andishepouya | Unsorted

Telegram-канал andishepouya - ماهنامه اندیشه پویا

3914

نشریه فرهنگی-روشنفکری

Subscribe to a channel

ماهنامه اندیشه پویا

📍زیانی که مردم عادی از قطع اینترنت می‌بینند، به‌مراتب بزرگ‌تر از زیانی است که شرکت‌ها متحمل می‌شوند. و البته زیان شرکت‌ها هم در نهایت به بیکاری و تورمی تبدیل می‌شود که دوباره به مردم عادی برمی‌گردد. آیا سیاست‌گذار این‌ها را نمی‌داند؟ خیلی هم خوب می‌داند.
مطابق آمارها ۸۷ درصد مردم ایران به‌طور روزانه از اینترنت و ابزارهای دیجیتال استفاده می‌کنند. برای این افراد، اینترنت مهم‌ترین ابزار شکل‌دهی به زندگی روزمره است. جامعه‌شناسان یکی از عناصر اصلی زندگی روزمره را «روتین‌ها» می‌دانند؛ الگوهای تکرارشونده‌ای که آدم‌ها برای گذران وقت، تعامل و تجربه‌های روزانه طراحی می‌کنند. این روتین‌ها همچون نخ تسبیح، کارهای تکراری زندگی روزمره را به هم وصل می‌کنند و تکرار را قابل‌تحمل ــ‌و گاهی حتا دلپذیر‌ــ می‌سازند. اینترنت در یک دهه‌ی اخیر مهم‌ترین ابزار ساختن این روتین‌ها برای بخش بزرگی از جامعه بوده است.
قطع اینترنت یعنی نابودی روتین‌ها، و عادت‌ها و مناسکی که به آدم‌ها آرامش می‌داده است. تجربه‌ای از یک «تبعید دیجیتال»؛ گویی ملتی را دفعتاً و به اجبار از زندگی روزمره‌اش جدا کرده و به فضایی مبهم و خالی پرتاب کرده باشیم. نتیجه‌ی چنین وضعی، اضطراب عمومی و خشم ملی است.
تجربه‌ی من از حداقل یک دهه فعالیت صنفی و اقتصادی در اکوسیستم دیجیتال ایران نشان می‌دهد استارتاپ‌ها و شرکت‌های فناوری از نظر سیاست‌گذار خودی نیستند به همین دلیل زیان‌ آن‌ها هم برای سیاست‌گذار اهمیت چندانی ندارد. فرهنگ داخلی استارتاپ‌ها، مناسبات درونی و خاستگاه طبقاتی و نسلی بنیان‌گذاران و کارکنان آن‌ها برای سیاست‌گذار اعتمادبرانگیز نیست. حتا مدل کسب‌وکارشان که نه به مجوز بهره‌برداری و زمین نیاز دارد که بشود با‌ آن کنترل‌شان کرد، نه حتا فروشگاهی دارند که بشود پلمپش کرد، و نه چندان اهل وام و تهسیلات بانکی هستند که بشود رانت‌خوارشان کرد، همه باعث می‌شود خودی نباشند. حالا اگر قطع شدن اینترنت هم آن‌ها را متضرر ‌کند، چه باک؟

✍️از متن یادداشتی به قلم نیما نامداری، فعال حوزه‌ی استارت‌آپ و مدیرعامل کارنامه. متن کامل در اندیشه پویا ۱۰۰

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

📍بدرود و درود بر شوالیه‌ی امید

مجله اندیشه‌پویا یکی از قدیمی‌ترین و شریف‌ترین همکاران خود را از دست داده است. طی چهارده سال انتشار اندیشه‌پویا، حدود یازده سال آن، جلدهای مجله‌ی ما در چاپخانه‌ی نظر به زیور طبع آراسته می‌شد و مفتخر به همراهی سخاوتمندانه‌ی محمودرضا بهمن‌پور در فرایند تولید و انتشار مجله بودیم. بهمن‌پور استثنایی در تاریخ فرهنگ و هنر معاصر ایران بود. فراتر از کارنامه‌ی پربار و استثنایی نشر نظر، او در مقامِ مدیری فرهنگی، ویژگی متمایزی داشت و آن موفقیتِ او در نهادسازی بود؛ در جامعه‌ی کلنگی ایران که بنا کردن یک نهاد فرهنگی به پنبه کاشتن در طوفان می‌ماند، مؤسسه‌ی چاپ و نشر نظر سخت‌سرانه و بی‌هیاهو روی زانوان خود ایستاد و هیچ طوفانی نتوانست نهالی را که بهمن‌پور کاشته بود و باغبانی‌اش می‌کرد از پا درآورد. او نهادِ نظر را چنان ساخت و سازمان داد که امروز حتا در غیابش با حضور همکاران و همراهان صاحبِ سبک و سلیقه، می‌توان مطمئن بود که همچنان شکوفا به مسیری که او هموار کرده بود ادامه دهد. حیات نظر با مدیریتِ محمودرضا بهمن‌پور الگویی از تاب‌آوری و ادامه دادنِ خستگی‌ناپذیر به ادامه‌دادن بود. بهمن‌پور سال‌ها با بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اما به یاد نداریم که هیچ‌گاه زخمِ بیماری، جز حاشیه‌ا‌ی کوچک در مسیرِ حیاتِ او بوده باشد. شهادت باید داد که تنِ نحیف و بیمار او شانه‌های مستحکمی داشت که به او توان می‌داد بارِ سنگین متعهد ماندن به امید را در نومیدترین ایام این جغرافیای پربلا به دوش کشد. دوستان بهمن‌پور حتماً به یاد دارند که زمان‌هایی احساس کرده‌‌اند او زیادی جنگجوست، اما هنر ظریفِ او همین بود که میان جنگجویی‌ و نهادسازیِ مصلحانه به شیوه‌ا‌ی «رندانه» آشتی برقرار کرده بود. آزادمنشی و رهایی‌ای که او داشت، رازِ دلاوریِ آگاهانه‌‌اش بود؛ چون رندی نومید از ظاهرِ ریاکارِ جهان، اما سلحشور و امیدوار به رهایی، که امید را نه در «رسیدن» که در «رفتن»، معنا می‌جست؛ در شرافتمندانه زیستن در جهانی استوار بر کژی‌ها؛ در ذره‌ذره‌ آب شدن و نه در سیراب شدن؛ در سبک‌‌بالی و در عین‌حال سخت‌سری؛ در رنگ طنز پاشیدن بر تلخی‌ها و خندیدن در تاریکی‌ها؛ و در پاسداشتِ نوعی امیدواریِ نومیدانه. همه‌ی این‌ها را که خلاصه کنیم، محمود رضا بهمن‌پور فراتر از مدیر نشر نظر و یک نهادسازِ فرهنگیِ بی‌بدیل، شیوه‌ی زیستنِ آزادانه‌ای به‌سیاقِ رندی حافظ داشت که راز تاب‌آوریِ هنرمندانه‌اش بود. بدرود و درود بر شوالیه‌ی امید ما.

✍️سردبیر

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

پرونده‌ای درباره‌ی کاوه گلستان؛ اندیشه پویا ۱۰۰

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

*
مقاله‌‌ای از آیزایا برلین با ترجمه‌ی عزت‌الله فولادوند در اندیشه پویا ۱۰۰

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

⚪️ برای پیش‌خرید و سفارش شماره ویژه۱۰۰ و دریافت آن با ارسال پستی رایگان کافیست مبلغ ۳۵۰هزارتومان به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز و فیشش را به شماره ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ ارسال کنید.

@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

🔴 مدتی این مثنوی تأخیر شد‌

از انتشار شماره‌ی ۹۹ مجله تا روزهای گذشته که برای انتشار شماره‌ی ۱۰۰ آستین بالا زدیم نزدیک به پنج ماه می‌گذرد. ما همیشه تلاش داشته‌ایم مجله را با ترتیبی نسبتاً منظم به دست شما برسانیم، اما این بار ماجرا برای همه‌ی ما فرق داشت. برای ما، این چهارمین باری است که با تغییر برخی مطالب، سعی کرده‌ایم روی زانوان خود برخیزیم، کلاف سردرگمی را عقب برانیم، و نشریه را آماده‌ی انتشار کنیم. بار اول قرارمان این بود که به مناسبت رسیدن به صد، شماره‌ی ویژه‌ای را منتشر کنیم. بخش‌های متنوعی را به همین مناسبت طراحی کرده بودیم و قرار بود بسیاری از افراد، چه تحریریه و چه نویسندگان، چه دوستداران و چه منتقدان، از اندیشه‌ی ‌پویا بگویند و بنویسند. قرار بود جهت‌گیری‌های مجله در صد شماره‌ی گذشته را موضوع بحث و بررسی بیش‌تر و متفاوت‌تری قرار دهیم. به سفارش مطالب و آماده‌سازی مجله نزدیک شده بودیم که دی‌ماه ۱۴۰۴ از راه رسید. تا مدتی اینترنت قطع و بی‌خبری حاکم بود، و وقتی به جهان بیرونی وصل شدیم و همدیگر را دیدیم، دردی و شوکی همه را فرا گرفت که بی‌سابقه بود. انتشار شماره‌‌ی ویژه‌ی صد و جشن گرفتن برای صدتایی شدن عملاً بی‌موضوع شده بود. جامعه‌ی ایران داغدار بود.

شماره‌ی ویژه‌ی صد را کنار گذاشتیم و تصمیم گرفتیم با بررسی حوادث دی‌ماه و تجربه‌ی تلخی که در حافظه‌ی جمعی ما نشسته بود، شماره‌ا‌ی عادی در آستانه‌ی نوروز منتشر کنیم. اما فضایی بر جامعه غالب بود که هیچ‌کس حس‌وحال نوشتن و گفت‌وگو نداشت. آیا می‌توان مجله منتشر کرد، می‌توان نوشت، می‌توان سخنی گفت؟ همه در بهت و سکوت بودند و دست‌ها می‌لرزید. سخت‌ترین تلاش‌های صدشماره‌مان را کردیم تا افراد را به نوشتن و صحبت مجاب کنیم. که بتوان دوباره روی زانوان خود ایستاد و نوری بر زندگی تابانید. جمع کردن محتوای مجله و همراه ساختنِ نویسندگان شبیه مأموریتی غیرممکن بود. مأموریتی که با همه‌ی کاستی‌ها و نقصان‌ها، ممکن شد. لنگ‌لنگان، کمی کج و کمی راست، شماره‌ی صد را دوباره آماده کردیم. قرار بود جمعه هشتم اسفند مجله را روانه‌ی چاپ کنیم که پروسه‌ی نهایی کردنِ صفحات یک روز به تأخیر افتاد. یک روز تأخیر که ما را به نهم اسفند و صدای انفجارهای پیاپی در تهران پرتاب کرد. دومین جنگِ ۱۴۰۴ آغاز شده بود و مجله برای بار دوم از انتشار باز ایستاد.

تصویری از طولانی شدن جنگ نداشتیم، در بهت و بی‌خبری به سر می‌بردیم، اما عقب ننشستیم و در آخرین روزهای سال باز هم تصمیم به تغییر برخی مطالب و انتشار مجله زیر بمباران گرفتیم. درحال برنامه‌ریزی انتشار و توزیع مجله بودیم که متوجه شدیم چاپخانه‌ی نظر که جلد مجله را همه‌ی این سال‌ها به زیور چاپ آراسته، در بمباران میدان فردوسی تهران آسیب دیده است. راه‌ها برای رسیدن ما به مخاطبان همچنان مسدود بود.

در این فاصله البته، در میانه‌ی دی‌ماه درست در همان روزهایی که هنوز نمی‌دانستیم چه اتفاقی برای‌مان افتاده، «دفترِ امید»، نوت‌بوکی که همراه با گزیده‌هایی از صد شماره آماده کرده بودیم و قرار بود همزمان با شماره‌ی ویژه‌ی صد منتشر شود، زیر چاپ رفت. این دفتر را در روزهایی که اینترنت وصل بود، در فاصله‌ی دو خاموشی دی و اسفند ، ۱۴۰۴پیش فروش کردیم و به دست شما رساندیم. اما انتشار شماره‌ی صد به تأخیر افتاد.

تا روزهایی پیش‌تر بعد از تعطیلات نوروز که این چهارمین باری بود‌ که برای آماده‌سازی و انتشار شماره‌ی صد آستین بالا زدیم. شماره‌ای که در روزهای آینده منتشر می‌شود و شبیه به خودِ این روزهای همه‌ی ماست. جان‌به‌در برده از مصیبت و اصابت. کمی شماره‌ی صد. کمی ویژه‌نامه‌ی نوروزی. کمی روایت درد و سوگ. و زیر سایه‌ی بهت و پریشانی، و دلواپسی برای ایران عزیز و زخمی‌مان در یک جنگی تحمیلی.
سردبیر

@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

ما به ایستگاه ۱۰۰ رسیده‌ایم و دفتر امید چکیده‌ی بخشی از تلاش‌های ماست برای معنادارتر کردن زندگی با کلمات. امیدواریم وقتی برگ‌های خالی این دفتر که با تأملات و نجواهای شما، با کلمات شما، پر شدند، تجربه‌ای متمایز از همزبانی و گفت‌وگوی نویسندگانِ این کلمات و شما به یادگار بماند.
 
🟢 نوت‌بوک امید(همراه با تقویم ۱۴۰۵)
باگزیده‌هایی از ۱۰۰شماره اندیشه‌پویا
درهفت فصل
۲۸۰ صفحه با صحافی وجلدسخت
قیمت: ۹۰۰هزار تومان
🟢باتخفیف ویژه  برای همراهان مجله:
۷۰۰هزار تومان (ارسال پستی رایگان)
 
🟢 برای سفارش دفتر امید لطفا مبلغ ۷۰۰هزار تومان به شماره کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز کنید.
 
@andishepouya
شماره تماس:
02186126189
02186126407

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

🔴 دیباچه‌ی نوت‌بوک ۱۰۰: دفتر امید
ما به ایستگاه ۱۰۰ رسیده‌ایم و این دفتر یادگاری است از  ورق خوردن ایام با پناه بردن به نوشتن و خواندن. ما چهارده سال را در سایه‌ی کلمات پیش آمده‌ایم. با کلمات، آرزو کرده‌ایم، تخیل کرده‌ایم، خاطره‌ی جمعی ساخته‌ایم، زخم‌های‌مان را مرهم گذاشته‌ایم و سقفی در کنار هم ساخته‌ایم. زندگی در همجواریِ کلمات، جهان را تحمل‌پذیرتر می‌کند و ما را قوی‌تر و مهیاتر می‌سازد تا ادامه دهیم به ادامه دادن. کلمه فراتر از بازتولید واقعیت، سازنده‌ی واقعیت است، وسیله‌ای است که حتا غیرممکن‌‌ها را هم به عرصه‌ی امکان می‌آورد و خلق دنیایی جدید را برای ما دسترس‌پذیر می‌کند. این دفتر چکیده‌ی بخشی از تلاش‌های ماست برای معنادارتر کردن زندگی با کلمات. و امیدواریم وقتی برگ‌های خالی این دفتر که با تأملات و نجواهای شما، با کلمات شما، پر شدند، تجربه‌ای متمایز از همزبانی و گفت‌وگوی نویسندگانِ این کلمات و شما به یادگار بماند.
 
@andishepouya
02188559330

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

🟢 نوت‌بوک امید(همراه با تقویم ۱۴۰۵)
در آستانه انتشار شمارگان صد در پایان چهاردهمین سال انتشار
با گزیده‌هایی از مطالب منتشرشده در ۱۰۰شماره‌ی اندیشه‌پویا در هفت فصل «اتاقی برای خود»، «تاملات ورویاها»، «خواندن ونوشتن»، «خاطره ونوستالژی»، «تاب‌اوری وامید»، «فکرروشن» و«حساب شب وروز».

۲۸۰ صفحه با  صحافی و جلدسخت
قیمت: ۹۰۰هزار تومان

🟢با تخفیف ویژه  برای همراهان مجله:
۷۰۰هزار تومان (و ارسال رایگان)

 
فیش واریزی به مبلغ ۷۰۰ هزار تومان را به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز و به شماره تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ ارسال کنید.
 
@andishepouya
02188559330

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

👈اندیشه پویا در شماره‌ی ۱۲ گفت‌وگویی منتشر کرد با استاد بهرام بیضایی. آخرین پرسشی که علیرضا اکبری در مقام گفت‌وگوکننده از بهرام بیضایی پرسید درباره‌ی دور بودن او از وطن بود و پاسخی که چنین دادند به آن پرسش:

🔻شما سه دوره زندگی در خارج از ایران را تجربه کرده‌اید. در این دورة آخر چرا ایران را ترک کردید و دستاورد این دوره از نظر خودتان چقدر رضایت‌بخش بوده؟

🔹خیال نمی‌کنم امکان مهمی داشته‌ام که از دست داده‌ام. فیلم و صحنه بله ــ اگر راهی به دلخواهی بود، ولی پشیزی نمی‌ارزد به ازدست‌دادنِ آنچه من از دست دادم؛ به عُمری در نوبتِ نه شنیدن، از کارهای دیگری ماندن! استراحتی دادم به کسانی که درواقع هم کاری جز استراحت نداشتند و آمدم پی شغلی جای دیگری از جهان، و درست سی سال پس از آن‌که از دانشگاه بیرونم گذاشتند به دانشگاه برگشتم. خیالم نمی‌کنم از دوستانم دورم، و خیال نمی‌کنم دوستی مرزی دارد. سال گذشته خانمی از تهران برای من شال‌گردنی فرستاد که با دست خودش بافته بود؛ امیدوارم بداند که به یادش هستم.

و اما دستاورد. همانَم که بودم. می‌نویسم، به همان زبان و فرهنگ خودم؛ و هر گاهی که دست دهد لایه‌های فرهنگی ایران را معناشناسی می‌کنم آن‌طور که می‌فهمم. دور و برم مهربانی موج می‌زند، و تشنگی است برای گفت‌وگو در خودشناسی فرهنگی و تاریخی.

گذشته از این‌ها نمایش‌نامه می‌نویسم به امید اجرا و انتشار در ایران؛ و مثل همۀ این سال‌ها در انتظار بازشدن آسمان تهرانم، و به امید باد و بارانی که آن هوای آلوده را بشوید.

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

📍کاهش خودکاوی چه نسبتی با مراجعه به پزشکان روان دارد؟

🔻به شخصه معتقدم که ما به روان‌پزشکی و روان‌درمانگری نیاز واقعی و حتا مبرم داریم. ما نمی‌توانیم به روان‌درمانگری و روان‌پزشکی پشت کنیم، اما نمی‌توانیم بی‌توجه باشیم به این‌که در حاشیه، کسانی واقعاً صحنه‌گردانیِ دین‌سازی می‌کنند یا صحنه‌گردانی یک صنعت با درآمد اقتصادی بالا را انجام می‌دهند. مخاطب هم از دو راه ممکن است به این سوءاستفاده کمک کند، با مراجعه به روان‌درمانگر صرفاً به خاطر تفاخر اجتماعی، و دیگر با این شناخت نادرست که هرجا من مثل بقیه نیستم پس بیمارم و باید به پزشک و درمانگر مراجعه کنم؛ باید به او فهماند که این‌طور نیست که هر جا مثل بقیه نبودی، فکر کنی از سلامت روانی برخوردار نیستی.

🔻اگرچه اجماعی در باب بدن آرمانی وجود دارد، در باب ذهن و روان آرمانی چنین اجماعی وجود ندارد. ما امروزه به این اجماع رسیده‌ایم که بدن آرمانی باید سالم باشد نه مریض، نیرومند باشد نه ضعیف، و زیبا باشد نه زشت. بنابراین وقتی به پزشک رجوع می‌کنید خودتان می‌دانید که یکی، یا دوتا از این سه‌تا، یا هر سه تای این‌ها را از دست داده‌اید و به پزشک مراجعه می‌کنید و پزشک هم به درجات مختلف می‌داند که شما چه توقع و انتظاری از او دارید. اما آیا این اجماع در باب یک ذهن یا روان آرمانی وجود دارد؟

🔻فرد زمانی می‌تواند بیمار تشخیض داده شود که اول خوشی زندگی‌اش را در معرض تهدید ببیند و بگوید من راضی نیستم از زندگی‌ام، و دوم خوبی زندگی‌اش را در دسترس نبیند و بگوید چون من می‌بینم با آرمان‌های اخلاقی خودم فاصله دارم، احساس می‌کنم با این‌که خوشم، خوب نیستم. اگر کسی نه در خوشی زندگی‌اش و نه در خوبی زندگی‌اش احساس درد نمی‌کرد و داوری منفی نداشت، حق نداریم دستور دهیم که او در باب خوشی زندگی‌اش، یا در باب خوبی زندگی‌اش، پیش‌ روان‌درمان‌گر برود و هرگز نمی‌توانیم پیش روان‌درمان‌گرش ببریم.

🔻تا وقتی مسئولیت اخلاقی زندگی فرزند بر عهده‌ی والدین است ــ‌ مثلاً تا سن هجده سالگی‌ــ وظیفه‌ی شخص پدر و مادر است که درباره‌ی سلامت روان و ذهن فرزند نابالغ‌شان ورود کنند. اما از وقتی که شخص مستقل شد هرگز نمی‌توان چنین‌چیزی را به او تحمیل کرد. به هیچ وجه. بله، اگر تخطی کرد، با مسائل کیفری و حقوقی و قانونی روبه‌رو خواهد شد، ولی کسی نمی‌تواند دیگری را که خودش را به‌لحاظ روانی سالم می‌داند، ناسالم بخواند و مجبور به مراجعه به روان‌درمانگر کند.

👈از متن گفت‌وگویی با مصطفی ملکیان درباره‌ی روان‌درمانگری و بیماری روان. اندیشه پویا.۹۹⁩

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

👈گردونه‌ی اندیشه پویا؛ از شماره‌ی یک تا ۹۹

🔻من در جوانى هم اهل هوى و هوس نبودم، تنها عشق و سودايى كه در سر داشتم كسب معرفت بود و شركت در تهيّة موجبات خير و سعادت ابناء نوع، و پس از آنكه متأهّل شدم خوشدلى من مصاحبت مادر ناكام شما و مشاركت با او در پرورش شما بود. روزگار دوام آن خوشدلى را از من دريغ كرد. اوضاع مملكتى و ترتيب زندگانى شخصى ما هم نگذاشت در كسب معرفت و خدمت به ابناء نوع به طورى كه منظورم بود موفّق شوم؛ وليكن با همۀ محرومى و مهجورى كه نصيب من شده باز خود را سعادتمند مى‌دانم؛ چه به شرافت و آبرومندى زندگى كردم.

🔻فرزندان عزيز! يكى از موجبات بزرگ بدبختى انسان معاشر بد است. زنهار از معاشر بد برحذر باشيد و اين امور را سهل نگيريد و سعى كنيد كه همنشين خوب داشته باشيد و خوبى همنشين را در ظاهر خوب و خوش‌صحبتى و تعارفات و مهرباني‌هاى معمولى تصوّر نكنيد؛ امّا با هركس معاشر مى‌شويد خلق خوش داشته باشيد. هر خير و خوبى كه از دستتان در حقّ غير برمى‌آيد مضايقه نكنيد. براى هيچ‌كس شر نداشته باشيد؛ وليكن خود را اسير هيچ‌كس نكنيد.

🔻اى فرزندان من! از راه راستى و جادة درستى و شرافت و امانت خارج نشويد. دروغ نگوييد، بدقول و وعده‌خلاف نباشيد. از دزدى و تقلّب سخن نمى‌گويم؛ چه معاذالله كه دربارة شما تصوّر آن را بكنم؛ امّا از خلاف امانت و تصرّف غيرمشروع در مال غير و بدحسابى و تحصيل مال به طريق غيرشريف احتراز كنيد و بدانيد كه فقر و مسكنت با شرافت و عزّت منافات ندارد. به خاطر بياوريد كه من در دنيا تقريباً هيچ نداشته و ندارم، مع‌ذلك هميشه محترم و معزّز بوده‌ام، بلكه عزّتم از همين راه حاصل شده كه براى مال و مكنت دست‌وپا نكرده‌ام.

🔻هر قدر در قوّه داريد از اقامت در اروپا براى تكميل عقل و نفس خود استفاده كنيد و نگذاريد مدّت اقامتتان در اينجا زياده از اندازة لزوم شود و هرچه زودتر بتوانيد با سرماية علمى و عملى سرشار مشغول كار شويد. هم خود متمتّع گرديد هم ابناء نوع را مستفيد كنيد و من و خود و مملكت را از وجود خويش سرفراز نماييد و به خاطر داشته باشيد كه وطن ما به وجود مردان هنرمند از همه‌چيز محتاج‌تر است، بلكه درواقع تمام فقر و احتياج او ناشى از فقر اشخاص لايق است.

📍بخش‌هایی از وصیت‌نامه‌ی محمدعلی فروغی به فرزندانش که به لطف محمد افشین‌وفایی در شماره ۷۱ اندیشه پویا منتشر شده است.

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

👈پیری و فرسودگی جامعه‌ی ایران

🔻عباس کاظمی: آنچه جامعه‌شناسانِ ما در کلیت نشان می‌دهند این است که با جامعه‌ا‌ی به‌سرعت در حال دگرگونی مواجه هستیم. جامعه به سرعت دارد پیر می‌شود و این پیر شدن فقط به این معنی نیست که سن بالا رفته است. امید به‌زندگی در دهه‌ی هفتاد و هشتاد رو به بالا بود اما الان رو به پایین می‌رود. شاخص کیفیت زندگی و شاخص مصرف فرهنگی و شاخص سلامت در سال‌های اخیر دارد کاهش پیدا می‌کند. و این یعنی جامعه دارد پیرتر می‌شود. قبلاً در هفتاد و هشتاد سالگی آدم‌ها پیر می‌شدند اما الان در شصت سالگی افراد فرسوده‌اند. فرسودگی فقط در جسم اتفاق نمی‌افتد بلکه در روان هم هست. ما نمی‌توانیم داده‌های پزشکی و پیراپزشکی و روان‌شناسانه را ندیده بگیریم که نشان می‌دهد چقدر بیماری‌های خودایمنی دارد افزایش پیدا می‌کند. حتا امروز شیوع سرطان هم یک بعد اجتماعی دارد. آلودگی هوا یک امر اجتماعی است. این‌ها جامعه را فرسوده می‌کند. زودتر از آن‌چه ما انتظار داشتیم جامعه‌ی ایران دارد پیر می‌شود.

🔻مهدی سلیمانیه: در جامعه‌شناسی یاد می‌گیریم که با هم بیندیشیم درعین‌حال که هرکدام امضای خودمان را در اندیشیدن داشته باشیم. بنابراین صدای جامعه‌شناسی نداریم بلکه صدای جامعه‌شناسان داریم. من در تحلیل جامعه‌ی ایران شاید با دکتر کاظمی هم‌صدا نباشیم و جامعه را یک‌جور دیگر ببینم. من فکر می‌کنم ما خیلی اوقات تصویر خودِ جامعه‌شناس خسته‌ی مستأصل‌مان را روی جامعه فرافکنی می‌کنیم. می‌گوییم جامعه خسته شده است و یک راه بیش‌تر ندارد. درحالی‌که جامعه به راه خودش ادامه می‌دهد و کاری به کار ما ندارد و ما هم به‌اجبار مدام «پسا» می‌سازیم تا از جامعه عقب نمانیم. می‌گوییم این بحران‌ها جامعه را به زوال و انحطاط می‌رساند، اما جامعه به زندگی‌اش ادامه می‌دهد. این درواقع تئوریزه کردن زوال خودمان است، نه زوال جامعه.

🔻شیرین احمدنیا: وقتی قرار است جامعه‌شناس واضح و آشکار راجع به درکی که از جامعه دارد صحبت کند، موقعیت حضور و استخدام او در دانشگاه مورد تهدید قرار می‌گیرد. بنابراین بخش وسیعی از بدنه‌ی جامعه‌شناسی اساساً امکان طرح مسائل را رسمی پیدا نمی‌کنند. خودسانسوری تبدیل به یک روند رایج در بدنه‌ی جامعه‌شناسی ما شده است. برای همین هم کسانی که پای‌شان را از مرز بیرون می‌گذارند، راحت‌تر اظهارنظر می‌کنند و تازه صدای‌شان شنیده می‌شود و مطرح می‌شوند.

📍میزگردی با حضور شیرین احمدنیا، عباس کاظمی و مهدی سلیمانیه. منتشر شده در اندیشه پویا ۹۹

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

📍گزارشی به قلم قاسم فتحی درباره‌ی رضا دانشور. اندیشه پویا ۹۹

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

🔻داستان آن عکسِ سیاه!

👈سال ۲۰۱۴ همان زمانی که جایزه‌ی پنجاه هزار یورویی بنیاد کارمینیک را برده بودم، یکی از دوستانم، خانمی کلمبیایی به نام کاتالینا که ساکن ایران است، گفت که می‌خواهد با دختری یزیدی که یک ماه برده‌ی جنسی داعش بوده و از دست آن‌ها فرار کرده، مصاحبه کند. از آن‌جا که موضوع تجاوز همیشه برایم مهم بود، همراهش شدم. در عراق، نزدیک مرز سوریه قرار بود آن دختر را ببینیم.
او را در یک خانه‌ی نیمه‌کاره دیدیم؛ با لباس‌های کثیف و حالی نزار. نشستیم به حرف زدن و وقتی دوربین را برداشتم و خواستم از او عکس بگیرم مادرش گفت از چه چیزی عکس می‌گیری؟ از دخترم عکس نگیر. گفتم این همه راه آمده‌ام که داستان او را بگویم. گفت با عکس شما، هیچ دردی دوا نمی‌شود. این را که گفت، پکیدم. گفت دخترم گفته نمی‌خواهد عکسش را بگیرید. دوربین را کنار گذاشتم، به مصاحبه گوش دادم و بعد، از اتاق بیرون رفتم. در آن خانه‌ی نیمه‌کاره می‌گشتم و دیدم که همه‌ی یزیدی‌هایی که آن‌جا هستند، آفتاب‌سوخته، آسیب دیده و زخمی‌اند. از همه‌ي اتاق‌ها صدای ناله می‌آمد.
مشغول عکاسی از آن‌ها شدم که ناگهان فریاد کاتالینا را شنیدم که من را صدا می‌کرد. به سمت اتاق دویدم، دختر را دیدم که دارد با دست‌هایش خودش را خفه می‌کند و روی زمین افتاده است و زن‌ها با دستانی سوخته و تاول‌زده کمک می‌کنند تا خودش را خفه نکند. من هم با دوربین، بالای سرش بودم. اگر این عکس را می‌گرفتم، سمبلیک‌ترین عکس از کسی می‌شد که به او تجاوز شده است. اما عکس نگرفتم چون او نمی‌خواست و عکس گرفتن من تجاوز به حریم او بود. از اتاق بیرون آمدم، کمی راه رفتم اما نفسم گرفت. اسپری آسم هم همراهم نبود و به حال خفگی افتادم. به خودم که آمدم دیدم همان دختری که داشت خودش را خفه می‌کرد، از اتاق بیرون آمده و پشتِ من را ماساژ می‌دهد. او من را آرام کرد.
بعد از آن تحقیق کردم و فهمیدم در زنانی که به آن‌ها تجاوز شده، این واکنش می‌تواند وجود داشته باشد که مثل حمله‌ی صرع کف از دهان‌شان بیرون بیاید و بخواهند خودشان را خفه کنند. آن ایام بنیاد کارمینیک بابت نام‌گذاری کتاب مجموعه عکس‌هایم خیلی اذیتم کرده بود و احساس حقارت به من دست داده بود. متنی درباره‌ی پس دادن جایزه‌ی بنیاد کارمینیک نوشته بودم و در فیس‌بوک آماده کرده بودم، و فقط دکمه‌ي‌ انتشار را فشار نداده بودم. پنجاه هزار یورو برای منِ سی ساله خیلی پول بود.
وقتی از دیدن آن دختر برگشتم، کامپیوترم را روشن کردم، دکمه‌ی انتشار آن متن را فشار دادم و خطاب به کارمینیک نوشتم: «آزادی هنری من، خریدنی نیست، من پول‌تان را پس می‌فرستم.» من بزرگی آن دختر را دیدم، که برای انسانیت خود می‌جنگید، و باعث شد که شهامت پیدا کنم و آن دکمه را فشار دهم. در نمایشگاهی هم که در گالری آب‌انبار داشتم، داستان آن دختر را با صدای خودم تعریف کردم و یک عکس سیاه خالی نشان دادم. همه جا سعی می‌کنم آن عکس را نشان دهم؛ عکسی سیاه که داستان آن دختر است.

📍از متن گفت‌وگوی مریم شبانی با نیوشا توکلیان. منتشر شده در اندیشه پویا ۹۹.

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

📍با قطع شدن اینترنت همه‌ی راه‌های ارتباطی با ایران بسته شدند و بی‌خبری مطلق از آن‌چه در ایران می گذشت، ناگهان به گوش سراسر دنیا رسید. باید گوشه‌ای می‌نشستم و با خودم تصمیم می‌گرفتم که سفر را نیمه‌کاره رها کنم و برگردم یا بمانم و روی صفحه‌ی موبایل عکس‌ها و خبرهای ایران را مرور کنم.
تمام راه‌های برگشت زمینی را مدام چک می‌کردم. دیدم اتوبوس ایران‌پیما از محله‌ی آکسارای هر روز راهی تهران می‌شود و این سفر پنجاه تا شصت ساعت طول می‌کشد. اما مهم نبود. از دوستی شنیدم که هواپیمایی ماهان همچنان مسافرهای ایرانی را به تهران می‌رساند. به‌سرعت بلیت را از فرودگاه استانبول خریدم و برگشتم...
تجربه‌ی قطعی اینترنت یادم انداخت که وقتی چند روزی را در انفرادی می‌گذراندم و از همه‌چیز و همه‌کس بی‌خبر بودم، از پشت دیوار هر بار که صدای نوتیفیکیشن موبایل زندانبان‌ها را می‌شنیدم، از جا می‌پریدم. این واکنشی طبیعی بود به صدایی آشنا. احتمال می‌دادم آشپزخانه یا آبدارخانه هم پشت همان دیوار باشد چون صدای غلغل آب سماور، ماکروویو و صدای رفت‌وبرگشتِ دمپایی‌ها در راهرو با صدای نوتیفیکیشن‌ها قاتی می‌شد و حسی از زندگی طبیعی‌ای را می‌داد که نمی‌دانستم کِی قرار است دوباره به آن برگردم. روزی که ابزارهای الکترونیکی‌ام بازگردانده شد، پیش از هر چیز تلفن همراهم را روشن کردم. ناگهان با رگبار پیام‌های پشت‌درمانده مواجه شدم؛ طنینِ پی‌درپیِ نوتیفیکیشن‌ها، صدای آزادیِ مجازی بود که در امتداد آزادی فیزیکی‌ام به گوش می‌رسید. حالا، در زمان و زمینه‌ای متفاوت، با تکرار همان رگبارِ پیام‌ها، به یاد آن سال افتادم. باز هم همان سردرگمیِ: «پاسخ به نگرانیِ کدام دوست واجب‌تر است؟» از کجا باید شروع می‌کردم؟ پاسخ اما کوتاه بود: «خوبم، اما... «

✍️از متن روایتی به قلم فیروزه خسروانی، مستندساز. متن کامل در اندیشه پویا ۱۰۰

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

میزگرد جامعه‌شناسی درباره‌ی دی‌ماه ۱۴۰۴. اندیشه پویا ۱۰۰

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

ترجمه‌ی گفت‌وگوی مهم و خواندنی آدام میشنیک و واسلاو هاول در اندیشه پویا ۱۰۰

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

*
گفت‌وگوی نوید کلهرودی با سردبیر، رضا خجسته رحیمی، در اندیشه پویای ۱۰۰

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

🔴 شماره۱۰۰ اندیشه‌پویا بالاخره درآستانه انتشار قرار گرفت. این شماره هم ویژ‌نامه نوروزی است، هم ویژه‌نامه صدمین شماره، هم در بخشهای مختلف به حوادث تلخ سال پیش از مصیبت دی ماه تا اصابت جنگ و خاموشی اینترنت و... می‌پردازد.

ما مدام از حوادث جا می‌ماندیم ومدام مطالبی را کنار می‌گذاشتیم و مدام مطالبی را اضافه می‌کردیم تا بالاخره اندیشه پویا باصفحاتی بیشتر ازهمیشه در ۲۱۲صفحه به ایستگاه۱۰۰ رسید.

⚪️برای پیش‌خرید و سفارش شماره ویژه۱۰۰ و دریافت آن با ارسال پستی رایگان کافیست مبلغ ۳۵۰هزارتومان به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز و فیشش را به شماره ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ ارسال کنید.

🟢برخی بخش‌های این شماره:
روایت‌هایی ازخاموشی اینترنت/گفتگوی جامعه‌شناسان درباره اعتراضات دی‌ماه/اسب تروای جنگ/دو گزارش پرتره: بهرام بیضایی وکاوه گلستان/گفتگوبا محمودسریع‌القلم/کتابچه ویژه:بخشش یاانتقام:گفتگویی بلند با واسلاوهاول/دومقاله مهم از کولاکوفسکی وآیزایا برلین/کتابخانه۱۴۰۴/صفحات ویژه۱۰۰ باروایت مهمترین ماجراهای۱۴سال انتشار مجله/وبسیاری مطالب خواندنی دیگر

همراهیتان رابامجله خود قدردانیم.
@andishepouya
۰۲۱۸۶۱۲۶۴۰۷

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

همراهان و خوانندگان

به دلیل محدودیت دسترسی به تلگرام، می‌توانید اطلاع‌رسانی درباره نشریه و محتوای ما را در کانال اندیشه پویا در اپلیکیشن بله دنبال کنید.
«اندیشه پویا»

🆔 شناسه:
https://ble.ir/andishepouyamag

02186126407
02186126189

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

🟢 نوت‌بوک امید(همراه با تقویم ۱۴۰۵)
باگزیده‌هایی از ۱۰۰شماره اندیشه‌پویا
درهفت فصل

۲۸۰ صفحه با صحافی وجلدسخت
قیمت: ۹۰۰هزار تومان
🟢باتخفیف ویژه  برای همراهان مجله:
۷۰۰هزار تومان (ارسال رایگان)

 
فیش واریزی بمبلغ ۷۰۰هزار تومان را به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز وبه شماره تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ ارسال کنید.
 
@andishepouya
02186126189
02186126407

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

🔴 عضومحترم باشگاه خوانندگان اندیشه پویا

همزمان بااتفاقات دی ماه وروزهایی که کشور در خاموشی فرو رفته بود،نوت‌بوکی به مناسبت صدمین شماره اندیشه‌پویا زیر چاپ بود که می‌خواست همزمان با صدمین شماره مجله منتشر شود. درپایان چهاردهمین سال انتشار ودر آستانه شماره۱۰۰ این نوت‌بوک با گزیده‌هایی از چندهزار مطلب منتشرشده در مجله طی این سال‌ها درهفت فصل «اتاقی برای خود»، «تاملات ورویاها»، «خواندن ونوشتن»، «خاطره ونوستالژی»، «تاب‌اوری وامید»، «فکرروشن» و«حساب شب وروز» (تقویم ۱۴۰۵) طراحی شد. حالا در تلاشیم که بتوان از جای برخاست وصدمین شماره راتا پایان سال منتشر کرد. تا آن زمان وبا این امید، نوت‌بوکی را که بنام «دفتر امید» آماده عرضه است،با شما به اشتراک می‌گذاریم.
 
 
🟢نوت‌بوک امید(همراه با تقویم ۱۴۰۵) باگزیده‌هایی از ۱۰۰شماره اندیشه‌پویا درهفت فصل
۲۸۰ صفحه با صحافی وجلدسخت
قیمت: ۹۰۰هزار تومان
🟢باتخفیف ویژه  برای همراهان مجله:
۷۰۰هزار تومان (ارسال رایگان)

 
فیش واریزی بمبلغ ۷۰۰هزار تومان را به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز وبه شماره تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ ارسال کنید.
 
@andishepouya
02188559330

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

اندیشه پویا فقدان استاد بهرام بیضایی را به همه‌ی دوستداران راستین ایران تسلیت می‌گوید✨


✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

📍«امت» و شعارهایش
👈درباره‌ی کتاب «امت در فراسوی نیک و بد»

🔻هفته‌نامه‌ی «امت» ارگان جنبش مسلمانان مبارز به رهبری حبیب‌‌الله پیمان در هر شماره، اصلی‌ترین شعار نشریه را با حروف درشت در پایین صفحات چاپ می‌کرد. شعارهایی که به زبان امروزی، چون توئیتی کوتاه، خلاصه‌ی دیدگاه «امت»را منعکس می‌کرد و گردانندگان «امت» مخاطبان را به بریدن و تکثیر و پخش شعارها تشویق می‌کردند. آن‌چنان‌که در«امت در فراسوی نیک و بد» می‌خوانیم، در میان شعارهای منتشرشده «امپریالیسم‌ستیزی» با ۶۹شعار و «عدالت‌خواهی» با ۳۷شعار بیش‌ترین فراوانی را داشته‌اند.

🔻«امت» معتقد بود «پیکار علیه امپریالیسم باید از حدود مرزهای جغرافیایی و سیاسی خارج شود» و «آتش مبارزه علیه امپریالیسم را در کلیه‌ی سرزمین‌های تحت تسلط و در درجه‌ی اول ممالک اسلامی شعله‌ور سازد». به همین دلیل شعارهایی چون «پیروز باد مبارزات آزادی‌بخش خلق قهرمان فلسطین» و «ما با تفنگ می‌جنگیم و بدون تفنگ هیچ‌گاه وارد فلسطین نخواهیم شد»، از جمله شعارهای درشت‌نویسی بر پیشانی امت بود.

🔻از دیدگاه «امت» با پیروزی انقلاب، امپریالیسم همچنان در ایران کارگزارانی داشت که در رأس آنان، مالکان کارخانجات بزرگ و سرمایه‌داران قرار داشتند. به همین دلیل، «امت»مرتب بر ضد «سرمایه‌داران وابسته» شعار می‌داد و به‌ویژه با برندهای بزرگی چون ارج، مینو، ایران‌ناسیونال و بنز خاور خصومت داشت. در یکی از مقالات «امت»، اقتصاد ایران به «اسب عصاری» امریکا تشبیه شده بود؛ اسبی که بر گردِ دایره‌ای بسته می‌چرخد و سنگ آسیاب را می‌گرداند، بی‌آن‌که بداند برای چه و به سودِ که: «عصاری‌های امپریالیسم در ایران اسامی مختلفی دارند: کارخانجات ایران‌ناسیونال، کارخانجات مونتاژ رادیو، تلویزیون، یخچال و خلاصه کلیه‌ی کارخانجات وسایل برقی و غیربرقی مصرفی مونتاژی.» به این ترتیب «امت»با چاپ شعارهایی چون «بعد از بانک‌ها، باید سرمایه‌داری وابسته، ملی گردد»،تلاش می‌کرد از طریق منکوب کردن سرمایه‌داران بزرگ با امپریالیسم مبارزه کند.

🔻 «امت» برای توده‌های مردم وعده بهشت نیز داشت؛ با شعارهایی درشت‌نویسی‌شده و به‌ظاهر زیبا و عدالت‌طلبانه‌ای چون: «در جمهوری اسلامی ظلم نیست، فقیر و غنی وجود ندارد»، «تا برقراری جامعه‌ی بی‌طبقه‌ی توحیدی نهضت ادامه دارد».حالا که نزدیک به نیم قرن از شعارهای پرشور «امت»گذشته، شاید بتوان ارزیابی بهتری از نتایج این شعارها به دست داد. نه امپریالیسم و سرمایه‌داری فروپاشید، نه جامعه بی‌طبقه‌ی توحیدی برقرار شد و نه فاصله فقیر و غنی از بین رفت.

🔻ازمتن گزارشی درباره‌ی کتاب «امت در فراسوی نیک و بد» به قلم علی ملیحی. شماره.۹۹⁩

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

👈هر پیرمردی که بمیرد یک کتابخانه است که می‌سوزد

🔻وقتی نتوانست کار تئاتر را ادامه بدهد به تهران آمد و به سیاق برخی زندانی‌های سیاسی تحصیل‌کرده به سازمان تحقیقات و پژوهش‌های اجتماعی دانشگاه تهران رفت و همکار محمود زند مقدم شد. نهادی نیمه‌دولتی که با بودجه‌ی وزارت علوم کارهای میدانی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی، فرهنگ و آموزش انجام می‌داد. در آن برهه به‌نوعی، به بلوچستان تبعید شده بود و بیش‌تر کارهای پژوهشی درباره‌ی اقوام و مناطق محروم ایران انجام می‌داد. او از این تجربه به‌عنوان «مواجهه‌ای واقعی با حاشیه و فقر و بی‌قدرتی» یاد می‌کند. در همان روزها در نامه‌ای به یکی از دوستانش می‌نویسد: «در بلوچستان فهمیدم که فقر یعنی حذف از زبان. مردم حرف می‌زنند اما کسی نمی‌شنودشان. در اینجا فقر یعنی بی‌زبانی.» بعدها در رمان خسرو خوبان از مشاهداتش در بلوچستان استفاده کرد، چنان‌که خودش در گفت‌وگویی می‌گوید: «در بلوچستان دیدم آدمی چگونه در بی‌زمانی زندگی می‌کند. در خسرو خوبان همین را نوشتم.»

🔻رضا دانشور سال ۱۳۶۲ از ایران می‌رود و ساکن پاریس می‌شود. وقتی می‌رسد کاری جز شوفری نمی‌توانست بکند. هنوز زبان بلد نبود. روزهایش تقسیم می‌شد بین رانندگی و کتاب خواندن. حدود یک دهه بعد یعنی در سال ۱۳۷۳ رمان خسرو خوبان را منتشر می‌کند. در تبعید، رضا دانشور به نویسنده‌ای تبدیل شد که نوشتن را شکل دیگری از ایستادگی می‌دید. در پاریس، میان تبعیدیان و بی‌وطنی، هنوز به زبان فارسی وفادار ماند و گفت: «وقتی زبانت را از تو بگیرند، وطن را هم گرفته‌اند.» باور داشت نویسنده، هرجا که باشد، باید حافظِ حافظه‌ی‌ جمعی بماند، نه به‌عنوان نوستالژی، بلکه به‌عنوان مسئولیت.

🔻در روزهای آخر عمر در صفحات آغازین یک دفترچه‌ی خاکستری کوچک درباره‌ی خودش نوشته بود: «حیفم من که بمیرم. و هرچه پیرتر می‌شوم حیف‌تر. یک بار یک کسی گفته است هر پیرمردی که بمیرد یک کتابخانه است که می‌سوزد. گمانم بورخس بوده که کم‌گفته، مفتون عشقش به کتابخانه، فراموش کرده کتاب‌ها مقید سطورند، زندانی جلدها. و کلمه‌ها بالقوه‌اند و من بالفعلم، حاضر و کمربسته و سخن‌گو. کتاب‌ها شیری‌اند که باید در رگ‌ها بدوند تا خون شوند، من درخت خونم ایستاده در نبض زمان، در طپش یکنواخت جهان که ضرب‌آهنگش را دیگرگون می‌کنم اگر قدم از قدم بردارم.»

📍گزارشی به قلم قاسم فتحی درباره‌ی رضا دانشور. اندیشه پویا ۹۹

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

📍یک بار مصرف یادگاری

🔻اسنپ‌فود را باز می‌کنم. ماکارونی و ماست را سفارش می‌دهم. در بخش توضیحات اضافه می‌کنم که لطفاً روی ظرف غذا نام دخترم را بنویسند؛ چون در دو ساعت باقی‌مانده از مدرسه، غذا را در یخچال می‌گذارند. وقتی ظرف غذا را به دخترم تحویل دادند، اسمش روی ظرف نوشته شده بوده. فکر می‌کند این‌که این بار بسته دم در مدرسه آمده خیلی تجربه‌ی هیجان‌انگیزی حتا برای «آقای پیکی» بوده.

🔻دخترم می‌گوید: «چند روز پیش توی مدرسه یه بسته برام اومد. روش اسمم رو نوشته بود. من تونستم بخونم. ظرفش رو یادگاری نگه داشتم. بیای خونه‌مون بهت نشون می‌دم.» زیرچشمی به مامان نگاه می‌کنم تا ببینم واکنشش به سفارش ماکارونی که به قول خودش «کاری نداشت» چه بوده. مادرم چیزی نمی‌گوید اما مطمئنم بالاخره بابِ صحبت از اهمیت پختن غذای خانگی را باز خواهد کرد.

🔻ما سه نسل زن در یک خانواده‌ایم. مادرم هنوز به این اعتقاد دارد که هر روز باید غذایی تازه در خانه پخته شود؛ حتا با وجود این‌که شب‌ها به قول خودشان «غذای حاضری» می‌خورند. منظورش از غذای حاضری سوپ یا نان و پنیر است.

🔻من دیگر درگیر این نیستم که همیشه باید در خانه غذای آماده داشته باشیم و بسیار می‌شد غذاهای‌مان را از بیرون سفارش بدهیم؛ چیزی که مادرم اصلاً نمی‌پذیرفت و بارها گفته بود درست است سرم شلوغ است اما توجه به تغذیه‌ی بچه از هر چیزی واجب‌تر است. با مادرم هم‌نظر بودم اما نمی‌توانستیم به تفاهم برسیم تنها کسی که می‌توانست غذای سالم برای دخترم بپزد، من هستم.

🔻به کابینتی فکر می‌کنم که در پایان سال تحصیلی، ظرف‌های یک‌بار مصرف بسیاری در آن است که نام دخترم بر روی آن نوشته شده است؛ نشانه‌های فیزیکی یکی از خاطراتی که از سال اول مدرسه در ذهنش باقی خواهد ماند. شبیه اولین کتاب‌های مدرسه، اولین لوحه‌نویسی‌ها و اولین عددهایی که در کتاب‌هایش نوشته؛ یادگاری‌های یک‌بارمصرفی که برای همیشه در ذهنش خواهد ماند.

👈از متن «یک‌بار مصرف یادگاری».
اندیشه پویا ۹۹
#اسنپ_فود

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

ماهنامه اندیشه پویا

گزارشی که مثل بمب بود!

🔻یک روز در فروردین ۱۳۵۷، من در دفتر مخصوص نشسته بودم، تیمسار مقدم که آن زمان هنوز رئیس رکن دو ارتش بود به من تلفن کرد و گفت: می‌خواهم با عجله شما را ببینم. با لباس شخصی آمد به دفتر من و گفت: اشهد خودم را گفتم و بعد آمدم این‌جا، مملکت دارد می‌رود رو به انقلاب و این گزارش را خطاب به شاه نوشتم و خواهش می‌کنم شما بدهید به همسرش بدهند به شاه. اما اول بخوانید اگر تصدیق می‌کنید بدهیم. ولی من فکر می‌کنم یا از ریاست اداره‌ی دوم معزول می‌شوم. یا بازداشتم می‌کنند.

🔻گزارش را خواندم. بیست و سه صفحه بود. نوشته بود خطرات زیادی مملکت و رژیم را تهدید می‌کند و باید اقدامات فوری و اساسی برای نجات ایران صورت گیرد؛ باید با روحانیت مذاکره شود، با جناح معتدل روحانیت و به‌خصوص آیت‌الله شریعتمداری و قم کنار بیاییم. همچنین افرادی که به غلط یا به صحیح نزد افکار عمومی محکوم هستند کنار گذاشته و فدای بقای سلطنت و بقای ایران بشوند. سی نفر را در این گزارش نام برده بود، که این‌ها بدنام‌ترین افراد نزد افکار عمومی هستند. تا جایی که بنده اسم‌ها را به یاد دارم، وزیر دربار هویدا، هوشنگ انصاری رئیس شرکت نفت، نصیری رئیس ساواک، چند تن از رجال دولتی مانند ولیان، روحانی، شیخ‌الاسلام و نیک‌پی در لیست بودند. همچنین از خانواده‌ی سلطنتی اشرف و فرزندش شهرام، محمودرضا، غلامرضا، عبدالرضا نام‌شان در لیست بود. برخی اطرافیان شاه مانند دکتر ایادی و هوشنگ دولو و برخی اطرافیان فرح مانند کامران دیبا و لیلی امیرارجمند نیز در لیست بودند. دربار شاهنشاهی بر اساس این لیست باید جارو می‌شد. این گزارش مانند یک بمب بود. گفتن آن اسامی در آن روزها، کار کوچکی نبود و به همه برمی‌خورد. بلند شدم و مقدم را بوسیدم. گفتم: تمام حرف‌های‌تان درست است.

🔻در حضور ایشان نامه‌ای نوشتم به فرح، تمام این جریان را نوشتم و گفتم خواهش کرده‌اند که این را به حضورتان تقدیم بکنم که به شرف عرض برسانید. این گزارش رفت. سه‌ـ‌چهار ساعت بعد فرح به من تلفن کرد و گفت: گزارش رسید متشکرم، این گزارش را شما خوانده‌اید؟ گفتم: بله، برای این‌که تیمسار مقدم از من خواهش کرده بود این گزارش را بخوانم و بگویم که بفرستد یا نفرستد. گفت: آخر تویش یک چیزهایی بود که شما نمی‌بایستی می‌دانستید. من هم گفتم: در هر قهوه‌خانه‌ای در شهر تشریف ببرید این چیزها را می‌دانند. ایشان هم با عصبانیت گوشی تلفن را زمین زد.

📍از متن خاطرات هوشنگ نهاوندی. منتشر شده در اندیشه پویا ۹۹⁩

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…
Subscribe to a channel