3345
لسهفر به این معنی است: بگذارید افراد انتخاب کنند که چگونه میخواهند در تقسیم کار اجتماعی شرکت کنند و بگذارید خودشان تعیین کنند که آنتروپرنرها چه چیزی باید تولید کنند. 👤لودویگ فون میزس کانال مطالعه: @LibertyReader
عدالت به مثابهٔ استحقاق در کتاب «عناصر عدالت» اثر دیوید اشمیتز
امسال بیستمین سالگرد انتشار شاهکار دیوید اشمیتز (David Schmidtz)، فیلسوف معاصر، با عنوان عناصر عدالت (The Elements of Justice) است. این مناسبت فرصتی مغتنم برای تأمل در تلاشهای فیلسوفی فراهم میآورد که بیش از بسیاری دیگر به مقولهٔ آزادی و رفاه (Well-being) اندیشیده است. لیبرالهای کلاسیک و لیبرتارینها گاه متهم میشوند که تمرکزی نزدیکبینانه بر مفهوم آزادی دارند؛ گویی آزادی بهتنهایی فارغ از تعارضات احتمالی با سایر ارزشها یا مطالبات اخلاقی پابرجاست. این پندار وجود دارد که اگر حداکثرِ آزادی منفی (Negative freedom) را به همگان اعطا کنیم، اختلافات بزرگ چندانی پیش نخواهد آمد، و در صورتی که هیچ خشونتی آغاز نشود، مناقشات ادعایی عملاً موضوعیت خود را از دست میدهند. شکاکان تردید دارند که بتوان دعوا را به این سرعت و بدون پرداختن به مسئلهٔ بنیادینِ عدالت حلوفصل کرد. حق با آنهاست؛ اگر دفاع فلسفیِ قاطع از لیبرتارینیسم اینقدر ساده بود، سالها پیش باید قلمها را زمین میگذاشتیم.
ادامه در Instant View
@austro_libertarian
💡 خرید قسطی با ما چه میکند؟
این روزها هرکجا را که نگاه میکنیم، از بیلبوردهای شهر گرفته تا استوریهای کسبوکارهای شخصی، خرید قسطی بهعنوان یک گزینه برای راحتی و کاهش فشار مالی تبلیغ میشود. در شرایطی که فشار اقتصادی روزبهروز افزایش پیدا میکند، کاملاً طبیعی است که به این نوع خرید تمایل پیدا کنیم؛ اما آیا واقعاً این نوع خرید فشارها را کم میکند؟
▪️ خرید قسطی چگونه به ما کمک میکند؟
خرید قسطی به ما اجازه میدهد مبلغ یک خرید بزرگ را در چند ماه یا چند سال تقسیم کنیم. اقتصاددانها به این پدیده «هموارسازی مصرف» (Consumption Smoothing) میگویند. به زبان ساده، یعنی بخشی از هزینه امروز را به زمانی منتقل کنیم که انتظار داریم درآمد بیشتری داشته باشیم.
هموارسازی مصرف در چند وضعیت گوناگون کارایی دارد:
• زمانی که درآمد ما بهطور موقت کاهش یافته است؛ برای مثال در دوران تعویض شغل که پیدا کردن یک کار جدید ممکن است چند ماه طول بکشد.
• زمانی که یک خرید بزرگ داریم؛ مثلاً هنگام خرید خانه یا خودرو ممکن است هزینهای بسیار سنگین و ناگهانی باشد و ما با استفاده از اقساط، آن هزینه را پخش یا هموار میکنیم.
• زمانی که در آغاز راه یک حرفه یا سرمایهگذاری هستیم؛ زیرا هزینههای آموزشی و راهاندازی کسبوکار یکی از بزرگترین مخارج در طول یک حرفه هستند و رسیدن به درآمد پایدار و جبران آنها زمان میبرد.
▪️ آیا ما در خرید قسطی واقعاً به آینده فکر میکنیم؟
با آن که کارکرد اقساط این است که هزینهها را در آینده توزیع کنند، ما معمولاً هنگام خرید قسطی بهاندازهی کافی به آینده توجه نمیکنیم. البته نباید این را یک نقص بدانیم. علم اقتصاد رفتاری با سه مفهوم به ما نشان میدهد که عدم توجه ما به آینده، ناشی از مکانیسمهایی طبیعی در ذهن ما است.
• سوگیری زمان حال: ما بهطور طبیعی تمایل داریم در ارزیابیهای خود به «زمان حال» وزن بیشتری بدهیم. در مغز ما نواحیای وجود دارد که فقط به لذت یا منفعت در زمان حال پاسخ میدهند. پس ما تمایل داریم نفعی را که در زمان حال به ما میرسد ارزشمندتر از آنچه که در بلندمدت است، ببینیم.
• ذهنیت کمبود: در زمانی که با کمبود منابع مواجه هستیم، تمرکز ما روی مسائل فعلی بسیار پررنگتر میشود و آینده را حتی بیشتر نادیده میگیریم. این تمرکز محدود ممکن است به بدهی بیش از حد منجر شود.
• وابستگی به نقطهی مرجع: ما معمولاً وضعیت خود را با چیزی ملموس مقایسه میکنیم؛ مثلاً سطح زندگیای که تا امروز داشتهایم یا جایگاهی که دوست داریم حفظ کنیم، نه با فشار مالیای که ممکن است چند ماه بعد سراغمان بیاید. انسان برای محافظت از این «نقطهی مرجع»، تمایل دارد که افت مصرف را به هر قیمتی به تأخیر بیندازد.
▪️ وقتی خرید قسطی فریبآمیز میشود
علاوه بر سوگیریهای بالا، محاسبات مربوط به پیشپرداخت، اقساط، زمانبندی قسطها و نرخهای بهره، بسیار انتزاعی و ناملموس هستند. فرضیات و ساختار مدلهایی که مربوط به محاسبات مالی آینده هستند، با چگونگی درک ما از این پدیدهها تفاوتهای اساسی دارند.
افراد و شرکتهایی که با وعدهی خرید قسطی به سراغ ما میآیند، ممکن است از این طبیعت مغز سوءاستفاده کنند. دو روش رایج وجود دارد که وامها ما را فریب میدهند.
۱. بازی با پیشپرداخت
فرض کنید قرار است یک کالا با قیمت ۱۰۰ میلیون تومان را با ۱۲ قسط بخرید. به دو شرایط متفاوت زیر توجه کنید:
• پیشپرداخت: ۳۰ میلیون، هر قسط: ۷ میلیون
• پیشپرداخت: ۴۲ میلیون، هر قسط: ۶ میلیون
• در هر دو مورد بالا، شما ۱۱۴ میلیون پرداخت خواهید کرد. در مورد اول، بهرهی موثر سالانهی فروشنده ۴۱ درصد، و در مورد دوم، ۵۱ درصد است.
علت این است که در مثال دوم، اعتباری که دریافت میکنیم (۵۸ میلیون) از اعتبار مثال اول (۷۰ میلیون) کمتر است، اما بهره در هر دو ۱۴ میلیون است. یعنی مورد دوم در عمل یک وام بسیار گرانتر است.
۲. بازی با تعداد قسطها
فرض کنید میتوانید یک کالای ۲۰ میلیون تومانی را بهصورت اقساطی بخرید. دو شرایط زیر را درنظر بگیرید:
• شش قسط ۳.۷ میلیون تومانی
• چهار قسط ۵.۵ میلیون تومانی
• در اینجا، فروشنده کالا را ۲۲ میلیون تومان میفروشد. در مورد اول، ۱۶.۳ میلیون تومان اعتبار دریافت میکنید و نرخ مؤثر سالانه تقریباً ۶۰ درصد است. در مورد دوم، اعتبار ۱۴.۵ میلیون تومان و نرخ ۱۱۹ درصد میشود.
نرخ مؤثر سالانه نشان میدهد اعتباری که واقعاً دریافت کردهاید، با توجه به مبلغ و مدت بازپرداخت، در مقیاس یک سال چقدر برای شما هزینه دارد. به همین دلیل، کمتر بودن تعداد قسطها میتواند نرخ مؤثر را بهشدت بالا ببرد، حتی اگر مبلغ نهایی خرید تفاوت زیادی نکند.
در هر دو خرید قسطی بالا، فروشنده یک «نرخ اعلامی» به شما میگوید. مثلاً در خرید دوم، این نرخ ۱۰ درصد است؛ اما نرخ اعلامی ۱۰ درصدی در عمل به یک وام با نرخ مؤثر سالانهی ۱۱۹ درصدی تبدیل میشود.
بازی با مدتزمان اقساط و پیشپرداخت، به فروشنده یا اعتباردهنده اجازه میدهد که نرخ مؤثر سالانه را بسیار بالاتر از چیزی که در نگاه اول بهنظر میرسد ببرد.
➕ نوشدارو پلاس
محاسبهی نرخ مؤثر سالانه بسیار پیچیده است و این مفهوم حساسیت بالایی به پیشپرداخت و مدتزمان اقساط دارد، بهگونهای که درک ملموس آن برای مغز ما بسیار دشوار است. توصیه میکنیم پیش از خرید قسطی یا دریافت اعتبار از ابزار آنلاین «حسابکش» برای مشاهدهی اضافهپرداخت واقعی، نرخ مؤثر سالانه و برچسب گرانی استفاده کنید.
گاهی یک خرید قسطی که برای ما از خرید نقدی سبکتر بهنظر میرسد، ممکن است حتی کمک مالی ما به فروشنده یا اعتباردهنده باشد، نه برعکس. در این شرایط، اگر امکان گرفتن وام داریم، احتمالاً بهتر است بهسراغ آن برویم.
▪️یک تصویر کلیتر
طبق گزارش تورم ۲۰۲۶-۲ بانک مرکزی ترکیه، با تداوم تورم در سالهای اخیر، خریدهای قسطی و سقف اعتبارها در این کشور افزایش یافتهاند. در کوتاهمدت، خانوارها قدرت خرید بیشتری پیدا کردهاند و تقاضای مصرف بالاتر رفته است؛ اما این گزارش هشدار میدهد که افزایش بدهی برای خانوادههای کمدرآمد و آسیبپذیر، مشکل بازپرداخت ایجاد میکند و در بلندمدت باعث تشدید فشار مالی خواهد شد.
این مثال یک حقیقت کلی و اثباتشده را در اقتصاد نشان میدهد. خرید اعتباری یا قسطی در بحرانهای اقتصادی موقت یکی از راههای مؤثر برای حفظ سطح تولید و مصرف است، اما در شرایط تورم مزمن، ممکن است به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شود.
یک گزارش «فدرالرزرو» آمریکا میگوید افزایش بدهی باعث میشود تا خانوادهها در بحرانهای آینده مجبور به کاهش هزینهها و مصرف خود شوند؛ امری که آثار منفی روی تولید را نیز شدیدتر میکند.
اسناد اقتصادی آمریکا دربارهی تورم پس از جنگ جهانی دوم هم نمونهای مشابه را ثبت کردهاند: در شرایطی که تولید و عرضه کاهش یافته بود، گسترش اعتبار، قدرت خرید تازهای وارد اقتصاد کرد، بدون آنکه تولید به همان اندازه افزایش پیدا کند؛ در نتیجه فشار بر قیمتها بیشتر شد.
فروش قسطی، یکی از راههایی است که فروشندگان همواره از آن استفاده کردهاند تا کاهش تقاضا در اثر تورم را جبران کنند. مثال ترکیه یک نمونهی بسیار تازه است؛ اما در بحرانهای دههی ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ آمریکا نیز میتوانیم این نوع سیاست فروش را مشاهده کنیم.
خلاصه یافتههای اقتصادی را میشود سادهتر گفت:
در شرایطی که آسیبپذیری مالی خانوارها افزایش مییابد، خرید قسطی ممکن است قدرت خرید را موقتاً حفظ کند، اما ریسکهای مالی آینده را بالا میبرد.
▪️ قسطی بخریم یا نه؟
همانطور که گفتیم، خرید قسطی و اعتباری کارکردهای مثبتی در شرایط نامساعد دارند. دادن یک حکم کلی دربارهی خرید قسطی ممکن و منطقی نیست؛ اما نکاتی وجود دارد که در هنگام این نوع خرید باید به آنها توجه کنیم.
• قسطی که هزینه واقعی را پنهان میکند یک زنگ خطر است: تأکید فروشنده روی «اقساط ماهانهی کم» یا «پیشپرداخت ناچیز یا صفر»، بدون صحبت از هزینهی نهایی، فریبآمیز است. نرخ مؤثر سالانه را حساب کنید؛ تقسیم مبلغ اضافی بر قیمت کالا کافی نیست.
• قراردادهای مبهم را امضا نکنید: تفاوت قیمت نقدی و اعتباری، چگونگی محاسبهی کارمزدها، جریمهی دیرکرد، شرایط تسویهی زودتر از موعد، بیمه و سایر خدمات و هزینههای جانبی را در نظر بگیرید.
• برای کالاهای مصرفی، بدهی بلندمدت نسازید: اگر مدام برای خرید لوازم روزمره اعتبار میگیرید و عمر آن کالا پیش از تسویهی بدهی تمام میشود، ممکن است فقط فشارهای مالی خود را در آینده بیشتر کرده باشید.
• مراقب انباشت قسطهای کوچک باشید: شاید هر خرید قسطی بهتنهایی کاملاً سبک باشد، اما ترکیب چند قسط کوچک ممکن است بخش بزرگی از درآمد ماهانهی شما را بگیرد.
• به امید درآمد و اقتصاد بهتر در آینده قسط نگیرید: توان بازپرداخت خود را با توجه به درآمد و هزینههای فعلی بسنجید؛ پذیرفتن قسط بهامید افزایش درآمد و رونق اقتصاد در آینده بسیار پرریسک است.
• کالا را صرفاً به این دلیل که در آینده گرانتر خواهد شد، قسطی نخرید: انتظارات تورمی باعث میشود تا خرید در زمان حال بسیار منطقی بهنظر برسد؛ اما فشار مالی اقساط ممکن است از فشار خرید نقدی در آینده بیشتر باشد.
در کل، باید این نکته را بهیاد داشته باشیم که اقساط، قدرت خرید پایین ما در زمان حال را با قدرت خرید بالای ما در آینده جبران میکنند. پس اگر خریدهای قسطی امروز ما حتی برای نسخهی آیندهی ما نیز سنگین باشند، فشارهای مالی دیر یا زود خودشان را نشان خواهند داد.
سوسیالیسم: علم است یا سیانور؟
هنگامی که توتالیتاریسم در لباس عقلانیت پنهان میشود.
ماریانا داویدوویچ در این اثر، تجربیات هولناک جهان از شرارتهای کمونیسم را به شکلی ملموس روایت میکند. این کارنامهای هراسانگیز است که با اجساد صد میلیون قربانی و آزادیهای بربادرفتهٔ صدها میلیون انسان دیگر انباشته شده است. هیچکس هرگز نباید انتظار دیگری میداشت؛ حتی بنیانگذار ایدئولوژی مدرن کمونیستی، کارل مارکس، خشونتِ عریان را به عنوان مؤلفهای ضروری در فرمول کمونیستی تبلیغ میکرد.
ادامه متن در Instant View
@austro_libertarian
این سرمایهداری نیست، ویژهخواری دولتی است!
چگونه بازار آزاد قربانیِ رانتبازی میشود.
واژگان دارای معانی مشخصی هستند. متأسفانه، واژهٔ «سرمایهداری» (Capitalism) مکرراً هم توسط حامیان و هم توسط منتقدان مورد سوءاستفاده قرار میگیرد. بسیار اتفاق میافتد که آنچه مردم از آن دفاع میکنند یا آن را محکوم میسازند، اصلاً سرمایهداریِ بازار آزاد نیست.
متن کامل مقاله در Instant view
@austro_libertarian
چنین روزی ...
در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۲، رژیم سوسیالیستی و بعثی سوریه به حملات وحشیانهٔ خود به پایگاههای شورشیان ادامه داد و این امر به کشته شدن بیش از ۲۰۰ نفر منجر شد که اکثریت آنها را غیرنظامیان تشکیل میدادند.
.......
در ۲۳ اکتبر ۱۹۸۹، سی و سه سال پس از انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان، رژیم کمونیستی در مجارستان جای خود را به «جمهوری مجارستان» داد. نیم سال بعد، نخستین انتخابات پارلمانی آزاد و عادلانه برگزار شد.
......
در ۲۳ اکتبر ۱۹۵۶، اعتراضی علیه سیاستهای سرکوبگرانهٔ رژیم کمونیستی در بوداپست به قیامی مردمی بدل گشت. هرچند این جنبش در ابتدا موفق بود، اما نیروهای شوروی صدها نفر از معترضان را کشتند؛ با این حال، رژیم تغییر کرد و ایمره نادیِ اصلاحطلب روی کار آمد.
@austro_libertarian
فایل کتاب کنش انسانی
📚 کتاب: #کنش_انسانی
🖊 نویسنده: #لودویگ_فون_میزس
🖊 مترجم: #سلیمان_عبدی
🔹 ویرایش نهایی نسخه دیجیتال
◽️1419 صفحه
🔹رایگان
برشی از متن:
پراکسیولوژی و اقتصاد به انسان نمیگویند که آیا باید زندگی را حفظ یا رها کند. خود زندگی و تمام نیروهای ناشناختهای که آن را پدید میآورند و شعلهور نگه میدارند، یک امر قطعی و نهایی هستند و به همین دلیل فراتر از قلمرو علوم انسانی قرار دارند. موضوع پراکسیولوژی صرفاً تجلی اساسی زندگی انسان، یعنی کنش، است.
دربارهٔ کتاب:
شما بزرگواران بزودی متوجه خواهید شد که کتاب کنش انسانی ماندگارترین و بزرگترین رساله اقتصادی قرن بیستم است. شما به عنوان دارندگان این کتاب در طول زندگی خود بارها به آن مراجعه خواهید کرد، شما احتمالا هرگز از آن بی نیاز نخواهید شد و هر بار این اثر برای شما تازگی خواهد داشت. این کتابی عمیق با پراکندگی بسیار است. شاید یارای همسویی با او نباشید ولی بسیار متعجب خواهید شد که چگونه کسی بدین عرصه دست یافته است. 🆔 @kazive_institute | #سلیمان_عبدی
رهبران سوسیالیسم:
رولکس برای من، سوسیالیسم برای تو
سیگار برگ برای من، سوسیالیسم برای تو
کشتی تفریحی برای من، سوسیالیسم برای تو
و ...
@austro_libertarian
چنین روزی در ...
۱۸ اکتبر ۱۹۶۵
والتر کیتل، جوان ۲۲ ساله، به همراه مردی دیگر قصد داشت از حصار مرزی بالا رفته و به برلین غربی بگریزد که هدف دیدهبانی مرزبانان قرار گرفت. کیتل دستهایش را به نشانه تسلیم بالا برد، اما مأموران با شلیک ۳۰ گلوله او را از پای درآوردند.
......
۱۸ اکتبر ۲۰۱۱
فعالان حقوق بشر گزارش دادند که رژیم سوسیالیست بعث سوریه، ۲۵ پزشک و داروساز را بازداشت کرده است؛ جرم آنها تنها مداوای معترضانی بود که در جریان تظاهرات سراسری مجروح شده بودند.
......
۱۸ اکتبر ۱۹۷۷
نیروهای ویژه پلیس آلمان (GSG-9) با حمله به هواپیمای پرواز ۱۸۱ لوفتهانزا، گروگانها را آزاد کردند. این هواپیما توسط اعضای گروه مارکسیست-لنینیست «جبهه مردمی برای آزادی فلسطین» ربوده و به موگادیشو در سومالی منتقل شده بود. در این عملیات هر چهار تروریست هدف گلوله قرار گرفتند (سه نفر در دم کشته شدند) و تمامی گروگانها بدون هیچ تلفاتی نجات یافتند.
@austro_libertarian
اندراحوالات وضعیت امروز ما
هنگامی که شهروندان در مواجهه با دیوانسالاری روزمره مشاهده کنند که دسترسی به حقوق قانونی، نه بر اساس رویههای عادلانه که در گرو پرداخت رشوه، خویشاوندسالاری و روابط حامیپرورانه است، باور عمومی به بیطرفی دولت از بین میرود. در چنین فضایی، نقض قانون به یک راهبرد بقای فردی و عقلانی تبدیل میشود؛ پدیدهای که آگیون و همکاران (2010) آن را در قالب تقاضای متناقض برای مقرراتگذاری و فرسایش همزمان اعتماد تبیین میکنند: بیاعتمادی به نهادها موجب تخریب هنجارهای مدنی و شکلگیری تعادل نامطلوبی میشود که گریز از آن، حتی با اصلاحات سیاستی صرف، ناممکن به نظر میرسد.
@austro_libertarian
گورستان سوسیالیسم در اروپای شرقی
رقابت، دههها شکست اقتصادی را برملا ساخت.
در ۱۲ اکتبر ۱۹۶۰، نیکیتا خروشچف، نخستوزیر اتحاد جماهیر شوروی، طی سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، لنگهکفشش را بر تریبون کوبید و بر سر کشورهای سرمایهداری فریاد زد: «ما [سوسیالیستها] شما را دفن خواهیم کرد!» ظرف ۳۰ سال، این سوسیالیسم بود که در اروپای شرقی جان باخت و به خاک سپرده شد، نه سرمایهداری. اتحاد جماهیر شوروی (USSR) از نقشههای جهان ناپدید شد.
متن کامل مقاله در Instant View
@austro_libertarian
معجزهٔ اقتصادی چین به بنبست رسیده است
سالها هرکسی که استدلال میکرد صعودِ چشمگیر اقتصادی چین به آن اندازه که به نظر میرسد خیرهکننده نیست، در معرض طرد و نادیدهگرفتهشدن قرار میرفت. با این حال، همیشه تردیدکنندگانی وجود داشتهاند و من نیز خود را در میان آنان یافتهام. برای نمونه، در سال ۲۰۲۱ طی مقالهای که در «موسسه میزس» (Mises Institute) منتشر شد، استدلال کردم که چین با مجموعهای از مشکلات جمعیتی، اقتصادی و راهبردی روبهروست که در نهایت میتواند بسیار بیشتر از آنچه نرخهای رشدِ سرسامآورِ ظاهریاش نشان میدادند، پیامد داشته باشد.
متن کامل مقاله در Instant view
@austro_libertarian
درمان اتریشی: بازسازی واقعیت اقتصادی
این روزها دغدغهٔ اصلی تقریباً همگان، مضیقهٔ اقتصادی است. تورم، قیمتهای بالا، دستمزدهای راکد، کاهش قدرت خرید، نابرابری و بحرانهای مالیِ مکرر، اغلب بهعنوان مشکلاتی جداگانه تلقی میشوند که نیازمند راهحلهای جداگانهٔ دولتی هستند. اما «مکتب اتریش» نقطهٔ عزیمت متفاوتی دارد. اقتصاددانان اتریشی، از کارل منگر (Carl Menger) و اوگن فون بوم-باورک (Eugen von Böhm-Bawerk) گرفته تا لودویگ فون میزس (Ludwig von Mises)، فریدریش هایک (Friedrich A. Hayek) و موری روتبارد (Murray Rothbard)، استدلال کردهاند که این مشکلات اغلب پیامدهای بههمپیوستهٔ مداخلههایی هستند که «سیگنالهایی» را که یک اقتصاد بازاری توسط آنها خود را هماهنگ میکند، منحرف میسازند. بنابراین، درمان نه در لایهای دیگر از «مدیریت اقتصادی»، بلکه در بازسازی پول سالم (Sound money)، قیمتهای آزاد، مالکیت امن، رقابت باز، انباشت سرمایه و انضباطِ سود و زیان نهفته است.
متن کامل مقاله در Instant view
@austro_libertarian
چنین روزی...
در ۱۳ اکتبر ۱۹۴۴، در ریگای لتونی، خبرها دو دسته بودند؛ خبر خوب این بود که نیروهای آلمان نازی بیرون رانده شدند، و خبر بد این که نیروهای به همان اندازه وحشتناک اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی دوباره آن را تسخیر کردند و حدود ۴۰ سال زیر یوغ خود کشیدند.
…
در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱، «دیدبان حقوق بشر سوریه» (مستقر در بریتانیا) گزارش داد که در پی حمله سربازان وفادار به حزب سوسیالیست بعث به شهر بنش در شمال سوریه، ۱۰ غیرنظامی کشته شدند.
…
در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۲، فعالان سوری گزارش دادند که نزدیک به ۱۵۰ نفر، که غالباً غیرنظامی بودند، در حملات رژیم سوسیالیست بعث جان خود را از دست دادند که حدود ۵۰ نفر از آنها در حومه دمشق بودند.
@austro_libertarian
فردریک باستیا (۱۸۰۱-۱۸۵۰)
کلود فردریک باستیا، اقتصاددان، نویسنده و دولتمرد، سهمی بنیادین در پیشبرد اصول و سیاستهای لیبرترین ایفا کرد. تأثیر او شگرف بوده و بهویژه در حوزههای انتخاب عمومی (Public Choice)، تجارت بینالملل، و حقوق و اقتصاد مشهود است. آثار او همچنان الهامبخش پژوهشگرانی است که در پی ارتقای درک ما از چگونگی کارکرد دولتها و اقتصادها هستند.
متن کامل مقاله در Instant view
@austro_libertarian
دادههای کلان اقتصادی در سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که آزادی اقتصادی در جهان، پس از سالها عقبگرد ناشی از سیاستهای دوران همهگیری کرونا، بار دیگر در مسیر احیا و بهبود قرار گرفته است. بااینحال، شکاف میان اقتصادهای آزاد و اقتصادهای بسته همچنان عمیق و چشمگیر است.
مهمترین یافتههای پژوهشهای جهانی
1. آزادترین اقتصادهای جهان
هنگکنگ، سوئیس و سنگاپور همچنان در میان سه اقتصاد آزاد برتر جهان قرار دارند؛ درحالیکه ایالات متحده رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است.
2. شکاف درآمدی و سطح رفاه
شهروندان ساکن در ۲۵ درصد از آزادترین اقتصادهای جهان، بهطور میانگین درآمدی معادل ۶.۹ برابر درآمد ساکنان ۲۵ درصد از بستهترین اقتصادهای جهان دارند.
3. کاهش فقر و افزایش درآمد اقشار کمدرآمد
درآمد ۱۰ درصد از فقیرترین افراد جامعه در کشورهای دارای اقتصاد آزاد، بهطور متوسط ۷.۱ برابر بیشتر از درآمد افراد همسطح خود در اقتصادهای بسته و تحت مقررات شدید دولتی است.
4. امید به زندگی و کیفیت زندگی
مردم در جوامع دارای آزادی اقتصادی بیشتر، بهطور متوسط ۱۴ سال عمر طولانیتری دارند، در هفته حدود ۶ ساعت کمتر کار میکنند و از رضایت بیشتری نسبت به زندگی خود برخوردارند.
5. آزادی اقتصادی و حفاظت از محیطزیست
برخلاف این تصور که بازارهای آزاد لزوماً به تخریب طبیعت منجر میشوند، دادههای مورد اشاره نشان میدهند که آزادی اقتصادی و برخورداری از حقوق مالکیت مستحکم میتوانند انگیزههای مؤثرتری برای مدیریت پایدار منابع و حفاظت از محیطزیست ایجاد کنند.
جمعبندی
در مجموع، یافتههای این پژوهشها نشان میدهند که آزادی اقتصادی با درآمد بالاتر، فقر کمتر، امید به زندگی طولانیتر و رضایت بیشتر از زندگی ارتباط دارد. همچنین، وجود حقوق مالکیت مستحکم و سازوکارهای مناسب بازار میتواند به مدیریت بهتر منابع طبیعی و حفاظت از محیطزیست کمک کند.
از این منظر، آزادی اقتصادی صرفاً به معنای افزایش فعالیتهای تجاری نیست، بلکه میتواند یکی از عوامل مهم در بهبود رفاه عمومی، ارتقای کیفیت زندگی و افزایش فرصتهای اقتصادی برای شهروندان باشد.
🆓 @freemarketeconomy
https://youtu.be/oQg-8zvq-ao?si=Bl-YVRUTQBq6ivWv
📌 تبادل کانالهای حامی بازار آزاد
----------------------------------------------
🎖فایننس و اقتصاد
@utfinance
🎖پادکست لیبرال
@LiberalPodcast
🎖دربارهی آزادی
@Notes_On_Liberty
🎖انجمن علمی اقتصاد
@anjoman_elmi_eqtesad
🎖لیبرتارینیسم
@austro_libertarian
🎖خوانش آزادی
@LibertyReader
🎖پالئولیبرتارینیسم
@Paleolibertarianizm
🎖مشعل آزادی
@LibrT
🎖برای این اقتصاد دستوری ...
@Signal99
🎖اشتباهات من در بازارهای مالی
@Reza_Ghanipur
🎖بنیاد انتشارات کازیوه
@kazive_institute
🎖جعفر ساعینیا
@jafar_saeiniya
🎖محمود اولاد
@maolad
بزرگترین قحطی تاریخ بشر، جدول زمانیِ تقلای یک دولت برای اصلاح طبیعت بود، و هر سطر آن با عنوان «پیشرفت» اعلام میشد.
۱۹۵۸، ژانویه: مائو هشت فرمان برای کشاورزی صادر میکند. دو مورد از آنها برگرفته از افکار لیسنکو، زیستشناس شوروی است که آموزش میداد گیاهانِ یک گونه با هم رقابت نمیکنند، بنابراین میتوان بذرها را ده برابر متراکمتر کاشت. هیچکس در آن اتاق سابقه کشاورزی نداشت.
۱۹۵۸، بهار: کارزار «چهار آفت». تقریباً دو میلیارد گنجشک در سراسر چین با ایجاد سر و صدا از آسمان فراری داده میشوند تا از فرط خستگی سقوط کنند، و حشراتِ تغذیهکننده جوجههایشان با گندمها تنها میمانند.
۱۹۵۸، بهار: دستور شخم عمیق صادر میشود؛ یک متر پایینتر، و در جاهایی تا سه متر. هزار سال خاکِ حاصلخیزِ رویی، زیر خاکِ زیرینِ سترونی مدفون میشود که حتی علف هرز هم در آن نمیروید.
۱۹۵۸، تابستان: کاشت متراکم. بذرها چنان فشرده کاشته میشوند که برگهای پایینی در تاریکی میپوسند، و مزرعهها با پنکههای برقی تهویه و شبها با چراغ روشن میشوند.
۱۹۵۸، اوت: نیم میلیارد دهقان به کمونها منتقل میشوند. زمینهای شخصی، خوکِ خانواده و بزِ خانواده ملی میشوند و به مالکیت اشتراکی درمیآیند؛ و خوکها پیش از همه تلف میشوند.
۱۹۵۸، پاییز: کورههای ذوب آهنِ حیاطپشتی. نود میلیون دهقان در هنگام برداشت محصول از مزارع فرا خوانده میشوند تا قابلمهها و ابزار کارشان را به آهن بیارزش تبدیل کنند، و جنگلها برای سوخت این کورهها قطع میشوند.
۱۹۵۸، زمستان: در حالی که محصول واقعی در مزرعهها در حال پوسیدن است، استانها بزرگترین محصول تاریخ را به پکن گزارش میکنند: ۳۷۵ میلیون تن؛ تقریباً دو برابر حقیقت.
۱۹۵۹، سهمیهی غله بر اساس همین دروغ تعیین میشود. حکومت سهم خود را از محصولی که وجود خارجی ندارد برمیدارد و ۴ میلیون تن را برای پرداخت هزینهی ماشینآلات به خارج صادر میکند.
۱۹۵۹، تابستان: ملخها و پس از آنها کرمهای ساقهخوار به مزارعِ بیگنجشک هجوم میآورند. استانهایی که بیشترین گنجشک را از دست داده بودند، بیشترین غله را از دست میدهند.
۱۹۵۹، ژوئیه: مارشال پنگ دِهوای به مائو میگوید که روستاها در حال گرسنگیاند. او پاکسازی میشود، و همهی مقامهای چین میآموزند که صداقت چه بهایی دارد.
۱۹۶۰، گلهی خوکها به نصف کاهش مییابد. گاوهای نر خورده میشوند. در آنهویی و سیچوان، در روستاهای سرتاسر خالی، کسی نمانده که توانِ دفن مردگان را داشته باشد.
۱۹۶۰، پکن بی سر و صدا یک چهارم میلیون گنجشک از مسکو میخرد؛ درون قفسها و با ارزِ سخت.
۱۹۶۲، ژانویه: لیو شائوچی در برابر هفت هزار مقام رسمی میایستد و فاجعه را «سه سهم طبیعت و هفت سهم انسان» میخواند.
۱۹۶۲، قطعهزمینهای شخصی پس داده میشوند. خوک خانواده بازمیگردد. قحطی پیش از پایان سال به سر میآید.
سه سال شخمزدن، کاشتن، کشتار و طبلکوبیدن علیه طبیعت، و شمار مردگان از حداقل پانزده میلیون تا حداکثر چهل و پنج میلیون نفر متغیر است؛ در کشوری در صلح، با نسلی به دنیا نیامده که در پسِ این فاجعه جا ماندهاند.
هر حیوانی در آن جدول زمانی به عنوان یک «هزینه» حذف شد: گنجشک، خوک، بز، گاو. غله همان برنامه بود، و غله هرگز کافی نبود.
قحطی در روزی به پایان رسید که به یک خانواده اجازه دادند دوباره خوکی نگهداری کند.
@austro_libertarian
آزادی تضمین نمیکند که انسانها نجیب باشند. تساهل نیز تضمین نمیکند که آنها آزاد باشند. اما جامعهای آزاد برای حفظ خود به هر دو نیاز دارد. @kazive_institute #کازیوه #سلیمان_عبدی
Читать полностью…
از سفرههای خالی تا باک سهمیهبندیشده
حکومتی که روزی با وعده ساختن آرمانشهر، ایدئولوژیاش را به تمام ابعاد زندگی مردم گره زد، امروز حتی در تأمین ابتداییترین نیازهای جامعه نیز به سهمیهبندی و محدودیت متوسل میشود.
قرار بود زندگی مردم در خدمت آرمانها معنا پیدا کند، حالا خود زندگی، زیر بار همان آرمانها فرسوده میشود.
اما آیا مسئله فقط بنزین است؟ خیر.
مسئله نظامی سیاسی است که میخواهد هم اقتصاد را کنترل کند، هم جامعه را هدایت کند و هم برای تکتک انتخابهای مردم، از شال و روسری تا (اگر امکانش را داشت) میزان استفاده از کاندوم، تعیین تکلیف کند.
در این ساختار، هرگز و هرگز شکست سیاستها به بازنگری در قدرت حاکمیت منجر نمیشود. این مردماند که همیشه باید با سفره کوچکتر، آینده مبهمتر و محدودیتهای بیشتر کنار بیایند.
دهههاست ایدئولوژی به معیار اداره اقتصاد تبدیل شده است و معیشت مردم به حاشیه رفته است.
در این ساختار بازار با فرمان اداره میشود، قیمت با دستور تعیین میشود و هرجا واقعیت با محاسبات رسمی سازگار نیست، محدودیتی تازه از راه میرسد، مثل سهیمه بندی بنزین و حذف کارتهای سوخت از جایگاههای بنزین.
چه کسی به حکومت اختیار داده است که هزینه خطاهایش را از زندگی مردم برداشت کند؟
هیچ آرمانی، هرقدر بزرگ و مقدس جلوه داده شود، نمیتواند جای آزادی، رفاه و حق انتخاب انسانها را بگیرد.
مردم ایران نیز به دنیا نیامدهاند که زندگیشان را وثیقه بقای یک ایدئولوژی کنند.
✍ جعفر ساعینیا
درد و دل شبانه، جمعه یک آبان ۱۴۰۵
🆔 @jafar_saeiniya
آنارکو-کاپیتالیسم (Anarcho-Capitalism)
آنارشیسم نظریهای دربارهٔ جامعهای بدون دولت است که در آن بازار، تمامی کالاها و خدمات عمومی — همچون نظم و قانون — را تأمین میکند. هرچند بیشتر آنارشیسمستیزان با تمامی نهادهای بزرگ، اعم از عمومی یا خصوصی، مخالفت میورزند، اما آنارکو-کاپیتالیستها با دولت مخالفند، نه با بازیگران خصوصیِ دارای قدرتِ چشمگیر در بازار. این گروه برای اثبات کارآمدی این نظام، به غربِ ایالات متحده در قرن نوزدهم، ایسلندِ قرون وسطی و انگلستانِ آنگلوساکسون اشاره میکنند.
متن کامل مقاله در Instant view
@austro_libertarian
📈 پیروزیهای سرمایهداری
🇬🇧 انقلاب صنعتی اول (۱۷۶۰ - ۱۸۴۰)
🇬🇧 لغو قوانین غله (۱۸۴۶ - ۱۹۱۴)
🇨🇭 شکوفایی بلندمدت سوئیس (۱۸۴۸ - تاکنون)
🇺🇸 انقلاب صنعتی دوم (۱۸۷۰ - ۱۹۱۴)
🇸🇪 صنعتیشدن سوئد (۱۸۷۰ - ۱۹۱۴)
🇩🇰 تحول کشاورزی دانمارک (۱۸۷۰ - ۱۹۱۴)
🇱🇮 شکوفایی لیختناشتاین (۱۹۲۴ - تاکنون)
🇯🇵 معجزه اقتصادی ژاپن (۱۹۵۰ - ۱۹۹۰)
🇩🇪 معجزه اقتصادی آلمان (۱۹۴۸ - ۱۹۷۳)
🇮🇹 معجزه اقتصادی ایتالیا (۱۹۵۰ - ۱۹۶۳)
🇪🇸 معجزه اقتصادی اسپانیا (۱۹۵۹ - ۱۹۷۴)
🇰🇷 معجزه رود هان (۱۹۶۱ - ۱۹۹۶)
🇹🇼 معجزه اقتصادی تایوان (۱۹۶۰ - ۱۹۹۰)
🇭🇰 معجزه اقتصادی هنگکنگ (۱۹۶۰ - ۱۹۹۷)
🇸🇬 معجزه اقتصادی سنگاپور (۱۹۶۵ - ۲۰۰۰)
🇨🇱 معجزه اقتصادی شیلی (۱۹۷۵ - ۱۹۹۷)
🇨🇳 اصلاحات دنگ شیائوپینگ (۱۹۷۸ - تاکنون)
🇻🇳 دوی موی (اصلاحات اقتصادی ویتنام) (۱۹۸۶ - تاکنون)
🇮🇪 ببر سلتی (ایرلند) (۱۹۹۵ - ۲۰۰۷)
🇪🇪🇱🇻🇱🇹 ببرهای بالتیک (۱۹۹۵ - ۲۰۰۷)
🇵🇱 معجزه اقتصادی لهستان (۱۹۹۰ - ۲۰۱۵)
🇮🇱 طرح تثبیت اقتصادی اسرائیل (۱۹۸۵ - تاکنون)
🇵🇪 معجزه اقتصادی پرو (۱۹۹۳ - ۲۰۱۳)
🇨🇿 معجزه اقتصادی چک (۱۹۹۳ - ۲۰۰۸)
🇸🇰 معجزه اقتصادی اسلواکی ( ۲۰۰۲ - ۲۰۰۸)
🇭🇺 توسعه مجارستان (۱۹۹۷ - ۲۰۰۶)
🇹🇷 توسعه ترکیه (۲۰۰۲ - ۲۰۱۳)
🇦🇪 توسعه دبی (۱۹۹۵ - ۲۰۱۵)
🇶🇦 توسعه قطر (۲۰۰۰ - ۲۰۱۴)
🇦🇷 معجزه اقتصادی آرژانتین (۲۰۲۴ - تاکنون)
---
دستاوردهای سوسیالیسم:
۱) تیشرتهای چه گوارا (که البته آنها هم با نظام سرمایهداری تولید شدهاند).
*(پایان)*
@austro_libertarian
بوروکرات تماشاگر میشود
هوش مصنوعی میتواند کار در ادارهٔ امور عمومی را بازتعریف کند.
کمتر ساختاری را میتوان یافت که به اندازهٔ بوروکراسی در برابر دگرگونی از خود مقاومت نشان داده باشد. بوروکراسی که بر پایهٔ فرمهای چاپی، باجههای منفرد و فرآیندهای خطی بنا شده، دیرزمانی است که مترادف با صلبیت و ناکارآمدی شناخته میشود. اما این وضع در حال تغییر است. هوش مصنوعی به عنوان راهحلی کارآمد برای گلوگاههای اداری، هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی، ظهور کرده است.
متن کامل مقاله در Instant View
@austro_libertarian
چنین روزی ...
در ۱۷ اکتبر ۲۰۱۱، نیروهای رژیم سوسیالیست بعث سوریه حین انجام عملیات تفتیش در حمص در جریان اعتراضات ضدحکومتی مداوم، ۲۱ نفر را در این شهر کشتند؛ افرادی که برخی از آنها پلیس و برخی دیگر غیرنظامی بودند.
......
در ۱۷ اکتبر ۱۹۸۴، گروه تروریستی مارکسیست-لنینیست بلژیکی به نام «سلولهای کمونیست مبارز» (CCC)، دفتر حزب مردم مسیحی (CVP) را در شهر خنت بلژیک بمبگذاری کرد.
......
در ۱۷ اکتبر ۱۹۷۶، شبهنظامیان مارکسیست «مونتونروس» بمبی را در سینمای باشگاه ارتش در بوئنوسآیرس منفجر کردند. این انفجار ۱۴ کشته بر جای گذاشت—شامل افسران ارتش، همسران و فرزندانشان—و حدود ۳۰ نفر دیگر را زخمی کرد.
@austro_libertarian
سرمایهداری کاریکاتوری: مردی چاق با سیگاری بر لب، در حال انباشت ثروت در حالی که کارگران عرق میریزند.
سرمایهداری واقعی: کارآفرینی که ساعتهای طولانی و دیوانهواری کار میکند، پول خودش را به خطر میاندازد تا کالاها یا خدماتی را که دیگران میخواهند فراهم کند، و در عین حال سود خود را دوباره در کسبوکارش سرمایهگذاری میکند.
@austro_libertarian
چنین روزی ...
در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱، مسئول حقوق بشر سازمان ملل متحد گزارش داد که شمار افرادی که توسط نیروهای دولتی سوریه در جریان اعتراضات علیه بشار اسد، رئیسجمهور سوسیالیست حزب بعث، کشته شدهاند به بیش از ۳۰۰۰ نفر رسیده است.
......
در ۱۴ اکتبر ۱۹۶۴، نیکیتا خروشچف بهشدت تشویق شد تا پس از بحران موشکی کوبا و ناکامیهای مختلف اقتصادی، «داوطلبانه» از رهبری شوروی کنارهگیری کند. لئونید برژنف قدرت را به دست گرفت و تلاش کرد دست به اصلاحات بزند اما ناکام ماند و اقتصاد کمونیستی همچنان به رکود خود ادامه داد.
......
در ۱۴ اکتبر ۱۹۶۱، ورنر پروبستِ ۲۵ ساله در حالی که تلاش میکرد از طریق رود اشپری در نزدیکی پل شیلینگ شنا کند و از برلین شرقی بگریزد، توسط مرزبانان دیده شد. مرزبانان به سوی او آتش گشودند و او را به قتل رساندند.
@austro_libertarian
دعوتم کردهاند به جایی که قرار است چند اقتصاددان درباره مسیر پیش روی اقتصاد ایران تا سال 2035 گمانهزنی کنند. چند لحظهای به عنوان رفع خستگی به اوضاع مملکت در آن سال فکر کردم.
لیلاز: اقتصاد ما داره سالی سه تریلیون دلار لنگ و نان خشک تولید میکنه. این از دوره سلجوقیان تا به امروز نظیر نداشته.
عبدالملکی: الان اگر غذا و آب و برق را در نظر نگیرید ما بحمدالله هیچ کمبود دیگری نداریم.
بانک مرکزی: دلار بیست میلیون تومانی جوّسازی رسانههای معاند است. ما در شعب منتخب به هر متقاضی تا سقف دو دلار و شصت سنت به قیمت هر دلار 19 میلیون و هشتصد و سی هزار تومان داریم ارائه میکنیم و بازار در تعادل میباشد.
مجلس: طرح حذف 22 صفر از پول ملّی از دستور کار خارج شد.
وزارت رفاه: شایعه حذف یارانههای صدک 85 بیاساس است.
وزارت بازرگانی: تعرفه واردات گوشت سوسک کاهش مییابد.
شهردار تهران: برنامهای داریم که در فروشگاه شهروند قیمتها از صبح تا ظهر بدون تغییر بمانند.
رسانه اقتصادی: شاخص بورس از 137 میلیون واحد عبور کرد.
رسانه اصلاحطلب: خبر فوت میرحسین موسوی صحت ندارد.
رسانه معاند: حکومت به زودی سقوط میکند.
فرهاد نیلی ... مشغول تهیه متن سخنرانی برای اجلاس مسیر پیش روی اقتصاد ایران تا 2045.
/channel/AmirrezaAbdolii
... درمان اتریشی در نهایت، احیای واقعیت اقتصادی است. تورم را نمیتوان با سرزنش بازرگانان به خاطر واکنش به انگیزههای تحریفشده، به طور دائم درمان کرد. قیمتهای بالا را نمیتوان با قانون از بین برد. دستمزدهای پایین را نمیتوان با حکم به دستمزدهای واقعی بالا تبدیل کرد. رفاه را نمیتوان به صورت قرضی به وجود آورد و برابری را نمیتوان بدون تأثیر بر تولیدی که همه را ثروتمندتر میکند، به طور پایدار مهندسی کرد. پاسخ پایدار، احیای شرایط نهادی است که تحت آن میلیونها نفر بتوانند برنامههای خود را داوطلبانه هماهنگ کنند: پول سالم، قیمتهای صادقانه، بازارهای رقابتی، دارایی امن، انباشت سرمایه، آزادی کارآفرینی و انضباط واقعی سود و زیان.
این در نهایت فلسفه فروتنی است. زندگی اقتصادی برای هر کمیتهای بسیار پیچیده است که بتواند به آن دستور دهد، اما برای افرادی که آزادانه عمل میکنند تا از طریق نهادهایی که داوطلبانه میسازند، درک میکنند، آزمایش میکنند، اصلاح میکنند و وقتی شکست میخورند، رها میکنند، هماهنگ شوند، چندان پیچیده نیست. شرط مکتب اتریشی این است که رفاه نیازی به دستور ندارد، بلکه باید کشف شود.
Justin M. Ptak
@austro_libertarian
تا امروز، مجموعهی «سرمایهداریهای» فرضی چنان گسترده شده است که دنبال کردن همهی آنها، تقریباً ناممکن است. بسیاری از این انواع، اگر جوهر سرمایهداری را بشناسیم، آشکارا متناقضاند. برخی صرفاً تلاشهایی ضعیف برای دفاع از سرمایهداری و تعدیل آن بهمنظور جلب نظر محافظهکاران مذهبیاند. بیشتر این انواع با هدف رقیق کردن، محدود ساختن یا پایان دادن به سرمایهداری مطرح میشوند.
سرمایهداری پاسخگو، سرمایهداری آنارشیست، سرمایهداری اقتدارگرا، سرمایهداری خیر عمومی، سرمایهداری دلسوز، سرمایهداری آگاه، سرمایهداری رفاقتی، سرمایهداری دموکراتیک، سرمایهداری گانگستری، سرمایهداری غیرلیبرال، سرمایهداری لسهفر، سرمایهداری متأخر، سرمایهداری نئولیبرال، سرمایهداری معمولی، سرمایهداری پدرسالار، سرمایهداری سیاسی، سرمایهداری نژادی، سرمایهداری احیاگر، سرمایهداری مسئول، سرمایهداری اجتماعی، سرمایهداری ذینفعان، سرمایهداری دولتی، سرمایهداری نظارتی، سرمایهداری تمامیتخواه، سرمایهداری رفاهی و سرمایهداری «ووک».
بیشتر انواع فرضی سرمایهداری را میتوان در سه دسته جای داد: تلاشهایی برای عذرخواهانه کردن سرمایهداری، تغییر دادن آن یا نفی آن. کسانی که میخواهند از سرمایهداری دفاع کنند اما این فرض نادرست را میپذیرند که سرمایهداری بیملاحظه و غیرمسئولانه است، انواعی مانند سرمایهداری «پاسخگو» و «مسئول» میسازند؛ نظامهایی که در آنها مدیران شرکتها نه در برابر مالکان واقعی، یعنی سهامداران، بلکه در برابر مجموعهای گسترده از کسانی که مالک شرکت نیستند و خواستههای سیریناپذیر جامعهی «دموکراتیک» پاسخگو هستند.
کسانی که سرمایهداری را بیش از حد عقلانی، خودخواهانه و فردگرایانه میدانند، انواعی مانند سرمایهداری «دلسوز»، «آگاه»، «اجتماعی» و «پدرسالار» را ابداع میکنند که قرار است وقف رفاه انسان و «خیر عمومی» باشند. کسانی که سرمایهداری را ناعادلانه میدانند یا میخواهند با آمیختن آن به نظامهای رقیب از میان ببرندش، انواعی مانند سرمایهداری «نژادی»، «غیرلیبرال»، «اقتدارگرا»، «تمامیتخواه» یا گونههایی از سرمایهداری دولتی تحت ادارهی رفقا و گانگسترها را مطرح میکنند.
سرمایهداری مفهومی انتزاعی اما تعریفپذیر است؛ نظامی اجتماعی با هویتی مشخص. این نظام چیزی معین است، نه چیزی دیگر. در نقطهای، تغییر دادن یا دگرگون ساختن بنیادین آن باعث میشود که به چیزی کاملاً متفاوت، یا حتی به ضد خود، تبدیل شود.
یکی از مشکلات جدی رویکرد مبتنی بر «انواع» این است که تشخیص علت شکست نظامها و یافتن راهی برای رفع آن را دشوارتر یا حتی ناممکن میکند. امروزه بیشتر نظامهای سیاسیـاقتصادی ترکیبی از عناصر سرمایهداری و دولتگراییاند. ازاینرو، رویکرد انواع در نگاه نخست معقول به نظر میرسد؛ اما این رویکرد چنین القا میکند که نظامها ناگزیر باید ترکیبی باشند و هیچ نظامی نمیتواند خالص باشد یا حتی در جهت خالصتر شدن حرکت کند.
هنگامی که یک نظام شکست میخورد، آیا علت آن عناصر سرمایهداری است یا عناصر دولتگرایی؟ عناصر نخست زیستگاهی مطلوب برای بشریت فراهم میکنند؛ عناصر دوم چنین نمیکنند. بااینحال، هر بخشی از این ترکیب که مورد ستایش قرار گیرد، بهمرور گسترش مییابد و بخشی که مورد تحقیر باشد کوچکتر میشود؛ بهویژه در دوران بحران. در بیشتر نظامهای ترکیبی امروز، پیامدهای زیانبار دولتگرایی به گردن سرمایهداری انداخته میشود و این امر به چرخشی بیشتر بهسوی دولتگرایی میانجامد؛ چرخشی که شکستها و آسیبهای بیشتری را در آینده به دنبال خواهد داشت.
رویکرد «انواع سرمایهداری» در ظاهر نشاندهندهی پژوهشی دقیق و ظریف است. گویی هرچه صفتهای بیشتری اضافه کنیم، نتیجه بهتر خواهد بود. اما صفتها باید مفاهیم را روشن کنند، به ما بیاموزند و راهنمای ما باشند؛ نه آنکه مسائل را مبهم سازند، فریب دهند و ما را به بیراهه ببرند.
سرمایهداری بهترین زیستگاه برای بشریت است؛ بااینحال، بسیاری از رهبران فکری بشریت، یعنی روشنفکران، آن را تحقیر میکنند و میکوشند زیر بهمنی از واژهها مدفونش کنند. این یکی از دلایل متعددی است که سرمایهداری برای بسیاری از مردم همچنان آرمانی ناشناخته باقی مانده است.
به خاطر بشریت، سرمایهداری سزاوار برخوردی بهتر و روشنتر است.
—Supposed “Varieties” of Capitalism by Richard M Salsman
@austro_libertarian
📚 کتابچه: #ریچارد_کانتیلون پدر بنیان گذار اقتصاد مدرن
🖊 نویسنده: #مورای_روتبارد
🖊 مترجم: #سلیمان_عبدی
◽️18 صفحه
برشی از متن:
بسیاری از اقتصاددانان و مردم عادی، تصور میکنند که علم اقتصاد به یکباره و کامل در اواخر قرن هجدهم از ذهن آدام اسمیت سر برآورده است.با این حال، اکنون میدانیم که این روایت کاملاً نادرست است؛ زیرا اندیشه اقتصادی مدرن ، یعنی تحلیلی که بر تبیین اقتصاد بازار متمرکز است ، نیمقرن پیش از انتشار کتاب ثروت ملل اسمیت و نه در بریتانیا بلکه در فرانسه، پدید آمده بود. نکته مهمتر اینکه نویسندگان فرانسوی، با وجود تنوع دیدگاههایشان، نباید صرفاً به عنوان متفکرانی پیش از دوران ریکاردو، بلکه باید به عنوان پیشگامان رویکرد اتریشی در نظر گرفته شوند؛ یعنی پیشقراولانِ آن رویکرد فردگرایانه، اقتصاد خُرد ، قیاسی و مبتنی بر ارزش ذهنی که در دهه ۱۸۷۰ در وین شکل گرفت.
@kazive_institute