aznevisandegi | Unsorted

Telegram-канал aznevisandegi - انشا و نويسندگی

2759

کانال «انشا و نویسندگی» زیرمجموعهٔ ماهنامهٔ «انشا و نویسندگی» است.

Subscribe to a channel

انشا و نويسندگی

پاریس بدون ایفل
تهران بدون آزادی
تاریخ بدون هیتلر
شاملو بدون آیدا
همه را می توانم
تصور کنم جز تو



دیروز یکی از بچه های کلاس چهارم، دزدکی و بی صدا برگه ای را کنار میزم گذاشت و گفت:« آقا رفتی خونه باز کن و بخوان.»
این همان برگه است.
پیاژه می گوید تجربه و یادگیری کودک از طریق کاوش در جهان اطرافش شکل می گیرد. احتمال دارد این شعر را از بزرگ تر ها شنیده باشد. ممکن است خانواده به عنوان نهاد نخستینی که فرصت اول را ایجاد می کند، نتواند آنگونه که باید در جهان کودک حاضر باشد از این رو کلاس درس و معلم به عنوان فرصت دوم باید فضایی را ایجاد کنند که کودکان بتوانند احساسات خود را بدون ترس ابراز کنند. در دوره ی نوجوانی که احساسات با امیال جنسی همراه می شوند، ضمیر «تو» از الگوی معلم، مادر، پدر و.. کناره می گیردو الگوی مشابه را در همسالان جست و جو می کند؛ «تو» برای پسران به دختران و برای دختران به پسران تعلق می گیرد تا موضع بازتر و بسیط تری را به خود گرفته باشد.
#روان_شناسی_کودک_و_نوجوان

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

اگر زودتر می‌فهمیدم، کتاب‌های تاریخ دبیرستانم را با احترام بیشتری در کیفم می‌گذاشتم.
سر کلاس‌های طولانی تاریخ، سرم را روی میز نمی‌گذاشتم و با بی‌حوصلگی زیر میز ساعتم را چک نمی‌کردم.
بچه بودم و هوای عاشقی بر سر داشتم؛ خیال می‌کردم دنیا همان خنده های از ته دلِ کلاس‌های عصرهای اردیبهشت است.
چه می‌دانستم که در هر ورق آن کتاب تاریخ، هزاران امید و اندوه، اشک و سوختن، هزاران عشقِ بربادرفته جاری است؟
چه می‌دانستم هر فصلش را که به زور برای امتحان می‌خوانم، حاصل ده‌ها شب نخوابیدن و اشک ریختنِ آدم‌هایی است که خیلی زودتر از من در این جهان زیسته‌اند؛
آدم‌هایی شبیه من که فکر می‌کردند می‌توانند خوشبخت باشند، اما دردهایشان کتاب‌های تاریخ نسل‌های بعدی را پر کرده بود.
اگر زودتر می‌فهمیدم، تاریخ جنگ‌ها را با شتاب ورق نمی‌زدم و برای همه‌ی عاشق‌هایی که معشوق‌هایشان را در جنگ‌هایی که هیچ‌یک خواهانش نبودند از دست دادند، شعری در دلم می‌خواندم.
خوب می‌دانم که سال‌ها بعد، ما هم بخشی از تاریخ خواهیم بود. نمی‌دانم آیا هنوز کلاس‌های تاریخ برای کودکان بازیگوش برپا خواهد شد یا نه.
آیا کودکان بازیگوش آینده، آنگاه که کتاب‌های تاریخ‌شان را با بی‌حوصلگی ورق می‌زنند و لابه‌لای خطوطش شکلک‌های خندان می‌کشند، خواهند فهمید که ما، نسل‌های گذشته، خط‌به‌خط آن روزها را با جان و دل زندگی کردیم؛ اشک ریختیم، لبخند زدیم، عاشق شدیم و سوختیم؟
آیا آن کودکانِ زیبای سرشار از زندگی، داستان‌های ما را به یاد خواهند آورد؟
نمی‌دانم.
اما امروز یک چیز را بهتر از همیشه می‌دانم: در هر صفحه‌ی تاریخ، هزاران امید نهفته است؛ امیدهایی که یا پرپر شدند یا چون گلی شکفتند.
این بار که کتاب تاریخی را بردارم، آن را روی قلبم می‌گذارم و به تمام کسانی که روزی در آن صفحات می‌زیستند می‌گویم:
مرا ببخشید اگر دیر فهمیدم چقدر قابل احترامید.

#عادله_زمانی
@adelehz

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

زندگی عادی دور به نظر میرسه و هیچ چیزی مثل قبل نیست.
شهر سنگینه و تعلیق پشتِ تعلیق...

حوالی ۴ صبح...

@awayfromthe_earth

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

❄️ زمستان

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت،
سرها در گریبان ا‌ست.
کسی سر بر نَیارد کرد پاسخ گفتن و دیدارِ یاران را.
نِگَه جُز پیشِ پا را دید، نَتواند،
که ره تاریک و لغزان ا‌ست.
وگر دستِ محبت سویِ کس یازی،
به اکراه آوَرَد دست از بغل بیرون؛
که سرما سختْ سوزان‌ است.

نفس، کز گرمگاهِ سینه می‌آید بُرون، ابری شود تاریک.
چو دیوار ایستد در پیشِ چشمانت
نفس کاین‌ست، پس دیگر چه داری چشم
ز چشمِ دوستانِ دور یا نزدیک؟
مسیحایِ جوانمردِ من! ای ترسایِ پیرِ پیرهنْ چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سردَست... آی...
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای!

منم من، میهمانِ هر شبت، لولی‌وشِ مغموم.
منم من، سنگِ تیپا خورده‌ی رنجور.
منم، دشنامِ پستِ آفرینش، نغمه‌ی ناجور.
نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگِ بیرنگم.
بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم.

حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشتِ در چون موج می‌لرزد.
تگرگی نیست، مرگی نیست.
صدایی گر شنیدی، صحبتِ سرما و دندان ا‌ست.
من امشب آمَدَستَم وام بُگذارم.
حسابت را کنارِ جام بُگذارم.
چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخیِ بعد از سحرگه نیست.
حریفا! گوشِ سرما برده است این، یادگار سیلیِ سردِ زمستان‌ است.
و قندیلِ سپهرِ تنگْ میدان، مرده یا زنده،
به تابوتِ سِتَبرِ ظلمتِ نُهْ تویِ مرگ اندود، پنهان‌ است.
حریفا! رو چراغِ باده را بِفْروز، شب با روز یکسان‌ است.

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت.
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دست‌ها پنهان،
نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین،
درختان اسکلت‌های بلور آجین،
زمینْ دلمرده، سقفِ آسمانْ کوتاه،
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان ا‌ست.

✍️مهدی اخوان ثالث (م. امید)
زمستان، تهران دی ماه ۱۳۳۴
( هفتاد زمستان)

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

1249) فوبیای نوشتن

معلم کلاس پنجم می خواهد با دانش آموزان کلاسش به کتابخانه ی سر خیابان برود. می گویم: "درخواست بنویس." تعجب می کند. می گوید: "شفاهی قبول است." می گویم: "نه، دو خط درخواست بنویس تا با مدیر برسی کنیم." نمی نویسد. هیچ کدام مان نمی نویسیم. یا بلد نیستیم یا حوصله ی دو خط نوشتن نداریم. این روزها که آنفولانزا بین دانش آموزان شایع شده گواهی های استراحتِ پزشکی زیادی به دست مان می رسد. تقریبن همه یا بدخط و ناخواناست یا انواع و اقسام غلط های نگارشی دارد. دکترها هم از ما مردم اند. وقتی معلمش حوصله ی دو خط نوشتن ندارد، پزشکش هم یا نمی نویسد یا با اکراه و غلط غلوط می نویسد. ما بیشتر شفاهی هستیم. از نوشتن می ترسیم. نوشته سند است. ممکن است دردسرشود. به نوشتن فوبیا داریم. فوبیای نوشتن. آن دانش آموز کلاس دومی که عاشق مجله ی "عروسک سخنگو" شده با مجله آمد پیشِ من و گفت: "من می خواهم توی این مجله بنویسم." من پیش تر برایش توضیح دادم که می تواند در این مجله مطلب بنویسد. گفت: "یک کاغذ برایم بچسبانید. می خواهم بنویسم." مجله را گرفتم و با پسرک رفتیم توی دفتر. یک کاغذ رنگی به رنگ سبز برداشتم و اندازه ی صفحه ی مجله بریدم. صفحه ای که نوشته ی خودم چاپ شده بود را آوردم، و کنار نوشته ی خودم چسباندم. گفت: "آقا، خط کشی کنید." برایش خط کشی کردم. بالای صفحه نامش را نوشتم: "فلانی، تربت حیدریه." اسم نوشته را گذاشتیم "خاطره ی روز بدون کیف." کتاب را برد تا بنویسد.

#نوشتن

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

کتاب نقطه.سرخط. راهنمای نوشتن، کتابی کاربردی و مفید، به زودی از طرف نشر لوح زرین منتشر می‌شود.

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

💌ای زن، ای یونس!

این نامه را برای تو می نویسم، برای زنی که هنوز در شکم نهنگ زندگی می کند و خشنود است.
سال ها پیش نهنگ مرا تف کرد. حالا جایی کنار ساحل ایستاده ام و هر روز نامه می نویسم و به آب می اندارم. نهنگ، نامه هایم را می بلعد. نامه هایم در شکم لزج و تاریکش هضم می شود. اما بعضی نامه ها را قبل از هضم شدن کسی می خواند.
این نامه را برای تو می نویسم برای تو که در شکم نهنگ به دنیا آمدی و حتی خیال نمی کنی بیرون از این حفره سیاه زندگی شکل های دیگری هم دارد.

برای تو که وسط معده نهنگ خنچه عقدت را می چینند و پولک ماهی های مرده و دندان کوسه های پیر را با شادمانی بر سرت می پاشند و تو روی ته مانده های خون و گوشت و خرده اسکلت های بویناک پای می کوبی و‌ می رقصی.
برای تو که قرن هاست در روده های نهنگ سینه خیز می روی و خوشبختی.

نهنگ فقط یونس را نبلعید، نهنگ همه زنان را بلعیده است و فقط یونس نبود که از شکم نهنگ بیرون آمد، هر زنی که از شکم نهنگ بیرون بیاید، یونس می شود.

من نمی دانم تو چه باید بکنی و چگونه باید ازاین معده مدفون بگریزی. من فقط می دانم ناخرسندی، نخستین پنجره رهایی است. به نهنگ نشینی ات خرسند نباش. به نهنگ نشینی ات عادت نکن.
از معده این نهنگ به معده نهنگ دیگری نرو؛ از اسارت این شکم به اسارت شکم دیگری مگریز.
این تن دادگی به شکم ها، این سکونت معده وار، سرنوشت سوگناکی است، بگذریم که متعفن هم هست.

برای آزادی قرار نیست، اقیانوس از نهنگان تهی شود، اما تو هر روز کمی فقط کمی به گلوی نهنگ نزدیکتر شو، تا روزی که نهنگ دهانش را باز کند و تو اولین بارقه خورشید را ببینی.

روز زن بر تو مبارک! یعنی روزی که به آواره های نهنگ رسیدی، روزی که به دریا در افتادی، روزی که شناکنان زخمی و رنجور به ساحل رسیدی، روزی که سرت را رو به آسمان کردی و گفتی: من امروز یونسم، پیامبری که غمگین بود و شادمان شد، پیامبری که منتقم بود اما مشفق شد. پیامبری که نفرین می کرد اما آفرین گفتن آموخت…

ای زن! ای یونس! آفرین بگو و آزادی بیاموز…

✍️#عرفان_نظرآهاری
🌊@erfannazarahari

🌊#نهنگ_نشین_نباش
🌱#ای_زن_ای_یونس_آفرین_بگو_و_آزادی_بیاموز
👇🔥👇

https://nooronaar.ir/foroq

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

یکی از زیباترین و عاشقانه‌ترین آثار شوبرت و حتی کل تاریخ موسیقی رمانتیک🥀
#Shubert

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

👇🏻مشکلات نثر نامه‌های اداری همیشه زبان‌زد همگان بوده و در نکوهش این گونۀ نوشتاری بسیار گفته‌اند‌ و نوشته‌اند؛ ولی به‌ندرت اِشکالات آن را برشمرده و واشکافته‌اند. در این متونِ شش‌گانه (صفر تا پنج) کوشیده‌ام اِشکالات یادشده را برشمرم و واشکافم:

✍🏻 جملات اسمیه و عبارات مصدری (متن سوم)


⚜️ نویسندۀ نامه‌های اداری به‌جای این‌که فعلِ جمله را بیاورد و معنای آن را مشخص کند، اسم یا مصدر می‌آورد و شخص و شمار و زمانِ عمل را نامعلوم نگه می‌دارد. این کار موجب می‌شود جمله دراز شود و فهمش دشوار گردد. نمونه:

در صورت بسته‌بودن درب نسبت به برقراری تماس تلفنی اقدام فرمایید.


⚜️ فعلْ ستون جمله است و هرچه تعداد آن بیش‌تر باشد، خانۀ جمله استوارتر است. چرا؟ چون فعل سه ویژگی مهم دارد که اسم از هر سه بی‌بهره است. در زبان فارسی، مصدر هم اسم حساب می‌شود و برای همین بهتر است به‌جای آن از فعل استفاده کنیم. اما آن سه ویژگی کدام‌اند؟

۱. شخص:
فعل مشخص می‌کند که کنندۀ آن عمل چه کسی است؛ «من» یا «تو» یا «او»، «ما» یا «شما» یا «آن‌ها».

۲. شمار: فعل مشخص می‌کند که کنندۀ آن عمل جمع است یا مفرد؛ «من» یا «ما»، «تو» یا «شما»، «او» یا «آن‌ها».

۳. زمان: فعل مشخص می‌کند که کنندۀ آن عمل کِی به آن کار پرداخته یا می‌پردازد؛ «قبلاً» یا «الآن» یا «بعداً».

⚜️ به‌بیان ساده‌تر، اطلاعاتی که فعل در خود گنجانده بیش‌تر از اطلاعاتی است که اسم و مصدر در خود گنجانده است؛ برای همین جملات فعلیه گویاترند. حتماً متوجه شدید که جملۀ اسمیه یعنی جمله‌ای که در آن به‌جای فعل از اسم یا مصدر استفاده شده است و جملۀ فعلیه یعنی جمله‌ای که در آن به‌جای اسم یا مصدر از فعل استفاده شده است.

⚜️ اما کدام‌یک از این دو طبیعی‌تر است؟ معلوم است: جملۀ فعلیه. چرا؟ چون به گفتار فارسی نزدیک‌تر است و فارسی‌زبان به‌طور طبیعی در گفتارش از جملۀ فعلیه بیش‌تر استفاده می‌کند تا از جملۀ اسمیه.

⚜️ حالا بیایید جملۀ نمونه را یک بار به جملۀ فعلیه تبدیل کنیم:

جملۀ اسمیه: در صورت بسته‌بودن درب، نسبت به برقراری تماس تلفنی اقدام فرمایید.

جملۀ فعلیه: اگر در بسته بود، تماس بگیرید.


⚜️ همان‌طور که در در این دو نمونه می‌بینید، «بسته‌بودن» که مصدر است و عملاً اسم تلقی می‌شود، به «بسته بود» تبدیل شده است. اما این تغییر به‌جز فعل، در ساختار جمله هم موجب تغییری شده است و ساختارِ «در صورتِ...» را به ساختارِ «اگر...» تبدیل ساخته است. اگر به جملاتِ گفتارِ معمول توجه کنید، متوجه می‌شوید که ساختارِ «اگر...» در گفتار فارسی بسیار پرکاربردتر و طبیعی‌تر است.

⚜️ جز این تغییرات، «نسبت به برقرار تماس تلفنی اقدام فرمایید» به «تماس بگیرید» تبدیل شده است. چنان‌که می‌بینید، عبارتی ۷کلمه‌ای به عبارتی ۲کلمه‌ای تبدیل شده است و این در کوتاهی متن که از ضروریات نامه‌های اداری است، اثر بارزی دارد. اگر هم بخواهیم احترام واژۀ «بفرمایید» را در جملۀ جای‌گزین جبران کنیم، می‌توانیم یک «لطفاً» به اولِ «تماس بگیرید» اضافه کنیم.

⚜️ نکتۀ دیگر در استفاده از جملات فعلیه این است که بهتر است فعل را زودتر بیاوریم و از دورافتادگیِ «فعل» با «فاعل/نهاد» پرهیز کنیم. چون فعلْ ستون جمله است و اطلاعات بسیاری در خود دارد، هرچه زودتر بیاید، تکلیف خواننده را زودتر مشخص می‌کند و خیال مخاطب از فهم مطلب راحت می‌شود. پس به‌جای یک جملۀ بلندِ تک‌فعلی که با نهادش فاصلۀ زیادی دارد، از چند جملۀ کوتاه استفاده کنید.


معین پایدار


🔰 مطالب قبل، از همین سلسله‌مطالب:

▪️
مشکلات نامه‌های اداری (متن صفرُم)
طرح مسئله و برشمردن مهم‌ترین مشکلات

▪️ عربی‌زدگی و واژه‌های دشوار (متن اول)

▪️ جملات دراز و درهم‌تنیده (متن دوم)

🆔@aznevisandeg

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

✍🏻 شعر، آن نیمه‌ای که گم کرده‌ایم!

⚜️ شمبورسکا پس از سرودن ۲۰۰ شعر، برندهٔ نوبل شد و هیئت نوبل او را موتزارتِ عرصهٔ شعر نامید.

⚜️ اگر فرض کنیم شعر کشف حقایق است و کار شاعر پنهان‌کردن حقیقتی که یافته، شیمبورسکا را می‌توان استادِ تام‌ّوتمامِ یافتن حقایق دانست که ضمن پنهان‌کردن آن حقایق زیر کلمات، به وضوح درباره‌شان سخن می‌گوید. شیمبورسکا حقایقی را می‌یابد که شاید در تمام عمر فکر نمی‌کردیم قابل مکث و تفکر باشند. او از هر مانعی که احتمال دارد روزی جلوی آدم سبز شود حرف می‌زند؛ مثل مرگ، عشق، تنهایی و... .

⚜️ شعر شیمبورسکا آدم را تا آخر جادهٔ یأس پیش می‌برد. حضور انکارناپذیر ناامیدی یکی از حقایق اشعار شیمبورسکا است. علاوه بر این، شیمبورسکا طرف‌دار سفت‌وسخت تنهایی است که من، اگر اشعارش هم نبودند، با همین یک عقیده حتماً طرف‌دارش می‌شدم. معتقد است تنهایی (نه انزوا) الهام‌بخش است.

⚜️ کلامش پر از ابهام و نمی‌دانم است. ادعا نمی‌کند علامهٔ دهر است. نمی‌گوید همه چیز را می‌داند؛ حتی اشعارش در عمیق‌ترین لایه‌هایشان فریاد می‌زنند که هیچ چیز نمی‌داند. او چراغی در دست دارد. سرتاسر جهان راه می‌افتد و بخش‌های تاریک دنیا را برایمان روشن می‌سازد.


رومینا کاشی

🆔@aznevisandegi

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

بیست و یکم‌ آبان‌ماه زادروز نیما یوشیج، متحول‌کنندۀ اصلی شعر معاصر فارسی و پدر شعر نو

داروگ


خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه
گرچه می‌گویند: «می‌گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران»
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟

بر بساطی که بساطی نیست،
در درون کومۀ تاریک من که ذرّه‌ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده‌های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می‌ترْکد
- چون دل یاران که در هجران یاران -
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟


بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

دعای کودکان!

نَظَرَ مَدَنيٌّ إلىٰ قَومٍ يَستَسقونَ و مَعَهُمُ‌ الصِّبيانُ‌. فَقالَ: «ما هٰؤلاءِ؟» قالوا: «نَرجو بِهِمُ الإجابةَ». فَقالَ: «لَو كانَ دُعاؤُهُم مُجاباً ما بَقِيَ عَلَى الأرضِ مُعَلِّمٌ»
کسی (که اهل مدینه بود) به گروهی که درخواست باران می‌کردند و همراهشان کودکانی بودند، می‌نگریست. گفت: «اینان کی‌اند؟ (چرا آنان را با خود آورده‌اید؟!)» گفتند: «امید داریم به سبب آنان خواسته‌مان برآورده شود».
گفت:
«اگر دعای اینان برآورده می‌شد، معلّمی در زمین برجا نمی‌‌ماند!».

رَبیع الأبرار زَمَخشَری، ج ۱، ص ۱۲۷

/channel/majmaeparishani

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

✍🏻 جهانی بیندیشیم، فارسی بنویسیم


⚜ از مشق‌های دبستانی تا پایان‌نامه‌های دانشگاهی، از یادداشت کارها و خریدهای روزانه تا دفترهای خاطرات، از پیامک‌های شخصی تا ایمیل‌های اداری، هر روز را با نوشتن آغاز و با نوشتن تمام می‌کنیم.

⚜ موضوع نوشتن از سنگ‌نوشته‌های اولیه تا نوشته‌های الکترونیکی اخیر را در بر می‌گیرد. امروز دیگر نمی‌توان به شکل‌های کلاسیک نوشتن بسنده کرد. در حال حاضر، نویسندگان بسیاری در دنیا مقاله‌ها و آثارشان را در شبکۀ جهانی اینترنت منتشر می‌کنند.

🔏 کاظم رهبر، چگونه می‌نویسم؛ ۱۴ روش از ۱۴ روزنامه‌نگار معاصر، ج۳، چ۱، تهران: کتاب خورشید، ۱۳۹۶، ص۵.


🆔@aznevisandegi

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

✍🏻 متن‌اندیشی ۳


شوخی سرش نمی‌شود
نمی‌تواند ستاره‌ای پیدا کند، پلی بسازد
دربارهٔ بافندگی، معدن، کشاورزی، کشتی‌سازی یا کیک‌پختن، هیچ نمی‌داند

در برنامه‌ریزی‌مان برای فردا
حرف آخر را می‌زند
که هیچ‌وقت ربطی به موضوع ندارد
حتی نمی‌تواند چیزهایی را
که قسمتی از کار خود است انجام دهد:
مثل کندن قبر
ساختن تابوت
جمع‌و‌جورکردن ریخت‌و‌پاش‌هایش
آن‌قدر سرش گرم کشتن است
که کارش را ناشیانه انجام می‌دهد
بدون هیچ قاعده یا مهارتی
انگار هر کدام از ما اولین کسانی هستیم که می‌کشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر کسی که ادعا کند مرگ مقتدر است
زنده‌بودن خودش
دلیلی است بر مقتدر‌نبودن او
هیچ زندگی‌ای نیست
که جاویدان نباشد
حتی برای یک لحظه
مرگ همیشه در آخرین لحظه می‌رسد
که دیگر خیلی دیر است. بیهوده دستش را دراز می‌کند
تا دست‌گیرهٔ در نامرئی را بگیرد
اما وقتی آمدی
دیگر نمی‌تواند تو را برگرداند

⚜ برداشتتان از این شعر را فقط در یک کلمه بیان کنید، یک کلمه/صفت که گویای احساستان بعد از خواندن شعر باشد.


رومینا کاشی

🆔@aznevisandegi

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

👇🏻مشکلات نثر نامه‌های اداری همیشه زبان‌زد همگان بوده و در نکوهش این گونۀ نوشتاری بسیار گفته‌اند‌ و نوشته‌اند؛ ولی به‌ندرت اِشکالات آن را برشمرده و واشکافته‌اند. در این متونِ شش‌گانه (صفر تا پنج) کوشیده‌ام اِشکالات یادشده را برشمرم و واشکافم:

✍🏻 عربی‌زدگی و واژه‌های دشوار (متن اول)


⚜️ گویا استفادۀ بی‌دلیل و بی‌رویّه از واژه‌های عربی در نامه‌های اداری و برتردانستن واژه‌های عربی بر واژه‌های فارسی، پیشینۀ درازدامنی دارد که دست‌کم به دوران غزنویان می‌رسد.

⚜️ چند نمونه از کلمات و عبارات عربی پرکاربرد و دشوارفهم در متون اداری فارسی:

اتخاذ، استحضار، استعمال، متمنّی، مستدعی، امعان نظر، مزید امتنان، متعاقباً، مشارالیه، فلذا، قس علی‌هذا


⚜️ اکنون می‌کوشیم معنای هر واژه را توضیح دهیم و برای هر کدام برابرهای خوش‌تراش فارسی ارائه کنیم:

اِتّخاذ: یعنی «گرفتن» و معمولاً در عبارت «اتخاذ تدابیر» به کار می‌رود. به‌جای اتخاذ تدابیر می‌توان نوشت «اندیشیدن تدبیرها/ تدبیراندیشی/ چاره‌اندیشی/ و...». بسته به متن و موقعیت، می‌توان از برابرهای گوناگون این عبارت بهره جست.

اِستِحضار: یعنی «آگاهی/اطلاع» و معمولاً در عبارت «به استحضار می‌رساند/ چنان‌که استحضار دارید» نمود دارد. به‌جای این دو عبارت می‌توان نوشت «به اطلاع می‌رساند/ چنان که می‌دانید».

اِستِعمال: یعنی «استفاده/به‌کارگیری». به‌جای استعمال می‌توان نوشت «استفاده از/ کاربردِ/ به‌کاربردنِ/ به‌کارگیریِ/ مصرفِ».

مُتَمَنّی: یعنی «تمناکننده» و در متون اداری در عبارت «متمنی است» به کار می‌رود. به‌جای این عبارت می‌توان نوشت «خواهشمند است».

مُستَدعی: یعنی «خواستار/متقاضی» و در متون اداری در عبارت «مستدعی است» به کار می‌رود. به‌جای این عبارت می‌توان نوشت «خواهشمند است/ تقاضامند است/ تقاضا می‌شود».

اِمعان نظر: امعان یعنی «دقت» و امعان نظر یعنی «باریک‌بینی/ ژرف‌نگری/ نازک‌اندیشی/ تعمق/ دقت».

مَزید اِمتِنان: مزید یعنی «افزودنی/ زیادشونده/ مایۀ زیادشدن» و امتنان یعنی «تشکر/ سپاس‌گزاری». مزید امتنان در متون اداری به‌معنای «مایۀ افزایش تشکر» است. جز این‌ها واژۀ «سپاس‌افزا/ سپاس‌افزون» را برایش پیش‌نهاد می‌کنیم.

مُتَعاقِباً: متعاقباً یعنی «به دنبال». به‌جای آن می‌توان نوشت «در ادامه/ در پی/ به دنبال آن/ بعداً/ سپس».

مُشاراِلَیه: مشار یعنی «اشاره‌شده» و «الیه» یعنی «به آن»؛ بنابراین مشارالیه یعنی «اشاره‌شده به آن/ چیزی که به آن اشاره شده است». به‌جای آن می‌توان نوشت «نام‌برده/ فلانِ یادشده/ فلانِ ذکرشده».

فَلِذا: «فَ» یعنی «پس» و «لذا» یعنی «برای این»؛ بنابراین فلذا یعنی «پس برای این/ پس به این خاطر/ پس به این علت». به‌جای آن می‌توان نوشت «از این رو، به این سبب/ به این خاطر/ به این جهت/ برای همین».

وَ قِس عَلی‌ هذا: «قِس» یعنی «قیاس کن» و «علی هذا» یعنی «بر این»؛ بنابراین در اصلْ یعنی «قیاس کن بر این»؛ اما در متون اداری در معنای «از این دست/ مانند آن» به کار می‌رود. جدا از برابرهای هم‌معنا با آنچه یاد شد، می‌توان از «و...» هم استفاده کرد.

⚜️ در ادامه، به یک نامۀ اداری عربی‌زده و برابر فارسی‌تر آن توجه کنید:

🔰 نامۀ اداری عربی‌زده

به استحضار می‌رساند گزارش شده است که مدتی است در اماکن عمومیِ سربسته افرادی نسبت به استعمال دخانیات اعم از پیپ و سیگار و قلیان و قس علی هذا اقدام کرده، موجبات اذیت سایرین را فراهم می‌آورند. فلذا مستدعی است با امعان نظر کافی، هرچه سریع‌تر در این فقره تدابیر لازمه را اتخاذ فرموده، متعاقباً نسبت به برخورد با اقدام مشارالیه اقدام لازم را مبذول فرمایید. جدیت حضرت‌عالی در فقرۀ مذکور مزید امتنان است.



🔰 برابر فارسی‌ترِ آن نامۀ اداری عربی‌زده
به اطلاع می‌رساند گزارش شده است که مدتی است در مکان‌های همگانیِ سربسته کسانی دخانیاتی ازجمله پیپ و سیگار و قلیان و... را مصرف می‌کنند و موجب آزار دیگران می‌شوند؛ از این رو خواهشمند است با دقتِ‌نظر کافی، هرچه زودتر در این زمینه چاره‌ای بیندیشید و سپس با نام‌بردگان برخورد فرمایید. جدیت حضرت‌عالی در مورد یادشده سپاس‌افزاست.



معین پایدار

🆔@aznevisandegi

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

1279) پرلزجان؛ گزارشی از برگزاری یک آزمون

آزمون "پرلز" برگزارکردیم. سه شنبه که روز آزمون بود؛ روز تقلیل معلم کلاس چهارم بود. به معلم گفتیم بیاید. دانش آموزان، دو زنگ ورزش داشتند. یک زنگ ورزش را تعطیل کردیم. نُه صفحه آزمون بود. این همه کاغذ از کجا. جور کردیم. پس شد آزمونی که معلم با اکراه آمده. دانش آموز دنبال ورزش است. کاغذ هم که گران شده. تازه چه کسی باید این همه کاغذ را تکثیرکند. جزو وظایف من که نیست. حق الزحمه ای هم که به من نمی دهند. پرلز اصلن به ما نیامده. کلمه اش توی دهان نمی چرخد. در فارسی ادای واژه ای که سه تا ساکن پشت سر هم دارد عذاب است.

دوشنبه همه اسیر شدیم برای آزمون پرلز. آزمونی که سواد خواندن دانش آموزان پایه ی چهارم را می سنجد. یک آزمون بین المللی که ما معمولن نمره ی خوبی به دست نمی آوریم. چند تا متن است که باید بچه ها بخوانند، و به پرسش ها پاسخ دهند. مثل ریدینگِ انگلیسی. پرسش ها در چهار سطح طرح می شود. از سطح ساده که پاسخ های صریح و ساده دارد؛ تا پرسش هایی که نیاز به تلفیق و تفسیر و ارزیابی دارد. دانش آموزان ما در سطوح بالا، عملکرد ضعیفی دارند.

دیروز برای معلم ها چند دقیقه ای منبر رفتم. گفتم که با شیوه ی آموزشی کنونی بچه های ما به سطوح بالای درک متن نمی رسند. راهش گسترش کتاب خواندن است. راهش این است که در کلاس، فردیت دانش آموز به رسمیت شناخته شود، و پرسش و پاسخ های آماده به دانش آموز داده نشود.

نظام کنونی آموزشی ما جایی برای این کارها ندارد. زیرا اولن حقوق معلم ها آن قدر نیست که توقع سطحِ بالا کارکردن داشته باشیم. حقوق ما معلم ها در حدی است که یکی دو سطح بیشتر نمی صرفد سواد خواندن یاد بچه ها بدهیم. سح های بالاتر را باید خانواده زحمتش را بکشد؛ که آن هم خانواده ها خیلی اهل کتاب و مطالعه نیستند. دومن این که خانواده به لحاظ آگاهی از معلم و مدرسه پرسش و پاسخ آماده می خواهد. خانواده ها چون خودشان در نظام سنتی درس خوانده اند، خیلی متوجه سطوح مختلف خواندن نیستند. دو تا پرسش دستِ کودک شان ببینند کافی است.

من دیروز به مدیر که غرق کاغذ و فتوکپی بود، گفتم این همه کاغذ را نمی خواهد هدر بدهی. یک متن بده دست بچه ها کافی است. تا به ورزش شان هم برسند، و از آزمون زده نشوند.

اجرای آزمون های بین المللی، ساختارها و آموزش ها و کتاب های درسی و امکانات و حقوق ها و البته معلم های بین المللی می خواهد. معلمِ آموزش دیده و خانواده ی آگاه. متوجه هستی پرلزجان. یک چیز دیگر هم هست. رسیدن دانش آموز به سطوح بالای سواد خواندن به تربیت شهروندان اهل تفسیر و ارزیابی می انجامد. آیا ساختار سیاسی و اجتماعی ما برای پذیرش چنین شهروندانی آمادگی دارد؟

#پرلز #خواندن

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

1271) جنگ یا صلح

ببری دراز کشیده و دمش را گذاشته روی پای درازش. نازش می کنم، و می گویم: "اگر دُمت را این ور آوردی، جنگ می شود،اگر آن ور بردی، جنگ نمی شود." دمش را تکان نمی دهد. به دمش دست می زنم، تکان نمی دهد. نازش می کنم، و می پرسم: "جنگ می شود، یا نه؟" دم را تکان نمی دهد. این دم تا حالا هیچ وقت ثابت نبوده. همیشه در فضا در حرکت بوده و مثل مار در پیچ و تاب. الان اما دم را چسبانده به پا و تکان نمی دهد. این نیم وجب گربه هم می خواهد ما را در وضعیت نه جنگ، نه صلح نگه دارد. پدر سگ.

#ببری #جنگ #گربه

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

برای این روزهای ایران
زبانحال خانواده‌ها بر سنگ مزار عزیزانشان


رفتی و قرار دل ما را بردی
از خانه‌ی ما لطف و صفا را بردی

ققنوس شدی میان خاکستر خود
انگار که با خودت خدا را بردی

***

ما غمزده‌ از شور و نواهای تو ایم
وامانده‌ ولی همیشه همپای تو ایم

از محفل ما اگرچه رفتی اما
ما یکسره حیران تماشای تو ایم

***

هنگام وداع با جنون می‌رفتی
از جمع حریفان زبون می‌رفتی

پرواز به روی آسمانها کردی
آن روز که در آتش و خون می‌رفتی

🍁🥀🍁🥀🍁🥀
#علیرضادلارامی_مهریار

/channel/Mehreyar400

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

درود بر همراهان همیشگی ماهنامۀ انشا و نویسندگی

⚜️ سالیانی است که در هر فصل فراخوان داده می‌شود و آثار برگزیده در مجله به چاپ می‌رسد. برای ایجاد تازگی در دریافت آثار، به آگاهی شما خوبان می‌رسانیم از این به‌بعد می‌توانید هر وقت مایل بودید نوشته‌هایتان را برای بررسی و چاپ به نشانی مجله بفرستید.

⚜️در ضمن، یک گروه داوری تخصصی برای انتخاب آثار برای چاپ در مجله تشکیل شده است. طبعاً با توجه به حجم زیاد آثار دریافتی، امکان نقد و بازخورد موردی ممکن نیست.

⚜️ اگر متنی برای چاپ انتخاب شود، در فهرست مطالب هر شماره مشخص خواهد شد.

⚜️ می‌توانید نوشته‌هایتان را در قالب فایل وُرد یا به‌صورت متن تایپ‌شده در گوشی به این نشانی بفرستید:

@enshanevisandegy

🔰 توصیه‌ها
۱. در قالب پی‌دی‌اف مطلب نفرستید.
۲. نام و نام خانوادگی و سنتان را بنویسید.
۳. عنوان مناسبی برای متنتان انتخاب کنید.
۴. حجم نوشته‌تان از ۱۰۰۰ کلمه بیش‌تر نشود.

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

👇🏻مشکلات نثر نامه‌های اداری همیشه زبان‌زد همگان بوده و در نکوهش این گونۀ نوشتاری بسیار گفته‌اند‌ و نوشته‌اند؛ ولی به‌ندرت اِشکالات آن را برشمرده و واشکافته‌اند. در این متونِ شش‌گانه (صفر تا پنج) کوشیده‌ام اِشکالات یادشده را برشمرم و واشکافم:

✍🏻 جااُفتادگی فعل: حذف بدون قرینه (متن چهارم)


⚜️ گاهی نویسنده فراموش می‌کند که برای هر نهادْ فعل مناسب خودش را بیاورد؛ مثلاً برای دو نهادِ مختلف، یک فعلِ مشترک می‌آورد یا به گذرابودن و ناگذربودنِ جمله دقت نمی‌کند و برای هر دو جمله از یک فعلِ گذرا یا ناگذر استفاده می‌کند. نمونه:

مستدعی است در خصوص ملزم‌سازی مناطق مذکور به عقب‌نشینی استاندارد اقدام و سپس تدابیر لازم را بیندیشید.


⚜️ چنان‌که می‌بینید، در جملۀ نمونۀ بالا، فعل «اقدام» باید «کنید/فرمایید» باشد؛ اما تکۀ فعلش حذف شده است و چیزی نیامده است. در نوشتار فارسی، نه‌تنها حذف‌کردنِ برخی از اجزای جمله رواست و اِشکالی ندارد، بلکه گاهی جمله را خوش‌ساخت‌تر و زیباتر هم می‌کند؛ اما این حذف‌کردن قاعده‌ای دارد که اگر رعایت نشود، جمله را غلط و ناخوانا می‌کند.

🔰 دو نوع حذف داریم:

۱. حذف به‌قرینۀ لفظ

⚜️ حذف به‌قرینۀ لفظ یعنی این‌که عینِ لفظِ آن واژه یا عبارتی که می‌خواهیم حذف کنیم، در همان جمله وجود داشته باشد؛ دقیقاً شبیه فاکتورگرفتن در ریاضیات. این کار برای کوتاه‌سازی جمله و پرهیز از تکرارِ نالازم است و نوعی شگرد برای زیباسازی جمله به حساب می‌آید.

⚜️ مثلاً در همان جملۀ نمونه، اگر به‌جای «بیندیشید» از «اتخاذ کنید» استفاده می‌شد، حذف به‌قرینۀ لفظ رخ می‌داد و جمله درست می‌بود؛ چراکه فعلِ هر دو عبارتْ «کنید» بود و در اصلْ یکی از دو واژه‌ای که عیناً برابرند حذف می‌شد: (اقدام کنید، اتخاذ کنید)

مستدعی است در خصوص ملزم‌سازی مناطق مذکور به عقب‌نشینی استاندارد اقدام و سپس تدابیر لازم را اتخاذ کنید.


۲. حذف به‌قرینۀ معنا

⚜️ حذف به‌قرینۀ معنا یعنی این‌که جمله‌ یا عبارت موردنظر به‌قدری تکرار شده و برای مخاطبْ آشنا و پیش‌بینی‌پذیر است که اگر بخشی از آن هم حذف شود، باز هم مخاطبْ معنایش را به‌راحتی متوجه می‌شود و خودش می‌تواند بخش حذف‌شده را حدس بزند. مثل عبارات و جملات زیر:

سلام: سلام بر تو باد.
تولدت مبارک: تولدت مبارک باشد.
چه خبر؟: چه خبر جدیدی داری؟
صبح به‌خیر: صبح به‌خیر باشد.
ساکت: ساکت باشید.

⚜️ نویسنده گاهی هم فعل را می‌آورد ولی به گذرابودن و ناگذربودن آن توجه نمی‌کند. «فعل گذرا» یا «فعل متعدی» یعنی فعلی که برای کامل‌شدن معنایش به مفعول نیاز دارد و «فعل ناگذر» یا «فعل لازم» یعنی فعلی که برای کامل‌شدن معنایش به مفعول نیاز ندارد.

فعل ناگذر: آرش رفت.
فعل گذرا: آرش خورد.


⚜️ همان‌طور که می‌بینید، معنای جملۀ «آرش خورد» کامل نیست و برای کامل‌شدن به مفعول نیاز دارد؛ مثلاً «آرش غذا را خورد.»

⚜️ بهترین راه برای پیش‌گیری و پرهیز از چنین خطاهایی این است که اول جمله را یک بار به‌صورت کامل بنویسیم و سپس بخش‌های قابل‌حذف را از آن حذف کنیم. بااین‌حال، ممکن است باز هم چنین خطاهایی را مرتکب شویم. پیش‌نهاد می‌شود اولاً جمله را چندین و چند بار بخوانیم و ثانیاً تا می‌توانیم از جملات کوتاه استفاده کنیم؛ چراکه یکی از مهم‌ترین عوامل پرخطاشدن متن و گیج‌شدن نویسنده، جملات طولانی و پرجزء است.

🔰 در پایان، جملۀ نمونه را به‌صورت طبیعی‌تر و پرفعل‌تر می‌نویسیم.

جملۀ نمونه:

مستدعی است در خصوص ملزم‌سازی مناطق مذکور به عقب‌نشینی استاندارد اقدام و سپس تدابیر لازم را اتخاذ کنید.


جملۀ اصلاح‌شده:

خواهشمند است مناطق یادشده را ملزم فرمایید که عقب‌نشینی استاندارد را رعایت کنند. سپس در این زمینه تدابیر لازم را بیندیشید.



معین پایدار


🔰 مطالب قبل، از همین سلسله‌مطالب:

▪️
مشکلات نامه‌های اداری (متن صفرُم)
طرح مسئله و برشمردن مهم‌ترین مشکلات

▪️ عربی‌زدگی و واژه‌های دشوار (متن اول)

▪️ جملات دراز و درهم‌تنیده (متن دوم)

▪️ جملات اسمیه و عبارات مصدری (متن سوم)

🆔@aznevisandeg

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

دوستان سلام
چندین سال است که مجریان طرح اهدای کتاب در حوزه تهیه و ارسال کتاب به مناطق محروم فعالیت دارند. برای گسترش فعالیت خود به همکاری و کمک شما نیاز دارد. اگر فرصت و علاقه دارید به همکاری دعوت می‌شوید.

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

✍🏻 شمارۀ ۱۸۲ از مجلۀ انشا و نویسندگی
انتشار یافت

🔰 مطالب این شماره سه دسته‌اند:

⚜ دستۀ اول، مطالب گمان (گروه مجلۀ انشا و نویسندگی) که عمدتاً به‌هم‌پیوسته و آموزشی‌اند و می‌کوشند زمینه‌های گوناگون نوشتن به‌ویژه زمینه‌های بکرتر آن را پوشش دهند.

⚜ دستۀ دوم، برخی از مطالب برگزیدۀ شرکت‌کنندگان در کارگاه «از واژه تا متن» که منطبق با آموزه‌ها و روی‌کرد این کارگاه نوشته شده‌اند. چنان‌چه مایلید از چندوچون این کارگاه آگاه شوید، این فرسته را دریابید.

⚜ دستۀ سوم، مطالب یاران انشا و نویسندگی در زمینه‌های گوناگون مرتبط با ادبیات و نویسندگی. شماری از این یاران پیش‌تر با ما بوده‌اند و شمار بیش‌تری در این شماره به ما پیوستند و به تنوع و غنای مطالب مجله‌ افزودند. وجودشان مُستَدام و حضورشان بَردَوام!

🔰 هم‌چنان تأکید و تمرکزمان رسیدگی به نویسندگان جوان و نوجوان و پرداختن به علاقه و دغدغۀ آنان است. در این راه، به هم‌یاری این عزیزان نیازمندیم.

🔰 برای سفارش مجله، لطفاً به این حساب پیام بدهید:

@enshanevisandegy

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

✍🏻 چه‌طور مموآر خوبی بنویسیم؟


۱. موضوعت را پیدا کن
اتفاق خاصی که یادت مانده و هنوز هم برایت مهم است. لازم نیست بزرگ باشد، حتی گفت‌وگویی ساده هم می‌تواند مموآر شود.

۲. خودت را به آن لحظه برگردان

چه دیدی؟ چه شنیدی؟ چه بویی می‌آمد؟ چه احساسی داشتی؟ جزئیات باعث می‌شوند خواننده احساس کند همراه توست.

۳. داستان بساز، نه گزارش

به‌جای گفتن «ما رفتیم اردو و گم شدم»، طوری بنویس که خواننده آن ترس و تنهایی را حس کند. شروع و میانه و پایان داشته باش.

۴. با صدای خودت بنویس
لزومی ندارد رسمی بنویسی؛ ساده و صادق. خودت‌ باش. همین باعث می‌شود خواننده با تو ارتباط بگیرد.

۵. پایان مهم است

در پایان، بگو از آن اتفاق چه چیزی فهمیدی یا چه تغییری درونت ایجاد شد. یک جملۀ ساده هم می‌تواند کافی باشد.


🔰 تذکر: این متن بخشی از مطلب خانم افلیا فصیحی، از اعضای گمان (گروه مجلۀ انشا و نویسندگی)، بود که در شمارۀ ۱۸۱ این مجله با عنوان زیر به چاپ رسیده و منتشر شده است: مموآر چیست و چه‌طور آن را بنویسیم؟


🆔@aznevisandegi

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

👇🏻 «کانون نگارش ایران» برگزار می‌کند:

✍🏻
کارگاه مفصّل و کاملاً رایگانِ
ویراستاری و درست‌نویسی
به‌مدت یک سال (۳۶۵ روز)


⚜️ این کارگاه ترکیبی است از

ــ نکته‌های آموزشی روزانه (آفلاین)
ــ جلسات تمرینی هفتگی (آنلاین)
ــ کارورزی عملی (ویراستاری کتاب)


⚜️ مدرس: معین پایدار

ــ ویراستار
ــ مدرس ویرایش و نگارش
ــ دانش‌آموختهٔ زبان‌شناسی


⚜️ روزهای برگزاری کارگاه:

از آغاز دی ۱۴۰۴ تا پایان آذر ۱۴۰۵


⚜️ تمامی اطلاعات مربوط به کارگاه با جزئیات تمام در فایل پی‌دی‌اف اطلاعیۀ کارگاه آمده است. لطفاً بدون مطالعۀ دقیق آن فایل سؤال نفرمایید.


⚜️ ضمناً خوش‌حالمان می‌کنید اگر...

این اطلاعیه را برای دوستانی که گمان می‌کنید ممکن است این کارگاه برایشان جالب یا مفید باشد بفرستید.


⚜️ لطفاً برای ثبت‌نام یا هر سؤالی،
فقط به این شناسه پیام دهید:


@kniranofficial


کانون نگارش ایران

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

✍🏻 بِه‌نویسی با هم‌نویسی


⚜️ نوشتن با یک همراه و دوست خوب که اون هم دغدغۀ نوشتن داره، می‌تونه تجربۀ جالب و آموزنده‌ای برات باشه.

🔰 وقتی با یه نویسندۀ دیگه همراه می‌شی:

۱. از هم مراقبت می‌کنید و به هم‌دیگه انگیزه و بازخورد می‌دید.
۲. به هم‌دیگه یادآوری می‌کنید که بنویسید.
۳. اِشکال‌های متن هم‌دیگه رو متوجه می‌شید و یاد می‌گیرید.
۴. با هم‌دیگه، تمرینِ استمرار می‌کنید و نوشتن رو جدی‌تر پی‌گیری می‌کنید.

اگه تجربه‌ای در این مورد داری، برام بنویس.


نرجس پوریاوی


🆔@aznevisandegi

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

🎄نوشتن، سفری از درون به بیرون

🌿سخن مدیر مسئول در شماره ۱۸۱

@aznevisandegi

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

👇🏻مشکلات نثر نامه‌های اداری همیشه زبان‌زد همگان بوده و در نکوهش این گونۀ نوشتاری بسیار گفته‌اند‌ و نوشته‌اند؛ ولی به‌ندرت اِشکالات آن را برشمرده و واشکافته‌اند. در این متونِ شش‌گانه (صفر تا پنج) کوشیده‌ام اِشکالات یادشده را برشمرم و واشکافم:

✍🏻 جملات دراز و درهم‌تنیده (متن دوم)


⚜️ وقتی نویسنده مفاهیم و اطلاعات بسیاری در سر دارد و می‌خواهد هرچه زودتر و فشرده‌تر تمامی آن موارد را در متنش بیاورد، خواه‌ناخواه جملات درهم‌تنیده و درازی می‌نویسد که خواندن و فهمیدنش دشوار می‌شود. شتاب‌زدگی و فشردگی موجب می‌گردد بدون آوردن فعل، جمله‌اش را ادامه دهد و بکوشد اطلاعات بیش‌تری در آن بگنجاند. آوردن مترادف‌های نالازم و عبارات قیدی طولانی هم از عوامل درازشدن و درهم‌تنیدن جملات در متون اداری فارسی است. نمونه:

با توجه و عنایت به علل و اسباب مذکور که باعث و بانی اشکالات و نواقص عدیده گردیده، لازم به تذکر است مؤکداً و سریعاً دستور فرمایند که اوامر و عوامل خاطی در فقرۀ مربوطه، ابتدا تحت تعقیب و پی‌گرد قانونی قرار گرفته و متعاقباً نظر به اهمیت موضوع و حساسیت امر، پس از بازجویی‌های لازم و طی مراحل قانونی متداول، به اشد مجازات محکوم گردند.


⚜️ اکنون همان مفهوم را با بیانی گویاتر و چه‌بسا گیراتر در ادامه می‌بینید:

با توجه به علل یادشده، لطفاً هرچه سریع‌تر دستور فرمایند که اوامر و عوامل خاطی تحت پی‌گرد قانونی قرار بگیرند و پس از بازجویی و طی مراحل قانونی به اشد مجازات محکوم شوند.


در متون فارسی و به‌ویژه در متون فارسی اداری، بسیاری از کلمات و عبارات و جملات بدون این‌که نیازی به کاربردشان باشد و بدون آن‌که نویسنده از معنایشان اطلاع دقیقی داشته باشد، به‌وفور استفاده می‌شوند.

⚜️ در نمونۀ اصلاح‌شدۀ بالا، کلمات مترادفی که لزوماً معنای متفاوتی با مترادفشان نداشته‌اند حذف شده‌اند. هم‌چنین عباراتی که بدیهی به نظر می‌رسند و نیاز مبرمی به آوردنشان نیست حذف شده‌اند. با همین دو ترفند ساده، تعداد کلمات متنِ اصلاح‌شده (۳۳ کلمه) نصف تعداد کلمات متنِ اصلاح‌نشده است (۶۶ کلمه)؛ درحالی‌که تفاوتی در معنا و حتی دقت این دو متن احساس نمی‌شود.

⚜️ بنابراین هر گاه دارید چیزی می‌نویسید که مثل نامۀ اداری باید شفاف و زودیاب و کوتاه باشد، حین نوشتنْ مدام از خود بپرسید اگر این کلمه یا جمله را به کار نبرم، به معنا و دقت متنم آسیبی وارد می‌شود؟ اگر بله، به کار ببرید. اگر نه، از خیرش بگذرید.

⚜️ راه دیگرِ کوتاه‌کردن و مجزاکردنِ جملاتِ دراز و درهم‌تنیده استفاده از افعال بیش‌تر و ساختارهای فعلیِ بیش‌تر است. هرچه تعداد فعل‌ها بیش‌تر باشد، تعداد جملاتْ بیش‌تر ولی طولشان کم‌تر می‌شود و همین ویژگی، متن را زودیاب و آسان‌فهم و خوش‌خوان می‌کند؛ مثلاً به‌جای این‌که بنویسیم «در صورت بسته‌بودن درب لطفاً نسبت به تماس تلفنی با این شماره اقدام فرمایید» می‌نویسیم «اگر در بسته بود، لطفاً با این شماره تماس بگیرید.»

⚜️ ساختار «وجه وصفی» هم از عوامل دیگرِ مشکل‌ساز در متون اداری است. در همان متنِ نمونه آمده بود: «ابتدا تحت تعقیب و پی‌گرد قانونی قرار گرفته و متعاقباً...». وقتی به‌جای این‌که فعل را به‌صورت کامل بیاوریم (قرار بگیرند)، آن را به‌صورت صفت مفعولی می‌آوریم (قرار گرفته)، از وجه وصفی استفاده کرده‌ایم.

⚜️ استفاده از این ساختار غلط نیست؛ ولی اولاً جز در موارد ضروری لزومی ندارد، ثانیاً جمله را دچار بدخوانی و پیچیدگی می‌کند؛ برای همین بهتر است از همان صورت کامل فعل استفاده کنیم.

⚜️ چنان‌که دیدیم، بدون این‌که از دانش زبانی خاصی برخوردار باشیم و به‌صِرفِ این‌که به شم زبانی‌مان رجوع کنیم، قادریم جملات سرراست و خوش‌ساخت و البته خوش‌خوان و آسان‌فهمی بنویسیم. البته هرچه زبان‌آگاه‌تر باشیم و چم‌وخم نویسندگی را بهتر بدانیم، طبعاً متن‌های مقبول‌تری می‌نویسیم.

معین پایدار


🔰 مطالب قبل، از همین سلسله‌مطالب:

▪️
مشکلات نامه‌های اداری (متن صفرُم)
طرح مسئله و برشمردن مهم‌ترین مشکلات

▪️ عربی‌زدگی و واژه‌های دشوار (متن اول)

🆔@aznevisandegi

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

@RadioRelax

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

✍🏻 کهن‌خوانی


چنان خواندم در اخبار موسی علیه‌السّلام که بدان وقت که شبانی می‌کرد، یک شب گوسپندان را سوی حَظیره‌ می‌راند. وقت نماز بود و شبی تاریک و باران به‌نیرو آمدی.

چون نزدیک حَظیره رسید، برّه‌ای بگریخت. موسی علیه‌السّلام، تنگ‌دل شد و بر اثر وی بدوید، بر آن جمله که چون دریابد، چوبش بزند.

چون بگرفتش، دلش بر وی بسوخت و بر کنار نهاد وی را و دست بر سر وی فرود آورد و گفت: «ای بیچارۀ درویش‌، در پسْ بیمی نه و در پیشْ امیدی نه. چرا گریختی و مادر را یله کردی؟»

هرچند که در ازل‌ رفته بود که وی پیغمبری خواهد بود، بدین ترحّم که بکرد، نبوّت بر وی مستحکم‌تر شد.

تاریخ بیهقی


گزیده و خواندۀ
جلال شایان

🆔@aznevisandegi

Читать полностью…

انشا و نويسندگی

✍🏻 شعر؛ آن نیمه‌ای که گم کرده‌ایم!


⚜️ در این چند سال اخیر، حتماً نام افشین یداللهی را شنیده‌اید؛ نامش را هم اگر نه، اشعارش را حتماً شنیده‌اید. یک‌ بار از کسی پرسیدم افشین یداللهی را می‌شناسد یا نه. نامش را نشنیده ‌بود. نگاه مرددی انداخت و قبل از این‌که بگوید نه نمی‌شناسم، برایش خواندم: «وقتی گریبان عدم با دست خلقت...» و مصرع تمام نشده، بلافاصله گفت: «آهان، آره... می‌شناسم آهنگ‌هاش رو شنیده‌م.»

از این‌که با یک جمله، آهنگ‌ساز و خواننده و تمام عوامل ساخت قطعه را از میدان به‌در کرد و سند شش‌دانگش را زد به نام شاعر، خنده‌ام گرفت.

⚜️ افشین یداللهی کلاسیک‌سرایی مدرن است که از عاشقانه‌هایش می‌سراید. شعرش را راحت می‌شود فهمید و درعین‌حال هرچه بیش‌تر بخوانی، حس می‌کنی کم‌تر حرفش را می‌فهمی. عشقش عظیم و عمیق است و گرچه هرگز معشوقه‌اش را ندیده‌ام، ولی بدون دیدن هم می‌توانم حدس بزنم که باشکوه و زیباست.

⚜️ اوایل آشنایی‌ام با افشین یداللهی، این‌که روان‌پزشکی اهل شعر و ترانه باشد و آن هم نه شعر و ترانه‌های خشک و معمولی، حیرت‌زده‌ام می‌کرد؛ نمی‌توانستم باور کنم آن‌همه تصاویر لطیف و کلمات شیرین که به‌راحتی روی زبانم حل می‌شوند و می‌روند سمت قلبم، تراوش‌های ذهن کسی باشد که اساساً با مغز آدم کار دارد و انتظار نمی‌رود دنباله‌روِ قلب انسان‌ها باشد.

تذکر: این متن بخشی از مطلب خانم رومینا کاشی، از اعضای گمان (گروه مجلۀ انشا و نویسندگی)، بود که در شمارۀ ۱۷۵ این مجله با عنوان زیر به چاپ رسیده و منتشر شده است: شعر؛ آن نیمه‌ای که گم کرده‌ایم!


🆔@aznevisandegi

Читать полностью…
Subscribe to a channel