1865
« و شروع واقعه ، نه از چشمانش ؛ بلکه از نخستین برفِ پاییزیِ / حوالیِ دسامبر / بود » برگرفته از « تراوُشـاتِقلـبِیکعاشِــ🫀ـق » 💌 INSTA : [ https://instagram.com/arounddec.ir ] - - 💬 PM : [ https://t.me/BChatBot?start=sc-982405-xCYI0gL ]
اینو برایِ تو مینویسم؛
تویی که حضورِت گرما بخشِ زندگیمه.
که گرمی دستات، قوتِ قَلبمه.
تویی که معنی سکوتم رو میفهمی.
مثلِ یک مادر، مراقب و نگرانمی.
تویی که نگاهِت رنگِ آرامِش میبخشه
به این روزهای سخت و تاریک؛
که بویِ تازگی گرفته زندگیم
با صدایِ خنده هات.
تویی که تک تکِ این ساعت و ثانیه ها رو
واسم قشنگتر کردی.
که قلبِ پاک و مهربونت،
نقطهی امنِ این روز و شب هامه.
خواستم بگم،
حضورِت، ارزشمندترین دارایی و
هدیهی منه از خدا؛
روزِت مبارک فرشتهی من🧚🏻♀️♥️
تراوشات قلبِ من-Читать полностью…
ظاهرا ویدیو آخروو خیلی دوست داشتیننمسمشمضمسپنسممس :))😭😂♥️
Читать полностью…
ما اگه بریم نوک یه برج قصدمون پریدنه نه ازدواج.
Читать полностью…
تشکر ویژه دارم از راننده اسنپ،
بابت پخش موزیک های چاووشی.
از شدت استرس و هیجان، نمیتونم پاشم کارامو بکنم.
Читать полностью…
صبح خود را چگونه آغاز کردید؟
به نامِ خدا با این ریمیکس.
از پسِ عبور از تمامِ درسهایی که
در این سالها گرفتم،
اکنون به آنجا رسیده که دیگر
هیچ رفتارِ عجیب و غریبی
باعث آزارم نمیشود.
غصه ی آنچه هنوز رُخ نداده،
نمیخورم.
دیگر خبری از آن استرسِ
روانفرسا نیست.
همانند گذشته خود را
غرقِ افکارِ بی انتها نمیبینم
و خود را بیش از پیش
/دوست دارم.
تراوشاتِقلبِمن👤؛Читать полностью…
واقعا هیچ ایده ای راجع به این تاریخ رُند ندارم.
Читать полностью…
ناراحت شدی؟
ولی من فقط رفتار خودتو داشتم باهات.
میگه «آنچه تورا نکُشد، قوی ترت میکند.»
حس میکنم مرزهای قوی بودن در من خیلی وقته ازهم شکافته.
درجوابِ ابلهان آنقدر خاموش ماندیم
که گفتند حرف حساب، جواب ندارد.
•محموددولتآبادیЧитать полностью…