25566
دانشکدهی مجازی محیطی برای یاریِ نومتفکران و بروز اندیشان تهیه و ارایهی پوشههای شنیداریِ فاخر و درسگفتارها و نیز نوشتارها، مقالات و جستارهای درخور تامل و نوآور به منزلهی معرفی و نمایاندن. 🔰 به عالمِ نامتناهیِ تفکر خوش آمدید. ارتباط. @Irani9
.
اکبر سلطانی
رتوریک (لفاظی) قسمت اول
کمحجم
🔰انبارستان @anbar100
.
تا زمانی که خوشبختی دیگری تو را میرنجاند خوشبخت نخواهی شد
شوپنهاور
🔰انبارستان @anbar100
.
هرگز سعی نکن چیزی را که میتوانی با فریب بدست بیاوری را با زور بدست آوری.
ماکیاولی
🔰انبارستان @anbar100
کارگاه تربیت جنسی کودکان ویژه والدین
دکتر زهرا شعرا
7
🔰انبارستان @anbar100
کارگاه تربیت جنسی کودکان ویژه والدین
دکتر زهرا شعرا
5
🔰انبارستان @anbar100
کارگاه تربیت جنسی کودکان ویژه والدین
دکتر زهرا شعرا
3
🔰انبارستان @anbar100
.
کارگاه تربیت جنسی کودکان ویژه والدین
دکتر زهرا شعرا
1
🔰انبارستان @anbar100
🧠 مرجع تخصصی روانشناسی: همهچیز در یک فولدر!
(دسترسی رایگان به برترین منابع آموزشی)
• کنکور ارشد/دکتری
(جزوات نفرات برتر، تستهای سال گذشته، صفر تا صد وزارت بهداشت)
• کارگاههای معتبر
(دکتر صاحبی، شخصیت، اختلالات DSM5، مشاوره زناشویی)
• کتابهای نایاب + پایاننامهها
(خلاصههای یکبرگی، ترجمه مقالات نوروساینس، پرسشنامههای استاندارد)
🎧 پلاسهای طلایی:
ـ مکالمه حرفهای انگلیسی (اصطلاحات روزمره، انیمیشن زبان اصلی)
ـ تربیت فرزند، رواندرمانی، سواد رابط
✅ همین الان عضو شوید!
▫️ کافیست دکمه ADD را بزنید
▫️ فولدر همیشه در تلگرام شما فعال میماند
لینک عضویت فوری👇
/channel/addlist/NKu7X8HGgJo0MTJk
.
آموزش روانی
شناخت و آگاهی درباره حالات جسم و روان هنگام تجربه جمعی خشونت، تروما و استرس مستمر و شدید
مینا اورنگ
مهشید تاج
ماریا مطلق
🔰انبارستان @anbar100
ابهام
پارادوکس خرمن
پارادوکس خرمن، که با نام پارادوکس توده نیز شناخته میشود و ریشه در فلسفهی یونان باستان دارد، یکی از جذابترین معماهای منطقی است که با مفهوم ابهام سروکار دارد. این پارادوکس، نشان میدهد که چگونه مفاهیم بهظاهر ساده، میتوانند با یک استدلال گامبهگام منطقی، به نتیجهای غیرمنطقی برسند.
قسمت های پیشین
/channel/anbar100/19817
🔰انبارستان @anbar100
.
▪️اسب تورین؛ لحظهای که نیچه، خودش را گم کرد
در سوم ژانویهی ۱۸۸۹، در شهر تورین ایتالیا، صحنهای رخ داد که سرنوشت یکی از بزرگترین فیلسوفان تاریخ را برای همیشه تغییر داد. «فریدریش نیچه»، فیلسوف آلمانی که با افکار عمیق و جسورانهاش، مرزهای تفکر بشری را جابهجا کرده بود، در حالی که در خیابانهای شهر قدم میزد، با منظرهای روبهرو شد که توانش را از او گرفت.
مردی بازرگان، در حال شلاق زدن به اسبش بود. اسب، لجاجت میکرد و حرکت نمیکرد، و مرد، از روی استیصال و خشم، بر شدت ضرباتش میافزود. نیچه، که همواره نسبت به رنج موجودات زنده حساسیت ویژهای داشت، نمیتوانست در برابر این صحنه ساکت بماند. او، با شتاب به سوی مرد دوید، و دستانش را به دور گردن اسب حلقه کرد تا حیوان را از ضربات بیشتر محافظت کند. اما لحظاتی بعد، خود نیچه، در آغوش اسب، از هم فروپاشید. اشکهایش سرازیر شد، و سپس، نقش بر زمین شد. مردم، حیران و نگران، شاهد این صحنه بودند. کسی، نمیدانست باید چه کند. این رفتار، تا آستانهی دستگیری او نیز پیش رفت.
دوست و صاحبخانهی نیچه، «دیوید فیرو»، خیلی سریع خودش را به محل رساند و او را به خانه برد. نیچه، دو روز بعدی را، روی کاناپه گذراند. بیحال، گوشهگیر، و بهوضوح، بیمار. این، آغاز پایانی بود که دیگر هرگز به نقطهی آغاز بازنگشت. نیچه، تا ۱۱ سال بعد، یعنی تا زمان مرگش در سال ۱۹۰۰، هرگز سلامت ذهنیاش را به دست نیاورد. اسب تورین، به نمادی تبدیل شد از لحظهای که فیلسوف، دیگر نتوانست میان خودش و جهان، مرزی نگه دارد.
اما آنچه این واقعه را عمیقتر میکند، لایههای پنهانش است. نیچه، سالها، در آثارش، از رنج، از درد، و از ظلم قدرت سخن گفته بود. او، فیلسوفی بود که در نوشتههایش، نه از رنج فرار میکرد و نه آن را انکار میکرد، بلکه آن را میشناخت، تجزیه و تحلیل میکرد، و حتی گاهی، ستایشش میکرد. اما رنج واقعی، رنجی که در مقابل چشمانش، بر موجودی زنده روا داشته میشد، چیزی فراتر از تاب و توانش بود. لحظهای که او، در آغوش اسب، از هم پاشید، شاید لحظهای بود که دیگر نتوانست خودش را از جهان جدا نگه دارد. نتوانست خودش را ناظر بیطرف رنج بداند. نتوانست، در مقام فیلسوف، به تحلیل ماجرا بپردازد. او، در آن لحظه، خودش هم، بخشی از آن رنج شد. و همین، او را شکست داد.
برخی از مفسران، معتقدند که این رویداد، صرفاً یک اتفاق ساده نبود. آنها، میگویند که نیچه، سالها، با بیماریهای جسمی متعددی دست و پنجه نرم میکرد. میگرنهای شدید، مشکلات بینایی، و دردهای مزمن، همه، سالها او را آزار داده بود. سیفلیس، که بعدها، به عنوان یکی از احتمالات اصلی بیماریاش مطرح شد، شاید سالها قبل از این واقعه، در حال اثرگذاری بر مغز و روانش بود. اسب تورین، شاید فقط جرقهای بود که انبار باروتی انباشته از درد و رنج را منفجر کرد. جرقهای که اگر در آن لحظه زده نمیشد، شاید بعدها، به شکلی دیگر، خودش را نشان میداد.
اما، فارغ از علتشناسی پزشکی، آنچه این داستان را جاودانه کرده، معنای نمادین آن است. نیچه، فیلسوفی که از «ابرمرد» سخن گفته بود، از فردی که خودش را بسازد، از ارزشهایی که خودش خلق کند، از شور و شوق و عزم راسخ، در نهایت، خودش، نتوانست آن ابرمرد باشد. لحظهای که او، در آغوش اسب، از هم پاشید، شاید نمادی از شکست نهایی اندیشهاش بود. اندیشهای که میگفت انسان میتواند بر رنج غلبه کند، میتواند خودش را بازآفرینی کند، میتواند معنایی فراتر از سنتها و ارزشهای از پیش تعیینشده بیافریند. اما زندگی، به نیچه، نشان داد که گاهی، رنج، فراتر از توان بشر است. گاهی، درد، آنقدر عمیق است که حتی بزرگترین اندیشهها را هم در خودش غرق میکند. و شاید، این، عمیقترین درسی باشد که نیچه، نه در نوشتههایش، بلکه با زندگیاش، به ما آموخت.
🔰انبارستان @anbar100
.
کارگاه تربیت جنسی کودکان ویژه والدین
دکتر زهرا شعرا
6
🔰انبارستان @anbar100
کارگاه تربیت جنسی کودکان ویژه والدین
دکتر زهرا شعرا
4
🔰انبارستان @anbar100
کارگاه تربیت جنسی کودکان ویژه والدین
2
🔰انبارستان @anbar100
.
باورش سخت است که خدای پرنده ی آزاد در آسمان و خدای پرنده ی اسیر در قفس یکی باشند...
مجتبی دادوند
🔰انبارستان @anbar100