2210
#سایت_بندپی www.Bandpay.ir عکس، تاریخ، فرهنگ و اخبار بندپی ۱۳۸۹-۱۳۹۸ «ثبت شده در ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی» ارتباط با ما (ارسال عکس و سفارش تبلیغات)👇 @bandpayir
💢 سالِ آخِر چهارشنبه (چهارشنبه سوری) در #بندپی
✍️ #سایت_بندپی - نوشته زیر به بیان آیین هایی در مورد جشن چهارشنبه سوری در ایران و سپس در بندپی می پردازد.
جشن چهارشنبه سوری که یکی از جشن های آتش ایران باستان است هم اکنون در شب آخرین چهارشنبه ی هر سال برگزار می شود. اما در مورد پیدایش و چگونگی برگزاری آن اتفاق نظر نیست.عده ای این جشن را مربوط به ایران باستان می دانند و گروهی آن را جشنی مربوط به سده های نخست اسلامی که اشکال و آیین های آن ریشه در فرهنگ ایران باستان دارد، می دانند.
بی شک تقسیم ماه به چهار بخش و نام های هفته ی امروزی در ایران قبل از اسلام وجود نداشته است و هر روز ماه نامی داشته است و در روزی که نام ماه و نام آن روز یکسان بوده جشن برگزار می شد. مثلا در شانزدهمین روز از ماه مهر که به نام مهر بوده است، جشن مهرگان برگزار می شده است.
یکی از اهداف جشن چهارشنبه سوری تقدیس آتش در واپسین روزهای زمستان درست هنگامی که سرما رخت برمی بندد، است.دلیل تقدیس آتش در این روز می تواند بیدار کردن و تحریک خورشید باشد تا بر جهان بتابد و جهان را از فسردگی و سکون خارج بکند.اساسا تقدیس آتش برای بارور کردن طبیعت است.
عده ای که جشن چهارشنبه سوری را مربوط به ایران باستان می دانند بر این باورند که جشن سوری در ایران باستان در یکی از چند شب پایانی سال برگزار می شده است و با آتش افروزی همراه بوده است. بر عقیده ی این افراد در دوران اسلامی بعد از نام گذاری روزها به دلیل بدیمن بودن چهارشنبه در نزد تازیان این جشن در آخرین چهارشنبه سال برگزار می شود تا نحوست و بدیمنی این روز از بین برود.
دلایل دیگری برای انتخاب چهارشنبه می آورند. مشهور است که مختار، منتقم خون حسین(ع)، در هنگام خروج خود دستور داد که شیعیان بر پشت بام های خود آتش بیافروزند تا موافقان و مخالفان خود را از هم تمییز دهد و می گویند که آن روز چهارشنبه آخر سال بوده است.
🔹چهارشنبه سوری در #بندپی :
یکی از ویژگی های جشن های ایرانیان و از جمله چهارشنبه سوری این است که در هر منطقه از ایران با توجه به طبیعت و محیط زندگی باشندگان آن منطقه آیین های متفاوتی در برگزاری آن جشن ها اجرا می شود. مسلما منطقه ی بندپی از این قانون مستثنی نیست.
نیاکانمان اعتقاد داشتند که در شب بیست وششم اسفند فروهرها و روان درگذشتگان فرود می آیند و حدود ده روز در این جهان می مانند بنابراین برای شادکردن این روان ها از خود به رفت و روب خانه ها می پرداختند و سفره می گستراندند و بر بام خانه ها چراغ و آتش می افروختند.
اما به هرحال به اعتقاد مردم بندپی در روز چهارشنبه آخر سال می بایست خانه مرتب و تمیز باشد. همچنین آن ها در غروب سه شنبه بر سر چشمه ها چراغ می افروختند که باز می تواند ریشه در جشن فروردگان داشته باشد.
روشن کردن آتش و پریدن از روی آن و خواندن ترانه معروف سرخی تو از من، زردی من از تو که در همه جای ایران رواج داشته و دارد، در بندپی نیز اجرا می شود اما به نظر می رسد در گذشته بسیار پررنگ تر از امروز بوده است.
یکی از موضوعات مهم و جالب توجه در جشن چهارشنبه سوری اهالی بندپی این است که بخشی از آیین و آداب این جشن در صبح روز چهارشنبه برگزار می شود. نیاکانمان در این روز بر این باور بودند که نباید در این روز به کار بپردازند و این روز را به استراحت و شادی می پرداختند شاید به همین دلیل بوده است که بر روی دستگاه نخ ریسی (چل) خود پارچه ای می انداختند.
خاص ترین آیین چهارشنبه سوری در نزد مردم بندپی، پختن #آش_ترش در صبح روز چهارشنبه است. پختن این آش چنان مهم بوده است که از چند روز قبل برای تهیه ی مقدمات آن آماده می شدند و بر این اعتقاد بودند که باید در پختن آن هفت نوع ترشی، انواع ادویه، گلپر، انواع سبزی که در آن موقع سال در طبیعت وجود داشته است مانند پونه (اوجی)، ایه (زلنگ)، اناریجه، گزنه و… استفاده کنند.
اعتقاد عمومی بر این است که این آش باعث دفع انواع بیماری ها و ناراحتی ها یی که درطول سال در بدن انسان رخنه کرده اند، می شود.هنگام پختن آش سکه ای در آن می انداختند و باور داشتند هرکس این سکه را بیابد خوش شانس ترین فرد خانواده در سال آینده خواهد بود و سال خوب و خوشی را در پیش خواهد داشت.
این گزارش در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ در سایت بندپی منتشر شده که به مناسبت نزدیک شدن به سال نو بازنشر شده است.
🔺توجه: متن کامل این نوشته را در لینک زیر از سایت بندپی بخوانید👇
www.Bandpay.ir/?p=11001
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay
آیین های نوروزی در #بندپی
✍️ " گل مالی و آیین های خانه تکانی "
#سایت_بندپی - هر ساله با نزدیک شدن به فصل بهار، مردم روستاهای بندپی با خانه تکانی و انجام آیین های زیباسازی خانه ها و روستا به استقبال نوروز می روند.
خانهتکانی سنتی دیرینه و کهن است که مردم ایران از گذشتههای دور با پاک کردن گرد و غبار، دور ریختن اشیای کهنه و جایگزینی آن با اشیای نو به استقبال بهار میروند. مردم ایران از دیرباز در روزهای پایانی اسفندماه، با خانه تکانی که یکی از رسم های دیرینه و نشان دهنده رسیدن بهار است به استقبال نوروز می روند و معتقدند که این پاکی با زیبایی و طراوت بهار عجین شده و روح شادابی و سرزندگی به آنان میبخشد. همچنین این رسم می تواند ریشه در جشن فروردگان داشته باشد که در آن به اعتقاد نیاکانمان، روان درگذشتگان در روزهای آخر سال به خانه باز می گشت و بنابراین برای آنکه این فروهرها و روان ها از آن ها خشنود شوند، خانه ها را رفت و روب می کردند، لباس نو می پوشیدند و انواع خوراکی ها را آماده می کردند و آتش می افروختند.
در مازندران به علت شرایط متفاوت آب و هوایی خانه تکانی با شور و حال خاصی انجام می شود و به علت شرایط نمناکی زیاد منطقه، مردم اغلب سعی می کنند خانه تکانی را زودتر آغاز کنند تا در روزهای باقی مانده، با خیالی آسوده به استقبال نوروز بروند.
به عبارتی دیگر خانه تکانی را می توان به عنوان نخستین نشانه های فرارسیدن سالی نو دانست که مردم علاوه بر پاک کرن گردوغبار منازل، سعی می کنند کینه ها و ناراحتی های درونی خود را نیز بیرون ریزند.
🔹 خانه تکانی در #بندپی
در بندپی هم همانند دیگر نقاط مازندران، سنت دیرینه خانه تکانی با شور خاصی برگزار می شود. صورت معمول خانه تکانی به این صورت است که معمولا افراد یک خانواده و یا زنان همسایه و یا هم محلی ها گردهم می آیند و برای پاکسازی خانه ها و گردوغبار روبی همدیگر را یاری می رسانند.
از روش های متداول خانه تکانی در گذشته، خِنِه بِننوسِن kheneh bennossen (= گل مالی کردن خانه های روستایی) است.
خانه های روستاهای بندپی در گذشته های نه چندان دور با نگاه به مصالح موجود در منطقه ساخته می شد یعنی از چوب و اینکه برای پوشاندن دیوار از گل استفاده می کردند. بنابراین زنان پرتلاش و زیبا پسند منطقه برای آنکه خانه های زیبایی داشته باشند دیوار خانه ها را با مخلوطی از خاک نرم و پهن گاو که به آن « گِل گویی gel goie » می گفتند، می اندودند.
این زنان هنرمند گل مالی دیوارهای خانه را عموما به دو صورت انجام می دادند یا اینکه کل دیوار با همان مخلوط گل گویی می اندودند و دیگر آنکه آنان که خوش ذوق تر بودند دیوار خانه را به دو قسمت تقسیم می کردند؛ قسمت پایین دیوار را گل مالی می کردند و قسمت بالای آن را با نوعی گل سفید می اندودند.
به این روش اندودن دیوارها « کمر بُر ( Kamer bor ) » می گفتند و دلیل این کار آن بود که این گل های سفید عموما رنگ پس می دادند. بنابراین تا آن قسمتی از دیوار که هنگام نشستن و تکیه دادن تا حدود سر آن ها را تشکیل می داد با گل گویی می اندودند؛ هم اینکه گل گویی رنگ پس نمی داد و هم با ترکیب رنگ ها زیبایی خاصی به دیوارها داده می شد.
از ویژگی های این نوع مصالح این است که درون خانه را در زمستان گرم و در تابستان خنک نگه می دارد. البته امروزه با وجود گسترش مصالح ساختمانی جدید و تغییر شکل خانه ها و استفاده از مصالح جدیدتر برای ساخت خانه، این سنت در حال فراموشی است و حتی تعدادی از خانه هایی که به این شکل ساخته شده اند با این روش نوسازی نمی شوند و این سنت فقط در برخی نقاط روستایی و کوهستانی بندپی به کورسویی زنده است.
زنان بندپی علاوه بر اندودن خانه ها، فرش ها و لحاف و پرده ها و هر چیز قابل شستن را از خانه های خود خارج می کنند و آن ها را می شویند و غبار سال گذشته را می زدایند و به استقبال سالی پر از خوشی و شادی گام برمی دارند.
🔺مشاهده گزارش تصویری از خانه تکانی و استقبال بهار در روستاهای بندپی / از لینک زیر ببینید : 👇
www.Bandpay.ir/?p=21007
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
#نوروزخوانی ؛ آیین دیرینه پیشوازی نوروز در مازندران
🎵 نوروزخوانی 14 معصوم توسط استاد زنده یاد #حسین_طیبی
🔺معرفی کامل آیین نوروزخوانی 👇
/channel/bandpay/8879
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay
#نوروزخوانی ؛ آیین دیرینه پیشوازی نوروز در مازندران
🎥 نوروزخوانی در بندپی
🔺معرفی کامل آیین نوروزخوانی + پخش آنلاین و دانلود موسیقی و فایل تصویری نوروزخوانی 👇
www.Bandpay.ir/?p=10936
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay
وَرفِ دِشو ؛ بستنی مخصوص روزها و شبهای زمستانی در #مازندران
یکی از خوراکیهای مرسوم و بومی مازندرانیها از گذشته تا کنون، خوردن "وَرفِ شَکِر" و نیز "وَرفِ دِشو" در شبهای زمستان است.
#ورف_دشو به مخلوطی از شیرهی خرمالوی جنگلی (فِروونی دِشو) و #برف_تازه و تمیز گفته میشود.
در گذشته برای تهیه ورف دشو از برف تمیز استفاده میشده است. دکتر محمدرضا امانی (دکترای طب سنتی از چین) خوردن برف و شکر یا برف و دشو را به علت ضعیفتر شدن مقاومت بدن و #تمیز نبودن برفها و مخلوط بودن آن با انواع آلایندههای سنگین در مناطق شلوغ و پر از سکنه که باعث به وجود آمدن ناراحتیهای معده میشود، تایید نمیکند./مازندنومه
پ.ن : #دشو فرآوردهای است که با تلاشهای فراوان و طی یک فرایند طولانی از میوههای جنگلی به دست می آید و با خواص درمانیاش، در موارد مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد.
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ بندپی)
معرفی #دشو و آیین #دشوپزی را در لینک زیر از #سایت_بندپی بخوانید👇
www.Bandpay.ir/?p=15606
#تاریخ_بندپی
۲۱ بهمن ۱۳۸۱ : درگذشت پهلوان با اخلاق و نامی #بندپی
#اللهوردی_علیتبار_فیروزجائی
(۱۳۳۰-۱۳۸۱)
🔺معرفی و زندگینامه این پهلوان نامآشنای خطه #بندپی را میتوانید از لینک زیر در #سایت_بندپی مشاهده کنید👇
www.Bandpay.ir/?p=16417
✅ #سایت_بندپی (رسانه #تاریخ، #فرهنگ و #هنر #بندپی)
🆔 @Bandpay
💢 معرفی جشن #تیرما_سیزده_شو و آیین های آن در منطقه #بندپی
صفحه 2 از 2
🔸بخش اول گزارش را از لینک زیر بخوانید
/channel/bandpay/2219
⭕️ آیین های جشن تیرما سیزده شو
🔹پذیرایی ویژه شب تیرما سیزده : در شب تیرما سیزده خانواده ها، دوستان و خویشاوندان نزدیک، گرد هم جمع می شوند و بنا بر رسم محل آجیل و میوه هایی مانند انار، پرتقال، خربزه، هندوانه، ازگیل، سنجد، انگور، نیشکر، تخمه، بشتی زیک و گردو دور سفره می چینند و با هم می خورند. (الهی و قلی پور، 1393: 514)
همچنین نان و شیرینی های محلی همچون کماج و بادونه هم در این شب پخته و در پذیرایی ها استفاده می شده است.
🔹آیین لال زن شو : در منطقه بندپی و فیروزجاه در این شب بنا بر سنت پیشینیان آیین «لال زنِ شو» یا کتک خوردن از لال برگزار می شود. نحوه انجام بازی در گذشته بدین صورت بوده است که سر شب چند نفر از جوانان روستا دور هم جمع می شدند، یک نفر را به عنوان لال که نمی بایست حرف بزند انتخاب می کردند و «شیش» یا چوب بلندی را به دستش می دادند.
این جوانان به همراه فرد لالی که چوب بلندی در دست داشت در روستا می گشتند و در خانه های روستایی را می کوبیدند. هنگامی صاحب خانه از در بیرون می آمد، این لال با شیش (چوب) به صاحب خانه می زد و فرار می کرد و دوستانش پشت سرش می رفتند و آوازهای محلی سر می دادند و صاحب خانه هم مقداری میوه، پول یا برنج به همراهان لال می داد. (علی اکبر کیانی، جشن تیرما سیزده شو)
اهالی بر این باورند که لال هرکسی را بزند تا سال دیگر مریض نمی شود. این زدن را شگون درستی می دانند یا اگر صاحب خانه هوشیار باشد و قسمتی از چوب را می گرفت و می شکست می گفتند که شگون دارد. بیشتر مواقع لال سراغ زنان نازا، دختران دم بخت، حیوانات نازا و درختان بی میوه می رود. در هنگام زدن، کسی پادرمیانی می کند و با قول و ضمانت جلوی زدن لال را می گیرد. صاحب خانه هم ترکه چوب را در بین چوب های سقف می گذارد و معتقدند که برکت می آورد. (الهی و قلی پور، 1393: 514)
آواز محلی جوانان هم عمدتا به صورت زیر بود :
لال اِنه لال اِنه
پار بورده امسال اِنه
پار بورده امسال اِنه
مهمانِ پارسال اِنه
سرخانِ سوار اِنه
مه مارِ برار اِنه
🔹فال گوش ایستادن زنان : نوع دیگری از جشن تیرما سیزده شو «فال گوش ایستادن زنان» بود. به این صورت که زنان در هنگام غروب چادر بر سر خود می کردند و در کوچه می ایستادند و به اولین سخنانی که از رهگذران کوچه می شنیدند توجه می کردند و با خود آن را می سنجیدند. اگر حرف بدی بود برای آن متأسف می شدند و اگر هم سخن خوبی می شنیدند آن را به فال نیک می گرفتند.
🔹ترساندن درختان بی بار : از دیگر کارهای این شب این بود که اگر درختی مثل درخت گردو، پرتقال یا آلوچه که در سال میوه نمی داد یا کم میوه می داد با تبر حمله می کردند تا آن را قطع کنند و در این میان یک نفر پادرمیانی می کرد و مانع از قطع کردن درخت می شد. این عمل به گونه ای ترساندن درخت برای بارور شدن بود.
🔹جشن و پایکوبی : جشن و پایکوبی بخش دیگری از این مراسم است که معمولا نوازندگان محلی با سورنا می نوازند و مردم به شادمانی و پایکوبی می پردازند.
🔹گردو شکستن : از آیین های دیگر جشن تیرما سیزده شو که در بندپی بسیار مرسوم بود،شکستن گردو بوده است.به باور مردم منطقه،هرکسی اگر گردویی را می شکست و مغز آن پربار و تمیز بود، عقیده داشتند که برای آن فرد خوب است و سال خوشی در انتظار است اما اگر پوچ یا خراب بود برای آن فرد بد بوده است.
🔹امیری خوانی : از دیگر رسم هایی که در این شب برگزار می شده است، جمع شدن اهالی روستا در یک محیط بوده و در هنگام برپایی جشن تیرماسیزده امیری خوانی انجام می شده است.
🔸این نوشته را در سایت بندپی مشاهده کنید :
http://www.bandpay.ir/?p=15511
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
📸 عکسی قدیمی از اطعام دهی در مراسم آیینی داوِت (دعوت سالانه حضرت #امامزاده_عبدالله و #حاج_شیخ_موسی)
سال ۱۳۷۱
🔺معرفی مراسم آیینی داوِت👇
/channel/bandpay/7057
✅ #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
💢 معرفی مراسم آیینی #داوت
(دعوت سالانه حضرتین امامزاده عبدالله و حاج شیخ موسی)
✍️ #سایت_بندپی - آیین سنتی داوِت یا دعوت در #بندپی، هر ساله قبل از برپایی جشن ۲۶ عَیدِ ما برگزار میشود. در گذشته این مراسم در تاریخ ۲۵ عَیدِ ما فرس قدیم، به عنوان مراسم سالگرد حضرتین امامزاده عبدالله و حاج شیخ موسی در آستانه این دو حضرت در روستای ییلاقی #شیخ_موسی از توابع #دهستان_فیروزجاه برگزار میشده است.
مراسم دعوتین هر ساله به مناسبت بزرگداشت مقام حضرت امامزاده عبدالله(ع) و حاج شیخ موسی(ره)، عارف بزرگ منطقه فیروزجاه بندپی با حضور گسترده آحاد مردم منطقه در محل زیارتی آستانه حاجی شیخ موسی برپا میشود.
روایت است این آیین را سرشناسان و علمای بندپی از قدیم به منظور تجلیل و تکریم از مقام والای حضرت امامزاده عبدالله و حاج شیخ موسی که مروج خدمات ارزشمند اسلامی در منطقه بوده اند برپا کردهاند.
اهالی بندپی برای بجا آوردن صله رحم و شرکت در این آیین، با ارادت خاصی در محل زیارتگاه حاج شیخ موسی که در فاصلهی ۴۵ کیلومتری از مرکز بخش #بندپی_شرقی قرار دارد جمع میشوند و این مراسم را بجا میآورند.
اهالی منطقه در این مراسم نذر و نیاز و زیارت را به جای میآورند. این گردهمایی باشکوه از نخستین ساعات بامداد آغاز میشود و بندپیهای ساکن در دیگر شهرهای کشور نیز برای بجای آوردن صله ارحام در این آیین سنتی و صمیمی حضور مییابند. در محوطه امامزاده جمعیتی مملو از اهالی بندپی به یاد گذشتهها و خاطرات قدیم با هم گپ و گفتگو میکنند و یاد ایام را گرامی میدارند.
تشکیل بازارهای محلی و درمانگاه سیار و اطعام، از ویژگیهای این مراسم بوده است.
هزینه برپایی مراسم داوت توسط نمایندگان هر تبار از ایل فیروزجایی که قرا و مراتع موقوفه حاج شیخ موسی را در اختیار دارند، تهیه میشود که بیشتر مواقع شامل احشام، برنج و محصولات لبنی است. اما در سال های اخیر مشاهده می شود که مسائل دیگر در برگزاری این مراسم باشکوه و باقدمت، جای اجرای برنامه های اصلی و سنتی آن را گرفته است و آن آیینها را بسیار کمرنگ کرده است.
🔹احیاء مراسم دعوت امامزاده عبدالله و حاج شیخ موسی به پیشنهاد #حاج_محمد_فیروزی در سال ۱۳۴۱:
در برخی از ادوار گذشته زمان برگزاری این مراسم به صورت دقیق مشخص نبوده است و هر ساله روزی را برای برگزاری مراسم داوِت انتخاب میکردند؛ در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۴۱ خورشیدی در جلسهای با حضور بزرگان طایفههای مختلف #ایل_فیروزجایی و معتمدین محلی #وقف_نامه حاجی شیخ موسی گردآوری و نوشته و توسط حاضرین در جلسه امضاء شد. به پیشنهاد حاج محمد فیروزی از این تاریخ زمان برگزاری مراسم دعوت هر ساله در روز ۲۵ عیدما فرس قدیم (تقویم محلی) و یک روز پیش تر از جشن بیست و شش عیدما تعیین شد.
🔺این گزارش در سایت بندپی منتشر شده است. برای مشاهده متن کامل گزارش به لینک زیر مراجعه کنید :
www.Bandpay.ir/?p=13185
✅ #سایت_بندپی (رسانه #تاریخ، #فرهنگ و #هنر بندپی)
🆔 @Bandpay
✍️ گِرماس پلا : غذایی بسیار مقوی که از برنج، ماست و شیر تازه تهیه میشود.
🔹این غذا را بیشتر، اهالی مناطق کوهپایهای و کوهستانی مازندران به ویژه گالشها و چوپانان مصرف میکنند.
🔹برای تهیه این غذای خوشمزه ابتدا برنج پخته شده را در داخل ظرفی بهنام "خِردِخار یا لاک" ریخته و شیر را آهسته آهسته به آن اضافه میکنند و همگام و همزمان آنها را بهم میزنند. پس از آن ماست تازه را هم به آن اضافه میکنند و هم میزنند تا به خوبی درهم آمیخته و آماده خوردن شود. برای خوشمزه ترشدن و خوشرنگتر شدن گرماس، کدو را نیز به ترکیب آن اضافه میکنند که به آن "کَئی گِرماس" میگویند. در مواقعی از آش دوغ نیز بجای ماست و شیر برای تهیه گرماس استفاده میشود.
🎵 « آمی دِتِر جان » با صدای استاد #نورالله_علیزاده
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ #بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
#بشنوید
🎵 ترانه مازندرانی بسیار زیبای #شوپه
اثر زنده یاد #محمد_دنیوی
شعر : زنده یاد #غلامرضا_کبیری
✅ #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
instagram.com/Bandpay.ir
💬 ارتباط با ما👇
@bandpayir
#شوپه (نگاهبانی از زمین های کشاورزی در شب) + آهنگ قدیمی شوپه
✍ #سایت_بندپی – شوپه را شاید بتوان یکی از مهم ترین و حساس ترین مراحل کشت برنج دانست. در مناطق کوهستانی و جنگلی مازندران، به دلیل قرار گرفتن زمین های کشاورزی در مناطقی که دور تا دور آن را جنگلهای انبوه و عمدتا خالی از سکنه فرا گرفته است و همچنین وجود حیوانات مزاحمی همچون گراز، این مرحله از زراعت برنج از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
مزرعه در مازندران، به ویژه شالیزار همیشه با تهدید جانوران جنگل روبرو بود. خوک و گراز و دیگر حیوانات وحشی چون « تَشی »، همان جوجه تیغی، در تابستان و در فصل کشت و کار، برای کشاورزان خسارت بار بوده و آفت هایی مهم به شمار می آیند. این جانوران زیان بار، دیر وقت شب فعال شده به مزرعه و آیش ها نزدیک می شوند. تنها چاره کار، شوپه گری است. حضور شب پا در مزرعه و در ساعات نیمه شب علاج کار بود. او با استفاده از چراغ و برافروختن آتش و ایجاد سر و صدا ، جانوران را که از گوشه و کنارجنگل بیرون می آمدند از مزرعه دور نگه می داشت.
شوپه یا شب پایی به نگاهبانی از زمین های کشاورزی در هنگام شب برای جلوگیری از حمله حیوانات وحشی مثل گراز گفته می شود.
شوپه گر یا «شب پا» یک واژه مازندرانی است. معنای «شوپه»، شب پایی مزرعه است. فرهنگ های فارسی به این واژه یا به این اصطلاح اشاره ای نمی کنند اما در مازندرانی بودن اصل واژه « شوپه » شکی نیست.
شوپه یا نگهبانی از زمین بر روی یک خانه چوبی که به آن « نِفار » می گویند و در یک قسمت مناسبی از زمین کشاورزی که بر دیگر قسمت ها اشراف و دید داشته باشد ساخته می شد که در آن لوازم خوردن غذا و نان و … هم بود؛ صورت می گرفت.
در برخی از قسمت های بندپی همچون زمین های کشاورزی فیروزجاه (پریجا آیِش) که در قسمت هایی از روستای فیروزجاه ثابت و سرجی کلا قرار دارد، به علت پلکانی بودن زمین ها و جدا نبودن زمین های هر شخص و وسعت شالیزار، اهالی یک نفر را به عنوان «میراِشکار» انتخاب می کنند و آن فرد در شب هنگام از محصولات برنج محافظت می کند. هزینه نگاهبانی فرد میراشکار توسط کشاورزان تأمین می شود.
شوپه گر (شب پا) شب را در بالای نفار با سروصدای بسیار و های و هوی گاه و بیگاه خود به صبح می رساند. در گذشته سرو صدای شوپه گرها هم از یکدیگر متفاوت بود و آنها حتی از سرو صدای یکدیگر در دل شب همدیگر را می شناختند. شوپه گر برای ایجاد سرو صدا جهت جلوگیری از ورود خوکها به مزرعه از هر وسیله ای که می توانستند استفاده می کردند. از جمله وسایل مورد استفاده برای شوپه پیتهای حلبی بود. شوپه گران برای فراری دادن خوکها دم غروب به پیتهای حلبی میکوبیدند و با آن صدایی طبل مانند در می آوردند و با آن خوکها را فراری می دادند. صدای کوبیدن افراد با هم فرق می کرد. در هنگامه غروب و زمانی که قرص خورشید خونرنگ به آرامی در انتهای افق محو می شد، دهها پیت حلبی در دشت به صدا در می آمد. انگار شوپه گران به اجرای مراسم آیینی خاصی مشغولند. این سروصدا ها از دل های لبریز از شادی و آرامش خبر می داد. آنها می دانستند در تاریکی که دقایقی دیگر فرا می رسد تنها نیستند.
نپار یا نفار جایگاه استراحت کشاورزان در مزارع است که با مصالح چوب به شکل های مختلف ساخته می شود . نفارها روی پایه هایی به تنهایی و یا محصور شده با چوب ساخته می شوند و معمولا ساختمان دائمی مزارع هستند گاهی هم ساده تر و با کمترین هزینه برای یک فصل زراعی ساخته می شوند. نپار به معنی دماندن و دور کردن و همچنین محل استراحت کشاورزان است.
این بنای چوبی ساده در میان شالیزارها برای حفظ و حراست از محصول ساخته می شود که هر شب مرد شالیکار بعنوان شب پا یا به گویش محلی شوپه شب تا صبح را به منظور پاسداری از شالیزار در مقابل یورش شبانه حیوانات بر بلندای نپار بیدار می نشیند تا مزرعه از آسیب خوک و دیگر حیوانات در امان بماند. این نفارها ساده و فاقد آثار تزئینی هستند.
این گزارش در سایت بندپی منتشر شده است:
www.Bandpay.ir/?p=13947
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay
مشاهده فیلم کوتاه از #نفار و #شوپهگری و دانلود آهنگ قدیمی "شوپه" با صدای زنده یاد #محمد_دنیوی در ادامه 👇👇
تلفیقی از #موسیقی و #فرهنگ #مازندران
اجرای زیبای گروه «آوای بصیرت» از #قائمشهر
در #فینال برنامه تلویزیونی «همآهنگ»
برنامه «همآهنگ» روایتی تازه از سرود و موسیقی است که از شبکه تلویزیونی #نسیم پخش میشود.
در قسمت نهایی این برنامه، گروه آوای بصیرت از قائمشهر که با اجرایی زیبا و خلاقانه، فرهنگ و موسیقی مردم مازندران را به نمایش گذاشت و تشویق همه حضار و داوران را درپی داشت؛ توانست مقام اول این برنامه تلویزیونی را هم کسب کند.
نمایش نمادین از قله #دماوند، آیین تیرِما سیززه شو، آواز #امیری، #لالایی مادران مازندرانی، دِسَرکِتِن نوازی و آیین #نوروزخوانی از جمله بخشهای اجرای گروه آوای بصیرت بوده است.
✅ #سایت_بندپی (رسانه #تاریخ و #فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
آیین های جشن 26 عیدماه / بخش اول
با توجه به آن چه تاکنون بیان شد و علاقه ي وافري که عموم مردم به « فریدون » پیدا کرده بودند که طبیعتاً ناشی از بدکرداري « ضحاك » هم بود ، مشخّص می شود که ملّت مطیع « فریدون » از تمام داشته هاي خود براي ارج نهادن به این پیروزي و به پاس این حادثه ي بزرگ استفاده خواهد کرد تا ابتدا شادمانی خود را نشان دهد و اقدام فریدون را تأییدي دوباره کند ، همچنین با این شادمانی به تمام دشمنان اعلام کند با تمام امکانات و با تمام وجود خواهان پادشاهی عادل هست که از ارزش ها پاسبانی کند . در این جا به ذکر چند نمونه از این آداب و رسوم می پردازیم:
1- روشن کردن شمع بر سر مزار مردگان
از جمله کارها یی که مردم در عصر روز » 25 عیدماه » انجام می دهند روشن کردن شمع بر مزار مردگان است. تکّه اي پارچه روي چوب می بندند و آن را آتش می زنند و بر مزار مردگان می گذارند . به این اعتقاد که در که در ساعات پایان این روز و در حالیکه هوا رو به تاریکی می رود ، قبر آنان روشن باشد ؛ همان کاري که پیش تر مردگان براي رسیدن به روشنایی براي باز ماندگان انجام دادند . از سوي دیگر ، این کار در واقع نوعی اعتقاد به زندگی روشن پس از مرگ براي کسانی است که براي رهایی خود و دیگران از چنگال ظلم ضحاك تلاش کردند.
2- روشن کردن شمع کنار چشمه آب
همان وآداب رسومی که در روشن کردن شمع بر سر مزار مردگان انجام می دهند ، براي کنار چشمه هاي آب هم در نظر می گیرند .آب در فرهنگ مردم نشان روشنی و نعمت است مخصوصاً آب چشمه هاي کوهستان . بنابراین براي زیاد شدن نعمت و جاري شدن نعمت ایزدي ، روشنی آتش را کنار زلالی آب می برند و در زمانی که هوا در حال تاریک شدن است ، رنگی به زلالی خون عزیزان و گذشتگان خود را در آب به نظاره می نشینند .
3- پختن خوراکی هاي محلی مختلف
در این قسمت فقط به یکی از آن خوراکی ها می پردازیم و آن دست پختی است به نان شیر آش ( شیر برنج )، به دلیل اهمیت این غذا که شاید قوت اصلی ساکنان این سرزمین ظلم ستیز باشد.
مواد اصلی این غذا همان طور که پیداست « شیر و برنج » است و شاید یکی از دلایل مهم استفاده از شیر این بود که به باور مردم ، « فریدون » ضحاك کش که چند سالی در جنگل و کوه مخفیانه زندگی می کرد از شیر گاو استفاده می کرد و قوت اصلی زنده ماندنش هم ، همین ماده بود . این خوراکی مقوّي که در غروب » 25 عیدماه » پخته می شود و معمولاً در خانه ي بزرگ فامیل یا خانواده آماده می شود بین دیگر بستگان و همسایگان توزیع می شود.
4- کوبیدن آهنگران بر آهن
باور بر این است که وقتی « فریدون » بر « ضحاك » چیره شد ، وي را با زنجیري محکم در پاي کوه دماوند به بند کشید تا شکسته شدن تدریجی هیبت « ضحاك » براي تمام ظالمان و کسانی که در سر ، اندیشه ي نابخردي دارند درس عبرتی باشد . بنا بر این باور ، آهنگران هر صبح و قبل از دمیدن خورشید ، چند بار با پتک روي آهن می کوبند و معتقدند که با این کارشان هیچ گاه غل و زنجیر از دست و پاي « ضحاك » باز نخواهد شد و اصطلاحاً نماد ظلم و ستم همیشه اسیر و دربند خواهد بود.
5- افروختن آتش در محوطه ي خانه هاي مسکونی و یا بالاي کوه ها
آتش مظهر گرما و روشنایی است . بر افروختن آتش در محوطه ي خانه ها و یا بالاي کوه ها هم نشان از سرور و شادمانی مردمان این سرزمین دارد و هم یاد آوري زمانی که با افروختن آتش ، خبر پیروزي لشکریان ظلم ستیز «فریدون» در تمام البرز کوه پیچید.
این گزارش در سایت بندپی منتشر شده است. برای مشاهده به لینک زیر مراجعه نمایید :
http://www.bandpay.ir/?p=13330
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
https://telegram.me/joinchat/AxmlGDunxITQJm2wlWaM-Q
ادامه در پست بعدی 👇👇👇
* جشن آیینی 26 عید ما / بخش اول *
سایت بندپی - 26 عید ما ، روز پیروزی فریدون بر حاکم ظالم ضحاک ماردوش و یادآور پیروزی خیر بر شر که سالیان درازی است مردمان البرز برای نکوداشت این روز به جشن و شادمانی می پردازند.
شاید میان هر ملتی افسانه اي باشد و شاید این افسانه ها ریشه در تاریخ آن ملت داشته باشد ولی در گذر زمان، شاخ و برگ هایی به آن افزوده شد و این کاملاً طبیعی به نظر می رسد چون کتابت و ثبت حوادث و رویدادها صورت نگرفت و یا اگر کتابتی صورت گرفت در اثر حادثه یا حوادثی به مرور از از بین رفت و این گونه است که یک حقیقت تاریخی، شکل افسانه اي به خود می گیرد و در بیان شفاهی آن، رویدادهاي خرق عادت مشاهده می شود. البته ممکن است بسیاري از این افسانه ها و روایات در گذر زمان گم شده باشند و هیچ ذکري از آن در خاطره ها به یاد نمانده باشد، ولی برخی افسانه ها و روایات همچنان زنده و پا بر جا هستند و بلکه گرامی داشته می شوند و به صورت آیینی محکم در برخی ملت ها داراي ارج و قرب هستند. از این نمونه ها در تاریخ ملت ها زیاد مشاهده می شود.
از جمله آن می توان به داستان « ضحاك مار به دوش و فریدون » اشاره کرد که در مازندران که بخشی از تپورستان قدیم است، از آن داستان به نام « ضحاك کشی » یا جشن « 26 عید ما » یاد می شود - روایتی که موضوع این نوشتار است .
در بخشی از تپورستان قدیم و در کوه هاي البرز مرکزي، حادثه اي روي داد که سینه به سینه نقل شده است. با توجه به شواهد و نشانه ها، این حادثه مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران است، دورانی که در تقسیم بندي گذشته از نگاه علم تاریخ به آن نگریسته می شود.
در ایران مردمانی زندگی می کردند صاحب شکوه و جلال و البته حاکمانی عادل که به تدریج دچار تباهی شدند و ظلم و جور و فسق و فجور مملکت را فرا گرفت و کشور به دست حاکمی ظالم افتاد که ما آن را با نام «ضحاك » می شناسیم.
در شاهنامه فردوسی از حکایت « ضحاك » و اتفاقات پیرامون آن ابیات زیادي می بینیم. در برخی کتاب هاي مورخان آن دوران هم به اختصار مطالبی می بینیم، ولی در هیچ کدام از این آثار به صراحت، محل حکومت و طول مدت حکومت « ضحاك » بیان نشده است. در هر حال آن چیزي که مسلّم است و در متون نظم و نثر قرون اولیه بعد از اسلام آمده است، این است که « ضحاك » حاکمی ظالم و ستمگر بوده است تا اینکه « فریدون » در صحنه ي تاریخ ایران پدید آمد .
ظلم و ستم « ضحاك » با شاخ وبرگ هایی که به آن افزوده شد و نشو نما پیدا کردن « فریدون » با حکایات و روایات قابل تأمل ، از مواردي است که به دلیل عدم کتابت و ثبت رویدادها در زمان حادثه و یا نزدیک به آن و نقل سینه به سینه حوادث و رویدادها پدیدار شد.
همراهی فریدون با « کاوه ( کاوه آهنگر ) » در نهایت منجر به محبوس کردن و زنجیر کردن « ضحاك » پاي کوه دماوند ( دنباوند ) و رهایی ایرانیان از ظلم و ستم « ضحاك » شد.
جشن وشادي که در نتیجه این پیروزي بزرگ به دست آمد به تدریج به صورت آیینی مهم گرامی داشته شد و در « تپورستان » جشنی را موجب گشت که به جشن « 26 عید ما » یا جشن « پاسداشت مردگان و در گذشتگان » ( همان هایی که ظلم و جور ضحاك موجب از بین رفتنشان شد ) شهرت دارد. این مراسم آیینی در کوه هاي البرز مرکزي، هر سال در روزهاي مشخصی گرامی داشته می شود.
فرهنگ شفاهی این منطقه ( البرز مرکزي ) ، روایات زیادي را به یاد دارد که با نگاه به آن متوجه می شویم در طول تاریخ چه بسا شاخ و برگ هایی به آن اضافه گشت و یا شاید هم اتفاقات و حوادثی از آن زدوده شد ؛ غلبه فریدون بر ضحاك و جشن 26 عید ما از آن جمله است.
این گزارش در سایت بندپی منتشر شده است. برای مشاهده به لینک زیر مراجعه نمایید :
http://www.bandpay.ir/?p=13230
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
https://telegram.me/joinchat/AxmlGDunxITQJm2wlWaM-Q
ادامه در پست بعدی 👇👇👇
📸 به استقبال نوبهار / گزارش تصویری
کلیپی از تصاویر مربوط به آیین #خانه_تکانی
در مناطق روستایی و جنگلی #بندپی 😍
تصاویر اختصاصی تهیه شده توسط #سایت_بندپی
هر ساله با نزدیک شدن به فصل بهار، مردم روستاهای بندپی با خانه تکانی و انجام آیین های زیباسازی خانه ها و پخت شیرینی های محلی که مواد اولیه آنها در داخل روستا تهیه می شود، به استقبال سال نو می روند. گزارش تصویری اختصاصی #سایت_بندپی از آیین سنتی خانه تکانی را مشاهده کنید.
🎵 " نوید نوروز " از آلبوم محلی مازندرانی " سال مِج " گروه موسیقی #آوای_تبری
خواننده : #سید_عباد_محمدی و استاد #محمدرضا_اسحاقی
سرپرست گروه : #سید_جلال_محمدی
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
💢 سالِ آخِر چهارشنبه (چهارشنبه سوری) در #بندپی
✍️ #سایت_بندپی - نوشته زیر به بیان آیین هایی در مورد جشن چهارشنبه سوری در ایران و سپس در بندپی می پردازد.
جشن چهارشنبه سوری که یکی از جشن های آتش ایران باستان است هم اکنون در شب آخرین چهارشنبه ی هر سال برگزار می شود. اما در مورد پیدایش و چگونگی برگزاری آن اتفاق نظر نیست.عده ای این جشن را مربوط به ایران باستان می دانند و گروهی آن را جشنی مربوط به سده های نخست اسلامی که اشکال و آیین های آن ریشه در فرهنگ ایران باستان دارد، می دانند.
بی شک تقسیم ماه به چهار بخش و نام های هفته ی امروزی در ایران قبل از اسلام وجود نداشته است و هر روز ماه نامی داشته است و در روزی که نام ماه و نام آن روز یکسان بوده جشن برگزار می شد. مثلا در شانزدهمین روز از ماه مهر که به نام مهر بوده است، جشن مهرگان برگزار می شده است.
یکی از اهداف جشن چهارشنبه سوری تقدیس آتش در واپسین روزهای زمستان درست هنگامی که سرما رخت برمی بندد، است.دلیل تقدیس آتش در این روز می تواند بیدار کردن و تحریک خورشید باشد تا بر جهان بتابد و جهان را از فسردگی و سکون خارج بکند.اساسا تقدیس آتش برای بارور کردن طبیعت است.
عده ای که جشن چهارشنبه سوری را مربوط به ایران باستان می دانند بر این باورند که جشن سوری در ایران باستان در یکی از چند شب پایانی سال برگزار می شده است و با آتش افروزی همراه بوده است. بر عقیده ی این افراد در دوران اسلامی بعد از نام گذاری روزها به دلیل بدیمن بودن چهارشنبه در نزد تازیان این جشن در آخرین چهارشنبه سال برگزار می شود تا نحوست و بدیمنی این روز از بین برود.
دلایل دیگری برای انتخاب چهارشنبه می آورند. مشهور است که مختار، منتقم خون حسین(ع)، در هنگام خروج خود دستور داد که شیعیان بر پشت بام های خود آتش بیافروزند تا موافقان و مخالفان خود را از هم تمییز دهد و می گویند که آن روز چهارشنبه آخر سال بوده است.
🔹چهارشنبه سوری در #بندپی :
یکی از ویژگی های جشن های ایرانیان و از جمله چهارشنبه سوری این است که در هر منطقه از ایران با توجه به طبیعت و محیط زندگی باشندگان آن منطقه آیین های متفاوتی در برگزاری آن جشن ها اجرا می شود. مسلما منطقه ی بندپی از این قانون مستثنی نیست.
نیاکانمان اعتقاد داشتند که در شب بیست وششم اسفند فروهرها و روان درگذشتگان فرود می آیند و حدود ده روز در این جهان می مانند بنابراین برای شادکردن این روان ها از خود به رفت و روب خانه ها می پرداختند و سفره می گستراندند و بر بام خانه ها چراغ و آتش می افروختند.
اما به هرحال به اعتقاد مردم بندپی در روز چهارشنبه آخر سال می بایست خانه مرتب و تمیز باشد. همچنین آن ها در غروب سه شنبه بر سر چشمه ها چراغ می افروختند که باز می تواند ریشه در جشن فروردگان داشته باشد.
روشن کردن آتش و پریدن از روی آن و خواندن ترانه معروف سرخی تو از من، زردی من از تو که در همه جای ایران رواج داشته و دارد، در بندپی نیز اجرا می شود اما به نظر می رسد در گذشته بسیار پررنگ تر از امروز بوده است.
یکی از موضوعات مهم و جالب توجه در جشن چهارشنبه سوری اهالی بندپی این است که بخشی از آیین و آداب این جشن در صبح روز چهارشنبه برگزار می شود. نیاکانمان در این روز بر این باور بودند که نباید در این روز به کار بپردازند و این روز را به استراحت و شادی می پرداختند شاید به همین دلیل بوده است که بر روی دستگاه نخ ریسی (چل) خود پارچه ای می انداختند.
خاص ترین آیین چهارشنبه سوری در نزد مردم بندپی، پختن #آش_ترش در صبح روز چهارشنبه است. پختن این آش چنان مهم بوده است که از چند روز قبل برای تهیه ی مقدمات آن آماده می شدند و بر این اعتقاد بودند که باید در پختن آن هفت نوع ترشی، انواع ادویه، گلپر، انواع سبزی که در آن موقع سال در طبیعت وجود داشته است مانند پونه (اوجی)، ایه (زلنگ)، اناریجه، گزنه و… استفاده کنند.
اعتقاد عمومی بر این است که این آش باعث دفع انواع بیماری ها و ناراحتی ها یی که درطول سال در بدن انسان رخنه کرده اند، می شود.هنگام پختن آش سکه ای در آن می انداختند و باور داشتند هرکس این سکه را بیابد خوش شانس ترین فرد خانواده در سال آینده خواهد بود و سال خوب و خوشی را در پیش خواهد داشت.
این گزارش در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ در سایت بندپی منتشر شده که به مناسبت نزدیک شدن به سال نو بازنشر شده است.
🔺توجه: متن کامل این نوشته را در لینک زیر از سایت بندپی بخوانید👇
www.Bandpay.ir/?p=11001
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay
#نوروزخوانی ؛ آیین دیرینه پیشوازی نوروز در مازندران
🎥 نوروزخوانی در مازندران توسط هنرمندان مطرح مازندران برادران اسماعیل تبار
🔺معرفی کامل آیین نوروزخوانی + پخش آنلاین و دانلود موسیقی و فایل تصویری نوروزخوانی 👇
www.Bandpay.ir/?p=10936
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay
#نوروزخوانی ؛ آیین دیرینه پیشوازی نوروز در مازندران
🔹بخش اول - معرفی آیین
✍ #سایت_بندپی – " بادِ بِهارون بِموئه، نوروزِ سِلطون بِموئه، گل به گلستون بمِوئه،… " نوای خوش نوروزخوانانی است که در آخرین روزهای زمستان، با کیلومترها پیاده روی در محلات مازندران، نوید بهار را می دهند.
نوروزخوانی از جمله آیین های ریشه دار و قدیمی یی است که از حدود بیش از هزار سال پیش تا کنون در مناطق مختلف ایران رواج داشته است به ویژه در مناطق البرز شمالی، استانهای مازندران و گیلان.
برخی ها بر این باورند که نوروزخوانی در ایران پیش از اسلام وجود داشته است و مضامین آن در ایران قبل از اسلام علاوه بر توصیف طبیعت و مژده بهار، در ستایش اهورامزدا و مدح پادشاهان ایرانی بوده است.
این آیین پس از اسلام، علاوه بر اینکه وصف طبیعت و بشارت های بهار را در خود حفظ کرده است، خود را با مضامین ستایش الله و ائمه ی اطهار و روایات دینی منطبق ساخته است.
نوروز خوانی در واقع کارناوالی بوده است که در آن شعر و موسیقی و آواز و نمایش در کنار یکدیگر می آمدند و مردم را به جشن و سرور مهمان می کردند.
نوروزخوانان در گروه های ۲ تا چند نفری گرد هم می آمدند و در اوایل ماه اسفند یا نیمه های آن، شروع به نوروزخوانی یا بهار خوانی می کردند و مژده دهنده بهار بودند.
صورت معمول این آیین در روستاهای مازندران بدین صورت بوده است، هنگامی که نوروزخوانان وارد محلی می شدند یکی از آنها نوروزخوانی را انجام می داد و دیگری یا همراهان وی بعد خوانش اشعار توسط نوروزخوان اصلی، آن شعر را تکرار می کردند و یکی از آنان به انجام حرکاتی نمادین که شادی بخش باشد روی می آورد.
نوروزخوانان وقتی در حیاط خانه ای وارد می شدند، صاحبخانه را به نام صدا می زدند و با بکار بردن نام وی در شعر نوروزخوانی، از وی تقاضای مژدگانی می کردند. برای مثال در برخی اشعار این گونه بیان می شد: " مشتی گوهِرِ مهربون، خِنِه ی جا بِرو بیرون، بموئه نوروزِخون،… " یا در جایی دیگر " صد سِلامُ و سی عَلِیک، بِرار سلامَ عَلِیک، ته سِرپیششِ زممه پا، ته جا گیرمه جِمه تَنخا، باد بهارون امده، نوروز سلطون آمده، مژده دهید دوسِتان، گل در گلستون آمده " و یا " مشت عمویِ با ایمون، شَکِرِ شیرین ته زِبون، صَدِف هَسسه ته دندون، انعام ر بیار بیرون"، " مشتی هاجر باوفا، خنه جا برو دیا، سننخ در رِ هاکِن وا، انعامِ تو هاده اِما".
اشعار این گروه ها که با همراهی ساز و پاسخ همخوانان خوانده می شد مردم شهر و روستا را دعوت می کرد که برای تبریک چیزی به نوروزخوان بدهند و البته باید یادآور شد که نوروزخوانان این انعام را در قالب شعر درمی آوردند و بیان می نمودند. به عبارتی دیگر انعام را از صاحبخانه درخواست می کردند. در این هنگام افراد صاحبخانه به پاس آنکه این نوروزخوانان آمدن بهار و سرزندگی را به خانواده ی آنان مژده داده و شادی را به خانه شان آورده بودند، مقداری میوه، شیرینی، تخم مرغ، برنج، پول یا هر چیز دیگری را به آنها مژدگانی یا انعام می دادند.یکی از نوروزخوانان معمولا همراه خود کیسه ای داشت و این انعام را در آن کیسه می ریخت.
🔺متن کامل این گزارش را هماکنون از سایت بندپی ببینید. + پخش آنلاین و دانلود موسیقی و فایل تصویری نوروزخوانی
www.Bandpay.ir/?p=10936
✅ #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
💢 زندگی نامه پهلوان زنده یاد ، #الله_وردی_علی_تبار_فیروزجایی :
✍️ #سایت_بندپی – الله وردی علی تبار در سال 1330 در خانواده ای روستایی در روستای هندوری از توابع بخش بندپی متولد شد. در یک سالگی اش، مادربزرگش که زن زحمتکش و دلیری بود او را نزد خود برد و از او نگهداری کرد.
وی در همان سنین کودکی به کشتی علاقه مند بود و به علت داشتن اندام مناسب، در روزهای نوجوانی خود را با ورزش دیرینه منطقه یعنی کشتی لوچو سرگرم می کرد. شغل خانواده اش دامداری بود و نگهداری از دام ها را از بزرگترهایش آموخت. هنگام ییلاق و قشلاق کردن و کوچ دام ها، با آن که هنوز سنش کم بود همپای پدرش در این راه پیمایی های سالانه شرکت می کرد.
در این زمان که ابتدای دوران نوجوانی را سپری می کرد؛ آنچنان اندام ورزیده ای داشت که راه رفتن عادی اش به قول خودش «پلنگ پرش» بود.
او از همان دوران نوجوانی و جوانی در بزرگترین مسابقه کشتی لوچو منطقه که در آستانه حضرت امامزاده عبدالله (ع) و حاج شیخ موسی (ره) برگزار می شد شرکت می کرد و کشتی ها را از نزدیک دنبال می کرد یا اینکه در رده های تنگله کشتی می گرفت. این زمان؛ دوران پهلوانی بزرگانی چون رحمت محمدی و رشید کریمی در منطقه بود.
در زمانی که حدود 18 سال سن داشت، سرپهلوانی منطقه فیروزجاه و بندپی را به دست آورد اما این پهلوانی در اوج دوران جوانی اش، بدون تکبر و غرور بود که این اخلاق بین مردم بندپی مشهود بود. زمانی که در یک میدان کشتی برنده شد و جایزه اش را به رقیبش تقدیم کرد، حاج محمد فیروزی در توصیف این حرکت ارزشمند گفت: «تو کشتی بگیری، چه زمین بزنی یا زمین بخوری، پهلوان ایل فیروزجاه هستی».
در سال 1350 زمانی که 18 سال سن داشت با بابا عباسی آشنا شد و از آن پس آن دو به مانند دو برادر شدند. با توجه به اینکه حاجی بابا عباسی هم درشت هیکل و از ورزشکاران بود، از آن پس به اتفاق یکدیگر میدان دار و کمیته فنی بودند. در دوران سربازی هم کشتی آزاد را ادامه داد و در طی این مسابقات چند عنوان را برای ارتش کسب نمود.
اوج فعالیت های ورزشی الله وردی علی تبار در سطح شهرستان بابل، کیاکلا، آمل، قائمشهر، جویبار و شهرهای دیگر بود و در مسابقات مختلف شرکت می کرد و مقام به دست می آورد. در طی سال های 1352 تا 1366 در میادین بزرگ کشتی لوچوی استان حضوری فعال داشت و سرپهلوانی لوچوی استان را هم بدست آورد. چند سال متوالی هم به عنوان سرپهلوان مسابقات لوچوی پرقدمت شیخ موسی بود و در اواخر چون رقیبی نداشت کشتی نمی گرفت.
سال 1366 آخرین سرپهلوانی خود را در سطح شهرستان بدست آورد و از میدان کشتی خداحافظی کرد. بعد از آن همچنان کشتی را رها نکرد و با همراهی پهلوان بهمن کاظمی به کشتی منطقه سروسامان دادند. در سال های مختلفی به عنوان میدان دار، داور یا کمیته فنی برگزاری در کشتی های شیخ موسی، امامزاده حسن و محلات اطراف فعالیت می کرد.
چهره ی خندان؛ رفتار و منش پهلوانی، خدمت به مردم و اخلاق نیکوی او هنوز که هنوز است در بین مردم منطقه روایت می شود و نسل های جدید کشتی منطقه، او را به عنوان الگویی بزرگ از رفتار پهلوانی می دانند. به راستی که نام «پهلوان» شایسته این مرد بزرگ است.
پهلوان خوش نام و آوازه ی منطقه بندپی، الله وردی علی تبار فیروزجایی؛ سرانجام در غروب روز یکشنبه 21 بهمن ماه سال 1381 دار فانی را وداع گفت و مزار ایشان هم اکنون در روستای ادملا و در حیاط آستانه امامزاده یحیی (ع) قرار دارد.
🔹متن کامل زندگی نامه پهلوان الله وردی علی تبار را از لینک زیر در سایت بندپی بخوانید. (این گزارش در تاریخ 15 آذر 1394 در سایت بندپی منتشر شده است.)👇
www.Bandpay.ir/?p=16417
✅ #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
🎵 ترانه محلی مازندرانی " لال اِنه "
🔹موسیقی ویژه آیین #لال_زنشو در جشن #تیرما_سیزده
خواننده : علی اصغر رستمی
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
Telegram.me/Bandpay
💢 معرفی جشن " تیرما سیزده شو " و آیین های آن در منطقه #بندپی
صفحه 1 از 2
سایت بندپی - جشن ها و آئین های مردم مازندران بسیار است مانند بیست و شش عید ما، جشن خرمن، آئینهای مربوط به تولد و عروسی ها، چله شو و... که این جشنها بسیار متنوع و گسترده هستند. جشن تیرما سیزده شو (جشن تیرگان) یکی از مهم ترین و گسترده ترین جشن مازندرانی ها به حساب می آید که این جشن در بین مردمان بندپی هم بسیار مرسوم است که هر ساله در شب سیزدهم تیرما از تقویم فرس قدیم (گاهشماری باستانی یا محلی مردم منطقه) توسط اهالی هر منطقه و روستا برگزار می شده است اما امروزه این جشن نیز همانند دیگر آیین های سنتی منطقه کم فروغ شده است.
در مورد خاستگاه جشن تیرگان چند نگاه وجود دارد. یکی پاسداشت «حماسهء آرش کمانگیر (پهلوان ایرانی) در تعیین مرز ایران و توران» (نگاه تاریخی) و دیگری «مبارزه با کم آبی، خشک سالی و باران خواهی» است (نگاه اسطوره ای). در باور عمومی برخی از مردم منطقه بندپی شب تیرما سیزه شو را شب «تولد حضرت علی (ع)» نیز می دانند. این باور گرچه از نظر تاریخی درست نیست اما به نظر می رسد سبب حفظ و ماندگاری این آیین در جامعه اسلامی شده باشد.
یکی از آئین های برگرفته از جشن بزرگ تیرگان، همین تیرما سیزده شو است که عناصر مشترک زیادی با جشن تیرگان دارد و برخی صاحب نظران، تیرما سیزده را همان جشن تیرگان می دانند. این جشن تا چند دهة پیش در شهرها و روستاهای مازندران پاس داشته می شد، اما اکنون بخش کوچکی از آن باقی مانده که بیشتر مربوط به خوردنی هاست و نمایش های آیینی آن حتی در نقاط کوهستانی نیز اجرا نمی شود.
ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه عن قرون الخالیه راجع به جشن تیرگان چنین می گوید: «هنگامی که افراسیاب پادشاه توران بر لشگر ایرانیان غلبه می کند، منوچهر (پادشاه ایران) به جنگل های مازندران پناه می برد، افراسیاب لشکر منوچهر را محاصره می کند و منوچهر به ناچار پیکی به نزد افراسیاب فرستاده و از او می خواهد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر واگذارد و باقی را بگیرد، افراسیاب با کمال میل این پیشنهاد را می پذیرد.
منوچهر فکر می کند که چه کسی را برای پرتاب تیر انتخاب کند تا اینکه یکی از امشاسپندان به نام اسفندارمذ پیش منوچهر آمده و آرش را که مردی خدا پرست و دیندار بود و در یکی از غارهای کوه البرز مشغول عبادت بود نامزد این کار می کند، چنانکه در اوستا آمده است، " آرش را حاضر می کنند و منوچهر تیر و کمان را به او داده و می گوید تو باید به فرمان خداوند این تیر را پرتاب کنی و کشور ما را از چنگال اهریمن (لشگر افراسیاب) رها سازی".
آرش برهنه می شود و به بالای بلند ترین نقطه کوه رویان می رود و خطاب به مردم می گوید: ای مردم تن من را ببینید که سالم است و در آن هیچ زخم و جراحتی وجود ندارد، اما بدانید که هنگامی که من این تیر را رها کنم تکه تکه خواهم شد و خود را فدای شما خواهم کرد. آرش کمان را می گیرد و با تمام نیرو آن را می کشد به گونه ای که تمام رگ های بدنش بیرون می زنند و پاره پاره می شوند، او تیر را رها می کند و خداوند به باد فرمان می دهد که تیرش را از کوه رویان بردارد و به شهر فرغانه (شهری در خاور افغانستان کنونی که فاصله آن تا جای پرتاب تیر هزار فرسنگ بود) ببرد. تیر پس از چند روز حرکت در این شهر به درخت گردویی برخورد می کند و این درخت گردو مرز بین ایران و توران می شود، افراسیاب ناگزیر لشکر خود را از ایران بیرون می برد و ایرانیان آزاد می شوند.»
پژوهندگان متاخر خاستگاه این جشن آریایی را در اسطوره آرش، کشت و طلب باران، هم زمان با طلوع ستاره تیشتر، دانسته اند. فرضیه اساسی آن است که این جشن پیوندی ریشه ای با اسطوره آرش ندارد، بلکه خاستگاه آن جنبه آیینی اسطوره تیشتر، ستاره و ایزدبانوی باران است. مطابق این اسطوره هند و ایرانی، تیشتریه اوستایی، همتای تیشیه ودایی، با دیو خشکی، اپوش؛ می جنگد، بر او غلبه می یابد و آب ها را آزاد کرده در جهان می پراکند. بن مایه باروری و باران خواهی در تابستان چندان اهمیت داشته که اسطوره تیشتر در نزد هند و ایرانیان کارکردی آیینی یافته است و اهمیتش طبعا بیش از اسطوره آرش بوده است. (ابوالقاسم اسمعیل پور مطلق ،مجله علوم اجتماعی ، تابستان 81 ، شماره 1).
در اوستا تیشتر رقیب دیو خشکی است. فرشتة نگهبان باران، زمین خشک را آبیاری و کشتزارها را سیراب می کند. تیر یا تیشتر (عطارد) ایزد نگهبان باران و فرشتة رزق و روزی است و روز سیزدهم از ماه تیر به مناسبت ستایش دو ایزد عمدة آب (تیر و ناهید) جشن برپا میکردند و آن را رسمی کهن از عهد کی خسرو می دانستند.
🔹این نوشته را در سایت بندپی مشاهده کنید :
http://www.bandpay.ir/?p=15511
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
🔸بخش دوم - آیین های جشن تیرما سیزده شو در ادامه ؛👇
📸 تصویری از برگزاری مراسم آیینی داوِت (دعوت) در آستانه حضرتین امامزاده عبدالله و حاجی شیخ موسی
سال ۱۳۸۷
عکس از کتاب بندپی (نوشته یوسف الهی و شهرام قلیپور گودرزی)
🔺معرفی مراسم آیینی داوِت👇
/channel/bandpay/7057
✅ #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
وا دَکِن لَلِه چی تِ للِه وا رِ
تا خونِش هاکِنه عاشِق نَجما رِ
تَبِری و کَتولی رِ بَخوندِه
سَر هادِه اَمیری و طالِبا رِ
✍️ #عیسی_غفوری
🎥 #کتولی - ارتفاعات #بندپی - آذرماه ۱۴۰۲
نوازندهی لَلِ وا : محمدحسین ادبی فیروزجائی
✅ #سایت_بندپی (رسانه #تاریخ و #فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
#شوپه ؛ نگهبانی از زمین کشاورزی در شب
برای جلوگیری از حمله حیوانات وحشی
فیلم اختصاصی از سایت بندپی
ضبط شده در امرداد ماه ۱۴۰۲
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
شوپه ( نگاهبانی از زمین کشاورزی در شب )
ویدئویی کوتاه از شوپه گری در مازندران
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
@Bandpay
دانلود آهنگ قدیمی " شوپه " با صدای زنده یاد محمد دنیوی در پست زیر 👇👇
💢 #شوپه ؛ نگهبانی از زمین کشاورزی در شب برای جلوگیری از حمله حیوانات وحشی
www.Bandpay.ir/?p=13947
✅ #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
در ادامه با #سایت_بندپی همراه باشید👇
ادامه / آیین های جشن 26 عید ما - بخش دوم
6- برگزاري کشتی پهلوانی
امروزه این کشتی به کشتی لوچو معروف است .طبیعتاً در گذشته هاي دور ، جنگ و نزاعی به نفع رقیبی تمام نمی شد مگر آن که یک نفر یا چند نفر از نظر جسمانی قدرتی بیشتر از دیگران داشتند . مردمان طبرستان هم به دلیل نوع آب و هوا ، طبیعت زیستی و مواد غذایی که استفاده می کردند داراي قدرت جسمانی بالایی بودند و همان طور که بیان شد جنگ و نزاعی نبود که در آن پهلوانان و قوي جسمان تأثیر گذار نباشند . بدیهی است که در نبرد میان لشکریان « فریدون » و سپاهیان « ضحاك » ، این طرفداران « فریدون » بودند که قدرت جسمانی را با جسارت و ایمان واقعی به کسب پیروزي در هم آمیختند و به رسم ادب و پهلوانی تا نفس آخر ایستادند و بناي حکومت ظالمانه ي « ضحاك » را در هم پیچیدند.
این کشتی ها که در واقع نوعی زور آزمایی است روز « 26 عیدماه » با شور و حرارت خاصی و همراه با آداب و رسوم خاصی برگزار می شود . هر چند امروزه آداب این کشتی و زور آزمایی پهلوانی به دلایل گوناگون که توجیهی منطقی نمی تواند داشته باشد ، دستخوش تغییر شد.
از جمله میدان هایی که امروزه این مسابقات ورزشی برگزار می شود به محوطه ي « آستان مقدس حضرتین امامزاده عبداله و حاج شیخ موسی (ره) واقع در بندپی » و محوطه ي « آستان مبارك امام زاده حسن واقع در آلاشت » اشاره کرد.
7- بازارهاي محلی
در کنار برگزاري نبرد و زور آزمایی کشتی پهلوانی ، بازارهاي محلی هم دایر می شود که در این بازارها معمولاً مایحتاج مرتبط با هر منطقه و صنایع سنتی عرضه می شود.
8- دید و بازدید ( ملاقات عمومی )
در روز« 26 عیدماه » در بیشتر مناطقی که کشتی پهلوانی در آن جا برگزار می شود ، شاهد حضور هزاران نفري مردم از مرد و زن ، پیر و جوان هستیم . در این روز ، بیشتر از هر زمان دیگري ، حاضرین فرصت پیدا می کنند تا همدیگر را ملاقات کنند و از احوالات هم با خبر شوند . براي خیلی ها که به ویژه کسانی که از مناطق دورتر در این اجتماع حاضر می شوند فقط در این روز فرصت ملاقات همدیگر را پیدا می کنند . در منطقه ي بندپی ، محوطه ي « حضرتین امام زاده عبداله و حاج شیخ موسی ( ره ) » و در منطقه ي آلاشت ، محوطه ي « امام زاده حسن ( ره ) » شاهد حضور این جمعیت انبوه و تازه شدن دیدارهاست.
9- احترام به مقدسات دینی
با گذشت شاید هزاران سال از واقعه پیروزي « فریدون » بر « ضحاك » ، شاهد این هستیم که به مقدسات دینی و مذهبی ارج نهاده می شود . تمام رسوم که براي پاسداشت این واقعه برگزار می شود درون مایه اي مقدس و دینی دارد . حتّی زورآزمایی کشتی پهلوانی که امروزه در روز « 26 عیدماه » برقرار است در محوطه ي اماکن مقدس اشخاص خوش نامی است که مورد احترام و تقدس همگان هستند . ضمن اینکه احترام به بزرگان و رسم پهلوانی در جوار انسان هاي پاك سرشت با شور و هیجان و حال معنوي خاصی همراه هست.
10- مراسم 26 عیدماه به عنوان مبدأ ذکر حوادث
پاسداري از این رویداد به مرور زمان به حدي افزایش یافت که امروزه مردم در بیان یک رویداد دیگر می گویند این حادثه یا اتفاق یا هر چیز دیگري قبل از 26 عیدماه یا بعد از آن روي داد . حتّی عدد 26 در ذهن مردم ، ناخواسته این مراسم را تداعی می کند.
این گزارش در سایت بندپی منتشر شده است. برای مشاهده به لینک زیر مراجعه نمایید :
http://www.bandpay.ir/?p=13330
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
https://telegram.me/joinchat/AxmlGDunxITQJm2wlWaM-Q
ادامه / جشن آیینی 26 عید ما - بخش دوم
فریدون و همراهی کاوه آهنگر با وي :
داستان نبرد « فریدون » و « ضحاك »، بر اساس منابع ایرانی از آن جا شروع شد که « فرانک » ( مادر فریدون ) پس از کشته شدن شوهرش « آبتین » به دست جلادان « ضحاك »، فرزند نوزاد خود (فریدون) را به مرتعی در دامنه «امیدوارکوه» برد. « فریدون » چند سال مخفیانه در آن جا زندگی می کرد تا این که مخفی گاه وي توسط عوامل ضحاك شناسایی شد و همین علّت، باعث خروج فریدون از آن منطقه و عزیمت به سمت «البرز کوه» گردید. و سال ها از پی هم آمدند و فریدون 16 ساله شد و مادرش ماجراي ضحاك و آبتین و کشته شدن آبتین به دست ضحاك را براي او بازگو کرد.
البته « ضحاك » هم که ظاهراً از راه ستاره شناسی می دانست به دست « فریدون » کشته خواهد شد و نمی توانست او را به چنگ آورد براي ایمنی از خطر و عدم همراهی مردم با « فریدون »، نوشته اي با این مضمون که جز طریق عدل بر طریقی دیگر حکومت نمی کرد تنظیم کرد که این مسأله باعث اعتراض « کاوه ( کاوه آهنگر) » شد که عرضه داشت من 18 پسر داشتم و اکنون جز یکی از آنان، همگی را به خورد ماران تو داده ام و « ضحاك » نتوانست « کاوه » را متقاعد به همراهی با خود کند و « کاوه » مردم را جمع کرد و از چرم آهنگري، درفش کاویانی ساخت و با همراهی طرفدارانش به سوي محل زندگی فریدون رفت. به این ترتیب « فریدون » به همراهی « کاوه آهنگر » در نبرد علیه « ضحاك » مصمم تر شد.
به بند کشیده شدن ضحاك :
عزم راسخ « فریدون » و همراهی « کاوه آهنگر » با وي، در نهایت موجب به بند کشیده شدن نماد ظلم و ستم بر مردم یعنی « ضحاك » شد و براي همیشه به دوران ناامیدي و سرخوردگی و رخوت فکري جامعه ي آن زمان خاتمه داده شد. بدیهی است اهمیت این حادثه آن قدر زیاد باشد که از همان زمان ها یاد رشادت ها و پهلوانی هاي درگذشتگان را گرامی بدارند. همان هایی که براي از بین بردن « ضحاك » و افکار وي تلاش و کوشش کرده بودند. اینان شاید در ظاهر توفیقی به دست نیاورده باشند، ولی در واقع پلّه اي به هدف مقّدس و آرمانی خود نزدیک شدند و رسیدن به این هدف، زحمات جان فرسا و از خود گذشتگی هایی را می طلبید که معاصرین «ضحاك» نشان دادند.
مردمی که در جهل به سر می بردند؛ نه جهلی که خود خواسته باشند بلکه جهل و نادانی که حاصل سیاست » ضحاك » براي سیطره ي راحت تر بر مردم بود؛ ملّتی که در تاریکی به سر می برد به خاطر سوء سیاست هاي » ضحاك » و اطرافیانش ، به تدریج با قدرت یافتن رقیبان « ضحاك »، روشنایی را از دور می دید و می دانست که رسیدن به این روشنایی، سعادت و خوشبختی را براي وي به ارمغان خواهد آورد، دست از تلاش نکشید و به نداي خون خواهی به جنگ با « ضحاك » و سپاهیانش رفت و در این امر مهم مؤفّق شد.
در مورد تاریخ واقعه و واکاوي مکان حادثه نقل قول ها زیاد است. اما آن چه باور مردم است، این است که شخصی به نام « فریدون گاو سوار » یا « فریدون گاو سر » با همراهی « کاوه آهنگر » به جنگ با ضحاکیان در البرز کوه رفت. و با شکست آنان « ضحاك » را به اسارت گرفت و در پاي کوه « دماوند » به زنجیر کشید .
در مورد مکان وقوع این جنگ ها باور مردم منطقه [ بندپی ] این است که در مناطق کوهستانی « بندپی » تدارکات جنگی فراهم شده بود. در روستایی به نام « دمی لرز » ، آهنگران ادوات فلزي جنگی را می ساختند و چون با دمی در آتش می دمیدند تا فلزات خوب گداخته شوند و تعداد این دمی ها و استاد کاران و اصطلاحاً لرزش دمی ها زیاد بود، این محوطه به « دمی لرز » موسوم شد.
حرکت سپاهیان به سمت غرب و محل انتظام سپاهیان و دسته بندي آنان در محوطه اي بود که امروزه به روستاي « نیراسم » معروف است. به هر حال جنگ و نزاع بین طرفداران « فریدون » و « ضحاك » آغاز شد که در مورد آغاز نزاع در باور مردم منطقه تاریخ دقیقی معلوم نیست، ولی با توجه به شواهد و قرائن، باید فصل بهار و آغاز فصل تابستان ( نوروز ما ) را پایان جنگ و درگیري دانست که با پیروزي « فریدون » بر « ضحاك » به پایان رسید.
طبیعتاً مردم ساکن در کوهستان هاي البرز از تدارك جنگ و آماده شدن « فریدون » و طرفدارانش آگاهی داشتند و شاید هم منتظر خبر پیروزي بودند که نفسی به راحتی بکشند و وقتی پیروزي اردوي « فریدون » حتمی شد با روشن کردن آتش در کوه ها و تپه ها خبر این پیروزي را به همدیگر رسانیدند .
بنا به باور مردم منطقه، این پیروزي و شاید بهتر است بگوییم خبر این پیروزي روز « 25 از ماه نوروز » به گوش همگان رسید. خبري که در عصر این روز و شاید تا پاسی از شب با روشن کردن آتش، تسلّط « فریدون » و طرفدارانش بر کوه هاي البرز و شکست « ضحاك » و طرفدارانش را حتمی می کرد.
بر اساس تقویم فرس محلی در سال 1395، روز 23 تیر مصادف با 26 عید ما است.
این گزارش در سایت بندپی منتشر شده است. برای مشاهده به لینک زیر مراجعه نمایید :
http://www.bandpay.ir/?p=13230
@Bandpay
#26_عید_ما چیست و چرا از دیرباز این روز را جشن می گرفتند؟!
با سایت بندپی همراه باشید تا جشن باستانی 26 عید ما را به قلم آقای " حیدر آقاگلی " در چند بخش برایتان بازگو نماییم.👇
@Bandpay