من به خوشبختی باور دارم، اما معتقدم دوام نمیآورَد.
آنتونیونی
ژوزه
کارلوس دروموند د آندراده
ترجمه: محمدرضا فرزاد
◼️ صدا: احمدرضا احمدی
اعتماد داشتن به آدما خودش تا اندازهای مثل مُردنه ...
کتاب سفر به انتهای شب
لویی فردینان سلین
ترجمه فرهاد غبرایی
هرجا بروید آدمهایی هستند که بهشان بد نمیگذرد، اگر فردا ببینید همهی کرهی زمین شده خاک و خاکستر، کهکشان پروتون، باز توی یک سوراخِ کوهی یک مشت حشری پیدا میکنید گرمِ کنش و مکش و کِیف و بخور و برین، فسقِ کامل... توفان و عیشِ هرکی هرکی!
کتاب قصر به قصر
لویی فردینان سلین
ترجمه مهدی سحابی
مرا در دست اندیشه بمسپار
که اندیشهست خون آشام دیگر
مولانا
از جایی اشکال پیدا میشه که ما توقع فهمیدن همدیگه رو پیدا میکنیم
عباس کیارستمی
مرگ حق است، اما مُردن به دست شما حقیقتا مشکل است، فقط شوق رفتن از میان شماست که مرگ را آسان میکند
سلطان صاحبقران
علی حاتمی
#پادکست
#ایمان_فانی
🔸 درباره «ترس و لرز» اثر کیرکگور
🎙 ایمان فانی
⏳ ده دقیقه و ۵۷ ثانیه
🔻🔻🔻
شایدم آفتاب مستقیم توی چشمات بوده و مثه مورسوی بیگانه کلافه بودی از نور زیاد. آدمکُشِ خونسردی به نظر میای
Читать полностью…
پیر شدن یعنی پیدا نکردن نقش پر حرارت برای بازی کردن. گیر افتادن توی تعطیلی بی مزهای که منتظر هیچی نیستی جز مرگ.
کتاب سفر به انتهای شب
لویی فردینان سلین
ترجمه فرهاد غبرایی
آنانی که احساس میکنند در زندگی، بارشان را به مقصد رساندهاند از آنانی که احساس میکنند هدف زندگیشان را گم کردهاند، به مراتب آسانتر جان میدهند.
کتاب تنهاییِ دمِ مرگ
نوربرت الیاس
ترجمهی امید مهرگان و صالح نجفی
بال سیاه مرگ
دل آسمان را میدرد
و درد درماندگی
به مغز استخوانمان رسیده است
پس چرا
تن به یأس نمیدهیم؟
آنّا آخماتاوا
ترجمه حمیدرضا آتشبرآب
رفاه آدم را به چرت و پرت گویی میاندازد...
کتاب قصر به قصر
لویی فردینان سلین
ترجمه مهدی سحابی
قدرت یک سال تنها زیستن در اتاقی در پاریس، بیش از یکصد سالن ادبی و چهل سال زیستنِ «زندگی پاریسی» به انسان درس میآموزد. این تجربهای دشوار، وحشتناک، و گاه عذابآور است، و همیشه انسان را در مرز جنون نگاه میدارد. اما در چنین محلهای صفات انسان یا باید آبدیده و سخت شود-و یا مضمحل. و اگر مضمحل شود، از آنرو بوده که قدرت کافی برای ادامه حیات نداشته.
یادداشتهای آلبر کامو
ترجمه خشایار دیهیمی
خویش را بعد از این چنان دزدم
که نیابند مر مرا عسسان
مولانا
آنان که شمردند مرا عاقل و هشیار
کو تا بنویسند گواهی به جنونم
سعدی
با چنین درد که وحشی به دعا میطلبد
بایدش کشت اگر نام مداوا ببرد
وحشی
آدم همیشه از رازگویی و رازشنوی پشیمان میشود...
کتاب قصر به قصر
لویی فردینان سلین
ترجمه مهدی سحابی