139782
کانالهای ما 👇 سرگرمی کودک @Ghesse_lalaii آشپزی کودک @BabyMenu کانالهای درسی @cllass1_ir @cllass2_ir @cllass3_ir @cllass4_ir @cllass5_ir @cllass6_ir @cllass7_ir @cllass8_ir @cllass9_ir 🥀🥀🥀 تعرفه👇 t.me/+QJkV-tv2jQ-Vmmj1 ادمین تبلیغ👇 @momes_ad
اون کیه که آنقدر آش دوست داره؟😅😋
@BehtarinMadareDonya
💕💕
میشه جلوی مریض شدن رو گرفت؟
نگهداری درست از کودک و توجه درست به عوامل محیطی، بیرونی و وسواس نداشتن از مهمترین رفتارهاییه که کمک میکنه نوزاد دیربهدیر مریض شه. این واقعیت رو باید پذیرفت که از برخی جهات، بیمار شدن بخشی از زندگی هر کودک یا هر انسان هست.
همه ما با یک سیستم ایمنی بیتجربه وارد این دنیا میشیم و به تدریج به دنبال مبارزه با یک سری از میکروبها، ویروسها و سایر ارگانیسمها، ایمنیمون رو تقویت میکنیم.
۳ راهه مهم برای تقویت سیستم ایمنی:
خوردن سبزیجات
خواب کافی
شستن مرتب دستها
چه غذاهایی به تقویت سیستم ایمنی کمک میکنه؟
ماست پرچرب
آووکادو
برنج قهوهای
بلوبری
کوچولوی شما هم زود به زود مریض میشه؟
چه راهحلهایی دارین؟
🕊
@BehtarinMadareDonya
💕💕
اون آخری خیلی گناه داره
نه؟
@BehtarinMadareDonya
💕💕
این تحقیق یعنی چی؟
🔺یعنی بچه شما با اسباببازی کمتر، بیشتر یاد میگیره.
لازم نیست دور و بر کودک پر از وسایل رنگارنگ باشه.
🔺کافیست چند اسباببازی با کیفیت و متناسب
با سنش انتخاب کنید و بقیه رو گاهی در گردش قرار بدید
(مثلاً هر هفته بعضیها رو جمع و بعضیها رو جایگزین کنید).
🔺این کار باعث میشه کودک هم از بازیها خسته نشه
و هم عمیقتر یاد بگیره.
بفرست برای اونی که لازم داره❤️
@BehtarinMadareDonya
مختصر و مفید 👌🏻✅
@BehtarinMadareDonya
💕💕
یکی از خوشمزه های روزگار😍😍
کیا دوسش دارن؟؟
بگید تو شهرتون چطور درستش میکنید.. 😋😋
🕊
@BehtarinMadareDonya
💕💕
فریادهایی که هرگز نشنیدی...
@BehtarinMadareDonya
💕💕
ماشین لباسشویی روشن میکنیم،
برف مصنوعی تحویل میگیریم!
کار کیه؟ همون قهرمان دستمالکاغذی
@BehtarinMadareDonya
💕💕
ساعت آخر کلاس بود. رفته بودم دخترم را از مهد کودک به خانه برگردانم.
نزدیک کلاس شنیدم که مربی مهد به دخترم میگوید:
《آفرین! تو بهترین نقاشی رو کشیدی، عالیه!》 چند روز بعد هم همین اتفاق افتاد. شنیدم مربی مهد به دختر دیگرم میگوید:
《فوقالعاده است! تو واقعا هنرمندی!》
هر دو بار در موقعیت سختی قرار گرفته بودم. چطور میتوانستم به مربی بگویم که ترجیح میدهم از دخترانم تعریفهای آنچنانی نکند؟!
این روزها همه به دنبال تعریفهای کذایی هستیم، مخصوصا تعریف از فرزندانمان. اعتقاد عام بر این است که تعریف و تمجید، اعتماد به نفس و عملکرد تحصیلی همه با یکدیگر همبستگی دارند و به اتفاق بالا و پایین میشوند.
اما پژوهشهای اخیر حرف دیگری دارند. دههی اخیر شاهد تحقیقاتی بود که نشان میدادند تعریف کردن از بچهها به خاطر
"باهوش بودن" الزاما به پیشرفت تحصیلی آنها کمک نمیکند و حتی برعکس، احتمال دارد چنین تعریفهایی اسباب اخلال در عملکرد و تضعیف ظرفیتهای کودک باشد.
غااب اوقات واکنش کودکان به تعریف و تمجید کنارهگیری است:
چرا باید نقاشی دیگری کشید اگر صاحب
"بهترین نقاشی" هستید؟ چنین بازخوردی گاهی کودک را به تکرار رفتار قبلی وامیدارد. چرا باید نقاشی تازهای کشید وقتی تشویقها همه نصیب نقاشیهای قبلی میشوند؟
این روزها هر کجا کودکی باشد، سیل تشویقهایی از قبیل "چه پسر خوبی"، "آفرین دختر خوب" یا "تو بهترینی" را میبینید.
مدرسه و فروشگاه و رستوران هم تفاوتی نمیکند. اظهار محبت اینچنینی چند لحظهای عزت نفس ما را بهبود میبخشد، اینطور که به اطرافیان نشان میدهد ما چه پدر یا مادر موفقی هستیم و چه فرزندان موفق و بینظیری داریم.
اما این ماجرا نفعی برای فرزندانمان ندارد و کمکی به انسجام هویتاش نمیکند.
هر چه بیشتر دستوپا میزنیم که با والدینمان متفاوت باشیم، اتفاقا بیشتر رفتار آنها را تکرار میکنیم:
همانطور که نسل قبل بیمنطق و بیدلیل خردهگیری میکرد، ما هم بیحساب تعریف و تمجید میکنیم و آفرین میگوییم.
زندگی آزموده_ استفن گراس
ترجمه: مهیار علینقی
@BehtarinMadareDonya
💕💕
زنان اگر مجبور شوند،
روی دیوارهای زندان
آسمان آبی را نقاشی خواهند کرد.
اگر پارچه های زخم بندی سوزانده شود،
پارچه های بیشتری خواهند بافت.
اگر خرمنها نابود شوند،
بذرهای بیشتری خواهند پاشید.
آنجا که دری نیست،
زنان در خواهند ساخت
و آن را باز خواهند کرد
و از آن عبور خواهند کرد
و به راههای جدید و زندگی های جدید
گام خواهند نهاد.
زنانی که با گرگهامیدوند
کلاریسا پینکولا استس
@BehtarinMadareDonya
💕💕
این روزها فقط به من ثابت شد که خوب کردم با خیلیها قطع ارتباط کردم! خوب کردم عطای خیلی همکاریها و منافع را به لقایشان بخشیدم و خوب کردم کنار گذاشتم و خوب کردم از خیلی رفاقتها و صمیمیتها دست برداشتم.
زمان شبیه به پیامبری مقدس دنبال آدمی راه میافتد تا به وقتش انگشت بگیرد سمت حادثهها و آدمها و به ما اثبات کند که رفتارمان درست بوده یا از همان اولش اشتباه میکردیم.
زمان دست بردار نیست، میچرخد و تمام نقابها را کنار میزند، تمام دستها را رو میکند، به تمامی بخشهای تاریک، نور میتاباند و تکلیف همه چیز و همه کس را روشن میکند .
#نرگس_صرافیان_طوفان
@BehtarinMadareDonya
💕💕
❌خشونت فقط کتک زدن نیست؛
❌داد زدنهای تکراریه؛
❌تحقیر کردنه؛
❌مقایسه کردنه؛
❌چشم غره رفتنه؛
❌نادیده گرفتن احساسشه.
همون جملههایی که شاید خودمونم هزار بار شنیدیم:
❌«خفه شو»
❌«گریه نکن»
❌«چقدر لوسی»
❌«ببین بچهی مردم چطوره!»
بچهای که با خشونت بزرگ میشه، شاید همون لحظه ساکت بشه…
اما درونش چه اتفاقی میافته؟
🔸 عزتنفسش ترک برمیداره.
🔸 یاد میگیره احساسشو قایم کنه.
🔸 یا منفعل میشه… یا پر از خشم فروخورده.
🔸 در آینده یا خودش رو کوچک میبینه، یا رابطههاش پر از تنش میشه.
ما فکر میکنیم داریم رفتار رو اصلاح میکنیم،
اما در واقع فقط داریم شخصیت رو زخمی میکنیم.
و چیزی که منو بیشتر نگران میکنه اینه:
خشونت اگر آگاهانه متوقف نشه…
نسل به نسل منتقل میشه😔
@BehtarinMadareDonya
«جلوهای از مهربانی خدا در زمین...»
خداوند عشق خودش رو در دستان پدر و قلب مادر به ما نشون داد.
همونطور که خودش فرموده: «من نزدیکم و صدای دعای شما رو میشنوم»، این فرشتهها رو هم واسطه کرد تا هیچوقت احساس تنهایی نکنیم.
قدر این نعمتهای تکرار نشدنی رو بدونیم. ❤️
«گاهی عشق در کیسه نایلونی است که پدر به خانه میآورد و گاهی در عطر غذایی که مادر با عشق تزیین میکند.»
#پدر #مادر #خانواده #عشق
@BehtarinMadareDonya
💕💕
ناگهان یک نفر از سر سفره کم شود.
چراغ یکی از اتاق ها برای همیشه خاموش بماند. یکی از نانخامهایها اضافه بیاید.
صدای آواز یک نفر دیگر توی خانه نپیچد. کفشهایش. عطرش. پالتویی که حتی یک بار هم نپوشید. کتابهای نخواندهاش. فیلم های ندیدهاش.
موبایلش؛ وقتی هفتهی دیگر از مطب دکتر زنگ میزنند خبر بدهند وقت چکاپاش رسیده. با این همه ناتمامی_ناتمامیِ ناگهانی، چه میشود کرد؟
@BehtarinMadareDonya
💕💕
پدرهای دختردار بخونن
حتما براشون بفرستید ❤️
تو یه مطالعه جالب و آموزنده یک گروه از پژوهشگرهای کانادایی دنبال این بودن ببینن "یه پدر چطور میتونه دخترش رو به سمت افسردگی هل بده
و یا از انواع مشکلات روانی دورش کنه؟!"...
واسه رسیدن به جواب، تیم پژوهش یه گروه نسبتا بزرگ از دخترهای نوجوونی که تشخیص افسردگی دریافت کرده بودن رو انتخاب کردن و نشستن حسابی با این نوجوونها در مورد زندگی، خانواده، رابطه با پدر و مادر و مشکلاتی که تجربه کردن صحبت کردن…
تو مرحله دوم برای اینکه یافتهها قابل مقایسه باشه، رفتن یه گروه خیلی مشابه از دخترهای نوجوون غیرافسردهای که هیچ نشونهای از مشکلات سلامت روان نداشتن رو هم پیدا کردن و نشستن با اونها هم حسابی مصاحبه کردن و شروع کردن به مقایسه خروجی دادههای این دو گروه...
نتایج واقعا جالب بود:
+ اونقدری که کیفیت رابطه با پدر، یعنی تنش و تعارض و اختلافات، مشکلات رفتاری و سردی و طرد تجربه شده از طرف پدر یا عاطفه و گرمی و صمیمیت از طرف اون روی روح و روان دخترهای نوجوون اثر داره کیفیت رابطه با مادر اثرگذار نیست!
تو این مطالعه مشخص شد:
دخترهای نوجوون افسرده بیشتر از اینکه از دست رفتارهای مادر رنجیده بشن و به اون خشم داشته باشن!، به رفتارهای پدر حساس بودن و حضور پدر، کیفیت توجه و تعاملش و نشون دادن علاقهش به دخترش به شدت روی روح و روان دخترش اثرگذاره و پدر وظیفه سنگینی به عهده داره.
حالا یه پدر چجوری میتونه وظیفه خودش رو به خوبی در قبال دختر نوجوونش انجام بده!؟،
بیایید نگاهی به پژوهشهای روز دنیا بندازیم.
۱. تا وقتی نوجوونه، اجازه بدید نوجوونی کنه!
ازش نخوایید زود بزرگ بشه وقتی هنوز حس میکنه بزرگ نشده."این چیه پوشیدی!، این چیه انتخاب کردی!،تو دیگه بزرگ شدی! و انتظار میانجی بین شما و همسرتون شدنها"، باعث بزرگ شدنش نمیشه، عزت نفسش رو ضعیف میکنه.
دنیای نوجوونی یعنی زرق و برق، شیطنت شادی...
۲. رابطه صمیمیتر، رفتارهای پرخطر کمتر!
ظرف روانی نوجوون الان دیگه بزرگتر شده و به نیازها حساستره.
به نسبتی که پاسخگوی این ظرف عاطفه باشیم، اون سوت و کف زدنهای مردمِ بیرون از خونه ،کمتر نظرش رو جلب میکنه
و به نسبتی که این ظرف خالی باشه، نظرش به آدمهای بیرون از خونه بیشتر جلب خواهد شد.
۳. گرفتن احساس امنیت از طرف پدر یعنی پذیرش هرچه بهتر خویشتن!
تو یه بررسی دیدن هرچی رابطه با پدر بدتر باشه و پدر سردی، کنترلگری و قضاوتگری بیشتری رو از خودش نشون بده، نوجوون کمتر خودش رو دوست داره و هرچی یه پدر احساس امنیت بیشتری بده، دختر بیشتر خودش رو میپذیره.
خلاصه که یکی از رفقا حرف قشنگی میزد:
میگفت هر دختری تو زندگی نیاز به یه بابا لنگ دراز داره، مردی که همزمان بتونه جایگاه پدر، دوست، برادر و مظهر عشق رو در قلب دختر تسخیر کنه و نشون بده که تو "تو دنیا تنها نیستی دخترم!".
همین
دختر دارا دستا بالا ❤️
@BehtarinMadareDonya
💕💕
همه ی اون مشاغلی که به عنوان شغلهای پراسترس بلدید تصور کنید، تحقیقات میگن مادری از همه اون مشاغل، پراسترستره.
حالا تو بعضی تحقیقات میگن به اندازه داشتن دو الی سه شغل استرسزاست، اینو به عنوان اختلاف در جامعه آماری و روش تحقیق و بقیه مشکلات کارهای آماری ببینید، اما اصل قضیه پابرجاست.
اینو گوشه ذهنتون داشته باشید و هیچ وقت به خودتون اجازه ندین مادر دیگهای رو قضاوت کنید یا حتی نظری درمورد زندگیش و فرزندپروریش بدید، مگه اینکه با اصرار زیاد خودش ازتون بخواد.
تازه اون موقع هم بگید برو از متخصص بپرس، من جای تو نیستم و نمیدونم تو زندگی تو چه خبره.
اینکه میگیم مادر، به خاطر اینه که به شکل سنتی تربیت و مسئولیت بچهها با مادره وگرنه در مقالات میگن مادر یا مراقب و ربطی به بحثهای فمینیستی و جنسیتی نداره.
هیچکس نمیدونه دیگران، مادران دیگه، بچههای دیگه، خانوادههای دیگه، حتی اونایی که خیلی بهش نزدیکن، دقیقا دارن چی از سر میگذرونن.
اگه کمکی از دستمون برمیاد، فقط پیشنهاد بدیم که آیا میتونم کمکی بکنم؟ اگه نه، بذاریم حداقل بار نگاه، قضاوت و نظرات ما روی دوش اونایی که خودشون درگیر چالشهاشون هستن نباشه
@BehtarinMadareDonya
💕💕
از مردی پرسیدند: غمگینترین
شب زندگی ات کی بود؟
مکث کرد، گفت: روز تولد بچه م. حقوقم را نداده بودند، جیبم خالی بود. تمام روز توی شهر راه رفتم؛ ویترینها پر بود از اسباببازی، بادکنک... و من فقط تماشا میکردم.
نزدیک خانه که شدم، شمعها را روشن کرده بودند. خانه بوی سادهترین کیک دنیا را میداد و من... بوی هیچ نداشتم.
در را که باز کردم، دوید بغلم. با ذوق گفت: بابا، کادوم چی؟
نگاه کرد به دستهایم؛ خالی بود. هیچی نگفت، فقط آرام رفت نشست کنار شمعها. شمع را فوت کرد، آرزو کرد.
من نفهمیدم چه آرزویی... اما ته دلم میدانستم آرزویش چیز گرانی نبود؛ فقط بابایی بود که دستِ خالی نباشد.
و از آن شب به بعد، هر وقت کسی از من میپرسد غمگینترین شب زندگیات کی بود، میگویم: شبی که باید قهرمان میبودم، اما فقط یک مردِ دستخالی بودم
@BehtarinMadareDonya
💕💕
کیا بچه شون مو فرفری یه؟.؟؟؟ 😍 😍 😍 😍
خیلی خوشگله 😘
فقط موندم چطوری حمومش میکنن🤪🤪🤪
🕊
@BehtarinMadareDonya
💕💕
ممنون از پدرهایی که زیر بارِ گرونی،
خودشون میشکنن
ولی بچههاشون نه .
@BehtarinMadareDonya
💕💕
ماجرا مربوط به سال ۱۹۴۷ و دوران جنگ داخلی چین، در جریان «کمپین منگلیانگگو» (Menglianggu Campaign) در استان شاندونگ است. در آن زمان نیروهای ارتش برای عبور از رودخانه با کمبود پل و تجهیزات مهندسی روبهرو بودند.
گروهی از زنان روستایی با ایستادن در آب و نگه داشتن تختهها به شکل «پل انسانی» به عبور نیروها کمک کردند
@BehtarinMadareDonya
بازی، زبان رشد کودک است🌱
چه پرهیجان، چه آرام…
هر کدوم بخشی از رشد هیجانی و اجتماعی رو میسازن❤️
@BehtarinMadareDonya
💕💕
۳۶ روش برای سرمایه گذاری روی خودت:
1. غذای سالم بخور
2. آشپزی یاد بگیر
3. نظر دیگران برات مهم نباشه
4. ساعات خوابت رو تنظیم کن
5. نق زدن را تمام کن
6. زمانت رو بهتر مدیریت کن
7. بیشتر سفر کن
8. برای خودت برنامه روتین داشته باش
9. پولتو سرمایه گذاری کن
10. هر روز خودتو به چالش بکش
11. حواست به خرج کردنت باشه
12. موفقیت رو تصویرسازی کن
13. دیگران را ببخش
14. دنبال تایید دیگران نباش
15. یادداشت بنویس
16. پادکست گوش کن
17. دوستاتو عاقلانه انتخاب کن
18. برنامه های آموزشی نگاه کن
19. مطالب را آنلاین یاد بگیر
20. پس انداز داشته باش
21. کتاب بخون
22. با خانوادت خوب باش
23. از شر دوستای سمی خلاص شو
24. کسب و کارتو شروع کن
25. یه مربی برای خودت پیدا کن
26. یه زبان یاد بگیر
27. هدف گذاری کن
28. برنامه روزانه و هفتگی داشته باش
29. تمرین مدیتیشن کن
30. سپاسگزاری رو تمرین کن
31. برنامه زندگی تو تعیین کن
32. ورزش کن
33. مهارت های بیشتری یاد بگیر
34. نوشابه و الکل نخور
35. یک سرگرمی جدید پیدا کن
36. این مطلب رو ذخیره کن
@BehtarinMadareDonya
💕💕
مادران زیادی هستند که به همسرشون برای نگهداری از کودک اعتماد ندارند مخصوصا وقتی فرزندشون در مرحله نوزادی قرار داره. یا برای مدت طولانی فرزندشون رو با همسرشون تنها نمیگذارند و اگر هم این اتفاق بیافته مدام با اونها تماس میگیرند تا خیالشون راحت باشه.
.
اما این بی اعتمادی از کجا میاد؟ چرا اکثر مادرها فکر میکنند تنها مرجع امن برای فرزندشون هستند و به پدر فرزندشون اعتماد ندارند؟
.
داستان از اونجایی شروع شد که به دختر بچه ها عروسک دادند و اونها رو تشویق به نقش مادری کردند. داستان از اون جایی شروع شد که به پسر ها اجازه ندادند بچه کوچیک بغل کنن اما به دختر بچه ها اجازه دادند. داستان از اونجایی شروع شد که گفتند بچه داره گریه میکنه، بدید به مامانش در صورتیکه پدرش همونجا می و حاضر بود. داستان از اونجا شروع شد که به پدر گفتند بده به مادرش غذا بده تو بلد نیستی...
و همه اینها و کلی اتفاق های دیگه باعث شد که اکثر ما مادرها نگران سپردن فرزندمون به پدرش باشیم و پدرها هم اعتماد به نفسشون رو برای بچه داری از دست بدن.
و میدونید نتیجه این اتفاق چی شد؟ فرسودگی بیشتر ما مادرها و فاصله گرفتن بیشتر پدرها از همسر و فرزندشون.
و متاسفانه این یک اشتباه بنیادی و اجتماعیه که توی همه جای دنیا کم و بیش دیده میشه.
یادمون باشه تا جایی که میتونیم زمان های پدر و فرزندی بدون حضور خودمون به وجود بیاریم و حتما انجام بعضی از کارهای مربوط به فرزندمون رو به پدرها بسپاریم تا هم خودمون فرصتی برای استراحت و رسیدگی به نیازهامون داشته باشیم و هم به شکل گرفتن بهتر رابطه پدر و فرزندی کمک کنیم.
شما هم جزو اون دسته از مادرهای نگران هستید یا با خیال راحت فرزندتون رو به پدرش می سپرید؟
.
❤️ @BehtarinMadareDonya
#والدین_اگاه_فرزندان_موفق
@BehtarinMadareDonya
💕💕
براتون اون لبخندی رو آرزو میکنم که بعدش میگین
"آخیش بالاخره شد"
میدونی رسیدن کلا قشنگه
رسیدن به آدمی که دوست داری
رسیدن به شغل مورد علاقت
رسیدن به رویاهات
براتون رسیدن رو آرزو میکنم😊😊
@BehtarinMadareDonya
💕💕
اما، ما قدر سالهای کودکیِ بچه ها را ( وقتی که در آن هستیم) نمی دانیم، تا زمانی که خیلی دیر می شود و آن را از دست می دهیم.
اغلب آرزو میکنیم زود بگذرد.
وقتی که هیچ، زمانی برای خودمان نداریم، هر روز صبح به سختی از کنار اسباب بازی ها و مداد رنگی ها و... هر چیزی که کف خانه پخش شده راه مان را پیدا میکنیم و روزی چند بار پوست میوه و تکه های شیرینی را از کف آشپزخانه تمیز می کنیم.
ما تلاش می کنیم که خشم را، از خودمان دور کنیم
کشمکش های روزانه، کوهی از لباسها که همیشه روی سرمان ریخته، کارهای تکراری و خستگی بی پایان... آرزو می کنیم که همه چیز زودتر بگذرد و دور شود.
اما، یک روز همه چیز، تمام خواهد شد.
و ما از دست خواهیم داد.
همه اش را...
دلمان برای نیاز و درخواستهای مداوم آنها تنگ می شود
دندان های کج.
چهره ی کودکانه و پاک...
و زمانی که با هم گذراندیم
و شنیدن "مامان نگاه کن" در هر دو دقیقه یکبار.
ما حتی دلمان برای چیزی که (بعنوان یک فرد در خانواده) هستیم تنگ می شود.
چون بزودی آدم های جدیدی با ما، در خانه، زندگی خواهند کرد.( و بچه ها تغییر می کنند.)
چهره و صدایشان به شکلی دیگر، تبدیل می شود.
حتی خودِ ما هم، آدم های جدیدی خواهیم بود.
بیایید سعی کنیم همه چیز را در نظر بگیریم.
بد و سخت و خوب
هیچ کدام را دست کم نگیرید.
تضمین می کنم
یک روز، بزودی
ما این لحظه ها را از دست خواهیم داد
چون" اونا خیلی زود بزرگ میشن." ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
@BehtarinMadareDonya
دیگه لازم نیست برای عکس آتلیه ای بری آتلیه!😍
ما از عکسای معمولیتون، یه عکس آتلیه ای رویایی میسازیم 📸
فقط کافیه عکستو برامون بفرستی و معجزرو ببینی🤩
https://t.me/joinchat/AAAAAEPQwqTd288_8u6RAw
🩵💙🩵💙🩵💙🩵💙🩵💙🩵💙
💕💕
یادتونه خواهر برادرمون به زور بیدارمون میکردن باهاشون بریم دستشویی که نترسن .
#نوستالژی
کیا دستشویی هاشون تو حیاط بود؟
یادتونه چه ترسناک بود؟
@BehtarinMadareDonya
💕💕
این روزها میبینم که در خیلی از خانواده ها این کودکِ خونه است که تصمیم میگیره اعضای خانواده کجا برن و کی برن ، اگه هر چیزی رو دوست داشته باشن ، پدر و مادر هم اونو دوست دارن ، اگه دوست نداشته باشن از کلِ برنامه زندگیِ خانواده حذف میشه
کافیه اراده کنن چیزی رو داشته باشن ، پدر و مادر دیگه به این فکر نمیکنن که این وسیله برای کدومشون مناسب هست یا نه ، چون اون خواسته و باید داشته باشه …
اما وقتی خوب فکر میکنیم با یک حسابِ سرانگشتی به این نتیجه میرسیم که «نه» نگفتن به کودکان نه فقط به نفع اونها نیست ، بلکه فراهم کردن هر چیزی که میخوان باعث میشه توی بزرگسالی تحمل «نه» شنیدن رو نداشته باشن و همین مسئله باعثِ بوجود اومدن صدماتِ روحی جبران ناپذیری به کودک میشه.
نکته ای که پدر و مادر باید بهش توجه کنند بوجود آوردن رابطه ی صمیمی اما در عین حال مقتدر با فرزندان هست . اگر والدین بتونن جذابیت و اقتدار خودشون رو حفظ کنن و رابطه ای صمیمی با فرزندان داشته باشن میتونن نقش زیادی توی بالا رفتن اعتماد به نفسِ کودکان در رویارویی با شرایط و موقعیت های مختلفِ پیرامونش داشته باشن.
❌توی قوانین خونه شما
بچه ها چند درصد تصمیم گیرنده هستند؟
✍مهرنوش ذبیحی 🌸
❤️🕊
@BehtarinMadareDonya
💕💕
وضعیت این روزا
خدایا می بینی مارو؟
@BehtarinMadareDonya