1843
هنر زندگی سالم مسیری برای نرجیدن و نرجاندن 🏛 آموزش فلسفه و روانشناسی : @PhilosophersPsychologicalSociety 📚 کتابخوانه روانشناسے فلاسفہ : @Libraryofpsychologyphilosophers 💫 روانشناسی برای همه : @Art_Healthy_Living 💌 سفر به ماورا : @Tina_Farahaniy .
گاهی وقت ها مابین تارگت هات یه سر به خودت بزن و ببین برنده شدی یا موفق؟
یا
دنبال برنده شدنی یا موفقیت؟
شایدم بهتر باشه اول معنیش رو بدونی.
چه زیباست، روح نارنجیِ ما
چه زیباست، مرگ نارنجیِ ما
🎤 تینا فراهانی
TINAFARAHANI 𝅄❩֗ ִ ♡
نماد هایی از زیباترین علم جهان ♥️𝚿
TINAFARAHANI 𝅄❩֗ ִ ♡
TINAFARAHANI 𝅄❩֗ ִ ♡
اگر یک شب تو برگردی دوباره...
دیشب مرگ سختی را تجربه کردم
امروز سبک تر بودم؛ حتی کمی خندیدم!
هر کسی یک جور زنده به گور است.
📚 زنده به گور
_ صادق هدایت _
TINAFARAHANI 𝅄❩֗ ִ ♡
شرلوک هلمز یک دیالوگ بی نظیر درباره ی #خودکشی داره، میگه:
گرفتنِ زندگیت؟ کلمه ی جالبیه!
از کی بگیریش؟
وقتی تموم بشه، این تو نیستی که دلتنگ میشه
مرگِ تو چیزیه که برای بقیه اتفاق می افته.
زندگیت مال خودت نیست،
بهش دست درازی نکن.
TINAFARAHANI 𝅄❩֗ ִ ♡
ᗰᑌᔕIᑕ 🔊
#Phoenix
♡¹⠀ ⎙²⠀ ⌲³
ˡⁱᵏᵉ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
عنوان: به یاد نیاکانمان
آهنگساز: فردریش ویلهلم نیچه
ولی شما فکر میکنيد که هرگونه موسيقی موسیقیِ «مجسمهیِ مرمری» ست، که تمامی موسيقی بايد از دِل ديوار بیرون بجهد و شنونده را تا خودِ رودههایش بیاشوبد... تنها بدینسان است که موسیقی اثر گذار خوانده میشود! اينجا بر چه کسی اثر گذاشته میشود؟ بر چیزی که يک هنرمند والا تبار هرگز نبايد بر آن اثر بگذارد، تودهها، نابالغها، دلزدهها، بیمارها، ابلهها، واگنریها!
فردریش ویلهلم نیچهЧитать полностью…
آنجا چه آمد بر سر آن سروآزاد؟
ای میهن، ای غم
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم
🎼 کازابلانکا
🎙
🎶
𝅘𝅥𝅗𝅥𝆺𝅥𝅮𝅘𝅥𝅮𝆹𝅥𝅮𝅘𝅥𝅯𝆺𝅥𝅯𝆹𝅥𝅯𝅘𝅥𝅰𝅘𝅥𝅰𝅘𝅥𝅱𝅘𝅥𝅲𝅘𝅥𝅱𝅘𝅥𝅰𝆹𝅥𝅯𝆺𝅥𝅯𝅘𝅥𝅯𝆹𝅥𝅮𝅘𝅥𝅮𝆺𝅥𝅮𝅗𝅥𝅘𝅥
🎼 @MUZING_MOZIGHY
Reza Bahram _ Bi Khabar (320).mp3
Читать полностью…
بگذر زمن ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
سالگرد بچه هامون 🕯
تسلیت به همه ی ایران و ایرانیان🖤🖤
@Tina_Farahani
اگه کسی رو داری که با دیدنش چنین حالی پیدا کنی...
قدرش رو بدون
اگه هنوز کسی هست که با دیدنش
دلت از ذوق بلرزه،
چشات پر از اشک بشه،
و دلت بخواد فقط بغلش کنی...
بدون قلبت هنوز زندست..
و اگه تو هم با دیدن این صحنهها
یه جایی از دلت گرفت،
اگه بیاختیار بغض کردی...
شاید دلت برای کسی تنگ شده
که بیشتر از چیزی که فکر میکردی،
دوستش داشتی.
یا شاید برای خودِ احساسی که
کنارِ اون داشتی...
برای اون آدمی که با دیدنش
دنیا، برای چند ثانیه،
جای امنتری بود. :)
شاید بعضی آدمها
بعد از رفتنشون هم،
هنوز بلدند
چطور دلمون رو بلرزانند.
@Tina_Farahani
گاهی وقت ها
واکنشی نیاز نیست؛
فقط فاصله بگیرید... :)
فرشتهی مرگ برای اولینبار فهمید،
سختترین درد، گرفتنِ جان نیست…
ترسِ از دست دادنِ کسیست که تمامِ جانت شده. 🖤🥀
A Beautiful Mind | 2001 🎬
بعضى جنگ ها بيرون از آدم نيستند؛
درست وسط ذهن شروع مى شوند.
جان نَش نابغه اى ست كه ياد مى گيرد بزرگ ترين مسئله زندگی اش نه اعداد، بلكه تشخيص واقعيت از ترس است.
فيلم نشان نمى دهد چطور برنده شد، نشان مى دهد چطور دوام آورد.
در ميان تمام سردرگمی ها چيزى كه او را سر يا نگه مى دارد نه منطق است ونه درمان معجزه آسا؛ فقط يك نفر كه ماند، حتى وقتى ماندن سخت ترين انتخاب بود.
عشق در اين فيلم آرام است، بى سروصدا، اما دقيقاً همان جايى مى ايستد كه ذهن كم مى آورد.
موسيقى آرام، مثل فكرهايى كه شبها ولت نمى كنند، آهسته مى آيد و مى ماند.
اين فيلم يادآورى مى كند: همه ما يك نبرد نامرئى داريم، و گاهى قوى بودن يعنى ادامه دادن، نه پيروز شدن
همانگونه که تارهای ساز تنها هستند، با آن که از یک نغمه به ارتعاش در می آیند؛
دل خود را به یکدیگر بدهید،
اما نه برای نگه داری.
در کنار یکدیگر بایستید، اما نه تنگاتنگ؛
زیرا که ستون های معبد دور از هم ایستاده اند.
و درخت بلوط و درخت سرو در سایه ی یکدیگر، نمی بالند.
TINAFARAHANI 𝅄❩֗ ִ ♡
قبول دارین صداش خیلی دل نشینه؟
Читать полностью…
طبیعی است که آغاز ها زیبا باشند،
زیرا منطقی نیست
کسی نزدت بیاید و بگوید:
سلام، من آدمِ پستی هستم.
TINAFARAHANI 𝅄❩֗ ִ ♡
استادم می گفت:
در انتخاب کلماتِ حتی علمی، درست، کاربردی و خوب هم در مقابل افرادی که براتون (خودش یا رابطتتون) مهمه، خیلی دقت کنید.
تصور کنید دیالوگ بالایی رو به فردی که طالب خودکشی هست بگیم
این کلمات، در ظاهر، فرد رو ترغیب به عدم این کار می کنه؛
ولی یادمون نره، حتی دو قلو های هم سان هم طرز تفکرشون و دنیاشون باهم فرق داره.
همین تفاوتی که عامل بسیاری از جنگ و جدال و جدایی ها و کینه و نفرته.
این مدل تلنگر، برای افرادی که کسانی رو تو زندگیش داره که تصور میکنه،
دقت کنید.. حقیقتا نه ها
فقط تصور میکنه کسانی هستند که دوستش دارند و حس اونا و دوست داشتنشون براش مهمه، میتونه شاید کارساز باشه.
اما شخصی رو در نظر بگیرید از تمام عالم و آدم فقط یک نفر رو تصور میکنه
بازم دقت کنید (تصور میکنه فقط یک رو نفر تو جهان داره) و همون نفر بلایی به سرش اورده که دلش میخواد سر از تنش جدا کنه
حالا شاید به دلایلی نخواد یا نتونه این کار رو انجام بده؛
شما به این فرد که میخواد به زندگیش پایان بده بگید بقیه دلتنگت میشن، زندگیت دست خودت نیست
خودتون ببینید با این حرفای قشنگ و دیالوگ هلمز، چه تشدیدی به حسی که داره میزنید و هیجانش بیشتر وارادش میکنه دست به اون عمل بزنه.
حتی شده از لج اون آدم
یا گاها، آدما حتی برای انتقام از عزیزانشون که دلگیرن خودکشی میکنن،
پس برای همه، با حرفای قشنگ، با دو کلام دانش نصفه نیمه و چهار خط کتاب نمیشه نسخه پیچید.
پ.ن:
انسانها موجودات بسیار متفاوتین،
و دنیا رو، زشتیشو، زیباییشو، طعم هارو، خیانت رو، امنیت رو، محبت رو و...
از نگاه و دید خودشون که با شما متفاوته میبینن،
تصور نکنید چون خوشبختی از نگاه شما مثلا مادیاته، برای اونم همینه،
به جای خودخواهی، شنونده و فهیم باشیم 🩵
#فراهانی
TINAFARAHANI 𝅄❩֗ ִ ♡
کاش امن بودی عزیزم
من خسته ام و همه ی وجودم پر از ناامنی ست!
کاش کمی مهربان تر بودی
تا می توانستم کنار تو، شجاع تر از این باشم؛
و بیشتر شبیه خود بشوم!
اینگونه که انقدر سخت و تلخی، اینگونه که انقدر ناامنی،
و قضاوت های بدی در مورد من داری،
ناگریزیم که از تو دور شوم،
درهای زیادی را به روی تو بیندم،
و بخش بزرگی از خودم را پشت همان در ها جا بگذارم...
چراکه تو، امن نیستی و همیشه باید
نگران دیدگاه تو در مورد خودم باشم،
نگران اینکه مبادا روحم را به هم بریزی
و زندگی روزمره ام را از مدار خارج کنی!
با تمام دوست داشتن های جهان، از تو دور می شوم
چرا که تو، باغچه ای از سنگی؛
و آن گل زیبا در دل اینهمه سنگ نمی روید!
«در میانهٔ زندگی، در مرگیم»
Читать полностью…
«رقص شوالیهها» که با عنوان «مونتاگوها و کاپولتها» نیز شناخته میشود، از مهمترین بخشهای بالهٔ رومئو و ژولیت، اپوسِ ۶۴ سرگئی پروکفیف است. این موسیقی در صحنهٔ جشنِ اشرافِ کاپولت در پردهٔ اول شنیده میشود؛ جایی که رومئو، پنهانی و با نقاب، وارد عمارتِ خاندانِ رقیب/دشمن میشود و برای نخستین بار ژولیت را میبیند.
پروکفیف با ریتمهای سنگین، آکوردهای کوبنده و رنگ تیرهٔ سازهای بادی برنجی، شکوهِ سرد و اقتدار تهدیدآمیزِ اشرافِ کاپولت را تصویر میکند. بنابراین قطعه صرفاً یک رقص باشکوه نیست: موسیقیِ جهانی است که در آن سنت خانوادگی، دشمنی موروثی و ازدواجِ تحمیلی بر سرنوشت فردی سایه میاندازند. عشق رومئو و ژولیت درست در دلِ همین نظمِ سخت و خصمانه زاده میشود و از آغاز رنگی تیره و تراژیک میگیرد.
این قطعهٔ وَزین رو با اجرای تاریخی و گرانسنگِ خودِ جنابِ پروکفیف میشنوید؛
ارکستر فیلارمونیکِ مسکو - سال ١٩٣٨.
آهنگساز: یانی
نوازنده دودوک: پدرو استاچه
نوازنده ویولون: ساموئل یروینیان
0:06...
1:31...
3:01 to end #beyond
[ 3:34..]
سپاس بیکران از عزیزی که این موزیک رو ارسال کردند🙏🏻
Читать полностью…
کسی که تو را نمی بیند،
روی مژه هایش هم بنشینی،
تو را نخواهد دید.
پس تقلا برای چیست؟
Hayedeh - Masti (128-Naslemusic).mp3
Читать полностью…
ترازوے عدالت در جهان ما، خراب است
عدالت واژه اے زیبا، فقط در یڪ ڪتاب است
همیشه ادم بد از عدالت مۍگریزد
همیشه سهم ما خوبان، در این دنیا عذاب است.
اگر واکنش تو
شدید تر از اتفاق باشد،
بدان داستان...
داستانِ امروز نیست.
@Tina_Farahani
تو دریای من بودی، آغوش وا کن
که میخواهد این قویِ زیبا بمیرد
جهان خسته از خویش و آدم زِ هستی
چه سود از جهانی که باید بمیرد؟
چه سود از طلوعی که پایانش این است
که هر شام، خورشیدِ فردا بمیرد؟
من از زندگی جز سرابی ندیدم
که هر تشنه در حسرتِ او بمیرد
زمین گورِ رویاست، دنیا سراب است
خوشا آنکس که پیش از فنا بمیرد
نه فردا وفایی، نه دیروز باقیست
خوشا آن دلی کز غمِ فردا بمیرد
من این زندگی را چه کردم که آخر
نصیبم همین باشد: تنها بمیرد!
مرا مرگ، ای موجِ آرام، دریاب
که جانم در آغوشِ دریا بمیرد
چه شیرین بود مرگ، اگر در تو باشد
چه زیباست عاشق، به گر رؤیا بمیرد
مرا از جهانِ پر از هیچ، رها کن
بگذار این جان در تماشای رویا بمیرد
نه از بیمِ مرگ است این خواهشِ من
که میخواهم این عشق، در من بمیرد
من از مرگ، آغوشِ آرام خواهم
که آید، مرا در برِ خویش گیرد
مرا در خودت محو کن، ای شبِ دریا
که قو در تو گم گردد و دریا بمیرد
اگر عشق، یعنی فنا در وجودت
من عاشقترم؛ بگذارم که بمیرم
قو بال خود بست و خاموش بنشست
که باید در آغوشِ دریا بمیرد
و موجی رسید و پرش را فرو برد
چنان نرم، کز خویش، پیدا بمیرد
سحر سر زد و آب، آرام و خاموش
و یک پر، بر آن پهنه، تنها بماند
کسی راز آن شب نفهمید، اما
دلم گفت: «او رفت تا جاودان بمیرد»
نه! او زندهتر شد در آغوش دریا
که عاشق نمیمیرد؛ از خویش میرد
جهان هرچه باشد، سرانجام هیچ است
خوشا آنکه در عشق، زیبا بمیرد.
🤍 بنیاد ادبی و انجمن شعر خیام