلی تفسیر نمونه :
انسان ، با انتخابهای خود ، مسیر زندگی را میسازد ، هرچه بیشتر اهل ایمان ، تقوا و بخشش باشد ، راه سعادت برایش هموارتر میشود و هرچه به بخل ، خودبینی و انکار حق روی آورد ، به سوی سقوط و دشواری کشیده میشود .
📚 💐 🥅 🌼 🌷 🌹
خلاصه تفسیر عرفانی ؛
عارفان ، این آیات را ، تنها درباره مال ظاهری نمیدانند ، بلکه آن را درباره بذل یا بخلِ دل تفسیر میکنند .
«مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى» :
سالکِ راه خدا ، هرچه دارد ؛ مال ، علم ، مقام ، توانایی و حتی خودِ خویش را ، در راه محبوب میبخشد . «تقوا» در نگاه عرفانی ، یعنی نگهبانی دل از هر چیزی غیر از خدا .
«وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى» :
«حُسنی» را ، بسیاری از اهل عرفان ، حقیقت جمال الهی و وعده دیدار محبوب دانستهاند . سالک به این حقیقت ایمان دارد و مقصد خود را جز خدا نمیبیند .
«فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى» :
وقتی انسان از خودخواهی خالی شد ، خدا راه وصول را ، بر او آسان میکند . عبادت ، محبت ، ذِکر و خدمت برای او شیرین و آسان میشود ، زیرا دیگر با نفس خویش درگیر نیست .
«مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى» :
بخلِ حقیقی ، از نگاه عرفانی ، نگه داشتن «منِ» خود است . کسی که از تسلیم شدن به خدا خودداری میکند و به نفس خویش تکیه دارد ، گرفتار استغنای کاذب میشود.
«فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى» :
هرچه تعلقات نفسانی بیشتر شود ، راه حق دشوارتر میگردد . عبادت سنگین ، ذِکر ، بیلذت و دل ، گرفتار پراکندگی میشود .
«وَمَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى» :
در نگاه عرفانی ، «مال» تنها ثروت نیست ؛ هر چیزی است که انسان به آن تکیه کرده است : مقام ، شهرت ، دانش ، قدرت یا حتی عبادتِ آمیخته به خودبینی . هنگام سقوط حجابها و مواجهه با حقیقت ، هیچیک سودی نمیبخشد و تنها سرمایه حقیقی ، قرب الهی است .
جمعبندی عرفانی :
راه آسانِ وصول به خدا از بخشش ، تقوا و دلکندن از خود آغاز میشود و راه دشوارِ دوری از خدا از بخل ، خودبسندگی و دلبستگی به غیر حق . هرکس به اندازه رهایی از «خود»، به «یُسری» نزدیک میشود و به اندازه اسارت در «خود» ، به «عُسری» گرفتار میگردد .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
ز برگ عشق و گلبرگ شقایق
بباید ساخت یک گلگونه قایق
ز شهر هیچ و پوچ ملک هستی
توانی رفت تا شهر حقایق
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2367)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
«انسان سالم» و «روان عالِم» ،
نه نیازی به «زاری» دارد و نه «مردمآزاری».
گاه «ریشههای عُقدۀ درونی» در «اندیشههای عَقیدۀ بیرونی» رشد میکند.
در نتیجه «رنجههای گران» به «شکنجههای دیگران» میانجامد.
هر «قُدرتمِداری نگران»،که «داری برای دیگران» برپامیکند،
از «درون در عذاب» است و از «بیرون در اضطراب»!
او برای کسبِ «رامشِ خویش خون میریزد»
و برای «آرامشِ بیش قشون برمیانگیزد».
#شفیعی_مطهر
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1637
🔰 «خدای وحید» و «هُدای توحید»
🖌__ همه از «خدای وحید» میگویند و «هُدای توحید»،
ولی من در «نمای نظر» و «بنای باور» از دو خدا سخن میگویم.
یکی خدایی که هر «آفریده» را «آفریده» است
و دیگری خدایی که ما در «خیال آفریدهایم» و در «آمال پروریدهایم»!
👌 او نه «هموند» دارد و نه «همانند»،
ولی این به «عِداد آدمها» و به «تعداد رقمها» وجود دارد.
👈 خدا نه در «بسیط خاک» میگنجد و نه در «بساط افلاک»،
ولی در «دل پاک» و این «منزل تابناک» میگنجد.
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/05/14
------------------------------------------------
وحید: یگانه، یکتا
هُدا: راستی، رستگاری، راهنمایی، راه راست
آفریده (اولی): مخلوق، خلق شده
آفریده (دومی): خلق کرده
آمال: آرزوها (جمعِ اَمَل)
هموند: عضو، هر یک از شرکتکنندگان
عداد: شماره، شمار
بسیط: گسترده، وسیع
بساط: هر چیز گستردنی، مثل فرش یا سفره
افلاک: آسمانها، کرات آسمانی (جمعِ فلک)
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar۷
حماسۀ کربلا
#شفیعی_مطهر
ببار ای ابر غم بر دشت دل از ابر بارانی
که سنگ دل شود آیینه از الطاف یزدانی
محرّم موسم جانبازی مردان حق آمد
بیامد وقت بیداریّ ما از خواب ظلمانی
ز فریاد حسینبنعلی(ع)تاریخ میلرزد
ولی افسوس کاین دلها نمیگیرد از آن جانی
به خون پاک خود بنوشت بر پیشانی تاریخ
که مرگ با شرافت به ز ننگین زندگی دانی
حسین ای پاکمرد حَق حسین ای عاشق مطلَق
حسین ای مُصحفِ ناطِق تو قرآن را نگهبانی
حسین ای مظهر انسانیت ای پیشوای ما
حسین ای آیۀ وحدانیت ای شمس نورانی
تو با خونت نوشتی بهر ما منشور آزادی
بنای کاخ اسلام جهانی را تویی بانی
تو آن شمعی که میسوزی به راه دین و آزادی
منم پروانهای دلداده بر این شمع نورانی
گلستان مسلمانی ز خونت سبز و خرّم شد
تو با خون آبیاری کردی اشجار مسلمانی
به خاک تیره پاشیدی تو خون نو جوانانت
نمودی خاک لمیزرع ز خون رنگین گلستانی
ترا کشتند؟نی مرد خدا هرگز نمیمیرد
تو جاویدان و پیروزی تو در قلبی تو در جانی
ترا کشتند اما زنده باشد نام جاویدت
نمیرد هر که روشن شد دلش از نور یزدانی
تنت در خاک و خون غلتید و منکوب ستوران شد
ولی تو زنده در قلب همه آزاد مردانی
تو فخر دین اسلامی تو جانِ جسمِ ایمانی
تو سالار شهیدانی شهید راه قرآنی
تو با جانبازیت کاخ ستم را زیر و رو کردی
تو کاخ عزّت و آزادگی را سخت بنیانی
همه جسم و تویی جوهر همه بحر و تویی گوهر
جهان تاریک و تو اختر همه کفر و تو ایمانی
صبا ! گر بگذری بر لالهزار کربلا باری
نسیمی جانفزا آور از آن گلزار ربّانی
ز کوی عاشقان حق نسیمی روحبخش آور
که قلب مُردۀ ما زندگان گیرد از آن جانی
شنو گر گوش داری ای بشر ! فریاد جانسوزش
که "من جان دادم اندر راه آزادی به آسانی "
حسین از سر گذشت و داد سرمشق مسلمانی
مسلمان ! بشنو و بیدار شو زین خواب طولانی
بیا تا دست هم گیریم و سر بازیم و جان گیریم
حیات جاودان این گونه مییابد هر انسانی
نهال دین کنون پژمرده ای مردان با تقوی !
ز خون ما شود شاداب و گیرد مرز کیهانی
خدایا ! این دل عاشق بزن با تیر عشق خود
اگر خواهی به خون بینی و گر خواهی بسوزانی
مسلمان عاشق است و در ره حق جان فدا سازد
بلی باید چنین باشد شعار هر مسلمانی
( محرم ۱۳۸۶قمری-اردیبهشت ۱۳۴۵ شمسی-کاشان )
*هر پگاه نو با یک نگاه نو 📚
فرگرد ۷۳
📚 📖 📘 📕 📗 📙
🌹به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام ، صبح شما به خیر(سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵)
امروز ، آیات ۱۵ تا ۲۰ سوره فجر ، صفحه ۵۹۳ رو ، قرائت و ترجمه می کنیم :
اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجیم
بِسمِ اللّهِ الرَّحمَانِ الرَّحیم
فَاَمَّا الاِنسَانُ اِذَا مَاابتَلَاهُ رَبُّهُ فَاَکرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی اَکرَمَن ۱۵. وَاَمَّا اِذَا مَاابتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی اَهَانَنِ ۱۶. کَلَّا بَل لَا تُکرِمُونَ الیَتیم ۱۷. وَلَا تَحَآضُّونَ عَلَی طَعَامِ المِسکَین ۱۸. و َتَأکُلُونَ التُّرَاثَ اَکلًاً لَمّاً ۱۹. و تُحِبُّونَ المَالَ حُبّاً جَمّاً ۲۰.
اما انسان (کم ظرفیت بی صبر) ، چون خدا او را به رنج و غمی مبتلا سازد ، سپس به کَرَم خود او را نعمتی (برای آزمایش و امتحان) بخشد ، در آن حال ، (مغرور ناز و نعمت شود و) گوید : خدا مرا عزیز و گرامی داشت. ۱۵. و چون او را (باز برای آزمودن) ، تنگ روزی و فقیر کرد ، (دلتنگ و غمین شود و) گوید : خدا مرا خوار و ذلیل گردانید ۱۶. چنین نیست (بلکه به گناه بخل و طمع خوار شوند) ، چون هرگز یتیم نوازی نکنند. ۱۷. و فقیر را ، بر سر سفره طعام خود ، به میل و رغبت ننشانند ۱۸. و (بناحق) مال اِرث را به تمامی می خورند (و مراعات حقّ وارثان ضعیف مانند زنان و دختران و صغیران را نمی کنند). ۱۹. و سخت فریفته ومایل به مال دنیا می باشند (وبه ثواب آخرت هیچ نمی پردازند) ۲۰.
صَدَقَ اللّهُ العَلِیُّ العَظیم
🌷 خلاصه تفسیر آیات :
آیات (۱۵ تا ۲۰) سوره فجر :
خلاصه تفسیر نمونه :
آیات ۱۵ و ۱۶ : انسانِ کمظرفیت ، گمان میکند اگر خدا به او نعمت ، ثروت و رفاه بدهد ، نشانه احترام و ارزشمندی او نزد خداست و اگر روزی او را تنگ کند ، نشانه خواری و بیارزشی اوست . در حالی که هر دو حالت ، «امتحان الهی» هستند ، نه معیار کرامت یا اهانت .
آیه ۱۷ : «کَلَّا» ؛ قرآن این برداشت را به شدت رد میکند . معیار ارزش انسان ، ثروت و فقر نیست .
آیات ۱۷ تا ۲۰ : نشانههای انحراف فکری و اخلاقی این افراد چنین است :
به یتیم احترام و رسیدگی نمیکنند .
دیگران را به اطعام نیازمندان تشویق نمیکنند.
میراث و اموال را با حرص و طمع میخورند و حقوق دیگران را رعایت نمیکنند .
دلبستگی شدید و افراطی به مال دارند .
بنابراین ؛ مشکل اصلی آنان ، نوع نگاه مادی به زندگی و غفلت از مسئولیتهای اجتماعی است .
پیام اصلی تفسیر نمونه :
نعمت و محرومیت ، هر دو ، وسیله آزموناند ، ارزش انسان به ایمان ، اخلاق ، انفاق و رعایت حقوق دیگران است ، نه به میزان ثروت و امکانات .
📚 💐 🥅 🌼 🌷 📚
خلاصه تفسیر عرفانی :
در نگاه عرفانی ، این آیات ، درباره «حجاب نعمت و نقمت» سخن میگوید.
آیات ۱۵ و ۱۶ : سالکِ ناپخته ، گمان میکند گشایشهای دنیا ، نشانه قرب به خداست و سختیها نشانه دوری از او . اما عارف میداند که ، هم نعمت و هم محرومیت ، جلوههای تربیت الهیاند .
«کَلَّا» ، یعنی ؛ چنین قضاوتی باطل است ، خدا را نباید با معیار سود و زیان دنیوی سنجید .
یتیم و مسکین در تفسیر عرفانی :
یتیم ، تنها کودک بیپدر نیست ؛ هر دل محروم از محبت و معرفت نیز ، نوعی یتیم است .
مسکین ، تنها فقیر مالی نیست ؛ انسانِ محتاج هدایت و محبت الهی نیز مسکین است .
حبّ مال و دلبستگی شدید به مال ، نماد هر وابستگیای است که انسان را ، از خدا ، بازدارد . مقصود فقط پول نیست ؛ مقام ، شهرت ، قدرت و حتی خودبینی نیز میتواند مصداق آن باشد .
پیام عرفانی :
تا زمانی که انسان ، نعمت را ، کرامت و محرومیت را اهانت بداند ؛ در بند ظاهر است . عارف میآموزد که در هر حال ، چه قبض و چه بسط ، چه فقر و چه غنا ، دست تربیت الهی را ببیند و دل را از تعلقات آزاد سازد .
❤️ ❤️ ❤️ ❤️
خار و خس هوس را از دشت دل زدودم
تا بذر عشق حق را در عمق آن بکارم
تا عطر عشق پیچید در صحن خانه دل
شد روح جان مطهر جاوید شد بهارم
🌝💫🤔
🔴📣 #هر_پگاه_نو_با_یک_نگاه_نو...
🔢 فرگرد 1636
🔰 «شمع فروزان» برای «جمع بهروزان»
🖌__ در دیاری که «دار»، «مدار» است،
روشنگر باید تا «پایِ دار»»، «پایدار» بماند.
در آن جا هر «کلانتر»، «کلانتر» است،
ولی هیچ «داور»، «دادور» نیست.
اگر «مِهینۀ مِهر عدالت» بر «سینۀ سپهر اصالت» بیفروزد،
هر «رودی، دریا» میشود و هر «بودی، بودا»!
مردم به «قنوت و قناعت برمیخیزند»
و با «شُنعت و شَناعت میستیزند»!
🙏 بیاییم اگر «پَرهون هور» و «کانون نور» نیستیم،
برای «جمع بهروزان»، «شمع فروزان» باشیم.
✍ استاد شفیعی مطهر
1400/05/12
------------------------------------------------
مدار: جای دور زدن و گردیدن، خطی که سیارات به دور خورشید میپیمایند
کلانتر: رئیس
کلان: بزرگ، عظیم، کبیر (کلانتر: بزرگتر)
مهینه: بزرگتر
سپهر: آسمان
شُنعت و شَناعت: زشتی، بدی، قبح
پَرهون: هر چیز دایره مانند میان تهی، طوق، گردنبند، هاله، خرمن ماه
هور: آفتاب
🌱🎋🌴
✅ دیگر آثار و دانلود رایگان کتابهای این قلم؛ در کانال رسمی 'گزین گویههای مطهر' :
🌐 /channel/nedayemotahar۷
هر پگاه نو با یک نگاه نو
گزینگویههای مطهر.(فرگرد 2365)
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
«خودکامۀ بخرد» اگر «برنامۀ خرد» میداشت،
به «تعظیم چاپلوسان» و «تکریم دستبوسان» اعتماد نمیکرد.
کُرنِشِ چاپلوسان در برابر «خودکامگان»،چون خمشدن دو سرِ «کمان»است،
که هر چه «باریکتر» و بههم «نزدیکتر» شوند،
«تیرشان تیزتر» است و «شمشیرشان خونریزتر»!
#شفیعی_مطهر
#طنزسیاهنمایی.958
فرق رژیم جمهوری با سلطنتی
گفت: فرق رژیم جمهوری با سلطنتی چیست؟
گفتم: در رژیمهای سلطنتی فقط ارادۀ پادشاه حاکم است،ولی در رژیمهای جمهوری این اراده و
آرمان جمهور مردم است که سرنوشت کشور را تعیین میکند و مردم با آرای خود کسی را به عنوان
رئیس جمهور برای میگزینند تا مطالبات مردم را به اجرا درآورد.
گفت: پس چرا آقای دکتر صادق زیباکلام میگوید: پزشکیان که سهل است؛ پدر جدِّ پزشکیان هم نمیتواند جلوی این بودجهها را بگیرد. برای این که نهادهایی که این بودجهها را میگیرند، خیلی خیلی قدرتمندتر از پزشکیان هستند!
گفتم: مگر این نهادها چقدر بودجه میگیرند؟
گفت: بودجۀ دانشگاه تهران نزدیک ۶۵۰۰ میلیارد تومان و بودجه سازمان محیط زیست حدود 8.000 میلیارد تومان است. یعنی مجموع بودجۀ این دو نهاد حدود 14.000 میلیارد تومان است، در حالی که بودجه 64.000 میلیارد تومانی نهادهای مذهبی تنها برای تبلیغ و هدایت مردم صرف میشود.
سوال این است که این مجمع جهانی اهل بیت، مجمع تقریب مذاهب، دفتر تبلیغات اسلامی، شورای عالی حوزههای علمیّه، موسّسۀ امام خمینی و دیگر نهادها با این بودجه چه کاری برای جذب نسلهای جدید انجام دادهاند؟ صداوسیما با بودجه 30.000 میلیارد تومانی چه کرده است تا جوانان و مردم را به اسلام، خدا و پیغمبر نزدیک کند؟
گفتم: بله،تفاوت بودجۀ این نهادهای مذهبی با بودجۀ دانشگاه خیلی زیاد است و حتماً باید تعدیل شود. چرا آقای رئیس جمهور دراین باره اقدامی نمیکنند؟
گفت: مگر نشنیدی به نظر آقای زیباکلام پدرجدِّ آقای دکتر پزشکیان یعنی آقای رئیس جمهور هم نمیتواند کاری بکند! تو حالا هی شعار بده و رجز بخوان که در نظام جمهوری برایند ارادۀ مردم در وجود رئیس جمهور تبلور مییابد!
گفتم: البتّه وظیفۀ گسترش و تعمیق باورهای مذهبی و نهادینهکردن فرهنگ نماز و سایر عبادات بر عهدۀ صداوسیما و سایر نهادهای مذهبی است.
گفت: حالا تو خیال میکنی این نهادها در انجام وظیفۀ خود چقدر موفّق شدهاند؟
یکی از افراد تربیتیافتۀ این نظام تبلیغی دعا میکرد:
ﺧﺪﺍﯾﺎ! ما را ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ﻣﺪﺭﺳﻪ میخواندیم ببخش!
چون هم وضو نداشتیم و هم اجباری بود و هم الکی پیسپیس میکردیم!
گویند پدری در وصیّتنامهاش برای فرزندان نوشته بود:
من نماز قضا ندارم؛چون همه را با اجبار رئیس اداره خواندهام! فقط تا میتوانید وضو بگیرید!چون همۀ نمازهایم بیوضو بود!!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر