1706
کانال تخصصی حوزه دیپلماسی و روابط بینالملل (محتوای خبری ندارد و صرفاً محیطی است برای اطلاع از فضای تحلیلی و تخصصی حوزه دیپلماسی) 🌐 www.asrdiplomacy.ir ادمین:
🔹✍️#بایدن باید گام نخست را برای احیای #توافق_هستهای بردارد ( لسآنجلس تایمز )
بایدن درست می گوید که ایران باید به پایبندی کامل باز گردد اما این یک اشتباه است که او منتظر چنین چیزی بماند بی آنکه به ایران نشان دهد که جدیت لازم را برای احیای این توافق دارد.به گزارش شفقنا، ایران در چند نوبت پافشاری کرده که این بایدن است که گام نخست را باید بردارد. جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران به سی ان ان گفت: این آمریکا بود که توافق را ترک کرد، آن را نقض کرد، هر کشوری را که به این توافق وفادار ماند جریمه کرد. پس بر آمریکاست که به توافق بازگشته و به تعهداتش عمل کند.
استدلال #ظریف، حاوی نکته ای است. اما دولت بایدن گفته که ایران باید گام نخست را بردارد. این در حالی است که به نظر می رسد جیک سولیوان مشاور امنیت ملی بایدن، به یک فوریت بزرگتر اشاره کرد: اینکه ایران به داشتن مواد لازم برای ساخت یک بمب نزدیکتر می شود.
بایدن درست می گوید که ایران باید به پایبندی کامل باز گردد اما این یک اشتباه است که او منتظر چنین چیزی بماند بی آنکه به ایران – و به متحدان اروپایی شریک برجام و نیز چین و روسیه- نشان دهد که جدیت لازم را برای احیای این توافق دارد.
بایدن باید به رابرت مالی مجوز دهد تا کانال ارتباط با تهران را باز کند. آمریکا باید بطور جدی پیشنهاد ظریف را مدنظر قرار دهد که آمریکا و ایران باید گام هایی هماهنگ بردارند تا به پایبندی کامل تهران به توافق هسته ای و لغو تصمیم #ترامپ به خروج از برجام بیانجامد.
هر تلاش بایدن برای تعامل با ایران، با مخالفت کسانی در کنگره و دیگر جاها روبرو می شود که #برجام را سرزنش می کردند. دولت آمریکا همچنین باید در برابر مخالفت احتمالی "اسراییل" مقاومت کند. سرانجام اینکه بایدن باید تلاش کند همزمان با پیشرفت در موضوع هسته ای، با ایران بر سر حمایت از گروههای پیکارجو، برنامه موشک های بالستیک و نقض حقوق بشر به چالش برخیزد. اما جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای، یک اولویت گرانسنگ است.
سردبیری لسآنجلس تایمز در ادامه مدعی شد: یک #ایران هسته ای منطقه را ناپایدار می کند، نفوذ کارسازتری به جمهوری اسلامی می دهد و احتمالا دیگر کشورهای منطقه را وا می دارد که بلندپروازی های هسته ای خود را دنبال کنند. دست آخر اینکه اگر ایران سلاح هسته ای در اختیار داشته باشد، ممکن است در یک بحران به استفاده از آن متوسل شود یا دست کم این هراس وجود داشته باشد که این کار را می کند و همین به حمله پیشدستانه دیگر کشورها بیانجامد. برجام یک مانع در برابر این تهدیدات بود و آمریکا در دوران ترامپ، آن را تضعیف کرد. در این زمینه، و بسیاری مسائل دیگر، بایدن باید با قاطعیت عمل کند تا اشتباهات سلف خود را خنثی سازد.
@asrdiplomacyir
🔹✍️#بایدن و بیتوجهی به #عراق در تشریح محورهای سیاست خارجی ( ولید الخزرجی - عربی 21 )
جو بایدن درباره شاخصهای سیاست خارجی دولتش برای چهار سال آینده، سوالاتی را در خصوص بیتوجهی او به پرونده عراق که پیشتر در سیاست خارجی #آمریکا در اولویت و در جایگاه بالاتری از اهمیت و توجه قرار داشت، برمیانگیزد.
بایدن در سخنرانی روز پنجشنبه خود به ذکر برخی مسائل در سیاست خارجی دولتش از جمله جنگ در #یمن، کودتای میانمار، چالشهای ایالات متحده در خصوص دو پرونده چین و روسیه و پرونده پناهندگان و آوارگان اکتفا کرد.
به گزارش فارس، عدم ذکر پرونده عراق در اظهارات بایدن به معنای کم اهمیت شدن این پرونده برای ایالات متحده آمریکا نیست بلکه موضوع کاملا برعکس است.
وی توضیح داد: عراق، امروز برای #واشنگتن از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا شرایط در این کشور دیگر مانند گذشته نیست. عراق در سال ۲۰۲۱ در دوره ریاستجمهوری بایدن در مقایسه با سال ۲۰۰۸ که او وی معاون رئیسجمهور آمریکا بود، از اهمیت بالاتری برخوردار است زیرا شرایط داخلی عراق بسیار پیچیدهتر شده است.
ارتباط پرونده عراق با برنامه هستهای #ایران
این تحلیلگر عراقی افزود: اما پرونده ایران و برنامه هستهای آن، بزرگترین چالش و مهمترین اولویت برای دولت جدید آمریکا است لذا ایالات متحده تنها به پروندهها بر اساس اولویتهایش مینگرد.
ایالات متحده آمریکا اظهارنظر در خصوص پروندههای عراق، #سوریه و توافقهای روسی - آمریکایی - ترکی در خصوص داخل سوریه را به تاخیر میاندازد تا سیاستی درازمدت برای این دو کشور ترسیم و اجرایی کند.
وی افزود: پرونده عراق به توافق آمریکا با ایران در خصوص برنامه هستهای بستگی دارد. زیرا عراق دروازه ورود ایران به منطقه و شریان اقتصادی تهران به شمار میآید. لذا ایالات متحده و اتحادیه اروپا به خوبی از اهمیت عراق در هرنوع توافق در خصوص برنامه هستهای ایران آگاهند.
احتمال پیروی بایدن از سیاست #اوباما در خصوص عراق
«حمید رشید» دیگر تحلیلگر امور سیاسی عراق نیز ادعا میکند که بیتوجهی بایدن به عراق به ارتباط این پرونده با موضوع پرونده هستهای ایران بازمیگردد. بعید نیست که سیاست آن شبیه طرح «باراک اوباما» رئیسجمهور اسبق آمریکا باشد که عراق و سوریه را به ایران تحویل داد.
وی در گفتوگو با عربی ۲۱ مدعی شد: بایدن میداند که عراق تحت سیطره سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران است لذا دیدگاه سیاسی خود را در خصوص عراق طرح نمیکند مگر اینکه پرونده هستهای تهران به جایی برسد و به نتیجه دلخواه غرب دست یابد.
سیاست خارجی آمریکا در دست بررسی و بازبینی است
اما در مقابل، «فلیپ کراولی» دیپلمات سابق آمریکا میگوید: آنچه که رئیسجمهور آمریکا مشخص کرد فقط در عرض ۱۹ دقیقه بود در حالی که سیاست خارجی خود یک کتاب و آنچه بایدن مشخص کرد صرفا یک مقدمه بود و فصلهای دیگر این کتاب طی هفتهها و ماههای آتی نوشته خواهد شد.
وی در گفتوگو با شبکه الحره آمریکا گفت که بایدن از شش کشور سخن گفت اما سیاست خارجی آمریکا در دست بررسی است و وی اعلام کرده است که درباره جایگاه جهانی #ایالات_متحده و نیز نیروهای آن در سراسر جهان بازنگری خواهد کرد و این امر در مرحله آتی بر عراق نیز تاثیر خواهد گذاشت.
این دیپلمات سابق آمریکا بدون اشاره به نارضایتی مردم عراق از حضور نظامیان اشغالگر در خاک کشورشان مدعی شد که مسأله مهم مشخص کردن رابطه آمریکا و عراق متناسب در سبک و سیاق منطقهای متناسب است. یکی از این امور که آمریکاییها در خصوص آن نگران هستند - همانطور که بسیاری از عراقیها نگرانند_ نفوذ ایران و دخالت آن در امور عراق است و مسأله دیگر تداوم همکاری با عراق برای مقابله با رشد گروههای شیطانی چون داعش است.
وی افزود: ما باید به رئیسجمهور بایدن زمان بدهیم. وی به خوبی از زمانی که در پست معاون رئیسجمهور اسبق آمریکا و عضویت سنا فعالیت میکرد، تاکنون از پرونده عراق اطلاع دارد.لذا باید به او زمان بدهیم تا دریابد که چگونه منطقه و جهان طی چهار سال گذشته تغییر کرده است و وی چگونه باید سیاست خارجی آمریکا را در مسیر فرارو اصلاح کند.
کراولی بعید دانست که بایدن از همان سیاست اوباما تبعیت کند و گفت: این دولت بایدن است نه اوباما. ما در سال ۲۰۲۱ هستیم نه ۲۰۱۳ و هنگام پیدایش #داعش.. بایدن نیز سیاست خود را در رابطه عراق بر اساس مقتضیات کنونی تنظیم خواهد کرد.
@asrdiplomacyir
🔹✍️#بایدن و خطر عادت "سر تکان دادن"! ( العالم )
رئیس جمهور جدید #آمریکا سعی می کند وانمود کند که کشورش هیچ اصراری برای بازگشت به برجام ندارد.
جو بایدن در پاسخ به سئوال مجری شبکه سی بی اس آمریکا درباره "امکان رفع تحریم ها برای متقاعد کردن #تهران به بازگشت به میز مذاکره و نجات توافق هسته ای"، فقط گفت: "نه". و وقتی مجری از او پرسید که آیا ابتدا ایرانی ها باید غنی سازی اورانیوم را متوقف کنند، سرش را به علامت پاسخ مثبت حرکت دارد.
بایدن سعی کرد خود را نسبت به پیامدهای خروج آمریکا از #برجام و شکست های سیاسی مکرر کشورش در سطح بین الملل بی توجه نشان دهد؛ این کشور به خاطر برجام، بارها در داخل شورای امنیت منزوی شده است و متحدان اروپایی اش آن را تنها گذاشته اند.
همانطور که می دانیم بایدن به محض ورود به کاخ سفید، بلافاصله مواضع خود را در مورد مسائل بسیاری اعلام کرد؛ در حالی که هیچ یک از این مسائل به اندازه خروج از برجام و #جنگ_اقتصادی تروریستی چه با ایران و چه با کشورهای دیگر، برای آمریکا تبعات نداشته اند. این امر نشان می دهد که مهمترین مسأله ای که اکنون ذهن بایدن را به خود مشغول کرده است، بر خلاف تظاهر وی در گفتگو با شبکه سی بی اس، مسأله برجام و چگونگی بازگشت آمریکا به آن است.
کاملا روشن است که بایدن در حال حاضر بر لبه باتلاقی ایستاده است که #ترامپ برای او به ارث گذاشته است. او یا باید این باتلاق را خشک کند تا بتواند از روی آن عبور کرده و به برجام برگردد یا از بیم آنکه در مقابل کنگره – که اکثریت آن را جمهوری خواهان تشکیل داده اند – و ده ها میلیون شهروند آمریکایی – که او را قانونی نمی دانند - ، ضعیف به نظر بیاید، خود را در آن پرت کند.
رفتار مبالغه آمیز بایدن در تظاهر به بی توجهی به موضوع خروج امریکا از برجام و بازگشت به آن، برخی مقامات آمریکایی را بر آن داشت که در تفسیر اشاره سر او بگویند که او منظورش این بود که ایران باید غنی سازی 20 درصد را متوقف کند نه آن میزانی که در برجام مشخص شده است. !!
اما به رغم آمریکا و مشروعیت رئیس جمهور و اشاره های سرش، ایران پس از خروج آمریکا از برجام و بدعهدی کشورهای اروپایی، همچنان به اقدامات گام به گام ادامه می دهد. این کشور در 21 فوریه آینده، پروتکل الحاقی را هم متوقف خواهد کرد. البته این اقدام به منزله خروج کامل از برجام نیست؛ بلکه این، تنها زبانی است که آمریکایی ها می فهمند، ایران بر خلاف بایدن، واقعا هیچ عجله ای برای بازگشت به برجام ندارد؛ این کشور تجربه تلخی از بدعهدی آمریکایی ها – که تبدیل به عادت سیاسی این کشور شده است – دارد و برایش فرقی ندارد که قدرت دست جمهوری خواهان باشد یا دموکراتها.
در این بین حرف آخر را آیت الله خامنه ای گفتند این به صراحت و قاطعیت اعلام کردند که: "اگر می خواهند ایران به تعهدات خود در برجام برگردد ابتدا آمریکا باید همه تحریم ها را لغو کند. و وقتی که مطمئن شدیم این کار را واقعا انجام داده اند، ما هم به تعهدات حود بر می گردیم."
بایدن نباید خود را به نفهمی بزند؛ او به خوبی می داند که این آمریکا بود که از برجام خارج شد نه ایران. ایران فقط در پاسخ به خروج آمریکا و نقض تعهدات اروپایی ها، تعهدات خود را کاهش داده است. او همچنین به خوبی می داند که ایران هرگز دوباره درباره برجام مذاکره نمی کند. اما اگر بایدن اصرار دارد که تجربه ترامپ را با ایران تکرار کند، ما اطمینان داریم که همچنان باید سر بچرخاند و این کار ممکن است برایش تبدیل به عادت شود.
@asrdiplomacyir
🔹✍️مرحلهای جدید از اختلافات #عربستان و #امارات ( الخليج الجديد )
بخش دوم:
موانع و چالشها در روابط آینده #ریاض و #آنکارا
اما با همه این وجود هنوز موانع اجتناب ناپذیری وجود دارد که #ترکیه و #عربستان برای پیشبرد روند صلح خود با آن روبرو خواهند شد. در این میان تنش های فراوان در روابط اردوغان با محمد بن سلمان از جمله موانع اصلی در برقراری روابط نزدیک ترکیه و عربستان است. رسانه های ترکیه بن سلمان را عامل اصلی موضع گیری ریاض برابر آنکارا توصیف می کنند.
بن سلمان در گذشته اظهاراتی ضد آنکارا بیان و ترکیه را عضوی از «مثلث شر» توصیف کرده بود. این موضعگیری های ولیعهد سعودی در برابر ترکیه در حالی صورت می گرفت که ملک سلمان تلاش میکرد تا روابط قابل قبولی با اردوغان داشته باشد. البته با وجود اینکه رسانه ها و طرف های ترک همچنان بر نقش بارز بن سلمان در قتل جمال #خاشقجی تاکید دارند شخص اردوغان به طور مستقیم اشاره نکرده که دستان بن سلمان آغشته به خون خاشقجی است.
بنابراین باید ببینیم که چگونه صعود محمد بن سلمان به تخت پادشاهی عربستان می توانند روابط ریاض با آنکارا را تحت تاثیر قرار دهد. اولین فرضیه در این میان مربوط به آن است که احتمالاً در صورت پادشاهی محمد بن سلمان در عربستان چشم انداز در روابط نزدیک میان ریاض و آنکارا بسیار دور خواهد بود.
نقش امارات در جلوگیری از بهبود روابط عربستان و ترکیه
از سوی دیگر کارشناسان معتقدند با توجه به نفوذ امارات به عنوان یک قدرت استراتژیک در حوزه #خلیج_فارس بر عربستان و نیز دیگر بازیگران #خاورمیانه دشوار است که از نقش ابوظبی در این تحلیل شویم. در این میان ابوظبی درباره هرگونه بهبود روابط میان عربستان و ترکیه دیدگاه منفی دارد. هر چند که عربستان در سالهای اخیر در روابط خود با ترکیه با مشکلات اساسی روبرو شد، اما روابط ابوظبی با آنکارا بسیار پر تنش تر از روابط ریاض و ترکیه بود.
مقامات ابوظبی، ترکیه را خطرناک ترین بازیگر منطقه و حتی خطرناک تر از ایران می دانند. «محمد بن زاید» ولیعهد ابوظبی درصدد حفظ اتحاد خود با عربستان علیه ترکیه است و تلاش دارد تا شکافی عمیق میان ریاض و آنکارا ایجاد کند. البته ابوظبی کارت های لازم برای حفظ تنش ها در روابط ترکیه و عربستان را دارد.
«بولنت آراس» استاد روابط بین الملل در مرکز مطالعات خلیج فارس در دانشگاه #قطر در این زمینه اظهار داشت، آنکارا معتقد است که امارات متحده عربی برای جلوگیری از روابط نزدیک میان ترکیه و عربستان تلاش خواهد کرد. همچنین امارات ابزارهای سیاسی و رسانهای در اختیار دارد که می تواند برای مانعتراشی در روند صلح آنکارا و ریاض از آنها استفاده کند.
هرچند که رویکرد عربستان و ترکیه برای یک صلح جامع قطعی نیست؛ اما به راحتی میتوان گفت که هرگونه پیشرفت چشمگیری در روابط آنکارا و ریاض موجب نارضایتی مقامات ابوظبی خواهد شد، زیرا امارات در سالهای اخیر تلاش زیادی برای ایجاد یک اتحاد عربی ضد ترکیه کرده که اعضای آن برای مقابله با نفوذ آنکارا با یکدیگر همکاری میکنند و به سادگی از این تلاش های خود چشم پوشی نمی کند.
به گفته تحلیلگران عادیسازی روابط میان #امارات با رژیم صهیونیستی از جمله اقداماتی بود که امارات برای متحد کردن بازیگران منطقهای بیشتر در برابر آنکارا انجام داد. بنابراین قطعاً اقدام عربستان برای نزدیکی به ترکیه به نوعی دور زدن تلاش های امارات در این زمینه به شمار می آید که منبع جدیدی از تنش در روابط میان عربستان و امارات در سال 2021 خواهد بود. به همین دلیل در ماهها و سالهای آینده سعودیها باید تصمیمات دشواری درباره موقعیت ریاض در جنگ سرد میان آنکارا و ابوظبی بگیرند.
@asrdiplomacyir
🔹✍️ حکم دادگاه جرایم بین المللی از دید رژیم صهیونیستی و #فلسطین (فارس الصرفندی – العالم)
بدون تردید حکم دادگاه لاهه در خصوص صلاحیت رسیدگی به مسأله فلسطین، دستاورد مهمی است که فلسطینی ها می توانند بر مبنای آن رژیم صهیونیستی را پس از 7 دهه اشغالگری، به پای میز محاکمه بکشانند.
با وجود خوشبینی فلسطینی ها، برخی از آن می ترسند که این حکم هم سرنوشت دیگر حکم دادگاه #لاهه درباره دیوار نژادپرستی را پیدا کند؛ این حکم با اینکه به نفع فلسطینی ها صادر شده بود اما آنطور که باید و شاید برای اجرا پیگیری نشد و در نهایت در میان بروکراسی این سازمان بین المللی از بین رفت.
منافع فلسطینی ها ایجاب می کند که بعد حقوقی این حکم را حفظ کنند زیرا این بعد به آنها فرصت می دهد نظامیان و سیاست مداران رژیم صهیونیستی را پای میز محاکمه بکشانند در حالی که تکیه بر بعد سیاسی این قضیه، بلافاصله این فرصت طلایی را از دست آنها خارج می کند.
در واقع موازنه های سیاست بین الملل به نفع فلسطین نیست بلکه به دلیل برخورداری #رژیم_صهیونیستی از حمایت آمریکا، به نفع این رژیم است؛ آمریکا نگران تأثیر این حکم بر جنایت های خود در عراق و افغانستان است.
با نگاهی به واکنش های رژیم صهیونیستی به صدور این حکم از سوی لاهه درمی یابیم که این رژیم از همان لحظه نخست تلاش کرده است که به این حکم رنگ و لعاب سیاسی دهد؛ بنامین نتانیاهو دادگاه لاهه را به سامی ستیزی متهم کرده و مدعی شده است که این حکم، مانع مبارزه نظام های دموکراتیک با #تروریسم می شود؛ وزارت خارجه این رژیم هم دادگاه یادشده را متهم به سیاسی کردن حقوق بین المللی کرده و آن را ابراز دست دشمنان (رژیم صهیونیستی) توصیف کرده است.
اما به رغم همه این اظهارات و ادعاها، روزنامه یدیعوت احرونوت نوشت: "این حکم مقدمه محاکمه اسرائیل به عنوان جنایتکار جنگی است؛ درست است که اسرائیل به شدت به آمریکا وابسته است اما این بدان معنا نیست که آمریکا بتواند در صورت احضار مقامات اسرائیلی، از آنها حمایت کند."
فلسطینی ها سه پرونده بسیار مهم را به دادگاه لاهه ارجااع داده اند و این پرونده ها هو اکنون روی میز دادستان ویژه جنایات بین الملل است. یکی از این پرونده ها مربوط به حمله به #غزه در سال 2014 است. این پرونده مخصوصا حوادث منطقه الشجاعیه و کشتار هدفمند و سازمان یافته غیر نظامیان در این منطقه در زمان جنگ، به تنهایی می تواند فرماندهان نظامی این رژیم را به محاکمه بکشاند. پافشاری فلسطینی ها برای پیگیری این پرونده و پرونده شهرک سازی و اسرا، از راه های قانونی و آغاز تحقیقات درباره حوادث یاددشده می تواند پیروزی آنها را در این دادگاه به دنبال داشته باشد.
بدیهی است که فلسطینی ها باید خود را آماده مبارزه حقوقی کنند و بدانند که هر قدمی که دراین مسیر برمی دارند، رژیم صهیونیستی و #آمریکا هم در مقابل، تمام تلاش خود را برای ناکام گذاشتن تلاش فلسطینی ها به کار خواهند گرفت. فلسطینی ها فقط از راه های قانونی می توانند رژیم صهیونیستی و آمریکا را به چالش بکشند اما اگر در مسیر سیاست بازی قرار بگیرند و بخواهند بعد سیاسی را بر بعد حقوقی ارجحیت دهند، این حکم هم سرنوشت حکم قبلی این دادگاه درباره دیوار حائل نژادپرستی را پیدا خواهد کرد که تمام تلاش های شورای گلدستون را در لابلای پرونده های شورای حقوق بشر بین الملل به باد داد.
خواست فلسطینی ها، عادلانه و برحق است و تلاش آنها هم برای احقاق حق، قابل توجه است. چیزی که اکنون آنها احتیاج دارند، فقط حرکت در مسیر قانون برای اجرای حکم جدید دادگاه لاهه و اعمال فشار برای آغاز تحقیقات بین المللی درباره جنایات این رژیم و ارائه شواهدی که به محکوم شدن این رژیم و سرانش بینجامد.
@asrdiplomacyir
🔹✍️ماجرای دستگیری #ملک_سلمان به دستور پسرش ( الاخبار لبنان )
بخش سوم:
- مقامات #ترکیه مدارک قاطع علیه ولیعهد سعودی را فاش نمی کنند و طبق معامله ای که بین #عربستان و #ترکیه با نظرات آمریکا انجام می شود محمد بن سلمان تا حدودی از این مسئله مصون می ماند، اما این اتفاق و پیامدها و پس لرزه های آن محمد بن سلمان را از آنچه که هست ضعیف تر می کند و ممکن است او را مجبور به تجدیدنظر در محاسبات خود برای آینده کند.
- بر اساس این معامله ای که بین عربستان و ترکیه و تحت نظارت آمریکا برای حمایت از ولیعهد سعودی انجام میشود ترکیه در ازای یک سری شروط سیاسی و اقتصادی که تماماً به نفع آنکارا است نقش مستقیم محمد بن سلمان در قتل خاشقجی را انکار می کند. در این شرایط حاشیه امنی برای محمد بن سلمان شکل می گیرد، روابط عربستان و ترکیه نزدیک میشود اما سعودی ها باید بهای سیاسی و اقتصادی بالایی بپردازند.
سناریوی انتخاب جایگزین برای #محمد_بن_سلمان
اگر ملکسلمان فکر کند که لازم است از منصب پادشاهی استعفا کند یا محمد بن سلمان را از منصب ولیعهدی کنار بزند گزینه دوم بهتر است. در این شرایط گزینههای متعددی مقابل پادشاه عربستان روی میز قرار دارند و از جمله گزینههای احتمالی برای جایگزینی محمد بن سلمان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-شاهزاده احمد بن عبدالعزیز: این گزینه می تواند در داخل عربستان مورد قبول واقع شود و از آن جایی که شخصیتی آرام و سنتی به شمار میرود برای این مرحله پرتنش سعودی ها مناسب است. اما ممکن است محافل آمریکایی و برخی محافل غربی با ولیعهدی وی موافقت نکنند. در هر صورت به دلیل هجمه گسترده جهانی ضد محمد بن سلمان و تاکید بر اینکه او یک خطر بزرگ برای عربستان و امنیت منطقه است شاهزاده احمد بن عبدالعزیزنسبت به او گزینه مناسب تری به نظر می رسد.
-شاهزاده مقرن بن عبدالعزیز: حمایت بین المللی از مقرن عبدالعزیز نسبت به حمایت های داخلی از او بیشتر است اما او نسبت به احمد بن عبدالعزیز شانس زیادی ندارد و طرف های داخلی عربستان گزینه اول را ترجیح می دهند.
-شاهزاده محمد بن نایف: این گزینه مورد حمایت غرب و آمریکاست اما ممکن است او روند برکناری خود توسط محمد بن سلمان را فراموش نکرده باشد و به همین دلیل جهت انتصاب دوباره به سمت ولیعهدی در عربستان به دنبال تضمینهای جهت تکرار نشدن اقدامات محمد بن سلمان علیه وی باشد.
-شاهزاده خالد بن سلمان: از آنجایی که شاهزاده خالدبن سلمان برادر و نزدیکترین فرد به محمد بن سلمان است ممکن است خوش شانس ترین گزینه برای جایگزینی او باشد؛ اما ممکن است بزرگان آل سعود از این انتخاب راضی نباشند، زیرا او شاید تفاوت چندانی با برادرش محمد نداشته باشد. همچنین خالد قطعاً در سایه سیاست های محمد بن سلمان فعالیت خواهد کرد و همان سناریوهای تکراری دوره بن سلمان در انتظار عربستان و جهان خواهد بود.
گزارش دوم
در همین روز یعنی 11 اکتبر 2018 انور قرقاش در گزارش دوم خود برای محمد بن زاید پیامدهای پرونده قتل خاشقجی و مواضع و تصمیمات ملکسلمان را شرح می دهد که به شکل زیر است:
- اضطراب و عصبانیت پادشاه: اطلاعات منتشر شده از سوی محافل نزدیک به ملک سلمان نشان می دهد که او پس از فاش شدن قتل خاشقجی دوره بسیار پرتنشی را از یک دهه گذشته تا کنون پشت سر گذاشته است؛ به ویژه اینکه ردپای پسرش در این جنایت دیده می شود. علاوه بر آن این اتفاق جایگاه ملک سلمان را در سطح جهانی بسیار کاهش داد. به عنوان مثال او دو بار مجبور شد با رجب طیب اردوغان تماس بگیرد و پس از آن شاهزاده خالد فیصل را نزد اردوغان بفرستد. این در حالی است که رئیس جمهوری ترکیه عامدانه با تاخیر و پس از یک و نیم روز جواب تماس محمد بن سلمان را داد که نشان دهنده ضعف موقعیت منطقهای و جهانی عربستان است.
- ملک سلمان در امور مربوط به حاکمیت داخلی و روابط خارجی مجبور شد برای ساماندهی به اوضاع آشفته ناشی از بحران خاشقجی نقش فعال تری را برعهده بگیرد. از سوی دیگر ملک سلمان متوجه شد که محمد بن سلمان از اختیاراتی که وی به او داده بود سوء استفاده کرده است. در این میان ملک سلمان از جانب شاهزادههای سعودی نیز به شدت تحت فشار قرار گرفت و مجبور شد امتیازاتی را واگذار کند که نمیخواست.
🔹✍️ماجرای دستگیری #ملک_سلمان به دستور پسرش ( الاخبار لبنان )
بخش اول:
در اسناد ویکیلیکس درباره #عربستان، گزارشی از یک شخصیت جنجالی اماراتی در خصوص اقدامات محمد بن سلمان و روند دشواری که برای سعودیها به وجود آورد فاش شده است.
روزنامه الاخبار لبنان در گزارشی مفصل از اسناد افشا شده «ویکی لیکس» درباره عربستان سعودی نوشت، طرف های اماراتی و سعودی تلاش میکنند تا اختلافات خود را در بسیاری از امور پنهان نگه دارند؛ اما این موضوع درباره دیپلماسی فعال عربی و غربی در دو کشور صدق نمی کند. اسناد محرمانه مربوط به فعالیت دیپلماتهای غربی و اماراتی در عربستان سعودی اثبات می کند که در ابوظبی هستند کسانی که از سیاست های «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان سعودی شکایت دارند. با این حال دیپلمات های مذکور به ندرت درباره جنبه های پیچیده روابط ابوظبی و ریاض که مربوط به ایفای نقش #امارات متحده عربی در قالب «نگهبان ناظر» بر رفتار رژیم عربستان تحت حکمرانی محمد بن سلمان است صحبت می کنند.
به گزارش تسنیم علت این امر آن است که مقامات امارات متحده عربی تمایل دارند دیپلماتهای خود را در ریاض نگه دارند و برخی از محققان برای تهیه گزارش هایی درباره وضعیت عربستان با وزارت خارجه و سرویسهای امنیتی امارات قرارداد بستند.
در این زمینه یک دیپلمات فرانسوی که در ابوظبی فعالیت دارد به همتای لبنانی خود گفت که مشکل ابوظبی با ریاض همان مشکل لبنان و سوریه قبل از 2005 است. در آن زمان مقامات لبنان نمی توانستند بدون موافقت دمشق هیچ گام استراتژیکی بردارند. در اینجا نیز امارات متحده عربی برای انجام هر گونه ابتکار عمل منتظر موافقت عربستان می ماند. در این میان «محمد بن راشد» حاکم #دبی بیشتر از همه تحت تاثیر این محدودیت ها قرار داشته و خشمگین است؛ چرا که معتقد است محمد بن سلمان به شکل ویژه در رقابت با امارات بوده و «محمد بن زاید» حاکم ابوظبی نیز کاری برای رهایی محمد بن راشد از این شرایط نمی کند.
روشن است که پس از حکمرانی محمد بن سلمان در امور عربستان ، امارات امیدوار به برقراری رابطه ای در یک سطح دیگر با ریاض بود. در همین زمینه محمد بن زاید با این فرض که ولیعهد سعودی شریک بزرگی در پروژه وی خواهد بود برای گسترش نفوذ کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در منطقه و سراسر جهان همه تلاش خود را به کار برد. اتحاد میان این دو طرف در ابتدا فراتر از آسیب زدن به رقیب سنتی شان یعنی «تمیم بن حمد آل ثانی» امیر قطر بود و شامل ترکیه و یک سری کشورهای دیگر در منطقه نیز می شد. بنابراین محمد بن زاید روابط شخصی خود را با محمد بن سلمان گسترش داد تا اینکه ناگهان اتفاقی افتاد که همه چیز را تغییر داد.
این دیپلمات غربی ادامه داد به شکل ناگهانی همه چیز تغییر کرد. بن سلمان رفتاری متفاوت از خود نشان داد و به محض اینکه قدرت را در داخل عربستان به دست گرفت و موفق شد مخالفان خود را چه در خاندان سلطنتی و چه خارج از آن بیرون کند با روش دیگری شروع به رفتار با بن زاید کرد. به دنبال آن ریاض به شدت از عملکرد طرف های اماراتی و مصری در پرونده قتل «جمال خاشقجی» روزنامه نگار منتقد سعودی ناراضی است زیرا انتظار داشت که این کشورها محکم در کنار عربستان در این پرونده بایستند.
اسناد افشا شده در این زمینه نشان می دهد که رفتار دیپلماسی امارات درباره پرونده هایی که محمد بن سلمان در گیر آنها شده بود از موقعیت ناظر فراتر رفته و متمرکز بر جزئیاتی شد که نشان میداد اماراتیها درصدد انجام تغییراتی در عربستان هستند که موجب تضعیف ولیعهد جوان سعودی شده و جایگاه او را به قبل از دوره رسیدنش به منصب ولیعهدی در این کشور برمیگرداند.
@asrdiplomacyir
🔹✍️خواسته عراقیها از جو #بایدن چیست؟ ( ایاد العنبر - ان آر تی )
یک نویسنده عراقی با بررسی گروههای سیاسی مختلف این کشور نوشت که اصلیترین معضل در عراق نبود یک موضع واحد و یکپارچه در قبال آمریکاست.
به گزارش شفقنا، به نوع مواجهه جریانهای مختلف این کشور با دولت «جو بایدن» و ناتوانی دولت عراق در اتخاذ یک سیاست و موضع واحد در قبال آمریکا پرداخت.
او نوشت که در سالهای پایانی دولت باراک اوباما و هنگامی که «جو بایدن» معاون او محسوب میشد، عراق مشغول مبارزه با #داعش بود و هنوز درگیریها ادامه داشت. در آن زمان نوع مواجهه عراقیها با دولت آمریکا، عمدتا به چگونگی غلبه بر تروریستها مربوط میشد. بنابراین اولین نگاه به دولت بایدن در نزد عراقیها به دوره اوباما و قبل از آن زمانی که جو بایدن سناتور بود، باز میگردد.
به نوشته ایاد العنبر، اما مشکل در این نگاه و تصورات از دولت بایدن نیست، مشکل جایی است که ببینیم طبقه سیاسی و بیشتر مردم عراق، چه انتظار و خواستههایی از این دولت دارند و تا چه میزان شاهد تشتت و پیچیدگی در این امر هستیم.
او در ابتدا به نامه چندی پیش «ایاد العلاوی» نخستوزیر اسبق عراق و رئیس ائتلاف «الوطنیه» به «جو بایدن» میپردازد. نامهای که به عقیده نویسنده در نوع دیدگاه و موضع متناقض است. علاوی در این نامه نوشته است که آمریکاییها در عراق مرتکب اشتباه شدند، اما او این اشتباه را به سال ۲۰۱۰ مربوط میداند و مینویسد که یکی از مهمترین اشتباهات آمریکاییها این بود که منافذ و راههای فساد را در برابر رهبران سیاسی باز گذاشتند و تأثیرات آن همچنان باقی است. بنابراین غیر مستقیم از آمریکا میخواهد تا بازگشته و اشتباه خود را تصحیح کند و بساط فساد را از #عراق برکشد.
ایاد العنبر در ادامه نوشت که نامه #علاوی به جو بایدن، نشان از یک مشکل اساسی در بین برخی رهبران سیاسی و بخش گستردهای از مردم عراق است، به طوریکه که گمان میکنند که کاخ سفید باید با منافع و تمایلات آنها همسو باشد و فکر میکنند که رئیسجمهور آمریکا و سیاسیون این کشور هیچ کار و دغدغه دیگر جز عراق ندارند و گویی که آمریکا بدون توجه به منافع خویش، اقدام به سرنگونی رژیم صدام کرده است، از این رو از آمریکا میخواهند تا آنها را از نظام سیاسی ناکارآمد نجات دهد. بنابراین ما با گروهی مواجه هستیم که نه انتخابات و نه اعتراضات را مفید میدانند و اول و آخر چشمشان به اقدام آمریکاست.
او سپس به مورد دیگر اشاره کرد و نوشت که برخی گروههای سیاسی نمیتوانند به روابط با دولت آمریکا جز از دریچه تنش میان واشنگتن و تهران نگاه کنند و همواره نگاهشان به سخنان مقامات آمریکایی و ایرانی است و به طور مستقل نمیتوانند در خصوص عراق فکر کنند.
این نویسنده عراق سپس به گروههای کُرد پرداخت و مدعی شد که آنها همچنان عقیده دارند که جایی در تصمیمگیریهای دولت مرکزی ندارند و روابط گرمشان با آمریکا تأثیری بر آنچه در بغداد یا جنوب و غرب عراق میگذرد، ندارد. دولت اقلیم #کردستان و رهبران سیاسیاش کانالهای مستقیم و غیر مستقیمی با آمریکاییها دارند و واشنگتن نیز در اربیل کنسولگری فعالی دارد.
اما در خصوص گروههای سیاسی اهل سنت، به عقیده نویسنده آنها در خصوص نوع نگاه به دولت بایدن دچار اختلاف هستند. برخی امیدوارند که دولت بایدن طرحی که در سال ۲۰۰۶ در خصوص اقلیمهای شش گانه در عراق مطرح کرده بود را در دستور کار قرار دهد. از این رو از پیروزی او به گرمی استقبال کردند و در ورای این استقبال امید به تشکیل اقلیم سنی نهفته بود. اما گروه دیگری از اهل سنت عراق، تشکیل اقلیم سنی را به موافقت و حمایت دولت جدید آمریکا مربوط نمیدانند و معتقدند که برای نیل به این هدف ابتدا باید با شرکا بر سر چگونگی تقسیم قدرت در «اقلیم سنی» به توافق رسید.
«ایاد العنبر» سپس نتیجه گرفت که همچنان یک معضل بزرگ و تشتت آراء میان سیاسیون عراقی در خصوص نوع تعامل با آمریکا دیده میشود و هنوز بر روی این مسأله که آمریکا به عنوان یک همپیمان یا دوست یا دشمن نگریسته شود، اتفاق نظری وجود ندارد و تمامی این تناقضات در حکومتی جمع شده که سیاست خارجیاش صرفا از زبان نهادهای رسمی بیان نمیشود.
او دولت مصطفی #الکاظمی را بهترین نمونه از این عدم شفافیت در خصوص موضع سیاسی در رابطه با روابط با آمریکا دانست و گفت که او همزمان که سعی میکند تمامی طرفها را حفظ کند، از اتخاذ یک موضع واحد در خصوص آمریکا عاجز است و از این رو پاسخ به این سؤال که عراقیها چه چیزی از دولت آمریکا میخواهند، بسیار پیچیده است.
@asrdiplomacyir
🔹ماجرای لبنانیهای بازداشتی در #امارات چه بود؟(تسنیم)
منابع امنیتی #لبنان از نقش عناصر خرابکار در اعتراضات اخیر #طرابلس که به درگیری های خشونت آمیز کشیده شده پرده برداشتند.
روزنامه الاخبار لبنان گزارش داد که طی دو ماه گذشته تعداد لبنانیهای مقیم در امارات متحده عربی که بدون دلیل موجه و هیچ گونه مدرکی بازداشت شدهاند افزایش پیدا کرده است. این بازداشت ها در راستای فشارهای سیاسی و امنیتی امارات علیه لبنان همزمان با اعلام توافق عادی سازی روابط میان امارات با #رژیم_صهیونیستی و مواضعی که ابوظبی علیه #حزب_الله لبنان دارد صورت گرفته است. در همین زمینه گروهی از لبنانی ها در امارات متحده عربی داخل یک استادیوم فوتبال به اتهام انتشار فیلم های مربوط به حزب الله بازداشت شدند.
پس از آن نماینده سفارت لبنان در #ابوظبی این پرونده را از جانب «عباس ابراهیم» مدیرکل امنیت عمومی لبنان پیگیری کرد. طبق اطلاعات موجود برخی از لبنانی ها بدون اینکه مشخص شود به چه دلیلی بازداشت شده بودند آزاد شدند. شب گذشته مدیرکل امنیت عمومی لبنان اعلام کرد بازداشت شدگان در امارات که تعداد آنها به 30 نفر می رسد آزاد می شوند. البته مشخص نیست که این 30 نفر تعداد کل بازداشتشدگان لبنانی از دوره گذشته در امارات هستند یا اینکه منظور از این افراد لبنانیهایی هستند که در روزهای اخیر بازداشت شدند.
عباس ابراهیم روز گذشته در مصاحبه با شبکه الحره اعلام کرد که صبح امروز نیمی از این افراد به لبنان بازخواهد گشت . وی گفت که به مدت دو سال برای حل این پرونده ها با مقامات اماراتی در تماس بوده است.
از طرفی منابع امنیتی لبنان درباره تحرکات اخیر معترضان لبنانی در طرابلس گزارش دادند که گروه های متشکل از افراد ماهر و دارای تجربه خرابکاری در حمله به اماکن عمومی وارد اعتراضات طرابلس شدند و در این جریان پنج نفر از جمله چهار لبنانی و یک سوری دستگیر شدند.
این منابع گزارش دادند که نیروهای امنیتی و اطلاعات ارتش با هدف تکمیل تحقیقات جهت تعیین مسئولیتها، دوربین ها و پرونده های افراد دخیل در این خرابکاریها را مورد بررسی قرار دادند. بعد از بررسیها مشخص شد، به نظر نمیرسد آنچه که در این صحنهها اتفاق افتاده یک اعتراضات خود جوش باشد؛ چرا که افراد فقیر و گرسنه بمب جنگی و مواد منفجره ندارند.
در بیانیه نیروهای امنیتی در این زمینه آمده است، در تحقیقات اولیه مشخص شد که افراد دخیل در اتفاقات اخیر طرابلس سابقه شرکت در فعالیتهای خرابکارانه از جمله حمله به بانکها را داشتند، آنها گروههای منظمی هستند و دستور کار ویژه ای را اجرا میکنند. برخی از این افراد از بقایای انجمنها و گروههای غیر سازمان یافته در احزاب چپ گرا هستند.
طبق بیانیه مذکور علاوه بر لبنانیها عناصر خارجی از جمله سوریها و فلسطینی ها نیز که از خارج از طرابلس وارد این شهر شدند در آشوبهای اخیر دست داشتند و سرویسهای اطلاعاتی در حال تحقیق برای یافتن هویت واقعی این افراد هستند.
منابع مذکور اظهار داشتند، این عناصر از طریق تحرکاتی که در میدان «النور» طرابلس رخ داد و در آن معترضان و فعالان جامعه مدنی مشارکت داشتند با هدف انجام اقدامات خرابکارانه به اعتراضات مردمی نفوذ کردند؛ ضمن اینکه این افراد همدرد مردم لبنان نیستند و اهداف مسالمتآمیز آنها را نیز دنبال نمیکنند. تظاهرات خیابانی در طرابلس لبنان طی دو روز گذشته نیز پیاپی ادامه یافت و بر دامنه خشونت آن افزوده شد.
مقصد اصلی معترضان منطقه «سرای طرابلس» (مقر دولتی) بود. این مقر، یکی از مهمترین مراکزی است که اسناد مربوط به مردم این شهر، مجوزهای قانونی مؤسسات و دهها هزار پرونده مربوط به ساکنان طرابلس است. مسئله خطرناکی که پنجشنبه شب گذشته رخ داد، شماری از جوانان معترض با پرتاب کوکتل مولوتوف به سمت دادگاه طرابلس، باعث شدند که دیوارهای بیرونی آن در آتش بسوزد و زبانه آتش به برخی از اتاقهای آن نیز رسید.
ناظران معتقدند که هدف اصلی از آتش زدن سرای طرابلس این است که این شهر بدون پرونده، آرشیو و تاریخ باشد و آتش زدن آن، شبیه به فردی است که تاریخ و گذشته خود را هدف قرار میدهد. منابع سیاسی هم رخدادهای طرابلس را فاجعه قلمداد و تأکید کردند که باید طرح نجات فراگیری برای جلوگیری از خونریزی در لبنان تدوین شود.
@asrdiplomacyir
🔹حقوق بشر در #عربستان، زیر ذره بین
سازمان های بین المللی حقوقی با گشودن پرونده زندانیان در زندان های #آل_سعود، پرونده سلمان العوده، از علمای اسلامگرا را مورد توجه قرار داده اند.
سازمان حقوقی "کرامه" در سوییس در پیامی برای کمیته ویژه حقوق افراد معلول، وابسته به سازمان ملل از این کمیته خواسته است برای آزادی سلمان العوده مداخله کند همچنین خواستار آن شده است که به پزشکان مستقل اجازه داده شود که ضمن معاینه وی، این سازمان را از حال او مطلع کند.
این سازمان همچنین خواستار مداخله کمیته یادشده به منظور جلوگیری از اقدامات انتقام جویانه آل سعود علیه خانواده العوده شد.
مقامات سعودی العوده را در آگوست 2018 با 37 اتهام از جمله وابستگی به جماعت اخوان المسلمین، دعوت به اصلاحات در دولت و تغییر نظام حاکم بازداشت کرد و دادستانی کل عربستان خواستار اعدام وی شد.
شمار زیادی از فعالان و اندیشمندان و مبلغان مذهبی در عربستان از سوی رژیم حاکم تحت فشار هستند؛ برخی از آنها بازداشت و ناپدید و برخی دیگر اعدام شده اند. مهمترین شخصیتی که اعدام شد، شهید نمر باقر النمر بود که اعدامش با اعتراض گسترده در جهان اسلام رو به رو شد. اما مقامات سعودی به رغم این اعتراض ها پس از اعدام شهید النمر، شمار زیادی از شیعیان در منطقه #الشرقیه را هم اعدام کردند.
محمد بن سلمان پا را از این هم فراتر گذاشته و علاوه بر علما و نخبگان، برخی شاهزادگان سعودی، بازرگانان و سرمایه گذاران برجسته را هم دستگیر کرده و هزینه گزافی را در ازای آزادی از آنها گرفت. وی این درآمد را در ازای اقدام دونالد #ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا در سرپوش گذاشتن بر جنایات وی علیه ملت عربستان و کشتار ملت #یمن و تخریب زیرساختهای این کشور، به حساب او می ریخت. یکی از این قربانیان، جمال #خاشقچی، روزنامه نگار سعودی بود که به دستور بن سلمان در کنسولگری عربستان در استانبول ترکیه به قتل رسید.
مقامات سعودی پس از آنکه زندان های خود را با زندانیان سیاسی و مدافعان حقوق بشر پر کرده اند، پا را از این هم فراتر گذاشته و خانواده آنها را تحت فشار قرار داده است تا از این طریق آنها را وادار کند از حقوق قانونی خود در این کشور صرف نظر کنند.
مقامات سعودی به انواع و اشکال مختلف زندانیان را شکنجه کرده و آنها را تحت فشار قرار داده اند؛ از جمله بستن دستان در داخل سلول، محروم کردن آنها از خواب برای روزهای متوالی، محروم کردن آنها از خدمات درمانی و انواع شکنجه هایی که تفاوت چندانی با رفتارهای آمریکا با زندانیان زندان بدنام گوانتانامو ندارد.
در سپتامبر 2017 مقامات سعودی برخی فعالان و مبلغان مشهور در این کشور را از جمله سلمان العوده، عوض القرنی و علی العمری به اتهام تروریسم و توظئه علیه حکومت دستگیر کرد. شخصیت ها و سازمان های بین المللی و اسلامی خواستار آزادی آنها شده اند.
@asrdiplomacyir
🔹✍️باج بزرگ بن سلمان به #بایدن در پرونده #خاشقجی (عربی 21)
بخش دوم:
تلاش #عربستان برای مهار خشم بینالمللی
در همین راستا روزنامه واشنگتن پست روز گذشته اعلام کرد که فیلم « مخالف» که مستندی از جزئیات قتل روزنامه نگار منتقد سعودی است مورد حملات سایبری عربستان قرار گرفته است؛ چراکه سایت ارزیابی فیلم « راتن تومیتوز» نشان میدهد که این فیلم از رتبه بندی 95٪ به 68٪ رسیده است.
فیلم مخالف روز 12 ژانویه در سایت راتن تومیتوز از تنها 2 هزار و 400 مخاطب، 500 امتیاز پایین گرفت، بازخوردی که به عقیده سازندگان این فیلم حاصل خرابکاری یک کارزار اینترنتی سازماندهی شده از سوی دولت سعودی است که ماموریت دارد یک حس نارضایتی عمومی تقلبی نسبت به این فیلم افشاگر ایجاد کند. در نتیجه این کارزار، رتبه تایید مستند مخالف در مدتی کوتاه از بالای 95 درصد به زیر 68 درصد رسید.
براساس روزنامه آمریکایی « نیویورک تایمز» #محمد_بن_سلمان سعی دارد برخی پروندهها را اصلاح کند تا بتواند از این طریق تنشهای میان عربستان با دولت دموکراتها را کاهش دهد.
عربستان ظرف چند هفته توافق آشتی با #قطر را امضا کرد و به طور داوطلبانه تولید نفت خام را برای کمک به ایجاد ثبات در بازارها کاهش داد. همچنین حکم قضایی دو تن از فعالان برجسته سعودی از جمله « ولید الفتیحی» و « لجین الهذلول» را صادر کرد.
اما آیا چنین اقداماتی برای فرار عربستان از سرنوشتی منفور کافی است؟ همانطور که بایدن در یکی از رقابتهای انتخاباتی خود عربستان را کشوری منفور توصیف کرد.
به نظر میرسد که تلاش عربستان برای مهار خشم دموکراتها بی فایده باشد، با توجه به اینکه برخی نهادها در آمریکا از دفتر امنیتی ملی #آمریکا خواستار افشای گزارشهای اطلاعاتی مربوط به قتل خاشقجی شدند و این بدان معناست که دولت بایدن ممکن است مجبور به افشای گزارش اطلاعاتی خاشقجی شود.
بر اساس گزارش « مایکل ایزنز» مشاور عمومی بنیاد « دموکراسی برای جهان عرب اکنون» در مجله «فورین پلیسی» جنبشهای موجود در میان دموکراتها و گروههای لابی گری وفادار به آنها خواستار بازخواست عربستان خواهند شد .
در این مقاله افشای گزارش خاشقجی برای محافظت از ملاحظات امنیت ملی، از جمله امنیت ساکنان ایالات متحده که توسط قدرتهای خارجی مورد هدف قرار گرفتهاند، امری ضروری یاد شد.
این مجله در ادامه تاکید کرد که پنهان کردن گزارشهای مربوط به خاشقجی نشانگر نقش محمد بن سلمان و رژیم سعودی در کشتن شخص مقیم آمریکا است و بقیه دیکتاتورها را به این باور ترغیب میکند که آمریکا بر این جنایت سرپوش می گذارد .
در همین راستا تحلیلگر و مدیر سابق سیا و «بروس ریدل» مدیر موسسه بروکینگز معتقد است که درخواست جنبش در کنگره برای افشای گزارش خاشقجی یک روش مفید برای پاسخگویی عربستان به دولت جدید است.
هزینهای که عربستان سعودی در این میان میپردازد چقدر است؟ انتظار می رود دولت بایدن تلاش کند فروش اسلحه به عربستان سعودی را متوقف کند و همچنین ممکن است اقدامات شخصی علیه محمد بن سلمان از جمله تحریمهای مالی انجام دهد.
«الکساندر نازاروف» تحلیلگر سیاسی روسی در پایگاه خبری « روسیه الیوم » تاکید کرد که عربستان که به #ترامپ رقیب اصلی دموکراتها کمک کرد، حتما از سوی بایدن تحت فشار قرار خواهد گرفت.
براساس گزارش خبرگزاری «رویترز» به نقل از یک دیپلمات غربی در منطقه محمد بن سلمان متوجه شده که در عربستان یک دوره جدیدی بدون حمایت ترامپ آغاز شده است بدین ترتیب #ریاض به دنبال کسب امتیازات بیشتری است.
@asrdiplomacyir
🔹✍️#عربستان و "عقده گفتگو" با #ایران (سعيد محمد-العالم)
در دعوت چند روز پیش شیخ حمد بن جاسم آل ثانی از کشورهای عضو شورای همکاری #خلیج_فارس به گفتگو با ایران، دو نکته بسیار مهم نهفته است که در این یادداشت به آن می پردازیم.
اول اینکه این توصیه پس از آن صورت می گیرد که این کشورها تا مدتها، به تنش موجود بین آمریکا و ایران چشم امید داشتند و دوم اینکه به رغم اختلاف نظرهای موجود بین این کشورها و ایران، اما به قول شیخ حمد، "این موضوع نباید مانع گفتگو با ایران شود زیرا ما با کشورهایی همکاری می کنیم که در بسیاری موارد با آنها اختلاف نظر داریم".
چند روز پس از اظهارات شیخ حمد، شیخ محمد بن عبد الرحمن آل ثانی، وزیر خارجه این کشور هم تأکید کرده بود که که وقت آن رسیده است که اعضای شورای همکاری خلیج فارس با ایران وارد گفتگو شوند.
وی ابراز امیدواری کرده بود که ملاقاتی بین سران دو طرف صورت گیرد؛ همچنین خاطرنشان کرد: ایران بارها تمایل خود را برای گفتگو با کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس اعلام کرده است.
در مقابل ایران طبق معمول بلافاصله به این درخواست واکنش مثبت نشان داد و محمدجواد ظریف، ضمن تأکید بر باز بودن آغوش ایران به روی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، تصریح کرده بود که ثبات منطقه به نفع همه است.
#ظریف با دعوت از این کشورها برای گفتگو تصریح کرد که دونالد #ترامپ رفت و ایران و همسایه ها همچنان باقی هستند. وی همچنین خاطرنشان کرد که در مدت 4 سال گذشته برخی کشورها دنباله روی سیاست ترامپ بودند.
سعید #خطیب_زاده، سخنگوی وزارت خارجه ایران هم در راستای حمایت پیوسته ایران از سیاست گفتگو و تفاهم بین کشورهای منطقه، گفت که ایران حاضر است اشتباهات #عربستان را نادیده گرفته و درباره نگرانی های این کشور، با آن گفتگو کند البته مشروط به اینکه عربستان درک کند که حل مشکلات منطقه و پایان دادن به ترس از تهدیدهای خیالی ایران، از طریق #همکاری_منطقهای صورت می گیرد نه جنگ.
عربستان نباید اشتباهات خود را تکرار کند. این کشور پیشتر طرح های آشتی و گفتگوی ایران را رد کرده بود؛ یکی از این طرح ها، " #طرح_صلح_هرمز " بود که حسن #روحانی، رئیس جمهور ایران در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در سال 2019 مطرح کرد. هدف از این طرح، گفتگو با کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و ایجاد روابط دوستانه و تأمین انرژی و آزادی دریانوردی است. اما عربستان تحت تأثیر سیاست های ترامپ در قبال ایران، این طرح را رد کرده بود.
تجربیات چهار سال گذشته باید درس عبرتی برای عربستان باشد تا بداند که تکیه بر آمریکا برای به زانو درآوردن ایران و همراه شدن با سیاست های دیوانه وار ترامپ برای تهدید ایران، اشتباه است و نباید به رژیمی که بر مبنای جنایت و اشغال پا گرفته است برای مقابله با ایران اعتماد می کرد.
متأسفانه عربستان هنوز هم به رغم هشدارهای شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، نخست وزیر سابق #قطر و محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، چشم امید به دشمنی آمریکا با ایران دارد به طوری که فیصل بن فرحان، وزیر خارجه این کشور در پاسخ به دعوت قطر و پیشنهاد ایران، گفته است "دعوت ایران به مذاکره بی فایده است" وی مدعی شده است که هدف از این دعوت ها، "وقت کشی و فرار از بحران" است.
نقطه ضعف بزرگ مقامات سعودی این است که آنها نمی توانند حقایق منطقه ای را درک کنند و به همین دلیل است که همیشه به راحتی به دام آمریکا و رژیم صهیونیستی می افتند. آنها در حالی در آرزوی حذف ایران هستند که حتی نمی توانند اختلافات جزئی خود را با این کشور مدیریت کنند! آنها به خاطر توانمندی های نظامی و دفاعی ایران لحظه ای آرام و قرار ندارند و پیوسته از آمریکا می خواهند تا با تحت فشار قرار دادن تهران، ایران را از این امکانات و توانمندی هایی - که ساخت داخل است - محروم کند. در حالی که خودشان با هزینه گراف، عربستان را تبدیل به زرادخانه بزرگی از انواع سلاح های مرگبار ساخت امریکا کرده اند.
و در نهایت عربستان باید از سیاست های ترامپ – که جز ویرانی برای منطقه دستاوردی نداشت – عبرت بگیرد و سعی کند کینه از ایران را کنار بگذارد و برای یک بار هم که شده، گزینه #دیپلماتیک را برای حل بحران های منطقه و حل اختلافاتش با ایران دنبال کند و چشم از سیاست های آمریکا بردارد. و با ایجاد جو مثبت و همکاری های منطقه ای، به منطقه ای با ثبات و شکوفا و خالی از سلطه گری بیگانگان دست یابیم.
@asrdiplomacyir
🔹✍️#رژیم_صهیونیستی و سیاست سنجش واکنش(العالم)
تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به استان حماه #سوریه، این بار جان 4 تن از اعضای یک خانواده را گرفت؛ این حمله نخستین حمله این رژیم پس از آغاز به کار جو #بایدن، رئیس جمهور آمریکاست.
این تجاوز با توجه به اینکه در این مقطع زمانی و 24 ساعت پس از آغاز به کار رئیس جمهور جدید آمریکا صورت گرفته است، توجه ناظران سیاسی را به خود جلب کرده است.
تحلیلگران بر این عقیده اند که تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی که شماری از غیر نظامیان را به شهادت رسانده یا مجروح کرده است، به منزله پیامی است از سوی این رژیم و شاید هم آمریکا با این مضمون که دولت بایدن، دنباله دولت اوباماست؛ و جالب است بدانیم که حمله تروریستی به سوریه در زمان همین دولت شروع شد. پیام دیگر این حمله این است که حمله تروریستی همچنان ادامه دارد و تجاوزات این رژیم متوقف نخواهد شد و جنگ فرسایشی علیه سوریه باید ادامه یابد و دولت قانونی این کشور آنقدر زیر فشار و ضربه بماند تا شرایط آمریکا را برای حل سیاسی بحران بپذیرد.
آنها همچنین انفجارهای خونین #بغداد را به این موضوع مرتبط می دانند و معتقدند این جنایت با این شدت و با این آمار قربانیان، فقط برای این منظور صورت گرفته است تا نشان دهد که تروریسم داعشی بازگشته تا ادامه حضور نظامیان آمریکا در عراق را توجیه کرده و اجتناب ناپذیر نشان دهد.
این تحلیلگران تصریح کرده اند که همانطور که همه می دانیم گروه تروریستی #داعش، ساخته آمریکاست و هدف اصلی از ایجاد آن، توجیه حضور نظامی آمریکا در عراق و سوریه است.
تحلیلگران معتقدند که گروه تروریستی داعش برای تحقق آن دسته از اهداف آمریکا در منطقه ایجاد شده است که حملات نظامی آمریکا از عهده آن برنیامده است. این گروه تروریستی تلاش می کند با این جنایات، مواضع دولت و مجلس عراق مبنی بر اخراج اشغالگران آمریکایی از این کشور را تغییر داده و به تقویت مواضع عناصر وابسته به خود در این کشور کمک کند.
کارشناسان نظامی و استراتژیک نیز معتقدند که استراتژی آمریکا در منطقه کاملا روشن و یکسان است اما تاکتیک ها و ابزارهای اجرای این استراتژی ها با امدن هر رئیس جمهور تغییر می کند.
آنها در تشریح تفاوت بین ترامپ و بایدن تأکید می کنند که #ترامپ، با اخم قربانیان خود را می کشد اما بایدن با لبخند و اشک تمساح. آنها معتقدند که تجاوزات رژیم صهیونیستی به حماه، معرف ماهیت سیاستهای بعدی آمریکا است.
آنها تصریح کرده اند که دولت سوریه می داند که بایدن بدتر و خصمانه تر با محور مقاومت برخورد کند. مخصوصا که وی، خود نظریه پرداز سیاست های اوباما بوده است. و او بوده است که به منطقه آمد و از جدایی طلبان کرد در سوریه و عراق حمایت کرد.
این کارشناسان بر این باورند که تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به سوریه دنباله سیاست های ترامپ است؛ انها خاطرنشان کرده اند که هیچ تفاوتی بین سیاست های ترامپ و بایدن وجود ندارد.
کارشناسان تصریح کرده اند که با وجود گذشت ده سال از به اصطلاح مبارزه با تروریسم در خاک سوریه به هیچ وجه نمی توان حساب این به اصطلاح مبارزات را از حوادثی که در حال حاضر در کشورهای محور مقاومت اعم از سوریه و عراق و #لبنان صورت می گیرد جدا دانست.
این کارشناسان خاطرنشان کرده اند که رژیم صهیونیستی در کمتر از یک سال حدود 50 بار به خاک سوریه حمله کرده است.آنها معتقدند که هدف این رژیم از حمله اخیر به شهر حماه و کشتار غیر نظامیان وتخریب خانه های آنها انهم همزمان با آغاز به کار بایدن غیر قابل توجیه است. بلکه هدف از این حمله سنجش واکنش دولت بایدن و فهمیدن این موضوع است که آیا تجاوز به خاک سوریه تأثیری بر دولت جدید دارد یا خیر؟
آنها همچنین خاطرنشان کرده اند که رفتارهای احمقانه اخیر رژیم صهیونیستی ناشی از ملاحظات متعدد داخلی است از جمله نجات نتانیاهو از شکست در انتخابات بعدی به بهانه حمایت از امنیت ملی رژیم اشغالگر.
@asrdiplomacyir
🔹✍️پنجره فرصت برای دولت جدید #آمریکا تا ابد بازنخواهد بود (محمد جواد ظریف - فارن افرز)
بخش پایانی:
لازمه موفقیت #ابتکار_صلح_هرمز یا هر ابتکار دیگری، آن است که دولتهای منطقه – و قدرتهای خارجی – واقعیات مشخصی را بپذیرند. در ابتدا این واقعیت که آینده منطقه میتواند و باید تنها توسط مردم این منطقه تعیین شود. هر رویکرد دیگری، محکوم به شکست است. به این منظور، غرب باید از سیاست سرپرستی یا حمایت کور از رفتار بد دولتهای پیروش به نام مقابله با تهدید موهوم #ایران، دست بردارد. تمام دولتهای ساحلی خلیج فارس، بدون استثنا، باید در هر ابتکار منطقهای شامل شده و هم بازیگران منطقهای و هم بازیگران خارجی باید حقوق ملی مشروع، منافع و دغدغههای امنیتی همه را پذیرفته و به آن احترام بگذارند.
غربیها و خصوصا آمریکاییها، اگر میخواهند از اشتباهاتی که همواره در گذشته مرتکب شدهاند، اجتناب کنند، باید درک خود از ایران و منطقه را اصلاح کنند. آنها باید حساسیتهای مردم منطقه، به خصوص کرامت، استقلال و دستاوردهای ملی آنها را شناخته و آنها را محترم شمارند.
ما در این منطقه قادریم خود مسائل خود را حل کنیم، مشروط بر آنکه خارجیها برای رسیدن به منافع کوتاهمدت یا کمک به پیش بردن اهداف مشتریان اخلاقناشناس خود، دست به خرابکاری نزنند. در طول چهار سال گذشته، متأسفانه ما چندین بار در آستانه فاجعه قرار گرفتیم. ایران در طول این دوره، از خود خویشتنداری راهبردی به نمایش گذاشت، اما صبر ایرانیها رو به پایان است و مصوبهای که در ماه دسامبر در پارلمان ما تصویب شد، به وضوح این را نشان میدهد: این قانون جدید، ایران را ملزم میکند تا اگر تحریمها تا ماه فوریه برداشته نشوند، #غنیسازی_اورانیوم را افزایش داده و بازرسیهای بینالمللی را محدود کند.
پنجره فرصت برای دولت جدید ایالات متحده تا ابد بازنخواهد بود. ابتکار عمل صرفا بر عهده واشنگتن است. گام نخست دولت بایدن، باید تلاش برای جبران – و نه تلاش برای سوء استفاده – از میراث خطرناک شکست حداکثری #ترامپ باشد. دولت بایدن میتواند با حذف تمام تحریمهای اعمالشده از زمان به قدرت رسیدن ترامپ و تلاش برای ورود دوباره و پایبندی به توافق هستهای سال 2015، بدون تغییر مفاد آن که حاصل مذاکرات مشقتبار است، آغاز کند. چنین اقدامی، موقعیتهای تازهای برای صلح و ثبات منطقه ما میگشاید.
@asrdiplomacyir
🔹✍️پنجره فرصت برای دولت جدید #آمریکا تا ابد بازنخواهد بود (محمد جواد ظریف - فارن افرز)
بخش دوم:
ایالات متحده نمیتواند به سادگی خسارتی را که اقداماتش موجب شده، جبران کند. اما یک دولت جدید میتواند به یکی از خطاهای بزرگ دولت قبلی، یعنی خروج سال 2018 #ترامپ از #توافق_هستهای با ایران، بپردازد. آن رئیسجمهور ایالات متحده تلاش کرد تا یک دستاورد دیپلماتیک چندجانبه بزرگ را از میان بردارد و بعد با آغاز کارزاری از جنگ آشکار اقتصادی، مردم ایران را هدف قرار داد تا عملا ایران را به دلیل پایبندی به یک توافق مورد تأیید سازمان ملل متحد تنبیه کند. تحریمهایی که دولت ترامپ اعمال و بازاعمال کرده است، حتی واردات اقلام مورد نیاز برای مقابله با همهگیری کووید-19 را هم تقریبا ناممکن کرده است. اما این دشواریها، نه ما را به تسلیم واداشت، نه به فروپاشی اقتصاد ما منتهی شد و نه محاسبات راهبردی ما را دستخوش تغییر کرد.
بلکه، همانطور که پیش از این همواره اینطور بوده و همواره همینطور خواهد ماند، فشار علیه #ایران، نتایجی در تضاد کامل با آنچه در اصل مد نظر بوده به وجود آورده است. به عنوان نمونه، در سال 2005، ایالات متحده و متحدانش از ایران خواستند از حق غنیسازی اورانیوم صرف نظر کند و به نحوی غیرمنصفانه از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحده (علیه ایران) تحریم وضع کردند. با وجود آن فشار اقتصادی، ایران بین سالهای 2005 تا 2012 تعداد سانتریفیوژهای خود را از 200 به 20000 دستگاه افزایش داد و بیش از 17000 پوند اورانیوم غنیشده در سطح 3.67 درصد و بیش از 440 پوند اورانیوم با غنای 20 درصد تولید کرد. به همین ترتیب، کارزار فشار حداکثری دولت ترامپ هم با گسترش منابع اورانیوم با غنای پایین ما از 660 پوند به 8800 پوند و ارتقاء سانتریفیوژهایمان از مدل قدیمیتر IR-1 به مدل به مراتب توانمندتر IR-6، مصادف شده است.
ترک توافق هستهای از سوی ایالات متحده، یک چیز را ثابت کرد – اینکه امضای وزیر خارجه ایران، از امضای رئیسجمهور مبسوط الید ایالات متحده وزن بیشتری دارد. حتی #اوباما هم نتوانست از تصویب تمدید ده ساله قانون تحریمهای ایران در کنگره ایالات متحده ممانعت کند، که این نقض روشن همان توافقی بود که دولت او مذاکره کرده بود. بیاعتنایی ترامپ به تعهدات ایالات متحده – که نه فقط توافق هستهای، بلکه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که این توافق را تأیید کرده بود را هم نادیده میگرفت – این احساس را تقویت کرد که ایالات متحده یک شریک غیرقابل اتکاست.
بنابراین، بله، ایران از ماه می 2019، توانمندیهای هستهای خود را به میزان قابل توجهی افزایش داده است – اما این کار را در انطباق کامل با بند 36 توافق هستهای انجام داده که به ایران اجازه میدهد «اجرای تعهداتش (ذیل توافق) را متوقف کند»، اگر طرف امضاکننده دیگر هم اجرای تعهداتش را متوقف کرده باشد. اگر دولت جدید ایالات متحده امیدوار است که جهت حرکت کنونی را تغییر دهد، باید فورا تغییر مسیر دهد.
حالا باید چه کرد؟
دولت تازهوارد #بایدن هنوز هم میتواند توافق هستهای را نجات دهد، اما مشروط بر اینکه بتواند اراده سیاسیای واقعی را در واشنگتن به منصه ظهور برساند تا نشان دهد که ایالات متحده حاضر است تا شریکی واقعی در تلاشهای جمعی باشد. دولت بایدن باید با حذف نامشروط و کاملا مؤثر تمام تحریمهایی که از زمان روی کار آمدن ترامپ اعمال، بازاعمال یا ذیل برچسب تازهدرآمدهاند، آغاز کند. در مقابل، ایران تمام تدابیر جبرانی را که پس از خروج ترامپ از توافق هستهای اجرایی کرده، به عقب بازخواهد گرداند. پس از آن، اعضای باقیمانده برجام تصمیم خواهند گرفت که آیا ایالات متحده باید اجازه یابد که کرسی پشت میزی که در سال 2018 آن را ترک کرد، بازپس بگیرد یا نه. بالأخره توافقنامههای بینالمللی، دربهای گردان نیستند و یک طرف نمیتواند بعد از آنکه بر اساس هوی و هوس به سادگی یک توافق مذاکرهشده را ترک کرد، حق بازگشت خودکار به آن را داشته باشد - و از مزایای آن بهرهمند شود.
@asrdiplomacyir
🔹✍️#بایدن و ادامه سیاست "دوشیدن" #عربستان (حسین الموسوی – العالم)
دونالد ترامپ، رئیس جمهور قبلی آمریکا در زمان تبلیغات انتخاباتی خود در سال 2016 از هیچ کلمه و جمله توهین آمیزی برای حمله به عربستان دریغ نکرد. با این حال اولین سفر خارجی اش پس از پیروزی در انتخابات به مقصد #ریاض بود؛ با این سفر وی در ازای دریافت میلیاردها دلار، تبدیل به اولین حامی محمد بن سلمان، ولی عهد عربستان برای رسیدن به رؤیای تخت و تاج عربستان شد. در سال 2020 نیز جو بایدن، مواضع تند علیه عربستان اتخاذ کرده و این کشور را به محاکمه و انزوا در جهان تهدید کرد. آیا تا اینجا شباهتی بین این دو رئیس جمهور نمی بینید؟
همانطور که می دانیم روابط بین #آمریکا و عربستان در 14 فوریه 1945 با دیدار فرانکلین روزولت، رئیس جمهور وقت آمریکا با ملک عبد العزیز، پادشاه وقت سعودی در ناو جنگی (USS QUINCY) آغاز شد. در دیدار پایه روابط دو کشور بر مبنای "نفت در مقابل حمایت" گذاشته شد.
امروز بسیاری از معیارها تغییر کرده است اما مبنا همان است که بود. دونالد #ترامپ روش تعامل آمریکا با بسیاری از کشورهای وابسته در منطقه را زیر و رو کرد. وی به صراحت گفت که سعودی ها اگر حمایت آمریکا را برای حفظ تاج و تخت می خواهند باید بهای آن را بپردازد. این بیان در واقع تعبیری خشن از توافقنامه کوینسی است و امروز بایدن در حالی وارد کاخ سفید می شود که ابزارهای متعددی برای دوشیدن عربستان دارد.
یکی از این ابزارها، پرونده ترور خاشقجی است؛ وی در سخنانی درباره محتوای گزارش نهایی ترور خاشقچی در استانبول ترکیه به صورت تلویحی به این موضوع اشاره کرد. این گزارش به تنهایی برای تحت فشار قرار دادن بن سلمان کافی است.
دومین ابزار، پرونده سعد الجبری، مأمور سابق جاسوسی عربستان و از دوستان محمد بن نایف است. الجبری اسناد و اطلاعاتی در اختیار دارد که به بایدن برای اعمال فشار هر چه بیشتر به سعودی ها کمک می کند.
سومین ابزار، یک پرونده قدیمی موسوم به قانون جاستا و همه پرونده های قضایی مربوط به حمله های 11 سپتامبر است که در همه آنها عربستان، متهم است. قانون جاستا به تنهایی می تواند منجر به صدور حکم توقیف دارایی های عربستان در آمریکا شود.
احتمال می رود که بایدن از همه این ابزارها استفاده کرده و یک به یک این پرونده را بیرون بکشد. وی به این ترتیب در دو خط وارد عمل خواهد شد؛ اول اینکه تهدیدهای خود را مبنی بر محاکمه عربستان به خاطر جنایاتی که مرتکب شده است، عملی کند.
از نظر اقتصادی نیز هیچ بعید نیست که بایدن قصد داشته باشد برای به چنگ آوردن باقیمانده ثروت سعودی که از جیب ترامپ اضافه آمده است، از این ابزارها و اهرم ها استفاده کند.(حتی ممکن است بیشتر از آنچه که به ترامپ رسید، نصیب بایدن شود مخصوصا که بن سلمان سعی می کند ذهنیت وابسته بودن خود به ترامپ را از ذهن بایدن زدوده و وفاداری خود را به رئیس جمهور جدید اثبات کند). مضاف بر اینکه #بن_سلمان بر این اساس که سازش با رژیم صهیونیستی جایزه بزرگی برای نتانیاهو و کمک بزرگی برای تحقق رؤیاهای وی خواهد بود، این حرکت را به عنوان برگ برنده وهدیه ای تقدیم کاخ سفید خواهد کرد.
وی همچنین با توقف فروش سلاح به ابوظبی، به امارات هم هشدار داده و مراتب نارضایتی خود را از مداخله های #ابوظبی – که چیزی شبیه مداخله های رژیم صهیونیستی در آمریکاست – اعلام کرده است. منظور از این مداخله ها، تحرکاتی است که در مراکز سیاستگذاری و لابی گری به خصوص لابی صهیونیستی – از طریق سفیر ابو ظبی در آمریکا - در واشنگتن به امارات نسبت داده شده است.
درست است که شخصیت بایدن شباهتی به شخصیت ترامپ ندارد اما روش آنها یکی است؛ بایدن هم مثل دیگر رؤسای جمهور آمریکا از سال 1945 تا کنون، می کوشد کشورهای وابسته را مورد بهره برداری قرار دهد. با نگاهی به حجم پول هایی که ریاض و ابو ظبی طی سال های گذشته به جیب آمریکایی ها ریخته، می بینیم که مجموع این پولها برای ایجاد بزرگترین زرادخانه نظامی و قدرت اقتصادی در این کشور بدون نیاز به حمایت خارجی کافی هستند.
اما ظاهرا این کشورها به ماهیت و نوع روابطی که بر اساس توافق کوینسی شکل گرفته است عادت کرده اند. روابط آنها با رؤسای جمهور آمریکا طی سالهای گذشته، بر اساس "سیر رفت و گرسنه برگشت"، شکل گرفته است.
@asrdiplomacyir
🔹✍️مستند روشهای جاسوسی #محمد_بن_سلمان از مخالفان ( الواقع السعودي )
فعالان سیاسی در حساب توییتری مستندی در خصوص شیوه جاسوسی ولیعهد سعودی از مخالفان منتشر کردند.
به گزارش الواقع السعودی، کانال "بیداری" جوانان وابسته به تعدادی از مخالفان سعودی در خارج از کشور ، فیلم مستندی با عنوان "جاسوسی و مخالفان سعودی" منتشر کرد. این مستند ایده جاسوسی خانواده سلطنتی سعودی را، به منظور ردیابی و مبارزه با مخالفان سیاسی آل سعود فاش میکند.
بسیاری از توئیترها و فعالان مخالف از جمله «عمر بن عبدالعزیز» فعال برجسته سعودی این مستند را در توییتر منتشر کردند. در بسیاری از کشورها مانند چین و اتحاد جماهیر شوروی و سایر کشورها ، یک گزارش تاریخی در خصوص استفاده از جاسوسها در طول تاریخ وجود دارد.
این مستند نمونههای از جاسوسیهایی که علیه مخالفان سعودی انجام میشود را نشان میدهد.
فیلم پس از یک مقدمه طولانی، به اقدامات جاسوسی «محمد بن سلمان» ولیعهد سعودی علیه شهروندان سعودی پرداخت.
بر اساس این مستند، روشهایی وجود دارد که عربستان سعودی برای جاسوسی از شهروندان خود در خارج از کشور استفاده میکند .این جاسوسی از سال 2017 زمانی که «سعود القحطانی» مشاور سابق دربار پادشاهی سعودی مخالفان سعودی را تهدید کرد که دولت عربستان میتواند به راحتی به حساب کاربران توییتری و یا حسابهای کاربری ناشناس و با اسامی مستعار نفوذ کند، فاش شد. سعود القحطانی اوت 2017 با انتشار توییتی خطاب به حسابهای کاربری ناشناس هشدار داد: آیا نام مستعار از تو در برابر لیست سیاه حفاظت میکند؟
مشاور بن سلمان و فرد نزدیک وی ادعا کردند که راههایی برای دسترسی به حسابهای کاربریهای ناشناس وجود دارد.
این مستند نشان میدهد که دو کارمند سابق توییتر و یک مرد سعودی برای عربستان جاسوسی و با کاوش در اطلاعات خصوصی کاربران و تحویل آنها به مقامهای سعودی پول دریافت میکردند.«علی الزبارة» و «أحمد أبو عمو» که سابقا در توییتر کار میکردند و «احمد المطیری» که قبلا در دربار سلطنتی آل سعود مشغول به کار بوده، با اتهاماتی از جمله همکاری با عربستان سعودی، بدون ثبت به عنوان عامل خارجی، روبرو شدند.
این فیلم به پرونده علی الزباره پرداخت که داستان او از سال 2015 آغاز شد ، زمانی که با وی توافق شد علیه بیش از 6 هزار حساب توئیتری مخالفان علیه رژیم سعودی جاسوسی کند ، که این اقدام منجر به بازداشت بسیاری از فعالان توییتری شد.
چندین سازمان حقوق بشری در خاورمیانه گفتند که کارمندان توئیتری 6 شهروند سعودی را شناسایی کرده اند که در حال مدیریت کاربریهای ناشناس بودند. مدیریت توئیتر با آل زباره به دلیل جاسوسی از کاربران توئیتر برخورد کرد. در همین راستا توییتر در بیانیهای گفت: تشخیص داده که بازیگران بد برای تضعیف خدمات ما حاضرند تا کجا پیش بروند.
موسسه جاسوسی و ترور "مسک"
موسسه خیریه موسوم به «المسک» در مارس 2011 تأسیس شد و بر اساس ادعا ولیعهد سعودی نقش مهمی در تشویق یادگیری و توسعه مهارتهای جوانان دارد. این موسسه توسط بزرگترین جنایتکاران سعودی یعنی محمد بن سلمان و بدر #العساکر مدیر دفتر خصوصی محمد بن سلمان مدیریت میشود.
بر اساس این مستند بنیاد مسک که ادعا میکند به دنبال پرورش استعدادهای جوانان سعودی است با اتهاماتی ازجمله انجام نقشهای امنیتی مشکوک از طریق جذب نیرو برای جاسوسی و هککردن مخالفان سیاسی سعودی در داخل و خارج روبرو است.
حساب کاربری« العهد الجدید» که به افشاگر سیاسی از طریق توییتر مشهور است ، اطلاعات جدیدی در مورد احمد المطیری معروف به احمد الجبرین فاش کرد که وی برای مشارکت با سعود القحطانی به دفتر وی در دیوان سلطنتی نقل مکان کرد.
براساس توئیت دیگری از العهد الجدید ، احمد الجبرین جاسوس محمد بن سلمان در #توییتر است. او پس از متهم شدنش در آمریکا از نظر روانی فروپاشیده بود و با بدر العساکر تماس گرفت.وی به العساکر گفت: «سرنوشت من چه خواهد شد ؟ من ممنوع السفر شدهام و آینده من تمام شده است! بدر به او گفت: منتظر بمان که این موضوع را گذر زمان حل میکند».
شایان ذکر است که وزارت دادگستری آمریکا در ماه ژوئیه گذشته ، کیفرخواست جدیدی را در پرونده جاسوسی کارمندان توییتر برای #عربستان سعودی تنظیم کرد وعلاوه بر جاسوسی به نفع عربستان سعودی اتهامهای کلاهبرداری، پولشویی، جعل و دستکاری در شواهد افزود.
در اعلام جرم تازه علیه این افراد، مدارک و اسناد جدیدی درباره جاسوسی آنها و کمک شان برای سرکوب مخالفان دولت عربستان سعودی ارائه شد.
@asrdiplomacyir
🔹عارتص شوآ: رئیس جمهور #فرانسه می گوید "اسرائیل"، #عربستان و شرکای منطقه ای باید در توافق هسته ای جدید بین #ایران و #آمریکا حرفی برای گفتن داشته باشند.
این اظهار نظر در حالیست که در این شرایط سخن گفتن از شکل تازه ای از #توافق_هستهای فاقد هرگونه موضوعیتی است. به نظر می رسد امانوئل #مکرون به دلیل کسب منافع اقتصادی در طی بحران #کرونا و ارتفای جایگاه فرانسه در مناسبات غرب آسیا، نقش #پلیس_بد را ایفا می کند.
@asrdiplomacyir
🔹✍️مرحلهای جدید از اختلافات #عربستان و #امارات ( الخليج الجديد )
بخش اول:
درحالی که عربستان پس از شکست #ترامپ در انتخابات آمریکا، در راستای یافتن متحدان جدید منطقهای به دنبال نزدیکی با #ترکیه است، اما هنوز چالشهایی وجود دارد که این روند را دشوار میکند.
به گزارش تسنیم پس از تصمیم دولت جدید آمریکا به ریاست «جو #بایدن» برای تعلیق فروش سلاح به عربستان و امارات و بازنگری در معاملات تسلیحاتی با این دو کشور و نیز تهدید به افشای گزارش اطلاعاتی درباره پرونده قتل «جمال #خاشقجی» روزنامه نگار منتقد سعودی، اکنون ریاض باید به دنبال اتخاذ سیاستی جدید در پرونده های داخلی و خارجی خود مطابق با رویکرد دولت جدید ایالات متحده باشد.
تلاش عربستان برای نزدیکی به ترکیه پس از شکست ترامپ
بر همین اساس پس از توافق آشتی میان عربستان، امارات ،بحرین و مصر با قطر در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس ممکن است ریاض به دنبال کاهش تنش با ترکیه باشد تا در سایه عدم اطمینان به روابط خود با ساکنان جدید کاخ سفید گزینه های بیشتری در منطقه برای خود به دست بیاورد.
تحرکات عربستان برای بهبود روابط با ترکیه بلافاصله پس از شکست «دونالد ترامپ» رئیسجمهور سابق آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری این کشور نمایان شد. در تاریخ 21 نوامبر 2020 «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان پیش از برگزاری اجلاس گروه 20 در این کشور با «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهوری ترکیه تماس گرفت و دو طرف در این تماس تلفنی بر ضرورت ادامه گفتگوها جهت رفع موانع در روابط دو جانبه تاکید کردند.
اندکی پس از آن «فیصل بن فرحان» وزیر امور خارجه عربستان اظهار داشت که رابطه عربستان با ترکیه بسیار خوب و دوستانه است و تحریم غیررسمی محصولات ترکیه از جانب عربستان را تکذیب کرد. 26 نوامبر 2020 «مولود چاووش اوغلو» وزیر خارجه ترکیه با همتای سعودی خود درباره روابط ریاض و آنکارا و همچنین موضوعات مختلف خاورمیانه و آفریقا گفتگو کردند. طرف ترکی در این گفتگو تاکید کرد که مشارکت قوی میان ترکیه و عربستان به نفع دو کشور است.
اما با همه این وجود ونیز برخلاف اینکه عربستان به محاصره قطر پایان داد و روابط دیپلماتیک خود را با دوحه از سر گرفت مشکلات زیادی در روابط ریاض و آنکارا وجود دارد که حل آنها به سادگی ممکن نیست. این مشکلات شامل پرونده جمال خاشقجی که هنوز بسته نشده، جنگ داخلی لیبی و اطلاعات مربوط به دست داشتن عربستان سعودی در تلاش برای انجام یک کودتا در ترکیه در سال 2016 و نیز حمایت ریاض از #یونان است. همه این مسائل تاکنون سبب شده تا اعتماد پایداری میان ترکیه و عربستان شکل نگیرد.
همچنین اگرچه ایالات متحده تنها متغیر مهم در معادله روابط عربستان و ترکیه نیست؛ اما ورود بایدن به کاخ سفید سبب شده تا آنکارا و ریاض به شکل قابل توجهی در روابط خود تجدید نظر کنند. درواقع این منطقی است که عربستان سعودی و ترکیه در دوره پسا ترامپ رفتارهای متفاوتی داشته و ممکن است تصمیم بگیرند برای مدیریت رویکرد دولت جدید آمریکا روابط خود را نزدیک تر کنند.
در این زمینه «علی باکر» کارشناس امور خاورمیانه و مقیم آنکارا اظهار داشت که ترامپ برای سرکوب مخالفان، شاهزادگان، تاجران، روشنفکران و فعالان حقوق بشر در عربستان حمایت زیادی از « #محمد_بن_سلمان » ولیعهد این کشور کرد. ترامپ همچنین نقش اصلی در حمایت از بن سلمان در مقابل پیامدهای جنایت قتل خاشقجی داشت. رئیس جمهور سابق آمریکا همچنین به سعودی ها اجازه داد تا بدون محدودیت به کشتار غیرنظامیان در یمن ادامه دهند و نیروهای آمریکایی را به عربستان سعودی فرستاد تا در جنگ یمن به سعودی ها کمک کنند. اما در این شرایط قطعاً بایدن مانند ترامپ نخواهد بود.
همچنین ترکیه که تمایل داشت مانند عربستان رضایت ترامپ را جلب کند و از شکست وی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ناراحت شد با واقعیت های سیاست بایدن روبرو است که می تواند مشکلاتی برای آنکارا به وجود بیاورد. مشکلاتی مانند روابط دفاعی میان ترکیه و روسیه ،تنش ها در شرق مدیترانه و مسائل مربوط به حقوق بشر میتواند تنش میان دولت بایدن و آنکارا افزایش دهد. در نتیجه ترکیه قصد دارد برای مقابله با این مشکلات احتمالی روابط خود را با عربستان سعودی و چهبسا رژیم صهیونیستی بهبود بخشد.
در عین حال کاهش تنش در روابط عربستان و #قطر میتواند نشانه خوبی برای روابط ریاض و آنکارا باشد؛ به این صورت که پس از آشتی نسبی میان کشورهای حوزه خلیج فارس ترکها می توانند روابط خود را با عربستان بهبود ببخشند بدون اینکه مجبور باشند اتحاد خود با قطر را زیر سوال ببرند. همچنین با ازسرگیری روابط عربستان و قطر احتمالا سعودیها حضور نظامی ترکیه در قطر را تهدید کمتری برای خود می دانند، هر چند که از این موضوع ناراضی هستند.
@asrdiplomacyir
- ابهام درباره تصمیم نهایی ملک سلمان درخصوص سرنوشت ولیعهد جوان سعودی: با وجود ابهاماتی که در موضع کنونی پادشاه عربستان وجود دارد اما شاخصها نشان میدهد که تحت فشارهای روانی زیاد و مستمری از جانب اعضای ارشد خانواده سلطنتی قرار گرفته است و مقامات عربستان در ضرورت برکناری محمد بن سلمان حتی به شکل موقت تاکید دارند. بنابراین در صورتی که این فشارها بیشتر شود ملک سلمان مجبور به انجام هر کاری میشود. در این صورت اگر پادشاه سعودی توانایی برکنار کردن محمد بن سلمان را نداشته باشد ممکن است شخص ملک سلمان به دستور ولیعهد جوان این کشور بازداشت شود که این یک سناریو فاجعه بار خواهد بود.
@asrdiplomacyir
🔹✍️ماجرای دستگیری #ملک_سلمان به دستور پسرش ( الاخبار لبنان )
بخش دوم:
در این اسناد همچنین اطلاعاتی فاش شده که نشان می دهد اماراتی ها چگونه به محافل حاکم بر #عربستان سعودی نفوذ کرده و توانایی بالایی برای ایجاد شبکهای قوی از روابط یا همکاری با مخالفان #محمد_بن_سلمان برای رسیدن صدای آنها به خارج از عربستان دارند.
روزنامه الاخبار لبنان برخی اسناد صادر شده توسط مقامات عالی رتبه امارات درباره جنبههای مختلف بحران میان #ابوظبی و #ریاض و پیامدهای آن بر محمد بن سلمان و حکمرانی و موقعیت و نقش او در خارج از عربستان سعودی را منتشر کرده است.
در 11 اکتبر 2018 «انور قرقاش» وزیر مشاور در امور خارجه امارات متحده عربی گزارشی فوق سری درباره وضعیت محمد بن سلمان و روند دشوار وی در بحران #خاشقجی را برای محمد بن زاید ارسال کرد که به این شکل است:
دشواری موقعیت ولیعهد سعودی در این بحران با تغییر موضع وی از سکوت به انکار این اتفاق و سپس فرار از آن که وی را مجبور به تماس با «رجب طیب #اردوغان» رئیس جمهور ترکیه کرد به خوبی نشان داده شد. در این شرایط محمد بن سلمان مجبور شد تا به تحقیر شدن در برابر مقامات ترکی تن داده و به آنها اجازه ورود به کنسولگری عربستان را بدهد با این ادعا که او چیزی برای پنهان کردن ندارد. با این اقدام تحقیر آمیز اعتبار محمد بن سلمان در سطح داخلی و بینالمللی بسیار تحت شعاع قرار گرفته و دستاویزی برای دشمنان ولیعهد جوان عربستان در داخل و خارج جهت ضربه زدن به وی شد.
بر اساس گزارش انور قرقاش در مرحله ای قابل پیش بینی آینده سیاسی محمد بن سلمان ممکن است در 3 سطح تحت تاثیر قرار بگیرد:
- هر چند که تیم مامور قتل خاشقجی متشکل از افراد نزدیک به دربار سعودی و شخص بن سلمان مانند سعود #القحطانی و احمد #عسیری و بدر #العساکر از مناصب رسمی خود در عربستان برکنار شدند اما اگر اتهامات این افراد در قتل خاشقجی ثابت شود نگرانی های زیادی درباره وجود مدارکی علیه ولیعهد عربستان همچنان وجود دارد و سپس روایت کسانی که محمد بن سلمان را در این قتل متهم میکنند تقویت میشود که این وضعیت برای ملکسلمان بسیار نگران کننده و شرمآور خواهد بود و او در شرایطی قرار میگیرد که مجبور است محمد بن سلمان را از سمت ولیعهدی کنار بزند.
@asrdiplomacyir
🔹✍️اعتراف به شکست به سبک #بایدن ( سعید محمد – العالم )
به نظر میرسد با توجه به دستور اخیر رئیسجمهور آمریکا درباره توقف حمایت و فروش سلاح آمریکایی به ائتلاف سعودی- اماراتی، جنگ یمن که شش سال دستور مستقیم آن از واشنگتن رسید، اینک نیز دستور پایان آن نیز از #واشنگتن رسیده است، این امر نشان میدهد که آمریکا مسئول اصلی این جنگ و فاجعه انسانی است که ملت یمن از سال 2015 با آن دست و پنجه نرم میکنند.
این تصور که، عواطف انسانی باعث شده که "جو بایدن" دستور توقف حمایت آمریکا از جنگ علیه #یمن را صادر کند، اشتباه است. سیاست آمریکا در مدار عواطف انسانی یا اصول اخلاقی پیش نمیرود اگر اینگونه بود این عواطف در سوریه، عراق، لیبی و افغانستان، که ملتهایشان از جنایتهای نیروهای آمریکایی رنج میبرند، موثر واقع میشد.
تنها تفاوت در پرونده یمن این است که ملت یمن نه تنها با مقاومت و پایداری مثالزدنیاش توانست متجاوزان را ناکام بگذارند بلکه توانستند عمق عربستان سعودی را و نیز رگ حیاتی اقتصاد این کشور را هدف قرار دهند بدون آنکه آمریکا بتواند به رغم فروش میلیاردها دلار تسلیحات به ریاض، از این همپیمان سنتی خود دفاع کند.
خطراتی که #عربستان سعودی را داخل و در مرزهایش تهدید میکند، پشت تصمیم بایدن برای توقف حمایت از ائتلاف سعودی و ایجاد راه برونرفتی برای "محمد بنسلمان" و "محمد بنزاید" از باتلاق نبود بلکه دلیل اصلی، فاش شدن مداخله مستقیم رژیم اسرائیل در این جنگ است که نیروهای مسلح یمن را تحریک و خشمگین کرده است به نحوی که این نیروها تهدید کردهاند در صورت تداوم نقشآفرینی اسرائیل در جنگ علیه ملت یمن، عمق فلسطین اشغالی را هدف قرار خواهند داد . لذا این تهدید جدی نیروهای یمنی، بایدن را به اندیشیدن درباره راهحلی جهت پایان دادن به این جنگ و ایجاد راهی برای حفظ آبروی باقیمانده بنسلمان و بنزاید و "بنیامین #نتانیاهو" واداشت.
واضح است که دولت یمن در صنعا، به رغم استقبالش از طرح بایدن، منتظر عملی شدن این شعار یعنی پایان جنگ و لغو محاصره ملت یمن است و اینگونه مشخص خواهد شد که آیا بایدن در این طرح ابتکاری خود جدی و صادق است یا خیر. آمریکا پیشتر نیز وعدههای بسیاری درباره پایان جنگ یمن داده ولی در حد جوهری بر روی کاغذ مانده است. از سوی دیگر، سابقه بایدن نشان میدهد که نباید به حرفها و وعدههای این مرد اعتماد کرد؛ جنگ سعودی- امارات علیه یمن در سال 2015 زمانی آغاز شد که بایدن معاون "باراک اوباما" رئیسجمهور وقت امریکا بود.
از همان روز جنگ علیه یمن، ملت یمن آن را جنگ ائتلاف آمریکایی، اسرائیلی، سعودی و اماراتی میخواندند. هدف این جنگ بازگرداندن "مشروعیت"( دولت مستعفی و فراری عبد ربه منصور #هادی) نبود بلکه هدف واقعی تقسیم یمن، آواره کردن ملت یمن و مصادره و غارت ثروتهایش و سیطره بر بنادر این کشور بود تا از این راه، "امنیت و ثبات اسرائیل حفظ شود".
درخواست بایدن برای توقف جنگ علیه یمن و تعلیق فروش تسلیحات به عربستان سعودی، اعترافی رسمی به شکست طرح آمریکایی در یمن و شکست ابزار و ادوات آمریکا- رژیمهای سعودی، صهیونیستی و امارات- در اجرای این طرح است. ملت یمن با مقاومت مثالزدنیاش توانست متجاوزان و اربابانشان را به زانو دربیاورد و همین مقاومت، آمریکا و اذناب منطقهای آن را طی 6 سال جنگ در یمن رسوا ساخت. ننگ و عار نصیب آمریکا و اذناب آن و پیروزی به نام مردان سرسخت و مبارز یمن ثبت شد.
@asrdiplomacyir
🔹✍️#ترامپ و #پمپئو در جشن چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی کجا هستند؟ (سعيد محمد – العالم)
#ایران این روزها چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را جشن گرفته است، انقلابی که همه معادلات بین المللی را به هم ریخته و منطقه را تغییر داد.
با قیام مظلومان علیه ظالمان و حمایت از آرمان فلسطین، همه نیروهای شر جهان و در رأس آنها مثلث شوم آمریکا، "اسرائیل" و مرتجعان عرب، به انقلاب اسلامی حمله کردند و برای نابودی کامل آن و بازگرداندن ایران به دامان آمریکا، #جنگ و #تحریم را بر این کشور تحمیل کردند.
چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی امسال ویژگی خاصی دارد؛ زیرا ایران از رویارویی با افراطی ترین و نژادپرست ترین و صهیونیست ترین دولت آمریکا طی چهل سال گذشته یعنی دولت دونالد ترامپ، سرافراز بیرون آمده است.
با نگاهی به عملکرد دولت ترامپ طی چهار سال گذشته در می یابیم که هدف اول و آخر از روی کار آوردن دونالد ترامپ از سوی دولت در سایه آمریکا، فقط و فقط براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است.
دولت در سایه آمریکا و لابی صهیونیسم در این کشور و صهیونیسم جهانی و رژیم صهیونیستی و عرب های سازشکار و مرتجع تمام خطوط قرمز را در دشمنی با جمهوری اسلامی پشت سر گذاشته و همه سلاح ها و امکانات خود را برای براندازی نظامی جمهوری اسلامی یا حداقل به زانو درآوردن آن به کار گرفتند.
انتخاب افرادی مثل ترامپ، مایک پمپئو، جان بولتون، جیمز ماتیس و امثال آنها انتخابی تصادفی نبوده است بلکه طبق برنامه برای براندازی جمهوری اسلامی چه از طریق جنگ و چه – آنطور که بولتون گفته است - از طریق محاصره و فشار حداکثری.
بی جهت نیست که ولی عهد عربستان، بیش از نیم ترلیون دلار به ترامپ کمک می کند و عرب های مرتجع برای انداختن خود به دامان نتانیاهو و تشکیل "ناتوی عربی سنی و اسرائیلی" به فرماندهی بن سلمان و نتانیاهو از هم سبقت می گیرند و همزمان با این اتفاق ها، ترامپ از #برجام خارج شد و تحریم های بی سابقه ای را بر ایران وضع کرد که این بار حتی غذا و دارو را هم شامل می شد.
بن سلمان و #نتانیاهو امید زیادی به دولت افراطی و صهیونیست ترامپ برای مقابله نظامی با ایران بسته بودند. آنها تا واپسین لحظه های حضور ترامپ در کاخ سفید امیدوار بودند. اما ترامپ و دار و دسته دیوانه اش به زباله دان تاریخ ریخته شدند و حسرت حمله به ایران به دل بن سلمان و نتانیاهو ماند.
#بن_سلمان و نتانیاهو حق دارند که به خاطر امیدهای از دست رفته شان عزا بگیرند. آنها به خوبی می دانند که باید منتظر ده ها سال بماند تا شاید دیوانه و صهیونیست دیگری مثل ترامپ که به خاطر منافع #صهیونیسم حتی منافع آمریکا را هم زیر پا گذاشت، روی کار بیاید. ترامپ بدون اینکه آرزوهای صهیونیسم را تحقق بخشد و به ایران حمله کند، رفت.
ترامپ، پمپئو، #بولتون و #ماتیس رفتند و جمهوری اسلامی ایران پابرجا ماند و اینک چهل و دومین سالگرد پیروزی خود را جشن می گیرد آنهم با مردانی که ترس و وحشت را به جان تروریست ترین دولت آمریکا انداخته و ان را مجبور کردند آروزی حمله به ایران را برای همیشه فراموش کند.
@asrdiplomacyir
🔹✍️برای دستیابی به توافق هستهای جدید؛ آمریکا باید با #عربستان و "اسرائیل" مذاکره کند نه با #ایران! (نجمالدین امین – العالم)
ذوالنور در گفتوگویی با "العالم" گفت: معتقدیم مجلس دیرهنگام وارد این مساله شد؛ زمانی که #ترامپ از توافق هستهای خارج شد ما باید تعهدات را کنار میگذاشتیم. طرف مقابل ما زبان اخلاق نمیفهمد بلکه فقط زبان معامله بازاری یا زبان زور را میفهمد لذا به هر شکلی که عمل کنند ما نیز به همان شکل عمل خواهیم کرد به نظر میرسد این، تنها زبانیست که آمریکاییها، جمهوریخواهان و دموکراتها، میفهمند.
ذوالنور رئیس کمیسیون امنیت ملی در مجلس شورای اسلامی ایران، زبانی را که دولت ایران تا به امروز در تعامل با طرف مقابل بهکار میبرد مانند دادن فرصت و هشدارهای مکرر جهت پایبندی به تعهداتش توصیف کرد و گفت: ولی این زبانی است که طرف مقابل آن را نمیفهمد؛ چرا که آن، زبان اخلاق است. در واقع طرف مقابلِ ایران زبان زور و زبان تجارت را میفهمد، لذا تصمیم گرفتیم با آنها مانند خودشان تعامل کنیم. از این به بعد نیز از منافعمان با زور و قدرت دفاع میکنیم و هیچ برگشتی نیست و طرف مقابل نیز باید گامهایی جهت بازیابی اعتماد بردارد و ما برای همکاری با طرف مقابل خوشبین نیستیم.
واضح است که تصمیم دولت ایران در اجرای "قانون لغو تحریمها و دفاع از منافع ملت ایران" برگشتناپذیر و حتمیالاجرا است بهویژه بعد از اظهارات "آنتونی بلینکن" وزیر خارجه جدید آمریکا که طی آن، ایران را به پایبندی به تعهدات هستهای اش و ضرورت مذاکراه درباره توافقی جدید که شامل مسائل غیر هستهای باشه، دعوت کرده و گفته است که واشنگتن معتقد است که این مساله زمانبر است.
ولی پاسخ تهران به چنین موضع شکستخورده وزیر خارجه دولت "جو بایدن" در تعامل با جمهوری اسلامی صرفا لفظی نبوده است؛ چرا که "محمدباقر قالیباف" رئیس مجلس شورای اسلامی از مجتمع غنیسازی "شهید علی محمدی"( فردو) در روز پنجشنبه گذشته بازدید، و طی آن گفت: "امروز براساس نظارت میدانی و قانون راهبردی لغو تحریمها که در مجلس تصویب رسید و زمانبندیهای اجرایی آن به سایت فردو آمدیم."
اظهارات "بهروز کمالوندی" سخنگوی سازمان انرژی اتمی که گفت: "قبل از سه ماه، هزار ماشین سانتریفیوژ IR2M را در نطنز نصب خواهیم کرد و ذخایر اورانیوم غنی سازی شده 20 درصد کشور به حدود 17 کیلوگرم رسیده است"، به عنوان بخشی از اقدامات کلی ایران در تعامل با طرفهایی است که فقط زبان زور را میفهمند و آن تنها زبانی است که آمریکا را برای بازگشت به توافق هستهای و اروپاییها را به تلاش برای دستیابی به استقلال نسبی از سیاستهای واشنگتن مجبور خواهد کرد و در صورتیکه چنین بازگشتی اتفاق نیفتد ایران تمامی تعهدات هستهای خود را نادیده خواهد گرفت.
اولین شکست بلینکن در تعامل با ایران و تحمیل شروطی جهت بازگشت آمریکا به توافق هستهای پیامدهای وخیمی برای آمریکا و اروپاییها خواهد داشت و بارزترین پیامدها، تغییر در سطح همکاری میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد بود و بر این اساس، همکاری بسیار ویژهای که این دو طرف در حال حاضر دارند به سطح همکاری معمولی خواهد رسید.
اگر بلینکن امیدوار است که در سایه تحریمهای سختگیرانه ترامپ علیه ایران، #توافق_هستهای جدید، که شامل برنامه موشکی ایران و سیاست منطقهای ایران باشد امضا خواهد شد، بهتر است با "اسرائیل" و عربستان سعودی مذاکره کند نه با ایران. ایران هرگز وارد مذاکرات جدیدی برای توافق نخواهد شد و غیر از توافق هستهای که با گروه 5+1 امضا کرده، قبول نخواهد کرد به همین دلیل است که ایران از این توافق خارج نشده که بخواهد به آن برگردد. همچنین سیاست منطقهای ایران با برنامه موشکی ایران به خود این کشور مربوط است و خط قرمز آن محسوب میشود اما مدت و زمانی که بلینکن روی آن حساب باز کرده، هرگز به نفع آمریکا نیست بلکه به نفع ایران است.
@asrdiplomacyir
🔹#محمد_بن_سلمان و تقدیم کلید قصرش به #آمریکا
آسوشیتدپرس روز گذشته از توافقات حکومت سلمانی با دولت ترامپ جهت ایجاد 3 پایگاه نظامی جدید در ساحل #ینبع و #طائف و #تبوک خبر داد.
صرف نظر از اینکه وفق آموزه های دینی سعودی ها حضور کفار در سرزمین وحی کلا ممنوع و حرام اعلام می شود اما به نظر می رسد آمریکا از ضعف و ناتوانی حکومت سعودی در جنگ با #یمن حداکثر استفاده را صورت داده و به بهانه دفاع از خاندان سلمان از این فرصت حسن استفاده را کرده تا حداقل سه پایگاه جدید نظامی در این کشور مستقر کند.
نکته جالب توجه در خبر آسوشیتدپرس اشاره به زمان برگزاری گفتگوها و توافق بر سر ایجاد پایگاه از یک سو و جغرافیای این ایجاد آن از دیگر سو است.
بر اساس این خبر سال گذشته و پس از حملات #انصارالله به منطقه ینبع و تاسیسات نفتی این منطقه که در یک تخمین صادرات نفت سعودی را به میزان قریب به 6 میلیون بشکه نفت در هر روز کاهش داد، این گفتگوها آغاز شده و جالب آنکه در کنار پایگاه ینبع دو پایگاه هوایی طائف و تبوک نیز در منطقه عمومی دریای سرخ یعنی محل هجوم انصارالله به آمریکاییان اختصاص داه شده است.
به خاطر داشته باشیم در همان زمان طبق دستور #ترامپ 3000 نظامی آمریکایی در عربستان مستقر شدند و افزون بر آن دو اسکادران هوایی به انضمام سامانه های پدافندی تاد و پاتریوت به سعودی گسیل شدند.
دیدار مکنزی از #عربستان در واقع حلقه تکمیلی این توافق است و البته به نظر می رسد بایدن نیز به هیچ وجه از این توافق پر سود چشم پوشی نخواهد کرد.
سوال اساسی با محوریت رفتار شناسی بن سلمان و پدرش این است که تا چه زمانی واگذاری های سرزمین وحی به اجانب و آن هم در سایه ترسی موهوم به نام #ایران و البته انصارالله ادامه خواهد یافت؟ و تا چه زمان سوءاستفاده هایی این چنین پرهزینه از اتهاماتی این چنین بی اساس ادامه خواهد یافت؟ و مهم تر از آن اینکه حقیقتا پروژه به تخت نشستن بن سلمان برای مردم عربستان و منطقه به چه میزان هزینه بر خواهد بود؟ دور از ذهن نیست در سایه ادامه بحران یمن و در شرایط حرص بن سلمان برای نشستن بر تخت پادشاهی سعودی و البته نمردن پادشاه روزی را مردم جهان مشاهده کنند که بن سلمان کلید قصرهای سعودی را تقدیم امریکاییان کند!
@asrdiplomacyir
🔹✍️باج بزرگ بن سلمان به #بایدن در پرونده خاشقجی(عربی 21)
بخش اول:
در سایه تصمیم دولت جدید دموکراتها مبنی بر افشای اسناد مربوط به قتل جمال #خاشقجی، محمد بن سلمان ممکن است خزانه مالی عربستان را به روی دولت جدید آمریکا باز کند.
« محمد بن سلمان» ولیعهد سعودی کسی بود که دستور ترور « جمال خاشقجی» روزنامه نگار منتقد سعودی را صادر کرد.روزنامه های غربی 6 هفته پس از ترور خاشقجی در کنسولگری عربستان در استانبول در اکتبر 2018 اعلام کردند که این روزنامه نگار منتقد سعودی به دستور ولیعهد سعودی کشته شده است.
بر اساس بسیاری از گزارشها #محمد_بن_سلمان به جنایت قتل جمال خاشقجی متهم شد، بنابراین نمایندگان کنگره آمریکا از « دونالد #ترامپ» رئیس جمهور آمریکا خواستند تا افراد متهم در قتل خاشقجی شناسایی و محاکمه شوند؛ اما ترامپ به درخواست این کنگره پاسخی نداد.
ساعاتی پس از تحلیف « جو بایدن» رئیس جمهور جدید ایالات متحده و با توجه به تعهد قبلی دولت دموکراتها برای بازخواست قاتلان خاشقجی « آدام شیف» رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان ایالات متحده از رئیس امنیت ملی آمریکا خواست تا گزارشهای مربوط به ترور خاشقجی را فاش کند.
آدام شف در نامهای به «ایوریل هینس»، رئیس اطلاعات ملی این کشور، خواستار انتشار گزارش جامعه اطلاعاتی درباره قتل وحشیانه و عمدی جمال خاشقجی که ساکن آمریکا بود شده است.همچنین وی خواست گزارش مربوط به قتل جمال خاشقجی را از حالت محرمانه خارج کند که این امر به شدت بر آینده روابط واشنگتن و ریاض تاثیر میگذارد.
همچنین ایوریل هینز گزینه مورد نظر جو بایدن برای تصدی سمت مدیر اطلاعات ملی گفت اطلاعات در خصوص ترور جمال خاشقجی برای استفاده کنگره از حالت طبقه بندی شده خارج میشود.
محمد بن سلمان اعلام کرد که دستور قتل خاشقجی را نداده و عاملان این جنایت بدون اطلاع وی دست به چنین اقدامی زدهاند؛ اما بر اساس اطلاعات و شواهد موجود ولیعهد سعودی دروغ میگوید تا آینده عربستان و تاج و تختش را مصون دارد.
#عربستان روزهای سختی پیش رو دارد
«هیلاری کلینتون » وزیر اسبق امور خارجه آمریکا مردم را به دیدن فیلم مخالف که ماجرای قتل جمال خاشقجی را روایت میکند ، تشویق کرد و دولت سعودی و محمد بن سلمان را مسئول مرگ وی دانست.
در صورت تحقق سناریوی افشای گزارش خاشقجی، با توجه به اینکه دموکراتها بر سه مجلس قدرت (کاخ سفید ، مجلس نمایندگان و سنا) کنترل دارند و همچنین سناتور «باب منندز» دموکرات ارشد در کمیته روابط خارجی سنا منتقد اصلی رژیم سعودی است، همه ابزارهای پاسخگویی سیاسی و مالی عربستان سعودی در برابر ترور خاشقجی در دسترس خواهد بود بدان معنا که عربستان برای مهار کردن افشای گزارشهای مربوط به ترور خاشقجی حاضر است خزانه مالی عربستان را به روی جو بایدن باز کند.
بر اساس گزارش میدل ایست منندز اصرار دارد که کنترل نحوه فروش سلاح به عربستان را بدست آورد و از رژیم بن سلمان بسیار خشمگین است.
منندز علاوه بر فروش اسلحه ، به دنبال انتقاد از عربستان سعودی به دلیل نقض حقوق بشر است و در سال 2019 ، سناتور ارشد دموکرات حامی اصلی قانون پاسخگویی عربستان در جنگ یمن و کشتن جمال خاشقجی بود و خواستار تحریم این کشور به دلیل جنایتهایش شد.
@asrdiplomacyir
🔹✍️پس از ترامپ.. اقتصاد ایران به کجا می رود ( بلومبرگ )
ایران تازه داشت از مزایای اقتصادی جهانی بهره مند می شد که #ترامپ از #برجام خارج شد و با اعمال تحریم های سخت، این کشور را به چالش کشید. جو #بایدن که چهارشنبه هفته گذشته به عنوان چهل و ششمین رییس جمهور آمریکا سوگند یاد کرد برخی از تصمیمات جنجالی ترامپ را ملغی ساخته است از جمله بازگشت به توافق اقلیمی پاریس و اتخاذ رویکرد مهاجرتی متضاد با ترامپ. او همچنین وعده داده است ارتباط با ایران را مجددا برقرار کند و برخی از معماران توافق هسته ای را در سمت های کلیدی منصوب کرده است.
حتی اگر تحریم ها به تدریج کم شوند مسیر ایران برای احیای اقتصادش دشوارتر از دفعه قبل خواهد بود. در سال های ریاست جمهوری ترامپ اقتصاد ایران شروع به کوچک شدن کرد و در نتیجه تحریم های جدید این کشور نتوانست بخش زیادی از نفت خود را بفروشد. در عوض دولت ایران شروع به صادرات محصولات دیگری کرد، تولید داخلی را توسعه داد و تجارت بیشتری با همسایگانش کرد. این مسایل کمک کردند تا کمی از تاثیر تحریم ها کاسته شود و به علاوه وقتی شیوع کرونا در جهان تقاضا برای نفت را به شدت تحت تاثیر قرار داد ایران از نظر اقتصادی آمادگی بیشتری برای مواجهه با ایران در مقایسه با همسایگانش داشت.
بزرگ ترین آسیب کارزار فشار حداکثری متوجه #ریال شد که حدود 80 درصد ارزش خود مقابل #دلار را طی چهار سال از دست داد. این مساله به نوبه خود باعث افزایش تورم و کاهش قدرت خرید شهروندان ایرانی شد. با کاهش ارزش ریال بازار سهام شاهد رشد عجیبی بود، از ژانویه 2019 شاخص بورس تهران بالای 600 درصد رشد داشت و شمار سرمایه گذارانی که برای حفظ ارزش سرمایه شان وارد این بازار شدند رکورد جدیدی زد. با این حال با تقویت ارزش ریال و روی کار امدن بایدن، روند ریزش بورس آغاز شده است.
تا پیش از تحریم های سال 2012 اتحادیه اروپا بزرگ ترین شریک تجاری ایران بود اما بعد از آن چین این جایگاه را تصاحب کرد. چین تنها مشتری بزرگ نفت ایران در دوران بازگشت تحریم ها توسط ترامپ بود. اتحادیه اروپا اگرچه تلاش کرد تا #توافق_هستهای را زنده نگه دارد اما کار سختی برای حفظ مناسبات اقتصادی با ایران در مواجهه با جریمه های نقض تحریم های آمریکا داشت.
در ژانویه 2017 ایران روزانه 2.6 میلیون بشکه نفت صادر می کرد اما با اتمام معافیت ها توسط ترامپ در می 2019 یان میزان به 290 هزار بشکه در روز کاهش یافت. ایران اکنون خود را آماده افزایش تولید نفت می کند.
@asrdiplomacyir
🔹✍️#داعش و ترسیم نقشه سیاسی بر اساس منافع مثلث آمریکایی صهیونیستی سعودی (سعید محمد – العالم)
تعجب آور وغافلگیر کننده نبود که داعش، مسئولیت حملات تروریستی اخیر در #بغداد را که 32 شهید و بیش از 100 زخمی برجای گذاشت، برعهده گرفت.
این مساله هم عجیب نبود که عامل حمله انتحاری دوم که باعث شهادت تعداد بیشتری شد، سعودی باشد، این مساله هم که این انفجارها ، یک روز پس از مراسم تحلیف #بایدن رئیس جمهوری آمریکا روی داد، اتفاقی نبود.
هر فرد عاقلی می داند که داعش، ساخته دست آمریکاست و مسئولان ارشد امریکایی از حزب های جمهوری خواه و دموکراتیک به این مساله اذعان کرده اند. امریکا از داعش به عنوان ابزاری پلید برای اجرای طرح های امریکا ، "اسرائیل" و سعودی و ضربه زدن به امنیت و ثبات همه کشورهایی استفاده می کند که خطری برای امنیت " اسرائیل " به شمار می روند از این رو، شاهد هیچ فعالیتی از سوی گروه وهابی داعش در کشورهایی که دنباله روی امریکا هستند و تهدیدی برای اسرائیل و منافع آمریکا در منطقه و حتی در جهان نیستند، نیستیم.
هدف اول و اخر از استفاده داعش در #عراق از سوی مثلث منحوس آمریکا، "اسرائیل" و #عربستان سعودی، ایجاد بهانه برای توجیه حضور امریکا در عراق و جلوگیری از هر تلاشی است که عراق را به اوضاع طبیعی آن در منطقه بازگرداند.
این هدف، دقیقا همان هدفی است که در پس جنایت بزدلانه و حیله گرانه تروریستی دونالد #ترامپ رئیس جمهوری امریکا در ترور رهبران پیروزی بر داعش یعنی شهید قاسم #سلیمانی و شهید ابومهدی #المهندس وجود داشت. این شهیدان طی همکاری با نیروهای مسلح عراق و درصدر آن الحشد الشعبی توانستند ساخته دست امریکا را نابود کنند و بهانه حضور امریکایی ها درعراق را از بین ببرند.
نتایج این جنایت خائنانه بر عکس خواسته ائتلاف سه جانبه منحوس امریکایی اسرائیلی سعودی بود، چرا که این ترور، منجر به ایجاد جریان عراقی در سطح رسمی و مردمی در مخالفت با حضور نیروهای تروریست امریکایی در عراق شد که تصمیم پارلمان عراق را مبنی بر لزوم خروج نیروهای عراقی از خاک عراق به دنبال داشت. تصمیمی که دولت، پارلمان و نیروهای مسلح و بیش از آن مردم عراق درباره آن اتفاق نظر دارند.
به نظر می رسد که پس از اینکه امریکا تحت فشارهای مردم عراق و فشارهای گروه های مقاومت شروع به کاهش تعداد نیروهای خود در عراق کرد، نگرانی های برخی آمریکایی ها در کنار اسرائیل و عربستان، درخصوص اینکه حضور امریکا درعراق فقط مساله زمان است، بیشتر شده و این نگرانی با رفتن ترامپ و روی کار آمدن بایدن که خروج نیروهای امریکایی از عراق را تسریع می بخشد، افزایش یافته است. مساله ای که امریکا، "اسرائیل" و سعودی را به بیدار کردن "عناصر خفته" داعش واداشت تا قبل از تثبیت سیاست دولت بایدن درقبال عراق، اقدام به اجرای عملیات تروریستی کند و همان طور که دیدیم به فاصله یک روز پس از تحلیف بایدن، دو عامل انتحاری که یکی از آنان سعودی بود، بدن های پلید خود را در بازاری محلی در منطقه ساحه الطیران در بغداد منفجر کردند تا نیروهای امریکایی در بغداد بمانند.
امریکا، اسرائیل و عربستان سعودی به حملات بزدلانه خود علیه نیروهای #الحشد_الشعبی ادامه می دهند و علاوه بر هدف ابقای نیروهای امریکایی درعراق به دنبال به تعویق انداختن موعد انتخابات پارلمانی درعراق و ترسیم نقشه سیاسی بر اساس منافع سه گانه منحوس هستند و نیز برای کاهش فشارهای الحشد الشعبی و نیروهای مسلح بر عناصر خفته داعش در غرب و شمال عراق هستند که سعی می کند بگوید که داعش همچنان حضور دارد و مقتدر است.
هجمه ای که عراق با آن مواجه است و نمونه آن حمله بغداد در روز پنج شنبه گذشته بود ، پس از یک برهه نسبتا طولانی روی داد که امنیت درعراق به لطف فداکاری های عراقی ها و درنتیجه تلاش های بی وقفه رهبران پیروزی بر داعش تامین شده بود . شهیدانی که ملت عراق امروزه بیش از هر زمان دیگری، نبود آنان را احساس می کند و اگر امروز بودند، داعش جرات نمی کرد که چنین حمله وحشیانه ای را در بغداد با حمایت ائتلاف سه گانه منحوس اجرا کند.
درست است که عراق دارای مردانی است که داعش را در ارض الرافدین " و برای همیشه دفن می کند،و درست است که شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس، پشت سر خود مردانی را به جای گذاشتند که قتل رویه آنهاست و شهادت راه آنان است، اما آزادگان درهمه جای دنیا، به ویژه درعراق باقی خواهند ماند و در هر نبردی با گروه های شرارت و تاریکی، سلیمانی و المهندس را در کنار خود ندارند ، همان گونه که ماه را در شب تاریک از دست خواهند داد.
@asrdiplomacyir
🔹✍️پنجره فرصت برای دولت جدید #آمریکا تا ابد بازنخواهد بود (محمد جواد ظریف - فارن افرز)
بخش سوم:
اگر #واشنگتن یا متحدانش در اتحادیه اروپا، برای توافقی که در طول سالیان سال مذاکره، به دقت ساخته و پرداخته شده، مفاد تازهای طلب کنند، این بازگشت به مخاطره خواهد افتاد. بگذارید در این خصوص صریح باشیم: تمام طرفهای توافق هستهای (از جمله ایالات متحده) توافق کردند تا به دلایلی کاملا عملگرایانه گستره آن را به موضوعات هستهای محدود کنند. ما به دقت بر سر جداول زمانی محدودیتهای اعمالی توافق مذاکره کردیم و ایران به واسطه همین جداول زمانی، پذیرفت که از بسیاری از منافع اقتصادی منتج از این توافق صرف نظر کند. سیاستهای دفاعی و منطقهای ایران موضوعی برای بحث نبودند، چراکه غرب حاضر نبود به مداخلات خود در منطقه ما، که چند دهه است به چنین آشوبی دامن زده، پایان دهد و ایالات متحده – و همینطور فرانسه و انگلستان – حاضر نبودند فروش پرسود جنگافزار را، که بر آتش منازعه دمیده و منابع منطقه ما را تحلیل برده است، محدود کنند. ایران به عنوان بخشی از مذاکرات هستهای، محدودیتهای پنج ساله و هشت سالهای را به ترتیب بر خریدهای دفاعی و موشکی خود پذیرفت. داد و ستد - و در حقیقت فداکاریهایی – که ما برای تحقق این توافق کردیم، نمیتواند از میان برداشته شود؛ نه حالا و نه هرگز. امکان هیچ بازمذاکرهای وجود ندارد. ایالات متحده نمیتواند اصرار کند که «آنچه برای من است، برای من است و آنچه برای توست، قابل مذاکره است» و خواست خود را بر ایران تحمیل کند.
جدا از موضوع هستهای، ایران همواره آماده بوده تا در مورد مسائلی که منطقه ما را مشوش کرده است، گفتوگو کند. اما این مردم منطقه هستند و نه خارجیها، که باید این موضوعات را حل و فصل کنند. نه ایالات متحده و نه متحدان اروپاییاش از حق ویژهای برای رهبری یا پشتیبانی از گفتوگوهای آینده برخوردار نیستند. بلکه، منطقه خلیج فارس نیازمند یک ساز و کار منطقهای برای تشویق دیپلماسی و همکاری و کاستن از ریسک سوء محاسبه و منازعه است.
ایران مدتهاست که از تشکیل یک مجمع گفتوگوی منطقهای حمایت میکند – از زمان قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال 1987 تا #ابتکار_صلح_هرمز معروف به HOPE، که ایران در سال 2019 آن را به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه کرد. در چنین مجمعی، کشورها میتوانند با تدابیر اعتمادساز دغدغههای خود را برطرف کرده، گلایههای خود را از طریق گفتوگو حل کنند و با مشارکت در تلاشهای دارای منافع متقابل، مسائل مشترک را حل و از منافع جمعی حراست کنند. ابتکار صلح هرمز، پیشنویس آینده نیست – هر ساز و کار دائمیای باید به صورت جمعی توسط تمام قدرتهای منطقهای به دست آید. اما این طرح پیشنهادی، نمایانگر خواست ایران برای داشتن جامعهای قدرتمند، باثبات، آرام و شکوفا از کشورها و عاری از تحمیل هژمونی منطقهای یا جهانی است.
چارچوب ابتکار صلح هرمز بر اصول مورد پذیرش جهانی بنا شده است. احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی از جمله این اصول است. دولتهای مشارکتکننده متعهد میشوند که برای نمادهای تاریخی، مذهبی و ملی یکدیگر احترام قائل شده و از مداخله در امور داخلی یا خارجی یکدیگر اجتناب کنند. درون آنچه ما آن را «جامعه هرمز» نامیدهایم، کشورها متعهد میشوند که مناقشات خود را به شکل صلحآمیز حل و فصل کرده و از مشارکت در ائتلافها یا همپیمانیهایی علیه یکدیگر خودداری کنند. در اکتبر سال 2019، حسن روحانی رئیسجمهور ایران برای تمام کشورهای جامعه هرمز یعنی بحرین، کویت، عراق، قطر، عمان، عربستان سعودی و امارات عربی متحده، نامه نوشت تا رسما آنها را به پیوستن به این ابتکار دعوت کند. آن دعوتنامه هنوز روی میز است.
@asrdiplomacyir
🔹✍️پنجره فرصت برای دولت جدید آمریکا تا ابد بازنخواهد بود (محمد جواد ظریف - فارن افرز)
بخش اول:
در سال 2016 دونالد #ترامپ به عنوان نامزد انتخابات ریاستجمهوری وعده داد که به باد دادن ثروت و جان آمریکاییها در جنگ در غرب آسیا پایان دهد. با این حال، او در دوران کاریاش، ایالات متحده را بیش از پیش در این منطقه به دام انداخت و چنان به اختلافات دامن زد که اوضاع به نقطهای رسید که یک حادثه کوچک میتوانست به سرعت از کنترل خارج شده و به جنگی بزرگ منجر شود.
دولت جدید در #واشنگتن با انتخابی بنیادین روبروست. یا میتواند سیاستهای شکستخورده دولت ترامپ را در پیش بگیرد و به مسیر پستانگاری همکاری بینالمللی و قوانین بینالمللی ادامه دهد (بیاعتناییای که در تصمیم سال 2018 ایالات متحده به خروج یکجانبه از برنامه جامع اقدام مشترک، معروف به توافق هستهای که تنها سه سال پیش از آن توسط #ایران، چین، فرانسه، آلمان، روسیه، انگلستان و اتحادیه اروپا امضا شده بود، بسیار مشهود بود). یا اینکه دولت جدید میتواند مفروضات شکستخورده گذشته را کنار گذاشته و ارتقاء صلح و مودت را در منطقه دنبال کند.
جو #بایدن رئیسجمهور ایالات متحده میتواند با پایان دادن مؤثر سیاست شکستخورده «فشار حداکثری» ترامپ و بازگشت به توافقی که سلفش آن را ترک کرد، در مسیری بهتر گام گذارد. در آن صورت، ایران نیز به اجرای کامل تعهداتش ذیل #توافق_هستهای بازخواهد گشت. اما اگر واشنگتن به جای این کار بر امتیازگیری اصرار کند، این فرصت از دست خواهد رفت.
برخی از سیاستگذاران و تحلیلگران غربی همچنان از «مهار» ایران سخن میگویند. اما بهتر است آنها به یاد بیاورند که ایران به عنوان یک بازیگر قدرتمند در منطقه دغدغههای امنیتی، حقوق و منافع مشروعی دارد – درست مانند هر کشور دیگری. آنها باید به جای تن دادن به این توهم کهنه که ایران نباید از حقوقی مشابه با دیگر کشورهای مستقل برخوردار باشد، اراده پذیرش آن دغدغهها را داشته باشند. ما همواره به صراحت تمام بیان کردهایم که به هر ابتکاری برای گفتوگوی منطقهای که با حسن نیت طرح شده باشد، پاسخی مثبت میدهیم. برای ما، حسن نیت، حسن نیت به دنبال میآورد.
در جستوجوی الگویی (پارادایمی) جدید
حضور نظامی ایالات متحده در منطقه ما در دو دهه گذشته، خساراتی وصفناپذیر بر جای گذاشته است، بیآنکه دستاورد چندانی داشته باشد. به نوشته مؤسسه امور عمومی و بینالمللی واتسون، جنگهای پس از حملات یازده سپتامبر مستقیما به مرگ دستکم 800 هزار نفر منجر شده – و به صورت غیرمستقیم، به تلفاتی به مراتب بیشتر. از سال 2001، دستکم 37 میلیون نفر در این منطقه مجبور به ترک خانههای خود شدهاند.
به واسطه تجاوزات و صادرات تسلیحاتی ایالات متحده، همسایگی ایران به نظامیترین منطقه جهان بدل شده است. #عربستان سعودی، با جمعیت بومی کمتر از 27 میلیون نفر، بزرگترین واردکننده جنگافزار در جهان است و عمده این تسلیحات را نیز از ایالات متحده خریداری میکند. #امارات عربی متحده، یکی دیگر کشورهای پیشتاز در خرید جنگافزارهای آمریکایی، با وجود آنکه جمعیتی کمتر از 1.5 میلیون نفر دارد، در رده هشتم واردکنندگان تسلیحات در جهان قرار دارد. این کشورها با جنگافزارهای خریداریشده بارانی از مرگ و خرابی بر سر شهروندان یمنی فرود آوردهاند و کاخ سفید هم، ابتدا در دوران رئیسجمهور باراک اوباما برای این کار به آنها چراغ سبز داد و بعد در دوران ترامپ برای آنها چک سفیدامضا صادر کرد.
در دوران ریاستجمهوری ترامپ، واشنگتن تمایلش به درگیری را مستقیما تا دروازه ایران آورد. ژانویه سال گذشته، ایالات متحده سردار قاسم #سلیمانی را ترور کرد و با این کار شرایط مشوش منطقهای را که از خشونتهای تروریستی به ستوه آمده بود، بیش از پیش بیثبات کرد. این قتل، یک فرمانده برجسته در مبارزه علیه گروه به اصطلاح دولت اسلامی (داعش) و دیگر گروههای شبه نظامی در عراق و سوریه را حذف کرد – و جنایتی نابخشودنی به فهرست طولانی تجاوزات ایالات متحده علیه ایران افزود.
@asrdiplomacyir