♨️حجت الاسلام والمسلمین سید محمود دعایی درگذشت
🔹 او عضو مجمع روحانیون مبارز از سال ۱۳۶۶ تاکنون، سرپرست موسسه اطلاعات از سال ۱۳۵۹ تاکنون و نماینده شش دوره ابتدایی مجلس از ابتدا تا سال ۱۳۸۳ بود
@salamonlline
چه قصهها که بزرگان به کار ما کردند
چگونه با تو بگویم به ما چها کردند
پرندگان رها خال آسمان رفتند
مرا به حال خودم در زمین رها کردند
چه رفت بعد تو غواص دست بستهٔ من!
برادران تو در خون تو شنا کردند
به اتهام همین دست و پای صدپاره
هزار بند برای تو دست و پا کردند
تمام همت یک عده تا همین جا بود
به یادبود تو تابوت جا به جا کردند
دهان گشودم و از رنج مادرت گفتم
سکوت کردم؛ از بس سروصدا کردند
همینکه خنده به لب آمد، آمدند و چه زود
به لطف همت خود جشن را عزا کردند
کنار سفره نشستند و با صدای بلند
برای شادی روح شما دعا کردند
به چشمهای همه غم نشسته بود ولی
به شادمانی روح تو اکتفا کردند
کنار سفره اگر اندکی شلوغ شده
برای اهل دعا جای تازه وا کردند
همیشه معجزهٔ واژگونه آوردند
نخند، جان خودم مار را عصا کردند
تمام سال فقط قصهٔ عبث گفتند
تمام عمر فقط خوب ادعا کردند
چکید در شب ما قطرههای خون شما
چه رازهای مهیبی که برملا کردند
#آرش_شفاعی
مسعود اطیابی، کارگردان فیلم «انفرادی» در گفتوگو با جامجم:
⭕️ فرمول پرفروش ساختن را بلد نیستم!
💢 مسعود اطیابی که این روزها مشغول ساخت فیلم «بخارست» برای اکران در سینماهاست، از اکران «انفرادی» احساس رضایت دارد و میگوید مخاطبی که بعد از تماشای این فیلم از سالن سینما بیرون میآید حالش خوب است، چون فیلمی مفرح دیده و شاید دوساعتی به مشکلات زندگی فکر نکرده است.
💢 اطیابی در تجربههای اخیرش، «دینامیت» و «تگزاس ۱ و ۲» سراغ ژانر کمدی رفته و توانسته رکوردهای فروش در گیشه سینمای ایران را بشکند. با او درباره فیلم انفرادی و همچنین راز موفقیت فیلمهایش در گیشه گفتوگو کردهایم.
✅ در جامجم بخوانید
🆔 @JamejamDaily
گریهام گرفت در سالن ایستگاه
مثل #خیام در کارگاه کوزهگری
و به دوستانم فکر کردم
که یا مردهاند
یا در آسایشگاه به آتش سیگارشان خیرهاند
#آرش_شفاعی
#گوزن_در_بوران_شدید
🗞 صفحه نخست #روزنامه_جام_جم، ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱
💢 رگزنی تاریخ / درباره «جیران» که در کارنامه حسن فتحی برگشت به عقب محسوب میشود
💢 استقلال بعد از ۳۲۹۶ روز لیگ برتر را فتح کرد / حس خوب قهرمانی
💢 درمان با بوی اسکناس
💢 جوان سفید پوست آمریکایی ۱۰ سیاهپوست را به قتل رساند / قهقهه خونین نژادپرستان در نیویورک
💢 این گزارشها و کلی مطالب دیگر را در شماره ۶۲۱۴ روزنامه جامجم بخوانید:
📌 jamejamdaily.ir
🆔 @JamejamDaily
🗞 صفحه نخست #روزنامه_جام_جم، ۲۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱
💢 رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از معلمان مطرح کردند؛ نقشه راه تربیت نسل آینده
💢 کارفرمایان دنبال جذب حمایت/گزارش جام جم از تداوم اختلاف کارفرمایان درباره کارگران با آثار دستمزد جدید
💢 بلاگرها با ذائقهسازی غلط و داشتن درآمدهای نجومی، مالیاتی هم نمیپردازند/ماموریت؛ تخریب سبک زندگی
💢 مهمانان ویژه نمایشگاه بین المللی کتاب در گفتوگو با جامجم/به ایجاد گفتمان فکر نمیکنیم
💢 ۱۰ دلیلی که نشان میدهد ایرانیها اهل کتاب خواندن هستند / ما کتابخوان هستیم!
💢 گزارشی از افزایش دو تابعیتیها در فوتبال ایران و تبعات آن/دار و دسته دو تابعیتیها
💢 این گزارشها و کلی مطالب دیگر را در شماره ۶۲۱۱ روزنامه جامجم بخوانید:
📌 jamejamdaily.ir
🆔 @JamejamDaily
«شغلی ناپایدار» در «عرصهای رنجور»
✍🏽 مجید رضاییان/ استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم
یکم: روزنامهنگاری شغل است یا منزلت؟
بر این باورم که روزنامهنگاری «ساعت و زمان» نمیشناسد، زیرا عرصهای است پرخطر با تلاشهای پیگیرانه و مداوم تا رسیدن به نتیجه. بنابراین تصدیق خواهید کرد که چنین کنشی - از نظر صنفی - چندان «فرمپذیر» نیست.
اینک اما اگر بخواهیم با دیدۀ اغماض به موضوع بنگریم و روزنامهنگاری را – بهجای آنکه «منزلتی ارجمند» بپنداریم - یک شغل، مانند دیگر صنفها، قلمداد کنیم، به «ناپایداری این شغل در ایران» و در مقایسه با دیگر کشورها بیشتر پی خواهیم برد. دلایل این ناپایداری چیست؟ «کمبود آموزش و مهارتهای حرفهای» است؟ «استاندارد نبودن» رسانههای ماست؟ «کمبود آزادی بیان» علت اصلی قلمداد میشود؟ یا سایۀ «اسپانسرهای دولتی بر رسانهها» پایداری این شغل را تا این حد تنزل داده است؟
دوم: عوامل درونی ناپایداری این شغل را بشناسیم
ضربالمثل شیرین ادبیات پارسی به ما گوشزد میکند که «سوزنی به خویش و سپس جوالدوزی به دیگران» را سزاوار بدانیم. بر این سیاق ابتدا عوامل درونی این ناپایداری را باید واکاوی و بازخوانی کنیم. واقعیت این است که «مهارتهای حرفهای» شرط اول احراز صلاحیت فرد بهعنوان روزنامهنگار است، این امر تا آن حد اهمیت مییابد که در «دشوارترین شرایط»، روزنامهنگار میتواند راهی بیابد و اثری را منتشر کند. همین مهارت در شرایط پیچیده به مدد او خواهد آمد تا بسیاری از «حساسیتهای حاکمیت» و «مخاطبان» را «نرم و منطقی»، گاه مستقیم و گاه غیرمستقیم در تولید اثر خویش در نظر بگیرد و در انتشار موفق شود. افزون بر این، بهسهولت از موانع ساختگی عبور کند. اینک اگر بخواهیم دو پایۀ مهمِ «سواد ادبی» و «اشراف کارشناسی» بر حوزۀ مربوطه را به این مهارت بیفزاییم، معمای «احراز صلاحیت فرد برای روزنامهنگاری» بهمراتب دشوارتر میشود. بدیهی است ضعف این عوامل - مهارت، سواد ادبی، اشراف کارشناسی - تا چه اندازه میتواند شغل روزنامهنگاری را ناپایدار و موقت کند و حتی تنزل دهد.
سوم: ناپایداری این شغل با استانداردسازی رسانهها رابطهای معنادار دارد؟
در سال ١٣٨٠، به دلایلی روشن، بحث «لزوم استانداردسازی رسانهها» را پی گرفتم. از آن زمان تاکنون همه بهوضوح دریافتهایم که «رسانههای غیراستاندارد» چه لطمۀ سنگینی به ناپایداری این شغل وارد کردهاند. به این عامل سایۀ سنگین «اسپانسرهای دولتی بر سر رسانهها» را نیز بیفزایید. حالا در چنین شرایطی از وب یک به وب دو وارد شدهایم و ناگهان «موج پلتفرمهای جدید در شبکههای اجتماعی»، همۀ رسانهها – اعم از دولتی و خصوصی - را به چالش کشیده است. تردیدی باقی نمیماند که اگر از ابتدا و در همان دورۀ پیش از شبکههای اجتماعی، یا وب دو، به استانداردسازی رسانهها اعتنا میکردیم، امروز شاهد این حد از ناپایداری در شغل روزنامهنگاری نبودیم، زیرا یکی از فاکتورهای رسانههای استاندارد جدا کردن مرز روشن مطالعات روزنامهنگاری از مطالعات رسانه است. تفکیک بین روزنامهنگاری و تولید محتوا در چارچوبهای حرفهای از سیاستهای خام و یکسویۀ رسانههای دولتی است؛ رسانههایی که نیاز مخاطب – ارزش رویداد هرگز برای آنان اولویت نبوده و نیست.
چهارم: عوامل بیرونی ناپایداری این شغل
سه ضلع این مثلث را تصور کنید: حکومت یا سیاست، فرهنگ، قانون. این مثلث به ما چه میگوید؟ روزنامهنگاری حرفهای و شغلهای پایدار این رشته در کشورهای توسعهیافتۀ جهان یادآور میشوند که حکومت افکارعمومی و رسانه را نادیده نمیگیرد، آزادی بیان را بیش و پیش از آنکه یک حق قلمداد کند به یک فرهنگ تبدیل کرده، قانون نیز برای روزنامهنگار، مانند قضات و دیپلماتها، «مصونیت حقوقی» قائل میشود.
یک پرسش ساده: از اضلاع سهگانۀ این مثلث برای دستیابی به پایداری شغل روزنامهنگاری، ما کدامیک را در اختیار داریم؟ پاسخ به این پرسش داوری ما را در خصوص عوامل بیرونی تأثیرگذار بر شغل روزنامهنگاری تبیین و روشن میسازد، مشروط بر آنکه پاسخ به این پرسش را سیاسی نکنیم؛ نگاه علمی و صددرصد پژوهشمحور در کنار بررسیهای میدانی و تجربی میتواند بسیار راهگشا باشد.
🗞این یادداشت در شماره ١٤٢ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است.
◾️◾️◾️
مدیریت ارتباطات را با تخفیف و به راحتی از دیجیکالا بخرید یا با بخش توزیع به شماره تلفن: ۸۸۳۵۶۴۳۶-۰۲۱ تماس بگیرید. طاقچه و مگیران، دیگر راههای خرید آنلاین این نشریه هستند.
یک غزل تازه
در بهار از من مخواه از بوسه خودداری کنم
خلوتی باید بجویم تا مگر کاری کنم
از لبت در قصر شیرینت بنوشم تا گلو
منکه چون مجنون نمیخواهم خودآزاری کنم
هرچه با تصویر مجنون زندگی کردم بس است
کاش با خسرو کمی همذات پنداری کنم
حس کنم اسبی سپیدم در علفزاری وسیع
روز و شب در جسم و جان احساس هشیاری کنم
حال خسرو داشتم، شال از سرت برداشتم
تا که از آن روی شیرین پرده برداری کنم
دور شد از قسمتم بخت جوان، تخت روان
باید از طبع روانم بهره برداری کنم
تا که با احساس، شعرم را بخوانم پیش تو
باید از حال خوشم امشب پرستاری کنم
خواه در طوفان رمل و خواه در بوران سنگ
قطره قطره شعر را در جان تو جاری کنم
#آرش_شفاعی
⭕️ سیمین دانشور که بود؟
💢 غیر از این که او نویسنده و استاد دانشگاه تهران بود، زبان انگلیسی را بهخوبی بلد بود، شنا و اسبسواری میدانست، حواسش به مسائل روز و نقدهای اجتماعی بود، موسیقی خوب میشنید و... اما متفاوت شدن، یک اتفاق ناگهانی نیست.
💢 شخصی مثل سیمین خانم خودش هم متفاوت زندگی میکرده که حاصلش کلی افتخارات «اولین» شده، بدون آن که غرور و خودبینی بزرگی او را فرا گرفته باشد...
مروری بر زندگی سیمین دانشور در جامجم 👇 :
🔗 jamejamdaily.ir/Newspaper/item/138711
🆔 @JamejamDaily
🔶 استاد شریعتی، آموزگار دینی که تساهل در بطن آن قرار دارد.
🆔@shariati_foundation
🆔@saeidzibakalam
کفر میگویم ولی
جا داشت با چشمان تو
آیۀ تغییر قبله ناگهان نازل شود...
#آرش_شفاعی
🔻صدای حجة الحق محمد تقی ادیب نیشابوری
ادیب اول به روایت ادیب دوم (۱۳۵۵-۱۲۷۴)
🔹انتشار برای نخستین بار در وب | از مجموعه پژوهشی چراغداران فکر و فرهنگ و دایرةالمعارف بزرگ صوتی ایران ...
متخلص به «حجة الحق» و «راموز» از دانشمندان علوم اسلامی معاصر و شاعر و متخصص ادبیات عربی بود. در رشتههای ادبیات فارسی، منطق، فلسفه، ریاضیات، طب، نجوم تحصیل کرده بود. شاگرد عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول) بود.
ادیب اول و دوم از اتفاقات درخشان ادبیات در خراسان است که تقریبا هر شاعر و ادیب نامدار روزگار ما از این دو به نیکی یاد کرده اند. آنچه در این بسته می شنوید برای نخستین بار در وب منتشر می شود از مهربانی های شادروان محمد عظیمی به ماست. محمد عظیمی در روزی از سال 1354 به خدمت ایشان رفته با ضبط صوت و چند ساعت با ایشان گفتگو کرده است که در کتاب زندگی و آثار ادیب اول و دوم از سری کتابهای پژوهشی چراغداران فکر و فرهنگ ایران منتشر خواهد شد. شنیدن این صداهای آسمانی و معنوی برای بسیاری از چهره های ادب و فرهنگ امروز ما تجربه ای نادر و هدیه ای گرانبها است.
📟 به اشتراک بگذارید
پیوستن به چراغداران: t.me/Chraghdaran
قاسم آهنین جان در گذشت
قاسم آهنینجان (زاده ۲۶ شهریور ۱۳۳۷ اردبیل) شاعر، منتقد ادبی و فیلمساز ایرانی درگذشت. وی فعالیت هنری را از سال ۱۳۶۴ آغاز کرد. از او تاکنون بیش از ۱۱ جلد کتاب به چاپ رسیده است، که کتاب بچگیها در شب سقاخانه از او، اثر برگزیده سال ۱۳۸۶ کشور شد.
قاسم آهنینجان
قاسم آهنینجان در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۳۷ در شهر اردبیل زاده شد. خانواده وی در سال ۱۳۴۲ به شهر اهواز، در استان خوزستان مهاجرت کردند و او دوران نوجوانی و تحصیلات متوسطه خود را در این شهر سپری نمود. آهنینجان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با بخشهای مختلف هنر آشنا شد. وی فعالیت هنری را از ابتدای دهه ۱۳۶۰ با حضور در کلاسهای کارگردانی کیانوش عیاری آغاز کرد، سپس دورهای کوتاه به عنوان بازیگر در فیلم جدال بزرگ به کارگردانی علیاصغر شادروان حضور داشت. او در سال ۱۳۶۵ فیلمی داستانی به نام «شیهه زخم» ساخت، که فاقد کلام بود و از موسیقی باب دیلن بهره میجست.
آهنینجان فعالیت جدی خود در زمینه ادبیات را از اواخر دهه ۱۳۶۰ با نشر شعرهایش در مجله دنیای سخن آغاز کرد و نخستین مجموعه شعر خود با عنوان ذکر خوابهای بلوط را در سال ۱۳۷۲ با حمایت شاپور بنیاد، که مدیریت انتشارات نوید شیراز را برعهده داشت، منتشر نمود.از او تاکنون ۱۱ مجموعه کتاب شعر منتشر شده است.
⭕️خواب خانوادگی فیلها که با پهباد عکس برداری شده است.
🆔 @JamejamDaily
⭕️سخنان منتشر نشده از حاج احمد متوسلیان قبل از فتح خرمشهر
💢برادرها! این من و شما هستیم که باید اسم خونین شهر رو با فتح اون از روش برداریم و دوباره تبدیلش کنیم به خرمشهر ...
🆔 @JamejamDaily
چرا خیام جهانی شده است؟
آرش شفاعی
شاید برای بسیاری از شما این سؤال مطرح شده باشد که چرا شعرهای شاعری مانند خیام نیشابوری تا این حد در سطح جهان مطرح شده است؟ چرا یک انگلیسی مرفه مانند فیتزجرالد با خواندن رباعی های شاعری که قرن ها پیش در نیشابور می زیسته و در زمانه خود و حتی سال ها بعد به عنوان ریاضیدان و منجم مشهور بوده است، نه شاعر؛ چنان منقلب شده که همه زندگی خود را بر سر ترجمه و انتشار رباعی های خیام گذاشته است؟
این سؤال البته جواب روشنی هم دارد که شاید تأمل در آن به درد امروزما هم بخورد. خیام همه هنر شاعری خود را در چندصد رباعی گذاشته و با همین تعداد اندک، مرزهای جهان ادبیات را در نوردیده است. البته رباعی های او از نظر شیوه بیان و صنایع ادبی هم غنی است اما مهمتر از آن، حرف هایی است که خیام در رباعی هایش زده است. حرف های خیام آنچنان بزرگ، مؤثر و فرامرزی و جهانی بوده است که انسان هایی در قرن ها بعد را هم به خود جذب کرده است.
اگر اسطوره، داستان، فلسفه، عشق و عرفان را جلوه های مختلفی از بروز احساسات و تفکرات انسانی بدانیم، سهم شاعران بزرگ ادبیات ما از هرکدام از این جلوه ها، مشخص است و فلسفه سهمی است که خیام از آن میان برده است و شعرهای فلسفی او ( چنان که فلسفه ذاتاً چنین است) حرف های ازلی ابدی انسان های همه دوره های تاریخی را بیان کرده است.
پرسش درباره ماهیت وجودی انسان، اینکه از کجا آمده است و به کجا خواهد رفت و میزان کنشگری سوژه انسانی در زندگی این جهانی، ذهن بسیاری از متفکران را در همه دوره های تاریخی به خود جذب کرده است و خیام هم در همین حوزه به بیان پرسش هایی سخت، جدی و اندیشه سوز پرداخته است.
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است
این دسته که در گردن او می بینی
دستی است که در گردن یاری بوده است
همین و تمام. در چهار بیت حرفی زده است که همیشه انسان ها را تحت تأثیر قرار می دهد. صنایع لفظی هم که البته دارد، جناس دست و دسته هم که به خوبی در بیت نشسته است. تخیل هم که در شعر جریان دارد، تشخص دادن به یک شیء یعنی کوزه و تبدیل کردن آن از یک جسم بی جان به یک انسان جاندار( عاشق زار) نشانه ذهن هنرمند شاعر است اما از همه این چیزها مهم تر، حرفی است که شاعر زده است. مسأله اصلی همین است، حرفی برای زدن داشته باشی که از دل احساس و تفکر برآمده باشد. مشکل اصلی ادبیات امروز ما هم همین است که شاید حرفی نداریم که برای مخاطب جهانی تازه باشد یا هنرمندانی نداریم که حرفی بزرگ، ازلی و ابدی و ماندگار داشته باشند که از دل احساس و تفکر خودشان برآمده باشد.
https://www.jamejamdaily.ir/Newspaper/item/141071
خبر فوری
نمایشگاه بین المللی کتاب تهران سه شنبه تعطیل است
به گزارش ستاد خبری سی و سومین دوره نمایشگاه کتاب تهران نمایشگاه کتاب تهران روز سه شنبه به دلیل آلودگی هوای تهران تعطیل و بصورت مجازی فعال است.
@AvayeQalam
حال خسرو داشتم، شال از سرت برداشتم
تا که از آن روی شیرین پرده برداری کنم
#آرش_شفاعی
امام موسی صدر: اسرائیل شر مطلق است
مراسم تشییع پیکر شهید #شیرین_ابوعاقله در قدس اشغالی
کشته شدن خبرنگار الجزیره در شلیک ارتش اسرائیل
🔹شیرین ابوعاقله خبرنگار معروف شبکه الجزیره در فلسطین امروز در شلیک ارتش اسراییل در منطقه جنین کشته شد.
🔹او هنگام حادثه، جلیقه خبرنگاری به تن داشت و در حال پوشش خبری حمله ارتش اسراییل به منطقه جنین فلسطین بود.
🔹وی از جمله خبرنگاران قدیمی و پرکاری بود که حوادث فلسطین را از نزدیک پوشش می داد/ عصرایران
asriran.com
@MyAsriran
روزگار جامجم
⭕️ ویژهنامه بیست و سومین سالگرد انتشار روزنامه جامجم
💢 در شمارهی ۶۲۰۶ روزنامه جامجم بخوانید :
📌 jamejamdaily.ir
🆔 @JamejamDaily
تصویر «خلیجفارس» روی پرده سینمای ایران چگونه است؟
⭕️ یک آبی کمرنگ
💢 روز دهم اردیبهشت هرسال تقویم به ما یادآور میشود که امروز باید برای خلیجفارس بنویسیم، البته بهتر است بگوییم امروز به طور خاص از خلیجفارس میگوییم زیرا خلیجفارس بخشی از هویت و موجودیت ماست و آدمیزاد نیاز ندارد هر روز درباره خودش و هویتش حرف بزند.
💢امسال به نظر میرسد، حرف زدن از خلیج فارس و تأکید کردن روی هویت ملی و اهمیت این قطعه جغرافیایی خاص در معنای ایرانی بودن، وجهی پررنگتر و برجستهتر دارد.
💢 دلیل؟ حرفهای خواننده لسآنجلسی در گفتوگو با یک رسانه آنطرف آب چنان با موجی از خشم و واکنش ایرانیان چه موافق و چه مخالف جمهوری اسلامی و چه مقیم ایران و چه مقیم خارج روبهرو شد که مجبور گردید مقابل دوربین بنشیند و حرفهایش را پس بگیرد.
💢 وقتی خواننده گفت من ترانه خلیجفارس را در امارات نمیخوانم زیرا این موضوع، مسألهای میان ایران و امارات است؛ همه ایرانیان پاسخش را دادند و گفتند....
یادداشت آرش شفاعی را در روزنامه جامجم بخوانید 👇 :
🔗 jamejamdaily.ir/Newspaper/item/138791
🆔 @JamejamDaily
در افسانهها آمده است كه قُقنُس مرغی است خوشرنگ و خوش آواز كه منقار او سيصد و شصت سوراخ دارد و بر كوه بلندی در مقابل باد نشيند و صداهای عجيب از منقار او برآيد. گفتهاند كه هزارسال عمر كند و چون سال هزارم به سرآيد، و عمرش به آخر رسد، هيزم فراوانی گرد آورد و بر بالای آن نشيمن گيرد و سرودن آغاز كند و مست گردد و بال بر هم زند، بدانگونه كه آتشی از بال او بجهد و در هيزم افتد و او در آتش خود بسوزد و از خاكسترش تخمی حادث گردد و از آن قُقنُسی ديگر پديد آيد. گفتهاند كه او را جفت نيست و موسيقی را از آواز او دريافتهاند.
بين افسانه ققنس و سرگذشت ايران تشابهی می توان ديد. ايران نيز چون آن مرغ شگفت بی همتا، بارها در آتش خود سوخته است و باز از خاكستر خويش زایيده شده.
ایران را از یاد نبریم!
محمدعلی اسلامی ندوشن
چرا همیشه منتظر باشم
مسافری برگردد؟
همین حالا دست میبرم در نقشه جعرافیا
جای مبدا و مقصد را عوض میکنم
و مناظر اطراف میماند
از کدام طرف دیده شوند؟
#آرش_شفاعی
کانال: #اتاقی_در_حومه_خاطره🔻
@rostami_hamid_54
آنچه مرا اولین بار عاشق #سعدی کرد؛ نوا مرکب خوانی بود
معجزهای از #محمد_رضا_شجریان و #پرویز_مشکاتیان
اندوه درگذشت شاعر خوش سخن شیرازی استاد منصور اوجی این روز اردیبهشتی را برای همیشه تلخ کرد.
زندگی همه ما به قول اوجی «کوتاه مثل آه » است اما زندگی شاعرانی چون اوجی پایانی ندارد چرا که آنان در ذهن و زبان مردم ماندگارند