arhamsaraane | Unsorted

Telegram-канал arhamsaraane - تجربه های خوب_همسران موفق

15930

تجربه ونظرات اعضا بدون ذكر نام بهترين راه برای شناخت و درك همسران از خواسته های همدیگر 🔴آیدی ارتباط و تبلیغ 👇 @hamsaraaneAdmin همسران موفق 👇 @Hamsaraane خانمهای قری*مختص خانم ها* 👇 @ide_Hamsaraane مخصوص آقایان:👇 @mardee_zendegi

Subscribe to a channel

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام به همگی
دوست دارم نظر کسایی که پدر و مادر شدن رو بدونم❤️

من و همسرم سه ساله ازدواج کردیم
من 25 و همسرم 26 سالش هست
از نظر درامدی و خونه و ماشین تو موقعیت خوبی هستیم خداروشکر
من چند ماه پیش چکاپ رفتم
و دکتر گفت تنبلی تخمدان داری برای بارداری اقدام کن که ممکن بعدا خیلی سخت بتونی باردار بشی
من این موضوع به همسرم گفتم و اونم موافقت کرد که اقدام کنیم!
اما یه چیزی که این وسط هست ما نسبت به همسن های خودمون خیلی زود ازدواج کردیم و کار کردیم عروسی و خونمون اوکی کردیم؛الان همسرم دائم میگه ما هیچ دوست متاهلی نداریم که رفت و امد کنیم یا میگه ما یه سفر خوب دوستانه نرفتیم
و از این حرفا ما الان بچه بیاریم تازه دوستامون دارن ازدواج میکنن و اخرش حسرت میشه این چیزا برامون
ولی من خودم اصلا اینجوری نیستم و همین الانم از دو نفره سفر رفتن و تفریح کردن لذت میبرم اما همسرم چون اینجوری نیست الان مدتهاست حتی سفرم نمیریم.

من با خودم میگم اگر بخاطر یک سفر با رفیق بچه دار شدن به تعویق بندازم بعد بچه دار نشم چی حسرت اون که بیشتره
و اینکه ما هر دومون اصلا از اون زوج هایی نیستیم که عاشق بچه باشیم و دایم بهش فک کنیم یا اسم انتخاب کنیم ولی اینجوریم نیستیم بچه نخوایم
الان من چندتا نگرانی دارم
که دوست دارم ببینم کسی تو شرایط و سن من هست و بگه چجوریه:
1_من پدر و مادرم جدا شدن و هیچ ارتباطی با خانواده خودم ندارم و نمتونم برای نگهداری بچه کمک بگیرم
(خانواده همسرم هستن و باهم خوبیم ولی چون خیلی تفاوت های زیادی باهم داریم
تراپیست بهم گفت بچه رو پیش اونا نباید بذاری)

2_حرفای همسرم که همش میگه بعد بچه دار شدن نمتونیم از زندگی لذت ببریم
و حسرت تفریح و سفر میکشیم

3_من چون تنهام ارتباط با خانواده و رفیق ندارم ساعتای زیادی از روز سرکارم که بعد بچه قطعا نمتونم برم و بهش فکر میکنم حس میکنم خیلی اذیت بشم

4_بخاطر حرفای دکتر در مورد سلامتی خودم و سابقه نازایی زیاااد در مرد و زن تو خانواده همسرم ؛نمدونم چه کاری درسته چه کاری غلط

خلاصه دوست دارم در مورد دنیای بعد از بچه دار شدن
بدونم و تجربه هاتون بشنوم✨

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

اگه کانال اصلی رو داشتید، سوال پیش نمیومد
در بیشتر خانمها فقط ارگاسم از طریق تحریک کلیتوریس انجام میشه.
شما کاملا انسان نرمالی هستید.

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام من ۲۸ سالمه. توی سن کم ازدواج کردم و اصلا هیچ اطلاعاتی از زندگی و رابطه نداشتم.
همسر اولم فانتزی های جنسی خشن همراه با ازار و اذیت و تحقیر داشت و منو همراه میکرد با خودش.

بعد که جدا شدم و با آقایی نامزد کردم که ۳۶ سالشونه تحصیل کرده و بسیار با شخصیت و مهربونه خیلی هم مشتاق و علاقمند ازدواج و تشکیل خانواده است اما موقع رابطه جنسی خیلی بی تجربه است و همش میخواد من اذیت نشم و من هیچ لذتی رو تجربه نمیکنم
چندین بار بهش خواسته هامو گفتم اما اون واقعا در توانش نیست.
حالا نمیدونم باید چیکار کنم؟ بخاطر رابطه قبلی، من اینجوری شدم انتظارم رابطه خشن هستش و انتظارم بالا تر رفته یا باید جدا شم؟

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
با سلام دوستان عزیز
من خانمی 30 ساله هستم فرزند هم دارم ،15 ساله ازدواج کردم.. ازدواجمون به صورت سنتی بوده ،همسرم از اولش رفیق زیاد داشت چون دوران نامزدی ما به یک ماه هم نکشید من ناپخته بودم ، خیلی چیزارو درک نمیکردم از اولش دیدم باشه دوستاش میره میاد اعتراض هم میکردم میگفت خب دوستامه میرم چیزی نمیشه مه بمرور بیرون رفتناش بیشتر شد دیدم که تریاک داره، گفت برخوردم نیست انکار شد برا من نیست مثل بقیه معتادا که میزنن زیرش، ساله با فلاکت و بدبختی و دعوا گذروندیم، از لحاظ خورد و خوراک اینا در حد توانش می‌خرید ولی رفیق بازیاش جونمو به لبم رسونده بود،هرجوری بگین از هرلحظه که فکرشو بکنید با زبون نرم، با دعوا محبت هرکاری که فکرشو بکنید میکردم جذب خونه بشه، شب میومد صبح بازم روز از نو روزی از نو...،من حتی به خانوادم هیچی نمیگفتم، خانواده ی خودش میدونست و میدین و یکی از برادراش چندباری بهش تذکر داد، اونم انکار شد که کاری نمیکنم، تا اینکه سالها گذشت خودشم خسته شد یه تیمی بود برا ترک کمپ نبود رفت اونجا ترک منم خونه همه جوره حمایت کردم خورد و خوراک و ماساژ تا خوب بشه، خوب شد دیگه رفیق بازیاشو کنار گذاشت نمی‌رفت هرچندماه یبار برا تفریح می‌رفت که الان دوباره یکسال بیشتره بیرون رفتناش بیشتر شده، تا حدی که الان هر روز میره اعتراض هم میکنم میگه کاری نمیکنم که، خونه بمونم که چی بشه کارها کارگر هست کار باشه کار میکنه نباشه دست خالیه، الانم که خونه اس صبح میره شب میاد
(در ضمن سیگار میکشه گل میکشه، قرص ب 2 میخوره ، مشروب هم باشه میخوره ) با اینکه با اینا به کنار اومدم چون زندگیمو دوست داشتم ولی از بیرون رفتناش بیذارم، میترسم دوباره برگرده باز ب ه دنبال مواد مخدر بخدا هرکاری کردم به هیچ صراطی مستقیم نیست، میگه به تو چه ضرری میرسونم میرم بیرون دیگه،خونه برا گی بشینم ،فقط فکر میکنم یجوری بمیرم از این کاراش خلاص بشم ، ولی خونه میاد یا خوابه یا سرش تو گوشیه ..
من دیگه باید چیکار کنم آقایون بگن ، چرا اینجوری رفیق از خانواده براتون گرم‌تر و مهمتره ، چرا یه زن باید با تمام زنانگیش با تمام وجودی که برا زندگیشو بچه هاشو شوهرش گذاشته ، شوهره همش دنبال رفیقاش باشه 😭😢

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام خدمت همگی...
من ۲۴ سالم هست و همسرم ۳۴
یک سال و نیم هست که ازدواج کردم و قبلش هم یک سال و نیم نامزد بودم
من یک جاری دارم که قبل از من ازدواج کردن و بچه کوچک دارن
من از روز اول که وارد خانواده همسرم شدم همیشه ادب رو رعایت کردم(همسرم هم با خودم هم خانوادم مودب و مهربان هست)اگر کم کاری دیدم سکوت کردم اگر از چیزی ناراحت شدم به رو نیاوردم البته خانواده همسرم آدم های خوبی هستن اما ی سری کارهاشون من رو ناراحت کرده
جاری من فوق العاده انسان نمک نشناسی هست خانواده همسرم تقریبا تمام خواسته های ایشون و بچش رو برآورده میکنن و ساپورت مالی میکنن مثلا بخواد برای بچش لباس بخره یا تولد بگیره یا کلاس ثبت نام کنه خانواده همسرم اجازه نمیدن خرج کنه و خودشون دست ب کار میشن
اما جاری من هر دو ماه یکبار دعوا راه میندازه کلی گله و شکایت میکنه ایناهم میترسن و خدمات رسانی و احترام به ایشون رو چندبرابر میکنن
و این کارشون باعث شده من حس کنم بین ما فرق میزارن چون کارایی که برای اون میکنن رو برای نمیکنن حتی اگر بدونن قرض داریم یا تحت فشار هستیم کاری برامون نمیکنن به اون صورت...
اما صبح تا شب به صورت مریض گونه پیگیر حال و احوال اونا هستن و اینکه جاریم تا بخواد از چیزی ناراحت بشه به خانواده همسرم سلام نمیده حتی جلو فامیل و در و همسایه و اونارو خجالت زده میکنه اما با این اوصاف اونا خیلی بهش بها میدن
اخیرا هم جاریم در رابطه با من ازشون گله میکنه و میگه به اون عروستون هیچ کاری نکنید و حسودی های بیجا میکنه درحالی که اونی که باید گله کنه منم نه اون!
مثلا مادرشوهرم برای اون جاریم همه کار کرده و میکنه اما به من که میرسه میگه از جاریم ترسیدم نتونستم فلان کادو رو بدم بهت یا اگر هم بده به اونم میده حتی اگر برای من مناسبت باشه برای اون بی مناسبت😐
میخوام از خانم های با تجربه بپرسم آیا واقعا باید بی ادب بود تا قدرتو بدونن؟
آخه من میبینم هرچقدر ادب به خرج میدم کمتر عزیز هستم اون هرچقدر بی ادب و گستاخ هست بیشتر بها میدن بهش
من واقعا دوست ندارم حاضر جواب باشم اما این کارا واقعا بهم زور میاد....
همسرم هم از کار خانوادش ناراحته اما بهشون چیزی نمیگه به منم میگه اهمیتی نده خودم همه کار برات میکنم
اما خب من واقعا ناراحتم و نمیدونم چه کاری کنم که هم کمتر ناراحت شم هم اینکه بقیه از خوبی من سواستفاده نکنن
آیا خانم ها راهکاری دارن؟
و اینکه چون من از بچگی به کسی حاضر جوابی نکردم نمیدونم چطور باید جواب ی سرب رفتار و کارها رو بدم...
ممنون میشم راهنمایی کنید من رو چون واقعا موجب ناراحتی من شده
@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

♦️حواست باشه چی می‌نویسی !

🔹بعضی جمله‌ها می‌تونه تا ۸۰ میلیون برات آب بخوره!
🔹طبق قانون ۶۰۸، اگه به کسی توهین مستقیم یا کلمات ناروا بگی، چه توی دایرکت، چه کامنت، چه استوری… ممکنه به راحتی برات پرونده تشکیل بشه.
#آگاهی_حقوقی
@Hamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

مردا معمولا وقتی راه حلی پیشنهاد میکنن حاضرن هر کاری انجام بدن تا ثابت کنن راه حلشون درسته

مگر اینکه واقعا کار سختی باشه که در این صورت هم خودشون اونو اصلاح میکنن

@Hamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام به اعضای محترم گروه 🌿
من ۲۵ سالمه، با همسرم از روی عشق ازدواج کردیم و خدا رو شکر از نظر خانوادگی و اجتماعی موقعیت خوبی داریم. توی یه شهر نسبتاً کوچیک زندگی می‌کنیم که بیشتر مردم همدیگه رو می‌شناسن، و همین باعث می‌شه بعضی مسائل پیچیده‌تر بشن و سخت‌تر بشه باهاشون کنار اومد.
مشکلی که ذهنمو درگیر کرده اینه که دوست‌دختر قبلی همسرم (مربوط به حدود ۵ سال قبل)به‌نوعی دوباره داره وارد فضای خانوادگی ما می‌شه، بدون اینکه هیچ‌کس در خانواده شوهرم بدونه چه گذشته‌ای بین اون‌ها بوده.
اون دختر الان نامزد داره و عقد کرده، ولی با برنامه‌ریزی خاصی، با خواهرشوهرم دوست شده و حتی رفت‌وآمد داره. اخیراً هم خواهرشوهرم و جاریم رو توی اینستاگرام فالو کرده
همسرم رابطه‌ش با اون دختر کاملاً تموم شده و از همه نظر موضوع برای خودش روشنه، ولی برای من حضور این دختر توی اطراف خانواده‌م، مخصوصاً وقتی کسی از گذشته‌ش با شوهرم خبر نداره، واقعاً آزاردهنده‌ست.
از نظر سطح رفتاری، اجتماعی و حتی ظاهری، واقعاً در حدی نیست که حضورش قابل درک یا طبیعی باشه، و همین مسئله باعث ناراحتی منه
من نمی‌خوام افشاگری کنم یا چیزی رو بگم که حرمت‌ها از بین بره، ولی از طرفی هم دلم نمی‌خواد این آدم توی فضای امن زندگی من و همسرم باشه
گاهی واقعاً حس درماندگی دارم، حتی اگه فقط از روی لجبازی یا حسادت باشه کارش
واقعاً نمی‌دونم بهترین برخورد در چنین شرایطی چیه؟
اصلاً چطور می‌تونم با این حس سنگین کنار بیام بدون اینکه وارد درگیری یا حرص خوردن بشم؟

ممنون می‌شم از هر راهنمایی، تجربه، یا دیدی که دارید 🌱🙏
@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام دوستان
من خانم هستم و سوالم درمورد سن بارداری هست. من احتمالا تا سن ۳۶ ۳۷ امکان و شرایط بچه دار شدن رو ندارم و این موضوع که پزشکا میگن حتما باید تو سن کم بچه دار شد منو میترسونه
میخواستم بدونم تجربه شما یا اطرافیانتون در این مورد چیه
واقعا تحت هرشرایطی باید تو سن کمتر بچه آورد؟ واقعا ریسک بیماری و نواقص ژنتیکی خیلی بیشتر میشه؟ یا کیفیت تخمک خیلی میاد پایین؟
یا مثلا کیفیت اسپرم تو‌ سن ۴۲ خیلی‌پایین میاد؟

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
دوستانِ گلم،
امیدوارم حالتون خوب باشه. خواستم یه نکته‌ای رو با هم مرور کنیم که فکر می‌کنم توی تعاملاتمون توی این گروه، می‌تونه خیلی کمک‌کننده باشه:
قبل از ارسال پیام، کمی مکث کنیم...
همه‌مون دوست داریم توی این گروه، محیطی صمیمی و دوستانه داشته باشیم. پس بیایم قبل از اینکه پیامی رو بفرستیم، یه لحظه به این فکر کنیم که:

آیا این پیام، باعث ناراحتی یا کدورت کسی می‌شه؟
آیا منظورم رو درست رسوندم؟
آیا لحنم، طوری هست که طرف مقابل، احساس خوبی داشته باشه و گارد نگیره؟
همیشه سعی کنیم، جواب‌ها و پیام‌هامون، از روی خیرخواهی و کمک باشه. اگر کسی سوالی پرسید، با حوصله و مهربانی پاسخ بدیم. اگر ایده‌ای داشت، با تشویق و پیشنهادهای سازنده، همراه‌یش کنیم.
همه ما نظرات و دیدگاه‌های متفاوتی داریم و این کاملاً طبیعیه. اگر با نظر کسی موافق نبودیم، سعی کنیم با احترام و لحنی مودبانه، نظر خودمون رو بیان کنیم. به جای اینکه روی نقاط اختلاف تمرکز کنیم، می‌تونیم روی نکات مشترک و راه‌های رسیدن به تفاهم، تمرکز کنیم.
گاهی پیش میاد که کسی، پیامی می‌فرسته که شاید کمی تند و تیز باشه یا باعث ناراحتی بشه. توی این شرایط، بهترین کار اینه که سعی کنیم با خونسردی و متانت، پاسخ بدیم. یه تکنیک خیلی خوب اینه که به جای استفاده از کلمات منفی، از معادل‌های مثبت استفاده کنیم. به جای اینکه بگیم:

این خیلی بد بود. بگیم: به نظر من، جالب نبود.
این اشتباه بود. بگیم: بهتر بود این‌طور عمل می‌کردی...
این زشت بود. بگیم: زیاد خوشایند نبود.
به جای این کار، بی‌فایده بود، بگیم: به نظر من، راه‌های بهتری هم برای این کار وجود داره.
به جای تو اشتباه می‌کنی، بگیم: من یه جور دیگه‌ای فکر می‌کنم، اجازه بده نظرم رو بگم...
به جای چقدر بی‌ادبی!، بگیم: کاش این موضوع رو با لحن بهتری مطرح می‌کردی.
هدف ما اینه که توی این گروه، یک فضای امن، صمیمی و حمایتی ایجاد کنیم. جایی که همه بتونن راحت، نظرشون رو بیان کنن، از هم یاد بگیرن و از همراهی با هم لذت ببرن.

به امید خدا ، بتونیم از هم صحبتی در کنار هم، استفاده مفید و لذت ببریم

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام. من همونیم خانم خیانت کرد و دیدم
راستش اینقدر بازجویی ش کردم تا اعتراف کرد و حزییاتش هم گفت
از اون روز یه آدم عجیبی شد. حس میکنم انسان نیستم.هیچی نیستم. بی لیاقتم حس و احساس شخصیت و انسانیت در من از بین رفنه و احساس میکنم هیچکی منو دوس نداره و میترسم خودم تبدیل به هیولا یا شیطانی بشم چونواقعا هیچ احساس ارزشمندی نمیکنم و همه چیز برام علی السویه شده کلازنده ام و بدون روح. نالانمو همه ازم گریزون. حتی نمیدونم چی باید بخامو راه حل چیه. نمیدونم باید بخام کسی دوسم داشته باشه یا چس
دنیا برام گنگ شده
مسخره س بگم نمیدونم سوالم هم نمیدونم چیه؟

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام به دوستان امیدوارم حال همگیتون خوب باشهدعذرمیخام پیامم یکم طولانیه چون باجزئیات نوشتم برای تصمیم گیری درست.
دخترخانمی هستم ۲۷ساله که شاغلم و حدودا از اسفندماه با اقایی آشناشدیم از طریق مجازی که ایشون هم ۲۷ساله هستن و شغلشون نظامی.
فاصله شهرامون ۲۵دیقس و تو اینمدت آشنایی هیچ مشکلی بینمون نبوده بخاطر این فاصله که هربار بخایم همو ببینیم قبلش برنامه ریزی کردیم و من فکر میکنم چون آدم سنش بالا میره بیشتر میتونه مسائل رو راحت حل کنه بین خودشون با مشورت با صحبت کردن.
واینمدت اشنایی رابطه خوبی داشتیم مخصوصا که بحثایی یجاهایی پیش اومد و بعضی وقتا خودم برای محک اخلاقشون یجاهایی عصبانیش کردم تاواکنشش رو ببینم و برداشتای خوبی ازش داشتم چه تو مسائل عاطفی چه مالی!شده چن بارخودم به شهرشون برم ومطمعن بشم که خونه و شغلی ک نشون داده همون بوده حتی میترسیدم که شاید متاهله شاید فیلم بازی کرده بخاطرترسام اینکه بعدا دلم نشکنه یا موقعیت خاستگاری ک شد برن خانوادن ببینن و سرافکنده بشم
درطول روز تلفنی و پیامکی صحبت میکنیم.خیلی زود با مادرم آشنا شدن و هربارهمو ببینیم خیلی بااحترام و صمیمی صحبت میکنن و میخان هربارازم که باپدرمم صحبت کنه ولی چیزیکه هست اینه ایشون خیلی تو خانواده
خودشون ازلحاظ مالی تنهاس
یعنی به خانوادش خیلی کمک میکنه و پسربااحساساتیه وخیلی هم ازاین بابت ضربه خورده و کمکی گرفتن ازش و جبران نکردن مثلا چن هفته پیش ۲۰۰تومن ک جمع کرده بود برای مراسم ازدواجش باباش گرفته وقتی بهش میگه با یه کلمه که طرف نمیده چیکارکنم قضیرو جمع کرده خودش گفت که خانوادش در وضعیت مالی خوبی نیستن وضع مالی خانواده منم عالی نیس ومعمولیه
چن هفته پیش بهم گف که نمیخام اخرسرمتوجه قضیه ای بشی وناراحتی بوجودبیاد خانوادم توخونه میگن ازشهرخودمون دختری پیداکن اون غریبس مانمیشناسیم میگف من گفتم من باهاش اشنا شدم و اگه نیاین خودم تنهایی خاستگاریش میرم گف که سکوت کردن ولی حرفش تا اینجا نبود مشخص بود که خانوادش قانع نشدن.مادرش پیشنهادداد منو ببینه
شنبه این هفته ک اشناشدیم دیدم اصلا مادرش منوتحویل نگرفت نه دستی نه روبوسی نه برخورد گرمی حتی نخندید من خودم فقط پیشقدم شدم
ودرطول صحبت گف مامیترسیم ازغریبه وبحث میکنیم مدام باپسرم اسایش ندارم الان توخونه
ومتوجه بودم هنوزباهمون برخوردتاییدنشدم ونمیدونم شایدازمسائل مالی میترسه شاید دختر دیگه ازفامیل پیشنهاد میدن دیشب دوباره توخونشون بحث بوده وپسره میگه من میخامت قول میدم درستش کنم انقدمیگم تایید شه
من واقعاحالم بده گرفتس حتی فرصت آشنایی نمیدن وقضاوت میکنن نمیشه .
تواین مواقع نمیدونم چه برخوردی بکنم ازطرفی نمیخام پسرو ازدست بدم واقعا پسرخوب و بسازیه و ازطرفی میترسم از صبرکردن زیاد چون سنمم کم نیس برای خیلی چیزا
دوستان پیشنهادتون چیه شمابودید چیکار میکردید؟

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام. می‌دونم که طولانیه اما لطفاً بذارید پیامم رو.
من حدود نه ماهه که عقد کردم.
چندتا مشکل با همسرم دارم که باعث میشه مدام در شک و تردید نسبت به انتخابم باشم.
اول تفاوت در سبک زندگیمون. من فوق‌العاده طرفدار سبک زندگی سالم، تغذیه ارگانیک و خواب منظم، سحرخیزی و ورزش هستم. همسرم کاملا نقطه‌مقابل منه. مثلا بعد از عقد اضافه‌وزن زیادی پیدا کرده و با اینکه بارها غیرمستقیم و حتی مستقیم نارضایتی‌م از این موضوع رو بیان کردم، هیچ تلاشی نمیکنه. (هر راهی که می‌تونستم برای تشویقش به ورزش و کنترل تغذیه‌‌، انجام دادم)
دوم عدم مدیریت مالی. ایشون نه‌تنها اهل پس‌انداز نیست، حتی نمی‌تونه درآمدش رو جوری مدیریت کنه که تا آخر ماه برسونه. و هر ماه تقریبا تا هفته دوم دیگه صفر میشه!! خودش میگه درآمد کمه، مخارج زیاده. درحالی که حتی ماهی که درآمدش چند میلیون بیشتر شد، به دو هفته هم نکشید؛ ده روزه تمومش کرد! اجازه هم نمی‌ده که من در این مورد دخالتی کنم. میگه مسئولیت مالی با منه، تو خودتو درگیر این چیزا نکن. مگه تا حالا بهت بد گذشته؟ درحالیکه نمیدونه من چون همه‌اش میفهمم جیبش خالیه خیلی وقت‌ها بیرون حتی تشنه هم میشم به‌سختی ازش درخواست میکنم یه آبمیوه بخره که نکنه نداشته باشه!
(بگم که ایشون هنوز خونه و ماشین هم ندارن)
ضمن اینکه همیشه دوست داشتم همسرم یه مرد جاه‌طلب مثل خودم باشه که ایشون نیستن. یعنی آرزوهای مالی بزرگی دارن ولی انگیزۀ تلاش و جنگندگی صفر.
سوم مسائل جنسی. از کیفیت رابطه‌مون واقعا راضی‌ام اما کمیتش نه. با اینکه ایشون خونه‌شون مستقل از خانواده‌شونه و از این نظر آزادیم اما رابطه‌مون یک هفته یا ده روز درمیونه که من واقعا اذیت میشم. من خیلی گرمم و نیازم در حد هفته‌ای سه باره. چندبار هم بهش گفتم و دیگه واقعا غرورم اجازه نمیده چیزی بگم. از اونجایی که یکبار خودم پیش‌قدم شدم و بدجوری خورد تو ذوقم دیگه تا خودش جلو نیاد نمیتونم پا پیش بذارم. البته بعید می‌دونم مزاجش سرد باشه. خودش میگه بخاطر استرس مسائل کاری و مالیه. خب مگه این مسائل تمومی داره؟ بریم زیر یه سقف قطعا بیشتر هم میشه. نمیتونم فکرشو کنم که تو متاهلیم هم همچنان مثل مجردی‌م شب‌‌ها از فشار شهوت اینقدر گریه کنم تا خوابم ببره.
ایشون خوبی‌های خیلی زیادی داره که انتخابش کردم و قلبا دوسش دارم خیلی.
خیلی بهم توجه و محبت میکنه، نازمو میکشه، در حد وسعش مدام برنامه میچینه که سورپرایزم کنه، حمایتگر و محافظت‌کننده‌ست، همه‌اش حواسش هست که نرنجم، چیزی اذیتم نکنه، ذهنم درگیر چیزی نشه و شاد باشم. از حریم‌مون سفت و سخت مراقبت می‌کنه و اصلا اجازه نمیده هیچکس ذره‌ای دخالت کنه. اهل گفتگوئه. به حساسیت‌های زنانه‌م احترام می‌ذاره و...
کفویت اعتقادی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی‌مون هم زیاده. اما خب... این مسائل هم واقعا برام جدیه.
چکار باید بکنم؟ آیا واقعا اینا مسائلی هستن که بخوام به جدایی فکر کنم قبل از اینکه بریم سر خونه و زندگیمون؟

☝️ پیام تا اینجا ثبت شد.

همین رو بفرستیم یا ادامه داره؟ اگه ادامه داره ادامه شو بنویس و بفرست. اگه نمیخای ارسال بشه دکمه بیخیال رو بزن.

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#ایده_پیام
ميان نفسهايت،
حبسم كن.
من...
بی تو بودن را بلد نيستم....

@ide_Hamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام وقتتون بخیر
یک خانم ۳۰ ساله هستم سوالی که دارم در این مورده که چند ماه پیش اقایی از من خاستگاری کردن که قبلا تو یک دانشگاه بودیم من خیلی ایشون رو به یاد ندارم ولی ایشون میگن که منو خوب یادشونه این اقا مذهبی ان و خانواده ی مذهبی دارن طوری که خودشون میگن قبلا فکر میکردم فقط دخترایی که چادر دارن حیا دارن و خوبن اما الان دیدگاهم تغییر کنه مساله ای که وجود داره اینه که نه من و نه خانوادم مذهبی و معتقد نیستیم و اون اقا کامل در جریانه من بهشون توضیح دادم و گفتم قصد ازدواج ندارم اما ایشون خیلی اصرار دارن و گفتن تا یک سال صبر میکنن تا دوباره خاستگاری کنن و هر دو ماه یک بار پیام میدن که هنوز منتظرن اون یک سال برسه و میگن که این مسائل اختلاف عقده مشکلی به وجود نمیاره و هر کسی رو تو قبر خودش میزارن خودشون نماز اول وقت میخونن هر هفته حرم میرن و واجبات رو رعایت میکنن ولی خب من این مدلی نیستم و به نظرم حتی اگر بگن هرکسی تو قبر خودشه بازم تفریحات مورد علاقه مشترک بین دو زوج کم میشه وقتی تو جمع دوستام مطرح کردم بهم گفتن تو خیلی سخت میگیری خودش میگه که تغییر کرده به خانواده چیکار داری و این حرفا میخواستم نظرتون رو بدونم ایا من خیلی سخت میگیرم روی این موضوع و به نظرم مشکل ساز میشه یا واقعا درست فکر میکنم؟باز شما ازدواج کردین و تجربتون بیشتره ببخشید که طولانی شد فقط میخواستم کامل توضیح بدم ،مرسی که نظرتون رو میدید💕😘
@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس

سلام وقت به خیر
من ۱۸ سالمه و از ۱۵ سالگیم وارد رابطه شدم دوست پسرمم الان ۲۳ سالشه

برعکس همه که فکر میکنن ممکنه رابطمون بچه بازی باشه اما ما همه ی تلاشمون این بود ک رابطه ی تمام و کمال و سالم داشته باشیم
ایشون برادرشوهر خواهرم بود و تا قبل ازدواج خواهرم (پنج ساله ازدواج کردن )نه همو دیده بودیم نه میشناختیم
بعد اون که به هم حس پیدا کردیم چندین ماه حرف زدیم بالا پایین کردیم چون که رابطمون بلند مدت میخواستیم مخصوصا پارتنرم میگفت که من میخوام با تو زندگی و شروع کنم و بعد اون چند ماه ک فک کردیم نیمه همیم حتی به خانواده ها گفتیم و همه از رابطمون میدونستن
حتی این که پارتنرم تا سن بیست سالگیش خیلی چیزارو تجربه کرده بود و به این نتیجه رسیده بود ک رابطه کوتاه مدت و دخترای سن پایین حتی رابطه هایی ک دوستاش با دخترا داشتن و دوست و رفیق هیچی ازشون در نمیاد و به خاطر از دست دادن مامانش توی ۱۰ سالگیش همش مواظب ارتباطاتتش بود که اگه کسی خوب نیست باش رابطه ای از هر نظر شکل نده

اون خیلی خیلی پسر با فهم و شعوریه خیلی انگیزه داره و همش منو به موفقیت تشویق میکنه دوستای موفق و پولدار و زحمت کش انتخاب میکنه و همه جوره پشتیبان منه فوق العاده با ادبه و از نظر اخلاقی حتی توی بد ترین شرایط مثل گشنگی گرما یا حتی دعوا هیچ وقت حرف بدی بم نزده و خب اون نسبت به الان خودش خیلی موفقه سه سال پیش میتونم بگم یه موتور داشت که نهایتا سی تومن پولش بود زمانی ک باش تو رابطه بودم اما الان خودش شرکت داره سی چهل نفر حقوق میده و از نظر کاری موفقه در کنارشم داره وکالت میخونه
من امسال کنکوری ام اما شغل ایندم مشخصه و اون پذیرفته و همیشه بابتش حمایتمم کرده
اما من همش از اینده میترسم
نمیدونم میگم اگ یکی دیگه باشه که مثل اون دوسم داشته باشه و باهاش خوشبخت تر باشم چی
کل دور و بریام همش میگن میری دانشگاه این رابطه از سرت میوفته بهترشو میبینی تو جامعه ک بری همه چی جدید میشه از سرت میوفته و تخم این ترسو اونا توی سرم کاشتن با نشون دادن زرق و برق پسرا و ماشیناشون و رفتاراشون توی کافه یا اجتماع ک یعنی هنوزم ریخته و تو فک نکن اولی ک خوشت اومده باید بری تو رابطه و تموم و هی توی گوشم میخونن
من پارتنرم و دوست دارم
البته با یه سری چیزاش کنار نمیام و دوست ندارم که طبیعیه و اون باهام موافقه و در تلاش برای اصلاحه
از یه طرف وقتی تلاش و پشت کار دو سال و نیم سه سالشو میبینم ک از صفر به اینجا رسید میگم هنوز پتانسیل این و داره بیشتر از اینا رو به دست بیاره و اون همیشه میگه ما با هم شروع کردیم با هم از صفر میسازیم کنار هم

تو رو خدا میخوام از تجربیاتتون بگین فقط بگین چی کار کنم واقعن بین دو تا مسیر موندم نمیدونم باید چه طوری برخورد کنم این موضوع به پارتنرم گفتم و اون حتی خودشو توی اجتماع و جامعه برام مثال زده و شرایطو گفته ولی به هرکی میرسم بهم میگه تو رابطه نباش بهترشو پیدا میکنی

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس

سلام به همه
از خانوم های گروه سوالی داشتم من ۶ساله ازدواج کردم و متاسفانه هنگام رابطه اصلا هیچ حسی به دخول ندارم
فقط احساس رفت و برگشت دارم هیچ حس لذتی به من دست نمیده چه بسا مواقعی اذیت کننده است.
داشتن معاشقه و ...تاثیری نداره
احساس لذت و به مرحله آخر رسیدن فقط از کلیتوریس برای من رخ میده.
اینکه هیچ حسی ندارم باعث میشه نتونم تو رابطه فعال باشم و اینکه وقتی لذت ببری بدن خودش ریتم میگیره من اصلا نمتونم ریتم بگیرم و این برای همسرم ناراحت کننده است.
چون ایشون دوست دارن همزمان برای هر دو لذت بخش باشه برای خود منم همینطوره ولی نمیشه.اصلا هیچ حسی نیست حتی ببخشید از انگشت هم استفاده کنند انگار تو کانال واژن هیچی نیست و هیچ حسی بهم نمیده.
اعتماد به نفسم پایین میاد و احساس کمبود میکنم.
کسی بوده این مشکل رو داشته باشه؟ایا حل میشه؟
@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس

سلام وقت بخیر
خانمم ۲۷سالمه و همسرمم ۴سال ازم بزرگتره
من مطالب کانال میخوندم میدیدم دوستان تو‌چت میگفتن رابطه هفته ای یک بار یعنی سرد مزاجی; بعضی هام که پیام میدادن میگفتن هفته ای سه چهار بار رابطه دارن خودم‌متعجب شدم که این حد خیلی زیاده!!!... من و همسرم ۱سالع ازدواج کردیم و زیر یک‌سقفیم بسیار رابطه مون‌کمه نه اینکه علاقه نداریم،هردو به ه دلیل شرایطی مثل
فشار کاری و شغلمون پر استرس و دو‌شیفته😕گهگاهی هم‌که چشمم به مادرشوهرم میوفته دیگه کلا میلم به همسرم صفر میشه
مرتب حرصم میده و تفاوت بین عروسامیذاره از خودم و ازدواجم پشیمون میشم که ترجیح میدم اصلا نبینمش و دوری کنم تا محبت بین من‌و شوهرم کم‌نشه چون همیشه موقع کاراش شوهر من یادش میوفته ولی از من حسابی نداره ; مرتب تعریف بقیه عروسا و پسرا میکنه و احترامشون داره و ازشون میترسه یه بار هم کاری بهشون نمیگه که چرا چون اونا کار دارن و‌خستن
یا بلد نیستن البته عمدا میگن‌بلدنیستن موقع کارا با زن و‌بچه میرن تفریح ولی نمیان یه کمک کنن😒
شوهرمم چیزی میگم که تو تنها بچه شون نیستی و من لازمه شوهرم یه تایمایی برا خودم داشته باشم با این وضعیت شغلی و تایم‌محدود که داریم متاسفانه طرفداری میکنه و میره کمک
از یه طرفم شوهرم مغروره و اصلا نمیاد ناز بکشه تا حالا که چن سالم‌عقد بودیم ندیدم با اینکه کلی پدر و‌مادر نازمو میکشیدن(البته من لوس نیستم منظورم محبت پدرمادری) این کمبودو احساس میکنم یا حس حمایتگری و دلگرمی که حرف بزنه و بگه هواتو دارم و این چیزا اصلا نشنیدم
حتی موقع مهمونی مردی میبینم حواسش جمع خانومشه که کافیه لب تکون بده یا سر غذا براش دونه دونه سبزی میذاره رو غذاش شایدم حسودی و‌حسرت باشه ولی دلم میخواس شوهرم اینطوری جلو بقیه باهام رفتار کنه😞
مطالب دوستان برام سوال شد من و شوهرم ماهی ۲باریا۳بار فقط رابطه داریم
فقط مشکل از مسائلیه که داریم یا مشکل چیزی دیگه س چون‌کلا خیلی کم میل داریم و منم عصبی یا حرص میخورم کلا صفر 🫥یا من کمتر از همسرم
دکترم میرم مرتب اصرار داره بچه بیاریم با اینکه اصلا نمیخوام بهش فکر کنم و کابوسه اصلا برام وقتی این مشکلات داریم یه بچه بی گناه چرا بیاد اذیت بشه وقتی اختیار تولدش دست خودش نیست...

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

🌹🍃🌹🍃🌹
#مردان_بدانند

🍃 قهر کردن زیادی شما اصلا خوب نیست

💔 اینکه قهر میکنید و منتظر میشینید تا همسرتون بیاد آشتی کنه اصلا کار پسندیده ای نیست.

💔 اگر میبینید خانمتون قهر میکنه، این جزیی از زنه.

❣اون قهر میکنه که خودشو برای شما لوس کنه
❣قهر میکنه که شما بهش محبت کنید

📳 قهر کردن زیادی

💔 دور از شأن یک آقاست
💔 دور از مردونگی شماست

❣ اگر رفتاری از همسرتون شما رو اذیت کرده راهش این نیست که قهر کنید
❣ درستش اینه که با لحنی خوش ناراحتی تون رو بهش بگید تا تأثیر گذار باشه
❣ با قهر کردن، تند حرف زدن، نیش و کنایه به هیچ نتیجه ی مثبتی نمیرسید
❣ فقط ممکنه که رفتار خانم بدتر از قبل هم بشه چون رفتار شما ترک هایی روی قلبش به جا گذاشته

@Hamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام.حدود ده سال ازدواج کردم .بچه ندارم .من۳۳ایشون۴۰ .تا کوچکترین بحثی بین من و همسرم پیش میاد .میگه میتونی جمع کنی بری خونه بابات .همش فک میکنم یعنی بود و نبودم فرقی ندارن براش.اصلا دوس ندارم این حرف و میزنه.البته تا حالا هم امتحان نکردم واقعاً بزارم برم ،قهر نرفتم.خونه پدرم یه شهر دیگه هست..ی مشکل دیگه اخلاقش خوبه ،حمایتگره ،ولی مادرش هر حرفی جلو رومون بزنه به من ،اصلا هیچی نمیگه . مثلاً مادرش تیکه میندازه ،یا یک بار که خیلی بحثمون بالا گرفت ،دقیقا حرف شوهرمو زد ،گفت جمع کن برو خونه بابات(از پسرش شنیده و یاد گرفته شاید ،نمیدونم) و شوهرم هیچی نمیگفت ،فقط نگاه میکرد 😔واحد کناری زندگی میکنن خانوادش و خیلی دخالت میکنند.بنظرتون ی بار که این حرف و بهم زد ،قهر کنم برم ؟؟چکار کنم؟

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام.

روی صحبتم با آقایونه!

لطفا بعد ازدواج نگید خرمون از پل گذشت و وارد روزمرگی شدیم و مسئولیت و خرج زندگی افتاد گردن ما وقت نداریم فرصت نداریم، مشکلا اقتصادی و خستگی و بیحالی و....
یکی از وظایف و مسئولیتهایی که به گردنتونه نگه داشتن زندگی تونه!
حال خوب داخل خونه است، نگه داشتن اجزای زندگی اگه با خانوم باشه. آقایون هم باید حواسشون به حال خونه یعنی حال خانوم باشه.

خانوما به توجه نیاز دارن. روزی چند بار موقع رفتن به سرکار و موقع برگشتن از سرکار بغلش کنید ببوسیدش. بگید هوای نفس کشیدنمی بوت میکنم شارژ میشم.
بگید اگه نداشتمت زندگیم بی رنگ بود حال نداشت.
برید باهم قدم بزنید هر چند وقت یک بار چیه یک تی شرت؟ چیه یک شاخه گل؟ صرفا فقط بخاطر اینکه بگید بهت فکر میکردم. تو ویترین دیدم گفتم به تو میاد این!
سر راهم گلفروشی دیدم گفتم تو گل مثلا مریم دوست داری برات بخرم.

توی رابطه پیش نوازی داشته باشین به لذتهای خانومتون هم توجه کنید و براش وقت بذارید.

براش عطر بزنید. بهداشت رو رعایت کنید. برگشتید خونه دوش بگیرید. اگه میخواید خانومتون شاداب و با طراوات بمونه بهش توجه کنید تا زندگی تون و رابطه تون تر و تازه بمونه!

باورتون میشه همه نیازهای ما زنا تو زندگی در همین چیزا خلاصه میشه؟ بقیه چیزها با خودمون!

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#مردان_بدانند

وقتی زنی احساس
دلتنگی میکند
برایش از منطق واصول نگو
بغلش کن و بگذار با
اشک خودش را خالی کند
تو فقط سعی کن
تکیه گاه امین و قابل اعتماد باشی.
@Hamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس

سلام.
ببخشید می‌شه متاهل‌های جمع بگن چطور با همسرشون آشنا شدن و ازدواج کردن؟ و اینکه کلا آدم باید چیکار کنه که ازدواجش رو سرعت ببخشه؟
من خیلی وقته دلم می‌خواد ازدواج کنم، اما خب تا الان میسر نشده.
اگه دقیق و کاربردی بگین، ممنون می‌شم.
و اینکه خانم هستم.

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

حتما حتما وقت بذارید و این کلیپ رو در مورد ازدواج و رابطه نگاه کنین👌❤️
@Hamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام من یه دختر سی سالمه ام
همیشه سرم به درس و کتاب و... بوده
مذهبی نیستم ولی به اخلاقیات همیشه پایبنذ بودم و از نظر اطرافیان دختر عاقل و دانا و باهوشی هستم
موقعیت خانوادگی ، تحصیلی ، شغلی و اجتماعی و مالی نسبتا قابل قبولی دارم...
شاید از خیلی از افراد همسنم بهتر ...
اما متاسفانه در روابطم موفق نبودم و نیستم و بسیار تنهام...
چون با افرادی ک میان تو زندگیم سکس نمیکنم، با افراد متاهلی که پیشنهاد میدن سرد برخورد میکنم و... از طرف آقایون پس زده میشم
بهم میگن امل هستی ک سکس نمیگنی، سیگار نمیکشی، مشروب نمیخوری و...
من فقط سعی دارم سالم زندگی کنم😔
ولی ما دخترایی ک سالم و سر براه زندگی میکنیم متاسفانه به چشم نمیایم، دیده نمیشیم، انتخاب نمیشیم...
خیلی تنهام
میخوام ازدواج کنم یا حداقل یه رابطه عاطفی درست داشته باشم که انقدر تنهایی رو تحمل کنم... من حتی کسیو ندارم ک باهاش حرف بزنم،یه موزیکی ک خوشم اومد رو بفرستم، دلتنگش بشم، براش هدیه بخرم و...
خانواده و دوستان جای خود
ولی واقعا نیاز به پارتنر دارم😔
از خودم و مسیری ک اومدم بدم اومده...

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

دوستاااان
تاکید مجدد
برای هر پست ، توی کامنت همون پست نظراتتون بنویسید

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام.روز بخیر .دوستان اگر بدونید خانوم برادرتون داره خیانت می‌کنه به داداشتون چکار میکنید؟؟من قبلاً هم پیام گذاشته بودم تو گروه ،که از طریق برادرزاده هشت ساله م متوجه شده بودیم ،تو این مدت متاسفانه بهمون ثابت شد که این زن خرابه😔😔😔با مردهای مختلف دوست میشه و دوست داره خوشگذرونی کنه و ازشون پول هم میگیره .بااینکه برادرم وضع مالیش بد نیست و معمولی هست.اندازه خودشون دارن.البته چند وقت پیش به خواهر بزرگم گفته بود با برادرت مشکل دارم ،چند ساله داداشت جاشو از من جدا کرده،محبت و توجه بهم نداره.خواهرم گفته برید مشاوره ...با مردهای متاهل همسایه دوست میشه و رابطه جنسی داره.یکی از همسایه ها دامادمون رو دیده بود که از خونه ما درآمده بوده،ازش پرسیده بود چ نسبتی با خانواده ما داره ؟!اونم گفته دامادشونم ،چطور؟؟گفته می‌دونی عروس شون این کاره س ،پیش من خوابیده و .......😔😭اون نامردم اومده کلی سرکوفت زده به خواهرم.این زن به یکی از دوستاش گفته بود دعا کن شوهرم نفهمه بچه از خودش نیست ،از دوس پسر سابقمه😔😔😔الان آبروی خانواده ما درخطر هست و چه بسا رفته.داداشم انگار مثل کبک سرشو کرده زیر برف و اصلأ همکاری نمیکنه.انگار دوس نداره بااین حقیقت تلخ روبرو شه.البته غیر مستقیم بهش گفتیم نه مستقیماً.میگه به زندگی من کاری نداشته باشید .گفتیم خونه تون رو از این محل ببرید ،نمیره .پدرو مادر من سالمند هستند.هفتاد سالشونه ،کاری ازشون برنمیاد.۵۰ساله که تو این محله هستن ،ابرو شونو قطره قطره جمع کردن😔خدا سر هیشکی نیاره همچین عروسی.داداشم با مخالفت شدید این زن رو عقد کرد .خانواده سطح پایین و داغونی داره.سه تا برادر زندان رفته.همشون شیشه ای.یکی شونو با دو کیلو شیشه گرفتن،حکم اعدام براش بریدن.بابا نداره ...
الان بگید چکار کنیم ما؟؟خواهرم میگه تا داداش نخواد ،نمیتونیم کاری کنیم ،زنش همه کاره س،لابد خبر داره خودشم ،مگه میشه نفهمه.ما نمیتونیم دخالت کنیم .ولی من دلم برای مامان و بابا میسوزه 😢

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام دختری ۱۹ ساله هستم ، من وقتی که کلاس ششم دبستان بودم متوجه خیانت پدرم به مادرم شدم و مادرمم خونه رو ترک کرد ولی با وساطت فامیل مادرم برگشت و تقریبا توی همون بازه برادرم به دنیا اومد
آلان که از اون موقع سال ها گذشته دوباره متوجه شدم پدرم با خانمی چند سال در ارتباط هست و انگار که جدی هستن پدرم براش کادو می خره ، پول واریز می کنه
الان نمیدونم به مادرم بگم یا نه ، می ترسم با پخش این خبر پدرم از کار بیکار بشه و ما به مشکل بر بخوریم
ممنون میشم راهنماییم کنید

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام رفقا. یه مشکلی برام پیش اومده که گفتم با شماها در میون بذارم، شاید یه راه حلی چیزی پیدا شد.

من آقا هستم ۳۴ سالمه، خانومم هم ۲۸ سالشه و حدود دو ساله که با هم ازدواج کردیم. تا اینجا همه چی خوب بود، اما تازگیا یه کم قضیه پیچیده شده. خانومم خیلی به هنر علاقه داره و یه مدتیه که داره میره کلاس طراحی. خب، اینجاش که مشکلی نداره، اما یه کم با استادش صمیمی شده و خب، این صمیمیت یکم نگرانم کرده.

راستش خانومم میگه که همه چی فقط در حد درسه و هیچ چیز دیگه‌ای بینشون نیست، اما وقتی پیام‌های طولانی‌شون رو می‌بینم که توش از هنر و اینجور چیزا حرف می‌زنن، یه حس بدی بهم دست میده، یه جور بی‌اعتمادی. من خیلی دوسش دارم و اصلاً دلم نمی‌خواد زندگیمون خراب شه، ولی نمی‌دونم چطوری این حس بی‌اعتمادی رو از بین ببرم.

از طرفی هم، دلم نمی‌خواد بهش شک کنم و ناراحتش کنم، چون می‌دونم که اونم از این وضعیت خوشش نمیاد. خلاصه، گیر کردم بین عشق و شک! می‌خواستم ببینم شماها تجربه‌ای دارین تو این زمینه؟ چطوری می‌تونم با این قضیه کنار بیام؟ چطوری هم رابطه‌مونو حفظ کنم، هم اعتمادم رو از دست ندم، و هم به خانومم بفهمونم که نیتش پاکه و من بهش اعتماد دارم؟ ممنون میشم اگه راهنمایی کنین.

@arHamsaraane

Читать полностью…

تجربه های خوب_همسران موفق

#پیام_ناشناس
سلام خواهش میکنم مشکل منو بزارید خیلی احتیاج به راهنمایی دارم. البته بدون قضاوت
منو همسرم ۳سال دوست بودیم و خلاصه وار بخوام بگم قبل رسمی شدن رابطمون خانوادش از دوستی ما اطلاع داشتن و رابطه منم باهاشون خوب بود(در حد تلفن و پیام چون شهرستانن) بعد رسمی شدن قضیمون زدن زیر همه چی ینی حتی شب خواستگاری قول دادن کمک همسرم کنن ک خونه رهن کنه یا حتی بخرن بزنن بنام خودشون و بدن ۴_۵ سال زندگی کنیم تا یکم زندگیمون جون بگیره اما خب بعد چند ماه کلا کشیدن کنار و حتی با من قهر کردن همشون و با همسرمم سرسنگین شدن اینم بگم همسرم یه هفته قبل خواستگاری زنگ زد به مادرش گفت اگر کمکم میکنید من برم جلو وگرنه فعلا صبر میکنم یکم اوضام بهتر بشه بعد میرم جلو اما گفتن نه برو،اینکه کینه بدی ازشون به دل دارم به کنار الان کل زندگیمون رو هواست به جدایی هم فکر کردم چون از طرفی هم خانواده خودم علاوه بر مشکلاتی ک خودشون دارن باهم با منم دشمن شدن مخصوصا بابام و میگه تو خودت انتخاب کردی و همه چیو بریدی و دوختی در صورتی ک شب خواستگاری خودشون باهم توافق کردن و حالا اینکه اونا زدن زیر حرفشون رو از چشم من میبینه و همش میگه یه زن شهرستانی سرت کلاه گذاشته پسرشو با یه ساک بیرون کرده حالا تو ادمش می‌کنی آخرم جوابتو میده در واقع انگار به طلاق من راضی تره🙂از طرفیم کار همسرم انتقال پیدا کرده کاشان و یکساله ک عقدیم و آخرهفته ها فقط پیش همیم اونم به سختی چون حتی اجازه نداریم پیش هم بخوابیم و همش باید حواسم باشه نکنه بحثی پیش بیاد بین خانوادم آبروم جلو شوهرم بره چون در واقع کم سمی نیستن خانوادم🥲الان مشاوره بهم گفت برید یه خونه بگیرید کاشان زندگیتونو شروع کنید تا سال بعد عروسیتونو بگیرید اینم بگم تهران شاغلم و کمک همسرم اونجاهم میتونم برم سرکار اما خب درآمدش کمتره الان واقعا بین دوراهیم ترسیدم هم دوست دارم از خونمون فرار کنم هم دلم براشون میسوزه هم دلم تنگشون میشه هم انگاری دیگ ازشون زده شدم توی بد برزخیم انگاری تو این یکی دو سال ۵سال پیر شدم ن ذوقی دارم ن حوصله کاری شدم عین یه ربات ک فقط روزمرگی داره، همسرمم خوبه دوسش دارم یه سری خب مشکلات داریم که ۹۰ درصدش مالیه اما اونم گیر افتاده اونم از نزدیک ترین ادماش ضربه خورده و دلش شکسته
بابامم میگ حالا ک تر زدی تو زندگیت پانشو برو کاشان بمون تهران شوهرت ۳شیفت کار کنه خودتم میری سرکار تهران باشید کاشان بدرد نمیخوره همه میان تهران شما می‌رید شهرستان اینم بگم یه زمین داریم ک کلا ۷۰۰ می ارزه ینی با وام ازدواج خریدیمش ولی الآنم نهایت ۱۰۰ تومن گرون شده بابام میگه اونو بفروشید بزنید به زندگیتون و تهران باشید ولی اگر بریم کاشان میتونیم زمینو نفروشیم و فعلا بمونه شاید یکم گرون شد چون کل داراییمون همینه و اشتباه کردیم بجای طلا زمین خریدیم اما خب چ میشه کرد اشتباه پشت اشتباه🙂توروخدا اگه میشه سرزنش نکنید فقط راهنمایی کنید چون تنم پر از زخم و نیش و کنایس🙏🙂

@arHamsaraane

Читать полностью…
Subscribe to a channel