baranshabeshaerane | Unsorted

Telegram-канал baranshabeshaerane - کافه عاشقانه(باران)

13

(نویسنده ،شاعر و کمی نقاش) با بودنتان قدم بر چشم هایم میگذارید عزیزان امیدوارم مورد پسندتان واقع شود برگ سبزیست تحفه ی درویش....💔💙 ‌ سیده زهرا(باران)

Subscribe to a channel

کافه عاشقانه(باران)

سلام و درود خدمت تمام دوستان و مخاطبینی که تا به امروز وجود من و دل نوشته هایم را تحمل کردند
سه سال گذشت در چشم بر هم زدنی
و شعرهایم قد کشید و با تشویق شما عزیزان جوانه زد و خدارا هزار مرتبه شکر بهتر و بهتر شد و این را مدیون نگاه پرمهر شما هستم
اما امروز متاسفانه وبه دلایلی قلبم تا آسمان شعر پر نمیکشد و نمیتوانم چیزی بر کاغذهایم بنویسم واز این رو شرمنده ی چشم های زیبای شما هستم
امیدوارم مرا حلال کنید
سپاسگزارم به خاطر همراهی تان تا به امروز
بدرود🙏🌹🌹🌹😔

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

خسته ام...خسته..!! 
تا کی پشت این پنجره منتظر رسیدن روشنایی امید بمانم...!! 
خسته ام...
از تنهایی خسته ام...از انتظار...
هر روزی که می گذرد باورم می شود که عاقبت من ب بودن با این پنجره ختم می شود.....

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

من گمان می کردم
دوستی همچون سروی سر سبز
چهار فصل
همه آراستگی ست
من چه می دانستم...
دل هرکس ... دل نیست...

#حمید_مصدق

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

عشق از زبان دکتر سمیعی: من درایران چیزهای عجیبی دیدم...

من درایران چیزهای عجیبی دیدم ....!
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد......!
از رز هلندی هم خبری نیست.....!
اینجا عشق یعنی....!
دوست داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر...!
مهربانی ات را می گذارند به حساب آویزان بودنت ..!
من در ایران نتوانستم به کسی بفهمانم دوست داشتن را به حساب چیز دیگری مگذار ...!
ایرانیان جوانی نمی کنند پیر مرد و پیرزن های کم سن وسال بسیار دارند..!
ایرانیان عشق را با ماشین و لباس خوب انتخاب می کنند نه با نیت خوب !
ایران را دوست دارم،
امــــــــا ...
اینجا ادم همیشه دلگیر است .

هنوز?
درهمین نزدیكی ما!
مردى گوسفند می کشد و خونش را به ماشین چند صد میلیونى اش میمالد !

پسری پشت ماشینش می نویسد : بیمه قمر بنی هاشم; اما مثل یابو میراند!

هنوز برای ازدواج استخاره می کنند نه تحقیق!

هنوز مردم چشم دیدن بوسه عشق را ندارند درحالیكه برای دیدن صحنه اعدام باشوق حاضر می شوند!

درحالیكه تنها نان آور همسایه، بعلت بیماری و بی پولی درحال مرگ است ، فرسنگها مسیر را جهت زیارت خدایی میروند كه خودش گفته از رگ گردنتان به شما نزدیكترم…
زبانشان پر است از جملات زیبا اما عملشان سرشار از زشتی و ناپاکی است!

آری این است بلای تعصب کور کورانه جاهلی!
بیاد دیالوگی ماندگار از سریال امام‌علی (ع) افتادم:
"معاویه:
قوی‌تر از ذوالفقار علی سراغ داری؟
عمروعاص:
آری، جهل مردم...!"

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

آنقدر مدارا کرده‌ام
که دیگر مدارا عادتم شده!
وقتی خیلی نرم شدی
همه تو را خم می‌کنند...

#سیمین_دانشور

🦋

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

"دوستت دارم‌" های سیزده سالگی را
روی بخار شیشه‌ی کلاس کشیدیم،
با یک قلب و حرف اول یک اسم!
"دوستت دارم‌" های بزرگ‌تر را
در نامه‌های عاشقانه نوشتیم،
پنهان‌شان کردیم!
هنوز هم یکی از آن نامه‌ها آنجاست!
من از ترس مادرم
جوری پنهانش کردم
که حتی خودم هم نتوانستم پیدایش کنم!
... و زنان در حوالی سی سالگی،
شاید دیگر قلبی روی بخار شیشه نکشند
اما هنوز هم
پر از "دوستت دارم" اند!
چند تا از "دوستت دارم‌" هایم را
برایت مربای آلبالو درست کرده ام،
چند تا را گرد گرفته‌ام از اشیا،
با یکی از آنها پیرهنت را اتو کرده‌ام،
و با یکی
دارم این شعر را برایت می‌نویسم...


#رویا_شاه_حسین_زاده

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

چیزی که زن دارد
و مرد را تسخیر میکند،
مهربانی اوست،
نه سیمای زیبایش...!

#ویلیام_شکسپیر

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)


ناگهان در کوچه دیدم بیوفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست وپای خویش را

گفته بودم بعد از این باید فراموشش کنم
دیدمش و ز یاد بردم گفته های خویش را

#مهدی_اخوان_ثالث

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

#متن_شب🌙


خدای من!
نه آنقدر پاکم که کمکم کنی و نه آنقدر بدم که رهایم کنی...
میان این دو گمم!
هم خودم را و هم تو را آزار میدهم...
هر چقدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی ...
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”!
خدایا هیچ وقت رهایم نکن !

التماس دعا 🙏🏻

#شبتون_خدايى

🌙

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

یادم نمیکنی و
ز یادم نمیروی...
یادت بخیر!
یارِ فراموشکارِ من

#شهریار

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

📝


یکی از دوستان کاناداییم یه قانون جالب برای خودش داشت. قانونش این بود که با وجود داشتن همسر، دو بچه و زندگی مستقل و کار پرمسئولیت، ماهی یک شب باید خانه پدر و مادرش باشه.
میگفت کارهای بچه ها رو انجام میدم و میرم.. خودم تنهایی.. مثل دوران بچگی و نوجوانی. چندین ساله این قانون رو دارم. هم خودم و هم همسرم.
میگفت خیلی وقتها کار خاصی نمیکنیم. پدرم تلوزیون نگاه میکنه و من کتاب میخوانم. مادرم تعریف میکنه و من گوش میدم. من حرف میزنم و مادر یا پدرم چرت میزنند و .. شب میخوابیم و صبح صبجانه ای میخورم و برمیگردم به زندگی..

دیروز روی فیسبوکش یه عکس گذاشته بود و یه نوشته که متوجه شدم مادرش چند ماهی ست فوت شده اند. براش پیام خصوصی دادم که بابت درگذشت مادرت متاسفم و همیشه ماهی یک شبی که گفته بودی رو به خاطر دارم..
جوابی داده، تشکری کرده و نوشته که "مادرم توی خاطرات محدودش از اون شبها بعنوان بهترین ساعتهای سالها و ماههای گذشته اش یاد کرده."
و اضافه کرده که "اگه راستش رو بخوای بیشتر از مادرم برای خودم خوشحالم که از این فرصت و شانس زندگیم نهایت استفاده رو برده ام."

قوانین خوب رو دوست دارم..

👤 #راژیا_پرهام
💟

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش ؛

اشک هایت را با دست های خودت پاک کن ؛

اینجا همه رهگذرند …

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

ما وقت نداریم که دائما زندگی کردن مثل این و آن را تمرین کنیم.
جرات این را داشته باشید که
پیرو قلب و ادراک خودتان باشید...

#استیو_جابز

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

فیلترمان کنید! نسلِ ما چیزی برایِ از دست دادن ندارد. با مدارِکی که محضِ اطلاع است و هیچ ارزشِ قانونیِ دیگری ندارد، واقعا هم ندارد! وقتی تمامِ ارزش‌ها به انتخاب و انتصاب و دل بخواهِ کسانی بند است که با ما هیچ نسبتِ فامیلی ندارند، وقتی سال‌ها با خونِ دل درس خواندیم و انتهایِ راه فهمیدیم؛ آینده سازیِ اینجا را موروثی گزینش می‌کنند، وقتی هر ثانیه شرمنده پدر و مادری می‌شویم که عمرشان را به پایِ ما گذاشتند و این روزها نمی‌شود عصایِ پیری شان باشیم..
مشکل از شما نیست، ما نباید به دنیا می‌آمدیم... ببخشید! ما باید قبل از آمدنمان در می زدیم! اصلا از اولش هم اشتباه آمده بودیم! دیگر فایده ای ندارد، نسلِ زبان نفهمِ ما چیزهایی فهمیده که نباید می‌فهمید...
تمامِ بحران‌ها هم که درست شود؛ ذهنِ از خواب پریده‌مان، به هیچ وعده و فریبی نخواهد خوابید و چقدر این بیداریِ عمیق، تاوان دارد این روزها. کارِ ما خیلی وقت است از کار گذشته. زندگی برایِ مان پشتِ ویترین است. خودمان هم کم آورده ایم، بزنید از بیخ و بن فیلترمان کنید، راحت شویم!!

#نرگس_صرافیان_طوفان

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

زیادی خوب بودن ، خوب نیست
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی
میشوی مثل شیشه ای تمیز
کسی شیشه تمیز را نمی‌بیند
همه به جای شیشه
منظره بیرون را می‌بینند.

#سیمین_بهبهانی

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

مرا به بوی خوشَت
جان ببخش و زنده بدار ...
که از تو چیزی
از این بیشتر نمی‌خواهم ...

#حسین_منزوی

@Textmatn3

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

یک بار است زندگانی.
یک بار.
همان یک بار
که نسیم صبح را به سینه فرو میدهیم،
همان یک بار
که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو مینشانیم،
همان یک بار
که سوار بر اسب در دشت تاخت میکنیم،
یک بار..
یک بار و نه بیشتر.
زندگانی یک بار است،
در هر فصل...

#محمود‌_دولت‌‌آبادی

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

زمین بهشت میشود اگرمردم بفهمند..
هیچ چیزعیب نیست جزقضاوت کردن دیگران..
هیچ چیز گناه نیست جزحق الناس
وچقدرثواب است خدمت به دیگران
وهیچ کس اسطوره نیست
الّا در مهرباني و انسانیت..🌸

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

زنی که صاحب فرزند نمیشد پیش پیامبر زمانش میرود و میگوید از خدا فرزندی صالح برایم بخواه.
پیامبر وقتی دعا میکند ، وحی میرسد او را بدون فرزند خلق کردم.زن میگوید خدا رحیم است و میرود. سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید که بدون فرزند است. زن این بار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود.سال سوم پیامبر زن را با کودکی در آغوش می بیند. با تعجب از خدا میپرسد: بارالها، چگونه کودکی دارد او که بدون فرزندخلق شده بود!!!؟

وحی میرسد: هر بار گفتم فرزندی نخواهد داشت، او باور نکرد و مرا رحیم خواند. رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت. با دعا سرنوشت تغییر میکند...از رحمت الهی ناامید نشوید اینقدر به درگاهی الهی بزنید تا در باز شود...

🔴ميان آرزوی تو و معجزه خداوند، ديواري است به نام اعتماد.پس اگر دوست داري به آرزويت برسي با تمام وجود به او اعتماد کن.
هيچ کودکی نگران وعده بعدی غذايش نيست! زيرا به مهربانی مادرش ايمان دارد.
اي کاش ايمانی از جنس کودکانه داشته باشيم به خدا...

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

گشته در رویش نگاهم محو
مانده در چشمم نگاهش مات
باز هم او را توانم دید؟
آه... کِی دیگر؟
کجا؟
هیهات

#مهدی_اخوان_ثالث

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

چه روزایی رو داریم و
چه اعصابای داغونی
تو اونجایی چقد راحت
هوای من رو میدونی؟

هوای من پراز درده
رو مرز گونه هام خونه
کسی اینجا کنارم نیس
یه دختر سرد و مجنونه

یه دختر با چشای خیس
یه دختر با دلی غمگین
نشسته چش به راه تو
توی این ماتم سنگین

نشونی مو نداری تو
کجایی؟ گم شدم بازم
دیگه تو عصر تنهاییم
به چشمامم نمی نازم !


دیگه بغضامو میفهمم
نفس هامونه درگیره
یکی عین خیالش نیس
یکی تو غصه می میره


یکی میسوزه تو سرما
یکی یخ میزنه با درد ...
یکی دستا تو میگیره
با چشماشم میگه برگرد ...


یکی تو فکر آغوشه
یکی تو فکر هم راهی
یکی غرق سکوت و مرگ
یکی تو فکر تنهایی..


چه دنیای بدی داریم
همه اینجا پر از تنهان !
یه مشت دل های افسرده
با کوله بارشون این جان ...



مگه میشه ادامه داد؟
من و تو مثل هم بودیم
کنار هم پر از شادی
بدون هم چه نابودیم ..

منو هم سن و سالامو
کسی انگار نمی بینه
به پای درد دل هامون
دیگه هیچکی نمیشینه

چه نسل سرد و آشوبی
با قلب های ترک برده
یکی اینجا طلب کاره
یکی تا خر خره مرده


داریم میریم به بیراهه
رسیدیم باز به یه بن بست
اگه تنها ترینم شیم
میگیم بازم خدا مون هست....


شاعر و ترانه سرا:زهرا(باران)

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

یا چشم بپوش از من
و وَز خویش بِرانَم
یا تنگ‌در آغوش بگیرَم
که بمیرم...

#فاضل_نظری

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

آدم ‌بزرگ‌ها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچ وقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمی‌کنن، هیچ وقت نمی‌پرسن آهنگ صداش چطوره؟ چه بازی‌هایی رو دوست داره؟ پروانه جمع می‌کنه یا نه؟
می‌پرسن چندسالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چقدره؟ پدرش چقدر حقوق می‌گیره؟
و تازه بعد از این سوالاس که خیال می‌کنن طرف رو شناختن!
اگه به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلوی پنجره‌هاش غرق گل شمعدونی و بومش پر از کبوتر بود، محاله بتونن مجسمش کنن. باید حتما بهشون گفت یک خونه چندمیلیون‌تومنی دیدم تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ!
نباید ازشون دلخور شد. بچه ها باید نسبت به آدم بزرگ ها گذشت داشته باشند.


📚 شازده کوچولو
👤آنتوان دوسنت اگزوپری


💯

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

بیا و مثل قدیم ها خوب باش
دلم لک زده واسه خندیدنت
عجب جایی به داد من رسیدی
میون مرزه لمس و بوسیدنت

بیا و خاطره هامونو ها کن
نزار قلبامونو ماتم بگیره
نزار تو اوج احساس جوونی
همین عشق میون ما بمیره

بیا لطفا! دلم آشوبه بی تو
چه طغیانی تو چشمامه هنوزم
نمیخوام بی تو تنهایی بمیرم
نمیخوام توی این غربت بسوزم

چشای سبز این دختر که ماته
نمیخواد بی تو دریا رو ببینه
نمیخواد توی ساحل روی شن ها
به راه موج خوشبختی بشینه

تو مثله خون می مونی توی رگ هام
چه ساده حل شدی تو قلب و جونم
تو چشمای قشنگه قهوه رنگ ت
یه برقی هس که من روی جنون م

نفس هامو بگیر اما تو باش و
میون هرم آغوشم بغل شو
نیازه لمس دستامو ببین و
میون حس متروکم تو حل شو


غروب لحظه هام با تو طلوعه
تو جون میدی به احساس و وجودم
ببخش شاید نتونستم عوض شم
ببخش انگاری من لایق نبودم

ببخش که هق هق اشکای سردم
نتونست راه قلب ت رو ببنده
نتونست به همین آشفته حالیم
به احساسی که گم کردی بخنده

نتونست وقت دلتنگی توی رویام
با احساس نبود تو بسازه
تو رفتی رفتنت آغاز غم بود
نتونست قلب من بی تو نبازه....


ترانه سرا:باران (زهرا)

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

مردانگی یعنی
اگر زنی خواست
سرش را بر شانه‌اش بگذارد
ببینی طاقت سنگینی اش را داری یا نه!
می دانی…
اعتماد زنانه سنگین است
خیلی سنگین...

🌧💧

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

هیچ وقت یکی را با همه ی ﻭﺟﻮﺩﺕ
ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !
ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩتو ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ
واسه ﺭﻭﺯاﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭا ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ ...

#هاروکی_موراکامی

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

زن ها دو دسته اند . . .

دسته اول آنهایی هستند که توی پوسته زنانگیشان مانده اند . . .
عشوه و ناز و ادا بلدند . . .
دغدغه ذهنی آنها این است که مهمانی شهناز کدام لباس را بپوشند . . .
دورهمی مریم موهایشان را هایلایت کنند یا نه . . .
تولد پریسا حواسشان باشد که رنگ کفش و پیراهن و لاک ست باشد . . .
آخر وقت هم یک مردی هست که برای این همه خستگی روزانه شان در آغوشش بگیرند ،
او را ببوسد ، باز هم به او این اطمینان را دهد که من هستم ، به من تکیه کن . . .

دسته دوم زن هایی هستند که خیلی وقت است یادشان رفته زن هستند . . .
یادشان رفته توی راه رفتنشان ، حرف زدنشان ، تمام حرکات و رفتارشان ، یکم ناز و کرشمه زنانه قاطی کنند . . .
صبح ها ساعت کوکی بیدارشان میکند . . .
کسی آنها را جایی نمیرساند . . .
یا ایستاده اند منتظر تاکسی یا ماشین را روشن میکنند و راه می افتند . . .
حواسشان هست که مردها فقط یا همکارند یا یک دوست مثل تمام زن های دیگر ؛
یاد گرفتند که به کسی تکیه نکنند . . .
آخر شب هم خود را در آغوش خودشان میگیرند . . .
به خودش عادت داده اند که منتظر شب بخیر گفتن کسی نباشند . . .
یاد گرفته اند که تنها و یک تنه با همه مشکلاتشان بجنگند . . .
این ها از روز اول اینگونه قوی نبودند . . .
این ها یک روزی در قبل ترها . . .
حتما مردی حمایتشان نکرد ...مردی عاشقشان نکرد ..
دلشان را پیش مردی که شاید بی معرفت بود . . .
مردی که شاید نتوانست بماند . . .
مردی که نصفه و نیمه او را رها کرد . . .
جا گذاشته اند . . .
گذر زمان و جبر روزگار این همه قدرت را به آنها داد . . .

📚 زن ها
👤 فریبا وفی

💯

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

آدم بايد متعلق باشه
به جايی، به محيطی، به گوشه ای، به رویایی و مهمتر از همه
به آدمی...
به آدمی...
به آدمی...
در غير اين صورت معلقه، معلللـق!

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

آخرین نسخه برنامه "تلگرام طلایی " نصب کنید و بدون فیلترشکن وارد تلگرام بشید/تایید شده👍

Читать полностью…

کافه عاشقانه(باران)

من
شعرهای زیبای زیادی بلدم!
اما به تو که می رسم
هیچ کدامشان یادم نیست
جز
دوستت دارم!

Читать полностью…
Subscribe to a channel