آوارهها باید دنیا را آگاه کنند که چه بر سر سرزمین آنها آمده است. آوارهها باید به همه دنیا و به تمام زبانها بگویند که یک مشت جلاد دستار بسته، بر سر ملت بزرگ و زندهای چه چادر سیاهی از مرگ گستردهاند. قفلها را باید از لبها برداشت، باید فریاد کشید. آوارگان باید فریاد بکشند. فصل فریاد آوارهها فرا رسیده است. آوارهها اگر فریاد نکشید و دنیا را نلرزانید، نیمنگاهی هم به شما نخواهد شد و مرگ تدریجی، مرگ مزمن، چون قانقاریا آرامآرام شما را خواهد خورد. خودکشی بهتر از مرگ تدریجی است.
دگردیسی و رهائی آوارهها
غلامحسین ساعدی
آنقدر ما بدیم که این روز بد کم است
بهر جزای ما برس، ای روز بدتری!!
میرزاده عشقی
من نمیگویم زیان کن یا به فکر سود باش
ای ز فرصت بیخبر! در هرچه باشی زود باش
بیدل
این آزادیِ انتخابِ این که چه کسی باشید و چه کاری بکنید ظاهر جذابی دارد. اما همین که تصمیمتان را میگیرید، متوجه میشوید مسئولیت و عواقب آن را فقط خودتان میتوانید به عهده بگیرید و لاغیر.
سورن کییرکگور
ترجمه صالح نجفی
هر انسانی بدواً قرار است خودی باشد، مقدر است خودش شود، و در این مقام هر خودی بیتردید پرداخت نشده و زاویهدار است، اما این فقط به آن معناست که باید آن را سایید و پرداخت کرد و از این راه به آن شکل داد، نه اینکه باید آن را خُرد و خمیر کرد، نه اینکه خود باید از ترس مردم به کلی از خود بودن دست بشوید.
بیماری منتهی به مرگ
سورن کییرکگور
نشر بیدگل
بترسید از انسان
زیرا انسان پیچ و مهره نیست
زیرا انسان همیشه پیچ و مهره نمیماند
فریدون رهنما
یکی از غمانگیزترین چیزها این است که بشر تنها چیزی را که میتواند به مدت هشت ساعت و هر روز پشت سر هم انجام دهد، کار است. انسان نمیتواند هشت ساعت در روز بخورد و یا هشت ساعت بنوشد و یا هشت ساعت عشقبازی کند. تنها کاری را که هشت ساعت میتواند بکند کار است. همین مسأله است که انسان را و همه را چنین بدبخت و بیچاره میکند.
گفتگو با ویلیام فاکنر
ترجمه احمد پوری
برای به دنیا آمدنِ بچه
دنیا هرگز آماده نیست.
آدمهای روی پل
ویسواوا شیمبورسکا
چون مادری که چند ثانیه پیش از تولد تنها فرزندش
میمیرد
و بچه سالم میماند
اما چه سالمی!
رضا براهنی
معنی زندگی هر پهلوان در شیوهی مُردن اوست.
کتاب زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه
محمدعلی اسلامی ندوشن
بخشش، به باور ما، الزاما به معنای چشمپوشی، امان دادن یا زدودن کار آزارنده از خاطرمان نیست. صرفاً به معنای رهاییِ شخص آزاردیده از نشخوار ناگزیر آزار در ذهن خود است.
کتاب برچیدن کتابخانهام
آلبرتو مانگل
نشر مان کتاب
ترس در مقابل مرگ بهترین نشانهی زندگیِ نادرست، یعنی زندگیِ بد، است.
لودویگ ویتگنشتاین
ترجمه عادل مشایخی
مجازات اعدام به گناه آدمکشی بهمراتب وحشتناکتر از خود آدمکشی است. کشتهشدن به حکم دادگاه به قدری هولناک است که هیچ تناسبی با کشتهشدن به دست تبهکاران ندارد. آن کسی که مثلاً شب، در جنگل یا به هر کیفیتی به دست دزدان کشته میشود تا آخرین لحظه امیدوار است که به طریقی نجات یابد، هیچ حرفی در این نیست. مواردی بوده است که کسی که سرش را گوش تا گوش میبریدهاند هنوز دلش به فکر فرار گرم بوده یا التماس میکرده است که از خونش بگذرند. حال آنکه اینجا همین امیدی که تا آخرین دم دل را گرم میدارد و مرگ را ده بار آسانتر میکند بیچونوچرا از محکوم گرفته میشود. اینجا حکم صادر شده و همین که حکم است و قطعی است و اجباریست هولناکترین عذاب است و بدتر از آن چیزی نیست. سربازی را در میدان جنگ جلو توپ بگذارید و شلیک کنید. او تا آخرین لحظه امیدوار است. ولی حکم «قطعی» اعدامِ همین سرباز را برایش بخوانید، از وحشت ناامیدی دیوانه میشود یا به گریه میافتد. چه کسی گفته است که انسان قادر است چنین عذابی را تحمل کند و دیوانه نشود؟ این تجاوز ناهنجار و بیحاصل برای چه؟ شاید باشد کسی که حکم اعدامش را برایش خوانده باشند و عذابش داده باشند و بعد گفته باشند: «برو، گناهت بخشوده شد!» شاید چنین کسی میتوانست آنچه کشیده است وصف کند. آنچه مسیح گفته در خصوص همین عذاب و همین وحشت سیاه بوده است. نه، انسان را نباید اینطور شکنجه کرد.
داستایفسکی. ابله. ترجمۀ سروش حبیبی
آدمی از آدمیان سخن گفتن میآموزد و از خدایان خاموشی.
پلوتارک
شعرهای نیما یوشیج
با صدای احمد شاملو
سال انتشار: ۱۳۵۲
🔻🔻🔻
ما ساده دل بودیم که فکر میکردیم امر هولناک حد و حدودی دارد.
بلانشو
در دنیا چیزی مشکلتر از عوض کردن و تغییر دادنِ هیچ، چیزی که وجود ندارد، و خلاصه چیزی نامعلوم، خالی، کلی، تقریبی و فکری از قبل القا شده، نیست. عوض کردن اعتقادات عمیق برای هر شخص آسانتر از عوض کردن فکرهای بیاساس است.
کتاب مصاحبه با فدریکو فلینی
نشر فرزان روز
مرگ دو چهره دارد. یکی عدم است؛ دیگری وجود بشدت مادی هراس آوری که همان نعش باشد.
در نظرش نعش بودن چون نکبتی تحمل ناپذیر بود. در این لحظه موجودی هستی انسانی و مورد حمایتی خاضعانه قرارداری (حرمت عریانی و خلوت) و لحظهای دیگر میمیری و بدنت ناگهان در معرض دستاندازیها قرار میگیرد. هرکسی میتواند لباسهایت را از تنت دربیاورد، پارهات کند، و اندرونت را بکاود و -در همان حال دماغش را بگیرد تا بوی گند تو به مشامش نخورد.
کتاب خنده و فراموشی
میلان کوندرا
ترجمه فروغ پوریاوری
تصویر نقاشی «زنی که اتو میکند» اثر پیکاسو
راستش یادم نیست
برای چه اینجا آمدهام
حتما دلیل مهمی داشته است
آدم که بی دلیل
خودش را آواره نمیکند!
عباس صفاری
همبستگی غریبی میان چیزی که مقابل چشممان قرار دارد و افکار درون ذهنمان وجود دارد. گاهی افکار بزرگ به مناظر عظیم نیاز دارند و افکار جدید به مکانهای جدید.
کتاب جویس در تعطیلات
احمد اخوت
آنکه گفته خفتن مترادف امید است شهودی ژرف داشته، نه فقط دربارۀ اهمیتِ خواب، بلکه دربارۀ بیخوابی. اهمیت بیخوابی چنان عظیم است که وسوسه میشوم انسان را حیوانی ناتوان از خفتن تعریف کنم. چرا انسان را حیوان عاقل بدانیم در حالی که دیگر حیوانات نیز به همان اندازه معقولاند؟ اما در جهان خلقت حیوان دیگری نیست که بخواهد بخوابد و نتواند.
بر بلندای نومیدی
اِمیل چُران
ترجمه صالح نجفی
شاید که اعتیاد به بودن
و مصرف مدام مسکّنها
امیال پاک و ساده و انسانی را
به ورطه زوال کشاندهست
فروغ فرخزاد