❗️دوریس لسینگ و لحظهی اعلام برندهشدن او در جایزهی نوبل ادبیات!
▪️دوریس می لسینگ، (۲۰۱۳_ ۱۹۱۹) نویسندهی فمینیست انگلیسی بود که سال ۲۰۰۷، در سن هشتادوهفتسالگی، برندهی جایزهی نوبل ادبیات شد. او یازدهمین زن برندهی جایزهی نوبل ادبیات و مسنترین برندهی این جایزه بود و هنوز کسی رکورد او را نشکسته است! پدرش کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و به همین دلیل لسینگ در کرمانشاه به دنیا آمد. پس از بازگشت به انگلستان، اولین رمانش؛ «علفها آواز میخوانند» را نوشت، اما مهمترین اثرش، «دفترچهی طلایی» است.
@artchanel
❗️دیوید سوشی؛ بازیگر نقش ماندگار «پوارو» از بازی این نقش خاص میگوید!
▪️دیوید سوشی؛ بازیگر سرشناس بریتانیایی، در گفتوگویی از تاثیر نقش هرکول پوآرو بر مسیر حرفهای خود گفت. او توضیح داد که بازی در نقش کارآگاه مشهور آگاتا کریستی، کارنامه تئاتریاش را متحول کرد و فرصت حضور در نمایشهای مهم وست اِند لندن و برادوی را برایش فراهم کرد؛ مسیری که در ادامه به شکلگیری کارنامهای پربار در تئاتر و سینما انجامید. سوشی که بیش از هر چیز با نقش پوآرو شناخته میشود، این شخصیت را یکی از مهمترین نقاط عطف کارنامه هنری خود میداند.
@artchanel
❗️بریژیت باردو افسانهای و عکسهایی ناب از او!
@artchanel
❗️«گلهای رنگارنگ»؛ برنامه شمارهی مخصوص نهمین سال تاسیس گلها!
(بخش دو)
@artchanel
❗️سکانس حذفشده از فیلم «خشت و آینه»؛ ساختهی ابراهیم گلستان!
▪️در توضیح این سکانس اینگونه آمده است: «این "سمفونی شهر تهران"؛ یکی از صحنههایی بود که بهطور کامل تدوین شده بود، اما حذف گردید و در جریان مرمت فیلم در چینهچیتای بولونیا کشف شد. این بخش در اصل قرار بود پیش از صحنهی بیمارستان در فیلم گنجانده شود و راوی آن، گردانندهی دستگاه شهر فرنگ است که آنچه را نمایش میدهد، با توصیفاتی اغراقآمیز و بهصورت شعر بیان میکند. از جمله مکانهایی که در این سکانس دیده میشوند، سردر باغ ملی، بانک اعتبارات کشاورزیِ توپخانه، ساختمان وزارت نفت، کاخ سنا، ساختمان پلاسکو، خیابان شاه، بلوار الیزابت، میدان مخبرالدوله، میدان باغشاه و میدان فردوسی قابل اشاره هستند.»
@artchanel
❗️شوپن و شاهکاری در پایان عمر!
▪️زمستان ۱۸۳۸، فردریک شوپن؛ آهنگسازی بیستوهشتساله است که دور از وطن خودش؛ لهستان، در پاریس، در کنار معشوقهاش؛ ژرژ ساند، در بستر بیماری است. بیماری هر روز بیشتر میشود. او برای بهبود، به صومعهی قدیمی کارتوزی والدموسا پناه میبرد. شوپن در نامهای به دوستش دربارهی محل اقامتش مینویسد: «میان صخرهها و اقیانوس، صومعهای عظیم و متروک از راهبان کارتوزی قرار دارد؛ جایی شبیه زندان… میتوانی مرا ببینی، با موهای اصلاحنشده، بدون دستکش سفید، و مثل همیشه رنگپریده. سلول به شکل گوری بلند است، با طاقهایی عظیم، غبارگرفته و پنجرههایی کوچک. روبهروی پنجره، درختان پرتقال، نخل و سرو میرویند؛ تخت چوبی من روبهروی پنجره است…خلاصه اینکه از این مکان عجیب برایت مینویسم.» در ژانویهی ۱۸۳۹، شوپن به ناشرش خبر میدهد که پرلودها را بهپایان رسانده. بیستوچهار قطعهی کوتاه، در تمام گامهای ماژور و مینور. در میان این قطعات؛ قطعهی کوتاه پرلود می مینور، انگار زندگی سرد و پر از درد و رنج آن زمستان را نشان میدهد!
▫️اجرا: ولادیمیر اشکنازی؛ پیانیست و رهبر ارکستر روستبار ایسلندی
@artchanel
❗️سیروس ابراهیمزاده در فیلممستندی دیدهنشده (بخشی از یک گفتگوی بلند) ساختهی مریم زهدی که در سال ۲۰۰۴ میلادی، در تهران و با فیلمبردار ایمان بشری انجام شده است!
▪️بازنشر از صفحهی مریم زهدی
@artchanel
❗️«ابله» داستایفسکی؛ عاقلترین و داناترین انسانها است!
▪️گاهی یک آدم آنقدر معصوم و صادق است که در دنیایی پر از حسابگری، همه فکر میکنند حتماً مشکلی دارد. «ابله» یکی از مهمترین رمانهای فئودور داستایفسکی است؛ رمانی که در ظاهر دربارهی شاهزادهای به نام میشکین است، اما خیلی زود تبدیل میشود به پرسشی دربارهی خودِ انسان: اگر کسی واقعاً مهربان، صادق و بیکینه باشد، در میان آدمهایی که با عشق، پول، غرور و قدرت درگیرند، چه سرنوشتی پیدا میکند؟ یکی از جذابترین چیزها در «ابله» این است که داستایفسکی سعی نمیکند آدمها را ساده به خوب و بد تقسیم کند. پشت حسادت، عشق، غرور، ترس و حتی رفتارهای مخرب، انسانی زخمی و پیچیده وجود دارد. و شاید سؤال اصلی رمان همین باشد: آیا خوبیِ خالص واقعاً میتواند در دنیایی که آدمها مدام یکدیگر را میآزمایند، دوام بیاورد؟
▫️بازنشر از دیارمدیا
@artchanel
❗️اکبر عالمی و بزرگمهر رفیعا در بخشی از برنامهی جذاب و دیدنی «هنر هفتم» در دههی هفتاد خورشیدی!
@artchanel
❗️داود رشیدی و بخشی از اجرای «ریچارد سوم» بهکارگردانی ایشان در فروردین ۱۳۷۸ خورشیدی!
▪️نویسنده: ویلیام شکسپیر
▫️مترجم: رضا براهنی
▪️کارگردان: داود رشیدی
▫️بازیگران: مانی نوری، امیر عباسی، کامبیز شبانکاره، محمدحسین مجدزاده، وحید رهبانی، فرخ نعمتی، ساسان پارسی، بابک بیات، حسن خاکپور، جمال عبدالهی، احسان عبدیفر، پدارم تنعمی، مهرداد امینزارع، ساسان پارسی، معصومه جودت، نیما دهقان، جمال عبداللهی، بهرام کلانکی و…
▪️آهنگساز: فؤاد حجازی
@artchanel
❗️اندی ویلمن؛ تهیهکنندهی سابق برنامهی Top Gear، از حسرت نرفتن به ایران میگوید!
▪️اندی ویلمن در یکی از گفتوگوهایش توضیح میدهد که نرفتن به ایران یکی از بزرگترین حسرتهای تیمشان بوده است. جریان از این قرار بود که آنها تصمیم داشتند برای یکی از قسمتهای ویژهی برنامه، مسیر جادهای از خط ساحلی سوریه بهسمت ایران را رانندگی کنند و فیلمبرداری را در ایران انجام دهند، اما موقع دریافت ویزا، بهدلیل شرایط سیاسی و تیرگی روابط دیپلماتیک بین بریتانیا و ایران، سفرشان لغو میشود. ویلمن میگوید که این اتفاق ضربهی بزرگی به برنامه زد؛ چون نهتنها فیلمبرداری و برنامهریزیهای آنها خراب شد، بلکه رویای جرمی کلارکسون و تیمش برای دیدن ایران و رانندگی در جادههای تاریخی و مناظرش هیچ وقت عملی نشد!
@artchanel
❗️فیلمکامل مراسم خاکسپاری و یادبود محمدعلی فردین؛ «سلطان قلبها»، در فروردینماه ۱۳۷۹ خورشیدی!
@artchanel
❗️چرا باید «مرشد و مارگریتا» نوشتهی میخائیل بولگاکف را خواند؟!
(زیرنویس فارسی ندارد!)
@artchanel
❗️بهروز وثوق از آخرین دیدارش با فردین میگوید!
@artchanel
❗️استادان و اسطورههای بزرگ مجسمهسازی ایران در گفتگو با یکدیگر!
▪️ابوالحسنخان صدیقی ( ۱۳ مهر ۱۲۷۶ - ۲۰ آذر ۱۳۷۴) و علیاکبر صنعتی (۱۰ فروردین ۱۲۹۵ - ۱۳ فروردین ۱۳۸۵)، در تاریخ مجسمهسازی ایران بینظیر و یگانهاند! از دوران پایانی ساسانیان تا دورهی ابوالحسنخان صدیقی، ما مجسمهسازی نداشتیم! نه مجسمهساز و نه هیچ چیز دیگری. این دو استاد بزرگ، به مجسمهسازی رسمیت دادند و کارهای ایشان قابل قیاس با هیچ مجسمهساز پیش و پس از خود ایشان نیستند!
@artchanel
❗️شهرام ناظری از تصنیف «کاروان شهید» میگوید!
@artchanel
❗️پرویز یاحقی و گفتگوی کمیاب لقمان ادهمی با ایشان در رادیو ملی ایران؛ اواسط دههی پنجاه خورشیدی!
@artchanel
❗️آلن دلون از بازیگری و کارگردانی همزمان و قدرت و ضعف اینکار میگوید!
(زیرنویس فارسی دارد!)
@artchanel
❗️«گلهای رنگارنگ»؛ برنامه شمارهی مخصوص نهمین سال تاسیس گلها!
(بخش یک)
@artchanel
❗️«۱۹۸۴»؛ رُمانی دربارهی زندگی، زندهبودن و زندهماندن در یک سیستم و حکومت دیکتاتوری، توتالیتاریستی!
▪️شاید ترسناکترین چیز در «۱۹۸۴» این نباشد که یک حکومت میتواند تو را زیر نظر بگیرد؛ ترسناکتر این است که بتواند کاری کند که خودت هم دیگر ندانی کدوم فکر، واقعاً فکر خودت است. «۱۹۸۴» نوشتهی جورج اورول، فقط یک رمان دربارهی یک حکومت تمامیتخواه نیست. اورول در این داستان جهانی را میسازد که در آن قدرت میخواهد نهفقط رفتار آدمها، بلکه حافظه، زبان، حقیقت و حتی ذهنشان را کنترل کند. اگر نتوانی زبان مستقلی برای بیان یک فکر داشته باشی، چطور میتوانی آن فکر را حفظ کنی؟ اورول در «۱۹۸۴» نشان میدهد قدرت وقتی به خطرناکترین شکل خودش میرسد که فقط نمیخواهد به تو بگوید چه کار کنی؛ بلکه میخواهد تعیین کند چه چیزی را واقعیت بدانی. اگر جای وینستون بودی، فکر میکنی سختتر بود با دوربینها و ماموران مبارزه کنی، یا با ترسی که کمکم وارد ذهن خودت میشد؟▫️بازنشر از دیارمدیا
@artchanel
❗️سهراب شهیدثالث از نگاه رفیق قدیمیاش؛ نظامالدین کیایی!
▪️نظامالدین کیایی خاطره صمیمیت و همراهی خود با سهراب شهیدثالث برای سفر به اروپا و تحصیل در رشته سینما را روایت میکند. او توضیح میدهد که در آزمون ورودی مدرسه فیلم، فیلمی بهظاهر نامفهوم برای داوطلبان پخش شد که تمام شانزده یا هفده نفر دیگر در تحلیل آن رد شدند؛ اما سهراب شهیدثالث توانست درک کند که فیلم دنیای چه کسانی را نشان میدهد. این تحلیلِ دقیق باعث قبول شدن سهراب شد و مسئول ثبتنام همانجا پیشبینی کرد که او به یک نابغه و کارگردان بزرگ در سینمای جهان تبدیل خواهد شد!
▫️بازنشر از آرتهباکس
@artchanel
❗️فریبرز لاچینی قطعهی اول از مجموعهی جاودانهی «پاییز طلایی»، با نام «پاییز در برگها گم بود» را که از ساختههای خود ایشان است را مینوازد!
@artchanel
❗️سکانس برتر!
▪️سکانسی از فیلم «اسرار گنج درهی جنی»
▫️کارگردان: ابراهیم گلستان
▪️بازیگران: پرپیز صیاد، شنهاز تهرانی، محمود به امی، مری آپیک، صادق بهرامی و…
▫️محصول: ایران، ۱۳۵۱ خورشیدی
@artchanel
❗️«تئاتر از تئاتر» اینبار؛ جواد عاطفه و نمایشنامهی «آخر نون» را بهروایتِ نویسنده، بشنوید زندگی کنید!
▪️بیایید؛ شاید میان این کلمات، چیزی منتظر شنیدهشدن باشد.
▫️برای تهیه بلیت و کسب اطلاعات بیشتر از طریق راههای زیر با ما در تماس باشید.
09961755707
@public_relations_MaktabTehran
@theatre_as_theatre
@artchanel
❗️رکنالدین خسروی و بخشی از تمرینهای نمایش «باغ آلبالو» بهکارگردانی ایشان، با بازی رویا تیموریان، آرمان امید، جمشید لایق و… ، آبانماه ۱۳۷۱ خورشیدی، سالن چهارسو، تئاترشهر!
@artchanel
❗️حمید قنبری؛ دوبلور، خواننده و بازیگر قدیمی ایران، پدر شهیار قنبری، از خودش و زندگی و زمانهاش میگوید!
@artchanel
❗️زیباترین قاب های تاریخ سینما!
The Most Beautiful Shots In Movie History!
@artchanel
❗️چرا باید «صد سال تنهایی» نوشتهی گابریل گارسیا مارکز را خواند؟!
(زیرنویس فارسی ندارد!)
@artchanel
❗️فرهنگ مهرپرور؛ بازیگری جذاب و دوستداشتنی برای بچههای دههی پنجاه و شصت خورشیدی!
▪️فرهنگ مهرپرور یک دورهی دو سالهی تئاتر را در فرانسه گذراند. فعالیت در رادیو را از سال۱۳۵۲ و بازی در سینما را از سال۱۳۶۶ با «صعود» بهکارگردانی فریدون جیرانی شروع بهکار کرد. در سال ۱۳۵۵، در برنامهی تلویزیونی «بچهها بچهها»، فرهنگ مهرپرور نقش مهرنگ و حسین واعظی؛ زوج هنری او نقش اورنگ را بازی میکرد. فرهنگ مهرپرور اولین مجری برنامهی کودک شبکهی اول تلویزیون پس از انقلاب بود. او یکی از کارگردانان و گویندگان برنامهی رادیویی طنز صبح جمعه با شما بود. شخصیتهای «فسقلی»، «داود کلک» (پسر آمیزعبدالطمع)و … در این برنامه رادیویی را او صحبت میکرد. فرهنگ، به همراه دوست قدیمیاش؛ منوچهر آذری، دیگر کمدین رادیو و تلویزیون برنامههای متعدد رادیویی و تلویزیونی را در کنار هم بازی کردند. فرهنگ مهرپرور، در ۱۴ شهریور سال ۱۳۷۳ به علت سکته مغزی و پس از ۵ روز بیهوشی، در «بیمارستان مهر» تهران درگذشت!
▫️بخشی از مستند «مهر فرهنگ»؛ ساختهی ابوالفضل توکلی
@artchanel
❗️«مادام بوواری»؛ زنی جسور، یاغی و پسزنندهی قواعد و قراردادهای اجتماعی!
▪️«مادام بوواری» نوشتهی گوستاو فلوبر، فقط داستان زنی نیست که از زندگی زناشوییاش دلزده شده. داستان اما بوواری، زنی است که زندگی را از پشت عینکِ رویاهایش میبیند؛ رویاهایی که از عشقهای رمانتیک، تجمل، هیجان و کتابهایی که خوانده ساخته شدهاند. اما زندگی واقعی، شبیه رمانها و فیلمها نیست. نکتهی جالب رمان اینجا است: فلوبر اما را نه یک قربانیِ ساده نشان میدهد و نه یک آدم کاملا مقصر. او شخصیتی پیچیده است؛ هم میشود میلش به یک زندگی متفاوت را فهمید، هم دید که چطور همین میل، او را گرفتار خیالهایی میکند که هیچوقت سیرش نمیکنند. «مادام بوواری» در اصل دربارهی فاصلهی بین زندگی واقعی و زندگی است که در ذهنمان ساختهایم. دربارهی اینکه وقتی واقعیت مدام با رویاهایمان مقایسه شود، حتی یک زندگی معمولی هم میتواند شبیه شکست بهنظر برسد. فلوبر با این رمان یکی از مهمترین نمونههای رئالیسم در ادبیات جهان را خلق کرد؛ روایتی دقیق و بیرحمانه از آدمی که همیشه فکر میکند «یک زندگی بهتر» جایی کمی دورتر منتظرش است!
▫️بازنشر از دیارمدیا
@artchanel