886
ارتباط با ادمین @Bahosain_admin کانال دوم ما: @Ghamkhanehqom
اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند
ولی برای پریدن زمانمان دادند
خبر دهید دوباره به بال فطرس ها
مجال پر زدن آسمانمان دادند
به احترام ملائک امانت حق را
به دست فاطمه ی مهربانمان دادند
بدون واسطه امشب کنار سجاده
تمام حُسن خدا را نشانمان دادند
قسم به بوسه ی لب های سبز پیغمبر
برای بردن نامت زبانمان دادند
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا
برای آن که بیابیم ما خدایت را
گرفته ایم نشانی ردَپایت را
برای آن که به سمت خدایشان ببری
گرفته اند ملائک نخ عبایت را
و جبرئیل دلش تنگ می شد ای آقا
نمی شنید اگر یک شبی صدایت را
فرشتگان مقرب هنوز حیرانند
تو را به سجده درآیند یا خدایت را
زمین به دور خودش چرخ می زند تا که
نشان دهد به سماوات کربلایت را
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا
به بوم عشق به مژگان تر کشید تو را
به وقت نافله های سحر کشید تو را
نه از برای زمین ها و آسمان ها بود
فقط برای خودش بود اگر کشید تورا
تو را مشاهده کرد و اسیر رویت شد
که از جمال خودش خوب تر کشید تورا
تو مثل جام پر از عشق و عاشقی بودی
که زینب آمد و یکباره سر کشید تورا
برای آن که نشان زمینیان بدهد
سوار نی شدی و در سفر کشید تورا
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا
تو آسمان بلندی و ما کبوتر ها
نمی رسند به بالای بامتان پرها
بدون بردن نام تو بی نتیجه بود
توسَل سر سجاده ی پیمبرها
شریعت از سخن تو حیات می گیرد
تویی که جاذبه بخشیده ای به منبرها
تو جای خود که قیامت کسی نمی داند
کجاست حدِّ نصاب مقام قنبرها
تو مثل کعبهی سیّار آسمان بودی
که در طواف تو بودند جمله ی سرها
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا
تو بی کران، تو بلندی، تو آسمان، تو صعود
تو آفتاب، تو دریا، تو آب هستی و رود
حکایت من و چشمم حکایت عبد است
حکایت تو و چشمت حکایت معبود
و قبل از آن که شود جبرئیل حاجی عشق
کبوتر حرمت بود و کربلایی بود
یکی ز گریه کنان مُحرمت موسی
یکی ز مرثیه خوانان ماتمت داود
به نیت همهی خانواده پیغمبر
«حسین منی انا من حسین» می فرمود
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا
رسیده است زمان غروب عاشورا
چه می کشد ز وداع تو زینب کبری
تو روی شانهی جبرئیل منزلت داری
به زیر این همه نیزه چه می کنی آقا؟
علی اکبر لطیفیان
🌺 @bahosain 🌺
🔸ندای منادی در روز اول شعبان🔸
حضرت امام صادق علیهالسلام فرمودند:
إذا كان أول يوم من شعبان نادى منادٍ من تحت العرش: يا وفد الحسين لا تخلو ليلة النصف من زيارة الحسين، فلو تعلمون ما فيها لطالت عليكم السنة حتى يجيء النصف.
اقبال الاعمال ج 2 ص 711
وقتی روز اول شعبان می رسد، ندا دهنده ای از زیر عرش صدا می زند:
ای دوستداران حسین علیه السلام
در شب نیمه شعبان، زیارت امام حسین علیه السلام را از دست ندهید، زیرا اگر میدانستید زیارت امام حسین سلام الله علیه در نیمه شعبان چیست، کل سال منتظر می ماندید تا این شب فرا برسد و به زیارت بروید.
#روز_نوشت
🌺 @bahosain 🌺
♦مقایسه ای تطبیقی بین روایات مبعث در اعتقادات شیعه و سنی♦
واقعه ی بعثت پیامبر ، بزرگترین و مهمترین واقعه در تاریخ اسلام است و انتظار می رود که مسلمین در این واقعه دیگر اختلافی نداشته و آن را به درستی نقل کرده باشند .
اما متاسفانه می بینیم که تاریخ نگاران و حدیث نگاران مکتب خلفا ، جعلیات و تحریفاتی که در این مسئله وارد کرده اند ، بسیار عمیق تر ، ریشه دار تر و زشت تر از جعلیاتشان در دیگر موارد است!
⚡️ برای خواندن روی INSTANT VIEW بروید.
Bahosain – Telegraph
http://telegra.ph/Bahosain-04-14
🔶حسن خلق حضرت امام موسی کاظم علیه السلام نسبت به عمرى بد كردار🔶
مرحوم حاج شیخ عباس قمی مینویسد:
شيخ مفيد و ديگران روايت كرده اند كه در مدينه طيّبه مردى بود از اولاد خليفه دوّم كه پيوسته حضرت امام موسى عليه السّلام را اذيّت مى كرد، ناسزا به آن جناب مى گفت و هر وقت كه آن جناب را مى ديد به امير المؤمنين عليه السّلام دشنام مى داد. تا آن كه روزى بعضى از كسان آن حضرت عرض كردند كه بگذاريد ما اين فاجر را بكشيم.
حضرت ايشان را نهى كرد از اين كار نهى شديدى و زجر كرد ايشان را، و پرسيد كه آن مرد كجا است؟ عرض كردند: در يكى از نواحى مدينه مشغول زراعت است. حضرت سوار شد از مدينه به ديدن او تشريف برد، وقتى رسيد كه او در مزرعه خود توقّف داشت. حضرت به همان نحو كه سوار بر حمار خود بود داخل مزرعه شد. آن مرد صدا زد كه زراعت ما را نمال! از آنجا نيا، حضرت به همان نحو كه مى رفت، رفت تا به او رسيد و نشست نزد او، و با او به گشاده رويى و خنده سخن گفت، و سؤال كرد از او كه چه مقدار خرج زراعت خود كرده اى؟ گفت: صد اشرفى. فرمود: چه مقدار اميدوارى از آن بهره ببرى؟ گفت: غيب نمى دانم. حضرت فرمود: من گفتم چه اندازه اميد دارى عايدت بشود؟ گفت: اميد دارم كه دويست اشرفى عايد شود، پس حضرت كيسه زرى بيرون آوردند كه در آن سى صد اشرفى بود و به آن مرحمت كردند و فرمودند: اين بگير و زراعتت نيز باقى است و حقّ تعالى روزى خواهد فرمود تو را در آنچه اميد دارى.
عمرى برخاست و سر آن حضرت را بوسيد و از آن جناب درخواست كه از تقصيرات او بگذرد، و او را عفو فرمايد. حضرت تبسّم فرمود و برگشت. پس از آن عمرى را در مسجد ديدند نشسته، چون نگاهش به آن حضرت افتاد گفت: اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ.
اصحابش با وى گفتند كه: قصّه تو چيست؟ تو پيش از اين غير اين مى گفتى. گفت شنيديد آنچه گفتم، باز بشنويد. پس شروع كرد به آن حضرت دعا كردن. اصحابش با او مخاصمه كردند، او نيز با ايشان مخاصمه كرد. پس حضرت فرمود به كسان خود كه: كدام يك بهتر بود، آنچه شما اراده كرده بوديد، يا آنچه من اراده كردم؟ همانا من اصلاح كردم امر او را به مقدار پولى و كفايت كردم شرّ او را به آن.
📚منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج3، ص: 1475
▪ @bahosain ▪
مثل یک تکه عبا روی زمین است تنش
آن قدر حال ندارد که نیفتد بدنش
جا به جا گر نشود سلسه بد می چسبد
آن چنانی که محال است دگر وا شدنش
نفسش وقت مناجات چه اعجازی داشت
زن بدکاره به یک باره عوض شد سخنش
آه مانند گلیمی چقدر پا خورده
بی سبب نیست اگر پاره شده پیرهنش
از کلیم اللهی حضرت ما کم نشود
گر چه هر دفعه بیاید بزند بر دهنش
به رگ غیرت این مرد فقط دست مزن
بعد از آن هر چه که خواهی بزنی اش، بزنش
بستنش نیز برایش به خدا فایده داشت
مدد سلسله ها بود نمی ریختنش
با چنین وضع کفن کردن او پس سخت است
آه آه از پسرش آه به وقت کفنش
#شعر_نوشت
▪ @bahosain ▪
▪بیست و پنجم رجب :شهادت امام موسی کاظم علیه السلام▪
در اين روز در سال 183 هجری بنابر مشهور امام موسى بن جعفر عليه السلام ، در حبس سندى بن شاهك به شهادت رسيدند.
آن حضرت 20 سال داشتند كه امامت به ايشان منتقل شد و مدت 35 سال امامت فرمودند. در اين مدت بعد از شهادت امام صادق عليه السلام مقدارى همزمان با ابوجعفر منصور دوانیقی بودند كه او متعرض آن حضرت نشد.
بعد از منصور قريب به ده سال ايام خلافت مهدى بود. او حضرت را به عراق طلبيد و حبس كرد. شبى اميرالمؤمنين عليه السلام را در خواب ديد كه به او فرمود: فهل عسيتم ان توليتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامكم
سوره محمد صلى الله عليه و آله : آيه 22.
وقتى بيدار شد مراد حضرت را دانست و موسى بن جعفر عليه السلام را از زندان آزاد كرد.
پس از مهدى ، پسرش هادى خواست آن حضرت را محبوس كند ولى اجل او را مهلت نداد، چه اينكه كمتر از يك سال بيشتر خلافت نكرد. خلافت به هارون كه رسيد امام عليه السلام را از زندانى به زندان ديگر فرستاد، تا در سال چهاردهم خلافتش آن حضرت را در سن 55 سالگى به زهر جفا شهيد كرد.
پس از شهادت بدن شريف حضرت را طبق دستور هارون با جامه هاى كهنه ، جهت اهانت به آن بزرگوار، روى نردبانى گذاردند و چهار حمال بر دوش گرفتند، و كسى جلوى جنازه صدا مى زد: اين امام رافضيان است .
امام رضا عليه السلام قبلا متوجه غسل و كفن و نماز آن حضرت شده بودند. سپس شيعيان آمدند و گل آوردند و احترام كردند و در محل فعلى حرم مطهر، بدن آن حضرت را دفن كردند .
#ماه_نوشت
منابع:
http://bahosain.ir/content/شهادت-امام-موسی-کاظم-علیه-السلام
🔶عظمت شخصیت حضرت زینب سلام الله علیها🔶
كفاك في فضلها و معرفتها عليها السّلام احتجاج الصادق عليه السّلام بفعلها و عملها في حادثة الطفّ كما في «الجواهر» في جواز شقّ الثوب على الأب و الأخ و عدمه؛ عن الصادق عليه السّلام: و لقد شققن الجيوب و لطمن الخدود الفاطميّات على الحسين بن عليّ عليهما السّلام، و على مثله تلطم الخدود و تشقّ الجيوب. قال صاحب الجواهر (ره): إذ من المعلوم فيهنّ بناته و أخواته
جناب آقای محمد باقر موحد ابطحى می نویسد:
در فضیلت و معرفت حضرت زینب سلام الله علیها همین کافی است که امام صادق علیه السلام به عمل ایشان در حادثه کربلا استدلال می کنند .
همان طور که صاحب جواهر در مساله جواز و عدم جواز گریبان چاک زدن در مصیبت پدر و برادر می فرماید:
از حضرت امام صادق روایت شده است که زنان فاطمی برای سید الشهدا گریبان چاک زدند و لطمه به صورت زدند و برای مثل سید الشهدا باید به صورت ها لطمه زد و گریبانها چاک کرد. و معلوم است که در بین زنان فاطمی دختران و خواهرانش بودند ( پس این عمل در مصیبت برادر و پدر جایز است.)
📚عوالم العلوم ج11 ص: 956
▪️ @bahosain ▪️
🔶هجمه🔶
ولادت در کعبه ویژگی اختصاصی امیرالمؤمنین علیه السلام
دانشمندان اهل تسنن می گویند: روایات متواتر است در این زمینه که فاطمه بنت اسد(سلام الله علیها) امیرالمؤمنین علیه السلام را درون کعبه به دنیا آورد.[1] و هیچ فردی نه پیش از آن حضرت و نه پس از ایشان دارای چنین فضیلتی نمی باشد.[2]
جریان تولد امیرالمؤمنین علیه السلام درون کعبه به اندازه ای متواتر و مشهور است که حتی افراد متعصبی مانند ابن جوزی، دهلوی و آلوسی نیز به تواتر آن اقرار نموده اند و تصریح کرده اند که هیچ فرد دیگری چنین ویژگی را نداشته است.[3]
با توجه به این فضلیت اختصاصی که احدی از افراد حتی انبیاء هم در آن شریک نیستند، سؤال اینجاست که چگونه شخصیتی مانند امیرالمؤمنین علیه السلام که دارای فضائل اختصاصی از جمله ولادت درون کعبه، می باشد، پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حق خود -که خداوند آن را برای او قرار داده بود- محروم می گردد و چگونه مخالفین مکتب اهل بیت چشم های خود را فروبسته و افضلیت امیرالمؤمنین را اعتنا نکرده و به دنبال دیگران قدم برمی دارند؟! آیا شخص افضل را می توان کنار نهاد و دیگران را بر او مقدم داشت؟!
🌺 @bahosain 🌺
ابو اسحاق ثقفى در كتاب غارات نقل مىكند، محمد بن ابى بكر كه از طرف على بن ابى طالب عليه السّلام والى مصر بود، براى آن حضرت نوشتند: ما در مصر با مسائل و مشكلاتى روبرو هستيم كه بايد آنها از طريق شرعى حل و فصل گردند و ما در اين جا مقررات و اصولى نداريم كه از آنها استفاده كنيم.
اكنون براى رفع مشكلات ما را راهنمائى فرمائيد و دستور العملهائى براى ما صادر كنيد تا ما بر طبق آنها كشور را اداره كنيم و امور مردم را سامان دهيم و منازعات و مخاصمات و اختلافات را برطرف سازيم و امنيت و آسايش براى مسلمانان مصر فراهم نمائيم.
على عليه السّلام در پاسخ او نامهاى نوشتند و دستوراتى در امور قضائى و احكام و مسائل شرعى براى او صادر كردند، مسائلى در باره عبادات، امامت و رهبرى بهشت و دوزخ، امر به معروف و نهى از منكر و مسائل حقوقى در حل و فصل و داورى بين مردم در منازعات بود.
محمد بن ابى بكر مامور شد آن دستور العملها را بكار گيرد و قسط و عدل را در جامعه اسلامى مصر بر پا دارد، بعد از شهادت محمد بن ابى بكر و سقوط مصر بدست عمرو بن عاص اين جزوه بدست او افتاد و عمرو آن را براى معاويه به شام فرستاد معاويه از ديدن اين جزوه در شگفت ماند، و دستور داد آن را حفظ كنند.
مشاوران و نزديكان معاويه گفتند: اين جزوه را بسوزانيد، زيرا او از طرف على بن ابى طالب نوشته شده است، معاويه گفت: واى بر شما اين جزوه همهاش علم است و بايد از آن استفاده شود و در كارها مورد عمل قرار گيرد، مگر مىتوان آن را سوزانيد و يا دور انداخت؟! ياران او گفتند: شما با على در حال جنگ مىباشيد و اينك چگونه مىخواهيد از گفتهها و دستورات او استفاده نمائيد، معاويه گفت: ما نمىگوئيم اينها سخنان على بن ابى طالب هستند، ما مىگوئيم اين جزوه از منزل محمد بن ابى بكر بدست ما افتاده و او هم از پدرش ابو بكر نقل كرده است؟!
🌺 @bahosain 🌺
🔸چرا امتحان و آزمایش مومنین متفاوت است؟🔸
داود بن سليمان از امام رضا عليه السّلام و او از پدرانش عليهم السّلام روايت مىكند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: خداوند متعال مى فرمايد: اى بنى آدم همه شما گمراه مىباشيد مگر آنهائى را كه من هدايت كرده ام، و همه شما فقير هستيد مگر آنهائى را كه من بى نياز نموده ام.
همه شما هلاك مىگرديد مگر كسانى را كه من نجات مىدهم، اينك از من بخواهيد تا شما را بى نياز كنم و به راه سعادت و خوشبختى راهنمائى نمايم، بعضى از بندگان مؤمن را جز فقر چيزى آنها را اصلاح نمى كند و اگر او را ثروتمند كنم فاسد مى گردد.
گروهى از بندگانم شايستگى پيدا نمى كنند مگر اينكه سالم و تندرست باشند، اگر او را بيمار نمايم فاسد خواهد شد، جمعى از بندگان من در عبادت من كوشش مى كنند و شبها را سر پا ايستاده و نماز مى گذارند و عبادت و پرستش مى كنند بعضی از شبها خواب بر آنها غلبه پيدا مى كند و اين خواب را من بر آنها مسلط مى كنم، او به خواب مى رود و هنگام صبح از خواب بر مى خيزد و خود را ملامت مى كند كه چرا خواب ماندم و از عبادت و نماز شب محروم شدم، او همواره متاسف و ناراحت مى باشد. اگر من او را هر شب توفيق عبادت و نماز شب را بدهم عجب و خودخواهى او را فرا مى گيرد، و اين عجب او را هلاك مىسازد، او خيال مىكند با اين عبادات از همه عابدان بالاتر است و از حدود مقصران گذشته، و از اين جهت از من دورى مىكند در حالى كه گمان دارد به من نزديك است.
اينك بايد عاملان به اعمال خود تكيه نكنند اگر چه اعمال آنها نيك باشد، و گناهكاران هم بايد به خاطر گناه خود مايوس نگردند اگر چه گناه آنها زياد باشد، آنها بايد به رحمت من اطمينان داشته باشند و به فضل من اميدوارى پيدا كنند.
آنها بايد به حسن توجه من اطمينان پيدا نمايند، براى اينكه تدبير كار بندگان من با خودم مىباشد و هر چه صلاح آنها باشد خودم مقدمات آنها را فراهم مى سازم، و من به بندگان آگاه و بصير مىباشم و از لطائف حالات آنها اطلاع دارم.
📚بحار الأنوار ، ج68، ص: 140
#روز_نوشت
🌺 @bahosain 🌺
🔶ولادت امام جواد علیه السلام🔶
حضرت جواد الائمه عليه السلام بنابر مشهور در دهم ماه رجب سال 195 ه به دنيا آمده اند.
پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا عليه السلام، و مادر آن حضرت جناب سبيكه يا دُرّه است كه حضرت رضا عليه السلام نام ايشان را خيزران نهادند.
نام آن حضرت محمد، و كنيه ايشان ابوجعفر و مشهورترين القاب آن حضرت تقى و جواد است . حضرت رضا عليه السلام آن حضرت را به كنيه ياد مى كردند، و مى فرمودند: ابو جعفر به من نامه نوشته است ، و نامه هايى كه از آن حضرت مى رسيد در نهايت جلالت و زيبايى بود، و هنگامى كه امام عليه السلام مى خواستند نامه براى امام جواد عليه السلام بنويسند آن حضرت را به بزرگى و احترام مورد خطاب قرار مى دادند.
يك روز در ايام كودكى حضرت جواد عليه السلام آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش امام رضا عليه السلام آوردند. آن حضرت فرمودند: اين مولودى است كه براى شيعه مبارك تر از او بدنيا نيامده است.
چرا كه چهل سال و چند ماه از سن مبارك امام رضا عليه السلام گذشته بود و آن حضرت هنوز اولادى نداشتند، و بعضى از شيعيان در امر امامت نگران بودند، هنگامى كه خداوند جواد الائمه عليه السلام را به مولايمان حضرت رضا عليه السلام داد، نگرانى و شك و ترديد مردم بر طرف شد.
آن حضرت شش فرزند داشت : ابوالحسن حضرت هادى عليه السلام ، ابوطالب جناب زيد، ابو جعفر جناب موسى مبرقع ، حكيمه خاتون ، خديجه خاتون ، ام كلثوم .
#ماه_نوشت
منابع:
http://bahosain.ir/content/ولادت-امام-جواد-علیه-السلام
گرفته جان نفسم در ثنای حضرت هادی
دُر سخن بفشانم به پای حضرت هادی
نداشت طوطی جانم هنوز لانه به جسمم
که بود مرغ دلم آشنای حضرت هادی
صفا و مروه کجا و حریم یوسف زهرا
صفاست در حرم با صفای حضرت هادی
مقرّبان الهی فرشتگان بهشتی
کشند منّت و عطای حضرت هادی
زدست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم
شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
درندگان زمین التجا برند به سویش
پرندگان هوا در هوای حضرت هادی
اگر به سامره ام اوفتد گذر سر و جان را
کنم نثار به گنبد نمای حضرت هادی
دلم که درد گناهش به اختصار کشانده
پناه برده به دار الشّفای حضرت هادی
مرا چه قدر که گردم گدای خاک نشینش
که هست خازن جنّت گدای حضرت هادی
دهد به روح لطیف ملک، صفا و طراوات
ملاحت سخن دلربای حضرت هادی
به خاک، عطر بهشتی پراکند اگر آید
نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
به عمر، دهر مرا گر دهند عمر، نیرزد
به لحظه ای که کنم جان فدای حضرت هادی
به تیرگی نبری روی و راه خود نکنی گم
هدایت است به ظلّ لوای حضرت هادی
بخوان زیارت پر فیض جامعه که بری پی
به ارزش سخن دلربای حضرت هادی
مرا رضایت ابن الرّضا خوش است که دانم
بود رضای خدا در رضای حضرت هادی
هزار بار به هر لحظه لعن بر متوکّل
که بود در پی جور و جفای حضرت هادی
به زور خواند به بزم شراب حجّت حق را
نکرد شرم و حیا از خدای حضرت هادی
گهی به بزم شراب و گهی به مجلس دشمن
چگونه اشک نریزم برای حضرت هادی
چو شمع، از شرر زهر، آب گشت وجودش
گرفت شعله زسر تا به پای حضرت هادی
نبود این همه بیداد و ظلم و جور پیاپی
جزای آن همه مهر و وفای حضرت هادی
چگونه اشک نریزند دوستان به عزایش
که گشته فاطمه صاحب عزای حضرت هادی
غریب و بی کس و تنها شهید گشت چو جدّش
زمین سامره شد کربلای حضرت هادی
سیاه پوش کن ای آسمان ملائک خود را
که شد خموش صدای دعای حضرت هادی
شراره سر کشد از بیت بیت تو (میثم)
توئی زبان غم و دردهای حضرت هادی
سازگار
#شعر_نوشت
▪ ️@bahosain ▪️
ردّ پایش همه جا قبله نما میسازد
یک خط از جامعه اش جامعه را میسازد
خادم خانه اش از خاک طلا میسازد
کرمش نیز به شدت به گدا میسازد
بی سبب نیست اگر عادتش احسان شده است
نوه ی ارشد آقای خراسان شده است!
ای شیعــه را به مهر شما اقتـدارها
مـاه رجــب گرفتـه ز تــو اعتبارها
خورشید بر درت یکی از جـاننثارها
گردنــد دور کـوی تـو لیـل و نهارها
🌺 @bahosain 🌺
🔸 فضیلت ماه رجب 🔸
حضرت امام کاظم علیهالسلام فرمود:
«رَجَبٌ شَهْرٌ عَظِيمٌ يُضَاعِفُ اللَّهُ فِيهِ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُو فِيهِ السَّيِّئَاتِ مَنْ صَامَ يَوْماً مِنْ رَجَبٍ تَبَاعَدَتْ عَنْهُ النَّارُ مَسِيرَةَ سَنَةٍ وَ مَنْ صَامَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»
📚 من لا يحضره الفقيه، ج2، ص: 92
ماه رجب، ماه بزرگى است که خداوند در آن [پاداش] کارهای نیک را چند برابر میکند و گناهان را در آن میآمرزد.
کسى که یک روز در ماه رجب روزه بگیرد، آتش جهنّم به اندازه مسیر یک ساله از او فاصله مىگیرد، و کسى که سه روز روزه بگیرد، بهشت براى او واجب مىشود.
#روز_نوشت
🌺 @bahosain 🌺
از روی حسین تا نقاب افکندند
در عالم عشق انقلاب افکندند
تبریک به طوفان زدگان غم و درد
کشتی نجات را به آب افکندند
🌺 @bahosain 🌺
امیر المومنین عليه السلام:
لا تُظهِرِ العَداوَةَ لِمَن لا سُلطانَ لَكَ عَلَيهِ
با كسى كه بر او قدرت ندارى، دشمنى را آشكار مساز
بحارالأنوار ج 78 ص 93
🌺 @bahosain 🌺
🔶ثواب زیارت امام کاظم علیه السلام🔶
عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِيكَ أَبِي الْحَسَنِ ع فَقَالَ زُرْهُ قَالَ فَقُلْتُ فَأَيُّ شَيْءٍ فِيهِ مِنَ الْفَضْلِ قَالَ لَهُ مِثْلُ مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ.
📚كامل الزيارات، النص، ص: 299
حسن بن على الوشاء میگوید: محضر مبارك حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم: ثواب كسى كه قبر پدر بزرگوارتان حضرت ابى الحسن عليه السّلام را زيارت كند چيست؟
حضرت فرمودند: آن را زيارت كن. عرض كردم: فضيلت آن چه قدر است؟ حضرت فرمودند: ثواب و فضيلت كسى كه او را زيارت كند مثل ثواب كسى است كه قبر حسين عليه السّلام را زيارت نمايد.
#روز_نوشت
http://bahosain.ir/content/ثواب-زیارت-امام-کاظم-علیه-السلام
موسی شدی که معجزه ای دست و پا کنی
راهی برای رد شدن قوم، وا کنی
زنجیرهای زیر گلویت مزاحم اند
فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی
وقت اذان مغرب این تازیانه هاست
وقتش رسیده است که افطار وا کنی!
از کربلا به بعد گرفتار زینبیم
تا روضه ها به پاست بدهکار زینبیم
▪️ @bahosain ▪️
چشمان تو ادامه ی دریای کربلا
زینب شدی و زینت بابای کربلا
با خطبه هات مثل علی میشوی ولی
با گریه هات حضرت زهرای کربلا
ای سر بلند از تو حسین بن فاطمه
ای سر به زیر پیش تو سقای کربلا
دیروز اگر نبود دم آتشین تو
بیهوده بود قصه ی فردای کربلا
وقت قنوت نافله های شبانه ات
شد ملتمس ترینِ تو مولای کربلا
دشمن حریف یک نخی از معجرت نشد
در چنگ توست پهنه ی صحرای کربلا
بانوی آب و آینه بانوی آسمان
اصلا خودت برای دلم روضه ای بخوان :
هنگام پر کشیدن و وقت سفر شده
اشک نگاه آخر من بی ثمر شده
با یاد پاره های تنت گریه میکنم
با آه سینه ام جگرم شعله ور شده
این بازوی سپر شده ام را شکسته اند
حالا ببین که خواهر تو بی سپر شده
حتی توان سینه زدن هم نمانده است
این بازوی شکسته عجب درد سر شده
بعد از گذشت لحظه ی گودال رفتنت
یک سال و نیم خواهر تو خون جگر شده
با هر نفس که بعد غمت میزدم حسین
زخمی که داشتم به دلم تازه تر شده
بر حال من نسوخت دل دشمنت حسین
عمداً مرا زدند کنار تنت حسین
گودال بود و غربت بی انتهای من
شد خیمه گاه مروه و مقتل صفای من
▪️ @bahosain ▪️
کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید
🌺 @bahosain 🌺
🔶دوازدهم رجب : هلاکت معاویه لعنة الله علیه🔶
در اين روز سال 60 هجری معاوية بن ابى سفيان لعنة الله عليهما در سن 78 سالگى در شام به دركات جهنم شتافت . روز شادى اهل ايمان و حزن و اندوه اهل كفر و طغيان است . و روزه اين روز به جهت شكر الهى بر هلاكت معاويه مستحب است!
هشام كلبى نسب شناس و ابن روزبهان كه از معتمدین نزد علماى اهل سنت هستند، نقل كرده اند كه معاويه فرزند چهار نفر بوده : عماره ، مسافر، ابوسفيان و مردى كه اسم او را نمى برند.
راغب اصفهانى در محاضرات و ابن ابى الحديد از ربيع الابرار زمخشرى نقل مى كنند كه معاويه را به چهار كس نسبت مى دادند: مسافر بن ابى عمرو، عمار بن وليد بن مغيره ، عباس و صباح كه مغنى عماره بن وليد بود. مادر معاويه هند با صباح - كه جوان خوش رويى بود و كارگر ابوسفيان بود - الفتى تمام داشت ! اما به ظاهر او را معاويه بن ابى سفيان بن حرب مى گويند.
ابوسفيان مردى زشت و كوتاه قد بود، و يك چشم او در طائف و چشم ديگرش در يرموك كور شده بود.
باطنش كورتر از چشمش بود و در سال فتح مكه از ترس اسلام آورد و با نفاق زندگى كرد تا در سن 82 سالگى در سال 30 هجری به درک رفت .
مخفى نماند كه حمامه يكى از جدات معاويه است كه در بازار المجاز صاحب پرچم و مشهور بود! و از اين جا نسب ابوسفيان هم معلوم مى شود. مادر معاويه هند است كه او نیز از زنان صاحب پرچم بوده و ميل فراوانى به غلامان سياه داشت و از توضيح حال پدر معاويه وضع مادر او هند روشن مى شود.
مرحوم شیخ عباس قمی مى فرمايد: چون پيامبر صلى الله عليه و آله در فتح مكه ريختن خون معاويه را مباح شمردند، به اصرار و شفاعت عباس ، پنج ماه قبل از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله اسلام آورد.
معاویه اولین كسى بود كه دشنام بر امير المؤ منين عليه السلام را ترويج كرد و در آخر خطبه نماز جمعه لعن و جسارت بر امير المؤ منين عليه السلام مى كرد. او دستور داد در تمام شهرها اين لعن انجام شود.
معاويه به صحابه و تابعين دستور داد تا حديث در مذمت امير المؤ منين عليه السلام جعل كنند، و عده زيادى از محبين و ارادتمندان آن حضرت مانند جناب مالك اشتر نخعى را به شهادت رساند.
معاويه مردى خوش گذران و پرخور بود، به حدى كه از كثرت خوردن مى گفت : خسته شدم ولى سير نشدم، و اين به خاطر نفرين حضرت رسول صلى الله عليه و آله درباره او بود.
آخر الأمر معاويه در مسير مكه به شام بيمار شد، به حدى كه مى لرزيد و دهان او بسته نمى شد، تا وارد شام شد و در آنجا جان به مالك دوزخ داد و رهين اعمال خويش گرديد. هنگام مرگ سن او را 75 يا 82 يا 92 سال نقل كرده اند.
جنايات او زياده از آن است كه در نوشتار بگنجد ولى در هنگام مرگ به يكى از خواص خود گفت : چند گناه بزرگ كرده ام : حق على بن ابى طالب را غصب كردم ، حسن بن على را به فريب دادن جعده به شهادت رساندم ، و يزيد را به جانشينى خود انتخاب كردم ، و حجر بن عدى و اصحاب او را به قتل رساندم .
#ماه_نوشت
منابع:
http://bahosain.ir/content/هلاکت-معاویة-بن-ابی-سفیان-لعنة-الله-علیهما
خاک سر راه تو بهانه ی خلق است
خاک مرا از همین بلاد نوشتند
ایل و تبار مرا مرید نوشتند
ایل و تبار تو را مُراد نوشتند
هر چه خدا جود داشت داد به دستت
نام تو را این چنین، جواد نوشتند
🌺 @bahosain 🌺
ابو هاشم جعفرى مىگويد:
گرفتارى شديدى بهمن روى آورد. نزد امام هادی عليهالسّلام رفتم. آنگاه فرمود: اى ابو هاشم! مي خواهی كدام نعمت از نعمتهایى را كه خدا بهتو بخشيده است شكر بگویى؟ چهره درهم كشيدم و نمیدانستم چه بگویم!
حضرت فرمود:
«خداوند به تو ايمان عطا كرد و از اینرو بدن تو بر آتش حرام خواهد بود، و نيز سلامتی به تو بخشيد و کمک کرد که بتوانی اوامر او را اطاعت کنی، و قناعت را روزیت کرد و آبروى تو را حفظ نمود.
اى ابو هاشم! من اينگونه گفتم، چون قصد شكايت از كسى را داشتى كه به تو چنين نيكى كرده است و اما فرمان دادم صد اشرفى به تو بدهند، آنها را بگير.»
🔶سوالاتی از محضر امام هادی علیه السلام(1)🔶
برادر امام هادى عليه السّلام جناب موسى بن محمّد بن رضا عليه السّلام [معروف به موسى مبرقع] گويد: در ديوان عمومى به يحيى بن اكثم برخوردم و از من پرسشهايى نمود، من نزد برادرم على بن محمّد عليهما السّلام آمدم و ميان من و ايشان گفت و شنودهايى انجام پذيرفت و به من پندهايى داد و رهنمودهايى ارايه فرمود كه مرا بينا و به طاعت از او واداشت.
به ايشان عرض كردم: فدايت گردم! ابن اكثم نامهاى به من داده و از من سؤالاتى نموده و درخواست كرده پاسخش گويم. امام هادى عليه السّلام تبسّمى كرد و سپس فرمود: آيا تو نيز پاسخش دادى؟ گفتم: نه، پاسخ آنها را نمىدانستم. امام هادى عليه السّلام فرمود: آن سؤالات چيست؟ گفتم: در آن نامه اين سؤالات را مطرح كرده است:
در باره فرمايش خداوند متعال كه: «كسى كه نزد او علم كتاب بود، گفت: من آن را پيش از آنكه چشم خود را برهم زنى برايت مىآورم».(سوره نمل آيه 40)، [ابن اكثم سؤال كرده كه] آيا سليمان پيامبر خدا، به دانش آصف [كه علم كتاب داشت] نيازمند بود؟
پس آن حضرت عليه السّلام فرمود: برايش بنويس، گفتم: چه بنويسم؟ فرمود بنويس:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، خداوند تو را هدايت كند، نامه هایت بمن رسيد، نامه هاى كه با عيبجوئى در آن خواستى ما را بيازمائى كه اگر در آنها قصور نموديم راهى براى طعن ما بيابى، و اميدوارم خداوند مناسب نيّت و قصد درونت جزايت دهد، ما پرسشهايت را شرح و بيان داشتيم، پس بدانها گوش سپار، و فهمت را مطيع و رام ساز و دلت را بدان بسپار (حواست را جمع كن)، كه بتحقيق حجّت بر تو تمام است، و السّلام.
از «آن كس كه دانشى از كتاب نزدش بود» پرسيده بودى، او آصف بن برخيا بود، و سليمان عليه السّلام از آگاهى و دانسته هاى آصف عاجز نشده بود، بلكه آن حضرت كه صلوات خدا بر او باد مايل بود كه به امّت خود از جنّ و انس بفهماند كه حجّت خدا پس از وى آصف است، و آن قسمتى از دانش و علم سليمان عليه السّلام بود كه آن را به فرمان خدا به آصف سپرده بود، آن را بدو آموخت تا پس از او در امامت و راهنمائى وى اختلاف نكنند، همان طور كه سليمان در زمان حيات داود عليهما السّلام آموخته شد، تا نبوّت و امامت او پس از پدر معلوم شود، و ديگر جاى هيچ عذر و بهانهاى براى مردم باقى نماند و حجّت بر ايشان محقّق گردد.
#روز_نوشت
http://bahosain.ir/content/سوالاتی-از-محضر-امام-هادی-علیه-السلام1
▪سوم رجب : شهادت امام هادی علیه السلام▪
شهادت امام على النقى عليه السلام در سال 254 هجری، بنابر مشهور در سن 41 سالگى بوده است.
مشهور اين است كه آن حضرت 6 يا 8 سال و 5 ماه داشت كه پدر بزرگوار ايشان جواد الائمه عليه السلام به شهادت رسيدند، و مدت امام آن وجود شريف 33 سال بود.
ايام حيات امام هادى عليه السلام مصادف بود با خلافت به ناحق مامون ، معتصم ، واثق ، متوكل ، منتصر، مستعين ، معتز لعنة الله عليهم ؛ و آخر الأمر معتز آن حضرت را با زهر شهيد كرد.
مدت عمر مبارك آن حضرت 41 سال و چند ماه بود.
13 سال در مدينه اقامت فرمودند و بقيه ايام امامت خويش را به اجبار متوكل در سامرا بودند. حاكم مدينه به متوكل نوشت كه اگر تو را به مكه و مدينه حاجتى است على بن محمد عليه السلام را از اين ديار بيرون ببر كه همه را مطيع خود ساخته است . در مدينه اسباب اذيت و اضرار به آن حضرت را به دستور متوكل زياد كردند، تا زمانى كه آن حضرت را به سامرا بردند و جسارتها كردند، تا اينكه معتز آن حضرت را شهيد كرد.
امام عسكرى عليه السلام غسل و كفن و نماز بر آن حضرت را انجام داد، و بعدا در ظاهر اين امورات توسط ديگران انجام شد و ايشان را در منزل خود در مكان فعلى حرم مطهر دفن نمودند.
#ماه_نوشت
منابع:
http://bahosain.ir/content/شهادت-امام-هادی-علیه-السلام
🔶اول رجب : ولادت امام باقر علیه السلام🔶
حضرت امام محمد بن على باقر العلوم عليه السلام در روز جمعه اول رجب سال 57 هجری در مدينه تولد شدند.
نام مبارك آن حضرت محمد، كنيه ايشان ابو جعفر و القاب آن حضرت باقر العلوم ، الشاكر لله ، هادى ، امين و شبيه است . و لقب اخير به خاطر شباهت آن حضرت به پيامبر صلى الله عليه و آله است .
پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين على بن الحسين عليه السلام و مادر آن حضرت ام عبد الله فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه السلام است.
امام باقر عليه السلام اولين علوى است كه از پدر و مادر نسب شريفش به پيامبر صلى الله عليه و آله و امير المؤمنين و حضرت زهرا عليهم السلام مى رسد.
امام صادق عليه السلام درباره ام عبد الله مى فرمايند: از زنهاى با ايمان و پرهيزكار و نيكوكار بود.
در عظمت و شرافت اين بانو همين بس كه با حضرت سيد الساجدين على بن الحسين و باقر العلوم عليهم السلام در واقعه كربلا حضور داشت و همراه آن بزرگواران و زينب كبرى و ديگر اهل بيت عليهم السلام به اسارت رفت و وقايع كوفه و شام را ديد.
#ماه_نوشت
http://bahosain.ir/content/ولادت-امام-باقر-علیه-السلام
🔶کیفیت شهادت صدیقه کبری🔶
گفتاری از مرحوم علامه مجلسی
قسمت دوم
پس امير المؤمنين عليه السّلام برخاست عمر را بلند كرد و بر زمين زد، بينى و گردنش را مجروح كرد، خواست او را به قتل رساند پس به خاطر آورد وصيّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه به آن حضرت گفت: يا على زود باشد كه جفاكاران امّت با تو غدر و مكر نمايند و بيعت تو را بشكنند و به عهد من وفا نكنند، تو را بى كس و تنها در ميان جمعى از اشقيا بگذارند، و تو از من به منزله هارونى از موسى؛ چنانچه قوم موسى عليه السّلام هارون را بگذاشتند و به عبادت گوساله سامرى پرداختند، امّت من نيز تو را تنها بگذارند و به گوساله سامرى اين امّت ابوبكر بيعت نمايند.
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گفت: چون امّت تو با من چنين كنند، من با ايشان چه معامله نمايم؟
حضرت فرمود: اگر ياور بيابى با ايشان جهاد كن، و الّا صبر كن و دست از ايشان بردار و معامله ايشان را با پروردگار خود گذار، چون ياورى بيابى جهاد كن تا به نزد من آئى و خون از شمشير تو بريزد.
پس على عليه السّلام به مقتضاى وصيّت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دست از آن ملعون برداشت و فرمود: اى فرزند صهّاك حبشيّه! سوگند ياد مىكنم به حقّ آن خداوندى كه گرامى داشته است محمّد را به پيغمبرى، كه اگر وصيّت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا منع نمى نمود، هرآينه مى دانستى كه بى رخصت من داخل خانه من نمى توانى شد. پس عمر كس به مسجد فرستاد و از ابوبكر و ساير منافقان يارى طلب كرد. فوج فوج از آن منافقان به يارى آن ملعون مى آمدند تا آنكه به خانه آن حضرت ريختند، خالد بن وليد شمشير كشيد و بر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام حمله كرد، پس حضرت بر او حمله كرد خواست كه او را به قتل رساند، ديگران حضرت را به حقّ حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قسم دادند تا دست از آن ملعون برداشت.
سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار و بريده اسلمى به يارى حضرت امير عليه السّلام برخاستند، نزديك شد كه فتنه عظيم برپا شود، پس حضرت ايشان را منع كرد و فرمود: مرا با ايشان بگذاريد، خدا مرا مأمور نكرده است كه در اين وقت با ايشان جهاد كنم. پس آن كافران ريسمانى در گردن آن حضرت انداختند و بسوى مسجد كشيدند، چون به در خانه رسيدند حضرت فاطمه عليها السّلام مانع شد، پس قنفذ- و به روايت ديگر عمر- تازيانه اى به بازوى فاطمه زد كه شكست و ورم كرد، باز آن حضرت دست از على عليه السّلام برنمى داشت تا آنكه در را بر شكم آن حضرت فشردند و دنده ها و پهلوى آن حضرت را شكستند، فرزندى كه در شكم داشت كه پيغمبر او را محسن نام كرده بود شهيد كردند، در آن ساعت سقط شد و فاطمه عليها السّلام بر آن ضربت از دنيا رفت. به روايتى ديگر: مغيرة بن شعبه با عمر در بر شكم مبارك آن حضرت زد و فرزند او را شهيد كرد، پس على عليه السّلام را به مسجد كشيدند، آن جفاكاران از پى او مى رفتند و هيچيك او را يارى نمى كردند.
سلمان و أبوذر و مقداد و عمّار و بريده فرياد مى كردند و مى گفتند: چه زود خيانت كرديد با حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و كينه هاى سينه هاى خود را ظاهر كرديد و انتقام آن حضرت را از اهل بيت او كشيديد. پس بريده گفت: اى عمر همه قريش اصل و نسب تو را مى دانند و تو را مى شناسند كه از چندين زنا به هم رسيده اى، با اين حال به خانه اهل بيت رسالت داخل مى شوى، و دختر آن حضرت را مجروح مى كنى، و برادر و وصىّ آن حضرت را به اين رسوائى به مسجد مى كشى؟....
📚جلاء العيون، ص: 249
#روز_نوشت
http://bahosain.ir/content/کیفیت-شهادت-صدیقه-کبری-گفتاری-از-مرحوم-علامه-مجلسی