2945
دانشنامهای مجازی برای مطالعهٔ تاریخ و فرهنگ بلوچستان؛ با مدیریت جمعی از ادمینهای آگاه به منابع تاریخی. ما با بهرهگیری از تحقیقات آکادمیک، منابع و کتب تاریخی میکوشیم مطالب مستند و بیطرفانهای در اختیار شما قرار بدهیم🌻
💠 افعال ساده زبان بلوچی
━━━━━━≼❄️≽━━━━━━
🔖 فهرست سی و هفتم (۷۲۱ - ۷۴۰)
▪️ ۷۲۱- شوکِرَگ (šūker-ag) : تمایل داشتن، علاقمند بودن، در شوق و آرزوی چیزی بیقرار بودن، آواز خفیف یا آهستهای که چارپایانی مانند اسب و الاغ هنگام خوردن علف سر میدهند.
▪️ ۷۲۲- شولَّگ ¹ (šūll-ag) : بخیه زدن، دوختن چیزی با بخیههای بزرگ، دوختن درز و پارگی پارچه با نخ و سوزن، فروبُردن چیزی نوکتیز بهطور کامل در درون بدن.
▫️• شولّارَگ (šūll-ār-ag) : ↑
▫️• شولّایَگ (šūll-āy-ag) : ↑
▫️• شیلّایَگ (šill-āy-ag) : ↑
▪️ ۷۲۳- شولَّگ ² (šūll-ag) : سوت کشیدن (مانند صدای باد).
▪️ ۷۲۴- شۆمَگ (šōm-ag) : شخم زدن.
▪️ ۷۲۵- شونزَرَگ (šūnzar-ag) : سبز و آباد شدن جایی، روییدن گیاه و سبزه از زمین.
▪️ ۷۲۶- شۆناهَگ (šōn-āh-ag) : راهنمایی کردن، هدایت کردن، در مسیر درست هدایت کردن، تیمار کردن و پرورش دادن دام و چارپا ۵- به استقبال مهمان رفتن، پذیرایی کردن از مهمان.
▫️• شۆنائگ (šōn-ā'ag) : ↑
▫️• شۆنائگ (šōn-āy-ag) : ↑
▪️ ۷۲۷- شۆهازَگ (šōhāz-ag) : جستجو کردن، به دنبالِ کسی یا چیزی گشتن، تحقیق و پژوهش کردن، تفتیش دادن، پیداکردن.
▫️• شُهازَگ (šohāz-ag) : ↑
▪️ ۷۲۸- شَهرَگ (šahr-ag) : ریش شدن، آسیب دیدن، فرسوده شدن، فاسد شدن، کهنه شدن.
▪️ ۷۲۹- شَهمَگ (šahm-ag) : درخشیدن، برق زدن، نور افشاندن.
▫️• [سببی] شَهمێنَگ (šahm-ēn-ag) : نورانی کردن، روشنا کردن.
▪️ ۷۳۰- شێپَگ (šēp-ag) : روانه کردن در سراشیبی، آمیختن، ضربه زدن سریع با چیزی نوک تیز به بدن کسی، به شدت پخش و پلا کردن، دست گذاشتن بر چیزی، مالیدن چیزی بر چیزی دیگر، گرفتن دستهٔ چیزی با پنجهٔ دست، گم کردن، نهان کردن، بر قامت راست کردن، انجام دادن.
▪️ ۷۳۱- شیپّێنَگ (šipp-ēn-ag) : با شلاق ضربه زدن، شلاق زدن.
▪️ ۷۳۲- شێزارَگ (šēzār-ag) : تقلید کردن آواز پرنده، سوت زدن.
▪️ ۷۳۳- شیشّارَگ (šiššār-ag) : صاف و هموار کردن.
▪️ ۷۳۴- شیکّارَگ (šikkār-ag) : ساییدن، خُرد کردن چیزی با ساییدن زیاد، کوبیدن آرام آرام و یکنواخت ریسمان خام با سنگ که با دقت زیاد انجام میگیرد، (مجاز) کاری را با حوصله و دقت انجام دادن.
▪️ ۷۳۵- شیکَّرَگ (šikkar-ag) : لایهٔ سطحی چیزی را با کارد مالیدن و برداشتن.
▪️ ۷۳۶- شیکَّگ ¹ (šikk-ag) : تاب خوردن روی تاب، تکان خوردنِ گهواره، تکان خوردن درخت با وزیدن باد.
▫️• [سببی] شیکّێنَگ (šikk-ēn-ag) : تاب دادن، تکان دادن تاب، تکان دادنِ گهواره.
▪️ ۷۳۷- شیکَّگ ² (šikk-ag) : پرش اسب، تاختن سریع اسب با گامهای بلند، به سرعت رد شدن چیزی مانند تیر، اسب، عقاب و... ، پرتاب شدن تیر از تیرکمان.
▪️ ۷۳۸- شیمُشَگ (šimmoš-ag) : راه رفتن یا عبور کردن با عجله و شتاب، دویدن شتر، دویدن مانند شتر.
▫️• شیمۆشَگ (šimmōš-ag) : راه رفتن شتر، جماز کردن شتر، پرواز کردن عقاب با بالهای باز.
▪️ ۷۴۹- شینکُرَّگ (šiŋkorr-ag) : خراشیدن پوست و لایه سطحی چیزی با ناخن یا چنگال.
▪️ ۷۴۰- شینگَگ (šiŋg-ag) : از هم باز شدن و فاصله گرفتنِ تار و پود پارچه یا هر بافتنی دیگر.
#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 تلیلهها سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 تلیلهٔ سفید : سواحل ماسهای جزرومدی و همچنین مصبها و نواحی گلی و لجنی حاشیه پیکرههای آبی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در طول سواحل مکران زمستانگذرانی میکند و همچنین به صورت مهاجر عبوری پاییزه و بهاره در سواحل مکران و حوضه سیستان دیده شده است.
💠 تلیلهٔ کوچک : در سواحل دریاچههای شور، مصبها، دریاچههای نمکی و حاشیهٔ پیکرههای آبی دیده میشود و زیستگاههای دارای پناه بیشتری را ترجیح میدهد. در زمان مهاجرت نیز در آبگیرهای فصلی، ماندابهای ساحلی و حاشیههای گلی و لجنی نرم و همچنین دریاچههای آب شیرین به سر میبرد. مهاجر عبوری بهاره و پاییزهٔ تالابهای سیستان و مکران است و در طول سواحل مکران زمستانگذرانی میکند.
💠 تلیلهٔ بلوطی : نواحی گلی و ماسهای بین جزرومدی، تالابهای نمکی و پیکرههای آبی لبشور، دریاچهها و رودخانهها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مهاجر عبوری بهاره (به نسبت کمیاب) و پاییزه (بسیار معمول) شهرستانهای دشتیاری و چابهار است.
💠 تلیلهٔ حنایی : سواحل بین جزرومدی و مصبها و گاهی شورهزارها و دریاچههای داخلی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد کم و بهصورت سرگردان، حضور آن در حوضه سیستان گزارش شده است.
💠 تلیلهٔ شکمسیاه : سواحل جزرومدی با بستر گلی و همچنین پیکرههای آبی لبشور، مصبها، شورهزارها، سواحل ماسهای، حاشیهٔ دریاچهها و دیگر پهنههای آبی شیرین را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در سواحل شهرستانهای چابهار و دشتیاری و تالابهای حوضه سیستان زمستانگذرانی میکند و گاهی نیز در زمان مهاجرت پاییزه و بهاره در نواحی مذکور دیده میشود.
💠 تلیلهٔ دمسفید : گسترهٔ وسیعی از آبهای داخلی از جمله تالابهای آب شیرین، سواحل دریاچهها، آببندانها و آبگیرههای با پوشش گیاهی متراکم و همچنین مصبهای بین جزرومدی و خورهای دارای پناه با بستر گلی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از سواحل ماسهای و باز دوری میکند. به صورت مهاجر پاییزه و تا حدی مهاجر بهاره، در شهرستان دشتیاری و حوضه سیستان حضور مییابد. همچنین حضور آن بهصورت زمستانگذران در حوضه سیستان گزارش شده است.
💠 تلیلهٔ بزرگ : در خارج از دورهٔ جوجهآوری اغلب سواحل شنی و گلی بین جزرومدی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. فقط یک بار در سال ۱۹۰۱ میلادی توسط «زارودنی» از چابهار گزارش شد. از آن زمان به بعد گزارشی مبنی بر حضور این پرنده در کشور ارسال نشد ولی به تازگی تعداد چند فرد از این گونه در سواحل بلوچستان در سرشماریهای زمستانه گزارش شده است.
💠 تلیلهٔ نوکپهن : در خارج از دورهی جوجهآوری در حاشیه مرطوب و گلی دریاچهها و استخرها، لکههای باتلاقی نزدیک چشمهها، چمنزارهای مرطوب، حاشیه شالیزارها و مزارع و حاشیه گلی تالابهای شور و شیرین گاهی در سواحل دریاها در نوار بین جزرومدی دیده میشود. احتمالا به تعداد بسیار کمی در سواحل مکران زمستانگذرانی میکند. به صورت مهاجر عبوری در شهرستان دشتیاری گزارش شده است.
💠 تلیلهٔ شکیل : حاشیه گلی دریاچههای آب شیرین یا لبشور، تالابها، شالیزارها و علفزارهای غرقابی و نواحی شخم خورده همچنین نواحی بین جزرومدی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. با نسبت کمی، مهاجر عبوری بهاره و پاییزه شهرستانهای دشتیاری و چابهار است. به تعداد کم در تالابهای حوضهٔ سیستان و به تعداد بسیار کمی در سواحل بلوچستان زمستانگذرانی میکند.
💠 افعال ساده زبان بلوچی
━━━━━━≼❄️≽━━━━━━
🔖 فهرست سی و ششم (۷۰۱ - ۷۲۰)
▪️ ۷۰۱- شِلّێنَگ (šell-ēn-ag) : لگدمالی کردن، فشار دادن چیزی مانند خرما با پا در ظرف مخصوص جهت نگهداری آن، زیر و رو کردن گل با لگدمالی.
▪️ ۷۰۲- شُلێنَگ (šol-ēn-ag) : شل کردن، شل و ول کردن.
▪️ ۷۰۳- شَمپَگ ¹ (šamp-ag) : سرکشیدن چیزی پودری.
▪️ ۷۰۴- شَمپَگ ² (šamp-ag) : لاغر و رنجور شدن.
▫️• [سببی] شَمپێنَگ (šamp-ēn-ag) : خسته و کوفته کردن، (مجاز) لاغر کردن، رنجور گردانیدن.
▪️ ۷۰۵- شُمُشَگ (šamoš-ag) : فراموش شدن، از یاد رفتن.
▫️• [سببی] شَمۆشَگ (šamōš-ag) : فراموش کردن، از یاد بردن.
▪️ ۷۰۶- شَمَگ (šam-ag) : آشامیدن، نوشیدن.
▪️ ۷۰۷- شَمۆرَگ (šamōr-ag) : نمنم باریدن باران.
▪️ ۷۰۸- شِنّاپَگ (šennāp-ag) : به طور نامنظم پخش و پراکنده کردن چیزی به گونهای که جمع کردن آن دشوار باشد.
▪️ ۷۰۹- شُناسَگ (šonās-ag) : شناختن، به جا آوردن.
▫️• شُناسایَگ (šonās-āy-ag) : ↑
▪️ ۷۱۰- شَنشَلێنَگ (šanšal-ēn-ag) : تکان دادن.
▪️ ۷۱۱- شُنکُرَگ (šonkor-ag) : صدا دادن اسب یا الاغ از طریق بینی با دم و بازدم هنگامی که علف خورد.
▪️ ۷۱۳- شُنکَگ (šonk-ag) : با بینی بالا کشیدن و استعمال کردن چیزی پودری.
▪️ ۷۱۴- شِنگَگ (šeng-ag) : پخش شدن، منتشر شدن کتاب و مطبوعات، پخش شدن صدا، از هم گسیختن، پاره پاره شدن، پخش شدن نور در فضا، دمیدنِ سپیدهدم.
▫️• [سببی] شِنگێنَگ (šeng-ēn-ag) : پراکنده و پخش کردن، منتشر کردن کتاب و مطبوعات، از هم باز کردن رشتهها و الیاف به هم چسبیده، باز کردن موهای بافته یا بستهی سر، پاره پاره کردن و از هم گُسیختن.
▪️ ۷۱۵- شَنگلێنَگ (šangal-ēn-ag) : تکان دادن چیزی تا محتوای آن به جنبش بیفتد، مانند خوشه خرما.
▪️ ۷۱۶- شوتارَگ (šūtār-ag) : سوت زدن.
▪️ ۷۱۷- شُودَگ šōd-ag : شستن، غسل دادن، (مجاز) از بین بردن، زدودن.
▫️• [سببی] شۆدائێنَگ (šōd-ā'ēn-ag) چیزی را جهت شسته شدن به دیگری یا ماشین لباسشویی سپردن.
▪️ ۷۱۸- شورچَگ (šūrč-ag) : له و آبکی شدن بر اثر لگدمالی.
▫️• شیرچَگ (širč-ag) : ↑
▪️ ۷۱۹- شۆرێنَگ (šōr-ēn-ag) : شوراندن، به شور آوردن، برانگیختن، کسی را یا چیزی را علیه دیگری تحریک کردن، به جلو راندن حیوانات و پرندگان با نزدیک شدن به آنها یا ایجاد سروصدا، چیزی را با فشار دست به جلو هُل دادن، اسب را به سرعت دواندن و به شتاب پیش بردن، تازاندن.
▪️ ۷۲۰- شۆشَکَگ (šūšk-ag) : فروختن.
شَوَشَکَگ (šawašk-ag) : ↑
شۆشَکَگ (šōšk-ag) : ↑
#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 سلیمهای طوق دار سردهای از زیرخانوادهٔ سَلیمیان در خانوادهٔ سلیمان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 سلیم شنی بزرگ : مصبهای گلی، پیکرههای آبی ساحلی، شورهزارها، سواحل ماسهای و سنگی و صخرههای مرجانی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در سواحل شرقی شهرستان چابهار به صورت مهاجر عبوری و در خود خلیج چابهار به صورت زمستانگذران حضور مییابد.
💠 سلیم شنی سیبری : حاشیهٔ ماسهای یا گلی دریاچههای شور و لبشور، مصبهای گلی، پیکرههای آبی ساحلی، شورهزارها، سواحل ماسهای، صخرههای مرجانی و استپهایی با سطوح گلی و لجنی خشک را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در طول سواحل شهرستان چابهار زمستانگذرانی میکند.
💠 سلیم پا سیاه کوچک : سواحل ماسهای و گاهی دارای سنگریزه، حواشی پیکرههای آبی و دریاچههای شور و لبشور و نیز حاشیه دریاچههای نمک را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در تالابهای حوضه سیستان و سواحل شهرستان چابهار هم تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند هم زمستانگذرانی. به صورت مهاجر عبوری نیز از حوضه سیستان تا شهرستان زاهدان دیده شده است.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 سلیمهای سینه نواری سردهای از زیرخانوادهٔ سَلیمیان در خانوادهٔ سلیمان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 سلیم طوقی بزرگ : سواحل دریا، مصبها و یا زیستگاههای مشابه آن در حاشیه رودخانهها، دریاچهها، تالابها و گاهی مناطق مجاور علفزارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در سواحل شهرستان چابهار زمستانگذرانی میکند و به صورت مهاجر عبوری در حوضه سیستان دیده شده است.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 سلیمهای شکم سیاه که به عنوان سلیمهای طلایی نیز شناخته میشود، سردهای از زیرخانوادهٔ سَلیمان در خانوادهٔ سلیمیان در راستهٔ سلیمسانان است.
#حیات_وحش
🌻 @balochs_history
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 خروسکُلیان سردهای از خانوادهٔ سَلیمان در راستهٔ سلیمسانان است.
#حیات_وحش
🌻 @balochs_history
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 چلچلهبیابانیان خانوادهای از راستهٔ سلیمسانان است. این خانواده، شامل به دو گروه عمدهٔ گلاریولها و دودوکها میشود.
💠 گلاریول بال سرخ : حاشیهٔ تالابها، استپهای نمکی، اراضی شخمخورده و دشتهای سیلابی خشک را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و در خارج از دورهٔ جوجهآوری در شورهزارها، شالیزارها و کشتزارهای خشک به سر میبرد. تابستانگذرانی و جوجهآوری آن در حوضه دریاچه هامون است و در شهرستانهای زاهدان و مهرستان بهصورت مهاجر عبوری دیده شده است.
💠 دودوک بور : مناطق پست بیابانی و نیمهبیابانی ماسهای یا سنگلاخی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت مهاجر اتفاقی در حوضه هامون سیستان گزارش شده است.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 چاخلقان خانوادهای از راستهٔ سلیمسانان است.
💠 چاخلق اوراسیایی : مناطق نیمهبیابانی پست با بستر سنگی یا شنی، دشتهای نمکی، زمینهای گلی خشک، استپها، خلنگزارهای آمیخته با پوشش علفی کوتاه، مراتع چرا شده، سواحل رودخانهها و حواشی دریاچهها و پیکرههای آبی ساحلی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در شهرستانهای بمپور، چابهار و سرباز تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند و در شهرستانهای نیمروز و هامون به صورت مهاجر عبوری دیده شده است.
💠 چاخلق هندی : سواحل رودخانهها و دریاها، بستر رودخانههای سنگی، مصبهای جزرومدی، شورهزارها، شنزارها و سواحل مرجانی و صخرهای را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت کمیاب، مقیم سواحل مکران از تنگه خوران تا خلیج گواتر است.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 نوکخنجریان خانوادهای از راستهٔ سلیمسانان است.
💠 آوُسِت : مناطق ساحلی با بستر رسی یا ماسهای یا گلی، پیکرههای آبیِ شور و لبشور، دریاچهها و نواحی سیلابی بدون پوشش گیاهی و یا با پوشش گیاهی اندک از گیاهان غوطهور در آب و نیز مصبها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در دریاچه هامون و خلیج گواتر زمستانگذرانی میکند.
💠 چوبپای بالسیاه : پیکرههای آبی ساحلی، مصبها، حاشیه رودخانهها و دریاچههای کمعمق واقع در اراضی پست و گاهی دریاچههای کوهستانی، شورهزار، دشتهای سیلابی و مردابهای باز شور و آبشور را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در دریاچه هامون به صورت تابستانگذرانی بدون جوجهآوری، زمستانگذرانی و گاه به صورت مهاجر عبوری دیده میشود. همچنین در جنوب استان به صورت مهاجر عبوری دیده شده است.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 صدفخواران خانوادهای از راستهٔ سلیمسانان است.
💠 صدفخوار اوراسیایی : سواحل جزرومدی صخرهای، ماسهای یا گلی با منابع غذایی مناسب را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تنهایی و یا در دستههای کوچک به تغذیه میپردازد و هنگام مد، در دستههای بزرگتری به دور هم جمع میشوند. زمستانها در بیشتر طول سواحل مکران حضور دارد.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 سلیمخرچنگخواریان خانوادهای از راستهٔ سلیمسانان است.
💠 سلیم خرچنگخوار (حواصیلی) : سواحل مسطح گلی، پیکرههای آبی ساحلی، مصبها و جزایر مرجانی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. پرندهای اجتماعی است و در دستههای بزرگ دیده میشود. مقیم خلیج گواتر است.
💠 منیر مؤمن
منیر مؤمن یکی از مهمترین شاعران معاصر بلوچ و از تأثیرگذارترین چهرههای ادبیات نوین بلوچی به شمار میرود. نام او در کنار...
🌐 برای مشاهده ادامۀ مطلب اینجا کلیک کنید.
💠 سکهای از ویجَیَهپوتَه
🌻 @balochs_history
💠 فهرست سکههای داتَهیولَه
🌻 @balochs_history
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 آبچلیکهای آوازخوان سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 آبچلیک آوازخوان : گسترهٔ وسیعی از زیستگاههای آبی شور و شیرین از جمله نهرها و رودخانههای کوهستانی، دریاچهها، تالابها، آببندانها، آبگیرها، پیکرههای آبی ساحلی، جنگلهای حرا، سواحل صخرهای، شورهزارهای ساحلی و مصبها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از زمینهای گلی و باز بین جزرومدی دوری میکند. به تعداد کمی در شهرستانهای چابهار، راسک، دشتیاری و حوضه سیستان زمستانگذرانی میکند. به صورت مهاجر معمول نیز در همه مناطق مذکور به جز چابهار حضور مییابد.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 تلیلهها سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
#حیات_وحش
🌻 @balochs_history
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 سنگگردانها سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 سنگگردان سرخگون : سواحل سنگی، صخرهای یا پوشیده از جلبکهای دریایی و گاهی دریاچههای آب شیرین و رودخانهها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به طور معمول و به تعداد نسبتاً کم در سواحل شهرستان چابهار زمستانگذرانی میکند. به صورت مهاجر عبوری در نزدیکی خلیج گواتر و حوضه سیستان دیده شده است.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 سلیمهای سر سیاه سردهای از زیرخانوادهٔ سَلیمیان در خانوادهٔ سلیمان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 سلیم طوقی کوچک : سواحل رودخانهها و آبهای شیرین کمعمق، راکد و یا با جریانی آرام، مصبهای لبشور، پیکرههای آبی ساحلی، مناطق شنی و ماسهای و حاشیهی گلی تالابها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از مناطق کوهستانی، جنگلی، مزارع و مراتع دوری میکند. به صورت معمولی و گسترده در تالابهای عمده و رودخانههای دائمی شهرستانهای زاهدان، چابهار، سرباز، بمپور، ایرانشهر، نیکشهر، قصرقند و حوضه سیستان، تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند. به صورت مهاجر عبوری نیز در بخشهای جنوبی و شمالی استان دیده شده است.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 سلیمهای شکم سیاه که به عنوان سلیمهای طلایی نیز شناخته میشود، سردهای از زیرخانوادهٔ سَلیمان در خانوادهٔ سلیمیان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 سلیم خاکستری : سواحل گلی و ماسهای، پیکرههای آبی و نواحی جزرومدی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. گاهی در زمان مهاجرت در مجاورت دریاچهها، آبگیرها یا نواحی مرطوب مانند علفزارها و دشتهای سیلابی نیز دیده میشود. به صورت زمستانگذران و نیز مهاجر عبوری، در تمامی طول سواحل مکران دیده میشود. گزارشهای اندکی از حضور آن بهصورت مهاجر عبوری در حوضه سیستان و شهرستان سرباز موجود است.
💠 سلیم طلایی خاوری : سواحل بین جزرومدی مسطح، گلی و ماسهای همچنین صخرههای مرجانی را ترجیح میدهد و در زمان مهاجرت در ساحل دریاچهها، رودخانهها و مردابها و نیز مراتع و علفزارهای کوتاه دیده میشود. احتمالاً به صورت کمیاب ولی منظم، در سواحل شهرستان چابهار زمستانگذرانی میکند. همچنین به صورت مهاجر عبوری در شهرستان سرباز دیده شده است.
💠 سلیم طلایی اروپایی : علفزارهای کوتاه، کشتزارها، نواحی سیلابی، مردابهای شور و گاهی سواحل گلی مسطح را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. گزارشهای اندکی از مشاهده این پرنده در نزدیک خلیج گواتر در جنوب شرقی استان وجود دارد.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 خروسکُلیان سردهای از خانوادهٔ سَلیمان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 خروس کُلی دم سفید : حاشیهٔ کمعمق دریاچهها و مردابها، رودخانهها، آبهای ساکن یا با جریان آرام، حاشیهٔ علفزارهای مرطوب و شالیزارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مقیم چهارفصل تالابهای سیستان است و بهصورت مهاجر عبوری در شهرستانهای چابهار، میرجاوه، زاهدان و ناحیه سیستان دیده شده است.
💠 خروس کُلی شمالی : علفزارها، کشتزارها و حاشیهٔ گلی و لجنی پیکرههای آبی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در تالابهای سیستان و شهرستان زاهدان زمستانگذرانی میکند.
💠 خروس کُلی دشتی : علفزارهای خشک، اراضی شخمخورده، تالابهای نیمهخشک و دشتهای ماسهای را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مهاجر عبوری کمیاب بهاره و پاییزه تالابهای ناحیه سیستان است. جزء پرندگان به شدت در معرض انقراض است.
💠 دیدومَک : مناطق باز مجاور رودخانهها، دریاچهها، مردابها و نهرها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و کشتزارها، زمینهای لخت یا آیش یا شخمخورده و باغهای آبیاری شده وسیع را ترجیح میدهد. مقیم چهارفصل در شهرستانهای چابهار، قصرقند، سرباز، نیکشهر، فنوج،، ایرانشهر، سراوان، زاهدان و زهک است.
💠 سنت خنیاگری (پهلوانی) در بلوچستان
━━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━━
📃 صفحه ۵
🔖 نام برخی از پهلوانان نامی بلوچ
🔸 پهلوان هوتی: در مطلع منظومه حماسی «رند و لاشار» که بلندترین و مشهورترین حماسه کهن بلوچی است، نام پهلوان "هوتی" این گونه آمده است:
« هوتی بِیل مَنی شاهیگیں
گُپتار اَنت اول داهیگین »
شاعر در این منظومه پهلوان "هوتی" را به عنوان دوست شایسته خود خطاب میکند و میگوید: «ای هوتی دوست شایستهٔ من! سخنان من عبرتآمیز و آگاهاننده هستند.» ترجمه ادامه شعر: «این اشعار را بردار و آنها را به مجالس پرشور ببر و دلهای مردم دانا را با آنها آگاه کن»؛ سپس به او وعدهٔ داد و خلعت میدهد.
🔸 پهلوان ملک میرین: در یکی از اشعار مناظره رند و هوت، پهلوان "ملک میرین" مورد اشاره است:
« بیا مَنی نامانی ملک میریں
وَشّ اَنت تَئی اَلپاز ماں دَپ ءُ شیریں»
ترجمه: ای ملکمیرینِ نامدارِ منْ بیا، که سخنان در دهانت گوارا و شیرین هستند.
🔸 پهلوان صادق: به «صادق» در مطلع شعری از نورمحمد بمپشتی که برای ملافاضل (نور محمد و ملا فاضل دو تن از شاعران مشهور بلوچ هستند که نزدیک به ۲۰۰ سال پیش میزیستند) فرستاده است، اشاره میرود:
« صادق بیا سخناشرافیں
لوری سُوهو ءُ سَرآپیں
شاگی زیر ءُ بیار ءُ تراپیں »
ترجمه: ای صادق نکتهسنج، ای هنرمند خبره و دانا، سازی خوشصدا بردار و بیا... .
🔸 پهلوان شهداد شکر: عبدالله روانبد (متوفی ۱۳۶۷)، شاعر معاصر، نیز نام یکی از پهلوانان شهیر معاصر به نام «شهداد» را در پایان بخش نخست منظومه حماسیای که به نام «دادشاه» ساخته است، اینگونه میآورد:
« شهداد خیالاں شَم بِدئے
تْرُندیں رَگاماں تَم بِدئے
بور دَمانی دَم بِدئے
هالاں پَدا سَرجَم بِدئے »
ترجمه: شهدادا! بین خیالهای شاعرانه فاصلهای بگذار (بین دو بخش منظومه دادشاه) ؛ رگبار بارانهای تند (اشعار حماسی) را به پایان برسان ؛ لحظهای بگذار که اسب [خیال] استراحت کند ؛ اخبار و احوال دیگر را بعداً [در منظومه ای دیگر] کاملتر بیان کن.
پایان.
📚 سرچشمه:
جهاندیده، عبدالغفور. «روایت خنیاگری در فرهنگ و ادبیات بلوچی.» مطالعات مردمشناختی میراثفرهنگی، ۱۳۹۳، ۱ (۱) :۱۰۷-۱۲۱.
💠 سنت خنیاگری (پهلوانی) در بلوچستان
━━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━━
📃 صفحه ۴
🔖 نقش پهلوان در جامعهٔ بلوچ
🔸 اشعاری که پهلوانان میخوانند اگر جنبه روایی یا داستانی داشته باشند، گاهی بخشهایی از آنها را به صورت نثر بیان میکنند، مخصوصاً در جایگاهی که منظومه نتواند کل واقعه را بازگوید، یا اینکه آن بخش از منظومه موجز و مجمل باشد، اما در هر دو حالتِ نظم و نثر، صدای موسیقی قطع نمیگردد.
🔸 پهلوانان همواره در بین مردم حضور داشتهاند، از زمانهای قدیم تا یک دهه پیش، و مجالس خنیاگری و موسیقی سنتی پهلوانی گرم بوده است، امروزه پهلوانان، در جنوب بلوچستان، بیشتر در مراسم جشن عروسی دعوت میشوند و آواز خوانی خود را معمولاً از ساعتهای نخست شب آغاز میکنند و تا بامداد ادامه میدهند.
🔸 پهلوانان شهر به شهر میگشتند و هنر و آواز و حوادث منظوم را به گوش مردم میرساندند و گاهی از طرف مردم و علاقهمندان نقاط مختلف دعوت میشدند و هنرنمایی میکردند. در شعر بلوچی کهنی آمده است:
«شَئیر اَنت گۆں شَهرگولیں اَگازیاں
مِنَّگ پَهر اَنت رَهگِداریاں»
ترجمه فارسی: شعرهایی است که خنیاگران شهرگرد با خود دارند و [همه] با افتخار و غرور در رهگذرها [میخوانند.]
🔸 پهلوانان در برابر هنرنمایی خود از امیران یا کسانی که از آنها دعوت میکردند، «داد» میستاندند. «داد» در بلوچی، همان پاداش و انعام فارسی است. اما اگر امیری در کار نبود، مردم حاضر در مجلس، پاداشی برای او در نظر میگرفتند.
#ادبیات
#فرهنگ_و_رسوم
🌻 @balochs_history
💠 سنت خنیاگری (پهلوانی) در بلوچستان
━━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━━
📃 صفحه ۳
🔖 نقش پهلوان در جامعهٔ بلوچ
🔸 پهلوانان و شاعران، بزرگترین نقش را در خبررسانی و آگاهسازی مردم از رخدادهای مهم، مانند جنگها بین قبایل یا جنگ با مهاجمان بیگانه و یا حتی رخدادهای حماسی چون نبرد پهلوانی زورمند با جانوری ترسناک، همچون شیر و پلنگ، یا رخدادی طبیعی مانند سیل و طوفان، برعهده داشتند. شاعران میسرودند و پهلوانان با آوازهای دلنشین خود به گوش مردم میرساندند. گاهی پیش میآمد که شاعر؛ پهلوان (خنیاگر) نیز باشد. یعنی خودش بسراید و خود در میان جمع، آهنگین و با موسیقی بخواند.
🔸 وقتی که پهلوانی در جایی دعوت میشد تا برنامههایش را اجرا کند، مردم از هر سو به آنجا میرفتند و شبی یا چند شب را در کنار او تا صبح میرساندند و بیشتر کسانی که شعرهای رواییِ پهلوانی را از حفظ دارند و یا داشتهاند، آنها را در همین مجالس بـا شنیدن آواز خنیاگران به خاطر سپردهاند. در واقع، راز ماندگاری اشعار کهن و منظومههای حماسی و غنایی که تعداد آنها نسبتاً بسیار زیاد است، وجود پهلوانان و خنیاگران برجسته و هنرمند بوده است.
🔸 یکی از ویژگیهای خنیاگران نامی و حرفهای این است که طبع شعر هم داشته باشند و بتوانند بدیههسرایی کنند. در خنیاگری بلوچی، اشعار و سرودهها گاهی بسیار طولانی هستند و با این حال، خنیاگر باید شعرش را ملحون و بدون وقفه بخواند. گاهی پیش میآید که در میان اشعار بلند، مصراعی به ذهن خنیاگر نرسد و با یاری نکردن ذهن، داستان روند خود را طی نکند. بنابراین خنیاگر باید در بدیههسرایی آنقدر قوی باشد که فیالبداهه مصراعهایی را بر اساس داستان بسراید و رشته ابیات را دوباره به هم پیوند دهد. اینگونه بدیههسرایی سبب شده است که منظومههای بلند و کهن، از نظر تعداد مصراع اختلاف داشته باشند.
🔸 موضوع بدیههسرایی در بازگوییِ روایات منظوم، ویژه خنیاگران بلوچ نیست، بلکه در ایران باستان نیز سابقه داشته است، مری بویس در این باره میگوید: «خنیاگر ساسانی نیز مانند گوسان پارتی، وارث بخشی از موضوعات و مضمونهای سنتی بود که از روی آنها میتوانست بدیههسرایی کند و اشعار گوناگونی از ساختههای خودش را نیز بر آن بیفزاید و به همراهی سازی بخواند.»
#ادبیات
#فرهنگ_و_رسوم
🌻 @balochs_history
💠 سنت خنیاگری (پهلوانی) در بلوچستان
━━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━━
📃 صفحه ۲
🔖 واژهشناسی پهلوان
🔸 واژه پهلوان در بلوچی به معنی خنیاگر است، و به این معنی در فرهنگهای فارسی نیامده است. پهلوان، عنوانی است برای نقالان بلوچ که اشعار و سرودههای بلند داستانی و حماسی را با آواز میخوانند و اغلب، نوازندگانی آنها را همراهی میکنند، مانند «پهلوان بلند زنگشاهی» و «پهلوان رسولبخش» که هر دو از معاصرین هستند و یکی خواننده و دیگری نوازنده است. زیرا این آوازها اغلب همراه با موسیقی همراه هستند و با سازهای سُروز (قیچک) و تَمبیرَک (تنبور) خوانده میشوند.
🔸 ساختار واژه پهلوان در زبان بلوچی میتواند به این ترتیب باشد: پهلو + وان.
بخش نخست این واژه میتواند پهلوی به معنی منسوب به پهله باشد. این واژه معانی مختلفی در ایران داشته از جمله اینکه پهلوی به گونهای از اشعار رایج در شمالغرب ایران گفته میشد که به زبانهای مردم ناحیه فهله سروده میشدند؛ همچنین به عنوان یکی از الحان قدیمی موسیقی ایرانی نیز به کار میرود، نظامی میگوید:
«سرود پهلوی در نامه چنگ
فکنده سوز آتش در دل سنگ».
و نیز پهلوی، گوشهای از دستگاههای چهارگاه و سهگاه نیز هست.
همچنین به نوعی از سرودهها نیز گفته میشد چنانکه نظامی میگوید:
«پهلویخوان پارسیفرهنگ
پهلوی خواند بر نوازش چنگ».
🔸 بنابراین بخش اول واژه پهلوان در بلوچی، یعنی «پهلَو»، به معنی سرودهایی بهنام پهلوی است؛ بخش دوم این واژه یعنی «وان»، معادل خوان به معنی خواننده است. بنابراین پهلوان در بلوچی، معادل پهلویخوان فارسی است، یعنی کسی که سرودهای پهلوی را میخواند.
#ادبیات
#فرهنگ_و_رسوم
🌻 @balochs_history
💠 سنت خنیاگری (پهلوانی) در بلوچستان
━━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━━
📃 صفحه ۱
🔖 مقدمه
🔹 روایت سرگذشتها در فرهنگ و ادبیات بلوچی به چند شیوه معمول بوده است و مهمترین آنها، روایت منظوم است. در میان بلوچها، خنیاگران مهمترین نقش را در آگاهیرسانی به مردم از رخدادهای مهم را برعهده داشتهاند؛ بدینترتیب، شاعران میسرودند و خنیاگران با آوازهای دلانگیز و سازهای دلنواز خود، آنها را به گوش مردم میرساندند. گاهی پیش میآمد که شاعر، خنیاگر نیز باشد. یعنی خود بسراید و در میان جمع با آواز و موسیقی بخواند. در بلوچی به خنیاگری که اشعار غنایی را میخواند، «پهلوان» میگویند که در لغت میتواند به معنی «پهلویخوان» باشد، این واژه معادل واژهٔ فارسی گوسان است.
🔹 شعر بلوچی، سند تاریخی بلوچها و مهمترین شیوه روایت از زندگی، فرهنگ و تاریخ آنهاست. بخش بزرگی از آنچه ما امروز به عنوان تاریخ این قوم در دست داریم، برگرفته از اشعار کهن آنان است، بهگونهای که هرگاه رخدادی مهم رخ میداد، شاعران آن را به نظم درمیآوردند و خنیاگران با ساز و آواز برای مردم بازگو میکردند و بدینترتیب، روایتهای گوناگون حماسی، عاشقانه، داستانی و مذهبی را نسل به نسل نقل کردهاند.
🔹 زندگی قبیلهای بلوچها ایجاب میکرد که علاوه بر جنگجویان نیرومند، راویان چیرهدست نیز حضور داشته باشند تا با روایتهای خود، رخدادهای تاریخی را به نظم درآورده و نقل کنند. آنها افتخارات جنگجویان را بازگو میکردند و در سوگ کشتهشدگان مرثیه میسراییدند و بازماندگان را به کینخواهی برمیانگیزاندند.
#ادبیات
#فرهنگ_و_رسوم
🌻 @balochs_history
💠 صبا دشتیاری
غلامحسین صبا دشتیاری، مشهور به «صبا دشتیاری»، از برجستهترین روشنفکران، نویسندگان و پژوهشگران بلوچ در سده معاصر بود...
🌐 برای مشاهده ادامۀ مطلب اینجا کلیک کنید.
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۱۶
🔖 ویجَیَهپوتَه، پادشاهی از خاندان ناشناخته
🔹 سکههای خاصی وجود دارند که در پشت آنها نماد سواستیکا و دور آن نماد، یک نوشتهٔ مدوّر به خط براهمی وجود دارد و ظاهراً از همان منطقهای آمدهاند که سکههای راجههای پارَتَه نیز در آنجا یافت شدهاند.
🔹 نوشتههای روی این سکهها به طور موقت خوانده شدهاند و هیچ اطمینانی وجود ندارد که این سکهها واقعاً متعلق به راجههای پارَتَه باشند، زیرا نام این دودمان در نوشته ذکر نشده است.
🔹 هلال ماه روی تاج در نقشمایهٔ پادشاه روی سکه، نشان میدهد که تاریخ این سکهها بسیار بعدتر از سکههای داتَهیولَه (آخرین شاه پارَتَه) است. این ویژگی اولین بار توسط پادشاه ساسانی یزدگرد یکم (۳۹۹-۴۲۰ م.) معرفی شد و سپس به طور گستردهای بر روی سکههای کوشان-ساسانیها و هپتالیها گرتهبرداری شد. بنابراین احتمالاً این سکههای [یافت شده در بلوچستان] به قرن پنجم میلادی مربوط میشوند.
🔹 استفاده از نماد سواستیکا احتمالاً نشان میدهد که این سکهها توسط دودمانی صادر شدهاند که سنتهای شاهان پارَتَه را ادامه داده است. هرچند که مشخص نیست این یک جایگزینی برای دودمان پارته بوده یا یک جانشینی و تداوم در همان دودمان.
• śrī rājño ṣāhi vijayapotasya
🔸 پایان مطالب «پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)».
📚 سرچشمه:
P. Tandon. 2021. "The Paratarajas." pp. 523 - 538 (16).
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۱۵
🔖 داتَهیولَه، پسر داتاروْهَرنَه، یازدهمین شاه پارَتَه
🔹 پس از داتاروْهَرنَه، پسرش، داتَهیولَه جانشین او شد. از آنجا که نام پدر داتاروْهَرنَه نیز داتَهیولَه بود، پدربزرگ را میتوان گفت داتَهیولَه یکم، و نوه را داتَهیولَه دوم. البته شواهدی مبنی بر این که داتَهیولَهٔ یکم سکههایی ضرب کرده باشد، وجود ندارد. در واقع ما دو پادشاه داریم: داتاروْهَرنَه، پسر داتَهیولَه، و داتَهیولَه، پسر داتاروْهَرنَه. مشخص نیست که کدام یک باید زودتر در فهرست پادشاهان پارَتَه قرار گیرد. دلیلی که داتَهیولَه به عنوان پادشاه بعدی ذکر شده این است که سکههای او به نظر میرسد که از نظر اجرا و سبک خشنتر هستند. احتمالاً پادشاهی در شرایط دشوارتری قرار داشته و کیفیت سکهها به همین دلیل کاهش یافته است. همچنین، ما میدانیم که سکههای داتَهیولَه، به تقلید از سکههای پادشاه کوشانی-ساسانی هرمزد یکم ضرب شدهاند. بنابراین، ذکر داتَهیولَه به عنوان پادشاه پس از داتاروهَرنه، بیشتر منطقی به نظر میرسد.
🔹 دو ویژگی دیگر از سکههای داتَهیولَه وجود دارد که شایان توجه است. چندی از سکههای او خوانش عنوان شاهانه را از "پارَتَهراجَه" به "پارَدَهراجَه" تغییر میدهند. این امر شواهد ملموسی برای این واقعیت فراهم میکند که قبیلهای که در برخی منابع مکتوب هندی به عنوان پارَتَهها اشاره شده، با قبیلهای که در برخی از منابع دیگر با عنوان پارَدَهها نام برده شده، یکی است.
🔹 علاوه بر این، داتَهیولَه برای اولین بار یک واحد جدید، تترادراخما، را در تاریخ پادشاهی معرفی کرد. به احتمال زیاد، این امر شواهد بیشتری از تورم است که احتمالاً ناشی از شرایط اقتصادی دشوار بوده است. تمامی سکههای داتَهیولَه نسبتاً نادر هستند، اما تترادراخما به ویژه نادرترند، که نشان میدهد این سکهها نسبتاً دیر در دوران پادشاهی او معرفی شدهاند.
🔹 فالک پیشنهاد کرده است که نام "داتَهیولَه" متشکل از "داتَه" به معنی داد و عدالت و قانون و یولَه به معنی جنگجو و مبارز است و در کل به معنی "مبارز برای عدالت" است. وی در حدود سالهای ۲۸۵ تا ۳۰۰ میلادی فرمانروایی کرد.
• dātayolasa dātārvharnaputrasa Pāratarājasa
• dātayolasa dātārvharnaputrasa Pāradarājasa
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۱۴
🔖 داتاروْهَرنَه، پسر داتَهیولَه، دهمین شاه پارَتَه
🔹 پس از کوزیَّه، داتاروْهَرنَه جانشین او شد. سکههای داتاروْهَرنَه بسیار به سکههای پایانی کوزیَّه نزدیک است. تا جایی که میدانیم، او تنها دراخماهایی با تصویر پادشاه ایستاده را ضرب کرده است. از آنجا که کوزیَّه در پایان پادشاهی خود دراخما و دیدراخما ضرب میکرد، منطقی است که انتظار داشته باشیم داتاروْهَرنَه نیز چنین کرده باشد. با این حال، نادر بودن دراخماها نشان میدهد که سکهزنی به سرعت به دیدراخماها محدود شده است. به احتمال زیاد، این ممکن است نتیجه نرخ بالای تورم باشد که شاید نیاز به سکههای کمارزشتر را از بین برده است.
🔹 ما نمیدانیم که داتاروْهَرنَه چه نسبت خانوادگی با شاهان پیش از خود داشته است، زیرا پدرش، داتَهیولَه، سکهای ضرب نکرده بود. معقول است که حدس بزنیم او ممکن است نوهٔ بْهیماَرجونَه باشد، زیرا کلمهٔ یولَه در نام پدر بْهیماَرجونَه، یولَهتَخمه، وجود داشته است. اگر این فرض درست باشد، داتاروْهَرنَه میتواند برادرزادهٔ کوزیَّه باشد و این او را به یک گزینه اصلی برای جانشینی تبدیل میکند.
🔹 نام داتاروْهَرنَه از دو ریشه کلمه داتار و وْهَرنَه تشکیل شده است. ما قبلاً دیدهایم که کلمه وهرنا، که احتمالاً یک نوع تغییر یافته از کلمه هْوَرَه است، که در نام برخی از شاهان پارَتَه دیده میشود، این کلمه میتواند همان «فرّ» باشد. داتار نیز میتواند همان «دادار» باشد و به طور کلی نام او به معنای فرِّ دادار است. با توجه به ضرب معدود سکههای او با استفاده از تعداد بسیار کمی از قالبها، داتاروهرنه احتمالاً پادشاهی بسیار کوتاهی داشته است، احتمالاً در سالهای ۲۷۵ تا ۲۸۵ میلادی.
• dātārvharnasa dātayolaputrasa Pāratarājasa
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history