anahelanjoman | Unsorted

Telegram-канал anahelanjoman - مدرسه نویسندگی آناهل

5330

☁️یک دورهمی و انجمن هنری برای علاقه‌مندان در این عرصه ی نویسندگی ✨گپ کتابخوانی: https://t.me/mahfeleketabkhanianahel ✨آنلاین شاپ کتاب: https://t.me/ketabkhooneanahel

Subscribe to a channel

مدرسه نویسندگی آناهل

🛑تا حذف نشده عضو بشید🔷


✅برای داشتن مجموعه کانالهای علمی فرهنگی آموزشی در مدت محدود،

وارد شوید.💟🍇

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

هر شخصیت باید چیزی بخواهد
🎯
تا وقتی شخصیت
چیزی را نخواهد،
دلیلی برای حرکت ندارد.
خواسته،
داستان را به جلو می‌راند.

📌 شخصیت بدون خواسته، فقط در داستان حضور دارد؛ اما داستان را نمی‌سازد.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

اولین جمله، قرارداد نویسنده با

خواننده 📖
اولین جمله فقط شروع نیست.

به خواننده می‌گوید:
قرار است وارد چه فضایی شود؟
رازآلود؟ عاشقانه؟ ترسناک؟

📌 اولین جمله باید کنجکاوی بسازد، نه اطلاعات.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

یکی از موانع خلاقیت، گرایش به اصالت در داستان‌نویسی است. توصیه می‌شود به جای گرایش به اصالت تلاش کنید چیزهای اطراف خود یا امور عیان را بیان کنید. امور عیان چیزی است که شروع داستان قبلاً آن را تعیین کرده و در درون و ذهنتان وجود دارد. باید آن را ببینید. بعداً متوجه می‌شوید امور عیان ذهنی‌تان فقط برای خودتان خسته‌کننده هستند چون به آن‌ها عادت کرده‌اید ولی دیگران از آن‌ها بی‌خبرند.

اتو کروزه

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

وقتی می‌گوییم «بنویسید»، چه چیزی را باید بنویسید؟

وقتی جوابی برای این سؤال نداشته باشید، وقتی ندانید چه اهدافی دارید، می‌توانید از نوشتن برای یافتن مسیر درست استفاده کنید.

اگر نمی‌دانید چه می‌خواهید، نوشتن را شروع کنید. نوشتن معنای خود را می‌سازد.

چرا فرموله کردن یک هدف و به زبان آوردن چیزی که می‌خواهیم گاهی این قدر سخت است؟ آیا از خواستۀ قلبی‌مان اطمینان نداریم یا فکر می‌کنیم لایق آن نیستیم؟ آیا از این می‌ترسیم که طماع و زیاده‌خواه جلوه کنیم؟

ضمیر نیمه هوشیار به طرق مختلفی با ما حرف می‌زند. اگر مطمئن نیستید چه می‌خواهید، اگر نمی‌دانید قرار است چگونه به آن برسید، اجازه بدهید «نوشتن» به شما نشان دهد چه مسیری را باید طی کنید.

هنریت کلاوسر

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

هر داستان‌نویس دیر یا زود به یک حقیقت مسلم دست می‌یابد که خوانندگان پای‌بند تخیل او می‌شوند نه روایت صادقانه‌اش از یک حادثه یا واقعه.
بسیاری از داستان‌نویسان جوان به صداقت و امانت در موضوع اصرار دارند و یادشان می‌رود که صداقت و امانت تنها در کلام است که جاودانه می‌شود. نویسنده کلاً نمی‌تواند امانت‌دار خوبی باشد. رازدار بدی هم هست.

عباس معروفی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

جهان داستانی: نظام امکان، ارزش و پیامد | اپیزود شانزدهم پادکست نامه‌ی بوف
جهان داستانی چیست و چه چیزی آن را از مکان، زمان و پس‌زمینه‌ی روایت متمایز می‌کند؟ چگونه مجموعه‌ای از شرایط، روابط و قواعد به جهانی منسجم تبدیل می‌شوند که در آن، بعضی رخدادها امکان وقوع دارند، بعضی رفتارها ارزشمند شمرده می‌شوند و هر انتخاب می‌تواند پیامدهایی مشخص داشته باشد؟
در این اپیزود خواهید دید:
🔴 جهان داستانی و تمایز آن از پس‌زمینه‌ی روایت
🔴 قوانین جهان داستانی و مرزهای امکان
🔴 آشکارسازی تدریجی قواعد جهان در روایت
🔴 نظام ارزش‌ها و اخلاق ضمنی جهان داستانی
🔴 کنش و پیامد در آشکارسازی اخلاق ضمنی
🔴 جهان داستانی بمثابه نیروی محرک روایت
🔴 انسجام درونی جهان و استقلال آن از مداخله‌ی نویسنده
جهان داستانی صرفا مجموعه‌ای از مکان‌ها، شخصیت‌ها، تاریخ‌ها و اطلاعات نیست، بلکه نظامی از امکان‌ها، محدودیت‌ها، ارزش‌ها و پیامدهاست که شرایط زندگی و کنش شخصیت‌ها را تعیین می‌کند. اهمیت چنین جهانی نه به گستردگی جغرافیا یا فراوانی جزئیات، بلکه به روابطی بستگی دارد که میان اجزای آن برقرار می‌شود. قواعد جهان مشخص می‌کنند چه چیزی ممکن، ناممکن یا استثناییست، مناسبات اجتماعی و فرهنگی به رفتار شخصیت‌ها معنا می‌بخشند و پیامدهای کنش‌ها نشان می‌دهند که این نظام چگونه عمل می‌کند.
در این مبحث، ابتدا به مفهوم جهان داستانی می‌پردازم و تفاوت آن را با مکان، زمان و فضاسازی بررسی می‌کنم. سپس سراغ قوانین جهان و مرزهای امکان می‌روم، قواعد آشکار و نانوشته، محدودیت‌های طبیعی، اجتماعی و فراطبیعی، هزینه‌های کنش و انتظاراتی که قراردادهای ژانری در مخاطب ایجاد می‌کنند. در ادامه، توضیح می‌دهم که چگونه نویسنده می‌تواند منطق جهان را بتدریج و از طریق رفتار شخصیت‌ها، برخورد با موانع و مناسبات روزمره آشکار کند. پس از آن، به نظام ارزش‌ها و اخلاق ضمنی جهان می‌رسم و رابطه‌ی میان هنجارهای اجتماعی، باورهای شخصیت‌ها، انتخاب‌های اخلاقی و پیامدهای فردی و اجتماعی کنش‌ها را بررسی می‌کنم. در بخش پایانی نیز نشان می‌دهم که چگونه جهان داستانی می‌تواند به نیروی محرک پیرنگ تبدیل شود، تعارض ایجاد کند، تحت‌تاثیر تصمیم‌های شخصیت‌ها دگرگون شود و درعین‌حال، استقلال و انسجام درونی خود را حفظ کند.
این اپیزود تلاشیست برای پاسخ‌دادن به یک پرسش اساسی: چگونه جهان داستانی از مجموعه‌ای از اطلاعات و توصیف‌ها فراتر می‌رود و به نظامی زنده و منسجم تبدیل می‌شود که نتنها بر انتخاب‌ها و سرنوشت شخصیت‌ها تاثیر می‌گذارد، بلکه خود نیز از کنش‌های آنها دگرگون می‌شود، بی‌آنکه منطق درونی‌اش را از دست بدهد؟
#داستان_نویسی #زیربنای_روایت
تماشا در یوتیوب
تماشا در آپارات
مطالعه در وبگاه
@BoofNameh

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 لطفاً عناصر داستان را در این داستانک بیابید و در کامنت زیر درج کنید.
عناصر داستان: نحوه‌ی شروع داستان، وقایع موجود در داستان، تعلیق، نقطه‌ی اوج، نقاط فرود، پیچ داستانک، گره‌افکنی/بحران/گرفتاری، گره‌گشایی، کشمکش، انتظار، دیالوگ‌نویسی داستان، ایجاد کشش، نحوه‌ی پایان‌بندی، پیرنگ داستان، روابط علت‌و‌معلولی، وضوح و شفافیت داستان و زاویه‌دید و سایر عناصر موجود و ناموجود.


🎯 داستان بسیار‌بسیار‌کوتاه با حداقل کلمات


داستانی که زندگی‌ام را تغيير داد

در‌حالی‌که روزنامه‌ای را روی خودم می‌کشیدم تا گرم شوم، چشمم به یک مسابقه‌ی داستان نویسی افتاد. در آن شرکت کردم و برنده شدم. نیویورکر داستانم را منتشر کرد. با انتشارات ناپ قراردادی برای یک کتاب بستم. برنده‌ی جایزه‌ی پولتیزر شدم و اسپیلبرگ فیلم داستانم را ساخت.
با مقداری از ثروتم برای بی‌خانمان‌ها سرپناهی تدارک دیدم.
به آنها روزنامه‌ی مجانی می‌دهم تا خودشان را گرم کنند.
برای من که عالی بود!

اثری از کاترین وایلد

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

بیانِ ذهنی و شفاهی داستان

🎯 یک تمرین عملی برای داستان‌نویسی:

از امروز، سعی کنید فکرهاتون رو با‌صدای بلند یا توی ذهنتون با خودتون بگین تا موقع نوشتن داستان فرم‌های داستان‌نویسی بهتر و ساده‌تر بیاد دستتون.

برای این‌کار، اول یک زاویه‌دید برای خودتون انتخاب کنین؛ یک‌نوع شیوه‌ی بیان هم انتخاب کنین (مثلاً محاوره‌ای یا کلاسیک یا شکسته‌گویی) و بعد فکرهاتونو که در ذهنتون جریان داره رو با فرم داستانی با خودتون بگین. خودتون رو توی ذهنتون به دو یا چند‌شخصیت تقسیم کنید (نترسید: دچار اختلال چند‌شخصیتی نمی‌شین!) و حدیث‌های نفس و گفت‌و‌گوهای دروتی‌تون رو به‌صورت مجموعه‌ای از دیالوگ‌های به‌هم پیوسته در ذهنتون رد‌و‌بدل کنین.

من یک مثال می‌زنم: خیلی‌اوقات توی ذهنتون به‌خودتون می‌گین: «الآن ساعت چنده؟ مثل‌اینکه دیشب موقع کتاب‌خواندن خوابم برد. حالا، صبحونه بخورم یا سریع برم سر کار و همان‌جا یه‌‌چیزی بخورم؟...»

حالا، از‌ امروز تمرین کنید و همین حدیث‌های نفس‌ و گفتگوهای درون‌ذهنی‌تونو به فرم بیان کلامی داستان ارائه بدین. این‌طوری:
* زاویه‌‌دید: دوم‌شخص مفرد همراه دیالوگ.
* محاوره‌ای و شکسته و کلاسیک

از خواب بیدار می‌شوی. می‌بینی دست‌هایت روی کتاب جمع شده و روی میز مطالعه خمیده‌ای.
به‌خودت می‌گویی: - ببینم الآن ساعت چنده؟
- چی‌بگم والله، مثل‌اینکه هفت صبحه!
- ینی تو می‌گی دیشب موقع کتاب‌خوندن خوابم برده؟
- آره عزیز!
- به‌ من نگو «عزیز»! بهم بگو حالا چه‌خاکی بریزم تو سرم؟
- چه‌می‌دونم؟ خودت می‌دونی؟ می‌خوای صبحونه بخوری؟
- نه‌بابا! دیر می‌شه! حال ندارم واسم جلو مدیرم سین‌جیم بشم!
- خب، پس تیز کفشتو پا‌کن و بدو برو سر کار.
- راس‌می‌گی! همون‌جام یه کوفتی می‌خورم.
- من رفتم. مراقب خونه باش.
- به‌سلامت. فقط یادت نره غروب که بر‌می‌گردی خونه کمی خرید کنی؛ چیزی تو یخچال نداری واسه شام.
- اوکی! مرسی از یادآوریت! فعلاً بای.
- بابای!

و در‌این‌هنگام تو، داخل کفشهایت می‌پری و در را به‌سرعت می‌بندی و اتومبیل را روشن می‌کنی و راهی محل کار می‌شوی. آن‌قدر به‌پدال گاز فشار می‌آوری که پایت درد می‌گیرد. اما در عوض به‌موقع می‌رسی سر کار....

اینجاست که منظور اومبرتو اکو را از این جمله می‌فهمیم که می‌گوید:

«نوشتن به این‌معنا نیست که کلمات را روی کاغذ بیاوریم. می‌توانید موقع راه‌رفتن یا خوردن، فصلی از کتابتان را در ذهن طراحی کنید و بنویسیدش».

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

تجارب نویسندگان؛ «اومبرتو اکو»

هیچ‌قانونی وجود ندارد. من نمی‌توانم برنامه‌ی مشخصی را دنبال کنم. گاهی ساعت هفت صبح نوشتن را شروع می‌کنم و تا سه صبح ادامه می‌دهم و فقط برای خوردن یک ساندویچ، دست از کار بر‌می‌دارم. گاهی هم اصلاً نمی‌نویسم.

«نوشتن به این‌معنا نیست که کلمات را روی کاغذ بیاوریم. می‌توانید موقع راه‌رفتن یا خوردن، فصلی از کتابتان را در ذهن طراحی کنید و بنویسیدش».

وقتی در خانه‌ی روستایی‌ام بالای تپه‌های مونته‌ فلترو باشم، برنامه‌ی مشخصی دارم: کامپیوترم را روشن می‌کنم. ایمیل‌هایم را چک می‌کنم.

کمی مطالعه می‌کنم و بعد، تا بعد‌از‌ظهر می‌نویسم. سپس به روستا می‌روم و در باری، نوشیدنی می‌خورم و روزنامه می‌خوانم. به خانه که برگشتم تا غروب تلویزیون یا دی‌وی‌دی نگاه می‌کنم.

در مونته‌فلترو برنامه‌ی مشخصی دارم؛ چون مزاحمتی برایم وجود ندارد و کارم قطع نمی‌شود.

وقتی در میلان هستم یا به دانشگاه می‌روم، کنترلی روی زمانم ندارم. همیشه کسی هست که کارهایی را به من دیکته کند.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

نوشتن یک داستان کوتاه به دو‌شیوه‌ی مختلف

شیوه‌ی اول در نوشتن:
۱ ) همراه


دوگرگ، گرسنه و سرمازده، در گرگ ومیش از کوه سرازیر شدند و به دشت رسیدند. برف سنگینِ ستمگر، دشت را پوشانده بود. غبار، کولاک هوا را در هم می‌کوبید.

پستی و بلندی زیر برف درغلتیده و له شده بود. گرسنه و فرسوده، آن دو گرگ در برف یله شده بودند و از زور گرسنگی پوزه‌در‌برف فرو می‌بردند و زبان را در برف می‌راندند و با آرواره‌های لرزان برف را می‌خاییدند.

جا‌پای گود و تاریک گله آهوان از‌پیش‌رفته، همچون سیاهدانه بر برف پاشیده بود و استخوان‌های سر و پا و دنده‌ی کوچندگان فرومانده‌ی پیشین از زیر برف بیرون جسته بود.

آن دو نمی‌دانستند به کجا می‌روند. از توان تهی شده بودند. تازیانه‌ی کولاک و سرما و گرسنگی آنها را پیش می‌راند. بوران می‌بارید. گرسنگی درونشان را خشکانده بود و سیلی کولاک آرواره‌هایشان را به لرز انداخته بود.به‌هم تنه می‌زدند و از هم باز می‌شدند و در چاله می‌افتادند و در موج برف و کولاک سرگردان بودند و بیابان به پایان نمی‌رسید.

رفتند‌ و‌ رفتند تا رسیدند به پای بیدِ ریشه‌از‌زمین‌جسته. کُنده‌‌سوخته‌ای در فغان خویش پنجه‌ی استخوانی به آسمان برافراشته.

پای یکی در برف فرو شد و تن بر پاهای ناتوان لرزید و تاب خورد و سنگین و زنجیر شده بر جای واماند. همراه او شتابان و آزمند پیشش ایستاد و جا‌پای استواری بر سنگی به زیر برف برای خود جست و یافت و چشم از همراه فرو‌مانده برنگرفت.

همراه وامانده ترسید و لرزید و چشمانش خفت و بیدار شد و تمام نیرویش در چشمان بی‌فروغش گرد آمد و دیده از همراه پُر شره برنگرفت و یارای آنکه گامی فراتر نهد، نداشت. ناگهان، نگاهش لرزید و از دید گریخت و زیر جوش نگاه همراه خویش درماند. پاهایش بر هم چین شد و افتاد.

و آن‌که بر‌پای بودپُر‌شره و آزمند، بر چهری که زمانی نگاه در آن آشیان داشت، خیره ماند. اکنون دیگر آن چشم‌و‌‌چهر بر زمین برف‌پوش خفته بود. و همره تشنه به خون، امیدوار زوزه‌ی گرسنه‌ی لرزانی از میان دندان بیرون داد.

و آن‌که بر‌پای نبود، کوشید تا کمر راست کند. موی بر تنش زیر آرد برف موج خورد و لرزید و در برف فروتر شد. دهانش باز ماند و نگاه در دیدگانش بمرد.

و آن‌که بر‌پای بود، دهان‌خشک بگشود و لثه‌ی نیلی بنمود و دندان‌های زنگ‌شره خورده به گلوی همره درمانده فرو برد و خون فسرده از درون رگ‌هایش مکید و برف سفید پوک خشک، برف خونین پر شاداب گشت.

📚اثری از صادق چوبک

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

نوشتن یک داستان کوتاه به دو‌شیوه‌ی مختلف

۱
هزینه‌ی لازم

میکسرِ بِتُن به خانه‌ی همسایه آمده و رفته. خانم و آقای شارای سردابِ شراب خود را نوسازی می‌کنند. اگر سرداب‌شان را تجهیز کنند، هزینه‌ی بیمه‌ی آتش‌سوزی کمتری می‌پردازند. در‌حال حاضر، بیمه‌ی آتش‌سوزی‌شان خیلی گران است. علت این گرانی هم هزاران بطری شراب گران است، هم شراب گران و هم تابلوهای نقاشی نفیس؛ اما سلیقه‌شان در لوازم خانه و لباس از اقشار پایینِ طبقه‌ی متوسط هم پایین‌تر است.

۲
لزوم هزینه

سلیقه‌ی خانم و آقای شارای در لوازم خانه و لباس بد است و از اقشار پایینِ طبقه‌ی متوسط هم پایین‌تر است. با‌این‌حال، تابلوهای نقاشی نفیسی از نقاشان معاصر آمریکایی و کانادایی دارند. شراب گران هم دارند.
در‌واقع، هزاران بطری شراب گران‌بها دارند. به‌همین‌علت، هزینه‌ی بیمه‌ی آتش‌سوزی‌شان خیلی بالاست. اگر سرداب خود را بزرگتر کنند و مجهزترش کنند، هزینه‌ی بیمه‌ی آتش‌سوزی کمتری می‌پردازند. این‌کار را می‌کنند، میکسرِ بِتُن تازه به خانه‌ی آن‌ها آمده و رفته است.

اثری از لیدیا دیویس

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✔️توصیهٔ نگارشی

بها دادن به‌‌ چیزی یعنی قیمت آن را پرداختن؛ کاربرد این ترکیب به‌‌ معنی «اهمیت‌دادن» نادرست است؛

به جای این جمله:

«برخی از پدر و مادرها به نیازهای عاطفی فرزندان خود بها نمی‌دهند»

باید بنویسیم:

«برخی از پدر و مادرها به نیازهای عاطفی فرزندان خود اهمیت نمی‌دهند».

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

•
جووون من‌ دیوونه بیو هاشم :)))
•🖤 @Heroin_Bioo 
                •🖤 @Heroin_Bioo

اینجا
دقیقا حرفایی که تو دلته رو میتونی پیدا کنی و انگلیسیشو بزاری بیوت 🤌

─────────────────

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ آهنـگهای هوشمصنوعی
𓂃꙳@Pezhvak5
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ حس آرامش
𓂃꙳@halleee_khoob
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ پروفایل پروفایل
𓂃꙳@shahreeaks
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ اعترافاتِ ؏ـاشـقـانـه
𓂃꙳@Txext_love

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ فاز سنگین
𓂃꙳@Dep_FSangin
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ جملات طلایی
𓂃꙳@khalse_daroon
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ پروفایل شیڪ
𓂃꙳@photoniceee
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ دلـبر جانــَم
𓂃꙳@MyPetiteLuNa

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ آموزش رقص
𓂃꙳@faghat_beraghss
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ عاشقانھ رُمانتیک
𓂃꙳@romantic313
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ کلیپ تولد
𓂃꙳@tavalod_love20
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ جانانم تو
𓂃꙳@asman_del

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ قلـــمِ عـشــــق
𓂃꙳@Galameeshgh
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ قربون صدقه
𓂃꙳@tapeshehqalbabamm
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ دادگاه‌ دلّــم
𓂃꙳@dadgah_delam2
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ تـــرَنـــمِ عـشــــق
𓂃꙳@Taranom_eshghh

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ دلتنگ مادرم
𓂃꙳@mim_meslemadar
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ بیـوگرافی پینتــرستی
𓂃꙳@Storie_pinterest
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ ‌؛🅟🅡🅞🅕 خاص
𓂃꙳@ZZhianaa
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ حسرت عشق
𓂃꙳@HASRAT_ASHGH1

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ بهترین اشعار
𓂃꙳@Tak_beytiiiiiii
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ سـنگ صـبور
𓂃꙳@SANGE_SABUR
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ ترفند روانشناسی
𓂃꙳@aramesh_roh_ravan
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ تکست پرتقـالی
𓂃꙳@Porteghaaleh_man

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ ‌؛🅑🅘🅞 خاص
𓂃꙳@p0rof_dep
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ گردشگری ایران
𓂃꙳@igardeshgari
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ الفبای توسعه
𓂃꙳@Alefbaietousee
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ روانشناسی رابطه
𓂃꙳@Ravanshenasilifestyle

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ کلیپ استوری
𓂃꙳@tvlodat_mobark
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ بیو انگلیسی
𓂃꙳@donyamini
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ ژست عکاسی
𓂃꙳@PicsArrt
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ عڪسنوشتہ عاشقانہ
𓂃꙳@golesorrkh

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ هدفگذاری حرفه‌ای
𓂃꙳@ravanshenasi_movafagh
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ انگیزه زندگی
𓂃꙳@fullandrewP4K
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ کتابخانه دیجیتال
𓂃꙳@darkhaste_ketab
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ رازهای پولسازی
𓂃꙳@maya_mind

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ آموزش ادیت
𓂃꙳@editbe
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ بیو انگیزشی
𓂃꙳@annnnnngize
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ سفر به ایران
𓂃꙳@IiRan_Gardii
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ کتابخانه صوتی
𓂃꙳@omidearasbaran1

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ استوری تبریک
𓂃꙳@muzic_romantic97
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ پَرشَنْگْـبوڪ 𝐏𝐃𝐅
𓂃꙳@PARSHANGBOOK_PDF
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ مفاتیح‌ الجنان
𓂃꙳@MofatihQuran
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ پروفایل طوری
𓂃꙳@profail_torii

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ حس دلتنگی
𓂃꙳@Emotionalclips1
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ مولانای جان
𓂃꙳@molanay_gan
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ فن‌بیان صداپیشگی
𓂃꙳@amoozeshegooyandegi
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ پاتوق شـاعران
𓂃꙳@Bi_Molaahezeh

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ جوکستان خنده
𓂃꙳@Begooo_siib
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ پَرشَنْگْـبوڪ صوتی
𓂃꙳@PARSHANGBOOK
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ گیــف‌ کــده‌
𓂃꙳@Gif_kkadee
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ موزیکای قفلیــم
𓂃꙳@CoCaein_musiic

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ تڪست سنگیـن
𓂃꙳@text_sanginh
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ آهنگهای احساسی
𓂃꙳@daryaygham7
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ دنیای جوک
𓂃꙳@fun_land12
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ حس عاشقانه
𓂃꙳@Eeshgh_Lovee

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ رقص جذاب
𓂃꙳@Attacivence
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ ڪلیپ اینسـتــا
𓂃꙳@cilp_insta
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ یواشڪی دوسـتــ‌دارم
𓂃꙳@yavashaki_dosttdarm
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ زیباترین اشعار
𓂃꙳@av_baroon

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ کلبه امید
𓂃꙳@colbeeh_aramesh
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥ تولدت مبارک
𓂃꙳@tavlod_shad98
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ عشق من
𓂃꙳@hob_sb
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ حــرف حســاب
𓂃꙳@textttalkh

 ┄┄◇⃟‌⃕🍇ᰥ تک مصرع
𓂃꙳@hharfe_del
 ┄┄◇⃟‌⃕🫐ᰥاستــوری فیـڪ
𓂃꙳@sttory_fake
 ┄┄◇⃟‌⃕🍋ᰥ بیو خاردار
𓂃꙳@Heroin_Bioo
 ┄┄◇⃟‌⃕🍏ᰥ اشعار دلنشین
𓂃꙳@arghavan_takbeyti

─────────────────
شرکت‌درلیست‌کلیک‌کنید✅

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

اگر می‌خواهید چیزی را آزادانه خلق کنید، باید حس شدید سزاواری را داشته باشید و خودتان را واقعاً سزاوار بدانید.

سزاواری خلاقانه به این معنا نیست که همانند شاهزاده‌ای رفتار کنید که گویی کل جهان به شما مدیون است. به هیچ‌وجه.

سزاواری خلاقانه یعنی باور داشته باشید که اجازه دارید دیدگاه‌ها و تفکرات خودتان را داشته باشید.

من دوست دارم شما قادر باشید گفت و گوی جالب‌تری با زندگی خودتان داشته باشید.

باید بتوانید قصدتان را هر چه هست، با صدای بلند بگویید.

بگویید من نویسنده هستم،
من خواننده هستم
و یا حتی بگویید من واقعاً نمی‌دانم چه هستم اما برای دانستن آن بسیار کنجکاوم.

بیان قصد، به همان اندازه که یک‌جور اعلام حضور برای خودتان است، اعلام حضور به‌کل دنیا نیز هست.


📚کتاب: جادوی بزرگ،
🖊الیزابت گیلبرت

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🫟برترین کانال‌های علمی فرهنگی تلگرام 🫟

🪅🎈🪅🎈🪅

🤲 ذکرهای شگفت‌انگیز
@jazbaramashh
📕 دانلود کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی
@yortci_bosjin_pdf
📜 اشعــار نــاب و ڪمیاب
@moshere
🧠 متافیزیک ، پرواز روح ، آگاهی
@Shafayezendegiii1
🌿 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🌱 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🎙 نـویـسـنـدگـاں بـزرگ جــهان «صوتی»
@PARSHANGBOOK
🏥 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🌍 عجایب جهان
@Ajayibat_j
🎭 شعرخوب بخوانیم
@seda_tanha
🌟 اشـعـار ناب و ماندگار
@delaviztarin_sher_jahan
🛠 مهارتهای زندگی
@maharathayezendegimahmudi
🎁 تاقانه کم
@taghanehkam
✏️ الفبای نوشتن وخلاقیت
@Alefbayeneveshtan
🖋 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🪜 نردبان نور
@shine41
🌧 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
😄 خنده و شـادی
@shadi_jok
💌 گلچین دل
@ghalameshgh0
📎 لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی
@linkdoni_hozavi
🏛 هفت هزار سالگان
@abcdef123456_Hafthezarsalegan
📘 کتاب خوان
@welll_read
🇬🇧 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🏨 هتل کتاب
@Hotel_booook
🍝 آشپزی مدرن
@ASHPAZXNEMODERN
🎵 هناس موزیک
@henasmozik
🎨 تراپی با هنر
@baharrezinart
👩 مجله زن
@mojalehzan
🌈 کور سوی نور
@Rainbow_chanelll
🌙 «زیباترین اشعار»
@aftabmahtabi
🌾 کشاورزان موفق
@khridoforosh_y
📝 ادبیات و هنـر چکامـه
@SELMULY
☕ یک فنجان شعر
@yeekfenjanshear
🏠 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🌧 آوای باران
@avay_e_baran
📜 شعر و دوبیتی دلدادگان
@deel_dadegan
🩺 دانستنیهای پزشکی و بهداشتی
@IranHealthMedia
📖 رمان‌های راوی قصه‌گو
@ravi_ghsehgoo1028
💬 متن‌های احساسی شعر و دوبیتی
@avay_e_baran
🎵 هتل موزیک
@HOTEL_1_MUSIC
👻 داستانهای ماورایی و ترسناک
@dastan_tarsnak21
☘تک‌بیت های عاشقانه
@parallel400
📝 شعر پارسی
@asharparsiii
🍔 خوشمزه‌های رنگین
@Easycooking20
📚 آموزش زبان عربی با متون داستانی
@taaribedastani
🎶 دنیای موسیقی ملل فول آلبوم
@w_music_mp3
🌿 راز و رمز شادابی
@health4020
🕯 فنا اشراق
@fanaeshragh
🔠 انگلیسی آسان با|𝙀𝙣𝙜𝙡𝙞𝙨𝙝𝙩𝙪𝙗
@Englishtub
🖍 الفبای توسعه فرهنگ
@Alefbaietousee
📈 مدار رشد
@buissness_womann
🌸 گیسوی تو
@giisuyetoo
📜 متن‌هاے عالے فوق‌العادہ ڪوبندہ
@ghanonebawar
💬 متن _ بیــــو
@dard_penhan88
🎙 فن‌بیان (صداپیشگی)
@amoozeshegooyandegi
🌧 دلنوشته بارانی
@bouyebaran
🕊 سیری در کلام جان
@SeiriDarKalameJan60
📚 ڪتابخانه پَرشَنْگْـبوڪ 𝐏𝐃𝐅
@PARSHANGBOOK_PDF
🏙 هفت شهر ؏ش؁‍ق
@Haftshahreeshghh
✍️ آنقدر از تو می نویسم تا فارسی تمام شود
@aztominevisamtafarsitamamshavad
✏️ ڪارگاہ رایگان نویسندگے
@anahelanjoman
💰 شکوه ثروت
@shokoh_servat
📜 شعر بهانه‌ای برای عاشقی
@kolbeh_sher_delaviz
📜 شعرناب و ڪوتاه
@sher_moshaer
🌙 نجواےعشق
@shabhaytalkh
💊 درمان ، درمان ، درمان
@Shafayezendegiii2
📚 کتاب‌های نایاب تاریخی و طبی
@FA_TI_MI
🔮 علوم خفیه
@olomkhafiyeh
🌙 زیباترین شعر و متن ڪوتاه
@kahkeshan_eshge
🌌 آموزش علم نجوم و کیهان شناسی
@yortchi_bosjin

🪅🎈🪅🎈🪅
1405/7/29
جهت هماهنگی در لیست و رزرو تبلیغات
🫱🏼‍🫲🏼
@HHo_bb

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

شخصیت را با عمل معرفی کن 🎭


به‌جای اینکه بنویسی:
«او آدم مهربانی بود.»
بگذار مهربانی‌اش
در رفتارهایش دیده شود.

شخصیت را از کارهایش بشناسیم،
نه از توضیح نویسنده.

📌 عمل، معتبرتر از توصیف است.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

دیر وارد داستان شو ⏳
لازم نیست صبح شخصیت را بنویسی،

صبحانه‌اش را تعریف کنی
و بعد تازه اتفاق اصلی شروع شود.

از جایی شروع کن
که اتفاق مهم نزدیک است.

📌 هرچه دیرتر وارد داستان شوی، ریتم قوی‌تر می‌شود.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

خلق شخصیت: از چهره‌ی ساده تا شخصیت باورپذیر | اپیزود هفدهم پادکست نامه‌ی بوف
چگونه می‌توان از یک تصور اولیه، تیپی آشنا یا چهره‌ای ساده به شخصیتی باورپذیر رسید و ویژگی‌های ظاهری، اجتماعی و درونی او را طوری سازمان‌دهی کرد که رفتارها و انتخاب‌هایش برای خواننده قابل‌فهم باشند؟
در این اپیزود خواهید دید:
🔴 ساختار سه‌پرده‌ای چیست؟
🔴 پرده‌ی اول: معرفی و برهم‌خوردن تعادل
🔴 پرده‌ی دوم: تلاش و افزایش فشار
🔴 پرده‌ی سوم: رویارویی و تعیین تکلیف
شخصیت‌پردازی یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان‌نویسیست، اما ساختن یک شخصیت باورپذیر صرفا به انتخاب نام، ظاهر، گذشته یا مجموعه‌ای از صفات اخلاقی محدود نمی‌شود. ممکن‌است شخصیتی شجاع، وفادار، جاه‌طلب یا بدبین توصیف شود، اما این ویژگی‌ها بتنهایی نشان نمی‌دهند که او در موقعیت‌های مختلف چگونه رفتار می‌کند و چه چیزی تصمیم‌هایش را شکل می‌دهد. آنچه به شخصیت فردیت می‌بخشد، ارتباط میان خواسته‌ها، ارزش‌ها، تجربه‌ها، عادت‌ها و واکنش‌های اوست. بااین‌حال، شخصیت‌پردازی بمعنای پیچیده‌کردن اجباری شخصیت یا افزودن جزئیات فراوان به زندگی او نیست. اهمیت این فرایند بیشتر در انتخاب ویژگی‌های معنادار و آشکارکردن آنها از طریق رفتار و کنش داستانیست.
در این مبحث، ابتدا تفاوت تیپ و شخصیت را بررسی می‌کنم و توضیح می‌دهم که چرا استفاده از الگوهای آشنا لزوما به شخصیت‌پردازی کلیشه‌ای منجر نمی‌شود و چگونه می‌توان از یک تیپ اولیه به شخصیتی فردیت‌یافته رسید. سپس به لایه‌های مختلف طراحی شخصیت می‌پردازم و نقش ویژگی‌های ظاهری، جایگاه اجتماعی، عادت‌های رفتاری، خواسته‌ها، ترس‌ها و ارزش‌های درونی را بررسی می‌کنم تا روشن شود چگونه این عناصر می‌توانند در ارتباط با یکدیگر تصویری منسجم از شخصیت بسازند.
در ادامه به معرفی شخصیت از طریق انتخاب می‌رسم و توضیح می‌دهم که چگونه تصمیم‌گرفتن زیر فشار، برخورد با افراد ضعیف‌تر و پنهان‌کردن بعضی واقعیت‌ها می‌توانند ویژگی‌هایی را آشکار کنند که با توصیف مستقیم به‌خوبی شناخته نمی‌شوند. پس از آن، به اهمیت انتخاب جزئیات معنادار می‌پردازم و بررسی می‌کنم که چرا انباشتن اطلاعات درباره‌ی گذشته و ویژگی‌های شخصیت همیشه به شناخت بهتر او منجر نمی‌شود و چگونه چند نشانه‌ی دقیق می‌توانند از یک زندگی‌نامه‌ی طولانی کارآمدتر باشند.
این اپیزود تلاشیست برای پاسخ‌دادن به یک پرسش اساسی: چه چیزی یک تصویر اولیه یا تیپی آشنا را به شخصیتی باورپذیر و متمایز تبدیل می‌کند و چگونه می‌توان ویژگی‌های مختلف او را در رفتار و انتخاب‌هایش آشکار کرد، بی‌آنکه شخصیت‌پردازی به فهرست‌کردن صفات، توضیح‌دادن گذشته یا پیروی از فرمولی ثابت محدود شود؟
#داستان_نویسی #بنیادهای_روایت
تماشا در یوتیوب
تماشا در آپارات
مطالعه در وبگاه
@BoofNameh

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

داستان‌های افسانه‌ای صوتی جهان
🎁
@mehrandousti

متن های انگیزشی
🎁
@khalse_daroon

کافـه  روانشناسی 
🎁
@majallezendegii 

آموزشی زبان انگلیسی با عبارات کوتاه کاربردی
🎁
@Eng_Learners_Mb

زیبایی های آفرینش
🎁
@stiiiiicker

انگلیسی را حرفه‌ای بیاموز
🎁
@novinenglish_new

کتاب بشنویم و بخوانیم
🎁
@LibMajazi

گنجینه گرانبهای کتاب صوتی
🎁
@GANGINEH

درمان اضطراب ، استرس ،  افسردگی
🎁
@hamsafarbamah

متن دلنشین
🎁
@aram380

کلبه جادویی
🎁
@kolbe_danaee

نویسندگان بزرگ جهان (𝐏𝐃𝐅)
🎁
@PARSHANGBOOK_PDF

فنّ ِبیان+گویندگی
🎁
@amoozeshegooyandegi

متن‌های عالی و کوبنده
🎁
@ghanonebawar

موسیقی بی کلام آتن تا سمرقند
🎁
@LoveSilentMelodies

کتاب ها رو خلاصه بخووون!
🎁
@beautifulminds4

تراپی با هنر
🎁
@baharrezinart

هدف‌گذاری حرفه ای
🎁
@ravanshenasi_movafagh

گلستان سعدی با معنی
🎁
@kidsbook7

انگیزشی قانون جذب
🎁
@FullAndrewP4K

آوای باران
🎁
@avay_e_baran

کافه بی قرار
🎁
@cafeemiim

صداسازی،فن‌بیان و مهارتهای‌ارتباطی|میترا اللهیاری
🎁
@FaneBayan_MitraAllahyari

حسِ خوبِ آرامش+انرژی‌مثبت
🎁
@RangiRangitel

اشعار معاصر عربی فارسی
🎁
@sheradabemoaser

گرامر و مکالمه انگلیسی 𝗚𝗿𝗮𝗺𝗺𝗮𝗿 𝗶𝗻 𝘂𝘀𝗲
🎁
@Grammar_in_use25

رازهای پولسازی
🎁
@Maya_Mind

پاتوق شـاعران معاصر
🎁
@Bi_Molaahezeh

باهم بیاموزیم
🎁
@Growthmagazines

کانون زبانشناسی شناختی
🎁
@Cognitive_Linguistics_Institute

ترفندهای روانشناسی
🎁
@aramesh_roh_ravan

حافظ - خیام (متن + صوتی)
🎁
@GHAZALAK1

آموزش رایگان مشاغل خانگی
🎁
@honarkadeh_aftab96

مدرسه نویسندگی آناهل
🎁
@anahelanjoman

داستان‌های کوتاه - رمان‌ - جمع‌خوانی
🎁
@FICTION_12

کتابهای صوتی «کاملا رایگان»
🎁
@PARSHANGBOOK

استخدامی آموزگاری و دبیری ۴۰۳
🎁
@svcnhit

آموزش زبان انگلیسی، آیلتس و تافل
🎁
@Linguistics_TEFL

کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
🎁
@anjomanenevisandegan_ir

انگلیسی از صفر تا پیشرفته کودک و بزرگسال
🎁
@RealEnConversations

باغ سبز مولانا ( زهراغریبیان )
🎁
@gharibianlavasanii

جملاتی که شما رو میخکوب میکنه!
🎁
@its_anak

گلچین کتابهای صوتی PDF
🎁
@ketabegoia

یک شات حالِ خوب
🎁
@purity_shot

آیدی ادمین جهت تبادل
🎁
@Fiction30

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

تجارب نویسندگان؛ «ارنست میلر همینگوی»

«مقاومت در‌برابر وسوسه‌ی ثروت»

اگر در زندگی زود به‌ثروت برسید و به‌ زندگی همان‌قدر عشق بورزید که به کارتان، ایستادگی دربرابر این وسوسه دشوار خواهد بود. اما وقتی نوشتن بزرگترین دغدغه‌ی شما باشد و در‌عین‌حال بزرگترین لذت شما، تنها مرگ است که می‌تواند شما را از نوشتن بازدارد. ثبات مالی کمک خوبی است؛ چرا‌که شما را از نگرانی‌ها دور می‌کند. نگرانی، توانایی نوشتن را نابود می‌کند. حتی بیماری نیز اگر باعث ایجاد نگرانی شود، به‌ نا‌خود‌آگاهِ شما و هرآن‌چه ایده در آن است، حمله می‌کند و مانع نوشتن می‌شود.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

ایده، داستان نیست 🧩

داشتن یک ایده جذاب
هنوز به معنی داشتن یک داستان نیست.
داستان زمانی شکل می‌گیرد

که شخصیت، هدف، مانع و تغییر کنار هم قرار بگیرند.

📌 ایده فقط جرقه است؛ داستان از ساختن آغاز می‌شود.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

صدفیلمی که قبل از مرگ باید دید در...
📕@honar7modiran

جملات طلایی انگیزشی
📕@khalse_daroon 

انگلیسی و کوئیز
📕@English1388

۳۶۳ کارتون ۸ دقیقه ای برای تقویت انگلیسی
📕@EnglishCartoonn2024

باغ سبز مولانا ( زهراغریبیان )
📕@gharibianlavasanii

زیبایی های آفرینش
📕@stiiiiicker

سواد رابطه / زوجین موفق
📕@ghasemi8483

کتاب بخوانیم
📕@LibMajazi

خودت روانشناس فرزند پرخاشگرت باش
📕@ghasemi8484

آرایه های ادبی
📕@ARAIEHAYeadabi

کتابهای صوتی «کاملا رایگان»
📕@PARSHANGBOOK

شعر ناب و ڪوتاه
📕@sher_moshaer

قرابت و ضرب المثل
📕@gerabatmanai

کارگاه رایگان نویسندگی
📕@anahelanjoman

نویسندگان بزرگ جهان (𝐏𝐃𝐅)
📕@PARSHANGBOOK_PDF

سیری‌ در کلام‌ جان
📕@SeiriDarKalameJan60

قلمرو زبانی
📕@zabanfarsiva

ترفندهای روانشناسی
📕@aramesh_roh_ravan

یادگیری لغات با اخبار انگلیسی
📕@english_ielts_garden

کسب و کار خانگی با پرورش گل
📕@Maryamgarden

بلبلی برگ گلی
📕@Bolbolibargegoli1397

آموزش ترکی ‌استانبولی کاربردی
📕@Turkish_Nazli

هدفگذاری موفقیت
📕@ravanshenasi_movafagh

گرامر و مکالمه انگلیسی 𝗚𝗿𝗮𝗺𝗺𝗮𝗿 𝗶𝗻 𝘂𝘀𝗲
📕@Grammar_in_use25

حرفه‌ای نویسندگی رو یاد بگیر
📕@amozshalpha

باغ بهشت و سایه ی طوبی
📕@Bagebeheshtosaiietooba

صداسازی، فن‌بیان‌ومهارتهای ارتباطی|میترا اللهیاری
📕@FaneBayan_MitraAllahyari

گزین بیت های فارسی
📕@Takbeitfarsi

آینه های خیال
📕@ayenehayekhiyal

کافه دنج
📕@cafeemiim

حسِ خوبِ آرامش+انرژی‌مثبت
📕@RangiRangitel

نویسنده شو
📕@daldastan

گلستان سعدی با معنی
📕@kidsbook7

ادبیات و هنـر چکامـه
📕@SELMULY

کتابخانه صوتی
📕@omidearasbaran1

پاتوق شـاعران معاصر
📕@Bi_Molaahezeh

کتاب ها رو خلاصه بخووون!
📕@beautifulminds4

هُنَر شَرابِ زِندگی‌ست
📕@Geraf_art

زبانشناسی و علوم شناختی
📕@Cognitive_Linguistics_Institute

متن‌های عالی انرژی مثبت
📕@ghanonebawar

فنّ ِبیان+گویندگی
📕@amoozeshegooyandegi

حافظ - خیام (متن + صوتی)
📕@GHAZALAK1

آموزش رایگان مشاغل خانگی
📕@honarkadeh_aftab96

ادبیات فارسی متوسطه ی دوم
📕@farsiem2

علوم و فنون ادبی
📕@aroozgafyie

داستان‌های کوتاه - رمان‌ - جمع‌خوانی
📕@FICTION_12

بهترین اشعار کمیاب
📕@seda_tanha

درمان اضطراب ، استرس ،  افسردگی
📕@hamsafarbamah

ترکی فووول صحبت کن
📕@TurkishDilli

کتابهای صوتی آرامش با داستان
📕@arameshbadastan

زبانشناسی و آموزش زبان انگلیسی
📕@Linguistics_TEFL

آموزش زبان انگلیسی با اخبار
📕@Englishwithmima

انگلیسی حرفه ای کودک و بزرگسال
📕@RealEnConversations

آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
📕@ECONVIEWS

جملاتی که شما رو میخکوب میکنه!
📕@its_anak

گلچین کتابهای صوتی PDF
📕@ketabegoia

عکس، خاطره، زیبایی
📕@PURITY_SHOT

ایدی ادمین جهت تبادل
📕@Fiction30

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

داستان‌نویس گویندۀ اخبار نیست که خبرهایی را صادقانه به اطلاع عموم برساند. جامعه‌شناس و فیلسوف هم نیست.

اگر هم روانشناسی می‌داند به این دلیل است که ساختار شخصیت‌های اثرش را بهتر شکل بدهد.

همینگوی می‌گوید: «نویسندۀ خوب توصیف نمی‌کند بلکه ابداع می‌کند. چه کسی به یک کبوتر خانگی پرواز یاد می‌دهد؟»

✍ عباس معروفی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

نوشتن یک داستان کوتاه به دو‌شیوه‌ی مختلف

شیوه‌ی دومِ بیان داستان کوتاه «همراه»:

۲) همراه

دوتا گرگ بودند که از کوچکی با هم دوست بودند و هر‌شکاری که به چنگ می‌آوردند با‌هم می‌خوردند و تو یک غار با‌هم زندگی می‌کردند. یک سال، زمستان بدی شد و به‌قدری برف رو زمین نشست که این دو گرگ، گرسنه ماندند.

چند روزی به انتظار بند‌آمدن برف تو غارشان ماندند و هر‌چه ته‌مانده‌ی لاشه‌ی شکارهای پیشین مانده بود، خوردند تا برف بند بیاید و پی شکار بروند. اما برف بند نیامد و آنها ناچار به دشت زدند. اما هر‌چه رفتند دهن‌گیره‌ای گیر‌نیاوردند. برف هم دست بردار نبود و کم‌کم داشت شب می‌شد و آنها از زور سرما و گرسنگی نه
راه پیش داشتند، نه راه پس.

یکی از آنها که دیگر نمی‌توانست راه برود به دوستش گفت: «چاره نداریم مگه اینکه بزنیم به ده.»
«بزنیم به ده که بریزند سرمون نفله‌مون کنند؟»
«بریم به اون آغل بزرگه که دومنه‌ی کوهه؛ یه‌گوسفندی ورداریم درریم.»
«معلوم می‌شه مُخت عیب داره. کی آغلو تو این شب برفی تنها میذاره. رفتن همون و زیر چوب‌و‌چماق له‌شدن همون. چنون دخلمونو بیارن که جدمون پیش چشممون بیاد.»

«تو اصلاً ترسویی! شکم گشنه که نباید از این چیزا بترسه.»
«یادت رفته بابات چه جوری مرد؟ مثِ یه‌ دزد ناشی زد به کاهدون و تکه‌گنده‌هش شد گوشش.»

«بازم اسم بابامو آوردی؟ تو اصلاً به مرده چکار داری؟ مگه من اسم بابای تو رو می‌آرم که از بس خر بود یه‌آدمیزاد مفنگی دست‌آویزش کرده بود، برده‌بودش تو ده که مرغ و خروساشو بپاد و اینقده گشنگی بش داد تا آخرش مرد و کاه‌کردن تو پوستش و آبروی هرچی گرگ بود، برد؟»

«بابای من خر نبود. از همه دوناتر بود. اگه آدمیزاد امروز هم به من اعتماد می‌کرد، می‌رفتم باهاش زندگی می‌کردم. بده یه همچی حامی قُلتشنی مثِ آدمیزاد داشته باشیم؟
حالا، تو میخوای بزنی به ده، برو تا سرتو بِبُرند؛ بِبِرند تو ده کله‌گرگی بگیرند.»

«من دیگه دارم از‌حال می‌رم. دیگه نمی‌تونم پا‌از‌پا وردارم.»
«اِه! مثِ اینکه راس‌راسکی داری نفله میشی پس با‌همین زور و قدرتت می‌خواستی بزنی به ده؟»

«آره، نمی‌خواستم به نامردی بمیرم. می‌خواستم تا زنده‌ام مرد و مردونه زندگی کنم و طعمه‌ی خودمو از چنگ آدمیزاد بیرون بیارم.»

گرگ ناتوان این را گفت و حالش به هم خورد و به زمین افتاد و دیگر نتوانست از جایش تکان بخورد. دوستش از افتادن او خوشحال شد و دور و ورش چرخید و پوزه‌اش رو لای موهای پهلوش فرو برد و چند جای تنش رو گاز گرفت.

رفیق زمینگیر از کار دوستش سخت تعجب کرد و جویده‌جویده از او پرسید:
«داری چه‌کار می‌کنی؟ منو چرا گاز می‌گیری؟ واقعاً‌که عجب بی‌چشم‌و‌رویی هستی!»
«پس دوستی برای کی خوبه؟ تو اگه نخوای یه فداکاری کوچیک برای دوست عزیز خودت بکنی؛ پس برای چی خوبی؟»
«چه فداکاری‌ای؟»
“تو داری می‌میری اقلاً بذار من بخورمت که زنده بمونم.»
«منو بخوری؟»
«آره، مگه تو چته؟»
«آخه ما سالهای‌سال با‌هم دوست جون‌جونی بودیم.»
«برای همینه که میگم باید فداکاری کنی.»
«آخه من و تو هر دومون گرگیم. مگه گرگ، گرگو می‌خوره؟»
«چرا نخوره؟ اگرم تا حالا نمی‌خورده، من شروع می‌کنم تا بعدها بچه‌هامونم یاد بگیرند.»
«آخه گوشت من بوی نا میده.»
«خدا باباتو بیامرزه. من دارم از خودِ نا می‌میرم، بعد تو می‌گی گوشتت بوی نا میده؟»
«حالا، راس‌راسی می‌خوای منو بخوری؟»
«معلومه، چرا نخورم؟»
«پس یه خواهش ازت دارم.»
«چه خواهشی؟»
«بذار بمیرم؛ وقتی مُردم، هر‌کاری می‌خوای بکن.»

«واقعاً‌که هرچی خوبی در حقت بکنند انگار نکردند. من دارم فداکاری می‌کنم و می‌خوام زنده‌زنده بخورمت تا دوستیمو بهت نشون بدم. مگه نمی‌دونی که اگه نخورمت، لاشه‌ات می‌مونه روی زمین؛ اون‌وقت لاشخورها می‌خورنت. گذشته‌از‌این، وقتی که مُردی دیگه گوشتت بو می‌گیره و ناخوشم می‌کنه.»

این را گفت و زنده زنده شکم دوست خود را درید و دل‌و‌جگر او را داغ‌داغ بلعید.

📚اثری از صادق چوبک

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✔️توصیهٔ نگارشی

کلمه‌هایی مانند «معلمين»، «مجتهدین»، «مدرسین»، «منافقین» و... در عربی اصطلاحاً جمع مذكر سالم نامیده می‌شود

و کاربرد آن‌ها به همین شکل در زبان فارسی درست نیست؛

در این‌گونه کلمه‌ها « ین » باید به « ان » که علامت جمع فارسی است، تبدیل شود:

معلمان، مجتهدان، مدرسان، منافقان و....

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

شیوه‌های بیان داستان کوتاه

می‌توان یک داستان را به چندین‌و‌چند روش و شیوه‌ی مختلف بیان کرد که همگی یک مضمون و موضوع را دربرداشته باشند و دارای یک محتوای واحد باشند.
نویسنده می‌تواند داستان خود را به‌طور مستقیم از ابتدا شروع کند و به‌پایان برساند؛ می‌تواند همان داستان را از یکی از ماجراهای اواسط داستان شروع کند و از‌همان‌جا به گذشته برگردد و سپس داستان را به‌جلو ببرد؛ می‌تواند داستان خود را از یکی از ماجراهای آخر داستان شروع کند و داستان خود را این‌چنین شروع کند.
پس، هر‌داستان کوتاهی را می‌شود به چندین شیوه‌ی مختلف بیان کرد.
من گاهی ترجیح می‌دهم داستانم را با یک حادثه‌ی مهم دل‌خراش از وسط‌های داستان شروع کنم و سپس به بیان عقب و جلوی داستان بپردازم.
اصطلاحاً در‌این‌موارد می‌گوییم:

«همیشه تسبیح را از مهره‌ی اول نمی‌شماریم؛ گاهی آن‌را از یکی‌از مهره‌های وسطی تسبیح شروع می‌کنیم.»

نویسنده باید در شیوه‌ی بیان داستان خود، آزادی عمل و آزادی قلم داشته باشد. علاوه‌بر‌این، تمرین نوشتن یک‌داستان به چند شیوه‌ی مختلف با حفظ محتوای ثابت، خود هنری است که معمولاً از دست و قلم نویسندگان بزرگ بر‌می‌آید.

🎯 سعی کنید داستانی را که می‌نویسید یا داستانی را که از نویسنده‌ای مطالعه می‌کنید به شیوه‌ای دیگر اما با حفظ همان محتوا و مضمون به‌روشی هنرمندانه تغییرش دهید.
گاهی می‌شود شیوه‌ی بیان داستان را با پس‌و‌پیش کردن حوادث داستان یا حتی برخی جملات یا پاراگراف‌های داستان انجام داد.
از نویسندگانی که داستان‌های کوتاه خود را با حفظ محتوا به‌چندین شیوه‌ی متفاوت می‌نویسند می‌توان به لیدیا دیویس و صادق چوبک اشاره کرد که در ادامه نمونه‌هایی از این هنرمندی در چرخش قلم این نویسندگان را می‌آورم.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

با همان چشم‌های کودکی‌تان ببینید

برای نویسنده عمل طبیعی دیدن حتی از توان فکر کردن هم مهم‌تر است و معمولاً این مهم نادیده گرفته می‌شود.

جزئیات بصری می‌تواند به کمک نویسنده بیاید و در زیبایی نوشته‌های او تأثیر عمیقی بگذارد. جزئی که به دقت انتخاب شده باشد این توانایی را به خواننده می‌دهد که به نحوی سحرآمیز محیط پیرامون آن جزء را بازسازی کند.

برای تمرین می‌توانید چیزی را انتخاب کنید و با دقت هر چه تمام‌تر نگاهش کنید. بعد از اینکه چند دقیقه با جدیت به آن شیء نگاه کردید، آن را با کلمات خود تصویر کنید.


📚کتاب: عادت روزانۀ نوشتن،
🖊مارگرت جراوتی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✔️توصیهٔ نگارشی

واژه‌های فارسی را با نشانه‌های جمع عربی جمع نمی‌بندیم:

کارخانجات / کارخانه‌ها
گرایشات / گرایش‌ها
پروانه‌جات/ پروانه‌ها
بازرسین / بازرسان
دسته‌جات / دسته‌ها
بنادر / بندرها
دستورات / دستورها
اساتید / استادان
باغات / باغ‌ها
بساتین/ بستان‌ها
آزمایشات / آزمایش‌ها
میادین / میدان‌ها

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

گر چه بر واعظِ شهر این سخن آسان نشود
تا ریا وَرزَد و سالوس مسلمان نشود

رِندی آموز و کَرَم کُن که نه چندان هنر است
حَیَوانی که ننوشد مِی و انسان نشود

گوهرِ پاک بِباید که شود قابلِ فیض
وَر نه هر سنگ و گِلی، لؤلؤ و مرجان نشود

اسمِ اعظم بِکُنَد کارِ خود ای دل! خوش باش
که به تَلبیس و حِیَل، دیو مسلمان نشود

عشق می‌ورزم و امّید که این فَنِّ شریف
چون هنرهایِ دگر، موجب حِرمان نشود

دوش می‌گفت که «فردا بدهم کامِ دلت»
سببی ساز خدایا که پشیمان نشود

حُسنِ خُلقی زِ خدا می‌طلبم خویِ تو را
تا دگر خاطرِ ما از تو پریشان نشود

ذره را تا نَبوَد همّتِ عالی حافظ
طالبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان نشود

Читать полностью…
Subscribe to a channel