👈اندیشه پویا در شمارهی ۱۲ گفتوگویی منتشر کرد با استاد بهرام بیضایی. آخرین پرسشی که علیرضا اکبری در مقام گفتوگوکننده از بهرام بیضایی پرسید دربارهی دور بودن او از وطن بود و پاسخی که چنین دادند به آن پرسش:
🔻شما سه دوره زندگی در خارج از ایران را تجربه کردهاید. در این دورة آخر چرا ایران را ترک کردید و دستاورد این دوره از نظر خودتان چقدر رضایتبخش بوده؟
🔹خیال نمیکنم امکان مهمی داشتهام که از دست دادهام. فیلم و صحنه بله ــ اگر راهی به دلخواهی بود، ولی پشیزی نمیارزد به ازدستدادنِ آنچه من از دست دادم؛ به عُمری در نوبتِ نه شنیدن، از کارهای دیگری ماندن! استراحتی دادم به کسانی که درواقع هم کاری جز استراحت نداشتند و آمدم پی شغلی جای دیگری از جهان، و درست سی سال پس از آنکه از دانشگاه بیرونم گذاشتند به دانشگاه برگشتم. خیالم نمیکنم از دوستانم دورم، و خیال نمیکنم دوستی مرزی دارد. سال گذشته خانمی از تهران برای من شالگردنی فرستاد که با دست خودش بافته بود؛ امیدوارم بداند که به یادش هستم.
و اما دستاورد. همانَم که بودم. مینویسم، به همان زبان و فرهنگ خودم؛ و هر گاهی که دست دهد لایههای فرهنگی ایران را معناشناسی میکنم آنطور که میفهمم. دور و برم مهربانی موج میزند، و تشنگی است برای گفتوگو در خودشناسی فرهنگی و تاریخی.
گذشته از اینها نمایشنامه مینویسم به امید اجرا و انتشار در ایران؛ و مثل همۀ این سالها در انتظار بازشدن آسمان تهرانم، و به امید باد و بارانی که آن هوای آلوده را بشوید.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
📍کاهش خودکاوی چه نسبتی با مراجعه به پزشکان روان دارد؟
🔻به شخصه معتقدم که ما به روانپزشکی و رواندرمانگری نیاز واقعی و حتا مبرم داریم. ما نمیتوانیم به رواندرمانگری و روانپزشکی پشت کنیم، اما نمیتوانیم بیتوجه باشیم به اینکه در حاشیه، کسانی واقعاً صحنهگردانیِ دینسازی میکنند یا صحنهگردانی یک صنعت با درآمد اقتصادی بالا را انجام میدهند. مخاطب هم از دو راه ممکن است به این سوءاستفاده کمک کند، با مراجعه به رواندرمانگر صرفاً به خاطر تفاخر اجتماعی، و دیگر با این شناخت نادرست که هرجا من مثل بقیه نیستم پس بیمارم و باید به پزشک و درمانگر مراجعه کنم؛ باید به او فهماند که اینطور نیست که هر جا مثل بقیه نبودی، فکر کنی از سلامت روانی برخوردار نیستی.
🔻اگرچه اجماعی در باب بدن آرمانی وجود دارد، در باب ذهن و روان آرمانی چنین اجماعی وجود ندارد. ما امروزه به این اجماع رسیدهایم که بدن آرمانی باید سالم باشد نه مریض، نیرومند باشد نه ضعیف، و زیبا باشد نه زشت. بنابراین وقتی به پزشک رجوع میکنید خودتان میدانید که یکی، یا دوتا از این سهتا، یا هر سه تای اینها را از دست دادهاید و به پزشک مراجعه میکنید و پزشک هم به درجات مختلف میداند که شما چه توقع و انتظاری از او دارید. اما آیا این اجماع در باب یک ذهن یا روان آرمانی وجود دارد؟
🔻فرد زمانی میتواند بیمار تشخیض داده شود که اول خوشی زندگیاش را در معرض تهدید ببیند و بگوید من راضی نیستم از زندگیام، و دوم خوبی زندگیاش را در دسترس نبیند و بگوید چون من میبینم با آرمانهای اخلاقی خودم فاصله دارم، احساس میکنم با اینکه خوشم، خوب نیستم. اگر کسی نه در خوشی زندگیاش و نه در خوبی زندگیاش احساس درد نمیکرد و داوری منفی نداشت، حق نداریم دستور دهیم که او در باب خوشی زندگیاش، یا در باب خوبی زندگیاش، پیش رواندرمانگر برود و هرگز نمیتوانیم پیش رواندرمانگرش ببریم.
🔻تا وقتی مسئولیت اخلاقی زندگی فرزند بر عهدهی والدین است ــ مثلاً تا سن هجده سالگیــ وظیفهی شخص پدر و مادر است که دربارهی سلامت روان و ذهن فرزند نابالغشان ورود کنند. اما از وقتی که شخص مستقل شد هرگز نمیتوان چنینچیزی را به او تحمیل کرد. به هیچ وجه. بله، اگر تخطی کرد، با مسائل کیفری و حقوقی و قانونی روبهرو خواهد شد، ولی کسی نمیتواند دیگری را که خودش را بهلحاظ روانی سالم میداند، ناسالم بخواند و مجبور به مراجعه به رواندرمانگر کند.
👈از متن گفتوگویی با مصطفی ملکیان دربارهی رواندرمانگری و بیماری روان. اندیشه پویا.۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈گردونهی اندیشه پویا؛ از شمارهی یک تا ۹۹
🔻من در جوانى هم اهل هوى و هوس نبودم، تنها عشق و سودايى كه در سر داشتم كسب معرفت بود و شركت در تهيّة موجبات خير و سعادت ابناء نوع، و پس از آنكه متأهّل شدم خوشدلى من مصاحبت مادر ناكام شما و مشاركت با او در پرورش شما بود. روزگار دوام آن خوشدلى را از من دريغ كرد. اوضاع مملكتى و ترتيب زندگانى شخصى ما هم نگذاشت در كسب معرفت و خدمت به ابناء نوع به طورى كه منظورم بود موفّق شوم؛ وليكن با همۀ محرومى و مهجورى كه نصيب من شده باز خود را سعادتمند مىدانم؛ چه به شرافت و آبرومندى زندگى كردم.
🔻فرزندان عزيز! يكى از موجبات بزرگ بدبختى انسان معاشر بد است. زنهار از معاشر بد برحذر باشيد و اين امور را سهل نگيريد و سعى كنيد كه همنشين خوب داشته باشيد و خوبى همنشين را در ظاهر خوب و خوشصحبتى و تعارفات و مهربانيهاى معمولى تصوّر نكنيد؛ امّا با هركس معاشر مىشويد خلق خوش داشته باشيد. هر خير و خوبى كه از دستتان در حقّ غير برمىآيد مضايقه نكنيد. براى هيچكس شر نداشته باشيد؛ وليكن خود را اسير هيچكس نكنيد.
🔻اى فرزندان من! از راه راستى و جادة درستى و شرافت و امانت خارج نشويد. دروغ نگوييد، بدقول و وعدهخلاف نباشيد. از دزدى و تقلّب سخن نمىگويم؛ چه معاذالله كه دربارة شما تصوّر آن را بكنم؛ امّا از خلاف امانت و تصرّف غيرمشروع در مال غير و بدحسابى و تحصيل مال به طريق غيرشريف احتراز كنيد و بدانيد كه فقر و مسكنت با شرافت و عزّت منافات ندارد. به خاطر بياوريد كه من در دنيا تقريباً هيچ نداشته و ندارم، معذلك هميشه محترم و معزّز بودهام، بلكه عزّتم از همين راه حاصل شده كه براى مال و مكنت دستوپا نكردهام.
🔻هر قدر در قوّه داريد از اقامت در اروپا براى تكميل عقل و نفس خود استفاده كنيد و نگذاريد مدّت اقامتتان در اينجا زياده از اندازة لزوم شود و هرچه زودتر بتوانيد با سرماية علمى و عملى سرشار مشغول كار شويد. هم خود متمتّع گرديد هم ابناء نوع را مستفيد كنيد و من و خود و مملكت را از وجود خويش سرفراز نماييد و به خاطر داشته باشيد كه وطن ما به وجود مردان هنرمند از همهچيز محتاجتر است، بلكه درواقع تمام فقر و احتياج او ناشى از فقر اشخاص لايق است.
📍بخشهایی از وصیتنامهی محمدعلی فروغی به فرزندانش که به لطف محمد افشینوفایی در شماره ۷۱ اندیشه پویا منتشر شده است.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈پیری و فرسودگی جامعهی ایران
🔻عباس کاظمی: آنچه جامعهشناسانِ ما در کلیت نشان میدهند این است که با جامعهای بهسرعت در حال دگرگونی مواجه هستیم. جامعه به سرعت دارد پیر میشود و این پیر شدن فقط به این معنی نیست که سن بالا رفته است. امید بهزندگی در دههی هفتاد و هشتاد رو به بالا بود اما الان رو به پایین میرود. شاخص کیفیت زندگی و شاخص مصرف فرهنگی و شاخص سلامت در سالهای اخیر دارد کاهش پیدا میکند. و این یعنی جامعه دارد پیرتر میشود. قبلاً در هفتاد و هشتاد سالگی آدمها پیر میشدند اما الان در شصت سالگی افراد فرسودهاند. فرسودگی فقط در جسم اتفاق نمیافتد بلکه در روان هم هست. ما نمیتوانیم دادههای پزشکی و پیراپزشکی و روانشناسانه را ندیده بگیریم که نشان میدهد چقدر بیماریهای خودایمنی دارد افزایش پیدا میکند. حتا امروز شیوع سرطان هم یک بعد اجتماعی دارد. آلودگی هوا یک امر اجتماعی است. اینها جامعه را فرسوده میکند. زودتر از آنچه ما انتظار داشتیم جامعهی ایران دارد پیر میشود.
🔻مهدی سلیمانیه: در جامعهشناسی یاد میگیریم که با هم بیندیشیم درعینحال که هرکدام امضای خودمان را در اندیشیدن داشته باشیم. بنابراین صدای جامعهشناسی نداریم بلکه صدای جامعهشناسان داریم. من در تحلیل جامعهی ایران شاید با دکتر کاظمی همصدا نباشیم و جامعه را یکجور دیگر ببینم. من فکر میکنم ما خیلی اوقات تصویر خودِ جامعهشناس خستهی مستأصلمان را روی جامعه فرافکنی میکنیم. میگوییم جامعه خسته شده است و یک راه بیشتر ندارد. درحالیکه جامعه به راه خودش ادامه میدهد و کاری به کار ما ندارد و ما هم بهاجبار مدام «پسا» میسازیم تا از جامعه عقب نمانیم. میگوییم این بحرانها جامعه را به زوال و انحطاط میرساند، اما جامعه به زندگیاش ادامه میدهد. این درواقع تئوریزه کردن زوال خودمان است، نه زوال جامعه.
🔻شیرین احمدنیا: وقتی قرار است جامعهشناس واضح و آشکار راجع به درکی که از جامعه دارد صحبت کند، موقعیت حضور و استخدام او در دانشگاه مورد تهدید قرار میگیرد. بنابراین بخش وسیعی از بدنهی جامعهشناسی اساساً امکان طرح مسائل را رسمی پیدا نمیکنند. خودسانسوری تبدیل به یک روند رایج در بدنهی جامعهشناسی ما شده است. برای همین هم کسانی که پایشان را از مرز بیرون میگذارند، راحتتر اظهارنظر میکنند و تازه صدایشان شنیده میشود و مطرح میشوند.
📍میزگردی با حضور شیرین احمدنیا، عباس کاظمی و مهدی سلیمانیه. منتشر شده در اندیشه پویا ۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
📍گزارشی به قلم قاسم فتحی دربارهی رضا دانشور. اندیشه پویا ۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
🔻داستان آن عکسِ سیاه!
👈سال ۲۰۱۴ همان زمانی که جایزهی پنجاه هزار یورویی بنیاد کارمینیک را برده بودم، یکی از دوستانم، خانمی کلمبیایی به نام کاتالینا که ساکن ایران است، گفت که میخواهد با دختری یزیدی که یک ماه بردهی جنسی داعش بوده و از دست آنها فرار کرده، مصاحبه کند. از آنجا که موضوع تجاوز همیشه برایم مهم بود، همراهش شدم. در عراق، نزدیک مرز سوریه قرار بود آن دختر را ببینیم.
او را در یک خانهی نیمهکاره دیدیم؛ با لباسهای کثیف و حالی نزار. نشستیم به حرف زدن و وقتی دوربین را برداشتم و خواستم از او عکس بگیرم مادرش گفت از چه چیزی عکس میگیری؟ از دخترم عکس نگیر. گفتم این همه راه آمدهام که داستان او را بگویم. گفت با عکس شما، هیچ دردی دوا نمیشود. این را که گفت، پکیدم. گفت دخترم گفته نمیخواهد عکسش را بگیرید. دوربین را کنار گذاشتم، به مصاحبه گوش دادم و بعد، از اتاق بیرون رفتم. در آن خانهی نیمهکاره میگشتم و دیدم که همهی یزیدیهایی که آنجا هستند، آفتابسوخته، آسیب دیده و زخمیاند. از همهي اتاقها صدای ناله میآمد.
مشغول عکاسی از آنها شدم که ناگهان فریاد کاتالینا را شنیدم که من را صدا میکرد. به سمت اتاق دویدم، دختر را دیدم که دارد با دستهایش خودش را خفه میکند و روی زمین افتاده است و زنها با دستانی سوخته و تاولزده کمک میکنند تا خودش را خفه نکند. من هم با دوربین، بالای سرش بودم. اگر این عکس را میگرفتم، سمبلیکترین عکس از کسی میشد که به او تجاوز شده است. اما عکس نگرفتم چون او نمیخواست و عکس گرفتن من تجاوز به حریم او بود. از اتاق بیرون آمدم، کمی راه رفتم اما نفسم گرفت. اسپری آسم هم همراهم نبود و به حال خفگی افتادم. به خودم که آمدم دیدم همان دختری که داشت خودش را خفه میکرد، از اتاق بیرون آمده و پشتِ من را ماساژ میدهد. او من را آرام کرد.
بعد از آن تحقیق کردم و فهمیدم در زنانی که به آنها تجاوز شده، این واکنش میتواند وجود داشته باشد که مثل حملهی صرع کف از دهانشان بیرون بیاید و بخواهند خودشان را خفه کنند. آن ایام بنیاد کارمینیک بابت نامگذاری کتاب مجموعه عکسهایم خیلی اذیتم کرده بود و احساس حقارت به من دست داده بود. متنی دربارهی پس دادن جایزهی بنیاد کارمینیک نوشته بودم و در فیسبوک آماده کرده بودم، و فقط دکمهي انتشار را فشار نداده بودم. پنجاه هزار یورو برای منِ سی ساله خیلی پول بود.
وقتی از دیدن آن دختر برگشتم، کامپیوترم را روشن کردم، دکمهی انتشار آن متن را فشار دادم و خطاب به کارمینیک نوشتم: «آزادی هنری من، خریدنی نیست، من پولتان را پس میفرستم.» من بزرگی آن دختر را دیدم، که برای انسانیت خود میجنگید، و باعث شد که شهامت پیدا کنم و آن دکمه را فشار دهم. در نمایشگاهی هم که در گالری آبانبار داشتم، داستان آن دختر را با صدای خودم تعریف کردم و یک عکس سیاه خالی نشان دادم. همه جا سعی میکنم آن عکس را نشان دهم؛ عکسی سیاه که داستان آن دختر است.
📍از متن گفتوگوی مریم شبانی با نیوشا توکلیان. منتشر شده در اندیشه پویا ۹۹.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈آمدن تقوایی زلزلهای در حوزهی هنری ایجاد کرد
گفتوگو با محمدعلی زم، مدیر حوزهی هنری در دههی ۶۰ و ۷۰
🔻تعدادی مانند ناصرتقوایی، داریوش مهرجویی و بهرام بیضایی از نظر وزارت ارشاد و برخی نهادها و بچههای تند و نابالغ مذهبی در سینما بایکوت بودند. ما دنبال این بودیم که از تمام اساتید و افراد حرفهای دعوت کنیم. مثلاً آمدن آقای تقوایی زلزلهای ایجاد کرد و سیل تهمتها و زشتگوییهای اخلاقی پس از ورود ایشان به سوی حوزهی هنری و بنده روان شد. تقوایی به لحاظ شخصیتی جزو آدمهای باسواد سینما بود. یادم هست که در همان دیدارهای اولیه گفتند شما از کجا به ایدهی اهمیت دادن به فیلمنامه رسیدید، چون در این چند دهه خیلیها نفهمیدند مشکل از فیلمنامه است.
🔻آقای تقوایی در کارگاهها حضور داشت، در برخی فیلمنامهها مشاورهی خاص میداد، کلاس تخصصی در سطح بالا داشت، در سمینارها و جلسات نقد فیلم شرکت میکرد، و به سفرهای شهرستانی هم برای این منظور میرفت. مثلاً تصمیم گرفتیم در قم یک تعداد طلبه را شناسایی کنیم و آموزششان بدهیم. آقای عباس صالحی، که الان وزیر ارشاد هستند آن موقع در کارگاههای ما در حوزه شرکت میکردند. خیلیها مرهون شاگردی آقای تقوایی باید باشند. خیلی از فیلمها مثل ارتفاع پست و آژانس شیشهای و از کرخه تا راین و مارمولک، مراحلی از آنها، خروجی همان کارگاهها بود.
🔻سیدمرتضی آوینی بچهی صادق و درستی بود. نه با تقوایی و نه با دیگران اصطکاکی نداشت. میگفت ما باید از همهی ظرفیتها استفاده کنیم و در دههی شصت، اشتباه کردیم که کل سینمای قبل از انقلاب را کنار زدیم. کسانی مثل مرحوم محمد کاسبی و رضا رهگذر منتقد بودند؛ و البته خیلیهای دیگر که شاید بهتر باشد نامی از آنها نبرم چون دشمن کم ندارم.
🔻برخی بچهها که از حوزه خارج شده بودند یک کانون فشار درست کرده بودند به نام انجمن هنرمندان مسلمان که با همهی روشنفکران مقابله کنند. مهدی نصیری که از اعضای فعال آنجا بود یک روز به من گفت که ما یک نفر مثل تو در مجموعهمان کم داریم. گفتم که چکار کنید؟ گفت که ما جریانات غیرخودی در عرصهی ادبیات مثل کانون نویسندگان، یا برخی افراد در کانون پرورش فکری و فارابی را میخواهیم بزنیم و ما به یک چهرهی فرهنگی که هنرمندان قبولش داشتهباشند و از طرفی هم معمم باشد که در میان مذهبیها اعتباری داشتهباشد در جریانمان نیاز داریم. گفتم چرا سراغ آقای دعایی یا مسیح مهاجری نمیروید، که گفت ما اینها را هم میخواهیم بزنیم. گفتم این نوع کارها با روحیهی من نمیخواند.
📍از متن گفتوگوی حمیده چگونیان با محمدعلی زم دربارهی کارگاههای ناصر تقوایی در حوزهی هنری. اندیشه پویا ۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
🔻رواندرمانگری البته باید وجود داشته باشد، اما اینجور هم نباید باشد که خودکاوی و خودشناسی نکرده فوری خودم را در اختیار دیگری بگذارم. ما نباید خودشناسی و خودکاوی را به طور کلی تعطیل کنیم و اتفاقاً قبل از اینکه به رواندرمانگر رجوع کنیم باید نوعی خودکاوی و خودشناسی داشته باشیم و اگر از عهدهی مشکل برنیامدیم به پزشک مراجعه کنیم.
🔻معیارِ متوسط مردم نمیتواند معیار سلامت تلقی شود و هر آنکه را از معیار متوسط مردم عدول کرد نمیتوان و نباید بیمار تلقی کرد. اگر کسی نه در خوشی زندگیاش و نه در خوبی زندگیاش احساس درد نمیکرد و داوری منفی نداشت، حق نداریم دستور دهیم که او در باب خوشی زندگیاش، یا در باب خوبی زندگیاش، پیش رواندرمانگر برود.
🔻وقتی میتوانیم به کسی بگوییم از سلامت روان برخوردار نیست که شخص خودش در وهلهی اول احساس رنج کند از زندگی و بگوید من در وضعی قرار دارم که مطلقا از آن خشنود نیستم و رضایت ندارم. این عدم رضایت مرجعش شخص خودِ اوست و از جایی از بیرون به او تحمیل نشده است؛ ایدئولوژیای حکم نداده که او سلامت ندارد و احساس ناسلامتی ذهنی یا روانی از درون خود او دارد میجوشد.
🔻روانپزشک و رواندرمانگر نمیتوانند و نباید آرمان زندگی ما را تعیین کنند. فقط میتوانند بگویند اگر آرمان زندگی تو آن است، من میتوانم وسایل رسیدن به آن آرمان را در اختیارت بگذارم. آنها نمیتوانند بگویند که من حسود باید باشم یا حسود نباید باشم، فقط میتوانند وسیلهی رسیدن به اهداف و ارزشهایم در زندگی را در اختیارم بگذارند.
🔻بهطورکلی نمیشود حکم داد که رواندرمانگری شبهفن است و فن نیست، اما در میان ۳۶ روشی که ذیل رواندرمانگری قرار گرفتهاند، بعضیهایشان به شدت قابل بحثاند که از اساس شبهفن هستند. مثلا مسمریسم که یک روش در رواندرمانگری است و تاحدی از هیپنوتیسم استفاده میکند.
🔻آکادمی این بدهی را به ما شهروندان عادی دارد که باید ما را راهنمایی کند و روشن سازد که اگر فلان نوع بیماری یا اختلال را دارید به این شاخهی رواندرمانگری رجوع کنید و نه به آن شاخه، و اگر یکجایی به اجماع میرسند که یک روش رواندرمانگری واقعا شبهفن است، آن روش را رسوا و برملا کنند که شهروندان قوای ذهنی و روانیشان را دراختیار کسی نگذارند که هیچ صلاحیت ندارد.
📍از متن گفتوگو با مصطفی ملکیان دربارهی فن و شبهفن بودن رواندرمانی. اندیشه پویا ۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👇
میردامادی: تنها جایی که اصابت آرپیجی میتواند تانک را کاملاً منهدم کند برجک تانک است. «برجک زدن» اصطلاحی است که از دل جنگ هشت ساله زاده شد و کموبیش باقی ماند. الان وقتی کسی میگوید «برجکش را زدم» یعنی شخصیت او را کاملاً تخریب کردم.
آشوری: هر فضایی زبان خودش را میسازد و فضای جنگی هم از این قاعده برکنار نیست. مثلا فضای زندان کلی اصطلاح خاص خود را ضرب میکند. این خلاقیت ذاتی زبان است که به حسب بافتارهای مختلف واژههایی ساخته میشود که فقط میتواند آن حالت معین در چنان بافتار مشخصی را بیان کند، آن هم بر اساس عرضه و تقاضا.
👈خود این واژهی «ارتش» میدانید چگونه ساخته شد؟ پیشتر میگفتند «قشون». حرف این بود که «قشون» کلمهی ترکی است. بعد زمان رضا شاه فرهنگستانی برای ارتش درست کردند و یکی دیگر هم فرهنگستانی بود که فروغی سال ۱۳۱۶ راه انداخت. این واژه را گمانم فرهنگستانِ ارتش ساخت. «ارتش» از «اَرتِشتار» پهلوی آمده است. به خاطر مشکلات خط پهلوی این واژه را درست نخوانده بودند. بعد از دل آن «ارتش» بیرون آمد ولی چون اسم نهاد خیلی مهم دولتی بود ماندگار شد.
👈وقتی که میخواستند دانشگاه تهران را بنا کنند یا تازه بنا کرده بودند برای آن دنبال لغتی میگشتند که مقابل «دبیرستان» باشد. «دانشگاه» پیشنهاد شد. عباس اقبال گفته بود گردنم را هم بزنید من «دانشگاه» را به کار نمیبرم، برای اینکه خیلی واژهی ناآشنایی بود آن زمان. ولی در فرهنگستان اول دورهی رضا شاه واژهی «دانشگاه» پیشنهاد شد. گویا مرحوم دکتر حسابی پیشنهاد کرده بود. آن زمان میگفتند فکولته (Faculté) و یونیورسیته (Université) که به ترتیب اینها را ترجمه کردند به «دانشکده» و «دانشگاه».
👈من جنگسومی هستم. در بحبوحهی جنگ جهانی دوم به دنیا آمدم و اشغال ایران در جنگ جهانی دوم را به خاطر دارم. ۱۳۱۷ خورشیدی به دنیا آمدم و ۱۳۱۸ جنگ جهانی دوم شروع شد. چند خاطره از دورهی اشغال ایران به دست سربازان روس و امریکایی دارم که مربوط به کودکی من است. این خاطره مربوط به حولوحوش ۱۳۲۲ خورشیدی است و من آن موقع چهارـپنج ساله بودم. یادم است در محلهای که ما زندگی میکردیم از سربازهای روس میترسیدیم. پدرم به ما القا کرده بود که امریکاییها خیلی خوباند ولی روسها خیلی عقبماندهاند. سربازان امریکایی ثروتمند بودند و مثلاً راحت سیگار میخریدند. اما سربازان روس چون پول نداشتند که سیگار بخرند پِهِن را در روزنامه میپیچیدند و به عنوان سیگار میکشیدند.
📍از متن گفتوگوی یاسر میردامادی با داریوش آشوری دربابِ زبان جنگ. اندیشه پویا ۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈در شهر پیچید که شریفامامی به نخستوزیری منصوب شده که بدترین انتخاب ممکن بود. بنده تلفن کردم به فرح که: شنیدم شریفامامی وزیر دارد میشود و میخواهم یک دقیقه شما را ببینم. وقتی به کاخ رفتم، روز شرفیابی نظامیها بود.
دیدم تیمسار مقدم آخرین رئیس ساواک آمد بیرون و خیلی مضطرب و ناراحت، گفت: آقای نهاوندی من میتوانم یک خواهشی از شما بکنم؟ به جان دوتا دخترت میتوانی یک کاری بکنی که من الان فرح را ببینم؟ نیم ساعتی گذشت و هر دو رفتیم بالا و ما را پذیرفتند. مقدم گفت: اطلاع دارید که شریفامامی مأمور تشکیل کابینه شده. من آنچه میتوانستم و حتا از حد ادب هم تجاوز کردم به شاه عرض کردم که این کار را نکنند. این انتصاب مملکت را به انقلاب خواهد کشاند. بزرگترین ایرادی که الان از طرف مردم به دولت گرفته میشود، فساد است و فاسدترین شخص دستگاه دولتی ایران شریفامامی است. این دهنکجی به مردم است. من آمدم خودم را بیندازم پای شما تا شاه را منصرف کنید.
ایشان هم پاسخ داد که من هم با انتصاب شریفامامی مخالم، اشتباه است. بعد جلوی ما به شاه تلفن کرد و گفت: الان رئیس سازمان امنیتتان در اتاق من هستند و میگوید که خودشان را میخواهند بیندازند به پای من برای اینکه از شما تقاضا کنند شریف امامی را مسئول نکنید، من هم خودم را دوباره به پای شما میاندازم که این کار را نکنید.
اما فایده نکرد و بعد به مقدم گفت: تیمسار متاسفانه فایده ندارد و من هم میدانم که داریم اشتباه میکنیم.
🔻از متن بخشهایی از خاطرات هوشنگ نهاوندی که در اندیشه پویا ۹۹ منتشر شده است.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈اندیشه پویا ۹۹ در پاییزِ بدون باران آمد!
شمارهی ۹۹ اندیشهپویا با مقالات و گفتگوهای خواندنی همین روزها منتشر میشود. شما میتوانید نسخهی خودتان از اندیشه پویا را با ارسال پستی رایگان پیشخرید کنید. برای پیشخرید اندیشه پویا کافی است مبلغ ۲۴۰هزارتومان به شماره کارت بانکی ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/براتاله صمدیراد) واریز کرده و تصویر فیش واریزی را برای ما ارسال کنید.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈اندیشه پویا ۹۹ در پاییزِ بدون باران آمد!
شمارهی ۹۹ اندیشهپویا با مقالات و گفتگوهای خواندنی همین روزها منتشر میشود. شما میتوانید نسخهی خودتان از اندیشه پویا را با ارسال پستی رایگان پیشخرید کنید. برای پیشخرید اندیشه پویا کافی است مبلغ ۲۴۰هزارتومان به شماره کارت بانکی ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/براتاله صمدیراد) واریز کرده و تصویر فیش واریزی را برای ما ارسال کنید.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈اندیشه پویا ۹۹ در پاییزِ بدون باران آمد!
شمارهی ۹۹ اندیشهپویا با مقالات و گفتگوهای خواندنی همین روزها منتشر میشود. شما میتوانید نسخهی خودتان از اندیشه پویا را با ارسال پستی رایگان پیشخرید کنید. برای پیشخرید اندیشه پویا کافی است مبلغ ۲۴۰هزارتومان به شماره کارت بانکی ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/براتاله صمدیراد) واریز کرده و تصویر فیش واریزی را برای ما در دایرکت ارسال کنید.
برخی از آنچه در اندیشه پویا ۹۹ خواهید خواند:
📗نبرد با تاریکی/ گزارش زندگی ناصر تقوایی به همراه آثاری از: سعید پورصمیمی، سیروس مقدم، محسن آزرم، حمید دباشی
زلزلهی ورود تقوایی به حوزهی هنری: گفتوگو با محمدعلی زم
📕من جنگسومی هستم/ گفتگو با داریوش آشوری
📕چرا بازار رواندرمانگری داغ شده است/ گفتگو با مصطفی ملکیان
📕 جامعه ایران، پیری و فرسودگی/ میزگردی با حضور شیرین احمدنیا، عباس کاظمی و مهدی سلیمانیه
📕ماساچوستیها زیر سایهی شاه/ خاطرات هوشنگ نهاوندی: روایتی از جدال تکنوکراتها و محمدرضا پهلوی
📗جنگهای تصنعی درکارخانه آرگو/ نمایشگاه بهروایت: حمیدرضا پژمان، علی بختیاری، امیراثباتی، رضا آرامش
تخیل من در رنج بیدار میشود: گفتوگو با نیوشاتوکلیان
📕طبقهای با ژست روشنفکری/ گفتگو با مرجان شیرمحمدی
📕از ایتالیای ماکیاولی تا جهان داستانیِ جورج الیوت/گفتگو با رضا رضایی
📕خسرو خوبان/ پرتره داستاننویس: رضا دانشور
و بسیاری مطالب خواندنی دیگر
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
🔻چطور میتوان سیاست و اخلاق را با هم آشتی داد؟ یا اگر واقعگراتر باشیم، چطور میتوان تنش بین این دو را حل و فصل کرد؟ این پرسشی است که جامعهشناس آلمانی ماکس وبر در درسگفتارش با عنوان «سیاست بهمثابه حرفه» به آن پرداخت، درسگفتاری که در بیستوهشتم ژانویهی ۱۹۱۹، در بحبوحهی انقلاب جوانمرگ مونیخ، در انجمن دانشجویان آزاد ایراد کرد. جستار او پس از گذشت بیش از یک قرن هنوز یکی از بهترین هشدارها دربارهی خطرات همپوشان عوامفریبی، رهبری کاریزماتیک و تعصب ایدئولوژیک است.
🔻اساس جستار وبر بر یک پرسش اساسی نهاده شده است: سیاست بر چه شالودهی اخلاقیای استوار است؟ پاسخ او در تضاد بین «اخلاقیات باور» و «اخلاقیات مسئولیتپذیری» قرار دارد، تضادی که اکنون بسیار مشهور است. وبر گرچه به نیروی اخلاقی اولی اذعان میکند، ولی دومی را ترجیح میدهد. از نظر او «حرفهی سیاسی» واقعی نیازمند تعهدی شورمندانه به یک آرمان است، اما باید با خویشتنداری، استقلال رأی، و مهمتر از همه با حس قدرتمند مسئولیتپذیری همراه باشد. بنا به استدلال او، تنها سیاستمداری با این کیفیات است که «شایستگی در دست گرفتن فرمان تاریخ» را دارد.
🔻برخی از حاضران این درسگفتار دانشجویانی بودند که بعدها نقش مهمی در تاریخ ایفا میکردند: کارل لوویتِ فیلسوف؛ ماکس هورکهایمر، یکی از بنیانگذاران مکتب فرانکفورت؛ و کارل اشمیت که یکی از نظریهپردازان اصلی نازیسم شد.
🔻انقلاب مونیخ، بهرغم تمام آرمانگراییاش، عقیدهی وبر را تأیید کرد که «از نیکی نیکی برنمیخیزد، بلکه اغلب برعکس نتیجه میدهد». عوامفریبها، سوسیالیستها، صلحطلبان، آنارشیستها و کمونیستهایی که این انقلاب را رهبری کردند مرتکب بزرگترین گناه سیاسی شده بودند: نادیدهگرفتن واقعیت. چنانکه معلوم شد، سیاست به معنای درانداختن طرحهای بلندپروازانه که موانع عملی را نادیده میگیرند نبود.
🔻«سیاست بهمثابه حرفه»، بااینکه به نیت بررسی اوضاع سیاسی روز نوشته شده بود، از زمانهاش فراتر رفت و به یکی از متون تعیینکنندهی لیبرالیسم مدرن تبدیل شد. وبر با اندرز به شنوندگان انقلابی جواناش، همچون دانشمندـپیامبری که در بیابان فریاد برمیآورد، گفت: «هر کس طالب نجات جان خویش و دیگران است، نباید آن را از راه سیاست بجوید، که وظایف آن بسیار متفاوتاند و تنها به نیروی قهر به انجام میرسند.» نقد او بر «اخلاق باور» ناشی از مشاهدهی خشونتهای سیاسیای بود که بهتازگی شعلهور شده بودند: «آیا نمیبینیم که ایدئولوگهای بلشویک و اسپارتاکیستها دقیقاً چون از همین ابزار سیاست استفاده میکنند همان نتایجی را رقم میزنند که دیکتاتورهای نظامی به آن میرسند؟»
📍مقالهای دربارهی ماکس وبر به قلم انریکه کراوسه که با ترجمهی آیدین رشیدی در اندیشه پویا ۹۸ منتشر شده است.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
🔻در حالیکه اقتصاددانان دههها بر این باور بودند که تسلط یک شرکت بر بازار الزاماً به کاهش رفاه عمومی منجر میشود، نگاه نو به رقابت – که در آثار اقتصاددانانی مانند ژان تیرول (برنده نوبل اقتصاد) و ژان شارل روشه (پیشگام اقتصاد پلتفرم) ریشه دارد – تسلط یک شرکت را نشانهای از کارایی و موفقیت در ارائه ارزش به کاربر نهایی معرفی میکند.
🔻یکی از مهمترین خدمات اقتصادی پلتفرمهای دوسویه نظیر حملونقل هوشمند یا سامانههای سفارش غذا کاهش چشمگیر هزینههای معاملاتی است. بهعنوانمثال در یک پلتفرم سفارش غذا، رستورانها ذیل قرارداد سرمایهگذاری دیگر نیازی به سرمایهگذاری جداگانه برای ایجاد سیستم پرداخت آنلاین، تبلیغات گسترده، تدارکات ارسال مجزا یا توسعه سامانه مدیریت مشتری ندارند؛ پلتفرم تمامی این زیرساخت را به صورت اشتراکی فراهم میکند. در نتیجه، این ابزارها ذاتاً ضد رقابتی نیستند و از طریق تسهیل دسترسی مشتریان به خدمات به افزایش رفاه عمومی منتج میشوند.
🔻بسیاری از کسبوکارها ارزشهایی مانند عدالت یا مسئولیت اجتماعی را در قالب کمپینهای تبلیغاتی و پیامهای روابطعمومی نمایش دادهاند؛ گویی این ارزشها بیشتر به کار ساختن تصویری مثبت میآیند تا به عملکرد واقعی. اما تجربه امروز نشان میدهد که اعتماد عمومی نه با شعار، بلکه با کارکرد روزمره و کارایی واقعی شکل میگیرد. اگر یک پلتفرم بتواند خدمات را برای کاربر سادهتر، سریعتر و مقرونبهصرفهتر کند، بیش از هر کمپین یا بیانیهای به معنای عدالت و مسئولیت اجتماعی عمل کرده است.
🔻باید توجه داشت که در فضای رقابت شدید، برخی شرکتها که بهدنبال سهم بازار هستند ممکن است با طرح شکایت یا درخواست دخالت نهادهای نظارتی، نابسندگی خود در میدان رقابت را به تلاش برای پیروزی در عرصه حقوقی یا افکار عمومی بدل کنند. در نهایت اما مسیر بقا و رشد برای بازیگران تازهوارد در بازآفرینی الگوهای موجود نیست، بلکه در خلاقیت و ارزشهای متفاوتی است که بتواند سبک زندگی جامعه را غنیتر کند.
🔻آنچه تعیینکننده است نه صداهای بلندتر، بلکه ردپایی است که هر برند در حافظه اقتصادی و اجتماعی جامعه بر جای میگذارد.
📍از متن «پارادوکس رقابت در اقتصاد پلتفرم: از کارایی تا انحصار» در اندیشه پویا شماره ۹۸
#اخبار_کسب_و_کارها
#اسنپ_فود
@andishepouya
اندیشه پویا فقدان استاد بهرام بیضایی را به همهی دوستداران راستین ایران تسلیت میگوید✨
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
📍«امت» و شعارهایش
👈دربارهی کتاب «امت در فراسوی نیک و بد»
🔻هفتهنامهی «امت» ارگان جنبش مسلمانان مبارز به رهبری حبیبالله پیمان در هر شماره، اصلیترین شعار نشریه را با حروف درشت در پایین صفحات چاپ میکرد. شعارهایی که به زبان امروزی، چون توئیتی کوتاه، خلاصهی دیدگاه «امت»را منعکس میکرد و گردانندگان «امت» مخاطبان را به بریدن و تکثیر و پخش شعارها تشویق میکردند. آنچنانکه در«امت در فراسوی نیک و بد» میخوانیم، در میان شعارهای منتشرشده «امپریالیسمستیزی» با ۶۹شعار و «عدالتخواهی» با ۳۷شعار بیشترین فراوانی را داشتهاند.
🔻«امت» معتقد بود «پیکار علیه امپریالیسم باید از حدود مرزهای جغرافیایی و سیاسی خارج شود» و «آتش مبارزه علیه امپریالیسم را در کلیهی سرزمینهای تحت تسلط و در درجهی اول ممالک اسلامی شعلهور سازد». به همین دلیل شعارهایی چون «پیروز باد مبارزات آزادیبخش خلق قهرمان فلسطین» و «ما با تفنگ میجنگیم و بدون تفنگ هیچگاه وارد فلسطین نخواهیم شد»، از جمله شعارهای درشتنویسی بر پیشانی امت بود.
🔻از دیدگاه «امت» با پیروزی انقلاب، امپریالیسم همچنان در ایران کارگزارانی داشت که در رأس آنان، مالکان کارخانجات بزرگ و سرمایهداران قرار داشتند. به همین دلیل، «امت»مرتب بر ضد «سرمایهداران وابسته» شعار میداد و بهویژه با برندهای بزرگی چون ارج، مینو، ایرانناسیونال و بنز خاور خصومت داشت. در یکی از مقالات «امت»، اقتصاد ایران به «اسب عصاری» امریکا تشبیه شده بود؛ اسبی که بر گردِ دایرهای بسته میچرخد و سنگ آسیاب را میگرداند، بیآنکه بداند برای چه و به سودِ که: «عصاریهای امپریالیسم در ایران اسامی مختلفی دارند: کارخانجات ایرانناسیونال، کارخانجات مونتاژ رادیو، تلویزیون، یخچال و خلاصه کلیهی کارخانجات وسایل برقی و غیربرقی مصرفی مونتاژی.» به این ترتیب «امت»با چاپ شعارهایی چون «بعد از بانکها، باید سرمایهداری وابسته، ملی گردد»،تلاش میکرد از طریق منکوب کردن سرمایهداران بزرگ با امپریالیسم مبارزه کند.
🔻 «امت» برای تودههای مردم وعده بهشت نیز داشت؛ با شعارهایی درشتنویسیشده و بهظاهر زیبا و عدالتطلبانهای چون: «در جمهوری اسلامی ظلم نیست، فقیر و غنی وجود ندارد»، «تا برقراری جامعهی بیطبقهی توحیدی نهضت ادامه دارد».حالا که نزدیک به نیم قرن از شعارهای پرشور «امت»گذشته، شاید بتوان ارزیابی بهتری از نتایج این شعارها به دست داد. نه امپریالیسم و سرمایهداری فروپاشید، نه جامعه بیطبقهی توحیدی برقرار شد و نه فاصله فقیر و غنی از بین رفت.
🔻ازمتن گزارشی دربارهی کتاب «امت در فراسوی نیک و بد» به قلم علی ملیحی. شماره.۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈هر پیرمردی که بمیرد یک کتابخانه است که میسوزد
🔻وقتی نتوانست کار تئاتر را ادامه بدهد به تهران آمد و به سیاق برخی زندانیهای سیاسی تحصیلکرده به سازمان تحقیقات و پژوهشهای اجتماعی دانشگاه تهران رفت و همکار محمود زند مقدم شد. نهادی نیمهدولتی که با بودجهی وزارت علوم کارهای میدانی در حوزهی جامعهشناسی، فرهنگ و آموزش انجام میداد. در آن برهه بهنوعی، به بلوچستان تبعید شده بود و بیشتر کارهای پژوهشی دربارهی اقوام و مناطق محروم ایران انجام میداد. او از این تجربه بهعنوان «مواجههای واقعی با حاشیه و فقر و بیقدرتی» یاد میکند. در همان روزها در نامهای به یکی از دوستانش مینویسد: «در بلوچستان فهمیدم که فقر یعنی حذف از زبان. مردم حرف میزنند اما کسی نمیشنودشان. در اینجا فقر یعنی بیزبانی.» بعدها در رمان خسرو خوبان از مشاهداتش در بلوچستان استفاده کرد، چنانکه خودش در گفتوگویی میگوید: «در بلوچستان دیدم آدمی چگونه در بیزمانی زندگی میکند. در خسرو خوبان همین را نوشتم.»
🔻رضا دانشور سال ۱۳۶۲ از ایران میرود و ساکن پاریس میشود. وقتی میرسد کاری جز شوفری نمیتوانست بکند. هنوز زبان بلد نبود. روزهایش تقسیم میشد بین رانندگی و کتاب خواندن. حدود یک دهه بعد یعنی در سال ۱۳۷۳ رمان خسرو خوبان را منتشر میکند. در تبعید، رضا دانشور به نویسندهای تبدیل شد که نوشتن را شکل دیگری از ایستادگی میدید. در پاریس، میان تبعیدیان و بیوطنی، هنوز به زبان فارسی وفادار ماند و گفت: «وقتی زبانت را از تو بگیرند، وطن را هم گرفتهاند.» باور داشت نویسنده، هرجا که باشد، باید حافظِ حافظهی جمعی بماند، نه بهعنوان نوستالژی، بلکه بهعنوان مسئولیت.
🔻در روزهای آخر عمر در صفحات آغازین یک دفترچهی خاکستری کوچک دربارهی خودش نوشته بود: «حیفم من که بمیرم. و هرچه پیرتر میشوم حیفتر. یک بار یک کسی گفته است هر پیرمردی که بمیرد یک کتابخانه است که میسوزد. گمانم بورخس بوده که کمگفته، مفتون عشقش به کتابخانه، فراموش کرده کتابها مقید سطورند، زندانی جلدها. و کلمهها بالقوهاند و من بالفعلم، حاضر و کمربسته و سخنگو. کتابها شیریاند که باید در رگها بدوند تا خون شوند، من درخت خونم ایستاده در نبض زمان، در طپش یکنواخت جهان که ضربآهنگش را دیگرگون میکنم اگر قدم از قدم بردارم.»
📍گزارشی به قلم قاسم فتحی دربارهی رضا دانشور. اندیشه پویا ۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
📍یک بار مصرف یادگاری
🔻اسنپفود را باز میکنم. ماکارونی و ماست را سفارش میدهم. در بخش توضیحات اضافه میکنم که لطفاً روی ظرف غذا نام دخترم را بنویسند؛ چون در دو ساعت باقیمانده از مدرسه، غذا را در یخچال میگذارند. وقتی ظرف غذا را به دخترم تحویل دادند، اسمش روی ظرف نوشته شده بوده. فکر میکند اینکه این بار بسته دم در مدرسه آمده خیلی تجربهی هیجانانگیزی حتا برای «آقای پیکی» بوده.
🔻دخترم میگوید: «چند روز پیش توی مدرسه یه بسته برام اومد. روش اسمم رو نوشته بود. من تونستم بخونم. ظرفش رو یادگاری نگه داشتم. بیای خونهمون بهت نشون میدم.» زیرچشمی به مامان نگاه میکنم تا ببینم واکنشش به سفارش ماکارونی که به قول خودش «کاری نداشت» چه بوده. مادرم چیزی نمیگوید اما مطمئنم بالاخره بابِ صحبت از اهمیت پختن غذای خانگی را باز خواهد کرد.
🔻ما سه نسل زن در یک خانوادهایم. مادرم هنوز به این اعتقاد دارد که هر روز باید غذایی تازه در خانه پخته شود؛ حتا با وجود اینکه شبها به قول خودشان «غذای حاضری» میخورند. منظورش از غذای حاضری سوپ یا نان و پنیر است.
🔻من دیگر درگیر این نیستم که همیشه باید در خانه غذای آماده داشته باشیم و بسیار میشد غذاهایمان را از بیرون سفارش بدهیم؛ چیزی که مادرم اصلاً نمیپذیرفت و بارها گفته بود درست است سرم شلوغ است اما توجه به تغذیهی بچه از هر چیزی واجبتر است. با مادرم همنظر بودم اما نمیتوانستیم به تفاهم برسیم تنها کسی که میتوانست غذای سالم برای دخترم بپزد، من هستم.
🔻به کابینتی فکر میکنم که در پایان سال تحصیلی، ظرفهای یکبار مصرف بسیاری در آن است که نام دخترم بر روی آن نوشته شده است؛ نشانههای فیزیکی یکی از خاطراتی که از سال اول مدرسه در ذهنش باقی خواهد ماند. شبیه اولین کتابهای مدرسه، اولین لوحهنویسیها و اولین عددهایی که در کتابهایش نوشته؛ یادگاریهای یکبارمصرفی که برای همیشه در ذهنش خواهد ماند.
👈از متن «یکبار مصرف یادگاری».
اندیشه پویا ۹۹
#اسنپ_فود
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
گزارشی که مثل بمب بود!
🔻یک روز در فروردین ۱۳۵۷، من در دفتر مخصوص نشسته بودم، تیمسار مقدم که آن زمان هنوز رئیس رکن دو ارتش بود به من تلفن کرد و گفت: میخواهم با عجله شما را ببینم. با لباس شخصی آمد به دفتر من و گفت: اشهد خودم را گفتم و بعد آمدم اینجا، مملکت دارد میرود رو به انقلاب و این گزارش را خطاب به شاه نوشتم و خواهش میکنم شما بدهید به همسرش بدهند به شاه. اما اول بخوانید اگر تصدیق میکنید بدهیم. ولی من فکر میکنم یا از ریاست ادارهی دوم معزول میشوم. یا بازداشتم میکنند.
🔻گزارش را خواندم. بیست و سه صفحه بود. نوشته بود خطرات زیادی مملکت و رژیم را تهدید میکند و باید اقدامات فوری و اساسی برای نجات ایران صورت گیرد؛ باید با روحانیت مذاکره شود، با جناح معتدل روحانیت و بهخصوص آیتالله شریعتمداری و قم کنار بیاییم. همچنین افرادی که به غلط یا به صحیح نزد افکار عمومی محکوم هستند کنار گذاشته و فدای بقای سلطنت و بقای ایران بشوند. سی نفر را در این گزارش نام برده بود، که اینها بدنامترین افراد نزد افکار عمومی هستند. تا جایی که بنده اسمها را به یاد دارم، وزیر دربار هویدا، هوشنگ انصاری رئیس شرکت نفت، نصیری رئیس ساواک، چند تن از رجال دولتی مانند ولیان، روحانی، شیخالاسلام و نیکپی در لیست بودند. همچنین از خانوادهی سلطنتی اشرف و فرزندش شهرام، محمودرضا، غلامرضا، عبدالرضا نامشان در لیست بود. برخی اطرافیان شاه مانند دکتر ایادی و هوشنگ دولو و برخی اطرافیان فرح مانند کامران دیبا و لیلی امیرارجمند نیز در لیست بودند. دربار شاهنشاهی بر اساس این لیست باید جارو میشد. این گزارش مانند یک بمب بود. گفتن آن اسامی در آن روزها، کار کوچکی نبود و به همه برمیخورد. بلند شدم و مقدم را بوسیدم. گفتم: تمام حرفهایتان درست است.
🔻در حضور ایشان نامهای نوشتم به فرح، تمام این جریان را نوشتم و گفتم خواهش کردهاند که این را به حضورتان تقدیم بکنم که به شرف عرض برسانید. این گزارش رفت. سهـچهار ساعت بعد فرح به من تلفن کرد و گفت: گزارش رسید متشکرم، این گزارش را شما خواندهاید؟ گفتم: بله، برای اینکه تیمسار مقدم از من خواهش کرده بود این گزارش را بخوانم و بگویم که بفرستد یا نفرستد. گفت: آخر تویش یک چیزهایی بود که شما نمیبایستی میدانستید. من هم گفتم: در هر قهوهخانهای در شهر تشریف ببرید این چیزها را میدانند. ایشان هم با عصبانیت گوشی تلفن را زمین زد.
📍از متن خاطرات هوشنگ نهاوندی. منتشر شده در اندیشه پویا ۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈هزاران صفحه ورق خورد تا اندیشه پویا به شمارهی ۱۰۰ رسید. حالا هم چشمبرهمزدنی کافی است تا صدمین شماره را بگذاریم توی دستانِ شما که در این ۱۴ سال همراهِ همیشگی اندیشه پویا بودید. راهی که با هم آمدیم سخت بود و ناهموار؛ از ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۴، حتا پیچِ قرن را هم با همدیگر رد کردیم. یادتان هست که به شمارهی ۶۵ که رسیدیم، کرونا آمد و خیلی از شما میترسیدید که اندیشه پویا را به خانه راه دهید؟ در این ۹۹ شماره، ما نوشتیم و شما خواندید. حالا در شمارهی صدم وقتش رسیده که شما بنویسید و ما بخوانیم. این یک دعوتِ خودمانی است، پس با اندیشه پویا راحت باشید و از حسوحال و آشنایی و خاطراتتان در ۱۰۰ شمارهی طی شده برای ما بنویسید. ما مشتاق خواندنِ روایت شما از این همراهی و دوستی طولانی هستیم. از میان روایتهای شما، سه روایت در شماره ۱۰۰ منتشر خواهد شد.
📍نوشتههایتان را به شماره تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ برای ما بفرستید. راستی لطفا کوتاه بنویسید: چهارصد تا هفتصد کلمه. منتظریم.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
📍گفتوگو با مصطفی ملکیان دربارهی فن و شبهفن بودن رواندرمانگری. اندیشه پویا ۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
📍گفتوگوی یاسر میردامادی با داریوش آشوری دربابِ زبان جنگ. اندیشه پویا ۹۹
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈اندیشه پویا ۹۹ در پاییزِ بدون باران آمد!
شمارهی ۹۹ اندیشهپویا با مقالات و گفتگوهای خواندنی همین روزها منتشر میشود. شما میتوانید نسخهی خودتان از اندیشه پویا را با ارسال پستی رایگان پیشخرید کنید. برای پیشخرید اندیشه پویا کافی است مبلغ ۲۴۰هزارتومان به شماره کارت بانکی ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/براتاله صمدیراد) واریز کرده و تصویر فیش واریزی را برای ما ارسال کنید.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈اندیشه پویا ۹۹ در پاییزِ بدون باران آمد!
شمارهی ۹۹ اندیشهپویا با مقالات و گفتگوهای خواندنی همین روزها منتشر میشود. شما میتوانید نسخهی خودتان از اندیشه پویا را با ارسال پستی رایگان پیشخرید کنید. برای پیشخرید اندیشه پویا کافی است مبلغ ۲۴۰هزارتومان به شماره کارت بانکی ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/براتاله صمدیراد) واریز کرده و تصویر فیش واریزی را برای ما ارسال کنید.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈اندیشه پویا ۹۹ در پاییزِ بدون باران آمد!
شمارهی ۹۹ اندیشهپویا با مقالات و گفتگوهای خواندنی همین روزها منتشر میشود. شما میتوانید نسخهی خودتان از اندیشه پویا را با ارسال پستی رایگان پیشخرید کنید. برای پیشخرید اندیشه پویا کافی است مبلغ ۲۴۰هزارتومان به شماره کارت بانکی ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/براتاله صمدیراد) واریز کرده و تصویر فیش واریزی را برای ما ارسال کنید.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
👈اندیشه پویا ۹۹ در پاییزِ بدون باران آمد!
شمارهی ۹۹ اندیشهپویا با مقالات و گفتگوهای خواندنی همین روزها منتشر میشود. شما میتوانید نسخهی خودتان از اندیشه پویا را با ارسال پستی رایگان پیشخرید کنید. برای پیشخرید اندیشه پویا کافی است مبلغ ۲۴۰هزارتومان به شماره کارت بانکی ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/براتاله صمدیراد) واریز کرده و تصویر فیش واریزی را برای ما ارسال کنید.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
📍مقالهای دربارهی ماکس وبر به قلم انریکه کراوسه که با ترجمهی آیدین رشیدی در اندیشه پویا ۹۸ منتشر شده است.
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
🔻وقتی اولین بار کتابی را که دربارهی نازایی نوشته بودم در دست گرفتم سبکیاش متعجبم کرد. یکجور سبکی دور از انتظار. آدم همانقدر که از سنگین بودن غیرمنتظرهی اشیا جا میخورد از سبکی غیرقابلپیشبینی هم متعجب میشود. وزنی که آن لحظه توی دستم حس میکردم برای کتابی ۱۳۱ صفحهای عادی بود اما برای رنجی چندین ساله نه. همهی تجربههای ناخوشایند نازایی ــاز ساعتها و روزهای طولانی در کلینیکها و مطب پزشکان تا ناکامیها و سقط جنینــ که سالها روی شانهام اندازهی یک کوه وزن داشت، حالا توی دستم حتا کمتر از نیم کیلو بود.
🔻کُری تیلُر، نویسندهی استرالیایی کمی قبل از تولد پنجاه سالگیاش میفهمد سرطان بدخیم پوست دارد. چند سال بعد وقتی سلولهای سرطانی به کبد، ریه و مغزش میرسد یک جور داروی خودکشی را آنلاین از چین میخرد. داروی کشنده را در یک کیسهی وکیوم و همراه با یادداشت خودکشی در مکانی امن نگه میدارد ولی هیچوقت از آن استفاده نمیکند و در عوض کتاب نوشتن از مرگ را مینویسد که کمی قبل از مردنش منتشر میشود. هرچند این یک دستاورد ادبی است که هم رابطهی نویسنده را با مرگ تغییر داده و هم درک خواننده را از زندگی، اما احتمالاً خانم تیلر میدانسته کارهای اندکی میتوانند به قدر نوشتن آشفتگیها، رنجها و سردگرمیهای آدم را سر و سامان بدهند. شبیه یک رواندرمانی اما بدون رواندرمانگر. بیشک نوشتن از مرگ نمیتواند مرگ را به تعویق بیندازد. سرطان کار خودش را انجام داد و کری تیلر کمی پس از انتشار کتابش از دنیا رفت، اما احتمالاً این کار توانست ماهها و روزهای پایانی و پر از درد و رنج زندگی را برایش تحملپذیر کند.
🔻بعد از انتشار کتابم تا مدتی در جلسات رونمایی و نقد شرکت کردم، با خوانندگان حرف زدم، نظرات موافقان و مخالفان را شنیدم و به همان کارهایی مشغول بودم که هر کسی بعد از انتشار کتابش انجام میدهد. از یک جایی به بعد دیگر نازایی مسالهی شخصی و آزاردهندهی من نبود، سوژهی کتابم بود، بخشی از حرفهام که میتوانستم حرفهای و عاری از هر احساس منفی یا مثبت به آن توجه کنم. در جلسات دربارهی صحنههای مختلف کتاب حرف میزدم اما در هیچ کدام از آن لحظات نه بغض داشتم و نه گریهام میگرفت. چون آن خاطراتی که پیش از آن به گریهام میانداختند حالا بیرون از ذهنم بودند و بخشی از کتاب. گاهی فراموش میکردم همهی آنها را زندگی کردهام.
📍از متن روایتی به قلم بنفشه رحمانی نویسندهی کتاب «گورهای بیسنگ» دربارهی تراپی. متن کامل در اندیشه پویا ۹۸
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya